«من حیفم» که در پست قبل گفتم در نسخه سبکتری، میتونه تبدیل میشه به «تو حیفی». حیفی اگه بکوب کار کنی و حداقل حقوق رو دریافت کنی. حیفی اگه به خاطر کار کردن فرسوده بشی. انگار اگه نمیکردی، قرار بود مثل فرعون زندگی کنی! و البته در همین حیفپنداری دیگران هم دچار تبعیضند. مثلا یک فروشنده که زیر کولر گازی سرپاست حیفتر است از کشاورزی که تمام روز زیر آفتاب است و کمرش خم شده. یا کارگر مردی که دقیقا برای همین مبلغ باید فعالیت فیزیکی سنگین انجام بده.
معلوم نیست چرا از لفظ بردهداری استفاده میکنند. میشه در دنیای امروز هم مثل برده بود، ولی بردهداری معنی دیگهای داره. بردهداری بدون مجبور کردن، معنی نداره. کسی مجبورش کرده در پالادیوم کار کنه؟ البته که نه. اینها شکاف زیاد بین سهم رو با بردهداری اشتباه میگیرند. سهم بردهای که در مزرعه پنبه کار میکرد، از سود پنبهکاری، قابل مقایسه با سهم صاحب سفیدپوست مزرعه نبود. منظور ایشان اینه که چون اختلاف سهم فروشنده از سود مغازه با سهم صاحب فروشگاه خیلی زیاده، پس بردهداریه! اما این یک قرار و مدار شفاف بوده: من از هر هزار ریالی که سود کنیم ده ریال به تو میدهم، حاضری برای من کار کنی؟ و مختار بوده که بگه نه. چرا نمیگیم نه؟ چون نمیخوایم کار دیگهای بکنیم. وقتی تعداد زیادی آدم داوطلب باشند که کار خاصی رو انجام بدن، ارزش ریالی اون کار میاد پایین. خیلی طبیعیه. خباثتی در کار نیست.
نصاب کفپوشی رو دیدم که ازینکه کسی نبود کمکدستش باشه نالان بود. میگفت ازینکه کاردک دستشون بگیرن و کف اتاق مردم رو آماده کنند برای نصب، ازینکه همهجاشون چسبی بشه خوششون نمیاد.
چند نصاب پارکتِ زن دیدید تا حالا؟ شده برای سرویس دستگاه تصفیه آب، یک زن بیاد؟
اگه مدام به این فکر کنی که «من حیفم»، همهچیز رو پلید میبینی. صاحبکارت رو، مشتریت رو، محیطت رو، حتی زمان رو، که داره پیرت میکنه. همزمان اگه برای زندگی ارزش قائلی، باید ارزش خودت رو ببری بالاتر. دیگران نمیان به مزایده بذارنت.
https://t.me/twitter_farsi/74430
معلوم نیست چرا از لفظ بردهداری استفاده میکنند. میشه در دنیای امروز هم مثل برده بود، ولی بردهداری معنی دیگهای داره. بردهداری بدون مجبور کردن، معنی نداره. کسی مجبورش کرده در پالادیوم کار کنه؟ البته که نه. اینها شکاف زیاد بین سهم رو با بردهداری اشتباه میگیرند. سهم بردهای که در مزرعه پنبه کار میکرد، از سود پنبهکاری، قابل مقایسه با سهم صاحب سفیدپوست مزرعه نبود. منظور ایشان اینه که چون اختلاف سهم فروشنده از سود مغازه با سهم صاحب فروشگاه خیلی زیاده، پس بردهداریه! اما این یک قرار و مدار شفاف بوده: من از هر هزار ریالی که سود کنیم ده ریال به تو میدهم، حاضری برای من کار کنی؟ و مختار بوده که بگه نه. چرا نمیگیم نه؟ چون نمیخوایم کار دیگهای بکنیم. وقتی تعداد زیادی آدم داوطلب باشند که کار خاصی رو انجام بدن، ارزش ریالی اون کار میاد پایین. خیلی طبیعیه. خباثتی در کار نیست.
نصاب کفپوشی رو دیدم که ازینکه کسی نبود کمکدستش باشه نالان بود. میگفت ازینکه کاردک دستشون بگیرن و کف اتاق مردم رو آماده کنند برای نصب، ازینکه همهجاشون چسبی بشه خوششون نمیاد.
