Anarchonomy
44.3K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
برنامه شصت دقیقه مصاحبه‌ای انجام داده با یکی از عکاسان کهنه‌کار نشنال جئوگرافی که بعد از ابتلای همسرش به سرطان سینه نگاهش به زندگی عوض شد و تصمیم گرفت قبل از مرگ یک کار مفید انجام بده. و اون کار مفید چیزی نبود جز مستندسازی از گونه‌های در حال انقراض‌. بیشتر سال در حال سفر به نقاط مختلف دنیا و باغ‌وحش‌های تخصصیه تا از حیواناتی که احتمالا تا چند سال یا چند دهه آینده وجود نخواهند داشت عکاسی کنه. جالبه واکنش بعضی ازین جانوران. بعضیاشون بداخلاقند و بش حمله می‌کنند، و بعضی‌ها انقدر آرامند که حتی ژست هم می‌گیرند! یک جا میگه من تنها کسی هستم در دنیا که ازین‌ها عکس می‌گیره! حس چنین مسئولیتی و چنین جایگاهی، تن آدم رو به لرزه میندازه.
حتما ببینید، فقط ۱۲ دقیقه‌ست.



https://www.cbsnews.com/video/joel-sartore-photo-ark-national-geographic-photographer-saving-memories-of-animals-60-minutes-2019-06-16/
پسر بچه دوازده سیزده ساله دوچرخه سوار و یک ماشین سواری به خاطر اتفاقی که کسی غیر از خودشون شاهدش نبود، وسط خیابون شروع کرده بودند به جر و بحث. سرنشینان ماشین یک زن و شوهر بودند که هر دو پیاده شده بودند تا حساب پسرک رو برسند، اما مرد راننده دری و وری می‌گفت، و پسر با متانت و ادب، و بدون استفاده از حتی یک کلمه توهین‌آمیز و گزنده، زیر بار نمی‌رفت که مقصره. در حالی که مرد راننده در کمال وقاحت تهدیدش می‌کرد که «هم خودت رو میزنم هم باباتو» جواب‌شون رو با جملات شمرده و لحنی متین می‌داد. از ما ناظران کنار خیابان پشمی نماند که نریخته باشد و فکی نماند که نیفتاده باشد. یقین دارم زمانی که ما سن این بودیم اگه در چنین موقعیتی قرار می‌گرفتیم از دو حال خارج نبود، یا می‌نشستیم گریه می‌کردیم، یا اگه شر بودیم میزدیم تو تخم طرف و در می‌رفتیم! اما این می‌ایسته، بحث می‌کنه، محکوم می‌کنه، و از حق خودش دفاع می‌کنه، و زیر بار قلدری نمیره. در ۱۳ سالگی!

نمی‌دونم در این نسل، چندتا ازین پسر هست. اگه زیاد باشه جمهوری‌اسلامی با مشکلات جدی‌تری مواجه خواهد شد. ولایت مطلقه فقیه تو کت این‌ها نخواهد رفت. البته تو کت ما هم نرفت، ولی ما نشستیم گریه کردیم.
9
هربار حقوق بشر یا حقوق زنان ضایع میشه در ایران، صحبت خلخال دختر یهودی هم دوباره باز میشه!
دوستان کلا درباره این سوژه دچار سوء تفاهم هستند. جنگ داخلی شروع شده بود و برای استارت ریخته بودند سر یک قبیله یهودی مرزنشین. اینکه علی ناراحت بود و انتظار داشت بقیه ناراحت باشند، نه ربطی به حقوق بشر داشت نه ربطی به حقوق زنان، که اصلا تعریف نشده بودند این مفاهیم. خانواده یهودی دختر غارت‌شده، تحت حفاظت حکومت اسلامی بود. پول می‌دادند به خلیفه تا از امنیت‌شون پاسداری بشه. پول رو داده بودند، اما پاسداری انجام نشد. علی ناراحت بود که اگه به خاطر دعوای داخلی تعهدات‌مون بمونه رو زمین، فردا چه کسی و چرا باید بمون اعتماد کنه؟ و ما نماینده و سربازان خداییم. اگه اعتماد به ما، نامعقول بشه، اعتماد به خدا نامعقول خواهد شد. یعنی ما کاری کردیم که خدا روی زمین، دشمن پیدا کنه به جای دوست. برای همین مسلمان اگر ازین غصه بمیرد رواست.

هیچ‌کدوم این دغدغه‌ها مطرح نیست در دنیای امروز. بکشید بیرون ازین خلخال ملخال.

