مورد عجیب بوتسوانا
برای اینکه بفهمیم نظام مقدس ما در چه عمقی از بیکفایتی قرار گرفته باید به کشوری مثل بوتسوانا نگاه کرد. کشوری محصور و بدون دسترسی به دریا، و با درآمدی منحصر به استخراج الماس، و دولتی که کاملا خانوادگی اداره میشه. که انگار همهچیزش مهیاست که مردمش از بدبختان عالم باشند، اما به طرز جالبی نیستند، بلکه کیفیت زندگیشون از ترکیه بهتر نباشه بدتر نیست!
در این مطلب، اشاره میکنه به این واقعیت که الیگارشی، لزوما عامل فلاکت نیست. بستگی داره قاعده بازی چطور نوشته شده باشه. مثلا در بوتسوانا فرد صاحب قدرت خودش جانشین خودش رو انتخاب میکنه عملا، که این باعث شده مثل بقیه کشورهای آفریقایی با هر انتخابات کشور به خاک و خون کشیده نشه. ثبات حاصله، کشور رو در مسیر توسعه پایدار قرار داده. از طرفی، خانواده صاحب قدرت مجموعهای از تصمیمات درست میگیرند که هزینههای اضافه برای کشور ایجاد نمیکنه. مثلا به جای مصادره شرکت استخراج الماس، خریدنش. فرق مصادره با سرمایهگذاری دولتی اینه که شرکت وقتی مصادره میشه ضربه میخوره و ممکنه دیگه نتونه قد علم کنه (مثل اتفاقی که در ایران افتاد)، ولی وقتی میخرنش میتونه به فعالیت عادی خودش ادامه بده. یکی دیگه ازین تصمیمات درست، جایگیری مناسب در مناقشات سیاسی و استراتژیکه. نه زیادی به بلوک شرق نزدیک شدند، نه پاتوق غربیها شدند (کاری که بیش از سیصدساله حاکمان ایران در انجامش عاجزند).
اگه خیلی ساده بخوایم بگیم اینطور میشه که فرض کنید دو تا خانواده داریم و به هر کدوم اداره یک مملکت رو واگذار کردیم. یکی ازین دو، یک خانواده یک دسته که باهم متحدند . با هم قرار میذارن که هدف حفظ ثباته، هدف درگیر نکردن کشور تو دعواهای جهانیه، هدف کمک گرفتن از دانش غربیهاست، هدف توسعه زیرساخته، و غیره و ذلک.. بعد برای رسیدن به این اهداف تقسیم وظیفه میکنند. کشوری که زیر دست اینهاست به مراتب وضع بهتری خواهد داشت تا کشوری که دست یک خانواده افتاده که هم چند شقهست و هر سرش ساز خودشو میزنه، و یه سمت دنبال چاپیدن و خوردن و غارت کردنه و یه سمت دنبال یه سری موهومات ایدئولوژیک.
واقعیت تلخ اینه: برای داشتن ایرانی بهتر از ایران فعلی، نیازی به خیلی از پیشرفتهای متداول هم نبود حتی. اگه مشروطیت و پارلمان نداشتیم، اگه دموکراسی و انتخابات و آزادی نداشتیم هم میشد. فقط لازم بود خانواده حاکم، هزار فامیل نباشه، فقط یک فامیل باشه، و اون یک فامیل متحد باشند و کفایت لازم برای گرفتن تصمیمات درست رو داشته باشند. اما ما از همین حداقلیترین نیکبختی هم محرومیم.
https://palladiummag.com/2019/05/09/what-botswana-can-teach-us-about-political-stability/
برای اینکه بفهمیم نظام مقدس ما در چه عمقی از بیکفایتی قرار گرفته باید به کشوری مثل بوتسوانا نگاه کرد. کشوری محصور و بدون دسترسی به دریا، و با درآمدی منحصر به استخراج الماس، و دولتی که کاملا خانوادگی اداره میشه. که انگار همهچیزش مهیاست که مردمش از بدبختان عالم باشند، اما به طرز جالبی نیستند، بلکه کیفیت زندگیشون از ترکیه بهتر نباشه بدتر نیست!
در این مطلب، اشاره میکنه به این واقعیت که الیگارشی، لزوما عامل فلاکت نیست. بستگی داره قاعده بازی چطور نوشته شده باشه. مثلا در بوتسوانا فرد صاحب قدرت خودش جانشین خودش رو انتخاب میکنه عملا، که این باعث شده مثل بقیه کشورهای آفریقایی با هر انتخابات کشور به خاک و خون کشیده نشه. ثبات حاصله، کشور رو در مسیر توسعه پایدار قرار داده. از طرفی، خانواده صاحب قدرت مجموعهای از تصمیمات درست میگیرند که هزینههای اضافه برای کشور ایجاد نمیکنه. مثلا به جای مصادره شرکت استخراج الماس، خریدنش. فرق مصادره با سرمایهگذاری دولتی اینه که شرکت وقتی مصادره میشه ضربه میخوره و ممکنه دیگه نتونه قد علم کنه (مثل اتفاقی که در ایران افتاد)، ولی وقتی میخرنش میتونه به فعالیت عادی خودش ادامه بده. یکی دیگه ازین تصمیمات درست، جایگیری مناسب در مناقشات سیاسی و استراتژیکه. نه زیادی به بلوک شرق نزدیک شدند، نه پاتوق غربیها شدند (کاری که بیش از سیصدساله حاکمان ایران در انجامش عاجزند).
