Anarchonomy
Photo
نیکلاس طالب که در سیاست خارجی یک انزواگراست، مخالف فضولی کشورها در کار همدیگه، موافق این ایده که قدرت جهانی برخلاف قدرت محلی قطعا منجر به نوعی از استعمار و نابودی هویتهای مستقل میشه (و البته انزواگراییش صرفا حاصل شده از دانشش نیست بلکه حجمی از عصبانیت تاریخی رو با خودش حمل میکنه چون اصالتا ریشه در جامعهای در شرق مدیترانه داره که همواره زیر پای قدرتهای کشورگشا له شدند، و حس «جهان، حق ما را خورد» ولش نمیکنه)، میگه وقتی ناوهای شما در شرایط صلح هزاران کیلومتر دورتر از آبهای خودت هستند، که به در میگه که نیروی دریایی آمریکا بشنوه، اگه بشون حمله شد و عکسالعمل نشون دادی نباید بش بگی «دفاع»، چون دفاع فقط و فقط یعنی یک نفر تجاوز کنه به مرزت و در برابرش اقدام کنی!
در واقع معادل قرار دادن دفاع از منافع بسطیافته با دفاع از خاک رو نوعی تقلب میدونه، حتی اگر یک تقلب در انتخاب واژگان باشه.
از کسی که مدعیه تاریخ رو بهتر از بقیه فهمیده قباحت داره این حرف. هیچوقت در تاریخ «دفاع از خاک» موضوعیت نداشته. اولا که مفهومی به نام ملت وجود نداشت، فقط Kingdom تعریفشده بود. و کینگ، خاک رو به خاطر خاک اضافه نمیکرد به قلمروئش. برای خاک میجنگید و آدم میکشت به خاطر منافع خاک. انگلوساکسونها با اینکه وایکینگها فوج فوج بریزند در کشورشون هیچ مشکلی نداشتند. دعوا سر این بود که وایکینگها میخواستن در زمینهای بریتانیا کشاورزی و دامداری کنند! عرب مسلمان وقتی به ایران حمله کرد و به سیستان رسید به خلیفه نامه نوشت که اینجا خار هم به زحمت رشد میکنه، بهتره وقتمون رو در این سمت تلف نکنیم! کسی به عظمت مساحت سواحل مکران اهمیت نمیداد.
بعدها که غربیها مفهوم ملت-دولت رو ایجاد کردند، خاک و مرز سیاسی هم تعریف شد، و صادرش کردند به کشورهای ضعیف، در حالی که خودشون چندان بش پایبند نبودند (و هنوز هم نیستند. وقتی فرانسه به مزرعهدار تایلندی دیکته میکنه که چای رو باید چطور کشت کنه و گرنه از خرید خبری نیست، و وقتی یک بساز بفروش تایلندی قصد میکنه مقداری ازون زمینها رو تخریب کنه سریعا دخالت میکنند! یعنی در مورد چیز بیاهمیتی مثل چای هم قدرتها «گلوبال» عمل میکنند. اینکه اندازه آمریکا نمیتوانند گلوبال باشند از نداشتن مولفههاییه که آمریکا ازش برخورداره، نه اینکه مخالف این حجم از سیطره باشند). اصرار ورزیدن به از دست ندادن «حتی یک وجب از خاک» کشور، یک موضوع مدرن بود که غربیها ابداعش کردند: تو ای کنیایی، تو ای برزیلی، تو ای اندونزیایی، تو ای چینی، تو ای مصری، صلاح تو و مسیر درست توسعه کشورت (که تازه اجازه دادیم مستقل باشه)، اینه که منافعت رو صرفا در داخل این مرزی که برات تعیین شده، یا ما تعیین کردیم، تعریف کنی! (حتی در فرهنگ هم به این «سرت تو لاک خودت باشه» اصرار کردند. دقت کنید که چطور امپراطوریهای گذشته و حال، مثل انگلستان، فرانسه، و آمریکا، خودشون با وارد کردن مهاجران متنوع به جامعهای متکثر تبدیل شدند، اما نگاهشون به کشورهایی مثل ما اینه که «چه خوبه که یکدستید!»، «چه خوبه که فرهنگتون چند قرنه تکون نخورده»).
نیکلاس طالب دچار تناقض جالبیه. تعریفی که از سر لج با امپراطوریها از دفاع ارائه میکنه، دقیقا تعریفیه که امپراطوریهای سابق برای کشورهای مغلوب ارائه دادند!
پینوشت:
مخالفت ما با یاغیگریهای جمهوریاسلامی، مخالفت با این واقعیت که منافع ما محدود به مرزها نمیشه نیست. یک دولت منتخب ایرانی، باید و حتما منافع ایران رو در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ما دنبال میکرد. مشکل ما اینه که حکومت، منتخب ما نیست، و منافعی که دنبال میکنه منافع ما نیست.
در واقع معادل قرار دادن دفاع از منافع بسطیافته با دفاع از خاک رو نوعی تقلب میدونه، حتی اگر یک تقلب در انتخاب واژگان باشه.
