Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در سال ۲۰۱۱ در چین ۱۱۵ نفر میلیاردر وجود داشتند. ازون موقع، ۷۲ نفرشون فوت کردن. ۱۵ تاشون به قتل رسیدن، ۱۷ تاشون با خودکشی مردن، مرگ ۷ تاشون «تصادف» بوده، و ۱۹ نفر با بیماری از دنیا رفتن. ۱۴ نفرشون هم اعدام شدن!
ظاهرا در ممالک شرقیه، پولدار بودن از یه حدی به بعد اصلا امنیت نداره. فوربس تصویر معناداری انتخاب کرده برای خبر: ماشین و دختر رو جور کن، و دیگه جلوتر نرو.
🤔3
شکی در این نیست که ایران به انرژی هسته‌ای نیاز دارد، اما نه به هر قیمتی. قیمت‌ تمام شده واقعا مهم است. قیمت تمام شده برق نیروگاه بوشهر، احمقانه بود. در کنار برق هسته‌ایی، سالانه هزاران میلیارد برای تربیت تعداد بیش از نیازی «روحانی مذهبی» هزینه می‌شود، تا اگر مردم سوال مذهبی داشتند از آن‌ها بپرسند. اینکه مردم بتوانند جواب سوال‌های شرعی‌شان را بگیرند بد نیست، اما سرجمع چند؟ قم دارد خیلی گران حساب می‌کند.
4
می‌فرماید نویسنده اتحادیه ابلهان وقتی نتونست کتابش رو چاپ کنه خودکشی کرد، چون همه زندگیش رو خلاصه کرده بود در یک هدف، و همون یک هدف رو هم در زمان و مکان مناسبی پیگیری نکرد.
این حرف‌ها به درد ارائه در کنفرانس‌هایی که برای مدیران استارت‌آپ‌ها میذارن (تا روده‌دازی کنند اما هدف‌شون اینه که کارت ویزیت همدیگه رو بگیرن) مناسبه، نه قضاوت درباره زندگی یک آدم. بله، بقا تکنیک‌هایی می‌طلبه و یکی ازون‌‌ها اینه که بیش از حد روی یک هدف خاص سرمایه‌گذاری نکنی، یا در جایی دیگه و زمانی دیگه دنبالش کنی. اما انسان پیچیده‌تر ازین حرف‌هاست که فقط به بقا فکر کنه. مشکل این نویسنده شاید این بوده که «دنیایی که در آن برای چاپ یک کتاب باید انقدر دریوزگی کرد ارزش زیستن ندارد». معنی نداره به این آدم تکنیک‌هایی درباره «مدیریت دریوزگی» یاد بدیم.


https://t.me/Dr_Lashkarbolouki/4273
🤔2
۵۰ درصد دموکرات‌ها با خروج نیروهای آمریکایی از سوریه مخالفند. چرا؟ مگه لیبرال نیستند و لیبرالیسم آمریکایی، از جنگ ویتنام به اینور خیلی جدی ضدجنگ نشده؟ چون دستور خروج رو ترامپ داده!
دموکرات‌ها در تبعیت گوسفندوار از جهت‌دهی حزب، هیچ تفاوتی با رقباشون ندارند، ولی به طرز خنده‌داری فکر می‌کند آزاداندیش هستند. «پدیده ترامپ» باعث شد همه محک بخورند. همه.‌
4
حق با مکارمه که رییس‌جمهور در این وضعیت بغرنج به جای پرداختن به مسائل ضروری، به حواشی می‌پردازه. البته تحمیل حجاب به نیمی از جمعیت یه موضوع حاشیه‌ای نیست و خیلی هم مهمه، اما برای دولت، یک «حاشیه کاربردی» است. ولی خود آقای مکارم، به دلایلی که فقط میتونه سیاسی باشه، قسمت کوچکی از شرع که در تمام صدر اسلام و حتی قرن‌ها بعد ازون در حاشیه اسلام بوده رو یک ضرورت دینی معرفی می‌کنه! تناقض ازین فجیع‌تر واقعا کمیابه.

