روی این نقشه انگلستان، آدرس تمام میخانهها پین شده. همونطور که مشخصه تراکم انقدر بالاست که در هم فرو رفتن. این نمایشی نمادین از جایگاه این بیزینس در این کشوره.
یک واقعیت، و یک سوال.
واقعیت اینه که میخانه فقط خانهی می نیست. محل اجتماع هممحلیهاست، و محل آشنایی با غریبهها. اینجاها جاهاییست که مردم با هم بحث میکنند، دعوا میکنند، آشتی میکنند، اعتماد همدیگه رو به دست میارن، با همسر آیندهشون آشنا میشن، و... اینجا جاییه که آدم، اجتماعی بار میاد. و ما معادلش رو نداریم.
و سوال اینه که: آخوندها و آخوندزادهها در کشوری با این همه میخونه چه غلطی میکنند؟
یک واقعیت، و یک سوال.
واقعیت اینه که میخانه فقط خانهی می نیست. محل اجتماع هممحلیهاست، و محل آشنایی با غریبهها. اینجاها جاهاییست که مردم با هم بحث میکنند، دعوا میکنند، آشتی میکنند، اعتماد همدیگه رو به دست میارن، با همسر آیندهشون آشنا میشن، و... اینجا جاییه که آدم، اجتماعی بار میاد. و ما معادلش رو نداریم.
و سوال اینه که: آخوندها و آخوندزادهها در کشوری با این همه میخونه چه غلطی میکنند؟
❤7
با کلیت این متن کاملا موافقم. در جامعهای که هنوز فهمی از مدرنیته نداره (چه برسه اینکه عمیقا مدرن شده باشه)، حتی اگه بحثهای پیرامون ایدههای مدرن، مثل سوسیالیسم، دموکراسی، و آنارشیسم شکل بگیره، نهایتا فوتبالی و هولیگانی خواهد شد. مثل اینه که در یک کلاس دانشگاهی بین دانشجویان اختلاف پیش بیاد، بعد بچههای دبستانی صحنه رو تماشا کنند و هر کدوم از یکی از دانشجویان جانبداری کنند، بدون اینکه بدونند موضوع چیه! در واقع دعواهای غربیها، در جامعه ما وجود نداره. بلکه از دعواهای اونها شابلون زدیم برای دعواهای خودمانی خودمان.
اما تعاریفی که آورده شده، خیلی هم پرمصداق نیست در جوامعی که مدرن هستند. الیزابت وارن، نامزد دموکرات ریاست جمهوری، پیشنهاد داده بدهی دانشجویان که بابت شهریههای سنگینشون تلنبار شده رو خط بزنیم تا حسابشون صاف شه! کاشف بعمل آمده خانوم وارن از هاروارد نزدیک نیم میلیون دلار دستمزد گرفته بوده! یعنی دقیقا یکی از دلایل نجومی شدن شهریهها. این سیمای یک انسان لیبرال نیست اگه تعریفش «مسئولیت و عاملیت خویش را در تمامی ساحات میپذیرد و ...» باشه. وقتی پرسیده میشه خب این همه بدهی رو چطور پرداخت کنیم؟ میگن: «همونطوری که هزینههای جنگ رو پرداخت میکنید». یعنی موضوع «منافع جمعی» نیست. رقابت برای تصاحب پوله! به دست باز پنتاگون حسادت میکنند.. سناتور برنی سندرز که لوگوی سوسیالیستهاست، سه عدد خانه چندمیلیون دلاری داره. وقتی میپرسن چطور به این حد از ثروت و درآمد رسیدی میگه کارهایی که من کردم رو اگه شما هم بکنید همینقدر پول درمیارید!.. خب این جواب رو رییس کمپانیهای نفتی هم میتونن بدن. چه فرقی هست بین این انسان حقیقتا سوسیالیست و حقیقتا مدرن، با تمام اونهایی که سوسیالیسم، «زالو» معرفیشون میکنه؟
به نظرم «اسلام واقعی این نیست» برای همهمون و هفت پشتمون کافی بود. نباید لیبرال واقعی این نیست و سوسیالیست واقعی این نیست و غیره رو هم اضافه کرد. اگه سندرز یک سوسیالیست نیست، پس کی «است»؟ ایدهها را آدمها جلو میبرند. و آدمهای فعال در میدان، همینها هستند.
https://t.me/RezaNassaji/1534
اما تعاریفی که آورده شده، خیلی هم پرمصداق نیست در جوامعی که مدرن هستند. الیزابت وارن، نامزد دموکرات ریاست جمهوری، پیشنهاد داده بدهی دانشجویان که بابت شهریههای سنگینشون تلنبار شده رو خط بزنیم تا حسابشون صاف شه! کاشف بعمل آمده خانوم وارن از هاروارد نزدیک نیم میلیون دلار دستمزد گرفته بوده! یعنی دقیقا یکی از دلایل نجومی شدن شهریهها. این سیمای یک انسان لیبرال نیست اگه تعریفش «مسئولیت و عاملیت خویش را در تمامی ساحات میپذیرد و ...» باشه. وقتی پرسیده میشه خب این همه بدهی رو چطور پرداخت کنیم؟ میگن: «همونطوری که هزینههای جنگ رو پرداخت میکنید». یعنی موضوع «منافع جمعی» نیست. رقابت برای تصاحب پوله! به دست باز پنتاگون حسادت میکنند.. سناتور برنی سندرز که لوگوی سوسیالیستهاست، سه عدد خانه چندمیلیون دلاری داره. وقتی میپرسن چطور به این حد از ثروت و درآمد رسیدی میگه کارهایی که من کردم رو اگه شما هم بکنید همینقدر پول درمیارید!.. خب این جواب رو رییس کمپانیهای نفتی هم میتونن بدن. چه فرقی هست بین این انسان حقیقتا سوسیالیست و حقیقتا مدرن، با تمام اونهایی که سوسیالیسم، «زالو» معرفیشون میکنه؟
به نظرم «اسلام واقعی این نیست» برای همهمون و هفت پشتمون کافی بود. نباید لیبرال واقعی این نیست و سوسیالیست واقعی این نیست و غیره رو هم اضافه کرد. اگه سندرز یک سوسیالیست نیست، پس کی «است»؟ ایدهها را آدمها جلو میبرند. و آدمهای فعال در میدان، همینها هستند.