از کسی که مدعیه تاریخ رو بهتر از بقیه فهمیده قباحت داره این حرف. هیچوقت در تاریخ «دفاع از خاک» موضوعیت نداشته. اولا که مفهومی به نام ملت وجود نداشت، فقط Kingdom تعریفشده بود. و کینگ، خاک رو به خاطر خاک اضافه نمیکرد به قلمروئش. برای خاک میجنگید و آدم میکشت به خاطر منافع خاک. انگلوساکسونها با اینکه وایکینگها فوج فوج بریزند در کشورشون هیچ مشکلی نداشتند. دعوا سر این بود که وایکینگها میخواستن در زمینهای بریتانیا کشاورزی و دامداری کنند! عرب مسلمان وقتی به ایران حمله کرد و به سیستان رسید به خلیفه نامه نوشت که اینجا خار هم به زحمت رشد میکنه، بهتره وقتمون رو در این سمت تلف نکنیم! کسی به عظمت مساحت سواحل مکران اهمیت نمیداد.
بعدها که غربیها مفهوم ملت-دولت رو ایجاد کردند، خاک و مرز سیاسی هم تعریف شد، و صادرش کردند به کشورهای ضعیف، در حالی که خودشون چندان بش پایبند نبودند (و هنوز هم نیستند. وقتی فرانسه به مزرعهدار تایلندی دیکته میکنه که چای رو باید چطور کشت کنه و گرنه از خرید خبری نیست، و وقتی یک بساز بفروش تایلندی قصد میکنه مقداری ازون زمینها رو تخریب کنه سریعا دخالت میکنند! یعنی در مورد چیز بیاهمیتی مثل چای هم قدرتها «گلوبال» عمل میکنند. اینکه اندازه آمریکا نمیتوانند گلوبال باشند از نداشتن مولفههاییه که آمریکا ازش برخورداره، نه اینکه مخالف این حجم از سیطره باشند). اصرار ورزیدن به از دست ندادن «حتی یک وجب از خاک» کشور، یک موضوع مدرن بود که غربیها ابداعش کردند: تو ای کنیایی، تو ای برزیلی، تو ای اندونزیایی، تو ای چینی، تو ای مصری، صلاح تو و مسیر درست توسعه کشورت (که تازه اجازه دادیم مستقل باشه)، اینه که منافعت رو صرفا در داخل این مرزی که برات تعیین شده، یا ما تعیین کردیم، تعریف کنی! (حتی در فرهنگ هم به این «سرت تو لاک خودت باشه» اصرار کردند. دقت کنید که چطور امپراطوریهای گذشته و حال، مثل انگلستان، فرانسه، و آمریکا، خودشون با وارد کردن مهاجران متنوع به جامعهای متکثر تبدیل شدند، اما نگاهشون به کشورهایی مثل ما اینه که «چه خوبه که یکدستید!»، «چه خوبه که فرهنگتون چند قرنه تکون نخورده»).
نیکلاس طالب دچار تناقض جالبیه. تعریفی که از سر لج با امپراطوریها از دفاع ارائه میکنه، دقیقا تعریفیه که امپراطوریهای سابق برای کشورهای مغلوب ارائه دادند!
پینوشت:
مخالفت ما با یاغیگریهای جمهوریاسلامی، مخالفت با این واقعیت که منافع ما محدود به مرزها نمیشه نیست. یک دولت منتخب ایرانی، باید و حتما منافع ایران رو در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ما دنبال میکرد. مشکل ما اینه که حکومت، منتخب ما نیست، و منافعی که دنبال میکنه منافع ما نیست.
❤3
صحبت از مردم شد
فاز امام صادق را دریابید: «لقمان در وصيّت به پسرش گفت نماز را به جماعت بخوان، حتّى اگر بر سر نيزه باشد».
کدام بیماری روی نیزه نماز میخواند؟ احتمالا منظور حضرت این بوده که حتی اگر مردم ماتحتت را پاره کردند باز هم با ایشان در صف نماز بایست!
اما هرچه بیشتر تعمق کنیم در حدیث در مییابیم که یکی از شاهکارهای ادبیات طنز عرب است. روی نیزه حداکثر یکنفر میتواند بایستد. پس بقیه پایینترند. اگر نیزه ۲ متر و نیم باشد اتصال برقرار نیست و نماز باطل است.
شب بخیر.
فاز امام صادق را دریابید: «لقمان در وصيّت به پسرش گفت نماز را به جماعت بخوان، حتّى اگر بر سر نيزه باشد».
کدام بیماری روی نیزه نماز میخواند؟ احتمالا منظور حضرت این بوده که حتی اگر مردم ماتحتت را پاره کردند باز هم با ایشان در صف نماز بایست!
اما هرچه بیشتر تعمق کنیم در حدیث در مییابیم که یکی از شاهکارهای ادبیات طنز عرب است. روی نیزه حداکثر یکنفر میتواند بایستد. پس بقیه پایینترند. اگر نیزه ۲ متر و نیم باشد اتصال برقرار نیست و نماز باطل است.
