Anarchonomy
44K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
روحانیون میگن شما مردم باید در امور دینی از ما تقلید کنید، چون ما رفتیم معارف دینی رو مطالعه کردیم و بعد با کمک عقل‌مون و همچنین سنت‌ اهل‌بیت، احکام حلال و حرام و درست و غلط رو استنتاج می‌کنیم و در اختیار شما قرار میدیم.
خب این یعنی مقلد باید به «عقل» مرجع اعتماد کنه. اما اظهاراتی مثل این نشون میده عقل این شیوخ نه تنها قابل اعتماد نیست، بلکه پاره‌سنگ هم برمیداره.
مثلا فهم جناب مکارم در این حد نیست که تشخیص بده «گوشت نخوریم اتفاق بدی نمیفتد» در فضایی که موضوع اون فضا صرفا سلامت بدنه‌، معنی یک نصیحت زیستی میده. اما در فضایی که موضوع، پایین بودن قدرت خرید مردمه، یک پیام سیاسی تلقی میشه، و اون پیام اینه که: «شما باید هزینه‌های ایدئولوژی‌ای که ما به شما تحمیل کردیم و همچنین هزینه‌های بی‌عرضگی ما در مملکت‌داری رو بپردازید، هرچند که هزینه زیادی نیست». (یک توهین دو جانبه‌ست: هم توهین به عزت نفس مردم که باید تحمل کنند، هم توهین به شعورشون که هزینه زیاد رو کم معرفی می‌کنند).
در شرع، بچه ممیز یعنی بچه‌ای که خوب و بد رو تشخیص میده. با شواهد موجود میشه گفت مراجع ما حتی ممیز هم نیستند چه برسه عادل و فقیه، چون قادر نیستند بفهمند که چه حرفی در کجا و در چه موقعیتی و چه زمانی، چه پیامی رو انتقال میده. درست مثل یک کودک نابالغ.


https://t.me/mamlekate/41077
4
فکر می‌کرده اگه نان و مسکن مردم تأمین باشه دیگه امکان نداره بعدا فکر کنند ایده «حکومت اسلامی» یک اشتباه مهلک بوده! تصورشون از موجود پیچیده‌ای به نام انسان همینقدر خام بود، و در عین حال مدعی بودند نه فقط راه سعادت انسان در این دنیا، که راه سعادتش در اون دنیا رو هم بلدند!

ضمنا فرق «مسلمان» و «اسلامگرا» همین‌جا مشخص میشه. ایمان مسلمان متکی به خودشه، و واقفه به اینکه ممکنه همین فردا همه عقایدش زیر و رو بشه، و همیشه با علم به این احتمال زندگی می‌کنه. اما اسلامگرا، حمّال عقاید اسلامیه. وظیفه خودش میدونه که عین قاطر حملش کنه و همینطور ببره جلو. حتی اگه اون جلو نخوانش!
4
اعلامیه ترحیمش رو دیدم.. عکس دختر نوجوانی بود که حتی روسری هم نداشت. عکسی با کلاه لبه‌دار صورتی رنگ چاپ کرده بودند که معلوم باشه سرخوش و سرزنده بوده، و بالاش نوشته بودند «دوشیزه مرحوم» که معلوم باشه مجرد بود و از دنیا رفت. گفتم شاید چنگال سرطان یا حتی پراید، باز سینه یک جوان رو شکافته. اما وقتی پرسیدم، گفتند بچه سرراهی بود و پدر و مادرش، که در ناز و نعمت بزرگش کرده بودند، تا همین هجده سالگی بش نگفته بودند که والدین ژنتیکیش نیستند، تا اینکه یک فرد بیشعور این واقعیت بی‌خاصیت رو بش میگه، که نتیجه‌ش میشه اقدام به خودکشی، که موفق هم بوده (چقدر مسخره‌ست که اسمش میشه «اقدام‌ موفق»). آدم فکر می‌کنه این خسارت‌های ابلهانه فقط در فیلم‌ها رخ میده، اما خیلی واقعی و خیلی نزدیکند.
همیشه به ما می‌گفتند همه اشرار از زبان برمی‌خیزه. و بیراه هم نیست، مثل زبان آدم بیشعوری که زندگی این طفلک رو نابود کرد، اما شرهایی هم هست که از باز نشدن به موقع دهان بلند میشه. اگه ده پونزده سال پیش که فقط یک بچه بود و نه می‌فهمید «قتل نفس خویش» یعنی چی و جرئتش هم نداشت، بش می‌گفتند که چرا پدر و مادرش نیستند و چرا پدر و مادرش هستند، الان زنده بود. به همین سادگی رفت، و به همین سادگی میتونست بمونه.
8
وقتی بشون میگی نتایج پروژه «اتحادیه اروپا» رو بگید یه مشت مزیت اقتصادی ردیف می‌کنند. اما قرار نبود هدف صرفا تسهیل‌کنندگی در مسیر تجارت باشه، چرا که بدون اتحادیه هم می‌شد اون کار رو کرد، شبیه توافقاتی که آمریکا با مکزیک و کانادا داره. قرار بود اتحادیه مثالی باشه برای اینکه «گلوبالیسم، کار می‌کنه». ولی داریم می‌بینیم که کار نکرد. کافیه یه ذره کف‌گیر به ته دیگ بخوره تا دوباره همون گارد ناسیونالیستی رو جلوی همدیگه بگیرند: تو امور «داخلی» ما دخالت نکن! داخلی؟ کدوم داخل؟ مگه نگفتید مرزها رو باید نادیده گرفت؟ دخالت؟ مگه نگفتید همه امورات‌مون به همدیگه مربوطه؟

