«انگلیس اشتباه محاسباتی کرد. آمریکا دچار خطای استراتژیک شد. اسراییل همه جوانب را در نظر نگرفت».
ازین جملات زیاد میشنویم. که حاصل نوعی توهمه که من اسمش رو میذارم «شاهین اخبار». شخص تصور میکنه به اتکای اطلاعاتی که از محتویات خبری جمعآوری کرده، مثل یک شاهین داره کل دشت زیر پاش رو رصد میکنه و میدونه کی کجاست و چرا اونجاست و داره چه میکنه و نیتش چیه!
این کشورها برخلاف وطن عزیزمون، هیئتی اداره نمیشن. این کشورها قویترین و بانفوذترین دستگاههای اطلاعاتی دنیا رو دارند. نیروهای مسلح این کشورها، علمی و منطقی اداره میشه. چیزهایی که اینها میدونند و بلدند و بش اشراف دارند، قابل مقایسه با چیزهایی که من اخبارخوان میدونم و بلدم نیست. چطور ممکنه من خطایی رو تشخیص بدم اما اینها از قبل پیشبینش نکرده باشند؟ چطور ممکنه کسی که خیلی خیلی کمتر میدونه، و یعنی بیناییش کمتره، چیزی رو به کسی نشون بده که خیلی خیلی بیشتر میدونه و بیناییش قویتره؟
این فرضیه رو جا انداختند که آمریکا تصور میکرد به عراق که حمله کرد مردم با گل و شیرینی ازش استقبال میکنند! اما بعد متوجه شدند اینطور نیست! چطور ممکن بود چنین تصوری داشته باشند وقتی اطلاعاتشون از فرهنگ عراقیها از منی که همسایهشون هستم بیشتره؟ چطور ممکنه اسراییل ندونه جمهوریاسلامی چطور تصمیم میگیره وقتی انقدر آدم داره در داخل سیستم که اطلاعات رو با جاش برمیدارن میبرن؟ چطور ممکنه ندونه در غزه چه خبره و چه باید کرد وقتی میدونه دلال اسلحهشون کجا میخوابه با کی میخوابه و صبح قراره کجا بره؟ همونطور که در اون تکه روزنامه از سال ۱۹۸۰ پیداست، به کارتر گفتند که شوروی و مجاهدین خلق در اشغال سفارت نقش دارند، اما نادیده گرفت. نه اینکه خبر نداشتن حقیقتا کار چه کسانی بود. شاهین اخبار فقط واکنشها رو میبینه، اون هم صرفا واکنشهای پابلیک. چطور میشه با این دید اندک تشخیص داد که کی داره چه اشتباهی میکنه؟
نه. این اصلا بدین معنی نیست که این قدرتهای جهانی اشتباه نمیکنند. اما اشتباهاتشون اون چیزهایی نیست که شاهین تشخیص میده.
ازین جملات زیاد میشنویم. که حاصل نوعی توهمه که من اسمش رو میذارم «شاهین اخبار». شخص تصور میکنه به اتکای اطلاعاتی که از محتویات خبری جمعآوری کرده، مثل یک شاهین داره کل دشت زیر پاش رو رصد میکنه و میدونه کی کجاست و چرا اونجاست و داره چه میکنه و نیتش چیه!
این کشورها برخلاف وطن عزیزمون، هیئتی اداره نمیشن. این کشورها قویترین و بانفوذترین دستگاههای اطلاعاتی دنیا رو دارند. نیروهای مسلح این کشورها، علمی و منطقی اداره میشه. چیزهایی که اینها میدونند و بلدند و بش اشراف دارند، قابل مقایسه با چیزهایی که من اخبارخوان میدونم و بلدم نیست. چطور ممکنه من خطایی رو تشخیص بدم اما اینها از قبل پیشبینش نکرده باشند؟ چطور ممکنه کسی که خیلی خیلی کمتر میدونه، و یعنی بیناییش کمتره، چیزی رو به کسی نشون بده که خیلی خیلی بیشتر میدونه و بیناییش قویتره؟
این فرضیه رو جا انداختند که آمریکا تصور میکرد به عراق که حمله کرد مردم با گل و شیرینی ازش استقبال میکنند! اما بعد متوجه شدند اینطور نیست! چطور ممکن بود چنین تصوری داشته باشند وقتی اطلاعاتشون از فرهنگ عراقیها از منی که همسایهشون هستم بیشتره؟ چطور ممکنه اسراییل ندونه جمهوریاسلامی چطور تصمیم میگیره وقتی انقدر آدم داره در داخل سیستم که اطلاعات رو با جاش برمیدارن میبرن؟ چطور ممکنه ندونه در غزه چه خبره و چه باید کرد وقتی میدونه دلال اسلحهشون کجا میخوابه با کی میخوابه و صبح قراره کجا بره؟ همونطور که در اون تکه روزنامه از سال ۱۹۸۰ پیداست، به کارتر گفتند که شوروی و مجاهدین خلق در اشغال سفارت نقش دارند، اما نادیده گرفت. نه اینکه خبر نداشتن حقیقتا کار چه کسانی بود. شاهین اخبار فقط واکنشها رو میبینه، اون هم صرفا واکنشهای پابلیک. چطور میشه با این دید اندک تشخیص داد که کی داره چه اشتباهی میکنه؟
نه. این اصلا بدین معنی نیست که این قدرتهای جهانی اشتباه نمیکنند. اما اشتباهاتشون اون چیزهایی نیست که شاهین تشخیص میده.
