نخستوزیر دولت خودگردان فلسطین استعفاء داد.
«معاملهی قرن» ترامپ، تن همشون رو به رعشه انداخته. چنان احساس خطر میکنند که بعید نیست در هفتههای آینده اتفاقاتی بیفته که معمولا از فلسطینیها انتظار نمیره، یعنی «وحدت». برای آدمهایی که هشتادساله نتونستن با هم کنار بیان، اتحاد از زاییدن هم سختتره. بعید نیست همه گروههایی کرانه باختری دست به دست هم بدن، و از همه بانمکتر: حتی با حماس هم متحد بشن! همه اینها فقط به این خاطر که یکی مثل ترامپ پیدا شد که خیلی آمرانه بشون بگه «یا تمومش میکنید یا حالتون رو میگیرم». تموم شدن این دعوا، برای خیلیها، یک فاجعهست.
https://m.jpost.com/Breaking-News/Palestinian-prime-minister-tenders-resignation-govts-to-Abbas-579047
«معاملهی قرن» ترامپ، تن همشون رو به رعشه انداخته. چنان احساس خطر میکنند که بعید نیست در هفتههای آینده اتفاقاتی بیفته که معمولا از فلسطینیها انتظار نمیره، یعنی «وحدت». برای آدمهایی که هشتادساله نتونستن با هم کنار بیان، اتحاد از زاییدن هم سختتره. بعید نیست همه گروههایی کرانه باختری دست به دست هم بدن، و از همه بانمکتر: حتی با حماس هم متحد بشن! همه اینها فقط به این خاطر که یکی مثل ترامپ پیدا شد که خیلی آمرانه بشون بگه «یا تمومش میکنید یا حالتون رو میگیرم». تموم شدن این دعوا، برای خیلیها، یک فاجعهست.
https://m.jpost.com/Breaking-News/Palestinian-prime-minister-tenders-resignation-govts-to-Abbas-579047
The Jerusalem Post | JPost.com
Palestinian Authority Prime Minister Rami Hamdallah resigns
It was not immediately clear whether PA President Mahmoud Abbas had accepted the resignation of Hamdallah.
❤3
همیشه وقتی اخبار فلسطین-اسراییل رو میخوندم یه ریتم از یه موسیقی تند و مرموز تو ذهنم میذاشتم به عنوان پسزمینه. اما چیزی که قرابت داشته باشه با اون صداگذاریِ ذهنیم رو پیدا نمیکردم. تا اینکه آهنگسازان سریال بادیگارد این لطف رو در حقم کرده و چیزی ساختند که دقیقا همونیه که میخواستم.
توصیه میکنم شما هم این آهنگ رو پلی کنید بعد اخبار اسراییل رو بخونید. خیلی جذابتر میشه.
توصیه میکنم شما هم این آهنگ رو پلی کنید بعد اخبار اسراییل رو بخونید. خیلی جذابتر میشه.
Anarchonomy
آهنگ سریال بادیگارد رو دوباره پلی کنید
ادی کوهن، تحلیلگر اسراییلی که تو خاورمیانه خیلیها میشناسنش، ادعا کرده دستگاه اطلاعاتی اسراییل ۷ نفر از دانشمندان ایران رو در کرج ترور کردند! (هرچند که در اشتباهی عجیب کرج رو شمال تهران نوشته). این درست بعد از خبر آتشسوزی در پژوهشگاه فضایی و کشته شدن سه دانشمند (یا کارمند تخصصی) مطرح میشه.
قاعدتا جهت ملاحظات امنیتی، تا یه عملیات انجام شد نمیان بگن (چه از زبان خودشون چه از زبان یه کاربر توعیتر)، اما این مهم نیست. مهم اینه که یک عده میخوان بگن داریم تو ایران عملیات انجام میدیم.
اما دلیلی نداشت وزیر بیاد خبر آتشسوزی رو اعلام کنه. اونم تو جای حساسی مثل «پژوهشکده سامانههای حمل و نقل فضایی» (که هممون میدونیم یعنی چی. اونجا با پیکنیک بازی نمیکنند که آتیشسوزی رخ بده). اگه اعلام نمیکرد کسی حرفش هم نمیزد. چه لزومی داره خبری رو منتشر کنی که شاخکهای همه به سمت ترور یا خرابکاری متمایل بشه؟
از دو حالت خارج نیست.
یا ترور/خرابکاری واقعا صورت گرفته، و برادران گمنام متوجه شدند که بهرحال پابلیک خواهد شد از طرف اسراییل. پس بهتره ما زودتر سناریوی «حادثه بود» خودمون رو بدیم بیرون. مثل حادثهی تهرانیمقدم.
یا اینکه بخشی از حکومت، از عملکرد بخش دیگه در عملیاتیسازی رویاهای موشکی چنان عصبانیه که کار به تنبیه فیزیکی رسیده. و وزیر به عنوان نماینده بخش مورد غضب، میخواسته بگه «بذارید همه بفهمن از چه وحشیهایی دستور میگیریم». و ادی کوهن هم وسط این دعواهای داخلی در ایران، گفته بیایید ازین آب خونآلود ماهی بگیریم.
