Anarchonomy
42.3K subscribers
6.75K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
کشور دیگه‌ای وجود نداره که فقها بش حکومت کنند و صاحب انحصاری اسلحه و پول باشند. نمونه دیگه‌ای با این مشخصات پیدا کنید و چک‌ کنید مردم چه عملکردی داشتند بعد نتیجه بگیرید ایرانی‌ها منفعل و ترسو بودند.
از قضا، جمهوری‌اسلامی یک خوش‌شانسی برای آیندگان ایران بود. کشوری که ۹۰ درصد مردمش لفظا یا عملا مسلمانند، به ایرلند تبدیل نمیشه، نزدیک‌ترین معیاری که میشه براش در نظر گرفت کشورهایی مثل مصر و ترکیه هستند. در این دو کشور، حجاب اسلامی هرروز غلیظ‌تر از قبل میشه، بدون اینکه اجباری درکار باشه. و عقبگرد داوطلبانه بسیار خطرناک‌تر از عقبگرد تحمیلیه. مزیت حکومت فقها این بود که یک گپ بین‌نسلی ایجاد کرد. برخلاف ایمان، که یک پدیده کاملا فردیه و اگر تنها در یک غار زندگی کرده بودید هم بالاخره مفهومی ذهنی برای خودتون میساختید که بش ایمان پیدا کنید، شریعت نیاز به انتقال نسل به نسل داره چون محصول ذهن خودتون نیست، و وارد شده از دیگرانه. این انتقال در دوره جمهوری‌اسلامی رخ نداد. بچه رو باید بلند کنند نماز بخونه تا نمازخوان بشه، باید دستش رو بگیرن ببرن مسجد تا مسجدی بشه. این اتفاقات عملا تعطیل شد، و فرزند این‌ها بلاشک هیچ ارتباطی با شرع نخواهد داشت، که همین الانش هم داریم می‌بینیم. هرچند در قرن بیست و یکم، مذهب‌گریزی یک اتفاق جهانیه، اما دافعه‌ای که حکومت فقهی ایجاد کرد، نیروی این گریز رو چند برابر کرد. مثل وقتی که کمربند ایمنی راننده‌ درست موقع چپ کردن ماشین از جا کنده شه!
باید توجه داشت که ما صرفا در حال دفع نکبت جمهوری‌اسلامی نیستیم. این سنگ گلیه که در میزنای گیر کرده، حاصل رسوبات چند قرن اسلامگرایی در ایرانشهره.‌ نباید به ادرار این نسل نگاه کرد و گفت چرا برای ما خونیه و برای بقیه زرد.‌ ما داریم چیزی رو دفع می‌کنیم که تو سرگذشت بقیه ملت‌ها نبوده.


https://t.me/twitter_farsi/73921
8
برای اولین بار رییس جمهور ایالات متحده از بیت کوین حرف زد. با اینکه عملا شست گذاشتش کنار، ولی همینکه اسمش رو آورد واقعیت این ارز از چیزی که هست جدی‌تر میشه. اما حمله اصلیش به لیبرا، ارز ابداعی فیسبوکه. چون برخلاف بیت‌کوین، یک شرکت عظیم با دو میلیارد کاربر پشت سرشه، که همین خطرناکش می‌کنه.

فعلا خزانه‌داری آمریکا حرف دلشو از دهان ترامپ زد، باید دید میتونن این حرف رو به کرسی هم بنشانند یا نه.
3
یک کامنت کوچولو درباره انتخابات ۲۰۲۰

جمهوری‌خواه‌ها فکر می‌کنند چون وضع اقتصاد به شکل عجیبی خوبه، پس پیروزی مجدد ترامپ تضمین شده‌ست. اما این درست نیست. وضع مناسب اقتصادی انتخاب مجدد رو تضمین نمی‌کنه. مثال: جورج بوش پدر، که در زمان ریاستش هرچند عده‌ای نالان بودند اما هرکاری لازم بود برای اقتصاد کرد و تونست نرخ بیکاری رو به رکورد حداقل برسونه، اما فقط یک دوره در کاخ سفید موند.

