یکی از افسانههای رایج اینه که وقتی شرکتها خیلی بزرگ میشن و انحصار بوجود میاد، مملکت میره به سمت فاشیسم و دیکتاتوری! (یعنی بین تسلط تجاری یک بنگاه اقتصادی و تسلط سیاسی یک حزب یا فرد ارتباط قائلند). این ادعا رو بیشتر از چپها میشنویم، مخصوصا الان، که غولهایی مثل گوگل و آمازون نه فقط کشور خودشون که تمام دنیا رو تحت تأثیر خودشون قرار دادن. به عنوان شاهد تاریخی هم آلمان نازی رو مثال میزنند.
اما شواهد تاریخی نه تنها این ادعا رو رد میکنه، بلکه میشه گفت وضعیتی معکوس داشته. از دو جهت: صنایع بزرگ آلمان تقریبا هیچ کمکی به قدرت گرفتن هیتلر نکردند، و هیتلر خودش داشت بدون کمک اونها از نردبان قدرت بالا میرفت. بعد ازینکه به رهبر بلامنازع آلمان تبدیل شد کمکهای مالی بش کردند، اما اولا اونقدری نبود که بشه گفت اگه این کمکها نبود تاریخ آلمان به شکل دیگهای رقم میخورد و دوما غیرسیاسی بود، و اگه به جای هیتلر یک نفر هم دیگه به اون سطح از قدرت میرسید همون مقدار بش کمک مالی میکردند. از طرفی خود حزب نازی، گرایش سوسیالیستی داشت و اتفاقا مخالف بنگاههای زیادی بزرگ بود، چون معتقد بودند در چنین اقتصادی کارگران به بردگی میافتند! نازیها هم مثل کمونیستها خیلی نگران بردگی انسان بودن! اما روش کمونیستها که تقریبا سیستم «صنایع بزرگ-بردگان بیشمار» بود رو یک خطر محسوب میکردند. برای همین روی توسعه صنایع و کسب و کارهای کوچک تأکید داشتند. فروشگاهها و توزیعکنندههای بزرگ اون زمان دست یهودیها بود، گرایشات ضدیهودی هم کمک میکرد تا مردم رو ترغیب کنند به نابودی اون بنگاهها (مثل اینه که الان کوروش و جانبو و رفاه و هایپر دست بهاییها باشه، بعد رهبر ایران بیاد به مردمی که اکثرا خردهفروشند بگه چه خوابیدید که بهاییها کار و کاسبیتون رو نابود کردند).
مخالفان ترامپ خیلی زور میزنند تا یک فاشیست معرفیش کنند. همزمانی تورم ابعادی شرکتهای چندملیتی با ظهور پدیده ترامپ هم بهانه شده تا این افسانه رو بیش از پیش دنبال کنند. اما نویسنده این مقاله که خودش از ترامپ بدش میاد به نکتههای جالبی اشاره میکنه. از جمله اینکه ترامپ در دو سال گذشته نشون داده اصلا از زیادی بزرگ شدن و قدرتمندشدن شرکتها خوشش نمیاد (مثل مخالفتش با ادغام غولهای رسانهای)، و اینکه همون شرکتهای خیلی بزرگی که محل نگرانیاند نه تنها از هیلاری کلینتون حمایت کردند بلکه مقدار حمایت مالیشون ۱۰ برابر بیشتر از کمکشون به سمت ترامپ بوده! اگه حتی بنگاهها کارگاه تولید فاشیست بودن، باید جای دیگهای دنبالش بگردن.
حالا چی شد که ترامپ رو فاشیست معرفی کردن؟ چون معتقده رسانهای که از منابع عام منتفعه، باید منعکسکننده نظرات عام باشه، نه نظرات فقط بخشی از جامعه! در دنیایی که اینها ساختند، اگه از عقل سلیم استفاده کنی یعنی موسولینی هستی!
https://niskanencenter.org/blog/big-business-rise-fascism-bad-history-tim-wu/
اما شواهد تاریخی نه تنها این ادعا رو رد میکنه، بلکه میشه گفت وضعیتی معکوس داشته. از دو جهت: صنایع بزرگ آلمان تقریبا هیچ کمکی به قدرت گرفتن هیتلر نکردند، و هیتلر خودش داشت بدون کمک اونها از نردبان قدرت بالا میرفت. بعد ازینکه به رهبر بلامنازع آلمان تبدیل شد کمکهای مالی بش کردند، اما اولا اونقدری نبود که بشه گفت اگه این کمکها نبود تاریخ آلمان به شکل دیگهای رقم میخورد و دوما غیرسیاسی بود، و اگه به جای هیتلر یک نفر هم دیگه به اون سطح از قدرت میرسید همون مقدار بش کمک مالی میکردند. از طرفی خود حزب نازی، گرایش سوسیالیستی داشت و اتفاقا مخالف بنگاههای زیادی بزرگ بود، چون معتقد بودند در چنین اقتصادی کارگران به بردگی میافتند! نازیها هم مثل کمونیستها خیلی نگران بردگی انسان بودن! اما روش کمونیستها که تقریبا سیستم «صنایع بزرگ-بردگان بیشمار» بود رو یک خطر محسوب میکردند. برای همین روی توسعه صنایع و کسب و کارهای کوچک تأکید داشتند. فروشگاهها و توزیعکنندههای بزرگ اون زمان دست یهودیها بود، گرایشات ضدیهودی هم کمک میکرد تا مردم رو ترغیب کنند به نابودی اون بنگاهها (مثل اینه که الان کوروش و جانبو و رفاه و هایپر دست بهاییها باشه، بعد رهبر ایران بیاد به مردمی که اکثرا خردهفروشند بگه چه خوابیدید که بهاییها کار و کاسبیتون رو نابود کردند).
مخالفان ترامپ خیلی زور میزنند تا یک فاشیست معرفیش کنند. همزمانی تورم ابعادی شرکتهای چندملیتی با ظهور پدیده ترامپ هم بهانه شده تا این افسانه رو بیش از پیش دنبال کنند. اما نویسنده این مقاله که خودش از ترامپ بدش میاد به نکتههای جالبی اشاره میکنه. از جمله اینکه ترامپ در دو سال گذشته نشون داده اصلا از زیادی بزرگ شدن و قدرتمندشدن شرکتها خوشش نمیاد (مثل مخالفتش با ادغام غولهای رسانهای)، و اینکه همون شرکتهای خیلی بزرگی که محل نگرانیاند نه تنها از هیلاری کلینتون حمایت کردند بلکه مقدار حمایت مالیشون ۱۰ برابر بیشتر از کمکشون به سمت ترامپ بوده! اگه حتی بنگاهها کارگاه تولید فاشیست بودن، باید جای دیگهای دنبالش بگردن.
