Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
Photo
ملخ سه برابر بیشتر از گوشت گاو کلسیم داره. پس باید ملخ بخوریم!.. خب چرا دیوار خونه‌مون رو نخوریم؟ گچ، صد در صد از کلسیم تشکیل شده. اینکه میگن از گرسنگی دیوار رو گاز میزد، یه راهکار علمیه اتفاقا 😁

چه کسانی ملخ خوردن رو برامون حلال کردند؟ آخوند، و فعال محیط‌زیست! جالب نیست؟ هر دو گروه یک وظیفه برای خودشون قائلند: برگردادندن بشر به دوران فلاکت‌بار گذشته! مثلا نگاه کنید آخوند چی میگه: موزیک بد است، فیلم بد است، بدن زیبا بد است، غذای متنوع خوردن بد است، لباس‌های رنگارنگ و ظریف پوشیدن بد است، سرگرمی بد است، سرخوشی بد است. یعنی هرچیزی که قبلا فقط برای سلاطین بود و برای عوام در دسترس نبود، ولی الان هست. فعال محیط‌زیست چی میگه؟ ماشین بد است، سفر هوایی بد است، خونه بزرگ بد است، شامپو و لوسیون بد است، ظروف یکبار مصرف بهداشتی بد است، لباس‌های متنوع داشتن بد است، گوشت خوردن بد است، زیاد وسیله رفاهی خریدن بد است. یعنی همه چیزهایی که ۵۰۰ سال پیش آرزو داشتیم که می‌داشتیم، و نداشتیم، ولی الان داریم.

آدم بهره‌مند از شعور در بحبوحه به فنا رفتن زندگی هزاران نفر از هموطنانش، نمیاد پیشنهاد ملخ‌خوری بده (اونم ملخی که با ملخ قابل خوردن فرق داره). قاعدتا الان نباید درباره‌ش بحثی ایجاد می‌شد، ولی به مدد وفور بیشعوری، ایجاد شد به هرحال. و مهمه که در وسط این بحث، و فارغ ازینکه بدن ملخ چه محتویاتی داره، لازمه به هر دو این فرقه‌های ضاله یادآوری کنیم که: «ما نمیخوایم دوران فلاکت‌ گذشته رو زنده کنیم». این‌ها عکس از بازارهای سوسک‌فروشی چین زیاد میذارن، اما نمیگن همون چینی‌های سوسک‌خور، به محض اینکه به رشد اقتصادی رسیدند با ولع باورنکردنی رفتند سراغ خوک! و امروز این کشور بزرگترین تولیدکننده و مصرف کننده گوشت این حیوانه! (تصور کنید پدرسوختگی چپگرای غربی رو که وقتی کشور خودش داشت ابرقدرت می‌شد مثل خرس گوشت می‌خوردند، و حالا که نوبت چینی‌ها شده که ابرقدرت بشن میگن سوسک هم خوبه‌ها!). اگه هزار سال پیش هم چینی فلک‌زده امکان امروز رو پیدا می‌کرد، خوردن گوشت رو از همون موقع شروع می‌کرد (و شاید لازم نمی‌شد دل به کونگ‌فو ببنده تا تن نحیف فقط برنج‌خورده‌ش رو کمی آماده کنه برای دفاع از خانواده‌ش).

گفتم آخوند شأن ما رو از شأن گربه هم پایین‌تر آورده. این کار رو مروجان حشره‌خواری هم دارند انجام میدن. ببر گرسنه ممکنه کارش به جایی برسه که کرم هم بخوره. گربه‌های شهر ما اگه گرسنه باشند، برنج استامبولی هم میخورن. اما اگه مجبور نباشند هیچوقت اینکارو نمی‌کنند. چون فیزیک بیولوژیک بدن‌شون طراحی شده برای سبک دیگه‌ای از تغذیه‌. درست مثل بدن ما. اگه قرار بود سوسک بجویم، این دندان‌هایی که الان داریم، هیچوقت لازم نمی‌شد. حتی اسید معده‌مون باید فرمول دیگه‌ای پیدا می‌کرد. روده‌های ما طراحی شدن تا با فیبرهای گیاهی و چربی حیوانی کار کنند. حجم خصوصیاتی که در کنار هم قرار گرفته تا ما گوشت‌خوار و گیاهخوار باشیم، و نه حشره‌خوار، فوق‌العاده گسترده‌ست. بله گاهی از شدت فلاکت مجبور بودیم چیزهایی بخوریم که با طبیعت‌مون خیلی همخوانی نداشت، اما اون چیزها غذای ما نیستند. و بله، آدم‌ها به دلایل فرهنگی، عادت به خوردن چیزهایی می‌کنند که همخوانی با طبیعت‌مون نداره. در یک تحقیق جدید معلوم شده خوردن نوشیدنی گازدار، احتمال مرگ ناگهانی رو در زنان تا ۳۰ درصد افزایش میده. وقتی چک کردم که این شامل چه زنانی می‌شده، دیدم مقدار مصرف‌شون ۴ لیوان در روز بوده! ۴ فاکینگ لیوان، در هرروز! آیا عقل ندارند که بپرسند بدن من قراره چطور با این همه قند و این همه اسید کنار بیاد؟ چرا، ولی «عادات» به عقل‌شون غلبه داره.