اگه خیلی ساده بخوایم بگیم اینطور میشه که فرض کنید دو تا خانواده داریم و به هر کدوم اداره یک مملکت رو واگذار کردیم. یکی ازین دو، یک خانواده یک دسته که باهم متحدند . با هم قرار میذارن که هدف حفظ ثباته، هدف درگیر نکردن کشور تو دعواهای جهانیه، هدف کمک گرفتن از دانش غربیهاست، هدف توسعه زیرساخته، و غیره و ذلک.. بعد برای رسیدن به این اهداف تقسیم وظیفه میکنند. کشوری که زیر دست اینهاست به مراتب وضع بهتری خواهد داشت تا کشوری که دست یک خانواده افتاده که هم چند شقهست و هر سرش ساز خودشو میزنه، و یه سمت دنبال چاپیدن و خوردن و غارت کردنه و یه سمت دنبال یه سری موهومات ایدئولوژیک.
واقعیت تلخ اینه: برای داشتن ایرانی بهتر از ایران فعلی، نیازی به خیلی از پیشرفتهای متداول هم نبود حتی. اگه مشروطیت و پارلمان نداشتیم، اگه دموکراسی و انتخابات و آزادی نداشتیم هم میشد. فقط لازم بود خانواده حاکم، هزار فامیل نباشه، فقط یک فامیل باشه، و اون یک فامیل متحد باشند و کفایت لازم برای گرفتن تصمیمات درست رو داشته باشند. اما ما از همین حداقلیترین نیکبختی هم محرومیم.
https://palladiummag.com/2019/05/09/what-botswana-can-teach-us-about-political-stability/
Palladium Magazine
What Botswana Can Teach Us About Political Stability
It is hard to find a clearer outlier among developing countries than Botswana, a landlocked African country where 40% of government revenue comes from diamond mining and a quarter of adults are HIV-positive. Everything taught by a development economics department…
❤3
«در واقع به نظر میآید یکی از پارادوکسهای نصیحت این است که کسانی که بیش از همه از آنها خواسته میشود تا ما را پند دهند، کمتر از همه به پندهای دیگران عمل کردهاند».
البته اینو به شکل مثبت داره میگه، نه منفی. منظورش این نیست که داریم از آدمای اشتباهی درخواست نصیحت و توصیه میکنیم. منظورش اینه که آدمایی که ما معمولا ازشون میخوایم نصیحتمون کنند آدمایی هستند که اگه قرار بود به نصایح دیگران عمل کنند دیگه به جایی که الان هستن نمیرسیدن که بعد ما ازشون بخوایم با توجه به جایی که بش رسیدن بمون نصیحت کنند. و یعنی اگه ما هم بخوایم به جایی برسیم که همسطح اونها باشه، نباید به نصیحتی که دارند به ما میکنند عمل کنیم! و این یک تناقضه. که نشون میده اساسا نصیحت خواستن ازین افراد، تقریبا بیهودهست. اگه من از رافائل نادال بخوام بگه چطور میشه رافائل نادال شد، و فرضا اون هم نکاتی رو بگه، و فرضا به همشون عمل کنم، رافائل نادال نخواهم شد. من باید مسیر خودم رو طی کنم که میتونه هیچ ربطی به مسیری که نادال طی کرده نداشته باشه.
البته اینو به شکل مثبت داره میگه، نه منفی. منظورش این نیست که داریم از آدمای اشتباهی درخواست نصیحت و توصیه میکنیم. منظورش اینه که آدمایی که ما معمولا ازشون میخوایم نصیحتمون کنند آدمایی هستند که اگه قرار بود به نصایح دیگران عمل کنند دیگه به جایی که الان هستن نمیرسیدن که بعد ما ازشون بخوایم با توجه به جایی که بش رسیدن بمون نصیحت کنند. و یعنی اگه ما هم بخوایم به جایی برسیم که همسطح اونها باشه، نباید به نصیحتی که دارند به ما میکنند عمل کنیم! و این یک تناقضه. که نشون میده اساسا نصیحت خواستن ازین افراد، تقریبا بیهودهست. اگه من از رافائل نادال بخوام بگه چطور میشه رافائل نادال شد، و فرضا اون هم نکاتی رو بگه، و فرضا به همشون عمل کنم، رافائل نادال نخواهم شد. من باید مسیر خودم رو طی کنم که میتونه هیچ ربطی به مسیری که نادال طی کرده نداشته باشه.
