Anarchonomy
44K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
بعد گوگل استریت رو دقیقا در همون نقطه روشن کردم. این نمای بیرونی همون ساختمونه. همون پنجره‌هایی که رو به خیابون هستند، و رو به شماله و هیچوقت نور مستقیم افتاب نمی‌گیره. همون‌طور که می‌شد حدس زد طبقات پایینش افتضاحه، نور که نداره، پنجره هم رو به تابلوی مغازه‌ها باز میشه.
در ورودی ساختمون هم مثل ورودی‌های دخمه مانندیه که نیروهای مقاومت فرانسه وقتی از دست گشتاپو فرار می‌کردن میرفتن توش تا آلمانی‌ها نتونن پیداشون کنن!
حالا اون چه مغازه‌ایه؟
رستوران غذاهای دریاییه! به نام La Criee
لابد بوی غذاهاش همه‌جا رو می‌گیره. بعضی‌ها اصلا ازین بوها خوششون نمیاد.
ساعت کاری رستورانه هم چک کردم. آخر هفته‌ها تا ساعت ۱۱ و نیم شب بازه! برو بیا، تق و توق.. !

نه اصلا جالب نیست. چون میشه پیاده تا ایفل رفت دلیل نمیشه گزینه خوبی باشه.
باید برای ۱ میلیون یورویی که کف حسابم خوابیده یه واحد بهتر پیدا کنم 😉
چه چیزی باعث میشه طبقه متوسط هربار تصور کنه «اندفعه فرق می‌کنه»؟ چرا طبقه متوسط ایران انقدر کودنه؟
این واقعیت تأسف‌بار، که حداقل نیمی از مردم هیچ قصدی برای تقابل با حاکمیت ندارند حتی اگه از وضعیت خوششون نیاد. دوست دارند با همین‌ها که در رأس قدرتند ادامه بدن، چون این بازی رو پذیرفته‌ن.
این بار هیچ اصراری از من نخواهید دید برای تحریم انتخابات. اگر کسی تا الان متوجه نشده که باید چه بکنه و چه نکنه، هیچ استدلالی و هیچ منطقی و هیچ وحی آسمانی نمی‌تونه توجیهش کنه.
3
دوستان پرسیده بودند برحسب چه مستنداتی میگی حیات محمد یک واقعیت تاریخی نیست؟!
کافیه به همین کلیپ کوتاه نگاه کنید تا جوابش رو از زبان یک آخوند که مقدار زیادی مطالعه کرده در «مستندات» تا اون مقدار پارچه رو بپیچند دور سرش، بشنوید. عملا هیچ شاهدی در آستین نداره که ثابت کنه نگارش حدیث در زمان حیات پیامبر و حتی ائمه شیعه وجود داشته (و این صحنه فکاهی رو ایجاد می‌کنه). و امکان نداره بتونید شناختی از پیامبر بدست بیارید جز اینکه به احادیث رجوع کنید. خلاصه‌ش اینه: هرچه که از اسلام می‌دونیم، از تعدادی آخوند می‌دونیم، که آخوندهای مابعدشون بمون گفتند قابل اعتمادند!

هربار اشارتی می‌کنم به این واقعیت، میان الفاظی ناخوشایند رو به والدینم نثار می‌کنند. دفعه قبل، گفته بودم یه جای کار ایراد داره. متن قرآن در بسیاری از جاها فوق‌العاده معمولیه، ولی متن خطبه‌های نهج‌البلاغه فوق‌العاده‌ پیشرفته و ظریفه. علی علیه‌السلام، هرکس که بوده، یک شاعر بالفطره بوده. قاعدتا باید برعکس می‌بود، چطور ادبیات یک انسان باید قوی‌تر از ادبیات خدا باشه؟

این‌ها در رد ایمان مذهبی نیست. چرا که اساسا ایمان خیلی نیاز به واقعیت‌های بیرونی نداره.


