Anarchonomy
44K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
با توجه به دلسوزی عجیب و غریب کارکنان بی‌بی‌سی برای نظام مقدس جمهوری‌اسلامی، باید گفت هیچی بیشتر از خصوصی‌سازی این شبکه به جریان دموکراسی‌خواهی در ایران کمک نمی‌کنه.
متأسفانه باید اینو بارها و بارها تذکر داد. حتی اگه با اختلاسگران با جدیت حداکثری برخورد می‌کردند و مثل حکومت چین دمار از روزگارشون در میاوردن، اما در کنارش سارق مرغ رو هم شلاق میزدن؛ با این استدلال، خودتون دهان خودتون رو می‌بستید. چون می‌تونستن بگن «همونجوری که پدر سارق مرغ رو در میاریم، پدر سارق بیت‌المال رو هم در میاریم، و به مراتب شدیدتر».
عزیزان متوجه نیستند که سیستم قضایی ما، هم فشل است و هم متحجر. و این‌ها دو موضوع جدا هستند، اما متحجر بودنش خیلی خسارت‌بارتر از فشل بودنشه. تفکیک قائل شوید لطفا.
3
ترویج استالینی شریعت، چیز جدیدی نیست در ایران. ایرانی که حداقل ۳هزارسال از تاریخ سیاسیش با مذهب گره خورده. تنها تفاوتش در دوران ما اینه که خود شریعت دیگه تو کتِ نسلِ جوانِ شهریِ امروزی نمیره. هرچند که حتی در زمان حافظ علیه‌الرحمه هم مقاومت‌هایی بود در برابر تحجر فقها، اما اون تحجر از طرف عامه مردم ساپورت می‌شد. شاید بشه گفت این اولین بار در تاریخ ایرانه که فقیه/واعظ/حاکم‌شرع داره همه زورش رو میزنه و از همه امکانات روز استفاده می‌کنه، اما از همیشه تنهاتره. این پست‌های زورکی اینستاگرامی که عمدا طوری طراحی شدن تا زورکی بودنشون واضح باشه، نشون میده حتی اون سیاه‌لشکری که مسئول فنی اعمال زور هستند هم پشتِ حاکم شرع نیستند.

اگه شما رو بفرستند که کسی رو ترور کنید و طرف بپرسه مافوقت چرا چنین دستوری داد؟ سه جور می‌تونید جوابش رو بدید:
- خائنی مثل تو‌ سزاوار همین مجازاته.
- من مأمورم و معذور.
- از مافوق درنده من چیز دیگه‌ای انتظار داشتی؟

هر سه، جواب شفافی به سوال طرف نمیدن، اما هر کدوم معنی مستقلی دارند. اولی نشون میده طرف با مافوقش موافقه. دومی نشون میده اگه مجبور نبود این کارو نمی‌کرد. و سومی نشون میده خودشم دشمن مافوقشه.

طراحان فنی ترویج استالینی شریعت، دارن سیگنالی از نوع سوم ارسال می‌کنند.



https://t.me/VahidOnline/32709
2
بسیاری از استمرارطلب‌ها، برای تخطئه مطالبه براندازی، از حربه «دیدیم انقلابو.. همون یه بارش بسه» استفاده می‌کنند (با این خیال که اینطوری می‌تونند وانمود کنند مدافع نظام نیستند، فقط از بدترشدن اوضاع می‌ترسند)، و برای این بهانه‌گیری چاره‌ای ندارند جز اینکه برانداز امروزی رو با چپ‌های انقلابی چهل سال پیش مقایسه کنند. مقایسه‌ای که انقدر بی‌اساسه که فقط یک شارلاتان ممکنه ازش استفاده کنه. کسی که امروز از متحجرترین و فشل‌ترین حکومت جهان به ستوه اومده، با یه مشت کمونیست سیبیلو که در دهه چهل از فرط دلخوشی دنبال برآورده کردن آرزوهای لنین در ایران بودند، خیلی فرق داره.
نوشته بهزاد به خوبی توضیح داده که یکی از مهم‌ترین فرق‌های ما همینه که اون‌ها از هنرمند تا سلبریتی تا نویسنده توقع داشتند مبارز باشه، و گرنه باید انداختش سطل آشغال، اما تنها توقعی که ما داریم اینه که اگه در جریان ضدیت با سیستم نمی‌تونه بقیه رو همراهی کنه، لاقل حمالة‌الحطب حکومت نباشه.
اما من ازین هم فراتر میرم: اگه کسی واقعا در جایگاه یک روشنفکره، اینکه ازش چیزی توقع داشته باشیم بی‌معنیه. چرا که یک انسان عادی، بدون اینکه ضریب هوشی بالایی داشته باشه و بدون اینکه سواد و تحصیلات خاصی داشته باشه، می‌تونه تشخیص بده که باید چه موضعی در برابر این متحجرترین حکومت جهان اتخاذ کرد. کافیه یک انسان «نرمال» باشه. این تشخیص تکلیف، برای روشنفکر به مراتب ساده‌تر هم خواهد بود.