باتشکر.
1
تصورشون اینه که فدرالیسم مساوی است با سرپیچی از پایتخت!.. مردم عادی به کنار، باید به روزنامه‌نگاران مملکت هم یاد داد که معنی واژگانی که استفاده می‌کنند چیست. حتی معارضان مسلح جهادی هم وقتی در بخش‌های وسیعی از سوریه مسلط شده بودند، نیروهای زیرمجموعه‌شون در شهرهای دورتر گاهی سرخود عمل می‌کردند. پس باید نتیجه می‌گرفتیم القاعده یک نظام فدرالیست؟
هرج و مرج موجود حاصل تناقض ذاتی جمهوریت و اسلامیت است، و اینکه جمهوری‌اسلامی، یک سیستم نیست. همین.
2
پروپاگاندا، مثل قلم میمونه، اما هیچ قلمی به نفسه نمی‌تونه چیزی بنویسه مگر اینکه یه کاغذ زیرش باشه. اگه کسانی نباشند که پیام پروپاگاندا رو بپذیرند، هرچقدر هم پول برای تولید و توزیع اون پیام خرج بشه، بی‌فایده‌ست. مخاطب مقاله‌ای که توسط عمله‌های داخلی و خارجی متحجرترین حکومت دنیا تهیه شده، تحصیلکرده‌های روشنفکر آمریکا هستند، و تعداد وحشتناکی ازین‌ها نه تنها پیام فیک این مقاله رو باور می‌کنند، بلکه به اجتماع پیام‌های فیکی که قبلا دریافت کردند، پکیجی از «ذهنیت‌های پرت و پلا» بدست میارن که در هر بحث و گفتگویی علیه من و شما استفاده خواهند کرد. در حالی که این‌ها در سیستم آموزشی تربیت یافتند که تفکر انتقادی رو پرورش می‌داد، اما ایدئولوژی چنان کورکننده‌ست که میتونه تمام تواناییت در تفکر رو تعطیل کنه. بحث با بعضی از خوانندگان ثابت نیویورک‌تایمز همون‌قدر سخته که بحث با یک بسیجی! و اینو منی دارم میگم که تست‌شون کردم.
2
بین وقتی که نمیتونی کاری رو بکنی ولی میدونی یکی هست که میتونه و وقتی که نمیتونی کاری رو بکنی و میدونی که هیچ‌کس دیگه هم نمیتونه بکنه، فرق هست. دوست داری با گربه‌ای که اومده کنار پات زیر نیمکت نشسته حرف بزنی. وقتی بچه بودی برات داستان‌هایی تعریف کردند که آدم‌هایی بودند که می‌تونستند با حیوانات حرف بزنند. ازینکه نمی‌تونستی، ناراحت بودی اما اینکه یکی بوده که می‌تونسته بت میفهموند که مشکل از دنیا نیست، مشکل از توعه. اما بعدا وقتی سایز مغز گربه رو تو عکس‌های اشعه ایکس دیدی و مطمئن شدی امکان نداره بتونه درکش به حدی برسه که هم‌صحبت انسان باشه، فهمیدی مشکل از تو نیست، دنیاست که مشکل داره. دنیا طوری چیده شده که خیلی چیزها به نظر میرسه پتانسیل خیلی خیلی بیشتری دارند که به ظهور نرسیده.. اما ندارند.
ادامه بدم؟

به نظر میرسه من و شما هم پتانسیل اینو داریم که به کمال برسیم و زندگی ابدی داشته باشیم، یا اینجا، یا در دنیایی دیگه.. اما نداریم.‌

