Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
کیانو آقاست، کیانو ماهه. در این تردیدی نیست، بر منکران و حسودانش لعنت. اما ایشون انقدر پول داره که با یه وانت پرمصرف تردد کنه، هم پول بنزینش رو بده، هم جریمه‌هایی که ممکنه بشه رو بده، هم پول پارکینگ‌های گرون وسط شهر رو. اما میاد از مترو استفاده می‌کنه. تقریبا…
از اتاق فرمان اشاره می‌کنند بیشتر مالیات جمع‌آوری شده رو دارند دهک‌های بالای جامعه میدن، یعنی همین میلیاردرها و میلیونرها، یعنی این مترو تا حدی مدیون مالیات‌های همین آقای کیانو ریوز است. پس باید هم ازش استفاده کنه.
این توجیه جالبی نیست، چون میشه به همه مخارج دولتی و عمومی تعمیم داد. اگه ایشون تو مترو سهیمه تو خیلی چیزهای دیگه هم سهیم است. مثلا می‌تونه بره آنش‌نشانی بگه من پول این هلی‌کوپترها رو دادم، الان که جایی آتش‌سوزی نیست، سوارم کنید یه دوری بزنیم باش! یا میتونه بره بیمارستان بگه سه تا از تخت‌های اینجا رو با پول من خریدن، فعلا هم که مریض ندارید، پس من یه چرت میزنم روش! آره؟

اشاره می‌کنند کیانوجان اصلا پول مالیات به اونجاش هم نیست، پول چیه اصلا؟ فدای سر جامعه. فقط دغدغه‌های زیست‌محیطی داره که مترو سوار میشه!..خب انقدر پول داره که یکی از ماشین‌های برقی تسلا رو بخره. تو شهری که زندگی می‌کنه، تسلا یه عالمه ایستگاه سوپرشارژر داره. البته هم تسلا هم مترو، برقی مصرف می‌کنند که از سوخت فسیلی به‌ دست میاد. اگه پلَنِت ارث انقدر ناموسشه، می‌تونه دوچرخه اجاره کنه (که ایستگاه‌های اجاره‌ش هم زیاد هست تو اون شهر)، آرتروز هم که نداره. فداش بشم فیزیک بدنش در حدی هست که با دوچرخه از آلپ هم بالا بره.
2
زمانی که ریوز معتاد بود، داخل همه‌جور جماعتی قرار گرفت. جزء معدود سوپراستارهاییه که عکس از ساندویچ‌خوردنش کنار شمشادهای خیابون در حالی که فقط زیرپوش تنشه، موجود هست در اینترنت. میلیونرها مختارند از ثروتی که دارند استفاده نکنند. رییس توعیتر داره هفته‌ای یه بار روزه می‌گیره، و غذایی که میخوره خیلی فرق نداره با غذای زندانیان جرائم خطرناک! و مختارند خودشون رو بچپونند بین توده مردم. حالا از روی خاکی بودن (که بسیار بعیده)، یا از روی لج‌بازی با فرهنگ زندگی لاکشری رایج که طرف رو از توده دور نگه میداره. خودشون بش میگن کانترکالچر.
اما من باید ابله باشم که فکر کنم اگه میلیونرها تو مترو کنارم بشینند بهتر ازینه که کنارم نشینند! من قرابت بدنی با میلیونرها رو نمیخوام، قرابت درآمدی با میلیونرها رو میخوام. اگه میلیونرها علاقه دارند به ما، می‌تونن علاوه بر مالیات، یه پولی رو هم donate
کنن به شرکت مترو. بعد بیان بشینن.‌
4
حضور سلبریتی‌ها در بین مردم «تأثیر مثبت داره برای جامعه بشر»
اینم ازون حرف‌های کلیشه‌‌ای مزخرفه. نمونه‌ش همین خانوم. بازیگر سکسی اهل سوریه، که البته بوس بهش از تمام زوایا زیباست، ولی رفته سراغ بچه‌های سرطانی استوری می‌گیره! یکیشون حتی حال نداشت سرپا وایسه. که چی؟ قراره امید به زندگی اینا بیشتر شه؟ بچه فکر کنم نمیدونه این کی هست اصلا. صبح پاشده دیده همه‌جا شده دوربین. این پوله که حال اینارو بهتر می‌کنه. حتی ساپورت عاطفی رو هم با پول بهتر میشه تأمین کرد. چون اگه قرار بود یک عمخوار بخرم، از سلبریتی‌ها نمیخریدم.‌ پول میدادم کسی که بهتر از من و بهتر از یه سلبریتی بلده مهربان باشه، بره بشون محبت کنه. اگه مردی، donate کن.
