چه هیجانزدهاند علاقمندان به تکنولوژی، از ادعاهای جدید تسلا. (بله، فقط ادعا. با مرگ خدا در دنیا، عملا موضوع دین تغییر کرد. هنوز پیامبران نذیر و بشیر حاضرند در جمع، اما با موضوعاتی دیگر. هم انذار میکنند، ازینکه اگر چنین و چنان نکنیم، چنین و چنان بلا و مصیبت گریبانمان را خواهد گرفت. زمین به اندازه جهنم گرم خواهد شد، بیماریها علاج نخواهند داشت، آبها بالا خواهد آمد. و هم بشارت میدهند، که اگر چنین و چنان کنیم زندگی زیر و رو خواهد شد، تکنولوژی ما را نجات خواهد داد، زمین سبز خواهد ماند. و عوام ایمان میآورند. بدون آنکه آن بلایا را دیده باشند، یا آن بهشت موعود را. و پیامبرشان میگوید: من از شما مزدی نمیخواهم، جز آنکه مومن شوید!.. و محصولم را بخرید).
میشود مثل ابوجهل کافر بود، و مثل رازی. انتخاب با ماست. لج کردن احمقانهست، وقتی دلایل منطقی برای کفر موجود است. نقشهبردارهای لیزری را گران حساب کردند با آقای ماسک. به جای سرمایهگذاری برای تحقیق و توسعهای که ارزانش کند، گفت «لازم نیست». چون شما آدمها که رانندگی میکنید، لیزر که ندارید. پس با فقط دیدن هم میشود.
کنفرانس فروش هیجان، جای بحث نیست. و گرنه میشد در برابرش ایستاد و گفت مغز ما ۲۰ میلیون سال است که در حال یادگیری است، کامپیوتر تو ۲۰ ماه! و با این حال اگر دستگاه بینایی ما به لیزر دسترسی داشت، نمیگفت لازم نیست.
البته نباید علیه تکنولوژی شرط بست، اما این شامل فاصلهسنجهای لیزری هم میشود. آنها تا همیشه گران، سنگین و بزرگ نخواهند ماند. و سیستمی که آن را دارد، ایمنتر از سیستمی خواهد بود که ندارد.
فعلا اما، همانطور که دوربینهای تسلا در تشخیص فاصله، معلولیت دارند، مدیران و مشتریانش هم در تخمین فاصله ما با آینده خیالیمان، دچار خطا هستند. راه تا اینکه انسان دخالت نکند، خیلی طولانیتر ازینهاست که این شوی تبلیغاتی وانمود میکند. به شما نمیگویند نرمافزارشان چقدر درباره رندومها ضعیفند. طبیعت محیطی پر از رندومهاست، و آدمها، با رفتارهای غیرمنطقیشان، قسمت بزرگی ازین محیط هستند. مغزی که منطق محض است، در این محیط دوام نخواهد آورد، مگر اینکه یک ارباب انسانی داشته باشد. خیلی راه هست تا مغزی بسازیم که مثل خود ما، شخصیت داشته باشد، خطا کند، و فلسفهبافی کند. چالش پیش رو، خیلی فراتر از رزولوشن سنسورهاست.
https://t.me/mamlekate/42274
میشود مثل ابوجهل کافر بود، و مثل رازی. انتخاب با ماست. لج کردن احمقانهست، وقتی دلایل منطقی برای کفر موجود است. نقشهبردارهای لیزری را گران حساب کردند با آقای ماسک. به جای سرمایهگذاری برای تحقیق و توسعهای که ارزانش کند، گفت «لازم نیست». چون شما آدمها که رانندگی میکنید، لیزر که ندارید. پس با فقط دیدن هم میشود.
کنفرانس فروش هیجان، جای بحث نیست. و گرنه میشد در برابرش ایستاد و گفت مغز ما ۲۰ میلیون سال است که در حال یادگیری است، کامپیوتر تو ۲۰ ماه! و با این حال اگر دستگاه بینایی ما به لیزر دسترسی داشت، نمیگفت لازم نیست.
البته نباید علیه تکنولوژی شرط بست، اما این شامل فاصلهسنجهای لیزری هم میشود. آنها تا همیشه گران، سنگین و بزرگ نخواهند ماند. و سیستمی که آن را دارد، ایمنتر از سیستمی خواهد بود که ندارد.
فعلا اما، همانطور که دوربینهای تسلا در تشخیص فاصله، معلولیت دارند، مدیران و مشتریانش هم در تخمین فاصله ما با آینده خیالیمان، دچار خطا هستند. راه تا اینکه انسان دخالت نکند، خیلی طولانیتر ازینهاست که این شوی تبلیغاتی وانمود میکند. به شما نمیگویند نرمافزارشان چقدر درباره رندومها ضعیفند. طبیعت محیطی پر از رندومهاست، و آدمها، با رفتارهای غیرمنطقیشان، قسمت بزرگی ازین محیط هستند. مغزی که منطق محض است، در این محیط دوام نخواهد آورد، مگر اینکه یک ارباب انسانی داشته باشد. خیلی راه هست تا مغزی بسازیم که مثل خود ما، شخصیت داشته باشد، خطا کند، و فلسفهبافی کند. چالش پیش رو، خیلی فراتر از رزولوشن سنسورهاست.
https://t.me/mamlekate/42274
Telegram
مملکته
.
چرا کنفرانس دیشب و تکنولوژی رانندگی خودکار تسلا میتونه یکی از تاریخی ترین کنفرانس ها و یکی انقلابی ترین تکنولوژی های قرن بیست و یکم باشه؟
MohammadMSFT
اول از همه باید گفت چرا رانندگی خودکار انقدر مهمه و چرا امثال تسلا، اوبر، ویمو (گوگل) و شرکتهای بزرگ…
چرا کنفرانس دیشب و تکنولوژی رانندگی خودکار تسلا میتونه یکی از تاریخی ترین کنفرانس ها و یکی انقلابی ترین تکنولوژی های قرن بیست و یکم باشه؟
MohammadMSFT
اول از همه باید گفت چرا رانندگی خودکار انقدر مهمه و چرا امثال تسلا، اوبر، ویمو (گوگل) و شرکتهای بزرگ…
بارها شنیدهایم «ابله، متوجه بلاهت خود نیست». اما این درباره همه ابلهان صادق نیست. برخی از بلاهت خود لذت میبرند!
ضریب هوشی چقدر باید پایین باشد که بعد از چهل سال، هنوز نداند که این نظام چطور اداره میشود؟ حتما میدانند، اما ازینکه انقدر ابله باشند که تصور کنند این جلیلی بود که تعیین میکرد نظام به چه سمتی برود، لذت میبرند. مثل بعضیها که انقدر از بوی عرق آغشته به باکتری خود خوششان میآید که دستشان مدام در زیر زیرپوششان مشغول است.