❤4
Anarchonomy
بریم ریاض؟
عربستان قصد داره قانون مهاجرتش رو از ریشه تغییر بده. در صورت تصویب در کابینه (که معلومه تصویب میشه. مگه میتونن طرح بنسلمان رو تصویب نکنند؟)، با پرداخت پول میشه مقیم این کشور شد! الگوی طرح، ایالات متحدهست و طراحانش مستقیما اشاره میکنند که قصدشون پیادهکردن چیزی شبیه گرینکارت آمریکاست، با این فرق که برای اقامت حتی نیازی به استخدام توسط یک شرکت یا اپلای توسط یک دانشگاه نخواهد بود. اینجوری پولدارهایی که نه قصد درس خوندن دارن و نه حوصله کار کردن هم میتونن بیان آپارتمان و ویلا بخرن و در جوار حرم امن الهی زندگی کنند (در کشورهایی که چیز زیادی برای صادرات ندارند، یا صادراتشون تکمحصولیه، دولت مجبوره برای راه انداختن اقتصاد و وضعیت اشتغال، بخش مسکن رو فعال کنه).
این البته تبعات اجتماعی هم داره. گاهی برای سرکوب تندروها، نباید شخصا باشون درگیر شد، باید مردم رو هل داد به سمتشون. مهاجران فعلی عربستان اغلب بدبختهایی از هند و فیلیپین هستند که دغدغهای بالاتر از بقا ندارند. اگه این ترکیب شیفت پیدا کنه به ترک-مالزیایی-حتی ایرانی و البته اروپایی-چینی-لاتین، توقعاتی از سبک زندگی وارد جامعه میشه که جبهه تندرو رو تحت فشار قرار میده. و سپس بنسلمان و همفکرانش روی اون فشار سوار میشن. اینها اعتقاد دارند چیزی که برای تحجر موجود بستر ایجاد کرده اینه که عربستانیها زیاد تو خودشونن، و برای همین بیشتر پروژههاش در راستای خارج کردن فضای لوکال کشور و منتقل کردنش به یک فضای جهانیتره. از شهر بینالمللی تا شهروند بینالمللی.
ایرانیهایی که قصد فرار دارند هم حتما باید بش فکر کنند. درسته اونجا جاییه که در صورت ارتکاب جرم سرتون رو با شمشیر جدا میکنند، ولی لاقل وزارت آموزش و پرورشش فرزندانتون رو به شکل تکههای گوشت قابل مصرف در جبهه نمیبینه، پزشکانشون شما رو به شکل تکه گوشتهای پولساز نمیبینند، و در خودروهاشون به شکل تکه گوشتهای له شدنی نخواهید بود.
این البته تبعات اجتماعی هم داره. گاهی برای سرکوب تندروها، نباید شخصا باشون درگیر شد، باید مردم رو هل داد به سمتشون. مهاجران فعلی عربستان اغلب بدبختهایی از هند و فیلیپین هستند که دغدغهای بالاتر از بقا ندارند. اگه این ترکیب شیفت پیدا کنه به ترک-مالزیایی-حتی ایرانی و البته اروپایی-چینی-لاتین، توقعاتی از سبک زندگی وارد جامعه میشه که جبهه تندرو رو تحت فشار قرار میده. و سپس بنسلمان و همفکرانش روی اون فشار سوار میشن. اینها اعتقاد دارند چیزی که برای تحجر موجود بستر ایجاد کرده اینه که عربستانیها زیاد تو خودشونن، و برای همین بیشتر پروژههاش در راستای خارج کردن فضای لوکال کشور و منتقل کردنش به یک فضای جهانیتره. از شهر بینالمللی تا شهروند بینالمللی.
ایرانیهایی که قصد فرار دارند هم حتما باید بش فکر کنند. درسته اونجا جاییه که در صورت ارتکاب جرم سرتون رو با شمشیر جدا میکنند، ولی لاقل وزارت آموزش و پرورشش فرزندانتون رو به شکل تکههای گوشت قابل مصرف در جبهه نمیبینه، پزشکانشون شما رو به شکل تکه گوشتهای پولساز نمیبینند، و در خودروهاشون به شکل تکه گوشتهای له شدنی نخواهید بود.
❤3
اگر ترور وابستگان خانوادگی حاکمان ایران که در خارج ساکن هستند میتوانست جمهوریاسلامی را مهار کند، آیا با آن موافق میبودید؟
Anonymous Poll
56%
بله، به درک که چندتا زالو بمیرند.
14%
اگه در حد تهدید باشه ولی عملی نشه موافقم.
30%
خیر. همه راههای خشن غلطند.
