حالا اصل زرنگبازی کجاست؟ مصرف موتور بنزینی رو صدی ۱۱ لیتر حساب کرده! و در مقابل انرژی لازم برای شارژ ماشین برقیه رو از کجا حساب کرده؟ از یک نیروگاه آبی که آلایندگی نداره! 😁
باشه. باشه.
باشه. باشه.
«فقط ساخت باتری یک ماشین برقی به وزن پانصد کیلوگرم که برای یک ماشین شاسیبلند مناسب باشه، ۷۴ درصد دیاکسید کربن بیشتری منتشر میکنه تا تولید یک موتور بنزینی مدرن، اگه در جایی ساخته بشه که از سوختهای فسیلی استفاده میشه، مثل آلمان». بله آلمان.
و بعد ازینکه تولید شدن، با برق سدها شارژ نمیشن. با برق نیروگاههای ذغالسنگی یا نیروگاههای گازی شارژ میشن.
و بعد ازینکه تولید شدن، با برق سدها شارژ نمیشن. با برق نیروگاههای ذغالسنگی یا نیروگاههای گازی شارژ میشن.
از بحث زیستمحیطی که بگذریم، حتی در قدرت خودروی برقی هم مردم رو فریب میدن. فورد مدل برقی اف۱۵۰ خودش رو تولید کرده و برای اینکه گشتاورش رو به رخ بکشه یه ویدئوی تبلیغاتی ساخت که نشون میده این وانت برقی، زنجیرهای از واگنها که همشون با چندین وانت پر شدن رو میکشه! چیزی معادل پونصد تن اگه اشتباه نکنم.
نمیدونم این کانال یوتیوب رو دنبال میکنید یا نه. ایشون با یک ماژیک و یک تخته وایتبرد ثابت میکنه که چیزی که فورد نشون داد نه تنها کار شاقی نیست، بلکه هر وانت دیگهای میتونه انجامش بده.. چرا؟ چون واگنها روی ریل هستند!
ما دشمن ماشین برقی نیستیم. اتفاقا آرزو داریم تکنولوژی به حدی برسه که به قول آرنولد شوراتزنگر هم بشه از رانندگی لذت برد هم به طبیعت آسیب نزد. ما با شارلاتانبازی مخالفیم.
https://youtu.be/Au3U72CX74I
نمیدونم این کانال یوتیوب رو دنبال میکنید یا نه. ایشون با یک ماژیک و یک تخته وایتبرد ثابت میکنه که چیزی که فورد نشون داد نه تنها کار شاقی نیست، بلکه هر وانت دیگهای میتونه انجامش بده.. چرا؟ چون واگنها روی ریل هستند!
ما دشمن ماشین برقی نیستیم. اتفاقا آرزو داریم تکنولوژی به حدی برسه که به قول آرنولد شوراتزنگر هم بشه از رانندگی لذت برد هم به طبیعت آسیب نزد. ما با شارلاتانبازی مخالفیم.
https://youtu.be/Au3U72CX74I
YouTube
No, Ford's Electric F-150 Can't Tow 1 Million Pounds (Realistically)
Ford's Electric F-150 pulled a 1 million pound train, but Ford's stunt was way easier than it looked. This isn't a competitive advantage, instead, it's a very clever, very cool, marketing exercise.
Towing a million pounds sounds impossible. On an open road…
Towing a million pounds sounds impossible. On an open road…
غیر از لیبرترینها، تمام افراد از انتهای راست گرفته تا انتهای چپ، بر این باورند که نمیشه بعضی از امور رو به دولت نسپرد، از جمله تأمین امنیت!.. که در عصر حاضر علاوه بر امنیت داخلی، مسئول تأمین امنیت جهان هم هستند! اما هیچکس نمیگه بیایید کارنامه دولتها رو بررسی کنیم ببینیم دارن این کارو درست انجام میدن یا نه. وقتی بلکواتر رسوایی «قتل غیرمسئولانه» رو به بار آورد فریاد همه بلند شد و خواستند منحلش کنند (که البته منحل نشد، تغییر نام داد). بلکواتر فقط یک اشتباه کرد، اونم اشتباهی فردی نه سیستماتیک، اونم مربوط به حقوق بشر نه یک اشتباه نظامی. متأسفانه حتی یک دهم اون حساسیت درباره دولتهایی که هزاران اشتباهِ سیستماتیکِ نظامی و امنیتی مرتکب میشن، وجود نداره. «همینکه جنگ هستهای راه ننداختن باید خدا رو شاکر بود» نشان از یک کارنامه موفق نیست، نشان از یک پرونده افتضاحه، چون نشون میده چقدر اوضاع خرابه که سطح توقع به «تبدیل نشدن کره زمین به یک برهوت هستهای» تنزل پیدا کرده.
کافیه عملکرد اخیر دولتها رو مروری بکنید تا ازینکه چه چیزهایی نرمالایز شده وحشت کنید. تصور کنید به یک ایدئولوژی دیوانهوار ایمان دارید که از مردم توقع داره یک توپ پینگپنگ رو همواره در گوشه دهانشون نگه دارند. حتی موقع خواب. و اگه کسانی در خواب خفه شدند بگید قصور از خودشون بوده، چون روش درست خوابیدن با توپ پینگپنگ در دهان را یاد نگرفته بودند! هرکس هم ازین «هنجار اجتماعی» تخطی کرد بازداشت کرده و زیر شکنجه به قتل برسونید. ازونجایی که اسلحه و نفت در اختیار شماست کسی جرئت نمیکنه این نُرم جدید رو به چالش بکشه. وقتی از فرمانپذیری مردم کشور خودتون مطمئن شدید، این قاعده رو به کشورهای همسایه هم صادر میکنید. در تمام این پروسه، هیچچیز مانع شما نیست. تازه ممکنه دولتها یک کانال مالی اختصاصی هم براتون تخصیص بدن برای خرید توپ، یا خرید دوربینهایی که تشخیص میده عابران پیاده چیزی تو دهانشون هست یا نیست.