https://t.me/behzadmehrani/4488
7
یا این داستان‌ها تخیلی‌اند، یا بسیاری از فرماندهان سپاه در جنگ از مشکلات روانی و ذهنی رنج میبردن.
مشکل روانی ازین جهت که.. این کارها نرمال نیست. هم در نفسش (یعنی چه بوسیدن پای سرباز در تاریکی؟) هم در فرمش (دست رو‌ حلقه کردن دور پای خلق الله چه صیغه‌ایه؟). مشکل ذهنی هم ازین جهت که.. میخواد همزمان با همه این‌ها، ناشناس هم باقی بمونه! مرد حسابی مهمه که کی داره ما رو میبوسه. هیچ‌کس لنگ خود بوس که نیست. لنگ توجهی هستند که یک‌ فرد خاص بشون می‌کنه. می‌خواسته امیرالمومنین‌بازی دربیاره، اما بوس رو با شیر و خرما اشتباه گرفته! 🙈
🤔4
می‌فرمایند فارغ از عملکرد بنیاد مستضعفان، مدیر بنیادهای خیریه کم درآمد ندارند در جهان!

اولا چون در آمریکا، مدیر خیریه انقدر درآمد داره که می‌تونه بی‌ام‌و سری ۷ بخره، معنیش این نیست که این یک استاندارده و بقیه باید رعایت کنند. حتی تو خود آمریکا هم همه رعایت نمی‌کنند و زیادند کسانی که خیریه‌ها رو اداره می‌کنند اما چیزی برای خودشون برنمیدارند.

دوما، حتی اگه یک بنیاد خیریه رو معادل یک بنگاه اقتصادی قرار بدیم (که اساسا اشتباهه) باید همون چرتکه‌هایی که برای اون بنگاه‌ها میندازیم برای بنیادها هم بندازیم. یکی ازون چرتکه‌ها بررسی عملکرد بنگاهه. آیا شما به مدیری که منابع شرکت رو به باد داده یا در غیربهینه‌ترین حالت ممکن خرج کرده، همونقدر باید دستمزد بدی که به یک مدیر که اون بنگاه رو از منجلاب بیرون کشیده و سودده کرده میدادی؟ بسیاری از بنیادهای خیریه، عملکرد شفافی ندارند، و اگه هم داشته باشند پول رو بهینه خرج نمی‌کنند (مثلا چرا یک شیخ عرب به جای سرمایه‌گذاری رو مناطق محروم کشور خودش میره میلیون‌ها دلار پول به بنیاد ملیندا گیتس میده؟ و وقتی که داد آیا بعدش بررسی می‌کنه که پروژه آموزشی که بنیاد گیتس راه انداخت چقدر غیرعلمی و ناموفق بود؟).

سوما، بنیاد مستضعفان، یک تفاوت بزرگ با تمام بنیادهای خیریه سکولار داره. در «انفاق سکولار» هدف، نجات انسان‌ها از فقره. و لاغیر. و این هدف، یک امر فیزیکی و کاملا دنیوی و قابل اندازه‌گیریه. بنابراین پروسه نجات، به یک نوع مهارت تبدیل میشه، که بعضی‌ها اون مهارت رو دارند و باید استخدام‌شون کرد، که فرقی با استخدام یک حسابدار در یک کارخانه نداره. اما در انفاق مذهبی/ایدئولوژیک، هدف انجام وظیفه شرعی و انقلابیه. حالا این انجام وظیفه به کم‌شدن فقر منجر شد یا نشد، فرع قضیه‌ست. لذا کسی که مدیریت این بنیاد رو به عهده می‌گیره، یا باید برای جلب رضایت الهی این کار رو انجام بده، یا تحقق آرمان‌های انقلاب! (یا هردو). پس معنی نداره که حتی حقوق بگیره، چه برسه به اینکه ۲۰ میلیون تومان باشه یا ۲۰ هزاردلار.

