یک داستان هست از زمان امام صادق که میگه حضرت برای اینکه فرمانبرداری مطلوب ولایی! رو نشون بده به یکی از اصحابش میگه برو بپر تو تنور، و اون فرد هم میره میپره داخلش در حالی که روشن بوده، اما کاملا هالیوودیطور دچار سوختگی نمیشه، چون هر کدام از شیعیان واقعی یه ابراهیم درون دارن! کاملا واضحه که در رقابت طرفین در جذب افکار عمومی، این داستانها ساخته شد تا طرف شیعه بگه از کرامات شیخ ما این است که فلان! حالا حجتالاسلام زائری رمز این وفاداری ولایی رو کشف کرده.. ازونجایی که دستگاه خلافت فعلی خیلی دلخوره که چرا در سال ۱۴۴۱ قمری نمیشه مثل سال ۱۴۱ قمری بسیجی داخل تنور رونده ساخت، رمزگشایی از موفقیت جعفر صادق اهمیت پیدا میکنه. زائری روایت دیگهای از همان امام همام نقل میکنه به این مضمون که حضرت یکی از اصحاب خود را دید که غمباد گرفته، ازو پرسید چه شده؟ گفت سنم داره میره بالا نه زنی نه زندگیای، تو بازار رد شدنی یک کنیز رو دیدم و ازون موقع تو کفشم ولی پول ندارم. حضرت دستور داد آن کنیز را خریدند، و یک خانه هم اجاره کرده و کلیدش رو به او داد و گفت برو پی زندگیات!.. و بعد زائری نتیجه میگیرد: خب معلومه فردا اگه به این فرد میگفت بپر در تنور، میپرید!.. بعبارتی رمز ساخت سرباز ولایی دو چیز است: داف، و مکان!.. و لابد بر مبنای همین استراتژیه که توریسم سکس در مشهد شکوفا شده، یحتمل اقایان مبنا رو بر این گذاشتهاند که اگه داف و مکان فاطمیون و زینبیون رو تأمین کنیم، برایمان خواهند جنگید در پراکسی وار های منطقه!
قبلا درباره کظم غیظ حضرت امام موسی کاظم نوشته بودم که برخلاف تبلیغات منابر، آنچه که از سجایای اخلاقی نسبت داده میشه به آن بزرگواران، بیشتر مهندسی اجتماعی بوده تا یک فضیلت شخصیتی. طرف میآمده فحش ناموس میداده به حضرت، و ایشان فردا میرفته یک کیسه سکه تحویلش میداده بدون هیچ دلیلی! و خب من هم بودم جلوی دهانم را میگرفتم از آن به بعد. این که داف و مکان تأمین کنیم برای آدمهای تکیده و اونها رو مدیون خودمون کنیم تا بمیرند یا بمیرانند برای ما، که گروههایی مافیایی هم انجام میدن، لازم نیست حجت خدا بر روی زمین باشی. همین اعضای خطرناک گنگهای مواد مخدر آمریکای جنوبی که نوجوان ۱۵ ساله چنان برایشان آدم میکشد که انگار قسمتی از دورههای آموزشی رو در رحم مادرش گذرونده، چطور نیرو جذب میکنند؟ یک گوشه خیابون داشته آشغال میخورده و یک روز یک آقای چهارشونه با خالکوبی فراوان میاد از فلاکت نجاتش میده.
آقای زائری و بقیه دست اندرکاران خلافت شیعه اگه دنبال ساختن گنگ هستند، که خب هیچ. اتفاقا دوره دورهی یاغیهای مافیایی است، از قاچاقچیان آمریکای جنوبی تا حوثیهای یمن.. با راهبرد «جوجه تیغی باش و حکومت کن» خوب توانستهاند تمدنهای غربی و شرقی و شمالی و جنوبی رو در هچل بندازن. اما اگه احیانا در گوشههایی از ذهنشون تربیت «انسان معنوی» رو تخیل میکنند، این قطعا راهش نیست.
قبلا درباره کظم غیظ حضرت امام موسی کاظم نوشته بودم که برخلاف تبلیغات منابر، آنچه که از سجایای اخلاقی نسبت داده میشه به آن بزرگواران، بیشتر مهندسی اجتماعی بوده تا یک فضیلت شخصیتی. طرف میآمده فحش ناموس میداده به حضرت، و ایشان فردا میرفته یک کیسه سکه تحویلش میداده بدون هیچ دلیلی! و خب من هم بودم جلوی دهانم را میگرفتم از آن به بعد. این که داف و مکان تأمین کنیم برای آدمهای تکیده و اونها رو مدیون خودمون کنیم تا بمیرند یا بمیرانند برای ما، که گروههایی مافیایی هم انجام میدن، لازم نیست حجت خدا بر روی زمین باشی. همین اعضای خطرناک گنگهای مواد مخدر آمریکای جنوبی که نوجوان ۱۵ ساله چنان برایشان آدم میکشد که انگار قسمتی از دورههای آموزشی رو در رحم مادرش گذرونده، چطور نیرو جذب میکنند؟ یک گوشه خیابون داشته آشغال میخورده و یک روز یک آقای چهارشونه با خالکوبی فراوان میاد از فلاکت نجاتش میده.