چند نصاب پارکتِ زن دیدید تا حالا؟ شده برای سرویس دستگاه تصفیه آب، یک زن بیاد؟
اگه مدام به این فکر کنی که «من حیفم»، همهچیز رو پلید میبینی. صاحبکارت رو، مشتریت رو، محیطت رو، حتی زمان رو، که داره پیرت میکنه. همزمان اگه برای زندگی ارزش قائلی، باید ارزش خودت رو ببری بالاتر. دیگران نمیان به مزایده بذارنت.
https://t.me/twitter_farsi/74430
❤3
یکی از خبرهای بامزه دیروز این بود که در فنلاند که حداقل حقوق تعیین نمیشد تا الان، تصمیم دارند که که ازین به بعد تعیین کنند. فکر میکنید چه کسانی مخالفت کردند؟ کارفرمایان؟ نه. اتحادیهها اعتراض کردند. گفتند ما تا الان با کارفرما چونه میزدیم و کف حقوق رو تا جایی که میشد میبردیم بالا. اگه دولت کف رو تعیین کنه قدرت چانهزنیمون رو از دست میدیم!
وظیفه دولت دفاع از حقوق کارگر نیست، هرجا هم وظیفه خودش تلقی کرده، به جای درست کردن ابرو، چشم رو کور کرده.
و البته در همون فنلاند هم اگه تعداد زیادی از افراد متقاضی انجام کار خاصی باشند، ارزشش میاد پایین، و اتحادیه هم نمیتونه براش چونه بزنه.
وظیفه دولت دفاع از حقوق کارگر نیست، هرجا هم وظیفه خودش تلقی کرده، به جای درست کردن ابرو، چشم رو کور کرده.
و البته در همون فنلاند هم اگه تعداد زیادی از افراد متقاضی انجام کار خاصی باشند، ارزشش میاد پایین، و اتحادیه هم نمیتونه براش چونه بزنه.
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کره جنوبی. یک تانکر نفت در بندر منفجر شده، در حالی که دوربین عقب یک خودرو در حال ضبط بوده. صحنه از چیزهایی که فیلمسازها با کامپیوتر میسازن بهتر دراومده.
دوربین دیجیتال دنیای ما رو متحول کرد، اما انقلاب بعدی، بیشمار شدن دوربینها بود. اونها همهجا هستند و دارند همهچیز رو میبینند. به قول روسها، کمیت میتونه به نوعی از کیفیت تبدیل بشه. چون داریم کیفیتی از «تماشای دنیا» رو تجربه میکنیم که تا قبل ازون ممکن و متصور نبود. و بواسطه این تماشا، داریم به یک درک همگانی میرسیم که دنیای واقعی هم میتونه خیلی عجیب و افسانهای باشه.
دوربین دیجیتال دنیای ما رو متحول کرد، اما انقلاب بعدی، بیشمار شدن دوربینها بود. اونها همهجا هستند و دارند همهچیز رو میبینند. به قول روسها، کمیت میتونه به نوعی از کیفیت تبدیل بشه. چون داریم کیفیتی از «تماشای دنیا» رو تجربه میکنیم که تا قبل ازون ممکن و متصور نبود. و بواسطه این تماشا، داریم به یک درک همگانی میرسیم که دنیای واقعی هم میتونه خیلی عجیب و افسانهای باشه.
چیزی هم که شما متوجه نمیشید اینه که فرصت شغلی یه چیزی مثل عنصر اکسیژن نیست، که از میلیونها سال قبل از ما بوده و الان هم هست و میلیونها سال بعد از ما هم خواهد بود. استخدام و اجیر کردن، وظیفه هیچ انسانی نیست، یک اتفاق ثابت هم نیست. اون مغازهدار در پالادیوم هر لحظه ممکنه به خاطر حرفهای زوری که بش میزنن تصمیم بگیره کل بساطش رو جمع کنه، در اون صورت درباره یک میلیون و ششصدهزارتومان بحث نمیکردیم، درباره صفر تومان بحث میکردیم.
آمازون میخواست در قبال معافیت مالیاتی در نیویورک دفتر دستک بزرگی راه بندازه. گفتن معامله خوبی نیست. اونم گفت باشه، نمیام! متوجهید؟ نمیان، یا میذارن میرن. چون دیوانه نیستند.
