Anarchonomy
42.5K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
Photo
هیئت مدیره بی‌ام‌و حتی صبر نکرد قرارداد مدیرعامل این شرکت که تا آوریل ۲۰۲۰ وقت داشت و چند ماه بیشتر نمونده، به انتها برسه ‌و همین الان برکنارش کردند. هرچند هنوز سوددهی وجود داره اما خیلی لب مرزه، و احتمالا می‌ترسیدند در گزارش مالی سه ماه بعدی یا بعدیش، صحبت از زیان به میان بیاد. هرچند بی‌ام‌و شرکتی نیست که نتونه از پس چند کوارتر زیان بربیاد و شرکتی نیست که بگه وام میخوام و بانک‌ها ندن، اما خود کلمه زیان برای برندی با این اعتبار تحقیرآمیزه. قبلا اینجا نوشته بودم که آلمان برای رقابت در دنیای امروز نیاز به تحولات اساسی داره و دیگه ساختن بهترین گیربکس‌های دنیا کافی نیست. دنیای امروز دنیای نرم‌افزاره. چیزی که تسلا توش قوی‌تره. و دقیقا همین تسلا در قلب آلمان، مشتری‌های وفادارش رو ازش قاپید. اینکه یک شرکت نوظهور که هیچ تجربه‌ای در انبوه‌سازی نداشت بیاد سهم شرکتی رو ازش بگیره که از زمان جنگ جهانی مشغول انبوه‌سازی بوده اتفاق کوچکی نیست. هرچند خودروهای برقی درصد کوچکی از فروش هستند اما انعکاس‌دهنده آینده شرکت هستند. مردم شاید پیشرفته‌ترین مدل تولیدی رو نتونن بخرن، ولی حواسشون هست که بالاترین مدل چه حرفی برای گفتن داره. اگه پرچم‌دار نتونه رقابت کنه، دلخوشی مشتری وفادار به قدرت برند، کمتر میشه. و اگه پرچم‌دار رقبا رو کنار بزنه، مشتری بیشتری برای مدل‌های پایین‌تر جذب خواهد شد. وقتی گوشی‌های رده بالای هوآوی شانه به شانه رده بالای سامسونگ قرار گرفت، خیلی‌ها توان خریدش رو نداشتند، اما با اتکا به کیفیت همون‌ها، مدل‌های میان‌رده هواوی رو خریدند. بی‌ام‌و به مشتریان وفادارش ثابت نکرد که در رقابت تکنولوژی، اگه سرتر از بقیه نیست، چیزی کمتر هم نداره‌. قیمتش اگه سرسام‌آور هم بود مهم نبود. اما چیزی نیست که بش اتکا کنند. وفاداری مشتریان سرمایه ارزشمندیه، اما نمیشه نشست و تا ابد ازش خورد. در حالی که با تبلت نصب شده در تسلا حتی میشه بازی کرد! و میتونه دمای هوای مناسب برای سگ و گربه داخل ماشین رو هم تنظیم کنه، صفحه نمایش داشبورد همه بی‌ام‌وها هنوز طوریه که انگار برای یه پیرمرد پولداری مثل پروفسور سمیعی طراحی شده که هرچند باسواده اما ازین چیزهای دیجیتال جدید خوشش نمیاد! در حالی که تسلا داره رانندگی بدون کمکِ راننده رو به یک واقعیت روزمره تبدیل می‌کنه، صاحبان بی‌ام‌و هنوز برای کارکردهای ساده با ارورهای مختلف روبرو میشن که خودشون هم سر درنمیارن دردش چیه و باید ببرن نمایندگی!
بعیده تو آلمان و یا مراکز تحقیق و توسعه‌شون در آمریکا، جوانان ماهری موجود نباشند که بتونند این عقب‌ماندگی در طراحی و نرم‌افزار رو جبران کنند‌. گاهی چارچوب ذهنی مسلط بر شرکته که دست و پاش رو می‌بنده. گاهی میشه با وجود کوهی از سرمایه مالی و اعتباری و انسانی، نابینا و سرگردان بود.
5
یک آدم لوده عکس یک دختر که عرفاً با صفت خوشگلی فاصله قابل توجهی داره، در کنار پدر بازیگرش که ایشون هم در این زمینه تعریفی نداره رو گذاشت و نوشت «این چیه؟ جون من بچه‌دار نشید». سیل فحاشی به این فرد روانه شد و به سبب ریپورت‌های فراوان از روی ناچاری توعیت رو پاک کرد.
همه مطالب این آدم هجو و شوخی هستند، اما به دلایلی نامعلوم این یکی خیلی جدی گرفته شد. استفاده از ریپورت توعیتر در جهت سلب آزادی بیان دیگران هم باعث لوث شدن این قابلیت میشه، و می‌بینیم که شده. اگه قرار باشه کسی اجازه نداشته باشه به فردی بگه زشت! اجازه خیلی چیزهای دیگه رو هم میشه لغو کرد. اگه خودشون رو محق میدونند که فله‌ای این آدم رو ریپورت کنند، باید حق بدن به مذهبی‌ها که فله‌ای توعیت‌های شوخی با ائمه رو ریپورت کنند. جداً اینو میخوان؟

