بارها پرسیده شده «حجاب چند درصد مشکل زندگی شماست مگه؟». حتی گاهی خود دخترها این رو میپرسند. به نظرشون همونقدر که کلید کردن حکومت رو این موضوع عجیبه، کلید کردن زنان برای نافرمانی ازش هم عجیبه!
این قسمت از حرفهای سروش میتونه از سرگردانی نجاتشون بده. به قول ایشون انقلاب ۵۷ یک انقلاب دینی نبود، بلکه یک انقلاب فقهی بود (البته فقهی که خودشون ساخته بودند). مشکل روحانیت با شاه، آزادی یا استقلال یا حق تعیین سرنوشت یا هرکدوم از ارزشهای مدرن و واردشده از غرب نبود، مشکلشون این بود که شاه به فقه وقعی نمینهاد!.. بنابراین رکن اصلی این حکومت رو باید احکام شرع دونست، و ازونجایی که در این احکام حجاب جایگاه ویژهای داره، پس برای زیر سوال بردن حکومت کافیه حجاب رو زیرسوال ببری، و پس مخالفت با حجاب اجباری صرفا مخالفت با نیم متر پارچه نیست، مخالف با اصل نظامه.
دو نکته درباره مابقی صحبتش هم وجود داره.
میفرماد فاصله بین مشروطیت تا الان، دوره غلبه آخوند بر عالِم بود! غلبه کسانی مثل شیخ فضلالله که در تحجر فقهی بسر میبردند بر عالمانی که از ذات دین شناخت داشتند و دنبال اصلاحش بودند.
این غلبه واقعا اتفاق افتاد، اما اولا این خود مردم بودند که رضایت دادند به این غلبه، چرا که درک مردم از دین هم به حداقلیترین و مبتذلترین حالت ممکن خودش رسیده بود، که هنوز هم رسوباتش باقیه. لذا اتفاقی که در دوران مشروطه افتاد، انعکاسی بود از چند قرن عقبافتادگی و بیسوادی و خواب عمیق جامعه ایرانی. (بر همین اساس، تصور من اینه تا جامعه ایرانی ولکن شریعت نشه، تغییر اساسی در حاکمیت ایران رخ نخواهد داد. و مردم هم ول نمیکنند تا زمانی که بمیرند. پس متولدین دهه شصت به قبل همه باید فوت کنند، دهه شصتیها هم با اینکه تقید چندانی ندارند اما دانسته یا ندانسته مبتلا هستند. فرزندان دهه شصتیها و هفتادیها که الان هفت هشت سالشونه باید بچهدار بشن و به سن بلوغ برسند، و میشه تخمین زد اکثر اون بچهها از شریعت فعلی تهی خواهند بود. تقریبا ۳۵ سال دیگه زمان میبره). دوما، همین عقبافتادگی ما رو از داشتن آلترناتیو قابلی در برابر شیخفضلاللهها محروم کرده بود. سروش فکر میکنه اگه سیدجمال مغلوب نمیشد الان وضع دیگهای داشتیم. اما سیدجمال و امثالش، با دست خالی ممکن نبود بتونن راه به جایی ببرند که ازین بهتر باشه. و این دست واقعا خالی بود. وقتی محتوایی که در خور تمدن غربی باشه نداری، چی رو میخوای اصلاح کنی؟ سروش نمیخواد بپذیره که سیدجمال هم در توهم بود و فکر میکرد راه نجات کشورهای عقبافتاده رجعت به اسلام اصیله! مزیت فقهای متحجر این بود که لاقل پذیرفته بودند اسلام سنخیتی با ارزشهای غربی نداره. با وجود سیدجمال، باید هفتادسال هم دوره «اکتشاف عدم سنخیت» رو میگذروندیم و بعد میرسیدیم به جمهوریاسلامی! اگه سرنوشت محتوم این بود که بیفتیم در این منجلاب، همون بهتر که مستقیم و با کله افتادیم.
https://t.me/nonviolence/3549
این قسمت از حرفهای سروش میتونه از سرگردانی نجاتشون بده. به قول ایشون انقلاب ۵۷ یک انقلاب دینی نبود، بلکه یک انقلاب فقهی بود (البته فقهی که خودشون ساخته بودند). مشکل روحانیت با شاه، آزادی یا استقلال یا حق تعیین سرنوشت یا هرکدوم از ارزشهای مدرن و واردشده از غرب نبود، مشکلشون این بود که شاه به فقه وقعی نمینهاد!.. بنابراین رکن اصلی این حکومت رو باید احکام شرع دونست، و ازونجایی که در این احکام حجاب جایگاه ویژهای داره، پس برای زیر سوال بردن حکومت کافیه حجاب رو زیرسوال ببری، و پس مخالفت با حجاب اجباری صرفا مخالفت با نیم متر پارچه نیست، مخالف با اصل نظامه.
دو نکته درباره مابقی صحبتش هم وجود داره.
میفرماد فاصله بین مشروطیت تا الان، دوره غلبه آخوند بر عالِم بود! غلبه کسانی مثل شیخ فضلالله که در تحجر فقهی بسر میبردند بر عالمانی که از ذات دین شناخت داشتند و دنبال اصلاحش بودند.
