اینکه یک رانتیر فاسد مثل مهران مدیری درباره رانت و فساد محتوای طنز بسازه به اندازه کشیشی که مردم رو به پرهیزکاری توصیه میکنه اما در خفا به پسربچهها تعرض میکنه، ابزورد نیست. اما فرق کشیش متجاوز اینه که در ریاکاری خودش صادقه. بعد از افتادن پرده ریا، نمیاد بگه چارهای جز تجاوز نداشتم، یا خوب کردم. اما هدف مدیری اینه که این باور رو جا بندازه که در این محیط چارهای جز فاسد شدن نیست، چون فساد سیستماتیک است، و از سیستم هم نمیشه فرار کرد. این هدفگذاری جدیدش نیست بلکه سالهاست در همه کارهاش نمود عریان داره. در واقع هدف نه سرگرمسازی بوده و نه نقد (یکی از توهینهای بدی که به شعور ما شد این بود که عدهای کندذهن آثار این آقا رو «نقد اجتماعی» معرفی کردند!)، بلکه در کنار بیزینسی که در این راه دست و پا کرد، صرفا در حال توجیه تصمیماتی بود که خودش در زندگی گرفته تا همین الان. همه کارهای مدیری درباره خودش هستند، نه من و شما. این تیپ از افراد، که در دوره حاضر تعدادشون کم هم نیست و به مدیری و چند نفر همکسوت خودش ختم نمیشه، شرمنده نیستند از فاسد بودن، چون این رو امری محتوم میدونند. پیامشون اینه: «ما پاکدامنیم، اما سیستم اجازه نداد به روش سالم پیشرفت کنیم. اگر سیستم اجازه میداد از راه سالم پیشرفت کنیم، حتما و قطعا راه سالم رو به راه ناسالم ترجیح میدادیم». لکسوس سوار میشن و وقتی به نحوه تملک اون لکسوس ایراد میگیری به روشهای مختلف میگن شما راه سالمتری برای بدست آوردن لکسوس سراغ داری به ما هم نشان بده! وانمود میکنند براشون مهمه که راه سالمی هم ممکنه وجود داشته باشه یا نه، و وانمود میکنند اگه وجود داشت حتما انتخابش میکردند و وانمود میکنند طبیعیه که به هر قیمتی دنبال تملک لکسوس هستیم، و وظیفه سیستمه که راه سالمش رو برامون مهیا کنه!
باید نسبت به این زرنگبازیها حساس بود. فساد سیستماتیک طبیعتا باعث تغییر رفتار جمع میشه، و این یک واقعیته، اما این واقعیت مسئولیت اخلاقی رو از روی دوش فرد برنمیداره. هر واکنش طبیعی، لزوما اخلاقی نیست. در موقع زلرله، طبیعیه که عدهای موقع فرار در راهروهای ساختمان زیر دست و پا بمانند. اما له کردن دیگران موقع فرار اخلاقی نیست. حتی در لحظهای که اسلحه رو گذاشته باشند روی شقیقه شما و انجام کاری رو ازتون بخوان، باز مسئولیت اخلاقی روی دوشتون هست. چه برسه به وقتی که با وضعیت اسلحه روی شقیقه خیلی فاصله داشته باشیم، که داریم.
برخلاف تصور خوشدلانه برخی، اتفاقا جمهوریاسلامی استقبال میکنه از جا افتادن این باور. چرا که به نفع اونهاست اگه فرد فرد جامعه احساس کنند باید در برابر «جبر شر موجود» تسلیم شد. هادیان حکومت خیلی خرسند خواهد بود اگه به این نتیجه برسیم که چارهای نیست جز اینکه به اندازه اونها تنزل کنیم.
باید نسبت به این زرنگبازیها حساس بود. فساد سیستماتیک طبیعتا باعث تغییر رفتار جمع میشه، و این یک واقعیته، اما این واقعیت مسئولیت اخلاقی رو از روی دوش فرد برنمیداره. هر واکنش طبیعی، لزوما اخلاقی نیست. در موقع زلرله، طبیعیه که عدهای موقع فرار در راهروهای ساختمان زیر دست و پا بمانند. اما له کردن دیگران موقع فرار اخلاقی نیست. حتی در لحظهای که اسلحه رو گذاشته باشند روی شقیقه شما و انجام کاری رو ازتون بخوان، باز مسئولیت اخلاقی روی دوشتون هست. چه برسه به وقتی که با وضعیت اسلحه روی شقیقه خیلی فاصله داشته باشیم، که داریم.
برخلاف تصور خوشدلانه برخی، اتفاقا جمهوریاسلامی استقبال میکنه از جا افتادن این باور. چرا که به نفع اونهاست اگه فرد فرد جامعه احساس کنند باید در برابر «جبر شر موجود» تسلیم شد. هادیان حکومت خیلی خرسند خواهد بود اگه به این نتیجه برسیم که چارهای نیست جز اینکه به اندازه اونها تنزل کنیم.
❤6
این یک برتری اخلاقی نیست. یک نوع قدرته. تو سیاست مهمه که بتونی بقیه رو بکشونی دنبال خودت. برای کشوندن بقیه دنبال خودت لازمه یک قدم از همهشون جلوتر باشی. ترامپ قابلیت اینو داره که طرفدار و مخالف رو بکشونه دنبال خودش. طرفدار که طبعا خودش میاد، مخالف رو باید چطور کشوند؟ با عدم تلاش برای راضی کردنشون! اگه بخوای راضیشون کنی، تو باید بیفتی دنبالشون، اما اگه هیچ قصدی برای راضی کردنشون نداشته باشی، اونا میفتن دنبالت تا بیشتر بات ستیز کنند.
❤6
محمد مساعد کاوه آهنگر نیست. حتی یک اکتیویست به معنای عرفیش هم نیست. صرفا یک روزنامهنگار در داخل سیستم شدیدا تحت کنترل مطبوعات حکومتی ایرانه. اما حتی همین فرد در همین جایگاه هم طرد میشه، به خاطر سه گناه کبیره: ۱- پوشش ناکارآمدیها و انعکاس فساد سیستماتیک و گسترده ۲- پیگیری مطالبه عمومی شفافیت در فعالیت مسئولان و دستگاهها ۳- صحهگذاری بر این واقعیت که جریان اصلاحات در ایران نه تنها این مشکلات عمیق رو رفع نکرده، بلکه خودش از تولیدکنندگانش بوده و هست.
دقیقا به خاطر همین سه گناه مورد حمله اصلاحطلبان قرار میگیره، چه اونهایی که پست دارند، و چه شیپورهای توعیتریشون.