یکی از دلایلی که روحانیت شیعه صادره از قم تا این حد چسبیده به موضوع حجاب (فارغ از تمام پس‌زمینه‌های سیاسی که داستانش رو به نقطه فعلی کشوند) اینه که ازش به عنوان یک ابزار استفاده می‌کنند تا وانمود کنند که ۱- حوزه مستقل است، مثلا ببینید با اینکه بودجه‌شان دست دولت است اما به راحتی با رییس دولت مخالفت می‌کنند! ما هم هیچ‌کاری از دست‌مان برنمیاد و ۲- جهاد دینی ادامه دارد. ازونجایی که اختیار جهاد رو به جمهوری‌اسلامی تحویل دادن (و این رهبر ایرانه که تعیین می‌کنه باید در یمن دخالت کرد یا نه، نه یک مجتهد)، نیاز به یک جایگزین تضعیف‌شده بی‌خطر هست که ماکتی از اجتهاد سنتی باشه. در واقع جمهوری‌اسلامی به مجتهد میگه «برو تو حیاط خلوت با توپت بازی کن» و اون توپ حجابه. بنابراین اینکه رییس‌جمهور یا بقیه مقامات ازشون گل بخورند هم طبق برنامه‌ست. دقت کنید که سعی می‌کنند تمام جزییات رو در این «ماکت» رعایت کنند‌. مثلا وعده میده «به زودی مفصلا در این زمینه سخنرانی خواهم کرد». ماکت «مجتهدی که متشرعین له له می‌زنند برای حمله توفنده‌اش به زیر پا گذارندگان حدود الهی».



https://t.me/bbcpersian/35250
3
🤔2
وقتی پیام ویدئویی مایک پنس به مردم ونزوئلا رو دیدم دو نکته جلب توجه می‌کرد. اول اینکه پیامی بدین مهمی رو به جای خود ترامپ، معاونش ارسال کرد (با اون صدای هالیوودیش. جداً شبیه مونولوگ یک فیلم بود). پنس، در بین جمهوری‌خواهان ضدترامپ، جایگاه عاقله مرد کاخ‌سفید رو داره. سپردن این وظیفه به ایشون یعنی اراده‌ای وجود داشته که بگه: این موضع کل نظام است، نه صرفا موضع ترامپ. دوم اینکه در پیامی ازین جنس که معمولا درباره کلیات مبارزه و آزادی و دموکراسیه، خیلی واضح و صریح اسم یک فرد رو به عنوان رییس‌جمهور مورد حمایت ذکر کرد، که با تأیید دومینویی کشورهای آمریکای لاتین همراه شد. یعنی ما صرفا در حال همدردی نیستیم، بلکه خیلی فعالانه پیگیر جایگزین کردن حکومت فعلی با یک حکومت دیگه هستیم.

به نظرم این دو نکته مهم‌تر از اعتراضات خیابانیه. قبلا هم ازین تجمعات و درگیری‌ها اونم در ابعاد وسیع رخ داده در این کشور. نباید فراموش کرد که حتی در انتخابات آلوده به تقلب هم مخالفان مادورو نیمی از جمعیت بودند، و طبیعتا می‌تونند تظاهرات میلیونی راه بندازند.