https://t.me/RezaNassaji/1534
Telegram
Reza Nassaji
دموکراسی یک ایده است؛ ایده بهمعنای کانتی (آنچنان که دربارهی شباهت و تفاوت آن با ایدهی افلاطونی توضیح داده است. نک: B370 تا 376 و A314 تا 320) که ایدئالی را پیش رو دارد، اما این ایدههای انسانی قرار نیست به این ایدئال نایل شوند. تبدیل ایده به ایدئولوژی…
❤4
وقتی در خراسان دست یک دزد را قطع کردند، صحبت این بود که چرا با یک دستگاه ابتدایی و قرون وسطایی این کار انجام میشود و مثلا چرا در اتاق جراحی بیمارستان و تحت بیهوشی نیست. انگار قطع ید یک کار عادی است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
حالا هم به عربستان اعتراض دارند که چرا سر را قطع کردی، باید با طناب خفهشان میکردی! انگار اعدام، آن هم اعدام یک مجرم سیاسی، یک کار نرمال است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
حالا هم به عربستان اعتراض دارند که چرا سر را قطع کردی، باید با طناب خفهشان میکردی! انگار اعدام، آن هم اعدام یک مجرم سیاسی، یک کار نرمال است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
با بیش از ۱۱۰۰ رأی، نمونه خوبی از حداقل جامعه جوان ایران بدست اومد. ۸۰ درصد موافق به رسمیت شناختن اسراییل و ایجاد رابطه دوستانه هستند. احتمالا در فضای کل ایران، اون ۱۷ درصد بیشتر ازین حرفهاست.
ما قبل از انقلاب سیاسی، نیاز به تعمیرکردن ذهنیت ایرانی داریم. ایرانیان باید به این درک برسند که اصلا «منافع ملی» چیست که بعد از حکومت بخوان تأمینش کنه. در حال حاضر، بسیاری تشخیص نمیدن که چه چیز به نفع جمع است، و چه چیز نیست. علاوه بر این باید بالاخره در یک نقطه تاریخی، این تصمیم رو بگیرند که بالاخره میخوان به وارد کردن بایاس مذهبی خود به سیاست خاتمه بدن، یا نمیخوان. قرار باشه با کشورهایی که خلاف میکنند قطع رابطه کنیم، باید با ۱۲۰ کشور جهان قطع رابطه کنیم. اگه از بین همه اینها فقط اسراییل رو جدا میکنیم یعنی بایاس مذهبی (یا نژادی، یا ایدئولوژیک) وارد سیاست شده. نباید انقد سادهلوح بود که تصور کرد با حذف جمهوریاسلامی، پرونده اسلام سیاسی و سیاست اسلامی در ایران بسته میشه.
ما قبل از انقلاب سیاسی، نیاز به تعمیرکردن ذهنیت ایرانی داریم. ایرانیان باید به این درک برسند که اصلا «منافع ملی» چیست که بعد از حکومت بخوان تأمینش کنه. در حال حاضر، بسیاری تشخیص نمیدن که چه چیز به نفع جمع است، و چه چیز نیست. علاوه بر این باید بالاخره در یک نقطه تاریخی، این تصمیم رو بگیرند که بالاخره میخوان به وارد کردن بایاس مذهبی خود به سیاست خاتمه بدن، یا نمیخوان. قرار باشه با کشورهایی که خلاف میکنند قطع رابطه کنیم، باید با ۱۲۰ کشور جهان قطع رابطه کنیم. اگه از بین همه اینها فقط اسراییل رو جدا میکنیم یعنی بایاس مذهبی (یا نژادی، یا ایدئولوژیک) وارد سیاست شده. نباید انقد سادهلوح بود که تصور کرد با حذف جمهوریاسلامی، پرونده اسلام سیاسی و سیاست اسلامی در ایران بسته میشه.
❤5
«باید یکبار برای همیشه دسترسی مطلق نظام سیاسی به نفت، تقدس و اسلحه در ایران محدود و مشروط شود».
انقلاب مشروطه چیزی نبود جزء نمونه واقعی داستان اصحاب کهف، توسط ملتی که چندصدسال در خواب بود. وقتی این ملت آقازادههای خودش رو به شهر (غرب) فرستاد تا نان (فن و مهارت) بخرند، فرستادهها با دهانی باز برگشتند و گفتند چه خسبیدید که نه تنها سکه ما دیگه در جامعه جهانی خریدار نداره، بلکه اگه دستمون ببینند میگیرن میزنمون! ازشون پرسیده شد خب چه کنیم؟ گفتند به نظر میرسه نظام اقتصادیشون کار میکنه چون مالیات میگیرند از خلقالله، و به نظر میرسه نظام سیاسیشون کار میکنه چون پارلمان دارند! پس ما هم باید همین چیزها را ایجاد کنیم در مملکت. بدون اینکه توجه بشه اون سیستم مالیاتگیری چه سابقهای پشتش هست، و چه اتفاقاتی در تاریخ اروپا افتاد که پارلماندار شدند این اجنبیها. کسی بشون نگفت پادشاه اروپایی، از خودش سرباز نداشت، تولید کشاورزی هم نداشت. سرباز و اسب و غذا رو باید از زمیندارها میگرفت، و زمیندارها به راحتی نمیدادند. سلطنت مشروطه شد چون سلطنت به کانونهای دیگهای از قدرت، وابسته بود. اول وابسته بود بعد مشروطه شد. نه اینکه اول مشروطش کنند و بعد وابسته شه. انقلابیون ایرانی پیش خودشون نگفتند شاهی که بدون همه ما، بدون همه خرد تا کلان ما، میتواند شاه بماند، چطور قرار است قید قدرت و اختیاراتی که پدرش داشته را بزند؟
البته به زور تپانچه داخلی و توپ خارجی، پارلماندار شدیم، ولی چه پارلمانی؟ نظام مالیات شد یک خفتگیری سازمانیافته، و پارلمان شد یک هالووین پارتی مردانه!
شاه قاجار نفت نداشت و هر کاری که دلش میخواست با ما میکرد. چرا این برادرمون فکر میکنه جمهوریاسلامی بدون نفت نمیتونه هرکاری دلش خواست با ما بکنه؟
بذارید یک چیز رو روشن بگم و سه بار تکرارش کنم:
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
جمهوریاسلامی بدون نفت، شر کمتری ایجاد میکنه (مثلا نمیتونه اسپانسر آدمکشیهای اسد و خرابکاریهای نصرالله باشه)، اما شهروندان رو از چیزی که هستند بالاتر نمیبره. ما باید بالاتر از چیزی که الان هستیم بشیم تا این وضعیت ارباب رعیتی خاتمه پیدا کنه.
میمونه امنیت و تقدس. به امنیت که نمیشه دست زد. در منطقه منحوس خاورمیانه، حاکم اقتدارگرا میتونه به بهانه امنیت هرکاری بکنه، حتی اگه لازم باشه تروریست اجارهای استخدام کنه تا انقدر در متروها و پارکها خون به پا کنند که به بهانه مقابله باشون تا هروقت که خواست تانکها رو در خیابان نگه داره.
