اینکه برای رسانه فرق کند هواپیمای ایکس را در آسمان بزنند با اینکه هواپیمای ایگرگ را بزنند، با اینکه هر دو مانند هم باشند، یک بام و دو هواست، اما مسئله اینجاست که قرار نبوده این بام فقط یک هوا داشته باشد.
جردن پترسون در توضیح اینکه واقعیتها یا دیتا، خود به خود ارزش تولید نمیکنه مثال گیتار الویس پریسلی رو زد. در مورد این گیتار مقداری دیتای خام وجود داره، که چیست، از چه موادی تشکیل شده، چطور ساخته شده، و توسط چه کسی یا چه دستگاهی ساخته شده. اگه این دیتا رو بذاریم کنار دیتای یک گیتار معمولی دیگه که دارن تو خیابون میفروشن ممکنه ببینیم که تفاوت بارزی وجود نداره. اون چه که به گیتار الویس ارزش داده، ارزشیه که ما برای الویس قائلیم، که یک برساخت اجتماعیه. این گیتار برای منی که الویس رو نمیشناسم ارزش نداره، چون تحت سیطره نظام ارزشگذاری اون جامعه نیستم (البته اگه ببینم یه گوشه افتاده حتما برمیدارم تا در بازار سیاه بفروشم، چون میدونم بابت چیزهایی که در جامعه خودشون بین هم قرار گذاشتهاند که ارزشمند حساب کنند حاضرند پول خرج کنند).
اینکه تعداد مسافران دو هواپیما اندازه هم باشند، در مهلکهای مشابه گرفتار بشن، و به شکلی مشابه ساقط بشن، که اینها فقط دیتا هستند، الزام نمیکنه که ارزش اتفاقشون به یک اندازه باشه. این منحصر به حوادث هوایی نیست. مشخصات فیزیکی برادرزاده ۱۳ ساله شما با مشخصات فیزیکی بقیه بچههای ۱۳ ساله دیگه دنیا تفاوت چندانی نمیکنه، اما برادرزاده شما، و یکی از همه دیگر ۱۳ سالههای دنیا، در دریاچه بیفتند و در آستانه غرق شدن باشند، شما بدون حتی کمی تأمل نجات برادرزاده خودتون رو جلو میندازید.
اما چرا این امر بدیهی به یک مسئله تبدیل میشه؟ چون مردم انتظار دارند بدون اینکه ارزش بسازند، توجه، ارج، و منزلت دریافت کنند! اینکه ۲۹۰ مسافر ایرانی به اندازه ۲۹۰ مسافر آمریکایی مهم نیستند، نه تقصیر آمریکاییهاست نه تقصیر مردم دنیا. تقصیر خود ایرانیهاست که برای خودشون ارزش ایجاد نکردند.
اما نقش یک کودک ۵ ساله چیست؟ کسی که فرصت نکرده در نظام ارزشگذاری بشر نقشی ایفا کنه و جایگاهی برای خودش تهیه کنه. تفاوت فقط بین کودک یمنی با کودک آمریکایی نیست. تفاوت بین کودک آمریکایی یک خانواده معتاد که توسط خشونت والدین کشته شده، با کودک یک خانواده سلبریتی که در حادثه سقوط هواپیمای شخصی کشته شده هم هست، که اولی برای مردم تقریبا بیاهمیته، و خبر دومی میتونه کل سیصد و اندی میلیون نفر رو داغدار کنه.
مذهب همونطور که خود را دانای کل مینمایاند، نقش آمر هم برای خودش قائل بود. مثلا به مرد امر میکرد با هیچ زنی نخواب. نه دلیلی ارائه میکرد، نه نیازهای مرد اهمیتی داشت. گویی عوامل بیرونی هیچند! صرفا یک افق مدنظر بود: جامعه بدون مردهای زنباز! و انتظار داشت با امر و نهی به اون افق برسیم. در ذهنیت مدرن امروزی هم با اینکه اصرار وجود داره خودش رو مجزا از مذهب نشان بده اما ادامهای تاریخی از مذهبه، یک افق مدنظره: نظام ارزشگذاری جهانی طوری باشد که هیچکس با هیچکس هیچ تفاوت ارزشی نداشته باشد! و انتظار داره با امر و نهی این اتفاق بیفته. (ببینید چطور یک بازیگر انافال به شرکت معظم نایکی «امر» میکنه یک کفش ورزشی رو وارد بازار نکنه چون میتونه نماد نژادپرستی باشه! و بدین ترتیب میخواد جامعه آمریکا رو صرفا با یک دستور از هر نوع تفکر مبتنی بر برتری نژادی پاکسازی کنه!). نمیشه به دنیا دستور داد که برای کودک یمنی ارزشی دقیقا معادل یک کودک مهم قائل باشه. جامعه اون کودک یمنی، همونطور که برای تأمین غذاش و واکسنش و آموزشش تلاش میکنه (اگه بکنه)، باید برای بالا بردن ارزشش هم تلاش کنه.
پرانتزهای زمانی باز کردن در وقایع و شعارهای «بای ذنب قتلت» ممکنه اشک جمع کنه از عدهای، اما هیچچیز رو تغییر نمیده. نباید هم بده.
https://t.me/sahandiranmehr/20328
جردن پترسون در توضیح اینکه واقعیتها یا دیتا، خود به خود ارزش تولید نمیکنه مثال گیتار الویس پریسلی رو زد. در مورد این گیتار مقداری دیتای خام وجود داره، که چیست، از چه موادی تشکیل شده، چطور ساخته شده، و توسط چه کسی یا چه دستگاهی ساخته شده. اگه این دیتا رو بذاریم کنار دیتای یک گیتار معمولی دیگه که دارن تو خیابون میفروشن ممکنه ببینیم که تفاوت بارزی وجود نداره. اون چه که به گیتار الویس ارزش داده، ارزشیه که ما برای الویس قائلیم، که یک برساخت اجتماعیه. این گیتار برای منی که الویس رو نمیشناسم ارزش نداره، چون تحت سیطره نظام ارزشگذاری اون جامعه نیستم (البته اگه ببینم یه گوشه افتاده حتما برمیدارم تا در بازار سیاه بفروشم، چون میدونم بابت چیزهایی که در جامعه خودشون بین هم قرار گذاشتهاند که ارزشمند حساب کنند حاضرند پول خرج کنند).
