Anarchonomy
43.5K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بیزینس‌نویس‌ها نوشته بود من از همونام که به معجزات سرمایه‌داری ایمان دارم با این حال هربار فکر می‌کنم ما وسط این برهوت (لاس‌وگاس) چه تشکیلاتی به پا کردیم کفم می‌بره!

من هم به این فکر می‌کنم که تا کی میشه امید داشت که توریست بیاد قلعه هزار و دویست ساله در آستانه تخریب رو ببینه؟ مردم دنیا دنبال خوشی هستند، ما چی داریم اینجا براشون؟
5
با تلقین نمیشه از نردبان بالا رفت. اگه پله پنجم باشی، هزار بار گفتنِ «بر پله هشتم باش» در پله هشتم قرارت نمیده. اگه کسی بخواد بخشی از یک منجلاب نباشه، باید قبل ازینکه به دروازه‌ش نزدیک شده باشه باید انقدری سرمایه‌گذاری کرده باشه روی خودش که ورودش بی‌معنی باشه. وقتی عمروعاص خودش رو برهنه کرد و علی ازش رو برگردوند، «سعی» نکرد که نگاهش نکنه. علی از قبل آدمی بود که نگاه کردن به چنین صحنه‌ای براش معنی نداشت. سعی رو کسی می‌کنه که براش معنی داره، و باید با خودش بجنگه، که اون کار رو بکنه، یا نکنه. اگه لازمه به خودت بگی بخشی از منجلاب نباش، یعنی حداقل نیمی از تو به اونجا تعلق داره.
میگن شیخ بهایی میرفت پاتوق اراذل و اوباش و طبقات فقیر. بش می‌گفتند مرد حسابی یه شأنی قائل باش برای خودت. اینجور جاها جای تو نیست (بعید نیست چایخونه‌های اون زمان هم مرکز هزله‌گویی‌های جنسی بوده باشه). شیخ گفت من الماسم و اونا شیشه. من روی اونا خط میندازم، اونا نمیتونن روی من خط بندازن! (یعنی اونا روی من تأثیر ندارن، من روشون تأثیر دارم).
به جای ممنوع کردن «ورود به منجلاب» برای خود، که یه کار ساده‌ست، چرا هدف رو الماس شدن نمیذاریم؟ توعیتر منجلابه واقعا؟ خب تو الماس باش و برو روشون خط بنداز.

https://t.me/nasserkaramii/1349
«آمریکایی‌ها تمایل دارند که با حالتی تحقیرآمیز بگویند سیاست صنعتی این است که «دولت‌ها، برنده‌ها را دستچین کنند». (یعنی پیچیدگی خاصی نداره، دولت نگاه می‌کنه کدوم صنعت کشور سرحال‌تره، رو همون سرمایه‌گذاری می‌کنه). اما برگزیدن برنده ها کار دشواری نیست، حتی برای دولت‌ها (که در همه‌چیز فشلند). بیشتر کشورها سعی می‌کنند نردبان کیفیت و بلوغ صنعتی را از طریق ترویج لیست گزینش‌شده‌ای از صنایع بالا بروند که مشابه لیستی است که در همان زمان توسط دیگران گردآوری شده است. حتی در حیطه‌ای که مربوط به لبه تکنولوژی روز است، صنایعی که دولت‌ها راغبند از آن‌ها حمایت کنند غالبا همان‌هایی هستند که توسط آنالیزورها و موسسات سرمایه‌گذاری مثل مریل لینچ و روث‌چیلد به عنوان صنایع آینده‌دار انتخاب شده‌اند. گزینش برنده‌ها قسمت سخت کار نیست. قسمت سختش، برنده شدن است. دشوار است ایجاد برندگان واقعی. یعنی شرکت‌هایی که می‌توانند به رقبای موفق تبدیل شوند».

