«در سال ۲۰۰۰ مایکروسافت بزرگترین شرکت دنیا بود، و امروز دوباره بزرگترینه. هیچکدوم از ۹ تا شرکت از ۱۰ تا بزرگترینهای اون روز، امروز جزء ۱۰ تا نیستند».
البته خیلی درست نیست بگیم «بزرگ». مارکت کپ یعنی قیمت سهام ضربدر تعداد سهام. وقتی شرکتی تو این لیسته یعنی باید پول زیادی داد تا کلش رو خرید، حتی اگه واقعا اونقدر نیارزه. این لیست فقط نشون میده پولها داره به سمت کدوم شرکتها میره. سی چهل سال پیش بیشترشون نفتی بودن، اما امروز بیشترشون در حوزه فناوری، مخصوصا آیتی، مخصوصا «دیتا» هستند.
در ایران قصه زیاد میشنویم که آمریکا رو به افوله، اما همه اینها داره میگه نسبت به چهل سال پیش که ما انقلاب کردیم قدرتمندتر شده. اون موقع یک اشتراک داشتیم در ابزار قدرت: ما نفت داشتیم و اونها توانایی استخراجش. همونقدری که ما وابسته به اونها بودیم اونها وابسته به ما بودند. اما امروز، دیتا، نفت جدیده، که هم خودش و هم استخراجش دست خودشونه (علاوه بر این که در تولید نفت سنتی هم خودکفا شدند، و ما حتی بازار نفت سنتی هم از دست دادیم).
البته خیلی درست نیست بگیم «بزرگ». مارکت کپ یعنی قیمت سهام ضربدر تعداد سهام. وقتی شرکتی تو این لیسته یعنی باید پول زیادی داد تا کلش رو خرید، حتی اگه واقعا اونقدر نیارزه. این لیست فقط نشون میده پولها داره به سمت کدوم شرکتها میره. سی چهل سال پیش بیشترشون نفتی بودن، اما امروز بیشترشون در حوزه فناوری، مخصوصا آیتی، مخصوصا «دیتا» هستند.
در ایران قصه زیاد میشنویم که آمریکا رو به افوله، اما همه اینها داره میگه نسبت به چهل سال پیش که ما انقلاب کردیم قدرتمندتر شده. اون موقع یک اشتراک داشتیم در ابزار قدرت: ما نفت داشتیم و اونها توانایی استخراجش. همونقدری که ما وابسته به اونها بودیم اونها وابسته به ما بودند. اما امروز، دیتا، نفت جدیده، که هم خودش و هم استخراجش دست خودشونه (علاوه بر این که در تولید نفت سنتی هم خودکفا شدند، و ما حتی بازار نفت سنتی هم از دست دادیم).
❤5
رهبر انقلاب از حدی از سلامتی برخورداره که بره نمایشگاه کتاب، و همونقدری که میتونه اونجا سرپا بایسته جلوی غرفهها، میتونست جلوی چادرهای اسکان سیلزدگان لرستان و خوزستان بایسته. اما اونجا نرفت. یحتمل به این دلیل که بش به درستی گزارش دادند که اندفعه مردم جدا عصبانیاند و هرچقدر هم بسیجی سیلزده جمع کنیم دورت، باز شعاری فحشی چیزی ضبط خواهد شد در اون لابلا، و موجب فضاحت خواهد شد. هرچند که قبلا به دیدار مناطق زلزلهزده رفته بود، و عمامه خاکی شدهش تا مدتها سوژه خودارضایی ولایتمداران بود، و ممکنه وقتی آبها از آسیاب افتاد، و از مسیلها خارج شد، به خوزستان بره برای اینبار گِلیکردن نعلین! اما این تأخیر بهرحال یک پیام مهم داشت. محرومیت مناطق محروم، از جنس محرومیت مناطق فقیرنشن و لاتپرور تهران نیست. در لرستان و گلستان و خوزستان، مجیدسوزوکیهای عرقخور که به وقتش برات توبه کنند و شهید بشن پیدا نمیکنی. اونجا غلظت و سبقه فلاکت و ظلم انقدر بالاست که حتی دستگاه پروپاگاندا هم دیگه کار نمیکنه.
❤5
برای علاقمندان به جامعهشناسی و بازاریابی (در دنیایی که توسط سرمایهداری اداره میشه این دو در آغوش همدیگه هستند) بررسی فیلم جدید اونجرز و سیزن هشتم سریال گیم آو ترونز، باید جزء اولویتها باشه. این دو با اینکه در ماهیت بسیار شبیه هم هستند (هر دو در دنیایی کاملا تخیلی که تقریبا هیچ نسبتی با واقعیت نداره، تا حدی که مرگ، واقعیترین پدیده دنیای واقعی، توش به سخره گرفته میشه)، اما در اثری که از خودشون به جا گذاشتند کاملا متفاوتند. گات، موضوع صحبت تعداد بیشماری از آدمهای ساکن بر روی کره زمین شده، از کاهوفروشهای دوره گرد حومه شانگهای، تا دانشجویان برنامهنویسی در پراگ، تا نوجوانان برزیلی تا مردم خود آمریکا، طوری که شاید بشه گفت اینکه مردم دنیا همزمان با این حد از گستردگی درباره یک چیز صحبت کنند در تمام طول تاریخ بشر سابقه نداشته، در حالی که شرکت سازنده متناسب با این گستردگی و نفوذ کسب درآمد نکرد. در مقابل، اونجرز که از لحاظ موضوع صحبت بودن به گرد پای گات نمیرسه، در فروش و چاپ پول رکوردها رو یکی بعد از دیگری شکست، و بعید نیست در لیست پنج پرفروشترینهای تاریخ سینما قرار بگیره.