https://t.me/vaziat/28358
وقتی ریه‌ت نابوده و میری دکتر و بت میگه سیگار نکش، میری خونه و فرداش برمیگردی میگی دکتر دیشب اصلا سیگار نشدم چرا ریه‌م هنوز همونجوریه؟ فکر نکنم. هر آدم عاقلی میدونه منظورش اینه که سیگارو باید برای همیشه بذاری کنار، یعنی باید بارها و بارها نکشی! و این تازه جلوی بدترشدن رو میگیره.
یک‌بار مشارکت رو رسوندید به ۱۵ درصد، اونم فقط در تهران، بعد انتظار داشتید استبداد فرو بریزه؟ «نه گفتن» به تکرار نیاز داره گاهی.

علاوه بر این ما در برابر این آدمخوارها، یک وظیفه اخلاقی داریم، و اونم اینه: اکه نمی‌تونیم بازی‌شون رو بهم بزنیم، حداقل، حداقل، حداقل، قاطی بازی‌شون نشیم. اگه نمی‌تونیم چادر سیرک‌شون رو بکشیم پایین، حداقل ملعبه نمایش‌شون نباشیم. تو فروع دین یه چیزی لحاظ کرده بودن که چون اسمش مضحکه و دبیران معارف هم اغلب سندروم داون دارند زیاد جدی نگرفتیمش، ولی با یه ذره اِدیت در معنا، به درد میخوره: تبری! یعنی تباهی دیدی خودتو بکشی کنار.
به آخوندزاده‌های مبلغ «مشارکت حداکثری» گوش ندید. به این آهنگ تکنو گوش بدید.

