بچه که بودم گهگاه وظیفه توزیع چای بین نمازگزاران به عهده من میافتاد (شما هرگز این کار رو نکنید. با کمر خمیده وزن دهها استکان پر از چای رو نگه داشتن، اصلا برای مهرههای کمر جالب نیست). بعضی وقتها دو نفر همزمان از روی عجلهای بیمعنی دستشون رو شلیک میکردند به سمت سینی و تصادم کوچکی رخ میداد و یکمی از چای میریخت کف سینی. عصبانی میشدم. چون چای کف سینی باعث میشد ته همه استکانها خیس بشه و وقتی بلندش میکنند چکه چکه بریزه رو فرش. دلم میخواست همون چای داغ رو بپاشم رو صورتش و بگم «بیا، اینم چایت، گاو!». ولی درست نیست تو خانه خدا، به بندهی خدا بگی گاو. به نظرم میرسید نرمال نیست این وضعیت، و الان داره یواش یواش مشخص میشه اون وضعیت غیرعادی داره به چه جاهای باریکی ختم میشه. شاید اگه همون روزها احترام خانه خدا رو کنار میگذاشتیم و به اطلاعشون میرسوندیم که گاوند، الان روشون نمیشد به خاطر چای به روی هم چاقو بکشند. احترام به مومن، باعث شده بود هر نوع بیشعوری رو نادیده بگیریم (الان مشابه این بردباری افراطی رو از خادمان حرم امام رضا میبینید)، و طیف خاصی ازین بیشعوریها فرصت پیدا میکرد که تکثیر بشه.
ولی همه بیشعورها هم به روی هم چاقو نمیکشن. یک عامل دیگه هم اضافه شده که قبلا یا نبوده یا به این غلظت نبوده. و اون چیزی نیست جز «نفرت از دیگری». دیگری، یک هیولاست، که فقط وقتی باید باش مدارا کرد که هیچ ارتباطی بات نداره. به محض اینکه بخواد ارتباط کلامی یا غیرکلامی بات برقرار کنه، باید بری روی مُد اَتک! دلیلش هرچی که هست، علامتیه ازینکه جامعه داره شکل اجتماعی خودش رو از دست میده. هیچ کس به توده زامبیها نمیگه جامعه. چون هیچ پیوندی باهم ندارند، فقط در مجاورت همدیگه هستند.
https://t.me/Farsi_Iranwire/28749
ولی همه بیشعورها هم به روی هم چاقو نمیکشن. یک عامل دیگه هم اضافه شده که قبلا یا نبوده یا به این غلظت نبوده. و اون چیزی نیست جز «نفرت از دیگری». دیگری، یک هیولاست، که فقط وقتی باید باش مدارا کرد که هیچ ارتباطی بات نداره. به محض اینکه بخواد ارتباط کلامی یا غیرکلامی بات برقرار کنه، باید بری روی مُد اَتک! دلیلش هرچی که هست، علامتیه ازینکه جامعه داره شکل اجتماعی خودش رو از دست میده. هیچ کس به توده زامبیها نمیگه جامعه. چون هیچ پیوندی باهم ندارند، فقط در مجاورت همدیگه هستند.
https://t.me/Farsi_Iranwire/28749
Telegram
Iranwire
🔹درگیری بر سر چای نذری قربانی گرفت
درگیری بر سر چای نذری در محدوده علی آباد جنوبی یک کشته و یک مجروح به جا گذاشت.
چنگیز ایدون٬ رئیس کلانتری ۱۶۰ خزانه گفته این درگیری «ساعت ۱۲ نیمه شب گذشته بین چهار نفر» رخ داد که منجر به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن یک تن…
درگیری بر سر چای نذری در محدوده علی آباد جنوبی یک کشته و یک مجروح به جا گذاشت.
چنگیز ایدون٬ رئیس کلانتری ۱۶۰ خزانه گفته این درگیری «ساعت ۱۲ نیمه شب گذشته بین چهار نفر» رخ داد که منجر به کشته شدن یک نفر و زخمی شدن یک تن…
❤4
ما در ایران یک مذهب داریم بالاتر از اسلام، به نام مذهب «بند شدن سنگ روی سنگ»، که قانون لایتغیر از مقدساتشه و پیروانش حاضرند همه چیز رو به پاش قربانی کنند. از همین جهت چیزی مثل فدرالیسم برای بسیاری از ایران اضطرابآوره، با اینکه با آزادی تطابق بیشتری داره.
یک نمونه کامل: فرماندار آیداهو آمریکا کل آییننامههای ایالتی رو لغو کرد! کجای دنیا چنین چیزی ممکنه؟ آیداهو یک قاعده جالب داره: تمام دستورات، آییننامهها و قوانینی که ایالت برای خودش تنظیم میکنه، فقط یک سال تاریخ دارند، در انتهای سال تصمیم میگیرند که تمدیدشون کنند یا نکنند. تا الان که میکردند، اما اندفعه نکردند. در نتیجه از ۱ جولای، همشون لغو میشه، و فقط اونایی سرجاشون میمونه که توجیه کافی براش وجود داره. و شیفت اساسی دقیقا در همین جاست. تا قبل ازین اگه قانونی رو میخواستن لغو کنند باید براش توجیه پیدا میکردند، اما الان برای اینکه یک قانون رو تمدید کنند باید توجیهی وجود داشته باشه! و این به شهروندان این شانس رو میده که این توجیهات رو تهیه کنند.
