روسیه آتشنشانی نیست! این
You are on your own
ترین پیامی بود که پوتین میتونست به حکومت ایران بده. وزن این جمله خیلی بیشتر از توجهی بود که بش شد. روسیه برای اسد نقش آتشنشان رو ایفا کرد، با هزینهای قابل توجه. گویا حالا فهمیده که نباید به درخواست قاسم سلیمانی برای دخالت در سوریه پاسخ مثبت میداده. یعنی اگه قصد پیشبرد اهداف استراتژیکش در سوریه رو داشت، باید مبتکرانه وارد میشد، نه به عنوان ناجی دقیقه نود! و حالا در مورد برجام، حتی با هزینههایی بسیار کمتر هم حاضر نیست اون اشتباه رو تکرار کنه.
جو جنگی آمریکا که اخیرا راه افتاده، اصلا شبیه یک آمادهسازی برای حمله نیست. بلکه یک نوع آمادهسازی برای پاسخ دادن به واکنش جمهوریاسلامیه. قراره چه اتفاقی بیفته که احتمال میدن سپاه تلافی کنه تا برای اون تلافی آماده بشن؟ و اون چه اتفاقیه که روسیه از الان میگه نمیخواد خودشو قاطی کنه؟
https://t.me/bbcpersian/41031
You are on your own
ترین پیامی بود که پوتین میتونست به حکومت ایران بده. وزن این جمله خیلی بیشتر از توجهی بود که بش شد. روسیه برای اسد نقش آتشنشان رو ایفا کرد، با هزینهای قابل توجه. گویا حالا فهمیده که نباید به درخواست قاسم سلیمانی برای دخالت در سوریه پاسخ مثبت میداده. یعنی اگه قصد پیشبرد اهداف استراتژیکش در سوریه رو داشت، باید مبتکرانه وارد میشد، نه به عنوان ناجی دقیقه نود! و حالا در مورد برجام، حتی با هزینههایی بسیار کمتر هم حاضر نیست اون اشتباه رو تکرار کنه.
جو جنگی آمریکا که اخیرا راه افتاده، اصلا شبیه یک آمادهسازی برای حمله نیست. بلکه یک نوع آمادهسازی برای پاسخ دادن به واکنش جمهوریاسلامیه. قراره چه اتفاقی بیفته که احتمال میدن سپاه تلافی کنه تا برای اون تلافی آماده بشن؟ و اون چه اتفاقیه که روسیه از الان میگه نمیخواد خودشو قاطی کنه؟
https://t.me/bbcpersian/41031
Telegram
BBCPersian
🔴پوتین درباره تنش ایران و آمریکا: روسیه آتشنشانی نیست
🔺ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه از احتمال نابودی توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی ابراز تاسف کرده، اما گفته است روسیه "آتشنشانی نیست که همه چیز را نجات دهد."
🔺آقای پوتین ایران را "شفافترین" کشور…
🔺ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه از احتمال نابودی توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی ابراز تاسف کرده، اما گفته است روسیه "آتشنشانی نیست که همه چیز را نجات دهد."
🔺آقای پوتین ایران را "شفافترین" کشور…
1❤4
خانومه نوشته وقتی جوان بودم یه سقط انجام دادم که بهترین تصمیم زندگیم بود، هم برای خودم که نه بچه رو میخواستم، و نه از لحاظ عاطفی و روانی و مالی آماده بودم براش، و هم برای خود اون بچه که بالاخره میبردنش یتیمخونه، که خیلی از بچهها آخرش سر ازونجا درمیارن و واقعا ظالمانهست!
بعد این آقا هم در جواب گفته به عنوان کسی که تمام دوره بچگیش رو تو یتیمخونه گذرونده حالم بد میشه هربار که توعیتی میبینم که میگه ما بهتر بود میمردیم!
در بین توجیهاتی که زنان برای به قتل رسوندن بچه میارن، «چه بلایی ممکنه سرش بیاد بعدا؟»، یا «این دنیا برای اون طفلک خیلی ظالمانهست» نه تنها جزء مضحکتریناشونه، بلکه توهین به کل زندگی کسانیه که تو شرایط سخت بزرگ شدن، ولی زندگی رو دوست دارن.
بعد این آقا هم در جواب گفته به عنوان کسی که تمام دوره بچگیش رو تو یتیمخونه گذرونده حالم بد میشه هربار که توعیتی میبینم که میگه ما بهتر بود میمردیم!
در بین توجیهاتی که زنان برای به قتل رسوندن بچه میارن، «چه بلایی ممکنه سرش بیاد بعدا؟»، یا «این دنیا برای اون طفلک خیلی ظالمانهست» نه تنها جزء مضحکتریناشونه، بلکه توهین به کل زندگی کسانیه که تو شرایط سخت بزرگ شدن، ولی زندگی رو دوست دارن.