❤5
ولادیمیر پوتین در آخرین مصاحبهای که انجام داده، که طولانیترین مصاحبه ویدیوییش هم حساب میشه، حرفهای زیادی زده.. یک قسمتش رو جدا کردم که به نظرم جالب بود چون نگاهش رو معرفی میکنه. میگه «یکی از دلایل فروپاشی شوروی این بود که مردم درآمد نداشتند، مغازهها خالی بود، و علاقهشون برای حفظ کشور رو از دست دادند. فکر میکردند هراتفاقی بیفته بدتر از حالت فعلی نخواهد شد. اما بعد از فروپاشی اوضاع بدتر شد. نظام تأمین اجتماعی و خدمات درمانی فرو ریخت و صنعت فلج شده بود. ممکنه بگیم صنایع ناکارآمد بودند ولی لاقل مردم شغل داشتند، بعد از فروپاشی همونش هم از دست دادند».
از نظر پوتین شغل فرمالیته که پول نسازه بهتر از بیکاریه. بیمه ورشکسته بهتر از نداشتن بیمهست. چون آدم بیکار و بدون بیمه، میزنه همهچیزو خراب میکنه! به نظرش مردم روسیه نه انقلاب میکنند نه بیتفاوت خواهند شد نسبت به کشور، چون نمیخوان دوباره بیثباتی رو تجربه کنند. به نظرش مشکل نگاه آزادیخواهانه اینه که نظام فرهنگی جامعه (بافته شده از سنت و مذهب) رو از هم میپاشه و باعث بیثباتی میشه. بنابراین سنتشکنی خوبه، ولی نباید خیلی قدرت مانور داشته باشه!
از نظر پوتین شغل فرمالیته که پول نسازه بهتر از بیکاریه. بیمه ورشکسته بهتر از نداشتن بیمهست. چون آدم بیکار و بدون بیمه، میزنه همهچیزو خراب میکنه! به نظرش مردم روسیه نه انقلاب میکنند نه بیتفاوت خواهند شد نسبت به کشور، چون نمیخوان دوباره بیثباتی رو تجربه کنند. به نظرش مشکل نگاه آزادیخواهانه اینه که نظام فرهنگی جامعه (بافته شده از سنت و مذهب) رو از هم میپاشه و باعث بیثباتی میشه. بنابراین سنتشکنی خوبه، ولی نباید خیلی قدرت مانور داشته باشه!
❤2
خلیج فارس رو ولش کنید.
بیایید کار جدید عزیز دلمون بانو تمنیکووا رو گوش بدید.
https://youtu.be/4m8Wkht1ggE
بیایید کار جدید عزیز دلمون بانو تمنیکووا رو گوش بدید.
https://youtu.be/4m8Wkht1ggE
YouTube
Премьера! Елена Темникова - Обнимаю (Official audio)
Премьера! Елена Темникова - Обнимаю (Official audio)
Слушай песню ОБНИМАЮ: http://music.temnikova.ru/obnimauID
_____________________
Не пропусти новые билеты на тур 2019 года https://tour.temnikova.ru/ по цене без комиссий.
Купи уникальный апгрейды билетов:…
Слушай песню ОБНИМАЮ: http://music.temnikova.ru/obnimauID
_____________________
Не пропусти новые билеты на тур 2019 года https://tour.temnikova.ru/ по цене без комиссий.