این رو در محافل دوستانه یا در مهمانیها برای فک و فامیلتون تعریف کنید و درباره پیادهسازیش در ایران صحبت کنید.. تا اضطراب رو در چهرهشون ببینید.
https://www.mercatus.org/bridge/commentary/idaho-repeals-its-regulatory-code
یک نمونه کامل: فرماندار آیداهو آمریکا کل آییننامههای ایالتی رو لغو کرد! کجای دنیا چنین چیزی ممکنه؟ آیداهو یک قاعده جالب داره: تمام دستورات، آییننامهها و قوانینی که ایالت برای خودش تنظیم میکنه، فقط یک سال تاریخ دارند، در انتهای سال تصمیم میگیرند که تمدیدشون کنند یا نکنند. تا الان که میکردند، اما اندفعه نکردند. در نتیجه از ۱ جولای، همشون لغو میشه، و فقط اونایی سرجاشون میمونه که توجیه کافی براش وجود داره. و شیفت اساسی دقیقا در همین جاست. تا قبل ازین اگه قانونی رو میخواستن لغو کنند باید براش توجیه پیدا میکردند، اما الان برای اینکه یک قانون رو تمدید کنند باید توجیهی وجود داشته باشه! و این به شهروندان این شانس رو میده که این توجیهات رو تهیه کنند.
این رو در محافل دوستانه یا در مهمانیها برای فک و فامیلتون تعریف کنید و درباره پیادهسازیش در ایران صحبت کنید.. تا اضطراب رو در چهرهشون ببینید.
https://www.mercatus.org/bridge/commentary/idaho-repeals-its-regulatory-code
Mercatus Center
Idaho Repeals Its Regulatory Code
Something rather remarkable just happened in Idaho.
❤4
آزادی بیان نه تنها شامل آزادی توهین، بلکه شامل آزادی مسخره کردن رنج دیگران هم میشه. آیا آقای مهرانی با این آزادی مخالفه؟ فکر نکنم. فقط داره میگه این کار زشته، انشاءالله منظورش این نیست که باید ممنوع باشه. وقتی معتقدیم چیزی زشت است اما نباید ممنوع باشد داریم میگیم شما آزادید انجامش دهید ولی بهتر است از آزادیتان استفاده نکنید! اوکی؟ خب این که به دیگران بگوییم بهتر است قید یک سری از آزادیهایشان را بزنند، فقط حق ماست؟ البته که نه. این آیا همون نهی از منکر نیست؟ ناهی منکر مسلمان هم داره در واقع همین کارو میکنه: خواهرم، تو آزادی برهنه باشی، اما برهنه بودن در ملاء عام زشت است، لطفا ازین آزادیات استفاده نکن!
میبینی؟ 😉
https://t.me/behzadmehrani/4976
میبینی؟ 😉
https://t.me/behzadmehrani/4976
❤3
خسته شدم حقیقتا
خسته هم کلمه دقیقی نیست
خارجیها میگن frustrated
باورکردنی نیست، چندین نفر... اغراق نمیکنم، چندین نفر در لیست دوستان تلگرامی دارم که همه همزمان برنامه برای خودکشی دارند! خلوضعها چنان عجله دارند که گویی قرار بوده ۳۵۰ سال عمر کنند و با مرگ طبیعی فاصله زیادی دارند. مگه چقدر مونده تا ۶۵ یا ۷۵ یا حتی ۸۵؟ هر کدوم مغزشون انباشتهست از مشتی اباطیل فلسفی و شبه علمی برای توجیه جلو انداختن ارادی مرگ! هر کدوم به اندازه سواد خودش. هیچ کدوم رو هم با هیچ منطقی، هیچ استدلالی، هیچ تو رو خدایی نمیشه قانع کرد. ابلهان دیوانه. آره من اهل غیبت نیستم، همشون دارن اینجا رو میخونن و دارم جلو چشمان خودشون میگم، ابلهان دیوانه. حیف اون حیواناتی که در تمام این سالها تبدیل به گوشت شدند تا چربی و پروتئینش سلولهای مغزشون رو تغذیه کنه. اون حیوانات درک متعالیتر از حیات داشتند. کاش اونها زنده میموندن و به چریدن و دریدن ادامه میدادند و به جاش اینها زودتر به لقاءالله میپیوستند.
خودم روزی همینقدر ابله بودم، و دست به این حماقت زدم. لحظهای که در یک قدمی مرگ بودم غیرقابل فراموش کردنه. درد غیرقابل توصیفی داشت. غیرقابل توصیف. آرزو میکردم کاش تیر میخوردم، و میدونستم درد گلوله چه دردیه. اما مشکل، دردش نبود. مشکل این بود که روی لبه ایستاده بودم، و بدنم داشت میجنگید که نیفتم، و روحم اصلا آماده نبود، در حالی که فکر میکردم هست. انگار تازه در اون لحظه با بدنم و روانم آشنا شدم، و کاملا غریبه بودند. بدنم مثل سگ دست و پا میزد، و روانم مثل سگ میترسید. متوجه این جمله هستید؟ بدنم مثل سگ دست و پا میزد و روانم مثل سگ میترسید! تمام وجودم تبدیل شد به یک سیگنال: «غلط کردم». خطاب به همهچیز. خدا، طبیعت، کل جهان.. به هر چیزی و هرکسی که من رو بوجود آورد، داشتم میگفتم غلط کردم. نه اینکه دردش زیاده غلط کردم. غلط کردم چون اینجایی که الان توش قرار گرفتم، جایی نیست که آدم خودش بیاد. غلط کردم که خودم اومدم. باید تویی که منو بوجود آوردی، خودت هم ببری. هیچکس نمیتونه تصور کنه چقدر ابله میبینم کسی رو که داره با کله میره به اون جایی که برای دقایقی جهنمی داخلش قرار گرفتم. و کسی نمیتونه تصور کنه چقدر توهینآمیزه برام که تجربهم رو به هیچ میگیرند.