شاید به نظر بعضیها این یک جوک باشه، اما کاملا واقعیه، و دولتهای جهان باعث شدند چنین کابوسی ممکن و عملی بشه. و ما ایرانیها داریم دقیقا در یکی ازین کابوسها زندگی میکنیم.
این روزها کنگره آمریکا داره قانونی رو بررسی میکنه که به افراد اجازه میده برن شهادت بدن و از دادگاه بخوان حق حمل اسلحه رو از دیگران سلب کنه! و جالبه که متهم لازم نیست در دادگاه حاضر بشه و از خودش دفاع کنه، شهادتدهنده و قاضی درباره زندگیش و آزادیش و حق مالکیتش تصمیم خواهند گرفت! یعنی علنا یک مرحله مقدماتی از فیلم «گزارش اقلیت». ممکنه همسایهت سر جای پارک ازت دلخور باشه، فرداش بره به قاضی بگه ایشون اعصاب درستی نداره، اسلحهش رو ازش بگیرید!.. البته اسلحه فقط نقطه آغازه. در مرحله بعد میتونه بگه ایشون اعصاب درستی نداره بعید نیست بره مواد لازم برای ساخت بمب بخره، حسابش رو مسدود کنید!
مهم نیست تصویب بشه یا نشه، مهم اینه که چنین ایده وحشتناکی به ذهن تعداد قابل توجهی از قانونگذاران رسیده، و اصلا دور از انتظار نیست در انتخاباتهای آتی تعدادشون بیشتر هم بشه.
سوال اینه: کسانی که به چنین ایدههایی به عنوان راه حل مینگرند، برای امنیت جهانی چه راهحلهایی ممکنه از تو جیبشون دربیارن؟ چرا باید سرنوشت جوامع جهان در دست این افراد باشه؟
اگر ذهنیت ما بر این اصل استوار باشه که «دولت همهچیز را به لجن میکشد»، در اون صورت مسئولیت بزرگی مثل امنیت کشور و امنیت جهان رو بش نمیسپردیم.
کافیه عملکرد اخیر دولتها رو مروری بکنید تا ازینکه چه چیزهایی نرمالایز شده وحشت کنید. تصور کنید به یک ایدئولوژی دیوانهوار ایمان دارید که از مردم توقع داره یک توپ پینگپنگ رو همواره در گوشه دهانشون نگه دارند. حتی موقع خواب. و اگه کسانی در خواب خفه شدند بگید قصور از خودشون بوده، چون روش درست خوابیدن با توپ پینگپنگ در دهان را یاد نگرفته بودند! هرکس هم ازین «هنجار اجتماعی» تخطی کرد بازداشت کرده و زیر شکنجه به قتل برسونید. ازونجایی که اسلحه و نفت در اختیار شماست کسی جرئت نمیکنه این نُرم جدید رو به چالش بکشه. وقتی از فرمانپذیری مردم کشور خودتون مطمئن شدید، این قاعده رو به کشورهای همسایه هم صادر میکنید. در تمام این پروسه، هیچچیز مانع شما نیست. تازه ممکنه دولتها یک کانال مالی اختصاصی هم براتون تخصیص بدن برای خرید توپ، یا خرید دوربینهایی که تشخیص میده عابران پیاده چیزی تو دهانشون هست یا نیست.
شاید به نظر بعضیها این یک جوک باشه، اما کاملا واقعیه، و دولتهای جهان باعث شدند چنین کابوسی ممکن و عملی بشه. و ما ایرانیها داریم دقیقا در یکی ازین کابوسها زندگی میکنیم.
این روزها کنگره آمریکا داره قانونی رو بررسی میکنه که به افراد اجازه میده برن شهادت بدن و از دادگاه بخوان حق حمل اسلحه رو از دیگران سلب کنه! و جالبه که متهم لازم نیست در دادگاه حاضر بشه و از خودش دفاع کنه، شهادتدهنده و قاضی درباره زندگیش و آزادیش و حق مالکیتش تصمیم خواهند گرفت! یعنی علنا یک مرحله مقدماتی از فیلم «گزارش اقلیت». ممکنه همسایهت سر جای پارک ازت دلخور باشه، فرداش بره به قاضی بگه ایشون اعصاب درستی نداره، اسلحهش رو ازش بگیرید!.. البته اسلحه فقط نقطه آغازه. در مرحله بعد میتونه بگه ایشون اعصاب درستی نداره بعید نیست بره مواد لازم برای ساخت بمب بخره، حسابش رو مسدود کنید!
مهم نیست تصویب بشه یا نشه، مهم اینه که چنین ایده وحشتناکی به ذهن تعداد قابل توجهی از قانونگذاران رسیده، و اصلا دور از انتظار نیست در انتخاباتهای آتی تعدادشون بیشتر هم بشه.
