هرچند که شخصا دوست داشتم شاهد سقوط حکومت مادورو در ونزوئلا باشم (علاوه بر تمام دلایل معتبری که ثابت میکنه حقشه شکست بخوره، یک میل دائمی در بشر هست که فروریختن سیستمهایی رو ببینه که ادعای شکستناپذیری دارند. و این در همه جا یافت میشه، حتی در مسابقات فرمول یک. اگه رانندهای مدام اول باشه، یک تودهای از طرفدار حول راننده دیگهای جمع میشه که پتانسیل دوم کردنش رو داره. گاهی این میل انقدر قویه که روی منطق فرد سایه میندازه. حتی خودم با اینکه جلیقه سبزهای فرانسه رو یک مشت معترض گیج و پرت میدونم، ازینکه دستگاه سرکوب ماکرون در برابرشون مستأصل بشه لذت خواهم برد، حتی به طور موقت. دلیل خیلی از هیجانات اسراییلستیزان در درگیریهای بین اسراییل و فلسطینیها همینه، نه دلسوزی برای فلسطین). اما واقعیت اینه که مشکل آمریکای جنوبی و مخصوصا ونزوئلا با تغییر حکومت حل نمیشه. درصد قابل توجهی از همین مردم ونزوئلا به چاوز و بعد به مادورو رأی دادند، و در اونجا فرقه تبهکار اصلاحطلبان وجود نداشت که مردم رو فریب بده به آمدن پای صندوق. رأی اونها، رأیهای صادقانهست. حداقل نیمی ازین مردم عاشق چاوز بودند، و نیم دیگه هم عاشق هر بیگانهای در خارج که از دست چاوز نجاتشون بده! با این ترکیب، نمیشه یک کشورِ رو به جلو ساخت. فهمشون از سوسیالیسم توزیع پول به توده وفادار، و فهمشون از سرمایهداری مصرف بیحساب و کتابه. شما ملتی رو که انقدر مشکل داره در فهم، نمیتونی به راحتی نجات بدی. اون اقلیتی هم که ممکن بود بتونن فهم هموطنانشون رو ارتقاء بدن، همه خارج شدند از کشور یا آواره شدند. در واقع چیز زیادی برای نجات دادن باقی نمونده که فرقی کنه چه کسی برنده خواهد شد، و چه کسی بازنده.
❤5
در یادداشتها شیرعلینیا که توشون قطعات زیادی از خاطرات هاشمی هست یک چیزی جلب توجه میکنه. هاشمی رفسنجانی به همه میگفته «تو بمان». فرد به هر دلیلی، عرق ملی، تعهد مکتبی، وفاداری به خمینی، تأمین نشدن منافع جناحی و شخصی، و حتی عصبانیت گذرا، مراجعه میکرده و میگفته نمیخوام باشم دیگه، و ایشون اصرار میکرده که نه، بمان! احتمالا این رو یکی از تواناییهای خاص خودش محسوب میکرد و بش میبالیده، که تونسته همه خودیها رو در کنار هم نگه داره حتی در مواقعی که با هم کنتاکت پیدا میکنند، و احتمالا دلیل نارضایتیش از شیوه رهبری خامنهای هم همین بوده که رهبر در سیاستی تقریبا متضاد به خیلیها میگفته «نمیخوای بمونی؟ خدانگهدار». احتمالا در این توهم شیرین بوده که من یک گادفادر هستم که قدرت دارم همه خطاکاران رو تار و مار کنم اما هنرم در اینه که این اراذل و اوباش رو در کنار هم نگه دارم تا به صورت یک پیکره واحد منافع شبکه هزار فامیلمون رو تأمین کنند.
شاید درست نباشه بش گفت توهم، چون واقعا این کار رو کرد. متأسفانه دشمنان ایران، متحدند، و ما پراکنده و سرگردان.
https://t.me/jafarshiralinia/282
شاید درست نباشه بش گفت توهم، چون واقعا این کار رو کرد. متأسفانه دشمنان ایران، متحدند، و ما پراکنده و سرگردان.