از لحاظ محتوایی و ادبی هر دو مهملند، اما عامهپسندی قواعد خودش رو داره. پست قبل درباره قدرتمندتر شدن آمریکا به وسیله تسلطش به دیتا گفتم، اینجا باید یک مولفه دیگه هم اضافه کنم: امروز آمریکا شهرزاد عالم است!.. فرق شهرزاد با بقیه قصهگوها این بود که قصهگویی و سرگرمسازی رو با هم انجام میداد، با یکی عشق رو در دل شاه میانداخت، و با اون یکی زمان میخرید (تا دیرتر اعدام بشه). یعنی کسب همزمان دو نوع سود، که یکیش مادیه، و یکیش با چرتکه قابل اندازهگیری نیست. آمریکا به هر دوی اینها تسلط پیدا کرده. مردم دنیا هم معتادند به قصههای آمریکا، که ممکنه پول چندانی هم براش نداشته باشه، و هم راغبند به سرگرمیهای آمریکا، که منافع مادی قابل توجهی براش داره. گات، عشق میخره برای آمریکا، و اونجرز، زمان.
میشه افتخار کرد که «من وقتم رو پای اینها تلف نمیکنم»، اما این واقعیت رو که دنیا داره وقت زیادی میذاره برای اینها رو تغییر نمیده. آمریکا مالک وقت و توجه آدمهاست. باارزشترین چیزهایی که یک صاحب قدرت میتونه به چنگ بیاره.
از لحاظ محتوایی و ادبی هر دو مهملند، اما عامهپسندی قواعد خودش رو داره. پست قبل درباره قدرتمندتر شدن آمریکا به وسیله تسلطش به دیتا گفتم، اینجا باید یک مولفه دیگه هم اضافه کنم: امروز آمریکا شهرزاد عالم است!.. فرق شهرزاد با بقیه قصهگوها این بود که قصهگویی و سرگرمسازی رو با هم انجام میداد، با یکی عشق رو در دل شاه میانداخت، و با اون یکی زمان میخرید (تا دیرتر اعدام بشه). یعنی کسب همزمان دو نوع سود، که یکیش مادیه، و یکیش با چرتکه قابل اندازهگیری نیست. آمریکا به هر دوی اینها تسلط پیدا کرده. مردم دنیا هم معتادند به قصههای آمریکا، که ممکنه پول چندانی هم براش نداشته باشه، و هم راغبند به سرگرمیهای آمریکا، که منافع مادی قابل توجهی براش داره. گات، عشق میخره برای آمریکا، و اونجرز، زمان.
میشه افتخار کرد که «من وقتم رو پای اینها تلف نمیکنم»، اما این واقعیت رو که دنیا داره وقت زیادی میذاره برای اینها رو تغییر نمیده. آمریکا مالک وقت و توجه آدمهاست. باارزشترین چیزهایی که یک صاحب قدرت میتونه به چنگ بیاره.
❤6
ایشون معتقده سلبریتیهای علوم انسانی خیلی سواد ندارند در علوم انسانی، و برای دانشجوی علم انسانی مفید نیستند!
با این که شخصا ژیژک رو یک انسان خلوضع میدونم اما مقایسه آدمی حتی در حد ژیژک با نخالههای تولیدی جمهوریاسلامی، خود نوعی دهنکجی به علوم انسانیه. هرچند ژیژک انقدر ارزش برای خودش قائل نیست که مثلا خودشو قاطی برنامههای تهیمغزی مثل نادرطالبزاده نکنه، اما به خاطر دغدغههای چپگرایانهش (که تابع همبستری تاریخی چپها با انقلابیون اسلامگراست) خودشو قاطی میکنه، نه اینکه فهم و سوادش در حد طالبزادهست. برای اینکه سطح واقعی این چپها رو نشون بدیم، لازم نیست این نخالههای داخلی رو بالاتر از چیزی که هستند نشون بدیم.
و اما یک نکته در مورد پترسون. خیلیها در حیاط دانشگاه درگیر یک دعوا میشن، اما همه اونها به شهرت نمیرسند. در بین اونهایی که بواسطه یک رویداد به شهرت میرسند تعداد کمی هستند که شهرتشون پایدار میمونه، چون بقیه با فراموش شدن اون رویداد شهرت حاصله رو هم از دست میدن. شاید پترسون رو برای رویدادهایی شهرتساز در گذشته به بیبیسی دعوت کردند، اما تسلط و نفوذ کلام پترسون در برابر مجری بیبیسی دیگه ربطی به رویدادها نداشت، مستقیما محصول توانایی خودش بود.
جردن پترسون، یک برند است. حتی اگه این برند رو باباش کادو کرده و زیر بالشتش قرار داده بود، باز نیاز به توانایی خودش داشت تا حفظش کنه و معتبرترش کنه. معتبر نگه داشتن برند، قابلیتهایی لازم داره، که یکیش تسلط کلامیه، یکی دیگهش عامهفهم صحبت کردنه، یکی دیگهش توسل به عقل سلیمه (که فرد رو در موضع بالا قرار میده)، یکی دیگهش پرداختن به موضوعات روزه، یکی دیگهش سادهسازی مسائل پیچیده برای مخاطبه، یکی دیگهش طراحی یک هویت قابل شناسایی و یونیک برای خودشه. حتی اگه دانشجوی علوم انسانی از محتویات تولیدی این برند راضی نیست، باید برندسازی رو ازش یاد بگیره، چون مجبوره برای انتقال دانشش به مردم کوچه و بازار ازین قابلیتها برخوردار باشه. مگر اینکه هدفش این باشه که در آکادمی باشد تا در آکادمی باشد!
https://t.me/philosopherin/1769
با این که شخصا ژیژک رو یک انسان خلوضع میدونم اما مقایسه آدمی حتی در حد ژیژک با نخالههای تولیدی جمهوریاسلامی، خود نوعی دهنکجی به علوم انسانیه. هرچند ژیژک انقدر ارزش برای خودش قائل نیست که مثلا خودشو قاطی برنامههای تهیمغزی مثل نادرطالبزاده نکنه، اما به خاطر دغدغههای چپگرایانهش (که تابع همبستری تاریخی چپها با انقلابیون اسلامگراست) خودشو قاطی میکنه، نه اینکه فهم و سوادش در حد طالبزادهست. برای اینکه سطح واقعی این چپها رو نشون بدیم، لازم نیست این نخالههای داخلی رو بالاتر از چیزی که هستند نشون بدیم.