آقای زائری و بقیه دست اندرکاران خلافت شیعه اگه دنبال ساختن گنگ هستند، که خب هیچ. اتفاقا دوره دورهی یاغیهای مافیایی است، از قاچاقچیان آمریکای جنوبی تا حوثیهای یمن.. با راهبرد «جوجه تیغی باش و حکومت کن» خوب توانستهاند تمدنهای غربی و شرقی و شمالی و جنوبی رو در هچل بندازن. اما اگه احیانا در گوشههایی از ذهنشون تربیت «انسان معنوی» رو تخیل میکنند، این قطعا راهش نیست.
❤6
دنیا اینجوری کار نمیکنه. برای جلب کمک ابرقدرت، باید بش ثابت کنی یکی از منافعش رو تأمین میکنی. انتخابات آزاد ما، چه چیزی رو برای آمریکا تأمین میکنه؟ همین الان که جنگ تجاری با چین برقراره، دعوای اوباش خاورمیانه با همدیگه، به نفع کدوم طرفه؟ اونی که در انرژی وابستهست (برای همین ایران شر ایجاد میکنه، ولی نه در حدی که انتقال نفت به شرق آسیا، برای دراز مدت مختل شه. خودزنی میکنند، ولی خودکشی نه).
ولی حالا که فانتزی میبافیم چرا انتخابات مجلس؟ کاوه آهنگر هم بتونه وارد این مجلس باز باید با ولیفقیه بیعت کنه. فانتزی اینه: به مردم فرصت داده بشه یه بار دیگه به سوال «آیا حکومت اسلامی میخواهید؟» جواب بدن.
ولی حالا که فانتزی میبافیم چرا انتخابات مجلس؟ کاوه آهنگر هم بتونه وارد این مجلس باز باید با ولیفقیه بیعت کنه. فانتزی اینه: به مردم فرصت داده بشه یه بار دیگه به سوال «آیا حکومت اسلامی میخواهید؟» جواب بدن.
❤2
«با شلوغکاریهایی که دوستان ایرانی لیبرالمون راه انداختن نباید خوشحال باشیم که ترامپ آمریکا رو به صادرکننده نفت تبدیل کرد؟ میتونید تصور کنید چقدر الان در وضعیت شکنندهای بودیم اگه دموکراتها موفق میشدن مانع تولید نفت ما بشن؟»
یک سوال صادقانه از دوستان سبز دارم. بابت استخراج نفت شیل، خیلی سر و صدا راه انداختن که محیط زیست رو نابود میکنه و فلان و بهمان. که قسمتی ازون ادعاها واقعیت داشت. یعنی نمیخوام بگم پیازداغش رو زیاد کرده بودند، یا شاید کرده بودند، ولی میخوام فرض کنم نکرده بودند و واقعا ضدمحیطزیست بود. با سوال مشروعی که پرسیده موافق نیستید؟ اگه آمریکا همچنان در نفت وابسته بود و یک جنگ بزرگ رخ میداد، الان آسیب بیشتری به انسانها و محیطزیست وارد نمیشد؟ انتخاب بین «بد و بدتر» در سیاست یه فریبه، ولی تو محیطزیست چطور؟
یک سوال صادقانه از دوستان سبز دارم. بابت استخراج نفت شیل، خیلی سر و صدا راه انداختن که محیط زیست رو نابود میکنه و فلان و بهمان. که قسمتی ازون ادعاها واقعیت داشت. یعنی نمیخوام بگم پیازداغش رو زیاد کرده بودند، یا شاید کرده بودند، ولی میخوام فرض کنم نکرده بودند و واقعا ضدمحیطزیست بود. با سوال مشروعی که پرسیده موافق نیستید؟ اگه آمریکا همچنان در نفت وابسته بود و یک جنگ بزرگ رخ میداد، الان آسیب بیشتری به انسانها و محیطزیست وارد نمیشد؟ انتخاب بین «بد و بدتر» در سیاست یه فریبه، ولی تو محیطزیست چطور؟
یکی از خطاهای رایج در قضاوت درباره پیشرفت تکنولوژیک اینه که موفقیتهای اولیه رو مبنا قرار میدهند برای اتفاقات آتی. مثلا گفته میشه از هواپیمای ملخی جهش کردیم به هواپیما با موتور جت، اما ازون موقع هیچ تغییری رخ نداده و مثلا بالاتر از سرعت صوت نمیتونیم پرواز کنیم! این نگاه پیشرفتهای دیگه رو نادیده میگیره. از جمله اینکه پروازهای امروزی هرچند سرعتشون تغییر چندانی نداشته، اما به مراتب امنتر و راحتتر هستند، و خیلی خیلی ارزانتر هم هستند. و از طرفی اینطور نیست که نشه در بعضی حوزهها پیشرفت داشت، از جمله سرعت. اما این پیشرفت به قدری گرانتر تموم میشه که بازار پسش میزنه. هزینه دو برابر سریعتر رسیدن، خیلی بیشتر از دو برابر درمیاد.
