در روایات شیعه اومده که بعد از اینکه امام زمان ظهور کرد و n سال بر مردم جهان حکومت کرد، امام حسین هم زنده میشه و ایشون هم n+ سال دیگه حکومت میکنه! (اگه راویان شیعه در عصر حاضر زنده بودند، شبکه HBO همشون رو استخدام میکرد).
مهمترین زندهشدنی که در قرآن ذکر شده مربوط به اصحاب کهفه. و به ما میگفتند اینها وقتی دیدند قراره مردم امامزادهشون کنند ترجیح دادند دوباره بمیرند. اما اصل ماجرا این نمیتونسته باشه (میتونستند فرار کنند به جایی خیلی دورتر). مشکل این بود که اینها قبل از خواب سیصدساله، مبلغ یک ایدئولوژی بودند که قول میداد اگه پیروز بشه بسیاری از گرفتاریهای مردم برطرف میشه. وقتی بیدار شدند دیدند پیروز شده اتفاقا، و نه تنها مقاومتی در برابرش وجود نداره بلکه آزادانه تبلیغ میشه. اما خبری از رفع گرفتاریها نیست! هنوز فقر هست، هنوز بدجنسی هست، هنوز اثری از عدالت نیست، هنوز شارلاتانها حاکمند. در واقع از امامزادهشدن نمیترسیدند، ازینکه بقیه عمر رو با این یأس فلسفی بگذرونند میترسیدند.
با توجه به مسیری که بشر طی کرد و به اینجا رسید، و با توجه به مسیری که تشیع توش افتاد و تقریبا تمام پلهای پشت سرش هم خراب شده، با اطمینان میشه گفت امام حسین اصلا علاقهای نداره که بیدار بشه و از کهف تاریخ بیرون بیاد.
مهمترین زندهشدنی که در قرآن ذکر شده مربوط به اصحاب کهفه. و به ما میگفتند اینها وقتی دیدند قراره مردم امامزادهشون کنند ترجیح دادند دوباره بمیرند. اما اصل ماجرا این نمیتونسته باشه (میتونستند فرار کنند به جایی خیلی دورتر). مشکل این بود که اینها قبل از خواب سیصدساله، مبلغ یک ایدئولوژی بودند که قول میداد اگه پیروز بشه بسیاری از گرفتاریهای مردم برطرف میشه. وقتی بیدار شدند دیدند پیروز شده اتفاقا، و نه تنها مقاومتی در برابرش وجود نداره بلکه آزادانه تبلیغ میشه. اما خبری از رفع گرفتاریها نیست! هنوز فقر هست، هنوز بدجنسی هست، هنوز اثری از عدالت نیست، هنوز شارلاتانها حاکمند. در واقع از امامزادهشدن نمیترسیدند، ازینکه بقیه عمر رو با این یأس فلسفی بگذرونند میترسیدند.
با توجه به مسیری که بشر طی کرد و به اینجا رسید، و با توجه به مسیری که تشیع توش افتاد و تقریبا تمام پلهای پشت سرش هم خراب شده، با اطمینان میشه گفت امام حسین اصلا علاقهای نداره که بیدار بشه و از کهف تاریخ بیرون بیاد.
❤5
میت رامنی، جمهوریخواه ضدترامپ، میگه خیلی ناراحته که جان بولتون دولت رو ترک میکنه! و وقتی ازش پرسیدن بهترین جایگزین جان بولتون چه کسیه؟ گفته جان بولتون!
دیگه چه جوری بگه ایشون نماینده ما ضدترامپیها بود در کنار ترامپ؟ و حالا نمایندهشون رو از دست دادند. البته این موذیهای کینهای ولکن نیستند (اینا ازون جمهوریخواههایی هستند که میگفتن حاضریم به یک غیر همحزبی، مثلا یه نماینده سبز! رأی بدیم ولی به ترامپ رأی ندیم!).. باید دید در ادامه چه ماری میفرستن تو آستین ترامپ.
فعلا اصلاحطلبهای مغزفندقی میتونن تا یکی دو هفته با «چرخش تحولات به نفع ایران» خودارضایی کنن، ولی واقعیت اینه که بودن جان بولتونی که رییسجمهور ازش تبعیت نمیکنه با نبودنش فرقی نداره. تا الانش این تیم پمپئو بود که گلوی جمهوریاسلامی رو فشار میداد. و تو کنفرانس خبری هم طوری بشاش بود انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته.
دیگه چه جوری بگه ایشون نماینده ما ضدترامپیها بود در کنار ترامپ؟ و حالا نمایندهشون رو از دست دادند. البته این موذیهای کینهای ولکن نیستند (اینا ازون جمهوریخواههایی هستند که میگفتن حاضریم به یک غیر همحزبی، مثلا یه نماینده سبز! رأی بدیم ولی به ترامپ رأی ندیم!).. باید دید در ادامه چه ماری میفرستن تو آستین ترامپ.