در سالگرد کربلای ۵ توعیتهای محسن رضایی باعث شد همه فوکوس کنند روی گذشته. این تصور بوجود اومده که اون مقطع یک مقطع خاص بود. اما واقعیت اینه که همین الان، دقیقا همین الان، محسن رضاییهای دیگهای درون سیستم هستند که دارند تصمیماتی همونقدر ابلهانه میگیرند (که با منطق و عقلانیت عرفی قابل توضیح نیست)، که بازیچه اصلیشون هم همچنان سرنوشت مردم عادی ایرانه.
قاعدتا جهت ملاحظات امنیتی، تا یه عملیات انجام شد نمیان بگن (چه از زبان خودشون چه از زبان یه کاربر توعیتر)، اما این مهم نیست. مهم اینه که یک عده میخوان بگن داریم تو ایران عملیات انجام میدیم.
اما دلیلی نداشت وزیر بیاد خبر آتشسوزی رو اعلام کنه. اونم تو جای حساسی مثل «پژوهشکده سامانههای حمل و نقل فضایی» (که هممون میدونیم یعنی چی. اونجا با پیکنیک بازی نمیکنند که آتیشسوزی رخ بده). اگه اعلام نمیکرد کسی حرفش هم نمیزد. چه لزومی داره خبری رو منتشر کنی که شاخکهای همه به سمت ترور یا خرابکاری متمایل بشه؟
از دو حالت خارج نیست.
یا ترور/خرابکاری واقعا صورت گرفته، و برادران گمنام متوجه شدند که بهرحال پابلیک خواهد شد از طرف اسراییل. پس بهتره ما زودتر سناریوی «حادثه بود» خودمون رو بدیم بیرون. مثل حادثهی تهرانیمقدم.
یا اینکه بخشی از حکومت، از عملکرد بخش دیگه در عملیاتیسازی رویاهای موشکی چنان عصبانیه که کار به تنبیه فیزیکی رسیده. و وزیر به عنوان نماینده بخش مورد غضب، میخواسته بگه «بذارید همه بفهمن از چه وحشیهایی دستور میگیریم». و ادی کوهن هم وسط این دعواهای داخلی در ایران، گفته بیایید ازین آب خونآلود ماهی بگیریم.
در سالگرد کربلای ۵ توعیتهای محسن رضایی باعث شد همه فوکوس کنند روی گذشته. این تصور بوجود اومده که اون مقطع یک مقطع خاص بود. اما واقعیت اینه که همین الان، دقیقا همین الان، محسن رضاییهای دیگهای درون سیستم هستند که دارند تصمیماتی همونقدر ابلهانه میگیرند (که با منطق و عقلانیت عرفی قابل توضیح نیست)، که بازیچه اصلیشون هم همچنان سرنوشت مردم عادی ایرانه.
یه زمانی معیارمون برای عقبافتادگی ذهنی یک فرد این بود که ببینیم حسین درخشان ازش ایراد میگیره یا نه. و الان میبینیم سعید لیلاز به مرتبهای از بلاهت رسیده که این تست عدم سلامت ذهنی رو پاس کرده.
میگه یکی از منطقهای اشتباه در ایران اینه که ایران رو با دوبی مقایسه میکنند، دوبی یه شهره چیزی نیستش که! با سوریه و عراق مقایسه کنید، اقتصاد ما خیلی بهتره!
منطق اشتباه در ایران اینه که به این روسپی سیاسی میگن «ژورنالیست». البته شرمندهم.. این توهین به روسپیهاست، چون اونا بهداشت رو رعایت میکنند.
میگه یکی از منطقهای اشتباه در ایران اینه که ایران رو با دوبی مقایسه میکنند، دوبی یه شهره چیزی نیستش که! با سوریه و عراق مقایسه کنید، اقتصاد ما خیلی بهتره!
منطق اشتباه در ایران اینه که به این روسپی سیاسی میگن «ژورنالیست». البته شرمندهم.. این توهین به روسپیهاست، چون اونا بهداشت رو رعایت میکنند.