هر که هوس ملخ کرد، پرورش بده و میل کنه. اما هم آخوندها و هم چپ‌های سبز باید این رو توی کله کرم‌زده و پر از پروتئین‌شون فرو کنند که ما «عادات قوم فلک‌زده» رو «استاندارد» زندگی‌مون نخواهیم کرد. ما چیزهایی خوبی که همیشه بشر آرزو داشت و از جان و مال و ذکاوت و اراده و همت‌شون مایه گذاشتند تا بشون برسیم و تازه همین اواخر تاریخ بشون رسیدیم رو، نمیذاریم مفت مفت ازمون بگیرند. گوشت‌خواری به کره زمین فشار میاره؟ باکی نیست، خدا هست، تکنولوژی هم هست. درست میشه.
9
زمان احمدی‌نژاد در گوگل پلاس بحثی راه افتاد که اگه آمریکا یا اسراییل یا امارات حمله کنه، آیا به جبهه خواهیم رفت یا نه. یکی از استدلال‌های من برای جواب «نه» این بود که برای دفاع از تمامیت ارضی در عصر حاضر، نمیشه از مرکز تبعیت نکرد، پس فارغ ازینکه چه عقایدی داری، اگه بری جبهه باید اونجوری دفاع کنی که جمهوری‌اسلامی میگه. منظورم این بود که فرض کنید هیچ ستیزی با حکومت ندارید، اتفاقا خیلی هم علاقه دارید بش، اما قراره یه همچین موجود کم‌عقل و بی‌کفایتی جنگ رو هدایت کنه، آیا معنیش این نیست که دارید خون خودتون رو هدر می‌کنید؟ (کشور به برنده شدن نیاز داره، نه به خون‌های هدر رفته). دیگه چه برسه اونایی که با حکومت ستیز هم دارند.

حالا اینو تعمیم بدید به تمام کارهایی که معادل دفاع از کشورند.

این رد اون ایده کودکانه‌ست که «فعلا کشورو نجات بدیم، بعدا یه فکری برای تغییر حاکمیت می‌کنیم». چون نمیتونی نجاتش بدی، تا وقتی کنترل، در اختیار این‌هاست. متأسفانه بسیاری از وطن‌پرستان داخل و خارج دچار این ساده‌لوحی هستند.
6
«اگر وعده‌های کتاب مقدس را دوست داریم اما فرامینش را نادیده می‌گیریم، حتی شیطان دوست خواهد داشت انجیل خواندن ما را».

معادل این تعبیر رو از آخوندهای اسلامی نشنیدم تا حالا.
4
شماها آدمو یاد جوانان خام مذهبی میندازید که در عنفوان جشن تکلیف، ابوذر غفاری رو به عنوان الگوی خودشون قرار میدن و حاضر به هیچ انعطافی نیستند در راه «حق» حتی اگه به ضررشون تموم بشه، اما هیچ‌کدوم تحمل صحرای ربذه رو ندارن و در میانسالی مثل اشعث رفتار می‌کنند! طفلک ابوذر اهل سیاست نبود، و در کل عمرش فقط هزینه داد بدون اینکه به هدف برسه.
به جای اینکه یک عمر فقط هزینه ایجاد کنید برای خودتون و در میانسالی ببینید هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و سرخورده بشید، یاد بگیرید که سیاست داشته باشید. آدمی که سیاست بلده منافع خودشو اگه تو روده های اژدها هم باشه، میکشه بیرون، بدون اینکه داد و بیداد کنه.
تو بازی‌ای که قدرت حنجره و دریدگی امتیاز داره، وحشی‌ها همیشه برنده‌ن. آدم زرنگ جوری بازی نمی‌کنه که برد طرف مقابل تضمین شده باشه‌.
That's all.
3
مدام از مثال روزا پارکس استفاده می‌کنید اما پلیس آمریکا و نژادپرستان آمریکا حتی در زمان روزا پارکس مطلقا و مطلقا شباهتی به بسیج، سپاه، نیروی‌انتظامی و نیروهای سرکوبگر ایران نداشتند. ما با یک جبهه کاملا متفاوت طرفیم، طبیعیه که استراتژی کاملا متفاوتی هم بطلبه.
بارها اینجا نوشتم که ما باید گستاخ باشیم، اما گستاخی که همراه با زیرکی نباشه، فقط در حد یک دعوای خیابانی باقی میمونه.
4
این حجم از دلواپسی برای حشدالشعبی برای چیست واقعا؟
آنطرف دنیا نشسته‌اند و معترضند که چرا از ورود حشدالشعبی به ایران عصبانی هستید؟
اولا که «به تو چه؟». واقعا به کسی مربوط نیست ما از ورود چه کسی ناراحتیم و از ورود چه کس دیگری ناراضی نیستیم. مگه یک ملت برای ترجیحات خودش باید از کسی اجازه بگیره؟ مگه ما از کسی اجازه گرفتیم که به جای یکشنبه، جمعه رو تعطیل کنیم؟ شاید خوشمون نیاد عراقی‌ها بمون کمک کنند، به کسی چه مربوط؟

