«عطشی که ما به هوش مصنوعی داریم بر پایه این جمعبندی استوار شده است که انسانها قرار نیست فکر کنند! ما میخواهیم ماشینها کار فکر کردن را انجام دهند، که به این علت است که داریم در دنیایی زندگی میکنیم که افراد دیگر از هیچ نوع سازمان خردورزی برخوردار نیستند. ما دیگر به عقلانیت خود اعتماد نداریم».
Peter Thiel
Peter Thiel
«همواره ناچاریم که به خرد، به ذهن، به عقلانیت، به عنوان ارزشهای اصلی خود، بازگردیم. راههایی رفتهایم که ما را از اینها خیلی دور کرده است. در عین حال، خزیدن به دنیای درون، راه حل آن نیست. باید در دنیای بیرون هم دست به عمل بزنیم. نه با عقبنشینیهای یوگایی و مراقبهای و روانی. راه پیش روی ما استفاده از علم و تکنولوژی است که برای قرنها قوه محرک جوامع بود، اما امروزه دچار مسائلی است که مردم دیگر نسبت به بخش بزرگی از آن احساس مثبتی ندارند».
Peter Thiel
Peter Thiel
داره میگه اگه ورزش کردی و بد انجام دادی و زانوت آب آورد، نباید بگی ورزش به جای اینکه سالمم کنه ناقصم کرد پس همون عدم تحرک بهتره! همون ورزش و تحرکی که همواره انسانها رو سالم نگه داشته، امروز هم تنها راه سالم ماندنته. اینکه امروز نگاه بدی بش پیدا کنی، تغییری در این واقعیت ایجاد نمیکنه. اینکه علم و تکنولوژی دلت رو زده، راهش این نیست که به یه سری موهومات توسل کنی و همهچی رو رها کنی. تنها راهت اینه که همین علم و تکنولوژی و خرد محاسبهگر رو دنبال کنی.. همینایی که دلت رو زدن، همینایی که اعتمادت رو خدشهدار کردن، همینایی که جنبههای زشتشون رو بت نشون دادن. چون چاره دیگهای نداری، چون دارایی دیگهای نداری. همینها ما رو تا اینجا آوردن، ازین به بعدش هم همینا ما رو جلو میبرن.
«از ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۷ اهالی مغرب زمین، چیزی که از اتفاقاتی که در ۱۹۸۹ افتاد (آغاز فروپاشی شوروی) فهمیدند این بود که در شرق هم همین اتفاقات خواهد افتاد، و چیزی که چین از آن اتفاقات فهمید این بود که «نه قرار نیست اینجا اینجوری بشه، چون ما از گذشته درس میگیریم». برداشتهای کاملا متفاوت از دقیقا یک سری اتفاقات واحد.
همان موقع هم محتمل به نظر میرسید که در شرق رخ نخواهد داد چون چین بهرحال جلویش را میگرفت، ولی ما کاملا بیتوجه بودیم به این واقعیت، چرا که تعیینپذیری تاریخ (چون قبلا شده بعدا هم میشود) برایمان مسجل بود».
Peter Thiel
همان موقع هم محتمل به نظر میرسید که در شرق رخ نخواهد داد چون چین بهرحال جلویش را میگرفت، ولی ما کاملا بیتوجه بودیم به این واقعیت، چرا که تعیینپذیری تاریخ (چون قبلا شده بعدا هم میشود) برایمان مسجل بود».
Peter Thiel
سخن آخر
«درباره آینده جدیتر فکر کنید.. به اینکه میخواهید چه کنید موشکافانهتر فکر کنید. همیشه سوالی وجود دارد: لب مرز کجاست، کجا میشود انباشتی از نوآوری یافت که در آن کارهای نو انجام دهید، به جای اینکه در یک رقابت بیرحمانه گیر کنید».
Peter Thiel
جایی که رقابت وحشیانهست، یعنی جایی که کاری رو دارند تعداد زیادی از بازیگران انجام میدن که اختلاف عملکردشون با همدیگه خیلی کمه. انرژی زیادی که جلو زدن و جلو ماندن در این محیط میطلبه رو میشه در یک بازی دیگه صرف کرد، که در اون فاصلهت با رقیب بعدی، زیاد باشه.
«درباره آینده جدیتر فکر کنید.. به اینکه میخواهید چه کنید موشکافانهتر فکر کنید. همیشه سوالی وجود دارد: لب مرز کجاست، کجا میشود انباشتی از نوآوری یافت که در آن کارهای نو انجام دهید، به جای اینکه در یک رقابت بیرحمانه گیر کنید».
Peter Thiel
جایی که رقابت وحشیانهست، یعنی جایی که کاری رو دارند تعداد زیادی از بازیگران انجام میدن که اختلاف عملکردشون با همدیگه خیلی کمه. انرژی زیادی که جلو زدن و جلو ماندن در این محیط میطلبه رو میشه در یک بازی دیگه صرف کرد، که در اون فاصلهت با رقیب بعدی، زیاد باشه.
