Anarchonomy
43.4K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
Photo
این دلایل به ذهنم میرسه:

- فرهنگ مستندسازی نداشتیم. نه فقط ابداعات شخصی، بلکه ترندهای اجتماعی هم می‌اومدن و میرفتن و کسی چیزی درباره‌شون مکتوب نمی‌کرد. خیلی شانس آوردیم که چندتا سیاح سفرنامه‌نویس در طول این تاریخ عریض و طویل پیدا شدن، که اگه همونا هم نبودن اطلاعات‌مون ازین هم لاغرتر می‌شد. البته بعضی‌ها میگن تکرار سوزانده شدن کتابخانه‌ها بی‌تأثیر نبوده‌. ولی من خیلی تأثیرگذار نمیدونم، چون اولا باید در نظر گرفت که محتویات کتاب‌های سوزانده شده چی بودن، که فکر می‌کنم چیزی نبودن که الان می‌تونست خیلی دستمون رو بگیره. و دوما، خطر نابودی مکتوبات، میراث همه ملت‌ها رو تهدید می‌کرد، نمیشه یک ملت بگه من بیشتر در معرض سوزانده شدن بودم (اگر هم بود، خب باید تمهیداتی می‌اندیشید دیگه قاعدتا، مثل ترویج تکثیر، و مثل مخفیکاری. ما خمره‌های پر از سکه زیاد پیدا می‌کنیم در ایران، ولی خمره پر از کتاب و دستنوشته، نه. اصلا آیا مطمئنیم که کتابخانه‌دار همون نگاهی رو به دارایی زیر دستش داشته که ما الان به کتاب داریم؟).

- بسیاری از معماران ما عارف‌مسلک بودن. تا جایی که ازشون داستان‌هایی نقل میشه که کمی تنه میزنه به کانال تذکرة‌الاولیاء! آدم‌هایی ساکت، در حاشیه، متقی، بی‌توقع، و از همه مهم‌تر: بی‌علاقه به شهرت!.. و میشه حدس زد این در مورد بقیه هنرمندان و صنعتگران نخبه هم صادق بوده. غلظت شدید مذهب، که به شدت درونگرایی رو موجه جلوه میداد، بی‌تأثیر نبوده در بی‌میلی این‌ها در ۱- تربیت شاگرد ۲- انتقال دانش، و ۳- ارتقای اجتماعی (که منجر بشه به بزرگ‌تر شدن دایره تأثیرگذاری). خیلی فرق هست بین نگاهی که میگه اگه من این فعالیت رو نکنم این دانش از بین میره و به آینده نمیرسه، و نگاهی که میگه من کار خودمو می‌کنم، آیندگان هم خدا دارند!.. منطق نگاه دوم اینه که نخبگان و تولیدکنندگان علم و حکما و این‌ها رو خدا میفرسته برای جامعه. یعنی اینا هدایایی از آسمان هستن. (همین الانش نگاه کنید به نگاه سنتی‌های حوزه به زلزله: چون در تهران معدود آدم‌های صالحی ساکن هستند، خدا بواسطه حضور اون‌ها رحم می‌کنه به مردم!).

- در ایران، یک وحشی اشغالگر در دوره تکاملش به یک شاعر تبدیل می‌شد، و در انگلستان، به یک مهندس تاریخدان! نگاه کنید حاکمان مغول بعد ازینکه رام شدند، نهایتا به چه مرحله‌ای رسیدند؟ «او فردی خوش‌ذوق بود و شعرا را تکریم می‌کرد». بعد نگاه کنید به آلفرد کبیر! استراتژیست، مکتوب‌کننده استراتژی، تاریخدان، مکتوب‌کننده تاریخ، دین‌شناس، مکتوب‌کننده دین‌شناسی. مذاکره‌کننده، مکتوب‌کننده مذاکرات. هنرشناس، مکتوب‌کننده هنرشناسی. خیلی فرق هست بین پادشاهی که میدونه کشیش‌ها دارن مردم رو تباه می‌کنند، و سعی می‌کنه نفوذشون رو کم کنه، و پادشاهی که خودش آخوندمسلکه! فکر می‌کنم جامعه‌ای که طبقه الیتش زمین‌دارانی بودن که براشون مهم بود «نوبل» باشند، طبیعتا پادشاه هم یک لرد باسواد درمی‌اومد، نه یک شاعر شمشیرزن! مخصوصا اگه سلطنت وابسته به اون زمین‌داران بود. قبلا نوشته بودم که در ایران، تنها چیزی که حاکم رو تهدید یا تحدید می‌کرد یک حاکم بیگانه، یا یک حاکم بالقوه داخلی بود. نه هیچ نیروی دیگه‌ای.