دوما، واقعا عجیبه کسی که سال‌ها درس خونده، و مجبور بوده، دقت کنید: مجبور بوده، به تفاوت‌ها همونقدر دقت کنه که به شباهت‌ها، تفاوت ارتش حرفه‌ای آمریکا ( با اون تجهیزات لجستیکی که در دنیا کم‌نظیره) رو با یک گروهک شبه نظامی تروریست که در بیسیک‌ترین عملیات‌ها هم کفایت لازم رو نداشتن و ۸۰ درصد کاری که انجام میدن تبلیغاتیه تا امدادی! و حتی مورد تأیید خود دولت عراق هم نیست رو متوجه نمیشه؟ و چطور تفاوت دولت دموکراتیک ژاپن، که خودش از نزدیک دیده، دقت کنید: خودش از نزدیک دیده، چقدر دقیقه در تأمین منافع ملی کشور، با یک حکومت هردمبیل پر از دزد که بارها ثابت کرده حاضره هرچقدر که جا داره منافع ایران رو فدای ایدئولوژی بکنه، تشخیص نمیده؟ چطور میشه انقدر کور بود؟ اصلا آیا درسته که بگیم کورند این‌ها؟ بهتر نیست تقوا رو بذاریم کنار و بگیم این‌ها وابستگان سپاه هستند ولی روشون نمیشه مستقیم بگن؟


https://t.me/solseghalam/1581
2
این آهنگ با نوت بعدش رو با هم میل کنید
جشن #نیمه_شعبان یکی از آبزورد‌ترین جشن‌های دنیاست. برخلاف بقیه جشن‌ میلادها، معطوف به اتفاقی مبارک در گذشته نیست، بلکه متوجه اتفاقی مبارک در آینده‌ست. اینکه یک مرد می‌آید و کارهایی انجام می‌دهد. اما دقیقا چه کاری؟ هیچ‌کس نمی‌داند! ما مشتاقانه منتظر اتفاقی هستیم که نمی‌دانیم چیست!

روحانیت شیعه اما مدعیه که یک چیزهایی میدونه. اگه هجویاتی که در موسسات رسانه‌ای وابسته به حوزه و سپاه درباره «ظهور» تولید میشه رو بذاریم کنار، اون چند نفری که هنوز میشه بشون گفت «فقیه» بر این باورند که امام زمان، راه پدرانش رو خواهد رفت! خب خبر بد اینه که: راهی وجود نداره! پلتفرمی که شیعه تصور می‌کنه مهدی از روش حرکت خواهد کرد، وجود خارجی نداره. چون هیچ‌وقت ساخته نشد.

این روزها برای نهج‌البلاغه تبلیغات زیادی صورت می‌گیره (مذهبیونی که خواهان تحول‌درون‌دینی هستند، اخیرا علاقه مضاعفی بش پیدا کردن. تحول‌خواهی رو ترکوندن و نتیجه این شده که از مفاتیح جهیدن روی نهج‌البلاغه!). اما حتی در همین کتاب، که معتبرترین سند ما برای شناخت امام اول شیعیانه، تا حدی تبیین شده که حکومت اسلامی چی نیست (و جای تعجبه چرا چاپش رو ممنوع نمی‌کنند. میشه روی جلد این کتاب نوشت: یوزر گاید براندازی جمهوری‌اسلامی!.. برای یک شیعه، اون چه که داخلش هست کافیه تا به ضدنظام تبدیل شه)، اما اصلا اطلاعاتی ارائه نمیده که پلتفرم حکومت اسلامی باید چطور طراحی بشه! چون حضرت هیچ‌وقت این کار رو نکرد.

