چند سالیه برای مناسبتهای مذهبی از جمله اعیاد شعبانیه، سپاه و بسیج آتشبازی راه میندازن (تروریستها معمولا وظیفه برگزاری جشنها رو هم به عهده میگیرن، مثل حماس که ستاد پخش شیرینی! داره). اما چیزی که قضیه رو بامزه و در عین حال ترحمبرانگیز کرده اینه که بیشتر مردم فقط صدای انفجاریش رو میشنوند و خبری از نورش نیست!.. در شهرهای بزرگ دنیا که ازین قبیل مراسم دارند، یک سری پابلیک اسپیس وجود داره که ملت جمع میشن اونجا و آتشبازی یا هرچی که هست تماشا میکنند.. مثلا یه پارک بزرگ، یا محوطه یه ساختمان عمومی، یا کنار ساحل یا رودخونهای که از وسط شهر رد میشه. اون فضا اینجا نیست، و اصولا جمعشدنی در کار نیست. مواد آتشبازی، که گرونقیمت هم هستند، به سمت آسمان شلیک میشن، بدون اینکه به حداقلی از بازدید برسن. گویی یه فریضه شرعیه که باید سریع انجام بدیم بریم خونه!
شهر در ایران، جایی برای حیات اجتماعی نداره. در این ویدئو داره درباره آپارتمانهایی در توکیو حرف میزنه که ۳۵ متر یا حتی ۲۵ مترمربع هستند! یعنی یک سلول انفرادی (که البته طراحی ظریف ژاپنی از همون سلول انفرادی بهترین فضاسازی رو بدست آورده. کیفیت وسایل و مصالح هم که آه از نهاد ما بلند میکنه و بهتره زیاد بش فکر نکنیم). تنها و تنها دلیلی که اینها میتونند در این فضای ناچیز زندگی کنند و احساس بدبختی نکنند اینه که مدت کمی از عمرشون بش اختصاص پیدا میکنه، مابقی بیرون از خونهست! قرار نیست از نه صبح پاشه خانهداری کنه تا چهار بعدازظهر. قراره پنج صبح پاشه بره بیرون و هفت بعدازظهر برگرده، و بعضی وقتها یازده شب برگرده. چون علاوه بر کار، قسمت بزرگی از روزش توی فضای شهره. اونها بیشمار لوکیشن دارند برای «ملحق شدن به همشهریان». که میتونه یکنفر باشه، در کافه، الی صدها نفر، در اماکن عمومی. ما در ایران جایی برای ملحق شدن به بقیه نداریم. و انقدر نداشتیم که یا مایل نیستیم ملحق بشیم، یا بلد نیستیم.
https://t.me/japaneseworld/742
شهر در ایران، جایی برای حیات اجتماعی نداره. در این ویدئو داره درباره آپارتمانهایی در توکیو حرف میزنه که ۳۵ متر یا حتی ۲۵ مترمربع هستند! یعنی یک سلول انفرادی (که البته طراحی ظریف ژاپنی از همون سلول انفرادی بهترین فضاسازی رو بدست آورده. کیفیت وسایل و مصالح هم که آه از نهاد ما بلند میکنه و بهتره زیاد بش فکر نکنیم). تنها و تنها دلیلی که اینها میتونند در این فضای ناچیز زندگی کنند و احساس بدبختی نکنند اینه که مدت کمی از عمرشون بش اختصاص پیدا میکنه، مابقی بیرون از خونهست! قرار نیست از نه صبح پاشه خانهداری کنه تا چهار بعدازظهر. قراره پنج صبح پاشه بره بیرون و هفت بعدازظهر برگرده، و بعضی وقتها یازده شب برگرده. چون علاوه بر کار، قسمت بزرگی از روزش توی فضای شهره. اونها بیشمار لوکیشن دارند برای «ملحق شدن به همشهریان». که میتونه یکنفر باشه، در کافه، الی صدها نفر، در اماکن عمومی. ما در ایران جایی برای ملحق شدن به بقیه نداریم. و انقدر نداشتیم که یا مایل نیستیم ملحق بشیم، یا بلد نیستیم.
https://t.me/japaneseworld/742
Telegram
فرهنگ و زبان ژاپنی
آپارتمان های بی نظیر در توکیو
⛩🇯🇵✌️☺️✌️🇮🇷⛩
Tel: +989109238131
Telegram: @japaneseworld
ID : @sazahana
⛩🇯🇵✌️☺️✌️🇮🇷⛩
Tel: +989109238131
Telegram: @japaneseworld
ID : @sazahana
❤2
بعضیا متعجبند که چپهای اسراییل چرا انقدر در انتخابات ناموفقند. این میتونه یکی از دلایلش باشه: «لیکود دیگه لیکود مناخم بگین (بنیانگذار لیکود) نیست، الان لیکودِ نتانیاهوعه. در حالی که چپ هنوز چپ اسحاق رابینه، و اسحاق رابینی دیگه وجود نداره. چپ یه رهبر اصیل لازم داره، همونجوری که نتانیاهو برای راستیها هست».
البته رهبر هم از آسمون نمیفته پایین. همون مشکلی که اپوزیسیون ایران داره.
البته رهبر هم از آسمون نمیفته پایین. همون مشکلی که اپوزیسیون ایران داره.
علیه تکنولوژی نباید شرط بست.
یه زمانی دولت چین آزمایش سونوگرافی رو برای زنان حامله ممنوع کرده بود، چون اصلاحات ارضی باعث شده بود ارزش پسر خیلی بیشتر از ارزش دختر باشه، و طبیعتا کشاورز دنبال این بود که پسردار بشه. و این باعث میشه نسبت مذکرها به مونثها در جامعه بهم بریزه. (البته گویا فقط پسر اول براشون کارایی داشته، و پسر دوم دیگه اونقدر مفید نبوده، پس خیلیهاشون ترجیح میدادن دومی دختر باشه). اما بررسیها نشون میده این ممنوعیت عملا کار نکرده. همون اصلاحات ارضی درآمد کشاورز رو بیشتر میکرد، و با پولی که بدست میآورد میرفت شهر و به هر طریقی سونو رو انجام میداد.
تغییر فرهنگ عامه و جا انداختن اینکه نباید جنسیت فرزند رو به شکل یک آپشن قابل گزینش ببینند، خیلی موفقتر بوده، تا مجبور کردنشون به بیخبر ماندن از جنسیت بچه.
https://doi.org/10.1086/701030
یه زمانی دولت چین آزمایش سونوگرافی رو برای زنان حامله ممنوع کرده بود، چون اصلاحات ارضی باعث شده بود ارزش پسر خیلی بیشتر از ارزش دختر باشه، و طبیعتا کشاورز دنبال این بود که پسردار بشه. و این باعث میشه نسبت مذکرها به مونثها در جامعه بهم بریزه. (البته گویا فقط پسر اول براشون کارایی داشته، و پسر دوم دیگه اونقدر مفید نبوده، پس خیلیهاشون ترجیح میدادن دومی دختر باشه). اما بررسیها نشون میده این ممنوعیت عملا کار نکرده. همون اصلاحات ارضی درآمد کشاورز رو بیشتر میکرد، و با پولی که بدست میآورد میرفت شهر و به هر طریقی سونو رو انجام میداد.