فعلا اصلاحطلبهای مغزفندقی میتونن تا یکی دو هفته با «چرخش تحولات به نفع ایران» خودارضایی کنن، ولی واقعیت اینه که بودن جان بولتونی که رییسجمهور ازش تبعیت نمیکنه با نبودنش فرقی نداره. تا الانش این تیم پمپئو بود که گلوی جمهوریاسلامی رو فشار میداد. و تو کنفرانس خبری هم طوری بشاش بود انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته.
Anarchonomy
Photo
خیر. راندمان موتورها همونیه که بود. در یک دهه گذشته سه اتفاق شاخص افتاده که دو تاش مکانیکی بود: ۱- اضافه شدن توربو شارژ و ۲- بالابردن مقدار تراکم از ۹ و ۱۰ تا بالاتر از ۱۳. که هر دو اینها برای مهندسان مکانیک چیز جدیدی نیستند، چون از چند دهه پیش شناخته شده بودند. مشکل این بود که تعداد قطعات و پیچیدگی طراحی رو بالاتر میبرد، و همزمان هزینه تعمیر و نگهداری رو بیشتر و عمر ماشین رو کمتر میکرد. که همه اینها اثر منفی رو محیط زیست دارند. ضمنا توربو در موتورهای قویتر بیشتر کارایی خودشو نشون داد، در نتیجه این به نفع محیط زیست نبود چندان، بلکه به ماشینبازها فرصت داد چند صباحی از نیش سبزها در امان باشند، چون میتونستن با موتور چهارسیلندر قدرت موتور شش سیلندر رو داشته باشند. و ۳- اضافه شدن باتری و ساختار هیبرید. که علاوه بر همون مشکلات دو مورد قبلی مثل پیچیدگی بیشتر و هزینه نگهداری بالاتر و عمر کوتاهتر، آسیب قابل توجهی هم به محیطزیست وارد کرد بابت تولید باتری. اینو به شما نمیگن ولی تولید باتری لیتیوم بیشتر ازون چیزی که در ماشین هیبریدی ممکنه از انتشار دیاکسید کربن کم کنه، باعث انتشار دیاکسید کربن میشه! اینکه یه نوار سبز بکشن دور لوگوی یک محصول، اتوماتیک دوستدار محیطزیستش نمیکنه.
و اما کاهش متوسط مصرف چطور بدست اومد؟ دوتا فرجه بشون داده بودن (که البته از اول ژانویه دیگه این فرجهها هم در کار نخواهد بود). اولا مبنا آلایندگی میانگین کل تولیدات بود. مثلا میشد ماشین با روال گذشته ساخت، اما در کنارش یه ماشین داخل شهری سه سیلندر ریغو هم ساخت که مثلا صدی ۳ و نیم لیتر بسوزونه. این میانگین رو میآورد پایین. دوم اینکه برای شرکتهایی که زیر ۳۰۰هزار دستگاه و زیر ۱۰۰هزار دستگاه تولید داشتن تخفیفهایی در نظر گرفته شد. بنز و بیامو میتونستن نفس راحتتری بکشن. اما چه برندی تیراژ بالا داشت؟ فولکسواگن. چه برندی تحت این فشار با دروغگویی درباره مصرف، بزرگترین رسوایی صنعتی قرن بیست و یکم اروپا رو رقم زد؟ فولکس واگن! یعنی سبزها باعث شدند اروپا ماشینهای نفلهای رو وارد بازار کنه که در جهان سوم دیده میشه، و معتبرترین برندش دست به دغلبازیای بزنه که در جهان سوم دیده میشه!
علیایحال، پروفروشترین خودروی کل اروپا که فولکسواگن گل بود همچنان با وجود توربو داره صدی ۷ لیتر در داخل شهر میسوزونه. و در مقابل پرفروشترین ماشین سواری دنیا، که کمری یا کرولا باشه، نه تراکم بالا هستند، نه توربو، و نه هیبرید. تویوتا بدون همه این ژانگولرها تونست تا حد قابل قبولی مصرف رو پایینتر بیاره. یکی از افسانهها اینه که اگه تحدیدات بخشنامهای نبود این پیشرفتها در تکنولوژی رخ نمیداد! گویی اگه این چماق بالاسر شرکتها نبود، مثل خرس میخوابیدند. تویوتا اگه میخواست بخوابه چند دهه پیش میخوابید. پیشرفتهای اخیر مدیون کامپیوترها و نرمافزارهای جدیده. نه مصلحتسنجی بروکراتها. همونطور که رشد انفجاری پهپادها نتیجه توسعه قدرت پردازشگرهاست، که قبلا در دسترس نبود.