❤4
محسن جلالپور (که قول داده بود دیگه غر نزنه، مگر اینکه به نفع حکومت باشه) معترفه دولت اصلاحات/اعتدال تا جایی که امکان داشته گند زده و قابل دفاع نیست (البته چون وضع انقدر خرابه که نمیشه انکارش کرد مجبورند اعتراف کنند. و گرنه نه تنها حاشا میکردند بلکه مثل لیلاز میگفتند خیلی هم خوب و عالیه همهچی! فرق امثال جلالپور با لیلاز اینه که برای خودش در بین قشر نخبه آبرویی قائله و دوست نداره بیشعور به نظر بیاد. نه اینکه خودش رو در برابر مردم کوچه و بازار مسئول بدونه. شبیه همون قبیلهگرایی که در مورد معماران گفتم که برای پسند همصنفیها کار میکنند، نه مصرفکنندهی ساختمان. این تلاش حداقلی برای واقعبین به نظر رسیدن هم برای اقناع اون قشر مثلا نخبهست که «عاقل و مسلط» حسابش کنند، نه برای قانع کردن ما مردم)، اما خطاب به منتقدان دولت میگه «خب شما میگید چیکار کنه؟ گوشت منجمد توزیع نکنه؟». اینها قبلا هم در مورد توزیع سبد کالا (و اون صحنههای شرمآور که بوجود آورد) هم میگفتند ما هم میدونیم این شرایط در شأن مردم ایران نیست، «اما» راه حل بهتری دارید؟ و بله باید جمله بعد از امّاها رو نادیده گرفت. اونی که واقعا دلسوز عزت این مردمه، سوهان روح این حاکمیت میشه، نه اینکه مجانی (و شاید غیرمجانی) وکیل مدافعش بشه. البته کار عزیزان فقط یک دفاع فنی نیست، سعی دارند دولت رو به عنوان «مظلوم» بازی گریم کنند، چون علت این وضعیت رو مخالفت با برجام و مبارزه با پولشویی و اینها معرفی میکنه. یعنی چون شما اصولگراها اجازه ندادید دولت بدون هیچ مانعی هر تعهدی خواست به غرب بده، مردم افتادند تو صف گوشت منجمد! این ادعا دو دروغ بزرگ توش داره. اولا این خود دولت و بالاخص شخص شخیص روحانی بود که حاضر نشد دایره برجام رو به مسائل موشکی و حقوقبشری گسترش بده. اظهارات خودش و امیرکبیرش در این زمینه رو از آرشیو سایتها دنبال کنید و ببینید که از خود سپاهیها غیرتیتر مخالفت کردند با بزرگتر کردن دایره برجام. خودش خواست توافق فقط محدود به هستهای باشه «تا ببینیم بعدا چی میشه» و خب الان مونده توش. دوما، اتفاقا وضعیت سقوط ارزش پول ملی و به طور خاص وضعیت گوشت و بقیه کالاهای اساسی، مطلقا ربطی به برجام یا هر سازش دیگهای با غرب نداره. این بانک مرکزی همین دولت فخیمه بود که پول بیحساب چاپ کرد، و همچنان قصد داره چاپ بکنه، و اون بلاها رو سر بازار ارز، و بقیه بازارها آورد، و نهایتا قدرت خرید مردم رو با مخ به زمین کوبید. حالا از فشل بودنش در همه امور بگذریم که حتی نمیتونه گوشت رو به قیمت خلیج فارس بده دست مصرفکننده ایرانی.
از قضا الان سوال این نیست که «پس دولت کجاست؟». چون دولت همهجا هست و تقریبا تو هیچ یکی از افتضاحات به بار اومده در دو سال اخیر نمیشه اثر خرابکاریش رو ندید. حتی از وزارت اطلاعاتش داریم چیزهایی میبینیم که پدرانمون در دهه شصت ندیده بودند. سوال اینه که «پس کی از دست دولت خلاص میشیم؟».
https://t.me/mohsenjalalpour/1207
از قضا الان سوال این نیست که «پس دولت کجاست؟». چون دولت همهجا هست و تقریبا تو هیچ یکی از افتضاحات به بار اومده در دو سال اخیر نمیشه اثر خرابکاریش رو ندید. حتی از وزارت اطلاعاتش داریم چیزهایی میبینیم که پدرانمون در دهه شصت ندیده بودند. سوال اینه که «پس کی از دست دولت خلاص میشیم؟».
https://t.me/mohsenjalalpour/1207
Telegram
✍️ محسن جلالپور
پس دولت کجاست؟
اینروزها که حال عمومی کشور مساعد نیست و آمارها و شاخصها وضعیت خوبی را انعکاس نمیدهند و حوادث و اتفاقات نگران کننده زیادی رخ میدهد، یک پرسش مهم در ذهن مردم نقش میبندد:
دولت کجاست؛چرا کاری نمیکند؟
مردم این روزها بیشتر از گذشته شاهد نابسامانی…
اینروزها که حال عمومی کشور مساعد نیست و آمارها و شاخصها وضعیت خوبی را انعکاس نمیدهند و حوادث و اتفاقات نگران کننده زیادی رخ میدهد، یک پرسش مهم در ذهن مردم نقش میبندد:
دولت کجاست؛چرا کاری نمیکند؟
مردم این روزها بیشتر از گذشته شاهد نابسامانی…
Anarchonomy
Photo
آیا به شکل کاملتری میشد شکست انقلاب ۵۷ و ورشکستگی تشیع سیاسی رو در یک جمله تشریح کرد؟ نابودی سنت، اخلاق، پیوندهای اجتماعی، عزت نفس شهروندان، رفاه، عدالت، آزادی، و نابودی فرصتهایی که فقط یک بار در اختیار ایران قرار میگرفت، تا حتی نابودی محیطزیست، و منابع ملی، و همه و همه فقط برای یک امر ایدئولوژیک مضحک، که هیچکس نمیدونه دقیقا به چه دردی میخوره.