وزیر دفاع آمریکا میگه با متحدینمون در حال بررسی هستیم که چطور پاسخ گستاخی ایران رو بدیم.
سالها پیش یکی از بچههایی که واسه یکی از شرکتهای نظامی پیمانکار سپاه کار میکرد یه جزوه بم نشون داد، که توش کپی سیاه سفید از یه سری صفحات یک هندبوک وجود داشت (که نمیدونم از کدوم سایت روسی گرفته بودن) که سناریوهای احتمالی پنتاگون برای مقابله با ایران در یک جنگ فرضی در خلیج فارس رو نشون میداد. بش گفتم اینی که اینجا ترسیم کردن بیشتر شبیه آخرالزمانه. الان مثلا مطالعه این چه فایدهای داره؟ قراره بعد از این آخرالزمان هم باز شرکت شما برپا باشه و خدمات بفروشه به سپاه؟
گفت تو کلاسی که هستیم با خودم بیست و دو نفر هستند، هیجده نفرشون گاون، میمونه چهار نفر، که یکیشون جاسوسه، و اون یکی دزده. یکی دیگه و من هستیم که یه ذره نگرانیم واسه آینده مملکت، گزارش تهیه میکنیم میدیم به اینا، شاید یکی مطالعه کرد. البته من خسته شدم انقدر گیر دادن بم میخوام از شرکت بیام بیرون و برم هلند!
سالها پیش یکی از بچههایی که واسه یکی از شرکتهای نظامی پیمانکار سپاه کار میکرد یه جزوه بم نشون داد، که توش کپی سیاه سفید از یه سری صفحات یک هندبوک وجود داشت (که نمیدونم از کدوم سایت روسی گرفته بودن) که سناریوهای احتمالی پنتاگون برای مقابله با ایران در یک جنگ فرضی در خلیج فارس رو نشون میداد. بش گفتم اینی که اینجا ترسیم کردن بیشتر شبیه آخرالزمانه. الان مثلا مطالعه این چه فایدهای داره؟ قراره بعد از این آخرالزمان هم باز شرکت شما برپا باشه و خدمات بفروشه به سپاه؟
گفت تو کلاسی که هستیم با خودم بیست و دو نفر هستند، هیجده نفرشون گاون، میمونه چهار نفر، که یکیشون جاسوسه، و اون یکی دزده. یکی دیگه و من هستیم که یه ذره نگرانیم واسه آینده مملکت، گزارش تهیه میکنیم میدیم به اینا، شاید یکی مطالعه کرد. البته من خسته شدم انقدر گیر دادن بم میخوام از شرکت بیام بیرون و برم هلند!
Anarchonomy
ترامپ، سندرز، بایدن سه مردی که تب انتخابات آمریکا رو در دست دارند امروز، هر سه بالای ۷۰ سال هستند!.. فارغ از گرایشات سیاسی و کارنامهشون، هر سه در سیاست موفق بودند، و گرنه الان در موقعیتی که هستند، نبودند. یکی از افسانههایی که ما رو باش تربیت کردند این بود…
حتی چپهای اسراییلی هم از انرژی نتانیاهو متعجبند. میگه ۲۱ اکتبر ۷۰ ساله میشه ولی انگار نه انگار. حالا تصور کنید موقعیتش رو.. به شدت نیاز به برنده شدن در انتخابات داره، در حالی که همه احزاب به خونش تشنهن. نحوه ائتلاف رو هواست. یه پرونده جدی تو قوه قضاییه داره. حزبالله و سپاه قدس در مرز دارن کرم میریزن. هر لحظه احتمال جنگ هست. وضعیت شهرکها در بلاتکلیفترین حالت ممکنه، و معامله قرن انتظارش رو میکشه. شما رو نمیدونم اما از خودم مطمئنم که اگه در این موقعیت بودم متلاشی میشدم.