ببخشید سرتون رو درد میارم، ولی این هم یک نمونه داخلی.. همین الان منتشر شد.
رضا کیانیان چرا فکر می‌کنه اینا به حضور و قر دادن من نیاز دارند؟ (این بچه‌ها چندتا فیلم ازش دیدن؟). چهره پدرمادرهایی که در پس زمینه دارن صحنه رو تماشا می‌کنند طلاییه. یک «این کوبیده از تهران اومده واسه این اسگل‌بازی؟» خاصی تو نگاه مبهوت‌شون هست. بعضی بچه‌ها هم یه التماس ناگفتنی در هیکل‌شون هست که «اگه اسباب‌بازی هست بدید بریم».
یاد مسجد میفته آدم.. درست موقع شام برق‌ها رو خاموش می‌کردن. آخونده از بالای منبر می‌گفت اول روضه رو بخونیم بعد شام! ما هم تو دلمون می‌گفتیم «پس بنال زودتر».


https://t.me/khabaronline_ir/218380
4
اتریش هم مثل بقیه کشورهای اروپایی با مشکل افراطی‌گری اسلامی مواجهه. اما به جای اینکه راه حلی براش پیدا کنند حدس می‌زنید چه اقدامی انجام میدن؟ اجبار کردن شهروندان به گذاشتن کامنت با هویت واقعی! که کسی جرئت نکنه اسلام رو نقد کنه، که مسلمین تحریک نشن کلیسایی مترویی مدرسه‌ای جایی رو بفرستند رو هوا!
البته کاربردهای دیگه‌ای هم داره. مثلا اگه وزیر کشور ادعایی کرد و یک بدبختی کامنت گذاشت که «داری دروغ میگی، اصل قضیه اینجوریه»، میتونن پلیس رو بفرستن دم خونه‌ش به جرم نشر اکاذیب یا همکاری با کرملین! بازداشتش کنند. یا اگه یه سلبریتی عکس دخترشو گذاشت و نوشت «پسرم امروز هشت سالش شد» و کسی نوشت «این که دختره که»، و سلبریتیه جواب داد «نخیر، خودش انتخاب کرده که پسر باشه» و طرف بگه «ولی این کاملا دختره!» به جرم آزادی‌انتخاب‌جنسیت‌ستیزی پنج سال حبس براش ببرن.

امیدوارم تصویب نشه، ولی اگه نشه هم برملا کرد که ذهنیت قانونگذاران اتریش چقدر با آزادی ضدیت داره. که فقط اتریش هم نیست، بقیه اروپایی‌ها هم تا الان روشون نشده چنین طرحی ارائه بدن. که الان قبحش ریخت و یحتمل اون‌ها هم مطرحش خواهند کرد. و قطعا «ظهور جدید راست‌گرایان افراطی و سوء استفاده از آزادی بیان» رو بهانه خواهند کرد. که جالبه حتی همین هم رو اغراق می‌کنند تا بتونند بیشتر ازش بهره‌برداری کنند. مثلا می‌گفتند راست‌گرایی داره در فنلاند قدرتمندتر میشه و خطرناکه و فلان و بهمان. در حالی که حزب سبز همین‌طور داره کرسی‌های بیشتری بدست میاره، و کرسی‌های ناسیونالیست‌ها ثابت مونده. یعنی نمیشه حتی اسمش رو گذاشت «هیاهو برای هیچ». این هیاهو کاملا هدف‌داره: کنترل بیشتر و بیشتر روی مردم.