در مکالمه بین شاه و امینی، یک جا اعلیحضرت با لحنی فوقالعاده معصومانه میپرسه «آخه فایدهش چیه؟». اون قسمت رو جدا کردم:
- یک مقدار جنبه تبلیغاتی داره
- آخه فایدهش چیه؟
این دو جمله رو تقریبا در مورد تمام نخودسیاههایی که ملت ایران رو به دنبالشون فرستادن و بعد جیبشون رو خالی کردند، و حتی جانشون رو گرفتند، میشه استفاده کرد. میشه در مورد خفقان ایجاد شده بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب پرسید آخه فایدش چیه؟ میشه در مورد کرمریختن در عراق و تحریک صدام پرسید آخه فایدش چیه؟ میشه در مورد ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر گفت آخه فایدش چیه؟ میشه درباره قتلهای زنجیرهای، ماجراجویی هستهای، موشکبازی، تأمین مالی و لجستیکی تروریستهای خاورمیانه، شرپراکنی در کشورهای همسایه و همه اقدامات نظام، تا حتی تصمیمات ابلهانه که به طور روزمره در همه بخشهای حاکمیتی میگیرند، و البته یک ستیز بیمعنی و بیانتها با اسراییل، پرسید آخه فایدش چیه؟
در مکالمه بین شاه و امینی، یک جا اعلیحضرت با لحنی فوقالعاده معصومانه میپرسه «آخه فایدهش چیه؟». اون قسمت رو جدا کردم:
- یک مقدار جنبه تبلیغاتی داره
- آخه فایدهش چیه؟
این دو جمله رو تقریبا در مورد تمام نخودسیاههایی که ملت ایران رو به دنبالشون فرستادن و بعد جیبشون رو خالی کردند، و حتی جانشون رو گرفتند، میشه استفاده کرد. میشه در مورد خفقان ایجاد شده بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب پرسید آخه فایدش چیه؟ میشه در مورد کرمریختن در عراق و تحریک صدام پرسید آخه فایدش چیه؟ میشه در مورد ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر گفت آخه فایدش چیه؟ میشه درباره قتلهای زنجیرهای، ماجراجویی هستهای، موشکبازی، تأمین مالی و لجستیکی تروریستهای خاورمیانه، شرپراکنی در کشورهای همسایه و همه اقدامات نظام، تا حتی تصمیمات ابلهانه که به طور روزمره در همه بخشهای حاکمیتی میگیرند، و البته یک ستیز بیمعنی و بیانتها با اسراییل، پرسید آخه فایدش چیه؟
❤13
آدمی که از نعمت خِرد برخورداره، حتی اگر یک عمر در غفلت بوده باشه یا قربانی شستشوی مغزی بوده باشه، در این لحظات «تصادفا ناب»، به یک بینش دست پیدا میکنه. مثل کسی که موقع رانندگی خوابه و درست قبل ازینکه بخوره به گاردریل بیدار میشه و فرصت میکنه تغییر جهت بده. این خود عقله که باید در این لحظه بش بگه «قاعدتا من نباید در چنین موقعیت آبزوردی قرار بگیرم. ایراد کجاست؟». اما ازون عقل محرومه.. و فکر میکنه یه سوال بود دیگه، نشنید، جوابش رو دادم. مهمه که آدم بفهمه کجا باید آب بشه بره تو زمین.
❤7
شارلاتانیزم اقتصادی رو میشه حتی در نانواییها از نزدیک تماشا کرد. نون سنگکی که نرخش مثلا ۱۴۰۰ تومنه، با پاشیدن مقدار مسخرهای از کنجد، به ورژنی لاکچری تبدیل میکنند و ۲۰۰۰ تومن قیمت میذارن. قبل ازینکه کسی تقاضایی براش داشته باشه، چندتا ازین خشخاشیها رو پخته و جدا نگه میدارند. ظرفیت محدود تنور باعث میشه که این کار، خروجی نون ساده رو کاهش بده؛ یعنی زمان انتظار طولانیتر میشه. حالا یه صف طولانیتر شکل میگیره، و طبعا عدهای خواهند بود که بیشتر از بقیه عجله دارند. درست همین موقع، میاد میگه «خشخاشی هست، اگه کسی میخواد». چون بدون نوبت میشه خرید، اون عده که عجله داشتند اون ۲هزارتومن رو میپذیرن و میگیرن میرن. بعبارتی، یک روش زیرکانه ابداع کردن برای فروختن نوبت، بدون اینکه صدای کسی دربیاد.
وارن بافت یک بار گفت من همهچی رو میتونم بخرم، غیر از زمان!.. البته ایشون انقدر پول داره که میتونه وقوع خیلی چیزها رو به تعویق بندازه یا تحقق خیلی از آرزوها رو جلو بندازه، اما منظورش اینه که نمیتونم با پول سدی بسازم که زمان رو متوقف کنه. آدمی که از تأمین مایحتاج جنرالش عبور کرده، میره سراغ خریدن زمان، یا: صرف کردن وقتش برای اموراتی لذتبخشتر از امورات روزمره، مثل ایستادن در صف نانوایی!
برخلاف چپهای عدالتگرا، معتقدم کسی که پول داره باید بتونه ازین مزیت استفاده کنه. مشکلی که وجود داره اینه که از فروش علنی و رسمی این مزیتها، خجالت میکشند. به جای پاشیدن کنجد، که هربار میبینم احساس میکنم به شعورم توهین میشه، خیلی ساده بگن بدون نوبت انقدر گرانتره. (البته باید به تئوری بازی مراجعه کرد تا دید تا چه حدی میشه این فروش نوبت رو ادامه داد).
ما آدمهای قدیم نیستیم، و پول واقعا حکمران زندگی تقریبا پوچ جامعه ایرانیه. پس بهتره تعارف و خجالت رو بذاریم کنار.
