Anarchonomy
45.3K subscribers
6.78K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
برای کسانی که به تاریخ باستان علاقه دارند این مقاله رو توصیه می‌کنم. مجموعه‌ای خلاصه از آخرین ظن و گمان‌ها درباره نحوه ساخت اهرام مصر رو ارائه کرده، که هرچند اثبات شده نیستند، ولی میشه اسمش رو گذاشت «حدس‌هایی که فعلا می‌زنیم».


متأسفانه چنین سازه بزرگی وجود داره هنوز و همچنان بسیاری از انسان‌ها عبرت بزرگ‌تری که داره نمایش میده رو نمی‌بینند. اینکه اختصاص دادن تمام پتانسیل اقتصادی مملکت به ماجراجویی‌هایی که مطلقا هیچ خروجی برای جامعه نداره، نه تنها چندین نسل ازون جامعه رو به هرز میبره، بلکه خود تمدن رو هم در معرض سقوط قرار میده. یعنی دقیقا چیزی که قراره نماد تمدن باشه، مصرف‌کننده تمدن میشه و شیره جانش رو تا آخرین قطره می‌کشه. اگر مصر این وقت، انرژی و نبوغ رو به جای هرم‌سازی، روی انسان‌سازی سرمایه‌گذاری کرده بود، هم مسیر خودش و هم مسیر تاریخ عوض می‌شد. در تاریخ خیلی طولانی‌شون خرج‌های زیادی برای خدا کردند، اما امروز در هزار و یک مشکل سیستماتیک گرفتارند و خدا هیچ خرجی براشون نمی‌کنه.

https://analog-antiquarian.net/2019/08/30/chapter-16-how-to-build-a-pyramid/
طوری که اینا این نظام رو می‌پرستند، محمد الله رو نپرستید.
محمود کریمی، مداح حکومتی، در یکی از کارهای پرطرفدارش، میگه: «نوری تو عالم نبود، دین خدا هم نبود/ بیچاره بودیم اگه، ماه محرم نبود!».
من جای مستمعین بود درجا خنده‌م می‌گرفت. انگار داره به نمایندگی از جامعه مداحان پاکت‌گیر حرف میزنه.. اگه ماه محرم نبود بیچاره بودیم، نه شغلی داشتیم نه پاکت پر از پولی نه شهرتی، نه بادیگاردی نه کلتی!
اما مستمعین اینو دارن یه جور دیگه استماع می‌کنند. بیچاره بودیم یعنی دیگه دستاویزی نداشتیم، یعنی ماشین شفا نداشتیم، ماشین شفاعت هم نداشتیم، چیزی هم برای خودبرتربینی نسبت به مسلمانان غیرشیعه نداشتیم! چه بیچارگی ازین‌ها بالاتر؟
Anarchonomy
محمود کریمی، مداح حکومتی، در یکی از کارهای پرطرفدارش، میگه: «نوری تو عالم نبود، دین خدا هم نبود/ بیچاره بودیم اگه، ماه محرم نبود!». من جای مستمعین بود درجا خنده‌م می‌گرفت. انگار داره به نمایندگی از جامعه مداحان پاکت‌گیر حرف میزنه.. اگه ماه محرم نبود بیچاره…
مجلس ختم یکی از ریش‌سفیدان محل رفته بودم (البته مرحوم ریش نداشت) که از السابقون السابقون هیئت بود. مداح‌های گرانقیمت از شهرهای مختلف اومده بودن به مجلسش. وضعیت روانشناختی عجیبی ایجاد شده بود. کل جلسه حتی کوچکترین مرثیه‌ای برای خود این فرد فوت شده خونده نشد، چون سراسر روضه امام حسین بود! انگار عملا فرد حذف شده، و فقط حسین مونده. تا حالا چنین چیزی ندیده بودم. بعد پیرترین اون مداحان گفت من نمی‌خواستم بیام، راهم دوره حنجره‌م هم یاری نمی‌کنه، اما چون شنیدم مرحوم وصیت کرده فلانی و فلانی و فلانی باید تو مجلسم بخونن، پاشدم اومدم!
این فرد حذف شده، چنان بقایی برای خودش قائله که قبل از مرگ، مداح مجلس ختم خودش رو دعوت می‌کنه تا مردم ببینند یک عمر خدمت در این دستگاه بش این رانت رو داده که مداحان شاخص از همه جا جمع بشن براش مجلس‌گردانی کنند! بعضی از ثروتمندان جایگاه ویژه والدین فوت شده خودشون رو با گل‌ها و غذاهای گرانقیمت، به نمایش میذارن، این بنده‌خدا جایگاه و امتیاز خودش رو با حنجره‌های لاکشری به نمایش گذاشت.
در واقع برنامه اینه: برای حسین حذف میشم، تا یادشون بمونم! برای حسین حذف میشم، چون از حذف شدن می‌ترسم!