https://t.me/Digiato/32426
4
قاطعانه به این نتیجه رسیدم گذاشتن آی‌دی در پروفایل کانال جهت ارتباط با ادمین کار اشتباهی بود. ظرفیت روانی محدود موجود جوابگوی پیام‌ها نیست. اما چون بعضی از دوستان لینک‌های مفید برام میفرستند حذفش نمی‌کنم، اما جوابگویی رو به حداقل ممکن می‌رسونم. هرکس ذره‌ای احساس کرد که مطالب اینجا بدردش نمیخوره بدون اینکه علتش رو به اطلاعم برسونه کانال رو ترک کنه. به عدد اون بالا نگاه هم نمی‌کنم و اهمیتی برام نداره.
باتشکر از همکاری شما، در آمدن و در رفتن.
کاش می‌شد اندازه این اسب دربند، آزاد بود. بار کشید و تحویل داد و خلاص شد. خورد و بار کشید و راه رفت و پروار شد. کاش دنیا جایی تعبیه‌شده داشت که ذهنی که پرورشت داد و پرورشش دادی... و بار سنگینش کمرت را خم کرده، تحویل می‌دادی. کاش می‌شد بگویی امروز و فردا و شاید فردای فردا هم، نمی‌توانم. اجازه بدهید بشود یک هفته فکر نکنم. تخیل دارد نفسم را می‌گیرد، غمی که معلوم نیست از کجاست همه جای وجودم،‌ هست، نمی‌شود چند روزی از عالم‌ وجود غایب باشم؟ یک ماه مرخصی بدهید. کاش می‌شد شکواییه نوشت و گفت شاید اشتباهی شده. این اگر ذهن من است، با من چرا انقدر بی‌رحم است؟ شاید مال من نیست و به من امانت داده‌اید.. از بدن‌خوانده خود راضی نیست. ورنه اینهمه پرخاش قابل توضیح نیست. کاش می‌شد مثل این اسب، بدنم یک صاحب رام و آرام می‌داشت.
اما چنین جایی نیست. نمی‌شود هیچ درخواستی داد و هیچ شکایتی کرد. من و اویی که سوارم است، ناچاریم که یک نفر باشیم، حتی اگر نهایت بیچارگی باشد. همه بدی‌های او بدی‌های من است. بدیم باهم، ولی باهم، بدیم.‌ نه او بابت اسب نحیفش عذرخواهی خواهد کرد، و نه من بابت سوار تندخویی که دارم. کسی از ما، متأسفم نخواهد شنید.
چه هیجان‌زده‌اند علاقمندان به تکنولوژی، از ادعاهای جدید تسلا. (بله، فقط ادعا. با مرگ خدا در دنیا، عملا موضوع دین تغییر کرد. هنوز پیامبران نذیر و بشیر حاضرند در جمع، اما با موضوعاتی دیگر. هم انذار می‌کنند، ازینکه اگر چنین و چنان نکنیم، چنین و چنان بلا و مصیبت گریبان‌مان را خواهد گرفت. زمین به اندازه جهنم گرم خواهد شد، بیماری‌ها علاج نخواهند داشت، آب‌ها بالا خواهد آمد. و هم بشارت می‌دهند، که اگر چنین و چنان کنیم زندگی زیر و رو خواهد شد، تکنولوژی ما را نجات خواهد داد، زمین سبز خواهد ماند. و عوام ایمان می‌آورند. بدون آنکه آن بلایا را دیده باشند، یا آن بهشت موعود را. و پیامبرشان می‌گوید: من از شما مزدی نمی‌خواهم، جز آنکه مومن شوید!.. و محصولم را بخرید).
