گرین بوک یه فیلم دیگه از لیبرالهای عزیزمونه که باز بگن وای چقدر آمریکا نژادپرست بود، وای چقدر به سیاها ظلم شد، وای چقدر سفیدای جنوب عوضیاند، وای چه تاریخ سیاهی داریم، وای فلان!.. ولی طنز فیلم و بازی خوب ویگو مورتنسن یکم از زهر چپگرایی فیلم رو میگیره و میشه نگاهش کرد. داستان، که تا حد زیادی واقعیه، داستان یک سیاهپوست پیانیسته که میخواد به ایالتهای جنوبی سفر کنه برای اجرا، و چون اون زمان بعضی جاها جداسازی نژادی رواج داشت، مثلا سیاها باید میرفتن تو دستشویی خودشون نه دسشویی که سفیدا میرن، تصمیم میگیره یه آدم بزن بهادر سفیدپوست رو انتخاب کنه به عنوان راننده که جلوی دردسرهای احتمالی رو بگیره. و اینا در طول سفر از یک کتابچه استفاده میکنند که توش توضیح داده سیاها اگه خواستن برن به اون مناطق باید کجاها برن و کجاها نرن و چه رفتاری رو انجام بدن یا ندن.
و دقیقا همین کتابچه نشانه یکی از عقبافتادگیهای فرهنگی ماست. ما با چیزی به عنوان «هندبوک» بیگانهایم، ولی اونها معتادشند. زمان جنگ جهانی به سرباز انگلیسی که قرار بود اعزام بشه به ایران یه هندبوک میدادن که توش نوشته بود باید با ایرانی مسلمان چطور برخورد کرد، و اینا چه کارهایی انجام میدن و از دیدن چه چیزهایی نباید تعجب کرد. اینکه محتواش چی هست و آیا درسته کاملا یا نه، یه بحث دیگهست. بحث اصلی اینه که در فرهنگ اونها این درک وجود داره که برای تمام چیزهایی که تا حالا باش برخورد نداشتیم، از ماشین لباسشویی گرفته تا انسان عجیب ایرانی، باید راهنما داشته باشیم. درسته که پیشنیاز راهنماخوانی، داشتن سواد خواندنه، اما مانع اصلی ما ناتوانی در خواندن نبوده و الان که قطعا نیست. مانع ما اینه که فکر میکنیم نیاز به راهنما نداریم.
https://m.imdb.com/title/tt6966692/
و دقیقا همین کتابچه نشانه یکی از عقبافتادگیهای فرهنگی ماست. ما با چیزی به عنوان «هندبوک» بیگانهایم، ولی اونها معتادشند. زمان جنگ جهانی به سرباز انگلیسی که قرار بود اعزام بشه به ایران یه هندبوک میدادن که توش نوشته بود باید با ایرانی مسلمان چطور برخورد کرد، و اینا چه کارهایی انجام میدن و از دیدن چه چیزهایی نباید تعجب کرد. اینکه محتواش چی هست و آیا درسته کاملا یا نه، یه بحث دیگهست. بحث اصلی اینه که در فرهنگ اونها این درک وجود داره که برای تمام چیزهایی که تا حالا باش برخورد نداشتیم، از ماشین لباسشویی گرفته تا انسان عجیب ایرانی، باید راهنما داشته باشیم. درسته که پیشنیاز راهنماخوانی، داشتن سواد خواندنه، اما مانع اصلی ما ناتوانی در خواندن نبوده و الان که قطعا نیست. مانع ما اینه که فکر میکنیم نیاز به راهنما نداریم.
https://m.imdb.com/title/tt6966692/
IMDb
Green Book (2018) ⭐ 8.2 | Biography, Comedy, Drama
2h 10m | PG-13
❤3
تقریبا یک چهارم فرانسویها زیادی مشروبات الکلی میخورند. مردان فرانسوی به طور متوسط سالی ۱۹ لیتر الکل خالص مصرف میکنند! (میشه یک لیوان پر از یک نوشیدنی ۲۵ درصدی، در هرروز!). و این باعث شده سالی ۴۱ هزار نفر! جانشون رو به خاطر این مقدار از مصرف از دست بدن. یعنی حتی از ۲ برابر کل تلفات رانندگی ایران در هرسال، بیشتر!
حالا تا به همین فرانسویها یک حرفی درباره «ایمان» میزنی میگن دوره مذهب گذشته، علمی حرف بزن!
حالا تا به همین فرانسویها یک حرفی درباره «ایمان» میزنی میگن دوره مذهب گذشته، علمی حرف بزن!