Купи уникальный апгрейды билетов:…
در این گرمای طاقتفرسا که مردم شهرهای ایران رو از خیابان فراری کرده، چیزی که کمبودش حس میشه سایهست. چیزی که قاعدتا باید درختان تأمینش میکردند، اما متأسفانه نسل امروزی درکی از اهمیت درخت نداره و به شکل یک زائده میبینتش. اما درخت به تنهایی راه حل سایهسازی نیست، خیلی از گونهها تحمل هوای داغ رو ندارند، و اگه داشته باشند سایه گستردهای ایجاد نمیکنند، یا عمرشون کمه یا برای شبکه برق مشکلساز میشن. ایتالیاییها از صدها سال پیش این مشکل رو با ساخت رواق برای ساختمانها حل کردند. چیزی که ما ایرانیها هم بلد بودیم بسازیم، نمونههای محشری هم ساختیم، اما هیچوقت یک راهکار مهندسی برای فضاسازی و ایجاد سایه نبود. این رواقها در شهر بولونیا انقدر زیادند که مسیر مسقفی که درست کردند مجموعا به ۴۰ کیلومتر میرسه! کافهها و رستورانها هم میتونن ازین فضا استفاده کنند و جذابیت توریستی شهر رو بیشتر کرده.
غر زدن از گرما یا جوک ساختن ازش چیزی رو تغییر نمیده. معماری شهرها باید تغییر کنه.
https://www.emiliaromagnaturismo.com/en/art-cities/stroll-through-bologna-40-km-porticos.html
غر زدن از گرما یا جوک ساختن ازش چیزی رو تغییر نمیده. معماری شهرها باید تغییر کنه.
https://www.emiliaromagnaturismo.com/en/art-cities/stroll-through-bologna-40-km-porticos.html
❤3
شولت از کوروت جدید رونمایی کرد. این ماشینهای اسپورت به دلایل زیاد باید تا اونجایی که میشه به سطح زمین نزدیک باشند. اما این زیادی خوابیدن رو زمین تو خیابونهای پر دست انداز شهری مشکل ایجاد میکنه. یک قابلیت جدید بش اضافه کردن.. وقتی میرسی به سرعتگیر میتونی شاسی رو یکمی بیاری بالاتر تا گلگیر به آسفالت نخوره. خود ماشین یادش میمونه کی این کار رو کردی و با جیپیاس میدونه دقیقا کجا بود. دفعه بعد که دوباره خواستی از همونجا رد شی، خودش شاسی رو میاره بالاتر!
خیلی استعاریه نه؟ ماشینها دارند تربیت میشن، ولی انسان هنوز به تربیت مقاومت نشون میده. یک بار بش بگی چاله کجاست و چه کاری خطاست، کافی نیست. باید هر دفعه بش گوشزد کنی، خودش تشخیص نمیده! ماشینها دارند یاد میگیرند سرشون به سنگ نخوره، ولی انسان اصرار داره تا درد خوردن سنگ به سر رو بچشه.
خیلی استعاریه نه؟ ماشینها دارند تربیت میشن، ولی انسان هنوز به تربیت مقاومت نشون میده. یک بار بش بگی چاله کجاست و چه کاری خطاست، کافی نیست. باید هر دفعه بش گوشزد کنی، خودش تشخیص نمیده! ماشینها دارند یاد میگیرند سرشون به سنگ نخوره، ولی انسان اصرار داره تا درد خوردن سنگ به سر رو بچشه.
❤2
عمر صحابه سرشناس و سابقهدار پیامبر رو به جنگ یرموک فرستاد تا سپاه مسلمین روحیه بگیره. هیچکس سابقهدارتر از علی نبود، چرا علی رو نفرستاد؟ 🤔
برلین تصمیم گرفت بازار اجاره رو برای پنج سال فریز کنه! یعنی صاحبخانهها حق ندارند مبلغ اجاره رو تغییر بدن دیگه. اکونومیست میگه این کار هیچوقت جواب نداده باباجان.
اگه دولت ترامپ ازین تصمیمات بگیره میگن ترامپ و آدمهایی که اطرافش هستند سواد اقتصادی ندارند و بیشعورند، اما چون آلمانیها و برلینیها این خطای واضح رو مرتکب شدند مودبانه فقط به اینکه «کار نمیکنهها، از ما گفتن» اکتفا میکنند.
