لیبرالها، به جیمز واتسون، یکی از ریشسفیدان علم ژنتیک، که جایزه نوبل هم گرفته بود، حتی در آخرین روزهای زندگیش رحم نکردند. لابراتوار کلد اسپرینگ هاربر، که واتسون زحمات زیادی براش کشیده بود، به بهانه «اظهارات نژادپرستانه» تمام عناوین و افتخاراتش رو ازش پس گرفت! این آدم نخبه نظرات شاذی داشت درباره خصوصیات وراثتی، مثلا میگفت هوش آفریقاییها در حد ما نیست (که البته به زعم من این تمام واقعیت نیست، اینکه در تست آیکیو ضعیفند معنیش این نیست که خنگند، اما واضحه که ذهنشون خیلی شبیه ذهن ما عمل نمیکنه) اما اینارو قبلا هم گفته بود. چرا باید وقتی در بستر مرگ افتاده تحقیرش کنند؟ آیا این رفتار چیزی جز یک کینهتوزی ایدئولوژیکه؟ حالا که این پیرمرد له شد، سیاهپوستان به سعادت رسیدند؟
کاش یکی به آقای واتسون بگه: سفیدها باهوشند نه؟ ولی همین سفیدها فضای آکادمیک رو به لجن کشیدند، و خودت هم بزرگترین قربانیش بودی.
کاش یکی به آقای واتسون بگه: سفیدها باهوشند نه؟ ولی همین سفیدها فضای آکادمیک رو به لجن کشیدند، و خودت هم بزرگترین قربانیش بودی.
❤5
در آخرین نظرسنجی واشنگتنپست (که معمولا نتایجش به نفع دموکراتهاست)، مخالفان دیوار مرزی ترامپ از ۶۳ درصد به ۵۴ درصد، و شدیدا مخالفها از ۵۲ درصد به ۳۸ درصد رسیده.
وقتی دولت بهخاطر دیوار تعطیل شده چطور چنین چیزی ممکنه؟ آیا ترامپ یک ساحره؟ نه. وقتی دولت خیلی سرش رو نکرده باشه تو فیها خالدون زندگی مردم، مردم عادی هم خیلی متوجه تعطیل شدنش نمیشن. پس خیلی روی نظرشون درباره موضوعات دیگه تأثیر نمیذاره.
وقتی دولت بهخاطر دیوار تعطیل شده چطور چنین چیزی ممکنه؟ آیا ترامپ یک ساحره؟ نه. وقتی دولت خیلی سرش رو نکرده باشه تو فیها خالدون زندگی مردم، مردم عادی هم خیلی متوجه تعطیل شدنش نمیشن. پس خیلی روی نظرشون درباره موضوعات دیگه تأثیر نمیذاره.
❤3
ویتنام روی اعصاب آمریکا راه میرود؟ آمریکا مگه اعصاب داره؟ اگه قرار باشه آمریکا رو در قالب یک کاراکتر هیولایی خلاصه کنیم، چه فرقی هست بین اونایی که بش میگن «شیطان» و اونایی که بش میگن «بیاعصاب»؟ در واقع کانال استراتژیست! نگاهی متفاوت با دستگاه حکومتی ارائه نمیده، فقط میگه «به شکمش نزنید، مثل ویتنام بزنید تو تخماش!».
حالا باید اینو گذاشت در کنار این واقعیت که نه تنها ضربهای به بیضه کاپیتالیسم وارد نشده هیچ، بلکه در برابرش تعظیم کردند ویتکنگها. چه زیانی وارد شده به آمریکا وقتی محصولش رو میتونه در جایی حتی ارزانتر از چین تولید کنه؟ چه زیانی وارد شده وقتی میتونند به ثمن بخس سفر کنند به مناطق تفریحیش؟ اگه پیرمردهای هفتاد ساله که ذهنشون رو رسوباتی از دوره ناسیونالبازی مصدق پر کرده دچار این توهم باشند که آمریکا فقط تا وقتی قدرتمنده که بقیه کشورها نتونن پول دربیارن! تا حدودی قابل درکه. اینها چرا در این توهمند، معلوم نیست.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki/4271
حالا باید اینو گذاشت در کنار این واقعیت که نه تنها ضربهای به بیضه کاپیتالیسم وارد نشده هیچ، بلکه در برابرش تعظیم کردند ویتکنگها. چه زیانی وارد شده به آمریکا وقتی محصولش رو میتونه در جایی حتی ارزانتر از چین تولید کنه؟ چه زیانی وارد شده وقتی میتونند به ثمن بخس سفر کنند به مناطق تفریحیش؟ اگه پیرمردهای هفتاد ساله که ذهنشون رو رسوباتی از دوره ناسیونالبازی مصدق پر کرده دچار این توهم باشند که آمریکا فقط تا وقتی قدرتمنده که بقیه کشورها نتونن پول دربیارن! تا حدودی قابل درکه. اینها چرا در این توهمند، معلوم نیست.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki/4271
❤2
تلاش تشکیلات پروپاگاندا به «فقط تهران نیست، نیوجرسی هم قفل شده» خلاصه نمیشه. ترویج دروغ محضی به بزرگی «ایران یک کشور نرمال است» نیاز به یک کار تیمی داره. خبرنگار و روزنامهنگار به نحوی این وظیفه رو انجام میده، بازیگر و سلبریتی به نحوی، و به اصطلاح «کارشناس اقتصادی» به نحوی دیگه. هر کدوم یه گوشه از عملیات تحمیق مردم رو به عهده گرفتن.