اما از همه این بگذریم، اگه امیدی وجود داشت که راندمان خیلی بهتر بشه، این چماق رو بالا نمیبردند. اتفاقا و اتفاقا چون میدونن که معجزه از دست مهندسین برنمیاد، اعمالش کردند، که تولیدکننده چارهای نداشته باشه جز اینکه بره به سمت خودروی برقی!.. انتقال دردناکی که تقریبا هیچچیز براش مهیا نیست. باتری، همچنان وابسته به لیتیومه که منابعش محدوده، تولیدش محیط زیست رو آلوده میکنه، و حالا حالاها گران خواهد بود، و با همه تقلایی که دانشمندان دارن به خرج میدن، عمرش کوتاهه و ظرفیت ذخیره انرژییش به طرز خیلی خندهداری پایینتر از سوخت فسیلیه. خودروی هیدروژنی هم همچنان با مشکل کاتالیست ارزان مواجهه، و حتی اگه مشکل کاتالیست برطرف شه همچنان با فقدان زیرساخت انتقال هیدروژن مواجهیم، که به دلیل اشتعال پذیری بالاش احتمالا هیچوقت زیرساختی براش ایجاد نشه. مگر اینکه به جای هیدروژن از آمونیاک استفاده کنیم، که اونم مشکلش اینه که بسیار سمی است!
هیچکدوم اینا ایدههای مطلقا بدی نیستند. گرفتاری ما اینه که بروکراتی که تو عمرش یک ساعت هم تو یک لابراتوار نبوده داره به میلیونها نفر میگه «باید» این ایدههای لنگ و ناقص رو اجرا کنیم، پولش هم شما مردم از جیب بدید!
و اما کاهش متوسط مصرف چطور بدست اومد؟ دوتا فرجه بشون داده بودن (که البته از اول ژانویه دیگه این فرجهها هم در کار نخواهد بود). اولا مبنا آلایندگی میانگین کل تولیدات بود. مثلا میشد ماشین با روال گذشته ساخت، اما در کنارش یه ماشین داخل شهری سه سیلندر ریغو هم ساخت که مثلا صدی ۳ و نیم لیتر بسوزونه. این میانگین رو میآورد پایین. دوم اینکه برای شرکتهایی که زیر ۳۰۰هزار دستگاه و زیر ۱۰۰هزار دستگاه تولید داشتن تخفیفهایی در نظر گرفته شد. بنز و بیامو میتونستن نفس راحتتری بکشن. اما چه برندی تیراژ بالا داشت؟ فولکسواگن. چه برندی تحت این فشار با دروغگویی درباره مصرف، بزرگترین رسوایی صنعتی قرن بیست و یکم اروپا رو رقم زد؟ فولکس واگن! یعنی سبزها باعث شدند اروپا ماشینهای نفلهای رو وارد بازار کنه که در جهان سوم دیده میشه، و معتبرترین برندش دست به دغلبازیای بزنه که در جهان سوم دیده میشه!
علیایحال، پروفروشترین خودروی کل اروپا که فولکسواگن گل بود همچنان با وجود توربو داره صدی ۷ لیتر در داخل شهر میسوزونه. و در مقابل پرفروشترین ماشین سواری دنیا، که کمری یا کرولا باشه، نه تراکم بالا هستند، نه توربو، و نه هیبرید. تویوتا بدون همه این ژانگولرها تونست تا حد قابل قبولی مصرف رو پایینتر بیاره. یکی از افسانهها اینه که اگه تحدیدات بخشنامهای نبود این پیشرفتها در تکنولوژی رخ نمیداد! گویی اگه این چماق بالاسر شرکتها نبود، مثل خرس میخوابیدند. تویوتا اگه میخواست بخوابه چند دهه پیش میخوابید. پیشرفتهای اخیر مدیون کامپیوترها و نرمافزارهای جدیده. نه مصلحتسنجی بروکراتها. همونطور که رشد انفجاری پهپادها نتیجه توسعه قدرت پردازشگرهاست، که قبلا در دسترس نبود.
اما از همه این بگذریم، اگه امیدی وجود داشت که راندمان خیلی بهتر بشه، این چماق رو بالا نمیبردند. اتفاقا و اتفاقا چون میدونن که معجزه از دست مهندسین برنمیاد، اعمالش کردند، که تولیدکننده چارهای نداشته باشه جز اینکه بره به سمت خودروی برقی!.. انتقال دردناکی که تقریبا هیچچیز براش مهیا نیست. باتری، همچنان وابسته به لیتیومه که منابعش محدوده، تولیدش محیط زیست رو آلوده میکنه، و حالا حالاها گران خواهد بود، و با همه تقلایی که دانشمندان دارن به خرج میدن، عمرش کوتاهه و ظرفیت ذخیره انرژییش به طرز خیلی خندهداری پایینتر از سوخت فسیلیه. خودروی هیدروژنی هم همچنان با مشکل کاتالیست ارزان مواجهه، و حتی اگه مشکل کاتالیست برطرف شه همچنان با فقدان زیرساخت انتقال هیدروژن مواجهیم، که به دلیل اشتعال پذیری بالاش احتمالا هیچوقت زیرساختی براش ایجاد نشه. مگر اینکه به جای هیدروژن از آمونیاک استفاده کنیم، که اونم مشکلش اینه که بسیار سمی است!