حالا چی شد که ترامپ رو فاشیست معرفی کردن؟ چون معتقده رسانهای که از منابع عام منتفعه، باید منعکسکننده نظرات عام باشه، نه نظرات فقط بخشی از جامعه! در دنیایی که اینها ساختند، اگه از عقل سلیم استفاده کنی یعنی موسولینی هستی!
https://niskanencenter.org/blog/big-business-rise-fascism-bad-history-tim-wu/
Niskanen Center
Tim Wu’s Bad History: Big Business and the Rise of Fascism
The recent increase in economic concentration and monopoly power make the United States “ripe for dictatorship,” claims Columbia law professor Tim Wu in his new book, The Curse of Bigness. With the release of Senator Elizabeth Warren’s proposal to “break…
❤4
گاهی این کلماتند که تاریخ رو شکل میدن. مثلا کلمه «شهرکنشین» یا «خط سبز» روی کل منازعه فلسطین-اسراییل اثر گذاشت. تو گزارش جدید وزارت خارجه آمریکا، قبل از عبارت بلندیهای جولان، نیومده «اشغالی»، اومده «تحت کنترل اسراییل». و فقط این نیست، حتی در مورد کرانه باختری هم دیگه لفظ اشغالی به کار نرفته.
هرچند دولت ترامپ رسما تغییر موضع آمریکا رو رد کرده، اما همین تغییر ادبیات برای برادر بنیامین و دوستان کافی بوده تا ذوق کنند.
از شرف اهل قلم انتظار داشته باشید تا باز هم بزنه به کانال دو زیدآباد. عصبانیت این جماعت قابل درکه. یک عمر مخ ما رو خوردند با «اِشغال»، نگو کافی بوده تا یک کارمند در واشنگتن به جاش تایپ کنه «تحت کنترل».
نه، مشکل فلسطین و اسراییل حل نخواهد شد به این زودی. اما آدم میبینه چیزهایی رو که برای ما به مقدسات تبدیل کرده بودند، چه مفاهیم شُل و وِلی بودند، حس بدی ایجاد میکنه. حس اتلاف زندگی.
هرچند دولت ترامپ رسما تغییر موضع آمریکا رو رد کرده، اما همین تغییر ادبیات برای برادر بنیامین و دوستان کافی بوده تا ذوق کنند.
از شرف اهل قلم انتظار داشته باشید تا باز هم بزنه به کانال دو زیدآباد. عصبانیت این جماعت قابل درکه. یک عمر مخ ما رو خوردند با «اِشغال»، نگو کافی بوده تا یک کارمند در واشنگتن به جاش تایپ کنه «تحت کنترل».
نه، مشکل فلسطین و اسراییل حل نخواهد شد به این زودی. اما آدم میبینه چیزهایی رو که برای ما به مقدسات تبدیل کرده بودند، چه مفاهیم شُل و وِلی بودند، حس بدی ایجاد میکنه. حس اتلاف زندگی.
دادگاه عالی کانکتیکات به خانواده قربانیان تیراندزی اجازه داد تا از شرکت سازنده اسلحهای که قاتل استفاده کرد به خاطر تبلیغاتی که ادعا میکنند میتونسته افراد دارای اختلالات روانی رو تحریک کنه به انجام اعمال خشونتآمیز، شکایت کنند!
فکر کنید یه شرکت خودروساز برای اینکه بگه ماشینی که ساخته ایمنی بالایی داره تو شعار تبلیغاتیش بگه «بکوبیدش به هرجا که خواستید»، بعد یه روز یه دیوونه با همون ماشین بچهها رو زیر بگیره، بعد برن ازون خودروساز شکایت کنند که چون تو گفتی بکوبیدش به هرجا، اینم خل بوده جدی گرفته، پس خون این بچهها گردن توعه! بله دقیقا همینقدر بیمعنی و احساساتی.
خودشون هم میدونن موضوع این نیست. اما تنبلی فکری اجازه نمیده کنکاش کنند. همیشه به ما گفته شده ایرانیان و ملتهای جهان سوم از تنبلی فکری رنج میبرند و برای سوالهای سخت، دنبال جواب درست نیستند، دنبال جواب سریع و آسان هستند! اما این خاصیت مختص یک ملت و یک جامعه نیست، چون ریشههای روانی داره. جامعه آمریکا نمیخواد قبول کنه مشکل فلسفی داره، پس برای سوالهای سختی مثل «آخه چرا باید بچهها رو به رگبار بست؟»، یه جواب مبتذل میده: «تقصیر شرکتهاست».
فکر کنید یه شرکت خودروساز برای اینکه بگه ماشینی که ساخته ایمنی بالایی داره تو شعار تبلیغاتیش بگه «بکوبیدش به هرجا که خواستید»، بعد یه روز یه دیوونه با همون ماشین بچهها رو زیر بگیره، بعد برن ازون خودروساز شکایت کنند که چون تو گفتی بکوبیدش به هرجا، اینم خل بوده جدی گرفته، پس خون این بچهها گردن توعه! بله دقیقا همینقدر بیمعنی و احساساتی.
خودشون هم میدونن موضوع این نیست. اما تنبلی فکری اجازه نمیده کنکاش کنند. همیشه به ما گفته شده ایرانیان و ملتهای جهان سوم از تنبلی فکری رنج میبرند و برای سوالهای سخت، دنبال جواب درست نیستند، دنبال جواب سریع و آسان هستند! اما این خاصیت مختص یک ملت و یک جامعه نیست، چون ریشههای روانی داره. جامعه آمریکا نمیخواد قبول کنه مشکل فلسفی داره، پس برای سوالهای سختی مثل «آخه چرا باید بچهها رو به رگبار بست؟»، یه جواب مبتذل میده: «تقصیر شرکتهاست».
❤3
لیبرالها برای مومنین آبغوره میگیرن اما هیچ درکی از دینی که اون مومنین به خاطرش جان میدهند هم ندارن!
سلبریتی صفرکیلومتر دموکراتها اومده ابراز تأسف کنه از حادثه تروریستی نیوزیلند، و میگه حتی محل دعا هم امنیت نداره، بعد بلافاصله حمله میکنه به کل کانسپت دعا و میگه دعا به چه درد قربانیان میخوره؟
اگه دعا یک امر بیهودهست، چرا سلب امنیت از محلی که اون کار بیهوده رو انجام میدن موضوع تأسف و نگرانی مضاعفت شده؟
حتی بالا سر جنازهها هم نمیتونن نفرتشون از مذهب رو مخفی کنند. البته پشت ژست اخلاقی!
سلبریتی صفرکیلومتر دموکراتها اومده ابراز تأسف کنه از حادثه تروریستی نیوزیلند، و میگه حتی محل دعا هم امنیت نداره، بعد بلافاصله حمله میکنه به کل کانسپت دعا و میگه دعا به چه درد قربانیان میخوره؟
اگه دعا یک امر بیهودهست، چرا سلب امنیت از محلی که اون کار بیهوده رو انجام میدن موضوع تأسف و نگرانی مضاعفت شده؟
حتی بالا سر جنازهها هم نمیتونن نفرتشون از مذهب رو مخفی کنند. البته پشت ژست اخلاقی!