حالا باید پرسید چه چیزی باعث شد آمریکا ناگهان یک مرد جوان نه چندان شناخته‌شده رو به عنوان جایگزین بپذیره؟ برای من که تردیدی وجود نداره حتما مورد تأیید سازمان سیاست. تقریبا در هیچ جای جهان سوم، انقلاب‌ها به نتیجه نمیرسند مگر اینکه قبلش با سیا هماهنگ کنند (اینو به عنوان یک جمع‌بندی از تاریخ نمیگم. به عنوان یک برنامه کار برای آینده خودمون میگم). اما دلیل بنیادی‌تر احتمالا برمیگرده به وضعیت بدهی ونزوئلا، مخصوصا بدهی‌های شرکت نفت ونزوئلا. موضوع فقط خود مقدار بدهی فعلی نیست (شرکت حتی چند روز پیش ادعا کرد بدهی رو کمی کاهش داده)، بلکه این واقعیته که سرمایه‌گذاران دارند می‌بینند با رویه فعلی هم پول‌های قبلا خرج‌شده به باد میره، هم یکی از مهم‌ترین ذخایر نفتی جهان در معرض خطره‌. چرا که استخراج نفت مثل تولید یک کالای عادی نیست که یه روز دستگاه‌ها رو خاموش کنی، بری شش ماه بعد برگردی دوباره روشن‌شون کنی و همه‌چی مثل شش ماه قبل کار کنه. بی‌کفایتی دولت باعث شده برای چاه‌هایی که خروجی‌شون کمتر شده و قاعدتا باید هزینه بیشتری صرف‌شون می‌شد، هیچ هزینه‌ای نشه، و دور نیست زمانی که بعضی ازین چاه‌ها رو دیگه نشه نجات داد، یا سرمایه‌ای لازم باشه که دیگه نصرفه. از طرفی این تهدید می‌تونه یک فرصت هم باشه، چرا که اوضاع انقدر بغرنجه که فقط شرکت‌های نفتی خارجی می‌تونند نجاتش بدند، و وقتی شرکت‌های چندملیتی در این جایگاه بالاتر قرار دارند، می‌تونن سهم خیلی بیشتری طلب کنند (سهمی در حد ماقبل دوره مصدق). در واقع صنعت نفت ونزوئلا مثل یک گاو وحشی زخمی شده که درندگان دوره‌ش کردن. از طرفی نباید عجله کنند تا مطمئن بشن کاملا از پا افتاده، و از طرفی اگه خیلی لفتش بدن لاشه‌ش ممکنه دیگه بدرد نخوره.
شاید من بدبینم. ولی هیچ‌وقت سیاستمداران و قدرت‌ها، برای مطالبات اجتماعی-اقتصادی ما مردم عادی، عجله نمی‌کنند. از نظر اون‌ها، تحقق آزادی ما جهان‌سومی‌ها رو میشه خیلی به تعویق انداخت. اگه می‌بینید برای ایجاد یک تحول، یه جور عزم و عجله و هماهنگی بوجود میاد، یعنی پای منافع اقتصادی در میان است.


https://t.me/bbcpersian/35285
شاهدی دیگه بر اینکه تغییر دولت ونزوئلا، هدف کل نظام آمریکاست (و البته CIA) : سناتور دیک دربین نماینده ایلی‌نوی، که لیبرال‌ترین عضو کنگره‌ست، و نفر دوم حزب دموکرات حساب میاد، از تصمیم ترامپ حمایت کرد!
«یک چیزی که راست‌گراها خیلی بهتر از لیبرال‌ها درک کرده‌ن اینه که تعدد دستگاه‌های ضبط ویدئو در هر تظاهراتی می‌تونه اسناد عمومی رو به هزاران تکه تقسیم کنه. روایت اولیه از هر واقعه‌ای که بر مبنای اولین ویدئو بوده می‌تونه زیر سوال بره، و ویدیو دیگه‌ای میندازن جلو به عنوان نسخه قطعیت‌دهنده، و همین‌طور نسخه‌های دیگه با تدوین‌های مختلف ظاهر میشن. جناح‌ها می‌تونن انتخاب کنند از بین این‌ها و نتیجه دلخواه رو بگیرن، چون میدونن که نسخه نهایی ممکنه قبل ازینکه سیکل خبری به انتها رسیده باشه بیرون نیاد».

این اسکرین‌شات از خبرگزاری فارس‌ انگلیسی نیست. یه مقاله تو گاردینه. رسانه‌های جمعی سنتی در برابر شبکه‌های اجتماعی چنان با بحران وجودی مواجهند که علنا با جریان آزاد اطلاعات مخالفت می‌کنند. خیلی حرفه که یک رسانه لیبرال غربی بگه «خیلی بده که مردم هم فیلم می‌گیرن و نمیدارن اتفاقات رو اونجوری که می‌خواستیم به ملت قالب کنیم!».
3
این آقا بدون اینکه حتی یک بار با هم اینتراکشنی داشته باشیم منو بلاک کرده. ازونجایی که فعالیتم در توعیتر خیلی محدوده و خیلی‌ها شناختی ازم ندارند، اما گهگاهی توعیتی میذارم که بالای صدبار ریتوعیت میشه، تنها احتمالی که وجود داره برای اینکه چطور منو دیده، همینه. یعنی توعیت‌های من که اغلب درباره شارلاتانیزم اصلاح‌طلبان و آخوندزاده‌هاست، ناخواسته از طریق دیگران در برابر دیدگانش قرار گرفته، و انقدر اذیتش کرده که بهترین راه حل رو در بلاک کردن دیده.‌ چون از لحاظ روانی ظرفیت جذب این واقعیت‌ که حرف‌های گزنده علیه نظام اسلامی به کار گرفته بشه نداره.
افرادی چنین نابالغ، در جایگاهی نیستند که حتی درباره موضوع «دعواهای جهان» به ما راهنمایی ارائه بدن، چه برسه تعیین کنند که حق با کدوم طرفشونه. اما مشکل ایشون تأخیر در رسیدن به بلوغ نیست، مشکلش اینه که از شعور یک کودک هم در «خودارزیابی» برخوردار نیست. کافیه ببرید و ولش کنید در مناطق تحت تسلط داعش یا القاعده. و کافیه اسیرش کنند و بفهمند شیعه‌ست و حامی خلافت شیعی! همزمان یک اکیپ از نیروهای آمریکایی با اون گروه از تروریست‌ها درگیر بشن. طبق منطق همین توعیت مضحکش، نباید به سمت آمریکایی‌ها فرار کنه، چون تو هر دعوایی، طرف باطل آن سویی است که آمریکا ایستاده! همینقدر بیشعوره که قبل از حرف زدن خودش رو در چنین موقعیتی فرض نمی‌کنه.
شارلاتان‌ها رو با شعارهایی که سر میدن و در دنیای خشن واقعی ذره‌ای بش پایبند نیستند (و نمی‌تونند که باشند)، بشناسید.