این غلبه واقعا اتفاق افتاد، اما اولا این خود مردم بودند که رضایت دادند به این غلبه، چرا که درک مردم از دین هم به حداقلیترین و مبتذلترین حالت ممکن خودش رسیده بود، که هنوز هم رسوباتش باقیه. لذا اتفاقی که در دوران مشروطه افتاد، انعکاسی بود از چند قرن عقبافتادگی و بیسوادی و خواب عمیق جامعه ایرانی. (بر همین اساس، تصور من اینه تا جامعه ایرانی ولکن شریعت نشه، تغییر اساسی در حاکمیت ایران رخ نخواهد داد. و مردم هم ول نمیکنند تا زمانی که بمیرند. پس متولدین دهه شصت به قبل همه باید فوت کنند، دهه شصتیها هم با اینکه تقید چندانی ندارند اما دانسته یا ندانسته مبتلا هستند. فرزندان دهه شصتیها و هفتادیها که الان هفت هشت سالشونه باید بچهدار بشن و به سن بلوغ برسند، و میشه تخمین زد اکثر اون بچهها از شریعت فعلی تهی خواهند بود. تقریبا ۳۵ سال دیگه زمان میبره). دوما، همین عقبافتادگی ما رو از داشتن آلترناتیو قابلی در برابر شیخفضلاللهها محروم کرده بود. سروش فکر میکنه اگه سیدجمال مغلوب نمیشد الان وضع دیگهای داشتیم. اما سیدجمال و امثالش، با دست خالی ممکن نبود بتونن راه به جایی ببرند که ازین بهتر باشه. و این دست واقعا خالی بود. وقتی محتوایی که در خور تمدن غربی باشه نداری، چی رو میخوای اصلاح کنی؟ سروش نمیخواد بپذیره که سیدجمال هم در توهم بود و فکر میکرد راه نجات کشورهای عقبافتاده رجعت به اسلام اصیله! مزیت فقهای متحجر این بود که لاقل پذیرفته بودند اسلام سنخیتی با ارزشهای غربی نداره. با وجود سیدجمال، باید هفتادسال هم دوره «اکتشاف عدم سنخیت» رو میگذروندیم و بعد میرسیدیم به جمهوریاسلامی! اگه سرنوشت محتوم این بود که بیفتیم در این منجلاب، همون بهتر که مستقیم و با کله افتادیم.
https://t.me/nonviolence/3549
❤2
«آمریکا باید درباره اهداف میان و بلندمدت خود برای ایران تصمیم بگیره. اگه هدف میان مدت عمیقتر کردن انزوای ایرانه، برای این کار باید بردباری به خرج بده تا ایران در روشی که به پیش گرفته زیادهروی کنه تا بعد بشه ازش برای ایجاد یک ائتلاف علیهش استفاده کرد، و شرش رو دفع کرد. نه اینکه تکیه کنه به تک حملههای هوایی (مثل سوریه)».
در انبوه جفنگیات کلهپوکهای شبکههای اجتماعی، وقتی رندوم به نظر کسی برمیخوری که از عقل بهرهمنده، مثل حسیه که داری تو خیابون رد میشی یهو از تو حیاط یکی از خونهها بوی یاس میاد!
در انبوه جفنگیات کلهپوکهای شبکههای اجتماعی، وقتی رندوم به نظر کسی برمیخوری که از عقل بهرهمنده، مثل حسیه که داری تو خیابون رد میشی یهو از تو حیاط یکی از خونهها بوی یاس میاد!
❤2
یک سرباز آمریکایی در یک عملیات علیه داعش در سوریه کشته شده. اینو دارید اینجا میخونید، در حالی که یک کانال خبری نیست. چرا؟ ارزش جون یک آدم اندازه یک پرنده بدون سرنشین (که شرکتش خوشحاله قراره سفارش جدید بگیره) نیست؟ وظیفه اخلاقی شما نیست سوگوار این سرباز آمریکایی باشید، اما این کنتراستها ثابت میکنه: اینکه شما به چی فکر کنید، و به چه چیزی بیشتر اهمیت بدید، توسط کسانی مدیریت میشه که منتخب شما نیستند.
❤2
گاهی آدم مخش سوت میکشه ازینکه چطور اینها انقدر گیجند؟ و همزمان با خودش میگه ولی تماشای گیجی اینها سرگرمکنندهست، بذا ادامه بدن!
صحبت ترامپ صرفا یک «ما اخلاقمندیم» نیست. بلکه نمایشی بینقص از هنر بازیکردنه. مهارت بازیکردن یعنی کسب امتیاز در برنامهای که دیگران طراحیش کردن، اما هنر بازیکردن یعنی بدست گرفتن کنترل طراحی! وقتی طرف ایرانی، که هم شامل حکومت ایران میشه و هم مردم ایران، مشغول مشخصات کاتالوگی پهپاد ساقط شده بودند و یکی با قیمتش به دلار خودارضایی میکرد و یکی با پنهانکاریش و یکی با ارتفاع پروازیش، همه فاکتورهایی مادی، ترامپ مدعی شد چیزهای مهمتری هست در دنیا، و اهمیت دادن به زندگی، حتی اگه زندگی ۱۵۰ نفر از مردم نظامی یا غیرنظامی دشمن باشه، در اولویته. مهم نیست ترامپ عملا چقدر اهمیت میده به کشته شدن انسانها، مهم اینه که موضوع رو عوض میکنه، و وقتی عوض شد، طرف مقابل هرچی که بدست آورده ناگهان هیچ میشه!
نه تنها در کلیات، که حتی در جزئیات قضایا هم موضوع رو عوض میکنه. موضوع این بود که یک کشور جهانسومی به سطحی رسیده که یکی از پیشرفتهترین پرندهها رو رهگیری و منهدم میکنه. ولی موضوعش رو اینطور عوض کرد: چون جرئت نداشتند خلبانمون رو بکشن، پرنده بدون سرنشینمون رو زدند!
گیجها فکر میکنند مهم واقعیات محضه (بعد ذهن خودشون رو مشغول میکنند با بحثهایی مثل «آیا آمریکا اخلاقمدارتر است واقعا؟»، یا «آیا اقتدار ایران به سطح قابل توجهی رسیده واقعا؟). اما واقعیت چیزیه که شما طراحیش میکنی، اگه بلد باشی موضوعات رو عوض کنی. و نمیتونی بلدش باشی اگه روحیه برنده شدن نداشته باشی. لوزرها، برندههای بازیهای دیگرانند. و وینرها، صاحبان بازی.
https://t.me/khabaronline_ir/227164
صحبت ترامپ صرفا یک «ما اخلاقمندیم» نیست. بلکه نمایشی بینقص از هنر بازیکردنه. مهارت بازیکردن یعنی کسب امتیاز در برنامهای که دیگران طراحیش کردن، اما هنر بازیکردن یعنی بدست گرفتن کنترل طراحی! وقتی طرف ایرانی، که هم شامل حکومت ایران میشه و هم مردم ایران، مشغول مشخصات کاتالوگی پهپاد ساقط شده بودند و یکی با قیمتش به دلار خودارضایی میکرد و یکی با پنهانکاریش و یکی با ارتفاع پروازیش، همه فاکتورهایی مادی، ترامپ مدعی شد چیزهای مهمتری هست در دنیا، و اهمیت دادن به زندگی، حتی اگه زندگی ۱۵۰ نفر از مردم نظامی یا غیرنظامی دشمن باشه، در اولویته. مهم نیست ترامپ عملا چقدر اهمیت میده به کشته شدن انسانها، مهم اینه که موضوع رو عوض میکنه، و وقتی عوض شد، طرف مقابل هرچی که بدست آورده ناگهان هیچ میشه!