و اما تقدس. چه کسی باید دسترسی مطلق نظام به تقدس رو محدود کنه؟ قطعا من نه. زحمت این یکی رو باید خود دینداران و کسانی که دغدغه دینی دارند بکشند. که لازمهش اینه که قسمت بزرگی از خود دین رو چکشکاری کنند. اما این عزیزان در نقد الهیات اسلامی، در نقد تفکر اسلامی، در نقد تاریخ اسلام، در نقد پیامبر، در نقد قرآن، نقد سنت، نقد حدیث و خیلی موارد دیگه، ملاحظاتی دارند. باید اول معلوم باشه این دینی که محل مناقشهست «چیست»، بعد جلوی دستدرازی حکومت به محتواش رو گرفت. واقعیت اینه که دینداران بیشتر ازین میترسند که دینشون در چالش بنیادی قرار بگیره، تا اینکه توسط حکومت به قهقرا کشیده بشه. گویی در توافقی نانوشته تصمیم گرفتند تا اونی که این دین رو نابود میکنه، حکومت باشه، نه تلاش مصلحانه و پرریسک خودشون. اما این درک رو ندارند که حکومت اگر این دین رو بسوزونه، دیگه چیزی از زیر خاکسترش بیرون نخواهد اومد، اما تلاش خودشون در چکشکاری بنیادی، هرچند ممکن بود بیمار رو بکشه، اما این شانس وجود داشت که بشه از اعضای سالمش برای زنده کردن یک اسلام نوین استفاده کرد.
https://t.me/IslamicLeft/744
انقلاب مشروطه چیزی نبود جزء نمونه واقعی داستان اصحاب کهف، توسط ملتی که چندصدسال در خواب بود. وقتی این ملت آقازادههای خودش رو به شهر (غرب) فرستاد تا نان (فن و مهارت) بخرند، فرستادهها با دهانی باز برگشتند و گفتند چه خسبیدید که نه تنها سکه ما دیگه در جامعه جهانی خریدار نداره، بلکه اگه دستمون ببینند میگیرن میزنمون! ازشون پرسیده شد خب چه کنیم؟ گفتند به نظر میرسه نظام اقتصادیشون کار میکنه چون مالیات میگیرند از خلقالله، و به نظر میرسه نظام سیاسیشون کار میکنه چون پارلمان دارند! پس ما هم باید همین چیزها را ایجاد کنیم در مملکت. بدون اینکه توجه بشه اون سیستم مالیاتگیری چه سابقهای پشتش هست، و چه اتفاقاتی در تاریخ اروپا افتاد که پارلماندار شدند این اجنبیها. کسی بشون نگفت پادشاه اروپایی، از خودش سرباز نداشت، تولید کشاورزی هم نداشت. سرباز و اسب و غذا رو باید از زمیندارها میگرفت، و زمیندارها به راحتی نمیدادند. سلطنت مشروطه شد چون سلطنت به کانونهای دیگهای از قدرت، وابسته بود. اول وابسته بود بعد مشروطه شد. نه اینکه اول مشروطش کنند و بعد وابسته شه. انقلابیون ایرانی پیش خودشون نگفتند شاهی که بدون همه ما، بدون همه خرد تا کلان ما، میتواند شاه بماند، چطور قرار است قید قدرت و اختیاراتی که پدرش داشته را بزند؟
البته به زور تپانچه داخلی و توپ خارجی، پارلماندار شدیم، ولی چه پارلمانی؟ نظام مالیات شد یک خفتگیری سازمانیافته، و پارلمان شد یک هالووین پارتی مردانه!
شاه قاجار نفت نداشت و هر کاری که دلش میخواست با ما میکرد. چرا این برادرمون فکر میکنه جمهوریاسلامی بدون نفت نمیتونه هرکاری دلش خواست با ما بکنه؟
بذارید یک چیز رو روشن بگم و سه بار تکرارش کنم:
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
جمهوریاسلامی بدون نفت، شر کمتری ایجاد میکنه (مثلا نمیتونه اسپانسر آدمکشیهای اسد و خرابکاریهای نصرالله باشه)، اما شهروندان رو از چیزی که هستند بالاتر نمیبره. ما باید بالاتر از چیزی که الان هستیم بشیم تا این وضعیت ارباب رعیتی خاتمه پیدا کنه.
میمونه امنیت و تقدس. به امنیت که نمیشه دست زد. در منطقه منحوس خاورمیانه، حاکم اقتدارگرا میتونه به بهانه امنیت هرکاری بکنه، حتی اگه لازم باشه تروریست اجارهای استخدام کنه تا انقدر در متروها و پارکها خون به پا کنند که به بهانه مقابله باشون تا هروقت که خواست تانکها رو در خیابان نگه داره.
و اما تقدس. چه کسی باید دسترسی مطلق نظام به تقدس رو محدود کنه؟ قطعا من نه. زحمت این یکی رو باید خود دینداران و کسانی که دغدغه دینی دارند بکشند. که لازمهش اینه که قسمت بزرگی از خود دین رو چکشکاری کنند. اما این عزیزان در نقد الهیات اسلامی، در نقد تفکر اسلامی، در نقد تاریخ اسلام، در نقد پیامبر، در نقد قرآن، نقد سنت، نقد حدیث و خیلی موارد دیگه، ملاحظاتی دارند. باید اول معلوم باشه این دینی که محل مناقشهست «چیست»، بعد جلوی دستدرازی حکومت به محتواش رو گرفت. واقعیت اینه که دینداران بیشتر ازین میترسند که دینشون در چالش بنیادی قرار بگیره، تا اینکه توسط حکومت به قهقرا کشیده بشه. گویی در توافقی نانوشته تصمیم گرفتند تا اونی که این دین رو نابود میکنه، حکومت باشه، نه تلاش مصلحانه و پرریسک خودشون. اما این درک رو ندارند که حکومت اگر این دین رو بسوزونه، دیگه چیزی از زیر خاکسترش بیرون نخواهد اومد، اما تلاش خودشون در چکشکاری بنیادی، هرچند ممکن بود بیمار رو بکشه، اما این شانس وجود داشت که بشه از اعضای سالمش برای زنده کردن یک اسلام نوین استفاده کرد.