❤3
متأسفانه دسترسی به متن کامل این مقاله ندارم (پشت دیوار حق عضویته)، اما موضوع جالبی برای تحقیق انتخاب کرده و نتیجه جالبی هم گرفته: هروقت قیمت مواد مخدر در اروپا و آمریکا بالاتر میره، به همون نسبت آمار قتل در مناطقی از کلمبیا که محل تأمین اون مواد هستند بیشتر میشه!
اگه فیالبداهه میخواستم نظر بدم کاملا برعکسشو حدس میزدم، یعنی میگفتم قاعدتا پایین اومدن قیمت مساوی است با رقابت سختتر و مساوی است با خشونت بیشتر. اما گویا اوضاع به شکل متفاوتیه. وقتی پتانسیل درآمدی بالاتر میره و کاسبی خوبه، بیشتر دست به خشونت میزنن.
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1111/ecin.12771
اگه فیالبداهه میخواستم نظر بدم کاملا برعکسشو حدس میزدم، یعنی میگفتم قاعدتا پایین اومدن قیمت مساوی است با رقابت سختتر و مساوی است با خشونت بیشتر. اما گویا اوضاع به شکل متفاوتیه. وقتی پتانسیل درآمدی بالاتر میره و کاسبی خوبه، بیشتر دست به خشونت میزنن.
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/full/10.1111/ecin.12771
به لطف دوستان تونستم مقاله رو باز کنم.
خب من اونجوری که محقق بزرگوار ادعا میکنه نمیتونم رابطه مستقیم بین رشد آمار قتل و رشد قیمت رو ببینم. ولی نمیشه منکر اهمیت این نمودار شد. خطچین درشتتر تعداد قتل در مناطقیه که تو کار قاچاق موادند، و خطچین ریز آمار سایر مناطقه. یه جاهایی با هم هماهنگند و یه جاهایی از هم مستقلند. ولی همواره مناطق قاچاق، خون بیشتری جاری بوده. ۳۰ قتل به ازای صدهزارنفر با ۵۰ قتل به ازای صدهزارنفر، هرچند هر دو زیاده، ولی با هم خیلی فرق داره.
دلیل عمدهای که به ذهن ایشون رسیده اینه که وقتی قیمت میره بالا، کسانی که قبلا فعال نبودن میاد وارد میشن، و کاسبهای قبلی برای حفظ موقعیت خودشون و جلوگیری از «زیاد شدن دست تو بازار» مجبور میشن یکم ترقهبازی کنند.
به نظر معقول میاد.
خب من اونجوری که محقق بزرگوار ادعا میکنه نمیتونم رابطه مستقیم بین رشد آمار قتل و رشد قیمت رو ببینم. ولی نمیشه منکر اهمیت این نمودار شد. خطچین درشتتر تعداد قتل در مناطقیه که تو کار قاچاق موادند، و خطچین ریز آمار سایر مناطقه. یه جاهایی با هم هماهنگند و یه جاهایی از هم مستقلند. ولی همواره مناطق قاچاق، خون بیشتری جاری بوده. ۳۰ قتل به ازای صدهزارنفر با ۵۰ قتل به ازای صدهزارنفر، هرچند هر دو زیاده، ولی با هم خیلی فرق داره.
دلیل عمدهای که به ذهن ایشون رسیده اینه که وقتی قیمت میره بالا، کسانی که قبلا فعال نبودن میاد وارد میشن، و کاسبهای قبلی برای حفظ موقعیت خودشون و جلوگیری از «زیاد شدن دست تو بازار» مجبور میشن یکم ترقهبازی کنند.
به نظر معقول میاد.
این عکس واقعیت نیست، اما دوس دارم توش قدم بزنم.
بهشت، یعنی همین نیست؟ «جایی که نیست، اما دوست داری توش قدم بزنی»، نیست؟
با امیر مومنان سر خیلی چیزها اختلاف نظر دارم. ایشون بنا به روایاتی فرموده هرچه آرزوهای انسان زیادتر باشه، دنیاطلبتر خواهد شد! خب این فرمول درست نیست کاملا، و گاهی برعکسه. هرچی وسعت آرزوهات بیشتر میشه میبینی «واقعیت» که این دنیا رو شکل داده، ظرفیت عملیاتی شدنشون رو نداره، که در دراز مدت باعث میشه حالت از دنیای واقعی بهم بخوره.
چه چیزی آدمو وادار میکنه بیوقفه خیره بشه به چیزی مثل این عکس توهمزا؟ یه جور دهنکجی به دنیا نیست؟ انگار واقعیت، سرکشانه و خودخواهانه ازمون میخواد فقط به اون توجه کنیم، و یه چیزی درونمون از سر لجبازی توجهمون رو متمرکز میکنه روی چیزی که واقعی نیست. تا بش ثابت کنه که: بدون توجه به تو هم زنده میمونم!
بهشت، یعنی همین نیست؟ «جایی که نیست، اما دوست داری توش قدم بزنی»، نیست؟
با امیر مومنان سر خیلی چیزها اختلاف نظر دارم. ایشون بنا به روایاتی فرموده هرچه آرزوهای انسان زیادتر باشه، دنیاطلبتر خواهد شد! خب این فرمول درست نیست کاملا، و گاهی برعکسه. هرچی وسعت آرزوهات بیشتر میشه میبینی «واقعیت» که این دنیا رو شکل داده، ظرفیت عملیاتی شدنشون رو نداره، که در دراز مدت باعث میشه حالت از دنیای واقعی بهم بخوره.
چه چیزی آدمو وادار میکنه بیوقفه خیره بشه به چیزی مثل این عکس توهمزا؟ یه جور دهنکجی به دنیا نیست؟ انگار واقعیت، سرکشانه و خودخواهانه ازمون میخواد فقط به اون توجه کنیم، و یه چیزی درونمون از سر لجبازی توجهمون رو متمرکز میکنه روی چیزی که واقعی نیست. تا بش ثابت کنه که: بدون توجه به تو هم زنده میمونم!