- ما به طور تاریخی در تشکیل community
ضعیف هستیم. مسیحیت این قابلیت رو به غربی‌ها تقدیم کرد، ولی اسلام از بس دنبال امت واحده بود (و هیچ‌وقت هم بش نرسید) که ذاتا نمی‌تونست لوکالیسم رو تقویت کنه. حفظ میراث یک مملکت به این بزرگی، و انتقال اطلاعاتش به نسل‌های بعد، اساسا کاری نبود که یک سیستم مرکزی بتونه هندلش کنه (تازه اگه یه مرکزیت باثبات ایجاد می‌شد). این اتفاق وقتی می‌افتاد که قطب‌های محلی، هر کدوم در محدوده جامعه کوچک خودشون این کار رو می‌کردند.

- چین، کشوریه که تقریبا هیچی از تاریخش باقی نمونده. تنها تمدن کهنی که نسبت مستندات فیزیکی موجود از آثارش، با ابعاد و عظمتی که زمانی داشته همخوانی نداره. اون‌ها هم مثل ما مولفه‌هایی که باعث میشد تا دانش انتقال پیدا کنه نداشتند (مثلا زودتر از هرکسی کشتی‌سازی بلد بودند، اما یادشون رفت چجوری باید ساخت! یه فاجعه‌ست که یک ملت یک مهارتی داشته باشه، با گذشت زمان مجبور بشه اون مهارت رو از دیگران بخره!). اما یک تفاوت هست بین ما. چینی‌ها، تاریخشون رو مثل شیر دریافت کردن و ازش کره گرفتن، و اون کره باقی موند. شیر جاری شد و رفت. و اون کره، فرهنگ عامه‌ست. بیشمار هنرمند و صنعتگر و ادیب وجود داشت در چین، که تقریبا هیچ اطلاعاتی ازشون نداریم و نمی‌دونیم کارهایی که انجام دادند چطور انجام دادند. اما طرز فکر اون آدم‌ها و نگاهشون به دنیا منتقل شد به عوام. یه علتش همونیه که قبلا اینجا نوشتم. متفکر چینی دنبال راه حلی بود که همین الان به کار مردم بیاد، ولی متفکر ما خودشو با حرافی و فلسفه‌بافی مشغول می‌کرد و براش اهمیت نداشت اون بیرون چه خبره.
4
یکم باید اروپا رو عمیق‌تر درک کرد تا این اخبار رو تناقض‌آمیز ندونست.

رییس میلیاردر برندهایی مثل گوچی، ۱۰۰ میلیون‌دلار، و رییس برند لویی ویتون ۲۰۰ میلیون دلار برای بازسازی کلیسای نوتردام اهدا کردن!

ثروت برندهای لاکشری که نمادهای سرمایه‌داری، مصرف‌گرایی، و شهوت خودنمایی هستند، قراره خانه خدا رو تعمیر کنه.‌
3
وزارت بهداشت نه، وزارت ارشاد!.. یعنی نگران این نیستند که یک فرد بی‌صلاحیت به روشی اشتباه ماساژتون بده و اتفاقی برای ستون فقراتتون بیفته. نگرانند کسی شما رو لمس کنه و شما خوشتون بیاد!
تصور کنید، یه سازمان عریض و طویل وجود داره که مسئولیت داره روی «شهوتِ احتمالی» مردم کنترل داشته باشه!
4
تو‌ قسمت اول سیزن هشتم سریال گیم آو ترونز، کاراکتر سرسی لنیستر یک جمله میگه که قند تو دل دخترها آب کرده: «اگه فاحشه میخوای، یکی بخر، اگه یه ملکه میخوای، بدستش بیار». البته یه فمنیست نباید ذوق کنه با چنین مفاهیمی، ولی خب همونطور که یه سپاهی بعضی وقت‌ها یادش میره که آرزوش باید شهادت باشه، فمنیست‌ها هم بعضی وقت‌ها یادشون میره فمنیستند و میرن رو‌ تنظیمات دیفالت. تنظیمات کارخانه انسان مونث هم اینه که دلش میخواد کویین باشه!
اما به هر ترتیب، این مهم‌ترین جمله این قسمت نبود. حتی به مهم‌ترین جمله این قسمت نزدیک هم نبود. (گاهی در مکالمات به دوستان چپ میگیم چپول، البته منظور تحقیر معلولان نیست، بلکه تمسخر چپ‌هاست که چشم‌شون درست نمی‌بینه، یا چیزی رو می‌بینه که مهم نیست و چیزی رو نمی‌بینه که مهمه. متأسفانه برای نقص در شنیدن معادلی مشابه نداریم. کر نیستند، ولی چیزی که مهم تره رو نمیشنوند).