باید به بصیرت اون نیمه‌ای از مردم انگلیس که به خروج ازین اتحاد افلیج! رأی دادند غبطه خورد. همیشه عوام عقب‌تر از نخبگان نیستند، بعضی وقت‌ها یکی دو دهه جلوترند.

https://t.me/bbcpersian/35993
4
این نوشته‌ها در روزنامه حبل المتین چاپ شده بوده.. نزدیک یک قرن پیش:

«کارخانه بلور سازی و شمع ریزی و قندسازی تهران [باید] به یک اندازه ما را مستغنی از خارجه کرده باشند و حال آن که کارخانه بلورسازی و شمع ریزی از خارجه، داخل خاک ایران شد، ولی به واسطه عدم (محافظ) یعنی عِلم کم کم از میان رفت و آلات و اجزای آن زیر خاک پوسید. فرضا کارخانه ریسمان سازی و چلوار بافی با هزاران زحمت از خارجه آوردیم، لابد اجزاء و عمله آن هم باید خارجی باشند، که کارخانه چند روز کار کرد آن گاه ناخوش شد باید کارخانه هم ناخوش شده بخوابد. یا باید موقتا هم بمیرد تا آن گاه که دیگری از فرنگستان بیاید و کارخانه را احیا کند؛ یا اینکه چرخ یا یک مهره­‌ای از کارخانه بشکند باید آن کارخانه معطل بماند تا این چرخ یا مهره از فرنگستان باز بیاید»

هیچ کشوری امروزش مثل صد سال پیشش نیست. غیر از ایران، که هنوز مشکلاتش با مشکلات صدسال پیشش مو نمیزنه.
5
بی‌شک، پابلیک شدن آرشیو صداسیما توسط شبکه‌ی من و تو، یا هر کسی، بهتر از پابلیک نبودنشه. اما چیزی رو تغییر نمیده.

صدر اسلام هم یک آرشیو اینچنینی داره، چه بسا مفصل‌تر، فقط تصویری نیست، مکتوبه، روایته، ولی هست. چند قرنه که هست. هم در قرآن، هم در سنت.

اما کسی نخوند، یا خوندن و اهمیت ندادن. بیوگرافی هر یک از چهره‌های مطرح قبل از انقلاب نشون میده یا خودشون آخوند بودند، یا آخوندزاده بودند، یا سوادشون رو، اگه داشتند، از تعلیمات‌ حوزوی بدست آورده بودند.

این‌ها خونده بودند که وقتی سپاه اسلام وارد جنگ می‌شد و پیروز برمی‌گشت، با زنان اسیر چه می‌کرد. اما ایرادی توش نمی‌دیدند. یا نخواستند ببینند. پس طبیعی بود که در «احیای حکومت اسلامی» هم ایرادی نبینند.

نوجوان که بودیم فریب اسم و رسم این شخصیت‌ها رو خوردیم. فکر کردیم اونی که به ما «توده‌ای» معرفی کردند، واقعا کمونیست بوده. یا اونی که «لیبرال» به ما معرفی کردند لیبرال بوده. باید خودمون تهش رو در میاوردیم که هیچ کدام این‌ها نبودند. فقط یک مشت «بچه مسلمان» بودند. همین.