چینیها که تا دیروز نون نداشتند بخورن، حالا وضعشون خوب شده، و وضع خوب رو باید با مشروبات جشن گرفت دیگه، نه؟ اصلا جشن بدون الکل که معنی نداره. سال ۲۰۳۰ به بعد، جای چین با آمریکا عوض میشه در مصرف الکل. یعنی اونها از میانگین ۱۰ لیتر عبور میکنند، و آمریکا میاد زیر ۱۰. در درصدی از جمعیت که مصرفکننده هستند هم جابجایی رخ میده. ۷۷ درصد چینیها مصرفکننده خواهند بود، ولی در آمریکا به ۷۳ درصد کاهش پیدا میکنه.
غیر از فرانسه که رو به قهقراست، در بقیه کشورهای پیشرفته، یک حرکت هرچند خیلی خیلی کند علیه مصرف ایجاد شده. در آمریکا این حرکت در وضعیتی تناقضآمیز از دو سمت خیلی دور از همِ سیاسی ساپورت میشه: یعنی محافظهکاران خیلی مذهبی، و لیبرالهای خیلی سبز.
این بودجه زیاد و آموزش دولتی نیست که عقل سلیم رو پرورش میده. اگه اینطور بود چین با کله به سمت این سم مهلک نمیرفت.
غیر از فرانسه که رو به قهقراست، در بقیه کشورهای پیشرفته، یک حرکت هرچند خیلی خیلی کند علیه مصرف ایجاد شده. در آمریکا این حرکت در وضعیتی تناقضآمیز از دو سمت خیلی دور از همِ سیاسی ساپورت میشه: یعنی محافظهکاران خیلی مذهبی، و لیبرالهای خیلی سبز.
این بودجه زیاد و آموزش دولتی نیست که عقل سلیم رو پرورش میده. اگه اینطور بود چین با کله به سمت این سم مهلک نمیرفت.
مورد عجیب بوتسوانا
برای اینکه بفهمیم نظام مقدس ما در چه عمقی از بیکفایتی قرار گرفته باید به کشوری مثل بوتسوانا نگاه کرد. کشوری محصور و بدون دسترسی به دریا، و با درآمدی منحصر به استخراج الماس، و دولتی که کاملا خانوادگی اداره میشه. که انگار همهچیزش مهیاست که مردمش از بدبختان عالم باشند، اما به طرز جالبی نیستند، بلکه کیفیت زندگیشون از ترکیه بهتر نباشه بدتر نیست!
در این مطلب، اشاره میکنه به این واقعیت که الیگارشی، لزوما عامل فلاکت نیست. بستگی داره قاعده بازی چطور نوشته شده باشه. مثلا در بوتسوانا فرد صاحب قدرت خودش جانشین خودش رو انتخاب میکنه عملا، که این باعث شده مثل بقیه کشورهای آفریقایی با هر انتخابات کشور به خاک و خون کشیده نشه. ثبات حاصله، کشور رو در مسیر توسعه پایدار قرار داده. از طرفی، خانواده صاحب قدرت مجموعهای از تصمیمات درست میگیرند که هزینههای اضافه برای کشور ایجاد نمیکنه. مثلا به جای مصادره شرکت استخراج الماس، خریدنش. فرق مصادره با سرمایهگذاری دولتی اینه که شرکت وقتی مصادره میشه ضربه میخوره و ممکنه دیگه نتونه قد علم کنه (مثل اتفاقی که در ایران افتاد)، ولی وقتی میخرنش میتونه به فعالیت عادی خودش ادامه بده. یکی دیگه ازین تصمیمات درست، جایگیری مناسب در مناقشات سیاسی و استراتژیکه. نه زیادی به بلوک شرق نزدیک شدند، نه پاتوق غربیها شدند (کاری که بیش از سیصدساله حاکمان ایران در انجامش عاجزند).
اگه خیلی ساده بخوایم بگیم اینطور میشه که فرض کنید دو تا خانواده داریم و به هر کدوم اداره یک مملکت رو واگذار کردیم. یکی ازین دو، یک خانواده یک دسته که باهم متحدند . با هم قرار میذارن که هدف حفظ ثباته، هدف درگیر نکردن کشور تو دعواهای جهانیه، هدف کمک گرفتن از دانش غربیهاست، هدف توسعه زیرساخته، و غیره و ذلک.. بعد برای رسیدن به این اهداف تقسیم وظیفه میکنند. کشوری که زیر دست اینهاست به مراتب وضع بهتری خواهد داشت تا کشوری که دست یک خانواده افتاده که هم چند شقهست و هر سرش ساز خودشو میزنه، و یه سمت دنبال چاپیدن و خوردن و غارت کردنه و یه سمت دنبال یه سری موهومات ایدئولوژیک.