موفقیت، بیشتر از هوش و پشتکار، انرژی درونی میخواد.
موفقیت، بیشتر از هوش و پشتکار، انرژی درونی میخواد.
عجب تهدید خانمانبراندازی!
والاع من هنوز پام به زندانهای نظام باز نشده، نمیتونم پیشبینی کنم. شاید تحت فشار و شکنجه هرچیزی بنویسم، ولی خب تابلو خواهد شد، نه؟ یعنی لاقل شما تشخیص میدید که این نوشته بر اثر فشاره. شستشوی مغزی روی هرکسی که جواب نمیده. شستشوکننده باید از شستشوشونده باهوشتر باشه. یعنی گاوهایی که دارند برای این سیستم خدمت میکنند از من باهوشترند؟ کاش مثل دوست قبلی میگفتید «ملعون» ولی چنین اهانتی نمیکردید 😁
امثال گلرخخانوم نه تحت شکنجهاند نه تحت شستشو. «قبل از ورود» به زندان هارونالرشید، دلبسته به خلافت عباسی بودند.
والاع من هنوز پام به زندانهای نظام باز نشده، نمیتونم پیشبینی کنم. شاید تحت فشار و شکنجه هرچیزی بنویسم، ولی خب تابلو خواهد شد، نه؟ یعنی لاقل شما تشخیص میدید که این نوشته بر اثر فشاره. شستشوی مغزی روی هرکسی که جواب نمیده. شستشوکننده باید از شستشوشونده باهوشتر باشه. یعنی گاوهایی که دارند برای این سیستم خدمت میکنند از من باهوشترند؟ کاش مثل دوست قبلی میگفتید «ملعون» ولی چنین اهانتی نمیکردید 😁
امثال گلرخخانوم نه تحت شکنجهاند نه تحت شستشو. «قبل از ورود» به زندان هارونالرشید، دلبسته به خلافت عباسی بودند.
نکته جالب اینجاست که دوستان «بازار آزاد» در مورد مسائل پیش آمده برای امثال هپکو، سریعا اشاره میکنند که این شرکتها «زوائد دولتی» هستند که قاعدتا باید از ریشه کندشان. اما مسئله فعلا آن قسمت داستان نیست. ما هنوز به جایی که مثل شهروندان مدرن جهان درباره اداره اقتصاد تصمیم بگیریم نرسیدهایم، که مثلا سوسیالیستی باشد یا چه باشد. فعلا مسئله ما همون مسئله ۱۴۰۰ سال پیشه که به شکل دارک کمدی در این توعیت آمده.. یعنی مطالبه دستمزدی که بابتش کار کرده اند! باید ازین دوستان پرسید کمونیسم و کپیتالیسم را ولش کن، «اصلا قبول دارید که باید پول طلبکار را پرداخت کرد؟».
❤1
ایزوله بودن صنایع نظامی از فضای پابلیک، باعث این شده که مردم عادی بیشتر روی ذهنیات خودشون تکیه کنند تا واقعیتها. در دوره جدید که اینترنت و دسترسی به اطلاعات در اختیار همه هست و ارتشها و شرکتهای تسلیحاتی ازش برای تبلیغات استفاده میکنند، اون قضیه «تکیه بر ذهنیات» رو تشدید هم کرده. که نتیجهش میشه این تحلیلهای احساسی و پاندولی! چرا میگم پاندولی؟ چون بر اساس یک شاکله مشخص نیست. روزی که ناوهای آمریکا با نفتکشهای عبوری تصادف میکنند، سطح ارتش آمریکا رو معادل یک کشور جهان سوم که «چپولها جلوی چشمشون هم نمیبینند» ارزیابی میکنند، و فردا که یک کشور جهانسوم یک حرکت انجام میده، ناگهان سطحش رو «معادل آمریکا و روسیه» قرار میدن!