سپس برمبنای همین بلاهت لذتبخش، وانمود میکنند ما منتظر سربازان پنتاگون هستیم تا بیایند ما را نجات دهند! (اینکه به آمریکا میگوییم «آزاد» هم به شدت اذیتشان میکند). براندازان ذهنی میسازند و با آن برانداران ذهنی بحث میکنند و خودشان در بحث پیروز میشوند!
اگر استاد دانشگاه امام صادق بودم میگفتم همه اینها مرتبط با بحران لذت جنسی در جامعه است.
ضریب هوشی چقدر باید پایین باشد که بعد از چهل سال، هنوز نداند که این نظام چطور اداره میشود؟ حتما میدانند، اما ازینکه انقدر ابله باشند که تصور کنند این جلیلی بود که تعیین میکرد نظام به چه سمتی برود، لذت میبرند. مثل بعضیها که انقدر از بوی عرق آغشته به باکتری خود خوششان میآید که دستشان مدام در زیر زیرپوششان مشغول است.
سپس برمبنای همین بلاهت لذتبخش، وانمود میکنند ما منتظر سربازان پنتاگون هستیم تا بیایند ما را نجات دهند! (اینکه به آمریکا میگوییم «آزاد» هم به شدت اذیتشان میکند). براندازان ذهنی میسازند و با آن برانداران ذهنی بحث میکنند و خودشان در بحث پیروز میشوند!
اگر استاد دانشگاه امام صادق بودم میگفتم همه اینها مرتبط با بحران لذت جنسی در جامعه است.
❤4
مسلمین وقتی در برابر انتقاداتی درباره بردهداری در صدر اسلام قرار میگیرند، اسلحه فرافکنی را به سمت غرب نشانه میگیرند، با کلیشه: «این غربی که از پیامبر اسلام ایراد میگیرد خودش بردهداری نوین را ایجاد کرده». (اگر دقت کنید خود مسلمان منتقد برایشان رسمیت ندارد. منتقد یا غربی است، یا اگر مسلمان خاورمیانهای است، غربزده است!). اما شواهد نشان میدهد که این خود جوامع اسلامی هستند که همچنان درگیر بردهداری هستند. از ۳۲ خدمتکار خانگی که در لبنان مورد پرسش قرارگرفتهاند ۱۰ نفرشان در خانه حبس شدهاند، ۱۴ نفر اجازه مرخصی نداشتند، و ۲۷ نفر گفتهاند پاسپورتشان را از آنها گرفتهاند! این حرف بیراه نیست که قاطبه مسلمین قلبا مشکل چندانی با مفهوم بردهداری ندارند، و نفوذ تمدن غربی که باعث شد بساطش جمع شود را «اتفاقی که بهتر بود نمیافتاد» قلمداد میکنند. و تا یک غربی نگوید «این چه وضعی است درست کردهاید؟» به نظرشان نمیرسد وضع نامناسبی است.
اما لبنان از جهتی کمی متفاوت است، چرا که خودش را طلایهدار جهاد با کفار میداند. آنقدر خودشان را مشغول ستیز با اسراییل کردهاند که یادشان رفته باید آدم شوند.
اما لبنان از جهتی کمی متفاوت است، چرا که خودش را طلایهدار جهاد با کفار میداند. آنقدر خودشان را مشغول ستیز با اسراییل کردهاند که یادشان رفته باید آدم شوند.
❤4
Anarchonomy
Photo
آقای نیکفر خواست مشابه حرف من رو بزنه اما به نظر نیاد که از روی دست کسی کپی کرده، مثال من رو برداشت و یه مثال دیگه گذاشت. اما حواسش نبود که فقط آبزورد بودن رفتار بیبیسی مطرح نیست، مشروعیت دادن به «شر» است که مطرحه. اینکه عدهای تصور کنند این خورشیده که به دور زمین میگرده، هیچ خطر و ضرری رو متوجه ما نمیکنه، حتی اگه به همه تریبونها دسترسی داشته باشند. اما جا زدن فردی که تو بیزینس ربودن کودکانه تو جایگاهِ «یک طرف بحث»، به اون جنایتکار مشروعیت میده، و نمیشه ضرر و زیان حاصله ازین کار رو محاسبه کرد.
آقای نیکفر شاید فکر میکنه این وسواس بیمارگونه بیبیسی به بیطرف بودنه که باعث شده ناخواسته به شر مشروعیت بده. اما من اینطور فکر میکنم که هدفشون دقیقا مشروعیت دادن به این اشراره، و پرستیژ بیطرفی رو سپر میکنند تا ازین مشروعیتدهی حفاظت کنند. البته این لایه دوم حفاظته. در لایه اول خود پرستیژ ژورنالیسم قرارداده شده. در واقع بازی اینجوریه: من خبرنگارم، اگه بم گیر بدید آزادی بیان میمیره! من بیطرفم، اگه بم گیر بدید رسانه مستقل میمیره!.. و بدین ترتیب هرکاری که دلش خواست میکنه و خواهد کرد.
آقای نیکفر شاید فکر میکنه این وسواس بیمارگونه بیبیسی به بیطرف بودنه که باعث شده ناخواسته به شر مشروعیت بده. اما من اینطور فکر میکنم که هدفشون دقیقا مشروعیت دادن به این اشراره، و پرستیژ بیطرفی رو سپر میکنند تا ازین مشروعیتدهی حفاظت کنند. البته این لایه دوم حفاظته. در لایه اول خود پرستیژ ژورنالیسم قرارداده شده. در واقع بازی اینجوریه: من خبرنگارم، اگه بم گیر بدید آزادی بیان میمیره! من بیطرفم، اگه بم گیر بدید رسانه مستقل میمیره!.. و بدین ترتیب هرکاری که دلش خواست میکنه و خواهد کرد.
❤4
خبر خوب اینه که ما یه پسر خوب مثل نریمان داریم.
خبر بد اینه که هشتاد میلیون نفر لنگ نریمان هستند.
گوگل میتونست این اپها رو خیلی خیلی زودتر حذف کنه. اما نکرد. چون بیکار نیست. ایران کشور بااهمیتی نیست در دنیا. پس باید خیلی روی طبل رسوایی کوبیده بشه تا توجهات به سمت ما جلب بشه. ما قدرت اینکه به گوگل بگیم «حکومت بوسیله پلتفرم شما دارد از ما سوء استفاده میکند» نداشتیم. چون همه ماهایی که دغدغه داریم، یک پیکر واحد نیستیم، خبری از سازمانیافتگی نیست، هدف مشخصی نداریم، متعاقبا برنامه هم نداریم. در آمریکا وقتی یکی از اعضاء خانواده فوت میکنه، میان تو شبکههای اجتماعی میگن داغداریم پول بمون اهدا کنید! خیلی راحت. به جرئت میشه گفت اپوزیسیون و تحولخواهان ایران، با هر گرایشی، حتی اندازه یک آمریکایی مُرده نمیتونند پول جمع کنند، حتی با بیتکوین! نمیدونم این اگه فاجعه نیست، چیه.
