Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
به تیتر رسانه‌های لیبرال اکتفا نکنید، برید تا ته مقالات و گزارشات رو بخونید، حتما چیزی برای خندیدن پیدا می‌کنید. (انشاالله خندیدن به چپ‌ها سیئه محسوب نمیشه، و گرنه نامه عمل من خیلی تیره‌ست در این زمینه).
این یک مصداق دیگه‌ست برای «از مردم نپرسید کدوم رستوران بهتره. ببینید خودشون از کجا غذا می‌گیرن». طبق آخرین نظرسنجی‌ها در آمریکا، ۷۰ درصد مردم باور دارند که گرمایش جهانی حقیقت داره (دقت کنید که موضوع، باوره! مثل مذهب. بحث علم نیست. انگار داره میپرسه «باور» داری جنین سه ماهه روح داره یا نه؟!.. و هرسال به رشد اعداد و آمار این باورمندی افتخار می‌کنند. مثل محمد صل الله علیه و آله که از گرویدن قبایل به اسلام ذوق می‌کرد). اما در یک نظرسنجی دیگه که بیشتر در برابر «چه باید کرد؟» بوده، نشون میده که اگه قرار باشه ماهی ۱۰ دلار (یعنی پول یک بار قهوه خوردن) بابت مبارزه علیه و آماده‌سازی برای گرمایش جهانی بپردازند، نزدیک ۷۰ درصد مخالفت خواهند کرد!

مثل اینکه خیلی‌ها «گرویدند» به آیین مقدس، اما حاضر نیستن «زکات» بدن، ما کفار هم که «جزیه» بده نیستیم 😁

https://www.nbcnews.com/news/us-news/more-americans-believe-global-warming-they-won-t-pay-much-n962001?cid=sm_npd_nn_tw_ma
3
برخی از سخنرانی‌های امروزی در ایران، برای کسانی ایراد میشه که من بشون میگم
Proxy audience
به این معنی که حرف‌هایی که زده میشه برای اون‌ها که اونجا نشستن نیست، بلکه اون‌ها صرفا مخاطب نیابتی هستند. مخاطب اصلی کسانی هستند که نسخه «ادیت‌شده» حرف‌ها رو در شبکه‌های اجتماعی می‌شنوند. لازم نیست مخاطب نیابتی حتی حضور فیزیکی داشته باشه. سخنان رو طوری بیان می‌کنند که انگار حضور داره، ولی همچنان هدف، کاربر شبکه اجتماعیه.‌ علت این نائب گرفتن اینه که بیشتر اینفلوعنسرهای حکومتی، توان جذب مستقیم مخاطب با مدیومی مثل «پادکست» در فضای مجازی رو ندارند. لذا مجبورند از همون مدیوم قدیمی «منبر» استفاده کنند تا حرف‌شون رو منتقل کنند به دنیای اینترنت.
در این بین یک ادیتی صورت می‌گیره که اخیرا خیلی رایج شده بین‌شون، که نمونه جامعش رو در پست‌های خلع‌اللباسِ بنی‌هاشم، آقامیری، میشه دید. (عجیبه که آقامیری هم آورم ذیل اینفلوعنسرهای حکومتی؟ اوه، نه. اصلا عجیب نیست. ما دیگه اونقدر باکره نیستیم که هرکی که مورد غضب نرم حکومت قرار گرفت رو اپوزیسیون حساب کنیم). در این ادیت صوتی، علاوه بر بالا بردن سرعت، فاصله طبیعی که بین ادای کلمات وجود داره، که شامل دم و بازدم گوینده هم میشه، توسط نرم‌افزار حذف میشه (همونطور که بینایی شما پر از لحظات تاریکه که پلک‌زدن باعثشون میشه، حرف‌زدنتون هم پر از قطعه‌های سکوته). در تشبیه به متن، مثل اینه که بین کلمات اسپیس رو تایپ نکنید. این تکنیک اصلا چیز جدیدی نیست. مثلا وقتی میخواد بگه «اسب حسن، شاخ داشت، سفید هم بود» در انتها به شکل «.. سفید-یک انقطاع-همبود» شنیده میشه. انگار اون «همبود» رو از یک جمله دیگه و در زمانی دیگه برداشتن و چسبوندن به انتهای این. در دورانی برای صرفه‌جویی در مصرف پهنای باند ازش استفاده می‌کردند (که الان دیگه موضوعیت نداره) یا در گزارش‌های خبری ورزشی یا بازار بورس برای رادیو که قرار بود مقدار زیادی اطلاعات در زمان کوتاه بیان بشه.
هدف‌شون ازین کار دو بخش داره. اول اینکه آخوند حکومتی (که میتونه بالباس باشه، یا بی‌لباس، یا بالباسِ بی‌لباس‌شده، یا بی‌لباسِ بالباس‌شده) می‌خواد نشون بده تُنده! و مثل آخوندهای کلاسیک که آدمو یاد کوآلا میندازن کند نیست. فرز حرف میزنه و هماهنگه با گوش‌های امروزی. که یعنی «دلیلی نداره چون به آخوند سنتی گوش نمی‌دادید، به ما هم گوش ندید، ما فرق داریم». دوم اینکه این طرز ادیت، سخنان رو هیجانی‌تر ازونی که برای مخاطبان نیابتی بیان شده، می‌کنه. مخصوصا اینکه لحن هیجانی هم از ابتدا توش وجود داشته باشه. این سرعت بیشتر، باعث میشه توان پردازشی مغز شنونده، بیشتر از حالت عادی صرف تفکیک و تجزیه کلمات بشه، و فرصت کمتری داشته باشه برای درآوردن باگ مفاهیم!