https://t.me/IslamicLeft/744
Telegram
جمهورى سوم
تحریم نفت: هنگام خلاصی از برادران معتاد
🔴همانطور که در یادداشت «دولت-شهر معتاد: نفت، تقدس و امنیت؛ سه افیون کارآمدی دولت ایرانی»* نوشتم تنها راه شکل گیری عقلانیت و گشوده شدن راه پیشرفت در ایران، آزاد کردن حاکمیت از سه افیون نفت، تقدس و اسلحه است. دولت…
🔴همانطور که در یادداشت «دولت-شهر معتاد: نفت، تقدس و امنیت؛ سه افیون کارآمدی دولت ایرانی»* نوشتم تنها راه شکل گیری عقلانیت و گشوده شدن راه پیشرفت در ایران، آزاد کردن حاکمیت از سه افیون نفت، تقدس و اسلحه است. دولت…
حاضر نیستند به همون درصد از ما که بیکار داریم بیکار داشته باشند، حاضر نیستند به همون درصد از ما که فقیر مطلق داریم فقیر مطلق داشته باشند، حاضر نیستند به همون درصد از ما که مورد اهانت و تمسخر قرار میگیریم مورد اهانت و تمسخر قرار بگیرند، حاضر نیستند به همون درصد از ما که بابت اظهار نظر وادار به پرداخت هزینههای سنگین میشیم وادار به پرداخت هزینه بشن، حاضر نیستند به همون درصد از ما که گرفتار خفتگیرها میشیم گرفتار خفتگیرها بشن، حاضر نیستند به همون درصد از ما که وارد درگیری خیابانی میشیم وارد درگیری خیابانی بشن، و حاضر نیستند به همون درصد از ما که ممکنه به هر دلیلی چاقو بخوریم چاقو بخورند. حتی حاضر نیستند قوانین احتمال ما و اونها رو یک کاسه کنه! چون خودشون رو بالاتر ازین میبینند که مبتلا به دردهای ما باشند.
سپس شگفتزده میشن ازینکه کسی اهمیت نمیده که خونشون میریزه روی آسفالت یا نه.
سپس شگفتزده میشن ازینکه کسی اهمیت نمیده که خونشون میریزه روی آسفالت یا نه.
❤6
این متن طوری نوشته شده انگار اگه یک جوان به قصد مهاجرت بره آمریکا اما موفق نشه بمونه و برگرده ایران، تو همون فرودگاه قلم پاش رو خرد میکنند! برای چه این مشکل رو که صرفا یک چالش روانی گذراست انقدر بزرگ میکنند؟ علاوه بر اینکه مهاجر و خانوادهش از دولت انتظار دارند از رانت ارزی بهرهمندشون کنه، از ما مردم هم انتظار دارند رانت عاطفی در اختیارشون بذاریم!
نکته تأملبرانگیز اینه که ما به طور غیرمستقیم در هزینه تصمیم اشتباه این افراد سهیم هستیم. پدر این مهاجر اگه فرضا یک دندانپزشک باشه، اگه تا قبل ازین ماهی هزار دلار براش میفرستاد، حالا باید سه چهار برابر کار کنه تا بتونه همون هزار دلار رو بفرسته. و ازونجایی که روبوت نیست مجبوره از کیفیت کارش بزنه. این منم که ساعت ۱۰ شب بم وقت خواهد داد، و این دندان منه که اونجوری که باید ترمیم نمیشه.
https://t.me/mohsenrowhani/379
نکته تأملبرانگیز اینه که ما به طور غیرمستقیم در هزینه تصمیم اشتباه این افراد سهیم هستیم. پدر این مهاجر اگه فرضا یک دندانپزشک باشه، اگه تا قبل ازین ماهی هزار دلار براش میفرستاد، حالا باید سه چهار برابر کار کنه تا بتونه همون هزار دلار رو بفرسته. و ازونجایی که روبوت نیست مجبوره از کیفیت کارش بزنه. این منم که ساعت ۱۰ شب بم وقت خواهد داد، و این دندان منه که اونجوری که باید ترمیم نمیشه.
https://t.me/mohsenrowhani/379
Telegram
یک حقوقی در نیویورک
داستان تکراری دانشجویان ایرانی اینجا در این چند ماه اخیر.
دانشجویان ارشد معمولا بورسی نمیگیرند مگر درصدی از شهریه شان کسر شود، هزینه زندگی هم که در اینجا با ریال امروز ایران معنای دقیق واژه “سرسام آور” است.
دو سال قبل آمده اند، خانواده محاسباتشان بر مبنای…
دانشجویان ارشد معمولا بورسی نمیگیرند مگر درصدی از شهریه شان کسر شود، هزینه زندگی هم که در اینجا با ریال امروز ایران معنای دقیق واژه “سرسام آور” است.
دو سال قبل آمده اند، خانواده محاسباتشان بر مبنای…
❤1
«در سال ۲۰۰۰ مایکروسافت بزرگترین شرکت دنیا بود، و امروز دوباره بزرگترینه. هیچکدوم از ۹ تا شرکت از ۱۰ تا بزرگترینهای اون روز، امروز جزء ۱۰ تا نیستند».
البته خیلی درست نیست بگیم «بزرگ». مارکت کپ یعنی قیمت سهام ضربدر تعداد سهام. وقتی شرکتی تو این لیسته یعنی باید پول زیادی داد تا کلش رو خرید، حتی اگه واقعا اونقدر نیارزه. این لیست فقط نشون میده پولها داره به سمت کدوم شرکتها میره. سی چهل سال پیش بیشترشون نفتی بودن، اما امروز بیشترشون در حوزه فناوری، مخصوصا آیتی، مخصوصا «دیتا» هستند.
در ایران قصه زیاد میشنویم که آمریکا رو به افوله، اما همه اینها داره میگه نسبت به چهل سال پیش که ما انقلاب کردیم قدرتمندتر شده. اون موقع یک اشتراک داشتیم در ابزار قدرت: ما نفت داشتیم و اونها توانایی استخراجش. همونقدری که ما وابسته به اونها بودیم اونها وابسته به ما بودند. اما امروز، دیتا، نفت جدیده، که هم خودش و هم استخراجش دست خودشونه (علاوه بر این که در تولید نفت سنتی هم خودکفا شدند، و ما حتی بازار نفت سنتی هم از دست دادیم).
البته خیلی درست نیست بگیم «بزرگ». مارکت کپ یعنی قیمت سهام ضربدر تعداد سهام. وقتی شرکتی تو این لیسته یعنی باید پول زیادی داد تا کلش رو خرید، حتی اگه واقعا اونقدر نیارزه. این لیست فقط نشون میده پولها داره به سمت کدوم شرکتها میره. سی چهل سال پیش بیشترشون نفتی بودن، اما امروز بیشترشون در حوزه فناوری، مخصوصا آیتی، مخصوصا «دیتا» هستند.
در ایران قصه زیاد میشنویم که آمریکا رو به افوله، اما همه اینها داره میگه نسبت به چهل سال پیش که ما انقلاب کردیم قدرتمندتر شده. اون موقع یک اشتراک داشتیم در ابزار قدرت: ما نفت داشتیم و اونها توانایی استخراجش. همونقدری که ما وابسته به اونها بودیم اونها وابسته به ما بودند. اما امروز، دیتا، نفت جدیده، که هم خودش و هم استخراجش دست خودشونه (علاوه بر این که در تولید نفت سنتی هم خودکفا شدند، و ما حتی بازار نفت سنتی هم از دست دادیم).