وقتی من اینجا نوشتم آموزش یک کالاست و باید هزینهش رو پرداخت، برخی از دوستان اومدن گفتن اگه دولتی نباشه یه سری از بچهها که فقیرند بیسواد میمونند! هرچند که این نتیجهگیری لزوما درست نیست (چون همونطور که راه سیر کردن مردم پخش غذای نذری نیست، راه باسواد کردن مردم هم صلواتی کردن آموزش نیست)، اما حتی اگه فرض کنیم که درسته، اگه فردا صبح کل دولت ناگهان ناپدید بشه و دیگه هیچ مدرسه و دانشگاه دولتی باقی نمونه، کل خسارتی که وارد میشه اینه که عدهای بیسواد میمونند. و خب موضوع اینه که بیسوادی بدترین چیزی نیست که ممکنه برای کسی پیش بیاد. مثلا اینکه فرد تحت شتستشوی مغزی قرار بگیره خیلی خسارتبارتره. شما اگه مختار بودید که بین بیسوادی و تحصیل در مدارس کره شمالی (یا مدارس اسلامی طالبان) یکی رو انتخاب کنید، کدوم به صلاحتون میبود؟
مدتیه که در کالجهای آمریکا، دیگه نمیشه آزادانه حرف زد. چون فضای آکادمیک تحت تسلط یک جو چپگرای سوپرلیبرال اینستاگرامی قرار گرفته! که در اون حقیقت و علم در اولویت نیست، بلکه احترام و سکوت و صلح اولویته! یعنی هدف اینه که حرفهایی بزنیم که کسی بدش نیاد!
که باعث شده بعضیها به این فکر کنند که: چرا ما باید مالیات بدیم تا موسسهای به فعالیت ادامه بده که پایبند آزادی بیان نیست؟
آموزش رایگان و سوبسیدی یعنی یک گروه خاص، که منتخب شما هم نیستند، پول رو از شما بگیرند، و مغز بچه شما رو طوری بشورند که خودت از دیدن فرزندت شوکه بشی! فکر کن دختر جسورت رو تحویل بدی، پول هم بدی، و یه دختر لوس و حساس تحویل بگیری که علاوه بر اینکه سواد درست حسابی نداره کلا قدرت تفکر انتقادی رو هم از دست داده! کدام دیوانهای به این معامله رضایت میده؟
https://legalinsurrection.com/2019/03/op-ed-taxpayers-shouldnt-fund-colleges-that-dont-protect-free-speech/
مدتیه که در کالجهای آمریکا، دیگه نمیشه آزادانه حرف زد. چون فضای آکادمیک تحت تسلط یک جو چپگرای سوپرلیبرال اینستاگرامی قرار گرفته! که در اون حقیقت و علم در اولویت نیست، بلکه احترام و سکوت و صلح اولویته! یعنی هدف اینه که حرفهایی بزنیم که کسی بدش نیاد!
که باعث شده بعضیها به این فکر کنند که: چرا ما باید مالیات بدیم تا موسسهای به فعالیت ادامه بده که پایبند آزادی بیان نیست؟
آموزش رایگان و سوبسیدی یعنی یک گروه خاص، که منتخب شما هم نیستند، پول رو از شما بگیرند، و مغز بچه شما رو طوری بشورند که خودت از دیدن فرزندت شوکه بشی! فکر کن دختر جسورت رو تحویل بدی، پول هم بدی، و یه دختر لوس و حساس تحویل بگیری که علاوه بر اینکه سواد درست حسابی نداره کلا قدرت تفکر انتقادی رو هم از دست داده! کدام دیوانهای به این معامله رضایت میده؟
https://legalinsurrection.com/2019/03/op-ed-taxpayers-shouldnt-fund-colleges-that-dont-protect-free-speech/
Le·gal In·sur·rec·tion |
Op-Ed: Taxpayers Shouldn’t Fund Colleges that Don’t Protect Free Speech
'Colleges are educating a generation of young adults who can’t hear opposing viewpoints.'
❤5
قیمت شیرینی بالا رفته و دیگه پخشش در شبهای جمعه برای آرامش اموات، نیاز به مرتبه بالاتری از عرفان داره. یک زن و شوهر اما دل به دریا زده بودند و شیرینی تر پخش میکردند. شوهر که سالخوردهتر و خجالتیتر بود به گفتن «بفرمایید» اکتفا میکرد، اما خانوم که از چندمتر دورتر نقش سوپروایزر پروژه رو به عهده گرفته بود از همون فاصله فرمان داد که: «بگو حتما فاتحه بخونند». بعید نیست با ادامه این اوضاع کار احسان برای درگذشتگان رو در اکیپهای دو گروهه انجام بدن، گروه اول شیرینی رو تحویل بده، و گروه دوم چند متر جلوتر مردم رو لبخوانی کنه تا ببینه بعد از بلعیدن، فاتحه رو خوندن یا نه، و اگه یادشون رفت خفتشون کنند و یادآوری کنند تا نخونن جواز عبور نخواهند داشت!
در ایران همهچیز دچار سوء تفاهمه. پیامبر نگفت با خرما میشه برای مامانبزرگهای وفات یافته آمرزش خرید! قرار بود «احسان» بشه. احسان یعنی کاری که لازم نیست تو انجام بدی رو «تو» انجام بدی، تا لازم نباشه دیگران انجام بدن. که بعد خدا بات حساب کنه. قرار نبود یه چیزی بدی که یه چیزی بگیری. خیلی کارها هست که «تو» میتونی انجام بدی. پیامبر «اطعام کنید» رو به کسانی گفت که هیچکار دیگهای بلد نبودند.
این اسلام مبتذل شهری و پر از سوء تفاهم به کجا میرسه آخر؟ ایستگاه آخر ترکستان، پِرهپس.
در ایران همهچیز دچار سوء تفاهمه. پیامبر نگفت با خرما میشه برای مامانبزرگهای وفات یافته آمرزش خرید! قرار بود «احسان» بشه. احسان یعنی کاری که لازم نیست تو انجام بدی رو «تو» انجام بدی، تا لازم نباشه دیگران انجام بدن. که بعد خدا بات حساب کنه. قرار نبود یه چیزی بدی که یه چیزی بگیری. خیلی کارها هست که «تو» میتونی انجام بدی. پیامبر «اطعام کنید» رو به کسانی گفت که هیچکار دیگهای بلد نبودند.
این اسلام مبتذل شهری و پر از سوء تفاهم به کجا میرسه آخر؟ ایستگاه آخر ترکستان، پِرهپس.
❤4
زرنگبازی پشت زرنگبازی.
اینکه ارتش اسراییل باید یک نوجوان رو لخت کنه و دستبند بزنه، یا نباید، (که تو پادگانهای ایران به کرات انجام شده، اما چون دنیای ایشون محدود به زیدآباده، از این رفتارها در خاک کشور خودمون خبردار نیست) و در شرایط خاص فلسطین بستگی به این داره که اون نوجوان میخواسته چیکار کنه، نه به اینکه «گناه داره طفلی»، یک بحث دیگهست. اما اینکه بگیم اسراییل دموکراتیک نیست چون ارتشش با هیچکس شوخی نداره، و اگه خبرنگارانشون اجازه دارن این عکسها رو منتشر کنند و کل ارتششون رو زیرسوال ببرند برای این نیست که دموکراتیکه بلکه برای اینه که یه عده صلحطلب وجود دارند اونجا، یه بحث دیگهایه که به پدرسوختگی گوینده مرتبط میشه.