نه تنها در کلیات، که حتی در جزئیات قضایا هم موضوع رو عوض میکنه. موضوع این بود که یک کشور جهانسومی به سطحی رسیده که یکی از پیشرفتهترین پرندهها رو رهگیری و منهدم میکنه. ولی موضوعش رو اینطور عوض کرد: چون جرئت نداشتند خلبانمون رو بکشن، پرنده بدون سرنشینمون رو زدند!
گیجها فکر میکنند مهم واقعیات محضه (بعد ذهن خودشون رو مشغول میکنند با بحثهایی مثل «آیا آمریکا اخلاقمدارتر است واقعا؟»، یا «آیا اقتدار ایران به سطح قابل توجهی رسیده واقعا؟). اما واقعیت چیزیه که شما طراحیش میکنی، اگه بلد باشی موضوعات رو عوض کنی. و نمیتونی بلدش باشی اگه روحیه برنده شدن نداشته باشی. لوزرها، برندههای بازیهای دیگرانند. و وینرها، صاحبان بازی.
https://t.me/khabaronline_ir/227164
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸مظلوم نمایی به شیوه ترامپ
@KhabarOnline_IR
@KhabarOnline_IR
❤2
قسمتی از رشته توعیت
البته یه چیزی رو اضافه نکردم. در یک کشور قدرتمند دموکراتیک، همزمان با ارتقاء جامعه شکل کشورداری و حکمرانی هم ارتقاء پیدا میکنه. در کشور عقبمانده، برای آغاز رودررویی و درگیری، لحظهشماری میکنند، و در کشور ارتقاء یافته، نماینده مردم ازینکه تونسته نظامیان رو قانع کنه که درگیر نشن، کف میزنه! کف زدن به معنای استعاری نه، واقعا با دو دستش کف میزنه.
البته یه چیزی رو اضافه نکردم. در یک کشور قدرتمند دموکراتیک، همزمان با ارتقاء جامعه شکل کشورداری و حکمرانی هم ارتقاء پیدا میکنه. در کشور عقبمانده، برای آغاز رودررویی و درگیری، لحظهشماری میکنند، و در کشور ارتقاء یافته، نماینده مردم ازینکه تونسته نظامیان رو قانع کنه که درگیر نشن، کف میزنه! کف زدن به معنای استعاری نه، واقعا با دو دستش کف میزنه.
❤2
Anarchonomy
Photo
نیکلاس طالب که در سیاست خارجی یک انزواگراست، مخالف فضولی کشورها در کار همدیگه، موافق این ایده که قدرت جهانی برخلاف قدرت محلی قطعا منجر به نوعی از استعمار و نابودی هویتهای مستقل میشه (و البته انزواگراییش صرفا حاصل شده از دانشش نیست بلکه حجمی از عصبانیت تاریخی رو با خودش حمل میکنه چون اصالتا ریشه در جامعهای در شرق مدیترانه داره که همواره زیر پای قدرتهای کشورگشا له شدند، و حس «جهان، حق ما را خورد» ولش نمیکنه)، میگه وقتی ناوهای شما در شرایط صلح هزاران کیلومتر دورتر از آبهای خودت هستند، که به در میگه که نیروی دریایی آمریکا بشنوه، اگه بشون حمله شد و عکسالعمل نشون دادی نباید بش بگی «دفاع»، چون دفاع فقط و فقط یعنی یک نفر تجاوز کنه به مرزت و در برابرش اقدام کنی!
در واقع معادل قرار دادن دفاع از منافع بسطیافته با دفاع از خاک رو نوعی تقلب میدونه، حتی اگر یک تقلب در انتخاب واژگان باشه.
از کسی که مدعیه تاریخ رو بهتر از بقیه فهمیده قباحت داره این حرف. هیچوقت در تاریخ «دفاع از خاک» موضوعیت نداشته. اولا که مفهومی به نام ملت وجود نداشت، فقط Kingdom تعریفشده بود. و کینگ، خاک رو به خاطر خاک اضافه نمیکرد به قلمروئش. برای خاک میجنگید و آدم میکشت به خاطر منافع خاک. انگلوساکسونها با اینکه وایکینگها فوج فوج بریزند در کشورشون هیچ مشکلی نداشتند. دعوا سر این بود که وایکینگها میخواستن در زمینهای بریتانیا کشاورزی و دامداری کنند! عرب مسلمان وقتی به ایران حمله کرد و به سیستان رسید به خلیفه نامه نوشت که اینجا خار هم به زحمت رشد میکنه، بهتره وقتمون رو در این سمت تلف نکنیم! کسی به عظمت مساحت سواحل مکران اهمیت نمیداد.