کیس مساعد ازین جهت مهمه که یک شاهد زندهست بر بیفایدگی ورود به سیستم جهت پیش بردن پروژههای مفید. همواره ادعا این بود که به جای نقد و اعتراض و غر زدن، وارد سیستم بشید، تن به چارچوبها بدید و فعالیت کنید و قدمهای کوچک رو برای اصلاح بردارید. هیچکس اندازه مساعد حاضر نبود برای پیشبرد این هدف با چارچوبها کنار بیاد، اما باز هم بش اجازه ادامه ندادند. و اونی که اجازه نداد نه دادستان تهران، نه طائب، نه علمالهدی، بلکه خود اصلاحطلبان بودند.
دقیقا به خاطر همین سه گناه مورد حمله اصلاحطلبان قرار میگیره، چه اونهایی که پست دارند، و چه شیپورهای توعیتریشون.
کیس مساعد ازین جهت مهمه که یک شاهد زندهست بر بیفایدگی ورود به سیستم جهت پیش بردن پروژههای مفید. همواره ادعا این بود که به جای نقد و اعتراض و غر زدن، وارد سیستم بشید، تن به چارچوبها بدید و فعالیت کنید و قدمهای کوچک رو برای اصلاح بردارید. هیچکس اندازه مساعد حاضر نبود برای پیشبرد این هدف با چارچوبها کنار بیاد، اما باز هم بش اجازه ادامه ندادند. و اونی که اجازه نداد نه دادستان تهران، نه طائب، نه علمالهدی، بلکه خود اصلاحطلبان بودند.
❤3
روسیه درباره زیردریایی فوق سریش که دچار آتشسوزی شد چیزی نمیگه. اما آمریکا هم نمیگه. صرفا از جانب رسانههای غربی اینطور مطرح شد که این زیردریایی توسط روسها ساخته شده تا بتونند کابلهای اینترنت که کف اقیانوس هستند رو قطع کنند، یا شنود کنند. از ۱۴ نفری که در حادثه کشته شدند، ۷ نفر کاپیتان یکم بودند، یعنی روی دوششون سه تا ستاره هست! و ازین هفتتا ۲ تاشون قبلا توسط خود پوتین مورد تقدیر قرار گرفته بودند. برای خرابکاری یا جاسوسی مخابراتی، لازم نیست بهترین درجهدارها رو بفرستن به اعماق خطرناک اقیانوس. پس موضوع فیبر نوری کف اقیانوس نیست. هرچند روسیه نمیگه برای یک عملیات به قول خودش تحقیقاتی، چه نیازی به این کاپیتانها بود، اما آمریکا هم دلیلش رو نمیگه. و نه تنها نمیگه، حتی از فرصت تبلیغاتی بدست اومده هم استفاده نمیکنه. میتونستند به خاطر احتمال نشت مواد خطرناک، علیه روسیه هیاهویی گسترده راه بندازند، ولی ننداختند. نروژیها گفتند روسیه به ما گفت حادثهای رخ داده که ممکنه تشعشع ایجاد کنه، هشیار باشید. اما روسها بلافاصله تکذیب کردند که چنین پیغامی فرستاده باشند! ناف روسها رو با تکذیب بریدند، اما این یکی ازون شاخصهاش بود. چون نروژیها هیچ دلیلی برای سر هم کردن این دروغ ندارند، و در سیاست خارجی، اهل این چیزها هم نیستند. به نظر میرسه اونی که پیغام رو فرستاده به نروژیها زیردریایی رو از دسترفته حساب کرده بوده.
تکههای مفقود پازل انقدر زیاده که هر سناریویی رو میشه بش قالب کرد. ولی یه مدلش هست که به درد یه فیلم هالیوودی میخوره: اساسا هیچ آتشسوزی رخ نداد. یک یا بیش از یک نفر ازون کاپیتانها، جاسوس یک کشور غربی بودند، و مأموریتشون درست در همون اعماق آب لو رفت و با هم درگیر شدند. اگه روسیه واقعیت رو بگه، یک آبروریزی اطلاعاتیه. مخصوصا اگه جاسوس همونی باشه که مورد تقدیر قرار گرفته بوده. و اگه آمریکا واقعیت رو بگه، یعنی اعتراف کرده با یک نفوذ پرریسک خطر یک حادثه اتمی رو ایجاد کرده که عواقبش دامن متحدانش رو میگیره تا خودش رو. پس بهتره روسیه بگه باتریخونه آتیش گرفت، و آمریکا بگه لابد علت همین بوده!
تکههای مفقود پازل انقدر زیاده که هر سناریویی رو میشه بش قالب کرد. ولی یه مدلش هست که به درد یه فیلم هالیوودی میخوره: اساسا هیچ آتشسوزی رخ نداد. یک یا بیش از یک نفر ازون کاپیتانها، جاسوس یک کشور غربی بودند، و مأموریتشون درست در همون اعماق آب لو رفت و با هم درگیر شدند. اگه روسیه واقعیت رو بگه، یک آبروریزی اطلاعاتیه. مخصوصا اگه جاسوس همونی باشه که مورد تقدیر قرار گرفته بوده. و اگه آمریکا واقعیت رو بگه، یعنی اعتراف کرده با یک نفوذ پرریسک خطر یک حادثه اتمی رو ایجاد کرده که عواقبش دامن متحدانش رو میگیره تا خودش رو. پس بهتره روسیه بگه باتریخونه آتیش گرفت، و آمریکا بگه لابد علت همین بوده!