❤5
بله حاضر بودم، بیشتر شما هم حاضر بودید. طبق نظرسنجیها، بیش از هفتاد درصد دخترهای مورد تجاوز قرار گرفته نمیخوان بچهشون رو سقط کنند (از لحاظ روانی کمک میکنه تا به سیاهی اتفاق تجاوز غلبه کنند). کسانی که دارند به نمایندگی از زنان ایدهآلهای فمنیستی (مثل زندگی عاری از مسئولیت مادری) رو دنبال میکنند، بخش کوچکی از زنان هستند.
علیایحال، «من» بدن مادرم نیستم. شما هم نبودی. از زن حامله میپرسن «حال بچهت چطوره؟»، «نمیپرسن حال شکمت چطوره؟».
علیایحال، «من» بدن مادرم نیستم. شما هم نبودی. از زن حامله میپرسن «حال بچهت چطوره؟»، «نمیپرسن حال شکمت چطوره؟».
❤5
Anarchonomy
Photo
چه تناقضی ازین بزرگتر و خندهدار که راهحلی به جهان ارائه بدی که اگه مادر خودت بش عمل کرده بود، الان زنده نبودی؟
خودخواهی و بیفکری و البته نادانی یعنی با دو سه دهه زندگی در این دنیا، و با این ذهن محدود، فکر کنی میدونی مصلحت جهان هستی چند میلیارد ساله چیست و چه باید باشد!
طبیعت طوری زن رو ساخت که انگار قرار نبود انصاف رو رعایت کنه. از رنج بارداری گرفته تا دردسرهای قاعدگی. و از همین رو یک نوع عصبانیت از طبیعت همواره در فمنیسم جاسازی شده. و سخته به کسی که متنفره از طبیعت بگیم بیا و تسلیمش باش (یکی از تننویسهای مشهور وبلاگستان یکبار نوشته بود با وجود خونریزی از پارتنرش خواسته تا سکس کنند، تا طبیعت سوپرایز شه! درکش از هستی وابسته به تجربه اجتماعیشه. طبیعت رو به شکل پدر سالخورده و سنتی و نامنعطف خودش میبینه که اگه هنجارهای مورد تأییدش رو رعایت نکنی حرصش درمیاد!).
فمنیسم ضدمذهب، در یک تناقض مضحک دیگه، در حالی که مدعیه باید به تسلط نگاه مذهبی به مفاهیم پایان داد، خودش یه سری تسلط رو براش رزرو میکنه. مثلا موضع در برابر گناه قتل جنین، از قبل رزرو شده برای مذهب، لذا اگه موضعت مخالف باشه باید مخالفت مذهبی کنی، و مخالفتی خارج ازون چارچوب به رسمیت شناخته شده نیست (و با توهم اینکه خیلی شناخت دارند به آدمها از سلاح زیادی کندشدهی «رسوبات مذهب تو ذهنت باقی مونده» استفاده میکنند). در حالی که این مخالفت، دغدغهای فراتر از خشم الهی داره. هم ازین جهت که بقای بشر بیولوژیک منوط به تسلیم در برابر این قاعده طبیعیه، و هم ازین جهت که آدم، نباید آدم بکشه. بعد از دهها هزارسال، قرار نیست امر اخلاقی که حاصل شعوره رو تعطیل کنیم چون پایبندی بش ممکنه سخت باشه.
قوانین منع سقط، حتی اگه اجرا بشن یا موقتیاند یا ناکارآمد. محدود دونستن این جنگ واقعی به یک دعوای حقوقی و پارلمانی، سادهلوحانهست. ما با یک حمله همه جانبه علیه طبیعتمون و شعورمون و تمدنمون مواجهیم. اگه بُردی هم وجود نداشته باشه باید مقاومت کرد. اگه چپگرایی رو تقلیل بدیم به «مقاومت در برابر جریان پیشرونده»، به طرز بامزهای، راستها در این زمینه چپ هستند، و چپها، راست افراطی!
خودخواهی و بیفکری و البته نادانی یعنی با دو سه دهه زندگی در این دنیا، و با این ذهن محدود، فکر کنی میدونی مصلحت جهان هستی چند میلیارد ساله چیست و چه باید باشد!