عزیزان طرفدار کاپیتالیسم، که مخلص‌شون هم هستم، چنان درگیر مفهوم «آزادسازی قیمت‌ها» شدن (که در جایی مثل ایران، حق هم دارند) که نگرانم کارشون به مالیخولیا بکشه.


https://t.me/RahbordChannel/1248
3
دو سال گذشته و هنوز دوزاری‌شون نیفتاده که اشتباهات املایی یا گرامری ترامپ یا عمدی‌اند یا اجازه میده خطاهاش یک ابزار باشند. ۹۰ درصد مردم آمریکا هیچ اهمیتی به کشوری به نام ایران نمیدن و همینکه اسم ایران رو داخل یک تیتر یا یک توعیت ببینند، ازش عبور می‌کنند. اما اشتباهات املایی/گرامری توجه همه رو به خودش جلب می‌کنه. این باعث میشه حتی کسانی که در حالت عادی توعیت رو نمی‌خونن، بخوننش. علاوه بر این، در حالت کلی، بحث درباره توعیت‌ها، مقدار
engagement
اکانت رو بالاتر می‌بره. این درگیرسازی تا حدیه که کلماتی از توعیت‌های خطادارش، به ترند تبدیل میشن. همین الان من پستی نوشتم درباره پستی که درباره توعیت‌هایی بود که درباره توعیتش نوشتند!
این فاجعه‌ست که یه پیرمرد ۷۰ ساله به فوت و فن ابزار مدرن آشناتره، تا مخالفان ژیگولش.

#covfefe

https://t.me/K1inUSA/6022
3
Anarchonomy
Photo
«امام»، صراحتا در کیهان مورخ ۹ بهمن ۵۷ نوشته بود فرق جمهوری با حکومت اسلامی اینه که در جمهوری نماینده مردم قوانین رو تعیین می‌کنند، و در حکومت اسلامی این خداست که قوه مقننه رو در اختیار می‌گیره!

اینجا دو توهم ویرانگر از دو سمت ایران ما رو نابود کرد. اول، توهم حیرت‌انگیزی بود که خود خمینی به عنوان فقیه داشت. چطور این فرد به چنین درجه‌ای از «دورافتادگی از شعور» دچار میشه که تصور می‌کنه اون حکمی که خودش، و بقیه پیرپاتال‌های حوزه علمیه میدن، همون حکم مد نظر خداست؟ خنده‌دار اینه که حتی خودش با بسیاری ازون پیرپاتال‌ها اختلاف نظر داشت. از همه بدیهیاتِ موجود گذشته، چطور از همین اختلافات نتیجه نگرفت که نمایندگی خدا غیرممکنه؟ آخوندها با نوعی زیرکی عمروعاصانه، مخالفت با ولایت روحانیون رو مساوی رد اسلام جا زدند. در حالیکه حتی لازم نیست کسی لائیک باشه تا این سوال کاملا معقول و مشروع رو بپرسه که: خدای حکیم (داریم میگیم حکیم. یعنی می‌فهمه داره چیکار می‌کنه)، که آسمان‌ها و زمین رو خلق کرده، چرا باید کله‌پوک‌هایی مثل شما رو به عنوان نمایندگان خودش تعیین کنه؟

دوم، توهمی بود که قشر تحصیلکرده و روشنفکر نسبت به این فقیه متوهم داشتند. چرا که این صراحت محض رو در کلامش و شعارش دیدند، اما در این وهم خودساخته فرو رفتند که میشه از حکومتی که خمینی چارچوبش رو داره مشخص می‌کنه، میشه به آزادی و ترقی غربی رسید! چطور این افراد به چنین درجه‌ای از «دورافتادگی از شعور» دچار شدند که تصور کردند با قوانینی که متعلق به جوامع قبیله‌ای عربستان در چهارده قرن پیش بوده، و ازون زمان علیرغم حتی منویات خود پیامبر، ذره‌ای تغییر و تحول توشون صورت نگرفته، می‌تونه یک جامعه تازه‌وارد به مدرنیته رو که در معرض یک دنیای کاملا جدیده و از همه جهت ناچار به خانه‌تکانیه رو به سمت پیشرفت و توسعه انسانی سوق بده؟