اگه می‌خوایم دوباره با دست خودمون یک فاجعه دیگه ایجاد نکنیم در هر زمینه‌ای، باید برای همیشه از حالت بچه‌مسلمانی خارج بشیم، در هر زمینه‌ای. که لزومی نداره با خروج از اسلام، موازی باشه. میشه مسلمون بود و بچه‌مسلمان نبود. بچه مسلمان اگر لقمان شود، باز هم کلاس اول است.
5
حامد بهداد به جای اینکه بگه «تاریکی» میگه «دارک‌نس». ایشون بش توصیه می‌کنه که «سعدی بخون». سعدی کیست؟ آخوندی که کلامش پر از الفاظ وارداتی از عربیه! چرا نباید خندید به این وضع؟
فارسی‌دوستان! یک‌بار و برای همیشه باید تکلیف‌شون رو با واژگان بیگانه روشن کنند. اگه واردات بد است، پس حواسشون به همه عربی‌جات کلام خودشون هم باشه، که نیست، که نمی‌تواند باشد، و اگه بد نیست، پس انگلیسی و آلمانیش هم بد نیست.
و توصیه می‌کنه به کتاب‌خواندن! انگار حامد بهداد کم کتاب خونده (ندید میگم از من ده برابر بیشتر خونده. این نه خودزنیه، نه تحسین بازیگری که صنمی باش ندارم. تخمینی از یک واقعیته). یا انگار باید کتاب خوند تا کشف کرد فارسی کلمه‌ای مثل «تاریکی» هم دارد!
حامد بهداد اگه بخواد میتونه طوری حرف بزنه که بچه لب خط شوش فکر کنه از خودشونه. و انقدر «نمایش» بلده که بتونه وانمود کنه کوروش‌پرسته. اما اینجا اینجوری حرف میزنه تا قشری که تو این اوضاع بغرنج اجتماعی انقدر پول و فراغت دارند که به سینمایِ له و لورده ایران بپردازند، که در همه چیز لاغرند، از فهمِ غرب گرفته تا درصدشون از کل جمعیت کشور، از خودشون حسابش کنند. همین. بهداد برای بیزینس فعلیش به این اَداها نیاز داره، شما برای چی به این اداهای فارسی‌دوستی نیاز دارید؟


https://t.me/n00re30yah/563
5
اوکازیو کورتس، نماینده جوان و دموکرات کنگره یه طرح ارائه داده به کنگره با ویترین محیط‌زیستی اما با محتوای کمونیستی. تولید دی‌اکسیدکربن را باید به صفر برسانیم و همه ماشین‌ها باید برقی بشوند و کل تولیدات انرژی باید از تجدیدپذیرها باشند و غیره و ذلک. اما میری تا تهش چیزهای جالب‌تری اضافه میشه، از جمله یک مورد خاص که حتی نویسندگان لیبرال سایت اقتصادی بلومبرگ رو هم به خنده انداخته: پرداخت مستمری به کسانی که میل ندارند کار کنند!
البته بعدا از روی وبلاگش حذف کرد، اما تو اینترنت چیزی از بین نمیره. هر کسی که حداقل ۷۵ درصد از مغزش فعاله میتونه بفهمه که چنین طرحی قابلیت اجرا نداره از لحاظ بودجه‌ای، اما این مهم نیست. مهم اینه که عده‌ای از سوسیالیست‌ها، واقعا به این فکر می‌کنند که دولت باید پول چاپ کنه و بده به کسانی که میخوان بخورن و بخوابن!

ظاهرا، علاوه بر ایران، امام زمان مسئولیت مدیریت آمریکا رو هم بعهده گرفته، و گرنه با وجود چنین افرادی در رأس نظام تصمیم‌گیری این کشور، تا الان حتما نابود شده بود.