تغییر فرهنگ عامه و جا انداختن اینکه نباید جنسیت فرزند رو به شکل یک آپشن قابل گزینش ببینند، خیلی موفقتر بوده، تا مجبور کردنشون به بیخبر ماندن از جنسیت بچه.
https://doi.org/10.1086/701030
❤4
هیچچیز این عکس غرورآفرین نیست، چون آدم نرمال به فلاکت مردمش افتخار نمیکنه.
اینها رو برام میفرستن و میگن این نمونههای «دست به دست هم دهیم به مهر» در تناقضه با اون ادعات که میگفتی ایرانیها همواره آویزان حکومتند!
خیر. در تناقض نیست. این صحنهها، رسما مبارزه برای بقا هستند. یعنی ایرانی جماعت انقدر کرخته که تلاشش برای زنده موندن هم باید «حماسه» حساب کنیم؟ استقلال از حکومت این نیست که غریزیترین کار ممکن رو بکنی. اونو که گربهها هم بلدند. مستقل شدن از حکومت یک پروسه طولانیه، تا حدودی شبیه مستقل شدن یک بچه از پدر و مادرش. این پروسه در ایران حتی شروع هم نشده. برای همین علاوه بر اینکه در بحرانها، مسئولین حکومتی غافلگیر میشن، مردم هم غافلگیر میشن! چون آمادگی رو قبلا حواله کردهاند به حکومت. یعنی از حکومت میخوان تا به جای اونها آماده باشه.
از همین جا میشه به بحث فدرالیسم هم وارد شد، که حرفش زیاد هست اما عملا بستری براش نیست. حاکمیت لوکال و محلی چیزی نیست که تقدیم شما بکنند، باید بدستش بیاری. اگه نخوای همهچیز رو بسپری به «مرکز»، معنیش اینه که باید مسئولیت خیلی چیزها رو خودت به عهده بگیری. این به عهده گرفتن خیلی وقته که دیگه وجود نداره. بعضی وقتها بحرانها تلنگری هستند تا مردم متوجه بشن که باید به عهده بگیرند. مثلا به این نتیجه برسند که باید برای محافظت سکونتگاهشون در برابر بالا آمدن آب، قبل ازینکه آب بالابیاد حرکتی انجام بدن. که صدالبته اون حرکتها چون تدریجیه ازین عکسهای حماسی از توشون در نخواهد اومد (اساسا جایی که کارهای درست رو قبلا انجام داده و الان در امانه، وارد سیکل خبری نمیشه).
https://twitter.com/esmailifarshad/status/1116061999014862849?s=19
اینها رو برام میفرستن و میگن این نمونههای «دست به دست هم دهیم به مهر» در تناقضه با اون ادعات که میگفتی ایرانیها همواره آویزان حکومتند!
خیر. در تناقض نیست. این صحنهها، رسما مبارزه برای بقا هستند. یعنی ایرانی جماعت انقدر کرخته که تلاشش برای زنده موندن هم باید «حماسه» حساب کنیم؟ استقلال از حکومت این نیست که غریزیترین کار ممکن رو بکنی. اونو که گربهها هم بلدند. مستقل شدن از حکومت یک پروسه طولانیه، تا حدودی شبیه مستقل شدن یک بچه از پدر و مادرش. این پروسه در ایران حتی شروع هم نشده. برای همین علاوه بر اینکه در بحرانها، مسئولین حکومتی غافلگیر میشن، مردم هم غافلگیر میشن! چون آمادگی رو قبلا حواله کردهاند به حکومت. یعنی از حکومت میخوان تا به جای اونها آماده باشه.
از همین جا میشه به بحث فدرالیسم هم وارد شد، که حرفش زیاد هست اما عملا بستری براش نیست. حاکمیت لوکال و محلی چیزی نیست که تقدیم شما بکنند، باید بدستش بیاری. اگه نخوای همهچیز رو بسپری به «مرکز»، معنیش اینه که باید مسئولیت خیلی چیزها رو خودت به عهده بگیری. این به عهده گرفتن خیلی وقته که دیگه وجود نداره. بعضی وقتها بحرانها تلنگری هستند تا مردم متوجه بشن که باید به عهده بگیرند. مثلا به این نتیجه برسند که باید برای محافظت سکونتگاهشون در برابر بالا آمدن آب، قبل ازینکه آب بالابیاد حرکتی انجام بدن. که صدالبته اون حرکتها چون تدریجیه ازین عکسهای حماسی از توشون در نخواهد اومد (اساسا جایی که کارهای درست رو قبلا انجام داده و الان در امانه، وارد سیکل خبری نمیشه).
https://twitter.com/esmailifarshad/status/1116061999014862849?s=19
X (formerly Twitter)
فرشاداسماعيلي (@esmailifarshad) on X
اگر نقاش خوبی بودم حتما این تصویر را نقاشی میکردم. این خستگان جوانان منطقه #ملاشیه اهوازند. این خستگان تا صبح در کنار سیل بندها خوابیداه اند.
❤2
Anarchonomy
Photo
مثل اینکه منظورم برای دوستان مفهوم نیست.
دولت آمریکا همهکارهی مدیریت بحران در بلایای طبیعی نیست. بیشتر مسئولیتها به عهده خود ایالت درگیر شدهست. اونجایی هم که دولت دخالت میکنه در امداد و نجات، هم با کمبود بودجه مواجهه هم همواره در معرض انتقاد قرار داشته. هیچ اتفاق ناگواری نمیفته اخیرا مگر اینکه به ناکارآمدی FEMA غر میزنند آمریکاییهای عزیز. و این در حالیه که این سازمان در لجستیک وابعاد کار حرفهای قابل مقایسه با هیچ سازمان دیگهای در دنیا نیست. لذا اونها هم دارن به این درک میرسند که نباید چشم امید به دولت فدرال داشته باشند. شما تصاویر توزیع دستمال توالت توسط ترامپ رو میبینید و اینهمه اختلاف فاحش سیستماتیک رو نمیبینید.
ازینها گذشته واقعیتی هست درباره اصل بقا: بعد ازینکه جانت رو از دست دادی، یه کنفرانس مطبوعاتی برپا نمیکنند که روحت بیاد توجیه کنه که امکانات نبود، قسمت نبود، حکومت چنین و چنان بود و اِل شد بِل شد که نتونستم زنده بمونم!.. وقتی رفتی دیگه رفتی. همه اقدامات رو باید قبلش انجام داد (از شدت بدیهی بودن اینا دارم خجالت میکشم ولی ظاهرا باید گفت). هیچ اهمیتی نداره که چقدر مظلومی، و چقدر محرومی، و چقدر بدشانسی. اینکه مردم دلشون خون بشه از جان دادنت، دوباره زندهت نمیکنه.