زمانی که ما امینم گوش می‌دادیم چنان ذهن‌مون رو متمرکز می‌کردیم روی تشخیص کلمات و شکل جمله، که حواس‌مون پرت میشد ازینکه چه مهملاتی داره میگه. عمله‌های دستگاه پروپاگاندا هم دارن از همین ضعف انسانی استفاده می‌کنند.
آخوند برای فریب مردم دست به هر کاری میزنه. حتی شده:
هیپ هاپ در محراب!
4
بهترین استدلال در تمام طول تاریخ برای بی‌تفاوت بودن در برابر فحاشی ناموسی، این بوده که: اگه در پاکدامنی خانواده‌ت هیچ تردیدی نداری، هیچ اهمیتی نداره درباره پاکدامنی‌شون چه تردیدهایی ایجاد می‌کنند.

اگه سپاه پاسداران و سمپات‌های ریز و درشتش، که علاوه بر تأمین امنیت «بیزینس غارت»، مسئول حفظ ماسکِ اسلامیِ حکومت هم هستند، خیلی نگرانند قداست جنگ زیر سوال بره، پس حتما خودشون هم در قداستش تردید دارند. اما مجبورند حفظش کنند. حتی با زورگویی.

همیشه در برخورد با مقدس‌سازی‌ها باید یک سوال جنرال پرسید: اگر این قداست باقی بماند، دنیای چه کسی آبادتر خواهد شد؟ اگه واقعا آبادکننده دنیای عده‌ای بود، پس اون عده دلیل کافی برای حفظ قداستش خواهند داشت. پس قداست اون چیز، وابسته به همون یک عده‌ست، نه بیشتر.

https://t.me/jafarshiralinia/270
3
اینکه اون طلبه‌ای که اونجا نشسته یا چیزی حالیش نیست و صرفا آلت دست یک گروه خاصه، و یا کاملا آگاهانه داره برای سلامت کانال‌های پولشویی سپاه دلسوزی می‌کنه، یه موضوع جداست. اما در حالت کلی، یک پلاکارد در دست گرفتن که حتی تهدیدآمیز هم نیست، فقط استفاده از حق آزادی بیانه. اما نماینده اصلاح‌طلب، همینقدرش هم تحمل نمی‌کنه. که دو نکته هم توش داره. اول اینکه استفاده از حق آزادی بیان رو «تعدی» به حاکم میدونه! یعنی من شهروند اگه حرفم رو بزنم، به مقامات لشکری و کشوری ظلم کردم! دوم اینکه میگه وقتی چهارتا دایناسور هستند تو مجمع که صلاح رو تشخیص بدن، توی شهروند چه کاره‌ای که صلاح رو تشخیص بدی؟

نوع نگاه اصلاح‌طلبان حکومتی، هیچ فرقی با ملازمان دربار در دوره ایلخانی نداره. کسانی که چنین وانمود کردند که دل بستن به این‌ها، ایران رو در مسیر درست‌تری قرار میده، یا ابله بودند یا خائن.