بعدها که غربیها مفهوم ملت-دولت رو ایجاد کردند، خاک و مرز سیاسی هم تعریف شد، و صادرش کردند به کشورهای ضعیف، در حالی که خودشون چندان بش پایبند نبودند (و هنوز هم نیستند. وقتی فرانسه به مزرعهدار تایلندی دیکته میکنه که چای رو باید چطور کشت کنه و گرنه از خرید خبری نیست، و وقتی یک بساز بفروش تایلندی قصد میکنه مقداری ازون زمینها رو تخریب کنه سریعا دخالت میکنند! یعنی در مورد چیز بیاهمیتی مثل چای هم قدرتها «گلوبال» عمل میکنند. اینکه اندازه آمریکا نمیتوانند گلوبال باشند از نداشتن مولفههاییه که آمریکا ازش برخورداره، نه اینکه مخالف این حجم از سیطره باشند). اصرار ورزیدن به از دست ندادن «حتی یک وجب از خاک» کشور، یک موضوع مدرن بود که غربیها ابداعش کردند: تو ای کنیایی، تو ای برزیلی، تو ای اندونزیایی، تو ای چینی، تو ای مصری، صلاح تو و مسیر درست توسعه کشورت (که تازه اجازه دادیم مستقل باشه)، اینه که منافعت رو صرفا در داخل این مرزی که برات تعیین شده، یا ما تعیین کردیم، تعریف کنی! (حتی در فرهنگ هم به این «سرت تو لاک خودت باشه» اصرار کردند. دقت کنید که چطور امپراطوریهای گذشته و حال، مثل انگلستان، فرانسه، و آمریکا، خودشون با وارد کردن مهاجران متنوع به جامعهای متکثر تبدیل شدند، اما نگاهشون به کشورهایی مثل ما اینه که «چه خوبه که یکدستید!»، «چه خوبه که فرهنگتون چند قرنه تکون نخورده»).
نیکلاس طالب دچار تناقض جالبیه. تعریفی که از سر لج با امپراطوریها از دفاع ارائه میکنه، دقیقا تعریفیه که امپراطوریهای سابق برای کشورهای مغلوب ارائه دادند!
پینوشت:
مخالفت ما با یاغیگریهای جمهوریاسلامی، مخالفت با این واقعیت که منافع ما محدود به مرزها نمیشه نیست. یک دولت منتخب ایرانی، باید و حتما منافع ایران رو در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ما دنبال میکرد. مشکل ما اینه که حکومت، منتخب ما نیست، و منافعی که دنبال میکنه منافع ما نیست.
در واقع معادل قرار دادن دفاع از منافع بسطیافته با دفاع از خاک رو نوعی تقلب میدونه، حتی اگر یک تقلب در انتخاب واژگان باشه.
از کسی که مدعیه تاریخ رو بهتر از بقیه فهمیده قباحت داره این حرف. هیچوقت در تاریخ «دفاع از خاک» موضوعیت نداشته. اولا که مفهومی به نام ملت وجود نداشت، فقط Kingdom تعریفشده بود. و کینگ، خاک رو به خاطر خاک اضافه نمیکرد به قلمروئش. برای خاک میجنگید و آدم میکشت به خاطر منافع خاک. انگلوساکسونها با اینکه وایکینگها فوج فوج بریزند در کشورشون هیچ مشکلی نداشتند. دعوا سر این بود که وایکینگها میخواستن در زمینهای بریتانیا کشاورزی و دامداری کنند! عرب مسلمان وقتی به ایران حمله کرد و به سیستان رسید به خلیفه نامه نوشت که اینجا خار هم به زحمت رشد میکنه، بهتره وقتمون رو در این سمت تلف نکنیم! کسی به عظمت مساحت سواحل مکران اهمیت نمیداد.
بعدها که غربیها مفهوم ملت-دولت رو ایجاد کردند، خاک و مرز سیاسی هم تعریف شد، و صادرش کردند به کشورهای ضعیف، در حالی که خودشون چندان بش پایبند نبودند (و هنوز هم نیستند. وقتی فرانسه به مزرعهدار تایلندی دیکته میکنه که چای رو باید چطور کشت کنه و گرنه از خرید خبری نیست، و وقتی یک بساز بفروش تایلندی قصد میکنه مقداری ازون زمینها رو تخریب کنه سریعا دخالت میکنند! یعنی در مورد چیز بیاهمیتی مثل چای هم قدرتها «گلوبال» عمل میکنند. اینکه اندازه آمریکا نمیتوانند گلوبال باشند از نداشتن مولفههاییه که آمریکا ازش برخورداره، نه اینکه مخالف این حجم از سیطره باشند). اصرار ورزیدن به از دست ندادن «حتی یک وجب از خاک» کشور، یک موضوع مدرن بود که غربیها ابداعش کردند: تو ای کنیایی، تو ای برزیلی، تو ای اندونزیایی، تو ای چینی، تو ای مصری، صلاح تو و مسیر درست توسعه کشورت (که تازه اجازه دادیم مستقل باشه)، اینه که منافعت رو صرفا در داخل این مرزی که برات تعیین شده، یا ما تعیین کردیم، تعریف کنی! (حتی در فرهنگ هم به این «سرت تو لاک خودت باشه» اصرار کردند. دقت کنید که چطور امپراطوریهای گذشته و حال، مثل انگلستان، فرانسه، و آمریکا، خودشون با وارد کردن مهاجران متنوع به جامعهای متکثر تبدیل شدند، اما نگاهشون به کشورهایی مثل ما اینه که «چه خوبه که یکدستید!»، «چه خوبه که فرهنگتون چند قرنه تکون نخورده»).
نیکلاس طالب دچار تناقض جالبیه. تعریفی که از سر لج با امپراطوریها از دفاع ارائه میکنه، دقیقا تعریفیه که امپراطوریهای سابق برای کشورهای مغلوب ارائه دادند!
پینوشت:
مخالفت ما با یاغیگریهای جمهوریاسلامی، مخالفت با این واقعیت که منافع ما محدود به مرزها نمیشه نیست. یک دولت منتخب ایرانی، باید و حتما منافع ایران رو در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ما دنبال میکرد. مشکل ما اینه که حکومت، منتخب ما نیست، و منافعی که دنبال میکنه منافع ما نیست.
❤3
صحبت از مردم شد
فاز امام صادق را دریابید: «لقمان در وصيّت به پسرش گفت نماز را به جماعت بخوان، حتّى اگر بر سر نيزه باشد».