صاحب یکی از کانالهای یوتیوب با بررسی گذری کامنتهای مردم درباره زدن پهپاد آمریکا توسط ایران از بیاطلاعی یا اصرار به بیاطلاع ماندن هموطنان آمریکاییش متحیر بود. مثلا در مورد یکیشون گفت «این بنده خدا فکر میکنه در طول ۲۰۰ سال گذشته هر اتفاق نظامی که افتاده یک عملیات فریب بوده برای آغاز جنگ!». یعنی گویی پنتاگون به جای اتاق جنگ، صرفا یک اتاق فریب داره که درجهداران میشینن توش نقشه میکشند که چطور بهانه طراحی کنیم که جنگ راه بیفته! یا گفت «چطور مدام تکرار میکنند که اسراییل دارد آمریکا را مجبور میکند که وارد جنگ با ایران شود؟ وقتی اسراییل کشوریه که اگه موجودیت حکومت ایران مورد تهدید قرار بگیره، موشکهای حماس و موشکهای حزبالله که تعدادشون بسیار زیاده و قویتر و دقیقتر هستند همه همزمان روی سرش خراب خواهند شد؟ چطور کشوری که از همه بیشتر متضرر میشه، به آمریکا که عملا متضرر نخواهد شد اصرار میکنه که وارد جنگ بشه؟». شاید نیویورکتایمز و گاردین و بقیه اسراییلستیزها بارها و بارها این دروغ مضحک رو تکرار کرده باشند، ولی نباید خواننده عقل داشته باشه؟
باید بش میگفتم زندگی لاکچری فقط شامل چیزهایی که در اینستاگرام شما آمریکاییها میبینیم خلاصه نمیشه. زندگی لاکچری یعنی از عهده چیزهایی بربیای که بقیه از عهدهش برنمیان. مثل اقتصادتون که بهتون اجازه میده هی وام بگیرید و هی مصرف کنید، ارزانتر از هر جای دیگه دنیا، و خیالتون نباشه بدهیتون چند تریلیون دلاره. یک جنبه دیگه زندگی لاکچری، اینه که از عهده خوشخیالی برمیایید. اگه کشور من، یا عربستان، یا پاکستان، فکر کنه همهچیز عملیات فریبه و توطئهست یا اهمیت نداره، و یکیشون از قضا نه فریب بود و نه توطئه و نه بیاهمیت، مورد تعرض جدی قرار میگیره و ممکنه خیلی از چیزهایی که در دویست سال گذشته به دست آورده از دست بده. اما شما این اجازه رو دارید که هرچقدر که خواستید هرچیزی رو جدی نگیرید. اگه ایران هرروز یکی از داراییهای نظامیتون در خاورمیانه رو مورد هدف قرار بگیره، و به خیال اینکه کار درجهداران جنگطلب خودتونه و جدی نگیریدش، بازم اتفاقی براتون نمیفته. ایران یا هر کس دیگهای دستش به خاکتون نمیرسه، زندگیتون مختل نمیشه، زیرساختتون از بین نمیره. حتی جغرافیای کشورتون از تهدید همه یاغیها دورتون کرده. زندگی لاکچری به آدم اجازه میده در توهم عمیقتری فرو بره، یا مدت زمان بیشتری در توهم باقی بمونه. شما ضرر نمیکنید اگه درباره واقعیت اسراییل یا واقعیت ایران چیزهایی رو باور کنید که پرت و پلا هستند. اما اردنیها و عراقیها ضرر میکنه.
باید بش میگفتم زندگی لاکچری فقط شامل چیزهایی که در اینستاگرام شما آمریکاییها میبینیم خلاصه نمیشه. زندگی لاکچری یعنی از عهده چیزهایی بربیای که بقیه از عهدهش برنمیان. مثل اقتصادتون که بهتون اجازه میده هی وام بگیرید و هی مصرف کنید، ارزانتر از هر جای دیگه دنیا، و خیالتون نباشه بدهیتون چند تریلیون دلاره. یک جنبه دیگه زندگی لاکچری، اینه که از عهده خوشخیالی برمیایید. اگه کشور من، یا عربستان، یا پاکستان، فکر کنه همهچیز عملیات فریبه و توطئهست یا اهمیت نداره، و یکیشون از قضا نه فریب بود و نه توطئه و نه بیاهمیت، مورد تعرض جدی قرار میگیره و ممکنه خیلی از چیزهایی که در دویست سال گذشته به دست آورده از دست بده. اما شما این اجازه رو دارید که هرچقدر که خواستید هرچیزی رو جدی نگیرید. اگه ایران هرروز یکی از داراییهای نظامیتون در خاورمیانه رو مورد هدف قرار بگیره، و به خیال اینکه کار درجهداران جنگطلب خودتونه و جدی نگیریدش، بازم اتفاقی براتون نمیفته. ایران یا هر کس دیگهای دستش به خاکتون نمیرسه، زندگیتون مختل نمیشه، زیرساختتون از بین نمیره. حتی جغرافیای کشورتون از تهدید همه یاغیها دورتون کرده. زندگی لاکچری به آدم اجازه میده در توهم عمیقتری فرو بره، یا مدت زمان بیشتری در توهم باقی بمونه. شما ضرر نمیکنید اگه درباره واقعیت اسراییل یا واقعیت ایران چیزهایی رو باور کنید که پرت و پلا هستند. اما اردنیها و عراقیها ضرر میکنه.
❤5
دادگاهی در کره جنوبی حکم داد ژاپن باید به خانواده کرهایهایی که در جنگ جهانی دوم ازشون بیگاری کشید غرامت پرداخت کنه. ژاپن میگه دو کشور این قضایا رو پنجاه سال پیش فیصله دادند. اما تنش ظاهرا نامیرای بین دو ملت باعث شد دادگاه وضعیت رو از حالت آرامش خارج کنه. حالا ژاپن به تلافی به شرکتهای ژاپنی گفته باید محدودیتهایی برای مشتریان کرهای خودشون قائل بشن. هرچند که ژاپن سهم سنتی خودش از بازار نیمههادیها رو به کرهجنوبی واگذار کرد، اما هنوز برای ساخت این محصولات نیاز به موادی هست که تقریبا فقط ژاپن تولیدشون میکنه. با تنگ کردن گلوی صادرات، شرکتهای کرهای که چیپهای پردازنده، حافظه و حتی صفحه نمایش میسازند، دچار مشکل خواهند شد، و این میتونه قیمت سیپییوها، رمها، فلشها، پاورها، مانیتورها، تلویزیونها و خیلی از وسایل الکترونیکی و دیجیتال رو بالاتر ببره.
وقتی نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد نیروهای سپاه عامل حادثه رخ داده برای تانکر ژاپنی بودند و اوپراتور ژاپنی اصرار داشت که بگه ادعای آمریکا غلطه، ترامپ در یک تهدید توعیتی بشون فهموند که اگه به آمریکا اعتماد ندارند، بهتره امنیت کشتیهاشون رو خودشون تأمین کنند. یکی از بزرگواران در توعیتر نوشت ترامپ نباید به متحدان آمریکا سیلی بزنه! چون باعث میشه در دراز مدت هژمونی خود آمریکا از هم بپاشه!.. اون موقع جوابی براش ننوشتم، ولی الان میتونم بنویسم: متحدانی که گردن خم نمیکنند، باید هم سیلی بخورند! ۷۰ سال از یک موضوعی گذشته، که هرچند در نوع خودش جنایت بوده، اما در برابر کل فجایعی که اون زمان رخ داد بخش خیلی کوچکی به حساب میاد، نه تنها توانایی حل و فصل موضوع رو ندارند، از شدت ناسیونالیسم کور! بلکه تجارت جهانی رو هم مورد تهدید قرار میدن. این قضیه یک نشانه آشکار بود ازینکه اتفاقا بعضی وقتها دوست بیشتر تشر لازم داره تا دشمن. چرا باید لازم باشه به دو کشور توسعهیافته و پیشرفته بگی «بتمرگید دیگه»؟
کسانی که به شکل آکادمیک روابط بینالملل رو دنبال کردند نگاه محافظهکارانه دارند به هر نوع رویکرد جدید در نحوه برخورد با متحدان. چون بیشتر محتوای درسی که مطالعه کردند از قرن بیستم استحصال شده. اما خیلی از چیزهایی که در قرن بیستم جواب میداد در قرن بیست و یکم جواب نمیده. آمریکا با ترامپ یا بیترامپ، نه تنها باید در نحوه برخورد با قدرتهایی که در لیست متحدان هستند بازنگری کنه، بلکه در جواب به این سوال که «چه کسانی باید متحد ما باشند و چرا و به چه قیمتی»، تأملاتی انجام بده. متأسفانه سیاستهای کلی که دو خانواده بوش و کلینتون در طول چنددهه پایهریزی کردند به شکل مقدسات دراومده. ترامپ فرصتیه که ابراهیموار به بتکده حملهای صورت بگیره، اما دورش پره از گرگهای بوشی و کلینتونی!