آمازون میخواست در قبال معافیت مالیاتی در نیویورک دفتر دستک بزرگی راه بندازه. گفتن معامله خوبی نیست. اونم گفت باشه، نمیام! متوجهید؟ نمیان، یا میذارن میرن. چون دیوانه نیستند.
Anarchonomy
شرکت معظم پروکتر اند گمبل گزارش مالی سالیانه خودش رو منتشر کرد که همه اعداد حاکی از وضع مناسب شرکته. فروش بیش از ۶۷ میلیارد دلار، که نشون داد در همه بخشها، از پودر ماشین گرفته تا خمیردندان رشد داشته. (جهت ابعاد: با ۶۷ میلیارد میشه ۱۸ سال به ۸۰ میلیون ایرانی،…
یکی از دوستان این عکس رو برام فرستاده، مرتبط با موضوع ژیلت در سراشیبی، که یه پست دربارهش نوشته بودم.
همونطور که میبینید یک بسته چهار تایی سه تیغه ژیلت، ۶ دلار و پنجاه سنت، و یک بسته چهارتایی سه تیغه برند شیک ۲ دلار و پنجاه سنت! حتی بیش از دو برابر!
یکی میگفت «وفاداری مشتری» مثل یک بشکه مشروبه. میشه خیلی ازش خورد، ولی بالاخره خالی میشه. نوشیدن رو استعارهای گرفته از لم دادن و عمل نکردن ولی همچنان پول درآوردن! یعنی وفاداری مشتریان بت اجازه میده بدون تلاش کافی، در صدر بازار باقی بمونی. اما یهو اثر الکل میپره و میبینی بشکه خالیه (دیگه کسی به برندت وفادار نیست) و رقبا جلو افتادن.
همونطور که میبینید یک بسته چهار تایی سه تیغه ژیلت، ۶ دلار و پنجاه سنت، و یک بسته چهارتایی سه تیغه برند شیک ۲ دلار و پنجاه سنت! حتی بیش از دو برابر!
یکی میگفت «وفاداری مشتری» مثل یک بشکه مشروبه. میشه خیلی ازش خورد، ولی بالاخره خالی میشه. نوشیدن رو استعارهای گرفته از لم دادن و عمل نکردن ولی همچنان پول درآوردن! یعنی وفاداری مشتریان بت اجازه میده بدون تلاش کافی، در صدر بازار باقی بمونی. اما یهو اثر الکل میپره و میبینی بشکه خالیه (دیگه کسی به برندت وفادار نیست) و رقبا جلو افتادن.
خیلی تو نخ زندگی پورناستارها نیستم، اما اگه چیزی بنویسند سعی میکنم بخونم. البته معمولا خودشون نمینویسند، بلکه مجموعهای از افراد تحت عنوان یک اسم مینویسند. این مقاله هم یکی ازونهاست، هرچند که یک «من» داره روایت میکنه، نه «ما». یکم طولانیه، میتونم خلاصهش کنم: ما کارگران جنسی وسط دو نگاه غالب در جامعه گیر کردیم، که یکیشون توسط چپهای فمنیست ترویج میشه، با این عنوان کلی که «ما عاشق این کاریم، انتخاب آزادانه خودمونه و خیلی داریم حال میکنیم با شغلی که داریم»، و یکیشون که بیشتر توسط راستها ترویج میشه با این عنوان کلی که «ما یه مشت بیچارهایم که از بیپولی و تنهایی افتادیم تو این کار و دائم داره بمون تجاوز میشه یا هممون رو قاچاقی از خارج آوردن و میفروشن!». بیشتر ما داخل هیچ کدوم از دو کتگوری نیستیم. در کار ما تجاوز و تعرض هست، ولی نه همیشه، و میشه با قانون کنترلش کرد، و بیشتر ما عاشق و شیفته این کار نیستیم، ازش متنفر هم نیستیم، مثل خیلی مشاغل دیگه. این دو طیف همیشه عوض ما حرف میزنند و نمیذارن صدای خودمون در بیاد. اگه صدای خودمون دربیاد خواهیم گفت که ما دلسوزی شما رو لازم نداریم، فقط ما رو غیرقانونی نکنید تا هم بتونیم کار رو به صورت استاندارد انجام بدیم، هم اگه بمون ظلمی شد بتونیم از خودمون در دادگاه دفاع کنیم.