تو ایران هنوز صحبت اینه که «باید ظرفیت‌های کشور را شناسایی کنیم». در حالی که هر مشنگی میتونه بفهمه ظرفیت‌های ما کجاست، اون چیزی که هنرمندی میخواد تبدیل اون ظرفیت به یک صنعت قویه.
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرچ‌ کنید
Ramadan decoration ideas
ایده‌های دکورسازی برای ماه رمضان
یک عالمه سایت میاد، و اغلب انگلیسی، که یا ایده دادند برای ساخت وسایل دکوری مخصوص ماه رمضان، یا اون وسایل رو میفروشن! اما هرچقدر سرچ‌ کنید تا موارد مشابه رو در سایت‌های فارسی پیدا کنید، موفق نمیشید. البته هست، اما صرفا به تزئین آش‌رشته خلاصه شده!
این تفاوت معناداریه. رمضان رو میشه در آمریکا، در دل شیطان بزرگ، جشن گرفت (این تزئینات اساسا ماهیت جشنی دارند. سلبریت می‌کنند این ماه رو). اما در ام‌القرای اسلام چنان همه ازش بیزارند که به ذهن کسی نرسیده که بد نیست خونه رو تزیین کنیم که لاقل بچه‌ها هیجان داشته باشند!
اغلب آدم‌ها با اعتقاد به معاد، از قبل خودشان را جاودانه فرض کرده‌اند. اما اگر معاد برای همه نبود چه؟ اگر قرار بود حقیقتا دنیای دیگری بوجود بیاید و آدم‌ها مابقی حیات‌شان را در آن بگذرانند، اما فقط برای متولدین سال ۲۰۷۰ به بعد تعبیه شده بود، چه؟ این یعنی قبل از دو هزار و هفتاد، هرکس که مُرد، برای همیشه مرده و دیگر قابل بازیابی نیست، و حتی دو گزینه بهشت و جهنم هم پیش رویش وجود ندارد. اگر مردم ازین واقعیت باخبر می‌شدند چه اتفاقی میفتاد؟ چه حسی به شما دست خواهد داد اگر بفهمید سه نسل بعد از شما تا ابد زنده خواهد بود اما شما برای همیشه از بین خواهید رفت و همه کسانی که قبل از شما بودند دیگر زنده نخواهند شد؟ برای انسانی که حتی آزادتر بودن نسل بعد از خودش در بوسیدن جنس مخالف در خیابان، آزاردهنده‌ است؛ برخورداری‌شان از شانس جاودانگی حتما مثل تیر زهرآلود در قلب خواهد شد. اما این حسادت و شاید عصبانیت در حد خودخوری باقی نمی‌ماند. بعضی‌ها احتمالا تصمیم می‌گیرند تا دست به کشتار مردم بزنند تا کسی نتواند در ۲۰۷۰ و بعد از آن فرزندی به دنیا بیاورد! با این نگاه که اگه قرار به نابودی ابدی ماست، پس همه باید از بین رفته، و کسی نباید جاودانه شود. چیزی که یک جنگ جهانی را شکل خواهد داد. با هدفی درست معکوس هدف تکامل: توقف همگانی بقا!

شاید دلیل اینکه به «همه ما» وعده معاد دادند همین بود. نمی‌خواستند باخبر شویم که شامل ما نمیشود تا از شدت حسادت همدیگر را ندریم. به ما گفتند «تو هم» آنجا خواهی بود. ما هم باور کردیم.

ایده یک رمان ساراماگویی را به شما دادم. بفرمایید بنویسید. نیازی به ذکر نام من نیست. من با قبل از دو هزار و هفتادی‌ها برای همیشه خواهم رفت.
4
«دستگیر کردن یک فرد ۲هزار دلار خرج داره برای شهر نیویورک. شبی ۵۰۰ دلار هزینه نگه داشتنش تو زندان اصلی شهره‌. اگه یه نفر به خاطر نپرداختن بلیت مترو که ۲ دلار و ۷۵ سنته به ۶۰ روز حبس محکوم شه، ۲۲هزار دلار برای شهر خرج برمیداره».
یعنی می‌تونن اونی که بلیت نداده رو ول کنن بره، و با پولی که صرفه‌جویی شد به هزار نفر نیازمند ۸ تا بلیت تک سفره بدن!