سوال اینه: کسانی که به چنین ایدههایی به عنوان راه حل مینگرند، برای امنیت جهانی چه راهحلهایی ممکنه از تو جیبشون دربیارن؟ چرا باید سرنوشت جوامع جهان در دست این افراد باشه؟
اگر ذهنیت ما بر این اصل استوار باشه که «دولت همهچیز را به لجن میکشد»، در اون صورت مسئولیت بزرگی مثل امنیت کشور و امنیت جهان رو بش نمیسپردیم.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمریکاییها میگن «هرگز فراموش نخواهند کرد». اما میکنند. مگه میشه انسان فراموش نکنه؟ از کل دم و تشکیلات عریض و طویل اطلاعاتی و امنیتی آمریکا، حتی یک نفر به جرم کوتاهی در انجام وظیفه مجازات نشد. آب تو دل سعودیها تکون نخورد، و جمهوریاسلامی که به بنلادن و خانوادهش پناه داد داره به فعالیتهایی از همون جنس ادامه میده، و طالبان داره از واشنگتن چراغ سبز میگیره برای حکومت بر افغانستان!
دیگه چجوری باید این ضجهها رو فراموش میکردند؟
دیگه چجوری باید این ضجهها رو فراموش میکردند؟
ترامپ، سندرز، بایدن
سه مردی که تب انتخابات آمریکا رو در دست دارند امروز، هر سه بالای ۷۰ سال هستند!.. فارغ از گرایشات سیاسی و کارنامهشون، هر سه در سیاست موفق بودند، و گرنه الان در موقعیتی که هستند، نبودند.
یکی از افسانههایی که ما رو باش تربیت کردند این بود که «۱۰ درصد موفقیت به هوش مربوطه، ۹۰ درصد بقیه به تلاش». حافظه داستانیمون پر شده از خاطرات آدمهایی که باهوش نبودند اما پشتکار داشتند. اما این چیزی بیشتر از یک دروغ نبود. البته نیت پاکی داشتند. میخواستند بمون بگن اگه باهوش نبودی، ناامید نشو. اگه تنبلی نکنی میتونی خودت رو به باهوشها و مستعدها برسونی. اما چیزی که در بین این سه پیرمرد مشترکه، نه مقدار هوش، و نه مقدار پشتکار، بلکه قدرت جسمانی و روانیه.
هرچند ترامپ نمیتونه در دویدن با کسی مسابقه بده، و سندرز گاهی عصا لازم داره، و بایدن یادش میره معاون کدوم رییسجمهور بود، اما هر سه قوی و سالم بودند که تا اینجا اومدند. آدمی که آرتروز داره، یا عاشق خوابه، نمیتونه صبح برای یک جمعیت پنجاههزار نفری سخنرانی کنه، ظهر با سفیر ژاپن دیدار و تشریفات کسلکنندهش رو تحمل کنه، بعدازظهر از یک کارخانه دیدن کنه و شب با مشاوران لجوجش سر مسائل خاورمیانه جر و بحث کنه. آدمهای موفق کسانی بودند و هستند که بدنشون و روانشون توان حمل حجم زیادی از فعالیت و جنب و جوش رو داره. اگه به یک روانشناس بگن با یک بررسی مختصر بین من و برنی سندرز که نیم قرن ازم بزرگتره یکی رو برای یک موسسه خیریه انتخاب کن که بره در خونه مردم رو بزنه و صدقه جمع کنه، بلاشک سندرز رو انتخاب میکرد، نه من رو. با اولین سوالی که ازمون میپرسید میفهمید کدوممون انرژی بیشتری داریم.
و نه، نمیشه ظرفیت جسمی و روانی فرد رو خیلی بالا برد. میشه توی ظرفش یکم انرژی بیشتری جا داد، ولی نمیشه ظرف رو بزرگتر کرد. تسلیم در برابر این واقعیت، منجر میشه به پذیرفتن اینکه «همه قابلیت موفق بودن را ندارند». این فکر به نظر خیلیها خطرناکه، چون با آرمانهای عدالتطلبانهشون همخوانی نداره.
سه مردی که تب انتخابات آمریکا رو در دست دارند امروز، هر سه بالای ۷۰ سال هستند!.. فارغ از گرایشات سیاسی و کارنامهشون، هر سه در سیاست موفق بودند، و گرنه الان در موقعیتی که هستند، نبودند.
یکی از افسانههایی که ما رو باش تربیت کردند این بود که «۱۰ درصد موفقیت به هوش مربوطه، ۹۰ درصد بقیه به تلاش». حافظه داستانیمون پر شده از خاطرات آدمهایی که باهوش نبودند اما پشتکار داشتند. اما این چیزی بیشتر از یک دروغ نبود. البته نیت پاکی داشتند. میخواستند بمون بگن اگه باهوش نبودی، ناامید نشو. اگه تنبلی نکنی میتونی خودت رو به باهوشها و مستعدها برسونی. اما چیزی که در بین این سه پیرمرد مشترکه، نه مقدار هوش، و نه مقدار پشتکار، بلکه قدرت جسمانی و روانیه.