https://t.me/jafarshiralinia/282
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
اعتراض فرماندهان به دخالتِ سپاه در انتخابات
فرمانده سپاه در سال 75:
«نیروهای حزباللهی بهطور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد»
29 اردیبهشت 1375 غلامحسین کرباسچی شهردار تهران به هاشمی رفسنجانی خبر داد تعدادی از فرماندهان سپاه به فرمانده کل سپاه نامهای…
فرمانده سپاه در سال 75:
«نیروهای حزباللهی بهطور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد»
29 اردیبهشت 1375 غلامحسین کرباسچی شهردار تهران به هاشمی رفسنجانی خبر داد تعدادی از فرماندهان سپاه به فرمانده کل سپاه نامهای…
❤3
لازم نیست فقهای ما برای حجاب پویا خیلی وقت بگذارند، قبلا کارهای خیلی خوبی انجام شده. ابنعربی استدلال میکنه چون در قرآن اینطور آمده که آدم و حوا فقط آلت تناسلی و مقعدشون رو با برگ پوشاندند، پس عورت زن و مرد محدود به همین دو ناحیهست، و چون حوا جایی فراتر از حد پوشش آدم رو نپوشاند پس لزومی نداره تفاوتی باشه بین حجاب مرد و زن!
در زمانی که فرانسویها برای واژن زنانشان محفظه فلزی با قفل آویز تعبیه میکردند و بقیه رو با ۲۴۰ متر پارچه میپوشاندند، متفکر ما نه تنها اصول اولیه طراحی بیکینی رو به یادگار گذاشته، بلکه راه رو برای تاپلس شدن زنان هم باز کرده! اینو چی میگی آقای فرهاد جعفری؟
در زمانی که فرانسویها برای واژن زنانشان محفظه فلزی با قفل آویز تعبیه میکردند و بقیه رو با ۲۴۰ متر پارچه میپوشاندند، متفکر ما نه تنها اصول اولیه طراحی بیکینی رو به یادگار گذاشته، بلکه راه رو برای تاپلس شدن زنان هم باز کرده! اینو چی میگی آقای فرهاد جعفری؟
❤6
Anarchonomy
Photo
بحمدالله در اینستاگرام انقدر مشغول کاربران خارجی و اجنبی هستم که اصلا اطلاعی ندارم اینفلوعنسر ایرانی دیگر چهجور جانوریست، ولی گویا اینها دستهای از آنها هستند، و این برادرمون ازشون عصبانیه، چرا که فرض رو بر این گذاشته که از پول نفت و رانت ارتزاق میکنند که اینهمه بیتفاوتند به وضعیت فلاکتبار مملکت.
از کانال رزق و روزی اینها بیخبرم، اما یک واقعیت کلی وجود داره: لزومی نداره حتما از نفت و رانت بهرهمند باشند تا اینطور خوش باشند. وضعیت اقتصاد از یک حدی که متزلزلتر میشه، گرایش به خوشگذرانی در حرکتی تناقضآمیز، بیشتر میشه. وقتی ارزش پول پایین و ریسک بالاست، دیگه با درآمد موجود نمیشه کالاهای سرمایهای خرید و با پسانداز نمیشه هیچجا سرمایهگذاری کرد. وقتی که فرد میبینه با پولی که داره نه میتونه ازدواج کنه، نه میتونه خونه بخره، نه میتونه شهریه دانشگاه جور کنه، نه میتونه باش بیزینسی راه بندازه، هر نوع آیندهنگری رو لغو کرده و به مصرف روزمره میپردازه. خیلی ساده: با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم تیشرت برند بخریم! با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم شمال بچرخیم! با این پول که نمیشه کاری کرد پس بریم همش خرج کافه کنیم! لذا این وضعیت مادی سبز، میتونه نشان از یک وضعیت قرمز در لایه زیرینش باشه. و این همزمان شده با تحول فکری نسل جدید که همونطور که قبلا اینجا نوشتم به گذشته و آینده کفر میورزه و به تنها چیزی که باور داره لحظه اکنونه! مثل دو جبهه از هوا که بهم برخورد میکنند و بارش شدید بوجود میاد، این وضعیت قرمز اقتصادی و اون وضعیت قرمز فلسفی بهم رسیدند و حاصلش شده این جوانان بیقید به همهچی!
اما من مشکل دیگهای با سبک اینها دارم. محل درآمدشون خیلی مهم نیست. مشکل اینه که اینها دارند این فکر رو القاء میکنند که «میشه تحت سلطه عجیبترین تحجر دینی هم شاد و شنگول زیست». قطعا معنی نداره از دیگران بخوایم «برای هموطنان داغونت ضجه بزن»، و اصل اینکه آیا میشود شاد بود یا نمیشود محل بحث نیست (بعضیها زیر چوبه دار هم شادند)، موضوع اینه که نتیجه این القائات میتونه این باشه که: اگه سلطه این تحجر به پایان نرسید هم عیب نداره! «ما که عشق و حالمون رو کردیم». این، پروسه ستیز با این سلطه رو به تعویق نمینذازه، مثل چیزی که مدنظر استمرارطلبهاست، بلکه کلا هدفش کنسل کردن این ستیزه! استمرار یعنی نظام هست، معترض هم هست، کشمکش همینطور ادامه پیدا کند به شرطی که آسیبی به نظام نرسد. اما این یکی، کنار آمدن با نظام است. یعنی نظام هست، و معترض نیست! ترکیب به این شکل درمیاد: نظام هست، زندگی هم هست!
نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم که چرا این یک زیرکی پفیوزانهست، یا نه.
در الیگارشی، کسانی خواسته یا ناخواسته با هم همدستند که نه فقط من و شما، که باورش برای جن و پری هم مشکله.
از کانال رزق و روزی اینها بیخبرم، اما یک واقعیت کلی وجود داره: لزومی نداره حتما از نفت و رانت بهرهمند باشند تا اینطور خوش باشند. وضعیت اقتصاد از یک حدی که متزلزلتر میشه، گرایش به خوشگذرانی در حرکتی تناقضآمیز، بیشتر میشه. وقتی ارزش پول پایین و ریسک بالاست، دیگه با درآمد موجود نمیشه کالاهای سرمایهای خرید و با پسانداز نمیشه هیچجا سرمایهگذاری کرد. وقتی که فرد میبینه با پولی که داره نه میتونه ازدواج کنه، نه میتونه خونه بخره، نه میتونه شهریه دانشگاه جور کنه، نه میتونه باش بیزینسی راه بندازه، هر نوع آیندهنگری رو لغو کرده و به مصرف روزمره میپردازه. خیلی ساده: با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم تیشرت برند بخریم! با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم شمال بچرخیم! با این پول که نمیشه کاری کرد پس بریم همش خرج کافه کنیم! لذا این وضعیت مادی سبز، میتونه نشان از یک وضعیت قرمز در لایه زیرینش باشه. و این همزمان شده با تحول فکری نسل جدید که همونطور که قبلا اینجا نوشتم به گذشته و آینده کفر میورزه و به تنها چیزی که باور داره لحظه اکنونه! مثل دو جبهه از هوا که بهم برخورد میکنند و بارش شدید بوجود میاد، این وضعیت قرمز اقتصادی و اون وضعیت قرمز فلسفی بهم رسیدند و حاصلش شده این جوانان بیقید به همهچی!
اما من مشکل دیگهای با سبک اینها دارم. محل درآمدشون خیلی مهم نیست. مشکل اینه که اینها دارند این فکر رو القاء میکنند که «میشه تحت سلطه عجیبترین تحجر دینی هم شاد و شنگول زیست». قطعا معنی نداره از دیگران بخوایم «برای هموطنان داغونت ضجه بزن»، و اصل اینکه آیا میشود شاد بود یا نمیشود محل بحث نیست (بعضیها زیر چوبه دار هم شادند)، موضوع اینه که نتیجه این القائات میتونه این باشه که: اگه سلطه این تحجر به پایان نرسید هم عیب نداره! «ما که عشق و حالمون رو کردیم». این، پروسه ستیز با این سلطه رو به تعویق نمینذازه، مثل چیزی که مدنظر استمرارطلبهاست، بلکه کلا هدفش کنسل کردن این ستیزه! استمرار یعنی نظام هست، معترض هم هست، کشمکش همینطور ادامه پیدا کند به شرطی که آسیبی به نظام نرسد. اما این یکی، کنار آمدن با نظام است. یعنی نظام هست، و معترض نیست! ترکیب به این شکل درمیاد: نظام هست، زندگی هم هست!
نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم که چرا این یک زیرکی پفیوزانهست، یا نه.
در الیگارشی، کسانی خواسته یا ناخواسته با هم همدستند که نه فقط من و شما، که باورش برای جن و پری هم مشکله.
❤5
نوشته بود فرق جنگ جهانی سوم با دوتای قبلی اینه که اگه اتفاق بیفته، قبل ازینکه ارتشها حرکت کنند، ممهای اینترنتیش منتشر میشه!.. یعنی اول جوکهاش درمیاد. و این اصلا بعید نیست، ولی همچنان حتی کاربران شوخ و شنگ اینترنت هم برای موضوعات جدی که دولتهاشون مطرح میکنند، جدیت قائلند. تنها در ایران رهبر مملکت میگه آرایش جنگی بگیرید، و نه فقط «اولین»، بلکه تنها واکنش توده مردم اینه که باش جوک بسازند! دیگه هیچچیز نیست که بشه جدیش گرفت. و هیچکس مقصر این وضعیت نیست جزء خود حکومتی که در طول چهل سال تمام کلمات رو یا از معنا تهی و یا به نهایت ممکن لوث کرد.