دموکرات‌ها فکر می‌کنند چون در انتخابات میان‌دوره‌ای پارسال در ایالت‌هایی که برای ترامپ کلیدی بودند تونستند کرسی رو از آن خودشون کنند پس ترامپ شانس برنده شدن نداره. اما این هم درست نیست. جابجایی اکثریت در کنگره لزوما روی پیروزی رییس‌جمهور وقت اثر نمیذاره. مثال: اوباما، که در سال ۲۰۱۰ حزبش اکثریت رو در مجلس نمایندگان واگذار کرد اما دو سال بعد مجددا رییس‌جمهور شد.

هرکس ادعا کنه میتونه نتیجه انتخابات ۲۰۲۰ رو پیش‌بینی کنه یک کذاب است. و طبق شرع اسلامی یا باید سنگسارش کرد، یا باید با دستان بسته از مکانی مرتفع به پایین پرتش کرد.
در بین مسائل متعدد خدمت اجباری سربازی که از زمان رضاخان به ارث رسیده و ازشون مثل الواح موسی از گزند تغییرات و اصلاحات محافظت می‌کنند، تنها موردی که کسی مشکلی باش نداشت و بلکه نمک قضیه بود، کچل کردن سرباز بود، و دقیقا همین یک مورد رو حذف کردند. مثل اینه که یه فقیر گرسنه بیاد دم در و تقاضای آب و غذا کنه، و بش بگن بیا یه جوراب بدم بپوشی پابرهنه نچرخ! و همین نشون میده چقدر فاصله داریم با وادار کردن حاکمان به مسئولیت‌پذیری. برخلاف حجاب، که به یک مطالبه مدنی و حقوق‌بشری تکامل پیدا کرده، اعتراض به سربازی در حد یک سوسول‌بازی باقی مانده! شاید زنان شاکی باشند که در طول چهل سال گذشته اتفاق مبارکی نیفتاده در قانون پوشش، اما حداقل امروز در جایی قرار گرفتیم که کسی بشون نمیگه «چرا انقدر سوسولید؟ آدم به خاطر حجاب با پارچه سیاه تو دمای چهل درجه هم انقدر غر میزنه؟».. تقریبا همه قبول کرده‌اند که حجاب ستمه، و تحمیل‌کنندگانش از بقیه توقع دارند این ستم رو به خاطر قانون، یا به خاطر شرع، یا به خاطر عرف، یا به خاطر فاطمه زهرا تحمل کنند!

هنوز خیلی کار داریم.. مخصوصا ما پسرها.
3
دو خبر مشابه در یک روز اما دو موضع‌گیری متفاوت. البته پلیس آمریکایی آدم بی‌گناه رو مجازات کرده، ولی نیروهای اسراییلی دارن یه مشت تروریست رو تنبیه می‌کنند، ولی اگه فرض کنیم نویسنده این کانال تروریست فلسطینی رو ذاتا بی‌گناه حساب می‌کنه، در هر دو عده‌ای بی‌گناه قربانی سوء استفاده از قدرت شدند. در کیس آمریکایی، نظرش اینه که «چه پلیس‌های بدی پیدا میشن». و در کیس اسراییلی نظرش اینه که «این بود دموکراسی خاورمیانه؟». در واقع بین ظلم آمریکایی و ظلم اسراییلی تفاوت قائله.‌ ظلم آمریکایی رو نفی‌کننده دموکراسی نمیدونه، ولی در اسراییل هر ظلمی صورت بگیره یعنی الکی میگن این کشور دموکراتیکه!
اینها یا به شکل دیوانه‌واری از کشور یهودی تنفر دارند، یا به شکل دیوانه‌واری عاشق آمریکا هستند!