هرچند ترامپ نمیتونه در دویدن با کسی مسابقه بده، و سندرز گاهی عصا لازم داره، و بایدن یادش میره معاون کدوم رییسجمهور بود، اما هر سه قوی و سالم بودند که تا اینجا اومدند. آدمی که آرتروز داره، یا عاشق خوابه، نمیتونه صبح برای یک جمعیت پنجاههزار نفری سخنرانی کنه، ظهر با سفیر ژاپن دیدار و تشریفات کسلکنندهش رو تحمل کنه، بعدازظهر از یک کارخانه دیدن کنه و شب با مشاوران لجوجش سر مسائل خاورمیانه جر و بحث کنه. آدمهای موفق کسانی بودند و هستند که بدنشون و روانشون توان حمل حجم زیادی از فعالیت و جنب و جوش رو داره. اگه به یک روانشناس بگن با یک بررسی مختصر بین من و برنی سندرز که نیم قرن ازم بزرگتره یکی رو برای یک موسسه خیریه انتخاب کن که بره در خونه مردم رو بزنه و صدقه جمع کنه، بلاشک سندرز رو انتخاب میکرد، نه من رو. با اولین سوالی که ازمون میپرسید میفهمید کدوممون انرژی بیشتری داریم.
و نه، نمیشه ظرفیت جسمی و روانی فرد رو خیلی بالا برد. میشه توی ظرفش یکم انرژی بیشتری جا داد، ولی نمیشه ظرف رو بزرگتر کرد. تسلیم در برابر این واقعیت، منجر میشه به پذیرفتن اینکه «همه قابلیت موفق بودن را ندارند». این فکر به نظر خیلیها خطرناکه، چون با آرمانهای عدالتطلبانهشون همخوانی نداره.
یکی از نکات جالب این دعوا اینه که مسئله فقط آزادیه، نه امنیت. یعنی اینکه کدوم طرف بتونه اراده خودش رو تحمیل کنه تأثیری در اینکه تیراندازی و کشتار رخ بده یا نده نداره، صرفا در اینکه شهروندان چقدر میتونن آزاد باشند اثر خواهد داشت. اسلحه AR15 مردمیترین و اوپنسورسترین اسلحه دنیاست، ازین جهت که تمام گواهیهای ثبت اختراعش سالها پیش منقضی شدهاند و همه میتونند از طرحش کپی کنند، از طرفی بیشمار شرکت و افراد حقیقی ماهر، نحوه ساخت و بهینهسازیش رو در اختیار عموم قرار دادهاند. این اسلحه با «علم توده» به حیات خودش ادامه داده. طوری که میگن اگه زامبیها حمله کنند و همه رو از بین ببرند و فقط یک نفر زنده بمونه، اون یه نفر میتونه برای خودش یک AR15 بسازه و از زندگیش دفاع کنه!
بنابراین جنایتکاران حتی در بدترین شرایط ممکن هم خواهند توانست این اسلحه رو گیر بیارن. این مردم عادی خواهند بود که حق قانونی استفاده ازش رو از دست خواهند داد.
«دولت، همهچیز را به لجن میکشد».
بنابراین جنایتکاران حتی در بدترین شرایط ممکن هم خواهند توانست این اسلحه رو گیر بیارن. این مردم عادی خواهند بود که حق قانونی استفاده ازش رو از دست خواهند داد.
«دولت، همهچیز را به لجن میکشد».
اون «الشقوق» رو میبینید؟ اونجا جایی بود که امام حسین خبردار شد مسلم بن عقیل رو کشتن. با وجود این آگاهی، دیگه ادامه مسیر به عراق معنی نداشت. اگه من جای حضرت بودم، سمت راست رو میگرفتم و مستقیم میتاختم تا از عراق دور و وارد ایران بشم.
اما اگه جای حر بودم چی؟
اگه جای حر بودم و حضرت میگفت بذارید برم کوفه، میگفتم یاابنرسولالله، کوفه پشت سرتون بود، رد کردید!
حتی سایت ویکیشیعه که این نقشه رو گذاشته سعی کرده کوفه رو تا اونجایی که میتونه از نجف دورتر قرار بده، اما دیگه روش نشده بچسبونه به کربلا! چون تقلبش خیلی تابلو میشد.
اما من جای هیچکدوم نیستم. جای کسی هستم که داره میبینه سوگوارانش، همهچیز رو سیاه کردهاند.. حتی زندگی آدمها رو.
اما اگه جای حر بودم چی؟
اگه جای حر بودم و حضرت میگفت بذارید برم کوفه، میگفتم یاابنرسولالله، کوفه پشت سرتون بود، رد کردید!
حتی سایت ویکیشیعه که این نقشه رو گذاشته سعی کرده کوفه رو تا اونجایی که میتونه از نجف دورتر قرار بده، اما دیگه روش نشده بچسبونه به کربلا! چون تقلبش خیلی تابلو میشد.
اما من جای هیچکدوم نیستم. جای کسی هستم که داره میبینه سوگوارانش، همهچیز رو سیاه کردهاند.. حتی زندگی آدمها رو.
خیر. نگفت باید بیعت کنی. گفت وقتکشی کن تا من کسب تکلیف کنم. و وقتی کسب تکلیف کرد ابنزیاد گفت ببریدش تو برهوت بیآب و علف! ولی اینها از بیخ رودخونه به راهشون ادامه دادند! کی میگه مسیری که نه به کوفه بره نه به مدینه، فقط به کربلا میرسه؟ از گوگل ارث کمک بگیرید، اتفاقا در مسیرهای موجود، بدترینش بود. شما وقتی قصد فرار از مواجهه رو داری، به محل تجمع دشمن نزدیک نمیشی. تازه همه اینها با این فرض خیلی تخیلی است که این روایات، صحیح هستند.