اما باید درک کرد که این اقدامات، که حاصل مطالبه مردمه، مثل توسل بیمار به طب سنتیه. مستأجر مثل بیمار، مستأصله. راه حل علمی، جوابگو نیست یا زمانبره. دوست داره به چیزی چنگ بزنه. یکیش میشه علف، یکیش میشه سیاستهای دستوری سوسیالیستی!
اگه دولت ترامپ ازین تصمیمات بگیره میگن ترامپ و آدمهایی که اطرافش هستند سواد اقتصادی ندارند و بیشعورند، اما چون آلمانیها و برلینیها این خطای واضح رو مرتکب شدند مودبانه فقط به اینکه «کار نمیکنهها، از ما گفتن» اکتفا میکنند.
اما باید درک کرد که این اقدامات، که حاصل مطالبه مردمه، مثل توسل بیمار به طب سنتیه. مستأجر مثل بیمار، مستأصله. راه حل علمی، جوابگو نیست یا زمانبره. دوست داره به چیزی چنگ بزنه. یکیش میشه علف، یکیش میشه سیاستهای دستوری سوسیالیستی!
عکس پست قبل آدمو میندازه تو سردی پوچگرایانه دوران شوروی. تو برلین ازین آپارتمانهای کمونیستی کم نیست. تصور اینکه باید در این سلولهای مینیاتوری بخوابی تا بتونی در جایی نزدیک به مرکز شهر کار کنی تا بتونی پول اجاره این سلول رو دربیاری، ترسناکه. آیا به دنیا اومدیم که اینجوری زندگی کنیم؟
این آهنگ تناسب داره با این ترس ⬇
این آهنگ تناسب داره با این ترس ⬇
چه کامنت به جایی گذاشته این کاربر 😁
همین دیروز نوشتم اینها یک مشت خفتگیر دوزاری هستند.. اما حتی اون توصیف هم کامل نیست. «بچه میمونهای مسلمان» توصیف دقیقتریه. دیدید در هند چطور بچه میمونها به بازارچهها حمله میکنند و از سر و کول مردم بالا میرن و سر و صدا راه میندازن؟ اینها هم دقیقا همین رفتارو نشون میدن، با این فرق که جیغشون صدای الله اکبر میده!
بچه میمونهای مسلمان در طول این ۴۰ سال کاری کردند که ایمان به الله اکبر باعث خجالت فرد بشه و پنهانش کنه.
همین دیروز نوشتم اینها یک مشت خفتگیر دوزاری هستند.. اما حتی اون توصیف هم کامل نیست. «بچه میمونهای مسلمان» توصیف دقیقتریه. دیدید در هند چطور بچه میمونها به بازارچهها حمله میکنند و از سر و کول مردم بالا میرن و سر و صدا راه میندازن؟ اینها هم دقیقا همین رفتارو نشون میدن، با این فرق که جیغشون صدای الله اکبر میده!
بچه میمونهای مسلمان در طول این ۴۰ سال کاری کردند که ایمان به الله اکبر باعث خجالت فرد بشه و پنهانش کنه.
❤5
«موسسه پیو در تمام دوران ریاست جمهوری اوباما از آلمانیها نظرسنجی کرد که نظرشون درباره آمریکا چیه. از اونایی که نگاه مثبت داشتن هیچوقت عددی بهتر از ۵۳ درصد بدست نیومد. حالا که حتی پایینتر هم هست. همچنان به مشتری ثابت روسیه و ایران بودن ادامه میدن. چرا ما باید حتی یک سکه خرج ناتو کنیم؟»
همونطور که قبلا گفتم روابط بینالملل و سیاست خارجی موجود، تا حد زیادی با استانداردهای قرن بیستم طراحی شده، و نیاز به بازنگری داره. چرا باید اصرار وجود داشته باشه که آمریکا، آلمان یا انگلیس رو متحد خودش بدونه؟
این واقعیت هم وجود داره که بدون آمریکا، ارتش اروپا عملا فلجه. شاید در برابر بچه میمونهای مسلمان مشکلی نداشته باشند، اما در برابر روسیه مجبورند زانو بزنند. و شاید همین واشنگتن رو میترسونه. اما به نظر من نباید ترسید. باید گذاشت اروپا مسیری که لایقشه رو طی کنه. شاید لیاقتش همینه که سوسیالیستی اداره بشه، روسیه اربابش باشه، و چین هضمش کنه.