خلاصه حالا که ویدئوی مصاحبه خزعلی رو دیدید که توش در جواب به اینکه چرا انقلاب کردید میگه چون شاه گفت دوره‌ مفت‌خوری تمام شده؛ خیلی بش ایراد نگیرید.‌ ایراد بگیرید، فحش هم بدید، اما خیلی نه. چون این فقط حرف آخوندها نیست، حرف سوسیالیست‌های غربی هم هست. و اگه کشور دست اون‌ها میفتاد، بعید نبود الان همینقدر ورشکسته باشیم که الان هستیم.‌
4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوبی یهودیا اینه که میشه باشون شوخی کرد. و رسم و رسوماتشون واقعا هم پتانسیل بالایی برای شوخی داره 😁
یه اقدام دیگه که بقیه ادعاش رو میکردن اما ترامپ انجام داد.
ویزای اچ‌وان‌بی آمریکا که به خارجی‌ها اجازه میداد ۶ سال در این کشور زندگی کنند مورد سوء استفاده چندتا از شرکت‌های چندملیتی مخصوصا در حوزه آی‌تی قرار گرفته بود. قرار بود آدمایی که تخصص دارن و کار بلدن بیان آمریکا، اما این شرکت‌ها کسانی رو آوردن که حاضر بودن با حقوق کمتر کار کنن! واسه همین الان بیشترشون هندی هستند. با تغییر اعمال‌شده‌ی جدید، درخواست شرکت‌هایی که میخوان کسانی رو استخدام کنند که تو آمریکا مدارک دانشگاهی بالا گرفتند، در اولویت قرار می‌گیره. البته این روند انتقال بَرده از بنگلور به سن‌خوزه رو متوقف نمی‌کنه، اما به بچه درسخون‌ها شانس بیشتری میده.‌ همون بچه درسخون‌هایی که به ترامپ فحش میدن.
4
این مطلب (نسبتا طولانی) که یک معلم در آمریکا نوشته نشون میده که نظام آموزشی این کشور هم داره از مصائبی رنج می‌بره که ما در ایران تجربه‌ش کردیم، هرچند به دلایلی متفاوت. مثل بی‌انگیزگی بچه‌ها در درس خوندن، مثل درگیر بودنشون با چیزهایی که هیچ ربطی به تحصیل ندارن، مثل آزار معلمان، مثل نداشتن دیسیپلین. که بیشتر در قشر سیاهپوست دیده میشه، ولی معضلاتی همه‌گیر هستند.

نویسنده معتقده دلیل این وضعیت، که خودش با سابقه‌ای طولانی در تدریس رو به مرز فروپاشی روانی رسونده بوده، اینه که جو عمومی و رسانه‌ها این فرهنگ رو ایجاد کردن که «عیب نداره موفق نباشی».. یا «اگه اقلیتی، عیب نداره ضعیف‌تر از بقیه عمل کنی، چون اکثریت حقتو خوردن و نمیذارن پیشرفت کنی!»... یا «کل جامعه مریضه، سیستم فشله، همه عوضی‌ان، فقط تو خوبی!».
باش موافقم. واقعا نوجوان سیاهپوست نوعی تحت تأثیر‌ شستشوی مغزی لیبرال‌ها، اینکه پدر جد پدربزرگش زیر دست یه سفیدپوست شلاق خورده رو‌ بهانه می‌کنه تا حرف معلم سفیدپوستش رو گوش نده. اما همه‌ش این نیست. خودش میگه هر مدرسه‌ای رفتم دخترها رفتار خشن‌تر و زننده‌تری نسبت به پسرها داشتند! (یک معلم دیگه کامنت گذاشته اشیاء برنده که کاربرد سلاح سرد دارن رو بیشتر از دخترها کشف می‌کردیم!). علتش این نیست که دختر دانش‌آموز در بین انبوهی از پسرها دچار این فشار روانیه که خیلی باید مواظب خودش باشه و گرنه ترتیبشو میدن؟ یا علتش این نیست که خیلی ازین‌ها پدر ندارن و سعی می‌کنند خودشون نقش «پدر محافظ» رو بازی کنند؟ یا میگه بیشتر دعواها و زد و خوردها، بین سفیدها و سیاه‌ها نیست. بین لاتین‌ها و سیاه‌هاست. که یعنی مشکل از سفیدها نبوده، و زبانم لال زبانم لال خود سیاه‌ها هستند که یه ایرادی دارند؟