تیکه طلایی دیالوگ این بود:

« - احترام، چیزیه که جوانان نسبت به ما سالخوردگان به کار می‌گیرند تا ازشون فاصله داشته باشیم و نتونیم حقیقت ناخوشایند رو بشون بگیم.

- چیه اون حقیقت؟

- هیچ‌چیز باقی نیست!»

حجم بزرگی از عقل در این جمله هست. جوانی که داره احترام میذاره به بزرگتر، صرفا در حال تبعیت از یک نُرم اجتماعی نیست، بلکه داره خودشو دور نگه میداره از فردی که زندگیش، تجربه‌ش، و حتی فیزیک ظاهریش، نشون میده که هیچ چیز در این دنیا دوام نخواهد داشت و همه‌چی موقتیه. در واقع فرد سالخورده، سرخوشی جوان از زیبایی‌های دنیا رو بهم میزنه، پس ازش فاصله می‌گیره، و تنها یک چیز هست که فاصله‌گیری رو نه تنها مشروع بلکه مطلوب می‌کنه: احترام!

من یه پیوست بش اضافه می‌کنم: میشه گفت درک این حقیقت که هیچ چیز دوام نخواهد داشت، جوانی رو از آدم می‌گیره. چون امکان نداره بشه به این حقیقت اشراف کامل داشت، و همونجوری به خوشی‌ها و سختی‌ها نگاه کرد که یک جوان نگاه می‌کنه.
5
سوء استفاده دستگاه‌های اطلاعاتی از مشاغل، مختص هیچ کشوری نیست و کاملا متداوله، و هیچ خط قرمزی هم نداره. اما سوء استفاده سپاهیانی مثل سردار قاسمی از هلال احمر رو باید جدا کرد از همه کارهایی که جاسوس‌ها و نفوذی‌ها دارند در دنیا انجام میدن، به دو دلیل:

۱- اگه مثلا موساد (اینو مثال میزنم چون اسراییل برای برخی از خوانندگان این کانال یک موجود پلیده!) چند تا از مهره‌هاش رو به عنوان مثلا آتش‌نشان جا بزنه، صرفا برای کسب اطلاعاته، یا انجام مأموریتی خاص که اون ماموریت یک هدف کاملا زمینیه، نه آسمانی! یعنی مثلا میشه فارغ ازینکه کار اخلاقی هست یا نه، چند نفر کارشناس بشینن دور هم و حساب کتاب کنند ببیند این عملیات منطقی هست یا نیست و منافع‌مون رو تأمین می‌کنه یا نه.‌ اما یه سپاهی که لباس هلال احمر پوشیده رفته بوسنی تا آرمان خمینی رو پیگیری کنه، دنبال یک هدف مشخص، قابل اندازه‌گیری، قابل بحث و منطقی نیست. دنبال یه چیزیه که فقط واسه خودش معنی داره. و این همه‌چی رو خیلی خطرناک‌تر می‌کنه. مخصوصا در زمینه تخریب اعتماد عمومی. من اگه بدونم در بین ماموران اورژانس یک نفوذی خارجی هست خیلی برام اهمیت نخواهد داشت، چون از خودم می‌پرسم مگه چیکار میخواد بکنه؟ چه ضرری برای من و مریضم داره؟ اما اگه بفهمم بین‌شون کسی هست که هرلحظه ممکنه بش وحی بشه که به خاطر خدا یکی رو باید بکشه، دیگه اوضاع فرق می‌کنه.