وقتی نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد نیروهای سپاه عامل حادثه رخ داده برای تانکر ژاپنی بودند و اوپراتور ژاپنی اصرار داشت که بگه ادعای آمریکا غلطه، ترامپ در یک تهدید توعیتی بشون فهموند که اگه به آمریکا اعتماد ندارند، بهتره امنیت کشتیهاشون رو خودشون تأمین کنند. یکی از بزرگواران در توعیتر نوشت ترامپ نباید به متحدان آمریکا سیلی بزنه! چون باعث میشه در دراز مدت هژمونی خود آمریکا از هم بپاشه!.. اون موقع جوابی براش ننوشتم، ولی الان میتونم بنویسم: متحدانی که گردن خم نمیکنند، باید هم سیلی بخورند! ۷۰ سال از یک موضوعی گذشته، که هرچند در نوع خودش جنایت بوده، اما در برابر کل فجایعی که اون زمان رخ داد بخش خیلی کوچکی به حساب میاد، نه تنها توانایی حل و فصل موضوع رو ندارند، از شدت ناسیونالیسم کور! بلکه تجارت جهانی رو هم مورد تهدید قرار میدن. این قضیه یک نشانه آشکار بود ازینکه اتفاقا بعضی وقتها دوست بیشتر تشر لازم داره تا دشمن. چرا باید لازم باشه به دو کشور توسعهیافته و پیشرفته بگی «بتمرگید دیگه»؟
کسانی که به شکل آکادمیک روابط بینالملل رو دنبال کردند نگاه محافظهکارانه دارند به هر نوع رویکرد جدید در نحوه برخورد با متحدان. چون بیشتر محتوای درسی که مطالعه کردند از قرن بیستم استحصال شده. اما خیلی از چیزهایی که در قرن بیستم جواب میداد در قرن بیست و یکم جواب نمیده. آمریکا با ترامپ یا بیترامپ، نه تنها باید در نحوه برخورد با قدرتهایی که در لیست متحدان هستند بازنگری کنه، بلکه در جواب به این سوال که «چه کسانی باید متحد ما باشند و چرا و به چه قیمتی»، تأملاتی انجام بده. متأسفانه سیاستهای کلی که دو خانواده بوش و کلینتون در طول چنددهه پایهریزی کردند به شکل مقدسات دراومده. ترامپ فرصتیه که ابراهیموار به بتکده حملهای صورت بگیره، اما دورش پره از گرگهای بوشی و کلینتونی!
❤4
حوزههای علمیه کشور در حال تصاحب یا گسترش تملک شرکتهای پولساز هستند، از مشروب گرفته تا فولاد و سیمان. و اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که بیشتر دنبال شرکتهای صادرکننده هستند، یعنی عطش دلار دارند نه ریال. که این دو واقعیت رو نشون میده. اولا فساد سیستماتیک و ناکارآمدی ذاتی حکومت اسلامی به حدی رسیده که دیگه منابع خزانه جوابگوی تغذیه اسلام نیست! و حوزهها مجبورند سراغ سایر منابع بروند. و دوم اینکه حتی آخوندها به این نتیجه رسیدند که دوام این حکومت اسلامی خیلی هم قطعی نیست و برای روزی که همهچیز کن فیکون شد، آب باریکهای از «مالکیت خصوصی» داشته باشند. فقط معلوم نیست چرا فکر کردند فقط خودشون بلدند اموال سنددار دیگران رو مصادره کنند، و بقیه نمیتونن همین کارو باشون بکنند بعدا.
تمام داراییهایی که در اختیار حوزههاست یا قرار است در اختیارشون قرار بگیره، باید به عنوان داراییهای سرقت شده مردم ایران شناسایی بشن.
https://t.me/irbriefing/3553
تمام داراییهایی که در اختیار حوزههاست یا قرار است در اختیارشون قرار بگیره، باید به عنوان داراییهای سرقت شده مردم ایران شناسایی بشن.
https://t.me/irbriefing/3553
Telegram
ایران بریفینگ
#ایران_بریفینگ / در حوزه علمیه قزوین بجای بحث و درس به تولید فولاد و لبنیات و الکل می پردازند،جالب توجه اینکه شرکت تولیدی الکل و مواد غذایی بیدستان متعلق به حوزه علمیه قزوین صادر کننده نمونه در امر مواد غذایی و آشامیدنی شناخته شده این شرکت در مایعات فقط…
❤3
این مستند در واقع دو بخشه. یک بخش طرح سواله، و بخش دوم یک تئوری. طرح سوال اینه که مکه فعلی سنخیتی با چیزهایی که در قرآن آمده و چیزی که باید میبود نداره. تئوری درباره اینه که مکه اصلی یه جای دیگه بوده به نام پترا. و بله در تئوریش باگهایی وجود داره مخصوصا در ترتیبهای زمانی (البته اگه فرض کنیم ترتیبی که برای ما روایت شده صحیح باشند که خود این هم میتونه محل بحث باشه)، و البته بعضی از ایرادهایی که میگیرند موجه نیست (مثل اینکه میگن ایشون قبله مساجد اولیه رو حدس میزنه چون چیز زیادی از بنا باقی نمونده! که درست نیست. اون زمان مثل الان مسجد رو به خاطر نقشه شهرداری مجبور نبودند کج بسازند که بعد قبله بیفته در زاویه بنا! قبله در هرحالت به سمت یکی از چهار ضلع بود، که دوتاش قابل فاکتور گیریه)، اما اینا ربطی به قسمت مهمتر قضیه یا همون بخش اول ندارند. حالا ایشون گفته پترا، شما بگید دمشق. خیلی فرق نداره. یا مهم نیست آل زبیر پروژهای رو انجام دادند یا آل یک فلانی دیگه. اصل قضیه اینه: ۱- متن مقدس و مکان مقدس همخوانی چندانی ندارند ۲- رقابتهای استراتژیک قبیلهای روی انتخاب محل فعلی نقش داشته نه حکمت الهی!