وقتی ۱۵ سالم بود سوالی پرسیدم که هیچ‌کس جوابش رو نداشت، و ندارند، و نخواهند داشت: چطور امام در بستر شهادت به مردم وصیت کردند به «نظم در اموراتتان»، اما خود حضرتش در عمر مبارک خودش یک نظم سیاسی رو طراحی نکردند که بشه فردا ازش استفاده کرد؟ چه امری مهم‌تر از سیاست؟.. نگاه کنید وقتی با یک یهودی اختلاف پیدا می‌کنه و مجبور میشن به قاضی‌ای مراجعه کنند که خودش نصب کرده‌. به قاضی گفته اگه من امیرالمومنین یک طرف پرونده بودم و طرف مقابل هرکی بود، ذره‌ای نباید موقعیت من رو لحاظ کنی در حکم. خیلی هم عالی. خیلی عدالت‌طور. خیلی هم قشنگ. اما باید از ایشون پرسیده می‌شد: تو خوبی، تو مردی، تو مولا، تو بالا، تو خفن.. اما بعد از تو چه؟ شاید پسرت به قدرت نرسید. که نرسید. شاید دیگه مرد گیر نیومد. فردای روزگار چطور به قاضی بقبولونیم که از مافوق خودش نترسه؟ چطور یه قاضی بسازیم که بین رهبر جامعه و بقیه فرق نذاره؟

علی، سیره ساخت. نه سیستم. و با سیره نمیشه حتی یک شهر رو اداره کرد، چه برسه دنیا رو. شیعیان منتظر، مثل فرزندی هستند که وکیل خانوادگی بش یه صندوقچه داده و گفته اینو پدرت برای تو به ارث گذاشت اما تا تو مخمصه نیفتادی بازش نکن. این طفلک یک عمر با این دلخوشی زندگی می‌کنه که چیزی تو صندوق هست که نجاتش خواهد داد. ولی توش هیچ چیز نیست! سیستمی ساخته نشد در صدر اسلام که امام زمان ما بخواد دوباره احیاش کنه، و تکمیلش کنه، و توسعه‌ش بده. پس کاری که خواهد کرد یک متغیر مطلقا مجهوله. ما، دل‌خوش به یک هیچ هستیم! در حالی که دنیا به چیزی بیشتر از یک جوانمرد نیاز داره.


We're celebrating the creation of an empty box! Can you imagine that?
7
تو این مقاله فاینانشال‌تایمز درباره گسترش فیلمبرداری بی‌اجازه از مردم توسط دوربین‌های مداربسته برای ایجاد دیتابیس‌های بزرگتر و متنوع‌تر برای «یادگیری ماشینی» ، یه نقل قول از استاد دانشگاه کارولینای شمالی آورده که میگه من بیشتر از گوگل و فیسبوک می‌ترسم تا دولت. چون برخلاف دولت، ما رهبری این شرکت‌ها رو نمی‌تونیم تغییر بدیم.
واقعیتش اینه که می‌تونند، ولی نمیخوان. به نظر شخص من که حساسیت روی پابلیک شدن هویت‌های فردی‌مون بی‌نتیجه‌ست، چون دنیا بزرگتر و بی‌در و پیکرتر ازینه که بشه چنین ممنوعیت بزرگی توش ایجاد کرد (هیچ‌کس از من در خیابان عکس و فیلم تهیه نکند). اما اگه این حساسیت برای مردم مهم بود، و اگه واقعا می‌خواستن رفتار شرکت‌ها رو تغییر بدن، می‌تونستن. مثلا یهودی‌ستیزی، یا صرفا اسراییل‌ستیزی انقدر قدرت داشت که عملا کاری کردند که اجرای کنسرت در تل‌آویو برای خیلی از شرکت‌های نشر موسیقی، به یک کار دردسرساز تبدیل شه. این دردسرها رو برای گوگل ایجاد نمی‌کنند وقتی چهره میلیون‌ها نفر رو در سرورهای خودش ذخیره می‌کنه و معلوم نیست در اختیار چه کسانی قرار میده و چه پردازش‌هایی باشون انجام میده. چون برای مردم مهم نیست. نه این که مهم باشه اما از پس گوگل برنیان.