دیگه بریدم از حرف زدن با این جماعت. برن به تنفس خودشون خاتمه بدن. دنیا دلتنگشون نخواهد شد.
خسته هم کلمه دقیقی نیست
خارجیها میگن frustrated
باورکردنی نیست، چندین نفر... اغراق نمیکنم، چندین نفر در لیست دوستان تلگرامی دارم که همه همزمان برنامه برای خودکشی دارند! خلوضعها چنان عجله دارند که گویی قرار بوده ۳۵۰ سال عمر کنند و با مرگ طبیعی فاصله زیادی دارند. مگه چقدر مونده تا ۶۵ یا ۷۵ یا حتی ۸۵؟ هر کدوم مغزشون انباشتهست از مشتی اباطیل فلسفی و شبه علمی برای توجیه جلو انداختن ارادی مرگ! هر کدوم به اندازه سواد خودش. هیچ کدوم رو هم با هیچ منطقی، هیچ استدلالی، هیچ تو رو خدایی نمیشه قانع کرد. ابلهان دیوانه. آره من اهل غیبت نیستم، همشون دارن اینجا رو میخونن و دارم جلو چشمان خودشون میگم، ابلهان دیوانه. حیف اون حیواناتی که در تمام این سالها تبدیل به گوشت شدند تا چربی و پروتئینش سلولهای مغزشون رو تغذیه کنه. اون حیوانات درک متعالیتر از حیات داشتند. کاش اونها زنده میموندن و به چریدن و دریدن ادامه میدادند و به جاش اینها زودتر به لقاءالله میپیوستند.
خودم روزی همینقدر ابله بودم، و دست به این حماقت زدم. لحظهای که در یک قدمی مرگ بودم غیرقابل فراموش کردنه. درد غیرقابل توصیفی داشت. غیرقابل توصیف. آرزو میکردم کاش تیر میخوردم، و میدونستم درد گلوله چه دردیه. اما مشکل، دردش نبود. مشکل این بود که روی لبه ایستاده بودم، و بدنم داشت میجنگید که نیفتم، و روحم اصلا آماده نبود، در حالی که فکر میکردم هست. انگار تازه در اون لحظه با بدنم و روانم آشنا شدم، و کاملا غریبه بودند. بدنم مثل سگ دست و پا میزد، و روانم مثل سگ میترسید. متوجه این جمله هستید؟ بدنم مثل سگ دست و پا میزد و روانم مثل سگ میترسید! تمام وجودم تبدیل شد به یک سیگنال: «غلط کردم». خطاب به همهچیز. خدا، طبیعت، کل جهان.. به هر چیزی و هرکسی که من رو بوجود آورد، داشتم میگفتم غلط کردم. نه اینکه دردش زیاده غلط کردم. غلط کردم چون اینجایی که الان توش قرار گرفتم، جایی نیست که آدم خودش بیاد. غلط کردم که خودم اومدم. باید تویی که منو بوجود آوردی، خودت هم ببری. هیچکس نمیتونه تصور کنه چقدر ابله میبینم کسی رو که داره با کله میره به اون جایی که برای دقایقی جهنمی داخلش قرار گرفتم. و کسی نمیتونه تصور کنه چقدر توهینآمیزه برام که تجربهم رو به هیچ میگیرند.
دیگه بریدم از حرف زدن با این جماعت. برن به تنفس خودشون خاتمه بدن. دنیا دلتنگشون نخواهد شد.
❤6
روسیه آتشنشانی نیست! این
You are on your own
ترین پیامی بود که پوتین میتونست به حکومت ایران بده. وزن این جمله خیلی بیشتر از توجهی بود که بش شد. روسیه برای اسد نقش آتشنشان رو ایفا کرد، با هزینهای قابل توجه. گویا حالا فهمیده که نباید به درخواست قاسم سلیمانی برای دخالت در سوریه پاسخ مثبت میداده. یعنی اگه قصد پیشبرد اهداف استراتژیکش در سوریه رو داشت، باید مبتکرانه وارد میشد، نه به عنوان ناجی دقیقه نود! و حالا در مورد برجام، حتی با هزینههایی بسیار کمتر هم حاضر نیست اون اشتباه رو تکرار کنه.
جو جنگی آمریکا که اخیرا راه افتاده، اصلا شبیه یک آمادهسازی برای حمله نیست. بلکه یک نوع آمادهسازی برای پاسخ دادن به واکنش جمهوریاسلامیه. قراره چه اتفاقی بیفته که احتمال میدن سپاه تلافی کنه تا برای اون تلافی آماده بشن؟ و اون چه اتفاقیه که روسیه از الان میگه نمیخواد خودشو قاطی کنه؟
https://t.me/bbcpersian/41031
You are on your own
ترین پیامی بود که پوتین میتونست به حکومت ایران بده. وزن این جمله خیلی بیشتر از توجهی بود که بش شد. روسیه برای اسد نقش آتشنشان رو ایفا کرد، با هزینهای قابل توجه. گویا حالا فهمیده که نباید به درخواست قاسم سلیمانی برای دخالت در سوریه پاسخ مثبت میداده. یعنی اگه قصد پیشبرد اهداف استراتژیکش در سوریه رو داشت، باید مبتکرانه وارد میشد، نه به عنوان ناجی دقیقه نود! و حالا در مورد برجام، حتی با هزینههایی بسیار کمتر هم حاضر نیست اون اشتباه رو تکرار کنه.