بعد شما به منی که هر کسی و هرچیزی رو زیرسوال میبرم میگید اَمریکوفیل! برید یکم به کاراتون فکر کنید 😉
3
تمام کسانی که این شر رو عادی جلوه میدن، در جبهه شر هستند. حتی اگه چهره‌شون نورانی باشه.
2
اینکه شوخیه 😁 ولی سردبیر یکی از مجلات قدیمی آمریکا می‌گفت چهل پنجاه سال پیش هم فیک‌نیوز وجود داشت ولی مثل الان سریع و گسترده دست به دست نمی‌شد. در واقع چیزی که تغییر کرده، فقط اسکیل قضیه‌ست. در دوران طلایی دروغگویی قرار داریم.
4
فقط باید برای برنده شدن جنگید، و فقط برای لذت بردن از خود باید برنده شد، نه سرگرم‌کردن مردم. اون‌ها رو هر لوزر احمقی میتونه سرگرم کنه.
3
هرکی هر حرفی میزنه به این خانوم متشرع! که نگران فعل حرام پسربچه‌ست، یه جوری جوابشو میده، حتی با واژه‌های پرتی که فقط در رساله‌ها استفاده میشن، ولی به محض اینکه یک نفر بش میگه «مغزتون رو شستشو دادند» از کوره در میره و میگه «خفه‌شو». دانش فقهیش تا میرسه به برچسب شستشوی مغز، به ته میرسه و قفل می‌کنه. دلیلش اینه که دیالوگ فقهی از قبل آماده‌ست. در حوزه علمیه برای همه شبهات تا چند حرکت بعدی مخاطب پیش‌بینی انجام میدن، تا بحث که جلوتر رفت در جواب نمانند.
به قول خارجی‌ها
Been there, done that.
در موقعیت اینا بودم، و دقیقا همین فرمول رو استفاده کردم.

اما وقتی دیالوگ از دایره فقه خارج میشه، دیگه حوزه علمیه کنترلی روش نداره. فرد برای اینکه ثابت کنه مغزش شسته نشده، باید فی‌البداهه استدلالی بسازه.. که قادر نیست (هفتادساله که اینکارو نکرده، چطور الان بکنه؟). پس به یک دیوار میخوره و عصبی میشه‌.

اگه کسی خواست عقیده خودش رو بکوبه رو سرتون، فقط همین کاری که میگم انجام بدید: وادارش کنید فی‌البداهه یک استدلال بسازه.
به همین سادگی.

https://t.me/khasss/30422
اگه حتی همین امشب ۵۰ میلیارد دلار به حسابم واریز کنند، نمیتونم برگردم به اون شبی در بیست سال پیش که در قعر تنهایی فکرهایی کردم که ترکششون هنوز تو تنمه. باید مواظب فکرهای شبانه بود.. می‌تونن خسارت‌های میلیاردی به بار بیارن.
5
Anarchonomy
Photo
کلمه «دامپینگ» رو معمولا درباره فولاد و آلومینیوم شنیدیم، اما در صنعت سرگرمی هم داره انجام میشه.
نتفلیکس مدتیه داره تولید سریال‌ها رو در انتهای سیزن دومشون متوقف می‌کنه، حتی اگه پرطرفدار باشند. چون فهمیده که سیزن اول و دوم در جذب مشترکان جدید نقش دارند، ولی سیزن‌های بعدی نه. یعنی هدف صرفا جذب مشتری جدید، و راضی نگه داشتن مشتری فعلی در حدیه که سرویس رو کنسل نکنه. از طرفی، توقف بعد از سیزن دو موجب صرفه‌جویی مالی هم میشه، چون روال اینه که وقتی کار تولید به بیش از دو سال میکشه، تهیه‌کننده‌ها شروع می‌کنند به چونه زدن برای افرایش دستمزد.