تو پلاس یه نظرسنجی گذاشته بودم و پرسیده بودم فرض کنید دستگاه اطلاعاتی متوجه شد یکی از هموطنانمون عضو داعشه، اما تا حالا تو هیچ اقدام تروریستی شرکت نداشته، و حداقل تا الان هیچ خطر فیزیکی برای مردم نداشته. به نظرتون این فرد رو باید حبس کرد؟
اکثریت گزینه بله رو انتخاب کردند! حتی اونایی که خبر دارم اندازه یک یاکریم بیآزارند. (در نظر دارید که فرد خبر داره که بازجوها چه بلایی سر یک داعشی خواهند آورد، و با علم به این موضوع بله رو انتخاب میکنه).
اکثر آدمها مشکلی با خشونت ندارند، فقط سر اینکه مفعول چه کسی باشد اختلاف نظر دارند. چون یک داعشی در همه ابعاد بیگانهست، تقریبا هیچ دلسوزی براش ندارند. اما فرزند یک آیتالله رانتخوار که با پول مردم در لسآنجلس مشغول لذت بردن از سکولاریسمه، بیگانه نیست، میتونسته همکلاسی دانشگاه دخترتون بوده باشه.
اعمال پاک؟
اکثریت گزینه بله رو انتخاب کردند! حتی اونایی که خبر دارم اندازه یک یاکریم بیآزارند. (در نظر دارید که فرد خبر داره که بازجوها چه بلایی سر یک داعشی خواهند آورد، و با علم به این موضوع بله رو انتخاب میکنه).
اکثر آدمها مشکلی با خشونت ندارند، فقط سر اینکه مفعول چه کسی باشد اختلاف نظر دارند. چون یک داعشی در همه ابعاد بیگانهست، تقریبا هیچ دلسوزی براش ندارند. اما فرزند یک آیتالله رانتخوار که با پول مردم در لسآنجلس مشغول لذت بردن از سکولاریسمه، بیگانه نیست، میتونسته همکلاسی دانشگاه دخترتون بوده باشه.
اعمال پاک؟
❤8
دم از علی زدن یعنی چی؟ یادآوری اتفاقات صدراسلام دم زدن از چیزیه؟ بدبختانه، تمام زندگی فردی و اجتماعی توی ایرانی مسلمان گره خورده به صدر اسلام، معلومه که باید بش ارجاع بدم.
کارهایی که طلحه و زبیر بدون شمشیر کردن، خیلی گرانتر تموم شد برای علی تا کاری که با شمشیر کردند. اصل اینکه تو روی امام عصر بایستی و بش بگی «غلط کردی» رو اونها راه انداختن. اگه علی زودتر زده بود تو دهنشون، شاید فرزندش در کربلا مثله نمیشد. اما ایشون برای خودش استانداردی داشت که رعایتش کرد. استاندارد یک ایرانی له شده زیر فقر و فلاکت، یه چیز دیگهست، و نه من و نه شما نمیتونیم ازش توقع داشته باشیم به خشونت فکر نکنه.
کارهایی که طلحه و زبیر بدون شمشیر کردن، خیلی گرانتر تموم شد برای علی تا کاری که با شمشیر کردند. اصل اینکه تو روی امام عصر بایستی و بش بگی «غلط کردی» رو اونها راه انداختن. اگه علی زودتر زده بود تو دهنشون، شاید فرزندش در کربلا مثله نمیشد. اما ایشون برای خودش استانداردی داشت که رعایتش کرد. استاندارد یک ایرانی له شده زیر فقر و فلاکت، یه چیز دیگهست، و نه من و نه شما نمیتونیم ازش توقع داشته باشیم به خشونت فکر نکنه.
❤3
کافیه بگی روزه میگیری، تا دو تا اتفاق بیفته
- یا همون رو میکنن نیزه، و به هر بهانهای میکنن تو شکمت، تا بگن چون یه سری اعتقادات ایمانی داری صلاحیت حرف زدن درباره بعضی موضوعات رو نداری. متلکهایی که این روزها بم فوروارد شده رو میشه آلبوم کرد و اهدا کرد به موزه هلوکاست.
- یا ازش به عنوان یه شاقول استفاده میکنند تا باش به هر کاری که میکنی نمره بدن. روزهای؟ پس چرا عصبانی میشی؟
روزهای؟ پس چرا عکس زن نیمه برهنه شیر میکنی؟
روزهای؟ چرا کلامت گزندهست؟
روزهای؟ چرا نور مسیح رو تو چهرهت نمیبینم؟
اما این یه مرحله دیگهست. روزهای؟ پس چرا با خشونت شوخی میکنی؟ چرا میخوای بدونی نظر مردم درباره راههای خشونتآمیز چیه؟
و همه اینها در چه شرایطیه؟ که هیچکس دقیقا نمیدونه اعتقادات من چیه، و هیچکس دقیقا نمیدونه دارم چیکار میکنم.
جدا زیبا نیست؟
- یا همون رو میکنن نیزه، و به هر بهانهای میکنن تو شکمت، تا بگن چون یه سری اعتقادات ایمانی داری صلاحیت حرف زدن درباره بعضی موضوعات رو نداری. متلکهایی که این روزها بم فوروارد شده رو میشه آلبوم کرد و اهدا کرد به موزه هلوکاست.