میگه چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودرو بیشتر شده و چون تقاضا زیاده، قیمتش بالا رفته!
باید یکی ازش بپرسه این رابطه بنزین گران=خودروی ارزان بر اساس چه مستنداتیه؟ یعنی کجای دنیا بعد ازین که بنزین گرون شده مردم دیگه ماشین نخریدن و بعد ازینکه ماشین نخریدن، خودروسازها قیمتش رو آوردن پایین؟ (اصلاذخودروسازی که داره با ۱ درصد حاشیه سود کار میکنه چطور میتونه بیارتش پایینتر؟) میتونه ۳ نمونه مثال بزنه؟ در سال ۲۰۱۷ قیمت بنزین در آمریکا به طور میانگین ۱۳ درصد بیشتر شد اما اتفاقی که افتاد این بود که ملت رفتند ماشین شاسیبلند خریدند، تا جایی که الان ۷۰ درصد کل فروش اختصاص پیدا کرده به وانت و شاسیبلند!
آیا ۱۳ درصد کمتر ازونیه که تعیینکننده باشه؟ با یه دو دو چارتای ساده میشه نتیجه گرفت حتی با ۳ برابر شدن قیمت بنزین در ایران، باز تقاضا برای خرید ماشین کم نمیشه (فقط ممکنه مسافت طی شده کمتر شه). امروز بلیت اتوبوس تهران تا مشهد ۸۰ هزارتومنه. اگه حتی قیمت بنزین بشه ۳هزارتومن، و یک خانواده چهارنفری با ماشینشون این مسیر رو طی کنند، و اون ماشین صدی ۶ لیتر مصرف کنه در جاده، کل سفر به ۶۰ لیتر بنزین نیاز داره که میشه ۱۸۰ هزارتومن، که اگه تقسیم بر ۴ کنیم میشه ۴۵ هزارتومن! (از آزادی و رفاهی که ماشین شخصی تأمین میکنه و نمیشه قیمت براش تعیین کرد بگذریم).
روزی بود که این مردم با ۱۲ میلیون تومن میتونستن ماشین بخرن، و امروز باید ۶۰ میلیون بدن تا همون ماشین رو بدون کوچکترین ارتقایی بخرند. چه کسی این قدرت خرید رو ازشون گرفت؟ بانک مرکزی، با چاپ پول بیپشتوانه. این اوج وقاحت نیست که مردم رو عمدا فقیر کنند و بعد بشون بگن اگه نمیتونید چیزی که دیروز میخریدید رو بخرید به این علته که ارزون حساب میکردیم باهاتون؟
https://t.me/Sadegh_Alhosseini/189
میگه چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودرو بیشتر شده و چون تقاضا زیاده، قیمتش بالا رفته!
باید یکی ازش بپرسه این رابطه بنزین گران=خودروی ارزان بر اساس چه مستنداتیه؟ یعنی کجای دنیا بعد ازین که بنزین گرون شده مردم دیگه ماشین نخریدن و بعد ازینکه ماشین نخریدن، خودروسازها قیمتش رو آوردن پایین؟ (اصلاذخودروسازی که داره با ۱ درصد حاشیه سود کار میکنه چطور میتونه بیارتش پایینتر؟) میتونه ۳ نمونه مثال بزنه؟ در سال ۲۰۱۷ قیمت بنزین در آمریکا به طور میانگین ۱۳ درصد بیشتر شد اما اتفاقی که افتاد این بود که ملت رفتند ماشین شاسیبلند خریدند، تا جایی که الان ۷۰ درصد کل فروش اختصاص پیدا کرده به وانت و شاسیبلند!