وارن بافت یک بار گفت من همهچی رو میتونم بخرم، غیر از زمان!.. البته ایشون انقدر پول داره که میتونه وقوع خیلی چیزها رو به تعویق بندازه یا تحقق خیلی از آرزوها رو جلو بندازه، اما منظورش اینه که نمیتونم با پول سدی بسازم که زمان رو متوقف کنه. آدمی که از تأمین مایحتاج جنرالش عبور کرده، میره سراغ خریدن زمان، یا: صرف کردن وقتش برای اموراتی لذتبخشتر از امورات روزمره، مثل ایستادن در صف نانوایی!
برخلاف چپهای عدالتگرا، معتقدم کسی که پول داره باید بتونه ازین مزیت استفاده کنه. مشکلی که وجود داره اینه که از فروش علنی و رسمی این مزیتها، خجالت میکشند. به جای پاشیدن کنجد، که هربار میبینم احساس میکنم به شعورم توهین میشه، خیلی ساده بگن بدون نوبت انقدر گرانتره. (البته باید به تئوری بازی مراجعه کرد تا دید تا چه حدی میشه این فروش نوبت رو ادامه داد).
ما آدمهای قدیم نیستیم، و پول واقعا حکمران زندگی تقریبا پوچ جامعه ایرانیه. پس بهتره تعارف و خجالت رو بذاریم کنار.
این همه نفرتپراکنی علیه مسیح علینژاد، علامت یک بیماری روحی عجیبه، که بعدها روانشناسها دربارهش کتابها خواهند نوشت.
این روزها سنای آمریکا چنان دچار تفرقه حزبیه که حتی روی اینکه آسمون چه رنگیه هم نمیتونن به توافق برسند، اما یک چیز و فقط یک چیز هست که روش توافق دارند: ۱۷ سال برای ریخته شدن خون سربازانمون در افغانستان کافی نبوده!
نمیخوام از ترامپ دفاع کنم در این زمینه، ولی آش انقدر شوره که حتی نخبگان آمریکا هم به عینه دیدند که سر بعضی مسائل، چقدر دیدگاه افکار عمومی نادیده گرفته میشه، چون یک عده جنگطلب اینطور صلاح میدونن که باید درگیری نظامی ادامه پیدا کنه، و بیشتر نمایندگان هم از اوامرشون اطاعت میکنند، فارغ از حزبی که عضوش هستند. و ترامپ تنها کسیه که در حد بضاعت خودش در برابر این جریان ایستاده.
نمیخوام از ترامپ دفاع کنم در این زمینه، ولی آش انقدر شوره که حتی نخبگان آمریکا هم به عینه دیدند که سر بعضی مسائل، چقدر دیدگاه افکار عمومی نادیده گرفته میشه، چون یک عده جنگطلب اینطور صلاح میدونن که باید درگیری نظامی ادامه پیدا کنه، و بیشتر نمایندگان هم از اوامرشون اطاعت میکنند، فارغ از حزبی که عضوش هستند. و ترامپ تنها کسیه که در حد بضاعت خودش در برابر این جریان ایستاده.
❤4
اگه برید بالای اورست و یک قلوه سنگ از زمین بردارید و انقدر با قدرت پرتش کنید که بیشتر از ۷ کیلومتر در ثانیه و کمتر از ۱۱ کیلومتر در ثانیه سرعت بگیره، دیگه نمیفته زمین و همینطور دور زمین میچرخه و میشه ماهواره! اینو نیوتون بوق سال پیش گفت. فرستادن یک «شیء» به فضا که مهم نیست. کرهشمالی هم میفرسته (تازه اونها در رسیدن به ۱۱ کیلومتر در ثانیه ناکام نبودن، مثل بعضیها). مهم اینه که داخل اون شیء چیست و چگونه کار میکند. وزیر جوان بدون اینکه حتی بفهمه ناخواسته ثابت میکنه که چرا پراید، پراید است: چون هدف این بوده که یک چهار چرخ بسازیم که راه برود! یعنی میخواست بگه که صنایع فضایی ما پیشروتر از صنایع خودروسازی ماست، اما ضریب هوشیش انقدر بالا نیست که بفهمه چیزی که نوشته یعنی: صنعت فضایی ما هم در حد صنعت خودروسازی ماست.
البته من همینقدرش هم قبول ندارم. در یک سطح نیستند. صنعت خودروسازی ما جلوتر از صنعت فضایی جمهوریاسلامیه. چون خودروسازی، مجبوره عملکرد خودش رو در معرض قضاوت سهامداران قرار بده، اما اونهایی که در قسمت فضایی مشغولند، هر غلطی بکنند نه کسی متوجه میشه نه کسی میتونه بازخواستشون بکنه، لذا نیازی نیست پیشرفت داشته باشند، همینکه بتونند شویی اجرا کنند که بودجه رو بمکه کافیه.
https://t.me/khabaronline_ir/206515
البته من همینقدرش هم قبول ندارم. در یک سطح نیستند. صنعت خودروسازی ما جلوتر از صنعت فضایی جمهوریاسلامیه. چون خودروسازی، مجبوره عملکرد خودش رو در معرض قضاوت سهامداران قرار بده، اما اونهایی که در قسمت فضایی مشغولند، هر غلطی بکنند نه کسی متوجه میشه نه کسی میتونه بازخواستشون بکنه، لذا نیازی نیست پیشرفت داشته باشند، همینکه بتونند شویی اجرا کنند که بودجه رو بمکه کافیه.
https://t.me/khabaronline_ir/206515
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸کنایه وزیر ارتباطات به پراید در دفاع از فعالیتهای ماهوارهای
@KhabarOnline_IR
@KhabarOnline_IR
❤3
خانوم موسوی: شهرها رو برای مردان ساختن!