مردم عموما نمی‌تونند روندها رو پیش‌بینی کنند، و وقتی متوجه میشن سرشون کلاه رفته که شخصا با یک اتفاق ناگوار مواجه میشن. در همین مقاله ذکر شده تکنولوژی تشخیص چهره دیگه فقط برای تشخیص هویت نیست، بلکه داره میره به سمتی که خصوصیات شخصیتی و رفتاری فرد رو هم تشخیص بده. مردم عادی وقتی متوجه میشن چه روندی طی شد که مثلا میخوان وارد یک کتابخانه بشن، اما در برقی به روش باز نمیشه، و یک تابلوی دیجیتال بش میگه «در حال حاضر وضعیت روحی شما مناسب این محیط نیست»، چون از چهره‌ش تشخیص دادند که ممکنه بیاد تو دعوا راه بندازه!.. تکثر کاربردهایی که ممکنه برای استفاده‌کننده مفید، و برای ما پرضرر، ضداخلاقی و ضدبشری باشه، خارج از مخیله ماست. مخصوصا برای مایی که زیر سلطه حکومتی قرار داریم که حرمت و آزادی شهروند براش حکم تاپاله گاو رو داره. این روشنفکران و متفکران هستند که باید زودتر از ایجاد تغییر در زندگی مردم، بشون بگن قراره چه تغییراتی رخ بده، و چرا مهمه، و چه باید کرد درباره‌شون.




https://www.google.com/amp/s/amp.ft.com/content/cf19b956-60a2-11e9-b285-3acd5d43599e
3
کیانو آقاست، کیانو ماهه. در این تردیدی نیست، بر منکران و حسودانش لعنت. اما ایشون انقدر پول داره که با یه وانت پرمصرف تردد کنه، هم پول بنزینش رو بده، هم جریمه‌هایی که ممکنه بشه رو بده، هم پول پارکینگ‌های گرون وسط شهر رو. اما میاد از مترو استفاده می‌کنه. تقریبا هیچ شبکه مترویی در دنیا نیست که بتونه بدون کمک‌های دولتی و مالیات مردم به فعالیت خودش ادامه بده. همین دیروز بود که یک دختر جوان جان خودش رو در متروی نیویورک از دست داد چون کیفش گیرکرد به قطار و افتاد لای واگن و سکو. چون درآمد شرکت مترو جوابگوی سرمایه‌گذاری روی درب‌های ایمنی که سکو رو از ریل جدا کنه، نیست. باید شهرداری پول بده، و شهردار هم میگه ندارم، تازه واسه آسانسورهای ایستگاه فلان تیغم زدید!
چرا باید مردم مالیات بدن تا یه میلیونر با ثمن بخس جابجا بشه؟ اهداء صندلی به خانوم‌ها بزرگ‌منشانه‌ست (البته فلسفه‌ش مشخص نیست هنوز)، اما بهتر بود که اصلا سوار نمی‌شد. اون صندلی مال ایشون نیست، مال ما nobodyهاست. بزرگوار از کیسه خلیفه بخشیدند.

https://t.me/sahandiranmehr/19397
1
Anarchonomy
کیانو آقاست، کیانو ماهه. در این تردیدی نیست، بر منکران و حسودانش لعنت. اما ایشون انقدر پول داره که با یه وانت پرمصرف تردد کنه، هم پول بنزینش رو بده، هم جریمه‌هایی که ممکنه بشه رو بده، هم پول پارکینگ‌های گرون وسط شهر رو. اما میاد از مترو استفاده می‌کنه. تقریبا…
از اتاق فرمان اشاره می‌کنند بیشتر مالیات جمع‌آوری شده رو دارند دهک‌های بالای جامعه میدن، یعنی همین میلیاردرها و میلیونرها، یعنی این مترو تا حدی مدیون مالیات‌های همین آقای کیانو ریوز است. پس باید هم ازش استفاده کنه.
این توجیه جالبی نیست، چون میشه به همه مخارج دولتی و عمومی تعمیم داد. اگه ایشون تو مترو سهیمه تو خیلی چیزهای دیگه هم سهیم است. مثلا می‌تونه بره آنش‌نشانی بگه من پول این هلی‌کوپترها رو دادم، الان که جایی آتش‌سوزی نیست، سوارم کنید یه دوری بزنیم باش! یا میتونه بره بیمارستان بگه سه تا از تخت‌های اینجا رو با پول من خریدن، فعلا هم که مریض ندارید، پس من یه چرت میزنم روش! آره؟