حالا بگذریم از سوادش که نمی‌دونه اون سو که جهت معنی میده همزه نداره.
https://t.me/twitter_farsi/70867
2
به تیتر رسانه‌های لیبرال اکتفا نکنید، برید تا ته مقالات و گزارشات رو بخونید، حتما چیزی برای خندیدن پیدا می‌کنید. (انشاالله خندیدن به چپ‌ها سیئه محسوب نمیشه، و گرنه نامه عمل من خیلی تیره‌ست در این زمینه).
این یک مصداق دیگه‌ست برای «از مردم نپرسید کدوم رستوران بهتره. ببینید خودشون از کجا غذا می‌گیرن». طبق آخرین نظرسنجی‌ها در آمریکا، ۷۰ درصد مردم باور دارند که گرمایش جهانی حقیقت داره (دقت کنید که موضوع، باوره! مثل مذهب. بحث علم نیست. انگار داره میپرسه «باور» داری جنین سه ماهه روح داره یا نه؟!.. و هرسال به رشد اعداد و آمار این باورمندی افتخار می‌کنند. مثل محمد صل الله علیه و آله که از گرویدن قبایل به اسلام ذوق می‌کرد). اما در یک نظرسنجی دیگه که بیشتر در برابر «چه باید کرد؟» بوده، نشون میده که اگه قرار باشه ماهی ۱۰ دلار (یعنی پول یک بار قهوه خوردن) بابت مبارزه علیه و آماده‌سازی برای گرمایش جهانی بپردازند، نزدیک ۷۰ درصد مخالفت خواهند کرد!

مثل اینکه خیلی‌ها «گرویدند» به آیین مقدس، اما حاضر نیستن «زکات» بدن، ما کفار هم که «جزیه» بده نیستیم 😁