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بیزینسنویسها نوشته بود من از همونام که به معجزات سرمایهداری ایمان دارم با این حال هربار فکر میکنم ما وسط این برهوت (لاسوگاس) چه تشکیلاتی به پا کردیم کفم میبره!
من هم به این فکر میکنم که تا کی میشه امید داشت که توریست بیاد قلعه هزار و دویست ساله در آستانه تخریب رو ببینه؟ مردم دنیا دنبال خوشی هستند، ما چی داریم اینجا براشون؟
من هم به این فکر میکنم که تا کی میشه امید داشت که توریست بیاد قلعه هزار و دویست ساله در آستانه تخریب رو ببینه؟ مردم دنیا دنبال خوشی هستند، ما چی داریم اینجا براشون؟
❤5
با تلقین نمیشه از نردبان بالا رفت. اگه پله پنجم باشی، هزار بار گفتنِ «بر پله هشتم باش» در پله هشتم قرارت نمیده. اگه کسی بخواد بخشی از یک منجلاب نباشه، باید قبل ازینکه به دروازهش نزدیک شده باشه باید انقدری سرمایهگذاری کرده باشه روی خودش که ورودش بیمعنی باشه. وقتی عمروعاص خودش رو برهنه کرد و علی ازش رو برگردوند، «سعی» نکرد که نگاهش نکنه. علی از قبل آدمی بود که نگاه کردن به چنین صحنهای براش معنی نداشت. سعی رو کسی میکنه که براش معنی داره، و باید با خودش بجنگه، که اون کار رو بکنه، یا نکنه. اگه لازمه به خودت بگی بخشی از منجلاب نباش، یعنی حداقل نیمی از تو به اونجا تعلق داره.
میگن شیخ بهایی میرفت پاتوق اراذل و اوباش و طبقات فقیر. بش میگفتند مرد حسابی یه شأنی قائل باش برای خودت. اینجور جاها جای تو نیست (بعید نیست چایخونههای اون زمان هم مرکز هزلهگوییهای جنسی بوده باشه). شیخ گفت من الماسم و اونا شیشه. من روی اونا خط میندازم، اونا نمیتونن روی من خط بندازن! (یعنی اونا روی من تأثیر ندارن، من روشون تأثیر دارم).
به جای ممنوع کردن «ورود به منجلاب» برای خود، که یه کار سادهست، چرا هدف رو الماس شدن نمیذاریم؟ توعیتر منجلابه واقعا؟ خب تو الماس باش و برو روشون خط بنداز.
https://t.me/nasserkaramii/1349
میگن شیخ بهایی میرفت پاتوق اراذل و اوباش و طبقات فقیر. بش میگفتند مرد حسابی یه شأنی قائل باش برای خودت. اینجور جاها جای تو نیست (بعید نیست چایخونههای اون زمان هم مرکز هزلهگوییهای جنسی بوده باشه). شیخ گفت من الماسم و اونا شیشه. من روی اونا خط میندازم، اونا نمیتونن روی من خط بندازن! (یعنی اونا روی من تأثیر ندارن، من روشون تأثیر دارم).
به جای ممنوع کردن «ورود به منجلاب» برای خود، که یه کار سادهست، چرا هدف رو الماس شدن نمیذاریم؟ توعیتر منجلابه واقعا؟ خب تو الماس باش و برو روشون خط بنداز.
https://t.me/nasserkaramii/1349
«آمریکاییها تمایل دارند که با حالتی تحقیرآمیز بگویند سیاست صنعتی این است که «دولتها، برندهها را دستچین کنند». (یعنی پیچیدگی خاصی نداره، دولت نگاه میکنه کدوم صنعت کشور سرحالتره، رو همون سرمایهگذاری میکنه). اما برگزیدن برنده ها کار دشواری نیست، حتی برای دولتها (که در همهچیز فشلند). بیشتر کشورها سعی میکنند نردبان کیفیت و بلوغ صنعتی را از طریق ترویج لیست گزینششدهای از صنایع بالا بروند که مشابه لیستی است که در همان زمان توسط دیگران گردآوری شده است. حتی در حیطهای که مربوط به لبه تکنولوژی روز است، صنایعی که دولتها راغبند از آنها حمایت کنند غالبا همانهایی هستند که توسط آنالیزورها و موسسات سرمایهگذاری مثل مریل لینچ و روثچیلد به عنوان صنایع آیندهدار انتخاب شدهاند. گزینش برندهها قسمت سخت کار نیست. قسمت سختش، برنده شدن است. دشوار است ایجاد برندگان واقعی. یعنی شرکتهایی که میتوانند به رقبای موفق تبدیل شوند».