همونطور که قبلا گفتم روابط بینالملل و سیاست خارجی موجود، تا حد زیادی با استانداردهای قرن بیستم طراحی شده، و نیاز به بازنگری داره. چرا باید اصرار وجود داشته باشه که آمریکا، آلمان یا انگلیس رو متحد خودش بدونه؟
این واقعیت هم وجود داره که بدون آمریکا، ارتش اروپا عملا فلجه. شاید در برابر بچه میمونهای مسلمان مشکلی نداشته باشند، اما در برابر روسیه مجبورند زانو بزنند. و شاید همین واشنگتن رو میترسونه. اما به نظر من نباید ترسید. باید گذاشت اروپا مسیری که لایقشه رو طی کنه. شاید لیاقتش همینه که سوسیالیستی اداره بشه، روسیه اربابش باشه، و چین هضمش کنه.
Anarchonomy
عمر صحابه سرشناس و سابقهدار پیامبر رو به جنگ یرموک فرستاد تا سپاه مسلمین روحیه بگیره. هیچکس سابقهدارتر از علی نبود، چرا علی رو نفرستاد؟ 🤔
اینها تعدادی از صحابه هستند که به یرموک فرستاده شدند
سعد بن زید
ابوایوب انصاری (که پیامبر پس از هجرت به مدینه تو خونهش ساکن شد)
عبدالرحمن بن ابیبکر (پسر خلیفه ابوبکر)
فضل بن عباس (پسرعموی پیامبر)
عبدالله بن عمر (پسر خلیفه عمر)
عبان بن عثمان (پسر خلیفه عثمان)
عبداالرحمن بن خالد (پسر خالد بن ولید، فرمانده سپاه)
عبدالله بن جعفر (برادرزاده علی)
عمار یاسر
مقداد
ابوذر غفاری
مالک اشتر
قیس بن سعد
هشام بن عاص (برادر عمروعاص)
و ابوسفیان!
هر سه خلیفه پسرانشون رو فرستاده بودن، اما نه علی رفت و نه پسرش حسن! البته حسن اون موقع ۱۲ سالش بود، اما برای اثبات مشارکت میتونست بره. کاراییش از عمار شصت و خوردهای ساله بیشتر بود قطعا.
در این ۱۵ نفر، ۶ نفرشون با ابوبکر بیعت نکرده بودند. یعنی علی رو شایستهتر میدونستند. اما به دستور عمر پاشدن رفتن جنگ! درسته دستور خلیفه لازمالاجرا بود اما اینها انقدر اعتبار داشتند که اگه رد میکردند خلیفه جرأت نمیکرد اصرار کنه. پس اگه رفتند با رضایت قلبی رفتند. اگه من یک جنگاور وفادار به علی بودم که انقدر اعتبار داشتم که جرئت کنم با خلیفه اول بیعت نکنم، در این موقعیت هم میگفتم «اگه علی بیاد منم میام، و اگه نیاد منم نمیام». اما هیچکدوم اینها چنین چیزی نگفتند. فرمانده، خالد بن ولید بود. یک نابغه نظامی. اما همین نابغه قبلا مالک بن نویره رو کشته بود. بعد از فوت پیامبر، بعضیها گفتند ما زکات رو به خود پیامبر میدیم، نه به خلیفه خودخواندهای مثل ابوبکر. مالک هم جزء این افراد بود و حتی میگفت من پول رو به کسی که در غدیر انتخاب شد میدم، یعنی علی. ابوبکر خالد رو فرستاد تا ادبش کنه. مالک وقتی نیروهای خالد رو دید تسلیم شد، اما خالد سرش رو برید و همون شب با زنش خوابید! قاعدتا هم به خاطر قتل عمد و هم به خاطر خوابیدن با زنی که دوره عده رو نگذرونده باید مجازات میشد، اما چون خلیفه به نبوغ نظامیش نیاز داشت، از جرمش گذشت. عمار یاسر و مقداد، رفتند به یرموک تا زیر دست چنین آدمی شمشیر بزنند؟ و اگه عمر خیلی پدرکشتگی داشت با علی، میتونست بش اصرار کنه که بره به یرموک، چون احتمال کشته شدنش بالا بود، چون علی اهل عقبنشینی نبود. در یرموک بارها سربازان مسلمان عقبنشینی کردند از ترس، اما زنان مانعشون شدند. بله، زنان! لیدر این زنان چه کسی بود؟ هند، زن ابوسفیان! کسی که جگر حمزه رو به دندان کشید، قلبش رو پخت و خورد و بینی و گوش شهدای اسلام رو بریده بود! ولی اینجا پشت سپاه اسلام ایستاده بود و نمیذاشت کسی برگرده.