❤4
میگه تا اواخر دوره قاجار، میشد زنهایی رو در زمینهای کشاورزی مشغول به کار دید که شلوار نداشتند و عملا تا ران پاهاشون برهنه بود و این مختص گیلان و مازندران نبود. تا اینکه روحانیون شیعه مبلغ فرستادند به همه نواحی و مردم رو منع کردند ازین وضع پوشش.
شاخهای از جهل مرکب، توهم آگاهی از تاریخه. ما دچار این توهم هستیم که میدونیم ایران واقعا چه خبر بوده. در جامعهای که از روزگاران دور عادت به نوشتن و مستندسازی نداشته، خیلی از تحولات اجتماعی رخ دادند و سپس محو شدند و ما هیچ اطلاع دقیقی ازشون نداریم. ما فکر میکنیم پشت سر ما غلظت مذهبی بیشتر بوده و هرچه به سمت ما اومده کمرنگتر شده. چون تاریخ اجتماعی رو خطی میبینیم. در حالی که هیچوقت خطی نبوده و هزاران بالا و پایین داشته. یه زمانی ران برهنه مسئلهای نبود، اما الان برای ساعد برهنه گشت پلیس داریم! اگه ماشین زمان وجود داشت و شهروند ایرانی امروز رو میبردی به ۲۵۰ سال پیش ایران، قطعا از چیزهایی که میدید شاخ در میآورد.
شاخهای از جهل مرکب، توهم آگاهی از تاریخه. ما دچار این توهم هستیم که میدونیم ایران واقعا چه خبر بوده. در جامعهای که از روزگاران دور عادت به نوشتن و مستندسازی نداشته، خیلی از تحولات اجتماعی رخ دادند و سپس محو شدند و ما هیچ اطلاع دقیقی ازشون نداریم. ما فکر میکنیم پشت سر ما غلظت مذهبی بیشتر بوده و هرچه به سمت ما اومده کمرنگتر شده. چون تاریخ اجتماعی رو خطی میبینیم. در حالی که هیچوقت خطی نبوده و هزاران بالا و پایین داشته. یه زمانی ران برهنه مسئلهای نبود، اما الان برای ساعد برهنه گشت پلیس داریم! اگه ماشین زمان وجود داشت و شهروند ایرانی امروز رو میبردی به ۲۵۰ سال پیش ایران، قطعا از چیزهایی که میدید شاخ در میآورد.
❤5
رضا عطاران یه ویدئو کوتاه گذاشته از مرحوم کیارستمی که میگه بقای خودم انقدر برام مهمه که ترجیح میدم خودم بمونم و کارام از بین بره تا اینکه خودم برم ولی کارام باقی بمونند!
گفتنش الان یکم بیرحمانهست ولی اگه در این گفتار صادق بود نباید در ایران زندگی میکرد، یا لاقل درمان خودش رو به دست جامعه پزشکی ایران نمیسپرد. میلیونها ایرانی اگه فرصتی که ایشون برای یک زندگی نرمال در غرب داشت رو داشتند، یک روز هم اینجا نمیموندند. همونطور که بقای یک اثر هنری منوط به انتخابهای هوشمندانهایه که خالقش انجام داده، بقای بدن هم نیاز به ذکاوت در تصمیمگیریها داره.
گفتنش الان یکم بیرحمانهست ولی اگه در این گفتار صادق بود نباید در ایران زندگی میکرد، یا لاقل درمان خودش رو به دست جامعه پزشکی ایران نمیسپرد. میلیونها ایرانی اگه فرصتی که ایشون برای یک زندگی نرمال در غرب داشت رو داشتند، یک روز هم اینجا نمیموندند. همونطور که بقای یک اثر هنری منوط به انتخابهای هوشمندانهایه که خالقش انجام داده، بقای بدن هم نیاز به ذکاوت در تصمیمگیریها داره.
باور کردنی نیست ولی ما دقیقا در چنین عمقی از تباهی گیر افتادیم.
به وضوح ارجحیت «همبستگی در برابر شرارت» که همهچیزمون رو ازمون میگیره رو نسبت به «همبستگی در برابر تعطیلی کسب و کار» که باعث توقف موقتی درآمدزایی میشه رو تشخیص نمیدن. بعد ریاکارانه به محمد صلیالله! ارجاع میدن که فقر اگر از دری وارد شد ایمان از در دیگر خارج میشود! پس چراغ بیزینس باید به هر قیمتی روشن باشه و گرنه ایمان و اخلاقمون رو در سایه فقر و بیکاری از دست میدیم! که عجیب خندهداره. کسی که حاضر نیست کوچکترین مقاومتی در برابر شرارت بکنه، ایمان و اخلاقی نداره که بخواد نگران از دست دادنش باشه. قبل ازینکه مغازهش رو ببندن، قبل از اینکه بیکار و فقیر بشه، همهچیزشو باخته.
به وضوح ارجحیت «همبستگی در برابر شرارت» که همهچیزمون رو ازمون میگیره رو نسبت به «همبستگی در برابر تعطیلی کسب و کار» که باعث توقف موقتی درآمدزایی میشه رو تشخیص نمیدن. بعد ریاکارانه به محمد صلیالله! ارجاع میدن که فقر اگر از دری وارد شد ایمان از در دیگر خارج میشود! پس چراغ بیزینس باید به هر قیمتی روشن باشه و گرنه ایمان و اخلاقمون رو در سایه فقر و بیکاری از دست میدیم! که عجیب خندهداره. کسی که حاضر نیست کوچکترین مقاومتی در برابر شرارت بکنه، ایمان و اخلاقی نداره که بخواد نگران از دست دادنش باشه. قبل ازینکه مغازهش رو ببندن، قبل از اینکه بیکار و فقیر بشه، همهچیزشو باخته.