خبر بد اینه که هشتاد میلیون نفر لنگ نریمان هستند.
گوگل میتونست این اپها رو خیلی خیلی زودتر حذف کنه. اما نکرد. چون بیکار نیست. ایران کشور بااهمیتی نیست در دنیا. پس باید خیلی روی طبل رسوایی کوبیده بشه تا توجهات به سمت ما جلب بشه. ما قدرت اینکه به گوگل بگیم «حکومت بوسیله پلتفرم شما دارد از ما سوء استفاده میکند» نداشتیم. چون همه ماهایی که دغدغه داریم، یک پیکر واحد نیستیم، خبری از سازمانیافتگی نیست، هدف مشخصی نداریم، متعاقبا برنامه هم نداریم. در آمریکا وقتی یکی از اعضاء خانواده فوت میکنه، میان تو شبکههای اجتماعی میگن داغداریم پول بمون اهدا کنید! خیلی راحت. به جرئت میشه گفت اپوزیسیون و تحولخواهان ایران، با هر گرایشی، حتی اندازه یک آمریکایی مُرده نمیتونند پول جمع کنند، حتی با بیتکوین! نمیدونم این اگه فاجعه نیست، چیه.
❤5
روی این نقشه انگلستان، آدرس تمام میخانهها پین شده. همونطور که مشخصه تراکم انقدر بالاست که در هم فرو رفتن. این نمایشی نمادین از جایگاه این بیزینس در این کشوره.
یک واقعیت، و یک سوال.
واقعیت اینه که میخانه فقط خانهی می نیست. محل اجتماع هممحلیهاست، و محل آشنایی با غریبهها. اینجاها جاهاییست که مردم با هم بحث میکنند، دعوا میکنند، آشتی میکنند، اعتماد همدیگه رو به دست میارن، با همسر آیندهشون آشنا میشن، و... اینجا جاییه که آدم، اجتماعی بار میاد. و ما معادلش رو نداریم.
و سوال اینه که: آخوندها و آخوندزادهها در کشوری با این همه میخونه چه غلطی میکنند؟
یک واقعیت، و یک سوال.
واقعیت اینه که میخانه فقط خانهی می نیست. محل اجتماع هممحلیهاست، و محل آشنایی با غریبهها. اینجاها جاهاییست که مردم با هم بحث میکنند، دعوا میکنند، آشتی میکنند، اعتماد همدیگه رو به دست میارن، با همسر آیندهشون آشنا میشن، و... اینجا جاییه که آدم، اجتماعی بار میاد. و ما معادلش رو نداریم.
و سوال اینه که: آخوندها و آخوندزادهها در کشوری با این همه میخونه چه غلطی میکنند؟
❤7
با کلیت این متن کاملا موافقم. در جامعهای که هنوز فهمی از مدرنیته نداره (چه برسه اینکه عمیقا مدرن شده باشه)، حتی اگه بحثهای پیرامون ایدههای مدرن، مثل سوسیالیسم، دموکراسی، و آنارشیسم شکل بگیره، نهایتا فوتبالی و هولیگانی خواهد شد. مثل اینه که در یک کلاس دانشگاهی بین دانشجویان اختلاف پیش بیاد، بعد بچههای دبستانی صحنه رو تماشا کنند و هر کدوم از یکی از دانشجویان جانبداری کنند، بدون اینکه بدونند موضوع چیه! در واقع دعواهای غربیها، در جامعه ما وجود نداره. بلکه از دعواهای اونها شابلون زدیم برای دعواهای خودمانی خودمان.
اما تعاریفی که آورده شده، خیلی هم پرمصداق نیست در جوامعی که مدرن هستند. الیزابت وارن، نامزد دموکرات ریاست جمهوری، پیشنهاد داده بدهی دانشجویان که بابت شهریههای سنگینشون تلنبار شده رو خط بزنیم تا حسابشون صاف شه! کاشف بعمل آمده خانوم وارن از هاروارد نزدیک نیم میلیون دلار دستمزد گرفته بوده! یعنی دقیقا یکی از دلایل نجومی شدن شهریهها. این سیمای یک انسان لیبرال نیست اگه تعریفش «مسئولیت و عاملیت خویش را در تمامی ساحات میپذیرد و ...» باشه. وقتی پرسیده میشه خب این همه بدهی رو چطور پرداخت کنیم؟ میگن: «همونطوری که هزینههای جنگ رو پرداخت میکنید». یعنی موضوع «منافع جمعی» نیست. رقابت برای تصاحب پوله! به دست باز پنتاگون حسادت میکنند.. سناتور برنی سندرز که لوگوی سوسیالیستهاست، سه عدد خانه چندمیلیون دلاری داره. وقتی میپرسن چطور به این حد از ثروت و درآمد رسیدی میگه کارهایی که من کردم رو اگه شما هم بکنید همینقدر پول درمیارید!.. خب این جواب رو رییس کمپانیهای نفتی هم میتونن بدن. چه فرقی هست بین این انسان حقیقتا سوسیالیست و حقیقتا مدرن، با تمام اونهایی که سوسیالیسم، «زالو» معرفیشون میکنه؟
به نظرم «اسلام واقعی این نیست» برای همهمون و هفت پشتمون کافی بود. نباید لیبرال واقعی این نیست و سوسیالیست واقعی این نیست و غیره رو هم اضافه کرد. اگه سندرز یک سوسیالیست نیست، پس کی «است»؟ ایدهها را آدمها جلو میبرند. و آدمهای فعال در میدان، همینها هستند.