بعبارتی، نتفلیکس حق اشتراک بیشتری دریافت می‌کنه، اما حق‌الزحمه کمتری پرداخت می‌کنه به هنرمندها و دست‌اندرکاران تولید. اما با وجود این، همچنان داره ضرر میده. اما وال‌استریت رو راضی نگه داشته، چون داره بشون میگه به ضررم نگاه نکنید، مشترکینم دارن هرروز بیشتر میشن، و وقتی تعدادشون از یه حدی بیشتر شد دیگه هیچکس حریفم نیست (همین الانم نیست)، و سرمایه‌گذاری رو شرکتی که کسی حریفش نخواهد بود، منطقیه! و بدین ترتیب سرمایه از بورس جذب می‌کنه، و محتوا رو با زیر قیمت تولید میفروشه، تا سهمش از بازار رو بیشتر و بیشتر کنه. اگه تولیدکنندگان فولاد محصول رو با زیر قیمت تمام‌شده بفروشند، تحت تعقیب قضایی قرار می‌گیرند، ولی ظاهرا در صنعت سرگرمی چنین محدودیتی وجود نداره.
البته ممکنه گفته بشه برای من مشتری چه اهمیتی داره که انحصار وجود داشته باشه وقتی بهترین‌ هنرمندها دارند براش محتوا تولید می‌کنند؟ و یا گفته بشه دامپینگ باعث میشه من فیلم و سریال رو با قیمت ارزونتری ببینم. اما مشکل فقط انحصار نتفلیکس یا آمازون و دیزنی نیست. مشکل اینه که تولید محتوا در این‌ها در یک ساختار عمودی اتفاق میفته. یعنی فیلمنامه نویس یه رییس بالاسرش داره، و رییسش یه رییس دیگه بالاسرش داره، تا میرسه به آدمای هیئت مدیره، لذا فرآیند تولید از یک فیلتر چندلایه مصلحت‌اندیشانه عبور می‌کنه، و این آزادی رو از هنرمند می‌گیره. ایده‌های خلاق و گستاخ و رادیکال، نمیتونن ازین فیلتر عبور کنند.‌
برای نقش مخرب این وضعیت یک مثال زنده وجود داره: خود سینما. در گذشته سالن‌های متعدد به فیلم‌های متعدد اختصاص داده می‌شد، در نتیجه یک فیلم گستاخ یا یک فیلم نوآور، که در یک سیستم افقی تولید شده بود، فرصت پیدا می‌کرد خودشو نشون بده، و بعد تعریفش دهن به دهن میچرخید و به تدریج محبوب می‌شد. اما الان بیشتر سالن‌ها به فیلم‌های چندصدمیلیون دلاری مارول و دی‌سی اختصاص پیدا می‌کنه، چون سالن‌ها دست دو سه تا شرکته، و بقیه جایی برای اکران پیدا نمی‌کنند. سازنده و توزیع‌کننده اونجرز هم که قرار نیست فیلم نوآورانه بسازه و روی هنرمندان گستاخ سرمایه‌گذاری کنه.

کسی که بتونه هنر سینما رو ازین باتلاق بوجود اومده بیرون بکشه، هم احتمالا به یک میلیاردر تبدیل میشه، و هم یک قهرمان.
5
خیلی ازین‌ها تردید ندارند که یه روز بالاخره عصبانی‌ها روی سرشون آوار میشن. چیزی که گیج‌شون کرده اینه که: چرا تا الان نریختن سرمون؟
4
این حجم از بلاهت و آدرس غلط، حیرت‌انگیزه. میفرمایند بروید دکترای اقتصاد بگیرید، که ما دکترهای اقتصاد زیاد بشیم، بعد حکومت مجبور شه حرفامون رو گوش بده! و اقتصاد مملکت رو سر و سامان بدیم باهم! گویی حکومت از تعدادشون خواهد ترسید! و گویی ۱۶۰ سال از زمان امیرکبیر و دارالفنون و ایده «برید فرنگ تحصیل کنید و برگردید این ویرانه را آباد کنید» نگذشته. واقعا نویسنده چه فکری کرد با خودش و این رو نوشت؟