ازین پدرسوخته باید دو تا سوال پرسید: ۱- آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و ایتالیا و سوئد، به عربستان کمک کردند تا یمن رو شخم بزنه، و شما که وجدانت خیلی بیدارتر از منه میدونی چه بلاهایی اومد سر نوجوانان یمن. چرا دموکراسی آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و ایتالیا و سوئد رو مسخره نمیکنی؟ ۲- ما هم تو ایران صلحطلب زیاد داریم، چرا وکلا و خبرنگارهامون یا تو زندان هستند یا ازین دادگاه به اون دادگاه در تردد؟
https://t.me/ahmadzeidabad/648
اینکه ارتش اسراییل باید یک نوجوان رو لخت کنه و دستبند بزنه، یا نباید، (که تو پادگانهای ایران به کرات انجام شده، اما چون دنیای ایشون محدود به زیدآباده، از این رفتارها در خاک کشور خودمون خبردار نیست) و در شرایط خاص فلسطین بستگی به این داره که اون نوجوان میخواسته چیکار کنه، نه به اینکه «گناه داره طفلی»، یک بحث دیگهست. اما اینکه بگیم اسراییل دموکراتیک نیست چون ارتشش با هیچکس شوخی نداره، و اگه خبرنگارانشون اجازه دارن این عکسها رو منتشر کنند و کل ارتششون رو زیرسوال ببرند برای این نیست که دموکراتیکه بلکه برای اینه که یه عده صلحطلب وجود دارند اونجا، یه بحث دیگهایه که به پدرسوختگی گوینده مرتبط میشه.
ازین پدرسوخته باید دو تا سوال پرسید: ۱- آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و ایتالیا و سوئد، به عربستان کمک کردند تا یمن رو شخم بزنه، و شما که وجدانت خیلی بیدارتر از منه میدونی چه بلاهایی اومد سر نوجوانان یمن. چرا دموکراسی آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و ایتالیا و سوئد رو مسخره نمیکنی؟ ۲- ما هم تو ایران صلحطلب زیاد داریم، چرا وکلا و خبرنگارهامون یا تو زندان هستند یا ازین دادگاه به اون دادگاه در تردد؟
https://t.me/ahmadzeidabad/648
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
این هم عکس دیگری است از همان روزنامه در بالای مطلبی با عنوان "سفر بی پایان به جهنم"! یعنی با تدام چنین رفتاری از سوی "تنها کشور دمکراتیک خاورمیانه" همۀ ادعاها به مزخرف تبدیل نمی شود؟ در ضمن این صلح طلب های اسرائیلی با انتشار این نوع عکس ها و مطالب شریف ترند…
❤3
از یک طرف کانالها ویدئو گذاشتند از خانوادهای که از فشار فقر به کوه پناه بردن. و از یک طرف دیگه ویدئوی تبلیغاتی یک ویلا که ادعا میکرد «۱۱۰ درجه منظره کوه، ۷۰ درجه منظره دریاچه»، پرید وسط. چه کنتراست حیرتانگیزی. طرف ۳۶۰ درجه دید داره به طبیعت، اما زیادی تو طبیعته. انقدر تو طبیعته که شهرنشینهای بیننده ویدئو برای فلاکتش دل میسوزونن. اگه بین همون طبیعتی که اگه داخلش باشی یعنی بدبختی، و تو، با یک شیشه ایتالیایی سه متری حائل ایجاد شه و طبیعت اونور قرار بگیره و تو اینطرف شیشه قرار بگیری، میشی خوشبخت! ضخامت اون شیشه یک سانت هم نیست.
باید پذیرفت. دنیایی که ما با طبیعت کنار میاومدیم خیلی وقته که مُرده. برای موجودی که الان هستیم، طبیعت اگه بیش از یک کارت پستال، یا یک «ویو» باشه، غیرقابل تحمله. من، میناستریم نیستم. آدم تیپیکال، واقعا از برهوت خوشش نمیاد (حتی اگه زندگی توش سخت نبود). شهر، مخصوصا از انواع عمودی امروزیش، تعریف جدیدی از «حضور» ایجاد کرده. احساس حاضر بودن از چیزهاییه که به زندگی مردم معنا میده. وقتی بیرون از دایره شهری، یعنی غایبی! یعنی نیستی. مردم دوست ندارند غایب و نیست باشند.
هم شهرنشین به ساکن شکاف کوه به شکل یک موجود نیستشده نگاه میکنه، هم خود کسی که از ناچاری در اونجا ساکنه. شهر تعیین میکنه که کی زندهست و کی نیست.
از زمان اوج تمدن بابلی، این شهر بود که خدا داشت. ولی حالا خود شهر، خداست.
باید پذیرفت. دنیایی که ما با طبیعت کنار میاومدیم خیلی وقته که مُرده. برای موجودی که الان هستیم، طبیعت اگه بیش از یک کارت پستال، یا یک «ویو» باشه، غیرقابل تحمله. من، میناستریم نیستم. آدم تیپیکال، واقعا از برهوت خوشش نمیاد (حتی اگه زندگی توش سخت نبود). شهر، مخصوصا از انواع عمودی امروزیش، تعریف جدیدی از «حضور» ایجاد کرده. احساس حاضر بودن از چیزهاییه که به زندگی مردم معنا میده. وقتی بیرون از دایره شهری، یعنی غایبی! یعنی نیستی. مردم دوست ندارند غایب و نیست باشند.
هم شهرنشین به ساکن شکاف کوه به شکل یک موجود نیستشده نگاه میکنه، هم خود کسی که از ناچاری در اونجا ساکنه. شهر تعیین میکنه که کی زندهست و کی نیست.
از زمان اوج تمدن بابلی، این شهر بود که خدا داشت. ولی حالا خود شهر، خداست.
❤4
یکی از دوستان خواننده این کانال حقیر میگه بابت کارش در فروشگاه کوروش ماهی یک میلیون و هفتصدهزار تومن میگیره. یعنی ماهی ۱۳۰ دلار. که یعنی روزی ۴ دلار. ۱۷ برابر کمتر از یک جوان ایتالیایی که در فروشگاهی مشابه داره دقیقا همون کار رو انجام میده. البته با ساعات کاری کمتر، و بیمه بهتر، و تعطیلات بیشتر.
ما در زمینه اتحادیه کارگری در وضعیت مشابه آمریکا قرار گرفتیم تقریبا، اما با این فرق که علتش درست متضاد همدیگه هستند. در آمریکا انقدر فراوانی فرصت شغلی هست و انقدر درآمد بالاست و انقدر پتانسیل برای ارتقاء هست و انقدر فضا برای خوداشتغالی فراهمه که دیگه مثل لیورپول اوائل قرن بیستم معنی نداره کارگران جمع بشن دور هم و مطالبه صنفی رو به گوش مدیران برسونند. اما اینجا انقدر درآمد کارگر بیمعنیه، که دیگه خود اعتراض و خود مطالبهگری موضوعیتش رو از دست داده! باید چندبار اعتصاب کرد تا دستمزد ۱۷ برابر بیشتر شه؟ درآمد بیمعنی با درآمد کم تفاوت داره. درآمد کم یعنی درآمدی که برای بدست آوردن ملزومات زندگی باید مدت بیشتری رو پسانداز کرد یا قسط داد. اما درآمد بیمعنی یعنی نه قابلیت خرید داره، نه قابلیت جمعشدن، نه قابلیت قسط دادن، نه قابلیت سرمایهگذاری، و نه حتی قابلیت اینکه بشه باش به استقلال رسید! ۱۳۰ دلار یک درآمد بیمعنیه.