دو نکته هست که این معلم مظلوم و آزاردیده متوجهشون نیست، یا نمیخواد قبول کنه.
اول اینکه آموزش یک کالای خدماتیه، و باید بابتش پول داد. مجانی کردن و دولتی کردن هم سطح کیفی رو آورد پایین، هم احترام خودش رو آورد پایین. درست فردای فوت همسرش بش فحاشی کردند، چون براش ارزشی قائل نیستند. بحث تربیت جداست. آدم‌ها برای اینکه برای چیزی که باید بابتش پول قابل توجهی پرداخت کنند ارزش قائل باشند نیاز به تربیت ویژه‌ای ندارند.‌
دوم اینکه آدم نابالغ، درک درستی ازینکه چطور باید در جامعه خودش دوام بیاره نداره، لذا طبیعتا نمیتونه تشخیص بده که چرا انجام کاری مثل درس خوندن و توجه به کلاس، به نفع خودشه (حتی اگه از شکل ایده‌آلش خیلی دور باشه). پس افراد بالغ باید مجبورش کنند کاری رو که دوست نداره انجام بده. همونطوری که مجبورش کردند مسواک بزنه. و نخواهند توانست مجبورش کنند به تبعیت از معلم، مگر با ایجاد هزینه برای عدم تبعیت. بچه‌ای که هزینه‌ای بابت بی‌قیدی نسبت به تحصیل و مدرسه نمیپردازه، به بی‌قیدی خودش ادامه میده. این هزینه‌سازی رو هم باید نهاد مدرسه طراحی کنه، هم پدر و مادر. یعنی مدرسه باید این اتوریته رو داشته باشه که بی‌قیدی دانش‌آموز رو بی‌پاسخ نذاره، و خانواده هم در این پاسخ در تیم مدرسه قرار بگیرند، نه در موضع دفاع از فرزندشون. که یعنی مدرسه و خانواده باید هماهنگ باشند، نه جزیره‌های مستقل ازهم و حتی بیربط از هم. و شما نمی‌تونی مدرسه و خانواده رو با هم هماهنگ کنی تا زمانی که ذهنیت خانواده اینه که مدرسه رو دولت بمون تحمیل کرد! که ذهنیت درستی هم است و کاملا تحمیلیه.

بلاهایی که سر این معلم و بقیه همکارانش اومده، در شأن هیچکس نیست، چه برسه کسی که یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های انسانی روی دوششه. اعتقاد کلی من اینه که همواره، و در همه‌جا، این جوینده دانشه که باید بیفته دنبال آموزگار و منتش رو بکشه، نه اینکه آموزگار بیاد با التماس و تحمل زخم‌زبان و توهین و آزار روانی و همچنین بقیه مشقت‌های تیپیکال این شغل، دانش رو زورکی ارائه بده.

https://quillette.com/2019/02/10/public-educations-dirty-secret/
6
«بعضی از مردم فکر می‌کنند سرشون شلوغ باشه یعنی آدم مهمی‌اند»

«حداکثر موفقیت وقتی به دست میاد که اصلا سرت شلوغ نیست».

این یکی از دیدگاه‌هاییه که باید ترویج‌شون داد. در سیستم سنتی، «کار» به خودی خود یک فضیلته. بنابراین کسی که در طول روز کارهای خیلی زیادی انجام میده و حتی فرصت نمیکنه سرشو بخارونه، آدم موفق و «زرنگ» معرفی میشد. که این تعریف به نفع فئودالیست‌ها بود. اما زرنگی در اینه که بتونی انقدر وقت خالی فراهم کنی برای خودت، که هر کاری که دلت خواست انجام بدی.
آدمی که سرش شلوغه نه می‌تونه عاشق باشه نه دانشمند، نه حتی کارآفرین.
4
بقیه هموطنانت دارند می‌پرسند: تو چرا آنجایی؟
که از زنازاده بپرسی پدرت کو؟

ژانر «انقلاب‌مون رو دزدیدند» کهنه شده عزیزان. یه ماسک دیگه بزنید. انقلابتون همین بود: راه کج! که نباید هم به منزل می‌رسید. چرا ادای شگفت‌زدگی درمیارید؟