https://www.nbcnews.com/news/us-news/more-americans-believe-global-warming-they-won-t-pay-much-n962001?cid=sm_npd_nn_tw_ma
3
برخی از سخنرانی‌های امروزی در ایران، برای کسانی ایراد میشه که من بشون میگم
Proxy audience
به این معنی که حرف‌هایی که زده میشه برای اون‌ها که اونجا نشستن نیست، بلکه اون‌ها صرفا مخاطب نیابتی هستند. مخاطب اصلی کسانی هستند که نسخه «ادیت‌شده» حرف‌ها رو در شبکه‌های اجتماعی می‌شنوند. لازم نیست مخاطب نیابتی حتی حضور فیزیکی داشته باشه. سخنان رو طوری بیان می‌کنند که انگار حضور داره، ولی همچنان هدف، کاربر شبکه اجتماعیه.‌ علت این نائب گرفتن اینه که بیشتر اینفلوعنسرهای حکومتی، توان جذب مستقیم مخاطب با مدیومی مثل «پادکست» در فضای مجازی رو ندارند. لذا مجبورند از همون مدیوم قدیمی «منبر» استفاده کنند تا حرف‌شون رو منتقل کنند به دنیای اینترنت.
در این بین یک ادیتی صورت می‌گیره که اخیرا خیلی رایج شده بین‌شون، که نمونه جامعش رو در پست‌های خلع‌اللباسِ بنی‌هاشم، آقامیری، میشه دید. (عجیبه که آقامیری هم آورم ذیل اینفلوعنسرهای حکومتی؟ اوه، نه. اصلا عجیب نیست. ما دیگه اونقدر باکره نیستیم که هرکی که مورد غضب نرم حکومت قرار گرفت رو اپوزیسیون حساب کنیم). در این ادیت صوتی، علاوه بر بالا بردن سرعت، فاصله طبیعی که بین ادای کلمات وجود داره، که شامل دم و بازدم گوینده هم میشه، توسط نرم‌افزار حذف میشه (همونطور که بینایی شما پر از لحظات تاریکه که پلک‌زدن باعثشون میشه، حرف‌زدنتون هم پر از قطعه‌های سکوته). در تشبیه به متن، مثل اینه که بین کلمات اسپیس رو تایپ نکنید. این تکنیک اصلا چیز جدیدی نیست. مثلا وقتی میخواد بگه «اسب حسن، شاخ داشت، سفید هم بود» در انتها به شکل «.. سفید-یک انقطاع-همبود» شنیده میشه. انگار اون «همبود» رو از یک جمله دیگه و در زمانی دیگه برداشتن و چسبوندن به انتهای این. در دورانی برای صرفه‌جویی در مصرف پهنای باند ازش استفاده می‌کردند (که الان دیگه موضوعیت نداره) یا در گزارش‌های خبری ورزشی یا بازار بورس برای رادیو که قرار بود مقدار زیادی اطلاعات در زمان کوتاه بیان بشه.
هدف‌شون ازین کار دو بخش داره. اول اینکه آخوند حکومتی (که میتونه بالباس باشه، یا بی‌لباس، یا بالباسِ بی‌لباس‌شده، یا بی‌لباسِ بالباس‌شده) می‌خواد نشون بده تُنده! و مثل آخوندهای کلاسیک که آدمو یاد کوآلا میندازن کند نیست. فرز حرف میزنه و هماهنگه با گوش‌های امروزی. که یعنی «دلیلی نداره چون به آخوند سنتی گوش نمی‌دادید، به ما هم گوش ندید، ما فرق داریم». دوم اینکه این طرز ادیت، سخنان رو هیجانی‌تر ازونی که برای مخاطبان نیابتی بیان شده، می‌کنه. مخصوصا اینکه لحن هیجانی هم از ابتدا توش وجود داشته باشه. این سرعت بیشتر، باعث میشه توان پردازشی مغز شنونده، بیشتر از حالت عادی صرف تفکیک و تجزیه کلمات بشه، و فرصت کمتری داشته باشه برای درآوردن باگ مفاهیم!

زمانی که ما امینم گوش می‌دادیم چنان ذهن‌مون رو متمرکز می‌کردیم روی تشخیص کلمات و شکل جمله، که حواس‌مون پرت میشد ازینکه چه مهملاتی داره میگه. عمله‌های دستگاه پروپاگاندا هم دارن از همین ضعف انسانی استفاده می‌کنند.
آخوند برای فریب مردم دست به هر کاری میزنه. حتی شده:
هیپ هاپ در محراب!
4
بهترین استدلال در تمام طول تاریخ برای بی‌تفاوت بودن در برابر فحاشی ناموسی، این بوده که: اگه در پاکدامنی خانواده‌ت هیچ تردیدی نداری، هیچ اهمیتی نداره درباره پاکدامنی‌شون چه تردیدهایی ایجاد می‌کنند.

اگه سپاه پاسداران و سمپات‌های ریز و درشتش، که علاوه بر تأمین امنیت «بیزینس غارت»، مسئول حفظ ماسکِ اسلامیِ حکومت هم هستند، خیلی نگرانند قداست جنگ زیر سوال بره، پس حتما خودشون هم در قداستش تردید دارند. اما مجبورند حفظش کنند. حتی با زورگویی.