اما اگه فرضا شوخی نبود و جدی بود، فقط یک بیشعوری محسوب می‌شد، که اصلا در انحصار یکی دو‌نفر نیست، خیلی‌ها بش دچارند. اون هم نه برای علنا زشت خطاب کردن دیگران، بلکه برای تقبیح زنده بودن! و اینکه بچه زشت یا نازیبا، ارزش به دنیا آمدن ندارد. حتی اگر والدین، فرزند رو به عنوان یک حیوان خانگی در نظر بگیرند، مزایای عاطفی و روانی که این همدم و همراه براشون خواهد داشت، قابل قیمت‌گذاری نیست که نداشتن قیافه مطلوب، بتونه ارزشش رو پایین بیاره. اما مگه کسانی که به بهانه‌های مختلف در نقص بدنی جنین، سقطش می‌کنند دچار همین بیشعوری نیستند؟ فقط اگه این نوع نگاه به یک توعیت تبدیل بشه منزجر کننده‌ست؟

و لکن (خیلی خمینی‌وار).. علت فحاشی کاربران به این شخص، دلیل بالا نبود. این‌ها از طبیعت عصبانی‌اند و این عصبانیت رو منتقل می‌کنند به یک هدف راحت، مثل یک کاربر بی‌دفاع. طبیعتی که از یک سری قوانین ثابت پیروی می‌کنه (مثل انتقال ژنتیکی صفات) و موهبت‌های خودش رو بنا به ایده‌آل‌های ذهنی آدم‌ها توزیع نمی‌کنه. طبیعتی که گاهی بطرز اعصاب‌خردکنی، رَندومه! هرچیزی که به شکل عریان یادآوری می‌کنه که همه زیبا نیستند، همه جذاب نیستند، هم هات نیستند، عصبانی‌شون می‌کنه.

اما حتی در این عصبانیت هم صادق نیستند. چون اگر بودند از طبیعت انتقام می‌گرفتند. جز یک اقلیت فوق‌العاده اندک، هیچ آدمی به خاطر اینکه فکر می‌کنه زشته یا ناقصه خودش رو نمی‌کشه. اگه واقعا عصبانی بود، این کار رو می‌کرد (نگاه همون اقلیت فوق‌العاده ناچیز، دقیقا همینه: «طبیعت لعنتی، برنامه‌ت این بود من با همین خصوصیات پست زندگی کنم؟ اوکی، برنامه‌ت رو بهم می‌ریزم». در این نگاه متوقف کردن عمدی قلبی که برای تپیدن اجازه نمی‌گیره، به نوعی بهم ریختن کاسه کوزه طبیعته!).

اما اگه واقعا عصبانی نیستند، چرا اداشو درمیارن؟
واضحه. چون به این ترتیب می‌تونن خدمات مجانی دریافت کنند. می‌تونن پاداشی بگیرند برای چیزهایی که ندارند. کسی که چشماش آبی نیست، از جامعه میخواد فرق نذاره بین چشم آبی و چشم مشکی، تا خودش که چشماش مشکیه، از همون توجهاتی بهره‌مند بشه که چشم‌‌آبی‌ها ازش بهره‌مندند! برای همینه میگن چاقی هم زیباست، لاغری هم زیباست، زشت وجود نداره، همه زیبا هستند.. و ازین شطحیات.