بیچاره بودند اگه، ماه محرم نبود.
هر کس این حق رو داره در برهه‌هایی از زندگیش ساده‌لوح باشه، نه؟
زمانی که انقدر در بطن اسلام حکومتی بودم که بسیجی‌ها برای نماز جماعت پشت سرم اقتدا می‌کردند، جلوی مصلی بین اون‌ها و یک جوان از منطقه‌ای از شهر که تیپ مذهبی ندارند، دعوا شد. زد و خورد خیلی خشنی رخ نداد اما حرف‌های بدی رد و بدل شد. بعدا شنیدیم خانواده‌ش میخوان جمعه بیان که بعد از نماز به امام جمعه گله کنند. گفتم بچه‌ها چندتا پلاکارد بزنیم روش بنویسیم «خانواده فلانی، معذرت!». با عصبانیت گفتند تو طرف کی هستی؟ گفتم من طرف مسجدم.‌. ما باید حرمت مسجد رو نگه می‌داشتیم، و نگه نداشتیم. ما باید ثابت می‌کردیم نماز، آدم حسابی‌مون کرده، اما نشون دادیم یه مشت دوزاری هستیم. کرم رو اون ریخت، ولی اونی که افعیه ماییم.
یکی‌شون که ساکت بود دستمو گرفت کشید کنار و آروم تو گوشم گفت: دچار سوء تفاهمی!

هیچ‌کس اونقدر دقیق و خلاصه، مشکلم رو نمیشناخت. بله، دچار سوء تفاهم بودم. اون ساختمان، اون تشکیلات، برای خدا نبود، دوزاری من کج بود که فکر می‌کردم برای خداست. مسجد، خانه امن خدا نبود، خانه امن گَنگ ما بود، و مثل هر گنگی باید از قلمرو دفاع میشد! این گنبد رو نساختیم که فرش‌مون رو به عرش وصل کنه. ساختیمش تا «ما» رو از «آن‌ها» جدا کنه.

اخبار صداسیما جمعیت عزاداران عاشورا رو نشون میداد و کینه‌توزانه از رسانه‌های فارسی‌زبان گله داشت که به جای پوشش خبری این جمعیت، چسبیدن به سحر خدایاری!.. ازینکه «لعنتی‌ها ما را نشان نمی‌دهند» عصبانی‌اند، چون این «ما» و لباس مشکی ما و بیرق ما و قیمه ما، مهم‌تر از حسن و حسین و پیغمبر و هر کسیه‌.
۹۹ درصد روایات عاشورا غیرمعتبرند، ولی مگه این «ما»ی شیعه به بیشترشون اعتقاد ندارند؟ طبق همون روایات، حسین وقتی در وسط جنگ دشمنش افتاده بود زمین، قبل ازینکه بمیره ازش میپرسه بگو اسم قبیله‌ت چیه تا بگم از خانواده‌ت دلجویی کنند!.. شاید دلیلش مرام عربی بوده. هرچی که بوده، آدم‌ها، فارغ ازینکه کنارشن یا روبروش، براش حکم مگس رو نداشتند. بچه‌شیعه اصلا فهمی از این حسین نداره، برای همین مرگ دردناک یک دختر که حتی دشمن حسین هم نیست، براش کوچکترین اهمیتی نداره. مرد؟ سوخت؟ به درک! از «ما» نبود. و برای همین حتی دوست نداره اسمش رو بشنوه.
بچه‌شیعه قرآن که نخونده.. ولی اگه میخوند حتما آیه ۷ نوح رو می‌دید:

وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا

«و هر چه آنان را به مغفرت و آمرزش تو خواندم انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افکندند (تا مرا نبینند و سخنم را نشنوند) و (بر کفر) اصرار و لجاج ورزیدند و سخت راه تکبر و نخوت پیمودند».