(مشکلی که اینها دارند شبیه مشکلیه که جمهوریاسلامی با سربازان فراری داره. بسیاری از کسانی که کارت پایان خدمت ندارند، گواهینامه رانندگی هم ندارند، ولی پشت فرمان مینشینند بهرحال، و این مشکلاتی رو بوجود میاره. مجلس میخواست در محدودیتهای موجود برای سرباز غایب استثنایی قائل بشه تا بتونند گواهینامه داشته باشند، اما نیروی انتظامی مخالفت کرد، چون به زعمشون یک تناقض بزرگ بود. چطور میشه گواهینامه کسی رو امضاء کنم که موظفم دستگیرش کنم؟ کارگران جنسی اگه مورد تجاوز قرار بگیره یا بعد از کار پولش رو ندن یا کتکش بزنند باید به پلیس مراجعه کنه، ولی چطور میشه به پلیسی مراجعه کرد که بازداشتت خواهد کرد؟)
یکی از خجالتآورترین مصادیق نفاق و دورویی در دنیای سیاست اینه که نه فقط الان، بلکه از گذشتههای خیلی دور، سیاستمداران و سیاستگذاران از مشتریهای ثابت خدمات جنسی بودهاند، و دقیقا خودشون این صنف رو تقبیح و فعالیتشون رو با موانع قانونی محدود و زیرزمینی نگه داشتهاند.
یک قسمت جالب اونجاست که درباره طرح قانونیای صحبت میکنه که دولت رو مسئول تست سلامت این کارگران میکنه. و ایشون میگه ما خودمون رفتیم تظاهرات کردیم تا بگیم ما نمیخوایم این طرح رو. خودمون بهتر میتونیم سلامت همکارانمون رو کنترل کنیم. شما دخالت نکنید بهتره! حتی با طرحی که استفاده از کاندوم رو در فیلمها اجباری میکرد مخالفت کردیم!
برای کسانی که میخوان مصادیقی از دوستی خاله خرسه که با دخالتهای دولتی انجام میشه رو برای کسی نام ببرند، این صنف بهترین مثالها رو در اختیار داره.
https://nplusonemag.com/issue-35/essays/cashconsent/
(مشکلی که اینها دارند شبیه مشکلیه که جمهوریاسلامی با سربازان فراری داره. بسیاری از کسانی که کارت پایان خدمت ندارند، گواهینامه رانندگی هم ندارند، ولی پشت فرمان مینشینند بهرحال، و این مشکلاتی رو بوجود میاره. مجلس میخواست در محدودیتهای موجود برای سرباز غایب استثنایی قائل بشه تا بتونند گواهینامه داشته باشند، اما نیروی انتظامی مخالفت کرد، چون به زعمشون یک تناقض بزرگ بود. چطور میشه گواهینامه کسی رو امضاء کنم که موظفم دستگیرش کنم؟ کارگران جنسی اگه مورد تجاوز قرار بگیره یا بعد از کار پولش رو ندن یا کتکش بزنند باید به پلیس مراجعه کنه، ولی چطور میشه به پلیسی مراجعه کرد که بازداشتت خواهد کرد؟)
یکی از خجالتآورترین مصادیق نفاق و دورویی در دنیای سیاست اینه که نه فقط الان، بلکه از گذشتههای خیلی دور، سیاستمداران و سیاستگذاران از مشتریهای ثابت خدمات جنسی بودهاند، و دقیقا خودشون این صنف رو تقبیح و فعالیتشون رو با موانع قانونی محدود و زیرزمینی نگه داشتهاند.
یک قسمت جالب اونجاست که درباره طرح قانونیای صحبت میکنه که دولت رو مسئول تست سلامت این کارگران میکنه. و ایشون میگه ما خودمون رفتیم تظاهرات کردیم تا بگیم ما نمیخوایم این طرح رو. خودمون بهتر میتونیم سلامت همکارانمون رو کنترل کنیم. شما دخالت نکنید بهتره! حتی با طرحی که استفاده از کاندوم رو در فیلمها اجباری میکرد مخالفت کردیم!