تکرار روشهای مبارزاتی پنجاه شصت سال پیش در زمینه حقوق نیروی کار، نه تنها دیگه کارایی نداره، بلکه حتی معنی هم نداره، حتی اگه بگیر ببندی مثل افتضاح هفتتپه وجود نداشت. جمهوریاسلامی، کارگر ایرانی رو به سخیفترین و بیارزشترین نیروی کار جهان تبدیل کرده. دیگه دیره برای خیلی از کارها. بعبارتی برای این نسل و نسل بعدی از نیروی کار دیگه هیچکاری نمیشه کرد، و باید به فکر نسلی بود که الان مثلا چهار پنج سالشه. باید بش یاد داد که دنبال ساخت شغلی باشه که توش در استخدام کسی نباشه. به زودی چنین شغلی در ایران یک موقعیت لاکشری نیست، بلکه یک ضرورت برای بقاست.
ما در زمینه اتحادیه کارگری در وضعیت مشابه آمریکا قرار گرفتیم تقریبا، اما با این فرق که علتش درست متضاد همدیگه هستند. در آمریکا انقدر فراوانی فرصت شغلی هست و انقدر درآمد بالاست و انقدر پتانسیل برای ارتقاء هست و انقدر فضا برای خوداشتغالی فراهمه که دیگه مثل لیورپول اوائل قرن بیستم معنی نداره کارگران جمع بشن دور هم و مطالبه صنفی رو به گوش مدیران برسونند. اما اینجا انقدر درآمد کارگر بیمعنیه، که دیگه خود اعتراض و خود مطالبهگری موضوعیتش رو از دست داده! باید چندبار اعتصاب کرد تا دستمزد ۱۷ برابر بیشتر شه؟ درآمد بیمعنی با درآمد کم تفاوت داره. درآمد کم یعنی درآمدی که برای بدست آوردن ملزومات زندگی باید مدت بیشتری رو پسانداز کرد یا قسط داد. اما درآمد بیمعنی یعنی نه قابلیت خرید داره، نه قابلیت جمعشدن، نه قابلیت قسط دادن، نه قابلیت سرمایهگذاری، و نه حتی قابلیت اینکه بشه باش به استقلال رسید! ۱۳۰ دلار یک درآمد بیمعنیه.
تکرار روشهای مبارزاتی پنجاه شصت سال پیش در زمینه حقوق نیروی کار، نه تنها دیگه کارایی نداره، بلکه حتی معنی هم نداره، حتی اگه بگیر ببندی مثل افتضاح هفتتپه وجود نداشت. جمهوریاسلامی، کارگر ایرانی رو به سخیفترین و بیارزشترین نیروی کار جهان تبدیل کرده. دیگه دیره برای خیلی از کارها. بعبارتی برای این نسل و نسل بعدی از نیروی کار دیگه هیچکاری نمیشه کرد، و باید به فکر نسلی بود که الان مثلا چهار پنج سالشه. باید بش یاد داد که دنبال ساخت شغلی باشه که توش در استخدام کسی نباشه. به زودی چنین شغلی در ایران یک موقعیت لاکشری نیست، بلکه یک ضرورت برای بقاست.
❤5
تولسی گبرد، نامزد دموکرات انتخابات ریاستجمهوری: «سیاستمداران کوتهبین و شخصیتهای رسانهای که تمام ۲ سال گذشته را صرف این کردند که ترامپ را متهم کنند به این که آلت دست پوتین است ما را کشاندهاند به یک مسابقه تسلیحاتی و جنگ سرد جدید! چطور؟ بدین صورت که حالا ترامپ هر کاری میکند تا ثابت شود که آلت دست پوتین نیست، حتی اگر باعث شود به جنگ هستهای نزدیکتر شویم!».
تولسی خانوم، اون سیاستمداران کوتهبین از کدوم حزب بودند احیانا؟ اون رسانهها دست کی هستند؟ اوه بله، حزب خودتون. بیش از دو ساله که دروغ تحویل مردم دادید و نفرتپراکنی کردید و حالا میگید درست نبوده؟ البته همینقدرشم که شما میگی، چرا میگی؟ چون قراره از دور رقابت خارج شی. اگه قرار بود حزب بذاره اسب برندهشون تو باشی، از روی احتیاط همینقدرش هم نمیگفتی.
تولسی خانوم، اون سیاستمداران کوتهبین از کدوم حزب بودند احیانا؟ اون رسانهها دست کی هستند؟ اوه بله، حزب خودتون. بیش از دو ساله که دروغ تحویل مردم دادید و نفرتپراکنی کردید و حالا میگید درست نبوده؟ البته همینقدرشم که شما میگی، چرا میگی؟ چون قراره از دور رقابت خارج شی. اگه قرار بود حزب بذاره اسب برندهشون تو باشی، از روی احتیاط همینقدرش هم نمیگفتی.
❤4
تو برنامه ویچت که محبوبترین و البته مجازترین شبکه اجتماعی در چین حساب میشه، یه نظرسنجی گذاشتن و بالای دو هزار نفر توش شرکت کردن. ۵۶ درصدشون با قاتل نیوزیلندی که ملت رو تو مسجد به گلوله بست احساس همدردی میکنند، و ۶۰ درصدشون یک انتقام حسابش میکنند نه ترور! (یعنی حقشون بود!).
مثل اینکه مشکل امت اسلام فقط دولت چین نیست، خود مردم چین هم راضی نیستند سر رو تن مسلمین باشه. اینکه دو سه میلیون نفر تو تلآویو و اطرافش نخوان سر رو تنت باشه رو میشه یه جوری رفع و رجوع کرد، اما اگه چندصدمیلیون نفر نخوان سر رو تنت باشه.. یکم کار مشکل میشه 😅
تقابل چین با اسلام یکی از سوژههای هیجانانگیز قرن بیست و یکم خواهد شد.
مثل اینکه مشکل امت اسلام فقط دولت چین نیست، خود مردم چین هم راضی نیستند سر رو تن مسلمین باشه. اینکه دو سه میلیون نفر تو تلآویو و اطرافش نخوان سر رو تنت باشه رو میشه یه جوری رفع و رجوع کرد، اما اگه چندصدمیلیون نفر نخوان سر رو تنت باشه.. یکم کار مشکل میشه 😅
تقابل چین با اسلام یکی از سوژههای هیجانانگیز قرن بیست و یکم خواهد شد.