استدلال رایج هم اینه که فرد چشم‌آبی برای چشم‌آبی بودنش زحمتی نکشیده که بابتش توجه و تحسین بیشتری از طرف جامعه دریافت کنه! که این حرف به طرز مضحکی ابلهانه‌ست. زحمت، ملاک هیچ ارزشی نیست. و ضمنا چرا باید به رنگ چشم محدودش کرد؟ شما مگه زحمتی کشیدید که از اسپرم تبدیل شدید به یک جنین؟ شخصا مگه زحمتی کشیدید که از جنین تبدیل شدید به یک کودک؟ اگه معیار زحمت بود، نباید برای حیات شما هم ارزش قائل می‌بودیم، چون تقریبا هیچ‌قسمتش دست خودتون نبوده.


🔽
5
اهمیتی نداره چه کسی زحمت کشیده تا چهره دیوید بکهام به شکل فعلی دراومده. مهم اینه که این چهره حاوی یک موهبته. و ما ظرفیتی محدود داریم برای صرف قابلیت‌های تحسین یا تکریم یا تعظیم دیگری، که مجموعا میشه همه رو در چارچوب «محبت» دونست. شما یک حب عام دارید.. به همه موجودات، گل‌ها، حیوانات، آدم‌ها، هرچی که هستند و هرشکلی که دارند. و یک حب خاص، که اون رو خرج هر چیزی که خواستید می‌کنید، که بستگی داره به اینکه چه چیزهایی براتون گیرایی بیشتری داره. هیچ‌کس نمیتونه به شما امر کنه که ظرفیت محدودی که در حب خاص دارید و دلتون خواسته صرف چهره بکهام کنید، صرف چهره ایکس کنید.

در این زمینه بهترین کلاس آموزشی رو امام رضا برگزار کرده. این روایتش بینظیره: یک مرد وارد خانه‌ش میشه. تکه‌ای از خوشه انگور جدا می‌کنه و میذاره جلوش (حضرت کلا میونه خوبی با این میوه داشته، که آخر هم کار دستش داد). طرف میخوره و چیزی نمیگه. مدتی بعد یک نفر دیگه وارد میشه. اما این بار به این فرد فقط یک حبه انگور میده! که اگه ما بودیم بمون برمی‌خورد. ولی طرف به خاطر همون یک حبه، با هیجان فراوان تشکر می‌کنه. که آقا احساس خوشبختی می‌کنم که از دست شما چیزی گرفتم و در دهان گذاشتم و ازین حرف‌ها. بعد یک خوشه کامل انگور رو بش میده، تشکرات و قدردانی باز هم بیشتر میشه. بعد دستور میده یک ظرف پر از میوه بیارن جلوش. و به همین ترتیب طرف باز هم تشکر می‌کنه، با جملاتی خاضعانه‌تر. بعد میگه غذا بیارن براش، بعد هدیه‌های لاکچری. اون نفر اول این بساط رو می‌بینه و میگه این چه وضعیه؟ به یکی یه تکه از میوه میدی، از یکی دیگه مثل پادشاه پذیرایی می‌کنی! من چیم ازین یارو کمتره؟.. امام آیه لئن شکرتم رو براش میخونه. عالیه این آیه. بیشتر مسلمون‌ها فهم‌شون نمیرسه این آیه چقدر خوبه، و برای همین اشتباه ترجمه‌ش کردند و گفتند یعنی شکر نعمت، نعمتت افزون کند؛ کفر نعمت از کفت بیرون کند! اما واژه لازیدنکم درباره نعمت نیست، درباره خود فرده. خودتون رو زیاد می‌کنیم. شکر هم خم شدن و مرسی‌گفتن نیست. ترجمه درستش اینه: اگه حواست باشه که داره بت لطف میشه، استحقاقت رو بالا می‌بریم، و اگه به نفهمی ادامه بدی، یه کاری می‌کنیم از حسرت زیاد بسوزی!.. امام می‌خواست بش بگه این آدم مشرفه به الطافی که بش میشه، اما تو درکش رو نداری. تو فکر می‌کنی همه چیز و همه‌کس عالم خدم و حشم تو هستند و هر لطفی که بت میشه وظیفه‌ست! من یه ظرفیتی در محبت دارم، پس اونو خرج کسی می‌کنم که فهمش رو داره، و تو باید بشینی حسرت بخوری.