تو ایران هنوز صحبت اینه که «باید ظرفیتهای کشور را شناسایی کنیم». در حالی که هر مشنگی میتونه بفهمه ظرفیتهای ما کجاست، اون چیزی که هنرمندی میخواد تبدیل اون ظرفیت به یک صنعت قویه.
تو ایران هنوز صحبت اینه که «باید ظرفیتهای کشور را شناسایی کنیم». در حالی که هر مشنگی میتونه بفهمه ظرفیتهای ما کجاست، اون چیزی که هنرمندی میخواد تبدیل اون ظرفیت به یک صنعت قویه.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرچ کنید
Ramadan decoration ideas
ایدههای دکورسازی برای ماه رمضان
یک عالمه سایت میاد، و اغلب انگلیسی، که یا ایده دادند برای ساخت وسایل دکوری مخصوص ماه رمضان، یا اون وسایل رو میفروشن! اما هرچقدر سرچ کنید تا موارد مشابه رو در سایتهای فارسی پیدا کنید، موفق نمیشید. البته هست، اما صرفا به تزئین آشرشته خلاصه شده!
این تفاوت معناداریه. رمضان رو میشه در آمریکا، در دل شیطان بزرگ، جشن گرفت (این تزئینات اساسا ماهیت جشنی دارند. سلبریت میکنند این ماه رو). اما در امالقرای اسلام چنان همه ازش بیزارند که به ذهن کسی نرسیده که بد نیست خونه رو تزیین کنیم که لاقل بچهها هیجان داشته باشند!
Ramadan decoration ideas
ایدههای دکورسازی برای ماه رمضان
یک عالمه سایت میاد، و اغلب انگلیسی، که یا ایده دادند برای ساخت وسایل دکوری مخصوص ماه رمضان، یا اون وسایل رو میفروشن! اما هرچقدر سرچ کنید تا موارد مشابه رو در سایتهای فارسی پیدا کنید، موفق نمیشید. البته هست، اما صرفا به تزئین آشرشته خلاصه شده!
این تفاوت معناداریه. رمضان رو میشه در آمریکا، در دل شیطان بزرگ، جشن گرفت (این تزئینات اساسا ماهیت جشنی دارند. سلبریت میکنند این ماه رو). اما در امالقرای اسلام چنان همه ازش بیزارند که به ذهن کسی نرسیده که بد نیست خونه رو تزیین کنیم که لاقل بچهها هیجان داشته باشند!
اغلب آدمها با اعتقاد به معاد، از قبل خودشان را جاودانه فرض کردهاند. اما اگر معاد برای همه نبود چه؟ اگر قرار بود حقیقتا دنیای دیگری بوجود بیاید و آدمها مابقی حیاتشان را در آن بگذرانند، اما فقط برای متولدین سال ۲۰۷۰ به بعد تعبیه شده بود، چه؟ این یعنی قبل از دو هزار و هفتاد، هرکس که مُرد، برای همیشه مرده و دیگر قابل بازیابی نیست، و حتی دو گزینه بهشت و جهنم هم پیش رویش وجود ندارد. اگر مردم ازین واقعیت باخبر میشدند چه اتفاقی میفتاد؟ چه حسی به شما دست خواهد داد اگر بفهمید سه نسل بعد از شما تا ابد زنده خواهد بود اما شما برای همیشه از بین خواهید رفت و همه کسانی که قبل از شما بودند دیگر زنده نخواهند شد؟ برای انسانی که حتی آزادتر بودن نسل بعد از خودش در بوسیدن جنس مخالف در خیابان، آزاردهنده است؛ برخورداریشان از شانس جاودانگی حتما مثل تیر زهرآلود در قلب خواهد شد. اما این حسادت و شاید عصبانیت در حد خودخوری باقی نمیماند. بعضیها احتمالا تصمیم میگیرند تا دست به کشتار مردم بزنند تا کسی نتواند در ۲۰۷۰ و بعد از آن فرزندی به دنیا بیاورد! با این نگاه که اگه قرار به نابودی ابدی ماست، پس همه باید از بین رفته، و کسی نباید جاودانه شود. چیزی که یک جنگ جهانی را شکل خواهد داد. با هدفی درست معکوس هدف تکامل: توقف همگانی بقا!