کدام بیماری روی نیزه نماز میخواند؟ احتمالا منظور حضرت این بوده که حتی اگر مردم ماتحتت را پاره کردند باز هم با ایشان در صف نماز بایست!
اما هرچه بیشتر تعمق کنیم در حدیث در مییابیم که یکی از شاهکارهای ادبیات طنز عرب است. روی نیزه حداکثر یکنفر میتواند بایستد. پس بقیه پایینترند. اگر نیزه ۲ متر و نیم باشد اتصال برقرار نیست و نماز باطل است.
شب بخیر.
فاز امام صادق را دریابید: «لقمان در وصيّت به پسرش گفت نماز را به جماعت بخوان، حتّى اگر بر سر نيزه باشد».
کدام بیماری روی نیزه نماز میخواند؟ احتمالا منظور حضرت این بوده که حتی اگر مردم ماتحتت را پاره کردند باز هم با ایشان در صف نماز بایست!
اما هرچه بیشتر تعمق کنیم در حدیث در مییابیم که یکی از شاهکارهای ادبیات طنز عرب است. روی نیزه حداکثر یکنفر میتواند بایستد. پس بقیه پایینترند. اگر نیزه ۲ متر و نیم باشد اتصال برقرار نیست و نماز باطل است.
شب بخیر.
این عکس باید جایزه بگیره.
دولت مکزیک که هرچقدر آمریکا بش میگفت نذار مهاجرها از مرزت وارد کشور ما بشن میگفت «گمشو بابا»، به محض اینکه ترامپ تهدید کرد تعرفه واردات از مکزیک رو بالا میبره اقدام کرد به مقابله با مهاجران در مرز. اونم توسط چه کسانی؟ سربازان ارتش، و با اسلحه!
کادربندی و زمانبندی عالیه. سرباز حتی به کشیدن با دست متوسل شده (این صحنه تقریبا هیچجای دیگه دنیا دیده نمیشه)، و زن داره دست دختربچه رو جدا میکنه تا بتونه تنهایی در بره. سایه آفتاب ظهر برای پیکر هر کدومشون یک پایه درست کرده، انگار یه سری مجسمه هستند که در همین حالت متوقف شدن. فرارکنندهها به سمت پیشرفت، همگی مونث هستند، و اونایی که مانعند، مذکر. در تصادفی بامزه، سمت مکزیک، ماسه بادی یکدسته، تهی از هر چیزی. و سمت آمریکا، آب و سبزی و حیات!
دولت مکزیک که هرچقدر آمریکا بش میگفت نذار مهاجرها از مرزت وارد کشور ما بشن میگفت «گمشو بابا»، به محض اینکه ترامپ تهدید کرد تعرفه واردات از مکزیک رو بالا میبره اقدام کرد به مقابله با مهاجران در مرز. اونم توسط چه کسانی؟ سربازان ارتش، و با اسلحه!
کادربندی و زمانبندی عالیه. سرباز حتی به کشیدن با دست متوسل شده (این صحنه تقریبا هیچجای دیگه دنیا دیده نمیشه)، و زن داره دست دختربچه رو جدا میکنه تا بتونه تنهایی در بره. سایه آفتاب ظهر برای پیکر هر کدومشون یک پایه درست کرده، انگار یه سری مجسمه هستند که در همین حالت متوقف شدن. فرارکنندهها به سمت پیشرفت، همگی مونث هستند، و اونایی که مانعند، مذکر. در تصادفی بامزه، سمت مکزیک، ماسه بادی یکدسته، تهی از هر چیزی. و سمت آمریکا، آب و سبزی و حیات!
❤5
میفرماید کاش به جای هجو سخنان صادق و باقر، نقدهای عالمانه! میکردید. شخص شریف ایشان تحمل نقدهای غیر هجو هم ندارند از قضا، و به خاطر پستی که هیچ اثری از تمسخر نبود از کانال خارج شد، و پیام هم داد بدین مضمون که من رفتم، بسوز در فراقم! و این البته سبک بیشترین گرفتاران مذهب است (مومن با گرفتار مذهب، تفاوت دارد)، نمایش «آه، کاش به جای هجو نقد سازنده میکردید» بازی میکنند که وانمود کنند مشکلشان فقط تمسخر است، که نیست. با هر زیر سوال رفتنی مشکل دارند. صادق و باقر برایشان بت است، و پرستیژ بت را باید به هر قیمتی حفظ کرد.
میفرماید منظور امام آهن تیزی بوده که با آن سر نیزه را میساختند نه خود نیره که دو متر و نیم باشد، و یعنی اگر تمام محل عبادت پر بود از آهنپاره، باز هم به جماعت بخوان نماز را!.. اولا اگر با ترجمه مشکل دارید، به سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه کنید که این حدیث را دقیقا با همین شکل در اماکن مقدس سراسر ایران چاپ کرده و به در و دیوار چسبانده. دوما، زمان لقمان حکیم، یا زمان امام صادق زمین برای چه باید با آهنپاره پر میشد که کسی از آن به عنوان تمثیل استفاده کند؟ در بعضی جنگها تعداد کسانی که نیزه داشتند به سی نفر نمیرسید، یعنی کلا سی قطعه از آن آهن تیز ساخته شده بود برای جنگ پیش رو .انسان قدیم تصوری از «وفور مصنوعات» و تولید انبوه نداشت. انسان قدیم، مخصوصا از نوع عربش، مکان سخت برای ایستادن را با ریگ داغ میفهمید. اینها اگر ۱۳۰ سال هم عمر میکردند، انبار ضایعات نمیدیدند.