و اما یک نکته در مورد پترسون. خیلیها در حیاط دانشگاه درگیر یک دعوا میشن، اما همه اونها به شهرت نمیرسند. در بین اونهایی که بواسطه یک رویداد به شهرت میرسند تعداد کمی هستند که شهرتشون پایدار میمونه، چون بقیه با فراموش شدن اون رویداد شهرت حاصله رو هم از دست میدن. شاید پترسون رو برای رویدادهایی شهرتساز در گذشته به بیبیسی دعوت کردند، اما تسلط و نفوذ کلام پترسون در برابر مجری بیبیسی دیگه ربطی به رویدادها نداشت، مستقیما محصول توانایی خودش بود.
جردن پترسون، یک برند است. حتی اگه این برند رو باباش کادو کرده و زیر بالشتش قرار داده بود، باز نیاز به توانایی خودش داشت تا حفظش کنه و معتبرترش کنه. معتبر نگه داشتن برند، قابلیتهایی لازم داره، که یکیش تسلط کلامیه، یکی دیگهش عامهفهم صحبت کردنه، یکی دیگهش توسل به عقل سلیمه (که فرد رو در موضع بالا قرار میده)، یکی دیگهش پرداختن به موضوعات روزه، یکی دیگهش سادهسازی مسائل پیچیده برای مخاطبه، یکی دیگهش طراحی یک هویت قابل شناسایی و یونیک برای خودشه. حتی اگه دانشجوی علوم انسانی از محتویات تولیدی این برند راضی نیست، باید برندسازی رو ازش یاد بگیره، چون مجبوره برای انتقال دانشش به مردم کوچه و بازار ازین قابلیتها برخوردار باشه. مگر اینکه هدفش این باشه که در آکادمی باشد تا در آکادمی باشد!
https://t.me/philosopherin/1769
❤3
باعث عصبانیته که مهناز افشار رو که نه فقط در شغل، که حتی در زندگی خصوصیش هم رانتیترین بازیگر ایرانه، و اگر نبود این حاکمیت سفلهپرور الان به جای اینکه یک سوپراستار باشه پشت صندوق یک پیتزافروشی کار میکرد، سیبل حملات القاعدهای خودشون قرار میدن و این جو رو بوجود میارن که به عنوان یک قربانی باید ازش دفاع کنیم! متأسفانه عده قابل توجهی از هموطنان هم فریب این دعواهای درون خانوادگی رو میخورند و طوری ازش دفاع میکنند که گویی یکی از ماست که گیر یکی از آنها افتاده! در حالی که اعضای الیگارشی حتی اگه همدیگه رو طعمه گرگ هم کردند ما فقط باید پاپکورن به دست تماشا کنیم.
اما در کلیت اینکه در شبکه اجتماعی چه چیزی مصداق ترویج خشونته، بحث معتبری وجود داره. متأسفانه این چیزی نیست که فقط شهروندان هنوز مدرن نشده خاورمیانهای در هضمش مشکل داشته باشند. داریم میبینیم که اروپاییها، و حتی نیوزیلندیها در این زمینه پرت و پلا میبافند. مثلا از فیسبوک میخوان اکانت کسانی رو که پستهای ضداسلامی میذارن تعلیق کنه! و گاهی فیسبوک این کارو میکنه.
اما فیسبوک در جایگاهی نیست که برای ما حدود رو تعریف کنه. آزادی بیان، علاوه بر اینکه شامل آزادی توهین میشه، شامل آزادی پیشداوری هم میشه. مردم حق دارند درباره افراد و موضوعات، قضاوت نادرست داشته باشند، و این قضاوت رو با بقیه هم درمیان بگذارند. همونطور که اگه توهین رو ممنوع کنیم، هرکسی هرچیزی رو توهین قلمداد خواهد کرد و در نتیجه آزادی همه (شاید جز عدهای) سلب خواهد شد، اگه قضاوتِ به زعم خودمان نادرست رو هم ممنوع کنیم، هر کسی هر قضاوتی رو نادرست قلمداد کرده و آزادی همه سلب میشه. افراد باید آزاد باشند تصور کنند یهودیان دارند دنیا رو اداره میکنند و هر وضعیت ناگواری بوجود میاد توطئه از پیش طراحی شده اونهاست. اگه فرد دیگهای تحت تأثیر این تصور بره یک کنیسه رو آتش بزنه، فقط خودش مسئوله.