جو جنگی آمریکا که اخیرا راه افتاده، اصلا شبیه یک آمادهسازی برای حمله نیست. بلکه یک نوع آمادهسازی برای پاسخ دادن به واکنش جمهوریاسلامیه. قراره چه اتفاقی بیفته که احتمال میدن سپاه تلافی کنه تا برای اون تلافی آماده بشن؟ و اون چه اتفاقیه که روسیه از الان میگه نمیخواد خودشو قاطی کنه؟
https://t.me/bbcpersian/41031
Telegram
BBCPersian
🔴پوتین درباره تنش ایران و آمریکا: روسیه آتشنشانی نیست
🔺ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه از احتمال نابودی توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی ابراز تاسف کرده، اما گفته است روسیه "آتشنشانی نیست که همه چیز را نجات دهد."
🔺آقای پوتین ایران را "شفافترین" کشور…
🔺ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه از احتمال نابودی توافق هستهای ایران و قدرتهای جهانی ابراز تاسف کرده، اما گفته است روسیه "آتشنشانی نیست که همه چیز را نجات دهد."
🔺آقای پوتین ایران را "شفافترین" کشور…
1❤4
خانومه نوشته وقتی جوان بودم یه سقط انجام دادم که بهترین تصمیم زندگیم بود، هم برای خودم که نه بچه رو میخواستم، و نه از لحاظ عاطفی و روانی و مالی آماده بودم براش، و هم برای خود اون بچه که بالاخره میبردنش یتیمخونه، که خیلی از بچهها آخرش سر ازونجا درمیارن و واقعا ظالمانهست!
بعد این آقا هم در جواب گفته به عنوان کسی که تمام دوره بچگیش رو تو یتیمخونه گذرونده حالم بد میشه هربار که توعیتی میبینم که میگه ما بهتر بود میمردیم!
در بین توجیهاتی که زنان برای به قتل رسوندن بچه میارن، «چه بلایی ممکنه سرش بیاد بعدا؟»، یا «این دنیا برای اون طفلک خیلی ظالمانهست» نه تنها جزء مضحکتریناشونه، بلکه توهین به کل زندگی کسانیه که تو شرایط سخت بزرگ شدن، ولی زندگی رو دوست دارن.
بعد این آقا هم در جواب گفته به عنوان کسی که تمام دوره بچگیش رو تو یتیمخونه گذرونده حالم بد میشه هربار که توعیتی میبینم که میگه ما بهتر بود میمردیم!
در بین توجیهاتی که زنان برای به قتل رسوندن بچه میارن، «چه بلایی ممکنه سرش بیاد بعدا؟»، یا «این دنیا برای اون طفلک خیلی ظالمانهست» نه تنها جزء مضحکتریناشونه، بلکه توهین به کل زندگی کسانیه که تو شرایط سخت بزرگ شدن، ولی زندگی رو دوست دارن.
❤5
بله حاضر بودم، بیشتر شما هم حاضر بودید. طبق نظرسنجیها، بیش از هفتاد درصد دخترهای مورد تجاوز قرار گرفته نمیخوان بچهشون رو سقط کنند (از لحاظ روانی کمک میکنه تا به سیاهی اتفاق تجاوز غلبه کنند). کسانی که دارند به نمایندگی از زنان ایدهآلهای فمنیستی (مثل زندگی عاری از مسئولیت مادری) رو دنبال میکنند، بخش کوچکی از زنان هستند.
علیایحال، «من» بدن مادرم نیستم. شما هم نبودی. از زن حامله میپرسن «حال بچهت چطوره؟»، «نمیپرسن حال شکمت چطوره؟».
علیایحال، «من» بدن مادرم نیستم. شما هم نبودی. از زن حامله میپرسن «حال بچهت چطوره؟»، «نمیپرسن حال شکمت چطوره؟».
❤5
Anarchonomy
Photo
چه تناقضی ازین بزرگتر و خندهدار که راهحلی به جهان ارائه بدی که اگه مادر خودت بش عمل کرده بود، الان زنده نبودی؟
خودخواهی و بیفکری و البته نادانی یعنی با دو سه دهه زندگی در این دنیا، و با این ذهن محدود، فکر کنی میدونی مصلحت جهان هستی چند میلیارد ساله چیست و چه باید باشد!
طبیعت طوری زن رو ساخت که انگار قرار نبود انصاف رو رعایت کنه. از رنج بارداری گرفته تا دردسرهای قاعدگی. و از همین رو یک نوع عصبانیت از طبیعت همواره در فمنیسم جاسازی شده. و سخته به کسی که متنفره از طبیعت بگیم بیا و تسلیمش باش (یکی از تننویسهای مشهور وبلاگستان یکبار نوشته بود با وجود خونریزی از پارتنرش خواسته تا سکس کنند، تا طبیعت سوپرایز شه! درکش از هستی وابسته به تجربه اجتماعیشه. طبیعت رو به شکل پدر سالخورده و سنتی و نامنعطف خودش میبینه که اگه هنجارهای مورد تأییدش رو رعایت نکنی حرصش درمیاد!).