https://t.me/sahandiranmehr/18347
6
طرح یک نوع میز ناهارخوری رو به مادرم نشون دادم و گفتم نظرت چیه اینو بسازیم؟ گفت نه خوب نیست. پرسیدم چرا؟ گفت نمی‌دونم، ولی خوب نیست. ولی خودم فهمیدم چرا. خوب نیست چون جدیده. چون در طول هفتاد سال گذشته چنین چیزی ندیده!
جامعه ایرانی منهای نسل جدیدش، تا حد زیادی مثل والدین من هستند. اکثرا می‌دونند این سیستم حاکمیت به لعنت خدا هم نمیارزه، اما هرچیزی که میگن ممکنه جایگزینش بشه، خیلی جدیده! بنابراین میلی به تغییر ندارند. اینکه حق نداشته باشی تو زندگی دیگران، از طرز پوشش‌شون گرفته تا گرایش جنسی‌شون دخالت کنی، براشون خیلی جدیده. اینکه فرمانده کل قوا از رییس قوه قضاییه بترسه براشون جدیده. اینکه خبرنگار بتونه سیر تا پیاز زندگی نمایندگان خدا رو سفره کنه، و سالم بمونه، براشون جدیده. اینکه همه بتونند عقاید مذهبی‌شون رو تبلیغ کنند اما جنازه‌شون تو بیابان‌ها رها نشه، براشون جدیده. اینکه مردم تعیین کنند بودجه کشور صرف چه چیزی بشه براشون جدیده. این که حاکم به جای خدا خودشو در برابر رأی‌دهندگان مسئول بدونه براشون جدیده. همه این‌ها خیلی جدیدند. چیزهایی هستند که ایرانی، در تمام قرون گذشته تجربه‌شون نکرده. برای همین به نظرش خوب نیست. نمی‌دونه چرا، ولی خوب نیست.

اون طرح میز ناهارخوری به مرور همه‌گیر میشه. ولی یکم زمان میبره. تا وقتی که همه عزیزانی که هفتاد سال ادویه در پستو گذاشتند و روی زمین آش خوردند، به رحمت خدا رفته باشند. برای اینکه دوره حکومت اسلامی به پایان برسه، باید دوره آدم‌های این زمانه به پایان برسه. آیندگان اگه دست‌شون به خروجی‌های اذهان خشن ما رسید، شاید دلشون برامون بسوزه که در زمانه‌ای بد جوجه اردک زشت بودیم. اما هیچ‌کس برای سیاه‌لشکرهای تاریخ فاتحه نمی‌خونه.
10
4
و برای همین مهمه که «آزادی» به بالاترین حد مقدسات تبدیل شده باشه برای مردم، بعد بیفتن دنبال یه حکومت دیگه. فعلا اینطور نیست. فعلا ثبات و امنیت برای مردم مقدسه. و نظامی‌ها استاد خر کردن ملت با لولوی ناامنی هستند.
5
لزومی نداره یک راستگرا باشی تا متوجه شارلاتان‌بازی دولت‌های غربی در حوزه انرژی‌های مثلا پاک بشی.
فرانسه ۳۳ میلیارد دلار خرج پنل خورشیدی و توربین کرد در ۱۰ سال گذشته‌. تولید دی‌اکسیدکربن نیروگاه‌هاش بیشتر شد. چرا؟ چون منابع غیرقابل اتکای خورشیدی و بادی نیروگاه‌های گازی رو وادار کردن که بیشتر کار کنند! تازه قیمت برق هم بالا رفت.
آلمان ۵۸۰ میلیارد! خرج تجدیدپذیرها کرد در دهه گذشته، تولید آلایندگیش کم نشد هیچ، قیمت برق ۵۰ درصد هم بیشتر شد. ۲ برابر گرونتر از فرانسه، و ۱۰ برابر آلاینده‌تر از فرانسه.
4
این مطلب که برای دنیای اقتصاد نوشته شده رو لازم نیست بخونید، چون برای وقت‌تون ارزش قائلم اینو میگم. یه سالاد کلماته درباره اینکه باید مقاومت در برابر تحریم رو از حالت پسیو به حالت اکتیو دربیاریم (که البته حتی موضوعش هم زائده. چون نظام تا الان همین تلاش رو داشته‌. استراتژی «آتیش‌بیار معرکه» در خاورمیانه، جزیی از همون اکتیو بودنه، فقط طفلک‌ها انقدر کفایت ندارند که این اقدامات رو با هزینه‌های مادی و معنوی خیلی پایین‌تر انجام بدن). اما در انتها یک جمله بامزه داشت که حیفه بش اشاره نشه.
میگه «خرد انقلابی و قانون صیانت از حق، مقاومت پویا را از مقاومت ایستا برتر می‌داند».