رفتار زیگزاگی و غیرقابل توضیح، به این یکی خلاصه نمیشه. حضرت فرمود اگه از مکه نروم مرا به قتل میرسانند. بعد گفتند بیا یمن پیش ما. گفت در هر سوراخی بروم مرا میکشند!
ملاحظه میفرمایید؟
رفتار زیگزاگی و غیرقابل توضیح، به این یکی خلاصه نمیشه. حضرت فرمود اگه از مکه نروم مرا به قتل میرسانند. بعد گفتند بیا یمن پیش ما. گفت در هر سوراخی بروم مرا میکشند!
ملاحظه میفرمایید؟
❤2
عسگر اولادی «سرشار از احساس بود اما پشت کوهی از عقل پنهان شده بود».
چندی پیش ایلان ماسک در یک کنفرانس رو در روی جک ما، موسس علیبابا، نشست تا درباره موضوعات مختلف بحث کنند. مخاطب بینالمللی، تصوری ازین مولتیمیلیاردر چینی نداشت، فقط میدونستند پولداره. اما وقتی لب به سخن گشود و سخنانش در برابر ایلان ماسک قرار گرفت، مردم به یک جمعبندی رسیدن: میشه بیشعور بود و میلیاردر هم شد!
این پشت عقل پنهان شدن عسگراولادی هم چیزیه که فقط آقای جلالپور دیده. اگه در معرض قضاوت میلیونها نفر دیگه قرار میگرفت، و اگه در برابر یک سرمایهدار خارجی که در عمرش از رانت بیبهره بوده قرار میگرفت، صحتش برملا میشد.
https://t.me/mohsenjalalpour/1272
چندی پیش ایلان ماسک در یک کنفرانس رو در روی جک ما، موسس علیبابا، نشست تا درباره موضوعات مختلف بحث کنند. مخاطب بینالمللی، تصوری ازین مولتیمیلیاردر چینی نداشت، فقط میدونستند پولداره. اما وقتی لب به سخن گشود و سخنانش در برابر ایلان ماسک قرار گرفت، مردم به یک جمعبندی رسیدن: میشه بیشعور بود و میلیاردر هم شد!
این پشت عقل پنهان شدن عسگراولادی هم چیزیه که فقط آقای جلالپور دیده. اگه در معرض قضاوت میلیونها نفر دیگه قرار میگرفت، و اگه در برابر یک سرمایهدار خارجی که در عمرش از رانت بیبهره بوده قرار میگرفت، صحتش برملا میشد.
https://t.me/mohsenjalalpour/1272
Telegram
✍️ محسن جلالپور
دشواری عسگر اولادی بودن
آخرین بار در مشهد و در نشست انجمن پسته کشور دیدمش. در جمع فعالان پسته مشغول سخنرانی بودم که وارد سالن شد.جمعیت زیادی در سالن نشسته بودند. وارد که شد به جمعیت نگاه کرد و بلند سلام گفت.متوجه نبود که بین در ورودی و سالن همایش،اختلاف…
آخرین بار در مشهد و در نشست انجمن پسته کشور دیدمش. در جمع فعالان پسته مشغول سخنرانی بودم که وارد سالن شد.جمعیت زیادی در سالن نشسته بودند. وارد که شد به جمعیت نگاه کرد و بلند سلام گفت.متوجه نبود که بین در ورودی و سالن همایش،اختلاف…
❤2
آمریکا یه تست تسلیحاتی ترسناک انجام داد. ترسناک نه از جهت ابعاد تخریب، بلکه از جهت نمایاندن آیندهی جنگ.
این پهپاد رو به پرواز درآوردن، همزمان یک اوپراتور در یک هلیکوپتر که در فاصلهای دورتر پرواز میکرد با یک آیپد! با یک فاکینگ آیپد، یک بمب هدایتشونده سُرشی (که یعنی مثل گلایدر تو هوا سُر میخوره) رو که این پهپاد حمل میکرد، آزاد میکنه تا به هدف خاصی بخوره. این بمب ۲۷ کیلوعه، ولی نصف وزنش متعلق به کلاهک جنگیشه و میتونه تا ۳۰ کیلومتر به پرواز ادامه بده تا قبل ازینکه به هدف برسه. حتی اگه اون هدف با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت در حال فرار باشه! سپس نیروهایی که روی زمین بودند توسط هوش مصنوعی مطلع میشن که هدف مهمتری وجود داره.. مهمتر ازونی که اوپراتور هلیکوپتر انتخاب کرده بود. با کمک آیپد خودشون بمبی که در هوا در حال پروازه رو از مسیر قبلی خارج کرده و به سمت هدف جدید هدایت کردند!
مقامات ارتش میگن فعلا یکم کار میبره و همین فردا به جبهه تحویل نمیشه، ولی همین راه رو ادامه خواهیم داد.
فکر کن اون دنیا ازت بپرسن بأی ذنب قتلت؟ و بگی به علت خطرناکتر تشخیص داده شدن توسط یک الگوریتم! 😁
We're all fucked!