با این منطق اگه فردا جدایی طلبان کاتالانی روز ملی آمریکا رو تبریک بگن یعنی آمریکا داره جریان تجزیهطلبی اسپانیا رو هدایت میکنه؟ وقتی موشکی که در حمله استفاده میشه مشخصا ایرانیه، میگه «این که نشد دلیل». ولی کافیه یه نفر به عربستانیها سلام بده تا بگن اینا با هم کار میکنند!
عبدالخالق عبدالله یک استاد علوم سیاسیه، و تنها منبعی که ادعا میکنه مشاور ولیعهد محمد بن زاید بوده قطریها هستند. (تازه این ادعا هم به مرور پرورش دادند، اول میگفتند «از اساتید نزدیک به محمد»). وقتی تمام دنیا رو از دریچه قطر ببینی به طوطیشون تبدیل میشی. توعیتی هم که کرده نه ربطی به مخالفت نه خرسندی از حادثه مذکور داره، فقط درباره اینه که کلمه تروریسم رو هرجایی نباید استفاده کرد. به هرحال، نظر یک استاد دانشگاه در امارات چه دخلی به عربستان داره؟
اتفاقا حادثه اهواز نشون داد که ایران چقدر آمادهست برای یک جنگ واقعی. حادثهای که حتی عکسهایی که با موبایل گرفته شده بود نشون میداد آمادگی قوای مسلح ایران در چه وضع اسفباری است. نیروهایی که فقط رژه رفتن بلدند. و نشون میداد کسانی که یاغیگری جمهوری اسلامی رو «موجه» جلوه میدن، ما رو در برابر خطراتی قرار میدن که عقل ناقصشون هیچ ایدهای در برابر ابعاد احتمالیش نداره.
ایشون من رو تو توعیتر بلاک کرده. چون به دیگران نشونش میدادم و میگفتم پفیوز زمانهتان را بشناسید!
https://t.me/sahandiranmehr/21087
عبدالخالق عبدالله یک استاد علوم سیاسیه، و تنها منبعی که ادعا میکنه مشاور ولیعهد محمد بن زاید بوده قطریها هستند. (تازه این ادعا هم به مرور پرورش دادند، اول میگفتند «از اساتید نزدیک به محمد»). وقتی تمام دنیا رو از دریچه قطر ببینی به طوطیشون تبدیل میشی. توعیتی هم که کرده نه ربطی به مخالفت نه خرسندی از حادثه مذکور داره، فقط درباره اینه که کلمه تروریسم رو هرجایی نباید استفاده کرد. به هرحال، نظر یک استاد دانشگاه در امارات چه دخلی به عربستان داره؟
اتفاقا حادثه اهواز نشون داد که ایران چقدر آمادهست برای یک جنگ واقعی. حادثهای که حتی عکسهایی که با موبایل گرفته شده بود نشون میداد آمادگی قوای مسلح ایران در چه وضع اسفباری است. نیروهایی که فقط رژه رفتن بلدند. و نشون میداد کسانی که یاغیگری جمهوری اسلامی رو «موجه» جلوه میدن، ما رو در برابر خطراتی قرار میدن که عقل ناقصشون هیچ ایدهای در برابر ابعاد احتمالیش نداره.
ایشون من رو تو توعیتر بلاک کرده. چون به دیگران نشونش میدادم و میگفتم پفیوز زمانهتان را بشناسید!
https://t.me/sahandiranmehr/21087
Telegram
سهند ایرانمهر
https://twitter.com/sahandiranmehr/status/1175635946609528832?s=20
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی که بین ترامپ با مقامات بالتیمور جنگ لفظی در گرفت و ترامپ بشون گفت به جای گیر دادن به من برید شهرتون رو تمیز کنید، اسکات پرسلر، یکی از طرفداران ترامپ رفت اونجا و داوطلبانه آشغال خیابونها رو جمع کرد. حالا رفته لسآنجلس، که یه منطقه دموکرات دیگهست که با معضل زباله درگیره. حالا دیگه تنها نیست و صدنفر داوطلب جمع کرده.
این شهرها داره توسط کسانی اداره میشه که هر صبح که از خواب پا میشن یه قانون جدید برای حفظ محیطزیست تصویب میکنند. این صحنهها این سوال مشروع رو ایجاد میکنه که: شمایی که آشغال زیر پاتون هم نمیتونید مدیریت کنید میخواین کره زمین رو نجات بدید؟
فعالیت سیاسی فقط پلاکارد در دست گرفتن نیست. حرکت پرسلر همزمانی که خیرخواهانهست، پیام سیاسی هم منتقل میکنه.