همیشه در برخورد با مقدس‌سازی‌ها باید یک سوال جنرال پرسید: اگر این قداست باقی بماند، دنیای چه کسی آبادتر خواهد شد؟ اگه واقعا آبادکننده دنیای عده‌ای بود، پس اون عده دلیل کافی برای حفظ قداستش خواهند داشت. پس قداست اون چیز، وابسته به همون یک عده‌ست، نه بیشتر.

https://t.me/jafarshiralinia/270
3
اینکه اون طلبه‌ای که اونجا نشسته یا چیزی حالیش نیست و صرفا آلت دست یک گروه خاصه، و یا کاملا آگاهانه داره برای سلامت کانال‌های پولشویی سپاه دلسوزی می‌کنه، یه موضوع جداست. اما در حالت کلی، یک پلاکارد در دست گرفتن که حتی تهدیدآمیز هم نیست، فقط استفاده از حق آزادی بیانه. اما نماینده اصلاح‌طلب، همینقدرش هم تحمل نمی‌کنه. که دو نکته هم توش داره. اول اینکه استفاده از حق آزادی بیان رو «تعدی» به حاکم میدونه! یعنی من شهروند اگه حرفم رو بزنم، به مقامات لشکری و کشوری ظلم کردم! دوم اینکه میگه وقتی چهارتا دایناسور هستند تو مجمع که صلاح رو تشخیص بدن، توی شهروند چه کاره‌ای که صلاح رو تشخیص بدی؟

نوع نگاه اصلاح‌طلبان حکومتی، هیچ فرقی با ملازمان دربار در دوره ایلخانی نداره. کسانی که چنین وانمود کردند که دل بستن به این‌ها، ایران رو در مسیر درست‌تری قرار میده، یا ابله بودند یا خائن.

https://t.me/khabaronline_ir/205117
در بحث‌های مرتبط با الگوی توسعه چین، دو دیدگاه متضاد وجود داره، که تقریبا هر دو اغراق‌آمیز هستند. عده‌ای معتقدند اژدها بیدار شده و همه رو بلعیده یا خواهد بلعید، چون چیزی نخواهد بود که کشوری توان ساختش رو داشته باشه اما چین نتونه عین همون یا بهتر رو بسازه. یا در همه آمار و ارقام و همچنین «ترین‌ها»، کسی نیست که ازش بالاتر باشه. در مقابل عده‌ای هم با استناد به تجربیات گذشته، ژاپن رو مثال می‌زنند که زمانی به نظر می‌رسید دنیا رو خواهد بلعید، و هرچند که امروز همچنان یک قدرت بزرگه، اما اونی نشد که همه پیش‌بینی می‌کردند (در بعضی صنایع حتی از زمانه عقب موندند. مثلا نگاه کنید به سونی و اپل. یا توشیبا و سامسونگ).

هیچ کدوم این دو نگاه رو قبول ندارم. چین نه اون هیولاییه که زمین رو در تسخیر خودش بگیره، نه مثل ژاپن و آلمان، محافظه‌کاره. فارین‌پالیسی یه مطلب گذاشته درباره یکی از شرکت‌های اینترنتی چین، که این روزها یکی از اپ‌هاش به نام تیک‌تُک نه تنها در خود چین کاربران زیادی جذب کرده، بلکه در تمام دنیا مشهور شده، و همین موفقیت در خارج از چین، متمایز بودن شرکت‌های چینی رو ثابت می‌کنه. این‌ها از دو جهت با احمق‌هایی که در ایران می‌خواستند پیام‌رسان داخلی بسازند فرق دارند. اول اینکه شارلاتان و دزد نیستند، و کاسه گدایی هم جلوی دولت نمی‌گیرند. دوم اینکه اگه از اپ‌های غربی تقلید کردند سعی می‌کنند بهترش کنند، نه اینکه صرفا یک پوسته متفاوت بسازند.
اما از طرفی دست و پاشون توسط دولت کمونیست بسته شده (که تمرکز این مقاله هم رو همین موضوعه)، و اگه قرار باشه در بازار جهانی رقابت کنند، در درازمدت این اسارت براشون مشکل‌ساز میشه.
بنابراین شرکت‌های چینی زنده و پویا و خلاق هستن (شبیه این موفقیت‌ها رو امروز از ژاپنی‌ها و آلمانی‌ها و حتی کره‌ای‌ها نمی‌بینید)، اما بدون اصلاح نظام حاکمیتی هم مثل بچه مستعدی خواهند موند که پاش گچ گرفته شده باشه. مخصوصا در اقتصاد مدرن امروزی که محصولات نرم، حرف اول رو در ارزش افزوده می‌زنند‌ (مردم از یک گیربکس انتظار دارند چرخدنده‌هاش خورده نشه. اما از یک اپ خبری انتظار دارن سانسور نکنه. این خیلی پیچیده‌تر می‌کنه همه‌چی رو).