❤5
رهبر انقلاب از حدی از سلامتی برخورداره که بره نمایشگاه کتاب، و همونقدری که میتونه اونجا سرپا بایسته جلوی غرفهها، میتونست جلوی چادرهای اسکان سیلزدگان لرستان و خوزستان بایسته. اما اونجا نرفت. یحتمل به این دلیل که بش به درستی گزارش دادند که اندفعه مردم جدا عصبانیاند و هرچقدر هم بسیجی سیلزده جمع کنیم دورت، باز شعاری فحشی چیزی ضبط خواهد شد در اون لابلا، و موجب فضاحت خواهد شد. هرچند که قبلا به دیدار مناطق زلزلهزده رفته بود، و عمامه خاکی شدهش تا مدتها سوژه خودارضایی ولایتمداران بود، و ممکنه وقتی آبها از آسیاب افتاد، و از مسیلها خارج شد، به خوزستان بره برای اینبار گِلیکردن نعلین! اما این تأخیر بهرحال یک پیام مهم داشت. محرومیت مناطق محروم، از جنس محرومیت مناطق فقیرنشن و لاتپرور تهران نیست. در لرستان و گلستان و خوزستان، مجیدسوزوکیهای عرقخور که به وقتش برات توبه کنند و شهید بشن پیدا نمیکنی. اونجا غلظت و سبقه فلاکت و ظلم انقدر بالاست که حتی دستگاه پروپاگاندا هم دیگه کار نمیکنه.
❤5
برای علاقمندان به جامعهشناسی و بازاریابی (در دنیایی که توسط سرمایهداری اداره میشه این دو در آغوش همدیگه هستند) بررسی فیلم جدید اونجرز و سیزن هشتم سریال گیم آو ترونز، باید جزء اولویتها باشه. این دو با اینکه در ماهیت بسیار شبیه هم هستند (هر دو در دنیایی کاملا تخیلی که تقریبا هیچ نسبتی با واقعیت نداره، تا حدی که مرگ، واقعیترین پدیده دنیای واقعی، توش به سخره گرفته میشه)، اما در اثری که از خودشون به جا گذاشتند کاملا متفاوتند. گات، موضوع صحبت تعداد بیشماری از آدمهای ساکن بر روی کره زمین شده، از کاهوفروشهای دوره گرد حومه شانگهای، تا دانشجویان برنامهنویسی در پراگ، تا نوجوانان برزیلی تا مردم خود آمریکا، طوری که شاید بشه گفت اینکه مردم دنیا همزمان با این حد از گستردگی درباره یک چیز صحبت کنند در تمام طول تاریخ بشر سابقه نداشته، در حالی که شرکت سازنده متناسب با این گستردگی و نفوذ کسب درآمد نکرد. در مقابل، اونجرز که از لحاظ موضوع صحبت بودن به گرد پای گات نمیرسه، در فروش و چاپ پول رکوردها رو یکی بعد از دیگری شکست، و بعید نیست در لیست پنج پرفروشترینهای تاریخ سینما قرار بگیره.
از لحاظ محتوایی و ادبی هر دو مهملند، اما عامهپسندی قواعد خودش رو داره. پست قبل درباره قدرتمندتر شدن آمریکا به وسیله تسلطش به دیتا گفتم، اینجا باید یک مولفه دیگه هم اضافه کنم: امروز آمریکا شهرزاد عالم است!.. فرق شهرزاد با بقیه قصهگوها این بود که قصهگویی و سرگرمسازی رو با هم انجام میداد، با یکی عشق رو در دل شاه میانداخت، و با اون یکی زمان میخرید (تا دیرتر اعدام بشه). یعنی کسب همزمان دو نوع سود، که یکیش مادیه، و یکیش با چرتکه قابل اندازهگیری نیست. آمریکا به هر دوی اینها تسلط پیدا کرده. مردم دنیا هم معتادند به قصههای آمریکا، که ممکنه پول چندانی هم براش نداشته باشه، و هم راغبند به سرگرمیهای آمریکا، که منافع مادی قابل توجهی براش داره. گات، عشق میخره برای آمریکا، و اونجرز، زمان.
میشه افتخار کرد که «من وقتم رو پای اینها تلف نمیکنم»، اما این واقعیت رو که دنیا داره وقت زیادی میذاره برای اینها رو تغییر نمیده. آمریکا مالک وقت و توجه آدمهاست. باارزشترین چیزهایی که یک صاحب قدرت میتونه به چنگ بیاره.
از لحاظ محتوایی و ادبی هر دو مهملند، اما عامهپسندی قواعد خودش رو داره. پست قبل درباره قدرتمندتر شدن آمریکا به وسیله تسلطش به دیتا گفتم، اینجا باید یک مولفه دیگه هم اضافه کنم: امروز آمریکا شهرزاد عالم است!.. فرق شهرزاد با بقیه قصهگوها این بود که قصهگویی و سرگرمسازی رو با هم انجام میداد، با یکی عشق رو در دل شاه میانداخت، و با اون یکی زمان میخرید (تا دیرتر اعدام بشه). یعنی کسب همزمان دو نوع سود، که یکیش مادیه، و یکیش با چرتکه قابل اندازهگیری نیست. آمریکا به هر دوی اینها تسلط پیدا کرده. مردم دنیا هم معتادند به قصههای آمریکا، که ممکنه پول چندانی هم براش نداشته باشه، و هم راغبند به سرگرمیهای آمریکا، که منافع مادی قابل توجهی براش داره. گات، عشق میخره برای آمریکا، و اونجرز، زمان.
میشه افتخار کرد که «من وقتم رو پای اینها تلف نمیکنم»، اما این واقعیت رو که دنیا داره وقت زیادی میذاره برای اینها رو تغییر نمیده. آمریکا مالک وقت و توجه آدمهاست. باارزشترین چیزهایی که یک صاحب قدرت میتونه به چنگ بیاره.
❤6
ایشون معتقده سلبریتیهای علوم انسانی خیلی سواد ندارند در علوم انسانی، و برای دانشجوی علم انسانی مفید نیستند!
با این که شخصا ژیژک رو یک انسان خلوضع میدونم اما مقایسه آدمی حتی در حد ژیژک با نخالههای تولیدی جمهوریاسلامی، خود نوعی دهنکجی به علوم انسانیه. هرچند ژیژک انقدر ارزش برای خودش قائل نیست که مثلا خودشو قاطی برنامههای تهیمغزی مثل نادرطالبزاده نکنه، اما به خاطر دغدغههای چپگرایانهش (که تابع همبستری تاریخی چپها با انقلابیون اسلامگراست) خودشو قاطی میکنه، نه اینکه فهم و سوادش در حد طالبزادهست. برای اینکه سطح واقعی این چپها رو نشون بدیم، لازم نیست این نخالههای داخلی رو بالاتر از چیزی که هستند نشون بدیم.