حقوقیها علاقه دارند به لیلةالمبیتیسازی پروندهها. در اون شب که قرار شد محمد رو بکشند، از هر قبیله یکی شرکت کرد تا جرم تقسیم بشه بین همه. اینها غالبا تمایل دارند جرم رو پخش کنند تا سهم هرکس کمتر شه. سیاستهای قربانیپنداری چپها در سالهای اخیر که از کیفقاپها تا خود هیتلر رو قربانی شرایط محیطی فرض میکنند هم کمک خوبی بشون کرده. همه تلاشها در این راستاست که فشاردهنده ماشه مسئول همهی اتفاق رخ داده نباشه. ولی واقعیت اینه که، هست! القاء اینکه بدبختی ما تقصیر یهودیهاست، مشارکت در قتل یهودیها نیست. ضمن اینکه اگه امروز شما القائات من رو خشونتآفرین حساب کنید، فردا من هم القائات شما رو خشونت آفرین حساب میکنم (مثلا میتونم بگم دلسوزی تبعیضآمیز شما برای یک آخوند مقتول، موجب افزایش بیش از پیش خشم عمومی علیه این صنف میشه! چطوره؟).
بله آزادی، سنگین است. و هر فرد و هر اجتماعی از پس وزنش برنمیاد. اما اگه کم آورد، باید بگه من ضعیفم، نه اینکه بگه «آزادی، این نیست که.. ».
اما در کلیت اینکه در شبکه اجتماعی چه چیزی مصداق ترویج خشونته، بحث معتبری وجود داره. متأسفانه این چیزی نیست که فقط شهروندان هنوز مدرن نشده خاورمیانهای در هضمش مشکل داشته باشند. داریم میبینیم که اروپاییها، و حتی نیوزیلندیها در این زمینه پرت و پلا میبافند. مثلا از فیسبوک میخوان اکانت کسانی رو که پستهای ضداسلامی میذارن تعلیق کنه! و گاهی فیسبوک این کارو میکنه.
اما فیسبوک در جایگاهی نیست که برای ما حدود رو تعریف کنه. آزادی بیان، علاوه بر اینکه شامل آزادی توهین میشه، شامل آزادی پیشداوری هم میشه. مردم حق دارند درباره افراد و موضوعات، قضاوت نادرست داشته باشند، و این قضاوت رو با بقیه هم درمیان بگذارند. همونطور که اگه توهین رو ممنوع کنیم، هرکسی هرچیزی رو توهین قلمداد خواهد کرد و در نتیجه آزادی همه (شاید جز عدهای) سلب خواهد شد، اگه قضاوتِ به زعم خودمان نادرست رو هم ممنوع کنیم، هر کسی هر قضاوتی رو نادرست قلمداد کرده و آزادی همه سلب میشه. افراد باید آزاد باشند تصور کنند یهودیان دارند دنیا رو اداره میکنند و هر وضعیت ناگواری بوجود میاد توطئه از پیش طراحی شده اونهاست. اگه فرد دیگهای تحت تأثیر این تصور بره یک کنیسه رو آتش بزنه، فقط خودش مسئوله.
حقوقیها علاقه دارند به لیلةالمبیتیسازی پروندهها. در اون شب که قرار شد محمد رو بکشند، از هر قبیله یکی شرکت کرد تا جرم تقسیم بشه بین همه. اینها غالبا تمایل دارند جرم رو پخش کنند تا سهم هرکس کمتر شه. سیاستهای قربانیپنداری چپها در سالهای اخیر که از کیفقاپها تا خود هیتلر رو قربانی شرایط محیطی فرض میکنند هم کمک خوبی بشون کرده. همه تلاشها در این راستاست که فشاردهنده ماشه مسئول همهی اتفاق رخ داده نباشه. ولی واقعیت اینه که، هست! القاء اینکه بدبختی ما تقصیر یهودیهاست، مشارکت در قتل یهودیها نیست. ضمن اینکه اگه امروز شما القائات من رو خشونتآفرین حساب کنید، فردا من هم القائات شما رو خشونت آفرین حساب میکنم (مثلا میتونم بگم دلسوزی تبعیضآمیز شما برای یک آخوند مقتول، موجب افزایش بیش از پیش خشم عمومی علیه این صنف میشه! چطوره؟).
بله آزادی، سنگین است. و هر فرد و هر اجتماعی از پس وزنش برنمیاد. اما اگه کم آورد، باید بگه من ضعیفم، نه اینکه بگه «آزادی، این نیست که.. ».
❤9
یه مدل مسلمان، با این وضعیت، عکس انداخته برای مجله اسپورتس الستریتد.یه زن مسلمان دیگه نوشته عکسهایی مثل این دقیقا در تضاد با فلسفه حجاب هستند، که ترغیب میکنه به پوشاندن زیبایی و آزادشدن از شیءانگاری مسمومی که این مجلات با ما میکنند. این اسلام واقعی نیست!
از لحاظ شرع امروزی کاملا درست میگه. در شرع امروز، دلیل حجاب، حیاست. اما در شرع اولیه، دلیل حجاب ارتقاء کلاس اجتماعی زن مسلمان بود (چون طبقات پست، تقریبا برهنه بودند)، که الان دیگه موضوعیت نداره. در واقع این شرع عایشه خانومه که اسلام واقعی نیست، نه شرع حلیمه خانوم. همونطور که اونها حجاب رو انقدر بزرگتر از چیزی که بود کردند، اینها هم حق دارند حجاب رو لوث کنند، یا در حد یک ترند فشن تنزلش بدن. ویرایش اسلام، حق فقط یک فرد و یک گروه و یک قبیله نیست.
از لحاظ شرع امروزی کاملا درست میگه. در شرع امروز، دلیل حجاب، حیاست. اما در شرع اولیه، دلیل حجاب ارتقاء کلاس اجتماعی زن مسلمان بود (چون طبقات پست، تقریبا برهنه بودند)، که الان دیگه موضوعیت نداره. در واقع این شرع عایشه خانومه که اسلام واقعی نیست، نه شرع حلیمه خانوم. همونطور که اونها حجاب رو انقدر بزرگتر از چیزی که بود کردند، اینها هم حق دارند حجاب رو لوث کنند، یا در حد یک ترند فشن تنزلش بدن. ویرایش اسلام، حق فقط یک فرد و یک گروه و یک قبیله نیست.