انگشت بر گوش نهادند.

https://t.me/masih_alinejad/8763
1
این اسکرین‌شات رو از همون گزارش گرفتم.
فورد فوکوس رو با یک ماشین برقی ژاپنی مقایسه کرده‌. به گفته خودش آلایندگی تولید مواد لازم برای ساخت خودرو برقی، ۵۰ الی ۶۰ درصد بیشتر از ماشین بنزینیه!
حالا اصل زرنگ‌بازی کجاست؟ مصرف موتور بنزینی رو صدی ۱۱ لیتر حساب کرده! و در مقابل انرژی لازم برای شارژ ماشین برقیه رو از کجا حساب کرده؟ از یک نیروگاه آبی که آلایندگی نداره! 😁

باشه. باشه.
«فقط ساخت باتری یک ماشین برقی به وزن پانصد کیلوگرم که برای یک ماشین شاسی‌بلند مناسب باشه، ۷۴ درصد دی‌اکسید کربن بیشتری منتشر میکنه تا تولید یک موتور بنزینی مدرن، اگه در جایی ساخته بشه که از سوخت‌های فسیلی استفاده میشه، مثل آلمان». بله آلمان.

و بعد ازینکه تولید شدن، با برق سدها شارژ نمیشن. با برق نیروگاه‌های ذغال‌سنگی یا نیروگاه‌های گازی شارژ میشن‌.
برای همین چیزاست که خیلی خوشحالم دانشگاه نرفتم. استادها این‌ها هستند.
از بحث زیست‌محیطی که بگذریم، حتی در قدرت خودروی برقی هم مردم رو فریب میدن. فورد مدل برقی اف۱۵۰ خودش رو تولید کرده و برای اینکه گشتاورش رو به رخ بکشه یه ویدئوی تبلیغاتی ساخت که نشون میده این وانت برقی، زنجیره‌ای از واگن‌ها که همشون با چندین وانت پر شدن رو می‌کشه! چیزی معادل پونصد تن اگه اشتباه نکنم.
نمی‌دونم این کانال یوتیوب رو دنبال می‌کنید یا نه. ایشون با یک ماژیک و یک تخته وایت‌برد ثابت می‌کنه که چیزی که فورد نشون داد نه تنها کار شاقی نیست، بلکه هر وانت دیگه‌ای می‌تونه انجامش بده.‌. چرا؟ چون واگن‌ها روی ریل هستند!


ما دشمن ماشین برقی نیستیم. اتفاقا آرزو داریم تکنولوژی به حدی برسه که به قول آرنولد شوراتزنگر هم بشه از رانندگی لذت برد هم به طبیعت آسیب نزد. ما با شارلاتان‌بازی‌ مخالفیم.