و اما یک نکته در مورد پترسون. خیلیها در حیاط دانشگاه درگیر یک دعوا میشن، اما همه اونها به شهرت نمیرسند. در بین اونهایی که بواسطه یک رویداد به شهرت میرسند تعداد کمی هستند که شهرتشون پایدار میمونه، چون بقیه با فراموش شدن اون رویداد شهرت حاصله رو هم از دست میدن. شاید پترسون رو برای رویدادهایی شهرتساز در گذشته به بیبیسی دعوت کردند، اما تسلط و نفوذ کلام پترسون در برابر مجری بیبیسی دیگه ربطی به رویدادها نداشت، مستقیما محصول توانایی خودش بود.
جردن پترسون، یک برند است. حتی اگه این برند رو باباش کادو کرده و زیر بالشتش قرار داده بود، باز نیاز به توانایی خودش داشت تا حفظش کنه و معتبرترش کنه. معتبر نگه داشتن برند، قابلیتهایی لازم داره، که یکیش تسلط کلامیه، یکی دیگهش عامهفهم صحبت کردنه، یکی دیگهش توسل به عقل سلیمه (که فرد رو در موضع بالا قرار میده)، یکی دیگهش پرداختن به موضوعات روزه، یکی دیگهش سادهسازی مسائل پیچیده برای مخاطبه، یکی دیگهش طراحی یک هویت قابل شناسایی و یونیک برای خودشه. حتی اگه دانشجوی علوم انسانی از محتویات تولیدی این برند راضی نیست، باید برندسازی رو ازش یاد بگیره، چون مجبوره برای انتقال دانشش به مردم کوچه و بازار ازین قابلیتها برخوردار باشه. مگر اینکه هدفش این باشه که در آکادمی باشد تا در آکادمی باشد!
https://t.me/philosopherin/1769
با این که شخصا ژیژک رو یک انسان خلوضع میدونم اما مقایسه آدمی حتی در حد ژیژک با نخالههای تولیدی جمهوریاسلامی، خود نوعی دهنکجی به علوم انسانیه. هرچند ژیژک انقدر ارزش برای خودش قائل نیست که مثلا خودشو قاطی برنامههای تهیمغزی مثل نادرطالبزاده نکنه، اما به خاطر دغدغههای چپگرایانهش (که تابع همبستری تاریخی چپها با انقلابیون اسلامگراست) خودشو قاطی میکنه، نه اینکه فهم و سوادش در حد طالبزادهست. برای اینکه سطح واقعی این چپها رو نشون بدیم، لازم نیست این نخالههای داخلی رو بالاتر از چیزی که هستند نشون بدیم.
و اما یک نکته در مورد پترسون. خیلیها در حیاط دانشگاه درگیر یک دعوا میشن، اما همه اونها به شهرت نمیرسند. در بین اونهایی که بواسطه یک رویداد به شهرت میرسند تعداد کمی هستند که شهرتشون پایدار میمونه، چون بقیه با فراموش شدن اون رویداد شهرت حاصله رو هم از دست میدن. شاید پترسون رو برای رویدادهایی شهرتساز در گذشته به بیبیسی دعوت کردند، اما تسلط و نفوذ کلام پترسون در برابر مجری بیبیسی دیگه ربطی به رویدادها نداشت، مستقیما محصول توانایی خودش بود.
جردن پترسون، یک برند است. حتی اگه این برند رو باباش کادو کرده و زیر بالشتش قرار داده بود، باز نیاز به توانایی خودش داشت تا حفظش کنه و معتبرترش کنه. معتبر نگه داشتن برند، قابلیتهایی لازم داره، که یکیش تسلط کلامیه، یکی دیگهش عامهفهم صحبت کردنه، یکی دیگهش توسل به عقل سلیمه (که فرد رو در موضع بالا قرار میده)، یکی دیگهش پرداختن به موضوعات روزه، یکی دیگهش سادهسازی مسائل پیچیده برای مخاطبه، یکی دیگهش طراحی یک هویت قابل شناسایی و یونیک برای خودشه. حتی اگه دانشجوی علوم انسانی از محتویات تولیدی این برند راضی نیست، باید برندسازی رو ازش یاد بگیره، چون مجبوره برای انتقال دانشش به مردم کوچه و بازار ازین قابلیتها برخوردار باشه. مگر اینکه هدفش این باشه که در آکادمی باشد تا در آکادمی باشد!
https://t.me/philosopherin/1769
❤3
باعث عصبانیته که مهناز افشار رو که نه فقط در شغل، که حتی در زندگی خصوصیش هم رانتیترین بازیگر ایرانه، و اگر نبود این حاکمیت سفلهپرور الان به جای اینکه یک سوپراستار باشه پشت صندوق یک پیتزافروشی کار میکرد، سیبل حملات القاعدهای خودشون قرار میدن و این جو رو بوجود میارن که به عنوان یک قربانی باید ازش دفاع کنیم! متأسفانه عده قابل توجهی از هموطنان هم فریب این دعواهای درون خانوادگی رو میخورند و طوری ازش دفاع میکنند که گویی یکی از ماست که گیر یکی از آنها افتاده! در حالی که اعضای الیگارشی حتی اگه همدیگه رو طعمه گرگ هم کردند ما فقط باید پاپکورن به دست تماشا کنیم.
اما در کلیت اینکه در شبکه اجتماعی چه چیزی مصداق ترویج خشونته، بحث معتبری وجود داره. متأسفانه این چیزی نیست که فقط شهروندان هنوز مدرن نشده خاورمیانهای در هضمش مشکل داشته باشند. داریم میبینیم که اروپاییها، و حتی نیوزیلندیها در این زمینه پرت و پلا میبافند. مثلا از فیسبوک میخوان اکانت کسانی رو که پستهای ضداسلامی میذارن تعلیق کنه! و گاهی فیسبوک این کارو میکنه.