- یا ازش به عنوان یه شاقول استفاده میکنند تا باش به هر کاری که میکنی نمره بدن. روزهای؟ پس چرا عصبانی میشی؟
روزهای؟ پس چرا عکس زن نیمه برهنه شیر میکنی؟
روزهای؟ چرا کلامت گزندهست؟
روزهای؟ چرا نور مسیح رو تو چهرهت نمیبینم؟
اما این یه مرحله دیگهست. روزهای؟ پس چرا با خشونت شوخی میکنی؟ چرا میخوای بدونی نظر مردم درباره راههای خشونتآمیز چیه؟
و همه اینها در چه شرایطیه؟ که هیچکس دقیقا نمیدونه اعتقادات من چیه، و هیچکس دقیقا نمیدونه دارم چیکار میکنم.
جدا زیبا نیست؟
❤4
خشونت غیرقابل جدا شدن است از بشر. اونهایی که نمیخوان بش فکر کنند سرشون رو در برف فرو کردن.
بیمارستانهای آمریکا در حال تجدید نظر در خرید تجهیزات پزشکی مورد نیازشون هستند. وال استریت ژورنال روش کار کرده. از ترس حملات سایبری قصد دارند دیگه دستگاههایی که برای این جور حملات آماده نیستند، نخرند. تصور کنید، حملاتی وجود داره که دستگاه تنفس مصنوعی رو از کار میندازه!.. ما داریم در چنین دنیایی زندگی میکنیم.
https://www.wsj.com/articles/rattled-by-cyberattacks-hospitals-push-device-makers-to-improve-security-11557662400
بیمارستانهای آمریکا در حال تجدید نظر در خرید تجهیزات پزشکی مورد نیازشون هستند. وال استریت ژورنال روش کار کرده. از ترس حملات سایبری قصد دارند دیگه دستگاههایی که برای این جور حملات آماده نیستند، نخرند. تصور کنید، حملاتی وجود داره که دستگاه تنفس مصنوعی رو از کار میندازه!.. ما داریم در چنین دنیایی زندگی میکنیم.
https://www.wsj.com/articles/rattled-by-cyberattacks-hospitals-push-device-makers-to-improve-security-11557662400
WSJ
Rattled by Cyberattacks, Hospitals Push Device Makers to Improve Security
U.S. hospitals are pressing medical-device makers to improve cyber defenses of their internet-connected infusion pumps, biopsy imaging tables and other health-care products as reports of attacks rise.
❤2
۴۶ درصد فالوعرهای خروجیهای مکتوب یک ذهن «خشن»، خودشان خشن هستند! 😁 و این در حالیه که آدمهای اینجا، با نقطهای که آدم چیزی برای از دست دادن نداره، و خیلیها اون بیرون به اون نقطه رسیدن، فاصله زیادی دارند. اگه اینجا ۴۶ درصده اون بیرون چه خبره؟ آیا باز هم نباید دربارهش صحبت کنیم؟
خودم دومی رو زدم، چون به خدعه و نیرنگ بیشتر اعتقاد دارم تا خونریزی. اما در هر صورت، این پاسخها نمیتونه خیلی صادقانه باشه. چه بسیار افرادی که از دور حکم به قتل میدن اما از نزدیک نظر دیگهای پیدا میکنند، و چه بسیار افرادی که همه راههای خشن رو غلط میپندارند اما در زمان و مکانی خاص، دست چنگیز رو از پشت میبندند.
همین الان چندصدهزارنفر در زندانهای ما وجود دارند، و هرساله تعداد زیادی ازونها به خاطر شرایط زندان فوت میکنند. این خشونت رو ما بشون اعمال میکنیم، اما از طریق قانون. چون معتقدیم سود محبوس بودن اینها سنگینتر از گناه به کشتن دادنشونه. با همین منطق ترورهای زیادی رو میشه توجیه کرد.
به جای ژست اخلاقی باید راهکار ارائه داد به جامعهای که داره احساس میکنه به بنبست رسیده و بدش نمیاد حداقل لذت انتقام رو بچشه.
خودم دومی رو زدم، چون به خدعه و نیرنگ بیشتر اعتقاد دارم تا خونریزی. اما در هر صورت، این پاسخها نمیتونه خیلی صادقانه باشه. چه بسیار افرادی که از دور حکم به قتل میدن اما از نزدیک نظر دیگهای پیدا میکنند، و چه بسیار افرادی که همه راههای خشن رو غلط میپندارند اما در زمان و مکانی خاص، دست چنگیز رو از پشت میبندند.