وقتی هواپیمای مسافربری مالزی ناپدید شد، پوست کارشناسان کنده شد تا به مردم حالی کنند ماهوارههای نظامی، هرچقدر هم دقت بالایی داشته باشند، یه چیزی معادل دوربین مداربسته پارکینگ آپارتمان شما نیستند که هر جنبندهای روی این کرهخاکی رو رصد کنند و بدانند از کجا آمد و به کجا رفت!. وقتی یکی از ملوانان آمریکا اطلاعات زمانی حرکت و پهلوگیری ناوی که در اون خدمت میکرد رو به شرکتهای خدمات دهنده در بنادر فروخت، کسی باورش نمیشد این اطلاعات توسط یک پرینتر سوزنی چاپ میشده و داخل یک جعبه میریخت! و این از جعبه برمیداشته و میبرده تحویل خریداران میداده، چون اصلا ایدهای ازینکه کامپیوترهای ناو چطور کار میکنند ندارند. همین دیروز یکی از فعلههای سایبری پوتین یک ویدئو به اشتراک گذاشت از شلیک مسلسل پدافندی به اهداف پروازی. طفلک خبر نداشت قسمتی از یک رزمایش نیروهای روسیه نیست، بلکه قسمتی از دموی یک بازی کامپیوتریه.. چون انفجار و دود حاصل از اصابت گلولههای اون اسلحه به هدف رو از نزدیک ندیده که تشخیص بده این دود واقعی نیست. در همین راستا اگه به این دوستمون از نزدیک نشون میدادند که حتی موشکهای کروز چهل سال پیش چقدر خوب کار میکردند از تعجب شاخ در میآورد، و میفهمید لازم نیست «در حد آمریکا و روسیه» باشی تا بتونی با استفاده ازشون تحرکات خطرناک نشون داده و آسیبهای جدی وارد کنی. مخصوصا اینکه امروز امکاناتی در اختیار «همگان» هست که چهل سال پیش نبود.
https://t.me/kafshhaye_aahani/3076
وقتی هواپیمای مسافربری مالزی ناپدید شد، پوست کارشناسان کنده شد تا به مردم حالی کنند ماهوارههای نظامی، هرچقدر هم دقت بالایی داشته باشند، یه چیزی معادل دوربین مداربسته پارکینگ آپارتمان شما نیستند که هر جنبندهای روی این کرهخاکی رو رصد کنند و بدانند از کجا آمد و به کجا رفت!. وقتی یکی از ملوانان آمریکا اطلاعات زمانی حرکت و پهلوگیری ناوی که در اون خدمت میکرد رو به شرکتهای خدمات دهنده در بنادر فروخت، کسی باورش نمیشد این اطلاعات توسط یک پرینتر سوزنی چاپ میشده و داخل یک جعبه میریخت! و این از جعبه برمیداشته و میبرده تحویل خریداران میداده، چون اصلا ایدهای ازینکه کامپیوترهای ناو چطور کار میکنند ندارند. همین دیروز یکی از فعلههای سایبری پوتین یک ویدئو به اشتراک گذاشت از شلیک مسلسل پدافندی به اهداف پروازی. طفلک خبر نداشت قسمتی از یک رزمایش نیروهای روسیه نیست، بلکه قسمتی از دموی یک بازی کامپیوتریه.. چون انفجار و دود حاصل از اصابت گلولههای اون اسلحه به هدف رو از نزدیک ندیده که تشخیص بده این دود واقعی نیست. در همین راستا اگه به این دوستمون از نزدیک نشون میدادند که حتی موشکهای کروز چهل سال پیش چقدر خوب کار میکردند از تعجب شاخ در میآورد، و میفهمید لازم نیست «در حد آمریکا و روسیه» باشی تا بتونی با استفاده ازشون تحرکات خطرناک نشون داده و آسیبهای جدی وارد کنی. مخصوصا اینکه امروز امکاناتی در اختیار «همگان» هست که چهل سال پیش نبود.
https://t.me/kafshhaye_aahani/3076
Telegram
کفشهای آهنی
آیا واقعا ایران به چنین قدرت نظامی شگرفی دست یافته است؟
@kafshhaye_aahani
حمله به تاسیسات نفتی آرامکو از لحاظ نظامی و اطلاعاتی در سطح بسیار بالایی قرار دارد و اگر ایران چنین حمله ای را طراحی، ساماندهی و عملیاتی کرده باشد باید اذعان کرد که قدرت نظامیاش…
@kafshhaye_aahani
حمله به تاسیسات نفتی آرامکو از لحاظ نظامی و اطلاعاتی در سطح بسیار بالایی قرار دارد و اگر ایران چنین حمله ای را طراحی، ساماندهی و عملیاتی کرده باشد باید اذعان کرد که قدرت نظامیاش…
❤1
VID_20190917_115508.webm
4 MB
این آقا رو تو خیابون ببینید باور میکنید یه هلیکوپتر رو اینطوری بندازه؟
بله مشکل از ذهنیات شماست، و گرنه این طفلکهای پابرهنه به «سطح آمریکا و روسیه» نرسیدن.