اگه تمدن مدرن حواسش جمع نباشه، عقب‌گردگرایان، روی تناقضات شدید موجود سوار میشن و استانداردهای هزار سال قبل رو دوباره وارد بازی می‌کنند. ۲۲هزار دلار خرج کردن بابت یه دزدی ۲ دلاری، این فرصت رو به «عشاق توحش» میده که بگن «خب شلاق که خیلی ارزونتر در می‌اومد، معطلی هم نداشت». الان آخه مثل دهه هفتاد هم نیست، الان نمایندگانی دارن که مثلا از سومالی اومده و خیلی هم علاقه داره به شریعت اسلامی.
3
تا قبل ازین، دوربین‌های مداربسته دیتا رو از سنسور به پردازنده منتقل می‌کردند تا کارهایی مثل تشخیص چهره روش انجام بشه. اما الان، شرکت چینی اسمارت‌سنس به کمک شرکت TSMC
تایوان (که سی‌پی‌یو گوشی‌های من و شما رو تولید می‌کنه) خود پردازنده رو هم چسبونده به سنسور! یعنی همون‌جایی که فوتون‌ها دارن تبدیل به الکترون میشن، تشخیص چهره انجام میشه! که این یعنی مصرف برق فوق‌العاده کمتر، و پردازش خیلی سریعتر. با این تکنولوژی میشه دوربین‌های بدون سیم و باتری‌دار و خیلی کوچک رو هرجایی نصب کرد و بعدا برداشت و جای دیگه گذاشت و با هزینه کم همه مردم رو از همه زوایا رصد کرد و به هویت‌شون و مسیر طی‌شده‌شون پی برد.

و این در حالی داره رخ میده که در کل قاره کهن آسیا هیچ مخالفت و نقدی علیه‌ش وجود نداره. در واقع آسیا، «چپ» نداره، همه راستند!
این فرق تمدنیه که با بتن اومده بالا، و تمدن غرب.
4
مزیت داشتن یه «چپ» قوی در جامعه، تقویت تفکر انتقادی و شکاکیته (حالا الان چپ تبدیل شده به یک ناله‌ی دائمی از جانب سوسول‌های جامعه، یه بحث دیگه‌ست). یکی از تشکیک‌های چپ‌ها، دستکاری ژنتیک بوده همیشه.
و داریم به لحظات ملکوتی اثبات معتبر بودن این تشکیک می‌رسیم. در این مقاله داره از عوارض این کار صحبت می‌کنه. ژن گیاه کاساو (قوت غالب آمریکای جنوبی) رو تغییر دادن تا در مقابل یک ویروس که ۲۰ درصد از محصول رو از بین میبره، مقاوم باشه. این مقاومت با شکستن دی‌ان‌ای ویروس انجام میشده. در واقع گیاه کاری می‌کنه که ویروس نتونه رشد کنه و تکثیر بشه (بهترین دفاع حمله‌ست). و واقعا هم مقاوم شده اولش، بعد دیدن داره دوباره محصول از بین میره. کاشف بعمل آمده ویروسه در برابر گیاهِ مقاوم تحت فشار قرار گرفته (فشار بیولوژیک یعنی بقیه گونه‌ها بت بگن: بمیر بدبخت!)، و این فشار، وادارش کرده یک جهش تکاملی انجام بده، یعنی دی‌ان‌ای این ویروس طوری تغییر پیدا کرده که دیگه در برابر گیاهِ مقاوم‌شده، آسیب‌پذیر نیست! یعنی حالا با یه ویروس قوی‌تر و مجهزتر طرفیم! مشکل این بود که فکر کردیم خنگه!
تبریک به تمام پت و مت‌های عزیز توی لابراتوارها.
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ دقیقه سکوت و سکون اسراییلی‌ها، برای گرامیداشت قربانیان هولوکاست.
هرچند هضمش برای بعضی‌ها دشواره، ولی اگه قرار باشه «اتحاد میهنی» به شکل عینی دربیاد، این شکلی میشه‌.
جفتشون یک عنوان بازیه. نینتندو کل بدن کاراکتر رو روی جلد پکیج چاپ کرده، اما سونی کراپ کرده تا ران‌ها و ناف دختره دیده نشه! فعلا با کششی که نوک سینه‌هاش ایجاد کرده کاری ندارن ولی احتمالا بعدا سراغ اون هم خواهند رفت.
ما از ژاپن بیش از این‌ها توقع داریم.‌کاش سونی بدونه ما اینجا داریم خون میدیم تا بدن زن رو سانسور نکنن.. کاش انقدر مفت خون ما رو پایمال نکنه.
4
این مفهوم «امتناع» در جامعه مسلمان گم شده. دیگه کسی خودش رو از چیزی منع نمی‌کنه. حتی در مواردی که مستقیما با منع طرفند، منعی رخ نمیده. فرد از خوردن منع نمیشه، بلکه رژیم غذاییش تغییر می‌کنه. در ابتدا برنامه این بود: نفست رو مانع شو، تا روحت فرصت عروج پیدا کند! برای مسلم امروز، بحث فرصت مطرح نیست، چون برنامه‌ای برای عروج درنظر گرفته نشده. لذا روزه‌دار، مانع نفس دیگران است نه مانع نفس خود!
اگه مانع نفس خودش بود، با همان چشمی که قرار بود نامحرم رو نبینه، روزه‌خوار رو هم نمی‌دید. اگر نمی‌دید کل این جر و بحث‌ها و دعواها و زد و خوردها و نفرت‌پراکنی‌ها بلاموضوع میشد. کل این شلوغی، حکایت ازین داره که مسلمان، امتناع نداره.
5
این حامد (یا احمد؟) خودری که ارتش اسراییل با حمله هوایی در حالی که داشت رانندگی می‌کرد! ترورش کرد، مسئول انتقال پول‌های ایران به مبارزان فلسطینی غزه بوده.
یا حفاظت اطلاعات در بین فلسطینی‌ها یه موضوع تعریف‌نشده‌ست، یا دستگاه اطلاعاتی اسراییل زیادی اشراف داره! طبیعی نیست انقدر ریلکس هدف به این مهمی رو زدن.
حالا ازینا بگذریم، پول‌های ما کجا رفت؟
اولین روزه امسال هم به افطار رسوندم و گرسنه‌ترینم. چند سال پیش بود که با زبان روزه و در گرما رفتم تهران، کار می‌رفت که به درازا بکشه، اما نیمه رها کردم، تا قبل از ظهر برگشتم تا روزه باطل نشه، باد داغ از پنجره تاکسی آخرین ذرات رطوبت بدنم رو هم خشک کرد، وقتی رسیدم مستقیم رفتم مسجد، نماز رو زدم، آب حوض می‌گفت: «بمیر دیگه لعنتی». برگشتم تهران، کار رو به آخر رسوندم، نزدیک غروب بود و هوا خنک‌تر شده بود. از شدت تشنگی احساس می‌کردم دیواره‌های شاهرگم بهم چسبیدن و خون به زحمت عبور می‌کنه. وقتی رسیدم خونه یک خرما گذاشتم دهنم، و خطاب به شیطانی که از صبح داشت می‌گفت «بخور»، گفتم: قیافت دیدنیه. و شنیدم که اون هم گفت: «قیافه تو هم همین‌طور».
چه دورانی بود. چه ابلهانه معصوم بودم.

