Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
Photo
مشکل مسلمین اینه که مفاهیم باستانی رو میخوان با استانداردهای امروزی جفت و جور کنند، که نمیشه، و نخواهد شد. در ذهن بشر قدیم، پرستش یک اقدام هزینه‌زا بود، چون قراره تعهد فرد محک بخوره (مثل گادفادر مافیا، که باید اول ریسک میکردی تا تو خانواده راهت بدن. در ذهن بشر قدیم، نمیشد مفت وارد این جمع پرستش شد). برای همین انقدر راحت قربانی می‌کردند، و برای همین در حالت دیفالت عبادت مترادف زحمت و عذاب بود. اون موقع اینکه مثلا روزه آسیب‌زا هست یا نیست، مطرح نبود، چون همه می‌دونستند که هست. همه با علم به اینکه یک ماه به فاک خواهند رفت، می‌گرفتند. این چرتکه انداختن‌ها که آیا ضرر دارد یا ندارد، جدیده و واسه انسان امروزه. تلاش یه مسلمان برای اثبات اینکه کارش خارج از چارچوب ایمانی هم معقوله، یک تلاش مذبوحانه‌ست.

از طرفی مشکل مخالفان روزه هم اینه که اکستریم روزه‌داری رو با اکستریم سلامت مقایسه می‌کنند. بله کلیه آدمی که ۱۷ ساعته تشنه‌ست نسبت به کلیه آدم ورزشکاری که روزی ۱۰ لیوان آب میخوره، حال و روز مساعدی نداره، ولی ۹۰ درصد مردم در پوزیشن اون ورزشکار نیستند. مردم غالبا خیلی کم آب می‌خورند، آخرین باری که رفتید دستشویی، رنگ ادرارتون چطور بود؟ اگه بیرنگ و شفاف نبود یعنی آلردی روزه هستید. مردم تو مطب اورولوژیست‌ها به خاطر یک ماه روزه‌داری صف نبستند. مردم ریختن تو مطب این‌ها چون کل سال روزه هستند. مردم خیلی کم میوه و سبزیجات میخورند، و به جاش چیزهای ناجور میخورند. کافیه به رژیم خودتون نگاه کنید، قول میدم یا نشاسته‌ست یا قند یا اسید چرب ترانس! که هر سه آدم‌کُشند. وضعیت روزه در برابر وضعیت رژیم فعلی مردم، یک وضعیت خیلی بدتر نیست، و چه بسا میتونه بهتر هم باشه، چون حداقل فرصت آشغال‌خوری رو ازش می‌گیره. اینکه عده‌ای به جای حذف آشغال‌خوری، به تایم دیگه‌ای در روز یعنی زمان افطار، منتقلش می‌کنند، یه موضوع دیگه‌ست که ربطی به کلیت روزه نداره.