واقعیت تلخ اینه: برای داشتن ایرانی بهتر از ایران فعلی، نیازی به خیلی از پیشرفتهای متداول هم نبود حتی. اگه مشروطیت و پارلمان نداشتیم، اگه دموکراسی و انتخابات و آزادی نداشتیم هم میشد. فقط لازم بود خانواده حاکم، هزار فامیل نباشه، فقط یک فامیل باشه، و اون یک فامیل متحد باشند و کفایت لازم برای گرفتن تصمیمات درست رو داشته باشند. اما ما از همین حداقلیترین نیکبختی هم محرومیم.
https://palladiummag.com/2019/05/09/what-botswana-can-teach-us-about-political-stability/
برای اینکه بفهمیم نظام مقدس ما در چه عمقی از بیکفایتی قرار گرفته باید به کشوری مثل بوتسوانا نگاه کرد. کشوری محصور و بدون دسترسی به دریا، و با درآمدی منحصر به استخراج الماس، و دولتی که کاملا خانوادگی اداره میشه. که انگار همهچیزش مهیاست که مردمش از بدبختان عالم باشند، اما به طرز جالبی نیستند، بلکه کیفیت زندگیشون از ترکیه بهتر نباشه بدتر نیست!
در این مطلب، اشاره میکنه به این واقعیت که الیگارشی، لزوما عامل فلاکت نیست. بستگی داره قاعده بازی چطور نوشته شده باشه. مثلا در بوتسوانا فرد صاحب قدرت خودش جانشین خودش رو انتخاب میکنه عملا، که این باعث شده مثل بقیه کشورهای آفریقایی با هر انتخابات کشور به خاک و خون کشیده نشه. ثبات حاصله، کشور رو در مسیر توسعه پایدار قرار داده. از طرفی، خانواده صاحب قدرت مجموعهای از تصمیمات درست میگیرند که هزینههای اضافه برای کشور ایجاد نمیکنه. مثلا به جای مصادره شرکت استخراج الماس، خریدنش. فرق مصادره با سرمایهگذاری دولتی اینه که شرکت وقتی مصادره میشه ضربه میخوره و ممکنه دیگه نتونه قد علم کنه (مثل اتفاقی که در ایران افتاد)، ولی وقتی میخرنش میتونه به فعالیت عادی خودش ادامه بده. یکی دیگه ازین تصمیمات درست، جایگیری مناسب در مناقشات سیاسی و استراتژیکه. نه زیادی به بلوک شرق نزدیک شدند، نه پاتوق غربیها شدند (کاری که بیش از سیصدساله حاکمان ایران در انجامش عاجزند).
اگه خیلی ساده بخوایم بگیم اینطور میشه که فرض کنید دو تا خانواده داریم و به هر کدوم اداره یک مملکت رو واگذار کردیم. یکی ازین دو، یک خانواده یک دسته که باهم متحدند . با هم قرار میذارن که هدف حفظ ثباته، هدف درگیر نکردن کشور تو دعواهای جهانیه، هدف کمک گرفتن از دانش غربیهاست، هدف توسعه زیرساخته، و غیره و ذلک.. بعد برای رسیدن به این اهداف تقسیم وظیفه میکنند. کشوری که زیر دست اینهاست به مراتب وضع بهتری خواهد داشت تا کشوری که دست یک خانواده افتاده که هم چند شقهست و هر سرش ساز خودشو میزنه، و یه سمت دنبال چاپیدن و خوردن و غارت کردنه و یه سمت دنبال یه سری موهومات ایدئولوژیک.
واقعیت تلخ اینه: برای داشتن ایرانی بهتر از ایران فعلی، نیازی به خیلی از پیشرفتهای متداول هم نبود حتی. اگه مشروطیت و پارلمان نداشتیم، اگه دموکراسی و انتخابات و آزادی نداشتیم هم میشد. فقط لازم بود خانواده حاکم، هزار فامیل نباشه، فقط یک فامیل باشه، و اون یک فامیل متحد باشند و کفایت لازم برای گرفتن تصمیمات درست رو داشته باشند. اما ما از همین حداقلیترین نیکبختی هم محرومیم.
https://palladiummag.com/2019/05/09/what-botswana-can-teach-us-about-political-stability/
Palladium Magazine
What Botswana Can Teach Us About Political Stability
It is hard to find a clearer outlier among developing countries than Botswana, a landlocked African country where 40% of government revenue comes from diamond mining and a quarter of adults are HIV-positive. Everything taught by a development economics department…
❤3
«در واقع به نظر میآید یکی از پارادوکسهای نصیحت این است که کسانی که بیش از همه از آنها خواسته میشود تا ما را پند دهند، کمتر از همه به پندهای دیگران عمل کردهاند».