❤5
Anarchonomy
Photo
هیئت مدیره بیامو حتی صبر نکرد قرارداد مدیرعامل این شرکت که تا آوریل ۲۰۲۰ وقت داشت و چند ماه بیشتر نمونده، به انتها برسه و همین الان برکنارش کردند. هرچند هنوز سوددهی وجود داره اما خیلی لب مرزه، و احتمالا میترسیدند در گزارش مالی سه ماه بعدی یا بعدیش، صحبت از زیان به میان بیاد. هرچند بیامو شرکتی نیست که نتونه از پس چند کوارتر زیان بربیاد و شرکتی نیست که بگه وام میخوام و بانکها ندن، اما خود کلمه زیان برای برندی با این اعتبار تحقیرآمیزه. قبلا اینجا نوشته بودم که آلمان برای رقابت در دنیای امروز نیاز به تحولات اساسی داره و دیگه ساختن بهترین گیربکسهای دنیا کافی نیست. دنیای امروز دنیای نرمافزاره. چیزی که تسلا توش قویتره. و دقیقا همین تسلا در قلب آلمان، مشتریهای وفادارش رو ازش قاپید. اینکه یک شرکت نوظهور که هیچ تجربهای در انبوهسازی نداشت بیاد سهم شرکتی رو ازش بگیره که از زمان جنگ جهانی مشغول انبوهسازی بوده اتفاق کوچکی نیست. هرچند خودروهای برقی درصد کوچکی از فروش هستند اما انعکاسدهنده آینده شرکت هستند. مردم شاید پیشرفتهترین مدل تولیدی رو نتونن بخرن، ولی حواسشون هست که بالاترین مدل چه حرفی برای گفتن داره. اگه پرچمدار نتونه رقابت کنه، دلخوشی مشتری وفادار به قدرت برند، کمتر میشه. و اگه پرچمدار رقبا رو کنار بزنه، مشتری بیشتری برای مدلهای پایینتر جذب خواهد شد. وقتی گوشیهای رده بالای هوآوی شانه به شانه رده بالای سامسونگ قرار گرفت، خیلیها توان خریدش رو نداشتند، اما با اتکا به کیفیت همونها، مدلهای میانرده هواوی رو خریدند. بیامو به مشتریان وفادارش ثابت نکرد که در رقابت تکنولوژی، اگه سرتر از بقیه نیست، چیزی کمتر هم نداره. قیمتش اگه سرسامآور هم بود مهم نبود. اما چیزی نیست که بش اتکا کنند. وفاداری مشتریان سرمایه ارزشمندیه، اما نمیشه نشست و تا ابد ازش خورد. در حالی که با تبلت نصب شده در تسلا حتی میشه بازی کرد! و میتونه دمای هوای مناسب برای سگ و گربه داخل ماشین رو هم تنظیم کنه، صفحه نمایش داشبورد همه بیاموها هنوز طوریه که انگار برای یه پیرمرد پولداری مثل پروفسور سمیعی طراحی شده که هرچند باسواده اما ازین چیزهای دیجیتال جدید خوشش نمیاد! در حالی که تسلا داره رانندگی بدون کمکِ راننده رو به یک واقعیت روزمره تبدیل میکنه، صاحبان بیامو هنوز برای کارکردهای ساده با ارورهای مختلف روبرو میشن که خودشون هم سر درنمیارن دردش چیه و باید ببرن نمایندگی!
بعیده تو آلمان و یا مراکز تحقیق و توسعهشون در آمریکا، جوانان ماهری موجود نباشند که بتونند این عقبماندگی در طراحی و نرمافزار رو جبران کنند. گاهی چارچوب ذهنی مسلط بر شرکته که دست و پاش رو میبنده. گاهی میشه با وجود کوهی از سرمایه مالی و اعتباری و انسانی، نابینا و سرگردان بود.
بعیده تو آلمان و یا مراکز تحقیق و توسعهشون در آمریکا، جوانان ماهری موجود نباشند که بتونند این عقبماندگی در طراحی و نرمافزار رو جبران کنند. گاهی چارچوب ذهنی مسلط بر شرکته که دست و پاش رو میبنده. گاهی میشه با وجود کوهی از سرمایه مالی و اعتباری و انسانی، نابینا و سرگردان بود.
❤5
یک آدم لوده عکس یک دختر که عرفاً با صفت خوشگلی فاصله قابل توجهی داره، در کنار پدر بازیگرش که ایشون هم در این زمینه تعریفی نداره رو گذاشت و نوشت «این چیه؟ جون من بچهدار نشید». سیل فحاشی به این فرد روانه شد و به سبب ریپورتهای فراوان از روی ناچاری توعیت رو پاک کرد.
همه مطالب این آدم هجو و شوخی هستند، اما به دلایلی نامعلوم این یکی خیلی جدی گرفته شد. استفاده از ریپورت توعیتر در جهت سلب آزادی بیان دیگران هم باعث لوث شدن این قابلیت میشه، و میبینیم که شده. اگه قرار باشه کسی اجازه نداشته باشه به فردی بگه زشت! اجازه خیلی چیزهای دیگه رو هم میشه لغو کرد. اگه خودشون رو محق میدونند که فلهای این آدم رو ریپورت کنند، باید حق بدن به مذهبیها که فلهای توعیتهای شوخی با ائمه رو ریپورت کنند. جداً اینو میخوان؟
اما اگه فرضا شوخی نبود و جدی بود، فقط یک بیشعوری محسوب میشد، که اصلا در انحصار یکی دونفر نیست، خیلیها بش دچارند. اون هم نه برای علنا زشت خطاب کردن دیگران، بلکه برای تقبیح زنده بودن! و اینکه بچه زشت یا نازیبا، ارزش به دنیا آمدن ندارد. حتی اگر والدین، فرزند رو به عنوان یک حیوان خانگی در نظر بگیرند، مزایای عاطفی و روانی که این همدم و همراه براشون خواهد داشت، قابل قیمتگذاری نیست که نداشتن قیافه مطلوب، بتونه ارزشش رو پایین بیاره. اما مگه کسانی که به بهانههای مختلف در نقص بدنی جنین، سقطش میکنند دچار همین بیشعوری نیستند؟ فقط اگه این نوع نگاه به یک توعیت تبدیل بشه منزجر کنندهست؟
و لکن (خیلی خمینیوار).. علت فحاشی کاربران به این شخص، دلیل بالا نبود. اینها از طبیعت عصبانیاند و این عصبانیت رو منتقل میکنند به یک هدف راحت، مثل یک کاربر بیدفاع. طبیعتی که از یک سری قوانین ثابت پیروی میکنه (مثل انتقال ژنتیکی صفات) و موهبتهای خودش رو بنا به ایدهآلهای ذهنی آدمها توزیع نمیکنه. طبیعتی که گاهی بطرز اعصابخردکنی، رَندومه! هرچیزی که به شکل عریان یادآوری میکنه که همه زیبا نیستند، همه جذاب نیستند، هم هات نیستند، عصبانیشون میکنه.
اما حتی در این عصبانیت هم صادق نیستند. چون اگر بودند از طبیعت انتقام میگرفتند. جز یک اقلیت فوقالعاده اندک، هیچ آدمی به خاطر اینکه فکر میکنه زشته یا ناقصه خودش رو نمیکشه. اگه واقعا عصبانی بود، این کار رو میکرد (نگاه همون اقلیت فوقالعاده ناچیز، دقیقا همینه: «طبیعت لعنتی، برنامهت این بود من با همین خصوصیات پست زندگی کنم؟ اوکی، برنامهت رو بهم میریزم». در این نگاه متوقف کردن عمدی قلبی که برای تپیدن اجازه نمیگیره، به نوعی بهم ریختن کاسه کوزه طبیعته!).