همین الان چندصدهزارنفر در زندانهای ما وجود دارند، و هرساله تعداد زیادی ازونها به خاطر شرایط زندان فوت میکنند. این خشونت رو ما بشون اعمال میکنیم، اما از طریق قانون. چون معتقدیم سود محبوس بودن اینها سنگینتر از گناه به کشتن دادنشونه. با همین منطق ترورهای زیادی رو میشه توجیه کرد.
به جای ژست اخلاقی باید راهکار ارائه داد به جامعهای که داره احساس میکنه به بنبست رسیده و بدش نمیاد حداقل لذت انتقام رو بچشه.
❤4
یکی از دوستان میگه این از آهنگ بادیگارد بهتره برای این موقعیت. و بیراه هم نمیگه
فالوعرهای خشن و خوشذوقم
فالوعرهای خشن و خوشذوقم
قرائتی در برنامه امشبش در جواب سرگشاده به این سوال که پیامبر چرا بردهداری کرد این سوال به زعم خودش معتبر رو مطرح کرد که: اگه جنگیدیم و پیروز شدیم باید با زنها چه کنیم؟ بعد خودش به خودش جواب داد که نمیشه اعدامشون کرد! زندانیشون هم که نمیشه کرد، چون هزینه داره. پس بهتره ببریم خونهمون ازشون مراقب کنیم!
قرائتی نمیگه که اگه منظور انجام کار خیر بود، چرا به زور میبردنشون؟ میتونستن بگن هرکی بیسرپرست شده اگه مایله بیاد با فلان سرباز ما زندگی کنه ازین به بعد. و نمیگه اگه منظور مراقبت و سرپرستی بود چرا موظف بودند به اربابشون سرویس جنسی بدن؟
قرائتی نمیخواد بپذیره که اگه جایزه جنگ، واژن زن نبود، کسی نمیجنگید. و نمیخواد قبول کنه حتی وعدههای نسیه قرآن درباره حوریان بهشت برای حتی اعراب چهارده قرن پیش هم کافی نبود و برای نقد و حاضرش بود که شمشیر میزدند.
باتلاقی که قرائتی و امثالش توش گرفتارند صحنه ترحمبرانگیزی بوجود آورده. در شرایطی هستند که برای حفظ وجهه اسلام ناچارند بیشعور باشند. ذهن بشر و اخلاقیاتش مسیری رو طی کرده که دیگه ربط چندانی به ذهن و اخلاقیات آدمهای چهارده قرن پیش نداره، گویی گذشته چیزی در پشت سر ما نیست، بلکه دنیایی جدا ازین دنیا بوده. و این واعظان که در محراب و منبر جلوهای هم براشون نمونده با یک دست چنگ زدند به دنیای قدیم، و با دست دیگه میخوان دنیای جدید رو نگه دارند... و در این کشاکش دارن پاره میشن. فقط یک آدم پاره ممکنه بگه «چون زنان و دخترانشون بیسرپرست شده بود درستتر این بود که ببریم خونه ترتیبشون رو بدیم!».
عقل پاره میگه «عوضش توصیه شد که برده آزاد کنند، با مهربانی باشون برخورد کنند، به فرزندشون ارث بدن، بلا بلا بلا». و من بش میگم تو باید از شأن خودت دفاع کنی نادان، نه از آبروی یک مشت آدمکش در یک برهوت که قرنها پیش زندگی میکردند. شأن تو اینه که بگی مهربانی با برده جنسی، گناه بردهداری رو سبک میکنه؟
چرا عقل این آدمها به این پارگی دچار شد؟ چون فکر کردند اگه از اسلام، با وجود انقضای عجیب تاریخ مصرفش عبور کنند، دیگه ایمانی هم باقی نخواهد ماند! فرق پیشوایان مسیحی این بود که به موقع فهمیدند مذهب باید در خدمت ایمان باشه، نه ایمان در خدمت مذهب. پس هرچقدر و هرطور لازم باشه چکشش میزنیم، تا ایمان بماند. نه اینکه ایمان رو به ابتذال بکشونیم، تا مذهب بماند. قرائتی ایمان داره به اخلاقیاتی که تجاوز به زن اسیر رو مقبول میدونه، که چه بشه؟ که اسلام عربی معتبر بمونه! همه دار و ندارش، حتی شعورش رو قربانی کرده برای احیای نباتی دنیای گذشته. دنیایی که برای همیشه تمام شده.
قرائتی نمیگه که اگه منظور انجام کار خیر بود، چرا به زور میبردنشون؟ میتونستن بگن هرکی بیسرپرست شده اگه مایله بیاد با فلان سرباز ما زندگی کنه ازین به بعد. و نمیگه اگه منظور مراقبت و سرپرستی بود چرا موظف بودند به اربابشون سرویس جنسی بدن؟
قرائتی نمیخواد بپذیره که اگه جایزه جنگ، واژن زن نبود، کسی نمیجنگید. و نمیخواد قبول کنه حتی وعدههای نسیه قرآن درباره حوریان بهشت برای حتی اعراب چهارده قرن پیش هم کافی نبود و برای نقد و حاضرش بود که شمشیر میزدند.