وظیفه من اینه احترام همه رو نگه دارم، به حقوقشون تعرض نکنم، به حفظ جان و مالشون حساس باشم، و ازین قبیل. اما وظیفه ندارم محبت خاص خودم رو کوپنی کنم و بین همه به شکل مساوی تقسیم کنم. ادای عصبانیت از طبیعت، در واقع یک حقه‌ست برای مصادره زورکی محبت خاص ما به کسانی که از موهبت‌ها برخوردارند. و البته موفقیت‌هایی هم داشته.. و امروز مردم از روی ترس یا ناچاری، به چیزهایی علاقه نشون میدن که واقعا علاقه‌ای بشون ندارند، و به چیزهایی میگن جذاب که جذابیتی براشون نداره‌.
7
Anarchonomy
Photo
ترامپ یه عده از کاربران تأثیرگذار شبکه‌های اجتماعی رو دعوت کرده به کاخ سفید. یکی‌شون یه کارتونیسته. دموکرات‌ها یه سری از کارهاشو رو کردن و میگن طرف ضدیهوده! مخاطب دموکرات که مغزش قفل شده رو برچسب‌هایی که به ترامپ زدن مثل نژادپرستی، به راحتی باور می‌کنند، چون دوست دارند واقعا اینطور باشه. هوفمن که خودش یک فعال یهودیه میگه نه تنها این کارتون که کنترل اقتصاد دنیا رو در دست یهود نشون میده ضدیهود نیست، بلکه اصلا این فرد مدنظر اینو نکشیده!.. در واقع قضیه اینطوریه: تعداد زیادی کارتون با سبک خاص این فرد میکشن، که مثلا ضدیهودی یا نژادپرستانه باشه، بعد یه کپی از امضاش رو میذارن زیرش. و انقدر این کار رو تکرار می‌کنند تا تو ذهن همه تثبیت بشه که طرف کرم داره! تا جایی که طرف دیگه نتونه بگه بابا اینارو من نکشیدم!
پروپاگاندیست‌های امروزی، گوبلز رو میذارن تو جیب کوچیک‌شون.
اگه کار امضاء دار انجام میدید، حتما یک وبسایت داشته باشید که اصالت محتوا رو بشه باش چک کرد‌.
گفته میشه مردمان شرق آسیا تطبیق بیشتری دارند با نظام‌های اشتراکی، که ما امروز بش میگیم کمونیسم. در یک تحقیق، مقایسه کردند بین چینی‌ها و آمریکایی‌ها تا ببینند واقعا تفاوت فرهنگی وجود داره یا نه. مشخص شد که چینی‌ها رفتار متعصبانه و منفی بیشتری دارند به هم‌گروهی‌های خودشون.. یعنی بیشتر زاغ سیاه همدیگه رو چوب می‌زنند. در مرحله بعد تحقیق کردند که آیا این رفتار در بین همه چینی‌ها یکسانه یا نه‌. که نبود. کشاورزان برنج که بیشتر در سیستم اشتراکی هستند، بیشتر این رفتار رو نشون می‌دادند تا کشاورزان گندم که مالکیت‌شون خصوصی‌تر و فعالیت‌شون مستقل‌تره. در مرحله بعد تحقیق کردند که در چه مرزی، رفتار چینی‌ها و آمریکایی‌ها بهم دیگه نزدیک میشه. وقتی شرایط بُرد مسلم یکی و باخت مسلم بقیه بود، آمریکایی‌ها هم نگاه منفی‌شون به هم‌گروهی‌هاشون بیشتر شد. و وقتی شرایط به صورت بُرد برای همه در اومد، رفتار زیرآب‌زنی چینی‌ها هم کاهش پیدا کرد.