Listen to Premiere: Adana Twins - Jumanji [TAU] by When We Dip on #SoundCloud
https://soundcloud.com/when-we-dip/premiere-adanta-twins-jumanji-tau
از یکی از دوستان که با اتوبوس عازم سفر بود خواستم صدای داخل رو ضبط کنه. این هم یکی دیگه از چیزهاییه که حس خاصی از نیهیلیسم حیات رو تزریق می‌کنه به مغزم: «صدای تکرار شونده لرزش قطعات فلزی تحت استرس». تو هواپیماها هم میشه شنید وقتی از طوفان عبور می‌کنه. فلز و قطعات سخت، نمادهای بی‌جانی هستند، اما وقتی تحت فشار قرار می‌گیرند این حس رو منتقل می‌کنند که انگار دارند درد می‌کشند، چیزی که مختص زنده‌هاست. دردی مداوم که هیچ تأثیری روی میزبان فشار نداره و همینطور تا ابد ادامه پیدا می‌کنه. استرسی که روی جامدات هست، بی‌ترحم بودن دنیا رو تداعی می‌کنه. دنیایی پر از دردهای پوچ.
در حالی که ایران مشغول تحریک آمریکا به آغاز یک جنگِ هرچند محدوده تا بعدا از طریق یک آتش‌بسِ شفاف یا غیرشفاف، چند قلم از امتیازاتی که در برجام قرار بود بدست بیاره رو دوباره برگردونه و چند قلم از امتیازاتی که دادنشون در حالت آرامش هزینه زیادی داره رو به طرف مقابل تقدیم کنه، عربستان با ژاپن چند تفاهمنامه مهم تجاری و تحقیقاتی امضاء کرد. از جمله با بانک میتسوبیشی یو اف جی، که یکی از بزرگترین بانک‌های دنیاست و غیر از هلدینگ‌های بزرگ، کنترل چندین شرکت تولیدی غول‌پیکر رو هم در اختیار داره. هرچند در کنارش قراردادی بین سابیک و یوکوگاوا الکتریک برای تأسیس یک نمایندگی در عربستان و همچنین چند قرارداد بین دانشگاه‌های عربستان و دانشگاه‌های ژاپن هم امضاء شده، اما امضای توافقنامه با میتسوبیشی در یک کلاس دیگه قرار داره، چون هر دو طرف معامله کنترل حجم زیادی از پول کشور متبوع رو در اختیار دارند، و این یعنی پیوند عربستان و ژاپن قراره از همینی که هست محکم‌تر شه.
جنگ بخوای بت جنگ میدن، توسعه بخوای بت توسعه میدن. دیگه انتخاب درست رو خسروان دانند.
3
در اکتبر سال ۲۰۰۰ القاعده یمن یک قایق پر از مواد منفجره رو کوبید به ناو یو‌اس‌اس کول، و انفجاری ایجاد کرد که هفده ملوان آمریکایی کشته شدن. اون روزها هم القاعده از واژه‌هایی مثل «اراده»، «مقاومت»، و «شهامت» صحبت می‌کرد. آخه ایالات متحده رو تحقیر کرده بودن.
۱۹ سال ازون روز می‌گذره، آمریکا بعلاوه متحدانش غیر از بمب هسته‌ای هرچیز دیگه‌ای که در انبارها داشتند ریختن روی سر یمن. کشوری که روزی مقصد توریسم بود تمام زیرساختش از بین رفته و الان دنبال بطری‌های آب آشامیدنی و آنتی‌بیوتیک‌های سازمان ملله!
تنها «عقلانیت» بازدارنده جنگه، و نه هیچ‌چیز دیگه.
متأسفانه اداره مملکت به عهده کسانیه که از عقل سلیم همونقدر محرومند که نویسنده این توعیت محرومه. و هنگامی که وقت پرداخت هزینه بی‌عقلی‌ها می‌رسه، خواهند گفت «عیب نداره، در اون دنیا خدا پاداش‌ رنجی که می‌کشیم خواهد داد».
6
تعدادی از فعالان سوری رو دنبال می‌کنم که بعضی‌هاشون مشخصه اسلامگرا هستند و بعضی‌هاشون نیستند، یا مشخص نیست هستند. در حالت عادی غالبا روی خبرهایی صرفا درباره تحرکات شورشیان مسلح و گروهک‌های بی‌شمارشون و پیشروی یا عقب‌نشینی‌های نیروهای دولتی، تمرکز دارند. خیلی کم می‌بینم درباره مسائل سیاسی خاورمیانه بنویسند، مگر اینکه ربطی به بشار اسد داشته باشه. اما محمد مرسی که در دادگاه فوت کرد، همه به طور هماهنگ یا تسلیت گفتند یا زانوی غم بغل گرفتند!
ازین مشاهده خودمانی نمی‌شه یک نتیجه‌گیری کلی بدست آورد، اما بیراه نیست بگیم که کل اقدام مسلحانه و جنگ داخلی در سوریه پروژه اخوان‌المسلمین بود، و قطر با تمام قوا پشت این جریان ایستاده. اما رسانه‌های دنیا بدون توجه به این واقعیت تقریبا عریان، همه اتهامات رو به سمت عربستان نشانه گرفتند! مثلا همین روزها نمی‌بینید سی‌ان‌ان کنجکاو بشه که معارضان سوری چرا انقدر سوگوار شدند برای مرگ کسی که با رأی مردم به قدرت رسید اما می‌خواست ریشه دموکراسی رو به نفع اسلام بزنه؟
این کشور کوچک تونست بزرگترین خرابکاری یک قرن اخیر رو در خاورمیانه ایجاد کنه، و خیلی راحت قسر در بره و همه کاسه کوزه‌ها هم روی سر عربستان بشکنه! اونم به این دلیل که با پول خیلی خیلی زیادی که از فروش گاز بدست آورد، تا می‌تونست در واشنگتن آدم خرید!