البته بتپرستها کمی منعطفتر بودند. اگر به آنها میگفتی کتف بت شما میتوانست بهتر تراش بخورد میگفتند ما به خاطر شکل کتفش در برابرش سجده نمیکنیم. اما صادقپرست نمیپذیرد که بتش میتوانست مثالهای بهتری بزند و استدلالهای محکمتری رو کند. یا نمیپذیرد که حرفهای ۱۴۰۰ سال پیش که یا نامربوطند یا زبانش قابل فهم نیست را نباید به در و دیوار امروز زد.
https://t.me/talarefarhang/2611
میفرماید منظور امام آهن تیزی بوده که با آن سر نیزه را میساختند نه خود نیره که دو متر و نیم باشد، و یعنی اگر تمام محل عبادت پر بود از آهنپاره، باز هم به جماعت بخوان نماز را!.. اولا اگر با ترجمه مشکل دارید، به سازمان تبلیغات اسلامی مراجعه کنید که این حدیث را دقیقا با همین شکل در اماکن مقدس سراسر ایران چاپ کرده و به در و دیوار چسبانده. دوما، زمان لقمان حکیم، یا زمان امام صادق زمین برای چه باید با آهنپاره پر میشد که کسی از آن به عنوان تمثیل استفاده کند؟ در بعضی جنگها تعداد کسانی که نیزه داشتند به سی نفر نمیرسید، یعنی کلا سی قطعه از آن آهن تیز ساخته شده بود برای جنگ پیش رو .انسان قدیم تصوری از «وفور مصنوعات» و تولید انبوه نداشت. انسان قدیم، مخصوصا از نوع عربش، مکان سخت برای ایستادن را با ریگ داغ میفهمید. اینها اگر ۱۳۰ سال هم عمر میکردند، انبار ضایعات نمیدیدند.
البته بتپرستها کمی منعطفتر بودند. اگر به آنها میگفتی کتف بت شما میتوانست بهتر تراش بخورد میگفتند ما به خاطر شکل کتفش در برابرش سجده نمیکنیم. اما صادقپرست نمیپذیرد که بتش میتوانست مثالهای بهتری بزند و استدلالهای محکمتری رو کند. یا نمیپذیرد که حرفهای ۱۴۰۰ سال پیش که یا نامربوطند یا زبانش قابل فهم نیست را نباید به در و دیوار امروز زد.
https://t.me/talarefarhang/2611
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیروت، دیشب.
و ما ایرانیها مشغول تورم و سایه جنگ و تحریم.
چه گداهایی که با پول ما خوش گذروندند، به برکت تسلط «فقها» بر کشور.
لعنت به همه حضرات. از حجت گرفته تا آیت.
و ما ایرانیها مشغول تورم و سایه جنگ و تحریم.
چه گداهایی که با پول ما خوش گذروندند، به برکت تسلط «فقها» بر کشور.
لعنت به همه حضرات. از حجت گرفته تا آیت.
Anarchonomy
بیروت، دیشب. و ما ایرانیها مشغول تورم و سایه جنگ و تحریم. چه گداهایی که با پول ما خوش گذروندند، به برکت تسلط «فقها» بر کشور. لعنت به همه حضرات. از حجت گرفته تا آیت.
دوستان میگن چه اهمیتی داره.
برای من داره. دوست داشتم از اجراهای این خانوم عکاسی کنم، اما نمیتونم. نه اون میتونه بیاد ایران، نه من اجازه خروج دارم. ببخشید که مسائل مهم من، چیپتر از مسائل مهم شماست. شما بالا، من پایین.
برای من داره. دوست داشتم از اجراهای این خانوم عکاسی کنم، اما نمیتونم. نه اون میتونه بیاد ایران، نه من اجازه خروج دارم. ببخشید که مسائل مهم من، چیپتر از مسائل مهم شماست. شما بالا، من پایین.
متولدین دهه ۲۰ و ۳۰ حقیقتا پرروترین نسل تاریخ ایران هستند. بعد از اینکه از سر شکمسیری کشور رو که در دوره پهلوی داشت مسیر توسعه رو هرچند کجدار و مریز طی میکرد دودستی تقدیم آیتاللهها کردند، و بعد ازون هم ما رو خفه کردند با مردسالاری و پدرسالاری و گذشتهسالاری و سنتسالاری و آخوندسالاریشون، و هروقت با حکومت درافتادیم به جای ما طرف اونها رو گرفتند، و با اینکه زندگی ما و سرنوشت ایران رو به قهقرا کشوندند، تمام عمر چه در دوره پهلوی و چه بعد ازون مفت زندگی کرده بودند (در حالی که ما تا اومدیم بفمیم کی به کیه گفتند «آزادسازی قیمتها خوب، سوبسید بد!»)، همچنان یک قورت و نیمشون باقیه و میگن چرا نمیذارین مفتی فیلم ببینیم؟
بمیرید دیگه لعنتیها
بمیرید دیگه لعنتیها
❤5
وقتی گفتم آنچه که از اسلام و خود پیامبر میدونید از یک مشت آخوند میدونید، در این جواهرات کلامی میشه اثرش رو دید. نویسنده شیعه تهذیبالاحکام داره میگه محمد که بود و چه کرد. اگه الان مکارم شیرازی چیزی از گذشته تعریف کنه، میپذیرید؟
ولی من ازش میپذیرم. چون اصلا تصویر بعیدی ارائه نمیده. سالهای اول بعد از هجرت، پیامبر در اوج قدرت بود و هرکاری میخواست میتونست بکنه، حتی آتش زدن خونهها رو. اما در زمان امام صادق، بنیهاشم نه تنها قدرت نداشتند بلکه در معرض رقابتهای مکتبی هم قرار گرفته بودند. دیگه وحی یکهتازی نمیکرد، هر شیخی واسه خودش گنگ داشت. در این شرایط دیگه نمیشد خونه فرادیخوانها رو ویران کرد، باید گفته میشد «جان مادرت به جماعت بخوان».
ولی من ازش میپذیرم. چون اصلا تصویر بعیدی ارائه نمیده. سالهای اول بعد از هجرت، پیامبر در اوج قدرت بود و هرکاری میخواست میتونست بکنه، حتی آتش زدن خونهها رو. اما در زمان امام صادق، بنیهاشم نه تنها قدرت نداشتند بلکه در معرض رقابتهای مکتبی هم قرار گرفته بودند. دیگه وحی یکهتازی نمیکرد، هر شیخی واسه خودش گنگ داشت. در این شرایط دیگه نمیشد خونه فرادیخوانها رو ویران کرد، باید گفته میشد «جان مادرت به جماعت بخوان».