طبیعت طوری زن رو ساخت که انگار قرار نبود انصاف رو رعایت کنه. از رنج بارداری گرفته تا دردسرهای قاعدگی. و از همین رو یک نوع عصبانیت از طبیعت همواره در فمنیسم جاسازی شده. و سخته به کسی که متنفره از طبیعت بگیم بیا و تسلیمش باش (یکی از تننویسهای مشهور وبلاگستان یکبار نوشته بود با وجود خونریزی از پارتنرش خواسته تا سکس کنند، تا طبیعت سوپرایز شه! درکش از هستی وابسته به تجربه اجتماعیشه. طبیعت رو به شکل پدر سالخورده و سنتی و نامنعطف خودش میبینه که اگه هنجارهای مورد تأییدش رو رعایت نکنی حرصش درمیاد!).
فمنیسم ضدمذهب، در یک تناقض مضحک دیگه، در حالی که مدعیه باید به تسلط نگاه مذهبی به مفاهیم پایان داد، خودش یه سری تسلط رو براش رزرو میکنه. مثلا موضع در برابر گناه قتل جنین، از قبل رزرو شده برای مذهب، لذا اگه موضعت مخالف باشه باید مخالفت مذهبی کنی، و مخالفتی خارج ازون چارچوب به رسمیت شناخته شده نیست (و با توهم اینکه خیلی شناخت دارند به آدمها از سلاح زیادی کندشدهی «رسوبات مذهب تو ذهنت باقی مونده» استفاده میکنند). در حالی که این مخالفت، دغدغهای فراتر از خشم الهی داره. هم ازین جهت که بقای بشر بیولوژیک منوط به تسلیم در برابر این قاعده طبیعیه، و هم ازین جهت که آدم، نباید آدم بکشه. بعد از دهها هزارسال، قرار نیست امر اخلاقی که حاصل شعوره رو تعطیل کنیم چون پایبندی بش ممکنه سخت باشه.
قوانین منع سقط، حتی اگه اجرا بشن یا موقتیاند یا ناکارآمد. محدود دونستن این جنگ واقعی به یک دعوای حقوقی و پارلمانی، سادهلوحانهست. ما با یک حمله همه جانبه علیه طبیعتمون و شعورمون و تمدنمون مواجهیم. اگه بُردی هم وجود نداشته باشه باید مقاومت کرد. اگه چپگرایی رو تقلیل بدیم به «مقاومت در برابر جریان پیشرونده»، به طرز بامزهای، راستها در این زمینه چپ هستند، و چپها، راست افراطی!
❤2
چپها، مخصوصا اونهایی که دغدغههای کارگری دارند، ذهنیتی از «کارگر» دارند که به کارگران خط تولید BMW شباهت داره بیشتر. در حالی که بازار کار مملو از کسانیه که نه سواد و نه مهارت لازم برای چیزی بیشتر از نظافت یا خدمات رستورانی، ندارند. اگه حداقل دستمزد افزایش پیدا کنه، که چپها میخوان افزایش پیدا کنه، این افراد که اگه همون شغل ساده رو هم نداشته باشن از بین میرن، دیگه نمیتونن کار پیدا کنند، چون دیگه نمیصرفه اون دستمزد بالا رو به کسی بدن که سواد و مهارتش پایینه. از طرفی این افزایش باعث میشه هزینه خدمات بره بالا، و این شرایط رو برای افراد فقیر سختتر میکنه. اگه دستمزد کارگر ساختمانی بالاتر بره، هزینه ساخت خونه بالا میره و کسی که ضرر میکنه پولدارها نیستند، فقرا و مهاجرینی هستند که بودجهشون برای تهیه مسکن لب مرزه.
یک مدل اقتصادی نشون میده خرجی که ارتش آمریکا برای پرسنلش میکنه هرسال نزدیک ۹۰ میلیارد دلار به رشد اقتصاد این کشور اضافه میکنه! چطور؟ آموزشی که اینها در دوره نظامی میگذرونند توانایی و مهارتشون رو ارتقاء میده و بیرون از پادگان میتونند مشاغل بهتری پیدا کنند! یعنی درست برخلاف خدمت سربازی در ایران، و سایر کشورهای عقبافتاده که از نظامیگری غربی فقط بلهقربانگویی رو تقلید کردند، و خروجی این سیستم رضاخانی هم یک مشت جوان عقدهای و عصبانیه که همون مهارت و دانش قبلیشون هم از یاد بردن، شهروند آمریکایی بعد از پایان دورهش به شهروند قابلتری تبدیل میشه نسبت به قبل از آغازش، و این قابلیتهای افزایشیافته نه تنها کیفیت زندگی خودش رو بالاتر میبره بلکه به درد اقتصاد مملکت هم میخوره.