هیچکدوم اینا ایدههای مطلقا بدی نیستند. گرفتاری ما اینه که بروکراتی که تو عمرش یک ساعت هم تو یک لابراتوار نبوده داره به میلیونها نفر میگه «باید» این ایدههای لنگ و ناقص رو اجرا کنیم، پولش هم شما مردم از جیب بدید!
یک نکته جا موند در پست قبل.
از یک ژانویه مقدار انتشار باید ۹۵ گرم در کیلومتر باشه. اما اگه کسی در مسجدالحرام زنا کرد و موتورش بیشتر ازین مقدار منتشر کرد چی؟ در اروپا در شهادت را نبستند هنوز.. میتونه جریمه بده. چقدر؟ به ازای هر یک گرم بیشتر از ۹۵ گرم، ۹۵ یورو! (ظاهرا حساب کتابی در کار نبوده، گفتن جفتشو عین هم کنیم حفظ کردنش راحت شه لابد! احمدرضا کاظمی اگه مصوبات اتحادیه اروپا رو میخوند سوژههای خوبی برای ویدئوهای طنزش گیر میآورد). فرض کنیم محصول ما به جای ۹۵ گرم، ۱۹۵ گرم میده بیرون. میشه صد گرم اضافه، که میشه ۹۵۰۰ یورو! کم پولی نیست. اگه از ۱۰ هزارتا ماشین انقدر بگیره میشه ۹۵ میلیون یورو! (حجم این تیغزنی به حدیه که حتی برای ضرب سادهای مثل این شک کردم و با ماشینحساب زدم). کی نمیتونه این پول رو بده؟ اونی که داره مدل پر تیراژ و ارزان میخره. یعنی دانشجو، یعنی کارمند ساده. کی میتونه بده؟ اونی که ماشین ۶۰ هزار یورویی میخره. برای چنین فردی، که لابد یه دندانپزشکه یا یه وکیل (یا آخوند)، ۱۵ درصد اضافه میشه به قیمت، و ۱۵ درصد رو میتونه قورت بده. پس تحمل کره زمین نسبیه. اگه ما آدم معمولیها دیاکسیدکرین منتشر کنیم، خیلی بش فشار میاد، ولی اگه وکیلها و مدیر عاملها منتشر کنند، کظم غیظ میکنه!.. با ۹۵ میلیون یورو نمیشه دیاکسیدکربن رو حذف کرد. ولی میشه یه قایق خرید رو بادبانش دو هزارتا استیکر سبز چسبوند و فرستاد به سواحل آمریکا، تا به اون گاوچرونهای دور از تمدن یاد بده چطور باید به سیارهمون اهمیت بدیم 😉
از یک ژانویه مقدار انتشار باید ۹۵ گرم در کیلومتر باشه. اما اگه کسی در مسجدالحرام زنا کرد و موتورش بیشتر ازین مقدار منتشر کرد چی؟ در اروپا در شهادت را نبستند هنوز.. میتونه جریمه بده. چقدر؟ به ازای هر یک گرم بیشتر از ۹۵ گرم، ۹۵ یورو! (ظاهرا حساب کتابی در کار نبوده، گفتن جفتشو عین هم کنیم حفظ کردنش راحت شه لابد! احمدرضا کاظمی اگه مصوبات اتحادیه اروپا رو میخوند سوژههای خوبی برای ویدئوهای طنزش گیر میآورد). فرض کنیم محصول ما به جای ۹۵ گرم، ۱۹۵ گرم میده بیرون. میشه صد گرم اضافه، که میشه ۹۵۰۰ یورو! کم پولی نیست. اگه از ۱۰ هزارتا ماشین انقدر بگیره میشه ۹۵ میلیون یورو! (حجم این تیغزنی به حدیه که حتی برای ضرب سادهای مثل این شک کردم و با ماشینحساب زدم). کی نمیتونه این پول رو بده؟ اونی که داره مدل پر تیراژ و ارزان میخره. یعنی دانشجو، یعنی کارمند ساده. کی میتونه بده؟ اونی که ماشین ۶۰ هزار یورویی میخره. برای چنین فردی، که لابد یه دندانپزشکه یا یه وکیل (یا آخوند)، ۱۵ درصد اضافه میشه به قیمت، و ۱۵ درصد رو میتونه قورت بده. پس تحمل کره زمین نسبیه. اگه ما آدم معمولیها دیاکسیدکرین منتشر کنیم، خیلی بش فشار میاد، ولی اگه وکیلها و مدیر عاملها منتشر کنند، کظم غیظ میکنه!.. با ۹۵ میلیون یورو نمیشه دیاکسیدکربن رو حذف کرد. ولی میشه یه قایق خرید رو بادبانش دو هزارتا استیکر سبز چسبوند و فرستاد به سواحل آمریکا، تا به اون گاوچرونهای دور از تمدن یاد بده چطور باید به سیارهمون اهمیت بدیم 😉
ملتی که قاشقزنی رو تبدیل میکنه به بمبصوتی، تو مراسم عزاداری هم خودشو با مواد اشتعالزا سرگرم میکنه. در همه موارد، میل به بهمریختگی جنگی داره، حتی اگه لازم نباشه، حتی اگه نامربوط باشه، حتی اگه وارد حیطه طنز بشه. گویی یک عطش ملی برای صحنهسازی جنگ و خرابی وجود داره، و هر مناسبتی، فرصتیه برای شبیهسازی آشوب! شاید چون آرامش مملکت رو متناسب با آشفتگی زندگی خودش نمیبینه.