❤2
اردوغان هر کاری که میتونست کَرد علیه کُردها، و کردها باعث شدن استانبول رو از دست بده! حتی باوجود جرزنی.
سیاست حذف دیگران، مخصوصا اگه اون دیگران بخش بزرگ و مهمی از جامعهت باشند، اینجوری باعث تحقیر میشه. اما آیا درس خواهند گرفت؟ با قطعیت میگم نه! توفیق توبه رو مثل ژتون غذای نذری پخش نمیکنند بین آدمها، باید بدستش آورد. استعداد درس گرفتن از خطا، از مدتها قبل کسب و تجمیع میشه، نه یک ساعت بعد از انجامش. این استعداد در اسلامگراهای ترکیه کسب نشده. باور نکنید کسی رو که یک عمر قلدری کرده و ناگهان میگه متوجه اشتباهاتم شدم. فقط قلدری متوجه اشتباهاتش میشه که از مدتها قبل در رویه خودش تشکیک کرده باشه. یه روز اون شکها با یه جرقه منفجر میشن.. امثال اردوغان، هیچ شکی در کارنامه ندارند، چون از شک کردن میترسند. و اساسا اینکه مثل کنه چسبیدند به اسلامِ عقبرو هم همینه که بشون مجوز روانی میده برای داشتن «ایمان مطلق به خویشتن».
از همینرو، لبخند میزنم به دوستانی که از نتیجه این انتخابات نتیجهگیریهای حماسی میکنند. مثل فیلمهای وحشت هالیوود که درباره هجوم جانوران موذی به شهرهاست و انتهای فیلم که به نظر میرسه شر این جانوران دفع شده، یکی ازون موجودات از لای درز دیواری بیرون میاد که یعنی همچنان بازماندهای وجود داره و بعد تیتراژ میاد بالا، باید به این عزیزان هم گفت: مرتجعین در مراجعهاند. همه شامپاینها رو باز نکنید.
سیاست حذف دیگران، مخصوصا اگه اون دیگران بخش بزرگ و مهمی از جامعهت باشند، اینجوری باعث تحقیر میشه. اما آیا درس خواهند گرفت؟ با قطعیت میگم نه! توفیق توبه رو مثل ژتون غذای نذری پخش نمیکنند بین آدمها، باید بدستش آورد. استعداد درس گرفتن از خطا، از مدتها قبل کسب و تجمیع میشه، نه یک ساعت بعد از انجامش. این استعداد در اسلامگراهای ترکیه کسب نشده. باور نکنید کسی رو که یک عمر قلدری کرده و ناگهان میگه متوجه اشتباهاتم شدم. فقط قلدری متوجه اشتباهاتش میشه که از مدتها قبل در رویه خودش تشکیک کرده باشه. یه روز اون شکها با یه جرقه منفجر میشن.. امثال اردوغان، هیچ شکی در کارنامه ندارند، چون از شک کردن میترسند. و اساسا اینکه مثل کنه چسبیدند به اسلامِ عقبرو هم همینه که بشون مجوز روانی میده برای داشتن «ایمان مطلق به خویشتن».
از همینرو، لبخند میزنم به دوستانی که از نتیجه این انتخابات نتیجهگیریهای حماسی میکنند. مثل فیلمهای وحشت هالیوود که درباره هجوم جانوران موذی به شهرهاست و انتهای فیلم که به نظر میرسه شر این جانوران دفع شده، یکی ازون موجودات از لای درز دیواری بیرون میاد که یعنی همچنان بازماندهای وجود داره و بعد تیتراژ میاد بالا، باید به این عزیزان هم گفت: مرتجعین در مراجعهاند. همه شامپاینها رو باز نکنید.
❤5
قرار بود اخبار خاورمیانه رو با آهنگهای تکنو دنبال کنیم، یادتون که هست؟
اینم سهم خبر شیرین استانبول
Listen to EdOne - Feelings (Echonomist Remix) [Eleatics Records] by Eleatics Records on #SoundCloud
https://soundcloud.com/eleatics/edone-feelings-echonomist-remix-eleatics-records
اینم سهم خبر شیرین استانبول
Listen to EdOne - Feelings (Echonomist Remix) [Eleatics Records] by Eleatics Records on #SoundCloud
https://soundcloud.com/eleatics/edone-feelings-echonomist-remix-eleatics-records
SoundCloud
Feelings (Echonomist Remix) [Eleatics Records]
Spanish producer EdOne shares his 'Feelings' with us: musically, emotionally and with intrigued approach on this release.
Releasing his music either under the patronage of Oliver Koletzki's Stil Vor T
Releasing his music either under the patronage of Oliver Koletzki's Stil Vor T
Anarchonomy
Photo
جرائم خشن رو معمولا جوانها مرتکب میشن. اما در فاصله فقط ۲۳ سال، آمار بازداشتیهای این جرائم در بین جوانان آمریکا به یک سوم کاهش پیدا کرده! هرکسی تئوری خودش رو برای توضیح این کاهش ارائه کرده، اما با اینکه انتظار میره اهالی دانشگاه برخلاف عوام تعصبی روی تئوریشون نداشته باشند، شاهدیم که تئوریشون رو دو دستی چسبیدن، حتی اگه مثالهای نقض بشون معرفی بشه. عدهای میگن چون سرب رو از آبها و غذاها حذف و تا حد زیادی از هوا کم کردیم، مغز این نسل سالمتر رشد کرد! ولی توضیحی ندارند برای این واقعیت که در چین میزان سرب چه در آب و چه در هوا و چه در محصولات چندین برابر استاندارد جهانیه، اما جوانانشون به بیآزاری همسترهای خانگی هستند.