به توهم دچار شدن خیلی آسونه و سریع اتفاق میفته. اما خارج شدن ازش زمان‌بر و پرهزینه‌ست. همین امروز هم بزرگترین مانع روبروی ما خود جمهوری‌اسلامی نیست، بلکه هزار و یک توهم بازتولیدشده‌ و تقویت‌شده‌ست.
4
آخرین نظرسنجی موسسه پیو نشون میده آمریکایی‌هایی که به خدا ایمان دارند و در امورات مذهبی فعالند، کمتر سیگار می‌کشند، کمتر الکل می‌خورن، اضافه وزن کمتری دارند، بیشتر در فعالیت‌های اجتماعی شرکت‌ دارند، مجموعا وضعیت سلامت بهتری دارند و از همه بیشتر احساس خوشحالی می‌کنند.
این نشون نمیده که مذهب زندگی انسان رو خیلی بهتر می‌کنه. نشون میده قشر بدون ایمان، هنوز نتونسته ساختاری همونقدر قدرتمند که جایگزینش بشه پیدا کنه.
7
گردن کج کردن دموکرات‌های آمریکا در برابر اسلام سیاسی داستان امروز و دیروز نیست، اما نباید همه چیز رو به دم اون‌ها وصل کرد. چیزی که این عکس‌ها نشون میدن در دو مولفه خلاصه میشه: سبک زندگی، و امنیت. سبک زندگی که کاملا متغیره در طول زمان و می‌تونه مانورهای خیلی احمقانه‌ای داشته باشه. امروز در مصر، تحت تسلط یک حکومت سکولار، تعداد زنانی که روبند می‌زنند خیلی بیشتر از چهل سال پیشه. در حالی که نه تنها حاکمیت بی‌قیدتره به این مسائل بلکه روح مذهب در خود جامعه هم کمرنگ‌تر شده (یعنی امروز در مصر هم، مثلا، سخت‌تر میشه اعتماد کرد به همسایه نسبت به چهل سال پیش). کل قضیه امنیت هم دستخوش یک دعوای قومیتی (پشتون‌ها vs. دیگران) شده که رسوب دعواهای چندصدساله‌ست و اگه امروز بیرون نمی‌زد، فردا می‌زد.
فرای این‌ها، یک موضوع کلی‌تری هم وجود داره: ملتی کو دور ماند از اصل خویش، چه می‌کند؟ بله، برمیگرد به روزگار توحش خویش. شاخص‌ترین روشنفکر ملی افغانستان کی بوده؟ سیدجمال‌الدین اسدآبادی، که راه‌حلش برای نجات مسلمین طرد مدرنیته غربی و بازگشت به صدر اسلام بود، در معیتش شاگردانش و دیگران رو تحریک می‌کرد به حذف فیزیکی شاه «نامسلمان»، که بالاخره یکی ازون شاگردان این کار رو کرد، کِی؟ ۳۰ سال قبل از اینکه کارتر به دنیا بیاد! در واقع زمانی «ترور مذهبی» در منطقه ما به یک solution تبدیل شد که آمریکایی‌ها اصلا نمی‌دونستند چی هست و به کجا خواهد رفت. اینکه عوام موقتا بیفتند سراغ یک سری موهومات، یک چیزه، اینکه از روشنفکران و نخبگان هم فضولات مخرب بیرون بیاد، یک موضوع دیگه‌ست. خروجی جامعه ما و جامعه افغانستان، با کارتر یا بی‌کارتر به همین جایی منجر می‌شد که الان منجر شده‌.


https://t.me/farhadjafaripolitic/240
نخست‌وزیر دولت خودگردان فلسطین استعفاء داد.
«معامله‌ی قرن» ترامپ، تن همشون رو به رعشه انداخته. چنان احساس خطر می‌کنند که بعید نیست در هفته‌های آینده اتفاقاتی بیفته که معمولا از فلسطینی‌ها انتظار نمیره، یعنی «وحدت». برای آدم‌هایی که هشتادساله نتونستن با هم کنار بیان، اتحاد از زاییدن هم سخت‌تره.‌ بعید نیست همه گروه‌هایی کرانه باختری دست به دست هم بدن، و از همه بانمک‌تر: حتی با حماس هم متحد بشن! همه این‌ها فقط به این خاطر که یکی مثل ترامپ پیدا شد که خیلی آمرانه بشون بگه «یا تمومش می‌کنید یا حالتون رو می‌گیرم». تموم شدن این دعوا، برای خیلی‌ها، یک فاجعه‌ست.