https://t.me/RezaNassaji/1534
اما تعاریفی که آورده شده، خیلی هم پرمصداق نیست در جوامعی که مدرن هستند. الیزابت وارن، نامزد دموکرات ریاست جمهوری، پیشنهاد داده بدهی دانشجویان که بابت شهریههای سنگینشون تلنبار شده رو خط بزنیم تا حسابشون صاف شه! کاشف بعمل آمده خانوم وارن از هاروارد نزدیک نیم میلیون دلار دستمزد گرفته بوده! یعنی دقیقا یکی از دلایل نجومی شدن شهریهها. این سیمای یک انسان لیبرال نیست اگه تعریفش «مسئولیت و عاملیت خویش را در تمامی ساحات میپذیرد و ...» باشه. وقتی پرسیده میشه خب این همه بدهی رو چطور پرداخت کنیم؟ میگن: «همونطوری که هزینههای جنگ رو پرداخت میکنید». یعنی موضوع «منافع جمعی» نیست. رقابت برای تصاحب پوله! به دست باز پنتاگون حسادت میکنند.. سناتور برنی سندرز که لوگوی سوسیالیستهاست، سه عدد خانه چندمیلیون دلاری داره. وقتی میپرسن چطور به این حد از ثروت و درآمد رسیدی میگه کارهایی که من کردم رو اگه شما هم بکنید همینقدر پول درمیارید!.. خب این جواب رو رییس کمپانیهای نفتی هم میتونن بدن. چه فرقی هست بین این انسان حقیقتا سوسیالیست و حقیقتا مدرن، با تمام اونهایی که سوسیالیسم، «زالو» معرفیشون میکنه؟
به نظرم «اسلام واقعی این نیست» برای همهمون و هفت پشتمون کافی بود. نباید لیبرال واقعی این نیست و سوسیالیست واقعی این نیست و غیره رو هم اضافه کرد. اگه سندرز یک سوسیالیست نیست، پس کی «است»؟ ایدهها را آدمها جلو میبرند. و آدمهای فعال در میدان، همینها هستند.
https://t.me/RezaNassaji/1534
Telegram
Reza Nassaji
دموکراسی یک ایده است؛ ایده بهمعنای کانتی (آنچنان که دربارهی شباهت و تفاوت آن با ایدهی افلاطونی توضیح داده است. نک: B370 تا 376 و A314 تا 320) که ایدئالی را پیش رو دارد، اما این ایدههای انسانی قرار نیست به این ایدئال نایل شوند. تبدیل ایده به ایدئولوژی…
❤4
وقتی در خراسان دست یک دزد را قطع کردند، صحبت این بود که چرا با یک دستگاه ابتدایی و قرون وسطایی این کار انجام میشود و مثلا چرا در اتاق جراحی بیمارستان و تحت بیهوشی نیست. انگار قطع ید یک کار عادی است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
حالا هم به عربستان اعتراض دارند که چرا سر را قطع کردی، باید با طناب خفهشان میکردی! انگار اعدام، آن هم اعدام یک مجرم سیاسی، یک کار نرمال است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
حالا هم به عربستان اعتراض دارند که چرا سر را قطع کردی، باید با طناب خفهشان میکردی! انگار اعدام، آن هم اعدام یک مجرم سیاسی، یک کار نرمال است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
با بیش از ۱۱۰۰ رأی، نمونه خوبی از حداقل جامعه جوان ایران بدست اومد. ۸۰ درصد موافق به رسمیت شناختن اسراییل و ایجاد رابطه دوستانه هستند. احتمالا در فضای کل ایران، اون ۱۷ درصد بیشتر ازین حرفهاست.
ما قبل از انقلاب سیاسی، نیاز به تعمیرکردن ذهنیت ایرانی داریم. ایرانیان باید به این درک برسند که اصلا «منافع ملی» چیست که بعد از حکومت بخوان تأمینش کنه. در حال حاضر، بسیاری تشخیص نمیدن که چه چیز به نفع جمع است، و چه چیز نیست. علاوه بر این باید بالاخره در یک نقطه تاریخی، این تصمیم رو بگیرند که بالاخره میخوان به وارد کردن بایاس مذهبی خود به سیاست خاتمه بدن، یا نمیخوان. قرار باشه با کشورهایی که خلاف میکنند قطع رابطه کنیم، باید با ۱۲۰ کشور جهان قطع رابطه کنیم. اگه از بین همه اینها فقط اسراییل رو جدا میکنیم یعنی بایاس مذهبی (یا نژادی، یا ایدئولوژیک) وارد سیاست شده. نباید انقد سادهلوح بود که تصور کرد با حذف جمهوریاسلامی، پرونده اسلام سیاسی و سیاست اسلامی در ایران بسته میشه.
ما قبل از انقلاب سیاسی، نیاز به تعمیرکردن ذهنیت ایرانی داریم. ایرانیان باید به این درک برسند که اصلا «منافع ملی» چیست که بعد از حکومت بخوان تأمینش کنه. در حال حاضر، بسیاری تشخیص نمیدن که چه چیز به نفع جمع است، و چه چیز نیست. علاوه بر این باید بالاخره در یک نقطه تاریخی، این تصمیم رو بگیرند که بالاخره میخوان به وارد کردن بایاس مذهبی خود به سیاست خاتمه بدن، یا نمیخوان. قرار باشه با کشورهایی که خلاف میکنند قطع رابطه کنیم، باید با ۱۲۰ کشور جهان قطع رابطه کنیم. اگه از بین همه اینها فقط اسراییل رو جدا میکنیم یعنی بایاس مذهبی (یا نژادی، یا ایدئولوژیک) وارد سیاست شده. نباید انقد سادهلوح بود که تصور کرد با حذف جمهوریاسلامی، پرونده اسلام سیاسی و سیاست اسلامی در ایران بسته میشه.
❤5
«باید یکبار برای همیشه دسترسی مطلق نظام سیاسی به نفت، تقدس و اسلحه در ایران محدود و مشروط شود».
انقلاب مشروطه چیزی نبود جزء نمونه واقعی داستان اصحاب کهف، توسط ملتی که چندصدسال در خواب بود. وقتی این ملت آقازادههای خودش رو به شهر (غرب) فرستاد تا نان (فن و مهارت) بخرند، فرستادهها با دهانی باز برگشتند و گفتند چه خسبیدید که نه تنها سکه ما دیگه در جامعه جهانی خریدار نداره، بلکه اگه دستمون ببینند میگیرن میزنمون! ازشون پرسیده شد خب چه کنیم؟ گفتند به نظر میرسه نظام اقتصادیشون کار میکنه چون مالیات میگیرند از خلقالله، و به نظر میرسه نظام سیاسیشون کار میکنه چون پارلمان دارند! پس ما هم باید همین چیزها را ایجاد کنیم در مملکت. بدون اینکه توجه بشه اون سیستم مالیاتگیری چه سابقهای پشتش هست، و چه اتفاقاتی در تاریخ اروپا افتاد که پارلماندار شدند این اجنبیها. کسی بشون نگفت پادشاه اروپایی، از خودش سرباز نداشت، تولید کشاورزی هم نداشت. سرباز و اسب و غذا رو باید از زمیندارها میگرفت، و زمیندارها به راحتی نمیدادند. سلطنت مشروطه شد چون سلطنت به کانونهای دیگهای از قدرت، وابسته بود. اول وابسته بود بعد مشروطه شد. نه اینکه اول مشروطش کنند و بعد وابسته شه. انقلابیون ایرانی پیش خودشون نگفتند شاهی که بدون همه ما، بدون همه خرد تا کلان ما، میتواند شاه بماند، چطور قرار است قید قدرت و اختیاراتی که پدرش داشته را بزند؟
البته به زور تپانچه داخلی و توپ خارجی، پارلماندار شدیم، ولی چه پارلمانی؟ نظام مالیات شد یک خفتگیری سازمانیافته، و پارلمان شد یک هالووین پارتی مردانه!