خرد انقلابی دیگر چه کوفتی است؟ چه لزومی به این تفکیک وجود داشته؟ آیا این یک اعتراف نیست که اقدامات انقلابی با عقل سلیم در تعارضند و لذا لازمه تعریف جدیدی از عقل ارائه بشه؟ حالا ازین بگذریم.. قانون صیانت از حق؟ جمهوری اسلامی الان در موضع حقه؟ حقه چون مردم بش رأی دادند؟ (که الان دیگه نمیدن اگه دوباره فرصتش فراهم شه) یا حقه چون انقدر زور داره که هر مخالفی رو در زندان به خودکشی وادار کنه؟ یا حقه چون زیر پای سربازان آمریکایی مواد منفجره کار گذاشت در عراق؟ رو چه حسابی باید این حکومت رو حق حساب کرد؟ حتی اگه دموکراتیک و لائیک بود و هیچ لکه سیاهی در زمینه حقوق بشر تو پرونده‌ش نبود هم من بش نمیگفتم «طرف حق». همونوطور که نمیگم آمریکا حق است (همونطور که نمیگم شر است).
ازینم بگذریم.. فرض کنیم نویسنده انقدر خل‌وضعه که این سیرک مقاومت رو جدی گرفته. باید گفت تو هر ستیزی، فقط وقتی «طرح مبارزه» ارائه میدن که امید به پیروزی دارند. هیچ‌کس نمیاد بگه قراره ببازیم اونم با تلفات بالا، پس باید این استراتژی رو به کار ببریم. اگه بدونن قراره ببازند میرن میشینن خونه‌شون. آیا ایشون و بقیه همفکرانش واقعا امیدوارند که سیستم نرم‌افزاری جمهوری‌اسلامی که حتی در وفادار نگه داشتن بدنه خودش به آرمان‌های خمینی ناتوان بوده، میتونه نظم جهانی رو که هفت میلیارد نفر در دنیا ساپورتش می‌کنند و اقتصادهای چند تریلیون دلاری پشتش هستند رو بشکنه؟ سیریسلی؟ 😁




https://t.me/esfahaneconomy/7564
4
دقیقا همون آدمایی که به ترامپ ایراد میگیرن که چرا جنگ سوریه رو میخوای تموم کنی؟ به بولتون ایراد می‌گیرن که میخوای یه جنگ تو ایران راه بندازی!
چرا؟ چون سوریه با وجود رسوبات پان‌عربیسمی که داشت، آزاری به اسراییل هم نمی‌رسوند. پس عیب نداره با خاک یکسان شه. اما ایران یک دشمن جدی برای اسراییله. و چون اسراییل اخ و بده، پس دشمن اسراییل خوب و نازه، و باید مواظبش بود. 😁