یکی از ذهنیت‌هایی که تثبیت شده، و خبرنگارهای به اصطلاح! منتقد قدرت هم بش دامن زدن، اینه که عرب‌های منطقه گوش به فرمان واشنگتن هستند، اما در واقعیت این حرف‌شنوی دو طرفه‌ست. هرچند در یک سطح نیست، اما دو طرفه‌ست. اگر اینطور نبود، و اگر شرایط کمی سالم‌تر بود، الان قطر هم در کنار ایران باید تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار می‌گرفت. ولی از تحریم و حتی تشر که خبری نیست، میزبان جام‌جهانی هم هست.
4
همین دیروز بود که اسکای‌ترکس قطرایرویز رو به عنوان ایرلاین سال! معرفی کرد. این پنجمین باره که این جایزه رو بش میدن، که البته با رأی مردم به دست میاد. به ایرلاین کشوری که مستقیما با تروریست‌ها در ارتباطه اجازه دادند انقدر رشد کنه و مردم دنیا رو جابجا کنه!
البته نمیشه عرضه و جنم‌شون رو نادیده گرفت. عقاید مسموم‌شون رو صادر کردند به کشورهای عربی، آتش هم بپا کردند، و بلیت هم فروختند و برند هم ساختند و ثروت هم اندوختند. نه مثل جمهوری‌اسلامی که صادر کرد، ولی ماهان الان می‌تونه فقط دام زنده جابجا کنه.
بارها پرسیده شده «حجاب چند درصد مشکل زندگی شماست مگه؟». حتی گاهی خود دخترها این رو میپرسند. به نظرشون همونقدر که کلید کردن حکومت رو این موضوع عجیبه، کلید کردن زنان برای نافرمانی ازش هم عجیبه!
این قسمت از حرف‌های سروش می‌تونه از سرگردانی نجات‌شون بده. به قول ایشون انقلاب ۵۷ یک انقلاب دینی نبود، بلکه یک انقلاب فقهی بود (البته فقهی که خودشون ساخته بودند). مشکل روحانیت با شاه، آزادی یا استقلال یا حق تعیین سرنوشت یا هرکدوم از ارزش‌های مدرن و واردشده از غرب نبود، مشکل‌شون این بود که شاه به فقه وقعی نمی‌نهاد!.. بنابراین رکن اصلی این حکومت رو باید احکام شرع دونست، و ازونجایی که در این احکام حجاب جایگاه ویژه‌ای داره، پس برای زیر سوال بردن حکومت کافیه حجاب رو زیرسوال ببری، و پس مخالفت با حجاب اجباری صرفا مخالفت با نیم متر پارچه نیست، مخالف با اصل نظامه.