برای کسانی که میخوان مصادیقی از دوستی خاله خرسه که با دخالتهای دولتی انجام میشه رو برای کسی نام ببرند، این صنف بهترین مثالها رو در اختیار داره.
https://nplusonemag.com/issue-35/essays/cashconsent/
n+1
Cash/Consent | Lorelei Lee
When feminists call for the criminalization and delegitimization of sex work, they do not ally themselves with sex-working women. They actively create and cultivate a world in which sex-working women are culturally, legally, and visibly separated from women…
❤2
کاراکتر مسیح علینژاد رو بگذارید کنار، اسامی و شخصیتها رو نادیده بگیرید، و فقط به کلیت این وضعیت نگاه کنید. آیا مشابه چنین چیزی در جایی از جهان در حال وقوعه؟ همه منابع خبری، شبکههای اجتماعی، و حتی وبلاگها رو جستجو کنید. آیا وضعیتی مثل این رو میشه جای دیگهای سراغ گرفت که یک شهروند عادی (که از نزدیک دیدمش، حتی توان بدرفتاری با یک گربه رو هم نداره) ویدئویی ضبط کنه و به خواهرش بگه آمدهاند سراغ ما و دارند مادر را مجبور میکنند در تلویزیون علیه تو حرف بزند و من رو هم به زودی میبرند ولی نگران نباش و ادامه بده، و مردم هم شاهد این آدمربایی و شکنجه روانی باشند و آب از آب تکان نخورد؟ در سومالی داریم چنین چیزی؟ یا در یمن؟ کره شمالی؟ نه منظورم این نیست که در کره شمالی برای تهدید یک مخالف سیاسی، خانوادهش رو مورد آزار قرار نمیدن. اتفاقا ازین کارها زیاد میکنند. اما در کدوم یک از کشورهایی که هنوز این رفتار بدوی جریان داره، همهچیز انقدر آشکار، و عیان، و عادی و روزمرهست؟ شرارت رو برای مردم ایران کاملا عادی کردهاند و این فاجعه کوچکی نیست. کثیفترین اتفاقات صرفا به عنوان «پستهای سیاسی» تقلیل پیدا کرده و میلیونها کاربر تلگرام در کانالهای مختلف با اسکرول کردن ازشون عبور میکنند. احتمالا میدونند که این چیزها طبیعی نیست، اما با یک قید مکان طبیعی حسابش میکنند: «طبیعی نیست، اما اینجا ایرانه، در ایران این چیزها طبیعیه». گویی انقدر استثنایی بودن وضعیت، جزیی از ذات جغرافیای ایرانه! آیا یک جامعه بیدار که چشماش میبینه داره چه اتفاقی میفته، با یک قید مکان خودش رو از زیر بار مسئولیت بیرون میکشه؟ من وظیفهای رو به کسی محول نمیکنم، از خودم میپرسم: مرز سکوت کجاست؟ واقعا مرزی وجود داره؟ خیلی صادقانه و جدی میپرسم، اگه این اراذل و اوباش همین فردا به یک شهرک مسکونی هجوم ببرند و به یک بهانه قانونی یا غیرقانونی، که هرچیزی میتونه باشه، پنجاه هزار نفر رو به صورت دسته جمعی کشتار کنند و همه رو همونجا با لودر دفن کنند، قراره چه کنم؟ قراره واکنشم فرق داشته باشه با الان؟ باز هم تکرار میکنم وظیفهای رو به کسی محول نمیکنم، اما این سوال رو همه باید از خودشون بپرسن.
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/36771
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/36771
Telegram
آموزشکده توانا
ویدیویی از برادر مسیح علینژاد که پیش از بازداشت و دستگیری او برای خواهرش ضبط شده است.
علی علینژاد در این ویدئو از فشارهای فزایندهی نیروهای وزارت اطلاعات به خانوادهاش میگوید که تلاش دارند با تهدید و تطمیع پدر و مادر مسیح علینژاد را پای تلویزیون بکشانند…
علی علینژاد در این ویدئو از فشارهای فزایندهی نیروهای وزارت اطلاعات به خانوادهاش میگوید که تلاش دارند با تهدید و تطمیع پدر و مادر مسیح علینژاد را پای تلویزیون بکشانند…
❤2
افبیآی آمار جرائم سال ۲۰۱۸ رو منتشر کرد.