شاید دلیل اینکه به «همه ما» وعده معاد دادند همین بود. نمیخواستند باخبر شویم که شامل ما نمیشود تا از شدت حسادت همدیگر را ندریم. به ما گفتند «تو هم» آنجا خواهی بود. ما هم باور کردیم.
ایده یک رمان ساراماگویی را به شما دادم. بفرمایید بنویسید. نیازی به ذکر نام من نیست. من با قبل از دو هزار و هفتادیها برای همیشه خواهم رفت.
شاید دلیل اینکه به «همه ما» وعده معاد دادند همین بود. نمیخواستند باخبر شویم که شامل ما نمیشود تا از شدت حسادت همدیگر را ندریم. به ما گفتند «تو هم» آنجا خواهی بود. ما هم باور کردیم.
ایده یک رمان ساراماگویی را به شما دادم. بفرمایید بنویسید. نیازی به ذکر نام من نیست. من با قبل از دو هزار و هفتادیها برای همیشه خواهم رفت.
❤4
«دستگیر کردن یک فرد ۲هزار دلار خرج داره برای شهر نیویورک. شبی ۵۰۰ دلار هزینه نگه داشتنش تو زندان اصلی شهره. اگه یه نفر به خاطر نپرداختن بلیت مترو که ۲ دلار و ۷۵ سنته به ۶۰ روز حبس محکوم شه، ۲۲هزار دلار برای شهر خرج برمیداره».
یعنی میتونن اونی که بلیت نداده رو ول کنن بره، و با پولی که صرفهجویی شد به هزار نفر نیازمند ۸ تا بلیت تک سفره بدن!
اگه تمدن مدرن حواسش جمع نباشه، عقبگردگرایان، روی تناقضات شدید موجود سوار میشن و استانداردهای هزار سال قبل رو دوباره وارد بازی میکنند. ۲۲هزار دلار خرج کردن بابت یه دزدی ۲ دلاری، این فرصت رو به «عشاق توحش» میده که بگن «خب شلاق که خیلی ارزونتر در میاومد، معطلی هم نداشت». الان آخه مثل دهه هفتاد هم نیست، الان نمایندگانی دارن که مثلا از سومالی اومده و خیلی هم علاقه داره به شریعت اسلامی.
یعنی میتونن اونی که بلیت نداده رو ول کنن بره، و با پولی که صرفهجویی شد به هزار نفر نیازمند ۸ تا بلیت تک سفره بدن!
اگه تمدن مدرن حواسش جمع نباشه، عقبگردگرایان، روی تناقضات شدید موجود سوار میشن و استانداردهای هزار سال قبل رو دوباره وارد بازی میکنند. ۲۲هزار دلار خرج کردن بابت یه دزدی ۲ دلاری، این فرصت رو به «عشاق توحش» میده که بگن «خب شلاق که خیلی ارزونتر در میاومد، معطلی هم نداشت». الان آخه مثل دهه هفتاد هم نیست، الان نمایندگانی دارن که مثلا از سومالی اومده و خیلی هم علاقه داره به شریعت اسلامی.
❤3
تا قبل ازین، دوربینهای مداربسته دیتا رو از سنسور به پردازنده منتقل میکردند تا کارهایی مثل تشخیص چهره روش انجام بشه. اما الان، شرکت چینی اسمارتسنس به کمک شرکت TSMC
تایوان (که سیپییو گوشیهای من و شما رو تولید میکنه) خود پردازنده رو هم چسبونده به سنسور! یعنی همونجایی که فوتونها دارن تبدیل به الکترون میشن، تشخیص چهره انجام میشه! که این یعنی مصرف برق فوقالعاده کمتر، و پردازش خیلی سریعتر. با این تکنولوژی میشه دوربینهای بدون سیم و باتریدار و خیلی کوچک رو هرجایی نصب کرد و بعدا برداشت و جای دیگه گذاشت و با هزینه کم همه مردم رو از همه زوایا رصد کرد و به هویتشون و مسیر طیشدهشون پی برد.
و این در حالی داره رخ میده که در کل قاره کهن آسیا هیچ مخالفت و نقدی علیهش وجود نداره. در واقع آسیا، «چپ» نداره، همه راستند!