دانشگاه‌ها سرمایه و امکانات در اختیار دانشجوی دکترا قرار میدن تا بشینه برای مسائلی که هنوز حل نشدن، راه حل پیدا کنه. کدام یک از مسائل اقتصاد ایران قبلا حل نشده؟ تورم که سال‌هاست در دنیا حل شده. استقلال بانک مرکزی سال‌هاست حل شده. بنگاه‌داری بانک‌ها سال‌هاست حل شده. بهره بانکی سال‌هاست که حل شده. مالیات سال‌هاست که حل شده. یک دانشجوی ترم یک اقتصاد هم میدونه راه حل مسائل اقتصاد ایران چیه، چه نیازی به هزاران دکتر هست؟ موضوع اینه‌ که جمهوری‌اسلامی حتی اگه علاقه داشت هم نمی‌تونست این راه حل‌های بدیهی رو به کار بگیره. چطور میتونی اندازه بودجه خرج کنی و اندازه بضاعت اقتصاد پول چاپ کنی وقتی بیشتر مردم رو تبدیل کردی به کارمند خودت و هزار و یک ماجراجویی مکتبی پرخرج تو دستت داری و سهم رانت هزار خاندان حکومتی رو هم باید پرداخت کنی؟ یک اقتصاددان، حتی اگه واقعا سواد و ذکاوت و تعهد داشته باشه، چه کاری میتونه بکنه در برابر یک جانور متحجر که هیچی حالیش نیست و فهمی از هیچ چیز نداره جز یک مشت موهومات ایدئولوژیک که فکر می‌کنه نقشه راه نجات بشره؟


https://t.me/Economics_and_Finance/761
6
امینم سه ساله که داره به ترامپ فحش میده، طوری که انگار داره التماس میکنه تو رو خدا از دستم عصبانی شو و واکنش‌های تند نشون بده. اما دریغ از ذره‌ای توجه از جانب ترامپ. چون میدونه امینم یه برند قویه، و لزومی نداره با نشون دادن واکنش، توجه مفت خرید براش، تا ازینی که هست هم قوی‌تر شه.



https://t.me/masih_alinejad/8420
پسرش تو نیروی دریایی خدمت می‌کنه و رو آبه. تو این اوضاع پرتنش خلیج فارس استرس گرفته و میره جلسات قرآن به بقیه مادرها میگه براش دعا کنند!.. (پسره از مادره هم استرس بیشتری داره ظاهرا.. به مادرش گفته آمریکا نیروهاشو آورده اینجا، اینا نمیگن!). این سوژه خوبیه برای کسی که میخواد فیلم بسازه. مثلا ازین ژانرهای صلح‌طلبانه، ببینید هر جنگی دو طرف داره، ببینید آدم‌ها چطور درگیر میشن، ببینید به خاطر سیاستمدارها مادرها به چه روزی میفتن، ببینید مادرها در برابر مادرها قرار می‌گیرن، که بعد مورد تقدیر قرار بگیره به خاطر پرداختن به «ابعاد انسانی» جنگ!
اما قبل ازینکه جنگ بد باشه، همراهی با شر بد بود، کسی یادش هست اصلا؟ کسی یادش هست که قرار نبود به شر خدمت کنیم؟ نالایق‌ترین، بی‌کفایت‌ترین، ارتجاعی‌ترین، ضدمردم‌ترین حاکمانی که ممکن وجود داشته باشند در دنیا، کشور ما رو تصاحب کردند، و بعد ازمون خواستند در قالب «دفاع از وطن» بشون خدمت کنیم. البته همه‌ش هم دفاع از وطن نبود، گفتند «اگه نمیخوای بیشتر ازین بیکار بمونی بیا تو ارتش استخدام شو». و ما نگاه نکردیم به خاطر حقوق ماهیانه‌ای که در کشورهای دیگه برای واکسن سگ خرج میشه، و به خاطر فریب دفاع از وطن، داریم برای منافع اشغالگران ایران روی زندگی‌مون ریسک می‌کنیم! و غصه میخوریم که چرا مادرمون مضطرب شد؟

پشت «جنگ بد است»، خودشونو قایم می‌کنند تا کسی نپرسه «تو کجا ایستادی؟».