فمنیسم ضدمذهب، در یک تناقض مضحک دیگه، در حالی که مدعیه باید به تسلط نگاه مذهبی به مفاهیم پایان داد، خودش یه سری تسلط رو براش رزرو میکنه. مثلا موضع در برابر گناه قتل جنین، از قبل رزرو شده برای مذهب، لذا اگه موضعت مخالف باشه باید مخالفت مذهبی کنی، و مخالفتی خارج ازون چارچوب به رسمیت شناخته شده نیست (و با توهم اینکه خیلی شناخت دارند به آدمها از سلاح زیادی کندشدهی «رسوبات مذهب تو ذهنت باقی مونده» استفاده میکنند). در حالی که این مخالفت، دغدغهای فراتر از خشم الهی داره. هم ازین جهت که بقای بشر بیولوژیک منوط به تسلیم در برابر این قاعده طبیعیه، و هم ازین جهت که آدم، نباید آدم بکشه. بعد از دهها هزارسال، قرار نیست امر اخلاقی که حاصل شعوره رو تعطیل کنیم چون پایبندی بش ممکنه سخت باشه.
قوانین منع سقط، حتی اگه اجرا بشن یا موقتیاند یا ناکارآمد. محدود دونستن این جنگ واقعی به یک دعوای حقوقی و پارلمانی، سادهلوحانهست. ما با یک حمله همه جانبه علیه طبیعتمون و شعورمون و تمدنمون مواجهیم. اگه بُردی هم وجود نداشته باشه باید مقاومت کرد. اگه چپگرایی رو تقلیل بدیم به «مقاومت در برابر جریان پیشرونده»، به طرز بامزهای، راستها در این زمینه چپ هستند، و چپها، راست افراطی!
خودخواهی و بیفکری و البته نادانی یعنی با دو سه دهه زندگی در این دنیا، و با این ذهن محدود، فکر کنی میدونی مصلحت جهان هستی چند میلیارد ساله چیست و چه باید باشد!
طبیعت طوری زن رو ساخت که انگار قرار نبود انصاف رو رعایت کنه. از رنج بارداری گرفته تا دردسرهای قاعدگی. و از همین رو یک نوع عصبانیت از طبیعت همواره در فمنیسم جاسازی شده. و سخته به کسی که متنفره از طبیعت بگیم بیا و تسلیمش باش (یکی از تننویسهای مشهور وبلاگستان یکبار نوشته بود با وجود خونریزی از پارتنرش خواسته تا سکس کنند، تا طبیعت سوپرایز شه! درکش از هستی وابسته به تجربه اجتماعیشه. طبیعت رو به شکل پدر سالخورده و سنتی و نامنعطف خودش میبینه که اگه هنجارهای مورد تأییدش رو رعایت نکنی حرصش درمیاد!).
فمنیسم ضدمذهب، در یک تناقض مضحک دیگه، در حالی که مدعیه باید به تسلط نگاه مذهبی به مفاهیم پایان داد، خودش یه سری تسلط رو براش رزرو میکنه. مثلا موضع در برابر گناه قتل جنین، از قبل رزرو شده برای مذهب، لذا اگه موضعت مخالف باشه باید مخالفت مذهبی کنی، و مخالفتی خارج ازون چارچوب به رسمیت شناخته شده نیست (و با توهم اینکه خیلی شناخت دارند به آدمها از سلاح زیادی کندشدهی «رسوبات مذهب تو ذهنت باقی مونده» استفاده میکنند). در حالی که این مخالفت، دغدغهای فراتر از خشم الهی داره. هم ازین جهت که بقای بشر بیولوژیک منوط به تسلیم در برابر این قاعده طبیعیه، و هم ازین جهت که آدم، نباید آدم بکشه. بعد از دهها هزارسال، قرار نیست امر اخلاقی که حاصل شعوره رو تعطیل کنیم چون پایبندی بش ممکنه سخت باشه.
قوانین منع سقط، حتی اگه اجرا بشن یا موقتیاند یا ناکارآمد. محدود دونستن این جنگ واقعی به یک دعوای حقوقی و پارلمانی، سادهلوحانهست. ما با یک حمله همه جانبه علیه طبیعتمون و شعورمون و تمدنمون مواجهیم. اگه بُردی هم وجود نداشته باشه باید مقاومت کرد. اگه چپگرایی رو تقلیل بدیم به «مقاومت در برابر جریان پیشرونده»، به طرز بامزهای، راستها در این زمینه چپ هستند، و چپها، راست افراطی!
❤2
چپها، مخصوصا اونهایی که دغدغههای کارگری دارند، ذهنیتی از «کارگر» دارند که به کارگران خط تولید BMW شباهت داره بیشتر. در حالی که بازار کار مملو از کسانیه که نه سواد و نه مهارت لازم برای چیزی بیشتر از نظافت یا خدمات رستورانی، ندارند. اگه حداقل دستمزد افزایش پیدا کنه، که چپها میخوان افزایش پیدا کنه، این افراد که اگه همون شغل ساده رو هم نداشته باشن از بین میرن، دیگه نمیتونن کار پیدا کنند، چون دیگه نمیصرفه اون دستمزد بالا رو به کسی بدن که سواد و مهارتش پایینه. از طرفی این افزایش باعث میشه هزینه خدمات بره بالا، و این شرایط رو برای افراد فقیر سختتر میکنه. اگه دستمزد کارگر ساختمانی بالاتر بره، هزینه ساخت خونه بالا میره و کسی که ضرر میکنه پولدارها نیستند، فقرا و مهاجرینی هستند که بودجهشون برای تهیه مسکن لب مرزه.