۲- دستگاه‌های اطلاعاتی دنیا هر غلطی بکنند، برای کاری که دارند انجام میدن پروتکل دارند. یه مجاهد مسلمان مخصوصا از نوع سپاهی که همه‌چی رو هیئتی می‌بینه، پروتکل حالیش نیست چیه که بعد براش مطرح باشه که رعایت کنم یا نکنم. از همین سعید قاسمی فیلم از زمان جنگ زیاد هست، انقدری که حتی صداسیما هم قسمت‌هاییش رو نشون داده. یه جا تو عملیات مرصاد، فرمان شلیک تانک‌ها با ایشونه. از دور با دوربین دوچشمی به یه روستا نگاه می‌کنه، بعد کسی رو نمی‌بینه که تو خیابون رد بشه، بعد میگه بزن!.. بعد ازینکه هر گلوله توپ چندتا خونه روستا رو با هم میاره پایین هیجان‌زده‌ست! (تصور کنید شما عضوی از گروهی باشید که لیدر اون گروه یه آدم موجی مثل این آدمه!!). بعضی‌‌وقت‌ها فرد دست به کثافتکاری میزنه چون متعهد به وجدان نیست، و بعضی وقت‌ها مرتکب جنایت میشه چون پلشته! این افراد در همه امور هردمبیل و پلشت و قاعده‌گریز و قاعده‌ستیزند (همین الان به طرز رفتار سرداران سپاه در مورد سیل نگاه کنید). بنابراین حتی اگه یک عملیاتی که انجامش مفید باشه برای جامعه هم بدی این‌ها انجام بدن، تبدیل میشه به خیانت علیه بشریت!


به خاطر این دو دلیل مهم، مطلقا و مطلقا نباید استفاده یک عامل نفوذی سپاهی در پوشش امدادگر و اقدامات مشابه رو که ما هنوز ازشون مطلع نیستیم، هم‌ارز قرار داد با کارهایی ازین دست که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی و حتی نظامی کشورهای دیگه انجام میدن.
16
این ویدئو رو هی دارند برام میفرستند که یعنی «ببین نماینده ترامپ‌جونت رو چه قشنگ منکوب کرد». سناتور رند پال خودیه. و هر چه از ناحیه خودی‌ها رسد نیکوست. هرچند بنده‌‌خدا سیبل هر دو‌طرف شده، دموکرات‌ها ازش بدشون میاد چون یه جمهوری‌خواه اصیله، و جمهوری‌خواه‌ها ازش بدشون میاد چون یکم لیبرال میزنه، و زیادی ضدجنگ و ضدمداخله‌ست.

ویدئو رو ببینید بعد یه چیز کوچیک بگم.
..
..
..
دیدید؟ اوکی. متأسفانه مجبور به الصاق این مقدمه بدیهی بالای خیلی از کامنت‌هامون هستیم، چون لودگی و پلشتی فکری در فضا انقدر بالاست که حرفت به راحتی تبدیل به ضدمنظورت میشه: «نقد ساختار سیاسی در غرب، به این معنی نیست که حاکمیت فعلی در ایران فاصله چندانی با غرب ندارد! مقایسه بی‌نظمی عمدی ایران که توسط گروهک‌های نظامی، شبه‌نظامی و فقها تحت اشغال است، با نظم تمدنی غرب، توهین به شعور انسانی است».