این روزها حتی جک دورسی، رییس توعیتر هم روزه می‌گیره. هفته‌ای یک‌بار. یعنی جک ۵۰ روز در سال روزه‌ست، بیش از ۳۰ روزی که یک بچه مسلمان روزه‌ست. و کار اون سخت‌تره. چون یک‌بار در هفته به بدن فرصت نمیده به شرایط کم‌آبی و کم‌غذایی عادت کنه، ولی یک ماه متوالی، میده. (البته کارهای دیگه‌ای هم می‌کنه که ما نمی‌تونیم. مثل خوابیدن تو وان یخ!). خیلی ضایعه اگه یه بچه سوسول لیبرال روزه باشه و من نباشم 😉
3
این نمودار میزان مشارکت زنان در رشته شطرنج رو در کشورهای مختلف نشون میده. اگه از مردم بپرسی چه کشورهایی نسبت زن شطرنج‌باز با مرد شطرنج‌باز نزدیک به همه، میگن خب اون کشورهایی که برابری جنسیتی بالاتری دارند. ولی واقعیت یه جور دیگه‌ست. دانمارک، در قعر این جدوله (اولین کشور سمت راست)، با اینکه در برابری جنسیتی یکی از بهترین‌های دنیاست. از هر ۵۰ تا شطرنج‌باز دانمارکی، شاید فقط یکیش زن باشه. ازون طرف، امارات متحده عربی، با اون وضع افتضاح برابری جنسیتی، اینجا در رده دوم قرار گرفته!
3
در حالی که همه توجهات روی تیلور سوئیفته، اد شیران تو بیزینس کنسرت ازش خیلی جلوتره و در قله دنیاست، با حدود ۴۳۰ میلیون دلار درآمدزایی!.. در سال ۲۰۱۸ تونسته حدود ۵ میلیون بلیت بفروشه که من اصلا درکی از عظمت این کار ندارم. بلیتش البته ارزون‌تر از بقیه‌ست، به طور متوسط ۸۸ دلار. تیلور بالای ۱۲۰ دلاره. اد شیران البته کمتر هم خرج می‌کنه، خودشه و یه گیتار، در حالی که بقیه صحنه رو با خیلی چیزها از جمله دانسرها و نوازنده‌ها و دکور مفصل پر می‌کنند. اد تو یه سال نزدیک ۱۰۰ تا شو داشته! در بیش از پنجاه شهر مختلف! درسته بمب استعداده، درسته صحبت از ۴۰۰ میلیون پوله، ولی باید زحمت عجیبی کشید برای این اعداد. هر سه روز یک شهر؟ چطور پروازها رو تحمل می‌کنه؟
و اما یک نکته دیگه: بچه مدرسه‌ای‌های ما هوادار ساسی‌مانکن هستند (فیلم‌هایی که از روز معلم پخش شد بزرگترها رو بیش از پیش با این واقعیت آشنا کرد)، و بچه مدرسه‌ای‌های آمریکایی و اروپایی هوادار اد شیران. حالا مقایسه کنید سطح مهارت این دو نفر و سطح کیفی آهنگ‌هاشون، و سطح محتوایی ترانه‌هاشون رو. ما در هنر هم داریم پراید تحویل نسل آینده‌مون میدیم.
2
این شاید دوم بودن امارات رو توضیح بده، اما آخر بودن دانمارک رو توضیح نمیده.
دلیلش خیلی ساده‌ست: زنان به اندازه مردان به شطرنج علاقه ندارند، زور که نیست.‌ حتی در کشورهای سمت چپ که خیلی بهترند، غیر از ویتنام، مشارکت بیشتر از ۳۰ درصد نیست.
این توزیع نسبت نشون میده اون ادعا که میگه اگه فرصت برابر باشه‌ مشارکت زنان به پای مردان خواهد رسید، از اساس غلطه. ممکنه شما فرصت کاری رو داشته باشی اما دلت نخواد انجامش بدی.
4
به محض حرکت یک ناو هواپیمابر به سمت خلیج فارس، دوباره سوال «داره جنگ میشه؟» رو از ملت می‌شنویم. بندگان خدا توجه ندارند که جنگ بین دو طرفی که از لحاظ توان جنگی قابل قیاس نیستند، در واقع جنگ نیست. اعمال خشونت یکی به دیگری‌ست. طالبان با آمریکا، در حال جنگ نیست. طالبان در حال دریافت خشونت آمریکاست. همونطور که مردم افغانستان در حال جنگ با طالبان نیستند. مردم در حال دریافت خشونت طالبان هستند. القاعده یمن در حال جنگ با آمریکا نیست. و همچنین داعش. و همچنین خواهد بود تقابل احتمالی سپاه با آمریکا. در جنگ ویتنام، از هر دو خلبان شوروی که می‌پرید، یکی بر نمی‌گشت. در جنگ سوریه، خلبان روس با خودش ساندویچ می‌برد داخل کابین.
به چه زبانی به مردم باید گفت جنگ این حکومت با آمریکا بی‌معنی است؟ بپرسید: آیا آمریکا میخواد علیه ایران دست به خشونت بزنه؟
تا اون وقت سوال معقول‌تری پرسیده بشه: چرا ما بعد از صدسال از انقلاب مشروطه، نمی‌تونیم کشور خودمون رو از تیررس خشونت دور کنیم؟
در حالی که امروز خیلی آسیب‌پذیرتریم در دریافت خشونت. صدسال پیش خشونت تحمیلی گاو ما رو می‌کشت و گندم‌مون رو به تاراج می‌برد. اما امروز مدرسه و دانشگاهی داریم که تعطیل خواهد شد، بزرگراه‌هایی داریم که مسدود خواهد شد، برقی داریم که خواهد رفت، اینترنتی داریم که قطع خواهد شد، شهر متراکمی داریم که به هرج و مرج خواهد رسید، انبارهایی داریم که خالی از کالا میشن، و هزاران کار مهم داریم که روی زمین میمونند، مثل ارتقای بهداشت، مثل حفظ محیط‌زیست، مثل سرمایه‌گذاری. چرا تمدن نیم‌بندمون انقدر برهنه‌ست در برابر خشونتی که میتونه نابودش کنه؟
که این میرسه به یک سوال باز هم به جا تر: آیا خشونت خارجی بزرگترین تهدیدکننده تمدن نیم‌بند ماست؟ تقریبا تمام کارهای مهم مملکت روی زمین مونده بدون اینکه یک گلوله شلیک بشه از سمتی به سمتی. کشورهای رقیب مثل برق و باد در حال سبقت‌گیری هستند، و ایران در حال سقوط به رده کشورهای فقیره، در حالی که تا چندی پیش در رده متوسط‌ها بود! دیگه مدرسه و دانشگاهی نمونده که تعطیلیش ضربه‌ای وارد کنه. هیچ‌کس مولد نیست، و هیچ ثروتی جز چیزی که از زیر زمین درمیاد، خلق نمیشه! جمعیت رو به پیری و بهداشت و درمان در فلج‌ترین حالت ممکن. تقریبا به بقای هیچ قسمت از میراث طبیعی ایران نمیشه امید داشت، و فکر کردن به آینده سردی که منتظر نسل بعدیه، اگه اعداد و ارقام درست باشه، تنها به وحشت اضافه می‌کنه. تمدن ما در معرض یک خشونت ویرانگر احتمالی نیست. تمدن ما توسط خشونت داخلی، خرد شده و در حال فرو ریختنه. اصابت چند موشک کروز به چند سوله و ساختمان نظامی، این سیاهی رو سیاه‌تر نخواهد کرد.