می‌شود مثل ابوجهل کافر بود، و مثل رازی. انتخاب با ماست. لج کردن احمقانه‌ست، وقتی دلایل منطقی برای کفر موجود است. نقشه‌بردارهای لیزری را گران حساب کردند با آقای ماسک. به جای سرمایه‌گذاری برای تحقیق و توسعه‌ای که ارزانش کند، گفت «لازم نیست». چون شما آدم‌ها که رانندگی می‌کنید، لیزر که ندارید. پس با فقط دیدن هم می‌شود.
کنفرانس فروش هیجان، جای بحث نیست. و گرنه می‌شد در برابرش ایستاد و گفت مغز ما ۲۰ میلیون سال است که در حال یادگیری است، کامپیوتر تو ۲۰ ماه! و با این حال اگر دستگاه بینایی ما به لیزر دسترسی داشت، نمی‌گفت لازم نیست.
البته نباید علیه تکنولوژی شرط بست، اما این شامل فاصله‌سنج‌های لیزری هم می‌شود. آن‌ها تا همیشه گران، سنگین و بزرگ نخواهند ماند. و سیستمی که آن را دارد، ایمن‌تر از سیستمی خواهد بود که ندارد.
فعلا اما، همانطور که دوربین‌های تسلا در تشخیص فاصله، معلولیت دارند، مدیران و مشتریانش هم در تخمین فاصله ما با آینده خیالی‌مان، دچار خطا هستند. راه تا اینکه انسان دخالت نکند، خیلی طولانی‌تر ازین‌هاست که این شوی تبلیغاتی وانمود می‌کند. به شما نمی‌گویند نرم‌افزارشان چقدر درباره رندوم‌ها ضعیفند. طبیعت محیطی پر از رندوم‌هاست، و آدم‌ها، با رفتارهای غیرمنطقی‌شان، قسمت بزرگی ازین محیط هستند. مغزی که منطق محض است، در این محیط دوام نخواهد آورد، مگر اینکه یک ارباب انسانی داشته باشد. خیلی راه هست تا مغزی بسازیم که مثل خود ما، شخصیت داشته باشد، خطا کند، و فلسفه‌بافی کند.‌ چالش پیش رو، خیلی فراتر از رزولوشن سنسورهاست.

https://t.me/mamlekate/42274
بارها شنیده‌ایم «ابله، متوجه بلاهت خود نیست». اما این درباره همه ابلهان صادق نیست. برخی از بلاهت خود لذت می‌برند!
ضریب هوشی چقدر باید پایین باشد که بعد از چهل سال، هنوز نداند که این نظام چطور اداره می‌شود؟ حتما می‌دانند، اما ازینکه انقدر ابله باشند که تصور کنند این جلیلی بود که تعیین می‌کرد نظام به چه سمتی برود، لذت می‌برند. مثل بعضی‌ها که انقدر از بوی عرق آغشته به باکتری خود خوششان می‌آید که دستشان مدام در زیر زیرپوششان مشغول است.
سپس برمبنای همین بلاهت لذت‌بخش، وانمود می‌کنند ما منتظر سربازان پنتاگون هستیم تا بیایند ما را نجات دهند! (اینکه به آمریکا می‌گوییم «آزاد» هم به شدت اذیت‌شان می‌کند). براندازان ذهنی میسازند و با آن برانداران ذهنی بحث می‌کنند و خودشان در بحث پیروز می‌شوند!
اگر استاد دانشگاه امام صادق بودم می‌گفتم همه این‌ها مرتبط با بحران لذت جنسی در جامعه است.