عقل سلیم: میشه یک مصداق برای این ادعا بیارید؟
خانوم موسوی: بله. بعضی کوچهها لامپ ندارن، میرن اونجاها به دخترها تجاوز میکنند.
عقل سلیم: راه حل معضل تجاوز، روشناییه؟
خانوم موسوی: نه، ولی خب ببینند تاریکه کمتر جرئت میکنند تجاوز کنند.
عقل سلیم: یعنی توطئهای مردانه در کار بوده تا بعضی جاها کمتر تیر برق نصب کنند؟
خانوم موسوی: توطئه نبوده اما مردان در معرض تجاوز نبودند هیچوقت، پس براشون فرقی نداشت کوچهای که ازش تردد میکنند تاریک باشه یا روشن.
عقل سلیم: یعنی به پسرها نمیشه تجاوز کرد یا ازشون خفتگیری کرد؟
خانوم موسوی: چرا، ولی به اندازه دخترها در معرض این خطرات نبودند هیچوقت.
عقل سلیم: «به اندازهی» یعنی نسبتگیری. اما شما گفتید مردها شهر رو برای خودشون ساختند، پس تردد زنانهای وجود نداشته که نسبتها رو اندازه بگیریم. فقط تردد مردها بوده، و تهدیدها فقط علیه مردها بوده. سوال اینه که چطور مردها این تهدیدها رو میدیدند اما شهر رو طوری نساختن که خودشون در امان باشند؟
خانوم موسوی: اصلا روشنایی رو ولش کن. پیادهروها رو طوری نساختن که مادر بتونه کالسکه بچهش رو به راحتی جابجا کنه.
عقل سلیم: کالسکه رو فقط مادر بچه میبره اینور اونور؟
خانوم موسوی: گفتم که اینا مربوط به رسوبات مردسالاری چندین هزار سالهست.
عقل سلیم: پیمانکار شهرداری و عمله بنایی که دارن پیادهرو فرش میکنند که قبل از شروع کار به اجدادشون متوسل نمیشن، خودشون تو همین خیابونها راه میرن و خودشون کالسکه رو هل میدن.
خانوم موسوی: بله، من هم نگفتم مردسالاری فقط به زنان آسیب میزنه، بلکه خود مردان هم قربانی این فرهنگ هستند، و حتی بدون اینکه بدونن انتخابهایی انجام میدن که برای خودشون هم خوب نیست. ذهنیت شهر مردانه بشون القاء میکنه لزومی نداره برای یک نیاز زنانه تغییری در طرحها بوجود بیاریم.
عقل سلیم: آخه مناسب بودن معبر برای کالسکه یک نیاز زنانه نیست.
خانوم موسوی: بله، یک نیاز همگانیه، اما نگاه مردسالارانه کالسکهگردانی رو یک کار زنانه میبینه.
عقل سلیم: اگه یک کار زنانه میبینه چرا توش مشارکت میکنه و نصف مسیر رو خودش هل میده؟
خانوم موسوی: من اندازه نگرفتم که چقدرش رو شوهر هل میده.
عقل سلیم: اصلا خودش دست هم نزنه، چشم هم نداره که ببینه معابر مناسب کالسکه نیستند؟
خانوم موسوی: چرا میبینه، ولی اهمیتی نمیده.
عقل سلیم: خب موضوع اینه که به خیلی چیزها اهمیت نمیده. اگه معماره به عایقبندی ساختمان اهمیت نمیده، اگه رانندهست به بستن کمربند اهمیت نمیده، اگه تعمیرکاره به رضایت مشتری اهمیت نمیده.. و یه جاهایی هم اهمیت میده اما پول نداره. پول نداره تمام سوراخ سمبههای شهر لامپ و دوربین نصب کنه، پول نداره مصالح مدرنتر بخره برای ساختمانش، پول نداره ماشین ایربگدار بخره. که مجموعا باعث پایین اومدن کیفیت زندگی شده. سوال اینه که شما چجوری از بین اینها تشخیص میدی که بعضیهاشون به خاطر نگاه مردسالارانهست؟
خانوم موسوی: شما واقعا فکر میکنید این فرهنگ وجود نداره؟
عقل سلیم: به اینکه وجود داره یا نداره کار ندارم، میخوام بدونم با چه فرمولی تشخیص میدید که علت کدومشون رسوبات مردسالاریه؟
خانوم موسوی: فرمول خاصی نداره، تابلوعه.
عقل سلیم: آها.. اوکی.
https://t.me/women_socialproblems/154
عقل سلیم: میشه یک مصداق برای این ادعا بیارید؟
خانوم موسوی: بله. بعضی کوچهها لامپ ندارن، میرن اونجاها به دخترها تجاوز میکنند.