اشاره می‌کنند کیانوجان اصلا پول مالیات به اونجاش هم نیست، پول چیه اصلا؟ فدای سر جامعه. فقط دغدغه‌های زیست‌محیطی داره که مترو سوار میشه!..خب انقدر پول داره که یکی از ماشین‌های برقی تسلا رو بخره. تو شهری که زندگی می‌کنه، تسلا یه عالمه ایستگاه سوپرشارژر داره. البته هم تسلا هم مترو، برقی مصرف می‌کنند که از سوخت فسیلی به‌ دست میاد. اگه پلَنِت ارث انقدر ناموسشه، می‌تونه دوچرخه اجاره کنه (که ایستگاه‌های اجاره‌ش هم زیاد هست تو اون شهر)، آرتروز هم که نداره. فداش بشم فیزیک بدنش در حدی هست که با دوچرخه از آلپ هم بالا بره.
2
زمانی که ریوز معتاد بود، داخل همه‌جور جماعتی قرار گرفت. جزء معدود سوپراستارهاییه که عکس از ساندویچ‌خوردنش کنار شمشادهای خیابون در حالی که فقط زیرپوش تنشه، موجود هست در اینترنت. میلیونرها مختارند از ثروتی که دارند استفاده نکنند. رییس توعیتر داره هفته‌ای یه بار روزه می‌گیره، و غذایی که میخوره خیلی فرق نداره با غذای زندانیان جرائم خطرناک! و مختارند خودشون رو بچپونند بین توده مردم. حالا از روی خاکی بودن (که بسیار بعیده)، یا از روی لج‌بازی با فرهنگ زندگی لاکشری رایج که طرف رو از توده دور نگه میداره. خودشون بش میگن کانترکالچر.
اما من باید ابله باشم که فکر کنم اگه میلیونرها تو مترو کنارم بشینند بهتر ازینه که کنارم نشینند! من قرابت بدنی با میلیونرها رو نمیخوام، قرابت درآمدی با میلیونرها رو میخوام. اگه میلیونرها علاقه دارند به ما، می‌تونن علاوه بر مالیات، یه پولی رو هم donate
کنن به شرکت مترو. بعد بیان بشینن.‌
4
حضور سلبریتی‌ها در بین مردم «تأثیر مثبت داره برای جامعه بشر»
اینم ازون حرف‌های کلیشه‌‌ای مزخرفه. نمونه‌ش همین خانوم. بازیگر سکسی اهل سوریه، که البته بوس بهش از تمام زوایا زیباست، ولی رفته سراغ بچه‌های سرطانی استوری می‌گیره! یکیشون حتی حال نداشت سرپا وایسه. که چی؟ قراره امید به زندگی اینا بیشتر شه؟ بچه فکر کنم نمیدونه این کی هست اصلا. صبح پاشده دیده همه‌جا شده دوربین. این پوله که حال اینارو بهتر می‌کنه. حتی ساپورت عاطفی رو هم با پول بهتر میشه تأمین کرد. چون اگه قرار بود یک عمخوار بخرم، از سلبریتی‌ها نمیخریدم.‌ پول میدادم کسی که بهتر از من و بهتر از یه سلبریتی بلده مهربان باشه، بره بشون محبت کنه. اگه مردی، donate کن.
ببخشید سرتون رو درد میارم، ولی این هم یک نمونه داخلی.. همین الان منتشر شد.
رضا کیانیان چرا فکر می‌کنه اینا به حضور و قر دادن من نیاز دارند؟ (این بچه‌ها چندتا فیلم ازش دیدن؟). چهره پدرمادرهایی که در پس زمینه دارن صحنه رو تماشا می‌کنند طلاییه. یک «این کوبیده از تهران اومده واسه این اسگل‌بازی؟» خاصی تو نگاه مبهوت‌شون هست. بعضی بچه‌ها هم یه التماس ناگفتنی در هیکل‌شون هست که «اگه اسباب‌بازی هست بدید بریم».
یاد مسجد میفته آدم.. درست موقع شام برق‌ها رو خاموش می‌کردن. آخونده از بالای منبر می‌گفت اول روضه رو بخونیم بعد شام! ما هم تو دلمون می‌گفتیم «پس بنال زودتر».