ساعت خوش 😄
بله مشکل از ذهنیات شماست، و گرنه این طفلکهای پابرهنه به «سطح آمریکا و روسیه» نرسیدن.
ساعت خوش 😄
هادی چوپان با اینکه خودش از موقعیتی که بش دست یافته خیلی راضی و خوشحاله، اما کل قضیه حالت ترحمبرانگیزی داره. آدمی که برای رژیم غذاییش هم باید چرتکه بندازه که پولم میرسه آیا، یا نمیرسه، یا حتی بره از دوست و رفیق پول قرض بگیره، که بخوره! در حالی که برای رقبای خارجیش، هزینه خورد و خوراک در بین مجموع هزینهها، اصلا به چشم نمیاد. غیر از فقر، و غیر از گرفتاری در جهان سوم، مبتلا به مورد خاص «ایرانی بودن» و در دوره جمهوریاسلامی زیستن هم هست و باید بابت ویزا از هفتخوان رستم بگذره!.. چرا؟ اینهمه زجر برای چی؟ این سرگرمیها و این تخصصها، مرتبط با زندگی آدمهای حداقل طبقه متوسط جهانی در کشورهای نرماله. به ما چه ارتباطی داره که بپریم وسطش؟ اصلا چه معنی داره این رنجکشیدن؟ که ثابت کنم من فقیرزاده جهان سومی و ساکن در کشور محور شرارت «هم» میتوانم با شماهایی که ۹۰ درصد مشکلات من را نداشتهاید و تصوری از آنها ندارید رقابت کنم و مقام هم بیاورم!
این تلاش برای پیروزی در جنگهای نابرابر، ارزشی نیست که احیانا از سمت اونطرفیها اومده باشه؟ اونطرفیها اتفاقا از موفقیت چوپانها استقبال میکنند. چون مصداقهاییه که برای این پروپاگاندای نژادپرستانه که: این جهانسومیها جونشون سفته، شرایطشون ایکسبرابر سختتر از ما باشه هم میتونن خودشون رو به ما برسونن! مشابه نگاهی که زمانی در آمریکا به سیاهان وجود داشت و «پوستکلفت» حسابشون میکردند، تا جایی که از شلاق زدنشون وجداندرد کمتری داشتند، چون قبلا در ذهنشون تثبیت شده بود که آفریقایی به اندازه ما درد رو حس نمیکنه!
چه شاهدی بهتر ازین برای یک جهان اولی، که بگه میبینید؟ لازم نیست مهاجرت کنید به اینجا، لازم نیست کشورتون نرمال باشه، شما «پوستکلفتها» که بهرحال «میتوانید».
من برای توانستن در جنگی نابرابر که طرف مقابل هم براش ذوق دارن! جشن نمیگیرم، چون اصلا توش شرکت نمیکنم. من میگم فاک یو و فاک مسابقهتان. هروقت استاندارد زندگیام قاطی استاندارد شما شد، تلاش خودم را هم قاطی تلاش شما میکنم.
این تلاش برای پیروزی در جنگهای نابرابر، ارزشی نیست که احیانا از سمت اونطرفیها اومده باشه؟ اونطرفیها اتفاقا از موفقیت چوپانها استقبال میکنند. چون مصداقهاییه که برای این پروپاگاندای نژادپرستانه که: این جهانسومیها جونشون سفته، شرایطشون ایکسبرابر سختتر از ما باشه هم میتونن خودشون رو به ما برسونن! مشابه نگاهی که زمانی در آمریکا به سیاهان وجود داشت و «پوستکلفت» حسابشون میکردند، تا جایی که از شلاق زدنشون وجداندرد کمتری داشتند، چون قبلا در ذهنشون تثبیت شده بود که آفریقایی به اندازه ما درد رو حس نمیکنه!
چه شاهدی بهتر ازین برای یک جهان اولی، که بگه میبینید؟ لازم نیست مهاجرت کنید به اینجا، لازم نیست کشورتون نرمال باشه، شما «پوستکلفتها» که بهرحال «میتوانید».
من برای توانستن در جنگی نابرابر که طرف مقابل هم براش ذوق دارن! جشن نمیگیرم، چون اصلا توش شرکت نمیکنم. من میگم فاک یو و فاک مسابقهتان. هروقت استاندارد زندگیام قاطی استاندارد شما شد، تلاش خودم را هم قاطی تلاش شما میکنم.