شهروند قابل! چه عبارت خوبی ابداع کردم.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0362331919300618?via%3Dihub
شهروند قابل! چه عبارت خوبی ابداع کردم.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0362331919300618?via%3Dihub
❤3
امنیتیهای نظام از یه جایی به بعد دریافتند که ناسازگاری مردم با حکومت، دیگه یک پدیده ناگریزه، پس به جای انکارش باید به عنوان یک واقعیت باش کنار بیان، و در مرحله بعد حتی هدایتش کنند. یعنی طراحی اینکه چطور و چگونه باید با حکومت مخالفت کرد رو به دست بگیرند. برای اینکار به تعدادی بوقچی نیاز داشتند.
❤2
عکس بالا، مقطع ساحل جاییه یک رودخونه به دریا میریزه، رودخونهای که تو مسیرش سد نبوده.
عکس پایین، مقطع ساحل جاییه که یه رودخونه دیگه به دریا میریزه، این یکی تو مسیرش سد و آببند وجود داشته.
طول بالایی تقریبا دو برابر پایینیه، و شیب ساحل خیلی ملایمتر (تو پایینی قسمت بیچ کلا حذف شده!) سرسبزتر و با تنوع زیستی بیشتر. محیط امنتر برای گونههای در معرض خطر و حتی برای گونههای پرجمعیتی مثل ماهیهای خوراکی و میگو. چون آبی که اومده با خودش رسوب آورده و غنی بوده. ولی رودخونهای که سر راهش سدها و آببندها بودن، هم رسوباتش قبلا گرفته شده هم با خودش غلطت بالاتری از عناصری میاره که اکوسیستم رو بهم میریزه.
این آسیبیه که سد به محیط میزنه، اونم در فاصله بیش از صدکیلومتر پایینتر از سد!
عکس پایین، مقطع ساحل جاییه که یه رودخونه دیگه به دریا میریزه، این یکی تو مسیرش سد و آببند وجود داشته.
طول بالایی تقریبا دو برابر پایینیه، و شیب ساحل خیلی ملایمتر (تو پایینی قسمت بیچ کلا حذف شده!) سرسبزتر و با تنوع زیستی بیشتر. محیط امنتر برای گونههای در معرض خطر و حتی برای گونههای پرجمعیتی مثل ماهیهای خوراکی و میگو. چون آبی که اومده با خودش رسوب آورده و غنی بوده. ولی رودخونهای که سر راهش سدها و آببندها بودن، هم رسوباتش قبلا گرفته شده هم با خودش غلطت بالاتری از عناصری میاره که اکوسیستم رو بهم میریزه.
این آسیبیه که سد به محیط میزنه، اونم در فاصله بیش از صدکیلومتر پایینتر از سد!
❤2
مشکلاتی که آزادیخواهان ایران دارند با بیبیسی، یهودیان هم دارند. چه اشتراکی بین این دو جمعیت هست؟ چه نیرویی همزمان هم آزادیخواه ایرانی رو تخطئه میکنه و هم یهودی رو؟ اسلامگرایی! شبکه خبرپراکنی انگلستان، شده سپر بلای این نیرو! (البته بزرگترهای ما ممکنه بگن «شده» درست نیست، «بود»). برخلاف تصور برخی از دوستان، مشکل فقط یک ناهمخوانی محلی در شعبه فارسی نیست، کل شبکه در همین راستا حرکت میکنه.
یک مستند ساخته درباره غزه. با چند نفر ازینهایی که لب مرز اسراییل شلوغبازی میکنند مصاحبه کرده.. هرجا اونها به عربی میگن یهود، تغییر داده به «اسراییل». حتی وقتی میگه «سرودهای انقلابی که پخش میشه ترغیبت میکنه بری کله یه یهودی رو بکنی». بیبیسی میخواد مخاطبش باور کنه اینها با کشور اسراییل مشکل دارند یا گیر اصلیشون اشغال یا محاصرهست، نه اینکه خدای نکرده فکر کنند اینها با یهود ستیز دارند.
اما از دریوزگی این رسانهها برای تطهیر این یهودستیزها که بگذریم، یک سوال مهمتر وجود داره. فرض کنیم یهودیستیزی واقعا بخشی از مسلمانی باشه. آدمی که تحت فشار اشغال، محاصره، تحریم ، بیکاری، فقر و خشونته، چطور وقت میکنه به این فکر کنه که باید به اون بخش از اسلام توجه ویژه داشته باشه؟ مثلا در اسلام تحت شرایطی حتی خوردن گوشت خوک هم مجازه، مثل وقتی که گرسنگی سلامتیت رو تهدید میکنه. یعنی وضعیت غزه هنوز انقدر بحرانی نیست که بگیم فعلا یهودیستیزی رو که از واجباته باید تعطیل کنیم و به این بپردازیم که باید چه خاکی بریزیم روسرمون؟ حتی اگه واقعا الله، از یهودیان متنفر بود، و از مسلمان توقع داشت کلهشون رو بکنه، حتما فرجهای، آوانتاژی چیزی قرار میداد. همونطور که برای بقیه دستورات قرار داده. فلسطینی قائل به وضعیت استثنایی نیست، یعنی در یهودیستیزی از اون الله فرضی هم جلو زده!