اینکه تعداد مسافران دو هواپیما اندازه هم باشند، در مهلکهای مشابه گرفتار بشن، و به شکلی مشابه ساقط بشن، که اینها فقط دیتا هستند، الزام نمیکنه که ارزش اتفاقشون به یک اندازه باشه. این منحصر به حوادث هوایی نیست. مشخصات فیزیکی برادرزاده ۱۳ ساله شما با مشخصات فیزیکی بقیه بچههای ۱۳ ساله دیگه دنیا تفاوت چندانی نمیکنه، اما برادرزاده شما، و یکی از همه دیگر ۱۳ سالههای دنیا، در دریاچه بیفتند و در آستانه غرق شدن باشند، شما بدون حتی کمی تأمل نجات برادرزاده خودتون رو جلو میندازید.
اما چرا این امر بدیهی به یک مسئله تبدیل میشه؟ چون مردم انتظار دارند بدون اینکه ارزش بسازند، توجه، ارج، و منزلت دریافت کنند! اینکه ۲۹۰ مسافر ایرانی به اندازه ۲۹۰ مسافر آمریکایی مهم نیستند، نه تقصیر آمریکاییهاست نه تقصیر مردم دنیا. تقصیر خود ایرانیهاست که برای خودشون ارزش ایجاد نکردند.
اما نقش یک کودک ۵ ساله چیست؟ کسی که فرصت نکرده در نظام ارزشگذاری بشر نقشی ایفا کنه و جایگاهی برای خودش تهیه کنه. تفاوت فقط بین کودک یمنی با کودک آمریکایی نیست. تفاوت بین کودک آمریکایی یک خانواده معتاد که توسط خشونت والدین کشته شده، با کودک یک خانواده سلبریتی که در حادثه سقوط هواپیمای شخصی کشته شده هم هست، که اولی برای مردم تقریبا بیاهمیته، و خبر دومی میتونه کل سیصد و اندی میلیون نفر رو داغدار کنه.
مذهب همونطور که خود را دانای کل مینمایاند، نقش آمر هم برای خودش قائل بود. مثلا به مرد امر میکرد با هیچ زنی نخواب. نه دلیلی ارائه میکرد، نه نیازهای مرد اهمیتی داشت. گویی عوامل بیرونی هیچند! صرفا یک افق مدنظر بود: جامعه بدون مردهای زنباز! و انتظار داشت با امر و نهی به اون افق برسیم. در ذهنیت مدرن امروزی هم با اینکه اصرار وجود داره خودش رو مجزا از مذهب نشان بده اما ادامهای تاریخی از مذهبه، یک افق مدنظره: نظام ارزشگذاری جهانی طوری باشد که هیچکس با هیچکس هیچ تفاوت ارزشی نداشته باشد! و انتظار داره با امر و نهی این اتفاق بیفته. (ببینید چطور یک بازیگر انافال به شرکت معظم نایکی «امر» میکنه یک کفش ورزشی رو وارد بازار نکنه چون میتونه نماد نژادپرستی باشه! و بدین ترتیب میخواد جامعه آمریکا رو صرفا با یک دستور از هر نوع تفکر مبتنی بر برتری نژادی پاکسازی کنه!). نمیشه به دنیا دستور داد که برای کودک یمنی ارزشی دقیقا معادل یک کودک مهم قائل باشه. جامعه اون کودک یمنی، همونطور که برای تأمین غذاش و واکسنش و آموزشش تلاش میکنه (اگه بکنه)، باید برای بالا بردن ارزشش هم تلاش کنه.
پرانتزهای زمانی باز کردن در وقایع و شعارهای «بای ذنب قتلت» ممکنه اشک جمع کنه از عدهای، اما هیچچیز رو تغییر نمیده. نباید هم بده.
https://t.me/sahandiranmehr/20328
Telegram
سهند ایرانمهر
✔️یک بام و دو هوای ساقط کردن هواپیمای مسافربری🔻
🖋سهند ایرانمهر
🔸️در سالگرد هدف قرارگرفتن هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی مرور این ماجرا خالی از فایده نیست. به جز هدف قرار گرفتن پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر توسط ناو آمریکایی #وینسنس، تاریخ، مورد…
🖋سهند ایرانمهر
🔸️در سالگرد هدف قرارگرفتن هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی مرور این ماجرا خالی از فایده نیست. به جز هدف قرار گرفتن پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر توسط ناو آمریکایی #وینسنس، تاریخ، مورد…
یکی از افسانههایی که به خورد ما دادهاند (که البته بین متفکر غربی و شرقی و ایرانی خیلی دست به دست شده تا به ما عوام رسیده و لذا نمیشه یک نفر رو به عنوان مقصر پیدا کرد و به سنگ قبرش تیر زد) اینه که «اون وقتی که اروپاییها داشتن تو کثافت زندگی میکردن ما حمام داشتیم».
اینجا میگه تمام روستاها در اروپا حمام داشتند و ملت حداقل دو هفته یک بار استحمام میکردند. در شهرها که تعداد خیلی بیشتر بوده، تا جایی که در یکیشون تو هر خیابان یک حمام وجود داشته و هفتهای یکبار حمام عادی بوده! درست وسط قرون وسطی وین ۲۱ حمام عمومی داشته، و فرانکفورت حداقل ۱۵ تا. درست مثل ایران (یا ایران مثل اونجا) هر بازاری حمام خودش رو داشته. برای اینکه بچهها تو ترافیک حمام بزرگسالان گیر نکنند، اونها رو وسط هفته پذیرش میکردند. بچههای فقیر میتونستند مجانی حمام کنند، چون هزینهش رو خیرین میدادند. بعضیها حتی نذر میکردند که هزینه حمام فقرا رو به مدتی معلوم بپردازند. حتی برای اموات هم احسان میشد و بعد از مرگ طرف، به نامش هزینه حمام و یک وعده غذا مختصر بعدش رو متقبل میشدند و معتقد بودند باعث شادی روح مرحوم میشه!