#TrustMe
3
فکر می‌کنم خیلی وقته که روزنامه نخوندید. من هم همینطورم. اما دو سه روزه که دارم از روی توفیق اجباری، همشهری ورق می‌زنم. سطح محتوا چنان خجالت‌آوره که حتی یادآوری این موضوع که زمانی تنها منبع اطلاعاتیم این روزنامه بود، وحشت می‌کنم. به قول مجید توکلی عزیز، حتی با وجود نظام موجود، هیچ‌کس کسی رو مجبور نکرده که شرافتش رو کنار بذاره، یا دروغ بگه یا مهمل‌پراکنی کنه. محتوای سخیف در بخش‌ سیاسی قابل درکه چون مستقیما تحت کنترل و نظارت حکومت قرار داره. البته نظارت لفظ درستی نیست، چون وقتی به کار گرفته میشه که ابتدا کاری انجام بشه بعد با یک استاندارد از قبل تعیین شده سنجیده بشه، اما در بخش سیاسی رسانه‌های ایران، خود حکومت تعیین می‌کنه که محتوا چی باشه. در بخش‌های دیگه ولی اصلا اینطور نیست. هیچ‌کس هیچ روزنامه‌نگاری رو مجبور نکرده که در مورد هر نوع از ناکارآمدی سیستمی، مردم رو مقصر جلوه بده. به هیچ روزنامه‌نگاری نگفتند اگه مردم رو مقصر جلوه ندی اخراجت می‌کنیم! این‌ها داوطلبانه توجیه‌گر شر و ابتذال شده‌اند. فقط در یک نمونه، با مقایسه ترکیه با ایران، که جمعیت مشابه و سرانه مالکیت خودرو مشابه داره، ولی یک‌دهم ایران سوخت مصرف می‌کنه نتیجه می‌گیرند که ایرانی‌ها ریخت و پاش دارند! و مواظبند که حتی یک‌بار از کلمه «البته» استفاده نکنند. مثلا: مصرفشان یک‌دهم ایران است، البته سیستم حمل و نقل عمومی‌شان بسیار گسترده‌تر است، البته نفوذ سیستم ارسال مرسولات‌شان بالاست، البته با توجه به سطح درآمدی ایرانیان قیمت بنزین خیلی هم پایین نیست، البته تعرفه خودروهای خارجی در آن‌جا ارقام سه رقمی نیستند! و البته شرکت‌های خودروسازی‌شان محل استخدام فله‌ای آقازاده‌ها‌ رانتیرها نیست که سرمایه‌ای که باید صرف تحقیق و توسعه می‌شد صرف حقوق و مزایا کارکنان شود! البته اقتصادشان در وضعیتی نیست که بخش بزرگی از جامعه مسافرکش و پیک‌موتوری باشند! و ده‌ها البته دیگه.

جدا که چه خوب که مطبوعات ایران ورشکسته شد.
4
مایکل دورَن در تحلیلی طولانی نوشته آیت‌الله خامنه‌ای با علم به شکافی که بین دولت‌های اروپایی و حزب دموکرات آمریکا، با دولت ترامپ وجود داره، و به این دلیل که مثل سگ میترسه که با از بین رفتن برجام دوباره پای نظام به شورای امنیت باز بشه، تصمیم گرفت کار خطرناکی بکنه که خیلی هم خطرناک نیست. یعنی ایجاد دردسرهایی در خاورمیانه، که نیروهای مقابل ترامپ ازین دردسرها استفاده کنند برای تسلیم کردن ترامپ (می‌بینید که دموکرات‌هایی که یک‌شبه به طرح شخم‌زدن لیبی رأی دادند چطور یهو امروز ضدجنگ شدند!). که ازین طریق یا ترامپ برای دوره بعد به کاخ‌سفید راه پیدا نکنه و یک نامزد آخونددوست رئیس‌جمهور بشه و برجام رو احیاء کنه، یا اینکه خودش برگرده به برجام. در واقع خامنه‌ای در تلاشه به غربی‌های ضدترامپ پاس گلی بده که اون‌ها هم در عوض بقای نظام رو تضمین کنند. و در یک همکاری مشترک بین جمهوری‌اسلامی و رسانه‌های غربی، افکار عمومی اینطور توجیه شده‌اند که کسانی که در این گاوبندی در کنار اروپا و در مقابل ترامپ قرار گرفته‌اند روشنفکر و اخلاقی هستند!

این توطئه انقدر آشکاره که دیگه یک نظریه نیست. اگر روزی برملا شد مثلا نیروی دریایی انگلیس در زدن پهپاد آمریکا به ارتش ایران مساعدت اطلاعاتی داده نباید تعجب کرد.