و مثل طراحان جلوههای ویژه هندی، اصرار داره که صحنهها غلیظتر از قبل باشه. صداهای بلندتر، شعلههای بزرگتر، هرج و مرج شلوغتر.
انسانهای نرمال جهان باید حیرتزده بشن از تماشای جامعه ما، که هدف تجمعاتمون گریهست، و هدف گریههامون تخلیه هیجان بالیوودی! من اگه یک خارجی بودم حاضر بودم بلیت بخرم و «ایرانی» رو از پشت شیشه نگاه کنم!
شیعه ایرانی دلش برای عباس میسوزه، اما طبل اونطرفیها به وجدش میاره و همونو تقلید میکنه، واسه زینب ناراحته، اما از امکانات تخریبی لشکر ابن زیاد کیف میکنه!
میگن میخوای ببینی بچه کی رو بیشتر از همه قبول داره ببین ادای کی رو بیشتر درمیاره.
و مثل طراحان جلوههای ویژه هندی، اصرار داره که صحنهها غلیظتر از قبل باشه. صداهای بلندتر، شعلههای بزرگتر، هرج و مرج شلوغتر.
انسانهای نرمال جهان باید حیرتزده بشن از تماشای جامعه ما، که هدف تجمعاتمون گریهست، و هدف گریههامون تخلیه هیجان بالیوودی! من اگه یک خارجی بودم حاضر بودم بلیت بخرم و «ایرانی» رو از پشت شیشه نگاه کنم!
شیعه ایرانی دلش برای عباس میسوزه، اما طبل اونطرفیها به وجدش میاره و همونو تقلید میکنه، واسه زینب ناراحته، اما از امکانات تخریبی لشکر ابن زیاد کیف میکنه!
میگن میخوای ببینی بچه کی رو بیشتر از همه قبول داره ببین ادای کی رو بیشتر درمیاره.
❤4
برای کسانی که به تاریخ باستان علاقه دارند این مقاله رو توصیه میکنم. مجموعهای خلاصه از آخرین ظن و گمانها درباره نحوه ساخت اهرام مصر رو ارائه کرده، که هرچند اثبات شده نیستند، ولی میشه اسمش رو گذاشت «حدسهایی که فعلا میزنیم».
متأسفانه چنین سازه بزرگی وجود داره هنوز و همچنان بسیاری از انسانها عبرت بزرگتری که داره نمایش میده رو نمیبینند. اینکه اختصاص دادن تمام پتانسیل اقتصادی مملکت به ماجراجوییهایی که مطلقا هیچ خروجی برای جامعه نداره، نه تنها چندین نسل ازون جامعه رو به هرز میبره، بلکه خود تمدن رو هم در معرض سقوط قرار میده. یعنی دقیقا چیزی که قراره نماد تمدن باشه، مصرفکننده تمدن میشه و شیره جانش رو تا آخرین قطره میکشه. اگر مصر این وقت، انرژی و نبوغ رو به جای هرمسازی، روی انسانسازی سرمایهگذاری کرده بود، هم مسیر خودش و هم مسیر تاریخ عوض میشد. در تاریخ خیلی طولانیشون خرجهای زیادی برای خدا کردند، اما امروز در هزار و یک مشکل سیستماتیک گرفتارند و خدا هیچ خرجی براشون نمیکنه.
https://analog-antiquarian.net/2019/08/30/chapter-16-how-to-build-a-pyramid/
متأسفانه چنین سازه بزرگی وجود داره هنوز و همچنان بسیاری از انسانها عبرت بزرگتری که داره نمایش میده رو نمیبینند. اینکه اختصاص دادن تمام پتانسیل اقتصادی مملکت به ماجراجوییهایی که مطلقا هیچ خروجی برای جامعه نداره، نه تنها چندین نسل ازون جامعه رو به هرز میبره، بلکه خود تمدن رو هم در معرض سقوط قرار میده. یعنی دقیقا چیزی که قراره نماد تمدن باشه، مصرفکننده تمدن میشه و شیره جانش رو تا آخرین قطره میکشه. اگر مصر این وقت، انرژی و نبوغ رو به جای هرمسازی، روی انسانسازی سرمایهگذاری کرده بود، هم مسیر خودش و هم مسیر تاریخ عوض میشد. در تاریخ خیلی طولانیشون خرجهای زیادی برای خدا کردند، اما امروز در هزار و یک مشکل سیستماتیک گرفتارند و خدا هیچ خرجی براشون نمیکنه.