اما فیسبوک در جایگاهی نیست که برای ما حدود رو تعریف کنه. آزادی بیان، علاوه بر اینکه شامل آزادی توهین میشه، شامل آزادی پیشداوری هم میشه. مردم حق دارند درباره افراد و موضوعات، قضاوت نادرست داشته باشند، و این قضاوت رو با بقیه هم درمیان بگذارند. همونطور که اگه توهین رو ممنوع کنیم، هرکسی هرچیزی رو توهین قلمداد خواهد کرد و در نتیجه آزادی همه (شاید جز عدهای) سلب خواهد شد، اگه قضاوتِ به زعم خودمان نادرست رو هم ممنوع کنیم، هر کسی هر قضاوتی رو نادرست قلمداد کرده و آزادی همه سلب میشه. افراد باید آزاد باشند تصور کنند یهودیان دارند دنیا رو اداره میکنند و هر وضعیت ناگواری بوجود میاد توطئه از پیش طراحی شده اونهاست. اگه فرد دیگهای تحت تأثیر این تصور بره یک کنیسه رو آتش بزنه، فقط خودش مسئوله.
حقوقیها علاقه دارند به لیلةالمبیتیسازی پروندهها. در اون شب که قرار شد محمد رو بکشند، از هر قبیله یکی شرکت کرد تا جرم تقسیم بشه بین همه. اینها غالبا تمایل دارند جرم رو پخش کنند تا سهم هرکس کمتر شه. سیاستهای قربانیپنداری چپها در سالهای اخیر که از کیفقاپها تا خود هیتلر رو قربانی شرایط محیطی فرض میکنند هم کمک خوبی بشون کرده. همه تلاشها در این راستاست که فشاردهنده ماشه مسئول همهی اتفاق رخ داده نباشه. ولی واقعیت اینه که، هست! القاء اینکه بدبختی ما تقصیر یهودیهاست، مشارکت در قتل یهودیها نیست. ضمن اینکه اگه امروز شما القائات من رو خشونتآفرین حساب کنید، فردا من هم القائات شما رو خشونت آفرین حساب میکنم (مثلا میتونم بگم دلسوزی تبعیضآمیز شما برای یک آخوند مقتول، موجب افزایش بیش از پیش خشم عمومی علیه این صنف میشه! چطوره؟).
بله آزادی، سنگین است. و هر فرد و هر اجتماعی از پس وزنش برنمیاد. اما اگه کم آورد، باید بگه من ضعیفم، نه اینکه بگه «آزادی، این نیست که.. ».
اما در کلیت اینکه در شبکه اجتماعی چه چیزی مصداق ترویج خشونته، بحث معتبری وجود داره. متأسفانه این چیزی نیست که فقط شهروندان هنوز مدرن نشده خاورمیانهای در هضمش مشکل داشته باشند. داریم میبینیم که اروپاییها، و حتی نیوزیلندیها در این زمینه پرت و پلا میبافند. مثلا از فیسبوک میخوان اکانت کسانی رو که پستهای ضداسلامی میذارن تعلیق کنه! و گاهی فیسبوک این کارو میکنه.
اما فیسبوک در جایگاهی نیست که برای ما حدود رو تعریف کنه. آزادی بیان، علاوه بر اینکه شامل آزادی توهین میشه، شامل آزادی پیشداوری هم میشه. مردم حق دارند درباره افراد و موضوعات، قضاوت نادرست داشته باشند، و این قضاوت رو با بقیه هم درمیان بگذارند. همونطور که اگه توهین رو ممنوع کنیم، هرکسی هرچیزی رو توهین قلمداد خواهد کرد و در نتیجه آزادی همه (شاید جز عدهای) سلب خواهد شد، اگه قضاوتِ به زعم خودمان نادرست رو هم ممنوع کنیم، هر کسی هر قضاوتی رو نادرست قلمداد کرده و آزادی همه سلب میشه. افراد باید آزاد باشند تصور کنند یهودیان دارند دنیا رو اداره میکنند و هر وضعیت ناگواری بوجود میاد توطئه از پیش طراحی شده اونهاست. اگه فرد دیگهای تحت تأثیر این تصور بره یک کنیسه رو آتش بزنه، فقط خودش مسئوله.
حقوقیها علاقه دارند به لیلةالمبیتیسازی پروندهها. در اون شب که قرار شد محمد رو بکشند، از هر قبیله یکی شرکت کرد تا جرم تقسیم بشه بین همه. اینها غالبا تمایل دارند جرم رو پخش کنند تا سهم هرکس کمتر شه. سیاستهای قربانیپنداری چپها در سالهای اخیر که از کیفقاپها تا خود هیتلر رو قربانی شرایط محیطی فرض میکنند هم کمک خوبی بشون کرده. همه تلاشها در این راستاست که فشاردهنده ماشه مسئول همهی اتفاق رخ داده نباشه. ولی واقعیت اینه که، هست! القاء اینکه بدبختی ما تقصیر یهودیهاست، مشارکت در قتل یهودیها نیست. ضمن اینکه اگه امروز شما القائات من رو خشونتآفرین حساب کنید، فردا من هم القائات شما رو خشونت آفرین حساب میکنم (مثلا میتونم بگم دلسوزی تبعیضآمیز شما برای یک آخوند مقتول، موجب افزایش بیش از پیش خشم عمومی علیه این صنف میشه! چطوره؟).
بله آزادی، سنگین است. و هر فرد و هر اجتماعی از پس وزنش برنمیاد. اما اگه کم آورد، باید بگه من ضعیفم، نه اینکه بگه «آزادی، این نیست که.. ».
❤9
یه مدل مسلمان، با این وضعیت، عکس انداخته برای مجله اسپورتس الستریتد.یه زن مسلمان دیگه نوشته عکسهایی مثل این دقیقا در تضاد با فلسفه حجاب هستند، که ترغیب میکنه به پوشاندن زیبایی و آزادشدن از شیءانگاری مسمومی که این مجلات با ما میکنند. این اسلام واقعی نیست!
از لحاظ شرع امروزی کاملا درست میگه. در شرع امروز، دلیل حجاب، حیاست. اما در شرع اولیه، دلیل حجاب ارتقاء کلاس اجتماعی زن مسلمان بود (چون طبقات پست، تقریبا برهنه بودند)، که الان دیگه موضوعیت نداره. در واقع این شرع عایشه خانومه که اسلام واقعی نیست، نه شرع حلیمه خانوم. همونطور که اونها حجاب رو انقدر بزرگتر از چیزی که بود کردند، اینها هم حق دارند حجاب رو لوث کنند، یا در حد یک ترند فشن تنزلش بدن. ویرایش اسلام، حق فقط یک فرد و یک گروه و یک قبیله نیست.
از لحاظ شرع امروزی کاملا درست میگه. در شرع امروز، دلیل حجاب، حیاست. اما در شرع اولیه، دلیل حجاب ارتقاء کلاس اجتماعی زن مسلمان بود (چون طبقات پست، تقریبا برهنه بودند)، که الان دیگه موضوعیت نداره. در واقع این شرع عایشه خانومه که اسلام واقعی نیست، نه شرع حلیمه خانوم. همونطور که اونها حجاب رو انقدر بزرگتر از چیزی که بود کردند، اینها هم حق دارند حجاب رو لوث کنند، یا در حد یک ترند فشن تنزلش بدن. ویرایش اسلام، حق فقط یک فرد و یک گروه و یک قبیله نیست.