خب بریم سراغ اون چیز کوچولو.
به دو دلیل واضح این بحث‌های کنگره‌ای، بحث واقعی نیستند، بلکه
Demonstration
یک بحث هستند. دوستان اهل گیم با فرق بازی و دموی بازی، آشنا هستند. اولا: بحث، یک بحث فنی نیست، بلکه یک بحث سیاسیه. لذا معنی نداره که بگیم یک طرف منطقی است و طرف مقابل منطقی نیست. بلکه باید گفت هر دو طرف منطق خودشون رو دارند. منطق پمپئو اینه که جمهوری‌اسلامی لزوما در حال ضربه‌زدن به ما نیست، یا ضرباتش اهمیت بالایی نداره، اما چون یاغی است باید دیر یا زود سرکوبش کرد. صلح در این منطق موضوعیت نداره. من به این منطق گرایش دارم. اما منطق آقای پال اینه که ما باید بشینیم ماست‌مون رو بخوریم و همین ۳۵۰ میلیون نفر جمعیت‌مون رو از همینی که هستن مرفه‌تر کنیم، و کشورهای خاورمیانه هم به خودشون مربوطه چطور با هم کنار میان! بعد پیشنهاد میده که اگه ما کمک تسلیحاتی به عربستان و اسراییل رو متوقف کنیم، ایران هم دیگه نیازی به رقابت نمی‌بینه و رام میشه! سطح ساده‌انگاری فوق‌العاده نگران‌کننده‌ست. آیا تصور سناتور اینه که علی خامنه‌ای به بن‌سلمان میگه «عه دیگه آمریکا حمایتت نمی‌کنه؟ پس بیا دوست شیم!»؟ تمام شواهد نشون میده این نظام ایدئولوژیک تا تمام تپه‌های جهان رو مورد عنایت قرار نده ول‌کن نیست، و اگه قربانیش از حمایت کمتری از جانب آمریکا برخوردار باشه، راحت‌تر می‌بلعتش، نه اینکه از در صلح وارد شه. من اگر اونجا بودم می‌تونستم جواب تک‌تک حرفاش رو بدم. اما آیا قانع می‌شد؟ خیر. چون موضعش از قبل تعیین شده. و این یعنی بحث سیاسی. که قرار نیست نتیجه‌ای داشته باشه. صرفا قراره برای رأی‌دهنده نمایش بده که ما داریم به نمایندگی از شما، قوه مجریه رو پاسخگو می‌کنیم.
دوما، بحثی رو که توش نمیشه تمام اطلاعات موجود رو رد و بدل کرد یک بحث واقعی نخواهد بود. فرض کنید من و یک فرد دیگه داریم سر اینکه در فلان قسمت جاده باید پلی احداث بشود یا نشود بحث می‌کنیم. تمام اطلاعات پروژه و ارزیابی‌ها باید روی میز باشه تا این بحث معنی داشته باشه. نمیشه یک طرف بگه: «حرف‌های شما درست، ولی به دلایلی که نمیتونم بگم نباید این پل رو بسازیم». وقتی وزیر خارجه و نماینده مجلس، که هر دو به یک سطح از اطلاعات طبقه‌بندی شده دسترسی ندارند، و هیچ‌کدوم نمی‌تونند اطلاعات طبقه‌بندی شده‌ای که در اختیار دارند در معرض طرف مقابل و ناظران بحث قرار بدن، عملا اون بحث یک بحث نخواهد بود. چطور میشه درباره استراتژی کلان ایالات متحده در قبال مثلا ایران یا عربستان نظر فنی داد وقتی قرار نیست خیلی چیزها گفته بشه؟ دموکراسی راه حل روشنی برای مشارکت دادن مردم در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک، بدون پخش و پلا کردن اسرار نظامی و امنیتی، نداره.

بنابراین عملا، بحث اصلی در برابر دیدگان مردم انجام نمیشه‌.

https://t.me/noktehayekorani/658
2
ازینهمه کاربر که این رو ریتوعیت کرد کسی متوجه نشد که یه ایرادی توش هست؟ در لس‌آنجلس که به تعدد بالای هلی‌کوپترها مشهوره (طوری که هر زمان از روز سرت رو بالا می‌گیری دو تا هلی‌کوپتر در حال عبورند)، آتش نشانی نزدیک ۲۰ تا هلی‌کوپتر داره و پلیس ۱۰ تا. آیا مال‌های لس‌آنجلس و تمام اون هتل‌ها و پاساژ‌های پرزرق و برق که در دنیا مشهورند، کمتر از این تعداد هستند؟ یعنی آمریکایی‌ها هم دچار توهم توسعه‌اند؟
البته آمریکا هلی‌کوپتر اورژانس زیاد داره، ولی اغلبشون شرکت‌های خصوصی هستند و در دست چندتا سرمایه‌دار. فکر نکنم یه کمونیست مثل ایشون زیاد خوشش بیاد ازین قضیه، نه؟ 😉

وقتی سعی بر اینه که هر جمله‌ روزمره‌مون اندازه جملات کنفوسیوس و مارکس، سنگین باشه، جملاتی میسازیم که بوش در میاد. حالا اینکه بینی همه کیپ شده و متوجه نمیشن یه معضل دیگه‌ست.
6
اگه به خواجه عبدالله انصاری، سوپر استار مستحبات، می‌گفتی روزی خواهد آمد که مستحبی‌ترین اعمال رو به شکل سیستماتیک و با ساپورت حکومت و در مقیاسی وسیع انجام خواهند داد، از تعجب شاخ در می‌آورد.