رمضان بر همه اون‌هایی که همینقدر دیوانه‌اند، مبارک.
Anarchonomy
Photo
مشکل مسلمین اینه که مفاهیم باستانی رو میخوان با استانداردهای امروزی جفت و جور کنند، که نمیشه، و نخواهد شد. در ذهن بشر قدیم، پرستش یک اقدام هزینه‌زا بود، چون قراره تعهد فرد محک بخوره (مثل گادفادر مافیا، که باید اول ریسک میکردی تا تو خانواده راهت بدن. در ذهن بشر قدیم، نمیشد مفت وارد این جمع پرستش شد). برای همین انقدر راحت قربانی می‌کردند، و برای همین در حالت دیفالت عبادت مترادف زحمت و عذاب بود. اون موقع اینکه مثلا روزه آسیب‌زا هست یا نیست، مطرح نبود، چون همه می‌دونستند که هست. همه با علم به اینکه یک ماه به فاک خواهند رفت، می‌گرفتند. این چرتکه انداختن‌ها که آیا ضرر دارد یا ندارد، جدیده و واسه انسان امروزه. تلاش یه مسلمان برای اثبات اینکه کارش خارج از چارچوب ایمانی هم معقوله، یک تلاش مذبوحانه‌ست.

از طرفی مشکل مخالفان روزه هم اینه که اکستریم روزه‌داری رو با اکستریم سلامت مقایسه می‌کنند. بله کلیه آدمی که ۱۷ ساعته تشنه‌ست نسبت به کلیه آدم ورزشکاری که روزی ۱۰ لیوان آب میخوره، حال و روز مساعدی نداره، ولی ۹۰ درصد مردم در پوزیشن اون ورزشکار نیستند. مردم غالبا خیلی کم آب می‌خورند، آخرین باری که رفتید دستشویی، رنگ ادرارتون چطور بود؟ اگه بیرنگ و شفاف نبود یعنی آلردی روزه هستید. مردم تو مطب اورولوژیست‌ها به خاطر یک ماه روزه‌داری صف نبستند. مردم ریختن تو مطب این‌ها چون کل سال روزه هستند. مردم خیلی کم میوه و سبزیجات میخورند، و به جاش چیزهای ناجور میخورند. کافیه به رژیم خودتون نگاه کنید، قول میدم یا نشاسته‌ست یا قند یا اسید چرب ترانس! که هر سه آدم‌کُشند. وضعیت روزه در برابر وضعیت رژیم فعلی مردم، یک وضعیت خیلی بدتر نیست، و چه بسا میتونه بهتر هم باشه، چون حداقل فرصت آشغال‌خوری رو ازش می‌گیره. اینکه عده‌ای به جای حذف آشغال‌خوری، به تایم دیگه‌ای در روز یعنی زمان افطار، منتقلش می‌کنند، یه موضوع دیگه‌ست که ربطی به کلیت روزه نداره.