البته اینو به شکل مثبت داره میگه، نه منفی. منظورش این نیست که داریم از آدمای اشتباهی درخواست نصیحت و توصیه میکنیم. منظورش اینه که آدمایی که ما معمولا ازشون میخوایم نصیحتمون کنند آدمایی هستند که اگه قرار بود به نصایح دیگران عمل کنند دیگه به جایی که الان هستن نمیرسیدن که بعد ما ازشون بخوایم با توجه به جایی که بش رسیدن بمون نصیحت کنند. و یعنی اگه ما هم بخوایم به جایی برسیم که همسطح اونها باشه، نباید به نصیحتی که دارند به ما میکنند عمل کنیم! و این یک تناقضه. که نشون میده اساسا نصیحت خواستن ازین افراد، تقریبا بیهودهست. اگه من از رافائل نادال بخوام بگه چطور میشه رافائل نادال شد، و فرضا اون هم نکاتی رو بگه، و فرضا به همشون عمل کنم، رافائل نادال نخواهم شد. من باید مسیر خودم رو طی کنم که میتونه هیچ ربطی به مسیری که نادال طی کرده نداشته باشه.
البته اینو به شکل مثبت داره میگه، نه منفی. منظورش این نیست که داریم از آدمای اشتباهی درخواست نصیحت و توصیه میکنیم. منظورش اینه که آدمایی که ما معمولا ازشون میخوایم نصیحتمون کنند آدمایی هستند که اگه قرار بود به نصایح دیگران عمل کنند دیگه به جایی که الان هستن نمیرسیدن که بعد ما ازشون بخوایم با توجه به جایی که بش رسیدن بمون نصیحت کنند. و یعنی اگه ما هم بخوایم به جایی برسیم که همسطح اونها باشه، نباید به نصیحتی که دارند به ما میکنند عمل کنیم! و این یک تناقضه. که نشون میده اساسا نصیحت خواستن ازین افراد، تقریبا بیهودهست. اگه من از رافائل نادال بخوام بگه چطور میشه رافائل نادال شد، و فرضا اون هم نکاتی رو بگه، و فرضا به همشون عمل کنم، رافائل نادال نخواهم شد. من باید مسیر خودم رو طی کنم که میتونه هیچ ربطی به مسیری که نادال طی کرده نداشته باشه.
❤4
Anarchonomy
بریم ریاض؟
عربستان قصد داره قانون مهاجرتش رو از ریشه تغییر بده. در صورت تصویب در کابینه (که معلومه تصویب میشه. مگه میتونن طرح بنسلمان رو تصویب نکنند؟)، با پرداخت پول میشه مقیم این کشور شد! الگوی طرح، ایالات متحدهست و طراحانش مستقیما اشاره میکنند که قصدشون پیادهکردن چیزی شبیه گرینکارت آمریکاست، با این فرق که برای اقامت حتی نیازی به استخدام توسط یک شرکت یا اپلای توسط یک دانشگاه نخواهد بود. اینجوری پولدارهایی که نه قصد درس خوندن دارن و نه حوصله کار کردن هم میتونن بیان آپارتمان و ویلا بخرن و در جوار حرم امن الهی زندگی کنند (در کشورهایی که چیز زیادی برای صادرات ندارند، یا صادراتشون تکمحصولیه، دولت مجبوره برای راه انداختن اقتصاد و وضعیت اشتغال، بخش مسکن رو فعال کنه).
این البته تبعات اجتماعی هم داره. گاهی برای سرکوب تندروها، نباید شخصا باشون درگیر شد، باید مردم رو هل داد به سمتشون. مهاجران فعلی عربستان اغلب بدبختهایی از هند و فیلیپین هستند که دغدغهای بالاتر از بقا ندارند. اگه این ترکیب شیفت پیدا کنه به ترک-مالزیایی-حتی ایرانی و البته اروپایی-چینی-لاتین، توقعاتی از سبک زندگی وارد جامعه میشه که جبهه تندرو رو تحت فشار قرار میده. و سپس بنسلمان و همفکرانش روی اون فشار سوار میشن. اینها اعتقاد دارند چیزی که برای تحجر موجود بستر ایجاد کرده اینه که عربستانیها زیاد تو خودشونن، و برای همین بیشتر پروژههاش در راستای خارج کردن فضای لوکال کشور و منتقل کردنش به یک فضای جهانیتره. از شهر بینالمللی تا شهروند بینالمللی.
ایرانیهایی که قصد فرار دارند هم حتما باید بش فکر کنند. درسته اونجا جاییه که در صورت ارتکاب جرم سرتون رو با شمشیر جدا میکنند، ولی لاقل وزارت آموزش و پرورشش فرزندانتون رو به شکل تکههای گوشت قابل مصرف در جبهه نمیبینه، پزشکانشون شما رو به شکل تکه گوشتهای پولساز نمیبینند، و در خودروهاشون به شکل تکه گوشتهای له شدنی نخواهید بود.