من نمیدونم یک روستایی فقیر که در مسیر سیله چه کاری از دستش برمیاومد. اما قطعا باید فکر این روزها رو میکرد. همونطور که گفتم چون ما در شرایط ویژهایم پس باید حمایتمون از هموطنمون بیشتر باشه، مراقبت و آیندهنگریمون نسبت به زندگی خودمون هم باید ویژه باشه. یعنی یک ایرانی هرجای ایران که هست باید با خودش به این جمعبندی رسیده باشه که: اولا مملکت صاحاب نداره، و دوما یه مشت دزد و راهزن قدرت رو در دست دارند، و از همه طرف خیانت و خباثت داره رخ میده که یا همین الان یا آینده گریبانم رو خواهد گرفت. چنین آدمی نباید به اندازه یه شهروند اتریشی ریلکس باشه. کل حرف من همینه (تو بعضی از ویدئوها که مردم به درجهدار سپاهی یا استاندار یا حتی هلال احمر اعتراض میکنند، یه چیز عجیب دیده میشه: گویی اینها تازه متوجه شدن که ایران تحت تسلط فاسدترین و متحجرترین حکومتهای دنیاست! انگار چهل ساله که خواب بودند و الان ناگهان با واقعیت مواجه شدن). حالا همین جمعبندی فردی رو میشه تعمیم داد به جمعبندی اجتماعی. مخصوصا اجتماعات دورافتاده که ریسک رهاشدگیشون بالاتره.
روستایی که تو محرم به شکل یک پیکره واحد درمیاد و هیئت و موکب راه میندازه، چرا بلد نیست برای نجات خودش برنامهریزی کنه؟
دولت آمریکا همهکارهی مدیریت بحران در بلایای طبیعی نیست. بیشتر مسئولیتها به عهده خود ایالت درگیر شدهست. اونجایی هم که دولت دخالت میکنه در امداد و نجات، هم با کمبود بودجه مواجهه هم همواره در معرض انتقاد قرار داشته. هیچ اتفاق ناگواری نمیفته اخیرا مگر اینکه به ناکارآمدی FEMA غر میزنند آمریکاییهای عزیز. و این در حالیه که این سازمان در لجستیک وابعاد کار حرفهای قابل مقایسه با هیچ سازمان دیگهای در دنیا نیست. لذا اونها هم دارن به این درک میرسند که نباید چشم امید به دولت فدرال داشته باشند. شما تصاویر توزیع دستمال توالت توسط ترامپ رو میبینید و اینهمه اختلاف فاحش سیستماتیک رو نمیبینید.
ازینها گذشته واقعیتی هست درباره اصل بقا: بعد ازینکه جانت رو از دست دادی، یه کنفرانس مطبوعاتی برپا نمیکنند که روحت بیاد توجیه کنه که امکانات نبود، قسمت نبود، حکومت چنین و چنان بود و اِل شد بِل شد که نتونستم زنده بمونم!.. وقتی رفتی دیگه رفتی. همه اقدامات رو باید قبلش انجام داد (از شدت بدیهی بودن اینا دارم خجالت میکشم ولی ظاهرا باید گفت). هیچ اهمیتی نداره که چقدر مظلومی، و چقدر محرومی، و چقدر بدشانسی. اینکه مردم دلشون خون بشه از جان دادنت، دوباره زندهت نمیکنه.
من نمیدونم یک روستایی فقیر که در مسیر سیله چه کاری از دستش برمیاومد. اما قطعا باید فکر این روزها رو میکرد. همونطور که گفتم چون ما در شرایط ویژهایم پس باید حمایتمون از هموطنمون بیشتر باشه، مراقبت و آیندهنگریمون نسبت به زندگی خودمون هم باید ویژه باشه. یعنی یک ایرانی هرجای ایران که هست باید با خودش به این جمعبندی رسیده باشه که: اولا مملکت صاحاب نداره، و دوما یه مشت دزد و راهزن قدرت رو در دست دارند، و از همه طرف خیانت و خباثت داره رخ میده که یا همین الان یا آینده گریبانم رو خواهد گرفت. چنین آدمی نباید به اندازه یه شهروند اتریشی ریلکس باشه. کل حرف من همینه (تو بعضی از ویدئوها که مردم به درجهدار سپاهی یا استاندار یا حتی هلال احمر اعتراض میکنند، یه چیز عجیب دیده میشه: گویی اینها تازه متوجه شدن که ایران تحت تسلط فاسدترین و متحجرترین حکومتهای دنیاست! انگار چهل ساله که خواب بودند و الان ناگهان با واقعیت مواجه شدن). حالا همین جمعبندی فردی رو میشه تعمیم داد به جمعبندی اجتماعی. مخصوصا اجتماعات دورافتاده که ریسک رهاشدگیشون بالاتره.
روستایی که تو محرم به شکل یک پیکره واحد درمیاد و هیئت و موکب راه میندازه، چرا بلد نیست برای نجات خودش برنامهریزی کنه؟
🤔3
Anarchonomy
Photo
وظیفه ژورنالیست نفوذ به کامپیوترهای دستگاههای دولتی نیست البته.
وقتی گاردین از آسانژ درباره به خطر افتادن خبرچینهای پنتاگون بواسطه انتشار اسناد پرسید گفت خب اونها خبرچین بودن، میدونستن دارن چه ریسکی رو میپذیرن!.. خیلی ساده داشت میگفت مرگشون اهمیتی نداره. البته اشک تمساح گاردین برای خون آدمها رو نباید جدی گرفت، چون لازم باشه با ایدههای جنگطلبانه زیادی همراه میشن، و ابایی ندارند که حتی منبع خودشون رو لو بدن! که خلاف همه اخلاقیات روزنامهنگاریه. اما پدرسوختگی رسانههای سنتی مشکل آسانژ رو پاک نمیکنه، مشکلی که اینطور خلاصه میشه: «هدف ما انقدر مقدسه که مشکلی نیست اگه یه عده به خاطرش بمیرند یا نابود بشن!». این یکم شبیه چیزی که از آخوندها میشنویم نیست؟
مردم با هک و جاسوسبازی سرگرم میشن، و هم از فروریختن هیمنه تشکیلاتی دولتها در حفظ اسرار خودشون. ویکیلیکس برای همین جذابه. نه به خاطر «حقیقت». راه شفافسازی درآوردن کُفر دولتیها نیست. چون اگه امروز آبروشون رفت فردا سرمایهگذاری بیشتری میکنند تا دریچههای نفوذ رو ببندند، یا راههای زیرکانهتری برای مخفیکاری و دور زدن افکار عمومی پیدا کنند. تو این بازی، دولت (یا شرکت چندملیتی) همواره برندهست. با قاپیدن کیف سیاستمدار نمیشه پاسخگو و مسئولیتپذیرش کرد، ضمن اینکه یاد میگیره دفعه بعد اسرارش رو تو کیفش نذاره.