در فیلمهای آیندهگرای هالیوود، در شهرهای آینده همه در حال دزدی از همدیگه هستند! ولی هیچ دلیلی نداره که فکر کنیم اوضاع همواره در یک سراشیبی قرار داره. آمار جرم «سرقت اموال» در آمریکا به پایینترین حد خودش از ۱۹۶۴ به اینطرف رسیده، یعنی معادل آمار ۵۴ سال پیش شده! در حالی که در این مدت طولانی، میلیونها نفر به جمعیت اضافه شدن، که خیلیهاشون مهاجرند، فاصله طبقاتی هم به مراتب شدیدتر شده. اگه در دهه نود، یعنی در نوک این کوهان، از مردم و حتی نخبگان میپرسیدی سی سال بعد چطور خواهد شد؟ هیچکس نمیگفت به خوبی سی سال قبل خواهد شد!
در فیلمهای آیندهگرای هالیوود، در شهرهای آینده همه در حال دزدی از همدیگه هستند! ولی هیچ دلیلی نداره که فکر کنیم اوضاع همواره در یک سراشیبی قرار داره. آمار جرم «سرقت اموال» در آمریکا به پایینترین حد خودش از ۱۹۶۴ به اینطرف رسیده، یعنی معادل آمار ۵۴ سال پیش شده! در حالی که در این مدت طولانی، میلیونها نفر به جمعیت اضافه شدن، که خیلیهاشون مهاجرند، فاصله طبقاتی هم به مراتب شدیدتر شده. اگه در دهه نود، یعنی در نوک این کوهان، از مردم و حتی نخبگان میپرسیدی سی سال بعد چطور خواهد شد؟ هیچکس نمیگفت به خوبی سی سال قبل خواهد شد!
میگفتن هنوز در غرب بین حقوق دریافتی زنان با مردان شکاف هست! الان میگن زنها انقدر درآمد دارند که در پیدا کردن شوهری که همسطح خودشون پول دربیاره به مشکل خوردن!
میگفتن مرد موقع انتخاب همسر نباید به سطح مالی دختر نگاه کنه. امروز میگن زنها مطلوبیت مردها رو برحسب درآمد تعیین میکنند!
خیلی چیزها میگفتند. اما زن شاغلی که سقفهای شیشهای که ازش صحبت میکردند رو ندید و درآمد خوبی پیدا کرد، توقعش از زندگی هم بالا رفت، و برای دونفری کردن اون زندگی، لازمه ورودی دلار به خانه هم دو برابر بشه. سهمی که خیلی از مردها نمیتونن از عهدهش بربیان.
شاید خندهدار باشه، اما لزبین شدن دیگه فقط یک گرایش جنسی نیست، به زودی یک گرایش اقتصادی میشه.
میگفتن مرد موقع انتخاب همسر نباید به سطح مالی دختر نگاه کنه. امروز میگن زنها مطلوبیت مردها رو برحسب درآمد تعیین میکنند!
خیلی چیزها میگفتند. اما زن شاغلی که سقفهای شیشهای که ازش صحبت میکردند رو ندید و درآمد خوبی پیدا کرد، توقعش از زندگی هم بالا رفت، و برای دونفری کردن اون زندگی، لازمه ورودی دلار به خانه هم دو برابر بشه. سهمی که خیلی از مردها نمیتونن از عهدهش بربیان.
شاید خندهدار باشه، اما لزبین شدن دیگه فقط یک گرایش جنسی نیست، به زودی یک گرایش اقتصادی میشه.
❤3
فایل صوتی این پسره که اذان رو به فارسی و به شکل فکاهی میخونه برام فرستاد و منم با 😁😄😁 جوابش رو دادم
گفت تو هم میخندی بچه مسجدی؟
گفتم دارم به خنده شماها میخندم. به اینکه انقدر دیر یکی یادش افتاد اذان رو فارسی کنه و ازش طنز دربیاره.. باید خیلی خیلی زودتر ازینها این اتفاق میفتاد، اینکه «الان» داریم میخندیم، خودش سوژه مستقلیه برای خندیدن. تصور کنید یک ملتی ۱۴۰۰ داره یه سری جملات رو ادا میکنه و تازه الان یادش افتاده که معادلشون به زبان خودش چقدر میتونه مضحک باشه. و این حالت مضحک با تلاقی دو اتفاق مستقل از هم تشدید شده: تکون نخوردن عبارات عربی مناسک، که انقدر قدیمی باقی موندن که با بیانشون انگار سوار ماشین زمان شدی و به قرنها پیش برگشتی، و تکون خوردنهای شدید فارسی در دهههای گذشته، که دیگه حتی لفظ «بشتابید» هم برای گویندهش کاربردی نداره.