❤4
ظاهرا دولت نیوزیلند به خاطر حادثه کشتار در مسجد داره یه سری از سایتها رو فیلتر میکنه، و کاربرانی که تا حالا نمیدونستن ویپیان چیه مثل ما اسرای حکومت اسلامی افتادن دنبال دانلودش ازینور و اونور!
تیرانداز به طرز خیلی واضحی یک فاشیست بود که کل دنیا رو سر کار گذاشت. هدفش این بود که راستگراها تحت حمله قرار بگیرند و دولتها و رسانهها خیلی راحت هر کاری رو که اون دوست داشت انجام بشه رو انجام میدن. درست شبیه کاری که بسیج تو اعتراضات خیابانی میکنه.. خودشون رو به شکل معترض جا میزنند و اعمال خشن انجام میدن تا دولت بتونه به واسطه اون اعمال بهانه لازم برای سرکوب کل معترضین رو به دست بیاره. انقدر همه چیز قابل پیشبینی بود که باورکردنی نیست این کشتارها تصمیمات شخصی یکی دو نفر باشه، و اسمش «نظریه توطئه» نیست اگه بگیم همش یه برنامه از قبل طراحی شدهست.
کار مایی که گیر جمهوریاسلامی افتادیم سختتر از همیشه میشه. وقتی کشورهای مدعی «لیبرالیسم» مرتکب سانسور و سرکوب آزادی میشن، چطور میشه از یه مشت آیتالله انتظار داشت آزادیهای ما رو ازمون نگیرن؟
تیرانداز به طرز خیلی واضحی یک فاشیست بود که کل دنیا رو سر کار گذاشت. هدفش این بود که راستگراها تحت حمله قرار بگیرند و دولتها و رسانهها خیلی راحت هر کاری رو که اون دوست داشت انجام بشه رو انجام میدن. درست شبیه کاری که بسیج تو اعتراضات خیابانی میکنه.. خودشون رو به شکل معترض جا میزنند و اعمال خشن انجام میدن تا دولت بتونه به واسطه اون اعمال بهانه لازم برای سرکوب کل معترضین رو به دست بیاره. انقدر همه چیز قابل پیشبینی بود که باورکردنی نیست این کشتارها تصمیمات شخصی یکی دو نفر باشه، و اسمش «نظریه توطئه» نیست اگه بگیم همش یه برنامه از قبل طراحی شدهست.
کار مایی که گیر جمهوریاسلامی افتادیم سختتر از همیشه میشه. وقتی کشورهای مدعی «لیبرالیسم» مرتکب سانسور و سرکوب آزادی میشن، چطور میشه از یه مشت آیتالله انتظار داشت آزادیهای ما رو ازمون نگیرن؟
❤3
هزینههای بازیافت انقدر بالا رفته که خیلی از ایالتهای آمریکا دارن کلا بیخیال بازیافت میشن!
چیزی که محیطزیستیها هیچوقت به مردم نگفتند این بود که پروسه بازیافت در بسیاری از موارد از لحاظ تکنولوژیک میسر نیست، و در مواردی که میسره توجیه اقتصادی نداره! و وقتی میگیم توجیه اقتصادی نداره به این معنیه که گاها لازمه به محیط زیست فشار بیاد تا بشه انجامش داد! مثل استفاده زیاد از انرژی، که خودش از طریق سوخت فسیلی به دست میاد.
محیطزیستیها همیشه نقش «ابله بدردبخور» رو خوب بازی کردن. تبلیغات گسترده اینا در شکلدهی افکار عمومی در زمینه بازیافت، عملا به نفع شرکتهای تولید پلاستیک و پتروشیمیها تموم شد، چون این ذهنیت رو بوجود آورد که «عیب نداره هرچقدر خواستیم مصرف کنیم، چون دوباره برمیگرده به بازار».
تنها راه حل منطقی، مصرف نکردنه. اما این ابلهان مفید یه ذهنیت دیگه هم دارند درست میکنند که: «کیسه گیاهی بهتر از کیسه پلاستیکیه چون تجزیه میشه». اندفعه به نفع تولیدکنندگان انبوه محصولات کشاورزی.
چیزی که محیطزیستیها هیچوقت به مردم نگفتند این بود که پروسه بازیافت در بسیاری از موارد از لحاظ تکنولوژیک میسر نیست، و در مواردی که میسره توجیه اقتصادی نداره! و وقتی میگیم توجیه اقتصادی نداره به این معنیه که گاها لازمه به محیط زیست فشار بیاد تا بشه انجامش داد! مثل استفاده زیاد از انرژی، که خودش از طریق سوخت فسیلی به دست میاد.
محیطزیستیها همیشه نقش «ابله بدردبخور» رو خوب بازی کردن. تبلیغات گسترده اینا در شکلدهی افکار عمومی در زمینه بازیافت، عملا به نفع شرکتهای تولید پلاستیک و پتروشیمیها تموم شد، چون این ذهنیت رو بوجود آورد که «عیب نداره هرچقدر خواستیم مصرف کنیم، چون دوباره برمیگرده به بازار».
تنها راه حل منطقی، مصرف نکردنه. اما این ابلهان مفید یه ذهنیت دیگه هم دارند درست میکنند که: «کیسه گیاهی بهتر از کیسه پلاستیکیه چون تجزیه میشه». اندفعه به نفع تولیدکنندگان انبوه محصولات کشاورزی.
❤3
کمیسیون اروپا در سند راهبردی جدید خودش چین رو دیگه یک کشور در حال توسعه به حساب نمیاره، بلکه ازش به عنوان یک قدرت رقیب ذکر میکنه! چنین تغییری در سیاست کلان اتحادیه اروپا بیسابقهست. علاوه بر این، بقیه موارد هم تقریبا همون چیزهاییه که ترامپ و دولتش دو ساله دارن میگن.. مثل این که چین باید بازارش بازتر کنه، باید تعرفهها رو بیاره پایینتر و موانع ورود شرکتهای ما رو برطرف کنه و فلان و بیسار. در واقع گناه ترامپ این بود که زودتر، صریحتر، جدیتر، و غیر رسمیتر این مواضع رو اتخاذ کرد.
یک هفته از انتشار این سند گذشته، اما نمیبینیم کارشناسان اقتصادی بلومبرگ بگن «وای هرکی با چین درافتاد ورافتاد»، «وای پوپولیسم»، «وای جنگ تجاری».
https://ec.europa.eu/commission/sites/beta-political/files/communication-eu-china-a-strategic-outlook.pdf
یک هفته از انتشار این سند گذشته، اما نمیبینیم کارشناسان اقتصادی بلومبرگ بگن «وای هرکی با چین درافتاد ورافتاد»، «وای پوپولیسم»، «وای جنگ تجاری».
https://ec.europa.eu/commission/sites/beta-political/files/communication-eu-china-a-strategic-outlook.pdf
بعضیها ناخواسته طوری به انعکاس تامی از یک جمع تبدیل میشن که بدون اینکه بدونن بیرون اومدن ازون قالب انعکاسی براشون غیرممکنه. نقش اون انعکاس انقدر تمامیت وجودشون رو میبلعه که دیگه چیزی از خودشون باقی نمیمونه.