این یک بیماری روانی نیست؟
https://jewishnews.timesofisrael.com/bbc-condemned-for-mistranslating-arabic-word-for-jew-to-israeli-in-gaza-film/
یک مستند ساخته درباره غزه. با چند نفر ازینهایی که لب مرز اسراییل شلوغبازی میکنند مصاحبه کرده.. هرجا اونها به عربی میگن یهود، تغییر داده به «اسراییل». حتی وقتی میگه «سرودهای انقلابی که پخش میشه ترغیبت میکنه بری کله یه یهودی رو بکنی». بیبیسی میخواد مخاطبش باور کنه اینها با کشور اسراییل مشکل دارند یا گیر اصلیشون اشغال یا محاصرهست، نه اینکه خدای نکرده فکر کنند اینها با یهود ستیز دارند.
اما از دریوزگی این رسانهها برای تطهیر این یهودستیزها که بگذریم، یک سوال مهمتر وجود داره. فرض کنیم یهودیستیزی واقعا بخشی از مسلمانی باشه. آدمی که تحت فشار اشغال، محاصره، تحریم ، بیکاری، فقر و خشونته، چطور وقت میکنه به این فکر کنه که باید به اون بخش از اسلام توجه ویژه داشته باشه؟ مثلا در اسلام تحت شرایطی حتی خوردن گوشت خوک هم مجازه، مثل وقتی که گرسنگی سلامتیت رو تهدید میکنه. یعنی وضعیت غزه هنوز انقدر بحرانی نیست که بگیم فعلا یهودیستیزی رو که از واجباته باید تعطیل کنیم و به این بپردازیم که باید چه خاکی بریزیم روسرمون؟ حتی اگه واقعا الله، از یهودیان متنفر بود، و از مسلمان توقع داشت کلهشون رو بکنه، حتما فرجهای، آوانتاژی چیزی قرار میداد. همونطور که برای بقیه دستورات قرار داده. فلسطینی قائل به وضعیت استثنایی نیست، یعنی در یهودیستیزی از اون الله فرضی هم جلو زده!
این یک بیماری روانی نیست؟
https://jewishnews.timesofisrael.com/bbc-condemned-for-mistranslating-arabic-word-for-jew-to-israeli-in-gaza-film/
Jewish News
BBC condemned for mistranslating Arabic word for ‘Jew’ to ‘Israeli’ in Gaza film
Broadcaster accused of "playing down" virulent antisemitic nature of Palestinian incitement in Monday night's documentary by distorting the subtitles FIVE times.
❤3
جان ویک ۳ میره که حتی اونجرز رو پشت سر بذاره در فروش.
چیزی که قابل توجهه ابعاد اکرانه. ۳۸۵۰ تا سالن دارن همزمان پخشش میکنند! (لعنت به جمهوری اسلامی که باعث شد ما جزئش نباشیم). میشه گفت کمتر سینمابرویی در دنیا هست که این فیلم رو نخواد. جان ویک به یک کاراکتر جهانی تبدیل شد، چون یک جوهره اخلاقی توش هست: تن ندادن به بیعدالتی، حتی اگه لازم باشه زمین و زمان رو بهم بریزی!.. جان ویک درست نقطه مقابل «مرد فاضل شرقی» قرار گرفته که ظلمی که به شخصش میشه رو جذب میکنه تا اوضاع بهم نریزه، و پز بردباری میده. اما جان ویک اهمیتی نمیده که همهچیز بهم بریزه. نه تنها ظلم رو جذب نمیکنه، بلکه انعکاسش میده به آدم بدها، و این چیزیه که مردم ازش خوششون میاد. مردم دوس دارن میتونستن جواب کوچکترین تا بزرگترین ظلمهایی که بشون میشه رو بدن. جان میتونه، و قهرمانشون شده. جان ویک نقطه مقابل ایدهآلگرایی شرقیه که تنها راه غلبه بر شر رو معصومیت میدونه، و مردم ازین نگاه غیرکاربردی خستهن. جان ویک، جواب شر رو با شر میده، و مردم اینو دوست دارن.