دو نکته درباره مابقی صحبتش هم وجود داره.
میفرماد فاصله بین مشروطیت تا الان، دوره غلبه آخوند بر عالِم بود! غلبه کسانی مثل شیخ فضل‌الله که در تحجر فقهی بسر می‌بردند بر عالمانی که از ذات دین شناخت داشتند و دنبال اصلاحش بودند.
این غلبه واقعا اتفاق افتاد، اما اولا این خود مردم بودند که رضایت دادند به این غلبه، چرا که درک مردم از دین هم به حداقلی‌ترین و مبتذل‌ترین حالت ممکن خودش رسیده بود، که هنوز هم رسوباتش باقیه. لذا اتفاقی که در دوران مشروطه افتاد، انعکاسی بود از چند قرن عقب‌افتادگی و بیسوادی و خواب عمیق جامعه ایرانی. (بر همین اساس، تصور من اینه تا جامعه ایرانی ول‌کن شریعت نشه، تغییر اساسی در حاکمیت ایران رخ نخواهد داد. و مردم هم ول نمی‌کنند تا زمانی که بمیرند. پس متولدین دهه شصت به قبل همه باید فوت کنند، دهه شصتی‌ها هم با اینکه تقید چندانی ندارند اما دانسته یا ندانسته مبتلا هستند. فرزندان دهه شصتی‌ها و هفتادی‌ها که الان هفت هشت سالشونه باید بچه‌دار بشن و به سن بلوغ برسند، و میشه تخمین زد اکثر اون بچه‌ها از شریعت فعلی تهی خواهند بود. تقریبا ۳۵ سال دیگه زمان میبره). دوما، همین عقب‌افتادگی ما رو از داشتن آلترناتیو قابلی در برابر شیخ‌فضل‌الله‌ها محروم کرده بود. سروش فکر می‌کنه اگه سیدجمال مغلوب نمی‌شد الان وضع دیگه‌ای داشتیم. اما سیدجمال و امثالش، با دست خالی ممکن نبود بتونن راه به جایی ببرند که ازین بهتر باشه. و این دست واقعا خالی بود. وقتی محتوایی که در خور تمدن غربی باشه نداری، چی رو میخوای اصلاح کنی؟ سروش نمی‌خواد بپذیره که سیدجمال هم در توهم بود و فکر می‌کرد راه نجات کشورهای عقب‌افتاده رجعت به اسلام اصیله! مزیت فقهای متحجر این بود که لاقل پذیرفته بودند اسلام سنخیتی با ارزش‌های غربی نداره. با وجود سیدجمال، باید هفتادسال هم دوره «اکتشاف عدم سنخیت» رو می‌گذروندیم و بعد میرسیدیم به جمهوری‌اسلامی! اگه سرنوشت محتوم این بود که بیفتیم در این منجلاب، همون بهتر که مستقیم و با کله افتادیم.


https://t.me/nonviolence/3549
2
«آمریکا باید درباره اهداف میان و بلندمدت خود برای ایران تصمیم بگیره. اگه هدف میان مدت عمیق‌تر کردن انزوای ایرانه، برای این کار باید بردباری به خرج بده تا ایران در روشی که به پیش گرفته زیاده‌روی کنه تا بعد بشه ازش برای ایجاد یک ائتلاف علیه‌ش استفاده کرد، و شرش رو دفع کرد. نه اینکه تکیه کنه به تک حمله‌های هوایی (مثل سوریه)».

در انبوه جفنگیات کله‌پوک‌های شبکه‌های اجتماعی، وقتی رندوم به نظر کسی برمیخوری که از عقل بهره‌منده، مثل حسیه که داری تو خیابون رد میشی یهو از تو حیاط یکی از خونه‌ها بوی یاس میاد!
2
یک سرباز آمریکایی در یک عملیات علیه داعش در سوریه کشته شده. اینو دارید اینجا می‌خونید، در حالی که یک کانال خبری نیست. چرا؟ ارزش جون یک آدم اندازه یک پرنده بدون سرنشین (که شرکتش خوشحاله قراره سفارش جدید بگیره) نیست؟ وظیفه اخلاقی شما نیست سوگوار این سرباز آمریکایی باشید، اما این کنتراست‌ها ثابت می‌کنه: اینکه شما به چی فکر کنید، و به چه چیزی بیشتر اهمیت بدید، توسط کسانی مدیریت میشه که منتخب شما نیستند.
2
گاهی آدم مخش سوت می‌کشه ازینکه چطور این‌ها انقدر گیجند؟ و همزمان با خودش میگه ولی تماشای گیجی این‌ها سرگرم‌کننده‌ست، بذا ادامه بدن!