❤6
Anarchonomy
یه مدل مسلمان، با این وضعیت، عکس انداخته برای مجله اسپورتس الستریتد.یه زن مسلمان دیگه نوشته عکسهایی مثل این دقیقا در تضاد با فلسفه حجاب هستند، که ترغیب میکنه به پوشاندن زیبایی و آزادشدن از شیءانگاری مسمومی که این مجلات با ما میکنند. این اسلام واقعی نیست!…
یه چیز دیگه داره این توعیت که نباید نادیدهش گرفت. میگه حجاب برای پنهان کردن زیباییهای ماست! اینو تو ایران هم زیاد از تشکیلات تبلیغاتی حکومتی شنیدیم. در حالی که در ابتدای اسلام نه تنها زیبایی مطرح نبود، بلکه صحبت از پوشاندن عورت بود! عورت یعنی چیز زشتی که ابا داری از نشان دادنش به دیگران. هیچوقت صحبت از زیبایی نبوده. طبق شرع اصلی، کل بدن زن جزء عورت حساب میشه غیر از صورت و دست و اینها. در مورد مردها حتی ران پاهاشون هم جزء عورت محسوب میشد!
زیبایی مدنظر این خواهر مسلمان تقریبا یک مفهوم مدرن و جدیده. سالانه میلیاردها دلار داره خرج وسایل آرایشی و بهداشتی میشه، و این رو باید گذاشت در کنار ارتقاء انقلابی سطح کمی و کیفی تغذیه و پیشرفت پزشکی که داره بدنهایی کمنقصتر و متناسبتر و سالمتر به جامعه تحویل میده. این بدنها قابل مقایسه با بدنهای دو هزار سال پیش نیستند (برخلاف ادعای فقها که برای توجیه سن تکلیف، ساختار بدن دختر عرب هزار و چهارصدسال پیش رو متفاوت با دختر امروزی میدونند، ساختار بدنی تغییری نکرده. ۱۴۰۰ سال برای تغییر حرکت تکاملی، فوقالعاده کوتاه، و برای تغییرات ظاهری، فوقالعاده طولانیه). حتی به نظر میرسه در اون زمان کسی اهمیتی به همون زیباییهای موجود زن اون روز نمیداده، و سکس آدم با آدم چنان شباهت داشته به سکس خرگوش با خرگوش که پیامبر ازشون خواهش کرد لطفا با زنانتون عشقبازی کنید (که البته اونم منظورش این نبود که زیبایی بدنشون رو تحسین کنید. منظور این بود که براشون وقت بذارید تا حس نکنند با برده فرقی ندارند).
ایشون شکایت داره از یک مجله عکسمحور که زن ها رو آبجکت جنسی قرار داده، در حالی که زن از ابتدای اسلام یک آبجکت جنسی بود، و ذهن انسان اون روز هم مشکلی با این قضیه نداشت. برای ارتقاء سطح شخصیتی و هویتی و اجتماعی خودش، نباید به سنت مردان چهارده قرن پیش مراجعه کنه. باید از تمدن کشوری که توش داره زندگی میکنه کمک بگیره.
زیبایی مدنظر این خواهر مسلمان تقریبا یک مفهوم مدرن و جدیده. سالانه میلیاردها دلار داره خرج وسایل آرایشی و بهداشتی میشه، و این رو باید گذاشت در کنار ارتقاء انقلابی سطح کمی و کیفی تغذیه و پیشرفت پزشکی که داره بدنهایی کمنقصتر و متناسبتر و سالمتر به جامعه تحویل میده. این بدنها قابل مقایسه با بدنهای دو هزار سال پیش نیستند (برخلاف ادعای فقها که برای توجیه سن تکلیف، ساختار بدن دختر عرب هزار و چهارصدسال پیش رو متفاوت با دختر امروزی میدونند، ساختار بدنی تغییری نکرده. ۱۴۰۰ سال برای تغییر حرکت تکاملی، فوقالعاده کوتاه، و برای تغییرات ظاهری، فوقالعاده طولانیه). حتی به نظر میرسه در اون زمان کسی اهمیتی به همون زیباییهای موجود زن اون روز نمیداده، و سکس آدم با آدم چنان شباهت داشته به سکس خرگوش با خرگوش که پیامبر ازشون خواهش کرد لطفا با زنانتون عشقبازی کنید (که البته اونم منظورش این نبود که زیبایی بدنشون رو تحسین کنید. منظور این بود که براشون وقت بذارید تا حس نکنند با برده فرقی ندارند).
ایشون شکایت داره از یک مجله عکسمحور که زن ها رو آبجکت جنسی قرار داده، در حالی که زن از ابتدای اسلام یک آبجکت جنسی بود، و ذهن انسان اون روز هم مشکلی با این قضیه نداشت. برای ارتقاء سطح شخصیتی و هویتی و اجتماعی خودش، نباید به سنت مردان چهارده قرن پیش مراجعه کنه. باید از تمدن کشوری که توش داره زندگی میکنه کمک بگیره.
❤5
لطفا سی ثانیه وقت بگذارید و این پتیشن رو امضاء کنید. یک اسم میخواد و یک آدرس ایمیل. همین.
شاید من هم یه روزی کتابی نوشتم و بدینوسیله در لیست آمازون قرار گرفت. وعده سر خرمن 😉.
https://t.me/mahyarmaz/1261
شاید من هم یه روزی کتابی نوشتم و بدینوسیله در لیست آمازون قرار گرفت. وعده سر خرمن 😉.
https://t.me/mahyarmaz/1261
Telegram
کانال شعر و ترجمه: مهیار مظلومی
Did you know that among all those 40 languages that are supported by #KDP services, only 4 of them have more native speakers than #Persian ?