❤6
Anarchonomy
یه مدل مسلمان، با این وضعیت، عکس انداخته برای مجله اسپورتس الستریتد.یه زن مسلمان دیگه نوشته عکسهایی مثل این دقیقا در تضاد با فلسفه حجاب هستند، که ترغیب میکنه به پوشاندن زیبایی و آزادشدن از شیءانگاری مسمومی که این مجلات با ما میکنند. این اسلام واقعی نیست!…
یه چیز دیگه داره این توعیت که نباید نادیدهش گرفت. میگه حجاب برای پنهان کردن زیباییهای ماست! اینو تو ایران هم زیاد از تشکیلات تبلیغاتی حکومتی شنیدیم. در حالی که در ابتدای اسلام نه تنها زیبایی مطرح نبود، بلکه صحبت از پوشاندن عورت بود! عورت یعنی چیز زشتی که ابا داری از نشان دادنش به دیگران. هیچوقت صحبت از زیبایی نبوده. طبق شرع اصلی، کل بدن زن جزء عورت حساب میشه غیر از صورت و دست و اینها. در مورد مردها حتی ران پاهاشون هم جزء عورت محسوب میشد!
زیبایی مدنظر این خواهر مسلمان تقریبا یک مفهوم مدرن و جدیده. سالانه میلیاردها دلار داره خرج وسایل آرایشی و بهداشتی میشه، و این رو باید گذاشت در کنار ارتقاء انقلابی سطح کمی و کیفی تغذیه و پیشرفت پزشکی که داره بدنهایی کمنقصتر و متناسبتر و سالمتر به جامعه تحویل میده. این بدنها قابل مقایسه با بدنهای دو هزار سال پیش نیستند (برخلاف ادعای فقها که برای توجیه سن تکلیف، ساختار بدن دختر عرب هزار و چهارصدسال پیش رو متفاوت با دختر امروزی میدونند، ساختار بدنی تغییری نکرده. ۱۴۰۰ سال برای تغییر حرکت تکاملی، فوقالعاده کوتاه، و برای تغییرات ظاهری، فوقالعاده طولانیه). حتی به نظر میرسه در اون زمان کسی اهمیتی به همون زیباییهای موجود زن اون روز نمیداده، و سکس آدم با آدم چنان شباهت داشته به سکس خرگوش با خرگوش که پیامبر ازشون خواهش کرد لطفا با زنانتون عشقبازی کنید (که البته اونم منظورش این نبود که زیبایی بدنشون رو تحسین کنید. منظور این بود که براشون وقت بذارید تا حس نکنند با برده فرقی ندارند).
ایشون شکایت داره از یک مجله عکسمحور که زن ها رو آبجکت جنسی قرار داده، در حالی که زن از ابتدای اسلام یک آبجکت جنسی بود، و ذهن انسان اون روز هم مشکلی با این قضیه نداشت. برای ارتقاء سطح شخصیتی و هویتی و اجتماعی خودش، نباید به سنت مردان چهارده قرن پیش مراجعه کنه. باید از تمدن کشوری که توش داره زندگی میکنه کمک بگیره.
زیبایی مدنظر این خواهر مسلمان تقریبا یک مفهوم مدرن و جدیده. سالانه میلیاردها دلار داره خرج وسایل آرایشی و بهداشتی میشه، و این رو باید گذاشت در کنار ارتقاء انقلابی سطح کمی و کیفی تغذیه و پیشرفت پزشکی که داره بدنهایی کمنقصتر و متناسبتر و سالمتر به جامعه تحویل میده. این بدنها قابل مقایسه با بدنهای دو هزار سال پیش نیستند (برخلاف ادعای فقها که برای توجیه سن تکلیف، ساختار بدن دختر عرب هزار و چهارصدسال پیش رو متفاوت با دختر امروزی میدونند، ساختار بدنی تغییری نکرده. ۱۴۰۰ سال برای تغییر حرکت تکاملی، فوقالعاده کوتاه، و برای تغییرات ظاهری، فوقالعاده طولانیه). حتی به نظر میرسه در اون زمان کسی اهمیتی به همون زیباییهای موجود زن اون روز نمیداده، و سکس آدم با آدم چنان شباهت داشته به سکس خرگوش با خرگوش که پیامبر ازشون خواهش کرد لطفا با زنانتون عشقبازی کنید (که البته اونم منظورش این نبود که زیبایی بدنشون رو تحسین کنید. منظور این بود که براشون وقت بذارید تا حس نکنند با برده فرقی ندارند).
ایشون شکایت داره از یک مجله عکسمحور که زن ها رو آبجکت جنسی قرار داده، در حالی که زن از ابتدای اسلام یک آبجکت جنسی بود، و ذهن انسان اون روز هم مشکلی با این قضیه نداشت. برای ارتقاء سطح شخصیتی و هویتی و اجتماعی خودش، نباید به سنت مردان چهارده قرن پیش مراجعه کنه. باید از تمدن کشوری که توش داره زندگی میکنه کمک بگیره.
❤5
لطفا سی ثانیه وقت بگذارید و این پتیشن رو امضاء کنید. یک اسم میخواد و یک آدرس ایمیل. همین.
شاید من هم یه روزی کتابی نوشتم و بدینوسیله در لیست آمازون قرار گرفت. وعده سر خرمن 😉.
https://t.me/mahyarmaz/1261
شاید من هم یه روزی کتابی نوشتم و بدینوسیله در لیست آمازون قرار گرفت. وعده سر خرمن 😉.
https://t.me/mahyarmaz/1261
Telegram
کانال شعر و ترجمه: مهیار مظلومی
Did you know that among all those 40 languages that are supported by #KDP services, only 4 of them have more native speakers than #Persian ?
آیا میدانستید که در میان 40 زبانی که در کیندل حمایت میشوند فقط چهار زبان هستند که تعداد افرادی که به آنها صحبت…
آیا میدانستید که در میان 40 زبانی که در کیندل حمایت میشوند فقط چهار زبان هستند که تعداد افرادی که به آنها صحبت…
اگه دقت کنید دموکراتها به همهچیز، مطلقا همهچیزِ ترامپ ایراد میگیرند اما با اینکه دولتش رسما و علنا داره از یک کودتا در ونزوئلا حمایت میکنه و احتمالا داره کمکهایی بشون میده، هیچ مشکلی ندارند! در این لحظات دیگه احساس نمیکنند که هیتلره، فاسده، خونخواره و خطرناکه!.. و در این نکاتی هست برای آنان که میاندیشند.
❤6