اینجا میگه تمام روستاها در اروپا حمام داشتند و ملت حداقل دو هفته یک بار استحمام میکردند. در شهرها که تعداد خیلی بیشتر بوده، تا جایی که در یکیشون تو هر خیابان یک حمام وجود داشته و هفتهای یکبار حمام عادی بوده! درست وسط قرون وسطی وین ۲۱ حمام عمومی داشته، و فرانکفورت حداقل ۱۵ تا. درست مثل ایران (یا ایران مثل اونجا) هر بازاری حمام خودش رو داشته. برای اینکه بچهها تو ترافیک حمام بزرگسالان گیر نکنند، اونها رو وسط هفته پذیرش میکردند. بچههای فقیر میتونستند مجانی حمام کنند، چون هزینهش رو خیرین میدادند. بعضیها حتی نذر میکردند که هزینه حمام فقرا رو به مدتی معلوم بپردازند. حتی برای اموات هم احسان میشد و بعد از مرگ طرف، به نامش هزینه حمام و یک وعده غذا مختصر بعدش رو متقبل میشدند و معتقد بودند باعث شادی روح مرحوم میشه!
این یکی از فریبکاریهای رایج مومنینه، که البته باعث شده حتی خودشون هم فریب بخورند. یک «غایت حداکثری فانتزی» در نظر میگیرند، سپس تمام منع و رنج زندگی دینی رو وصل میکنند بش. مثلا وقتی میپرسی چرا نباید به بدن برهنه زن نامحرم نگاه کرد، میگن چون به گناه میفتی! میگی چه گناهی؟ هیچ فعلی جز نگاه کردن انجام نمیدم. میگن از یاد خدا غافل میشی!.. این جواب یک ریاکاری مضحک پشتش داره. اگه به بدن برهنه زن نامحرم نگاه نکنم از یاد خدا غافل نمیشم؟ کسانی که نگاه نمیکنند غافل نیستند؟ خودت غافل نیستی؟.. در عالم واقع، هیچ فرقی بین آدم مذهبی که نگاه نمیکند با کسی که نگاه میکند، وجود نداره. وضعیت «در یاد خدا بودن» صرفا یک هدف ساختگیه. مثل همین «حد بالا». خودشون هم نمیدونند حد بالا کجاست، چون هیچوقت اونجا نبودند. فقط ازش به عنوان یک هدف مجازی استفاده میکنند.
تقریبا تمام شبکههای تلویزیونی دموکراتها، تصمیم گرفتند مراسم جشن و رژه ۴ جولای که ترامپ ترتیب داده رو پوشش ندن!
در حالی که بهمن کلباسی بزرگتر و پر زرق و برق بودن فرودگاهها و متروهای چین رو نشانه افول آمریکا میدونه، از همین مسائل ریز هم میشه فهمید آمریکا کجاست و بقیه کجا هستند. رسانههای مملکت نه تنها به شخص رییسجمهور دهنکجی میکنند، بلکه جرئت دارند و اختیار دارند که به نمادهای ملی کشور هم دهنکجی کنند.
البته این کارشون احمقانه و کودکانهست. چون باعث افزایش بازدید رقیبشون فاکسنیوز میشه و نیمه جمهوریخواه جمعیت رو بیشتر میکشه به سمت ترامپ، و از خوششانسیهای عجیب ترامپ، همین حماقتهای عجیب مخالفینشه. اما آزادی حتما و باید شامل آزادی کودک بودن، آزادی لجبازی کردن، آزادی احمق بودن، آزادی دهنکجی کردن، و آزادی همهچیز را سیاسی کردن باشه.
در حالی که بهمن کلباسی بزرگتر و پر زرق و برق بودن فرودگاهها و متروهای چین رو نشانه افول آمریکا میدونه، از همین مسائل ریز هم میشه فهمید آمریکا کجاست و بقیه کجا هستند. رسانههای مملکت نه تنها به شخص رییسجمهور دهنکجی میکنند، بلکه جرئت دارند و اختیار دارند که به نمادهای ملی کشور هم دهنکجی کنند.
البته این کارشون احمقانه و کودکانهست. چون باعث افزایش بازدید رقیبشون فاکسنیوز میشه و نیمه جمهوریخواه جمعیت رو بیشتر میکشه به سمت ترامپ، و از خوششانسیهای عجیب ترامپ، همین حماقتهای عجیب مخالفینشه. اما آزادی حتما و باید شامل آزادی کودک بودن، آزادی لجبازی کردن، آزادی احمق بودن، آزادی دهنکجی کردن، و آزادی همهچیز را سیاسی کردن باشه.
اینکه یک رانتیر فاسد مثل مهران مدیری درباره رانت و فساد محتوای طنز بسازه به اندازه کشیشی که مردم رو به پرهیزکاری توصیه میکنه اما در خفا به پسربچهها تعرض میکنه، ابزورد نیست. اما فرق کشیش متجاوز اینه که در ریاکاری خودش صادقه. بعد از افتادن پرده ریا، نمیاد بگه چارهای جز تجاوز نداشتم، یا خوب کردم. اما هدف مدیری اینه که این باور رو جا بندازه که در این محیط چارهای جز فاسد شدن نیست، چون فساد سیستماتیک است، و از سیستم هم نمیشه فرار کرد. این هدفگذاری جدیدش نیست بلکه سالهاست در همه کارهاش نمود عریان داره. در واقع هدف نه سرگرمسازی بوده و نه نقد (یکی از توهینهای بدی که به شعور ما شد این بود که عدهای کندذهن آثار این آقا رو «نقد اجتماعی» معرفی کردند!)، بلکه در کنار بیزینسی که در این راه دست و پا کرد، صرفا در حال توجیه تصمیماتی بود که خودش در زندگی گرفته تا همین الان. همه کارهای مدیری درباره خودش هستند، نه من و شما. این تیپ از افراد، که در دوره حاضر تعدادشون کم هم نیست و به مدیری و چند نفر همکسوت خودش ختم نمیشه، شرمنده نیستند از فاسد بودن، چون این رو امری محتوم میدونند. پیامشون اینه: «ما پاکدامنیم، اما سیستم اجازه نداد به روش سالم پیشرفت کنیم. اگر سیستم اجازه میداد از راه سالم پیشرفت کنیم، حتما و قطعا راه سالم رو به راه ناسالم ترجیح میدادیم». لکسوس سوار میشن و وقتی به نحوه تملک اون لکسوس ایراد میگیری به روشهای مختلف میگن شما راه سالمتری برای بدست آوردن لکسوس سراغ داری به ما هم نشان بده! وانمود میکنند براشون مهمه که راه سالمی هم ممکنه وجود داشته باشه یا نه، و وانمود میکنند اگه وجود داشت حتما انتخابش میکردند و وانمود میکنند طبیعیه که به هر قیمتی دنبال تملک لکسوس هستیم، و وظیفه سیستمه که راه سالمش رو برامون مهیا کنه!