عدهای میگن چون سقط جنین آزاد شد بچههای ناخواسته کمتری به دنیا اومدن، و چون بچههای ناخواسته همیشه مشکلات تربیتی دارند، خود به خود آمار جرم پایین اومد. ولی توضیحی ندارند که چطور در حالی که تصویب این قانون و تسهیل سقط در ایالتهای مختلف در زمانهای مختلفی رخ داده، بعضا با فاصله زیاد، اما کاهش جرم در این دوره بیست و سه ساله یک پدیده همزمان کشوریه؟ یا چرا در کشور ایکس که نرخ باروری به ازای هر زن بالاتره، میران ارتکاب جرائم خشن در جوانان انقدر نیست؟ عدهای میگن اعتیاد به گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی باعث شده سمت بزهکاری نرن. اما توجه ندارند که تا سال ۲۰۱۴ که انتهای این دورهست، اعتیاد به سوشال نتورکها اصلا در حد امروز نبود. این کاهش جرم از اواخر دهه نود شروع شده، یعنی ده سال قبل از ورود آیفون به بازار!
با تعداد زیادی از همزمانیها مواجهیم، که هرکس بنا به جهتگیری شخصی خودش، ازش یک «علیت» در میاره. معمولا وقتی روند ناخوشایندی آغاز میشه، تحلیلگران در یافتن جواب «چرا» سرگردان میشن، ولی اینبار اتفاق مبارکی افتاده و کسی نمیدونه چرا!.. و هرچقدر دوره یک ندانستن به درازا بکشه، افسانهها یکی پس از دیگری خلق میشن (و بله مذهب دقیقا همینطور شکل گرفت).
بدون داشتن اطلاعات جامع از همه تغییرات اجتماعی و خانوادگی رخ داده از دهه نود به اینطرف، نمیشه به یک تئوری قابل قبول رسید. آیا اینکه بچههای این دوره کمتر در خیابانها بازی میکنند و بیشتر در خانه هستند مرتبطه با این موضوع؟ آیا بزرگنمایی رسانهها از ناامنی محیط شهری، و محافظهکار شدن والدین تأثیری داشته؟ آیا افزایش جدیت پلیس در برخورد با جرائم خشن، که میتونسته افزایش واقعی نبوده باشه، بلکه مستندسازی گستردهتر فعالیت پلیس و انتشارش در رسانهها بوده باشه، تأثیری داشته؟ تغییراتی که در سطح کیفی مدارس اتفاق افتاده، و دانشآموز خشونتی در کلاس تجربه نمیکنه، تأثیری داشته؟ آیا تغییرات فرهنگی متأثر از فمنیسم و بیرون آوردن پسرها از قالبهای سنتی خشونتپرور، تأثیری داشته؟
فعلا یک چیز رو میدونیم. اختلاف طبقاتی از دهه نود به اینطرف به مراتب بیشتر شده، اما برخلاف تصورات و ذهنیات و آلارمینگ چپها، نه تنها جوانان تمایل بیشتری پیدا نکردند برای پریدن از شکاف به قیمت حتی ارتکاب جرم خشن، بلکه تمایلشون به شدت کاهش هم پیدا کرده.
عدهای میگن چون سقط جنین آزاد شد بچههای ناخواسته کمتری به دنیا اومدن، و چون بچههای ناخواسته همیشه مشکلات تربیتی دارند، خود به خود آمار جرم پایین اومد. ولی توضیحی ندارند که چطور در حالی که تصویب این قانون و تسهیل سقط در ایالتهای مختلف در زمانهای مختلفی رخ داده، بعضا با فاصله زیاد، اما کاهش جرم در این دوره بیست و سه ساله یک پدیده همزمان کشوریه؟ یا چرا در کشور ایکس که نرخ باروری به ازای هر زن بالاتره، میران ارتکاب جرائم خشن در جوانان انقدر نیست؟ عدهای میگن اعتیاد به گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی باعث شده سمت بزهکاری نرن. اما توجه ندارند که تا سال ۲۰۱۴ که انتهای این دورهست، اعتیاد به سوشال نتورکها اصلا در حد امروز نبود. این کاهش جرم از اواخر دهه نود شروع شده، یعنی ده سال قبل از ورود آیفون به بازار!
با تعداد زیادی از همزمانیها مواجهیم، که هرکس بنا به جهتگیری شخصی خودش، ازش یک «علیت» در میاره. معمولا وقتی روند ناخوشایندی آغاز میشه، تحلیلگران در یافتن جواب «چرا» سرگردان میشن، ولی اینبار اتفاق مبارکی افتاده و کسی نمیدونه چرا!.. و هرچقدر دوره یک ندانستن به درازا بکشه، افسانهها یکی پس از دیگری خلق میشن (و بله مذهب دقیقا همینطور شکل گرفت).
بدون داشتن اطلاعات جامع از همه تغییرات اجتماعی و خانوادگی رخ داده از دهه نود به اینطرف، نمیشه به یک تئوری قابل قبول رسید. آیا اینکه بچههای این دوره کمتر در خیابانها بازی میکنند و بیشتر در خانه هستند مرتبطه با این موضوع؟ آیا بزرگنمایی رسانهها از ناامنی محیط شهری، و محافظهکار شدن والدین تأثیری داشته؟ آیا افزایش جدیت پلیس در برخورد با جرائم خشن، که میتونسته افزایش واقعی نبوده باشه، بلکه مستندسازی گستردهتر فعالیت پلیس و انتشارش در رسانهها بوده باشه، تأثیری داشته؟ تغییراتی که در سطح کیفی مدارس اتفاق افتاده، و دانشآموز خشونتی در کلاس تجربه نمیکنه، تأثیری داشته؟ آیا تغییرات فرهنگی متأثر از فمنیسم و بیرون آوردن پسرها از قالبهای سنتی خشونتپرور، تأثیری داشته؟
فعلا یک چیز رو میدونیم. اختلاف طبقاتی از دهه نود به اینطرف به مراتب بیشتر شده، اما برخلاف تصورات و ذهنیات و آلارمینگ چپها، نه تنها جوانان تمایل بیشتری پیدا نکردند برای پریدن از شکاف به قیمت حتی ارتکاب جرم خشن، بلکه تمایلشون به شدت کاهش هم پیدا کرده.