این فرق تمدنیه که با بتن اومده بالا، و تمدن غرب.
تایوان (که سیپییو گوشیهای من و شما رو تولید میکنه) خود پردازنده رو هم چسبونده به سنسور! یعنی همونجایی که فوتونها دارن تبدیل به الکترون میشن، تشخیص چهره انجام میشه! که این یعنی مصرف برق فوقالعاده کمتر، و پردازش خیلی سریعتر. با این تکنولوژی میشه دوربینهای بدون سیم و باتریدار و خیلی کوچک رو هرجایی نصب کرد و بعدا برداشت و جای دیگه گذاشت و با هزینه کم همه مردم رو از همه زوایا رصد کرد و به هویتشون و مسیر طیشدهشون پی برد.
و این در حالی داره رخ میده که در کل قاره کهن آسیا هیچ مخالفت و نقدی علیهش وجود نداره. در واقع آسیا، «چپ» نداره، همه راستند!
این فرق تمدنیه که با بتن اومده بالا، و تمدن غرب.
❤4
مزیت داشتن یه «چپ» قوی در جامعه، تقویت تفکر انتقادی و شکاکیته (حالا الان چپ تبدیل شده به یک نالهی دائمی از جانب سوسولهای جامعه، یه بحث دیگهست). یکی از تشکیکهای چپها، دستکاری ژنتیک بوده همیشه.
و داریم به لحظات ملکوتی اثبات معتبر بودن این تشکیک میرسیم. در این مقاله داره از عوارض این کار صحبت میکنه. ژن گیاه کاساو (قوت غالب آمریکای جنوبی) رو تغییر دادن تا در مقابل یک ویروس که ۲۰ درصد از محصول رو از بین میبره، مقاوم باشه. این مقاومت با شکستن دیانای ویروس انجام میشده. در واقع گیاه کاری میکنه که ویروس نتونه رشد کنه و تکثیر بشه (بهترین دفاع حملهست). و واقعا هم مقاوم شده اولش، بعد دیدن داره دوباره محصول از بین میره. کاشف بعمل آمده ویروسه در برابر گیاهِ مقاوم تحت فشار قرار گرفته (فشار بیولوژیک یعنی بقیه گونهها بت بگن: بمیر بدبخت!)، و این فشار، وادارش کرده یک جهش تکاملی انجام بده، یعنی دیانای این ویروس طوری تغییر پیدا کرده که دیگه در برابر گیاهِ مقاومشده، آسیبپذیر نیست! یعنی حالا با یه ویروس قویتر و مجهزتر طرفیم! مشکل این بود که فکر کردیم خنگه!
تبریک به تمام پت و متهای عزیز توی لابراتوارها.
و داریم به لحظات ملکوتی اثبات معتبر بودن این تشکیک میرسیم. در این مقاله داره از عوارض این کار صحبت میکنه. ژن گیاه کاساو (قوت غالب آمریکای جنوبی) رو تغییر دادن تا در مقابل یک ویروس که ۲۰ درصد از محصول رو از بین میبره، مقاوم باشه. این مقاومت با شکستن دیانای ویروس انجام میشده. در واقع گیاه کاری میکنه که ویروس نتونه رشد کنه و تکثیر بشه (بهترین دفاع حملهست). و واقعا هم مقاوم شده اولش، بعد دیدن داره دوباره محصول از بین میره. کاشف بعمل آمده ویروسه در برابر گیاهِ مقاوم تحت فشار قرار گرفته (فشار بیولوژیک یعنی بقیه گونهها بت بگن: بمیر بدبخت!)، و این فشار، وادارش کرده یک جهش تکاملی انجام بده، یعنی دیانای این ویروس طوری تغییر پیدا کرده که دیگه در برابر گیاهِ مقاومشده، آسیبپذیر نیست! یعنی حالا با یه ویروس قویتر و مجهزتر طرفیم! مشکل این بود که فکر کردیم خنگه!
تبریک به تمام پت و متهای عزیز توی لابراتوارها.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲ دقیقه سکوت و سکون اسراییلیها، برای گرامیداشت قربانیان هولوکاست.
هرچند هضمش برای بعضیها دشواره، ولی اگه قرار باشه «اتحاد میهنی» به شکل عینی دربیاد، این شکلی میشه.
هرچند هضمش برای بعضیها دشواره، ولی اگه قرار باشه «اتحاد میهنی» به شکل عینی دربیاد، این شکلی میشه.