این نشون میده ایده‌های کمونیستی، باعث میشه افراد مجموعه احساس بازندگی و عقب‌افتادن از دیگران بکنند و شروع کنند به ستیز با همدیگه، مگر اینکه بتونیم اون سیستم کمونیستی رو به نحوی ویرایش کنیم که همه احساس کنند در حال بردن هستند، که در اون صورت هم دیگه از حالت کاملا اشتراکی در میاد. وقتی یکی از راننده تاکسی‌های میدان انقلاب تهران تعریف می‌کرد که ایده‌ تعاونی که به همکارانش ارائه داده بود (ایجاد یک صندوق مشترک که هرماه مبلغی بش واریز کنند و هر موقع یکی از رانندگان نیاز به تعمیرات و تأمین قطعات داشت ازش برداشت کنند و در اقساط بپردازند) و تقریبا هیچ‌کس باش همراهی نکرده بود به دلیل نگاه‌های منفی به همکاران، و نتیجه‌گیری می‌کرد که مغز ما ایرانی‌ها در برابر مفهوم تعاون و اشتراک نفوذناپذیره، بش حق می‌دادم. اما این تحقیقات نشون میده اشتباه می‌کردم. مشکل از مغز ما نیست.. مشکل از تجربه درازمدت زیر سیستم‌هاییه که ذاتا قابلیت ایجاد رابطه بُرد-بُرد نداشتند و ندارند.


https://www.pnas.org/content/early/2019/06/26/1817588116#sec-43
1
«چرا سرمایه‌داری عالیه؟ تو بحبوحه جنگ داخلی (۱۸۶۲)، خانمان‌براندازترین درگیری تاریخ آمریکا، یه نفر به نظرش رسید چیزی که آمریکایی‌ها لازم دارند سس استیکه!».

این درست زمانیه که ایران درگیر قحطی و وبا بود و مردم به خوردن گوشت سگ و حتی گوشت انسان روی آورده بودند.
3
ما نرفتیم امامزاده. ما را بردند. گفتند «دستتو از ضریح بگیر و بوسش کن». بالا را نگاه می‌کردیم تا از کوتاهی قدمان استفاده کنیم و ببینیم بزرگترها وقتی پیشانی‌شان را چسبانده‌اند به این توپ‌های فلزی، چه چیزی زمزمه می‌کنند. اما مفهوم نبود. پرسیدیم «باید چی بگم؟»، و گفتند صلوات بفرست، حمد بخون. اما خودشان چیزهای دیگری می‌گفتند. بعدها که فهمیدیم چه چیزهایی می‌گفتند، تصمیم گرفتیم حمد بخوانیم، و ساکت باشیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی دیگه از افسانه‌ها هم این بود که «قابلیت مذهب در ایجاد تجمعات انسانی، نظیر و مشابه نداره».
کافیه داخل یکی ازین تجمعات عظیم پایکوبی قرار بگیرید تا بفهمید چقدر این حرف بی‌پایه‌ست. به جمعیت این‌جا نگاه کنید.. مهدیه تهران در شب تاسوعا نمیتونه انقدر آدم جمع کنه! و این یکی از معمولی‌ترین‌‌هاست. و تازه برای شرکت‌کنندگان هزینه داره.
آخوندها درکی فراتر از کمیت‌ها نداشتند، برای همین با اعداد و ارقام و ابعاد، از طرف خدا پز «سایز امت» میدن. که همون اعداد هم استثنایی نیستند. کار کیفی، بلدِ راه لازم داره، نه آخوند.
«ما مردم علم‌دوست نیستیم». گرایش مردم به طب سنتی و علفی و خرافات رو ریشه‌یابی کردند و به این کشف رسیدند!
ولی کسی میتونه این جمله رسول جعفریان رو ترجمه کنه؟ یعنی چی علم‌دوست نیستیم؟ مگه باید به علم عشق ورزید تا قبولش داشت؟ ای E لعنتی، چه جذابه که مساوی mc2 هستی! برای خروج از جو زمین به ۱۱ کیلومتر در ثانیه سرعت نیاز است؟ جوووون، چه سکسی!
آقای جعفریان متوجه نیست که خود علم محصول اندیشه‌ست. اگه کسی نمیتونه با علم کنار بیاد، یعنی در اندیشیدن مشکل داره، نه در عشق ورزیدن. و اگه مشکل اندیشه در جامعه ایران رو ردیابی می‌کرد می‌دید که یکی از مقصران اصلیش هم‌کسوتان خودش بودند. عمامه‌به‌سرهایی که شریعت رو بالاتر از ایمان قرار دادند، و چون شریعت (برخلاف ایمان) در برابر اندیشیدن آسیب‌پذیره، فکر کردن و به چالش کشیدن رو تعطیل کردند.
اما آیا واقعا ایرانی‌ها علم ستیزند؟ اگه علم‌ستیز بودند چرا پاپیولار‌ترین اعتراض اجتماعی‌شون، ایمنی خودروهای تولید داخله؟ اگه توسل به عرق و علف و شبه‌علم مختص ایرانی‌هاست، اینهمه محتوای اینترنتی غربی درباره «روش‌های جایگزین پزشکی» از کجا اومدند؟