هرچند که این همه ماجرا نیست.
7
Anarchonomy
دقیقا همون آدمایی که به ترامپ ایراد میگیرن که چرا جنگ سوریه رو میخوای تموم کنی؟ به بولتون ایراد می‌گیرن که میخوای یه جنگ تو ایران راه بندازی! چرا؟ چون سوریه با وجود رسوبات پان‌عربیسمی که داشت، آزاری به اسراییل هم نمی‌رسوند. پس عیب نداره با خاک یکسان شه. اما…
برای خیلی‌ها یک سوال جدی وجود داره که علاقه وافر دموکرات‌های آمریکا، مخصوصا شاخه اوباماپرست شون از کجا آب می‌خوره. البته توضیحات متنوعی داده شده تا الان، که شامل نظریات توطئه هم میشه، اما من توضیح مختص خودم رو دارم که کلا در یک فاز دیگه‌ست.
از زمان برجام تا الان تعدادی ازین‌ها رو دنبال کردم تا ببینم واقعا چه مرگشونه. هرچند که ما با این فاصله و با این دسترسی خیلی محدود نمی‌تونیم اطلاعات زیادی کسب کنیم اما میشه یه چیزایی رو فهمید. چیزی که نهایتا دستگیر من شد این بود که ته این قضیه، بهیچوجه سیاسی نیست، بلکه به الهیات مربوط میشه. بله، الهیات. غیر از اشتراکات حزبی که واضحند، تنها چیز مشترکی که در این‌ها دیدم «خداستیزی» بود. هرچند که به خاطر ملاحظات سیاسی و انتخاباتی خیلی تظاهرش نمی‌کنند. و البته خداناباوری با خداستیزی فرق داره (انقدر فرق داره که یکی ممکنه هرهفته بره کلیسا ولی خداستیز هم باشه). معتقدم همونقدر که خداناباوری میتونه منطقی باشه، و هست، خداستیزی ابلهانه‌ست و فقط انرژی فرد رو به هدر میده. ولی این‌ها هستند به‌ هرحال. و خیلی هم جدی‌اند.
چه خوشمون بیاد چه نیاد، خاورمیانه آخرین پایگاه خداست، و همه اتفاقات مربوط به الهیات همچنان داره اینجا رخ میده. لذا این خداستیزها نگاه خاصی به این منطقه دارند. و در این نگاه، اسراییل یک شر است. چرا؟ چون استقرار اسراییل، یک پروژه الهی بود که جواب داد و کار کرد. یک عده آدم به دلایل کاملا مذهبی جمع شدن در این کشور و تحت شرایط غیرقابل تحملی که هر جامعه سکولاری رو در دم به فروپاشی می‌رسوند نه تنها دوام آوردند بلکه به یک الگوی موفق هم تبدیل شدند، طوری که در عین محدودیت‌های فیزیکی و‌ جغرافیایی، از بسیاری کشورهای قدرتمندتر، سرترند. این‌ها اصلا خوششون نمیاد که «عمل به تورات» یه همچین محصولی داده.
در مقابل نگاه خاصی هم به ایران دارند. که این نگاه خودش به دو بخش کوتاه مدت و درازمدت تقسیم میشه.
بخش اول: جمهوری‌اسلامی خوب است، چون برعکس اسراییل، هرچند که فرق‌هایی هست، نمونه نابی از شکست یک پروژه الهی است! این افتضاح چهل ساله انقدر به نظرشون غنیمته که نباید خرابش کرد. برای همین با ریشه‌کن‌سازی این حکومت چندان موافق نیستن. و برای همین در عین حال که مذاکره می‌کنند و امتیاز و حتی باج میدن، اما نمیذارن نظام از حالت فلج دربیاد. یه حکومت الهی ایده‌آل، یه حکومت الهی فشله. تا ثابت بشه که خدا راه حل نیست.
بخش دوم: در خاورمیانه، تنها جامعه ایرانیه که اگه ولش کنیم (یعنی با جنگ یا تحریم‌های خیلی شدید آزارشون ندیم)، در افق دراز مدت لائیک خواهد شد! پس باید ولشون کنیم و بشون زمان بدیم. این پتانسیل نه در اعراب هست (که حتی اگه بی‌قید باشند به شرع، سنت قبیله‌ای-اسلامی تا مغز استخوان‌شون فرو رفته)، نه حتی در جامعه متکثر اسراییل (که با اینکه سکولارند، اما سنت یهودی مثل چسب کنار هم نگهشون داشته).

متأسفانه این ذهنیت غلط وجود داره که همه برای پول کار می‌کنند. مثلا الان عده زیادی در آمریکا بر این تصورند که سیاستمداران آمریکایی از یهودیان حمایت می‌کنند چون ایپک خریدتشون! در حالی که آیپک تنها ۳ و نیم میلیون دلار خرج لابی کرده پارسال. عددی که در برابر لابی نهادهای دیگه واقعا عدد قابل توجهی نیست. یا مثلا فکر می‌کنند چندتا مشاور وزارت خارجه آمریکا دلسوز نظام ایران به نظر میرسند، دارند از آخوندها پول می‌گیرند. اینطور نیست واقعا. نه همه، اما خیلی‌ها می‌تونن انگیزه‌هایی فراتر از پول داشته باشند.

مختارید این توضیح رو قبول نداشته باشید. اما یه پیشنهاد دارم. یک‌بار با فرض صحت این توضیحات، برید متن برجام و توعیت‌های این جماعت مثل مورد بالا رو بخونید. 😉
6
«مردم شما را فراموش نمی‌کنند نه به خاطر کارهای درستی که انجام دادید، بلکه به این خاطر که دانسته یا ندانسته چیزهایی که می‌خواستند بشون دادید».

فکر کنم برعکسش هم درسته‌. مردم از کسی که کارهای نادرست انجام میده متنفر نمیشن. از کسی که چیزهایی که دوست داشتند رو ازشون گرفت، متنفر میشن.

یعنی هر غلطی میخوای بکنی بکن، اما چیزهایی که مردم دوست دارن داشته باشن رو ازشون نگیر. یکی ازون چیزها، امیده. این روزها دلواپسان انقلاب و حامیان معنوی نظام به ما تذکر میدن که این حکومت خیلی هم کارهای ناجوری نکرده!
اوکی. فرض می‌کنیم پرونده‌ش تمیزتر ازینه که ما ادعا داریم.. اما دیگه نمیتونن اینو انکار کنند که امید رو از مردم گرفت. و این گناه انقدر نابخشودنیه که هر تنفری رو توجیه‌پذیر می‌کنه.
4