یک مدل اقتصادی نشون میده خرجی که ارتش آمریکا برای پرسنلش میکنه هرسال نزدیک ۹۰ میلیارد دلار به رشد اقتصاد این کشور اضافه میکنه! چطور؟ آموزشی که اینها در دوره نظامی میگذرونند توانایی و مهارتشون رو ارتقاء میده و بیرون از پادگان میتونند مشاغل بهتری پیدا کنند! یعنی درست برخلاف خدمت سربازی در ایران، و سایر کشورهای عقبافتاده که از نظامیگری غربی فقط بلهقربانگویی رو تقلید کردند، و خروجی این سیستم رضاخانی هم یک مشت جوان عقدهای و عصبانیه که همون مهارت و دانش قبلیشون هم از یاد بردن، شهروند آمریکایی بعد از پایان دورهش به شهروند قابلتری تبدیل میشه نسبت به قبل از آغازش، و این قابلیتهای افزایشیافته نه تنها کیفیت زندگی خودش رو بالاتر میبره بلکه به درد اقتصاد مملکت هم میخوره.
شهروند قابل! چه عبارت خوبی ابداع کردم.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0362331919300618?via%3Dihub
شهروند قابل! چه عبارت خوبی ابداع کردم.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0362331919300618?via%3Dihub
❤3
امنیتیهای نظام از یه جایی به بعد دریافتند که ناسازگاری مردم با حکومت، دیگه یک پدیده ناگریزه، پس به جای انکارش باید به عنوان یک واقعیت باش کنار بیان، و در مرحله بعد حتی هدایتش کنند. یعنی طراحی اینکه چطور و چگونه باید با حکومت مخالفت کرد رو به دست بگیرند. برای اینکار به تعدادی بوقچی نیاز داشتند.
❤2
عکس بالا، مقطع ساحل جاییه یک رودخونه به دریا میریزه، رودخونهای که تو مسیرش سد نبوده.
عکس پایین، مقطع ساحل جاییه که یه رودخونه دیگه به دریا میریزه، این یکی تو مسیرش سد و آببند وجود داشته.
طول بالایی تقریبا دو برابر پایینیه، و شیب ساحل خیلی ملایمتر (تو پایینی قسمت بیچ کلا حذف شده!) سرسبزتر و با تنوع زیستی بیشتر. محیط امنتر برای گونههای در معرض خطر و حتی برای گونههای پرجمعیتی مثل ماهیهای خوراکی و میگو. چون آبی که اومده با خودش رسوب آورده و غنی بوده. ولی رودخونهای که سر راهش سدها و آببندها بودن، هم رسوباتش قبلا گرفته شده هم با خودش غلطت بالاتری از عناصری میاره که اکوسیستم رو بهم میریزه.
این آسیبیه که سد به محیط میزنه، اونم در فاصله بیش از صدکیلومتر پایینتر از سد!
عکس پایین، مقطع ساحل جاییه که یه رودخونه دیگه به دریا میریزه، این یکی تو مسیرش سد و آببند وجود داشته.
طول بالایی تقریبا دو برابر پایینیه، و شیب ساحل خیلی ملایمتر (تو پایینی قسمت بیچ کلا حذف شده!) سرسبزتر و با تنوع زیستی بیشتر. محیط امنتر برای گونههای در معرض خطر و حتی برای گونههای پرجمعیتی مثل ماهیهای خوراکی و میگو. چون آبی که اومده با خودش رسوب آورده و غنی بوده. ولی رودخونهای که سر راهش سدها و آببندها بودن، هم رسوباتش قبلا گرفته شده هم با خودش غلطت بالاتری از عناصری میاره که اکوسیستم رو بهم میریزه.
این آسیبیه که سد به محیط میزنه، اونم در فاصله بیش از صدکیلومتر پایینتر از سد!
❤2
مشکلاتی که آزادیخواهان ایران دارند با بیبیسی، یهودیان هم دارند. چه اشتراکی بین این دو جمعیت هست؟ چه نیرویی همزمان هم آزادیخواه ایرانی رو تخطئه میکنه و هم یهودی رو؟ اسلامگرایی! شبکه خبرپراکنی انگلستان، شده سپر بلای این نیرو! (البته بزرگترهای ما ممکنه بگن «شده» درست نیست، «بود»). برخلاف تصور برخی از دوستان، مشکل فقط یک ناهمخوانی محلی در شعبه فارسی نیست، کل شبکه در همین راستا حرکت میکنه.
یک مستند ساخته درباره غزه. با چند نفر ازینهایی که لب مرز اسراییل شلوغبازی میکنند مصاحبه کرده.. هرجا اونها به عربی میگن یهود، تغییر داده به «اسراییل». حتی وقتی میگه «سرودهای انقلابی که پخش میشه ترغیبت میکنه بری کله یه یهودی رو بکنی». بیبیسی میخواد مخاطبش باور کنه اینها با کشور اسراییل مشکل دارند یا گیر اصلیشون اشغال یا محاصرهست، نه اینکه خدای نکرده فکر کنند اینها با یهود ستیز دارند.