اما زیرکتر شدن دولتها، تنها عارضهی پدیده ویکیلیکس نیست. این عاقبت رو هم داره که مفهوم «حقیقتطلبی» لوث بشه، همونطوری که امثال آقای سرکوهی دارن مرتکب میشن. چیزی که از آسانژ ساختن خیلی بزرگتر از اطلاعات بدرد بخوری بود که به دست ما رسوند. یک قهرمان حقیقت باید خیلی بزرگتر از یک «سارق اطلاعات بوروکراتیک» باشه. چون حقیقت خیلی فراتر ازین اطلاعات روزمرهست.
زمانی که شکنجه پسران هجده ساله توسط ارتش رو میدیدم با خودم میگفتم کاش مردم این صحنهها رو میدیدند. یکی از مشغولیتهای ذهنیم این بود که اگه میدیدند چه واکنشی نشون میدادند؟ و خفه میشدم ازین واقعیت که همه اون اتفاقات همونجا میموند و بیرون نمیرفت. اما یکی دوباری که رفت، به طرز کودکانهای مأیوس شدم. کودکانه، چون مثل یه بچه که از دنیای آدم بزرگها بدش میاد، از دنیایی که میشه توش این چیزها رو دید و خیلی عادی از کنارش عبور کرد، بدم اومد. حقیقت فراتر از خبر اون شکنجهها بود، و من هنوز انقدر بالغ نبودم که بفهمم.
از زمان افشاگری اسنودن تا الان، تعداد کاربران فیسبوک، توعیتر و بقیه متشابهات چینی و هندیشون، چندصدمیلیون نفر بیشتر شده. تعداد عکسها و فیلمهایی که از زندگیشون به اشتراک میذارن، به طرز نجومی در حال افزایشه. انگار اسنودنی وجود نداشت، یا چیزی افشا نکرد. البته اسنودن هنوز هست، اما فقط یک اکانته، که درباره این چیزها توعیت میکنه، هشتگ میذاره، متلک میندازه.. همین. یک old news به تمام عیار.
حقیقت یک سیستم پیچیدهست. غولهای تفکر و اندیشه نتونستن به درستی استخراجش کرده و به مردم ارائه کنند، چه برسه تعدادی هکر افسردهی لجکرده با دستگاه دولت! اگه هدف صرفا زدن پوز این دستگاه عریض و طویل و زرنگتر از ماست، خب آقای آسانژ باید تبعاتش رو بپذیره، همونطوری که معتقد بود خبرچینهای پنتاگون باید تبعاتش رو بپذیرند.
وقتی گاردین از آسانژ درباره به خطر افتادن خبرچینهای پنتاگون بواسطه انتشار اسناد پرسید گفت خب اونها خبرچین بودن، میدونستن دارن چه ریسکی رو میپذیرن!.. خیلی ساده داشت میگفت مرگشون اهمیتی نداره. البته اشک تمساح گاردین برای خون آدمها رو نباید جدی گرفت، چون لازم باشه با ایدههای جنگطلبانه زیادی همراه میشن، و ابایی ندارند که حتی منبع خودشون رو لو بدن! که خلاف همه اخلاقیات روزنامهنگاریه. اما پدرسوختگی رسانههای سنتی مشکل آسانژ رو پاک نمیکنه، مشکلی که اینطور خلاصه میشه: «هدف ما انقدر مقدسه که مشکلی نیست اگه یه عده به خاطرش بمیرند یا نابود بشن!». این یکم شبیه چیزی که از آخوندها میشنویم نیست؟
مردم با هک و جاسوسبازی سرگرم میشن، و هم از فروریختن هیمنه تشکیلاتی دولتها در حفظ اسرار خودشون. ویکیلیکس برای همین جذابه. نه به خاطر «حقیقت». راه شفافسازی درآوردن کُفر دولتیها نیست. چون اگه امروز آبروشون رفت فردا سرمایهگذاری بیشتری میکنند تا دریچههای نفوذ رو ببندند، یا راههای زیرکانهتری برای مخفیکاری و دور زدن افکار عمومی پیدا کنند. تو این بازی، دولت (یا شرکت چندملیتی) همواره برندهست. با قاپیدن کیف سیاستمدار نمیشه پاسخگو و مسئولیتپذیرش کرد، ضمن اینکه یاد میگیره دفعه بعد اسرارش رو تو کیفش نذاره.
اما زیرکتر شدن دولتها، تنها عارضهی پدیده ویکیلیکس نیست. این عاقبت رو هم داره که مفهوم «حقیقتطلبی» لوث بشه، همونطوری که امثال آقای سرکوهی دارن مرتکب میشن. چیزی که از آسانژ ساختن خیلی بزرگتر از اطلاعات بدرد بخوری بود که به دست ما رسوند. یک قهرمان حقیقت باید خیلی بزرگتر از یک «سارق اطلاعات بوروکراتیک» باشه. چون حقیقت خیلی فراتر ازین اطلاعات روزمرهست.
زمانی که شکنجه پسران هجده ساله توسط ارتش رو میدیدم با خودم میگفتم کاش مردم این صحنهها رو میدیدند. یکی از مشغولیتهای ذهنیم این بود که اگه میدیدند چه واکنشی نشون میدادند؟ و خفه میشدم ازین واقعیت که همه اون اتفاقات همونجا میموند و بیرون نمیرفت. اما یکی دوباری که رفت، به طرز کودکانهای مأیوس شدم. کودکانه، چون مثل یه بچه که از دنیای آدم بزرگها بدش میاد، از دنیایی که میشه توش این چیزها رو دید و خیلی عادی از کنارش عبور کرد، بدم اومد. حقیقت فراتر از خبر اون شکنجهها بود، و من هنوز انقدر بالغ نبودم که بفهمم.
از زمان افشاگری اسنودن تا الان، تعداد کاربران فیسبوک، توعیتر و بقیه متشابهات چینی و هندیشون، چندصدمیلیون نفر بیشتر شده. تعداد عکسها و فیلمهایی که از زندگیشون به اشتراک میذارن، به طرز نجومی در حال افزایشه. انگار اسنودنی وجود نداشت، یا چیزی افشا نکرد. البته اسنودن هنوز هست، اما فقط یک اکانته، که درباره این چیزها توعیت میکنه، هشتگ میذاره، متلک میندازه.. همین. یک old news به تمام عیار.