خیلی باید گیج بود که در این سرای ویران، نگران ورود ناو بود.
2
نمونه کاملی از عجله در تز دادن. با مواد اولیه ناقص و حتی نامناسب، نمیشه تحلیل درستی داشت، یا اگه بشه یه چیزی مثل حلوایی میشه که زن ملانصرالدین ساخت، یک خمیرچه بی‌مزه و حتی بدتر! اما با پررویی ول‌کن هم نیست و همچنان اصرار داره که «قطعا این ماجرا به ایران ربط دارد». رو چه حسابی؟ معلوم نیست. اون قطعا از کجا میاد؟ معلوم نیست.

گاهی باید پرسید آیا واقعا سیاستمداران آمریکا انقدر زیرکند؟ (چون مثل همین الان چنان جو عدم اطمینان و واهمه راه انداختن بدون اینکه زحمت خاصی بکشند که خود جمهوری‌اسلامی یا حداقل بخشی ازش قالب تهی کرده و آلردی آماده واگذاری امتیازه!)، یا اینکه همه در داخل دست به دست هم دادند تا مشتری این تشویش باشند و آمریکایی‌ها دارند فقط از خوش‌شانسی‌شون استفاده می‌کنند؟!

https://t.me/abdollahshahbazi/4872
یه دختر بارتندر رو در تگزاس بازداشت کردن که اگه محکوم شه ممکنه یک سال بیفته زندان. جرم؟ سرو کردن بیش از حد الکل برای یک مشتری که بعدا رفته هشت نفر از جمله زنش رو کشته!
طبق قانون ایالتی تگزاس اگه بارتندر علائمی ببینه در طرف که نشون بده ممکنه بر اثر مستی دست به خشونت بزنه، علاوه بر اینکه نباید بش مشروب بده بلکه باید به پلیس هم زنگ بزنه.
جامعه از مرگ این هشت نفر عصبانیه، خود قاتل هم که در درگیری با پلیس کشته شده، پس باید از یکی انتقام گرفت، و این دختر هم با یه اشتباه خودشو انداخت تو تله انتقام.
اما نکته در اون قسمت علائمه. بیشتر این قاتلان علائم خاصی ندارن، یا اگه داشته باشند احتمال نادیده گرفته‌شدنشون زیاده. با تشخیص حس ششم بارتندرها نمیشه جلوی این جنایات رو گرفت، اما قانون رو طوری تنظیم کردن که بشه یقه یکی رو گرفت! اگر الکل واقعا سم است، که است، کلا نباید فروخته میشد، نه اینکه بفروشیم بعد مسئولیت حفظ امنیت مردم رو بذاریم رو دوش یه دختر خسته پشت کانتر که میخواد سریع مشتری رو راه بندازه و بره با گوشیش بازی کنه.
3
نگاهی به تهدیدهای نظام بندازید
تقریبا همشون به ضرر ما هستند و یه مو از سر آمریکا کم نخواهد کرد!
کشوری که در آن منافع ملی، حکم آب بینی بز را دارد.
4
خوشبختانه داره صدای ماهایی که داریم داد می‌زنیم به جای گرفتن یقه نظم جهانی، یقه حکومت خودمون رو باید بگیرید، نادان‌ها! داره بیشتر میشه.