این شهرها داره توسط کسانی اداره میشه که هر صبح که از خواب پا میشن یه قانون جدید برای حفظ محیطزیست تصویب میکنند. این صحنهها این سوال مشروع رو ایجاد میکنه که: شمایی که آشغال زیر پاتون هم نمیتونید مدیریت کنید میخواین کره زمین رو نجات بدید؟
فعالیت سیاسی فقط پلاکارد در دست گرفتن نیست. حرکت پرسلر همزمانی که خیرخواهانهست، پیام سیاسی هم منتقل میکنه.
عاشق توصیههای «اقتصادی» این کانال هستم
مواد اولیه گیر نمیاد، این چالش را از الان مدیریت کنید!
خب چه کنند؟ خودشون رو تبدیل به مواد اولیه کنند؟ قاچاقچی استخدام کنند؟
مثل اینه که خشکسالی شده باشه و زنی سه ماهه باردار باشه و شوهرش بگه: ببین زن، آب نیست، شش ماه وقت داری یک بچه کوهان دار بزایی!
https://t.me/esfahaneconomy/9330
مواد اولیه گیر نمیاد، این چالش را از الان مدیریت کنید!
خب چه کنند؟ خودشون رو تبدیل به مواد اولیه کنند؟ قاچاقچی استخدام کنند؟
مثل اینه که خشکسالی شده باشه و زنی سه ماهه باردار باشه و شوهرش بگه: ببین زن، آب نیست، شش ماه وقت داری یک بچه کوهان دار بزایی!
https://t.me/esfahaneconomy/9330
جنگ نامتقارن از شش ماه پیش اختراع نشده. خیلی وقت است که میدانند چیست. هرچه که آمریکا لازم بود از جنگ نامتقارن بفهمد در ویتنام فهمید، هرچیزی بعد از آن، تکراری بود. چیزی که تغییر کرده آدمها هستند، نه تاکتیکها. سیاست «عدم مداخله» که مد شده، بهانه است. اگر به یک پایگاه آمریکایی هم حمله شده بود، باز آمریکا جنگی را شروع نمیکرد. آنها صرفا با «این جنگ» مخالف نیستند. با هر جنگی مخالفند. با اینکه دشمن داشته باشند هم مخالفند. دشمن داشتن آرامش و رفاه را بهم میزند. مردم آمریکا حاضر نیستند بمیرند یا از آرامش خارج شوند. اگر این روزها پابرهنههای صحاری خاورمیانه ارتشهای بزرگ را خسته و نالان میکنند، برای این است که آخرین باقیماندهها از آدمهایی هستند که حاضرند بمیرند و حاضرند در آرامش نباشند.
سلاحی که معادلات را بهم ریخته پهپاد نیست. «تباهیطلبی» است. دانشکدههای نظامی و اتاقهای فکر ایدهای برای مهار آدمهایی که مایلند بدتر زندگی کنند، ندارند.
سلاحی که معادلات را بهم ریخته پهپاد نیست. «تباهیطلبی» است. دانشکدههای نظامی و اتاقهای فکر ایدهای برای مهار آدمهایی که مایلند بدتر زندگی کنند، ندارند.
آمریکاییها در زمانی که تحت تأثیر الکل بودند ۳۹ میلیارد دلار خرید کردند در سالی که گذشت! (معادل فروش نفت ایران زمانی که تحریم نبود). که ۹ میلیارد از سال قبلش بیشتر شده.
یادتونه گفتم اگه قراره خرید و فروش سموم مهلک رو در جامعه ممنوع کنیم الکل در اولویت اوله، نه مواد مخدر؟ با این آمار میشه مطمئن شد هیچ وقت ممنوع نخواهد شد. من هم جای شرکتها بودم همه سعیم رو میکردم مستی مشتری به درازا بکشه.
یادتونه گفتم اگه قراره خرید و فروش سموم مهلک رو در جامعه ممنوع کنیم الکل در اولویت اوله، نه مواد مخدر؟ با این آمار میشه مطمئن شد هیچ وقت ممنوع نخواهد شد. من هم جای شرکتها بودم همه سعیم رو میکردم مستی مشتری به درازا بکشه.
«فعالان تغییر اقلیم برای کاهش تولید دیاکسیدکربن خودشان تلاشی ناچیز دارند، یا اصلا تلاش نمیکنند، آنها میخواهند دنیا تغییر کند تا لازم نباشد خودشان تغییر کنند. تعدادشان انقدری هست که اگر به موعظههای خود عمل میکردند تفاوت معناداری ایجاد شود».
چه شاهجملهای: میخواهند دنیا تغییر کند تا لازم نباشد خودشان تغییر کنند!
مسئولیت رو انقدر توزیع کنیم، که به هرکس مقدار اندکی برسه، که به من هم اندکی برسه. مسئولیت رو انقدر حکومتی کنیم، که به من شهروند چیزی نرسه.
Its fucking amazing.
چه شاهجملهای: میخواهند دنیا تغییر کند تا لازم نباشد خودشان تغییر کنند!
مسئولیت رو انقدر توزیع کنیم، که به هرکس مقدار اندکی برسه، که به من هم اندکی برسه. مسئولیت رو انقدر حکومتی کنیم، که به من شهروند چیزی نرسه.