چیزی که قابل توجهه ابعاد اکرانه. ۳۸۵۰ تا سالن دارن همزمان پخشش میکنند! (لعنت به جمهوری اسلامی که باعث شد ما جزئش نباشیم). میشه گفت کمتر سینمابرویی در دنیا هست که این فیلم رو نخواد. جان ویک به یک کاراکتر جهانی تبدیل شد، چون یک جوهره اخلاقی توش هست: تن ندادن به بیعدالتی، حتی اگه لازم باشه زمین و زمان رو بهم بریزی!.. جان ویک درست نقطه مقابل «مرد فاضل شرقی» قرار گرفته که ظلمی که به شخصش میشه رو جذب میکنه تا اوضاع بهم نریزه، و پز بردباری میده. اما جان ویک اهمیتی نمیده که همهچیز بهم بریزه. نه تنها ظلم رو جذب نمیکنه، بلکه انعکاسش میده به آدم بدها، و این چیزیه که مردم ازش خوششون میاد. مردم دوس دارن میتونستن جواب کوچکترین تا بزرگترین ظلمهایی که بشون میشه رو بدن. جان میتونه، و قهرمانشون شده. جان ویک نقطه مقابل ایدهآلگرایی شرقیه که تنها راه غلبه بر شر رو معصومیت میدونه، و مردم ازین نگاه غیرکاربردی خستهن. جان ویک، جواب شر رو با شر میده، و مردم اینو دوست دارن.
❤3
خاتمی که میدونه دیگه هیچ حرف داخل چارچوبی باقی نمونده که بشه باش مردم رو ترغیب کرد برای تَکرار مشارکت، تصمیم گرفت حرفی خارج از چارچوب بزنه و اسم از فدرالیسم آورد. که البته به این بسنده نخواهند کرد، به قول خارجیها «هرچی گیرشون بیاد رندوم پرت میکنند تا یکیش بچسبه به دیوار»، و دقیقا به همین دلیل که کلمات قربانی پروژههای انتخاباتیشون هستند نباید هیچکدوم این حرفها رو جدی گرفت، و گرنه میگفتم «کلام حقی بود که از دهانی باطل خارج شد». اما پانایرانیستها جدی میگیرند، و جواد طباطبایی ازون سر کره زمین یک عریضه طویل علیه خاتمی نوشته که فقط بگه «تو گوه نخور». دوست داشتم علت اینکه آقاجواد درباره حرفهای خطرناک خامنهای احساس خطر نمیکنه ولی از حرف خاتمی آشفته میشه (و مثل معرکهگیرها در کانال سوت و کورش ناگهان وعده حملات سریالی میده، که فعلا اپیزود اولش رو اکران کرده!)، این باشه که اصلاحطلبان رو به خاطر نقش خطیری که در نرمالایز کردن شبکه الیگارشی ایفا میکنند تعیینکنندهتر میدونه در تعیین سرنوشت ایران. اما واقعیت اونجوری که من دوست داشتم باشه نیست، حتی در جزییات. واقعیت اینه که موهومات ایرانشهری که آقاجواد در سر داره به این ورطه تأسفبرانگیز انداختتش که مایل باشه کسی مزاحم اقتدار ولی فقیه نشه فعلا! اینها کسانی هستند که نمیخوان حاکمیت ایران، توسط هر نرهغول مسئولیتناپذیری که اداره میشه، دچار disruption
بشه. در این توهمند که فرصتی وجود داره در آیندهای نامعلوم که میشه
Make Persia Great Again
و تا رسیدن اون فرصت، باید ایران رو پسانداز کرد. و شرط این پساندازی اینه که هرچی هرجور که هست سرجاش بمونه. فدرالیسم، یا هر ایدهای همینقدر تازه و قبلا آزموده نشده برای ایران، ریسک دارن و ممکنه ایران رو از شکل خودش خارج کنند. و همینه که ایشون رو نگران میکنه، و گرنه برخلاف ادعایی که داره براش مهم نیست آدم صلاحیتداری حرف از فدرالیسم بزنه، یا یک عاقد!
یک طرف یک شیاد ایستاده و یک طرف یک متوهم. مردم نه باید فریب تو خاکی زدنهای مصلحتی خاتمی رو بخورند، نه از آلارمینگ یک پان ایرانیست در واشنگتن بترسند. که بعید میدونم بتونند و به سلامت از بین این دو عبور کنند. همونطور که سال ۵۷، آگاهی اجتماعی خیلی پایینتر از حدی بود که حوادث میطلبید، الان هم در آستانه تحولاتی هستیم که آگاهی عمومی کافی برای هندل کردنشون وجود نداره.