حقیقت یک سیستم پیچیدهست. غولهای تفکر و اندیشه نتونستن به درستی استخراجش کرده و به مردم ارائه کنند، چه برسه تعدادی هکر افسردهی لجکرده با دستگاه دولت! اگه هدف صرفا زدن پوز این دستگاه عریض و طویل و زرنگتر از ماست، خب آقای آسانژ باید تبعاتش رو بپذیره، همونطوری که معتقد بود خبرچینهای پنتاگون باید تبعاتش رو بپذیرند.
❤2
Anarchonomy
Photo
یک پژوهشگر در آلمان با انجام یک نظرسنجی گسترده، رابطه بین اعتقاد به یگانگی (وحدت نظام هستی، اینکه همهچیز بهم مرتبطند و همگی از یک سیستم واحد پیروی میکنند)، با احساس شادی و رضایت از زندگی بررسی کرده. و نتیجه غیرمنتظره نیست، کسانی که قویترین اعتقاد رو به این باور خاص دارند، زندگی شادتری دارند، لاقل بنا به ادعای خودشون. اینکه فکر کنی داخل یک هرج و مرج نجومی قرار نداریم و همهچیز طبق برنامهست و این برنامه از یک ذات واحد هدایت میشه، احساس بهتری برات ایجاد میکنه.
اما نظرسنجی رو در دو بخش انجام داده و در بخش دوم سعی کرده ببینه آیا اعتقادات مذهبی دخیل هستند در این رابطه یا نه. هرچند که بالاترین سطح اعتقاد رو مسلمانان، و پایینترین سطح رو آتئیستها داشتند، اما مجموعا اعتقاد مذهبی چندان دخیل نبوده. یعنی آتئیستی که باور قوی داره به این یگانگی، شادتر از مسلمانیه که باورش به این یگانگی ضعیفه. تا قبل ازین بیشتر مطالعات اینطور نتیجهگیری میکردند که آدم مذهبی به طور میانگین شادتر است (حتما نمونههای زیادی ازش دیدید. مثلا نتایج نظرسنجی در کویت رو با نروژ مقایسه میکنند و میگن کویت شادتره!)، ولی این نشون میده که به خاطر مذهبیبودنش نیست، به خاطر یگانهگرا بودنشه (که لاقل در مورد مردم خاورمیانه یا هند، سابقهای طولانیتر از ادیان ابراهیمی داره. رسوباتی فوقالعاده کهن).
این یافتهها تأیید این واقعیت شاید تلخه که «باور به توحید» لزومی نداره نسبتی با حقیقت داشته باشه. اگه باعث میشه ریلکستر زندگی کنی، اعتقاد بش تبدیل به یک تصمیم عقلانی میشه.
لینک مقاله
http://www.apa.org/pubs/journals/releases/rel-rel0000259.pdf
اما نظرسنجی رو در دو بخش انجام داده و در بخش دوم سعی کرده ببینه آیا اعتقادات مذهبی دخیل هستند در این رابطه یا نه. هرچند که بالاترین سطح اعتقاد رو مسلمانان، و پایینترین سطح رو آتئیستها داشتند، اما مجموعا اعتقاد مذهبی چندان دخیل نبوده. یعنی آتئیستی که باور قوی داره به این یگانگی، شادتر از مسلمانیه که باورش به این یگانگی ضعیفه. تا قبل ازین بیشتر مطالعات اینطور نتیجهگیری میکردند که آدم مذهبی به طور میانگین شادتر است (حتما نمونههای زیادی ازش دیدید. مثلا نتایج نظرسنجی در کویت رو با نروژ مقایسه میکنند و میگن کویت شادتره!)، ولی این نشون میده که به خاطر مذهبیبودنش نیست، به خاطر یگانهگرا بودنشه (که لاقل در مورد مردم خاورمیانه یا هند، سابقهای طولانیتر از ادیان ابراهیمی داره. رسوباتی فوقالعاده کهن).
این یافتهها تأیید این واقعیت شاید تلخه که «باور به توحید» لزومی نداره نسبتی با حقیقت داشته باشه. اگه باعث میشه ریلکستر زندگی کنی، اعتقاد بش تبدیل به یک تصمیم عقلانی میشه.
لینک مقاله
http://www.apa.org/pubs/journals/releases/rel-rel0000259.pdf
❤3
باید یه کپی ازین تابلو رو بفرستم برای فرهاد جعفری که نگران ترویج گرایش جنسی به حیوانات بود.. سکس با پرنده! 😁 اینو ۱۹۱۳ کشیده، زمانی که نگرانی فرهاد اصلا مطرح نبود، درباره افسانه زئوس مربوط به هزاران سال پیش (بازم لازمه بگم این صحبتها، جدید نیست؟).
البته همخوابی با قوی سیاه، انصافا لطیفتر از گرایش به سگ و بز و اینهاست!
کارو باید درست انجام داد، حتی اگه در جهت یک رویه غیرعادی باشه. این یه کارِ درست انجامشدهست، حتی در جزییات (و حتی در رنگ. رنگ تیره و سرد درختان هماهنگه با تیرگی رنگ قو، و روشنی گرم آسمان در دوردست هماهنگه با رنگ روشن پوست زن). اثری از بستر دیده نمیشه، انگار هر دو روی هوا شناورند (انگار در این تماس بدنی، پرنده داره حدی از لذت بیوزنی پرواز رو هم در کنار لذت جنسی بش منتقل میکنه). و چه دقتی در ترسیم پلکها که نه بازه و نه کاملا بسته، که بهترین تداعی کننده چشیدن لذت جنسیه. و چه دقتی در پوزیشن تک تک انگشتهای دست راست که فشار دادن رو القا میکنه. و چه زیرک در پنهان کردن اجزای سر پرنده، تا فقط تودهای پر به نظر بیاد.
البته همخوابی با قوی سیاه، انصافا لطیفتر از گرایش به سگ و بز و اینهاست!
کارو باید درست انجام داد، حتی اگه در جهت یک رویه غیرعادی باشه. این یه کارِ درست انجامشدهست، حتی در جزییات (و حتی در رنگ. رنگ تیره و سرد درختان هماهنگه با تیرگی رنگ قو، و روشنی گرم آسمان در دوردست هماهنگه با رنگ روشن پوست زن). اثری از بستر دیده نمیشه، انگار هر دو روی هوا شناورند (انگار در این تماس بدنی، پرنده داره حدی از لذت بیوزنی پرواز رو هم در کنار لذت جنسی بش منتقل میکنه). و چه دقتی در ترسیم پلکها که نه بازه و نه کاملا بسته، که بهترین تداعی کننده چشیدن لذت جنسیه. و چه دقتی در پوزیشن تک تک انگشتهای دست راست که فشار دادن رو القا میکنه. و چه زیرک در پنهان کردن اجزای سر پرنده، تا فقط تودهای پر به نظر بیاد.