https://t.me/khabaronline_ir/205117
در بحث‌های مرتبط با الگوی توسعه چین، دو دیدگاه متضاد وجود داره، که تقریبا هر دو اغراق‌آمیز هستند. عده‌ای معتقدند اژدها بیدار شده و همه رو بلعیده یا خواهد بلعید، چون چیزی نخواهد بود که کشوری توان ساختش رو داشته باشه اما چین نتونه عین همون یا بهتر رو بسازه. یا در همه آمار و ارقام و همچنین «ترین‌ها»، کسی نیست که ازش بالاتر باشه. در مقابل عده‌ای هم با استناد به تجربیات گذشته، ژاپن رو مثال می‌زنند که زمانی به نظر می‌رسید دنیا رو خواهد بلعید، و هرچند که امروز همچنان یک قدرت بزرگه، اما اونی نشد که همه پیش‌بینی می‌کردند (در بعضی صنایع حتی از زمانه عقب موندند. مثلا نگاه کنید به سونی و اپل. یا توشیبا و سامسونگ).

هیچ کدوم این دو نگاه رو قبول ندارم. چین نه اون هیولاییه که زمین رو در تسخیر خودش بگیره، نه مثل ژاپن و آلمان، محافظه‌کاره. فارین‌پالیسی یه مطلب گذاشته درباره یکی از شرکت‌های اینترنتی چین، که این روزها یکی از اپ‌هاش به نام تیک‌تُک نه تنها در خود چین کاربران زیادی جذب کرده، بلکه در تمام دنیا مشهور شده، و همین موفقیت در خارج از چین، متمایز بودن شرکت‌های چینی رو ثابت می‌کنه. این‌ها از دو جهت با احمق‌هایی که در ایران می‌خواستند پیام‌رسان داخلی بسازند فرق دارند. اول اینکه شارلاتان و دزد نیستند، و کاسه گدایی هم جلوی دولت نمی‌گیرند. دوم اینکه اگه از اپ‌های غربی تقلید کردند سعی می‌کنند بهترش کنند، نه اینکه صرفا یک پوسته متفاوت بسازند.
اما از طرفی دست و پاشون توسط دولت کمونیست بسته شده (که تمرکز این مقاله هم رو همین موضوعه)، و اگه قرار باشه در بازار جهانی رقابت کنند، در درازمدت این اسارت براشون مشکل‌ساز میشه.
بنابراین شرکت‌های چینی زنده و پویا و خلاق هستن (شبیه این موفقیت‌ها رو امروز از ژاپنی‌ها و آلمانی‌ها و حتی کره‌ای‌ها نمی‌بینید)، اما بدون اصلاح نظام حاکمیتی هم مثل بچه مستعدی خواهند موند که پاش گچ گرفته شده باشه. مخصوصا در اقتصاد مدرن امروزی که محصولات نرم، حرف اول رو در ارزش افزوده می‌زنند‌ (مردم از یک گیربکس انتظار دارند چرخدنده‌هاش خورده نشه. اما از یک اپ خبری انتظار دارن سانسور نکنه. این خیلی پیچیده‌تر می‌کنه همه‌چی رو).

اینو میشه به عنوان مثال زنده‌ای به کار برد برای پیش‌بینی آینده ایران. حتی اگه شما یک نابغه باشید، و حتی اگه بهترین هموطنان‌تون رو جمع کنید، و حتی اگه وطن‌پرستانه کار کنید تا تولید و نوآوری خاصی ایجاد کرده باشید، در نهایت، حاکمیت فعلی از کمرتون می‌گیره و می‌کشدتون پایین، با کلکسیونی از روش‌های مختلف. تازه حاکمیتی که به مراتب عقل‌ستیزتر و بی‌کفایت‌تر از دولت کمونیست چینه‌.


https://foreignpolicy.com/2019/01/16/bytedance-cant-outrun-beijings-shadow/
3
Shah & Amini 2
Shah & Amini
مکالمه تلفنی شاه با علی امینی در تاریخ ۱۴ دی ۵۷
@qadahha
عالیجناب شاهنشاه در مکالمه تلفنی خودش با علی امینی چند بار از عبارت «ترور افکار» استفاده می‌کنه. این چه معنی میده؟ مگه افکار آدم‌ها رو هم میشه ترور کرد؟ ترور مستقیما با حیات فیزیکی انسان مرتبط میشه، نه با انتزاعات. شاید هم منظور اعلیحضرت این بوده که این‌ها قصد دارند مانع آزادی بیان بشن. که در اون صورت می‌تونست خیلی راحت بگه این‌ها گرایشات سرکوبگرانه دارند یا به آزادی اعتقادی ندارند.. چرا کلمه ترور باید بیاد این وسط؟ گویا این عادت قلب معانی و اختراع عبارات نامفهوم، از خیلی قبل‌تر از به قدرت رسیدن عمامه‌به‌سرها، ایران رو آلوده کرده بوده.
ازین جزییات که بگذریم، لحن شاه ایران آدم رو دچار این تخیل شنیداری می‌کنه که گویی داره صدای پدربزرگ ساده‌دل خودش رو میشنوه. و واقعا هم آدم ساده‌ای بود.
3
«فقط یک دلار و هشتاد و چهار سنت دادم واسه یه گالن بنزین. ممنونم ترامپ!»
۲۷ ژانویه ۲۰۱۹