بشه. در این توهمند که فرصتی وجود داره در آیندهای نامعلوم که میشه
Make Persia Great Again
و تا رسیدن اون فرصت، باید ایران رو پسانداز کرد. و شرط این پساندازی اینه که هرچی هرجور که هست سرجاش بمونه. فدرالیسم، یا هر ایدهای همینقدر تازه و قبلا آزموده نشده برای ایران، ریسک دارن و ممکنه ایران رو از شکل خودش خارج کنند. و همینه که ایشون رو نگران میکنه، و گرنه برخلاف ادعایی که داره براش مهم نیست آدم صلاحیتداری حرف از فدرالیسم بزنه، یا یک عاقد!
یک طرف یک شیاد ایستاده و یک طرف یک متوهم. مردم نه باید فریب تو خاکی زدنهای مصلحتی خاتمی رو بخورند، نه از آلارمینگ یک پان ایرانیست در واشنگتن بترسند. که بعید میدونم بتونند و به سلامت از بین این دو عبور کنند. همونطور که سال ۵۷، آگاهی اجتماعی خیلی پایینتر از حدی بود که حوادث میطلبید، الان هم در آستانه تحولاتی هستیم که آگاهی عمومی کافی برای هندل کردنشون وجود نداره.
❤3
۴۴ سال پیش در بین خودکشیهای منجر به فوت نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله آمریکا، ۸۰ درصد پسر بودند و ۲۰ درصد دختر، یعنی نسبت تقریبا ۴ به ۱ بود. از سال ۲۰۰۷ به اینطرف این نسبت همینطور داره کمتر میشه، یعنی سهم دخترها داره به پسرها نزدیکتر میشه. یکی از دلایل بالا بودن سهم پسرها این بوده که از روشهای خشنتر استفاده میکردند. اما در دهه گذشته، تعداد دخترهایی که از طناب استفاده کردند بیشتر شده و این روش، آمار موفقیت خودکشی رو بالاتر میبره.
فاکتورهای بیشماری دخیلند در این تغییر بوجود اومده، اما تأثیر روشهای خشن رو نمیشه نادیده گرفت. آیا تبلیغات فمنیستی با مضمون «دخترها ضعیفتر نیستند» نقشی نداشته در ترغیب دختر نوجوان برای قتل «مردانه» خودش؟
فاکتورهای بیشماری دخیلند در این تغییر بوجود اومده، اما تأثیر روشهای خشن رو نمیشه نادیده گرفت. آیا تبلیغات فمنیستی با مضمون «دخترها ضعیفتر نیستند» نقشی نداشته در ترغیب دختر نوجوان برای قتل «مردانه» خودش؟
❤5
خطای هکسره فقط از روی بیسوادی نیست. درسته که خیلیها انقدر در نوشتن ضعیفند که کتاب من رو کتابه من مینویسند، اما همهی چنین خطاهایی از ندانستن نیست، از گرفتاری مغز ماست که بین دو حالت رسمی و محاورهای از نوشتن گیر کرده. مغزی که باید یک جا بنویسه «آیا کتاب من را پس دادی؟» و یک جای دیگه باید بنویسه «اون کتابه رو بم پس دادی؟». و طبیعتا یک جا این دو رو به جای همدیگه قرار میده. نباید به این مغز گرفتار انقدر سخت گرفت. باید به جای این سختگیری، تکلیف نگارش رو تعیین کرد. این دوگانگی اعصاب نویسنده رو خرد میکنه. کافیه اندازهای که تو این کانال مینویسم بنویسید تا درکش کنید.
❤4
در مورد ونزوئلا نوشته فرق دزدی با غارت این است که در دزدی، همانقدری که دزد سود میکند مالباخته ضرر کرده، اما در غارت که با تخریب همراه است، ضرر مالباخته بیشتر از سود دزد است!.. و چه چیزی غارتگری رو در این کشور رواج داده؟ رها کردن مملکت توسط حکومت. اما نمیشه کاملا اسمش رو گذاشت رهاسازی، چون خیلی هم رها نیست، بلکه رها شده تا در دست نظامیان باشه. اسلحه به دست های خفتگیری که خودشون قانون هستند و خودشون مجری و ناظرش. چنین نیرویی چرا غارت نکنه؟
به قول داریوش آشوری دوره انقلابها به سر رسیده. دیگه تکرار چیزی که در ۱۹۷۹ در ایران رخ داد، نه محتمله و نه معنیدار. هرچند فانتزی شورش همگانی و اسقاطالنظام رو در سالی که پروانهها زیاد بودند داریم اما همهچیز موید این تلخی گزندهست که دیگه دوره بهمنهای جاویدان تمام شده. و تازه باید نگران بود که کار به هرج و مرج ونزوئلایی نکشه. که خواهد کشید، چون علائم استارتش همین الان در برابر دیدگانمون قرار گرفته. غارت بقالیها ابتدای زنجیره غارت نیست، انتهاشه. غارت ابتدا از لایههای بالاتر و با ابعادی سنگینتر شروع میشه. اول سرمایههای ملی شما رو غارت میکنند، بعد قند و شکر و برنج داخل فروشگاهها رو. و غارت در لایههای بالا با جدیت هرچه تمامتر در حال انجامه. و نه، فقط شامل اختلاسها و رانتها نمیشه. اگه حکومت رو دزد حساب کنیم و مردم رو مالباخته، هر سرقتی که ضرر مالباخته از سود دزد بیشتر باشه، غارته. سود جمهوریاسلامی از صرف میلیاردها دلار در سوریه چقدر بود؟ خندهدار. ضرر ما از دخالت و یاغیگری جمهوریاسلامی در سوریه، چقدر؟ گریهدار.