چیزی که نویسنده یا ازش غافله، یا عمدا بش اشاره نمی‌کنه اینه که حتی جمهوری‌خواهان و حتی ترامپ مشکلی با بقای جمهوری‌اسلامی ندارند. اونچه که ترامپ و تیمش رو با بقیه متفاوت کرده، افق مدنظرشون برای بعد از آتش‌بسه. اروپایی‌ها صرفا دنبال «حفظ شرایط موجود» هستند. نه به این خاطر که وضع موجود آلترناتیوی نداره، بلکه عمدا و آگاهانه وضع موجود رو در جهت تأمین منافع‌شون مفید می‌دونند، که تقریبا همین نظر رو درباره عربستان هم دارند (و برای همین با بن‌سلمان مشکل دارند که دنبال تغییر وضع موجوده). به این معنی که ایران همچنان در حال «غیرنرمال ولی نه خیلی خطرناک» باقی بمونه. اینو نباید فراموش کرد: ایران و عربستان غیرنرمال، با منافعی همراه است. در مقابل، ترامپ یک جمهوری‌اسلامی می‌خواد که حتی اگه در سیاست و نظامیگری به قلدری ادامه بده، در تجارت کاملا نرمال و تسلیم باشه. بعبارتی یک روسیه اسلامی! (کسانی که فکر می‌کنند همین الان یک روسیه اسلامی هستیم، هنوز اطلاعات کافی درباره روسیه امروزی ندارند).

طرح ترامپ در حال غلبه‌ست، و برای همین اروپا انقدر خودشو شریک کرده با جمهوری‌اسلامی تا جلوش رو بگیره.‌


https://mosaicmagazine.com/observation/politics-current-affairs/2019/06/what-iran-is-really-up-to
2
چرا اندیشکده‌های واشنگتن دی‌سی منو استخدام نمی‌کنن آخه؟ عه 😁
اسپانسر پیدا کنید، فیلمنامه‌ش با من.
در سال ۵۳ هیچ‌کس باور نمی‌کرد اگه ۴۵ سال دیگه مصاحبه‌ای مشابه از مردم گرفته بشه، دقیقا همین حرف‌ها زده بشه و سوژه‌ها دقیقا همین‌ها باشند. چرا باور نمی‌کرد؟ چون نسبت به وضعیت خودش آگاه نبود. و الان هم نیست (و گرنه نمی‌گفت اگه انقلاب رخ نمیداد الان نخست‌وزیر ما هم در اجلاس جی۲۰ در کنار بقیه رهبران جهان عکس می‌گرفت! و چه تأسف‌باره که حتی طوس طهماسبی هم اینو میگه).
شباهت وضعیت ۵۳ با ۹۸ انقدر زیاده که انگار تنها چیزی که تغییر کرده اینه که کراوات رفته، و توعیتر آمده. دوربین آنالوگ رفته، و حجاب آمده. همین (و البته یک اتفاق جزیی: آموزش عالی همگانی آمده، و سواد جمله‌سازی رفته!). اما شباهت اصلی رو باید در جای دیگه‌ای پیدا کرد. در سال ۵۳، درست مثل ۹۸، صحبت از «آنها»ست. ضمیری که برای اشاره به حکومت استفاده میشه. آنها لطف کنند بنزین را گران نکنند. آنها بر قیمت میوه نظارت کنند. آنها در ده‌کوره‌ای که من در آن بدنیا آمدم دانشگاه بسازند. آنها ترافیک را کاهش دهند. آنها ماشین چهار سیلندر بیاورند. آنها فیلم‌های جذاب بسازند و با قیمت ارزان اکران کنند. جامعه ایران، نابالغ بود و درکی از حاکمیت جز نظام ارباب رعیتی نداشت، و امروز هم نیست، و ندارد. کل مطالبه رعیت همینه که: ارباب لطف کند به کارگزارانش بگوید به معیشت مردم رسیدگی کنند!.. و درکش از رسیدگی به معیشت؟ همه‌چیز را مفت کنند! طغیان رعیت هم زمانیه که از ارباب و کارگزارانش راضی نیست در انجام این امر، نه اینکه فکر کنه دیگه به ارباب نیاز نداریم!

سال ۵۳ اگه از مردم پرسیده میشد ده رودخانه مهم ایران را نام ببر، هر ده تا رو نام می‌بردند. اما اگه پرسیده میشد پول بی‌پشتوانه چیست، در جواب می‌ماندند. در سال ۹۸ هم در می‌مانند، و البته بیشتر از پنج رودخانه نمی‌شناسند.‌ این درجا زدن و این عقب‌گرد، نیاز به اراده‌ای قوی داشت، که بحمدالله در ملت ایران موجود بود. اراده تولید مثل رو هم نباید فراموش کرد که در این مدت جمعیت رو ۳ برابر کرد. ایران، سرزمین اراده‌های عاری از عقل.