https://t.me/khabaronline_ir/218380
4
اتریش هم مثل بقیه کشورهای اروپایی با مشکل افراطی‌گری اسلامی مواجهه. اما به جای اینکه راه حلی براش پیدا کنند حدس می‌زنید چه اقدامی انجام میدن؟ اجبار کردن شهروندان به گذاشتن کامنت با هویت واقعی! که کسی جرئت نکنه اسلام رو نقد کنه، که مسلمین تحریک نشن کلیسایی مترویی مدرسه‌ای جایی رو بفرستند رو هوا!
البته کاربردهای دیگه‌ای هم داره. مثلا اگه وزیر کشور ادعایی کرد و یک بدبختی کامنت گذاشت که «داری دروغ میگی، اصل قضیه اینجوریه»، میتونن پلیس رو بفرستن دم خونه‌ش به جرم نشر اکاذیب یا همکاری با کرملین! بازداشتش کنند. یا اگه یه سلبریتی عکس دخترشو گذاشت و نوشت «پسرم امروز هشت سالش شد» و کسی نوشت «این که دختره که»، و سلبریتیه جواب داد «نخیر، خودش انتخاب کرده که پسر باشه» و طرف بگه «ولی این کاملا دختره!» به جرم آزادی‌انتخاب‌جنسیت‌ستیزی پنج سال حبس براش ببرن.

امیدوارم تصویب نشه، ولی اگه نشه هم برملا کرد که ذهنیت قانونگذاران اتریش چقدر با آزادی ضدیت داره. که فقط اتریش هم نیست، بقیه اروپایی‌ها هم تا الان روشون نشده چنین طرحی ارائه بدن. که الان قبحش ریخت و یحتمل اون‌ها هم مطرحش خواهند کرد. و قطعا «ظهور جدید راست‌گرایان افراطی و سوء استفاده از آزادی بیان» رو بهانه خواهند کرد. که جالبه حتی همین هم رو اغراق می‌کنند تا بتونند بیشتر ازش بهره‌برداری کنند. مثلا می‌گفتند راست‌گرایی داره در فنلاند قدرتمندتر میشه و خطرناکه و فلان و بهمان. در حالی که حزب سبز همین‌طور داره کرسی‌های بیشتری بدست میاره، و کرسی‌های ناسیونالیست‌ها ثابت مونده. یعنی نمیشه حتی اسمش رو گذاشت «هیاهو برای هیچ». این هیاهو کاملا هدف‌داره: کنترل بیشتر و بیشتر روی مردم.