شب بخیر.
این عکس باید جایزه بگیره.
دولت مکزیک که هرچقدر آمریکا بش میگفت نذار مهاجرها از مرزت وارد کشور ما بشن میگفت «گمشو بابا»، به محض اینکه ترامپ تهدید کرد تعرفه واردات از مکزیک رو بالا میبره اقدام کرد به مقابله با مهاجران در مرز. اونم توسط چه کسانی؟ سربازان ارتش، و با اسلحه!
کادربندی و زمانبندی عالیه. سرباز حتی به کشیدن با دست متوسل شده (این صحنه تقریبا هیچجای دیگه دنیا دیده نمیشه)، و زن داره دست دختربچه رو جدا میکنه تا بتونه تنهایی در بره. سایه آفتاب ظهر برای پیکر هر کدومشون یک پایه درست کرده، انگار یه سری مجسمه هستند که در همین حالت متوقف شدن. فرارکنندهها به سمت پیشرفت، همگی مونث هستند، و اونایی که مانعند، مذکر. در تصادفی بامزه، سمت مکزیک، ماسه بادی یکدسته، تهی از هر چیزی. و سمت آمریکا، آب و سبزی و حیات!
دولت مکزیک که هرچقدر آمریکا بش میگفت نذار مهاجرها از مرزت وارد کشور ما بشن میگفت «گمشو بابا»، به محض اینکه ترامپ تهدید کرد تعرفه واردات از مکزیک رو بالا میبره اقدام کرد به مقابله با مهاجران در مرز. اونم توسط چه کسانی؟ سربازان ارتش، و با اسلحه!
کادربندی و زمانبندی عالیه. سرباز حتی به کشیدن با دست متوسل شده (این صحنه تقریبا هیچجای دیگه دنیا دیده نمیشه)، و زن داره دست دختربچه رو جدا میکنه تا بتونه تنهایی در بره. سایه آفتاب ظهر برای پیکر هر کدومشون یک پایه درست کرده، انگار یه سری مجسمه هستند که در همین حالت متوقف شدن. فرارکنندهها به سمت پیشرفت، همگی مونث هستند، و اونایی که مانعند، مذکر. در تصادفی بامزه، سمت مکزیک، ماسه بادی یکدسته، تهی از هر چیزی. و سمت آمریکا، آب و سبزی و حیات!
❤5
میفرماید کاش به جای هجو سخنان صادق و باقر، نقدهای عالمانه! میکردید. شخص شریف ایشان تحمل نقدهای غیر هجو هم ندارند از قضا، و به خاطر پستی که هیچ اثری از تمسخر نبود از کانال خارج شد، و پیام هم داد بدین مضمون که من رفتم، بسوز در فراقم! و این البته سبک بیشترین گرفتاران مذهب است (مومن با گرفتار مذهب، تفاوت دارد)، نمایش «آه، کاش به جای هجو نقد سازنده میکردید» بازی میکنند که وانمود کنند مشکلشان فقط تمسخر است، که نیست. با هر زیر سوال رفتنی مشکل دارند. صادق و باقر برایشان بت است، و پرستیژ بت را باید به هر قیمتی حفظ کرد.
میفرماید منظور امام آهن تیزی بوده که با آن سر نیزه را میساختند نه خود نیره که دو متر و نیم باشد، و یعنی اگر تمام محل عبادت پر بود از آهنپاره، باز هم به جماعت بخوان نماز را!.. اولا اگر با ترجمه مشکل دارید، به سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه کنید که این حدیث را دقیقا با همین شکل در اماکن مقدس سراسر ایران چاپ کرده و به در و دیوار چسبانده. دوما، زمان لقمان حکیم، یا زمان امام صادق زمین برای چه باید با آهنپاره پر میشد که کسی از آن به عنوان تمثیل استفاده کند؟ در بعضی جنگها تعداد کسانی که نیزه داشتند به سی نفر نمیرسید، یعنی کلا سی قطعه از آن آهن تیز ساخته شده بود برای جنگ پیش رو .انسان قدیم تصوری از «وفور مصنوعات» و تولید انبوه نداشت. انسان قدیم، مخصوصا از نوع عربش، مکان سخت برای ایستادن را با ریگ داغ میفهمید. اینها اگر ۱۳۰ سال هم عمر میکردند، انبار ضایعات نمیدیدند.