آیا میدانستید که در میان 40 زبانی که در کیندل حمایت میشوند فقط چهار زبان هستند که تعداد افرادی که به آنها صحبت…
آیا میدانستید که در میان 40 زبانی که در کیندل حمایت میشوند فقط چهار زبان هستند که تعداد افرادی که به آنها صحبت…
اگه دقت کنید دموکراتها به همهچیز، مطلقا همهچیزِ ترامپ ایراد میگیرند اما با اینکه دولتش رسما و علنا داره از یک کودتا در ونزوئلا حمایت میکنه و احتمالا داره کمکهایی بشون میده، هیچ مشکلی ندارند! در این لحظات دیگه احساس نمیکنند که هیتلره، فاسده، خونخواره و خطرناکه!.. و در این نکاتی هست برای آنان که میاندیشند.
❤6
Anarchonomy
Photo
هیچکدوم اینها از عجایب جهان نیستند، ولی تاج محل هست، و تاج محل رو تقریبا ما ساختیم. اگه قرار باشه کل یک تمدن رو با یکی دو تا ساختمان بسنجند، در سرزمین ما و اطرافش که زمانی جزء سرزمین ما بوده، نمونههای عظیمتر، باشکوهتر، ظریفتر و لطیفتری وجود داره. اما نیاز به خلاصه کردنش به تاج محل هم نیست. باغهای معلق بابل رو ما ساختیم. سیتادلهای بینالنهرین رو ما ساختیم (در گیم آو ترونز غیر از اژدها هر چی که کامپیوتریش رو دیدید، اولیش رو ما ساختیم). اولین برجهای جهان، اولین دیوارهای بلند جهان، اولین ستونهای بلند، اولین گنبدها، اولین منارهها، اولین شبکههای فاضلاب، بزرگترین کارونسراها، شاید اولین کشتیها. ما به یونانیها یاد دادیم باید چطور بجنگند که کمتر تلفات بدن. گندم رو ما اهلی کردیم. نان سر سفره میلیاردها انسان، مدیون تمدن ماست. اما اینها در برابر کارهای دیگهای که سرنوشت بشر رو تغییر داد، عددی نیستند: ابداع سه پدیده اجتماعی شهر، خدا، قانون، کار ما بود. کاش دنیا ما رو ببخشه، ولی مفهوم پادشاه رو هم ما ساختیم و تثبیت کردیم. مطمئنا دنیا این یکی رو نمیبخشه ولی مذهب سازمانیافته که الان همه مردم جهان درگیرشند رو هم ما ساختیم. هر افسانهای که بشر شنید و با هر قصهای که خیالبافی کرد، سرش برمیگرده به اینجا.
تمدن ما یک غول بود، که به اغماء رفت. نه غول بودنش رو باید انکار کرد، نه اغمائش رو.
تمدن ما یک غول بود، که به اغماء رفت. نه غول بودنش رو باید انکار کرد، نه اغمائش رو.
❤8
هرچند که شخصا دوست داشتم شاهد سقوط حکومت مادورو در ونزوئلا باشم (علاوه بر تمام دلایل معتبری که ثابت میکنه حقشه شکست بخوره، یک میل دائمی در بشر هست که فروریختن سیستمهایی رو ببینه که ادعای شکستناپذیری دارند. و این در همه جا یافت میشه، حتی در مسابقات فرمول یک. اگه رانندهای مدام اول باشه، یک تودهای از طرفدار حول راننده دیگهای جمع میشه که پتانسیل دوم کردنش رو داره. گاهی این میل انقدر قویه که روی منطق فرد سایه میندازه. حتی خودم با اینکه جلیقه سبزهای فرانسه رو یک مشت معترض گیج و پرت میدونم، ازینکه دستگاه سرکوب ماکرون در برابرشون مستأصل بشه لذت خواهم برد، حتی به طور موقت. دلیل خیلی از هیجانات اسراییلستیزان در درگیریهای بین اسراییل و فلسطینیها همینه، نه دلسوزی برای فلسطین). اما واقعیت اینه که مشکل آمریکای جنوبی و مخصوصا ونزوئلا با تغییر حکومت حل نمیشه. درصد قابل توجهی از همین مردم ونزوئلا به چاوز و بعد به مادورو رأی دادند، و در اونجا فرقه تبهکار اصلاحطلبان وجود نداشت که مردم رو فریب بده به آمدن پای صندوق. رأی اونها، رأیهای صادقانهست. حداقل نیمی ازین مردم عاشق چاوز بودند، و نیم دیگه هم عاشق هر بیگانهای در خارج که از دست چاوز نجاتشون بده! با این ترکیب، نمیشه یک کشورِ رو به جلو ساخت. فهمشون از سوسیالیسم توزیع پول به توده وفادار، و فهمشون از سرمایهداری مصرف بیحساب و کتابه. شما ملتی رو که انقدر مشکل داره در فهم، نمیتونی به راحتی نجات بدی. اون اقلیتی هم که ممکن بود بتونن فهم هموطنانشون رو ارتقاء بدن، همه خارج شدند از کشور یا آواره شدند. در واقع چیز زیادی برای نجات دادن باقی نمونده که فرقی کنه چه کسی برنده خواهد شد، و چه کسی بازنده.