❤5
ازونجایی که شاخصترین رفتار جمهوریاسلامی سرکوبهاییه که انجام میده، شناختی که خیلیها ازین حکومت دارند هم خلاصه شده به قوای سرکوبگرش. که این تمام واقعیت نیست. وقتی یک حکومت دیگه سرکوبگری مشابهی رو انجام میده، معادل قرار میدنش با نظام ما، و این خیلی غلطه. نباید هیچ حکومتی رو، حتی از انواع سرکوبگر و توتالیتر رو همطراز این نظام قرار داد، حتی اگه تشابهات ظاهری زیاد باشند.
وقتی چین پروژه جاده ابریشم رو شروع کرد نیاز بود به تعداد زیادی از کشورهای درحال توسعه که در مسیرش هستند مساعدت مالی و مهندسی بشه تا زیرساختهای لازم فراهم بشه، اما این کشورها غالبا هشتشون گروه نهشون بود، بنابراین برخی ازین کمکها باید به صورت بلاعوض انجام میشد. هرچند که توسعه این شبکه ترانزیتی در نهایت به نفع تولیدکننده چینی تموم میشه، اما هیچکس، و مطلقا هیچکس در دنیا خوشش نمیاد پول رو دو دستی تقدیم غریبهها کنه. چیزی که برای من ایرانیِ استبدادزده جالب بود، انتقادهایی بود که هم تحصیلکردههای چینی و هم عدهای از دولتیها به این طرحها داشتند. البته مخالفتی با کلیت طرح در کار نبود (چون بدیهیه که منافع استراتژیک اقتصادی ایجاد میکنه) بلکه سوال مطرح بود که «این پولهایی که قراره بدیم به این کشورهای درب و داغون، برمیگرده؟ حالا سود نه، اصلش برمیگرده؟». این خیلی جالب بود که دولت کمونیست چین، با اینکه نیاز نداره برای اجرای سیاستها از کسی اجازه بگیره، مجبوره جامعه و تحصیلکردگان و حتی کارمندان خودش رو قانع کنه که سیاست درستیه! اونم سیاستی که سراسر مادی، اقتصادی و قابل اندازهگیریه.
اما ما در ایران یک خلافت شبه سلطنت، که میشه بش گفت «خلطنت» داریم، که پول کشور رو برمیداره میبره جایی خرج میکنه که هیچ خروجی مادی، اقتصادی و قابل اندازهگیری برای مردم ما نداره، و در عین حال با هیچ چالشی نه در درون حاکمیت و نه از جانب تحصیلکردگان و نه روشنفکران و نه مردم عادی، مواجه نمیشه! و اگر احیانا مواجه شد، یک چالش رندوم کاملا احساسی وسط بحران سیل خواهد بود، و واکنشش به اون چالش هم «برو گمشو بیشعور ضدنظام» است و بس!
ما چنین حکومتی در هیچجای جهان نداریم به والله. تمام کسانی که سعی میکنند این واقعیتها رو لاپوشانی کنند، یا این وضعیت رو عادی جلوه بدن، یا سعی میکنند غیرعادی معرفی شدنش رو یک اغراق جلوه بدن، همه و همه در این خیانت و رذالت شریکند.
https://t.me/hafezeye_tarikhi/151
وقتی چین پروژه جاده ابریشم رو شروع کرد نیاز بود به تعداد زیادی از کشورهای درحال توسعه که در مسیرش هستند مساعدت مالی و مهندسی بشه تا زیرساختهای لازم فراهم بشه، اما این کشورها غالبا هشتشون گروه نهشون بود، بنابراین برخی ازین کمکها باید به صورت بلاعوض انجام میشد. هرچند که توسعه این شبکه ترانزیتی در نهایت به نفع تولیدکننده چینی تموم میشه، اما هیچکس، و مطلقا هیچکس در دنیا خوشش نمیاد پول رو دو دستی تقدیم غریبهها کنه. چیزی که برای من ایرانیِ استبدادزده جالب بود، انتقادهایی بود که هم تحصیلکردههای چینی و هم عدهای از دولتیها به این طرحها داشتند. البته مخالفتی با کلیت طرح در کار نبود (چون بدیهیه که منافع استراتژیک اقتصادی ایجاد میکنه) بلکه سوال مطرح بود که «این پولهایی که قراره بدیم به این کشورهای درب و داغون، برمیگرده؟ حالا سود نه، اصلش برمیگرده؟». این خیلی جالب بود که دولت کمونیست چین، با اینکه نیاز نداره برای اجرای سیاستها از کسی اجازه بگیره، مجبوره جامعه و تحصیلکردگان و حتی کارمندان خودش رو قانع کنه که سیاست درستیه! اونم سیاستی که سراسر مادی، اقتصادی و قابل اندازهگیریه.
اما ما در ایران یک خلافت شبه سلطنت، که میشه بش گفت «خلطنت» داریم، که پول کشور رو برمیداره میبره جایی خرج میکنه که هیچ خروجی مادی، اقتصادی و قابل اندازهگیری برای مردم ما نداره، و در عین حال با هیچ چالشی نه در درون حاکمیت و نه از جانب تحصیلکردگان و نه روشنفکران و نه مردم عادی، مواجه نمیشه! و اگر احیانا مواجه شد، یک چالش رندوم کاملا احساسی وسط بحران سیل خواهد بود، و واکنشش به اون چالش هم «برو گمشو بیشعور ضدنظام» است و بس!
ما چنین حکومتی در هیچجای جهان نداریم به والله. تمام کسانی که سعی میکنند این واقعیتها رو لاپوشانی کنند، یا این وضعیت رو عادی جلوه بدن، یا سعی میکنند غیرعادی معرفی شدنش رو یک اغراق جلوه بدن، همه و همه در این خیانت و رذالت شریکند.
https://t.me/hafezeye_tarikhi/151
Telegram
حافظه تاریخی
سید حسن نصرالله:
«از شما پنهان نمیکنم که منطقه ضاحیه جنوبی لبنان را با کمک مالی سخاوتمندانه جمهوری اسلامی و آیتالله خامنهای بازسازی کردیم»
سخنرانی در مراسم جشن پایان کار پروژه عمرانی «وعد» در ساخت منطقه ضاحیه در جنوب لبنان، ۲۲ اردیبهشت ۹۱
«از شما پنهان نمیکنم که منطقه ضاحیه جنوبی لبنان را با کمک مالی سخاوتمندانه جمهوری اسلامی و آیتالله خامنهای بازسازی کردیم»
سخنرانی در مراسم جشن پایان کار پروژه عمرانی «وعد» در ساخت منطقه ضاحیه در جنوب لبنان، ۲۲ اردیبهشت ۹۱
❤6
مردمی که کافیه یک سیلبند تکمیل بشه تا بریزن خیابون و پایکوبی کنند، از کوره در نخواهند رفت.