اما لازمه دو نکته هم من اضافه کنم به این متن.
بسیاری از کسانی که در این وانفسا به جای ستیز با جمهوری‌اسلامی، با قدرت سرکوب‌کننده‌ی جمهوری‌اسلامی، یعنی آمریکا یا غرب، ستیز دارند، صحبت از ناعادلانه بودن نظم جهانی می‌کنند! این‌ها اونجایی که نظم جهانی راه حلی برای نجات مردم سوریه از دست اسد ارائه نکرد و جلوی چشمانش نیم میلیون نفر کشته شدند، احساس نمی‌کردند که ناعادلانه‌ست، فقط ازینکه گلوی جمهوری‌اسلامی رو فشرده احساس بی‌عدالتی و ظلم می‌کنند! که خود این نشانه‌ای از شیادیه.

دوم اینکه حتی اگر فرض کنیم آمریکا شر است، این شر رابطه مستقیم با ما نداره. چون قبل ازون شر، شر حکومت خودمون قرار داره. یعنی شر شبکه الیگارشی شیوخ-سپاهیان بین ما و شر آمریکا، حائل است. اگر کسی واقعا ادعای شرستیزی داره، باید اول تکلیف شری که نزدیک‌تره رو تعیین کنه، بعد بره سراغ شر دورتر. اگه از شر نزدیک جهید و مستقیم رفت سراغ شر دور، یعنی صرفا با آمریکا پدرکشتگی داره، مشکلش اصل شر نیست.

https://telegra.ph/ستیز-جمهوری‌اسلامی-با-نظم-جهانی-و-عواقب-آن-برای-مردم-ایران-05-07
Anarchonomy
خوشبختانه داره صدای ماهایی که داریم داد می‌زنیم به جای گرفتن یقه نظم جهانی، یقه حکومت خودمون رو باید بگیرید، نادان‌ها! داره بیشتر میشه. اما لازمه دو نکته هم من اضافه کنم به این متن. بسیاری از کسانی که در این وانفسا به جای ستیز با جمهوری‌اسلامی، با قدرت سرکوب‌کننده‌ی…
فرض کنیم در دعوای بین نظام ما و نظم جهانی، غرب هیچ برتری اخلاقی به جمهوری‌اسلامی نداره (البته که داره، ولی همونطور که فرض محال، محال نیست؛ فرض توهین‌آمیز هم توهین‌آمیز نیست)، و فاکتوری هم به نام «مردم قربانی» در معادله وجود نداره (که بشه احساسات انساندوستانه رو به سر نیزه‌ها زد و حکمیت راه انداخت)، و تفاوت چندانی هم در قدرت جنگاوری ندارند، و شما صرفا تماشاچی دعوای دو تا سگ هستید. یکی ازین سگ‌ها، که داره به ما حکومت می‌کنه، در همه اموراتش سرگردانه! نه هدفش مشخصه نه اخلاقیاتش. تمام عمرش رو با لات‌بازی گذرونده و نه تنها به هیچ علمی مسلط نیست بلکه با علم و عقل سلیم ستیز هم داره. اما اون یکی سگ، یک راه طولانی از تربیت‌یافتگی رو طی کرده تا رسیده به این‌جا، هدفش مشخص، راهش مشخص، و متدش هم مشخص و تعریف‌شده‌ست، همه اموراتش با حساب و کتابه، راه‌حل‌هاش واقعا کار می‌کنند و قابلیت خوداصلاحی داره. شما با پول‌تون روی کدوم‌شون شرط می‌بستید؟.. جواب واضحه. چه کسی روی اون سگ سرگردان شرط می‌بنده؟ تنها کسی که بش علاقه شخصی داره. اون‌هایی که وسط این معرکه دارند از شرارت غرب حرف می‌زنند، در واقع مشکلی با اصل شر ندارند، بلکه دلشون گیره.. به این حکومت، با همه مشخصاتش علقه عاطفی دارند.