کسی که هر ماه تمیز ۴۰ میلیون تومان داره در میاره (۴ هزار دلار) داره معادل ۵۶۰۰ تومان به ازای هر لیتر می‌پردازه. دولت ما در نظر داره ما هم همینقدر بدیم.
4
یکی از نمایندگان زن و لیبرال کنگره به جای پوشیدن لباس‌های رسمی و کت‌شلوار، لباس‌های روشن و مدرن می‌پوشه که سکسی‌تر از چیزی که هست نشونش میده. برخی از محافظه‌کارها بش انتقاد می‌کنند که این طرز لباس پوشیدن در شأن پارلمان نیست (همونطور که مسلمانان مذهبی، برهنگی گردنِ زنان رو خط قرمز می‌دونند، مسیحیان هم خطوطی دارند که خیلی عقب‌تر از خطوط مسلمینه ولی همچنان قرمزه. مثل برهنگی بازوها و دیده شدن زیر بغل). عده دیگه‌ای از محافظه‌کارها، که جوان‌تر هستند، به منتقدین انتقاد کردند که چرا گل به خودی می‌زنید؟ نباید در برابر این تحولات فرهنگی مقاومت کنیم، چون جوان‌ها می‌بینند و اینطور به نظرشون میرسه که ما یه مشت متحجریم، و این بعدا تو انتخابات به ضررمون تموم میشه!
در این مواقع یک سوال بنیادی ایجاد میشه که: اگه یک محافظه‌کار نوعی قرار نیست در برابر تحولاتی که اصول پذیرفته‌شده گذشته رو زیر پا میذاره مقاومت کنه، پس قراره از چه چیزی محافظت کنه؟ (به هرحال یکی از شاخصه‌های محافظه‌گری اینه که وقتی دارن همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنند، دست بذاره رو بعضی چیزها و بگه: به این یکی دست نزنید). عده‌ای در جواب به این سوال میگن عملا بین محافظه‌کار و یک لیبرال، تفاوتی در مسیر نیست، فرقشون در اینه که لیبرال تخت‌گاز میره، و محافظه‌کار سعی می‌کنه سرعت ایمن رو حفظ کنه!.. به عبارتی محافظه‌کار هم واقفه که داریم به سمتی میریم که احتمالا روزی نماینده زن کنگره با بیکینی بیاد تو صحن مجلس، اما اون روز امروز نیست. و هدفش ازین ترمزگیری‌ها، اینه که شاکله جامعه دچار شوک‌های هزینه‌زا نشه.
به عنوان یک محافظه‌کار فکر می‌کنم بسیاری ازین خطوط قرمز، بیخودی تو لیست حفاظت قرار گرفتند. گردن و زیر بغل که هیچ، هنوز هیچ متفکری نتونسته با منطق و استدلال قانع‌کننده نشون بده که دلیل این همه حساسیت روی مثلا نوک سینه زنان چیست (که شبکه‌های اجتماعی میلیون‌ها دلار خرج کردن تا الگوریتم‌هایی بسازن که بتونه بدون کمک انسان در تمام عکس‌ها تشخیصش داده و سانسورش کنه!). اگه کسی دلیل متقنی به ذهنش می‌رسه با من هم به اشتراک بذاره. ما باید انرژی‌مون رو صرف حفاظت از چیزهایی کنیم که برای خودمون مهم و ارزشمند هستند، نه چیزهایی که برای پدربزرگ‌هامون که الان تو قبرستان‌ها خوابیدن مهم و ارزشمند بودند.
3
آمار اجاره منازل توسط افراد مجرد بالا رفته در انگلیس، و عقلای کشور نگران شدن. چون این افراد اغلب دچار انزوا هستند، در معرض آسیب‌های روانی قرار می‌گیرند که معمولا گریبان آدم‌های منزوی رو می‌گیره.
چیزی که در اینجور تحقیقات قابل توجهه، اهمیت ویژه‌ایه که فرهیخته غربی به «تعامل با دیگران» میده. تا جایی که زندگی بدون این تعامل رو اصلا زندگی حساب نمی‌کنه، و عملا کسی که ازین روابط محرومه رو یک‌جور بیمار یا قربانی تلقی می‌کنه. بعبارتی، از منظر این فرهیختگان، کیفیت یک محله، نه فقط به معماری و امکانات شهری و پاکیزگی محیطی اون، بلکه به رواج ارتباط بین ساکنینش وابسته‌ست. لذا جایی که همسایه از همسایه خبر نداره، یک مکان پر از بیماره!