این البته تبعات اجتماعی هم داره. گاهی برای سرکوب تندروها، نباید شخصا باشون درگیر شد، باید مردم رو هل داد به سمتشون. مهاجران فعلی عربستان اغلب بدبختهایی از هند و فیلیپین هستند که دغدغهای بالاتر از بقا ندارند. اگه این ترکیب شیفت پیدا کنه به ترک-مالزیایی-حتی ایرانی و البته اروپایی-چینی-لاتین، توقعاتی از سبک زندگی وارد جامعه میشه که جبهه تندرو رو تحت فشار قرار میده. و سپس بنسلمان و همفکرانش روی اون فشار سوار میشن. اینها اعتقاد دارند چیزی که برای تحجر موجود بستر ایجاد کرده اینه که عربستانیها زیاد تو خودشونن، و برای همین بیشتر پروژههاش در راستای خارج کردن فضای لوکال کشور و منتقل کردنش به یک فضای جهانیتره. از شهر بینالمللی تا شهروند بینالمللی.
ایرانیهایی که قصد فرار دارند هم حتما باید بش فکر کنند. درسته اونجا جاییه که در صورت ارتکاب جرم سرتون رو با شمشیر جدا میکنند، ولی لاقل وزارت آموزش و پرورشش فرزندانتون رو به شکل تکههای گوشت قابل مصرف در جبهه نمیبینه، پزشکانشون شما رو به شکل تکه گوشتهای پولساز نمیبینند، و در خودروهاشون به شکل تکه گوشتهای له شدنی نخواهید بود.
❤3
اگر ترور وابستگان خانوادگی حاکمان ایران که در خارج ساکن هستند میتوانست جمهوریاسلامی را مهار کند، آیا با آن موافق میبودید؟
Anonymous Poll
56%
بله، به درک که چندتا زالو بمیرند.
14%
اگه در حد تهدید باشه ولی عملی نشه موافقم.
30%
خیر. همه راههای خشن غلطند.
تو پلاس یه نظرسنجی گذاشته بودم و پرسیده بودم فرض کنید دستگاه اطلاعاتی متوجه شد یکی از هموطنانمون عضو داعشه، اما تا حالا تو هیچ اقدام تروریستی شرکت نداشته، و حداقل تا الان هیچ خطر فیزیکی برای مردم نداشته. به نظرتون این فرد رو باید حبس کرد؟
اکثریت گزینه بله رو انتخاب کردند! حتی اونایی که خبر دارم اندازه یک یاکریم بیآزارند. (در نظر دارید که فرد خبر داره که بازجوها چه بلایی سر یک داعشی خواهند آورد، و با علم به این موضوع بله رو انتخاب میکنه).
اکثر آدمها مشکلی با خشونت ندارند، فقط سر اینکه مفعول چه کسی باشد اختلاف نظر دارند. چون یک داعشی در همه ابعاد بیگانهست، تقریبا هیچ دلسوزی براش ندارند. اما فرزند یک آیتالله رانتخوار که با پول مردم در لسآنجلس مشغول لذت بردن از سکولاریسمه، بیگانه نیست، میتونسته همکلاسی دانشگاه دخترتون بوده باشه.
اعمال پاک؟
اکثریت گزینه بله رو انتخاب کردند! حتی اونایی که خبر دارم اندازه یک یاکریم بیآزارند. (در نظر دارید که فرد خبر داره که بازجوها چه بلایی سر یک داعشی خواهند آورد، و با علم به این موضوع بله رو انتخاب میکنه).
اکثر آدمها مشکلی با خشونت ندارند، فقط سر اینکه مفعول چه کسی باشد اختلاف نظر دارند. چون یک داعشی در همه ابعاد بیگانهست، تقریبا هیچ دلسوزی براش ندارند. اما فرزند یک آیتالله رانتخوار که با پول مردم در لسآنجلس مشغول لذت بردن از سکولاریسمه، بیگانه نیست، میتونسته همکلاسی دانشگاه دخترتون بوده باشه.
اعمال پاک؟
❤8
دم از علی زدن یعنی چی؟ یادآوری اتفاقات صدراسلام دم زدن از چیزیه؟ بدبختانه، تمام زندگی فردی و اجتماعی توی ایرانی مسلمان گره خورده به صدر اسلام، معلومه که باید بش ارجاع بدم.
کارهایی که طلحه و زبیر بدون شمشیر کردن، خیلی گرانتر تموم شد برای علی تا کاری که با شمشیر کردند. اصل اینکه تو روی امام عصر بایستی و بش بگی «غلط کردی» رو اونها راه انداختن. اگه علی زودتر زده بود تو دهنشون، شاید فرزندش در کربلا مثله نمیشد. اما ایشون برای خودش استانداردی داشت که رعایتش کرد. استاندارد یک ایرانی له شده زیر فقر و فلاکت، یه چیز دیگهست، و نه من و نه شما نمیتونیم ازش توقع داشته باشیم به خشونت فکر نکنه.