آذریها عموما عصبی هستند، خودخوری میکنند، زود دلسرد و دیر راضی میشن. اوضاع باید خیلی ردیف باشه تا اظهار شادمانی کنند، و اگر احیانا چنان شرایطی فراهم شد سعی میکنند اون شادی رو بروز ندن. درست نقطه مقابل یک عرب خوزستانی، تمام شرایط لازم برای از کوره در رفتن، انقلاب و بهم زدن اوضاع رو دارند، ولی میبینید که چقدر کرخت و لمسه آذربایجان امروز. وقتی در یک جمع هر کسی خصوصیاتی داره، و شر بپاکنترین عضو اون جمع، یه گوشه بیحرکت افتاده، از خونگرمترین و شکیباترین عضو اون جمع نمیشه انتظار داشت پاشه شلوغ کنه.
بلایی که سر ایران اومده فقط یک اتفاق نیست. یک نوع تنبیهه. یکی داره ما رو بابت مقاومت در برابر فهمیدن، و نداشتن اراده، اذیت میکنه. یکی که داره میگه: نمیذارم این بیتفاوتی که نسبت به نجات خودتون دارید، براتون ارزون تموم شه. یه جا هست تو قرآن که میگه فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا.. اون قسمت «فزادهم» خیلی جالبه. اون مرضی که تو قلبشون دارن زیادش میکنیم! یعنی نمیخوای خوب بشی؟ اوکی، مریضترت میکنم!
https://t.me/nasserkaramii/1243
آذریها عموما عصبی هستند، خودخوری میکنند، زود دلسرد و دیر راضی میشن. اوضاع باید خیلی ردیف باشه تا اظهار شادمانی کنند، و اگر احیانا چنان شرایطی فراهم شد سعی میکنند اون شادی رو بروز ندن. درست نقطه مقابل یک عرب خوزستانی، تمام شرایط لازم برای از کوره در رفتن، انقلاب و بهم زدن اوضاع رو دارند، ولی میبینید که چقدر کرخت و لمسه آذربایجان امروز. وقتی در یک جمع هر کسی خصوصیاتی داره، و شر بپاکنترین عضو اون جمع، یه گوشه بیحرکت افتاده، از خونگرمترین و شکیباترین عضو اون جمع نمیشه انتظار داشت پاشه شلوغ کنه.
بلایی که سر ایران اومده فقط یک اتفاق نیست. یک نوع تنبیهه. یکی داره ما رو بابت مقاومت در برابر فهمیدن، و نداشتن اراده، اذیت میکنه. یکی که داره میگه: نمیذارم این بیتفاوتی که نسبت به نجات خودتون دارید، براتون ارزون تموم شه. یه جا هست تو قرآن که میگه فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا.. اون قسمت «فزادهم» خیلی جالبه. اون مرضی که تو قلبشون دارن زیادش میکنیم! یعنی نمیخوای خوب بشی؟ اوکی، مریضترت میکنم!
https://t.me/nasserkaramii/1243
Telegram
ناصر کرمی
♦️بر آب رفته های جنوب♦️
#کانال_ناصرکرمی
فردا چه می شود؟ سوال بزرگ همین است. اگر کشت و کار بر آب رفته و وعده ها نیز همه بر آب باشند این می شود که لایه های بر هم نهشته فقر و صبر و فقر و صبر سرانجام با آبرفت ژرفی از اعتراض پوشانده شوند. خوزستان در دو سال…
#کانال_ناصرکرمی
فردا چه می شود؟ سوال بزرگ همین است. اگر کشت و کار بر آب رفته و وعده ها نیز همه بر آب باشند این می شود که لایه های بر هم نهشته فقر و صبر و فقر و صبر سرانجام با آبرفت ژرفی از اعتراض پوشانده شوند. خوزستان در دو سال…
❤72
بابام میگفت وقتی یه وسیلهای خریدی واسه خونه خواستی جعبهش رو بندازی بیرون، نذار دم در خونه خودمون. ببر بنداز دم سطل آشغال دو سه تا خونه پایینتر. نذار بفهمن داری پول خرج میکنی. با خودم میگفتم آخه این چه محافظهکاریه آخه. خب بفهمن. کی میخواد بفهمه؟ اصلا کی اهمیت میده؟ یه مدت گذشت.. یه معتاد عادت کرده به گدایی تو محل منو دید و کمک خواست، گفتم پول همراهم نیست فعلا. گفت موقع خریدن فلان وسیله پول همراهت بود ولی!.. یه معتاد که معلوم نیست تو چه هپروتیه، آمار خونه ما رو داره، آمار رفت و آمدم رو داره، و آمار خرجم رو هم داره. چه برسه دیگران که در هشیاری کاملند. اما همین آدمها، اصلا اهمیت نمیدن که حکومت داره چجوری خرج میکنه، کجا خرج میکنه، و چرا خرج میکنه. اگه اهمیت میدادن یه مشت بچه شیعه اجارهای مثل «لشکر فاطمیون» شکل نمیگرفت، و یه مشت بچه شیعه اجارهای دیگه ازین کانالها راه نمینداختن که برای کمکهای نمایشی این مزدورهای بیگانه، که پولش رو قبلا گرفتن، منت بذارن سر ما.
ما هم کوریم، هم بیغیرت.
https://t.me/akhbarjahadi/17128
ما هم کوریم، هم بیغیرت.
https://t.me/akhbarjahadi/17128
Telegram
اخبار جهادی
📸اولین کاروان از برادران افغانستانی لشکر فاطمیون برای کمک به سیل زدهها وارد روستاهای اطراف پلدختر شدند.
🔹گروهی از طلاب پاکستانی جامعه المصطفی هم رفتن کمک مردم روستای چهر مهر پلدختر.
👈اما کسایی که شعار "نه غزه، نه لبنان" میدادن، هنوز هم پیداشون نیست...…
🔹گروهی از طلاب پاکستانی جامعه المصطفی هم رفتن کمک مردم روستای چهر مهر پلدختر.
👈اما کسایی که شعار "نه غزه، نه لبنان" میدادن، هنوز هم پیداشون نیست...…
❤21
Anarchonomy pinned «مردمی که کافیه یک سیلبند تکمیل بشه تا بریزن خیابون و پایکوبی کنند، از کوره در نخواهند رفت. آذریها عموما عصبی هستند، خودخوری میکنند، زود دلسرد و دیر راضی میشن. اوضاع باید خیلی ردیف باشه تا اظهار شادمانی کنند، و اگر احیانا چنان شرایطی فراهم شد سعی میکنند…»
چی بهتر ازینکه صبح بیدار بشی و یه چیزی ببینی که از خنده خفه بشی؟
عکس سیاهچاله رو که دیدید حتما. اون خانومه رو هم که گفتن الگوریتم ایشون باعث شده تا بتونن اون عکس رو بگیرن هم دیدید حتما. خب، نگو ایشون مشارکت داشته در طراحی بعضی الگوریتمها، اونم به عنوان عضوی از یک گروه، اما این عکس خاص ازون الگوریتمها استفاده نکرده!