https://analog-antiquarian.net/2019/08/30/chapter-16-how-to-build-a-pyramid/
Anarchonomy
به اون کتابی که قرار شد وقتی منتشر شد نسخه الکترونیکیش رو برام گیر بیارید (که البته گفتید خودت برو ازین سایت روسیها دانلود کن،.. که خسته نباشید)، این کتاب رو هم اضافه کنید. «هند در دوره حکام پارسیزبان، از سال ۱۰۰۰ تا ۱۷۶۵». درباره نقش تمدن و فرهنگ و زبان…
یکی از شما عزیزان نسخه ایبوک این کتاب رو برام فرستاد. بسیار ممنون. اگه دوست دختری که برای آدم آیپد میخره هم سراغ دارید معرفی کنید.
❤4
محمود کریمی، مداح حکومتی، در یکی از کارهای پرطرفدارش، میگه: «نوری تو عالم نبود، دین خدا هم نبود/ بیچاره بودیم اگه، ماه محرم نبود!».
من جای مستمعین بود درجا خندهم میگرفت. انگار داره به نمایندگی از جامعه مداحان پاکتگیر حرف میزنه.. اگه ماه محرم نبود بیچاره بودیم، نه شغلی داشتیم نه پاکت پر از پولی نه شهرتی، نه بادیگاردی نه کلتی!
اما مستمعین اینو دارن یه جور دیگه استماع میکنند. بیچاره بودیم یعنی دیگه دستاویزی نداشتیم، یعنی ماشین شفا نداشتیم، ماشین شفاعت هم نداشتیم، چیزی هم برای خودبرتربینی نسبت به مسلمانان غیرشیعه نداشتیم! چه بیچارگی ازینها بالاتر؟
من جای مستمعین بود درجا خندهم میگرفت. انگار داره به نمایندگی از جامعه مداحان پاکتگیر حرف میزنه.. اگه ماه محرم نبود بیچاره بودیم، نه شغلی داشتیم نه پاکت پر از پولی نه شهرتی، نه بادیگاردی نه کلتی!
اما مستمعین اینو دارن یه جور دیگه استماع میکنند. بیچاره بودیم یعنی دیگه دستاویزی نداشتیم، یعنی ماشین شفا نداشتیم، ماشین شفاعت هم نداشتیم، چیزی هم برای خودبرتربینی نسبت به مسلمانان غیرشیعه نداشتیم! چه بیچارگی ازینها بالاتر؟
Anarchonomy
محمود کریمی، مداح حکومتی، در یکی از کارهای پرطرفدارش، میگه: «نوری تو عالم نبود، دین خدا هم نبود/ بیچاره بودیم اگه، ماه محرم نبود!». من جای مستمعین بود درجا خندهم میگرفت. انگار داره به نمایندگی از جامعه مداحان پاکتگیر حرف میزنه.. اگه ماه محرم نبود بیچاره…
مجلس ختم یکی از ریشسفیدان محل رفته بودم (البته مرحوم ریش نداشت) که از السابقون السابقون هیئت بود. مداحهای گرانقیمت از شهرهای مختلف اومده بودن به مجلسش. وضعیت روانشناختی عجیبی ایجاد شده بود. کل جلسه حتی کوچکترین مرثیهای برای خود این فرد فوت شده خونده نشد، چون سراسر روضه امام حسین بود! انگار عملا فرد حذف شده، و فقط حسین مونده. تا حالا چنین چیزی ندیده بودم. بعد پیرترین اون مداحان گفت من نمیخواستم بیام، راهم دوره حنجرهم هم یاری نمیکنه، اما چون شنیدم مرحوم وصیت کرده فلانی و فلانی و فلانی باید تو مجلسم بخونن، پاشدم اومدم!
این فرد حذف شده، چنان بقایی برای خودش قائله که قبل از مرگ، مداح مجلس ختم خودش رو دعوت میکنه تا مردم ببینند یک عمر خدمت در این دستگاه بش این رانت رو داده که مداحان شاخص از همه جا جمع بشن براش مجلسگردانی کنند! بعضی از ثروتمندان جایگاه ویژه والدین فوت شده خودشون رو با گلها و غذاهای گرانقیمت، به نمایش میذارن، این بندهخدا جایگاه و امتیاز خودش رو با حنجرههای لاکشری به نمایش گذاشت.