کارهایی که طلحه و زبیر بدون شمشیر کردن، خیلی گرانتر تموم شد برای علی تا کاری که با شمشیر کردند. اصل اینکه تو روی امام عصر بایستی و بش بگی «غلط کردی» رو اونها راه انداختن. اگه علی زودتر زده بود تو دهنشون، شاید فرزندش در کربلا مثله نمیشد. اما ایشون برای خودش استانداردی داشت که رعایتش کرد. استاندارد یک ایرانی له شده زیر فقر و فلاکت، یه چیز دیگهست، و نه من و نه شما نمیتونیم ازش توقع داشته باشیم به خشونت فکر نکنه.
❤3
کافیه بگی روزه میگیری، تا دو تا اتفاق بیفته
- یا همون رو میکنن نیزه، و به هر بهانهای میکنن تو شکمت، تا بگن چون یه سری اعتقادات ایمانی داری صلاحیت حرف زدن درباره بعضی موضوعات رو نداری. متلکهایی که این روزها بم فوروارد شده رو میشه آلبوم کرد و اهدا کرد به موزه هلوکاست.
- یا ازش به عنوان یه شاقول استفاده میکنند تا باش به هر کاری که میکنی نمره بدن. روزهای؟ پس چرا عصبانی میشی؟
روزهای؟ پس چرا عکس زن نیمه برهنه شیر میکنی؟
روزهای؟ چرا کلامت گزندهست؟
روزهای؟ چرا نور مسیح رو تو چهرهت نمیبینم؟
اما این یه مرحله دیگهست. روزهای؟ پس چرا با خشونت شوخی میکنی؟ چرا میخوای بدونی نظر مردم درباره راههای خشونتآمیز چیه؟
و همه اینها در چه شرایطیه؟ که هیچکس دقیقا نمیدونه اعتقادات من چیه، و هیچکس دقیقا نمیدونه دارم چیکار میکنم.
جدا زیبا نیست؟
- یا همون رو میکنن نیزه، و به هر بهانهای میکنن تو شکمت، تا بگن چون یه سری اعتقادات ایمانی داری صلاحیت حرف زدن درباره بعضی موضوعات رو نداری. متلکهایی که این روزها بم فوروارد شده رو میشه آلبوم کرد و اهدا کرد به موزه هلوکاست.
- یا ازش به عنوان یه شاقول استفاده میکنند تا باش به هر کاری که میکنی نمره بدن. روزهای؟ پس چرا عصبانی میشی؟
روزهای؟ پس چرا عکس زن نیمه برهنه شیر میکنی؟
روزهای؟ چرا کلامت گزندهست؟
روزهای؟ چرا نور مسیح رو تو چهرهت نمیبینم؟
اما این یه مرحله دیگهست. روزهای؟ پس چرا با خشونت شوخی میکنی؟ چرا میخوای بدونی نظر مردم درباره راههای خشونتآمیز چیه؟
و همه اینها در چه شرایطیه؟ که هیچکس دقیقا نمیدونه اعتقادات من چیه، و هیچکس دقیقا نمیدونه دارم چیکار میکنم.
جدا زیبا نیست؟
❤4
خشونت غیرقابل جدا شدن است از بشر. اونهایی که نمیخوان بش فکر کنند سرشون رو در برف فرو کردن.
بیمارستانهای آمریکا در حال تجدید نظر در خرید تجهیزات پزشکی مورد نیازشون هستند. وال استریت ژورنال روش کار کرده. از ترس حملات سایبری قصد دارند دیگه دستگاههایی که برای این جور حملات آماده نیستند، نخرند. تصور کنید، حملاتی وجود داره که دستگاه تنفس مصنوعی رو از کار میندازه!.. ما داریم در چنین دنیایی زندگی میکنیم.
https://www.wsj.com/articles/rattled-by-cyberattacks-hospitals-push-device-makers-to-improve-security-11557662400
بیمارستانهای آمریکا در حال تجدید نظر در خرید تجهیزات پزشکی مورد نیازشون هستند. وال استریت ژورنال روش کار کرده. از ترس حملات سایبری قصد دارند دیگه دستگاههایی که برای این جور حملات آماده نیستند، نخرند. تصور کنید، حملاتی وجود داره که دستگاه تنفس مصنوعی رو از کار میندازه!.. ما داریم در چنین دنیایی زندگی میکنیم.
https://www.wsj.com/articles/rattled-by-cyberattacks-hospitals-push-device-makers-to-improve-security-11557662400
WSJ
Rattled by Cyberattacks, Hospitals Push Device Makers to Improve Security
U.S. hospitals are pressing medical-device makers to improve cyber defenses of their internet-connected infusion pumps, biopsy imaging tables and other health-care products as reports of attacks rise.