https://t.me/Gooftaniha/2087
3
قرار بود ارز دیجیتال به خاطر رهایی ذاتی از کنترل دولت‌ها و بورس‌بازها از نوسانات ارز سنتی مصون باشه. اما مصون که نیست هیچ، نوساناتی نجومی تجربه می‌کنه که شباهت داره به بازارهای عقب‌افتاده‌ای مثل میدان فردوسی! اتریوم قرار بود اشلی از یک دموکراسی جهانی دیجیتال ایجاد کنه، اما چهارتا بچه ریغو با شلوارک جمع میشن تو یه سالن کنفرانس و به عنوان «الیت» برای همه تصمیم می‌گیرند. قرار بود مرکزگرایی رو منسوخ کنند، اما الان میگن «خوبه دیگه، میتونی باش وی‌پی‌ان بخری».
3
وای به حال و روز کسی که این رسانه‌ها رو سکان‌دار ذهن خودش کرده.
2
همانندسازی تبلیغاتی قانون حجاب در ایران و قوانین مدنی در غرب که سربازان رسانه‌ای نظام برای سرکوب نظری مخالفین به کار گرفتند بیش ازون که به کار اون‌ها بیاد به کار ما خواهد اومد. چون سوالات بنیادی مثل «اصلا طبق چه فرایندی باید قانون شکل بگیرد؟» رو ایجاد می‌کنه. مردم برای اطلاعات عمومی هم حوصله مطالعه ندارند، چه برسه فلسفه حقوق! اما عدو بواسطه لجبازیش بر سر حجاب، سبب خیر شده و این مسائل که گویی از زمان هخامنشیان به اینور مورد پردازش بومی قرار نگرفته‌اند، وارد صحبت عوام شده. بعضی از شهروندان تازه دارند متوجه میشن که چقدر در فرآیند قانون‌سازی و حتی ویرایشش، هیچ‌کاره‌اند!

در اون همانندسازی‌های قلابی، گفته میشه در آمریکا خیلی‌ها با جرایم رانندگی یا با مقدارش مخالفند، اما همچنان قانون است و حتی با اکراه بش احترام میذارن. دو مسئله وجود داره: در هیچ‌کدوم از مثال‌هایی که از غرب یا کشورهای توسعه‌یافته میارن، سهم مخالفان احتمالی اون قانون خاص از درصد کوچکی از کل جامعه تجاوز نمی‌کنه. اینکه در یک کشور، میلیون‌ها نفر با قانونی خاص مخالفت داشته باشند و اون قانون تکون نخوره، فقط و فقط در ایران برقراره. دوم اینکه در غرب، همواره راه برای اضافه، حذف و به‌روزرسانی قانون وجود داره. ممکنه ازین راه استفاده نکنند، یا سرمایه‌گذاری خاصی لازم داشته باشه که حاضر نباشند بپردازند‌. اما همینکه راه بازه، و تغییری رخ نمیده، یعنی یا مخالفین در حدی نیستند که بتونن آراء رو تحت تأثیر قرار بدن، یا خود مخالفین مشکل اون قانون رو در حدی نمی‌بینند که ارزش صرف وقت و انرژی و پول رو داشته باشه. مثلا اگر حتی یک آمریکایی با جریمه ۴۰۰ دلاری یک خلاف مخالف باشه، به نظرش نمیارزه از کارش بزنه و کمپین تشکیل بده برای اعتراض به این قانون. برای همین جلوی اداره پلیس تجمع نمی‌کنند و شعار بدن که جرائم را حذف کنید، ولی جلوی دادگاه تجمع می‌کنند و شعار میدن ممنوعیت ازدواج همجنسگرایان را حذف کنید! چون ضررهای مادی و معنوی که داشتند به خاطر این ممنوعیت متحمل می‌شدند غیرقابل اغماض بود. این نگاه از زاویه کاملا منفعت‌طلبانه قضایاست، و گرنه دلایل دیگه‌ای وجود داره، مثل این حقیقت واضح که مخالف جریمه رانندگی در یک مناظره نمیتونه ثابت کنه چرا نبودن جریمه بهتر از بودنش است، اما مخالف ممنوعیت ازدواج گی‌ها می‌تونه ثابت کنه چرا نبودن این ممنوعیت بهتر از بودنشه.

ما در ایران، نه با صد نفر و دویست نفر، که با میلیون‌ها نفر طرفیم که با حجاب اجباری مشکل دارند، و هزینه‌های این اجبار براشون انقدری هست که غیرقابل اغماض باشه، و در مقابل راه برای حذف یا ویرایشش باز نیست، چون رأی مردم تعیین‌کننده نیست، فقه اسلامی تعیین‌کننده‌ست، و در عین حال که مطلقا هیچ‌کس نمی‌تونه در یک مناظره آزادانه ثابت کنه چرا بودن این اجبار بهتر از نبودنش است!