زمانی که هنوز هنگ‌کنگ دست بریتانیا بود، در مجاورت فرودگاه یک حلبی‌آباد متراکم تقریبا عمودی شکل گرفته بود، در ۱۴ طبقه که در هر طبقه صدها نفر زندگی می‌کردند. ۵۰هزارنفر در یک مساحت فقط دو و نیم هکتاری زندگی می‌کردند. تراکم به قدری شدید بود که حتی سیم‌کشی برق رو روی نمای ساختمان‌ها انجام داده بودن چون می‌دونستند که اگه نیاز به تعمیر باشه، تو اون شلوغی داخل نمیشه چیزی رو درست کرد و اگه اتصالی رخ بده و آتش‌سوزی پیش بیاد، نمیشه در رفت! وضعیت زشتی بود که بریتانیا رو وادار کرد تا با خاک یکسانش کنه، اما همون مدتی که وجود داشت و به اوج خودش رسیده بود، نشانه بارزی بود از قدرت همکاری انسان‌ها در حفظ یک اجتماع. اگه قرار بود هرکس فقط تو لاک خودش باشه، هیچوقت نمی‌تونستن اون مجتمع رو سرپا نگه دارند، حتی با همون وضعیت زشتش. باعث تأسفه که شهروند مدرن امروزی، در آپارتمان‌های به مراتب گران‌تر، تمیزتر، ایمن‌تر، استانداردتر و انسانی‌تر زندگی می‌کنند، اما یک صدم اون شهروند هنگ‌کنگی توان تعامل با دیگران رو ندارند.



https://www.research.manchester.ac.uk/portal/en/publications/prevalence-of-mental-illness-in-primary-care-and-its-association-with-deprivation-and-social-fragmentation-at-smallarea-level-a-spatial-analysis-in-england(42d02e60-4aab-4775-80e3-edf83127c65c).html
3
با توجه به دلسوزی عجیب و غریب کارکنان بی‌بی‌سی برای نظام مقدس جمهوری‌اسلامی، باید گفت هیچی بیشتر از خصوصی‌سازی این شبکه به جریان دموکراسی‌خواهی در ایران کمک نمی‌کنه.
متأسفانه باید اینو بارها و بارها تذکر داد. حتی اگه با اختلاسگران با جدیت حداکثری برخورد می‌کردند و مثل حکومت چین دمار از روزگارشون در میاوردن، اما در کنارش سارق مرغ رو هم شلاق میزدن؛ با این استدلال، خودتون دهان خودتون رو می‌بستید. چون می‌تونستن بگن «همونجوری که پدر سارق مرغ رو در میاریم، پدر سارق بیت‌المال رو هم در میاریم، و به مراتب شدیدتر».
عزیزان متوجه نیستند که سیستم قضایی ما، هم فشل است و هم متحجر. و این‌ها دو موضوع جدا هستند، اما متحجر بودنش خیلی خسارت‌بارتر از فشل بودنشه. تفکیک قائل شوید لطفا.
3
ترویج استالینی شریعت، چیز جدیدی نیست در ایران. ایرانی که حداقل ۳هزارسال از تاریخ سیاسیش با مذهب گره خورده. تنها تفاوتش در دوران ما اینه که خود شریعت دیگه تو کتِ نسلِ جوانِ شهریِ امروزی نمیره. هرچند که حتی در زمان حافظ علیه‌الرحمه هم مقاومت‌هایی بود در برابر تحجر فقها، اما اون تحجر از طرف عامه مردم ساپورت می‌شد. شاید بشه گفت این اولین بار در تاریخ ایرانه که فقیه/واعظ/حاکم‌شرع داره همه زورش رو میزنه و از همه امکانات روز استفاده می‌کنه، اما از همیشه تنهاتره. این پست‌های زورکی اینستاگرامی که عمدا طوری طراحی شدن تا زورکی بودنشون واضح باشه، نشون میده حتی اون سیاه‌لشکری که مسئول فنی اعمال زور هستند هم پشتِ حاکم شرع نیستند.