❤5
Anarchonomy
Photo
بله، به نظر من آدم فقیر نباید خودشو وارد هر رقابتی کنه. یکی از کجاندیشیهای رایج همینه که میخوان بگن استعداد پسرک فلکزدهای در هرمزگان شکوفا شد، میگن در کنکور رتبه ۵ آورده به تهران خواهد آمد! در حالی که شاید وقت گذاشتن برای کنکور و درس خوندن در اون دانشگاه بهترین تصمیم نبوده باشه، که در بعضی موارد بدترینه. هرکس باید به داشتههاش و البته نداشتههاش و نقاط قوتش نگاه کنه و بعد ببینه تو چه بازیهایی برنده و یا برندهتر خواهد بود. بعضی وقتها باید به خودتون بگید شاید تو اون بازی ببرم، ولی اون بازی من نیست. مورد هادی چوپان که خیلی بغرنجه. من آدمی رو سراغ دارم که برای مواردی بسیار معمولیتر هم به اشتباه در انتخاب بازی اشاره میکرد. مثلا میگفت عکاسان خیلی مستعدی رو میشناسم که در حوزه عکاسی تجاری کار میکنند و کارشون واقعا تمیزه. یعنی از یک شیشه عطر طوری عکس میگیرند که با اینکه بویی نمیشنوی ولی دلت میخواد کاغذی که عکس روش چاپ شده رو بو کنی! اما حیفم میاد که اینها دارند در این شاخه کار میکنند. اینهمه استعداد و هنر برای عکسی تبلیغاتی که یکی دوبار دیده میشه و بعد دور انداخته میشه!
متوجهید دغدغه طرف کجاست؟ میگه این عکاس مستعد که فکر میکنه استعدادش شکوفا شده چون داره پول خوبی درمیاره و چون اسمش یه برند شده، در واقع استعدادش داره به هرز میره!
سبحانالله!
از دام کلیشههای کوزت و سیندرلا و جودیابوت بیرون بیایید.
متوجهید دغدغه طرف کجاست؟ میگه این عکاس مستعد که فکر میکنه استعدادش شکوفا شده چون داره پول خوبی درمیاره و چون اسمش یه برند شده، در واقع استعدادش داره به هرز میره!
سبحانالله!
از دام کلیشههای کوزت و سیندرلا و جودیابوت بیرون بیایید.
❤4
Anarchonomy
Galahad – Smoke
فکر کنم لیریک آهنگی که دیشب گذاشتم چک نکردید.. این یه قسمتشه
It's all very un-english up in the smoke, oops it seems the politics is broke
All the leavers have left and the remainers are in a tiz...
What on earth is going on in the hallowed corridors of Westminster?
میبینید که تماما درباره برگزیته!
هنرمند تو جبهه مخالفان برگزیته (یعنی جزء اونهایی که میخواستند انگلیس در اتحادیه «میماند»). اما برخلاف بسیاری از خوانندگان دیگه که عقیده سیاسیشون رو میکوبند به صورت شنونده اثر، مثل کیک تولد که اخیرا مد شده از رو بامزهبازی (که اصلا بامزه نیست) میمالند به صورتی کسی که برای تولدش جشن گرفتند، با زیرکی از زدن نیمی از جمعیت که به خروج رأی دادند خودداری میکنه و سعی میکنه انعکاس دهنده خستگی مردم از بیکفایتی سیاستمداران باشه (اینجوری تأیید همه رو خواهد داشت، چون هم مخالفان خروج خستهاند هم موافقان). در این ژانر از هنر اعتراضی، که میخواد خودش رو بین مردم قایم کنه، وانمود میشه مردم به صورت دیفالت اختلافی باهم ندارند، چهارتا سیاستمدار پدرسوخته بودند که اومدند وسط کرمی ریختند و همهچی بهم ریخت! در واقع همین نوای هنرمندانه که میخواد به پوپولیسم سیاستمدارها اعتراض کنه، خودش مبتلا به پوپولیسمه. چرا که این ادعا که مردم با هم اختلافی ندارند (و در ایران با عبارت «وحدت کلمه» مخمون رو خوردن باش) یک حربه پوپولیستیه. برخلاف ممالک شرقیه که سیاستمدارها یا قصابند یا دباغ، در غرب شریف دیواری کوتاهتر از دیوار سیاستمدار نیست. مردم تا حد زیادی در شکلگیری یا حداقل انتخاب سیاستها نقش دارند، اما وقتی برنامهها اونطور که فکر میکنند پیش نمیره شکمبه گوسفند رو میریزن روی کتشلوار سیاستمدار. در آمریکا واقعا عدهای به ایلهان عمر رأی دادند، و از قضا حامیان نمایندگان سیاستهای خاص، از تعداد رأیدهندگانشون بیشتر میشه، همونطور که الان شاید ۲ میلیون آمریکایی موافق ایلهان عمر باشند در حالی که شاید ۱۰۰ هزارنفر هم بش رأی ندادند. اگه حتی اون صدهزارنفر رأیدهنده فریب خورده باشند یا مست بوده باشند در روز انتخابات، اون یک میلیون و نهصدهزارنفر دیگه که با آگاهی کامل ازینکه چه کسیه و چی میگه و داره چیکار میکنه حمایتش میکنند. این دو میلیون نفر رو ایلهان عمر متمایز نکرده از بقیه. خودشون متمایز بودند. پس این تمایزها واقعا در جامعه آمریکا وجود داره. اینکه چون زیر یه پرچمیم عاشق چشم ابرو همدیگهایم و خیلی حال میکنیم با هم و این سیاستمداران خبیثن که بینمون رو شکرآب میکنند، یک افسانهست. مخصوصا در جامعه متکثر اونها. در غرب، زدن سیاستمدار هیچ هزینهای نداره. این کوبیدن درصد قابل توجهی از مردم نجیب و زحمتکش و شهیدپروره که شجاعت میخواد.