البته بتپرستها کمی منعطفتر بودند. اگر به آنها میگفتی کتف بت شما میتوانست بهتر تراش بخورد میگفتند ما به خاطر شکل کتفش در برابرش سجده نمیکنیم. اما صادقپرست نمیپذیرد که بتش میتوانست مثالهای بهتری بزند و استدلالهای محکمتری رو کند. یا نمیپذیرد که حرفهای ۱۴۰۰ سال پیش که یا نامربوطند یا زبانش قابل فهم نیست را نباید به در و دیوار امروز زد.
https://t.me/talarefarhang/2611
میفرماید منظور امام آهن تیزی بوده که با آن سر نیزه را میساختند نه خود نیره که دو متر و نیم باشد، و یعنی اگر تمام محل عبادت پر بود از آهنپاره، باز هم به جماعت بخوان نماز را!.. اولا اگر با ترجمه مشکل دارید، به سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه کنید که این حدیث را دقیقا با همین شکل در اماکن مقدس سراسر ایران چاپ کرده و به در و دیوار چسبانده. دوما، زمان لقمان حکیم، یا زمان امام صادق زمین برای چه باید با آهنپاره پر میشد که کسی از آن به عنوان تمثیل استفاده کند؟ در بعضی جنگها تعداد کسانی که نیزه داشتند به سی نفر نمیرسید، یعنی کلا سی قطعه از آن آهن تیز ساخته شده بود برای جنگ پیش رو .انسان قدیم تصوری از «وفور مصنوعات» و تولید انبوه نداشت. انسان قدیم، مخصوصا از نوع عربش، مکان سخت برای ایستادن را با ریگ داغ میفهمید. اینها اگر ۱۳۰ سال هم عمر میکردند، انبار ضایعات نمیدیدند.
البته بتپرستها کمی منعطفتر بودند. اگر به آنها میگفتی کتف بت شما میتوانست بهتر تراش بخورد میگفتند ما به خاطر شکل کتفش در برابرش سجده نمیکنیم. اما صادقپرست نمیپذیرد که بتش میتوانست مثالهای بهتری بزند و استدلالهای محکمتری رو کند. یا نمیپذیرد که حرفهای ۱۴۰۰ سال پیش که یا نامربوطند یا زبانش قابل فهم نیست را نباید به در و دیوار امروز زد.
https://t.me/talarefarhang/2611
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیروت، دیشب.
و ما ایرانیها مشغول تورم و سایه جنگ و تحریم.
چه گداهایی که با پول ما خوش گذروندند، به برکت تسلط «فقها» بر کشور.
لعنت به همه حضرات. از حجت گرفته تا آیت.
و ما ایرانیها مشغول تورم و سایه جنگ و تحریم.
چه گداهایی که با پول ما خوش گذروندند، به برکت تسلط «فقها» بر کشور.
لعنت به همه حضرات. از حجت گرفته تا آیت.
Anarchonomy
بیروت، دیشب. و ما ایرانیها مشغول تورم و سایه جنگ و تحریم. چه گداهایی که با پول ما خوش گذروندند، به برکت تسلط «فقها» بر کشور. لعنت به همه حضرات. از حجت گرفته تا آیت.
دوستان میگن چه اهمیتی داره.
برای من داره. دوست داشتم از اجراهای این خانوم عکاسی کنم، اما نمیتونم. نه اون میتونه بیاد ایران، نه من اجازه خروج دارم. ببخشید که مسائل مهم من، چیپتر از مسائل مهم شماست. شما بالا، من پایین.
برای من داره. دوست داشتم از اجراهای این خانوم عکاسی کنم، اما نمیتونم. نه اون میتونه بیاد ایران، نه من اجازه خروج دارم. ببخشید که مسائل مهم من، چیپتر از مسائل مهم شماست. شما بالا، من پایین.
متولدین دهه ۲۰ و ۳۰ حقیقتا پرروترین نسل تاریخ ایران هستند. بعد از اینکه از سر شکمسیری کشور رو که در دوره پهلوی داشت مسیر توسعه رو هرچند کجدار و مریز طی میکرد دودستی تقدیم آیتاللهها کردند، و بعد ازون هم ما رو خفه کردند با مردسالاری و پدرسالاری و گذشتهسالاری و سنتسالاری و آخوندسالاریشون، و هروقت با حکومت درافتادیم به جای ما طرف اونها رو گرفتند، و با اینکه زندگی ما و سرنوشت ایران رو به قهقرا کشوندند، تمام عمر چه در دوره پهلوی و چه بعد ازون مفت زندگی کرده بودند (در حالی که ما تا اومدیم بفمیم کی به کیه گفتند «آزادسازی قیمتها خوب، سوبسید بد!»)، همچنان یک قورت و نیمشون باقیه و میگن چرا نمیذارین مفتی فیلم ببینیم؟
بمیرید دیگه لعنتیها
بمیرید دیگه لعنتیها
❤5
وقتی گفتم آنچه که از اسلام و خود پیامبر میدونید از یک مشت آخوند میدونید، در این جواهرات کلامی میشه اثرش رو دید. نویسنده شیعه تهذیبالاحکام داره میگه محمد که بود و چه کرد. اگه الان مکارم شیرازی چیزی از گذشته تعریف کنه، میپذیرید؟
ولی من ازش میپذیرم. چون اصلا تصویر بعیدی ارائه نمیده. سالهای اول بعد از هجرت، پیامبر در اوج قدرت بود و هرکاری میخواست میتونست بکنه، حتی آتش زدن خونهها رو. اما در زمان امام صادق، بنیهاشم نه تنها قدرت نداشتند بلکه در معرض رقابتهای مکتبی هم قرار گرفته بودند. دیگه وحی یکهتازی نمیکرد، هر شیخی واسه خودش گنگ داشت. در این شرایط دیگه نمیشد خونه فرادیخوانها رو ویران کرد، باید گفته میشد «جان مادرت به جماعت بخوان».