❤2
۴۶ درصد فالوعرهای خروجیهای مکتوب یک ذهن «خشن»، خودشان خشن هستند! 😁 و این در حالیه که آدمهای اینجا، با نقطهای که آدم چیزی برای از دست دادن نداره، و خیلیها اون بیرون به اون نقطه رسیدن، فاصله زیادی دارند. اگه اینجا ۴۶ درصده اون بیرون چه خبره؟ آیا باز هم نباید دربارهش صحبت کنیم؟
خودم دومی رو زدم، چون به خدعه و نیرنگ بیشتر اعتقاد دارم تا خونریزی. اما در هر صورت، این پاسخها نمیتونه خیلی صادقانه باشه. چه بسیار افرادی که از دور حکم به قتل میدن اما از نزدیک نظر دیگهای پیدا میکنند، و چه بسیار افرادی که همه راههای خشن رو غلط میپندارند اما در زمان و مکانی خاص، دست چنگیز رو از پشت میبندند.
همین الان چندصدهزارنفر در زندانهای ما وجود دارند، و هرساله تعداد زیادی ازونها به خاطر شرایط زندان فوت میکنند. این خشونت رو ما بشون اعمال میکنیم، اما از طریق قانون. چون معتقدیم سود محبوس بودن اینها سنگینتر از گناه به کشتن دادنشونه. با همین منطق ترورهای زیادی رو میشه توجیه کرد.
به جای ژست اخلاقی باید راهکار ارائه داد به جامعهای که داره احساس میکنه به بنبست رسیده و بدش نمیاد حداقل لذت انتقام رو بچشه.
خودم دومی رو زدم، چون به خدعه و نیرنگ بیشتر اعتقاد دارم تا خونریزی. اما در هر صورت، این پاسخها نمیتونه خیلی صادقانه باشه. چه بسیار افرادی که از دور حکم به قتل میدن اما از نزدیک نظر دیگهای پیدا میکنند، و چه بسیار افرادی که همه راههای خشن رو غلط میپندارند اما در زمان و مکانی خاص، دست چنگیز رو از پشت میبندند.
همین الان چندصدهزارنفر در زندانهای ما وجود دارند، و هرساله تعداد زیادی ازونها به خاطر شرایط زندان فوت میکنند. این خشونت رو ما بشون اعمال میکنیم، اما از طریق قانون. چون معتقدیم سود محبوس بودن اینها سنگینتر از گناه به کشتن دادنشونه. با همین منطق ترورهای زیادی رو میشه توجیه کرد.
به جای ژست اخلاقی باید راهکار ارائه داد به جامعهای که داره احساس میکنه به بنبست رسیده و بدش نمیاد حداقل لذت انتقام رو بچشه.
❤4
یکی از دوستان میگه این از آهنگ بادیگارد بهتره برای این موقعیت. و بیراه هم نمیگه
فالوعرهای خشن و خوشذوقم
فالوعرهای خشن و خوشذوقم
قرائتی در برنامه امشبش در جواب سرگشاده به این سوال که پیامبر چرا بردهداری کرد این سوال به زعم خودش معتبر رو مطرح کرد که: اگه جنگیدیم و پیروز شدیم باید با زنها چه کنیم؟ بعد خودش به خودش جواب داد که نمیشه اعدامشون کرد! زندانیشون هم که نمیشه کرد، چون هزینه داره. پس بهتره ببریم خونهمون ازشون مراقب کنیم!
قرائتی نمیگه که اگه منظور انجام کار خیر بود، چرا به زور میبردنشون؟ میتونستن بگن هرکی بیسرپرست شده اگه مایله بیاد با فلان سرباز ما زندگی کنه ازین به بعد. و نمیگه اگه منظور مراقبت و سرپرستی بود چرا موظف بودند به اربابشون سرویس جنسی بدن؟
قرائتی نمیخواد بپذیره که اگه جایزه جنگ، واژن زن نبود، کسی نمیجنگید. و نمیخواد قبول کنه حتی وعدههای نسیه قرآن درباره حوریان بهشت برای حتی اعراب چهارده قرن پیش هم کافی نبود و برای نقد و حاضرش بود که شمشیر میزدند.
باتلاقی که قرائتی و امثالش توش گرفتارند صحنه ترحمبرانگیزی بوجود آورده. در شرایطی هستند که برای حفظ وجهه اسلام ناچارند بیشعور باشند. ذهن بشر و اخلاقیاتش مسیری رو طی کرده که دیگه ربط چندانی به ذهن و اخلاقیات آدمهای چهارده قرن پیش نداره، گویی گذشته چیزی در پشت سر ما نیست، بلکه دنیایی جدا ازین دنیا بوده. و این واعظان که در محراب و منبر جلوهای هم براشون نمونده با یک دست چنگ زدند به دنیای قدیم، و با دست دیگه میخوان دنیای جدید رو نگه دارند... و در این کشاکش دارن پاره میشن. فقط یک آدم پاره ممکنه بگه «چون زنان و دخترانشون بیسرپرست شده بود درستتر این بود که ببریم خونه ترتیبشون رو بدیم!».