مذهبی که در کنار بُعد فردی، یک بعد اجتماعی قوی هم داشت، در عرصه سیاسی و اجتماعی چنان با صورت به زمین خورد که جاش رو دارند با بعد فردیش پر می‌کنند. اعمال کاملا شخصی و فردی که مخصوص خلوت هستند، به زور کشیدن و آوردن در عرصه عمومی!
صورتش انقدر داغون شد که دارن از پوست کف پا بش پیوند میزنند!.. قطعا نتیجه خوشایند نخواهد بود.
6
پیشفرض این افراد اینه: «اگه آمریکا و رسانه‌هاش بذارن، ما چیزی کمتر از فرانسه نداریم». چطور میشه انقدر ابله بود؟

یک ویتنامی با این که کشورش یک کشور نرماله، نمیگه ما چیزی از فرانسه کم نداریم، ولی اینا میگن ایران ژاپن می‌شد اگه غرب سنگ‌اندازی نمی‌کرد! یکی از نشانه‌های عقب‌افتادگی، بی‌اطلاعی از مقدار عقب‌افتادگیه. ما از ویتنام هم عقب‌تریم، ولی فکر می‌کنیم دو سه قدم مونده تا ژاپن!

این فقط بهشتی و طالقانی نبودن که میگفتن فقط یک هفته صداسیما رو بدین دست ما تا همه‌چی رو کن‌فیکون کنیم. این جوانک‌های استمرارطلب هم داخل همون توهم فرو رفتن. توهم اینکه رسانه چوب هری‌پاتره، و نوکشو تکون میدی یه جرقه‌هایی زده میشه و یهو ملت‌های دنیا خر میشن! و ناگهان متقاعد میشن کشوری که توسط عده‌ای اراذل و اوباش به شکل ملوک‌الطوایفی و براساس تفقهی تاریخ‌گذشته از دین اداره میشه، با اسپانیا فرقی نداره.
7
این‌ها شاگردان اصیل خاتمی‌اند. متقلبی که «گفتگو» با نظام رو وارد عرصه سیاسی کرد تا بعدا بشه به اون‌هایی که نظام رو دشمن محسوب می‌کنند و گفتگو باش رو بی‌معنی می‌دونند، انگ خشونت‌طلبی زد! امروز در امتداد همون پروژه «نرمالایز» کردن حاکمیت، رابطه ما با سرداران سپاه رو رابطه دو طیف «مخالف» تعریف می‌کنند، که هم بتونند «آزادی بیان» رو بزنن به سر نیزه‌ها، و هم مایی که رابطه‌مون با سرداران سپاه رابطه یک فرد با دشمنشه، خشونت‌طلب معرفی کنند. همه این دست و پازدن‌ها فقط برای تطهیر یک مشت نظامی خلافکار و ایرانی‌ستیز که علاوه بر تروریسم، مرتکب تعرض به استقلال و حیثیت ایران هم شده‌اند.
7
فاصله این مرد با پاره پاره شدن دستش فقط یک ثانیه‌ست. البته پارگی لفظ دقیقی نیست، باید گفت این ببر می‌تونست در عرض یک ثانیه دستش رو از کتف دربیاره و به یه اسباب‌بازی تبدیلش کنه. اما اینکارو نمی‌کنه. این مهمه که می‌تونه، ولی نمی‌کنه.
درسته که این‌ها از بچگی با انسان‌ها بزرگ شدن و به چندنفری ازون‌ها عادت دارند، اما غریزه‌ی درندگی، یک تجربه زیسته ۶۰ میلیون‌ساله‌ست که در دی‌ان‌ای‌شون ذخیره شده. یک تجربه ده دوازده ساله، به سختی میتونه به ۶۰ میلیون سال تکاملی غلبه کنه. ولی مغز بدوی این حیوان این قابلیت رو داره که خودشو کنترل کنه.
با وجود این، منِ انسانِ مذکر رو به شکل ماشین شهوت در نظر می‌گیرند که یا مغزم توانایی کنترلم رو نداره یا اگه داشته باشه به ندرت موفق میشه! و این دیگران هستند که باید به خودشون زحمت بدند یا قید آزادی‌هاشون رو بزنند، تا ما تحریک نشیم!.. متشرعان و فقها، شأن ما رو از شأن یک گربه هم پایین‌تر آوردن.



https://t.me/Aghmoallem/1815
5
یه فرانسویه پیشنهاد داده حالا که سقف کلیسا نوتردام کلا نابود شد و ما باید از اول بسازیم، خب یه جوری بسازیم که معرف معماری زمان ما باشه، مثل این!
یه فرانسوی دیگه بش جواب داده: یعنی موهای مونالیزا رو هم باید سبز کنیم که شبیه دختران زمان ما بشه؟

خیلی خوبه این بحث. آدم باید منطق حرفش رو چک کنه و ببینه اگه این منطق رو جای دیگه اعمال کنه آیا نتیجه مضحک خواهد بود یا نه، و اگه بود، دیگه حرفش هم نزنه.
اما از منطق مضحکش بگذریم یه نگاهی بندازید به طرح. چه تفاوت شاخصی با طرح قدیمی داره؟ بله، اصلا جزییات نداره. معمار امروزی، حوصله نداره.
6
چپ‌ها معمولا این قسمت از واقعیات رو بمون نمیگن:

«بیشتر شاغلان آمریکایی که در سطح درآمدی جزء ۲۰ درصد پایین هستند، ازون محدوده بیست درصدی میان بالاتر. در واقع (اینجاش مهمه:) در بین این‌ها، اونایی که میرن تو جمع ۲۰ درصد با بالاترین درآمد بیشتر ازونایی هستن که تو ۲۰ درصد پایین باقی میمونن!».