باید نسبت به این زرنگبازیها حساس بود. فساد سیستماتیک طبیعتا باعث تغییر رفتار جمع میشه، و این یک واقعیته، اما این واقعیت مسئولیت اخلاقی رو از روی دوش فرد برنمیداره. هر واکنش طبیعی، لزوما اخلاقی نیست. در موقع زلرله، طبیعیه که عدهای موقع فرار در راهروهای ساختمان زیر دست و پا بمانند. اما له کردن دیگران موقع فرار اخلاقی نیست. حتی در لحظهای که اسلحه رو گذاشته باشند روی شقیقه شما و انجام کاری رو ازتون بخوان، باز مسئولیت اخلاقی روی دوشتون هست. چه برسه به وقتی که با وضعیت اسلحه روی شقیقه خیلی فاصله داشته باشیم، که داریم.
برخلاف تصور خوشدلانه برخی، اتفاقا جمهوریاسلامی استقبال میکنه از جا افتادن این باور. چرا که به نفع اونهاست اگه فرد فرد جامعه احساس کنند باید در برابر «جبر شر موجود» تسلیم شد. هادیان حکومت خیلی خرسند خواهد بود اگه به این نتیجه برسیم که چارهای نیست جز اینکه به اندازه اونها تنزل کنیم.
باید نسبت به این زرنگبازیها حساس بود. فساد سیستماتیک طبیعتا باعث تغییر رفتار جمع میشه، و این یک واقعیته، اما این واقعیت مسئولیت اخلاقی رو از روی دوش فرد برنمیداره. هر واکنش طبیعی، لزوما اخلاقی نیست. در موقع زلرله، طبیعیه که عدهای موقع فرار در راهروهای ساختمان زیر دست و پا بمانند. اما له کردن دیگران موقع فرار اخلاقی نیست. حتی در لحظهای که اسلحه رو گذاشته باشند روی شقیقه شما و انجام کاری رو ازتون بخوان، باز مسئولیت اخلاقی روی دوشتون هست. چه برسه به وقتی که با وضعیت اسلحه روی شقیقه خیلی فاصله داشته باشیم، که داریم.
برخلاف تصور خوشدلانه برخی، اتفاقا جمهوریاسلامی استقبال میکنه از جا افتادن این باور. چرا که به نفع اونهاست اگه فرد فرد جامعه احساس کنند باید در برابر «جبر شر موجود» تسلیم شد. هادیان حکومت خیلی خرسند خواهد بود اگه به این نتیجه برسیم که چارهای نیست جز اینکه به اندازه اونها تنزل کنیم.
❤6
این یک برتری اخلاقی نیست. یک نوع قدرته. تو سیاست مهمه که بتونی بقیه رو بکشونی دنبال خودت. برای کشوندن بقیه دنبال خودت لازمه یک قدم از همهشون جلوتر باشی. ترامپ قابلیت اینو داره که طرفدار و مخالف رو بکشونه دنبال خودش. طرفدار که طبعا خودش میاد، مخالف رو باید چطور کشوند؟ با عدم تلاش برای راضی کردنشون! اگه بخوای راضیشون کنی، تو باید بیفتی دنبالشون، اما اگه هیچ قصدی برای راضی کردنشون نداشته باشی، اونا میفتن دنبالت تا بیشتر بات ستیز کنند.
❤6
محمد مساعد کاوه آهنگر نیست. حتی یک اکتیویست به معنای عرفیش هم نیست. صرفا یک روزنامهنگار در داخل سیستم شدیدا تحت کنترل مطبوعات حکومتی ایرانه. اما حتی همین فرد در همین جایگاه هم طرد میشه، به خاطر سه گناه کبیره: ۱- پوشش ناکارآمدیها و انعکاس فساد سیستماتیک و گسترده ۲- پیگیری مطالبه عمومی شفافیت در فعالیت مسئولان و دستگاهها ۳- صحهگذاری بر این واقعیت که جریان اصلاحات در ایران نه تنها این مشکلات عمیق رو رفع نکرده، بلکه خودش از تولیدکنندگانش بوده و هست.
دقیقا به خاطر همین سه گناه مورد حمله اصلاحطلبان قرار میگیره، چه اونهایی که پست دارند، و چه شیپورهای توعیتریشون.
کیس مساعد ازین جهت مهمه که یک شاهد زندهست بر بیفایدگی ورود به سیستم جهت پیش بردن پروژههای مفید. همواره ادعا این بود که به جای نقد و اعتراض و غر زدن، وارد سیستم بشید، تن به چارچوبها بدید و فعالیت کنید و قدمهای کوچک رو برای اصلاح بردارید. هیچکس اندازه مساعد حاضر نبود برای پیشبرد این هدف با چارچوبها کنار بیاد، اما باز هم بش اجازه ادامه ندادند. و اونی که اجازه نداد نه دادستان تهران، نه طائب، نه علمالهدی، بلکه خود اصلاحطلبان بودند.
دقیقا به خاطر همین سه گناه مورد حمله اصلاحطلبان قرار میگیره، چه اونهایی که پست دارند، و چه شیپورهای توعیتریشون.
کیس مساعد ازین جهت مهمه که یک شاهد زندهست بر بیفایدگی ورود به سیستم جهت پیش بردن پروژههای مفید. همواره ادعا این بود که به جای نقد و اعتراض و غر زدن، وارد سیستم بشید، تن به چارچوبها بدید و فعالیت کنید و قدمهای کوچک رو برای اصلاح بردارید. هیچکس اندازه مساعد حاضر نبود برای پیشبرد این هدف با چارچوبها کنار بیاد، اما باز هم بش اجازه ادامه ندادند. و اونی که اجازه نداد نه دادستان تهران، نه طائب، نه علمالهدی، بلکه خود اصلاحطلبان بودند.