Its fucking amazing.
تو سریال پیکیبلایندر، کاراکتر یهودی که تام هاردی نقشش رو بازی میکنه مناسک مذهبی من درآوردی داره برای خودش.. از جمله اینکه ساعاتی از روز چشمها رو ببندیم، شاید به اندازه نیمی از روز. یک جور روزهی دیدن! نه اون روزهی نگاه که در اسلام میگن به معنی پرهیز از نگاه به نامحرم. بلکه پرهیز از دیدن هرچیزی. و میگه هدف اینه که وقتی دوباره چشمات رو باز کردی و دنیا رو دوباره دیدی، بینش تازهای خواهی داشت، و البته ازون پس قدردان نعمت دیدن هم خواهی بود.
این ارزشی نداره. که بریم بشینیم زیر بارون و آب بره تو یقهمون و بلرزیم تا بفهمیم چه خوبه آدم سقف بالاسرش باشه. همون لحظهای که داری میبینی، باید شعورت برسه که دیدن خیلی خوبه. دیدن باید دلیل قدردانی از دیدن باشه، نه ندیدن.
نباید لازم باشه خودتو محروم کنی تا بفهمی محرومیت چیه. نمیگم نمیشه اینجوری محرومیت رو فهمید. میشه، ولی درست نیست. نباید لازم باشه.
این ارزشی نداره. که بریم بشینیم زیر بارون و آب بره تو یقهمون و بلرزیم تا بفهمیم چه خوبه آدم سقف بالاسرش باشه. همون لحظهای که داری میبینی، باید شعورت برسه که دیدن خیلی خوبه. دیدن باید دلیل قدردانی از دیدن باشه، نه ندیدن.
نباید لازم باشه خودتو محروم کنی تا بفهمی محرومیت چیه. نمیگم نمیشه اینجوری محرومیت رو فهمید. میشه، ولی درست نیست. نباید لازم باشه.
نسیم طالب نوشته بود کیفیت غذای رستورانهای گرانقیمت که همه مشتریانش از قشر ثروتمند هستند پایینتر از کیفیت غذای رستورانهای معمولیتر و ارزانتره. چون صاحبان و کارکنان این رستورانهای لاکشری ملزم نیستند که کیفیت رو بهبود بدهند، چون ملزم نیستند که پاسخگو باشند، چون مشتریشون مطالبه پاسخگویی نداره، چون اگر داشته باشه و اعتراض و انتقادی بکنه، اینطور به نظر میاد که پولی که بابت غذا داده یا خواهد داد، براش مبلغ قابل توجهیه، در حالی که برای قشری که مشتری اونجا هستند مبلغ قابل توجهی نیست، پس برای اینکه خودش رو عضوی ازون قشر نشون بده، کاری نمیکنه و چیزی نمیگه که نشون بده اون مبلغ براش مهم بوده و ناراحته که خرجِ غذایی شده که ارزشش رو نداشته. اما در رستوران ارزانتر، برای اغلب مشتریها مهمه که بابت پولی که میدن چه چیزی دریافت میکنند، و پس اعتراض خواهند کرد و پس رستوراندار مجبوره حواسش به کیفیت باشه و اشتباهاتش رو اصلاح کنه.
عین همین پدیده در صنعت دوربین دیجیتال هم رخ داده، و کاش اطلاعات مردم از جریانات این بازار بیشتر بود تا لازم نبود از سیر تا پیازش رو تعریف کنم (که البته توقع بیجاییه)، چون شگفتآورتر و پیچیدهتر از مثال رستورانه. چیزی که اتفاق افتاده نمایش یک شمشیر دو لبهست. یک شرکت، به نام RED که لابد اسمش رو شنیدید، بیزینسی حول محور ارائه دوربین و لوازم جانبی مرتبط به استودیوهای فیلمسازی راه میندازه و ازین راه میلیونها دلار درآمد کسب میکنه، اما مشتریانش که از لحاظ بودجه دست بازی داشتند هیچوقت نقدی نداشتند که چرا قیمتهاش بالاست و آیا انقدر میارزه یا نه. چون اگه حرفی میزدند این سوال پیش میاومد: استودیو شما که گداییش میاد ۵۰ هزار دلار پول به دوربین بده، چجوری میخواد فیلمی با بودجه ۱۵ میلیون دلاری بسازه؟ فکر کن یک بیزینس راه بندازی که بر مبنای واهمه ازین سوال، پول دربیاره! محشره، نه؟ اما فقط به این واهمه تکیه نکردند. حجم عجیبی از محتوای مارکتینگ تولید کردند برای پیشرفتهتر و انقلابی جلوه دادن محصولاتشون، که خیلیها رو فریب داد. اینکه میگم از مثال رستوران پیچیدهتره به خاطر همینه: مشتریان بالقوه و بالفعل علاوه بر اینکه درباره قیمت ساکت بودند، درباره جوی که راه افتاده بود هم ساکت بودند و باور کردند. یعنی چون همکارانت یک مشت دروغ بازاریابی رو باور کردند، تو هم مجبوری باور کنی، و گرنه «کسی که در برابر تکنولوژی مقاومت نشون میده» به نظر میاومدی! فوقالعاده نیست؟