این پهپاد رو به پرواز درآوردن، همزمان یک اوپراتور در یک هلیکوپتر که در فاصلهای دورتر پرواز میکرد با یک آیپد! با یک فاکینگ آیپد، یک بمب هدایتشونده سُرشی (که یعنی مثل گلایدر تو هوا سُر میخوره) رو که این پهپاد حمل میکرد، آزاد میکنه تا به هدف خاصی بخوره. این بمب ۲۷ کیلوعه، ولی نصف وزنش متعلق به کلاهک جنگیشه و میتونه تا ۳۰ کیلومتر به پرواز ادامه بده تا قبل ازینکه به هدف برسه. حتی اگه اون هدف با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت در حال فرار باشه! سپس نیروهایی که روی زمین بودند توسط هوش مصنوعی مطلع میشن که هدف مهمتری وجود داره.. مهمتر ازونی که اوپراتور هلیکوپتر انتخاب کرده بود. با کمک آیپد خودشون بمبی که در هوا در حال پروازه رو از مسیر قبلی خارج کرده و به سمت هدف جدید هدایت کردند!
مقامات ارتش میگن فعلا یکم کار میبره و همین فردا به جبهه تحویل نمیشه، ولی همین راه رو ادامه خواهیم داد.
فکر کن اون دنیا ازت بپرسن بأی ذنب قتلت؟ و بگی به علت خطرناکتر تشخیص داده شدن توسط یک الگوریتم! 😁
We're all fucked!
بچههای امروزی در همهجای دنیا مثل هم هستند. وقتی یک رویه احمقانه رو ببینند، خیلی رک به بقیه میگن که احمقانهست. با تسلط افکار چپ و تجددگرایانه بر مدارس آمریکا، بچهها فهمیدن که مدرسه جای این مزخرفات نیست. خیلی منطقی میپرسه «مگه مدرسه جای این نیست که ریاضی و علوم و خواندن نوشتن یاد بگیریم؟ نباید جایی باشه که معلمها بمون بگن باید چه نظری درباره جامعه داشته باشیم». «اگه تو ریاضی کم بیاری، کلاس هفتم رو میفتی، اگه کلاس هفتم رو بیفتی، دوره راهنمایی رو رفوزه میشی، اگه راهنمایی رو رفوزه بشی دبیرستان میپره، اگه دبیرستان بپره دانشگاه نمیتونی بری و اگه دانشگاه نتونی بری زندگیت رو باختی».
خیلی ساده داره میگه من میرم مدرسه که آینده شغلی خودم رو بسازم نه اینکه یه سری ایدئولوژی بم دیکته بشه.
خبر بد برای وزارت آموزش و پرورش فاشیست جمهوری اسلامی اینه که بچههای ایرانی هم همینقدر تیز هستند در تشخیص و رک هستند در پسزدن محتویات بدرد نخور!
خیلی ساده داره میگه من میرم مدرسه که آینده شغلی خودم رو بسازم نه اینکه یه سری ایدئولوژی بم دیکته بشه.
خبر بد برای وزارت آموزش و پرورش فاشیست جمهوری اسلامی اینه که بچههای ایرانی هم همینقدر تیز هستند در تشخیص و رک هستند در پسزدن محتویات بدرد نخور!
❤2
Forwarded from M R
پست شما را در مورد عسکراولادی که دیدم، کنجکاو شدم که مناظره بین جکما و ایلونماسک چه بوده! جکما همان بود که خودش گفت: دارای هوش کف خیابان! و در نظر من چنین هوشی خیلی خیلی بالاتر از هوش آکادمیک است. برعکس آنچه در اینجا گفته شده، جکما نه تنها بیشعور جلوه نکرد، بلکه بسیار هوشمندانه صحبت کرد، مگر آنکه شک کردن در پروژههای احمقانه بسط زیستی به مریخ و این خزعبلات را نشانه بیشعور بودن بدانیم!
در ضمن ماسک بسیار از رانت دولتی در جاهای مختلف دنیا برخوردار بوده، در ارجحیت مالیاتی و تعرفهای که خیلی از دولتها برای اتوموبیلهای الکتریک وضع کردهاند. و در ضمن، ماسک چند وقت پیش ثابت کرد که یک بیشعور کامل است وقتی که یک غواص را که نقشی عمده در ماموریت پرخطر نجات بچههای تایلندی گیر افتاده در غار داشت یک "بچهباز" خواند (بدون هیچ دلیلی!).
جکما کسی است که بدون دریوری گفتن، بدون رانت، بدون تحصیلات زیادی دانشگاهی، بدون حتی یک قیافه خوب، با یک قد کوتاه، با وجناتی که حتی برای فروشنده مکدونالد بودن خوب نیست ولی با هوشی از نوع کف خیابان. او با همه اینها پولدار شده. ماسک بر عکس است: گندهگو، رانتدار، با ایدههای تخیلی، با تحصیلات زیادی و کلاً یک بیشعور!
در ضمن ماسک بسیار از رانت دولتی در جاهای مختلف دنیا برخوردار بوده، در ارجحیت مالیاتی و تعرفهای که خیلی از دولتها برای اتوموبیلهای الکتریک وضع کردهاند. و در ضمن، ماسک چند وقت پیش ثابت کرد که یک بیشعور کامل است وقتی که یک غواص را که نقشی عمده در ماموریت پرخطر نجات بچههای تایلندی گیر افتاده در غار داشت یک "بچهباز" خواند (بدون هیچ دلیلی!).
جکما کسی است که بدون دریوری گفتن، بدون رانت، بدون تحصیلات زیادی دانشگاهی، بدون حتی یک قیافه خوب، با یک قد کوتاه، با وجناتی که حتی برای فروشنده مکدونالد بودن خوب نیست ولی با هوشی از نوع کف خیابان. او با همه اینها پولدار شده. ماسک بر عکس است: گندهگو، رانتدار، با ایدههای تخیلی، با تحصیلات زیادی و کلاً یک بیشعور!