یه جای کار، عجیب میلنگه. یا اینکه این ماییم که متوجه نیستیم چه خبر بوده. ممکنه بگید چه اهمیتی داره؟ اهمیتش در اینه که کشور ما الان داره بر مبنای این داستان اداره میشه.
سعد بن زید
ابوایوب انصاری (که پیامبر پس از هجرت به مدینه تو خونهش ساکن شد)
عبدالرحمن بن ابیبکر (پسر خلیفه ابوبکر)
فضل بن عباس (پسرعموی پیامبر)
عبدالله بن عمر (پسر خلیفه عمر)
عبان بن عثمان (پسر خلیفه عثمان)
عبداالرحمن بن خالد (پسر خالد بن ولید، فرمانده سپاه)
عبدالله بن جعفر (برادرزاده علی)
عمار یاسر
مقداد
ابوذر غفاری
مالک اشتر
قیس بن سعد
هشام بن عاص (برادر عمروعاص)
و ابوسفیان!
هر سه خلیفه پسرانشون رو فرستاده بودن، اما نه علی رفت و نه پسرش حسن! البته حسن اون موقع ۱۲ سالش بود، اما برای اثبات مشارکت میتونست بره. کاراییش از عمار شصت و خوردهای ساله بیشتر بود قطعا.
در این ۱۵ نفر، ۶ نفرشون با ابوبکر بیعت نکرده بودند. یعنی علی رو شایستهتر میدونستند. اما به دستور عمر پاشدن رفتن جنگ! درسته دستور خلیفه لازمالاجرا بود اما اینها انقدر اعتبار داشتند که اگه رد میکردند خلیفه جرأت نمیکرد اصرار کنه. پس اگه رفتند با رضایت قلبی رفتند. اگه من یک جنگاور وفادار به علی بودم که انقدر اعتبار داشتم که جرئت کنم با خلیفه اول بیعت نکنم، در این موقعیت هم میگفتم «اگه علی بیاد منم میام، و اگه نیاد منم نمیام». اما هیچکدوم اینها چنین چیزی نگفتند. فرمانده، خالد بن ولید بود. یک نابغه نظامی. اما همین نابغه قبلا مالک بن نویره رو کشته بود. بعد از فوت پیامبر، بعضیها گفتند ما زکات رو به خود پیامبر میدیم، نه به خلیفه خودخواندهای مثل ابوبکر. مالک هم جزء این افراد بود و حتی میگفت من پول رو به کسی که در غدیر انتخاب شد میدم، یعنی علی. ابوبکر خالد رو فرستاد تا ادبش کنه. مالک وقتی نیروهای خالد رو دید تسلیم شد، اما خالد سرش رو برید و همون شب با زنش خوابید! قاعدتا هم به خاطر قتل عمد و هم به خاطر خوابیدن با زنی که دوره عده رو نگذرونده باید مجازات میشد، اما چون خلیفه به نبوغ نظامیش نیاز داشت، از جرمش گذشت. عمار یاسر و مقداد، رفتند به یرموک تا زیر دست چنین آدمی شمشیر بزنند؟ و اگه عمر خیلی پدرکشتگی داشت با علی، میتونست بش اصرار کنه که بره به یرموک، چون احتمال کشته شدنش بالا بود، چون علی اهل عقبنشینی نبود. در یرموک بارها سربازان مسلمان عقبنشینی کردند از ترس، اما زنان مانعشون شدند. بله، زنان! لیدر این زنان چه کسی بود؟ هند، زن ابوسفیان! کسی که جگر حمزه رو به دندان کشید، قلبش رو پخت و خورد و بینی و گوش شهدای اسلام رو بریده بود! ولی اینجا پشت سپاه اسلام ایستاده بود و نمیذاشت کسی برگرده.
یه جای کار، عجیب میلنگه. یا اینکه این ماییم که متوجه نیستیم چه خبر بوده. ممکنه بگید چه اهمیتی داره؟ اهمیتش در اینه که کشور ما الان داره بر مبنای این داستان اداره میشه.