اما از دریوزگی این رسانهها برای تطهیر این یهودستیزها که بگذریم، یک سوال مهمتر وجود داره. فرض کنیم یهودیستیزی واقعا بخشی از مسلمانی باشه. آدمی که تحت فشار اشغال، محاصره، تحریم ، بیکاری، فقر و خشونته، چطور وقت میکنه به این فکر کنه که باید به اون بخش از اسلام توجه ویژه داشته باشه؟ مثلا در اسلام تحت شرایطی حتی خوردن گوشت خوک هم مجازه، مثل وقتی که گرسنگی سلامتیت رو تهدید میکنه. یعنی وضعیت غزه هنوز انقدر بحرانی نیست که بگیم فعلا یهودیستیزی رو که از واجباته باید تعطیل کنیم و به این بپردازیم که باید چه خاکی بریزیم روسرمون؟ حتی اگه واقعا الله، از یهودیان متنفر بود، و از مسلمان توقع داشت کلهشون رو بکنه، حتما فرجهای، آوانتاژی چیزی قرار میداد. همونطور که برای بقیه دستورات قرار داده. فلسطینی قائل به وضعیت استثنایی نیست، یعنی در یهودیستیزی از اون الله فرضی هم جلو زده!
این یک بیماری روانی نیست؟
https://jewishnews.timesofisrael.com/bbc-condemned-for-mistranslating-arabic-word-for-jew-to-israeli-in-gaza-film/
یک مستند ساخته درباره غزه. با چند نفر ازینهایی که لب مرز اسراییل شلوغبازی میکنند مصاحبه کرده.. هرجا اونها به عربی میگن یهود، تغییر داده به «اسراییل». حتی وقتی میگه «سرودهای انقلابی که پخش میشه ترغیبت میکنه بری کله یه یهودی رو بکنی». بیبیسی میخواد مخاطبش باور کنه اینها با کشور اسراییل مشکل دارند یا گیر اصلیشون اشغال یا محاصرهست، نه اینکه خدای نکرده فکر کنند اینها با یهود ستیز دارند.
اما از دریوزگی این رسانهها برای تطهیر این یهودستیزها که بگذریم، یک سوال مهمتر وجود داره. فرض کنیم یهودیستیزی واقعا بخشی از مسلمانی باشه. آدمی که تحت فشار اشغال، محاصره، تحریم ، بیکاری، فقر و خشونته، چطور وقت میکنه به این فکر کنه که باید به اون بخش از اسلام توجه ویژه داشته باشه؟ مثلا در اسلام تحت شرایطی حتی خوردن گوشت خوک هم مجازه، مثل وقتی که گرسنگی سلامتیت رو تهدید میکنه. یعنی وضعیت غزه هنوز انقدر بحرانی نیست که بگیم فعلا یهودیستیزی رو که از واجباته باید تعطیل کنیم و به این بپردازیم که باید چه خاکی بریزیم روسرمون؟ حتی اگه واقعا الله، از یهودیان متنفر بود، و از مسلمان توقع داشت کلهشون رو بکنه، حتما فرجهای، آوانتاژی چیزی قرار میداد. همونطور که برای بقیه دستورات قرار داده. فلسطینی قائل به وضعیت استثنایی نیست، یعنی در یهودیستیزی از اون الله فرضی هم جلو زده!
این یک بیماری روانی نیست؟
https://jewishnews.timesofisrael.com/bbc-condemned-for-mistranslating-arabic-word-for-jew-to-israeli-in-gaza-film/
Jewish News
BBC condemned for mistranslating Arabic word for ‘Jew’ to ‘Israeli’ in Gaza film
Broadcaster accused of "playing down" virulent antisemitic nature of Palestinian incitement in Monday night's documentary by distorting the subtitles FIVE times.
❤3
جان ویک ۳ میره که حتی اونجرز رو پشت سر بذاره در فروش.
چیزی که قابل توجهه ابعاد اکرانه. ۳۸۵۰ تا سالن دارن همزمان پخشش میکنند! (لعنت به جمهوری اسلامی که باعث شد ما جزئش نباشیم). میشه گفت کمتر سینمابرویی در دنیا هست که این فیلم رو نخواد. جان ویک به یک کاراکتر جهانی تبدیل شد، چون یک جوهره اخلاقی توش هست: تن ندادن به بیعدالتی، حتی اگه لازم باشه زمین و زمان رو بهم بریزی!.. جان ویک درست نقطه مقابل «مرد فاضل شرقی» قرار گرفته که ظلمی که به شخصش میشه رو جذب میکنه تا اوضاع بهم نریزه، و پز بردباری میده. اما جان ویک اهمیتی نمیده که همهچیز بهم بریزه. نه تنها ظلم رو جذب نمیکنه، بلکه انعکاسش میده به آدم بدها، و این چیزیه که مردم ازش خوششون میاد. مردم دوس دارن میتونستن جواب کوچکترین تا بزرگترین ظلمهایی که بشون میشه رو بدن. جان میتونه، و قهرمانشون شده. جان ویک نقطه مقابل ایدهآلگرایی شرقیه که تنها راه غلبه بر شر رو معصومیت میدونه، و مردم ازین نگاه غیرکاربردی خستهن. جان ویک، جواب شر رو با شر میده، و مردم اینو دوست دارن.