🔽
عین همین پدیده در صنعت دوربین دیجیتال هم رخ داده، و کاش اطلاعات مردم از جریانات این بازار بیشتر بود تا لازم نبود از سیر تا پیازش رو تعریف کنم (که البته توقع بیجاییه)، چون شگفتآورتر و پیچیدهتر از مثال رستورانه. چیزی که اتفاق افتاده نمایش یک شمشیر دو لبهست. یک شرکت، به نام RED که لابد اسمش رو شنیدید، بیزینسی حول محور ارائه دوربین و لوازم جانبی مرتبط به استودیوهای فیلمسازی راه میندازه و ازین راه میلیونها دلار درآمد کسب میکنه، اما مشتریانش که از لحاظ بودجه دست بازی داشتند هیچوقت نقدی نداشتند که چرا قیمتهاش بالاست و آیا انقدر میارزه یا نه. چون اگه حرفی میزدند این سوال پیش میاومد: استودیو شما که گداییش میاد ۵۰ هزار دلار پول به دوربین بده، چجوری میخواد فیلمی با بودجه ۱۵ میلیون دلاری بسازه؟ فکر کن یک بیزینس راه بندازی که بر مبنای واهمه ازین سوال، پول دربیاره! محشره، نه؟ اما فقط به این واهمه تکیه نکردند. حجم عجیبی از محتوای مارکتینگ تولید کردند برای پیشرفتهتر و انقلابی جلوه دادن محصولاتشون، که خیلیها رو فریب داد. اینکه میگم از مثال رستوران پیچیدهتره به خاطر همینه: مشتریان بالقوه و بالفعل علاوه بر اینکه درباره قیمت ساکت بودند، درباره جوی که راه افتاده بود هم ساکت بودند و باور کردند. یعنی چون همکارانت یک مشت دروغ بازاریابی رو باور کردند، تو هم مجبوری باور کنی، و گرنه «کسی که در برابر تکنولوژی مقاومت نشون میده» به نظر میاومدی! فوقالعاده نیست؟
🔽
همهچی داشت خوب پیش میرفت تا اینکه یه روز یه بنده خدا اومد کارت حافظه برای این دوربینها بفروشه. کارتی که خود شرکت رِد میفروخت خیلی گرون بود، این میخواست یک آلترناتیو ارزان بده دست مشتری. شرکت تا فهمید اعلام کرد هر کارتی به دوربینهای ما نمیخوره. کارتهای ما مشخصات خاصی داره. اگه کارتهای ایشون رو بزنید تو دوربین، جواب نمیده. این بنده خدا گفت جدی؟ پس بچرخید تا بچرخیم. یه ویدئو گذاشت تو یوتیوب که ثابت میکرد کارت شرکت هیچ فرقی با کارتهایی که تو آمازون میفروشن و قیمت پایینی دارند، نداره. تنها کاری که اینها کردند اینه که به دوربین گفتند فقط این شماره سریالها رو بپذیر! اگه کارتی زدن که شماره سریالش تو لیستت نبود، نپذیر!.. مدیران شرکت سریع گفتند این آقا کلاهبرداره! ولی اون آقا گفت من کلاهبردارم؟ اوکی پس، ننهتون رو خواهیم فاکید! تو یه ویدئو دیگه نشون داد مانیتوری که این شرکت به قیمت ۱۴۰۰ دلار میفروشه، اولا ساخت آمریکا نیست و تمام قطعاتش از تایوان و چین میاد، در حالی که پشتش نوشته مید این یواِسآ (قانون اجازه نمیده به هر مونتاژی بگی ساخت آمریکا) و دوما هزینه کل قطعاتش ۵۰ دلار هم نمیشه، و سوما چیپترین قطعات ممکن رو انتخاب کرده!.. اما این کافی نیست، چون ول کن نیست.. خیلی مصممه که ننه رِد رو به فاک عظما بده. در قسمت بعدی، که لینکش رو اینجا گذاشتم (ولی یکساعته لزومی نداره وقت بذارید)، نشون میده که مدیران این شرکت چقدر دروغ گفتند درباره نوآوریهایی که ادعا میکردند کار خودشونه، در حالی که از شرکتهای دیگه خریداری کرده بودند. اما اصل داستان یه جای دیگهست (گفتم که پیچیدهتر از مثال رستورانه). رِد از دوازده سال پیش یک پتنت ثبت کرده بود که امروز انحصاری که در بازار برای خودش ایجاد کرده رو بش مدیونه. شما فکر میکنید فقط وقتی میشه اختراعی رو ثبت کرد که واقعا اختراع باشه. اما پتنت رِد یک اختراع نبود. اینها «ذخیره اطلاعات خام ویدئو