صحبت ترامپ صرفا یک «ما اخلاقمندیم» نیست. بلکه نمایشی بی‌نقص از هنر بازی‌کردنه. مهارت بازی‌کردن یعنی کسب امتیاز در برنامه‌ای که دیگران طراحیش کردن، اما هنر بازی‌کردن یعنی بدست گرفتن کنترل طراحی! وقتی طرف ایرانی، که هم شامل حکومت ایران میشه و هم مردم ایران، مشغول مشخصات کاتالوگی پهپاد ساقط شده بودند و یکی با قیمتش به دلار خودارضایی می‌کرد و یکی با پنهانکاریش و یکی با ارتفاع پروازیش، همه فاکتورهایی مادی، ترامپ مدعی شد چیزهای مهم‌تری هست در دنیا، و اهمیت دادن به زندگی، حتی اگه زندگی ۱۵۰ نفر از مردم نظامی یا غیرنظامی دشمن باشه، در اولویته. مهم نیست ترامپ عملا چقدر اهمیت میده به کشته شدن انسان‌ها، مهم اینه که موضوع رو عوض می‌کنه، و وقتی عوض شد، طرف مقابل هرچی که بدست آورده ناگهان هیچ میشه!
نه تنها در کلیات، که حتی در جزئیات قضایا هم موضوع رو عوض می‌کنه‌. موضوع این بود که یک کشور جهان‌سومی به سطحی رسیده که یکی از پیشرفته‌ترین پرنده‌ها رو رهگیری و منهدم می‌کنه. ولی موضوعش رو اینطور عوض کرد: چون جرئت نداشتند خلبان‌مون رو بکشن، پرنده بدون سرنشین‌مون رو زدند!

گیج‌ها فکر می‌کنند مهم واقعیات محضه (بعد ذهن خودشون رو مشغول می‌کنند با بحث‌هایی مثل «آیا آمریکا اخلاقمدارتر است واقعا؟»، یا «آیا اقتدار ایران به سطح قابل توجهی رسیده واقعا؟). اما واقعیت چیزیه که شما طراحیش می‌کنی، اگه بلد باشی موضوعات رو عوض کنی. و نمیتونی بلدش باشی اگه روحیه برنده شدن نداشته باشی. لوزرها، برنده‌های بازی‌های دیگرانند. و وینرها، صاحبان بازی.

https://t.me/khabaronline_ir/227164
2
شما هم یکی ازین «فقط یک رمان‌»ها بنویسید. و
همین فردا شروع کنید.
ببینیم چه اتفاقی رو می‌تونه رقم بزنه‌.‌ به ادعای من بسنده نکنید، خودتون شخصا تست کنید چی ازتون برمیاد.
2
قسمتی از رشته توعیت

البته یه چیزی رو اضافه نکردم. در یک کشور قدرتمند دموکراتیک، همزمان با ارتقاء جامعه شکل کشورداری و حکمرانی هم ارتقاء پیدا می‌کنه. در کشور عقب‌مانده، برای آغاز رودررویی و درگیری، لحظه‌شماری می‌کنند، و در کشور ارتقاء یافته، نماینده مردم ازینکه تونسته نظامیان رو قانع کنه که درگیر نشن، کف میزنه! کف زدن به معنای استعاری نه، واقعا با دو دستش کف میزنه.
2
Anarchonomy
Photo
نیکلاس طالب که در سیاست خارجی یک انزواگراست، مخالف فضولی کشورها در کار همدیگه، موافق این ایده که قدرت جهانی برخلاف قدرت محلی قطعا منجر به نوعی از استعمار و نابودی هویت‌های مستقل میشه (و البته انزواگراییش صرفا حاصل شده از دانشش نیست بلکه حجمی از عصبانیت تاریخی رو با خودش حمل می‌کنه چون اصالتا ریشه در جامعه‌ای در شرق مدیترانه داره که همواره زیر پای قدرت‌های کشورگشا له شدند، و حس «جهان، حق ما را خورد» ولش نمی‌کنه)، میگه وقتی ناوهای شما در شرایط صلح هزاران کیلومتر دورتر از آب‌های خودت هستند، که به در میگه که نیروی دریایی آمریکا بشنوه، اگه بشون حمله شد و عکس‌العمل نشون دادی نباید بش بگی «دفاع»، چون دفاع فقط و فقط یعنی یک نفر تجاوز کنه به مرزت و در برابرش اقدام کنی!
در واقع معادل قرار دادن دفاع از منافع بسط‌یافته با دفاع از خاک رو نوعی تقلب میدونه، حتی اگر یک تقلب در انتخاب واژگان باشه.
از کسی که مدعیه تاریخ رو بهتر از بقیه فهمیده قباحت داره این حرف. هیچوقت در تاریخ «دفاع از خاک» موضوعیت نداشته. اولا که مفهومی به نام ملت وجود نداشت، فقط Kingdom تعریف‌شده بود. و کینگ، خاک رو به خاطر خاک اضافه نمی‌کرد به قلمروئش. برای خاک می‌جنگید و آدم می‌کشت به خاطر منافع خاک. انگلوساکسونها با اینکه وایکینگ‌ها فوج فوج بریزند در کشورشون هیچ مشکلی نداشتند. دعوا سر این بود که وایکینگ‌ها می‌خواستن در زمین‌های بریتانیا کشاورزی و دامداری کنند! عرب مسلمان وقتی به ایران حمله کرد و به سیستان رسید به خلیفه نامه نوشت که اینجا خار هم به زحمت رشد می‌کنه، بهتره وقت‌مون رو در این سمت تلف نکنیم! کسی به عظمت مساحت سواحل مکران اهمیت نمیداد.