❤3
روسیه درباره زیردریایی فوق سریش که دچار آتشسوزی شد چیزی نمیگه. اما آمریکا هم نمیگه. صرفا از جانب رسانههای غربی اینطور مطرح شد که این زیردریایی توسط روسها ساخته شده تا بتونند کابلهای اینترنت که کف اقیانوس هستند رو قطع کنند، یا شنود کنند. از ۱۴ نفری که در حادثه کشته شدند، ۷ نفر کاپیتان یکم بودند، یعنی روی دوششون سه تا ستاره هست! و ازین هفتتا ۲ تاشون قبلا توسط خود پوتین مورد تقدیر قرار گرفته بودند. برای خرابکاری یا جاسوسی مخابراتی، لازم نیست بهترین درجهدارها رو بفرستن به اعماق خطرناک اقیانوس. پس موضوع فیبر نوری کف اقیانوس نیست. هرچند روسیه نمیگه برای یک عملیات به قول خودش تحقیقاتی، چه نیازی به این کاپیتانها بود، اما آمریکا هم دلیلش رو نمیگه. و نه تنها نمیگه، حتی از فرصت تبلیغاتی بدست اومده هم استفاده نمیکنه. میتونستند به خاطر احتمال نشت مواد خطرناک، علیه روسیه هیاهویی گسترده راه بندازند، ولی ننداختند. نروژیها گفتند روسیه به ما گفت حادثهای رخ داده که ممکنه تشعشع ایجاد کنه، هشیار باشید. اما روسها بلافاصله تکذیب کردند که چنین پیغامی فرستاده باشند! ناف روسها رو با تکذیب بریدند، اما این یکی ازون شاخصهاش بود. چون نروژیها هیچ دلیلی برای سر هم کردن این دروغ ندارند، و در سیاست خارجی، اهل این چیزها هم نیستند. به نظر میرسه اونی که پیغام رو فرستاده به نروژیها زیردریایی رو از دسترفته حساب کرده بوده.
تکههای مفقود پازل انقدر زیاده که هر سناریویی رو میشه بش قالب کرد. ولی یه مدلش هست که به درد یه فیلم هالیوودی میخوره: اساسا هیچ آتشسوزی رخ نداد. یک یا بیش از یک نفر ازون کاپیتانها، جاسوس یک کشور غربی بودند، و مأموریتشون درست در همون اعماق آب لو رفت و با هم درگیر شدند. اگه روسیه واقعیت رو بگه، یک آبروریزی اطلاعاتیه. مخصوصا اگه جاسوس همونی باشه که مورد تقدیر قرار گرفته بوده. و اگه آمریکا واقعیت رو بگه، یعنی اعتراف کرده با یک نفوذ پرریسک خطر یک حادثه اتمی رو ایجاد کرده که عواقبش دامن متحدانش رو میگیره تا خودش رو. پس بهتره روسیه بگه باتریخونه آتیش گرفت، و آمریکا بگه لابد علت همین بوده!
تکههای مفقود پازل انقدر زیاده که هر سناریویی رو میشه بش قالب کرد. ولی یه مدلش هست که به درد یه فیلم هالیوودی میخوره: اساسا هیچ آتشسوزی رخ نداد. یک یا بیش از یک نفر ازون کاپیتانها، جاسوس یک کشور غربی بودند، و مأموریتشون درست در همون اعماق آب لو رفت و با هم درگیر شدند. اگه روسیه واقعیت رو بگه، یک آبروریزی اطلاعاتیه. مخصوصا اگه جاسوس همونی باشه که مورد تقدیر قرار گرفته بوده. و اگه آمریکا واقعیت رو بگه، یعنی اعتراف کرده با یک نفوذ پرریسک خطر یک حادثه اتمی رو ایجاد کرده که عواقبش دامن متحدانش رو میگیره تا خودش رو. پس بهتره روسیه بگه باتریخونه آتیش گرفت، و آمریکا بگه لابد علت همین بوده!
صاحب یکی از کانالهای یوتیوب با بررسی گذری کامنتهای مردم درباره زدن پهپاد آمریکا توسط ایران از بیاطلاعی یا اصرار به بیاطلاع ماندن هموطنان آمریکاییش متحیر بود. مثلا در مورد یکیشون گفت «این بنده خدا فکر میکنه در طول ۲۰۰ سال گذشته هر اتفاق نظامی که افتاده یک عملیات فریب بوده برای آغاز جنگ!». یعنی گویی پنتاگون به جای اتاق جنگ، صرفا یک اتاق فریب داره که درجهداران میشینن توش نقشه میکشند که چطور بهانه طراحی کنیم که جنگ راه بیفته! یا گفت «چطور مدام تکرار میکنند که اسراییل دارد آمریکا را مجبور میکند که وارد جنگ با ایران شود؟ وقتی اسراییل کشوریه که اگه موجودیت حکومت ایران مورد تهدید قرار بگیره، موشکهای حماس و موشکهای حزبالله که تعدادشون بسیار زیاده و قویتر و دقیقتر هستند همه همزمان روی سرش خراب خواهند شد؟ چطور کشوری که از همه بیشتر متضرر میشه، به آمریکا که عملا متضرر نخواهد شد اصرار میکنه که وارد جنگ بشه؟». شاید نیویورکتایمز و گاردین و بقیه اسراییلستیزها بارها و بارها این دروغ مضحک رو تکرار کرده باشند، ولی نباید خواننده عقل داشته باشه؟
باید بش میگفتم زندگی لاکچری فقط شامل چیزهایی که در اینستاگرام شما آمریکاییها میبینیم خلاصه نمیشه. زندگی لاکچری یعنی از عهده چیزهایی بربیای که بقیه از عهدهش برنمیان. مثل اقتصادتون که بهتون اجازه میده هی وام بگیرید و هی مصرف کنید، ارزانتر از هر جای دیگه دنیا، و خیالتون نباشه بدهیتون چند تریلیون دلاره. یک جنبه دیگه زندگی لاکچری، اینه که از عهده خوشخیالی برمیایید. اگه کشور من، یا عربستان، یا پاکستان، فکر کنه همهچیز عملیات فریبه و توطئهست یا اهمیت نداره، و یکیشون از قضا نه فریب بود و نه توطئه و نه بیاهمیت، مورد تعرض جدی قرار میگیره و ممکنه خیلی از چیزهایی که در دویست سال گذشته به دست آورده از دست بده. اما شما این اجازه رو دارید که هرچقدر که خواستید هرچیزی رو جدی نگیرید. اگه ایران هرروز یکی از داراییهای نظامیتون در خاورمیانه رو مورد هدف قرار بگیره، و به خیال اینکه کار درجهداران جنگطلب خودتونه و جدی نگیریدش، بازم اتفاقی براتون نمیفته. ایران یا هر کس دیگهای دستش به خاکتون نمیرسه، زندگیتون مختل نمیشه، زیرساختتون از بین نمیره. حتی جغرافیای کشورتون از تهدید همه یاغیها دورتون کرده. زندگی لاکچری به آدم اجازه میده در توهم عمیقتری فرو بره، یا مدت زمان بیشتری در توهم باقی بمونه. شما ضرر نمیکنید اگه درباره واقعیت اسراییل یا واقعیت ایران چیزهایی رو باور کنید که پرت و پلا هستند. اما اردنیها و عراقیها ضرر میکنه.