عقل پاره میگه «عوضش توصیه شد که برده آزاد کنند، با مهربانی باشون برخورد کنند، به فرزندشون ارث بدن، بلا بلا بلا». و من بش میگم تو باید از شأن خودت دفاع کنی نادان، نه از آبروی یک مشت آدمکش در یک برهوت که قرنها پیش زندگی میکردند. شأن تو اینه که بگی مهربانی با برده جنسی، گناه بردهداری رو سبک میکنه؟
چرا عقل این آدمها به این پارگی دچار شد؟ چون فکر کردند اگه از اسلام، با وجود انقضای عجیب تاریخ مصرفش عبور کنند، دیگه ایمانی هم باقی نخواهد ماند! فرق پیشوایان مسیحی این بود که به موقع فهمیدند مذهب باید در خدمت ایمان باشه، نه ایمان در خدمت مذهب. پس هرچقدر و هرطور لازم باشه چکشش میزنیم، تا ایمان بماند. نه اینکه ایمان رو به ابتذال بکشونیم، تا مذهب بماند. قرائتی ایمان داره به اخلاقیاتی که تجاوز به زن اسیر رو مقبول میدونه، که چه بشه؟ که اسلام عربی معتبر بمونه! همه دار و ندارش، حتی شعورش رو قربانی کرده برای احیای نباتی دنیای گذشته. دنیایی که برای همیشه تمام شده.
قرائتی نمیگه که اگه منظور انجام کار خیر بود، چرا به زور میبردنشون؟ میتونستن بگن هرکی بیسرپرست شده اگه مایله بیاد با فلان سرباز ما زندگی کنه ازین به بعد. و نمیگه اگه منظور مراقبت و سرپرستی بود چرا موظف بودند به اربابشون سرویس جنسی بدن؟
قرائتی نمیخواد بپذیره که اگه جایزه جنگ، واژن زن نبود، کسی نمیجنگید. و نمیخواد قبول کنه حتی وعدههای نسیه قرآن درباره حوریان بهشت برای حتی اعراب چهارده قرن پیش هم کافی نبود و برای نقد و حاضرش بود که شمشیر میزدند.
باتلاقی که قرائتی و امثالش توش گرفتارند صحنه ترحمبرانگیزی بوجود آورده. در شرایطی هستند که برای حفظ وجهه اسلام ناچارند بیشعور باشند. ذهن بشر و اخلاقیاتش مسیری رو طی کرده که دیگه ربط چندانی به ذهن و اخلاقیات آدمهای چهارده قرن پیش نداره، گویی گذشته چیزی در پشت سر ما نیست، بلکه دنیایی جدا ازین دنیا بوده. و این واعظان که در محراب و منبر جلوهای هم براشون نمونده با یک دست چنگ زدند به دنیای قدیم، و با دست دیگه میخوان دنیای جدید رو نگه دارند... و در این کشاکش دارن پاره میشن. فقط یک آدم پاره ممکنه بگه «چون زنان و دخترانشون بیسرپرست شده بود درستتر این بود که ببریم خونه ترتیبشون رو بدیم!».
عقل پاره میگه «عوضش توصیه شد که برده آزاد کنند، با مهربانی باشون برخورد کنند، به فرزندشون ارث بدن، بلا بلا بلا». و من بش میگم تو باید از شأن خودت دفاع کنی نادان، نه از آبروی یک مشت آدمکش در یک برهوت که قرنها پیش زندگی میکردند. شأن تو اینه که بگی مهربانی با برده جنسی، گناه بردهداری رو سبک میکنه؟
چرا عقل این آدمها به این پارگی دچار شد؟ چون فکر کردند اگه از اسلام، با وجود انقضای عجیب تاریخ مصرفش عبور کنند، دیگه ایمانی هم باقی نخواهد ماند! فرق پیشوایان مسیحی این بود که به موقع فهمیدند مذهب باید در خدمت ایمان باشه، نه ایمان در خدمت مذهب. پس هرچقدر و هرطور لازم باشه چکشش میزنیم، تا ایمان بماند. نه اینکه ایمان رو به ابتذال بکشونیم، تا مذهب بماند. قرائتی ایمان داره به اخلاقیاتی که تجاوز به زن اسیر رو مقبول میدونه، که چه بشه؟ که اسلام عربی معتبر بمونه! همه دار و ندارش، حتی شعورش رو قربانی کرده برای احیای نباتی دنیای گذشته. دنیایی که برای همیشه تمام شده.
❤5