https://m.jpost.com/Breaking-News/Palestinian-prime-minister-tenders-resignation-govts-to-Abbas-579047
3
همیشه وقتی اخبار فلسطین-اسراییل رو می‌خوندم یه ریتم از یه موسیقی تند و مرموز تو ذهنم می‌ذاشتم به عنوان پس‌زمینه. اما چیزی که قرابت داشته باشه با اون صداگذاریِ ذهنیم رو پیدا نمی‌کردم. تا اینکه آهنگ‌سازان سریال بادی‌گارد این لطف رو در حقم کرده و چیزی ساختند که دقیقا همونیه که می‌خواستم.
توصیه می‌کنم شما هم این آهنگ رو پلی کنید بعد اخبار اسراییل رو بخونید. خیلی جذاب‌تر میشه.
4
آهنگ سریال بادی‌گارد رو دوباره پلی کنید
Anarchonomy
آهنگ سریال بادی‌گارد رو دوباره پلی کنید
ادی کوهن، تحلیلگر اسراییلی که تو خاورمیانه خیلی‌ها میشناسنش، ادعا کرده دستگاه اطلاعاتی اسراییل ۷ نفر از دانشمندان ایران رو در کرج ترور کردند! (هرچند که در اشتباهی عجیب کرج رو شمال تهران نوشته). این درست بعد از خبر آتش‌سوزی در پژوهشگاه فضایی و کشته شدن سه دانشمند (یا کارمند تخصصی) مطرح میشه‌.
قاعدتا جهت ملاحظات امنیتی، تا یه عملیات انجام شد نمیان بگن (چه از زبان خودشون چه از زبان یه کاربر توعیتر)، اما این مهم نیست. مهم اینه که یک عده میخوان بگن داریم تو ایران عملیات انجام میدیم.
اما دلیلی نداشت وزیر بیاد خبر آتش‌سوزی رو اعلام کنه. اونم تو جای حساسی مثل «پژوهشکده سامانه‌های حمل و نقل فضایی» (که هممون می‌دونیم یعنی چی. اونجا با پیک‌نیک بازی نمی‌کنند که آتیش‌‌سوزی رخ بده). اگه اعلام نمی‌کرد کسی حرفش هم نمی‌زد. چه لزومی داره خبری رو منتشر کنی که شاخک‌های همه به سمت ترور یا خرابکاری متمایل بشه؟

از دو حالت خارج نیست.
یا ترور/خرابکاری واقعا صورت گرفته، و برادران گمنام متوجه شدند که بهرحال پابلیک خواهد شد از طرف اسراییل. پس بهتره ما زودتر سناریوی «حادثه بود» خودمون رو بدیم بیرون. مثل حادثه‌ی تهرانی‌مقدم.
یا اینکه بخشی از حکومت، از عملکرد بخش دیگه در عملیاتی‌سازی رویاهای موشکی چنان عصبانیه که کار به تنبیه فیزیکی رسیده. و وزیر به عنوان نماینده بخش مورد غضب، می‌خواسته بگه «بذارید همه بفهمن از چه وحشی‌هایی دستور می‌گیریم». و ادی کوهن هم وسط این دعواهای داخلی در ایران، گفته بیایید ازین آب خون‌آلود ماهی بگیریم.

در سالگرد کربلای ۵ توعیت‌‌های محسن رضایی باعث شد همه فوکوس کنند روی گذشته. این تصور بوجود اومده که اون مقطع یک مقطع خاص بود. اما واقعیت‌ اینه که همین الان، دقیقا همین الان، محسن رضایی‌های دیگه‌ای درون سیستم هستند که دارند تصمیماتی همونقدر ابلهانه می‌گیرند (که با منطق و عقلانیت عرفی قابل توضیح نیست)، که بازیچه اصلیشون هم همچنان سرنوشت مردم عادی ایرانه.
یه زمانی معیارمون برای عقب‌افتادگی ذهنی یک فرد این بود که ببینیم حسین درخشان ازش ایراد می‌گیره یا نه. و الان می‌بینیم سعید لیلاز به مرتبه‌ای از بلاهت رسیده که این تست عدم سلامت ذهنی رو پاس کرده.
میگه یکی از منطق‌های اشتباه در ایران اینه که ایران رو با دوبی مقایسه می‌کنند، دوبی یه شهره چیزی نیستش که! با سوریه و عراق مقایسه کنید، اقتصاد ما خیلی بهتره!
منطق اشتباه در ایران اینه که به این روسپی سیاسی میگن «ژورنالیست». البته شرمنده‌م.. این توهین به روسپی‌هاست، چون اونا بهداشت رو رعایت می‌کنند.
4