باتلاقی که قرائتی و امثالش توش گرفتارند صحنه ترحمبرانگیزی بوجود آورده. در شرایطی هستند که برای حفظ وجهه اسلام ناچارند بیشعور باشند. ذهن بشر و اخلاقیاتش مسیری رو طی کرده که دیگه ربط چندانی به ذهن و اخلاقیات آدمهای چهارده قرن پیش نداره، گویی گذشته چیزی در پشت سر ما نیست، بلکه دنیایی جدا ازین دنیا بوده. و این واعظان که در محراب و منبر جلوهای هم براشون نمونده با یک دست چنگ زدند به دنیای قدیم، و با دست دیگه میخوان دنیای جدید رو نگه دارند... و در این کشاکش دارن پاره میشن. فقط یک آدم پاره ممکنه بگه «چون زنان و دخترانشون بیسرپرست شده بود درستتر این بود که ببریم خونه ترتیبشون رو بدیم!».
عقل پاره میگه «عوضش توصیه شد که برده آزاد کنند، با مهربانی باشون برخورد کنند، به فرزندشون ارث بدن، بلا بلا بلا». و من بش میگم تو باید از شأن خودت دفاع کنی نادان، نه از آبروی یک مشت آدمکش در یک برهوت که قرنها پیش زندگی میکردند. شأن تو اینه که بگی مهربانی با برده جنسی، گناه بردهداری رو سبک میکنه؟
چرا عقل این آدمها به این پارگی دچار شد؟ چون فکر کردند اگه از اسلام، با وجود انقضای عجیب تاریخ مصرفش عبور کنند، دیگه ایمانی هم باقی نخواهد ماند! فرق پیشوایان مسیحی این بود که به موقع فهمیدند مذهب باید در خدمت ایمان باشه، نه ایمان در خدمت مذهب. پس هرچقدر و هرطور لازم باشه چکشش میزنیم، تا ایمان بماند. نه اینکه ایمان رو به ابتذال بکشونیم، تا مذهب بماند. قرائتی ایمان داره به اخلاقیاتی که تجاوز به زن اسیر رو مقبول میدونه، که چه بشه؟ که اسلام عربی معتبر بمونه! همه دار و ندارش، حتی شعورش رو قربانی کرده برای احیای نباتی دنیای گذشته. دنیایی که برای همیشه تمام شده.
❤5
برای اولین بار در تاریخ تعداد چینیهایی که کادیلاک خریدند بیش از آمریکاییهایی بود که کادیلاک خریدند. کادیلاکهایی که توسط هموطنان خودشون و در چین مونتاژ شده بود.
کادیلاکِ جنرال موتورز چیزی ارائه نمیده که لکسوسِ تویوتا و اینفنیتیِ نیسان و آکورای هوندا نتونن ارائه کنند. اما مشتری چینی کادیلاک میخواد چون دوست داره زندگیش عطر آمریکایی بگیره. حتی اگه خیلی خیلی سمبلیک باشه. و حتی اگه باش گرون حساب کنند.
در تکنولوژی چیزی کم ندارند. قطارهای سریعالسیرشون تو هیچجای آمریکا پیدا نمیشه. فرودگاههاشون، اتوبانهاشون، و حتی کتابخانههاشون مدرنتر، عظیمتر و آیندهگراتر هستند. اما یه چیزی کمه. زندگی عطر نداره.
این آمریکاست که بزرگترین عطرفروش دنیاست، نه فرانسه.
کادیلاکِ جنرال موتورز چیزی ارائه نمیده که لکسوسِ تویوتا و اینفنیتیِ نیسان و آکورای هوندا نتونن ارائه کنند. اما مشتری چینی کادیلاک میخواد چون دوست داره زندگیش عطر آمریکایی بگیره. حتی اگه خیلی خیلی سمبلیک باشه. و حتی اگه باش گرون حساب کنند.
در تکنولوژی چیزی کم ندارند. قطارهای سریعالسیرشون تو هیچجای آمریکا پیدا نمیشه. فرودگاههاشون، اتوبانهاشون، و حتی کتابخانههاشون مدرنتر، عظیمتر و آیندهگراتر هستند. اما یه چیزی کمه. زندگی عطر نداره.
این آمریکاست که بزرگترین عطرفروش دنیاست، نه فرانسه.
❤4
حتما در خاطر شریفتان هست که در جنبش MeToo
میگفتند باید «همه زنان را باور کنید». یعنی هرزنی ادعا کرد مورد تعرض قرار گرفته، فرض رو بر این بذارید که داره راستش رو میگه. برای محکم کاری، «اگه خواهر خودت بود باور نمیکردی؟» هم بش الصاق میکردند. اون موقع نوشتم این یک دیوانگی محضه که اسمی بهتر از «واژنیسم» نمیشه روش گذاشت، چون تمام منطقش بر این اصل استواره که صرف داشتن واژن، به فرد اعتباری انحصاری میده که هر ادعایی کرد پذیرفته بشه.