اگه شما رو بفرستند که کسی رو ترور کنید و طرف بپرسه مافوقت چرا چنین دستوری داد؟ سه جور می‌تونید جوابش رو بدید:
- خائنی مثل تو‌ سزاوار همین مجازاته.
- من مأمورم و معذور.
- از مافوق درنده من چیز دیگه‌ای انتظار داشتی؟

هر سه، جواب شفافی به سوال طرف نمیدن، اما هر کدوم معنی مستقلی دارند. اولی نشون میده طرف با مافوقش موافقه. دومی نشون میده اگه مجبور نبود این کارو نمی‌کرد. و سومی نشون میده خودشم دشمن مافوقشه.

طراحان فنی ترویج استالینی شریعت، دارن سیگنالی از نوع سوم ارسال می‌کنند.



https://t.me/VahidOnline/32709
2
بسیاری از استمرارطلب‌ها، برای تخطئه مطالبه براندازی، از حربه «دیدیم انقلابو.. همون یه بارش بسه» استفاده می‌کنند (با این خیال که اینطوری می‌تونند وانمود کنند مدافع نظام نیستند، فقط از بدترشدن اوضاع می‌ترسند)، و برای این بهانه‌گیری چاره‌ای ندارند جز اینکه برانداز امروزی رو با چپ‌های انقلابی چهل سال پیش مقایسه کنند. مقایسه‌ای که انقدر بی‌اساسه که فقط یک شارلاتان ممکنه ازش استفاده کنه. کسی که امروز از متحجرترین و فشل‌ترین حکومت جهان به ستوه اومده، با یه مشت کمونیست سیبیلو که در دهه چهل از فرط دلخوشی دنبال برآورده کردن آرزوهای لنین در ایران بودند، خیلی فرق داره.
نوشته بهزاد به خوبی توضیح داده که یکی از مهم‌ترین فرق‌های ما همینه که اون‌ها از هنرمند تا سلبریتی تا نویسنده توقع داشتند مبارز باشه، و گرنه باید انداختش سطل آشغال، اما تنها توقعی که ما داریم اینه که اگه در جریان ضدیت با سیستم نمی‌تونه بقیه رو همراهی کنه، لاقل حمالة‌الحطب حکومت نباشه.
اما من ازین هم فراتر میرم: اگه کسی واقعا در جایگاه یک روشنفکره، اینکه ازش چیزی توقع داشته باشیم بی‌معنیه. چرا که یک انسان عادی، بدون اینکه ضریب هوشی بالایی داشته باشه و بدون اینکه سواد و تحصیلات خاصی داشته باشه، می‌تونه تشخیص بده که باید چه موضعی در برابر این متحجرترین حکومت جهان اتخاذ کرد. کافیه یک انسان «نرمال» باشه. این تشخیص تکلیف، برای روشنفکر به مراتب ساده‌تر هم خواهد بود.



https://t.me/behzadmehrani/4488
7
یا این داستان‌ها تخیلی‌اند، یا بسیاری از فرماندهان سپاه در جنگ از مشکلات روانی و ذهنی رنج میبردن.
مشکل روانی ازین جهت که.. این کارها نرمال نیست. هم در نفسش (یعنی چه بوسیدن پای سرباز در تاریکی؟) هم در فرمش (دست رو‌ حلقه کردن دور پای خلق الله چه صیغه‌ایه؟). مشکل ذهنی هم ازین جهت که.. میخواد همزمان با همه این‌ها، ناشناس هم باقی بمونه! مرد حسابی مهمه که کی داره ما رو میبوسه. هیچ‌کس لنگ خود بوس که نیست. لنگ توجهی هستند که یک‌ فرد خاص بشون می‌کنه. می‌خواسته امیرالمومنین‌بازی دربیاره، اما بوس رو با شیر و خرما اشتباه گرفته! 🙈
🤔4
می‌فرمایند فارغ از عملکرد بنیاد مستضعفان، مدیر بنیادهای خیریه کم درآمد ندارند در جهان!