ولی من ازش میپذیرم. چون اصلا تصویر بعیدی ارائه نمیده. سالهای اول بعد از هجرت، پیامبر در اوج قدرت بود و هرکاری میخواست میتونست بکنه، حتی آتش زدن خونهها رو. اما در زمان امام صادق، بنیهاشم نه تنها قدرت نداشتند بلکه در معرض رقابتهای مکتبی هم قرار گرفته بودند. دیگه وحی یکهتازی نمیکرد، هر شیخی واسه خودش گنگ داشت. در این شرایط دیگه نمیشد خونه فرادیخوانها رو ویران کرد، باید گفته میشد «جان مادرت به جماعت بخوان».
❤2
اردوغان هر کاری که میتونست کَرد علیه کُردها، و کردها باعث شدن استانبول رو از دست بده! حتی باوجود جرزنی.
سیاست حذف دیگران، مخصوصا اگه اون دیگران بخش بزرگ و مهمی از جامعهت باشند، اینجوری باعث تحقیر میشه. اما آیا درس خواهند گرفت؟ با قطعیت میگم نه! توفیق توبه رو مثل ژتون غذای نذری پخش نمیکنند بین آدمها، باید بدستش آورد. استعداد درس گرفتن از خطا، از مدتها قبل کسب و تجمیع میشه، نه یک ساعت بعد از انجامش. این استعداد در اسلامگراهای ترکیه کسب نشده. باور نکنید کسی رو که یک عمر قلدری کرده و ناگهان میگه متوجه اشتباهاتم شدم. فقط قلدری متوجه اشتباهاتش میشه که از مدتها قبل در رویه خودش تشکیک کرده باشه. یه روز اون شکها با یه جرقه منفجر میشن.. امثال اردوغان، هیچ شکی در کارنامه ندارند، چون از شک کردن میترسند. و اساسا اینکه مثل کنه چسبیدند به اسلامِ عقبرو هم همینه که بشون مجوز روانی میده برای داشتن «ایمان مطلق به خویشتن».
از همینرو، لبخند میزنم به دوستانی که از نتیجه این انتخابات نتیجهگیریهای حماسی میکنند. مثل فیلمهای وحشت هالیوود که درباره هجوم جانوران موذی به شهرهاست و انتهای فیلم که به نظر میرسه شر این جانوران دفع شده، یکی ازون موجودات از لای درز دیواری بیرون میاد که یعنی همچنان بازماندهای وجود داره و بعد تیتراژ میاد بالا، باید به این عزیزان هم گفت: مرتجعین در مراجعهاند. همه شامپاینها رو باز نکنید.
سیاست حذف دیگران، مخصوصا اگه اون دیگران بخش بزرگ و مهمی از جامعهت باشند، اینجوری باعث تحقیر میشه. اما آیا درس خواهند گرفت؟ با قطعیت میگم نه! توفیق توبه رو مثل ژتون غذای نذری پخش نمیکنند بین آدمها، باید بدستش آورد. استعداد درس گرفتن از خطا، از مدتها قبل کسب و تجمیع میشه، نه یک ساعت بعد از انجامش. این استعداد در اسلامگراهای ترکیه کسب نشده. باور نکنید کسی رو که یک عمر قلدری کرده و ناگهان میگه متوجه اشتباهاتم شدم. فقط قلدری متوجه اشتباهاتش میشه که از مدتها قبل در رویه خودش تشکیک کرده باشه. یه روز اون شکها با یه جرقه منفجر میشن.. امثال اردوغان، هیچ شکی در کارنامه ندارند، چون از شک کردن میترسند. و اساسا اینکه مثل کنه چسبیدند به اسلامِ عقبرو هم همینه که بشون مجوز روانی میده برای داشتن «ایمان مطلق به خویشتن».
از همینرو، لبخند میزنم به دوستانی که از نتیجه این انتخابات نتیجهگیریهای حماسی میکنند. مثل فیلمهای وحشت هالیوود که درباره هجوم جانوران موذی به شهرهاست و انتهای فیلم که به نظر میرسه شر این جانوران دفع شده، یکی ازون موجودات از لای درز دیواری بیرون میاد که یعنی همچنان بازماندهای وجود داره و بعد تیتراژ میاد بالا، باید به این عزیزان هم گفت: مرتجعین در مراجعهاند. همه شامپاینها رو باز نکنید.
❤5
قرار بود اخبار خاورمیانه رو با آهنگهای تکنو دنبال کنیم، یادتون که هست؟
اینم سهم خبر شیرین استانبول
Listen to EdOne - Feelings (Echonomist Remix) [Eleatics Records] by Eleatics Records on #SoundCloud
https://soundcloud.com/eleatics/edone-feelings-echonomist-remix-eleatics-records
اینم سهم خبر شیرین استانبول
Listen to EdOne - Feelings (Echonomist Remix) [Eleatics Records] by Eleatics Records on #SoundCloud
https://soundcloud.com/eleatics/edone-feelings-echonomist-remix-eleatics-records
SoundCloud
Feelings (Echonomist Remix) [Eleatics Records]
Spanish producer EdOne shares his 'Feelings' with us: musically, emotionally and with intrigued approach on this release.