4
مسلمین وقتی در برابر انتقاداتی درباره برده‌داری در صدر اسلام قرار می‌گیرند، اسلحه فرافکنی را به سمت غرب نشانه می‌گیرند، با کلیشه: «این غربی که از پیامبر اسلام ایراد می‌گیرد خودش برده‌داری نوین را ایجاد کرده». (اگر دقت کنید خود مسلمان منتقد برایشان رسمیت ندارد. منتقد یا غربی است، یا اگر مسلمان خاورمیانه‌ای است، غرب‌زده است!). اما شواهد نشان می‌دهد که این خود جوامع اسلامی هستند که همچنان درگیر برده‌داری هستند. از ۳۲ خدمتکار خانگی که در لبنان مورد پرسش قرارگرفته‌اند ۱۰ نفرشان در خانه حبس شده‌اند، ۱۴ نفر اجازه مرخصی نداشتند، و ۲۷ نفر گفته‌اند پاسپورتشان را از آن‌ها گرفته‌اند! این حرف بیراه نیست که قاطبه مسلمین قلبا مشکل چندانی با مفهوم برده‌داری ندارند، و نفوذ تمدن غربی که باعث شد بساطش جمع شود را «اتفاقی که بهتر بود نمی‌افتاد» قلمداد می‌کنند. و تا یک غربی نگوید «این چه وضعی است درست کرده‌اید؟» به نظرشان نمی‌رسد وضع نامناسبی است.
اما لبنان از جهتی کمی متفاوت است، چرا که خودش را طلایه‌دار جهاد با کفار می‌داند. آنقدر خودشان را مشغول ستیز با اسراییل کرده‌اند که یادشان رفته باید آدم شوند.
4
Anarchonomy
Photo
آقای نیکفر خواست مشابه حرف من رو بزنه اما به نظر نیاد که از روی دست کسی کپی کرده، مثال من رو برداشت و یه مثال دیگه گذاشت. اما حواسش نبود که فقط آبزورد بودن رفتار بی‌بی‌سی مطرح نیست، مشروعیت دادن به «شر» است که مطرحه. اینکه عده‌ای تصور کنند این خورشیده که به دور زمین می‌گرده، هیچ خطر و ضرری رو متوجه ما نمی‌کنه، حتی اگه به همه تریبون‌ها دسترسی داشته باشند.‌ اما جا زدن فردی که تو بیزینس ربودن کودکانه تو جایگاهِ «یک طرف بحث»، به اون جنایتکار مشروعیت میده، و نمیشه ضرر و زیان حاصله ازین کار رو محاسبه کرد.
آقای نیکفر شاید فکر می‌کنه این وسواس بیمارگونه بی‌بی‌سی به بی‌طرف بودنه که باعث شده ناخواسته به شر مشروعیت بده. اما من اینطور فکر می‌کنم که هدف‌شون دقیقا مشروعیت دادن به این اشراره، و پرستیژ بی‌طرفی رو سپر می‌کنند تا ازین مشروعیت‌دهی حفاظت کنند. البته این لایه دوم حفاظته. در لایه اول خود پرستیژ ژورنالیسم قرارداده شده. در واقع بازی اینجوریه: من خبرنگارم، اگه بم گیر بدید آزادی بیان میمیره! من بی‌طرفم، اگه بم گیر بدید رسانه مستقل میمیره!.. و بدین ترتیب هرکاری که دلش خواست می‌کنه و خواهد کرد.
4
خبر خوب اینه که ما یه پسر خوب مثل نریمان داریم.
خبر بد اینه که هشتاد میلیون نفر لنگ نریمان هستند.
گوگل می‌تونست این اپ‌ها رو خیلی خیلی زودتر حذف کنه‌. اما نکرد. چون بیکار نیست. ایران کشور بااهمیتی نیست در دنیا. پس باید خیلی روی طبل رسوایی کوبیده بشه تا توجهات به سمت ما جلب بشه. ما قدرت اینکه به گوگل بگیم «حکومت بوسیله پلتفرم شما دارد از ما سوء استفاده می‌کند» نداشتیم. چون همه ماهایی که دغدغه داریم، یک پیکر واحد نیستیم، خبری از سازمان‌یافتگی نیست، هدف مشخصی نداریم، متعاقبا برنامه هم نداریم. در آمریکا وقتی یکی از اعضاء خانواده فوت می‌کنه، میان تو شبکه‌های اجتماعی میگن داغداریم پول بمون اهدا کنید! خیلی راحت. به جرئت میشه گفت اپوزیسیون و تحول‌خواهان ایران، با هر گرایشی، حتی اندازه یک آمریکایی مُرده نمی‌تونند پول جمع کنند، حتی با بیت‌کوین! نمی‌دونم این اگه فاجعه نیست، چیه.