بعد میگن رویای آمریکایی یه دروغه!
اوکی، من این دروغو میخوام. دروغی که منو در طول عمرم، ازفرش درآمدی می‌رسونه به عرش درآمدی!
5
شهر نیویورک در طول یک سال گذشته به طور متوسط روزی ۱۰۸ نفر از جمعیتش کم شده. ایالتش که روزی ۱۳۳ نفر. همین‌طور پیش بره ممکنه یه صندلی رو تو کنگره از دست بده.

میگن علت اینه که زندگی اونجا زیادی گرونه. شما هم بشنوید، و باور کنید، چون واقعیت داره. اما واقعیت بخش دیگه‌ای هم داره: این آدمایی که دارن میرن، جاهای خوبی هست که بتونن برن.
توسعه متوازن و پراکندگی امکانات و فرصت‌ها در سطح کشور، این قابلیت رو به فرد میده که داوطلبانه شهر گرون‌تر رو ترک کنه.
و اما یک درس برای ما جهان‌سومی‌ها: مهم نیست شهرت عناوین ـترین داشته باشه. پرجمعیت‌ترین، شلوغ‌ترین، مدرن‌ترین، پرزرق و برق‌ترین، بیشترین آسمان‌خراش‌ها، بیشترین پل‌ها و زیرگذرها، بیشترین تونل‌ها، طولانی‌ترین متروها.. مهم اینه که در رفاه باشی. اگه رفاهت تو‌ شهری ۳۰هزارنفری تأمین میشه، باید اونجا باشی.
4
گزارش مولر هم منتشر شد و چیزی که دموکرات‌ها می‌خواستن (که نشون بده ترامپ با روس‌ها گاوبندی کرده) ارائه نداد. دو سال تمام ملت رو سرکار گذاشتن و میلیون‌ها دلار خرج کردن، آخرش هم هیچی. البته برای رسانه‌ها بد نشد، مخاطب جذب کردند و کلیک بیشتری گرفتند. شاید هدفشون هم همین بود.
این لیست چیزاییه که توعیتر پیشنهاد میده. مدتیه دقت کردم وقتی یه سیکل خبری درباره ترامپ به ته میرسه، این لیست پر میشه از موضوعات ورزشی و سرگرمی. انگار میخوان بگن: خب اون مورد سیاسی که باش جو راه انداختیم تموم شد، حالا برگرد به حالت دیفالت و سرگرم شو!

سپردن ذهنمون به این دستگاه عظیم رسانه‌ای پول‌پرست و هوچی‌گر، حماقت نیست؟
4
4
یه صدای بلند تو کوچه پیچید. مادر گفت چی بود؟ پسر بچه شش ساله گفت بمب دودزا بود!.. به جای فضولی درباره منبع صدا که داخل یه خونه بود برگشتم تا مطمئن بشم این بچه واقعیه یا توهم زدم و صدای بچه شنیدم؟ بمب دودزا؟ بیش از یک ساله تو این کانال دارم درباره همه‌چیز از شیر مرغ تا جون آدمیزاد می‌نویسم هنوز از عبارت بمب دودزا استفاده نکردم، اما این تو مکالمه روزمره‌ش استفاده می‌کنه! اصلا چطور به ذهنش رسید؟ بمب دودزا؟
What the fuck is going on?