شاه قاجار نفت نداشت و هر کاری که دلش میخواست با ما میکرد. چرا این برادرمون فکر میکنه جمهوریاسلامی بدون نفت نمیتونه هرکاری دلش خواست با ما بکنه؟
بذارید یک چیز رو روشن بگم و سه بار تکرارش کنم:
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
جمهوریاسلامی بدون نفت، شر کمتری ایجاد میکنه (مثلا نمیتونه اسپانسر آدمکشیهای اسد و خرابکاریهای نصرالله باشه)، اما شهروندان رو از چیزی که هستند بالاتر نمیبره. ما باید بالاتر از چیزی که الان هستیم بشیم تا این وضعیت ارباب رعیتی خاتمه پیدا کنه.
میمونه امنیت و تقدس. به امنیت که نمیشه دست زد. در منطقه منحوس خاورمیانه، حاکم اقتدارگرا میتونه به بهانه امنیت هرکاری بکنه، حتی اگه لازم باشه تروریست اجارهای استخدام کنه تا انقدر در متروها و پارکها خون به پا کنند که به بهانه مقابله باشون تا هروقت که خواست تانکها رو در خیابان نگه داره.
و اما تقدس. چه کسی باید دسترسی مطلق نظام به تقدس رو محدود کنه؟ قطعا من نه. زحمت این یکی رو باید خود دینداران و کسانی که دغدغه دینی دارند بکشند. که لازمهش اینه که قسمت بزرگی از خود دین رو چکشکاری کنند. اما این عزیزان در نقد الهیات اسلامی، در نقد تفکر اسلامی، در نقد تاریخ اسلام، در نقد پیامبر، در نقد قرآن، نقد سنت، نقد حدیث و خیلی موارد دیگه، ملاحظاتی دارند. باید اول معلوم باشه این دینی که محل مناقشهست «چیست»، بعد جلوی دستدرازی حکومت به محتواش رو گرفت. واقعیت اینه که دینداران بیشتر ازین میترسند که دینشون در چالش بنیادی قرار بگیره، تا اینکه توسط حکومت به قهقرا کشیده بشه. گویی در توافقی نانوشته تصمیم گرفتند تا اونی که این دین رو نابود میکنه، حکومت باشه، نه تلاش مصلحانه و پرریسک خودشون. اما این درک رو ندارند که حکومت اگر این دین رو بسوزونه، دیگه چیزی از زیر خاکسترش بیرون نخواهد اومد، اما تلاش خودشون در چکشکاری بنیادی، هرچند ممکن بود بیمار رو بکشه، اما این شانس وجود داشت که بشه از اعضای سالمش برای زنده کردن یک اسلام نوین استفاده کرد.
https://t.me/IslamicLeft/744
انقلاب مشروطه چیزی نبود جزء نمونه واقعی داستان اصحاب کهف، توسط ملتی که چندصدسال در خواب بود. وقتی این ملت آقازادههای خودش رو به شهر (غرب) فرستاد تا نان (فن و مهارت) بخرند، فرستادهها با دهانی باز برگشتند و گفتند چه خسبیدید که نه تنها سکه ما دیگه در جامعه جهانی خریدار نداره، بلکه اگه دستمون ببینند میگیرن میزنمون! ازشون پرسیده شد خب چه کنیم؟ گفتند به نظر میرسه نظام اقتصادیشون کار میکنه چون مالیات میگیرند از خلقالله، و به نظر میرسه نظام سیاسیشون کار میکنه چون پارلمان دارند! پس ما هم باید همین چیزها را ایجاد کنیم در مملکت. بدون اینکه توجه بشه اون سیستم مالیاتگیری چه سابقهای پشتش هست، و چه اتفاقاتی در تاریخ اروپا افتاد که پارلماندار شدند این اجنبیها. کسی بشون نگفت پادشاه اروپایی، از خودش سرباز نداشت، تولید کشاورزی هم نداشت. سرباز و اسب و غذا رو باید از زمیندارها میگرفت، و زمیندارها به راحتی نمیدادند. سلطنت مشروطه شد چون سلطنت به کانونهای دیگهای از قدرت، وابسته بود. اول وابسته بود بعد مشروطه شد. نه اینکه اول مشروطش کنند و بعد وابسته شه. انقلابیون ایرانی پیش خودشون نگفتند شاهی که بدون همه ما، بدون همه خرد تا کلان ما، میتواند شاه بماند، چطور قرار است قید قدرت و اختیاراتی که پدرش داشته را بزند؟
البته به زور تپانچه داخلی و توپ خارجی، پارلماندار شدیم، ولی چه پارلمانی؟ نظام مالیات شد یک خفتگیری سازمانیافته، و پارلمان شد یک هالووین پارتی مردانه!
شاه قاجار نفت نداشت و هر کاری که دلش میخواست با ما میکرد. چرا این برادرمون فکر میکنه جمهوریاسلامی بدون نفت نمیتونه هرکاری دلش خواست با ما بکنه؟
بذارید یک چیز رو روشن بگم و سه بار تکرارش کنم:
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمیکنه.
جمهوریاسلامی بدون نفت، شر کمتری ایجاد میکنه (مثلا نمیتونه اسپانسر آدمکشیهای اسد و خرابکاریهای نصرالله باشه)، اما شهروندان رو از چیزی که هستند بالاتر نمیبره. ما باید بالاتر از چیزی که الان هستیم بشیم تا این وضعیت ارباب رعیتی خاتمه پیدا کنه.
میمونه امنیت و تقدس. به امنیت که نمیشه دست زد. در منطقه منحوس خاورمیانه، حاکم اقتدارگرا میتونه به بهانه امنیت هرکاری بکنه، حتی اگه لازم باشه تروریست اجارهای استخدام کنه تا انقدر در متروها و پارکها خون به پا کنند که به بهانه مقابله باشون تا هروقت که خواست تانکها رو در خیابان نگه داره.