🤔2
M R
پست شما را در مورد عسکراولادی که دیدم، کنجکاو شدم که مناظره بین جکما و ایلونماسک چه بوده! جکما همان بود که خودش گفت: دارای هوش کف خیابان! و در نظر من چنین هوشی خیلی خیلی بالاتر از هوش آکادمیک است. برعکس آنچه در اینجا گفته شده، جکما نه تنها بیشعور جلوه…
برای امثال قدیمیتر جک ما، اینکه یک غول آلومینیومی بتواند ۸۰۰ نفر را در ارتفاع ۴۰ هزارپایی با سرعت ۹۰۰ کیلومتر در ساعت جابجا کند، احمقانه بود. ولی امروز سفر با ایرباس A380 یک امر روزمره و عادی است! باید خوشحال باشیم که سرمایه انسانی ما فقط به این هوشهای کفخیابانی که دامنه دیدشان سر و ته یک خیابان است خلاصه نشده بود.
در پرت بودن این آدم همین بس که نه در ۱۹۹۱ بلکه در سال ۲۰۱۹ ادعا میکند هوش مصنوعی هیچوقت نمیتواند هوشمندتر از انسان شود، چون خالقش ماییم و امکان ندارد مخلوق از خالق پیشی بگیرد! (این بابا باید در قم درس میخواند. با آملی لاریجانی میتوانست تیم فلسفه اسلامی خوبی بسازد). در زمانی که نه پنج سال بعد، نه ده سال بعد، بلکه همین الان هوش مصنوعی در حال انجام کارهایی است که برای انسان غیرقابل هضم است.
وقتی ماسک میپرسد انسانها در پردازش چه چیزی بهتر عمل میکنند؟ هیچ پاسخ مشخصی ندارد. در عوض تنها راه حل بقای بشر را توسل به «عشق» معرفی میکند! ادبیات تیپیکال شارلاتانهایی که با منطق سرد پول جمع کردهاند اما دیگران را به عشقورزی توصیه میکنند! تا وانمود کنند بعد از انباشت کوهی از سرمایه، به افق دیدی رسیدهاند که ماورای پول است! این همان کسی است که میگفت اگر روزی کمتر از ۱۰ ساعت کار کنید به هیچجا نمیرسید! پشت تریبون ماوراگرا هستند، اما برای توده کارگر نیهیلیسم صنعتی را میپسندند!
اما نقطه اوج نمایش بیشعوری آنجا بود که گفت «خرد انسان از قلب او بیرون میآید نه از مغزش». بنده خدا متوجه نیست الان یکم دیر است برای این کنفوسیوسبازی های فیک!
شرکت «محلی» جک ما به سراسر چین مسلط شد چون کارآفرینی ناسیونالیستی چین اجازه تنفس به رقیب خارجی نمیداد (همانطور که گوگل را بیرون راندند تا موتور جستجوی بومی! بتواند جان بگیرد). کسی که فکر میکند جک ما بدون رانت پولدار شده نمیداند چین کجاست.
دولت آمریکا به خودروهای برقی سوبسید و تخفیف مالیاتی داد، که هرچند اشتباه بود اما موقت بود و تمام شد. تسهیلات مذکور برای بقیه خودروسازها که خودروی برقی در سگمنتهای ارزانتر میساختند تعیینکننده بود نه برای تسلا که شروع تولیدش با خودروی ۱۰۰ هزار دلاری بود! آن هم در شرایطی که رقیب نداشت و بهرحال تأثیری در رشدش نمیگذاشت. ماسک چند برابر ارزش تسهیلاتی که نصیب مشتریانش شده بود را با آزاد کردن حق استفاده از patentهای شرکت جبران کرد. کاری که حاجیبازاریهای هوش خیابانی ممکن نیست انجام بدهند.
ماسک از قضا شکننده کلیشه کارآفرینان کف خیابانی است، که در بیوگرافی همهشان دورهای فلاکت وجود داشته و به درد موزیکالهای دیزنی میخورد برای تزریق امید به کودکان جهان سومی محروم، که مأیوس نباشید شما هم میتوانید میلیاردر شوید. ماسک با وجود زندگی مرفهی که ازو یک جوان سوسول و شنگول ساخته بود، کاری انجام داد که استخوان امثال جک ما و عسگراولادی را خرد میکرد.. یعنی بهم ریختن بساط صنعت سر تا پا سنتگرای خودروسازی، با تمام پروپاگاندای محافظهکار قدرتمندشان. همان غولهای خودروساز که مثل الوات دورهاش کرده بودند و دستش انداخته بودند، امروز سراسیمه مشغول طراحی تقلیدی از تسلا هستند تا از قافله عقب نمانند. ماسک خودروی برقی را از یک کانسپت به یک واقعیت تبدیل کرد. فارغ ازینکه آیا خودروی برقی میتواند ما را برای همیشه از بنزین خلاص کند یا نه که محل بحث است، کاری که ماسک در عملی کردن تولید انبوه انجام داد انقدر بزرگ هست که در برابرش خیلی ژاپنیوار تعظیم کنم.
«گندهگویی و ایدههای تخیلی» ماسک باعث شد امروز موشک فضاپیمایی داشته باشیم که مثل تاکسی محموله را به ایستگاه بینالمللی میبرد و دوباره برمیگردد!.. کاری که فقط کسی که در بحر «راکت ساینس» بوده میفهمد چقدر دشوار و پیچیده و تا همین چند سال پیش چقدر تخیلی بود.