به قول داریوش آشوری دوره انقلابها به سر رسیده. دیگه تکرار چیزی که در ۱۹۷۹ در ایران رخ داد، نه محتمله و نه معنیدار. هرچند فانتزی شورش همگانی و اسقاطالنظام رو در سالی که پروانهها زیاد بودند داریم اما همهچیز موید این تلخی گزندهست که دیگه دوره بهمنهای جاویدان تمام شده. و تازه باید نگران بود که کار به هرج و مرج ونزوئلایی نکشه. که خواهد کشید، چون علائم استارتش همین الان در برابر دیدگانمون قرار گرفته. غارت بقالیها ابتدای زنجیره غارت نیست، انتهاشه. غارت ابتدا از لایههای بالاتر و با ابعادی سنگینتر شروع میشه. اول سرمایههای ملی شما رو غارت میکنند، بعد قند و شکر و برنج داخل فروشگاهها رو. و غارت در لایههای بالا با جدیت هرچه تمامتر در حال انجامه. و نه، فقط شامل اختلاسها و رانتها نمیشه. اگه حکومت رو دزد حساب کنیم و مردم رو مالباخته، هر سرقتی که ضرر مالباخته از سود دزد بیشتر باشه، غارته. سود جمهوریاسلامی از صرف میلیاردها دلار در سوریه چقدر بود؟ خندهدار. ضرر ما از دخالت و یاغیگری جمهوریاسلامی در سوریه، چقدر؟ گریهدار.
میشه جلوی پروژکتور ایستاد و با سایه دستها که روی دیوار میفته شکلهای مختلف درست کرد. مثل خرگوش، گربه.. اما خندهدار میشه اگه شکلی بسازی که خودت ببینی و وحشت کنی. این روزها بعضیها از سایههایی که دو سه ساله خودشون با تحلیلهاشون ساختند در حال وحشتند. برای اونی که هزاران کیلومتر ازینجا دورتره و هراتفاق خشن یا غیرخشنی در اینجا بیفته تأثیری روی زندگیش نداره، خیلی فرق نداره سناریوهایی که به خورد دیگران و حتی خودش داده چقدر واقعیاند. اما اونی که اینجاست، گاهی حس میکنه که خطر خیلی دور نیست، و کاش سناریوهایی که خودم ابداع کردم واقعی نباشه! کاش جان بولتون انقدر که من تکرار کردم همه کارهی سیاست خارجی آمریکاست و خونخواره، همه کارهی سیاست خارجی آمریکا و خونخوار نباشه! آره، نیست. کاش ترامپ انقدر که برای خودم و دیگران تکرار کردم که غیرقابل پیشبینیه غیرقابل پیشبینی نباشه، آره، نیست. مواظبه. کاش کاخ سفید که من میگفتم افتاده دست یک کودک عقدهای! دست یک کودک عقدهای نباشه. آره، نیست. اینجاش قشنگتره: خدایا، خدایا، به محمد و آلمحمد قَسمت میدم، اونجوری که میگفتم تصمیمسازی در واشنگتن هردمبیله، هردمبیل نباشه! میدونم نیست. اوهوم.. کاش هیچکدوم از چیزهایی که دربارهشون اغراق کردم تا خودمو شبیه کسی دربیارم که متوجه خطراتیه که بقیه نیستن، در واقعیت به حدی که من گفتم در اون حد هستند، نرسند! میدونم نمیرسند. آره. در لحظاتی ملکوتی بسر میبریم که یه چیزی ته دلشون آرامشون میکنه: «خیلی از تحلیلهایی که میکنم یه مشت زرت و پرت بیبنیهاند! و این خیلی خوبه».
خشونت خوب نیست، ولی ترس از خشونت صحنههای باشکوهی میسازه. بولتون عزیز، واسه همه بد ترسوندنات مرسی.
خشونت خوب نیست، ولی ترس از خشونت صحنههای باشکوهی میسازه. بولتون عزیز، واسه همه بد ترسوندنات مرسی.