https://t.me/Digiato/32426
4
قاطعانه به این نتیجه رسیدم گذاشتن آی‌دی در پروفایل کانال جهت ارتباط با ادمین کار اشتباهی بود. ظرفیت روانی محدود موجود جوابگوی پیام‌ها نیست. اما چون بعضی از دوستان لینک‌های مفید برام میفرستند حذفش نمی‌کنم، اما جوابگویی رو به حداقل ممکن می‌رسونم. هرکس ذره‌ای احساس کرد که مطالب اینجا بدردش نمیخوره بدون اینکه علتش رو به اطلاعم برسونه کانال رو ترک کنه. به عدد اون بالا نگاه هم نمی‌کنم و اهمیتی برام نداره.
باتشکر از همکاری شما، در آمدن و در رفتن.
کاش می‌شد اندازه این اسب دربند، آزاد بود. بار کشید و تحویل داد و خلاص شد. خورد و بار کشید و راه رفت و پروار شد. کاش دنیا جایی تعبیه‌شده داشت که ذهنی که پرورشت داد و پرورشش دادی... و بار سنگینش کمرت را خم کرده، تحویل می‌دادی. کاش می‌شد بگویی امروز و فردا و شاید فردای فردا هم، نمی‌توانم. اجازه بدهید بشود یک هفته فکر نکنم. تخیل دارد نفسم را می‌گیرد، غمی که معلوم نیست از کجاست همه جای وجودم،‌ هست، نمی‌شود چند روزی از عالم‌ وجود غایب باشم؟ یک ماه مرخصی بدهید. کاش می‌شد شکواییه نوشت و گفت شاید اشتباهی شده. این اگر ذهن من است، با من چرا انقدر بی‌رحم است؟ شاید مال من نیست و به من امانت داده‌اید.. از بدن‌خوانده خود راضی نیست. ورنه اینهمه پرخاش قابل توضیح نیست. کاش می‌شد مثل این اسب، بدنم یک صاحب رام و آرام می‌داشت.
اما چنین جایی نیست. نمی‌شود هیچ درخواستی داد و هیچ شکایتی کرد. من و اویی که سوارم است، ناچاریم که یک نفر باشیم، حتی اگر نهایت بیچارگی باشد. همه بدی‌های او بدی‌های من است. بدیم باهم، ولی باهم، بدیم.‌ نه او بابت اسب نحیفش عذرخواهی خواهد کرد، و نه من بابت سوار تندخویی که دارم. کسی از ما، متأسفم نخواهد شنید.
چه هیجان‌زده‌اند علاقمندان به تکنولوژی، از ادعاهای جدید تسلا. (بله، فقط ادعا. با مرگ خدا در دنیا، عملا موضوع دین تغییر کرد. هنوز پیامبران نذیر و بشیر حاضرند در جمع، اما با موضوعاتی دیگر. هم انذار می‌کنند، ازینکه اگر چنین و چنان نکنیم، چنین و چنان بلا و مصیبت گریبان‌مان را خواهد گرفت. زمین به اندازه جهنم گرم خواهد شد، بیماری‌ها علاج نخواهند داشت، آب‌ها بالا خواهد آمد. و هم بشارت می‌دهند، که اگر چنین و چنان کنیم زندگی زیر و رو خواهد شد، تکنولوژی ما را نجات خواهد داد، زمین سبز خواهد ماند. و عوام ایمان می‌آورند. بدون آنکه آن بلایا را دیده باشند، یا آن بهشت موعود را. و پیامبرشان می‌گوید: من از شما مزدی نمی‌خواهم، جز آنکه مومن شوید!.. و محصولم را بخرید).
می‌شود مثل ابوجهل کافر بود، و مثل رازی. انتخاب با ماست. لج کردن احمقانه‌ست، وقتی دلایل منطقی برای کفر موجود است. نقشه‌بردارهای لیزری را گران حساب کردند با آقای ماسک. به جای سرمایه‌گذاری برای تحقیق و توسعه‌ای که ارزانش کند، گفت «لازم نیست». چون شما آدم‌ها که رانندگی می‌کنید، لیزر که ندارید. پس با فقط دیدن هم می‌شود.
کنفرانس فروش هیجان، جای بحث نیست. و گرنه می‌شد در برابرش ایستاد و گفت مغز ما ۲۰ میلیون سال است که در حال یادگیری است، کامپیوتر تو ۲۰ ماه! و با این حال اگر دستگاه بینایی ما به لیزر دسترسی داشت، نمی‌گفت لازم نیست.
البته نباید علیه تکنولوژی شرط بست، اما این شامل فاصله‌سنج‌های لیزری هم می‌شود. آن‌ها تا همیشه گران، سنگین و بزرگ نخواهند ماند. و سیستمی که آن را دارد، ایمن‌تر از سیستمی خواهد بود که ندارد.
فعلا اما، همانطور که دوربین‌های تسلا در تشخیص فاصله، معلولیت دارند، مدیران و مشتریانش هم در تخمین فاصله ما با آینده خیالی‌مان، دچار خطا هستند. راه تا اینکه انسان دخالت نکند، خیلی طولانی‌تر ازین‌هاست که این شوی تبلیغاتی وانمود می‌کند. به شما نمی‌گویند نرم‌افزارشان چقدر درباره رندوم‌ها ضعیفند. طبیعت محیطی پر از رندوم‌هاست، و آدم‌ها، با رفتارهای غیرمنطقی‌شان، قسمت بزرگی ازین محیط هستند. مغزی که منطق محض است، در این محیط دوام نخواهد آورد، مگر اینکه یک ارباب انسانی داشته باشد. خیلی راه هست تا مغزی بسازیم که مثل خود ما، شخصیت داشته باشد، خطا کند، و فلسفه‌بافی کند.‌ چالش پیش رو، خیلی فراتر از رزولوشن سنسورهاست.

https://t.me/mamlekate/42274
بارها شنیده‌ایم «ابله، متوجه بلاهت خود نیست». اما این درباره همه ابلهان صادق نیست. برخی از بلاهت خود لذت می‌برند!
ضریب هوشی چقدر باید پایین باشد که بعد از چهل سال، هنوز نداند که این نظام چطور اداره می‌شود؟ حتما می‌دانند، اما ازینکه انقدر ابله باشند که تصور کنند این جلیلی بود که تعیین می‌کرد نظام به چه سمتی برود، لذت می‌برند. مثل بعضی‌ها که انقدر از بوی عرق آغشته به باکتری خود خوششان می‌آید که دستشان مدام در زیر زیرپوششان مشغول است.
سپس برمبنای همین بلاهت لذت‌بخش، وانمود می‌کنند ما منتظر سربازان پنتاگون هستیم تا بیایند ما را نجات دهند! (اینکه به آمریکا می‌گوییم «آزاد» هم به شدت اذیت‌شان می‌کند). براندازان ذهنی میسازند و با آن برانداران ذهنی بحث می‌کنند و خودشان در بحث پیروز می‌شوند!
اگر استاد دانشگاه امام صادق بودم می‌گفتم همه این‌ها مرتبط با بحران لذت جنسی در جامعه است.
4