برای پیدا کردن مشابهات جک ما کافیست خیابان را جارو کنیم (بازارچههای شانگهای پر است ازین آدمها، که شانسشان و روابطشان کمتر بوده). اما برای پیدا کردن مشابه ماسک باید یک عمر جستجو کنیم. باید هم تواضعش کمتر باشد. تواضع برای کسی است که کمیاب نیست.
در پرت بودن این آدم همین بس که نه در ۱۹۹۱ بلکه در سال ۲۰۱۹ ادعا میکند هوش مصنوعی هیچوقت نمیتواند هوشمندتر از انسان شود، چون خالقش ماییم و امکان ندارد مخلوق از خالق پیشی بگیرد! (این بابا باید در قم درس میخواند. با آملی لاریجانی میتوانست تیم فلسفه اسلامی خوبی بسازد). در زمانی که نه پنج سال بعد، نه ده سال بعد، بلکه همین الان هوش مصنوعی در حال انجام کارهایی است که برای انسان غیرقابل هضم است.
وقتی ماسک میپرسد انسانها در پردازش چه چیزی بهتر عمل میکنند؟ هیچ پاسخ مشخصی ندارد. در عوض تنها راه حل بقای بشر را توسل به «عشق» معرفی میکند! ادبیات تیپیکال شارلاتانهایی که با منطق سرد پول جمع کردهاند اما دیگران را به عشقورزی توصیه میکنند! تا وانمود کنند بعد از انباشت کوهی از سرمایه، به افق دیدی رسیدهاند که ماورای پول است! این همان کسی است که میگفت اگر روزی کمتر از ۱۰ ساعت کار کنید به هیچجا نمیرسید! پشت تریبون ماوراگرا هستند، اما برای توده کارگر نیهیلیسم صنعتی را میپسندند!
اما نقطه اوج نمایش بیشعوری آنجا بود که گفت «خرد انسان از قلب او بیرون میآید نه از مغزش». بنده خدا متوجه نیست الان یکم دیر است برای این کنفوسیوسبازی های فیک!
شرکت «محلی» جک ما به سراسر چین مسلط شد چون کارآفرینی ناسیونالیستی چین اجازه تنفس به رقیب خارجی نمیداد (همانطور که گوگل را بیرون راندند تا موتور جستجوی بومی! بتواند جان بگیرد). کسی که فکر میکند جک ما بدون رانت پولدار شده نمیداند چین کجاست.
دولت آمریکا به خودروهای برقی سوبسید و تخفیف مالیاتی داد، که هرچند اشتباه بود اما موقت بود و تمام شد. تسهیلات مذکور برای بقیه خودروسازها که خودروی برقی در سگمنتهای ارزانتر میساختند تعیینکننده بود نه برای تسلا که شروع تولیدش با خودروی ۱۰۰ هزار دلاری بود! آن هم در شرایطی که رقیب نداشت و بهرحال تأثیری در رشدش نمیگذاشت. ماسک چند برابر ارزش تسهیلاتی که نصیب مشتریانش شده بود را با آزاد کردن حق استفاده از patentهای شرکت جبران کرد. کاری که حاجیبازاریهای هوش خیابانی ممکن نیست انجام بدهند.
ماسک از قضا شکننده کلیشه کارآفرینان کف خیابانی است، که در بیوگرافی همهشان دورهای فلاکت وجود داشته و به درد موزیکالهای دیزنی میخورد برای تزریق امید به کودکان جهان سومی محروم، که مأیوس نباشید شما هم میتوانید میلیاردر شوید. ماسک با وجود زندگی مرفهی که ازو یک جوان سوسول و شنگول ساخته بود، کاری انجام داد که استخوان امثال جک ما و عسگراولادی را خرد میکرد.. یعنی بهم ریختن بساط صنعت سر تا پا سنتگرای خودروسازی، با تمام پروپاگاندای محافظهکار قدرتمندشان. همان غولهای خودروساز که مثل الوات دورهاش کرده بودند و دستش انداخته بودند، امروز سراسیمه مشغول طراحی تقلیدی از تسلا هستند تا از قافله عقب نمانند. ماسک خودروی برقی را از یک کانسپت به یک واقعیت تبدیل کرد. فارغ ازینکه آیا خودروی برقی میتواند ما را برای همیشه از بنزین خلاص کند یا نه که محل بحث است، کاری که ماسک در عملی کردن تولید انبوه انجام داد انقدر بزرگ هست که در برابرش خیلی ژاپنیوار تعظیم کنم.
«گندهگویی و ایدههای تخیلی» ماسک باعث شد امروز موشک فضاپیمایی داشته باشیم که مثل تاکسی محموله را به ایستگاه بینالمللی میبرد و دوباره برمیگردد!.. کاری که فقط کسی که در بحر «راکت ساینس» بوده میفهمد چقدر دشوار و پیچیده و تا همین چند سال پیش چقدر تخیلی بود.
برای پیدا کردن مشابهات جک ما کافیست خیابان را جارو کنیم (بازارچههای شانگهای پر است ازین آدمها، که شانسشان و روابطشان کمتر بوده). اما برای پیدا کردن مشابه ماسک باید یک عمر جستجو کنیم. باید هم تواضعش کمتر باشد. تواضع برای کسی است که کمیاب نیست.
❤3