عقل سلیم: راه حل معضل تجاوز، روشناییه؟
خانوم موسوی: نه، ولی خب ببینند تاریکه کمتر جرئت میکنند تجاوز کنند.
عقل سلیم: یعنی توطئهای مردانه در کار بوده تا بعضی جاها کمتر تیر برق نصب کنند؟
خانوم موسوی: توطئه نبوده اما مردان در معرض تجاوز نبودند هیچوقت، پس براشون فرقی نداشت کوچهای که ازش تردد میکنند تاریک باشه یا روشن.
عقل سلیم: یعنی به پسرها نمیشه تجاوز کرد یا ازشون خفتگیری کرد؟
خانوم موسوی: چرا، ولی به اندازه دخترها در معرض این خطرات نبودند هیچوقت.
عقل سلیم: «به اندازهی» یعنی نسبتگیری. اما شما گفتید مردها شهر رو برای خودشون ساختند، پس تردد زنانهای وجود نداشته که نسبتها رو اندازه بگیریم. فقط تردد مردها بوده، و تهدیدها فقط علیه مردها بوده. سوال اینه که چطور مردها این تهدیدها رو میدیدند اما شهر رو طوری نساختن که خودشون در امان باشند؟
خانوم موسوی: اصلا روشنایی رو ولش کن. پیادهروها رو طوری نساختن که مادر بتونه کالسکه بچهش رو به راحتی جابجا کنه.
عقل سلیم: کالسکه رو فقط مادر بچه میبره اینور اونور؟
خانوم موسوی: گفتم که اینا مربوط به رسوبات مردسالاری چندین هزار سالهست.
عقل سلیم: پیمانکار شهرداری و عمله بنایی که دارن پیادهرو فرش میکنند که قبل از شروع کار به اجدادشون متوسل نمیشن، خودشون تو همین خیابونها راه میرن و خودشون کالسکه رو هل میدن.
خانوم موسوی: بله، من هم نگفتم مردسالاری فقط به زنان آسیب میزنه، بلکه خود مردان هم قربانی این فرهنگ هستند، و حتی بدون اینکه بدونن انتخابهایی انجام میدن که برای خودشون هم خوب نیست. ذهنیت شهر مردانه بشون القاء میکنه لزومی نداره برای یک نیاز زنانه تغییری در طرحها بوجود بیاریم.
عقل سلیم: آخه مناسب بودن معبر برای کالسکه یک نیاز زنانه نیست.
خانوم موسوی: بله، یک نیاز همگانیه، اما نگاه مردسالارانه کالسکهگردانی رو یک کار زنانه میبینه.
عقل سلیم: اگه یک کار زنانه میبینه چرا توش مشارکت میکنه و نصف مسیر رو خودش هل میده؟
خانوم موسوی: من اندازه نگرفتم که چقدرش رو شوهر هل میده.
عقل سلیم: اصلا خودش دست هم نزنه، چشم هم نداره که ببینه معابر مناسب کالسکه نیستند؟
خانوم موسوی: چرا میبینه، ولی اهمیتی نمیده.
عقل سلیم: خب موضوع اینه که به خیلی چیزها اهمیت نمیده. اگه معماره به عایقبندی ساختمان اهمیت نمیده، اگه رانندهست به بستن کمربند اهمیت نمیده، اگه تعمیرکاره به رضایت مشتری اهمیت نمیده.. و یه جاهایی هم اهمیت میده اما پول نداره. پول نداره تمام سوراخ سمبههای شهر لامپ و دوربین نصب کنه، پول نداره مصالح مدرنتر بخره برای ساختمانش، پول نداره ماشین ایربگدار بخره. که مجموعا باعث پایین اومدن کیفیت زندگی شده. سوال اینه که شما چجوری از بین اینها تشخیص میدی که بعضیهاشون به خاطر نگاه مردسالارانهست؟
خانوم موسوی: شما واقعا فکر میکنید این فرهنگ وجود نداره؟
عقل سلیم: به اینکه وجود داره یا نداره کار ندارم، میخوام بدونم با چه فرمولی تشخیص میدید که علت کدومشون رسوبات مردسالاریه؟
خانوم موسوی: فرمول خاصی نداره، تابلوعه.
عقل سلیم: آها.. اوکی.
https://t.me/women_socialproblems/154
Telegram
زنان و مسائل اجتماعی
فاطمه موسوی در مصاحبه با خبرگزاری برنا:
لزوم به رسمیت شناختن حق زنان برای رفت و آمد در شهر از سوی مدیران
عضو هیئت مدیره گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در این رابطه گفت: اصولا شهر ها توسط مردان و برای مردان طراحی شده چرا که در جامعه سنتی جای زنان…
لزوم به رسمیت شناختن حق زنان برای رفت و آمد در شهر از سوی مدیران
عضو هیئت مدیره گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسی ایران در این رابطه گفت: اصولا شهر ها توسط مردان و برای مردان طراحی شده چرا که در جامعه سنتی جای زنان…
❤4
چهل روز زمان زیادیه برای تور «ویرانهی انقلاب» در چهل سالگیاش. اما عدهای از همین دوره سیاحتی هم فقط در همین حد سوغات میآورند که «سخنرانانش به دل نچسبیدند»، چون لفظ عدالت در دهانشان نمیچرخید!