همینکه مردم ما به این درک برسند که در سراسر جهان ما در یک وضعیت استثنایی و غیرعادی هستیم و اتفاقات و مناسباتی که در جهان پشرفته برقراره ربطی به وضعیت ما نداره، خودش یک قدم فیلی رو به جلوست.
6
سوبارو یه شاسی‌بلند متوسط داره به نام اوت‌بک. برای معرفی مدل ۲۰۲۰ که ارتقاء قابل توجهی هم پیدا کرده، یه کلیپ تبلیغاتی ساخته که به جای تعریف کردن از خود ماشین، از مشتریانی که مدل‌های قبلی رو خریدن تعریف می‌کنه. و اینکه عادت طبیعت‌گردی این مشتریان باعث شد سوبارو به یکی از برندهای طبیعت‌دوست در آمریکا تبدیل بشه که کمک‌های مادی و معنوی زیادی به پارک‌های ملی این کشور می‌کنه.

حتما خواهند گفت برای جلب رضایت مشتری و فروش بیشتر، طبیعیه ازشون قدردانی کنند. ولی من برای این قدردانی که میدونم برای پوله ارزش قائلم. اگه خودم مشتری سوبارو بودم و این کلیپ رو می‌دیدم مصمم می‌شدم که باز هم ازشون ماشین بخرم. سرمایه‌داری این قابلیت رو ایجاد کرد که شرکت‌ها تابع نظرات غیرتجاری مشتریان هم باشند. وقتی حفاظت از طبیعت برای مشتریان مهم شد، برای شرکت هم مهم شد. شاید جناب مارکس این رو پیش‌بینی نمی‌کرد که مردم بدون اینکه به صورت فردی سهم قابل توجهی از شرکت داشته باشند، به صورت جمعی هدایت‌کننده‌ش باشند‌.


https://youtu.be/pprfVHy2ikg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چپ‌ها و دموکرات‌ها روی افزایش حداقل دستمزد به ساعتی ۱۵ دلار تمرکز کردند. حالا رستوران‌ها، که بزرگ‌ترین به‌کارگیرندگان کارگران کم‌مهارت هستند، به جای رفتن زیر بار این دستمزد بالا دارند از ربات‌ها کمک می‌گیرند! که یعنی کل اون شغل مهارت‌پایین در حال حذف شدنه. البته گفته میشه در کنارش شغل‌های جدیدتر ایجاد میشه، همونطور که در انتهای ویدئو اشاره می‌کنه رستوران‌ها قراره بیش از یک و نیم میلیون نفر دیگه استخدام کنند در سال‌های آینده. اما افرادی که در شغل‌های جدید استخدام میشن همون‌هایی نیستند که بواسطه ربات‌ها بیکار شدند. عملا سیاست‌های افزایش دستمزد، منجر به بدبخت شدن این‌ها میشه، در حالی که سیاستمداران دقیقا وعده مرفه‌تر شدنشون رو میدادند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیوید بلِویا، که مدال افتخار گرفت، چون در سال ۲۰۰۴ در فلوجه عراق یک تنه یک خانه پر از سنی‌های مسلح رو پاکسازی کرده بود:

«میزگردها و تاک‌شوهای تلویزیونی آمریکا، نباید کسی رو درباره ارتش آمریکا به اشتباه بندازه. ما اهمیت نمیدیم چه قیافه‌‌ای داری، اهمیت نمیدیم به کی رأی دادی، کی رو می‌پرستی، چی رو می‌پرستی، عاشق کی هستی، اهمیت نداره بابات وقتی مرد برات میلیون‌ها دلار ارث گذاشت یا اصلا می‌دونی بابات کی بوده یا نه، ما به ماشین‌ مرگباری از قطعات متحرک تبدیل شده‌ایم که اگه عقل داشته باشی می‌دونی که بهتره ازش دوری کنی. ما نه جا می‌خوریم، نه جا می‌زنیم. ما جنگ رو دیدیم، ما نمیخوایمش. اما اگه میخوای با ایالات متحده بجنگی یه چیزی هست که میتونم بت قول بدم: یکی غیر از خودت بچه‌هات رو بزرگ خواهد کرد!»
6
در عصر تباهی، باید وصیت‌های محکمی نوشت.
5