اما اگه واقعا عصبانی نیستند، چرا اداشو درمیارن؟
واضحه. چون به این ترتیب میتونن خدمات مجانی دریافت کنند. میتونن پاداشی بگیرند برای چیزهایی که ندارند. کسی که چشماش آبی نیست، از جامعه میخواد فرق نذاره بین چشم آبی و چشم مشکی، تا خودش که چشماش مشکیه، از همون توجهاتی بهرهمند بشه که چشمآبیها ازش بهرهمندند! برای همینه میگن چاقی هم زیباست، لاغری هم زیباست، زشت وجود نداره، همه زیبا هستند.. و ازین شطحیات.
استدلال رایج هم اینه که فرد چشمآبی برای چشمآبی بودنش زحمتی نکشیده که بابتش توجه و تحسین بیشتری از طرف جامعه دریافت کنه! که این حرف به طرز مضحکی ابلهانهست. زحمت، ملاک هیچ ارزشی نیست. و ضمنا چرا باید به رنگ چشم محدودش کرد؟ شما مگه زحمتی کشیدید که از اسپرم تبدیل شدید به یک جنین؟ شخصا مگه زحمتی کشیدید که از جنین تبدیل شدید به یک کودک؟ اگه معیار زحمت بود، نباید برای حیات شما هم ارزش قائل میبودیم، چون تقریبا هیچقسمتش دست خودتون نبوده.
🔽
همه مطالب این آدم هجو و شوخی هستند، اما به دلایلی نامعلوم این یکی خیلی جدی گرفته شد. استفاده از ریپورت توعیتر در جهت سلب آزادی بیان دیگران هم باعث لوث شدن این قابلیت میشه، و میبینیم که شده. اگه قرار باشه کسی اجازه نداشته باشه به فردی بگه زشت! اجازه خیلی چیزهای دیگه رو هم میشه لغو کرد. اگه خودشون رو محق میدونند که فلهای این آدم رو ریپورت کنند، باید حق بدن به مذهبیها که فلهای توعیتهای شوخی با ائمه رو ریپورت کنند. جداً اینو میخوان؟
اما اگه فرضا شوخی نبود و جدی بود، فقط یک بیشعوری محسوب میشد، که اصلا در انحصار یکی دونفر نیست، خیلیها بش دچارند. اون هم نه برای علنا زشت خطاب کردن دیگران، بلکه برای تقبیح زنده بودن! و اینکه بچه زشت یا نازیبا، ارزش به دنیا آمدن ندارد. حتی اگر والدین، فرزند رو به عنوان یک حیوان خانگی در نظر بگیرند، مزایای عاطفی و روانی که این همدم و همراه براشون خواهد داشت، قابل قیمتگذاری نیست که نداشتن قیافه مطلوب، بتونه ارزشش رو پایین بیاره. اما مگه کسانی که به بهانههای مختلف در نقص بدنی جنین، سقطش میکنند دچار همین بیشعوری نیستند؟ فقط اگه این نوع نگاه به یک توعیت تبدیل بشه منزجر کنندهست؟
و لکن (خیلی خمینیوار).. علت فحاشی کاربران به این شخص، دلیل بالا نبود. اینها از طبیعت عصبانیاند و این عصبانیت رو منتقل میکنند به یک هدف راحت، مثل یک کاربر بیدفاع. طبیعتی که از یک سری قوانین ثابت پیروی میکنه (مثل انتقال ژنتیکی صفات) و موهبتهای خودش رو بنا به ایدهآلهای ذهنی آدمها توزیع نمیکنه. طبیعتی که گاهی بطرز اعصابخردکنی، رَندومه! هرچیزی که به شکل عریان یادآوری میکنه که همه زیبا نیستند، همه جذاب نیستند، هم هات نیستند، عصبانیشون میکنه.
اما حتی در این عصبانیت هم صادق نیستند. چون اگر بودند از طبیعت انتقام میگرفتند. جز یک اقلیت فوقالعاده اندک، هیچ آدمی به خاطر اینکه فکر میکنه زشته یا ناقصه خودش رو نمیکشه. اگه واقعا عصبانی بود، این کار رو میکرد (نگاه همون اقلیت فوقالعاده ناچیز، دقیقا همینه: «طبیعت لعنتی، برنامهت این بود من با همین خصوصیات پست زندگی کنم؟ اوکی، برنامهت رو بهم میریزم». در این نگاه متوقف کردن عمدی قلبی که برای تپیدن اجازه نمیگیره، به نوعی بهم ریختن کاسه کوزه طبیعته!).
اما اگه واقعا عصبانی نیستند، چرا اداشو درمیارن؟
واضحه. چون به این ترتیب میتونن خدمات مجانی دریافت کنند. میتونن پاداشی بگیرند برای چیزهایی که ندارند. کسی که چشماش آبی نیست، از جامعه میخواد فرق نذاره بین چشم آبی و چشم مشکی، تا خودش که چشماش مشکیه، از همون توجهاتی بهرهمند بشه که چشمآبیها ازش بهرهمندند! برای همینه میگن چاقی هم زیباست، لاغری هم زیباست، زشت وجود نداره، همه زیبا هستند.. و ازین شطحیات.
استدلال رایج هم اینه که فرد چشمآبی برای چشمآبی بودنش زحمتی نکشیده که بابتش توجه و تحسین بیشتری از طرف جامعه دریافت کنه! که این حرف به طرز مضحکی ابلهانهست. زحمت، ملاک هیچ ارزشی نیست. و ضمنا چرا باید به رنگ چشم محدودش کرد؟ شما مگه زحمتی کشیدید که از اسپرم تبدیل شدید به یک جنین؟ شخصا مگه زحمتی کشیدید که از جنین تبدیل شدید به یک کودک؟ اگه معیار زحمت بود، نباید برای حیات شما هم ارزش قائل میبودیم، چون تقریبا هیچقسمتش دست خودتون نبوده.
🔽
❤5
اهمیتی نداره چه کسی زحمت کشیده تا چهره دیوید بکهام به شکل فعلی دراومده. مهم اینه که این چهره حاوی یک موهبته. و ما ظرفیتی محدود داریم برای صرف قابلیتهای تحسین یا تکریم یا تعظیم دیگری، که مجموعا میشه همه رو در چارچوب «محبت» دونست. شما یک حب عام دارید.. به همه موجودات، گلها، حیوانات، آدمها، هرچی که هستند و هرشکلی که دارند. و یک حب خاص، که اون رو خرج هر چیزی که خواستید میکنید، که بستگی داره به اینکه چه چیزهایی براتون گیرایی بیشتری داره. هیچکس نمیتونه به شما امر کنه که ظرفیت محدودی که در حب خاص دارید و دلتون خواسته صرف چهره بکهام کنید، صرف چهره ایکس کنید.