جوانان تیپیکال ایرانی که وارد محوطه پادگان میشن، سه دستهاند: ۱- کسانی که یا هیچ چیز از سیاست نمیدانند یا اگر هم بدانند برای سیاست اعتباری بیشتر از همین جوکها و شوخیها که در اینترنت میبینند قائل نیستند. حداکثر درگیری اینها با امر سیاسی، فحش است. البته فحشی احساسی و «موقتا تند». این دسته با هیچ چیز پادگان مشکل ندارند، جزء ریتم امورات روزانهش که با عادات شخصیشون نامتناسبه. غیر ازین مورد، با بقیه احوالات فضا، حال هم میکنند. ۲- این دسته حالشون از هر چیزی که جمهوریاسلامی در حال اداره کردنشه بهم میخوره اما صرفا به این خاطر که حکومت سبک زندگیشون رو به رسمیت نمیشناسه، نه بیشتر. اغلب متعلق به طبقه متوسط رو به بالا هستند، اما نه انقدر مرفه که کارت پایان خدمت لازم نداشته باشند. تنها مشکل اینها با پادگان اینه که اون رو در حد استاندارد پادگانهای کشورهای توسعهیافته نمیبینند. ۳- دلسوزان نظام، بسیجی، حزباللهی، و ازین قبیل طیفها که از رانتهایی که میتونستند استفاده کنند تا خدمت رو دور بزنند استفاده نکردند، چون با هر چیزی که جمهوریاسلامی ادارهش کنه ذوق میکنند و لذا داوطلبانه، مشتاقانه و خودجوش وارد میشن تا تجربهش کنند. مخصوصا از «اقتدار آکواریومی» که در اون محیط حاکمه و حول ولایت فقیه طراحی شده، لذت میبرند. اینها مطلقا با پادگان مشکلی ندارند.
هر سه دسته، ممکنه غر بزنند، ممکنه خاطرات پسرانه غمناک تعریف کنند، اما بشون سخت نمیگذره (اگه گفتند خیلی سخت گذشت، با تکان دادن سر تأیید کنید، ولی باور نکنید). پادگان شیعی-ولایی، فقط برای کسانی غیرقابل تحمله که نمیخوان برای خلیفه پا بکوبن! و لاغیر.
اینها همه مقدمهای بود تا این سوال رو بپرسم ازین برادر عزیز: چطور یک آرمانخواه عدالتطلب مسلمان که نهجالبلاغه رو خونده، وقتی بش میگن تو کانالت ننویس چه گهدونی درست کردیم واسه خودمون، میگه «چَشم»؟
همین.
https://t.me/IslamicLeft/706
جوانان تیپیکال ایرانی که وارد محوطه پادگان میشن، سه دستهاند: ۱- کسانی که یا هیچ چیز از سیاست نمیدانند یا اگر هم بدانند برای سیاست اعتباری بیشتر از همین جوکها و شوخیها که در اینترنت میبینند قائل نیستند. حداکثر درگیری اینها با امر سیاسی، فحش است. البته فحشی احساسی و «موقتا تند». این دسته با هیچ چیز پادگان مشکل ندارند، جزء ریتم امورات روزانهش که با عادات شخصیشون نامتناسبه. غیر ازین مورد، با بقیه احوالات فضا، حال هم میکنند. ۲- این دسته حالشون از هر چیزی که جمهوریاسلامی در حال اداره کردنشه بهم میخوره اما صرفا به این خاطر که حکومت سبک زندگیشون رو به رسمیت نمیشناسه، نه بیشتر. اغلب متعلق به طبقه متوسط رو به بالا هستند، اما نه انقدر مرفه که کارت پایان خدمت لازم نداشته باشند. تنها مشکل اینها با پادگان اینه که اون رو در حد استاندارد پادگانهای کشورهای توسعهیافته نمیبینند. ۳- دلسوزان نظام، بسیجی، حزباللهی، و ازین قبیل طیفها که از رانتهایی که میتونستند استفاده کنند تا خدمت رو دور بزنند استفاده نکردند، چون با هر چیزی که جمهوریاسلامی ادارهش کنه ذوق میکنند و لذا داوطلبانه، مشتاقانه و خودجوش وارد میشن تا تجربهش کنند. مخصوصا از «اقتدار آکواریومی» که در اون محیط حاکمه و حول ولایت فقیه طراحی شده، لذت میبرند. اینها مطلقا با پادگان مشکلی ندارند.
هر سه دسته، ممکنه غر بزنند، ممکنه خاطرات پسرانه غمناک تعریف کنند، اما بشون سخت نمیگذره (اگه گفتند خیلی سخت گذشت، با تکان دادن سر تأیید کنید، ولی باور نکنید). پادگان شیعی-ولایی، فقط برای کسانی غیرقابل تحمله که نمیخوان برای خلیفه پا بکوبن! و لاغیر.
اینها همه مقدمهای بود تا این سوال رو بپرسم ازین برادر عزیز: چطور یک آرمانخواه عدالتطلب مسلمان که نهجالبلاغه رو خونده، وقتی بش میگن تو کانالت ننویس چه گهدونی درست کردیم واسه خودمون، میگه «چَشم»؟
همین.
https://t.me/IslamicLeft/706
❤4