در واقع برنامه اینه: برای حسین حذف میشم، تا یادشون بمونم! برای حسین حذف میشم، چون از حذف شدن میترسم!
بیچاره بودند اگه، ماه محرم نبود.
این فرد حذف شده، چنان بقایی برای خودش قائله که قبل از مرگ، مداح مجلس ختم خودش رو دعوت میکنه تا مردم ببینند یک عمر خدمت در این دستگاه بش این رانت رو داده که مداحان شاخص از همه جا جمع بشن براش مجلسگردانی کنند! بعضی از ثروتمندان جایگاه ویژه والدین فوت شده خودشون رو با گلها و غذاهای گرانقیمت، به نمایش میذارن، این بندهخدا جایگاه و امتیاز خودش رو با حنجرههای لاکشری به نمایش گذاشت.
در واقع برنامه اینه: برای حسین حذف میشم، تا یادشون بمونم! برای حسین حذف میشم، چون از حذف شدن میترسم!
بیچاره بودند اگه، ماه محرم نبود.
هر کس این حق رو داره در برهههایی از زندگیش سادهلوح باشه، نه؟
زمانی که انقدر در بطن اسلام حکومتی بودم که بسیجیها برای نماز جماعت پشت سرم اقتدا میکردند، جلوی مصلی بین اونها و یک جوان از منطقهای از شهر که تیپ مذهبی ندارند، دعوا شد. زد و خورد خیلی خشنی رخ نداد اما حرفهای بدی رد و بدل شد. بعدا شنیدیم خانوادهش میخوان جمعه بیان که بعد از نماز به امام جمعه گله کنند. گفتم بچهها چندتا پلاکارد بزنیم روش بنویسیم «خانواده فلانی، معذرت!». با عصبانیت گفتند تو طرف کی هستی؟ گفتم من طرف مسجدم.. ما باید حرمت مسجد رو نگه میداشتیم، و نگه نداشتیم. ما باید ثابت میکردیم نماز، آدم حسابیمون کرده، اما نشون دادیم یه مشت دوزاری هستیم. کرم رو اون ریخت، ولی اونی که افعیه ماییم.
یکیشون که ساکت بود دستمو گرفت کشید کنار و آروم تو گوشم گفت: دچار سوء تفاهمی!
هیچکس اونقدر دقیق و خلاصه، مشکلم رو نمیشناخت. بله، دچار سوء تفاهم بودم. اون ساختمان، اون تشکیلات، برای خدا نبود، دوزاری من کج بود که فکر میکردم برای خداست. مسجد، خانه امن خدا نبود، خانه امن گَنگ ما بود، و مثل هر گنگی باید از قلمرو دفاع میشد! این گنبد رو نساختیم که فرشمون رو به عرش وصل کنه. ساختیمش تا «ما» رو از «آنها» جدا کنه.
اخبار صداسیما جمعیت عزاداران عاشورا رو نشون میداد و کینهتوزانه از رسانههای فارسیزبان گله داشت که به جای پوشش خبری این جمعیت، چسبیدن به سحر خدایاری!.. ازینکه «لعنتیها ما را نشان نمیدهند» عصبانیاند، چون این «ما» و لباس مشکی ما و بیرق ما و قیمه ما، مهمتر از حسن و حسین و پیغمبر و هر کسیه.
۹۹ درصد روایات عاشورا غیرمعتبرند، ولی مگه این «ما»ی شیعه به بیشترشون اعتقاد ندارند؟ طبق همون روایات، حسین وقتی در وسط جنگ دشمنش افتاده بود زمین، قبل ازینکه بمیره ازش میپرسه بگو اسم قبیلهت چیه تا بگم از خانوادهت دلجویی کنند!.. شاید دلیلش مرام عربی بوده. هرچی که بوده، آدمها، فارغ ازینکه کنارشن یا روبروش، براش حکم مگس رو نداشتند. بچهشیعه اصلا فهمی از این حسین نداره، برای همین مرگ دردناک یک دختر که حتی دشمن حسین هم نیست، براش کوچکترین اهمیتی نداره. مرد؟ سوخت؟ به درک! از «ما» نبود. و برای همین حتی دوست نداره اسمش رو بشنوه.
بچهشیعه قرآن که نخونده.. ولی اگه میخوند حتما آیه ۷ نوح رو میدید:
وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا
«و هر چه آنان را به مغفرت و آمرزش تو خواندم انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افکندند (تا مرا نبینند و سخنم را نشنوند) و (بر کفر) اصرار و لجاج ورزیدند و سخت راه تکبر و نخوت پیمودند».