اینو میشه به عنوان مثال زنده‌ای به کار برد برای پیش‌بینی آینده ایران. حتی اگه شما یک نابغه باشید، و حتی اگه بهترین هموطنان‌تون رو جمع کنید، و حتی اگه وطن‌پرستانه کار کنید تا تولید و نوآوری خاصی ایجاد کرده باشید، در نهایت، حاکمیت فعلی از کمرتون می‌گیره و می‌کشدتون پایین، با کلکسیونی از روش‌های مختلف. تازه حاکمیتی که به مراتب عقل‌ستیزتر و بی‌کفایت‌تر از دولت کمونیست چینه‌.


https://foreignpolicy.com/2019/01/16/bytedance-cant-outrun-beijings-shadow/
3
Shah & Amini 2
Shah & Amini
مکالمه تلفنی شاه با علی امینی در تاریخ ۱۴ دی ۵۷
@qadahha
عالیجناب شاهنشاه در مکالمه تلفنی خودش با علی امینی چند بار از عبارت «ترور افکار» استفاده می‌کنه. این چه معنی میده؟ مگه افکار آدم‌ها رو هم میشه ترور کرد؟ ترور مستقیما با حیات فیزیکی انسان مرتبط میشه، نه با انتزاعات. شاید هم منظور اعلیحضرت این بوده که این‌ها قصد دارند مانع آزادی بیان بشن. که در اون صورت می‌تونست خیلی راحت بگه این‌ها گرایشات سرکوبگرانه دارند یا به آزادی اعتقادی ندارند.. چرا کلمه ترور باید بیاد این وسط؟ گویا این عادت قلب معانی و اختراع عبارات نامفهوم، از خیلی قبل‌تر از به قدرت رسیدن عمامه‌به‌سرها، ایران رو آلوده کرده بوده.
ازین جزییات که بگذریم، لحن شاه ایران آدم رو دچار این تخیل شنیداری می‌کنه که گویی داره صدای پدربزرگ ساده‌دل خودش رو میشنوه. و واقعا هم آدم ساده‌ای بود.
3
«فقط یک دلار و هشتاد و چهار سنت دادم واسه یه گالن بنزین. ممنونم ترامپ!»
۲۷ ژانویه ۲۰۱۹