و اما تقدس. چه کسی باید دسترسی مطلق نظام به تقدس رو محدود کنه؟ قطعا من نه. زحمت این یکی رو باید خود دینداران و کسانی که دغدغه دینی دارند بکشند. که لازمهش اینه که قسمت بزرگی از خود دین رو چکشکاری کنند. اما این عزیزان در نقد الهیات اسلامی، در نقد تفکر اسلامی، در نقد تاریخ اسلام، در نقد پیامبر، در نقد قرآن، نقد سنت، نقد حدیث و خیلی موارد دیگه، ملاحظاتی دارند. باید اول معلوم باشه این دینی که محل مناقشهست «چیست»، بعد جلوی دستدرازی حکومت به محتواش رو گرفت. واقعیت اینه که دینداران بیشتر ازین میترسند که دینشون در چالش بنیادی قرار بگیره، تا اینکه توسط حکومت به قهقرا کشیده بشه. گویی در توافقی نانوشته تصمیم گرفتند تا اونی که این دین رو نابود میکنه، حکومت باشه، نه تلاش مصلحانه و پرریسک خودشون. اما این درک رو ندارند که حکومت اگر این دین رو بسوزونه، دیگه چیزی از زیر خاکسترش بیرون نخواهد اومد، اما تلاش خودشون در چکشکاری بنیادی، هرچند ممکن بود بیمار رو بکشه، اما این شانس وجود داشت که بشه از اعضای سالمش برای زنده کردن یک اسلام نوین استفاده کرد.
https://t.me/IslamicLeft/744
Telegram
جمهورى سوم
تحریم نفت: هنگام خلاصی از برادران معتاد
🔴همانطور که در یادداشت «دولت-شهر معتاد: نفت، تقدس و امنیت؛ سه افیون کارآمدی دولت ایرانی»* نوشتم تنها راه شکل گیری عقلانیت و گشوده شدن راه پیشرفت در ایران، آزاد کردن حاکمیت از سه افیون نفت، تقدس و اسلحه است. دولت…
🔴همانطور که در یادداشت «دولت-شهر معتاد: نفت، تقدس و امنیت؛ سه افیون کارآمدی دولت ایرانی»* نوشتم تنها راه شکل گیری عقلانیت و گشوده شدن راه پیشرفت در ایران، آزاد کردن حاکمیت از سه افیون نفت، تقدس و اسلحه است. دولت…
حاضر نیستند به همون درصد از ما که بیکار داریم بیکار داشته باشند، حاضر نیستند به همون درصد از ما که فقیر مطلق داریم فقیر مطلق داشته باشند، حاضر نیستند به همون درصد از ما که مورد اهانت و تمسخر قرار میگیریم مورد اهانت و تمسخر قرار بگیرند، حاضر نیستند به همون درصد از ما که بابت اظهار نظر وادار به پرداخت هزینههای سنگین میشیم وادار به پرداخت هزینه بشن، حاضر نیستند به همون درصد از ما که گرفتار خفتگیرها میشیم گرفتار خفتگیرها بشن، حاضر نیستند به همون درصد از ما که وارد درگیری خیابانی میشیم وارد درگیری خیابانی بشن، و حاضر نیستند به همون درصد از ما که ممکنه به هر دلیلی چاقو بخوریم چاقو بخورند. حتی حاضر نیستند قوانین احتمال ما و اونها رو یک کاسه کنه! چون خودشون رو بالاتر ازین میبینند که مبتلا به دردهای ما باشند.
سپس شگفتزده میشن ازینکه کسی اهمیت نمیده که خونشون میریزه روی آسفالت یا نه.
سپس شگفتزده میشن ازینکه کسی اهمیت نمیده که خونشون میریزه روی آسفالت یا نه.
❤6
این متن طوری نوشته شده انگار اگه یک جوان به قصد مهاجرت بره آمریکا اما موفق نشه بمونه و برگرده ایران، تو همون فرودگاه قلم پاش رو خرد میکنند! برای چه این مشکل رو که صرفا یک چالش روانی گذراست انقدر بزرگ میکنند؟ علاوه بر اینکه مهاجر و خانوادهش از دولت انتظار دارند از رانت ارزی بهرهمندشون کنه، از ما مردم هم انتظار دارند رانت عاطفی در اختیارشون بذاریم!
نکته تأملبرانگیز اینه که ما به طور غیرمستقیم در هزینه تصمیم اشتباه این افراد سهیم هستیم. پدر این مهاجر اگه فرضا یک دندانپزشک باشه، اگه تا قبل ازین ماهی هزار دلار براش میفرستاد، حالا باید سه چهار برابر کار کنه تا بتونه همون هزار دلار رو بفرسته. و ازونجایی که روبوت نیست مجبوره از کیفیت کارش بزنه. این منم که ساعت ۱۰ شب بم وقت خواهد داد، و این دندان منه که اونجوری که باید ترمیم نمیشه.
https://t.me/mohsenrowhani/379
نکته تأملبرانگیز اینه که ما به طور غیرمستقیم در هزینه تصمیم اشتباه این افراد سهیم هستیم. پدر این مهاجر اگه فرضا یک دندانپزشک باشه، اگه تا قبل ازین ماهی هزار دلار براش میفرستاد، حالا باید سه چهار برابر کار کنه تا بتونه همون هزار دلار رو بفرسته. و ازونجایی که روبوت نیست مجبوره از کیفیت کارش بزنه. این منم که ساعت ۱۰ شب بم وقت خواهد داد، و این دندان منه که اونجوری که باید ترمیم نمیشه.
https://t.me/mohsenrowhani/379
Telegram
یک حقوقی در نیویورک
داستان تکراری دانشجویان ایرانی اینجا در این چند ماه اخیر.
دانشجویان ارشد معمولا بورسی نمیگیرند مگر درصدی از شهریه شان کسر شود، هزینه زندگی هم که در اینجا با ریال امروز ایران معنای دقیق واژه “سرسام آور” است.
دو سال قبل آمده اند، خانواده محاسباتشان بر مبنای…
دانشجویان ارشد معمولا بورسی نمیگیرند مگر درصدی از شهریه شان کسر شود، هزینه زندگی هم که در اینجا با ریال امروز ایران معنای دقیق واژه “سرسام آور” است.
دو سال قبل آمده اند، خانواده محاسباتشان بر مبنای…
❤1
«در سال ۲۰۰۰ مایکروسافت بزرگترین شرکت دنیا بود، و امروز دوباره بزرگترینه. هیچکدوم از ۹ تا شرکت از ۱۰ تا بزرگترینهای اون روز، امروز جزء ۱۰ تا نیستند».
البته خیلی درست نیست بگیم «بزرگ». مارکت کپ یعنی قیمت سهام ضربدر تعداد سهام. وقتی شرکتی تو این لیسته یعنی باید پول زیادی داد تا کلش رو خرید، حتی اگه واقعا اونقدر نیارزه. این لیست فقط نشون میده پولها داره به سمت کدوم شرکتها میره. سی چهل سال پیش بیشترشون نفتی بودن، اما امروز بیشترشون در حوزه فناوری، مخصوصا آیتی، مخصوصا «دیتا» هستند.