یک پیرمرد در یوتا آمریکا از کنار یک دختر ۱۶ ساله عبور کرده، دختره برادر ۱۷ سالهش رو صدا زده که بیا این بابا به من تعرض کرد، برادره غیرتی شده و حمله کرده به پیرمرد، سرش خورده به جدول و بیهوش شده، منتقلش کردن به بیمارستان، اما زنده نمونده. بعد پلیس فیلم دوربینهای مداربسته رو چک کرده و میگه هیچ اثری از تعرض دیده نمیشه!
واژنیسم خیلی جدی یک آدم رو به کشتن داد. واژنیسم یک نوجوان تربیتیافته در یک کشور مدرن رو ناگهان شبیه کرد به یک نوجوان بزهکار در سرآسیاب ملارد که سرش با رسوباتِ فرهنگِ قبیلهایِ غیرتِ جنسی پر شده!
میگفتند باید «همه زنان را باور کنید». یعنی هرزنی ادعا کرد مورد تعرض قرار گرفته، فرض رو بر این بذارید که داره راستش رو میگه. برای محکم کاری، «اگه خواهر خودت بود باور نمیکردی؟» هم بش الصاق میکردند. اون موقع نوشتم این یک دیوانگی محضه که اسمی بهتر از «واژنیسم» نمیشه روش گذاشت، چون تمام منطقش بر این اصل استواره که صرف داشتن واژن، به فرد اعتباری انحصاری میده که هر ادعایی کرد پذیرفته بشه.
یک پیرمرد در یوتا آمریکا از کنار یک دختر ۱۶ ساله عبور کرده، دختره برادر ۱۷ سالهش رو صدا زده که بیا این بابا به من تعرض کرد، برادره غیرتی شده و حمله کرده به پیرمرد، سرش خورده به جدول و بیهوش شده، منتقلش کردن به بیمارستان، اما زنده نمونده. بعد پلیس فیلم دوربینهای مداربسته رو چک کرده و میگه هیچ اثری از تعرض دیده نمیشه!
واژنیسم خیلی جدی یک آدم رو به کشتن داد. واژنیسم یک نوجوان تربیتیافته در یک کشور مدرن رو ناگهان شبیه کرد به یک نوجوان بزهکار در سرآسیاب ملارد که سرش با رسوباتِ فرهنگِ قبیلهایِ غیرتِ جنسی پر شده!
❤6
اولین چیزی که به ذهنم میرسه با خوندن این جمله اینه که: «این چه زندگیه که داری؟». این روزها، که داری آرزو میکنی تند تند تمام بشن، تنها دارایی غیرقابل تکرارت هستند. و میدونم جواب احتمالیش چیه: «مجبورم این شغل رو داشته باشم، مجبور! راه حل بهتری داری برای تأمین مخارجم؟».
نه، ندارم. نه راه حلی دارم، نه ادعایی. اما یک پیشنهاد دارم. یه سر به یکی از بیمارستانها بزنید که بیمارانی رو تختهاش خوابیدن که میدونن اونایی که دارن میان ملاقاتشون نیومدن بفهمن که بهتر شده یا نه، بلکه اومدن تا ببینن قبل ازینکه بمیره چه شکلی بود! برید کنار یکی ازون تختها بشینید و تصور کنید این شمایید که روش خوابیدید. بعد از خودتون بپرسید اگه بم یه فرصت دیگه میدادن بازم همینجوری مینداختمش دور؟ بازم میرفتم کاری رو انجام بدم که بگم کاش زودتر پنجشنبه بشه؟
سنت مذهبی که در ذهن ما رسوب کرده به ما گفته یادآوری مرگ برای اینه که برای آخرتت فکری کنی. اما یادآوری مرگ به این درد هم میخوره که برای دنیای فعلی، یه فکر دیگه بکنی.
نه، ندارم. نه راه حلی دارم، نه ادعایی. اما یک پیشنهاد دارم. یه سر به یکی از بیمارستانها بزنید که بیمارانی رو تختهاش خوابیدن که میدونن اونایی که دارن میان ملاقاتشون نیومدن بفهمن که بهتر شده یا نه، بلکه اومدن تا ببینن قبل ازینکه بمیره چه شکلی بود! برید کنار یکی ازون تختها بشینید و تصور کنید این شمایید که روش خوابیدید. بعد از خودتون بپرسید اگه بم یه فرصت دیگه میدادن بازم همینجوری مینداختمش دور؟ بازم میرفتم کاری رو انجام بدم که بگم کاش زودتر پنجشنبه بشه؟
سنت مذهبی که در ذهن ما رسوب کرده به ما گفته یادآوری مرگ برای اینه که برای آخرتت فکری کنی. اما یادآوری مرگ به این درد هم میخوره که برای دنیای فعلی، یه فکر دیگه بکنی.
❤4