البته یک مسئله‌ای هم وجود داره. این حکومت حتی داگ هم نیست. همواره آندرداگه.
صحبت از سگ‌سانان شد. خانوم کاموری، از سوپر استمرارطلب‌هایی که در قلمرو سگ تربیت‌یافته زندگی می‌کنه اما از حاکمیت سگ سرگردان بر ما حمایت عاطفی می‌کنه، اینطور علاقه خودش رو به مقعد سگ ابراز کرد پریروز. دیگه بهتر ازین می‌شد تشبیهات ما رو عینیت ببخشند؟ گاهی آدم حیرت می‌کنه، از اینکه انگار داریم در یک دنیای سراسر استعاری زندگی می‌کنیم.

هر زیری، یه زیرتری داره. این موقعیت هم باید به نام سمپات‌های نظام مقدس در تاریخ ثبت کرد:

Under of underdog!
3
Anarchonomy
Photo
ترامپ میگه چینی‌ها نفسشون رو حبس کردن تا این دو سال هم بگذره تا جو بایدن به ریاست جمهوری برسه و بعد دوباره برگردن به دوره ماقبل ترامپ، اما این اتفاق نخواهد افتاد، ما هم داریم سالی ۱۰۰ میلیارد دلار ازشون تعرفه می‌گیریم (یعنی صبر کردنشون براشون مجانی تموم نمیشه).

در حالی که قشر جوان و تحصیلکرده دموکرات‌ها نه تنها هیچ میلی به جو بایدن ندارند، بلکه گزینه‌های خیلی روزآمدتری براشون هست (مثل تولسی گبرد، که مواضعش کندی‌‌طوره بیشتر تا کلینتونی)، اما مقدار کمک‌های مالی که داخل حزب بش شده، و همینطور پوشش رسانه‌ای که براش داره انجام چندین برابر بیشتر از مجموع تمام نامزدهای دیگه‌ست، و دارن تو نظرسنجی‌ها هم با اختلاف، در مقام اول نگهش میدارن. هسته مرکزی و سنتی حزب دموکرات هرچند وانمود می‌کنه خیلی جوان‌گراست، اما موضعش در برابر مطالبات جوان‌ها در «شما خامید هنوز» خلاصه میشه. حاضرند یک پیرمرد منحرف رو به زور هم شده بندازن جلو، اما اجازه ندن نامزدهای جوان‌پسند و مرکزگریز قدرت رو به دست بگیرند. دولت‌های خارجی هم تمام امیدشون به همین هسته مرکزیه، چرا که هم باشون بهتر کنار میاد، هم قابل پیش‌بینیه. یک نامزد دموکرات تجددخواه همونقدر برای دولت‌های خارجی میتونه هزینه‌زا باشه که ترامپ بود. بنابراین همون آرایشی که در انتخابات ۲۰۱۶ حول هیلاری شکل گرفته بود، الان دور بایدن شکل گرفته. چینی‌ها، عرب‌ها (از قطری گرفته، تا شقه ضدبن‌سلمانی آل‌سعود)، ترک‌ها، روس‌ها، آخوندهای ایران، و اروپایی‌ها، و همه با تمام اختلافات ریز و درشت‌شون تمام سعی‌شون رو می‌کنند تا سیاست آمریکا به حالت دیفالت خودش برگرده. سیاستی که توش هدف نهایی تغذیه یک‌طرفه جهان از آمریکاست.

سوال «آیا ترامپ باز هم پیروز خواهد شد یا نه؟» سوال درستی نیست. سوال درست اینه که: «آیا سیاستمداران سنتی پیروز خواهند شد؟». و اینو راحت‌تر میشه پیش‌بینی کرد. ترامپ باشه یا نباشه، جوامع این‌ها داره سیاست سنتی رو پس میزنه، و این دافعه در حدی هست که بشه گفت بعیده پیروز بشن. و برای همین ترامپ داره به چین میگه «به همین خیال باشید».
یک مقاله تحقیقی اقتصادی در مجارستان.
چه کسی حداقل دستمزد را پرداخت می‌کند؟