کسی که هر ماه تمیز ۴۰ میلیون تومان داره در میاره (۴ هزار دلار) داره معادل ۵۶۰۰ تومان به ازای هر لیتر می‌پردازه. دولت ما در نظر داره ما هم همینقدر بدیم.
4
یکی از نمایندگان زن و لیبرال کنگره به جای پوشیدن لباس‌های رسمی و کت‌شلوار، لباس‌های روشن و مدرن می‌پوشه که سکسی‌تر از چیزی که هست نشونش میده. برخی از محافظه‌کارها بش انتقاد می‌کنند که این طرز لباس پوشیدن در شأن پارلمان نیست (همونطور که مسلمانان مذهبی، برهنگی گردنِ زنان رو خط قرمز می‌دونند، مسیحیان هم خطوطی دارند که خیلی عقب‌تر از خطوط مسلمینه ولی همچنان قرمزه. مثل برهنگی بازوها و دیده شدن زیر بغل). عده دیگه‌ای از محافظه‌کارها، که جوان‌تر هستند، به منتقدین انتقاد کردند که چرا گل به خودی می‌زنید؟ نباید در برابر این تحولات فرهنگی مقاومت کنیم، چون جوان‌ها می‌بینند و اینطور به نظرشون میرسه که ما یه مشت متحجریم، و این بعدا تو انتخابات به ضررمون تموم میشه!
در این مواقع یک سوال بنیادی ایجاد میشه که: اگه یک محافظه‌کار نوعی قرار نیست در برابر تحولاتی که اصول پذیرفته‌شده گذشته رو زیر پا میذاره مقاومت کنه، پس قراره از چه چیزی محافظت کنه؟ (به هرحال یکی از شاخصه‌های محافظه‌گری اینه که وقتی دارن همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنند، دست بذاره رو بعضی چیزها و بگه: به این یکی دست نزنید). عده‌ای در جواب به این سوال میگن عملا بین محافظه‌کار و یک لیبرال، تفاوتی در مسیر نیست، فرقشون در اینه که لیبرال تخت‌گاز میره، و محافظه‌کار سعی می‌کنه سرعت ایمن رو حفظ کنه!.. به عبارتی محافظه‌کار هم واقفه که داریم به سمتی میریم که احتمالا روزی نماینده زن کنگره با بیکینی بیاد تو صحن مجلس، اما اون روز امروز نیست. و هدفش ازین ترمزگیری‌ها، اینه که شاکله جامعه دچار شوک‌های هزینه‌زا نشه.
به عنوان یک محافظه‌کار فکر می‌کنم بسیاری ازین خطوط قرمز، بیخودی تو لیست حفاظت قرار گرفتند. گردن و زیر بغل که هیچ، هنوز هیچ متفکری نتونسته با منطق و استدلال قانع‌کننده نشون بده که دلیل این همه حساسیت روی مثلا نوک سینه زنان چیست (که شبکه‌های اجتماعی میلیون‌ها دلار خرج کردن تا الگوریتم‌هایی بسازن که بتونه بدون کمک انسان در تمام عکس‌ها تشخیصش داده و سانسورش کنه!). اگه کسی دلیل متقنی به ذهنش می‌رسه با من هم به اشتراک بذاره. ما باید انرژی‌مون رو صرف حفاظت از چیزهایی کنیم که برای خودمون مهم و ارزشمند هستند، نه چیزهایی که برای پدربزرگ‌هامون که الان تو قبرستان‌ها خوابیدن مهم و ارزشمند بودند.
3
آمار اجاره منازل توسط افراد مجرد بالا رفته در انگلیس، و عقلای کشور نگران شدن. چون این افراد اغلب دچار انزوا هستند، در معرض آسیب‌های روانی قرار می‌گیرند که معمولا گریبان آدم‌های منزوی رو می‌گیره.
چیزی که در اینجور تحقیقات قابل توجهه، اهمیت ویژه‌ایه که فرهیخته غربی به «تعامل با دیگران» میده. تا جایی که زندگی بدون این تعامل رو اصلا زندگی حساب نمی‌کنه، و عملا کسی که ازین روابط محرومه رو یک‌جور بیمار یا قربانی تلقی می‌کنه. بعبارتی، از منظر این فرهیختگان، کیفیت یک محله، نه فقط به معماری و امکانات شهری و پاکیزگی محیطی اون، بلکه به رواج ارتباط بین ساکنینش وابسته‌ست. لذا جایی که همسایه از همسایه خبر نداره، یک مکان پر از بیماره!

زمانی که هنوز هنگ‌کنگ دست بریتانیا بود، در مجاورت فرودگاه یک حلبی‌آباد متراکم تقریبا عمودی شکل گرفته بود، در ۱۴ طبقه که در هر طبقه صدها نفر زندگی می‌کردند. ۵۰هزارنفر در یک مساحت فقط دو و نیم هکتاری زندگی می‌کردند. تراکم به قدری شدید بود که حتی سیم‌کشی برق رو روی نمای ساختمان‌ها انجام داده بودن چون می‌دونستند که اگه نیاز به تعمیر باشه، تو اون شلوغی داخل نمیشه چیزی رو درست کرد و اگه اتصالی رخ بده و آتش‌سوزی پیش بیاد، نمیشه در رفت! وضعیت زشتی بود که بریتانیا رو وادار کرد تا با خاک یکسانش کنه، اما همون مدتی که وجود داشت و به اوج خودش رسیده بود، نشانه بارزی بود از قدرت همکاری انسان‌ها در حفظ یک اجتماع. اگه قرار بود هرکس فقط تو لاک خودش باشه، هیچوقت نمی‌تونستن اون مجتمع رو سرپا نگه دارند، حتی با همون وضعیت زشتش. باعث تأسفه که شهروند مدرن امروزی، در آپارتمان‌های به مراتب گران‌تر، تمیزتر، ایمن‌تر، استانداردتر و انسانی‌تر زندگی می‌کنند، اما یک صدم اون شهروند هنگ‌کنگی توان تعامل با دیگران رو ندارند.



https://www.research.manchester.ac.uk/portal/en/publications/prevalence-of-mental-illness-in-primary-care-and-its-association-with-deprivation-and-social-fragmentation-at-smallarea-level-a-spatial-analysis-in-england(42d02e60-4aab-4775-80e3-edf83127c65c).html
3