Releasing his music either under the patronage of Oliver Koletzki's Stil Vor T
Releasing his music either under the patronage of Oliver Koletzki's Stil Vor T
Anarchonomy
Photo
جرائم خشن رو معمولا جوانها مرتکب میشن. اما در فاصله فقط ۲۳ سال، آمار بازداشتیهای این جرائم در بین جوانان آمریکا به یک سوم کاهش پیدا کرده! هرکسی تئوری خودش رو برای توضیح این کاهش ارائه کرده، اما با اینکه انتظار میره اهالی دانشگاه برخلاف عوام تعصبی روی تئوریشون نداشته باشند، شاهدیم که تئوریشون رو دو دستی چسبیدن، حتی اگه مثالهای نقض بشون معرفی بشه. عدهای میگن چون سرب رو از آبها و غذاها حذف و تا حد زیادی از هوا کم کردیم، مغز این نسل سالمتر رشد کرد! ولی توضیحی ندارند برای این واقعیت که در چین میزان سرب چه در آب و چه در هوا و چه در محصولات چندین برابر استاندارد جهانیه، اما جوانانشون به بیآزاری همسترهای خانگی هستند.
عدهای میگن چون سقط جنین آزاد شد بچههای ناخواسته کمتری به دنیا اومدن، و چون بچههای ناخواسته همیشه مشکلات تربیتی دارند، خود به خود آمار جرم پایین اومد. ولی توضیحی ندارند که چطور در حالی که تصویب این قانون و تسهیل سقط در ایالتهای مختلف در زمانهای مختلفی رخ داده، بعضا با فاصله زیاد، اما کاهش جرم در این دوره بیست و سه ساله یک پدیده همزمان کشوریه؟ یا چرا در کشور ایکس که نرخ باروری به ازای هر زن بالاتره، میران ارتکاب جرائم خشن در جوانان انقدر نیست؟ عدهای میگن اعتیاد به گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی باعث شده سمت بزهکاری نرن. اما توجه ندارند که تا سال ۲۰۱۴ که انتهای این دورهست، اعتیاد به سوشال نتورکها اصلا در حد امروز نبود. این کاهش جرم از اواخر دهه نود شروع شده، یعنی ده سال قبل از ورود آیفون به بازار!
با تعداد زیادی از همزمانیها مواجهیم، که هرکس بنا به جهتگیری شخصی خودش، ازش یک «علیت» در میاره. معمولا وقتی روند ناخوشایندی آغاز میشه، تحلیلگران در یافتن جواب «چرا» سرگردان میشن، ولی اینبار اتفاق مبارکی افتاده و کسی نمیدونه چرا!.. و هرچقدر دوره یک ندانستن به درازا بکشه، افسانهها یکی پس از دیگری خلق میشن (و بله مذهب دقیقا همینطور شکل گرفت).
بدون داشتن اطلاعات جامع از همه تغییرات اجتماعی و خانوادگی رخ داده از دهه نود به اینطرف، نمیشه به یک تئوری قابل قبول رسید. آیا اینکه بچههای این دوره کمتر در خیابانها بازی میکنند و بیشتر در خانه هستند مرتبطه با این موضوع؟ آیا بزرگنمایی رسانهها از ناامنی محیط شهری، و محافظهکار شدن والدین تأثیری داشته؟ آیا افزایش جدیت پلیس در برخورد با جرائم خشن، که میتونسته افزایش واقعی نبوده باشه، بلکه مستندسازی گستردهتر فعالیت پلیس و انتشارش در رسانهها بوده باشه، تأثیری داشته؟ تغییراتی که در سطح کیفی مدارس اتفاق افتاده، و دانشآموز خشونتی در کلاس تجربه نمیکنه، تأثیری داشته؟ آیا تغییرات فرهنگی متأثر از فمنیسم و بیرون آوردن پسرها از قالبهای سنتی خشونتپرور، تأثیری داشته؟
فعلا یک چیز رو میدونیم. اختلاف طبقاتی از دهه نود به اینطرف به مراتب بیشتر شده، اما برخلاف تصورات و ذهنیات و آلارمینگ چپها، نه تنها جوانان تمایل بیشتری پیدا نکردند برای پریدن از شکاف به قیمت حتی ارتکاب جرم خشن، بلکه تمایلشون به شدت کاهش هم پیدا کرده.