فردوسیپور یکی ازین آدمهاست، انعکاسی از مجموعهای از ایرانیهای دوران معاصر. آدمهایی که غر میزنند اما راضیاند (شاید یک عمر طول بکشه تا بشه این ترکیب متناقض رو یاد گرفت)، آدمهایی که گروگانند اما با گروگانگیر بده بستان دارند! طبقه متوسط شهری و برخوردار از دسترسی به انبوه اطلاعات، که میدونه در خارج از ایران چه میگذره و مدام مقایسه میکنه و عقبافتادگیها رو یادآوری میکنه، اما با دقیقا همون کسانی که مسبب و حتی طراح اون عقبافتادگیها هستند همسفره میشه. «آدمهایی که اگه بشنون کسی به زنش میگه منزل بش میخندند اما خودشون به جمهوریاسلامی، میگن ایران!» (میتونید این جمله رو هرجا خواستید نقل کنید و نگید اولین بار کی استفادهش کرد. به جای عکس پروفایل کانالم این جملهها رو بدزدید). آدمهایی با «معرفت ویکیپدیایی از روزمرگیهای غرب»، و گیج و منگ ازینکه چرا غرب، غرب شد. آدمهایی که در این وهمند که چون مطلعند از حال و روز اروپا، آزاداندیشتر هستند از کسانی که مطلع نیستند! (برای تک تک اینها، انعکاس در رفتار این فرد هست.. وقتی که با تسلطش به جزییات که با سرچهای فراوان بدست آورده بود، خودشو مترقیتر از نسل گذشته گزارشگران تلویزیونی جا زد). آدمهایی که کف دستشون رو میچسبونند به کف اتو، و جیغ میزنند که چرا اینقدر داغ بود؟! انگار عجیبه که داغ باشه. (برای دستگاه رسانهای متحجرترین حکومت دنیا کار میکنه، بعد هاج و واج میمونه ازینکه اینهمه تحجر داره از کجا میاد؟!). آدمهایی که واردند به راههای نجات کشور، اما هیچوقت به هیچکدوم این راهها وارد نمیشن! (اینو هم بدزدید). آدمهایی که با همه نظرات رادیکال مخالفت میکنند، غیر از رادیکالترین حرفهای حکومت! (گمونم اینو هم باید بدزدید). آدمهایی که جایگاهشون در هرجایی غیر از ایران، از چیزی که در ایران هست پستتر خواهند بود، چون فقط ایرانی بودن رو بلدند! (حدیث قدسی نیست این؟ خود دانید). آدمهایی که جنس کلامشون جسورانهست، اما جنس عملشون سازشکارانهست. سازش با همهکس و با همهچیز، و با هر شرطی، و با هر خطقرمزی، و هر قانونی. آدمهای سادهلوحی که فکر میکنند حکومتها میرن و خودشون میمونند. در حالی که خودشون میرن و حکومتها میمونن! (نمک ریختم رو زخم؟ بله، کارم همینه).
این انعکاس انقدر پرفکته که تمام شخصیت فردوسیپور رو بلعیده. و گویی شخصی به نام عادل فردوسیپور وجود خارجی ندارد و آنچه که هست فقط این انعکاس است. یک آینه بینقص، و.. بیخاصیت.
فردوسیپور یکی ازین آدمهاست، انعکاسی از مجموعهای از ایرانیهای دوران معاصر. آدمهایی که غر میزنند اما راضیاند (شاید یک عمر طول بکشه تا بشه این ترکیب متناقض رو یاد گرفت)، آدمهایی که گروگانند اما با گروگانگیر بده بستان دارند! طبقه متوسط شهری و برخوردار از دسترسی به انبوه اطلاعات، که میدونه در خارج از ایران چه میگذره و مدام مقایسه میکنه و عقبافتادگیها رو یادآوری میکنه، اما با دقیقا همون کسانی که مسبب و حتی طراح اون عقبافتادگیها هستند همسفره میشه. «آدمهایی که اگه بشنون کسی به زنش میگه منزل بش میخندند اما خودشون به جمهوریاسلامی، میگن ایران!» (میتونید این جمله رو هرجا خواستید نقل کنید و نگید اولین بار کی استفادهش کرد. به جای عکس پروفایل کانالم این جملهها رو بدزدید). آدمهایی با «معرفت ویکیپدیایی از روزمرگیهای غرب»، و گیج و منگ ازینکه چرا غرب، غرب شد. آدمهایی که در این وهمند که چون مطلعند از حال و روز اروپا، آزاداندیشتر هستند از کسانی که مطلع نیستند! (برای تک تک اینها، انعکاس در رفتار این فرد هست.. وقتی که با تسلطش به جزییات که با سرچهای فراوان بدست آورده بود، خودشو مترقیتر از نسل گذشته گزارشگران تلویزیونی جا زد). آدمهایی که کف دستشون رو میچسبونند به کف اتو، و جیغ میزنند که چرا اینقدر داغ بود؟! انگار عجیبه که داغ باشه. (برای دستگاه رسانهای متحجرترین حکومت دنیا کار میکنه، بعد هاج و واج میمونه ازینکه اینهمه تحجر داره از کجا میاد؟!). آدمهایی که واردند به راههای نجات کشور، اما هیچوقت به هیچکدوم این راهها وارد نمیشن! (اینو هم بدزدید). آدمهایی که با همه نظرات رادیکال مخالفت میکنند، غیر از رادیکالترین حرفهای حکومت! (گمونم اینو هم باید بدزدید). آدمهایی که جایگاهشون در هرجایی غیر از ایران، از چیزی که در ایران هست پستتر خواهند بود، چون فقط ایرانی بودن رو بلدند! (حدیث قدسی نیست این؟ خود دانید). آدمهایی که جنس کلامشون جسورانهست، اما جنس عملشون سازشکارانهست. سازش با همهکس و با همهچیز، و با هر شرطی، و با هر خطقرمزی، و هر قانونی. آدمهای سادهلوحی که فکر میکنند حکومتها میرن و خودشون میمونند. در حالی که خودشون میرن و حکومتها میمونن! (نمک ریختم رو زخم؟ بله، کارم همینه).
این انعکاس انقدر پرفکته که تمام شخصیت فردوسیپور رو بلعیده. و گویی شخصی به نام عادل فردوسیپور وجود خارجی ندارد و آنچه که هست فقط این انعکاس است. یک آینه بینقص، و.. بیخاصیت.
❤19