البته اون آقا حیفش کرد. به جای اذان، اقامه رو داشت ترجمه میکرد، چون قدقامت هم داشت توش، اما یک فرصت طلایی برای ترجمه متناسب قدقامتالصلاة رو از دست داد، که قاعدتا باید این میشد: «نماز شروع شدا گشادا» 😉
گفت تو هم میخندی بچه مسجدی؟
گفتم دارم به خنده شماها میخندم. به اینکه انقدر دیر یکی یادش افتاد اذان رو فارسی کنه و ازش طنز دربیاره.. باید خیلی خیلی زودتر ازینها این اتفاق میفتاد، اینکه «الان» داریم میخندیم، خودش سوژه مستقلیه برای خندیدن. تصور کنید یک ملتی ۱۴۰۰ داره یه سری جملات رو ادا میکنه و تازه الان یادش افتاده که معادلشون به زبان خودش چقدر میتونه مضحک باشه. و این حالت مضحک با تلاقی دو اتفاق مستقل از هم تشدید شده: تکون نخوردن عبارات عربی مناسک، که انقدر قدیمی باقی موندن که با بیانشون انگار سوار ماشین زمان شدی و به قرنها پیش برگشتی، و تکون خوردنهای شدید فارسی در دهههای گذشته، که دیگه حتی لفظ «بشتابید» هم برای گویندهش کاربردی نداره.
البته اون آقا حیفش کرد. به جای اذان، اقامه رو داشت ترجمه میکرد، چون قدقامت هم داشت توش، اما یک فرصت طلایی برای ترجمه متناسب قدقامتالصلاة رو از دست داد، که قاعدتا باید این میشد: «نماز شروع شدا گشادا» 😉
❤3
بله ما هم میدونیم اقلیم، همون آب و هوا نیست. ولی هیاهوی رسانهای وقتی به نفع روایت غالبه وانمود میکنه که هست، ولی همین کار رو برای ما ممنوع میکنه! وقتی یه روز مردادی هوا یکم داغه میگن گرمایش جهانی داره خودشو نشون میده! اما الان که کل مونتانا زیر برف فرو رفته، نه صحبتی هست نه صدایی نه جیک و جوکی.
از یک خصلت طبیعت خوشم میاد: به اونجاش هم نیست که در چه مرحلهای از شناختنش هستی.
از یک خصلت طبیعت خوشم میاد: به اونجاش هم نیست که در چه مرحلهای از شناختنش هستی.
Anarchonomy
Photo
دم انتخابات ۲۰۱۶ همه میدونستند ترامپ چه جور آدمیه. میدونستند اداره مالیات رو میپیچونه، با پورناستارها میپره، با لات و لوتهای پولدار میچرخه، و کلا یه بساز بفروش ناقلاست. زندگیش بیخلاف نبود، اما خلافاش، یا فسادش، چیزی بود که مردم عادی هم مرتکب میشن. شیطنتهای نیویورکی! شیطنتهای شهری! ولی دموکراتها گفتند چطور به خودتون اجازه میدید به این مرد کثیف رأی بدید؟ دقیقا با همین نگاه، نیمی از مردم آمریکا رو موجوداتی پست جلوه دادند! اما نمیدونستند ترامپ یک شخص نیست، یک سونامی اجتماعیه که هرچی که دارند با خودش میبره. امروز خودشون میخوان به جو بایدن رأی بدن. کسی که علنا یک مفسده، و به فساد سیاسی و مالی خودش افتخار هم میکنه. اونم نه فساد عوامانه، بلکه فسادی که فقط در طبقه الیت میتونه اتفاق بیفته. ترامپ نمیخواست رییسجمهور بشه تا اعتبار خودش رو ببره بالا (هرچند برای طرفدارانش رفت بالا)، بلکه میخواست اعتبار بقیه رو تهی کنه. نگاه کنید اعتبار چه کسانی و چه نهادهایی تهی شد.. روزنامهها، مجلات، ستوننویسها، تحلیلگران، کارشناسان، اون احمقهایی که بشون میگن «ناظران سیاسی»، روشنفکران، تحصیلکردگان و اهالی دانشگاه، تجددگرایان، حتی بعضی محافظهکاران، هنرمندان، سلبریتیها، نویسندگان، بعضی نهادهای مثلا مردمنهاد، و تقریبا همه اهل سیاست. ترامپ جوری همهشون رو تخلیه کرد که انگار هیچوقت پر نبودن. این اتفاقیه که اهمیت داره، بقیهش حواشیه. و تا همین جا به نحو احسن انجام شده.. هر یک روز دیگهای که ترامپ تو کاخسفیده، یه اشانتیون برای ماست. اگه نبود هم نبود، و اگه بود، سپاس خدای را عز و جل.