5
روی این نقشه انگلستان، آدرس تمام میخانه‌ها پین شده. همونطور که مشخصه تراکم انقدر بالاست که در هم فرو رفتن. این نمایشی نمادین از جایگاه این بیزینس در این کشوره.
یک واقعیت، و یک سوال.
واقعیت اینه که میخانه فقط خانه‌ی می نیست. محل اجتماع هم‌محلی‌هاست، و محل آشنایی با غریبه‌ها. اینجاها جاهایی‌ست که مردم با هم بحث می‌کنند، دعوا می‌کنند، آشتی می‌کنند، اعتماد همدیگه رو به دست میارن، با همسر آینده‌شون آشنا میشن، و... اینجا جاییه که آدم، اجتماعی بار میاد. و ما معادلش رو نداریم.

و سوال اینه که: آخوندها و آخوندزاده‌ها در کشوری با این همه میخونه چه غلطی می‌کنند؟
7
با کلیت این متن کاملا موافقم. در جامعه‌ای که هنوز فهمی از مدرنیته نداره (چه برسه اینکه عمیقا مدرن شده باشه)، حتی اگه بحث‌های پیرامون ایده‌های مدرن، مثل سوسیالیسم، دموکراسی، و آنارشیسم شکل بگیره، نهایتا فوتبالی و هولیگانی خواهد شد. مثل اینه که در یک کلاس دانشگاهی بین دانشجویان اختلاف پیش بیاد، بعد بچه‌های دبستانی صحنه رو تماشا کنند و هر کدوم از یکی از دانشجویان جانبداری کنند، بدون اینکه بدونند موضوع چیه! در واقع دعواهای غربی‌ها، در جامعه ما وجود نداره. بلکه از دعواهای اون‌ها شابلون زدیم برای دعواهای خودمانی خودمان.

اما تعاریفی که آورده شده، خیلی هم پرمصداق نیست در جوامعی که مدرن هستند. الیزابت وارن، نامزد دموکرات ریاست جمهوری، پیشنهاد داده بدهی دانشجویان که بابت شهریه‌های سنگین‌شون تلنبار شده رو خط بزنیم تا حساب‌شون صاف شه! کاشف بعمل آمده خانوم وارن از هاروارد نزدیک نیم میلیون دلار دستمزد گرفته بوده! یعنی دقیقا یکی از دلایل نجومی شدن شهریه‌‌ها. این سیمای یک انسان لیبرال نیست اگه تعریفش «مسئولیت و عاملیت خویش را در تمامی ساحات می‌پذیرد و ...» باشه. وقتی پرسیده میشه خب این همه بدهی رو چطور پرداخت کنیم؟ میگن: «همونطوری که هزینه‌های جنگ رو پرداخت می‌کنید». یعنی موضوع «منافع جمعی» نیست. رقابت برای تصاحب پوله! به دست باز پنتاگون حسادت می‌کنند.. سناتور برنی سندرز که لوگوی سوسیالیست‌هاست، سه عدد خانه چندمیلیون دلاری داره. وقتی می‌پرسن چطور به این حد از ثروت و درآمد رسیدی میگه کارهایی که من کردم رو اگه شما هم بکنید همینقدر پول درمیارید!.. خب این جواب رو رییس کمپانی‌های نفتی هم میتونن بدن. چه فرقی هست بین این انسان حقیقتا سوسیالیست و حقیقتا مدرن، با تمام اون‌هایی که سوسیالیسم، «زالو» معرفی‌شون می‌کنه؟

به نظرم «اسلام واقعی این نیست» برای همه‌مون و هفت پشت‌مون کافی بود. نباید لیبرال واقعی این نیست و سوسیالیست واقعی این نیست و غیره رو هم اضافه کرد. اگه سندرز یک سوسیالیست نیست، پس کی «است»؟ ایده‌ها را آدم‌ها جلو می‌برند. و آدم‌های فعال در میدان، همین‌ها هستند.‌



https://t.me/RezaNassaji/1534
4
وقتی در خراسان دست یک دزد را قطع کردند، صحبت این بود که چرا با یک دستگاه ابتدایی و قرون وسطایی این کار انجام می‌شود و مثلا چرا در اتاق جراحی بیمارستان و تحت بیهوشی نیست. انگار قطع ید یک کار عادی است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
حالا هم به عربستان اعتراض دارند که چرا سر را قطع کردی، باید با طناب خفه‌شان می‌کردی! انگار اعدام، آن هم اعدام یک مجرم سیاسی، یک کار نرمال است، فقط در تکنیک مشکل داریم.