باید بش میگفتم زندگی لاکچری فقط شامل چیزهایی که در اینستاگرام شما آمریکاییها میبینیم خلاصه نمیشه. زندگی لاکچری یعنی از عهده چیزهایی بربیای که بقیه از عهدهش برنمیان. مثل اقتصادتون که بهتون اجازه میده هی وام بگیرید و هی مصرف کنید، ارزانتر از هر جای دیگه دنیا، و خیالتون نباشه بدهیتون چند تریلیون دلاره. یک جنبه دیگه زندگی لاکچری، اینه که از عهده خوشخیالی برمیایید. اگه کشور من، یا عربستان، یا پاکستان، فکر کنه همهچیز عملیات فریبه و توطئهست یا اهمیت نداره، و یکیشون از قضا نه فریب بود و نه توطئه و نه بیاهمیت، مورد تعرض جدی قرار میگیره و ممکنه خیلی از چیزهایی که در دویست سال گذشته به دست آورده از دست بده. اما شما این اجازه رو دارید که هرچقدر که خواستید هرچیزی رو جدی نگیرید. اگه ایران هرروز یکی از داراییهای نظامیتون در خاورمیانه رو مورد هدف قرار بگیره، و به خیال اینکه کار درجهداران جنگطلب خودتونه و جدی نگیریدش، بازم اتفاقی براتون نمیفته. ایران یا هر کس دیگهای دستش به خاکتون نمیرسه، زندگیتون مختل نمیشه، زیرساختتون از بین نمیره. حتی جغرافیای کشورتون از تهدید همه یاغیها دورتون کرده. زندگی لاکچری به آدم اجازه میده در توهم عمیقتری فرو بره، یا مدت زمان بیشتری در توهم باقی بمونه. شما ضرر نمیکنید اگه درباره واقعیت اسراییل یا واقعیت ایران چیزهایی رو باور کنید که پرت و پلا هستند. اما اردنیها و عراقیها ضرر میکنه.
❤5
دادگاهی در کره جنوبی حکم داد ژاپن باید به خانواده کرهایهایی که در جنگ جهانی دوم ازشون بیگاری کشید غرامت پرداخت کنه. ژاپن میگه دو کشور این قضایا رو پنجاه سال پیش فیصله دادند. اما تنش ظاهرا نامیرای بین دو ملت باعث شد دادگاه وضعیت رو از حالت آرامش خارج کنه. حالا ژاپن به تلافی به شرکتهای ژاپنی گفته باید محدودیتهایی برای مشتریان کرهای خودشون قائل بشن. هرچند که ژاپن سهم سنتی خودش از بازار نیمههادیها رو به کرهجنوبی واگذار کرد، اما هنوز برای ساخت این محصولات نیاز به موادی هست که تقریبا فقط ژاپن تولیدشون میکنه. با تنگ کردن گلوی صادرات، شرکتهای کرهای که چیپهای پردازنده، حافظه و حتی صفحه نمایش میسازند، دچار مشکل خواهند شد، و این میتونه قیمت سیپییوها، رمها، فلشها، پاورها، مانیتورها، تلویزیونها و خیلی از وسایل الکترونیکی و دیجیتال رو بالاتر ببره.
وقتی نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد نیروهای سپاه عامل حادثه رخ داده برای تانکر ژاپنی بودند و اوپراتور ژاپنی اصرار داشت که بگه ادعای آمریکا غلطه، ترامپ در یک تهدید توعیتی بشون فهموند که اگه به آمریکا اعتماد ندارند، بهتره امنیت کشتیهاشون رو خودشون تأمین کنند. یکی از بزرگواران در توعیتر نوشت ترامپ نباید به متحدان آمریکا سیلی بزنه! چون باعث میشه در دراز مدت هژمونی خود آمریکا از هم بپاشه!.. اون موقع جوابی براش ننوشتم، ولی الان میتونم بنویسم: متحدانی که گردن خم نمیکنند، باید هم سیلی بخورند! ۷۰ سال از یک موضوعی گذشته، که هرچند در نوع خودش جنایت بوده، اما در برابر کل فجایعی که اون زمان رخ داد بخش خیلی کوچکی به حساب میاد، نه تنها توانایی حل و فصل موضوع رو ندارند، از شدت ناسیونالیسم کور! بلکه تجارت جهانی رو هم مورد تهدید قرار میدن. این قضیه یک نشانه آشکار بود ازینکه اتفاقا بعضی وقتها دوست بیشتر تشر لازم داره تا دشمن. چرا باید لازم باشه به دو کشور توسعهیافته و پیشرفته بگی «بتمرگید دیگه»؟
کسانی که به شکل آکادمیک روابط بینالملل رو دنبال کردند نگاه محافظهکارانه دارند به هر نوع رویکرد جدید در نحوه برخورد با متحدان. چون بیشتر محتوای درسی که مطالعه کردند از قرن بیستم استحصال شده. اما خیلی از چیزهایی که در قرن بیستم جواب میداد در قرن بیست و یکم جواب نمیده. آمریکا با ترامپ یا بیترامپ، نه تنها باید در نحوه برخورد با قدرتهایی که در لیست متحدان هستند بازنگری کنه، بلکه در جواب به این سوال که «چه کسانی باید متحد ما باشند و چرا و به چه قیمتی»، تأملاتی انجام بده. متأسفانه سیاستهای کلی که دو خانواده بوش و کلینتون در طول چنددهه پایهریزی کردند به شکل مقدسات دراومده. ترامپ فرصتیه که ابراهیموار به بتکده حملهای صورت بگیره، اما دورش پره از گرگهای بوشی و کلینتونی!