عدهای میگن چون سقط جنین آزاد شد بچههای ناخواسته کمتری به دنیا اومدن، و چون بچههای ناخواسته همیشه مشکلات تربیتی دارند، خود به خود آمار جرم پایین اومد. ولی توضیحی ندارند که چطور در حالی که تصویب این قانون و تسهیل سقط در ایالتهای مختلف در زمانهای مختلفی رخ داده، بعضا با فاصله زیاد، اما کاهش جرم در این دوره بیست و سه ساله یک پدیده همزمان کشوریه؟ یا چرا در کشور ایکس که نرخ باروری به ازای هر زن بالاتره، میران ارتکاب جرائم خشن در جوانان انقدر نیست؟ عدهای میگن اعتیاد به گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی باعث شده سمت بزهکاری نرن. اما توجه ندارند که تا سال ۲۰۱۴ که انتهای این دورهست، اعتیاد به سوشال نتورکها اصلا در حد امروز نبود. این کاهش جرم از اواخر دهه نود شروع شده، یعنی ده سال قبل از ورود آیفون به بازار!
با تعداد زیادی از همزمانیها مواجهیم، که هرکس بنا به جهتگیری شخصی خودش، ازش یک «علیت» در میاره. معمولا وقتی روند ناخوشایندی آغاز میشه، تحلیلگران در یافتن جواب «چرا» سرگردان میشن، ولی اینبار اتفاق مبارکی افتاده و کسی نمیدونه چرا!.. و هرچقدر دوره یک ندانستن به درازا بکشه، افسانهها یکی پس از دیگری خلق میشن (و بله مذهب دقیقا همینطور شکل گرفت).
بدون داشتن اطلاعات جامع از همه تغییرات اجتماعی و خانوادگی رخ داده از دهه نود به اینطرف، نمیشه به یک تئوری قابل قبول رسید. آیا اینکه بچههای این دوره کمتر در خیابانها بازی میکنند و بیشتر در خانه هستند مرتبطه با این موضوع؟ آیا بزرگنمایی رسانهها از ناامنی محیط شهری، و محافظهکار شدن والدین تأثیری داشته؟ آیا افزایش جدیت پلیس در برخورد با جرائم خشن، که میتونسته افزایش واقعی نبوده باشه، بلکه مستندسازی گستردهتر فعالیت پلیس و انتشارش در رسانهها بوده باشه، تأثیری داشته؟ تغییراتی که در سطح کیفی مدارس اتفاق افتاده، و دانشآموز خشونتی در کلاس تجربه نمیکنه، تأثیری داشته؟ آیا تغییرات فرهنگی متأثر از فمنیسم و بیرون آوردن پسرها از قالبهای سنتی خشونتپرور، تأثیری داشته؟
فعلا یک چیز رو میدونیم. اختلاف طبقاتی از دهه نود به اینطرف به مراتب بیشتر شده، اما برخلاف تصورات و ذهنیات و آلارمینگ چپها، نه تنها جوانان تمایل بیشتری پیدا نکردند برای پریدن از شکاف به قیمت حتی ارتکاب جرم خشن، بلکه تمایلشون به شدت کاهش هم پیدا کرده.
برنامه شصت دقیقه مصاحبهای انجام داده با یکی از عکاسان کهنهکار نشنال جئوگرافی که بعد از ابتلای همسرش به سرطان سینه نگاهش به زندگی عوض شد و تصمیم گرفت قبل از مرگ یک کار مفید انجام بده. و اون کار مفید چیزی نبود جز مستندسازی از گونههای در حال انقراض. بیشتر سال در حال سفر به نقاط مختلف دنیا و باغوحشهای تخصصیه تا از حیواناتی که احتمالا تا چند سال یا چند دهه آینده وجود نخواهند داشت عکاسی کنه. جالبه واکنش بعضی ازین جانوران. بعضیاشون بداخلاقند و بش حمله میکنند، و بعضیها انقدر آرامند که حتی ژست هم میگیرند! یک جا میگه من تنها کسی هستم در دنیا که ازینها عکس میگیره! حس چنین مسئولیتی و چنین جایگاهی، تن آدم رو به لرزه میندازه.
حتما ببینید، فقط ۱۲ دقیقهست.
https://www.cbsnews.com/video/joel-sartore-photo-ark-national-geographic-photographer-saving-memories-of-animals-60-minutes-2019-06-16/
حتما ببینید، فقط ۱۲ دقیقهست.
https://www.cbsnews.com/video/joel-sartore-photo-ark-national-geographic-photographer-saving-memories-of-animals-60-minutes-2019-06-16/
CBS News
Saving memories of animals with Joel Sartore's Photo Ark
The "National Geographic" photographer shows 60 Minutes how his shots come together and why he started his Photo Ark project. Bill Whitaker reports.