بدن تنها دارایی واقعی انسان در زمان حیاتشه. کاملا طبیعیه که نسبت به آسیب دیدن یا از دست رفتنش، مقاومت روانی نشون بده‌. اگه علم بگه داری این دارایی رو از دست میدی و قبول نکنه، لزوما به این معنی نیست که علم رو قبول نداره. توسل به شبه علم، کمک میکنه تا این «ناباوری» رو از لحاظ زمانی تمدید کنه‌. عزیزان باید درباره اینکه ذهن انسان چطور کار می‌کنه کمی عمیق‌تر بشن.

از طرفی مردم به علم پزشکی دسترسی مستقیم ندارند، و جامعه پزشکی واسطه‌ این جریانه. وقتی اعتماد به واسطه از بین رفت، ارتباط با این علم هم تضعیف شد. وقتی که یک پزشک میگه کار ایکس کار درستی است، و بیمار قبول نمی‌کنه، یعنی داره میگه «تو» داری میگی کار ایکس درست است، معلوم نیست نظر علم هم همین باشه!


https://t.me/jafarian1964/12027
4
زیدآبادی ادعاهای نتانیاهو درباره دی‌ان‌ای فلسطینی‌ها رو مستحق دست انداختن میدونه، اما با این طرز جواب دادن خودشو دست میندازه.

میگه اگه قراره حق حاکمیت رو به ۴ هزار قبل ارجاع بدیم، جانشین موسی همه ساکنین قبلی فلسطین رو نابود کرد، پس اسراییل باید غرامت همه اونا رو بده، و اگه کسی ازشون زنده مونده بود (چجوری باید پیداش کرد؟) باید کل کشور اسراییل رو تقدیمش کنه!.. اگه میدادی یه بچه راهنمایی جواب نتانیاهو رو بده انشای بهتری می‌نوشت. شایدم میخواست صرفا بگه «من غیر از قرآن تورات رو هم خوندم». خب آفرین عمو.. دیگه چه شیرین‌کاری‌هایی بلدی؟

حرف نتانیاهو اینه که فلسطینی‌های قدیم عرب نبودند، بنابراین اینکه اون زمان به طور مسالمت‌آمیز باشون زندگی می‌کردیم ربطی به شرایط فعلی نداره که انتظار دارید الان هم مثل اون موقع زندگی کنیم، چون با آدمای دیگه‌ای طرفیم. با عرب جماعت طرفیم. اونم با عرب مسلمان. اونم با عرب مسلمان چپ‌گرا! اونم با عرب مسلمان چپ‌گرا کینه‌توز. اونم با عرب مسلمان چپ‌گرای کینه توز توسعه نیافته که از پس اداره یک شهر هم برنمیاد.

به جای رد این حرف نتانیاهو، که حرف حسابه، باید از جهت دیگری بش انتقاد کرد. باید گفت حق با شماست، اینا همونا نیستند، اینا با خودشون هم بلد نیستند مسالمت‌جو باشند چه برسه با شما. اما در نهایت با این چند میلیون آدم علاف بیکار و بی‌آینده و محاصره‌شده، باید چه کرد؟ نمیشه که زنده به گورشون کرد.