در ایران قصه زیاد میشنویم که آمریکا رو به افوله، اما همه اینها داره میگه نسبت به چهل سال پیش که ما انقلاب کردیم قدرتمندتر شده. اون موقع یک اشتراک داشتیم در ابزار قدرت: ما نفت داشتیم و اونها توانایی استخراجش. همونقدری که ما وابسته به اونها بودیم اونها وابسته به ما بودند. اما امروز، دیتا، نفت جدیده، که هم خودش و هم استخراجش دست خودشونه (علاوه بر این که در تولید نفت سنتی هم خودکفا شدند، و ما حتی بازار نفت سنتی هم از دست دادیم).
البته خیلی درست نیست بگیم «بزرگ». مارکت کپ یعنی قیمت سهام ضربدر تعداد سهام. وقتی شرکتی تو این لیسته یعنی باید پول زیادی داد تا کلش رو خرید، حتی اگه واقعا اونقدر نیارزه. این لیست فقط نشون میده پولها داره به سمت کدوم شرکتها میره. سی چهل سال پیش بیشترشون نفتی بودن، اما امروز بیشترشون در حوزه فناوری، مخصوصا آیتی، مخصوصا «دیتا» هستند.
در ایران قصه زیاد میشنویم که آمریکا رو به افوله، اما همه اینها داره میگه نسبت به چهل سال پیش که ما انقلاب کردیم قدرتمندتر شده. اون موقع یک اشتراک داشتیم در ابزار قدرت: ما نفت داشتیم و اونها توانایی استخراجش. همونقدری که ما وابسته به اونها بودیم اونها وابسته به ما بودند. اما امروز، دیتا، نفت جدیده، که هم خودش و هم استخراجش دست خودشونه (علاوه بر این که در تولید نفت سنتی هم خودکفا شدند، و ما حتی بازار نفت سنتی هم از دست دادیم).
❤5
رهبر انقلاب از حدی از سلامتی برخورداره که بره نمایشگاه کتاب، و همونقدری که میتونه اونجا سرپا بایسته جلوی غرفهها، میتونست جلوی چادرهای اسکان سیلزدگان لرستان و خوزستان بایسته. اما اونجا نرفت. یحتمل به این دلیل که بش به درستی گزارش دادند که اندفعه مردم جدا عصبانیاند و هرچقدر هم بسیجی سیلزده جمع کنیم دورت، باز شعاری فحشی چیزی ضبط خواهد شد در اون لابلا، و موجب فضاحت خواهد شد. هرچند که قبلا به دیدار مناطق زلزلهزده رفته بود، و عمامه خاکی شدهش تا مدتها سوژه خودارضایی ولایتمداران بود، و ممکنه وقتی آبها از آسیاب افتاد، و از مسیلها خارج شد، به خوزستان بره برای اینبار گِلیکردن نعلین! اما این تأخیر بهرحال یک پیام مهم داشت. محرومیت مناطق محروم، از جنس محرومیت مناطق فقیرنشن و لاتپرور تهران نیست. در لرستان و گلستان و خوزستان، مجیدسوزوکیهای عرقخور که به وقتش برات توبه کنند و شهید بشن پیدا نمیکنی. اونجا غلظت و سبقه فلاکت و ظلم انقدر بالاست که حتی دستگاه پروپاگاندا هم دیگه کار نمیکنه.
❤5
برای علاقمندان به جامعهشناسی و بازاریابی (در دنیایی که توسط سرمایهداری اداره میشه این دو در آغوش همدیگه هستند) بررسی فیلم جدید اونجرز و سیزن هشتم سریال گیم آو ترونز، باید جزء اولویتها باشه. این دو با اینکه در ماهیت بسیار شبیه هم هستند (هر دو در دنیایی کاملا تخیلی که تقریبا هیچ نسبتی با واقعیت نداره، تا حدی که مرگ، واقعیترین پدیده دنیای واقعی، توش به سخره گرفته میشه)، اما در اثری که از خودشون به جا گذاشتند کاملا متفاوتند. گات، موضوع صحبت تعداد بیشماری از آدمهای ساکن بر روی کره زمین شده، از کاهوفروشهای دوره گرد حومه شانگهای، تا دانشجویان برنامهنویسی در پراگ، تا نوجوانان برزیلی تا مردم خود آمریکا، طوری که شاید بشه گفت اینکه مردم دنیا همزمان با این حد از گستردگی درباره یک چیز صحبت کنند در تمام طول تاریخ بشر سابقه نداشته، در حالی که شرکت سازنده متناسب با این گستردگی و نفوذ کسب درآمد نکرد. در مقابل، اونجرز که از لحاظ موضوع صحبت بودن به گرد پای گات نمیرسه، در فروش و چاپ پول رکوردها رو یکی بعد از دیگری شکست، و بعید نیست در لیست پنج پرفروشترینهای تاریخ سینما قرار بگیره.
از لحاظ محتوایی و ادبی هر دو مهملند، اما عامهپسندی قواعد خودش رو داره. پست قبل درباره قدرتمندتر شدن آمریکا به وسیله تسلطش به دیتا گفتم، اینجا باید یک مولفه دیگه هم اضافه کنم: امروز آمریکا شهرزاد عالم است!.. فرق شهرزاد با بقیه قصهگوها این بود که قصهگویی و سرگرمسازی رو با هم انجام میداد، با یکی عشق رو در دل شاه میانداخت، و با اون یکی زمان میخرید (تا دیرتر اعدام بشه). یعنی کسب همزمان دو نوع سود، که یکیش مادیه، و یکیش با چرتکه قابل اندازهگیری نیست. آمریکا به هر دوی اینها تسلط پیدا کرده. مردم دنیا هم معتادند به قصههای آمریکا، که ممکنه پول چندانی هم براش نداشته باشه، و هم راغبند به سرگرمیهای آمریکا، که منافع مادی قابل توجهی براش داره. گات، عشق میخره برای آمریکا، و اونجرز، زمان.
میشه افتخار کرد که «من وقتم رو پای اینها تلف نمیکنم»، اما این واقعیت رو که دنیا داره وقت زیادی میذاره برای اینها رو تغییر نمیده. آمریکا مالک وقت و توجه آدمهاست. باارزشترین چیزهایی که یک صاحب قدرت میتونه به چنگ بیاره.