این روزها حتی جک دورسی، رییس توعیتر هم روزه می‌گیره. هفته‌ای یک‌بار. یعنی جک ۵۰ روز در سال روزه‌ست، بیش از ۳۰ روزی که یک بچه مسلمان روزه‌ست. و کار اون سخت‌تره. چون یک‌بار در هفته به بدن فرصت نمیده به شرایط کم‌آبی و کم‌غذایی عادت کنه، ولی یک ماه متوالی، میده. (البته کارهای دیگه‌ای هم می‌کنه که ما نمی‌تونیم. مثل خوابیدن تو وان یخ!). خیلی ضایعه اگه یه بچه سوسول لیبرال روزه باشه و من نباشم 😉
3
این نمودار میزان مشارکت زنان در رشته شطرنج رو در کشورهای مختلف نشون میده. اگه از مردم بپرسی چه کشورهایی نسبت زن شطرنج‌باز با مرد شطرنج‌باز نزدیک به همه، میگن خب اون کشورهایی که برابری جنسیتی بالاتری دارند. ولی واقعیت یه جور دیگه‌ست. دانمارک، در قعر این جدوله (اولین کشور سمت راست)، با اینکه در برابری جنسیتی یکی از بهترین‌های دنیاست. از هر ۵۰ تا شطرنج‌باز دانمارکی، شاید فقط یکیش زن باشه. ازون طرف، امارات متحده عربی، با اون وضع افتضاح برابری جنسیتی، اینجا در رده دوم قرار گرفته!
3
در حالی که همه توجهات روی تیلور سوئیفته، اد شیران تو بیزینس کنسرت ازش خیلی جلوتره و در قله دنیاست، با حدود ۴۳۰ میلیون دلار درآمدزایی!.. در سال ۲۰۱۸ تونسته حدود ۵ میلیون بلیت بفروشه که من اصلا درکی از عظمت این کار ندارم. بلیتش البته ارزون‌تر از بقیه‌ست، به طور متوسط ۸۸ دلار. تیلور بالای ۱۲۰ دلاره. اد شیران البته کمتر هم خرج می‌کنه، خودشه و یه گیتار، در حالی که بقیه صحنه رو با خیلی چیزها از جمله دانسرها و نوازنده‌ها و دکور مفصل پر می‌کنند. اد تو یه سال نزدیک ۱۰۰ تا شو داشته! در بیش از پنجاه شهر مختلف! درسته بمب استعداده، درسته صحبت از ۴۰۰ میلیون پوله، ولی باید زحمت عجیبی کشید برای این اعداد. هر سه روز یک شهر؟ چطور پروازها رو تحمل می‌کنه؟
و اما یک نکته دیگه: بچه مدرسه‌ای‌های ما هوادار ساسی‌مانکن هستند (فیلم‌هایی که از روز معلم پخش شد بزرگترها رو بیش از پیش با این واقعیت آشنا کرد)، و بچه مدرسه‌ای‌های آمریکایی و اروپایی هوادار اد شیران. حالا مقایسه کنید سطح مهارت این دو نفر و سطح کیفی آهنگ‌هاشون، و سطح محتوایی ترانه‌هاشون رو. ما در هنر هم داریم پراید تحویل نسل آینده‌مون میدیم.
2
این شاید دوم بودن امارات رو توضیح بده، اما آخر بودن دانمارک رو توضیح نمیده.
دلیلش خیلی ساده‌ست: زنان به اندازه مردان به شطرنج علاقه ندارند، زور که نیست.‌ حتی در کشورهای سمت چپ که خیلی بهترند، غیر از ویتنام، مشارکت بیشتر از ۳۰ درصد نیست.
این توزیع نسبت نشون میده اون ادعا که میگه اگه فرصت برابر باشه‌ مشارکت زنان به پای مردان خواهد رسید، از اساس غلطه. ممکنه شما فرصت کاری رو داشته باشی اما دلت نخواد انجامش بدی.
4