جفتشون یک عنوان بازیه. نینتندو کل بدن کاراکتر رو روی جلد پکیج چاپ کرده، اما سونی کراپ کرده تا رانها و ناف دختره دیده نشه! فعلا با کششی که نوک سینههاش ایجاد کرده کاری ندارن ولی احتمالا بعدا سراغ اون هم خواهند رفت.
ما از ژاپن بیش از اینها توقع داریم.کاش سونی بدونه ما اینجا داریم خون میدیم تا بدن زن رو سانسور نکنن.. کاش انقدر مفت خون ما رو پایمال نکنه.
ما از ژاپن بیش از اینها توقع داریم.کاش سونی بدونه ما اینجا داریم خون میدیم تا بدن زن رو سانسور نکنن.. کاش انقدر مفت خون ما رو پایمال نکنه.
❤4
این مفهوم «امتناع» در جامعه مسلمان گم شده. دیگه کسی خودش رو از چیزی منع نمیکنه. حتی در مواردی که مستقیما با منع طرفند، منعی رخ نمیده. فرد از خوردن منع نمیشه، بلکه رژیم غذاییش تغییر میکنه. در ابتدا برنامه این بود: نفست رو مانع شو، تا روحت فرصت عروج پیدا کند! برای مسلم امروز، بحث فرصت مطرح نیست، چون برنامهای برای عروج درنظر گرفته نشده. لذا روزهدار، مانع نفس دیگران است نه مانع نفس خود!
اگه مانع نفس خودش بود، با همان چشمی که قرار بود نامحرم رو نبینه، روزهخوار رو هم نمیدید. اگر نمیدید کل این جر و بحثها و دعواها و زد و خوردها و نفرتپراکنیها بلاموضوع میشد. کل این شلوغی، حکایت ازین داره که مسلمان، امتناع نداره.
اگه مانع نفس خودش بود، با همان چشمی که قرار بود نامحرم رو نبینه، روزهخوار رو هم نمیدید. اگر نمیدید کل این جر و بحثها و دعواها و زد و خوردها و نفرتپراکنیها بلاموضوع میشد. کل این شلوغی، حکایت ازین داره که مسلمان، امتناع نداره.
❤5
این حامد (یا احمد؟) خودری که ارتش اسراییل با حمله هوایی در حالی که داشت رانندگی میکرد! ترورش کرد، مسئول انتقال پولهای ایران به مبارزان فلسطینی غزه بوده.
یا حفاظت اطلاعات در بین فلسطینیها یه موضوع تعریفنشدهست، یا دستگاه اطلاعاتی اسراییل زیادی اشراف داره! طبیعی نیست انقدر ریلکس هدف به این مهمی رو زدن.
حالا ازینا بگذریم، پولهای ما کجا رفت؟
یا حفاظت اطلاعات در بین فلسطینیها یه موضوع تعریفنشدهست، یا دستگاه اطلاعاتی اسراییل زیادی اشراف داره! طبیعی نیست انقدر ریلکس هدف به این مهمی رو زدن.
حالا ازینا بگذریم، پولهای ما کجا رفت؟
اولین روزه امسال هم به افطار رسوندم و گرسنهترینم. چند سال پیش بود که با زبان روزه و در گرما رفتم تهران، کار میرفت که به درازا بکشه، اما نیمه رها کردم، تا قبل از ظهر برگشتم تا روزه باطل نشه، باد داغ از پنجره تاکسی آخرین ذرات رطوبت بدنم رو هم خشک کرد، وقتی رسیدم مستقیم رفتم مسجد، نماز رو زدم، آب حوض میگفت: «بمیر دیگه لعنتی». برگشتم تهران، کار رو به آخر رسوندم، نزدیک غروب بود و هوا خنکتر شده بود. از شدت تشنگی احساس میکردم دیوارههای شاهرگم بهم چسبیدن و خون به زحمت عبور میکنه. وقتی رسیدم خونه یک خرما گذاشتم دهنم، و خطاب به شیطانی که از صبح داشت میگفت «بخور»، گفتم: قیافت دیدنیه. و شنیدم که اون هم گفت: «قیافه تو هم همینطور».
چه دورانی بود. چه ابلهانه معصوم بودم.
رمضان بر همه اونهایی که همینقدر دیوانهاند، مبارک.
چه دورانی بود. چه ابلهانه معصوم بودم.
رمضان بر همه اونهایی که همینقدر دیوانهاند، مبارک.