https://t.me/ahmadzeidabad/798
4
اگه صحبت چپ‌ها فقط در حد توصیه بود، شرایط فرق داشت. در اون صورت می‌شد گفت کل مسئولیت عواقب احتمالی، به عهده همون کسیه که بین پلاستیکی و فلزی، فلزی رو انتخاب کرده. اما معمولا اینطور نیست. صحبت ممنوع کردن تولید و فروش نی پلاستیکی بود! یعنی اگه بخوای هم اجازه نداشته باشی پلاستیکیش رو بخری. تصور کنید موضع عده‌ای این باشه که: عیب نداره خطرناکه، عیب نداره گرونتره، مهم محیط زیسته! انگار ما پا به عرصه وجود گذاشتیم تا خودمون رو فدای جنگل‌ها و ماهی‌ها کنیم!
4
در تأیید درماندگی توصیف شده در این پست میشه وضعیت خدمات درمانی رو هم مثال زد. وقتی از دکتر پرسیدم این مشکل با فیزیوتراپی بهبود پیدا نمی‌کنه؟ چیزی که گفت دقیقا این بود: «ولش کن، میشه یه کارهایی کرد، ولی تو ایران بلد نیستن انجام بدن». آدم از خودش می‌پرسه مگه بخش خصوصی وجود نداره؟ اتفاقا در بخش درمان مشارکت بخش خصوصی خیلی بالاست. یعنی چی که تو ایران بلد نیستند انجام بدن؟ اینهمه متقاضی وجود داره، یعنی هیچ‌کدوم از مراکز فیزیوتراپی برای کسب درآمد حاضر نشده چند نفر رو بفرسته اروپا یا آمریکا این کار رو یاد بگیرند و بیان اینجا انجام بدن و پول چاپ کنند؟ از پول بدشون میاد؟ با وجود رقابتی که قاعدتا باید وجود داشته باشه بین این همه مرکز، چطور برای سبقت گرفتن از همدیگه اقدامی نکردند؟

بعدا البته جوابش رو یافتم. وقتی فارغ ازینکه یک پروسه درمانی اثر مثبتی روی بیمار داره یا نداره، براش تجویز میشه، و شرکت‌های بیمه هم یا اهمیت نمیدن که این مراجعات پرشمار به نتیجه‌ای منجر شده یا نه، یا اینکه توان بررسی‌شون رو ندارند، مرکز خدمات‌دهنده نیاز به اینکه فکر کنه چطور باید کیفیت خدمات رو بالاتر ببره، نمی‌بینه، چون به هرحال جریان درآمد تقریبا تضمین‌شده‌ست!