با بیش از ۱۱۰۰ رأی، نمونه خوبی از حداقل جامعه جوان ایران بدست اومد. ۸۰ درصد موافق به رسمیت شناختن اسراییل و ایجاد رابطه دوستانه هستند. احتمالا در فضای کل ایران، اون ۱۷ درصد بیشتر ازین حرف‌هاست.
ما قبل از انقلاب سیاسی، نیاز به تعمیرکردن ذهنیت ایرانی داریم. ایرانیان باید به این درک برسند که اصلا «منافع ملی» چیست که بعد از حکومت بخوان تأمینش کنه. در حال حاضر، بسیاری تشخیص نمیدن که چه چیز به نفع جمع است، و چه چیز نیست. علاوه بر این باید بالاخره در یک نقطه تاریخی، این تصمیم رو بگیرند که بالاخره میخوان به وارد کردن بایاس مذهبی خود به سیاست خاتمه بدن، یا نمیخوان. قرار باشه با کشورهایی که خلاف می‌کنند قطع رابطه کنیم، باید با ۱۲۰ کشور جهان قطع رابطه کنیم. اگه از بین همه این‌ها فقط اسراییل رو جدا می‌کنیم یعنی بایاس مذهبی (یا نژادی، یا ایدئولوژیک) وارد سیاست شده. نباید انقد ساده‌لوح بود که تصور کرد با حذف جمهوری‌اسلامی، پرونده اسلام سیاسی و سیاست اسلامی در ایران بسته میشه.
5
«باید یکبار برای همیشه دسترسی مطلق نظام سیاسی به نفت، تقدس و اسلحه در ایران محدود و مشروط شود».

انقلاب مشروطه چیزی نبود جزء نمونه واقعی داستان اصحاب کهف، توسط ملتی که چندصدسال در خواب بود. وقتی این ملت آقازاده‌های خودش رو به شهر (غرب) فرستاد تا نان (فن و مهارت) بخرند، فرستاده‌ها با دهانی باز برگشتند و گفتند چه خسبیدید که نه تنها سکه ما دیگه در جامعه جهانی خریدار نداره، بلکه اگه دستمون ببینند می‌گیرن می‌زنمون! ازشون پرسیده شد خب چه کنیم؟ گفتند به نظر میرسه نظام اقتصادی‌شون کار می‌کنه چون مالیات می‌گیرند از خلق‌الله، و به نظر میرسه نظام سیاسی‌شون کار می‌کنه چون پارلمان دارند! پس ما هم باید همین چیزها را ایجاد کنیم در مملکت. بدون اینکه توجه بشه اون سیستم مالیات‌گیری چه سابقه‌ای پشتش هست، و چه اتفاقاتی در تاریخ اروپا افتاد که پارلمان‌دار شدند این اجنبی‌ها. کسی بشون نگفت پادشاه اروپایی، از خودش سرباز نداشت، تولید کشاورزی هم نداشت. سرباز و اسب و غذا رو باید از زمین‌دارها می‌گرفت، و زمین‌‌دارها به راحتی نمی‌دادند. سلطنت مشروطه شد چون سلطنت به کانون‌های دیگه‌ای از قدرت، وابسته بود. اول وابسته بود بعد مشروطه شد. نه اینکه اول مشروطش کنند و بعد وابسته شه. انقلابیون ایرانی پیش خودشون نگفتند شاهی که بدون همه ما، بدون همه خرد تا کلان ما، می‌تواند شاه بماند، چطور قرار است قید قدرت و اختیاراتی که پدرش داشته را بزند؟
البته به زور تپانچه داخلی و توپ خارجی، پارلمان‌دار شدیم، ولی چه پارلمانی؟ نظام مالیات شد یک خفت‌گیری سازمان‌یافته، و پارلمان شد یک هالووین پارتی مردانه!