وقتی نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد نیروهای سپاه عامل حادثه رخ داده برای تانکر ژاپنی بودند و اوپراتور ژاپنی اصرار داشت که بگه ادعای آمریکا غلطه، ترامپ در یک تهدید توعیتی بشون فهموند که اگه به آمریکا اعتماد ندارند، بهتره امنیت کشتیهاشون رو خودشون تأمین کنند. یکی از بزرگواران در توعیتر نوشت ترامپ نباید به متحدان آمریکا سیلی بزنه! چون باعث میشه در دراز مدت هژمونی خود آمریکا از هم بپاشه!.. اون موقع جوابی براش ننوشتم، ولی الان میتونم بنویسم: متحدانی که گردن خم نمیکنند، باید هم سیلی بخورند! ۷۰ سال از یک موضوعی گذشته، که هرچند در نوع خودش جنایت بوده، اما در برابر کل فجایعی که اون زمان رخ داد بخش خیلی کوچکی به حساب میاد، نه تنها توانایی حل و فصل موضوع رو ندارند، از شدت ناسیونالیسم کور! بلکه تجارت جهانی رو هم مورد تهدید قرار میدن. این قضیه یک نشانه آشکار بود ازینکه اتفاقا بعضی وقتها دوست بیشتر تشر لازم داره تا دشمن. چرا باید لازم باشه به دو کشور توسعهیافته و پیشرفته بگی «بتمرگید دیگه»؟
کسانی که به شکل آکادمیک روابط بینالملل رو دنبال کردند نگاه محافظهکارانه دارند به هر نوع رویکرد جدید در نحوه برخورد با متحدان. چون بیشتر محتوای درسی که مطالعه کردند از قرن بیستم استحصال شده. اما خیلی از چیزهایی که در قرن بیستم جواب میداد در قرن بیست و یکم جواب نمیده. آمریکا با ترامپ یا بیترامپ، نه تنها باید در نحوه برخورد با قدرتهایی که در لیست متحدان هستند بازنگری کنه، بلکه در جواب به این سوال که «چه کسانی باید متحد ما باشند و چرا و به چه قیمتی»، تأملاتی انجام بده. متأسفانه سیاستهای کلی که دو خانواده بوش و کلینتون در طول چنددهه پایهریزی کردند به شکل مقدسات دراومده. ترامپ فرصتیه که ابراهیموار به بتکده حملهای صورت بگیره، اما دورش پره از گرگهای بوشی و کلینتونی!
❤4
حوزههای علمیه کشور در حال تصاحب یا گسترش تملک شرکتهای پولساز هستند، از مشروب گرفته تا فولاد و سیمان. و اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که بیشتر دنبال شرکتهای صادرکننده هستند، یعنی عطش دلار دارند نه ریال. که این دو واقعیت رو نشون میده. اولا فساد سیستماتیک و ناکارآمدی ذاتی حکومت اسلامی به حدی رسیده که دیگه منابع خزانه جوابگوی تغذیه اسلام نیست! و حوزهها مجبورند سراغ سایر منابع بروند. و دوم اینکه حتی آخوندها به این نتیجه رسیدند که دوام این حکومت اسلامی خیلی هم قطعی نیست و برای روزی که همهچیز کن فیکون شد، آب باریکهای از «مالکیت خصوصی» داشته باشند. فقط معلوم نیست چرا فکر کردند فقط خودشون بلدند اموال سنددار دیگران رو مصادره کنند، و بقیه نمیتونن همین کارو باشون بکنند بعدا.
تمام داراییهایی که در اختیار حوزههاست یا قرار است در اختیارشون قرار بگیره، باید به عنوان داراییهای سرقت شده مردم ایران شناسایی بشن.
https://t.me/irbriefing/3553
تمام داراییهایی که در اختیار حوزههاست یا قرار است در اختیارشون قرار بگیره، باید به عنوان داراییهای سرقت شده مردم ایران شناسایی بشن.
https://t.me/irbriefing/3553
Telegram
ایران بریفینگ
#ایران_بریفینگ / در حوزه علمیه قزوین بجای بحث و درس به تولید فولاد و لبنیات و الکل می پردازند،جالب توجه اینکه شرکت تولیدی الکل و مواد غذایی بیدستان متعلق به حوزه علمیه قزوین صادر کننده نمونه در امر مواد غذایی و آشامیدنی شناخته شده این شرکت در مایعات فقط…
❤3
این مستند در واقع دو بخشه. یک بخش طرح سواله، و بخش دوم یک تئوری. طرح سوال اینه که مکه فعلی سنخیتی با چیزهایی که در قرآن آمده و چیزی که باید میبود نداره. تئوری درباره اینه که مکه اصلی یه جای دیگه بوده به نام پترا. و بله در تئوریش باگهایی وجود داره مخصوصا در ترتیبهای زمانی (البته اگه فرض کنیم ترتیبی که برای ما روایت شده صحیح باشند که خود این هم میتونه محل بحث باشه)، و البته بعضی از ایرادهایی که میگیرند موجه نیست (مثل اینکه میگن ایشون قبله مساجد اولیه رو حدس میزنه چون چیز زیادی از بنا باقی نمونده! که درست نیست. اون زمان مثل الان مسجد رو به خاطر نقشه شهرداری مجبور نبودند کج بسازند که بعد قبله بیفته در زاویه بنا! قبله در هرحالت به سمت یکی از چهار ضلع بود، که دوتاش قابل فاکتور گیریه)، اما اینا ربطی به قسمت مهمتر قضیه یا همون بخش اول ندارند. حالا ایشون گفته پترا، شما بگید دمشق. خیلی فرق نداره. یا مهم نیست آل زبیر پروژهای رو انجام دادند یا آل یک فلانی دیگه. اصل قضیه اینه: ۱- متن مقدس و مکان مقدس همخوانی چندانی ندارند ۲- رقابتهای استراتژیک قبیلهای روی انتخاب محل فعلی نقش داشته نه حکمت الهی!