در این زمینه بهترین کلاس آموزشی رو امام رضا برگزار کرده. این روایتش بینظیره: یک مرد وارد خانهش میشه. تکهای از خوشه انگور جدا میکنه و میذاره جلوش (حضرت کلا میونه خوبی با این میوه داشته، که آخر هم کار دستش داد). طرف میخوره و چیزی نمیگه. مدتی بعد یک نفر دیگه وارد میشه. اما این بار به این فرد فقط یک حبه انگور میده! که اگه ما بودیم بمون برمیخورد. ولی طرف به خاطر همون یک حبه، با هیجان فراوان تشکر میکنه. که آقا احساس خوشبختی میکنم که از دست شما چیزی گرفتم و در دهان گذاشتم و ازین حرفها. بعد یک خوشه کامل انگور رو بش میده، تشکرات و قدردانی باز هم بیشتر میشه. بعد دستور میده یک ظرف پر از میوه بیارن جلوش. و به همین ترتیب طرف باز هم تشکر میکنه، با جملاتی خاضعانهتر. بعد میگه غذا بیارن براش، بعد هدیههای لاکچری. اون نفر اول این بساط رو میبینه و میگه این چه وضعیه؟ به یکی یه تکه از میوه میدی، از یکی دیگه مثل پادشاه پذیرایی میکنی! من چیم ازین یارو کمتره؟.. امام آیه لئن شکرتم رو براش میخونه. عالیه این آیه. بیشتر مسلمونها فهمشون نمیرسه این آیه چقدر خوبه، و برای همین اشتباه ترجمهش کردند و گفتند یعنی شکر نعمت، نعمتت افزون کند؛ کفر نعمت از کفت بیرون کند! اما واژه لازیدنکم درباره نعمت نیست، درباره خود فرده. خودتون رو زیاد میکنیم. شکر هم خم شدن و مرسیگفتن نیست. ترجمه درستش اینه: اگه حواست باشه که داره بت لطف میشه، استحقاقت رو بالا میبریم، و اگه به نفهمی ادامه بدی، یه کاری میکنیم از حسرت زیاد بسوزی!.. امام میخواست بش بگه این آدم مشرفه به الطافی که بش میشه، اما تو درکش رو نداری. تو فکر میکنی همه چیز و همهکس عالم خدم و حشم تو هستند و هر لطفی که بت میشه وظیفهست! من یه ظرفیتی در محبت دارم، پس اونو خرج کسی میکنم که فهمش رو داره، و تو باید بشینی حسرت بخوری.
وظیفه من اینه احترام همه رو نگه دارم، به حقوقشون تعرض نکنم، به حفظ جان و مالشون حساس باشم، و ازین قبیل. اما وظیفه ندارم محبت خاص خودم رو کوپنی کنم و بین همه به شکل مساوی تقسیم کنم. ادای عصبانیت از طبیعت، در واقع یک حقهست برای مصادره زورکی محبت خاص ما به کسانی که از موهبتها برخوردارند. و البته موفقیتهایی هم داشته.. و امروز مردم از روی ترس یا ناچاری، به چیزهایی علاقه نشون میدن که واقعا علاقهای بشون ندارند، و به چیزهایی میگن جذاب که جذابیتی براشون نداره.
در این زمینه بهترین کلاس آموزشی رو امام رضا برگزار کرده. این روایتش بینظیره: یک مرد وارد خانهش میشه. تکهای از خوشه انگور جدا میکنه و میذاره جلوش (حضرت کلا میونه خوبی با این میوه داشته، که آخر هم کار دستش داد). طرف میخوره و چیزی نمیگه. مدتی بعد یک نفر دیگه وارد میشه. اما این بار به این فرد فقط یک حبه انگور میده! که اگه ما بودیم بمون برمیخورد. ولی طرف به خاطر همون یک حبه، با هیجان فراوان تشکر میکنه. که آقا احساس خوشبختی میکنم که از دست شما چیزی گرفتم و در دهان گذاشتم و ازین حرفها. بعد یک خوشه کامل انگور رو بش میده، تشکرات و قدردانی باز هم بیشتر میشه. بعد دستور میده یک ظرف پر از میوه بیارن جلوش. و به همین ترتیب طرف باز هم تشکر میکنه، با جملاتی خاضعانهتر. بعد میگه غذا بیارن براش، بعد هدیههای لاکچری. اون نفر اول این بساط رو میبینه و میگه این چه وضعیه؟ به یکی یه تکه از میوه میدی، از یکی دیگه مثل پادشاه پذیرایی میکنی! من چیم ازین یارو کمتره؟.. امام آیه لئن شکرتم رو براش میخونه. عالیه این آیه. بیشتر مسلمونها فهمشون نمیرسه این آیه چقدر خوبه، و برای همین اشتباه ترجمهش کردند و گفتند یعنی شکر نعمت، نعمتت افزون کند؛ کفر نعمت از کفت بیرون کند! اما واژه لازیدنکم درباره نعمت نیست، درباره خود فرده. خودتون رو زیاد میکنیم. شکر هم خم شدن و مرسیگفتن نیست. ترجمه درستش اینه: اگه حواست باشه که داره بت لطف میشه، استحقاقت رو بالا میبریم، و اگه به نفهمی ادامه بدی، یه کاری میکنیم از حسرت زیاد بسوزی!.. امام میخواست بش بگه این آدم مشرفه به الطافی که بش میشه، اما تو درکش رو نداری. تو فکر میکنی همه چیز و همهکس عالم خدم و حشم تو هستند و هر لطفی که بت میشه وظیفهست! من یه ظرفیتی در محبت دارم، پس اونو خرج کسی میکنم که فهمش رو داره، و تو باید بشینی حسرت بخوری.
وظیفه من اینه احترام همه رو نگه دارم، به حقوقشون تعرض نکنم، به حفظ جان و مالشون حساس باشم، و ازین قبیل. اما وظیفه ندارم محبت خاص خودم رو کوپنی کنم و بین همه به شکل مساوی تقسیم کنم. ادای عصبانیت از طبیعت، در واقع یک حقهست برای مصادره زورکی محبت خاص ما به کسانی که از موهبتها برخوردارند. و البته موفقیتهایی هم داشته.. و امروز مردم از روی ترس یا ناچاری، به چیزهایی علاقه نشون میدن که واقعا علاقهای بشون ندارند، و به چیزهایی میگن جذاب که جذابیتی براشون نداره.
❤7