پسر بچه دوازده سیزده ساله دوچرخه سوار و یک ماشین سواری به خاطر اتفاقی که کسی غیر از خودشون شاهدش نبود، وسط خیابون شروع کرده بودند به جر و بحث. سرنشینان ماشین یک زن و شوهر بودند که هر دو پیاده شده بودند تا حساب پسرک رو برسند، اما مرد راننده دری و وری میگفت، و پسر با متانت و ادب، و بدون استفاده از حتی یک کلمه توهینآمیز و گزنده، زیر بار نمیرفت که مقصره. در حالی که مرد راننده در کمال وقاحت تهدیدش میکرد که «هم خودت رو میزنم هم باباتو» جوابشون رو با جملات شمرده و لحنی متین میداد. از ما ناظران کنار خیابان پشمی نماند که نریخته باشد و فکی نماند که نیفتاده باشد. یقین دارم زمانی که ما سن این بودیم اگه در چنین موقعیتی قرار میگرفتیم از دو حال خارج نبود، یا مینشستیم گریه میکردیم، یا اگه شر بودیم میزدیم تو تخم طرف و در میرفتیم! اما این میایسته، بحث میکنه، محکوم میکنه، و از حق خودش دفاع میکنه، و زیر بار قلدری نمیره. در ۱۳ سالگی!
نمیدونم در این نسل، چندتا ازین پسر هست. اگه زیاد باشه جمهوریاسلامی با مشکلات جدیتری مواجه خواهد شد. ولایت مطلقه فقیه تو کت اینها نخواهد رفت. البته تو کت ما هم نرفت، ولی ما نشستیم گریه کردیم.
نمیدونم در این نسل، چندتا ازین پسر هست. اگه زیاد باشه جمهوریاسلامی با مشکلات جدیتری مواجه خواهد شد. ولایت مطلقه فقیه تو کت اینها نخواهد رفت. البته تو کت ما هم نرفت، ولی ما نشستیم گریه کردیم.
❤9
هربار حقوق بشر یا حقوق زنان ضایع میشه در ایران، صحبت خلخال دختر یهودی هم دوباره باز میشه!
دوستان کلا درباره این سوژه دچار سوء تفاهم هستند. جنگ داخلی شروع شده بود و برای استارت ریخته بودند سر یک قبیله یهودی مرزنشین. اینکه علی ناراحت بود و انتظار داشت بقیه ناراحت باشند، نه ربطی به حقوق بشر داشت نه ربطی به حقوق زنان، که اصلا تعریف نشده بودند این مفاهیم. خانواده یهودی دختر غارتشده، تحت حفاظت حکومت اسلامی بود. پول میدادند به خلیفه تا از امنیتشون پاسداری بشه. پول رو داده بودند، اما پاسداری انجام نشد. علی ناراحت بود که اگه به خاطر دعوای داخلی تعهداتمون بمونه رو زمین، فردا چه کسی و چرا باید بمون اعتماد کنه؟ و ما نماینده و سربازان خداییم. اگه اعتماد به ما، نامعقول بشه، اعتماد به خدا نامعقول خواهد شد. یعنی ما کاری کردیم که خدا روی زمین، دشمن پیدا کنه به جای دوست. برای همین مسلمان اگر ازین غصه بمیرد رواست.
هیچکدوم این دغدغهها مطرح نیست در دنیای امروز. بکشید بیرون ازین خلخال ملخال.
باتشکر.
دوستان کلا درباره این سوژه دچار سوء تفاهم هستند. جنگ داخلی شروع شده بود و برای استارت ریخته بودند سر یک قبیله یهودی مرزنشین. اینکه علی ناراحت بود و انتظار داشت بقیه ناراحت باشند، نه ربطی به حقوق بشر داشت نه ربطی به حقوق زنان، که اصلا تعریف نشده بودند این مفاهیم. خانواده یهودی دختر غارتشده، تحت حفاظت حکومت اسلامی بود. پول میدادند به خلیفه تا از امنیتشون پاسداری بشه. پول رو داده بودند، اما پاسداری انجام نشد. علی ناراحت بود که اگه به خاطر دعوای داخلی تعهداتمون بمونه رو زمین، فردا چه کسی و چرا باید بمون اعتماد کنه؟ و ما نماینده و سربازان خداییم. اگه اعتماد به ما، نامعقول بشه، اعتماد به خدا نامعقول خواهد شد. یعنی ما کاری کردیم که خدا روی زمین، دشمن پیدا کنه به جای دوست. برای همین مسلمان اگر ازین غصه بمیرد رواست.
هیچکدوم این دغدغهها مطرح نیست در دنیای امروز. بکشید بیرون ازین خلخال ملخال.
باتشکر.
❤1
تصورشون اینه که فدرالیسم مساوی است با سرپیچی از پایتخت!.. مردم عادی به کنار، باید به روزنامهنگاران مملکت هم یاد داد که معنی واژگانی که استفاده میکنند چیست. حتی معارضان مسلح جهادی هم وقتی در بخشهای وسیعی از سوریه مسلط شده بودند، نیروهای زیرمجموعهشون در شهرهای دورتر گاهی سرخود عمل میکردند. پس باید نتیجه میگرفتیم القاعده یک نظام فدرالیست؟
هرج و مرج موجود حاصل تناقض ذاتی جمهوریت و اسلامیت است، و اینکه جمهوریاسلامی، یک سیستم نیست. همین.
هرج و مرج موجود حاصل تناقض ذاتی جمهوریت و اسلامیت است، و اینکه جمهوریاسلامی، یک سیستم نیست. همین.
❤2