اولا چون در آمریکا، مدیر خیریه انقدر درآمد داره که می‌تونه بی‌ام‌و سری ۷ بخره، معنیش این نیست که این یک استاندارده و بقیه باید رعایت کنند. حتی تو خود آمریکا هم همه رعایت نمی‌کنند و زیادند کسانی که خیریه‌ها رو اداره می‌کنند اما چیزی برای خودشون برنمیدارند.

دوما، حتی اگه یک بنیاد خیریه رو معادل یک بنگاه اقتصادی قرار بدیم (که اساسا اشتباهه) باید همون چرتکه‌هایی که برای اون بنگاه‌ها میندازیم برای بنیادها هم بندازیم. یکی ازون چرتکه‌ها بررسی عملکرد بنگاهه. آیا شما به مدیری که منابع شرکت رو به باد داده یا در غیربهینه‌ترین حالت ممکن خرج کرده، همونقدر باید دستمزد بدی که به یک مدیر که اون بنگاه رو از منجلاب بیرون کشیده و سودده کرده میدادی؟ بسیاری از بنیادهای خیریه، عملکرد شفافی ندارند، و اگه هم داشته باشند پول رو بهینه خرج نمی‌کنند (مثلا چرا یک شیخ عرب به جای سرمایه‌گذاری رو مناطق محروم کشور خودش میره میلیون‌ها دلار پول به بنیاد ملیندا گیتس میده؟ و وقتی که داد آیا بعدش بررسی می‌کنه که پروژه آموزشی که بنیاد گیتس راه انداخت چقدر غیرعلمی و ناموفق بود؟).

سوما، بنیاد مستضعفان، یک تفاوت بزرگ با تمام بنیادهای خیریه سکولار داره. در «انفاق سکولار» هدف، نجات انسان‌ها از فقره. و لاغیر. و این هدف، یک امر فیزیکی و کاملا دنیوی و قابل اندازه‌گیریه. بنابراین پروسه نجات، به یک نوع مهارت تبدیل میشه، که بعضی‌ها اون مهارت رو دارند و باید استخدام‌شون کرد، که فرقی با استخدام یک حسابدار در یک کارخانه نداره. اما در انفاق مذهبی/ایدئولوژیک، هدف انجام وظیفه شرعی و انقلابیه. حالا این انجام وظیفه به کم‌شدن فقر منجر شد یا نشد، فرع قضیه‌ست. لذا کسی که مدیریت این بنیاد رو به عهده می‌گیره، یا باید برای جلب رضایت الهی این کار رو انجام بده، یا تحقق آرمان‌های انقلاب! (یا هردو). پس معنی نداره که حتی حقوق بگیره، چه برسه به اینکه ۲۰ میلیون تومان باشه یا ۲۰ هزاردلار.

عزیزان طرفدار کاپیتالیسم، که مخلص‌شون هم هستم، چنان درگیر مفهوم «آزادسازی قیمت‌ها» شدن (که در جایی مثل ایران، حق هم دارند) که نگرانم کارشون به مالیخولیا بکشه.


https://t.me/RahbordChannel/1248
3
دو سال گذشته و هنوز دوزاری‌شون نیفتاده که اشتباهات املایی یا گرامری ترامپ یا عمدی‌اند یا اجازه میده خطاهاش یک ابزار باشند. ۹۰ درصد مردم آمریکا هیچ اهمیتی به کشوری به نام ایران نمیدن و همینکه اسم ایران رو داخل یک تیتر یا یک توعیت ببینند، ازش عبور می‌کنند. اما اشتباهات املایی/گرامری توجه همه رو به خودش جلب می‌کنه. این باعث میشه حتی کسانی که در حالت عادی توعیت رو نمی‌خونن، بخوننش. علاوه بر این، در حالت کلی، بحث درباره توعیت‌ها، مقدار
engagement
اکانت رو بالاتر می‌بره. این درگیرسازی تا حدیه که کلماتی از توعیت‌های خطادارش، به ترند تبدیل میشن. همین الان من پستی نوشتم درباره پستی که درباره توعیت‌هایی بود که درباره توعیتش نوشتند!
این فاجعه‌ست که یه پیرمرد ۷۰ ساله به فوت و فن ابزار مدرن آشناتره، تا مخالفان ژیگولش.

#covfefe

https://t.me/K1inUSA/6022
3