یعنی چند روزه الکی این خانوم رو تیتر یک سایتهای خبری کردن، تا بگن «زن میتواند».
کانالهای فارسی هم فیالفور این شهرت الکی رو انعکاس دادند. البته با نیت بومی خودشون: «در خارج، زن میتواند». لیبرالهای سخیف امروزی، ارتقاء جایگاه زن رو در حد یک دعوای جنسیتی پایین آوردن، و کودکانه امتیازگیری میکنند. مثل امتیاز وامدار بودن یک دستاورد علمی به یک زن: «شما مردهای عوضی اگه این عکس رو دیدید، مدیون یک زن هستید. هاهاهاها».
تو چه بلبشوی مسخرهای بسر میبریم.
عکس سیاهچاله رو که دیدید حتما. اون خانومه رو هم که گفتن الگوریتم ایشون باعث شده تا بتونن اون عکس رو بگیرن هم دیدید حتما. خب، نگو ایشون مشارکت داشته در طراحی بعضی الگوریتمها، اونم به عنوان عضوی از یک گروه، اما این عکس خاص ازون الگوریتمها استفاده نکرده!
یعنی چند روزه الکی این خانوم رو تیتر یک سایتهای خبری کردن، تا بگن «زن میتواند».
کانالهای فارسی هم فیالفور این شهرت الکی رو انعکاس دادند. البته با نیت بومی خودشون: «در خارج، زن میتواند». لیبرالهای سخیف امروزی، ارتقاء جایگاه زن رو در حد یک دعوای جنسیتی پایین آوردن، و کودکانه امتیازگیری میکنند. مثل امتیاز وامدار بودن یک دستاورد علمی به یک زن: «شما مردهای عوضی اگه این عکس رو دیدید، مدیون یک زن هستید. هاهاهاها».
تو چه بلبشوی مسخرهای بسر میبریم.
❤5
فرمان منع سفر، منع سفر مسلمانان نبود و اصلا ربطی به مذهب مسافر نداره. منع سفر شهروندان کشورهایی بود که همکاری اطلاعاتی با آمریکا ندارند، چون بدون همکاری نمیشه سابقه مسافرانشون رو چک کرد. دستگاه اطلاعاتی عربستان، که شهروندانش در حمله یازده سپتامبر نقش داشتند، با دستگاه اطلاعاتی آمریکا همکاری داره، ولی دستگاه اطلاعاتی جمهوریاسلامی، هیچ ارتباطی با دستگاه اطلاعاتی آمریکا نداره. حالا این کار امنیت آمریکا رو بیشتر میکنه یا تأثیری نداره چیزیه که ما نمیتونیم پیشبینی کنیم، ولی به هرحال یه موضوع اطلاعاتیه، نه مذهبی.
لازم نیست تا موافق این فرمان باشید تا بفهمید که دارن دربارهش دروغ میگن. هم بکگراند فرمان قابل سرچه، هم منطقش قابل فهمه. پس چرا انقدر اصرار دارن که دروغ رو باور کنند و هی تکرارش کنند؟ شبیه یک نوع بیماریه. انگار فرد عاشق و شیفته دروغه.. و از باور کردن دروغ لذت میبره. خیلی شگفتانگیزند. هم اون بیمار سومالیایی که به کنگره راه پیدا کرده، هم اون بیمارهایی که بش رأی میدن و براش سوت میزنن، هم این خبرنگار جهانسومی که ازین سر دنیا به عنوان «حنجره مسلمین مظلوم» بش نگاه میکنه. انگار دوست دارند دروغ رو به آغوش بکشند! همشون شگفتانگیزند.
https://t.me/sahandiranmehr/19294
لازم نیست تا موافق این فرمان باشید تا بفهمید که دارن دربارهش دروغ میگن. هم بکگراند فرمان قابل سرچه، هم منطقش قابل فهمه. پس چرا انقدر اصرار دارن که دروغ رو باور کنند و هی تکرارش کنند؟ شبیه یک نوع بیماریه. انگار فرد عاشق و شیفته دروغه.. و از باور کردن دروغ لذت میبره. خیلی شگفتانگیزند. هم اون بیمار سومالیایی که به کنگره راه پیدا کرده، هم اون بیمارهایی که بش رأی میدن و براش سوت میزنن، هم این خبرنگار جهانسومی که ازین سر دنیا به عنوان «حنجره مسلمین مظلوم» بش نگاه میکنه. انگار دوست دارند دروغ رو به آغوش بکشند! همشون شگفتانگیزند.
https://t.me/sahandiranmehr/19294
Telegram
سهند ایرانمهر
در پی انتقادهای ایلهان عمر نماینده مسلمان به رویکردهای دولت ترامپ و صدور فرمان اجرایی منع سفر شهروندان مسلمان، ترامپ هم در توییتی با میکس تصاویر الهان عمر با حوادث 11سپتامبر، به انتقادهای وی واکنش نشان داد.
(ویدیو از توییت ترامپ که کوشیده است منع سفر شهروندان…
(ویدیو از توییت ترامپ که کوشیده است منع سفر شهروندان…
❤4
چرا وزارت فرهنگ «باید» کاری بکند؟ یک مدیوم سنتی، کارکردش رو از دست داده و باید حذف بشه، این حذف در کشورهای دیگه داره تدریجی انجام میشه، اینجا به خاطر ارز داره با سرعت بیشتری اتفاق میفته. در اصل موضوع که تغییری ایجاد نشده. چرا دولت باید روی بیزینسی سرمایهگذاری کنه که دچار رشد منفیه؟ شما یک شرکت داشته باش که بازارش در حال کوچکتر شدن باشه، بعد شرکت رو با تمام تجهیزاتش بذار برای فروش. ببین کسی میخره؟ حتی اگه صلواتی هم تقدیم کنی نمیخرند. چرا باید دولت چیزی رو بخره که هیچ عاقلی نمیخره؟
ما نیاز به یک انقلاب فکری داریم در ایران که کل ذهنیت مردم رو درباره بازار و فعالیت اقتصادی ریست کنه، تا مثلا به این درک برسند که: چیزی که کار نمیکنه بنداز دور. چیزی که دورهش تموم شد بذار کنار.
ما نیاز به یک انقلاب فکری داریم در ایران که کل ذهنیت مردم رو درباره بازار و فعالیت اقتصادی ریست کنه، تا مثلا به این درک برسند که: چیزی که کار نمیکنه بنداز دور. چیزی که دورهش تموم شد بذار کنار.
❤3