به نظر شما، چه کسی؟ کارفرما؟ خیر. ۷۵ درصد از افزایش حداقل دستمزد رو مردم از جیب‌شون داده‌اند! عدالت‌طلب‌ها معمولا میپرن جلو، چندتا شعار میدن، یه سیاست رو پیش میبرن، اجرا و تثبیت که شد، غیب‌شون میزنه. یا شاید غیب‌شون نزنه ولی به هیچ‌کس پاسخگو نیستند. مثلا مردم میتونن برن یقه کسانی رو بگیرن که باعث شدند حداقل دستمزد افزایش پیدا کنه؟ نه.
البته شاید مردم راضی باشند که از جیب‌شون پولی رو بذارن کنار تا درآمد بقیه بیشتر شه تا مثلا سطح عمومی رفاه بیاد بالاتر. ولی اون اکتیویستی که این سیاست رو تبلیغ می‌کنه، و اون سیاستمداری که به قانون تبدیلش می‌کنه، باید به مردم بگن که هزینه‌ش رو قراره شما بدید. با شارلاتان‌بازی نمیشه به عدالت رسید.
یک کلیپ کوتاه باعث شد ازین به بعد هر وقت الله اکبر موذن‌زاده رو شنیدیم یاد شام وینترفل بیفتیم.. و برخی ازین بابت ناراحتند. اما موذن‌زاده از خدا که بزرگ‌تر نیست، قبلا کلام خدا رو هم به شوخی و هجو گرفتند. هر وقت به آیه «.. و فار التنور» می‌رسم یاد شوخی عبید می‌افتم و به خنده‌م می‌گیره (قرآن درباره طوفان نوح میگه آب از تنورها جوشید! بعد این هموطن شوخ ما از قول یک زن که پریود بوده و می‌خواسته درخواست سکس شوهرش رو رد کنه این عبارت رو به کار میبره. واژنش رو تشبیه کرده به تنور، و خونریزیش رو به فوران آب. و فار التنور!). طنز، کلاس همه‌چیز رو بهم میریزه. حتی کلاس متن مقدس رو. دیگه صدای یک موذن که چیزی نیست.

وقتی با دیدن یا شنیدن چیزی ناخودآگاه یاد چیز دیگه‌ای میفتیم، یعنی کنترلش از دست ما خارج شده و به سختی میشه پسش گرفت. آدم‌های خلاق میتونن به ذهن ما حکومت کنند.‌
ناخنش میشکنه میاد به من ایرانی نشون میده! اینو باید به رفقای دانشکده‌ش نشون میداد، چون فردا قراره تو پردیس ببیننش. سگش مریض میشه خبرشو به من میده! اینو باید به اونایی که اونجا هستن نشون بده، من چه میدونم کدوم دکتر دامپزشک اون حوالی هست که کارش خوبه؟ و بعضیاشون که زندگی روزمره لاغری دارند که ارزش به اشتراک‌گذاری نداره، سیاست رو جایگزین می‌کنند و ازونجا واسه ما نسخه استراتژیک می‌پیچن! و اکتیویست ضدتحریم میشن (و ما رو هم وادار می‌کنند که علیرغم میل باطنی بشون بگیم: شما بشین سرجات، جات خوبه).

همیشه توجهات معطوف به موفقیت یا عدم موفقیت شغلی مهاجران ایرانی بوده. کمتر روی وضعیت روانی‌شون کار شده. از همین پشت کوه که ما هستیم معلومه این‌ها یا داوطلبانه منزوی‌اند، یا قابلیت ارتباط‌گیری ندارند.
من فکر نمی‌کنم مشکل همه این مهاجران این باشه که از «تنزل دغدغه» نگران باشند. بسیاری‌شون اینجا که بودند اصلا اهل سیاست نبودند.
و اما کنار اومدن با فرهنگ عامه که یک چالش فقط آنجایی نیست. مگه تو ایران سطح دغدغه‌ها کجاست؟ تو آرایشگاه‌های زنانه درباره نظر هانا آرنت در باب مسئولیت افراد در مهار خشونت‌طلبی در انقلاب حرف می‌زنند؟ یکی از هزینه‌های اجتماعی بودن اینه که با سطح جمع کنار بیای.
اون چیزی که در ایران رواج داره، آلودگی بیمارگونه به سیاسته که حاکمیت ایران مسببش بوده، و نرمال نیست، نه اینکه دغدغه ما متعالی‌تره.‌ نرمال اون‌ها هستند که به سکس و سگ و سیزن هشت گات فکر می‌کنند، و مهاجر آسیب‌دیده از وضع غیرنرمال، خودشو باید ترمیم کنه، نه اینکه در وضعیت قبلی باقی بمونه.
3