https://youtu.be/Au3U72CX74I
غیر از لیبرترین‌ها، تمام افراد از انتهای راست گرفته تا انتهای چپ، بر این باورند که نمیشه بعضی از امور رو به دولت نسپرد، از جمله تأمین امنیت!.. که در عصر حاضر علاوه بر امنیت داخلی، مسئول تأمین امنیت جهان هم هستند! اما هیچ‌کس نمیگه بیایید کارنامه دولت‌ها رو بررسی کنیم ببینیم دارن این کارو درست انجام میدن یا نه. وقتی بلک‌واتر رسوایی «قتل غیرمسئولانه» رو به بار آورد فریاد همه بلند شد و خواستند منحلش کنند (که البته منحل نشد، تغییر نام داد). بلک‌واتر فقط یک اشتباه کرد، اونم اشتباهی فردی نه سیستماتیک، اونم مربوط به حقوق بشر نه یک اشتباه نظامی. متأسفانه حتی یک دهم اون حساسیت درباره دولت‌هایی که هزاران اشتباهِ سیستماتیکِ نظامی و امنیتی مرتکب میشن، وجود نداره. «همینکه جنگ هسته‌ای راه ننداختن باید خدا رو شاکر بود» نشان از یک کارنامه موفق نیست، نشان از یک پرونده افتضاحه، چون نشون میده چقدر اوضاع خرابه که سطح توقع به «تبدیل نشدن کره زمین به یک برهوت هسته‌ای» تنزل پیدا کرده.
کافیه عملکرد اخیر دولت‌ها رو مروری بکنید تا ازینکه چه چیزهایی نرمالایز شده وحشت کنید. تصور کنید به یک ایدئولوژی دیوانه‌وار ایمان دارید که از مردم توقع داره یک توپ پینگ‌پنگ رو همواره در گوشه دهانشون نگه دارند. حتی موقع خواب. و اگه کسانی در خواب خفه شدند بگید قصور از خودشون بوده، چون روش درست خوابیدن با توپ پینگ‌پنگ در دهان را یاد نگرفته بودند! هرکس هم ازین «هنجار اجتماعی» تخطی کرد بازداشت کرده و زیر شکنجه به قتل برسونید. ازونجایی که اسلحه و نفت در اختیار شماست کسی جرئت نمی‌کنه این نُرم جدید رو به چالش بکشه. وقتی از فرمان‌پذیری مردم کشور خودتون مطمئن شدید، این قاعده رو به کشورهای همسایه هم صادر می‌کنید. در تمام این پروسه، هیچ‌چیز مانع شما نیست. تازه ممکنه دولت‌ها یک کانال مالی اختصاصی هم براتون تخصیص بدن برای خرید توپ، یا خرید دوربین‌هایی که تشخیص میده عابران پیاده چیزی تو دهان‌شون هست یا نیست.
شاید به نظر بعضی‌ها این یک جوک باشه، اما کاملا واقعیه، و دولت‌های جهان باعث شدند چنین کابوسی ممکن و عملی بشه. و ما ایرانی‌ها داریم دقیقا در یکی ازین کابوس‌ها زندگی می‌کنیم.

این روزها کنگره آمریکا داره قانونی رو بررسی می‌کنه که به افراد اجازه میده برن شهادت بدن و از دادگاه بخوان حق حمل اسلحه رو از دیگران سلب کنه! و جالبه که متهم لازم نیست در دادگاه حاضر بشه و از خودش دفاع کنه، شهادت‌دهنده و قاضی درباره زندگیش و آزادیش و حق مالکیتش تصمیم خواهند گرفت! یعنی علنا یک مرحله مقدماتی از فیلم «گزارش اقلیت». ممکنه همسایه‌ت سر جای پارک ازت دلخور باشه، فرداش بره به قاضی بگه ایشون اعصاب درستی نداره، اسلحه‌ش رو ازش بگیرید!.. البته اسلحه فقط نقطه آغازه. در مرحله بعد میتونه بگه ایشون اعصاب درستی نداره بعید نیست بره مواد لازم برای ساخت بمب بخره، حسابش رو مسدود کنید!
مهم نیست تصویب بشه یا نشه، مهم اینه که چنین ایده وحشتناکی به ذهن تعداد قابل توجهی از قانون‌گذاران رسیده، و اصلا دور از انتظار نیست در انتخابات‌های آتی تعدادشون بیشتر هم بشه.
سوال اینه: کسانی که به چنین ایده‌هایی به عنوان راه حل می‌نگرند، برای امنیت جهانی چه راه‌حل‌هایی ممکنه از تو جیب‌شون دربیارن؟ چرا باید سرنوشت جوامع جهان در دست این افراد باشه؟

اگر ذهنیت ما بر این اصل استوار باشه که «دولت همه‌چیز را به لجن می‌کشد»، در اون صورت مسئولیت بزرگی مثل امنیت کشور و امنیت جهان رو بش نمی‌سپردیم.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمریکایی‌ها میگن «هرگز فراموش نخواهند کرد». اما می‌کنند. مگه میشه انسان فراموش نکنه؟ از کل دم و تشکیلات عریض و طویل اطلاعاتی و امنیتی آمریکا، حتی یک نفر به جرم کوتاهی در انجام وظیفه مجازات نشد. آب تو دل سعودی‌ها تکون نخورد، و جمهوری‌اسلامی که به بن‌لادن و خانواده‌ش پناه داد داره به فعالیت‌هایی از همون جنس ادامه میده، و طالبان داره از واشنگتن چراغ سبز میگیره برای حکومت بر افغانستان!
دیگه چجوری باید این ضجه‌ها رو فراموش می‌کردند؟
ترامپ، سندرز، بایدن
سه مردی که تب انتخابات آمریکا رو در دست دارند امروز، هر سه بالای ۷۰ سال هستند!.. فارغ از گرایشات سیاسی و کارنامه‌شون، هر سه در سیاست موفق بودند، و گرنه الان در موقعیتی که هستند، نبودند.
یکی از افسانه‌هایی که ما رو باش تربیت کردند این بود که «۱۰ درصد موفقیت به هوش مربوطه، ۹۰ درصد بقیه به تلاش». حافظه داستانی‌مون پر شده از خاطرات آدم‌هایی که باهوش نبودند اما پشتکار داشتند. اما این چیزی بیشتر از یک دروغ نبود. البته نیت پاکی داشتند. می‌خواستند بمون بگن اگه باهوش نبودی، ناامید نشو. اگه تنبلی نکنی می‌تونی خودت رو به باهوش‌ها و مستعدها برسونی. اما چیزی که در بین این سه پیرمرد مشترکه، نه مقدار هوش، و نه مقدار پشتکار، بلکه قدرت جسمانی و روانیه.