شاه قاجار نفت نداشت و هر کاری که دلش می‌خواست با ما می‌کرد. چرا این برادرمون فکر می‌کنه جمهوری‌اسلامی بدون نفت نمی‌تونه هرکاری دلش خواست با ما بکنه؟
بذارید یک چیز رو روشن بگم و سه بار تکرارش کنم:
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمی‌کنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمی‌کنه.
گرفتن ابزار قدرت از حکومت، من شهروند رو قدرتمندتر نمی‌کنه.
جمهوری‌اسلامی بدون نفت، شر کمتری ایجاد می‌کنه (مثلا نمیتونه اسپانسر آدم‌کشی‌های اسد و خرابکاری‌های نصرالله باشه)، اما شهروندان رو از چیزی که هستند بالاتر نمیبره. ما باید بالاتر از چیزی که الان هستیم بشیم تا این وضعیت ارباب رعیتی خاتمه پیدا کنه.
میمونه امنیت و تقدس. به امنیت که نمیشه دست زد. در منطقه منحوس خاورمیانه، حاکم اقتدارگرا میتونه به بهانه امنیت هرکاری بکنه، حتی اگه لازم باشه تروریست اجاره‌ای استخدام کنه تا انقدر در متروها و پارک‌ها خون به پا کنند که به بهانه مقابله باشون تا هروقت که خواست تانک‌ها رو در خیابان نگه داره.
و اما تقدس. چه کسی باید دسترسی مطلق نظام به تقدس رو محدود کنه؟ قطعا من نه. زحمت این یکی رو باید خود دینداران و کسانی که دغدغه دینی دارند بکشند. که لازمه‌ش اینه که قسمت بزرگی از خود دین رو چکش‌کاری کنند. اما این عزیزان در نقد الهیات اسلامی، در نقد تفکر اسلامی، در نقد تاریخ اسلام، در نقد پیامبر، در نقد قرآن، نقد سنت، نقد حدیث و خیلی موارد دیگه، ملاحظاتی دارند. باید اول معلوم باشه این دینی که محل مناقشه‌ست «چیست»، بعد جلوی دست‌درازی حکومت به محتواش رو گرفت. واقعیت اینه که دینداران بیشتر ازین می‌ترسند که دین‌شون در چالش بنیادی قرار بگیره، تا اینکه توسط حکومت به قهقرا کشیده بشه. گویی در توافقی نانوشته تصمیم گرفتند تا اونی که این دین رو نابود می‌کنه، حکومت باشه، نه تلاش مصلحانه و پرریسک خودشون. اما این درک رو ندارند که حکومت اگر این دین رو بسوزونه، دیگه چیزی از زیر خاکسترش بیرون نخواهد اومد، اما تلاش خودشون در چکش‌کاری بنیادی، هرچند ممکن بود بیمار رو بکشه، اما این شانس وجود داشت که بشه از اعضای سالمش برای زنده کردن یک اسلام نوین استفاده کرد.



https://t.me/IslamicLeft/744