یک بار در کتابخانه یک کتاب جالب پیدا کردم که عنوانش یادم رفته، اما محتواش احادیثی بود که بنا به مصلحتاندیشی شیعیان، منتشر نمیشن. چون میترسیدند انتشارشون باعث گسترش علیپرستی و واکنش تند سنیها بشه. احادیث واقعا جالبی توشون بود. مثلا یکی که یادم مونده این بود: «انی علی کل شیء قدیر!».. یعنی من بر همه چیز توانا هستم. ازونجایی که این ادعا رو فقط الله داره، فردی که حرف ازین قدرت میزنه یک مشرکه. مگر اینکه باور داشته باشه که خودش الله است!.. مثل اینکه الله در جنگ یرموک شرکت نداشت 😉
اگه باور کنیم که این احادیث جعلیاند، باید پرسید چرا جنین جعلی صورت گرفته؟ و چرا انقدر غلیظ؟ چرا عدهای میخواستند علی همون الله باشه؟
یه کتاب هست که میذارمش اینجا بعدا که شاید بتونه به این سوال جواب بده. شاید.
اگه باور کنیم که این احادیث جعلیاند، باید پرسید چرا جنین جعلی صورت گرفته؟ و چرا انقدر غلیظ؟ چرا عدهای میخواستند علی همون الله باشه؟
یه کتاب هست که میذارمش اینجا بعدا که شاید بتونه به این سوال جواب بده. شاید.
❤3
این اون کتابیه که گفتم: «آغاز ستایش علی و پیدایش جهانبینی عباسیان».
کتاب مختصریه، خوندنش زیاد طول نمیکشه، ولی اگه خوندید با دقت بخونید (پیوستهای انتهای کتاب رو هم نگاه بندازید). در اینجا گفته میشه اولین «علی» که میشه درباره وجود داشتنش مطمئن بود، امام رضاست!
یه کامنت کوچولو هم من دارم دربارهش که بعدا مینویسم.
کتاب مختصریه، خوندنش زیاد طول نمیکشه، ولی اگه خوندید با دقت بخونید (پیوستهای انتهای کتاب رو هم نگاه بندازید). در اینجا گفته میشه اولین «علی» که میشه درباره وجود داشتنش مطمئن بود، امام رضاست!
یه کامنت کوچولو هم من دارم دربارهش که بعدا مینویسم.
Anarchonomy
Dequin.pdf
علی در جنگ یرموک شرکت نکرد، چون وجود خارجی نداشت که بخواد شرکت کنه. این سوء تفاهم ما بود که تصور میکردیم تاریخنویس مسلمان داشته برامون از تاریخ میگفته. هدف اساسا بیان یک روایت بوده تا پیام خاصی منتقل بشه، بنا نبوده بگه در عالم واقع چه اتفاقاتی افتاد. و مثل هر سناریویی، تمرکز نویسندگان روی اصل مطلبه و ممکنه به باگهایی که ممکنه در داستانشون بوجود بیاد بیاعتنا باشند. مثل همین که در مهمترین جنگ مسلمانان، همه هستن غیر از اونی که باید باشه! یا زن جگرخوار یهو میشه زن مسلمان غیرتمند! یا خطبههای علی، زیباتر و شیواتر و هنرمندانه و لطیفتر از متن قرآن از آب درمیان، در حالی که باید برعکس میبود! فرآیند داستانسازی از یک الگوریتم فوقالعاده ساده حذف-اضافهای استفاده میکرد: آیا حذف این اتفاق کمکی به شکلدهی به پیام میکند؟ اگر آره حذفش میکنیم، اگر نه میگذاریم بماند. آیا اضافه کردن این قصه ابداعی کمکی به پیام میکند؟ اگر آره اضافه میکنیم، اگه نه هیچ. این الگوریتم باعث شد تا داستان به شکل مجسمهای تراشنخورده دربیاد که گویی سازنده عجله داشته و گچ رو مشت مشت روی هم ریخته.