چیزی که قابل توجهه ابعاد اکرانه. ۳۸۵۰ تا سالن دارن همزمان پخشش میکنند! (لعنت به جمهوری اسلامی که باعث شد ما جزئش نباشیم). میشه گفت کمتر سینمابرویی در دنیا هست که این فیلم رو نخواد. جان ویک به یک کاراکتر جهانی تبدیل شد، چون یک جوهره اخلاقی توش هست: تن ندادن به بیعدالتی، حتی اگه لازم باشه زمین و زمان رو بهم بریزی!.. جان ویک درست نقطه مقابل «مرد فاضل شرقی» قرار گرفته که ظلمی که به شخصش میشه رو جذب میکنه تا اوضاع بهم نریزه، و پز بردباری میده. اما جان ویک اهمیتی نمیده که همهچیز بهم بریزه. نه تنها ظلم رو جذب نمیکنه، بلکه انعکاسش میده به آدم بدها، و این چیزیه که مردم ازش خوششون میاد. مردم دوس دارن میتونستن جواب کوچکترین تا بزرگترین ظلمهایی که بشون میشه رو بدن. جان میتونه، و قهرمانشون شده. جان ویک نقطه مقابل ایدهآلگرایی شرقیه که تنها راه غلبه بر شر رو معصومیت میدونه، و مردم ازین نگاه غیرکاربردی خستهن. جان ویک، جواب شر رو با شر میده، و مردم اینو دوست دارن.
❤3
خاتمی که میدونه دیگه هیچ حرف داخل چارچوبی باقی نمونده که بشه باش مردم رو ترغیب کرد برای تَکرار مشارکت، تصمیم گرفت حرفی خارج از چارچوب بزنه و اسم از فدرالیسم آورد. که البته به این بسنده نخواهند کرد، به قول خارجیها «هرچی گیرشون بیاد رندوم پرت میکنند تا یکیش بچسبه به دیوار»، و دقیقا به همین دلیل که کلمات قربانی پروژههای انتخاباتیشون هستند نباید هیچکدوم این حرفها رو جدی گرفت، و گرنه میگفتم «کلام حقی بود که از دهانی باطل خارج شد». اما پانایرانیستها جدی میگیرند، و جواد طباطبایی ازون سر کره زمین یک عریضه طویل علیه خاتمی نوشته که فقط بگه «تو گوه نخور». دوست داشتم علت اینکه آقاجواد درباره حرفهای خطرناک خامنهای احساس خطر نمیکنه ولی از حرف خاتمی آشفته میشه (و مثل معرکهگیرها در کانال سوت و کورش ناگهان وعده حملات سریالی میده، که فعلا اپیزود اولش رو اکران کرده!)، این باشه که اصلاحطلبان رو به خاطر نقش خطیری که در نرمالایز کردن شبکه الیگارشی ایفا میکنند تعیینکنندهتر میدونه در تعیین سرنوشت ایران. اما واقعیت اونجوری که من دوست داشتم باشه نیست، حتی در جزییات. واقعیت اینه که موهومات ایرانشهری که آقاجواد در سر داره به این ورطه تأسفبرانگیز انداختتش که مایل باشه کسی مزاحم اقتدار ولی فقیه نشه فعلا! اینها کسانی هستند که نمیخوان حاکمیت ایران، توسط هر نرهغول مسئولیتناپذیری که اداره میشه، دچار disruption
بشه. در این توهمند که فرصتی وجود داره در آیندهای نامعلوم که میشه
Make Persia Great Again
و تا رسیدن اون فرصت، باید ایران رو پسانداز کرد. و شرط این پساندازی اینه که هرچی هرجور که هست سرجاش بمونه. فدرالیسم، یا هر ایدهای همینقدر تازه و قبلا آزموده نشده برای ایران، ریسک دارن و ممکنه ایران رو از شکل خودش خارج کنند. و همینه که ایشون رو نگران میکنه، و گرنه برخلاف ادعایی که داره براش مهم نیست آدم صلاحیتداری حرف از فدرالیسم بزنه، یا یک عاقد!
یک طرف یک شیاد ایستاده و یک طرف یک متوهم. مردم نه باید فریب تو خاکی زدنهای مصلحتی خاتمی رو بخورند، نه از آلارمینگ یک پان ایرانیست در واشنگتن بترسند. که بعید میدونم بتونند و به سلامت از بین این دو عبور کنند. همونطور که سال ۵۷، آگاهی اجتماعی خیلی پایینتر از حدی بود که حوادث میطلبید، الان هم در آستانه تحولاتی هستیم که آگاهی عمومی کافی برای هندل کردنشون وجود نداره.
بشه. در این توهمند که فرصتی وجود داره در آیندهای نامعلوم که میشه
Make Persia Great Again
و تا رسیدن اون فرصت، باید ایران رو پسانداز کرد. و شرط این پساندازی اینه که هرچی هرجور که هست سرجاش بمونه. فدرالیسم، یا هر ایدهای همینقدر تازه و قبلا آزموده نشده برای ایران، ریسک دارن و ممکنه ایران رو از شکل خودش خارج کنند. و همینه که ایشون رو نگران میکنه، و گرنه برخلاف ادعایی که داره براش مهم نیست آدم صلاحیتداری حرف از فدرالیسم بزنه، یا یک عاقد!
یک طرف یک شیاد ایستاده و یک طرف یک متوهم. مردم نه باید فریب تو خاکی زدنهای مصلحتی خاتمی رو بخورند، نه از آلارمینگ یک پان ایرانیست در واشنگتن بترسند. که بعید میدونم بتونند و به سلامت از بین این دو عبور کنند. همونطور که سال ۵۷، آگاهی اجتماعی خیلی پایینتر از حدی بود که حوادث میطلبید، الان هم در آستانه تحولاتی هستیم که آگاهی عمومی کافی برای هندل کردنشون وجود نداره.
❤3