بعدها که غربی‌ها مفهوم ملت-دولت رو ایجاد کردند، خاک و مرز سیاسی هم تعریف شد، و صادرش کردند به کشورهای ضعیف، در حالی که خودشون چندان بش پایبند نبودند (و هنوز هم نیستند. وقتی فرانسه به مزرعه‌دار تایلندی دیکته می‌کنه که چای رو باید چطور کشت کنه و گرنه از خرید خبری نیست، و وقتی یک بساز بفروش تایلندی قصد می‌کنه مقداری ازون زمین‌ها رو تخریب کنه سریعا دخالت می‌کنند! یعنی در مورد چیز بی‌اهمیتی مثل چای هم قدرت‌ها «گلوبال» عمل می‌کنند. اینکه اندازه آمریکا نمی‌توانند گلوبال باشند از نداشتن مولفه‌هاییه که آمریکا ازش برخورداره، نه اینکه مخالف این حجم از سیطره باشند). اصرار ورزیدن به از دست ندادن «حتی یک وجب از خاک» کشور، یک موضوع مدرن بود که غربی‌ها ابداعش کردند: تو ای کنیایی، تو ای برزیلی، تو ای اندونزیایی، تو ای چینی، تو ای مصری، صلاح تو و مسیر درست توسعه کشورت (که تازه اجازه دادیم مستقل باشه)، اینه که منافعت رو صرفا در داخل این مرزی که برات تعیین شده، یا ما تعیین کردیم، تعریف کنی! (حتی در فرهنگ هم به این «سرت تو لاک خودت باشه» اصرار کردند. دقت کنید که چطور امپراطوری‌های گذشته و حال، مثل انگلستان، فرانسه، و آمریکا، خودشون با وارد کردن مهاجران متنوع به جامعه‌ای متکثر تبدیل شدند، اما نگاهشون به کشورهایی مثل ما اینه که «چه خوبه که یکدستید!»، «چه خوبه که فرهنگ‌تون چند قرنه تکون نخورده»).

نیکلاس طالب دچار تناقض جالبیه. تعریفی که از سر لج با امپراطوری‌ها از دفاع ارائه می‌کنه، دقیقا تعریفیه که امپراطوری‌های سابق برای کشورهای مغلوب ارائه دادند!



پی‌نوشت:
مخالفت ما با یاغی‌گری‌های جمهوری‌اسلامی، مخالفت با این واقعیت که منافع ما محدود به مرزها نمیشه نیست. یک دولت منتخب ایرانی، باید و حتما منافع ایران رو در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای ما دنبال می‌کرد. مشکل ما اینه که حکومت، منتخب ما نیست، و منافعی که دنبال می‌کنه منافع ما نیست.
3