https://t.me/IslamicLeft/769
اینکه چرا بخش خصوصی نداریم، بخش دولتی هم نداریم، رقابت نداریم، بازار آزاد نداریم، لیبرالیسم نداریم، حتی کمونیسم هم نداریم، باید دید چی شد که غرب امروز همه این‌ها رو داره.‌
این کتاب باید جزء کتب درسی مدارس می‌بود. خیلی دیره تو دانشگاه خوندنش، و خیلی بده که فقط عده‌ای از دانشجویان اسمش رو در طول تحصیل میشنوند.
5
از قطر خواستن تو واشنگتن درخواست التماس دعا رو به دولت ترامپ منتقل کنه، اما طرف قطری دست خالی برگشت. نه تنها دست خالی، بلکه بش گفتن قراره سفت‌تر هم بشه تو برو خونتون! آقایون بلافاصله تصمیم گرفتند یه کار شهادت‌طلبانه بکنند با یک کشتی انگلیسی، که چون یه ناو انگلیسی اونجا بود، در شهادت بسته شد. در حالی که سربازان گمنام سایبری درحال خودارضایی با موهومات گاندو هستند، تقلایی مستمر در راضی کردن آمریکا و متحدانش به کوتاه اومدن، در جریانه. واقعیت همینجاست که خودشو عیان میکنه: بضاعت!.. بضاعت نظامی ایران همینقدر است که آزار برساند، نه اینکه با ارتش‌های مجهز و مدرن بجنگد. ما از زمانی که ارتش‌های مدرن در دنیا شکل گرفتند، با هیچ ارتش مدرنی نجنگیدیم! کاش می‌تونستم این جمله رو به تمام هشتاد و پنج میلیون ایرانی اس‌ام‌اس کنم. و بضاعت اقتصادی ایران هم همینه. اگر جمهوری‌اسلامی یک دیکتاتوری کارآمد بود، امروز برای هر مقدار دلار نفتی، خودشو به هر دریوزگی دچار نمی‌کرد. ولی نیست. کوهی از تعهدات به اقتصاد سوبسیدی، و کوهی از تعهدات به اقتصاد رانتی، و چاله‌هایی عمیق از دزدی‌ها، فلجش کرده، و مثل یک زامبی که نیم‌تنه پایینش رو جدا کردن، با دستاش خودشو به اینطرف و اونطرف می‌کشه.
حتما یادتون هست که خمینی کبیر می‌گفت ما مأمور به وظیفه‌ایم، نه نتیجه!.. اما می‌بینید که چقدر نتیجه‌گرا هستند. جلسات سازمان ملل در بهترین حالت نتیجه‌ای ندارند، پس شرکت در آن اهمیتی ندارد. و در بدترین حالت نتیجه‌ می‌شود عصبانیت اژدهای شرق! پس به صلاح نیست در آن شرکت کنند. عملا چیزی که مطرح نیست، وظیفه‌ست.
3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چرا سرمایه‌داری عالیه؟ چون برای چیزی همچون کاسه توالت! حجم قابل توجهی از هنر و مهندسی به کار گرفته میشه تا راحتی و بهداشتی رو تجربه کنیم که اجدادمون در خواب هم نمیدیدند.
توالت فرنگی‌ جدید کهلر، وقتی نزدیکش میشی درش رو باز می‌کنه. با سه نازل مختلف شستشوی باسن مبارکت رو انجام میده، با هوای گرم خشکت می‌کنه، بعد از هربار استفاده با آب استریل و روزی یک بار با اشعه ماورای بنفش همون نازل رو ضدعفونی می‌کنه، و خودش بوی نامطبوع ایجاد شده رو از بین میبره.
2
امیدوارم از جوابم راضی باشید.
باز have و has رو غلط نوشتم 😁
Anarchonomy
امیدوارم از جوابم راضی باشید. باز have و has رو غلط نوشتم 😁
عربستان فعلی ذاتا قابلیت اپوزیسیون‌‌سازی نداره. چون هر اپوزیسیونی در این کشور دو جهت بیشتر نمیتونه بگیره. لازم نیست کارشناس مسائل خاورمیانه باشیم تا اینو بفهمیم. یا باید مطالبات اسلامگرایانه داشته باشه.‌ که چون آل‌سعود هم تعهد خارجی دارند به سرکوب این جریان‌ها و هم تعهد داخلی (همه در عربستان میخوان انگ تروریسم از کل هیکل کشور پاک بشه)، با مشت آهنین مواجه خواهد شد. و یا باید مطالبات لائیک داشته باشه (پاکسازی کشور از هویت اسلامیش)، که در برابر اون هم مردم مقاومت می‌کنند. در این شرایط، طرف غربی یک مشت جاسوس و خرابکار و شیعه تجزیه‌طلب و یکی دوتا آتئیست رو جمع می‌کنه در یک پکیج و کاملا فریبکارانه وانمود می‌کنه اپوزیسیونی وجود داره در عربستان و حکومت نمیذاره اینا بیان بالا! گویی اگه سرکوبی وجود نداشت الان مثلا یه حزب کارگر ازش دراومده بود! و به همین چندتا شخصیت نامربوط به هم در این حد کردیت میدن که تغییرات در قوانین متحجرانه موجود رو حاصل حبس کشیدن این‌ها معرفی می‌کنند! و درست در مقابل، در مورد ایران که حداقل نیمی از جمعیت آرزومندند سر به تن آیت‌الله‌ها نباشه، و بیش از نیمی از کشور تنها مانعی که در برابر خودش برای قیام می‌بینه سوریه‌ای شدن اوضاعه، و با این حجم بزرگ از فعالان سیاسی و مدنی و نافرمانی‌ چند ده میلیونی در حجاب و نقد حکومت، وانمود می‌کنند در ایران کلا اپوزیسیونی وجود نداره و کل تقابلی که با سیستم وجود داره از سمت کاخ‌سفیده!

دقیقا با چنین پفیوزهایی طرفیم.
5