در حافظه داخلی دستگاه» رو به نام خودشون ثبت کردند! چیزی که به نظر بدیهی میاد، و اختراعات نمیتونند در زمره بدیهیات باشند، ولی بهرترتیب این امر بدیهی در انحصارشون قرار گرفت. ازونجایی که اطلاعات خام خروجی از سنسور، حجم خیلی بالایی داره، حتما نیاز هست تا فشرده بشه، اما این فشردهسازی نباید خیلی تخریبش کنه چون استودیوهای فیلمسازی باید بتونند حتی با وجود ادیت و دستکاری از کیفیت بالایی برخوردار باشند. برای این کار از الگوریتمی استفاده کردند که اصلا روش بدیعی نبود، اما همین رو هم به نام خودشون ثبت کردند تا رقبا قادر به استفاده ازش نباشند. مشتریان و اهالی صنعت باز به این انحصار انتقاد نکردند. چون نیاز به ذخیره در داخل دوربین، نشون میداد که میخوای پروژه رو ارزون دربیاری و استودیوت خیلی خفن نیست! اما از دو سه سال پیش اوضاع تغییر کرد. این زمانی بود که چندتا مشتری عادی، وارد رستوران لاکشری شدن! و وقتی غذا رو دیدند صداشون رو بالا بردند. تا قبل ازون نقل و انتقال اطلاعات خام ویدئو نیاز به پهنای باند بالا داشت و توجیه نداشت در دوربینهای ارزانتر و آماتوریتر به کار گرفته بشه، کارتهای حافظهای که این دوربینها استفاده میکردند هم ظرفیت و سرعت کافی رو نداشتند. اما با پیشرفت صنعت الکترونیک (که کاملا طبیعی و پیشبینیپذیر بود) حتی یک دوربین عکاسی ۲هزار دلاری هم امروز قادر به ذخیره اطلاعات خام ویدئوهاست، اما نه، قانونا قادر نیست. به خاطر پتنت رِد! اساسا اگه دوربین ۱۵۰۰ دلاری بتونه همون کیفیتی رو ارائه کنه که دوربین ۲۵ هزاردلاری میده، رِد در لبه پرتگاه قرار میگیره. و اینجا بود که اپل وارد شد و رسما شکایت کرد. چون آیفونها به حدی توسعه پیدا کردن که بتونن ویدئو خام ضبط کنن و فقط مانع قانونی دارند. اپل در این پرونده علاوه بر وکلای گردنکلفت، از یک دانشمند هم استفاده کرده! (خیلی دوست داشتم در اون دادگاه حضور داشتم. یک داگ فایت فنی تمام عیاره). این آقایی که با مادر رِد کار داره هم همزمان به کمک اپل اومده و داره روی بیاعتبار بودن پتنت رِد تولید محتوا میکنه که قراره در قسمت بعدی این مستند در کانال یوتیوبش ببینیم. هرچند اپل خودش سردمدار پدرسوختههاست، اما در این مورد دشمنِ دشمن من، در مقام دوست قرار میگیره.
اون شمشیر دولبه که گفتم همینه. چهارتا شارلاتان با نبوغی که در بازاریابی داشتند و با استفاده از امکاناتی که اینترنت و شبکههای اجتماعی ایجاد کرد و با استفاده حداکثری از پدیدهای که نسیم طالب مطرح کرد، تونستند به یک برند معتبر چندصدمیلیون دلاری تبدیل بشن. و همزمان، یه مهندس ناشناس با استفاده از همون اینترنت، و نبوغ مشابهی در تولید محتوا و ایجاد جو عمومی، تو خونهش نشسته و داره با کمترین هزینه ممکن اعتبار این شرکت رو تکه تکه میندازه تو فاضلاب!
نمیدونم چطور توصیف کنم که تماشای این شوی زنده چقدر فوقالعادهست!
اون شمشیر دولبه که گفتم همینه. چهارتا شارلاتان با نبوغی که در بازاریابی داشتند و با استفاده از امکاناتی که اینترنت و شبکههای اجتماعی ایجاد کرد و با استفاده حداکثری از پدیدهای که نسیم طالب مطرح کرد، تونستند به یک برند معتبر چندصدمیلیون دلاری تبدیل بشن. و همزمان، یه مهندس ناشناس با استفاده از همون اینترنت، و نبوغ مشابهی در تولید محتوا و ایجاد جو عمومی، تو خونهش نشسته و داره با کمترین هزینه ممکن اعتبار این شرکت رو تکه تکه میندازه تو فاضلاب!
نمیدونم چطور توصیف کنم که تماشای این شوی زنده چقدر فوقالعادهست!
❤3
Anarchonomy
Photo
کسی که ژاپنیها رو به تحرک واداشت، استرالیاییها بودند! به نظر عجیب میاد ولی دقیقا استرالیاییها به داد مشتریان جهانی رسیدند.