بم مسیج میدن و میگن فرزندی در آستانه ورود به مدرسه دارند اما از محیط مدرسه‌های ایران نگرانند (انگار نوشته‌های من هم به این نگرانی افزوده)، آیا راه حلی به ذهنم می‌رسه؟.. عرضم به خدمت شریفتان که هفت سال تمام بچه رو گذاشتید جلوی تلویزیونی که همش از جنگ و درگیری و شورش و ناامنی و اعدام و‌ موشک و اژدر گفته و نشون داده، تا الان که واژگانش شده بمب دودزا! بعد ناگهان یادتون میفته محیط مدرسه‌های ایران ناجوره؟ اون بچه در معرض این آلودگی‌های سیستماتیکه، چون خودتون در معرضش هستید. وقتی اجازه میدید این پروپاگاندای مخرب وارد ذهن خودتون بشه، دارید اجازه میدید وارد ذهن بچه‌تون هم بشه. متولیان فرهنگی مملکت شما کسانی هستند که وقتی جوان بودند بی‌سیم نظامی براشون یه شیء اروتیک بود، و همین الانش با نعوظ راکت‌ها به هیجان میان.. هیچ حواستان هست؟
7
حتی پادشاهان مغول وقتی مثلا مشغول سرکوب مخالفین بودند و ناگهان سر و کله ارتش همسایه پیدا می‌شد، اون سرکوب‌ها بعلاوه بقیه امورات رو موقتا تعطیل می‌کردند تا به خطر بوجود اومده بپردازند. چون سلطنت بود، حکومت زور بود، اما برای خودش یک نظم داشت. در سیستمی که قرار نیست سگ بزنه و گربه برقصه، یک عقلانیت حداقلی‌ وجود خواهد داشت که اولویت‌های حاکمیت رو تنظیم کنه‌. اینکه دستگاه‌های جمهوری‌اسلامی در بحرانی‌ترین حالت هم دست از ماموریت‌های بی‌معنی خودشون برنمیدارن، به این معنی نیست که به هدف معنوی اون مأموریت‌ها ایمان راسخ دارند. بلکه به این معنیه که سیستم دچار یک هرج و مرج درونیه.. درست مثل بدنی که سرطان تمامش رو گرفته باشه، کبد برای خودش یه سازی می‌زنه، کلیه یه ساز دیگه، سلول‌ها سرخود تکثیر میشن، و بی‌هدف، چنان همه اعضاء سرکشند که گویی مغزی وجود نداره. فرمانبرداری هست، اما نه از عقل، بلکه از خود هرج و مرج.


https://t.me/mamlekate/42247
3
از چه زمانی به تپل‌ها و نی‌قلیون‌ها گفتند زیبا؟ از وقتی که افرادی به اسم عدالت، تصمیم گرفتند دنیا رو با خودشون تطبیق بدن، به جای اینکه خودشون با دنیا تطبیق پیدا کنند. دنیا جایی بود که زیبایی یک مفهوم قابل تعریف بود، و توی اون تعریف، خودشون زیبا محسوب نمی‌شدند. این عذاب‌شون می‌داد، بنابراین تلاش کردند تا زیبایی رو از هر گونه تعریف مشخص، تهی کنند. اونایی که میگن «زیبایی فراتر از اونه که فلان»، در حال رکوع در برابر عظمت زیبایی نیستند، بلکه دارن بی‌معنیش می‌کنند.
زیبا بودن خوبه، تلاش برای زیبا شدن هم خوبه، اما اگه نیستی یا اگه نمیشی، ولش کن و عبور کن.‌ دنیا همینه، جایی که همه‌چیز به همه‌کس نمیرسه. باش کنار بیا و به خاطر درماندگیت، گند نزن به مفاهیم.
11
تعریف زیبایی رو من و پسرعموهام تنظیم نکردیم، طبیعتی که توش هستیم تهیه و تنظیم کرده. یه دلیلی داره که وقتی می‌بینید یه تابلو کج نصب شده، سیستم بینایی‌تون خیلی سریع تشخیصش میده، با دقتی باورنکردنی. یه دلیلی داره وقتی شیر دستشویی برق میزنه حس بهتری دارید در لمس کردنش تا وقتی که رسوب گرفته.. یه دلیلی داره از تماشای مونالیزا خسته نمی‌شید اما از شکلک‌هایی که با اسپری روی دیوار آپارتمان‌تون کشیدن، چرا. و پول میدید که بیان پاکشون کنند.
اگه آقای ایکس مجاز باشه تعریف من‌درآوردی خودشو برای زیبایی داشته باشه، آقای ایگرگ هم مجاز خواهد بود. پس بیشمار تعریف خواهیم داشت. چیزی که بیشمار آلترناتیو داره، دیگه هیچ برتری نداره. در واقع هیچ‌چیز به هیچ‌چیز دیگه برتر نخواهد بود. اگه قرار باشه هیچی به هیچی برتری نداشته باشه، یعنی دیگه زیبایی وجود نداره.
6