❤4
میگه تا اواخر دوره قاجار، میشد زنهایی رو در زمینهای کشاورزی مشغول به کار دید که شلوار نداشتند و عملا تا ران پاهاشون برهنه بود و این مختص گیلان و مازندران نبود. تا اینکه روحانیون شیعه مبلغ فرستادند به همه نواحی و مردم رو منع کردند ازین وضع پوشش.
شاخهای از جهل مرکب، توهم آگاهی از تاریخه. ما دچار این توهم هستیم که میدونیم ایران واقعا چه خبر بوده. در جامعهای که از روزگاران دور عادت به نوشتن و مستندسازی نداشته، خیلی از تحولات اجتماعی رخ دادند و سپس محو شدند و ما هیچ اطلاع دقیقی ازشون نداریم. ما فکر میکنیم پشت سر ما غلظت مذهبی بیشتر بوده و هرچه به سمت ما اومده کمرنگتر شده. چون تاریخ اجتماعی رو خطی میبینیم. در حالی که هیچوقت خطی نبوده و هزاران بالا و پایین داشته. یه زمانی ران برهنه مسئلهای نبود، اما الان برای ساعد برهنه گشت پلیس داریم! اگه ماشین زمان وجود داشت و شهروند ایرانی امروز رو میبردی به ۲۵۰ سال پیش ایران، قطعا از چیزهایی که میدید شاخ در میآورد.
شاخهای از جهل مرکب، توهم آگاهی از تاریخه. ما دچار این توهم هستیم که میدونیم ایران واقعا چه خبر بوده. در جامعهای که از روزگاران دور عادت به نوشتن و مستندسازی نداشته، خیلی از تحولات اجتماعی رخ دادند و سپس محو شدند و ما هیچ اطلاع دقیقی ازشون نداریم. ما فکر میکنیم پشت سر ما غلظت مذهبی بیشتر بوده و هرچه به سمت ما اومده کمرنگتر شده. چون تاریخ اجتماعی رو خطی میبینیم. در حالی که هیچوقت خطی نبوده و هزاران بالا و پایین داشته. یه زمانی ران برهنه مسئلهای نبود، اما الان برای ساعد برهنه گشت پلیس داریم! اگه ماشین زمان وجود داشت و شهروند ایرانی امروز رو میبردی به ۲۵۰ سال پیش ایران، قطعا از چیزهایی که میدید شاخ در میآورد.
❤5
رضا عطاران یه ویدئو کوتاه گذاشته از مرحوم کیارستمی که میگه بقای خودم انقدر برام مهمه که ترجیح میدم خودم بمونم و کارام از بین بره تا اینکه خودم برم ولی کارام باقی بمونند!
گفتنش الان یکم بیرحمانهست ولی اگه در این گفتار صادق بود نباید در ایران زندگی میکرد، یا لاقل درمان خودش رو به دست جامعه پزشکی ایران نمیسپرد. میلیونها ایرانی اگه فرصتی که ایشون برای یک زندگی نرمال در غرب داشت رو داشتند، یک روز هم اینجا نمیموندند. همونطور که بقای یک اثر هنری منوط به انتخابهای هوشمندانهایه که خالقش انجام داده، بقای بدن هم نیاز به ذکاوت در تصمیمگیریها داره.
گفتنش الان یکم بیرحمانهست ولی اگه در این گفتار صادق بود نباید در ایران زندگی میکرد، یا لاقل درمان خودش رو به دست جامعه پزشکی ایران نمیسپرد. میلیونها ایرانی اگه فرصتی که ایشون برای یک زندگی نرمال در غرب داشت رو داشتند، یک روز هم اینجا نمیموندند. همونطور که بقای یک اثر هنری منوط به انتخابهای هوشمندانهایه که خالقش انجام داده، بقای بدن هم نیاز به ذکاوت در تصمیمگیریها داره.
باور کردنی نیست ولی ما دقیقا در چنین عمقی از تباهی گیر افتادیم.
به وضوح ارجحیت «همبستگی در برابر شرارت» که همهچیزمون رو ازمون میگیره رو نسبت به «همبستگی در برابر تعطیلی کسب و کار» که باعث توقف موقتی درآمدزایی میشه رو تشخیص نمیدن. بعد ریاکارانه به محمد صلیالله! ارجاع میدن که فقر اگر از دری وارد شد ایمان از در دیگر خارج میشود! پس چراغ بیزینس باید به هر قیمتی روشن باشه و گرنه ایمان و اخلاقمون رو در سایه فقر و بیکاری از دست میدیم! که عجیب خندهداره. کسی که حاضر نیست کوچکترین مقاومتی در برابر شرارت بکنه، ایمان و اخلاقی نداره که بخواد نگران از دست دادنش باشه. قبل ازینکه مغازهش رو ببندن، قبل از اینکه بیکار و فقیر بشه، همهچیزشو باخته.
به وضوح ارجحیت «همبستگی در برابر شرارت» که همهچیزمون رو ازمون میگیره رو نسبت به «همبستگی در برابر تعطیلی کسب و کار» که باعث توقف موقتی درآمدزایی میشه رو تشخیص نمیدن. بعد ریاکارانه به محمد صلیالله! ارجاع میدن که فقر اگر از دری وارد شد ایمان از در دیگر خارج میشود! پس چراغ بیزینس باید به هر قیمتی روشن باشه و گرنه ایمان و اخلاقمون رو در سایه فقر و بیکاری از دست میدیم! که عجیب خندهداره. کسی که حاضر نیست کوچکترین مقاومتی در برابر شرارت بکنه، ایمان و اخلاقی نداره که بخواد نگران از دست دادنش باشه. قبل ازینکه مغازهش رو ببندن، قبل از اینکه بیکار و فقیر بشه، همهچیزشو باخته.
❤5