برخلاف نویسنده این کتاب، و سازنده مستند پترا، معتقدم لزومی نداره رد داستان تثبیتشده همراه بشه با داستانی متشکل از حدس و گمانهای ما. اینکه دقیقا چه زمانی و توسط چه کسی و چطور کاراکتر علی ابداع شد، تقریبا تلاشی بیهودهست، چون به دلیل فقر عمیقمون در اطلاعات قابل اعتنا، نه قابل اثبات خواهند بود نه قابل رد. چیزی که فعلا اهمیت داره رسیدن به این درکه که محتوایی که با عنوان تاریخ اسلام به دست ما رسیده: ۱- یکی از بزرگترین، باشکوهترین و عجیبترین قصههای ساخته شده توسط بشره که پشتش قضایای پیچیدهای از رقابت بر سر قدرت و هژمونی وجود داشته. بدون درک این پیچیدگیها، هیچوقت نمیتونیم خودمون رو از چنگ این داستان که مثل تور ماهیگیری دور ما و فرهنگ ما و تمدن ما و سیاست ما و همهچیز ما پیچیده خلاص کنیم. سادهسازیهای عوامانه فقط مسیر نجات رو طولانیتر میکنه و ۲- ما مردم ایران، در طراحی و فرمدهی به این داستان نقش داشتیم، که انعکاسی بود از گرایشهای معنویمون که قدمتی فوقالعاده طولانی دارند. تقلیل قضیه به تحمیل نظامی مجموعهای از اعتقادات توسط اعراب مهاجم، اوج کجفهمیه. اتفاقی که بین ۶۵۰ تا ۸۵۰ میلادی رخ داد هرچه که بود، ما هم توش شریک بودیم.
جریان ضدمذهب در ایران که از دوره پهلوی جان گرفت، با اینکه ممکنه دانش خوبی نسبت به «اندیشه ایرانی» داشته باشه، بیاعتنا به واقعیتهایی که قاعدتا باید ازش مطلع باشه، نسخه «قطع از ریشه» رو برای باورهای جامعه ایرانی تجویز میکنه. و چقدر موفق بوده؟
به زعم من نباید برای فرو کردن میخ در سنگ انرژی صرف کرد. به جای قتل علی، که گویی نامیراست، علی رو باید ایرانیتر کرد. اگر علی یک کاراکتر ساختگی بود پس هیچکس صاحبش نیست و همه اختیار ویرایشش رو دارند. حتی شما دوست عزیز.
والسلام
برخلاف نویسنده این کتاب، و سازنده مستند پترا، معتقدم لزومی نداره رد داستان تثبیتشده همراه بشه با داستانی متشکل از حدس و گمانهای ما. اینکه دقیقا چه زمانی و توسط چه کسی و چطور کاراکتر علی ابداع شد، تقریبا تلاشی بیهودهست، چون به دلیل فقر عمیقمون در اطلاعات قابل اعتنا، نه قابل اثبات خواهند بود نه قابل رد. چیزی که فعلا اهمیت داره رسیدن به این درکه که محتوایی که با عنوان تاریخ اسلام به دست ما رسیده: ۱- یکی از بزرگترین، باشکوهترین و عجیبترین قصههای ساخته شده توسط بشره که پشتش قضایای پیچیدهای از رقابت بر سر قدرت و هژمونی وجود داشته. بدون درک این پیچیدگیها، هیچوقت نمیتونیم خودمون رو از چنگ این داستان که مثل تور ماهیگیری دور ما و فرهنگ ما و تمدن ما و سیاست ما و همهچیز ما پیچیده خلاص کنیم. سادهسازیهای عوامانه فقط مسیر نجات رو طولانیتر میکنه و ۲- ما مردم ایران، در طراحی و فرمدهی به این داستان نقش داشتیم، که انعکاسی بود از گرایشهای معنویمون که قدمتی فوقالعاده طولانی دارند. تقلیل قضیه به تحمیل نظامی مجموعهای از اعتقادات توسط اعراب مهاجم، اوج کجفهمیه. اتفاقی که بین ۶۵۰ تا ۸۵۰ میلادی رخ داد هرچه که بود، ما هم توش شریک بودیم.
جریان ضدمذهب در ایران که از دوره پهلوی جان گرفت، با اینکه ممکنه دانش خوبی نسبت به «اندیشه ایرانی» داشته باشه، بیاعتنا به واقعیتهایی که قاعدتا باید ازش مطلع باشه، نسخه «قطع از ریشه» رو برای باورهای جامعه ایرانی تجویز میکنه. و چقدر موفق بوده؟
به زعم من نباید برای فرو کردن میخ در سنگ انرژی صرف کرد. به جای قتل علی، که گویی نامیراست، علی رو باید ایرانیتر کرد. اگر علی یک کاراکتر ساختگی بود پس هیچکس صاحبش نیست و همه اختیار ویرایشش رو دارند. حتی شما دوست عزیز.
والسلام