انگشت بر گوش نهادند.
https://t.me/masih_alinejad/8763
زمانی که انقدر در بطن اسلام حکومتی بودم که بسیجیها برای نماز جماعت پشت سرم اقتدا میکردند، جلوی مصلی بین اونها و یک جوان از منطقهای از شهر که تیپ مذهبی ندارند، دعوا شد. زد و خورد خیلی خشنی رخ نداد اما حرفهای بدی رد و بدل شد. بعدا شنیدیم خانوادهش میخوان جمعه بیان که بعد از نماز به امام جمعه گله کنند. گفتم بچهها چندتا پلاکارد بزنیم روش بنویسیم «خانواده فلانی، معذرت!». با عصبانیت گفتند تو طرف کی هستی؟ گفتم من طرف مسجدم.. ما باید حرمت مسجد رو نگه میداشتیم، و نگه نداشتیم. ما باید ثابت میکردیم نماز، آدم حسابیمون کرده، اما نشون دادیم یه مشت دوزاری هستیم. کرم رو اون ریخت، ولی اونی که افعیه ماییم.
یکیشون که ساکت بود دستمو گرفت کشید کنار و آروم تو گوشم گفت: دچار سوء تفاهمی!
هیچکس اونقدر دقیق و خلاصه، مشکلم رو نمیشناخت. بله، دچار سوء تفاهم بودم. اون ساختمان، اون تشکیلات، برای خدا نبود، دوزاری من کج بود که فکر میکردم برای خداست. مسجد، خانه امن خدا نبود، خانه امن گَنگ ما بود، و مثل هر گنگی باید از قلمرو دفاع میشد! این گنبد رو نساختیم که فرشمون رو به عرش وصل کنه. ساختیمش تا «ما» رو از «آنها» جدا کنه.
اخبار صداسیما جمعیت عزاداران عاشورا رو نشون میداد و کینهتوزانه از رسانههای فارسیزبان گله داشت که به جای پوشش خبری این جمعیت، چسبیدن به سحر خدایاری!.. ازینکه «لعنتیها ما را نشان نمیدهند» عصبانیاند، چون این «ما» و لباس مشکی ما و بیرق ما و قیمه ما، مهمتر از حسن و حسین و پیغمبر و هر کسیه.
۹۹ درصد روایات عاشورا غیرمعتبرند، ولی مگه این «ما»ی شیعه به بیشترشون اعتقاد ندارند؟ طبق همون روایات، حسین وقتی در وسط جنگ دشمنش افتاده بود زمین، قبل ازینکه بمیره ازش میپرسه بگو اسم قبیلهت چیه تا بگم از خانوادهت دلجویی کنند!.. شاید دلیلش مرام عربی بوده. هرچی که بوده، آدمها، فارغ ازینکه کنارشن یا روبروش، براش حکم مگس رو نداشتند. بچهشیعه اصلا فهمی از این حسین نداره، برای همین مرگ دردناک یک دختر که حتی دشمن حسین هم نیست، براش کوچکترین اهمیتی نداره. مرد؟ سوخت؟ به درک! از «ما» نبود. و برای همین حتی دوست نداره اسمش رو بشنوه.
بچهشیعه قرآن که نخونده.. ولی اگه میخوند حتما آیه ۷ نوح رو میدید:
وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا
«و هر چه آنان را به مغفرت و آمرزش تو خواندم انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افکندند (تا مرا نبینند و سخنم را نشنوند) و (بر کفر) اصرار و لجاج ورزیدند و سخت راه تکبر و نخوت پیمودند».
انگشت بر گوش نهادند.
https://t.me/masih_alinejad/8763
Telegram
مسیح علینژاد
این عکس #سحر_خدایاری است که دوستان نزدیکش برایم فرستادند و یکی از بستگانش نیز تایید کرده. در تمام این چند روز به خانواده اجازه ندادند که عکسی از سحر منتشر کنند. اجازه ندادند خبرنگاران مستقل سراغ این خانواده بروند و بپرسند چه بر سرتان آمده، اما امشب صدا و…
❤1
حالا اصل زرنگبازی کجاست؟ مصرف موتور بنزینی رو صدی ۱۱ لیتر حساب کرده! و در مقابل انرژی لازم برای شارژ ماشین برقیه رو از کجا حساب کرده؟ از یک نیروگاه آبی که آلایندگی نداره! 😁
باشه. باشه.
باشه. باشه.
«فقط ساخت باتری یک ماشین برقی به وزن پانصد کیلوگرم که برای یک ماشین شاسیبلند مناسب باشه، ۷۴ درصد دیاکسید کربن بیشتری منتشر میکنه تا تولید یک موتور بنزینی مدرن، اگه در جایی ساخته بشه که از سوختهای فسیلی استفاده میشه، مثل آلمان». بله آلمان.
و بعد ازینکه تولید شدن، با برق سدها شارژ نمیشن. با برق نیروگاههای ذغالسنگی یا نیروگاههای گازی شارژ میشن.
و بعد ازینکه تولید شدن، با برق سدها شارژ نمیشن. با برق نیروگاههای ذغالسنگی یا نیروگاههای گازی شارژ میشن.