❤5
در یادداشتها شیرعلینیا که توشون قطعات زیادی از خاطرات هاشمی هست یک چیزی جلب توجه میکنه. هاشمی رفسنجانی به همه میگفته «تو بمان». فرد به هر دلیلی، عرق ملی، تعهد مکتبی، وفاداری به خمینی، تأمین نشدن منافع جناحی و شخصی، و حتی عصبانیت گذرا، مراجعه میکرده و میگفته نمیخوام باشم دیگه، و ایشون اصرار میکرده که نه، بمان! احتمالا این رو یکی از تواناییهای خاص خودش محسوب میکرد و بش میبالیده، که تونسته همه خودیها رو در کنار هم نگه داره حتی در مواقعی که با هم کنتاکت پیدا میکنند، و احتمالا دلیل نارضایتیش از شیوه رهبری خامنهای هم همین بوده که رهبر در سیاستی تقریبا متضاد به خیلیها میگفته «نمیخوای بمونی؟ خدانگهدار». احتمالا در این توهم شیرین بوده که من یک گادفادر هستم که قدرت دارم همه خطاکاران رو تار و مار کنم اما هنرم در اینه که این اراذل و اوباش رو در کنار هم نگه دارم تا به صورت یک پیکره واحد منافع شبکه هزار فامیلمون رو تأمین کنند.
شاید درست نباشه بش گفت توهم، چون واقعا این کار رو کرد. متأسفانه دشمنان ایران، متحدند، و ما پراکنده و سرگردان.
https://t.me/jafarshiralinia/282
شاید درست نباشه بش گفت توهم، چون واقعا این کار رو کرد. متأسفانه دشمنان ایران، متحدند، و ما پراکنده و سرگردان.
https://t.me/jafarshiralinia/282
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
اعتراض فرماندهان به دخالتِ سپاه در انتخابات
فرمانده سپاه در سال 75:
«نیروهای حزباللهی بهطور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد»
29 اردیبهشت 1375 غلامحسین کرباسچی شهردار تهران به هاشمی رفسنجانی خبر داد تعدادی از فرماندهان سپاه به فرمانده کل سپاه نامهای…
فرمانده سپاه در سال 75:
«نیروهای حزباللهی بهطور طبیعی باید حکومت در اختیارشان باشد»
29 اردیبهشت 1375 غلامحسین کرباسچی شهردار تهران به هاشمی رفسنجانی خبر داد تعدادی از فرماندهان سپاه به فرمانده کل سپاه نامهای…
❤3
لازم نیست فقهای ما برای حجاب پویا خیلی وقت بگذارند، قبلا کارهای خیلی خوبی انجام شده. ابنعربی استدلال میکنه چون در قرآن اینطور آمده که آدم و حوا فقط آلت تناسلی و مقعدشون رو با برگ پوشاندند، پس عورت زن و مرد محدود به همین دو ناحیهست، و چون حوا جایی فراتر از حد پوشش آدم رو نپوشاند پس لزومی نداره تفاوتی باشه بین حجاب مرد و زن!
در زمانی که فرانسویها برای واژن زنانشان محفظه فلزی با قفل آویز تعبیه میکردند و بقیه رو با ۲۴۰ متر پارچه میپوشاندند، متفکر ما نه تنها اصول اولیه طراحی بیکینی رو به یادگار گذاشته، بلکه راه رو برای تاپلس شدن زنان هم باز کرده! اینو چی میگی آقای فرهاد جعفری؟
در زمانی که فرانسویها برای واژن زنانشان محفظه فلزی با قفل آویز تعبیه میکردند و بقیه رو با ۲۴۰ متر پارچه میپوشاندند، متفکر ما نه تنها اصول اولیه طراحی بیکینی رو به یادگار گذاشته، بلکه راه رو برای تاپلس شدن زنان هم باز کرده! اینو چی میگی آقای فرهاد جعفری؟
❤6
Anarchonomy
Photo
بحمدالله در اینستاگرام انقدر مشغول کاربران خارجی و اجنبی هستم که اصلا اطلاعی ندارم اینفلوعنسر ایرانی دیگر چهجور جانوریست، ولی گویا اینها دستهای از آنها هستند، و این برادرمون ازشون عصبانیه، چرا که فرض رو بر این گذاشته که از پول نفت و رانت ارتزاق میکنند که اینهمه بیتفاوتند به وضعیت فلاکتبار مملکت.
از کانال رزق و روزی اینها بیخبرم، اما یک واقعیت کلی وجود داره: لزومی نداره حتما از نفت و رانت بهرهمند باشند تا اینطور خوش باشند. وضعیت اقتصاد از یک حدی که متزلزلتر میشه، گرایش به خوشگذرانی در حرکتی تناقضآمیز، بیشتر میشه. وقتی ارزش پول پایین و ریسک بالاست، دیگه با درآمد موجود نمیشه کالاهای سرمایهای خرید و با پسانداز نمیشه هیچجا سرمایهگذاری کرد. وقتی که فرد میبینه با پولی که داره نه میتونه ازدواج کنه، نه میتونه خونه بخره، نه میتونه شهریه دانشگاه جور کنه، نه میتونه باش بیزینسی راه بندازه، هر نوع آیندهنگری رو لغو کرده و به مصرف روزمره میپردازه. خیلی ساده: با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم تیشرت برند بخریم! با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم شمال بچرخیم! با این پول که نمیشه کاری کرد پس بریم همش خرج کافه کنیم! لذا این وضعیت مادی سبز، میتونه نشان از یک وضعیت قرمز در لایه زیرینش باشه. و این همزمان شده با تحول فکری نسل جدید که همونطور که قبلا اینجا نوشتم به گذشته و آینده کفر میورزه و به تنها چیزی که باور داره لحظه اکنونه! مثل دو جبهه از هوا که بهم برخورد میکنند و بارش شدید بوجود میاد، این وضعیت قرمز اقتصادی و اون وضعیت قرمز فلسفی بهم رسیدند و حاصلش شده این جوانان بیقید به همهچی!