غیر از نیکون که هیچوقت ادعایی در ویدئو نداشت، بقیه ژاپنیها یک خط تولید مجزا برای دوربینهای سینمایی و استودیویی داشتند که طبیعتا ضبط اکسترنال داشتند، بنابراین بدشون نمیاومد مشتریشون مجبور باشه برای کیفیت بالاتر، محصول گرانترشون رو بخره.
دو تا شرکت استرالیایی بودند و هستند به نام
BlackMagicDesign و Atomos
بلکمجیک میز تدوین میساخت، بعد به این فکر افتاد که خودش دوربین هم تولید کنه و کرد، با رویکرد «دوربین استودیویی کوچکتر، سادهتر، ارزانتر». که طبیعتا میطلبید بتونه ویدئو خام رو در «داخل» ضبط کنه. که به دیوار پتنت رِد رسید، و گفت جهندم! خودم یه فرمت دیگه درست میکنم. و کرد. یک نرمافزار ادیت فیلم هم ساخته بود که در ورژن آخرش، از تمام لحاظ از نرمافزار ادوبی و اپل و بقیه روانتر و مدرنتره. اینکه نرمافزار خودش اولین ساپورتکننده فرمت خودش باشه، خیلی بش کمک کرد. چون اگه قرار باشه یه فرمت بسازی و صبر کنی تا شرکتهای نرمافزاری ساپورتش کنند، ممکنه زیر پات علف سبز بشه. بهرحال این شرکت الان دوربینی داره که قیمتش زیر ۲۵۰۰ دلاره و میتونه داخلی ضبط ویدئو خام فشرده انجام بده و بعد این فایل رو بشه خیلی هلو تو گلو در نرمافزاری که به صورت رایگان بهمراه اون دوربین بت میده ادیتش کرد. و طبیعتا این فشار آورد به بقیه.
اتوموس، مانیتور تولید میکرد برای دوربینها. بعد این مانیتورها رو به ضبطکننده اکسترنال تبدیل کرد. بعد به ژاپنیها گفت من یه مانیتور میسازم، شما دیتای خام رو از پورت HDMI بدید به من، منم با فرمت ProRes خام که توسط اپل طراحی شده (ولی توسط پتنت رد محدود شده) ضبط میکنم، چطوره؟ اولش هیچکدوم اعتنایی نکرد، جز نیکون! چون همونطور که گفتم هیچ ادعایی درباره ویدئو نداشت، و ضمنا خط تولید دوربینهای استودیویی و سینمایی هم نداشت که بخواد برای حفظ جایگاه اونها، دوربینهای ارزانتر رو عمدا ناتوان نگه داره! و بدین ترتیب اولین همکاری شکل گرفت، و قراره با یه سری آپدیت نرمافزاری، دوربینهاش مجهز به قابلیت خروجی خام از HDMI باشند. این پورت استانداردی داره که برای انتقال اطلاعات خام طراحی نشده. اتوموس سبک ویژهای طراحی کرد که بشه خام فرستاد ولی ازین کانال فرستاد. بعد ازون پاناسونیک هم به این دعوت لبیک گفت و به زودی دوربینهای ارزانقیمت اون هم میتونه این خروجی رو داشته باشه. و همین تحرکات باعث شد نقش پتنت رِد رو بیاد و مورد بحث قرار بگیره. چون مشتری این سوال مشروع رو پرسید: چرا برای ضبط ویدئوی خام باید مجبور باشم یه مانیتور ضبطکننده اکسترنال بخرم؟ و چرا شما باید به دردسر بیفتید که دیتا رو بچپونید تو HDMI؟ جواب این بود: برید از رِد بپرسید!
وقتی از بازار آزاد دفاع میکنیم فکر میکنند اینهم یه ایدئولوژیه و شیفتهش هستیم! ولی این چیزیه که داریم با چشمهای خودمون میبینیم. حیات وحشی از رقابت به طور زنده در برابر ماست و داریم میبینیم چطور دارند همدیگه رو میدرند. دریدنی که برنده نهاییش ما مصرفکنندگان هستیم. عمده اتفاقاتی که نوشتم در عرض دو سال افتاده! بدون بازار آزاد ممکن نبود چنین چیزی.
غیر از نیکون که هیچوقت ادعایی در ویدئو نداشت، بقیه ژاپنیها یک خط تولید مجزا برای دوربینهای سینمایی و استودیویی داشتند که طبیعتا ضبط اکسترنال داشتند، بنابراین بدشون نمیاومد مشتریشون مجبور باشه برای کیفیت بالاتر، محصول گرانترشون رو بخره.