هرچند ترامپ نمی‌تونه در دویدن با کسی مسابقه بده، و سندرز گاهی عصا لازم داره، و بایدن یادش میره معاون کدوم رییس‌جمهور بود، اما هر سه قوی و سالم بودند که تا اینجا اومدند. آدمی که آرتروز داره، یا عاشق خوابه، نمی‌تونه صبح برای یک جمعیت پنجاه‌هزار نفری سخنرانی کنه، ظهر با سفیر ژاپن دیدار و تشریفات کسل‌کننده‌ش رو تحمل کنه، بعدازظهر از یک کارخانه دیدن کنه و شب با مشاوران لجوجش سر مسائل خاورمیانه جر و بحث کنه. آدم‌های موفق کسانی بودند و هستند که بدن‌شون و روان‌شون توان حمل حجم زیادی از فعالیت و جنب و جوش رو داره. اگه به یک روانشناس بگن با یک بررسی مختصر بین من و برنی سندرز که نیم قرن ازم بزرگتره یکی رو برای یک موسسه خیریه انتخاب کن که بره در خونه مردم رو بزنه و صدقه جمع کنه، بلاشک سندرز رو انتخاب می‌کرد، نه من رو. با اولین سوالی که ازمون می‌پرسید می‌فهمید کدوم‌مون انرژی بیشتری داریم.

و نه، نمیشه ظرفیت جسمی و روانی فرد رو خیلی بالا برد. میشه توی ظرفش یکم انرژی بیشتری جا داد، ولی نمیشه ظرف رو بزرگتر کرد. تسلیم در برابر این واقعیت، منجر میشه به پذیرفتن اینکه «همه قابلیت موفق بودن را ندارند». این فکر به نظر خیلی‌ها خطرناکه، چون با آرمان‌های عدالت‌طلبانه‌شون همخوانی نداره.
یکی از نکات جالب این دعوا اینه که مسئله فقط آزادیه، نه امنیت. یعنی اینکه کدوم طرف بتونه اراده خودش رو تحمیل کنه تأثیری در اینکه تیراندازی و کشتار رخ بده یا نده نداره، صرفا در اینکه شهروندان چقدر می‌تونن آزاد باشند اثر خواهد داشت. اسلحه AR15 مردمی‌ترین و اوپن‌سورس‌ترین اسلحه دنیاست، ازین جهت که تمام گواهی‌های ثبت اختراعش سال‌ها پیش منقضی شده‌اند و همه می‌تونند از طرحش کپی کنند، از طرفی بیشمار شرکت و افراد حقیقی ماهر، نحوه ساخت و بهینه‌سازیش رو در اختیار عموم قرار داده‌اند. این اسلحه با «علم توده» به حیات خودش ادامه داده. طوری که میگن اگه زامبی‌ها حمله کنند و همه رو از بین ببرند و فقط یک نفر زنده بمونه، اون یه نفر میتونه برای خودش یک AR15 بسازه و از زندگیش دفاع کنه!
بنابراین جنایتکاران حتی در بدترین شرایط ممکن هم خواهند توانست این اسلحه رو گیر بیارن. این مردم عادی خواهند بود که حق قانونی استفاده ازش رو از دست خواهند داد.

«دولت، همه‌چیز را به لجن می‌کشد».
این انقدر خوبه که گفتم صلاح نیست تا شب صبر کنم برای ارسالش:
2