It's all very un-english up in the smoke, oops it seems the politics is broke
All the leavers have left and the remainers are in a tiz...
What on earth is going on in the hallowed corridors of Westminster?
میبینید که تماما درباره برگزیته!
هنرمند تو جبهه مخالفان برگزیته (یعنی جزء اونهایی که میخواستند انگلیس در اتحادیه «میماند»). اما برخلاف بسیاری از خوانندگان دیگه که عقیده سیاسیشون رو میکوبند به صورت شنونده اثر، مثل کیک تولد که اخیرا مد شده از رو بامزهبازی (که اصلا بامزه نیست) میمالند به صورتی کسی که برای تولدش جشن گرفتند، با زیرکی از زدن نیمی از جمعیت که به خروج رأی دادند خودداری میکنه و سعی میکنه انعکاس دهنده خستگی مردم از بیکفایتی سیاستمداران باشه (اینجوری تأیید همه رو خواهد داشت، چون هم مخالفان خروج خستهاند هم موافقان). در این ژانر از هنر اعتراضی، که میخواد خودش رو بین مردم قایم کنه، وانمود میشه مردم به صورت دیفالت اختلافی باهم ندارند، چهارتا سیاستمدار پدرسوخته بودند که اومدند وسط کرمی ریختند و همهچی بهم ریخت! در واقع همین نوای هنرمندانه که میخواد به پوپولیسم سیاستمدارها اعتراض کنه، خودش مبتلا به پوپولیسمه. چرا که این ادعا که مردم با هم اختلافی ندارند (و در ایران با عبارت «وحدت کلمه» مخمون رو خوردن باش) یک حربه پوپولیستیه. برخلاف ممالک شرقیه که سیاستمدارها یا قصابند یا دباغ، در غرب شریف دیواری کوتاهتر از دیوار سیاستمدار نیست. مردم تا حد زیادی در شکلگیری یا حداقل انتخاب سیاستها نقش دارند، اما وقتی برنامهها اونطور که فکر میکنند پیش نمیره شکمبه گوسفند رو میریزن روی کتشلوار سیاستمدار. در آمریکا واقعا عدهای به ایلهان عمر رأی دادند، و از قضا حامیان نمایندگان سیاستهای خاص، از تعداد رأیدهندگانشون بیشتر میشه، همونطور که الان شاید ۲ میلیون آمریکایی موافق ایلهان عمر باشند در حالی که شاید ۱۰۰ هزارنفر هم بش رأی ندادند. اگه حتی اون صدهزارنفر رأیدهنده فریب خورده باشند یا مست بوده باشند در روز انتخابات، اون یک میلیون و نهصدهزارنفر دیگه که با آگاهی کامل ازینکه چه کسیه و چی میگه و داره چیکار میکنه حمایتش میکنند. این دو میلیون نفر رو ایلهان عمر متمایز نکرده از بقیه. خودشون متمایز بودند. پس این تمایزها واقعا در جامعه آمریکا وجود داره. اینکه چون زیر یه پرچمیم عاشق چشم ابرو همدیگهایم و خیلی حال میکنیم با هم و این سیاستمداران خبیثن که بینمون رو شکرآب میکنند، یک افسانهست. مخصوصا در جامعه متکثر اونها. در غرب، زدن سیاستمدار هیچ هزینهای نداره. این کوبیدن درصد قابل توجهی از مردم نجیب و زحمتکش و شهیدپروره که شجاعت میخواد.