اما من مشکل دیگهای با سبک اینها دارم. محل درآمدشون خیلی مهم نیست. مشکل اینه که اینها دارند این فکر رو القاء میکنند که «میشه تحت سلطه عجیبترین تحجر دینی هم شاد و شنگول زیست». قطعا معنی نداره از دیگران بخوایم «برای هموطنان داغونت ضجه بزن»، و اصل اینکه آیا میشود شاد بود یا نمیشود محل بحث نیست (بعضیها زیر چوبه دار هم شادند)، موضوع اینه که نتیجه این القائات میتونه این باشه که: اگه سلطه این تحجر به پایان نرسید هم عیب نداره! «ما که عشق و حالمون رو کردیم». این، پروسه ستیز با این سلطه رو به تعویق نمینذازه، مثل چیزی که مدنظر استمرارطلبهاست، بلکه کلا هدفش کنسل کردن این ستیزه! استمرار یعنی نظام هست، معترض هم هست، کشمکش همینطور ادامه پیدا کند به شرطی که آسیبی به نظام نرسد. اما این یکی، کنار آمدن با نظام است. یعنی نظام هست، و معترض نیست! ترکیب به این شکل درمیاد: نظام هست، زندگی هم هست!
نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم که چرا این یک زیرکی پفیوزانهست، یا نه.
در الیگارشی، کسانی خواسته یا ناخواسته با هم همدستند که نه فقط من و شما، که باورش برای جن و پری هم مشکله.
از کانال رزق و روزی اینها بیخبرم، اما یک واقعیت کلی وجود داره: لزومی نداره حتما از نفت و رانت بهرهمند باشند تا اینطور خوش باشند. وضعیت اقتصاد از یک حدی که متزلزلتر میشه، گرایش به خوشگذرانی در حرکتی تناقضآمیز، بیشتر میشه. وقتی ارزش پول پایین و ریسک بالاست، دیگه با درآمد موجود نمیشه کالاهای سرمایهای خرید و با پسانداز نمیشه هیچجا سرمایهگذاری کرد. وقتی که فرد میبینه با پولی که داره نه میتونه ازدواج کنه، نه میتونه خونه بخره، نه میتونه شهریه دانشگاه جور کنه، نه میتونه باش بیزینسی راه بندازه، هر نوع آیندهنگری رو لغو کرده و به مصرف روزمره میپردازه. خیلی ساده: با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم تیشرت برند بخریم! با این پول که نمیشه کاری کرد، پس بریم شمال بچرخیم! با این پول که نمیشه کاری کرد پس بریم همش خرج کافه کنیم! لذا این وضعیت مادی سبز، میتونه نشان از یک وضعیت قرمز در لایه زیرینش باشه. و این همزمان شده با تحول فکری نسل جدید که همونطور که قبلا اینجا نوشتم به گذشته و آینده کفر میورزه و به تنها چیزی که باور داره لحظه اکنونه! مثل دو جبهه از هوا که بهم برخورد میکنند و بارش شدید بوجود میاد، این وضعیت قرمز اقتصادی و اون وضعیت قرمز فلسفی بهم رسیدند و حاصلش شده این جوانان بیقید به همهچی!
اما من مشکل دیگهای با سبک اینها دارم. محل درآمدشون خیلی مهم نیست. مشکل اینه که اینها دارند این فکر رو القاء میکنند که «میشه تحت سلطه عجیبترین تحجر دینی هم شاد و شنگول زیست». قطعا معنی نداره از دیگران بخوایم «برای هموطنان داغونت ضجه بزن»، و اصل اینکه آیا میشود شاد بود یا نمیشود محل بحث نیست (بعضیها زیر چوبه دار هم شادند)، موضوع اینه که نتیجه این القائات میتونه این باشه که: اگه سلطه این تحجر به پایان نرسید هم عیب نداره! «ما که عشق و حالمون رو کردیم». این، پروسه ستیز با این سلطه رو به تعویق نمینذازه، مثل چیزی که مدنظر استمرارطلبهاست، بلکه کلا هدفش کنسل کردن این ستیزه! استمرار یعنی نظام هست، معترض هم هست، کشمکش همینطور ادامه پیدا کند به شرطی که آسیبی به نظام نرسد. اما این یکی، کنار آمدن با نظام است. یعنی نظام هست، و معترض نیست! ترکیب به این شکل درمیاد: نظام هست، زندگی هم هست!
نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم که چرا این یک زیرکی پفیوزانهست، یا نه.
در الیگارشی، کسانی خواسته یا ناخواسته با هم همدستند که نه فقط من و شما، که باورش برای جن و پری هم مشکله.
❤5
نوشته بود فرق جنگ جهانی سوم با دوتای قبلی اینه که اگه اتفاق بیفته، قبل ازینکه ارتشها حرکت کنند، ممهای اینترنتیش منتشر میشه!.. یعنی اول جوکهاش درمیاد. و این اصلا بعید نیست، ولی همچنان حتی کاربران شوخ و شنگ اینترنت هم برای موضوعات جدی که دولتهاشون مطرح میکنند، جدیت قائلند. تنها در ایران رهبر مملکت میگه آرایش جنگی بگیرید، و نه فقط «اولین»، بلکه تنها واکنش توده مردم اینه که باش جوک بسازند! دیگه هیچچیز نیست که بشه جدیش گرفت. و هیچکس مقصر این وضعیت نیست جزء خود حکومتی که در طول چهل سال تمام کلمات رو یا از معنا تهی و یا به نهایت ممکن لوث کرد.
❤6