به محض حرکت یک ناو هواپیمابر به سمت خلیج فارس، دوباره سوال «داره جنگ میشه؟» رو از ملت می‌شنویم. بندگان خدا توجه ندارند که جنگ بین دو طرفی که از لحاظ توان جنگی قابل قیاس نیستند، در واقع جنگ نیست. اعمال خشونت یکی به دیگری‌ست. طالبان با آمریکا، در حال جنگ نیست. طالبان در حال دریافت خشونت آمریکاست. همونطور که مردم افغانستان در حال جنگ با طالبان نیستند. مردم در حال دریافت خشونت طالبان هستند. القاعده یمن در حال جنگ با آمریکا نیست. و همچنین داعش. و همچنین خواهد بود تقابل احتمالی سپاه با آمریکا. در جنگ ویتنام، از هر دو خلبان شوروی که می‌پرید، یکی بر نمی‌گشت. در جنگ سوریه، خلبان روس با خودش ساندویچ می‌برد داخل کابین.
به چه زبانی به مردم باید گفت جنگ این حکومت با آمریکا بی‌معنی است؟ بپرسید: آیا آمریکا میخواد علیه ایران دست به خشونت بزنه؟
تا اون وقت سوال معقول‌تری پرسیده بشه: چرا ما بعد از صدسال از انقلاب مشروطه، نمی‌تونیم کشور خودمون رو از تیررس خشونت دور کنیم؟
در حالی که امروز خیلی آسیب‌پذیرتریم در دریافت خشونت. صدسال پیش خشونت تحمیلی گاو ما رو می‌کشت و گندم‌مون رو به تاراج می‌برد. اما امروز مدرسه و دانشگاهی داریم که تعطیل خواهد شد، بزرگراه‌هایی داریم که مسدود خواهد شد، برقی داریم که خواهد رفت، اینترنتی داریم که قطع خواهد شد، شهر متراکمی داریم که به هرج و مرج خواهد رسید، انبارهایی داریم که خالی از کالا میشن، و هزاران کار مهم داریم که روی زمین میمونند، مثل ارتقای بهداشت، مثل حفظ محیط‌زیست، مثل سرمایه‌گذاری. چرا تمدن نیم‌بندمون انقدر برهنه‌ست در برابر خشونتی که میتونه نابودش کنه؟
که این میرسه به یک سوال باز هم به جا تر: آیا خشونت خارجی بزرگترین تهدیدکننده تمدن نیم‌بند ماست؟ تقریبا تمام کارهای مهم مملکت روی زمین مونده بدون اینکه یک گلوله شلیک بشه از سمتی به سمتی. کشورهای رقیب مثل برق و باد در حال سبقت‌گیری هستند، و ایران در حال سقوط به رده کشورهای فقیره، در حالی که تا چندی پیش در رده متوسط‌ها بود! دیگه مدرسه و دانشگاهی نمونده که تعطیلیش ضربه‌ای وارد کنه. هیچ‌کس مولد نیست، و هیچ ثروتی جز چیزی که از زیر زمین درمیاد، خلق نمیشه! جمعیت رو به پیری و بهداشت و درمان در فلج‌ترین حالت ممکن. تقریبا به بقای هیچ قسمت از میراث طبیعی ایران نمیشه امید داشت، و فکر کردن به آینده سردی که منتظر نسل بعدیه، اگه اعداد و ارقام درست باشه، تنها به وحشت اضافه می‌کنه. تمدن ما در معرض یک خشونت ویرانگر احتمالی نیست. تمدن ما توسط خشونت داخلی، خرد شده و در حال فرو ریختنه. اصابت چند موشک کروز به چند سوله و ساختمان نظامی، این سیاهی رو سیاه‌تر نخواهد کرد.

خیلی باید گیج بود که در این سرای ویران، نگران ورود ناو بود.
2