Anarchonomy pinned «دم انتخابات ۲۰۱۶ همه میدونستند ترامپ چه جور آدمیه. میدونستند اداره مالیات رو میپیچونه، با پورناستارها میپره، با لات و لوتهای پولدار میچرخه، و کلا یه بساز بفروش ناقلاست. زندگیش بیخلاف نبود، اما خلافاش، یا فسادش، چیزی بود که مردم عادی هم مرتکب میشن. شیطنتهای…»
ولیفقیه میگه زنت هم مال منه، بعد شما میخوای اثر انگشتت رو از چنگش خارج کنی؟ 😏
نه. غیر از چین در جایی رایج نیست. تو آمریکا که شلوار دولت رو میکشن پایین اگه بدون دلیل انگشتنگاری کنه. آب از سر ما ایرانیها گذشته. اما اخیرا اونها از اثر انگشت عبور کردن دیگه، که خیلی هم مطمئن نبوده هیچوقت. مردم مغربزمین بیشتر نگران DNA شون هستن. چهره که ازون هم در دسترستره.
مخترع سنسورهای دیجیتال میگفت ازینهمه پیشرفتی که ایجاد شد خوشحالم، ولی تبعات منفی که داره ایجاد میشه هم گاهی دپسردهم میکنه، چون هیچکاری نمیشه دربارهش کرد.
البته ایشون مهندسه و براش لاینحل بنظر میاد. چون این مسائل راه حل مهندسی ندارند.
نه. غیر از چین در جایی رایج نیست. تو آمریکا که شلوار دولت رو میکشن پایین اگه بدون دلیل انگشتنگاری کنه. آب از سر ما ایرانیها گذشته. اما اخیرا اونها از اثر انگشت عبور کردن دیگه، که خیلی هم مطمئن نبوده هیچوقت. مردم مغربزمین بیشتر نگران DNA شون هستن. چهره که ازون هم در دسترستره.
مخترع سنسورهای دیجیتال میگفت ازینهمه پیشرفتی که ایجاد شد خوشحالم، ولی تبعات منفی که داره ایجاد میشه هم گاهی دپسردهم میکنه، چون هیچکاری نمیشه دربارهش کرد.
البته ایشون مهندسه و براش لاینحل بنظر میاد. چون این مسائل راه حل مهندسی ندارند.
Anarchonomy
ولیفقیه میگه زنت هم مال منه، بعد شما میخوای اثر انگشتت رو از چنگش خارج کنی؟ 😏 نه. غیر از چین در جایی رایج نیست. تو آمریکا که شلوار دولت رو میکشن پایین اگه بدون دلیل انگشتنگاری کنه. آب از سر ما ایرانیها گذشته. اما اخیرا اونها از اثر انگشت عبور کردن دیگه،…
سوء برداشت نشه. منظورم این نیست که این انگشتنگاری وسیع محل سوء استفاده حکومتی و حتی غیر حکومتی قرار نخواهد گرفت. متأسفانه ما همچنان در قالب رعیتی خودمون هستیم و ارباب هرکاری بکنه مهمترین دغدغه ملت از آب و نان فراتر نمیره. اما منظورم اینه که همونطور که سیستم در همهچیز فشل و عقبماندهست، در اقتدارگرایی و تمامیتخواهی هم عقبه! اقتدارگرایان امروز دنیا به تشکیلات کاراتری مجهزند. درسته که آقایان شیعه خیلی مشتاقند به الگوبرداری از قلدرهای پکن، ولی حتی میمون بودن هم نیاز به حداقلی از «کفایت سیستمی» داره که در ایران موجود نیست. بنابراین از تکنولوژی میتونن برای آزاررسانی استفاده کنند، اما توسعه قدرت و تسلطی که همون تکنولوژی برای دولتهای باکفایت ایجاد کرده رو بدست نمیارن. درست مثل اینترنت، که به اذعان اهل فن فیلترینگی که در اختیار دارند از چیزی که چین در اختیار داره قویتره، اما فضای اینترنت به کلی از دستشون خارجه.