از لحاظ محتوایی و ادبی هر دو مهملند، اما عامهپسندی قواعد خودش رو داره. پست قبل درباره قدرتمندتر شدن آمریکا به وسیله تسلطش به دیتا گفتم، اینجا باید یک مولفه دیگه هم اضافه کنم: امروز آمریکا شهرزاد عالم است!.. فرق شهرزاد با بقیه قصهگوها این بود که قصهگویی و سرگرمسازی رو با هم انجام میداد، با یکی عشق رو در دل شاه میانداخت، و با اون یکی زمان میخرید (تا دیرتر اعدام بشه). یعنی کسب همزمان دو نوع سود، که یکیش مادیه، و یکیش با چرتکه قابل اندازهگیری نیست. آمریکا به هر دوی اینها تسلط پیدا کرده. مردم دنیا هم معتادند به قصههای آمریکا، که ممکنه پول چندانی هم براش نداشته باشه، و هم راغبند به سرگرمیهای آمریکا، که منافع مادی قابل توجهی براش داره. گات، عشق میخره برای آمریکا، و اونجرز، زمان.
میشه افتخار کرد که «من وقتم رو پای اینها تلف نمیکنم»، اما این واقعیت رو که دنیا داره وقت زیادی میذاره برای اینها رو تغییر نمیده. آمریکا مالک وقت و توجه آدمهاست. باارزشترین چیزهایی که یک صاحب قدرت میتونه به چنگ بیاره.
❤6
ایشون معتقده سلبریتیهای علوم انسانی خیلی سواد ندارند در علوم انسانی، و برای دانشجوی علم انسانی مفید نیستند!
با این که شخصا ژیژک رو یک انسان خلوضع میدونم اما مقایسه آدمی حتی در حد ژیژک با نخالههای تولیدی جمهوریاسلامی، خود نوعی دهنکجی به علوم انسانیه. هرچند ژیژک انقدر ارزش برای خودش قائل نیست که مثلا خودشو قاطی برنامههای تهیمغزی مثل نادرطالبزاده نکنه، اما به خاطر دغدغههای چپگرایانهش (که تابع همبستری تاریخی چپها با انقلابیون اسلامگراست) خودشو قاطی میکنه، نه اینکه فهم و سوادش در حد طالبزادهست. برای اینکه سطح واقعی این چپها رو نشون بدیم، لازم نیست این نخالههای داخلی رو بالاتر از چیزی که هستند نشون بدیم.
و اما یک نکته در مورد پترسون. خیلیها در حیاط دانشگاه درگیر یک دعوا میشن، اما همه اونها به شهرت نمیرسند. در بین اونهایی که بواسطه یک رویداد به شهرت میرسند تعداد کمی هستند که شهرتشون پایدار میمونه، چون بقیه با فراموش شدن اون رویداد شهرت حاصله رو هم از دست میدن. شاید پترسون رو برای رویدادهایی شهرتساز در گذشته به بیبیسی دعوت کردند، اما تسلط و نفوذ کلام پترسون در برابر مجری بیبیسی دیگه ربطی به رویدادها نداشت، مستقیما محصول توانایی خودش بود.
جردن پترسون، یک برند است. حتی اگه این برند رو باباش کادو کرده و زیر بالشتش قرار داده بود، باز نیاز به توانایی خودش داشت تا حفظش کنه و معتبرترش کنه. معتبر نگه داشتن برند، قابلیتهایی لازم داره، که یکیش تسلط کلامیه، یکی دیگهش عامهفهم صحبت کردنه، یکی دیگهش توسل به عقل سلیمه (که فرد رو در موضع بالا قرار میده)، یکی دیگهش پرداختن به موضوعات روزه، یکی دیگهش سادهسازی مسائل پیچیده برای مخاطبه، یکی دیگهش طراحی یک هویت قابل شناسایی و یونیک برای خودشه. حتی اگه دانشجوی علوم انسانی از محتویات تولیدی این برند راضی نیست، باید برندسازی رو ازش یاد بگیره، چون مجبوره برای انتقال دانشش به مردم کوچه و بازار ازین قابلیتها برخوردار باشه. مگر اینکه هدفش این باشه که در آکادمی باشد تا در آکادمی باشد!
https://t.me/philosopherin/1769
با این که شخصا ژیژک رو یک انسان خلوضع میدونم اما مقایسه آدمی حتی در حد ژیژک با نخالههای تولیدی جمهوریاسلامی، خود نوعی دهنکجی به علوم انسانیه. هرچند ژیژک انقدر ارزش برای خودش قائل نیست که مثلا خودشو قاطی برنامههای تهیمغزی مثل نادرطالبزاده نکنه، اما به خاطر دغدغههای چپگرایانهش (که تابع همبستری تاریخی چپها با انقلابیون اسلامگراست) خودشو قاطی میکنه، نه اینکه فهم و سوادش در حد طالبزادهست. برای اینکه سطح واقعی این چپها رو نشون بدیم، لازم نیست این نخالههای داخلی رو بالاتر از چیزی که هستند نشون بدیم.
و اما یک نکته در مورد پترسون. خیلیها در حیاط دانشگاه درگیر یک دعوا میشن، اما همه اونها به شهرت نمیرسند. در بین اونهایی که بواسطه یک رویداد به شهرت میرسند تعداد کمی هستند که شهرتشون پایدار میمونه، چون بقیه با فراموش شدن اون رویداد شهرت حاصله رو هم از دست میدن. شاید پترسون رو برای رویدادهایی شهرتساز در گذشته به بیبیسی دعوت کردند، اما تسلط و نفوذ کلام پترسون در برابر مجری بیبیسی دیگه ربطی به رویدادها نداشت، مستقیما محصول توانایی خودش بود.
جردن پترسون، یک برند است. حتی اگه این برند رو باباش کادو کرده و زیر بالشتش قرار داده بود، باز نیاز به توانایی خودش داشت تا حفظش کنه و معتبرترش کنه. معتبر نگه داشتن برند، قابلیتهایی لازم داره، که یکیش تسلط کلامیه، یکی دیگهش عامهفهم صحبت کردنه، یکی دیگهش توسل به عقل سلیمه (که فرد رو در موضع بالا قرار میده)، یکی دیگهش پرداختن به موضوعات روزه، یکی دیگهش سادهسازی مسائل پیچیده برای مخاطبه، یکی دیگهش طراحی یک هویت قابل شناسایی و یونیک برای خودشه. حتی اگه دانشجوی علوم انسانی از محتویات تولیدی این برند راضی نیست، باید برندسازی رو ازش یاد بگیره، چون مجبوره برای انتقال دانشش به مردم کوچه و بازار ازین قابلیتها برخوردار باشه. مگر اینکه هدفش این باشه که در آکادمی باشد تا در آکادمی باشد!
https://t.me/philosopherin/1769
❤3