دو تا شرکت استرالیایی بودند و هستند به نام
BlackMagicDesign و Atomos
بلکمجیک میز تدوین میساخت، بعد به این فکر افتاد که خودش دوربین هم تولید کنه و کرد، با رویکرد «دوربین استودیویی کوچکتر، سادهتر، ارزانتر». که طبیعتا میطلبید بتونه ویدئو خام رو در «داخل» ضبط کنه. که به دیوار پتنت رِد رسید، و گفت جهندم! خودم یه فرمت دیگه درست میکنم. و کرد. یک نرمافزار ادیت فیلم هم ساخته بود که در ورژن آخرش، از تمام لحاظ از نرمافزار ادوبی و اپل و بقیه روانتر و مدرنتره. اینکه نرمافزار خودش اولین ساپورتکننده فرمت خودش باشه، خیلی بش کمک کرد. چون اگه قرار باشه یه فرمت بسازی و صبر کنی تا شرکتهای نرمافزاری ساپورتش کنند، ممکنه زیر پات علف سبز بشه. بهرحال این شرکت الان دوربینی داره که قیمتش زیر ۲۵۰۰ دلاره و میتونه داخلی ضبط ویدئو خام فشرده انجام بده و بعد این فایل رو بشه خیلی هلو تو گلو در نرمافزاری که به صورت رایگان بهمراه اون دوربین بت میده ادیتش کرد. و طبیعتا این فشار آورد به بقیه.
اتوموس، مانیتور تولید میکرد برای دوربینها. بعد این مانیتورها رو به ضبطکننده اکسترنال تبدیل کرد. بعد به ژاپنیها گفت من یه مانیتور میسازم، شما دیتای خام رو از پورت HDMI بدید به من، منم با فرمت ProRes خام که توسط اپل طراحی شده (ولی توسط پتنت رد محدود شده) ضبط میکنم، چطوره؟ اولش هیچکدوم اعتنایی نکرد، جز نیکون! چون همونطور که گفتم هیچ ادعایی درباره ویدئو نداشت، و ضمنا خط تولید دوربینهای استودیویی و سینمایی هم نداشت که بخواد برای حفظ جایگاه اونها، دوربینهای ارزانتر رو عمدا ناتوان نگه داره! و بدین ترتیب اولین همکاری شکل گرفت، و قراره با یه سری آپدیت نرمافزاری، دوربینهاش مجهز به قابلیت خروجی خام از HDMI باشند. این پورت استانداردی داره که برای انتقال اطلاعات خام طراحی نشده. اتوموس سبک ویژهای طراحی کرد که بشه خام فرستاد ولی ازین کانال فرستاد. بعد ازون پاناسونیک هم به این دعوت لبیک گفت و به زودی دوربینهای ارزانقیمت اون هم میتونه این خروجی رو داشته باشه. و همین تحرکات باعث شد نقش پتنت رِد رو بیاد و مورد بحث قرار بگیره. چون مشتری این سوال مشروع رو پرسید: چرا برای ضبط ویدئوی خام باید مجبور باشم یه مانیتور ضبطکننده اکسترنال بخرم؟ و چرا شما باید به دردسر بیفتید که دیتا رو بچپونید تو HDMI؟ جواب این بود: برید از رِد بپرسید!
وقتی از بازار آزاد دفاع میکنیم فکر میکنند اینهم یه ایدئولوژیه و شیفتهش هستیم! ولی این چیزیه که داریم با چشمهای خودمون میبینیم. حیات وحشی از رقابت به طور زنده در برابر ماست و داریم میبینیم چطور دارند همدیگه رو میدرند. دریدنی که برنده نهاییش ما مصرفکنندگان هستیم. عمده اتفاقاتی که نوشتم در عرض دو سال افتاده! بدون بازار آزاد ممکن نبود چنین چیزی.
هند، بیشترین مدارس خصوصی دنیا رو داره. در مناطق شهری بعضا ۵۰ درصد بچهها در مدرسه خصوصی درس میخونند. طبیعتا اگه شهریهشون بالا بود اینهمه آدم بچهشون رو نمیفرستادن به این مدرسهها. متوسط شهریه این مدارس در مناطق شهری فقط ۸ دلاره در ماه، و حدود ۵ دلار در مناطق روستایی. این مبالغ کمتر از ۱۰ درصد درآمد سرانه هستند، در نتیجه خانوادههای فقیر هندی ترجیح میدن بچههاشون رو بفرستن مدرسه خصوصی تا اینکه بفرستن مدرسه دولتی که مثلا رایگانه!.. عقل میگه حاکمان این کشور باید استقبال کنند ازین قضیه دیگه، نه؟ ولی حاکمان هند، که اغلب از طبقه الیت هستند با عقل کار ندارند، برعکس در حال تقویت آموزش دولتی هستند و هرروز یه سنگ جدید میندازن جلوی مدرسه خصوصی! چرا؟ چون تو هلند همه بچهها میرن مدرسه دولتی، پس ما هم برای اینکه مثل هلند بشیم و پیشرفت کنیم باید درصد پذیرش دولتیها رو ببریم بالا، حتی به زور!
در جهان سوم، حتی مخ نخبگان هم تاب داره.
در جهان سوم، حتی مخ نخبگان هم تاب داره.