آیا ۱۳ درصد کمتر ازونیه که تعیینکننده باشه؟ با یه دو دو چارتای ساده میشه نتیجه گرفت حتی با ۳ برابر شدن قیمت بنزین در ایران، باز تقاضا برای خرید ماشین کم نمیشه (فقط ممکنه مسافت طی شده کمتر شه). امروز بلیت اتوبوس تهران تا مشهد ۸۰ هزارتومنه. اگه حتی قیمت بنزین بشه ۳هزارتومن، و یک خانواده چهارنفری با ماشینشون این مسیر رو طی کنند، و اون ماشین صدی ۶ لیتر مصرف کنه در جاده، کل سفر به ۶۰ لیتر بنزین نیاز داره که میشه ۱۸۰ هزارتومن، که اگه تقسیم بر ۴ کنیم میشه ۴۵ هزارتومن! (از آزادی و رفاهی که ماشین شخصی تأمین میکنه و نمیشه قیمت براش تعیین کرد بگذریم).
روزی بود که این مردم با ۱۲ میلیون تومن میتونستن ماشین بخرن، و امروز باید ۶۰ میلیون بدن تا همون ماشین رو بدون کوچکترین ارتقایی بخرند. چه کسی این قدرت خرید رو ازشون گرفت؟ بانک مرکزی، با چاپ پول بیپشتوانه. این اوج وقاحت نیست که مردم رو عمدا فقیر کنند و بعد بشون بگن اگه نمیتونید چیزی که دیروز میخریدید رو بخرید به این علته که ارزون حساب میکردیم باهاتون؟
https://t.me/Sadegh_Alhosseini/189
Telegram
کانال صادق الحسینی
میگویند خودرو در ایران گران است حتی میگویند چون خودرو گرونه پس بنزین باید ارزون باشه!
قضیه برعکسه:چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودروی شخصی زیاد شده و درنتیجه قیمت خودرو زیاد میشود. پس چون بنزین ارزانه خودرو گرانه. بنزین به قیمت منطقه برسد قیمت خودرو هم…
قضیه برعکسه:چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودروی شخصی زیاد شده و درنتیجه قیمت خودرو زیاد میشود. پس چون بنزین ارزانه خودرو گرانه. بنزین به قیمت منطقه برسد قیمت خودرو هم…
❤2
تصور عموم اینه که دلیل موفقیت شرکت آمازون و بقیه غولهای سرمایهداری اینه که بلدند چطور بقیه رو فقیرتر کنند تا خودشون فربهتر بشن!
در سال ۱۹۹۸ که تازه ایمیل به یک سرویس همگانی تبدیل شده بود، جف بزوس پیشبینی کرد در سال ۲۰۲۰ مردم تمام نیازهای روزمرهشون رو به صورت الکترونیکی میخرند، ممکنه یه تعداد فروشگاه فیزیکی باقی بمونند که اونها هم باید حتما دو خصوصیت داشته باشند: خرید ازشون یک لذت تفریحی داشته باشه، یا خرید ازشون سهولتی ایجاد کنه که با خرید الکترونیکی به دست نمیاد.
داریم به ۲۰۲۰ نزدیک میشیم و پیشبینی ایشون داره درست از آب درمیاد.
موفقیت این آدمها حاصل طمعشون نیست. حاصل قابلیت دیدن دقیق بیست سال آیندهست.
در سال ۱۹۹۸ که تازه ایمیل به یک سرویس همگانی تبدیل شده بود، جف بزوس پیشبینی کرد در سال ۲۰۲۰ مردم تمام نیازهای روزمرهشون رو به صورت الکترونیکی میخرند، ممکنه یه تعداد فروشگاه فیزیکی باقی بمونند که اونها هم باید حتما دو خصوصیت داشته باشند: خرید ازشون یک لذت تفریحی داشته باشه، یا خرید ازشون سهولتی ایجاد کنه که با خرید الکترونیکی به دست نمیاد.
داریم به ۲۰۲۰ نزدیک میشیم و پیشبینی ایشون داره درست از آب درمیاد.
موفقیت این آدمها حاصل طمعشون نیست. حاصل قابلیت دیدن دقیق بیست سال آیندهست.
❤3
همیشه کاری که پرزحمته درستترین کار نیست. و همیشه اون چیزی که مردم ترجیح میدن بهترین گزینه نیست. در ایران خیلی روی «هنرمندی» و «زحمت» کار دوبله تأکید شده، تا جایی که دوبلهکنندگان رو تا حد میراث ملی بالا بردن! مردم هم همیشه ترجیح میدن تا فیلم رو با دوبله ببینند تا با زیرنویس.
اما این مقاله تحقیقی میگه در کشورهایی که فیلمها و سریالهای انگلیسیزبان رو با همون زبان اصلی پخش کردند از تلویزیون و فقط یک زیرنویس بش اضافه کردند، مهارت مردم در زبان انگلیسی خیلی بهتر از کشورهایی شده که همه رو به صورت دوبله پخش میکردند!.. که خب، دور از انتظار هم نبود. اصلیترین عامل یادگیری یک زبان، عادت کردن گوش به شنیدنشه.
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0167268118303494
اما این مقاله تحقیقی میگه در کشورهایی که فیلمها و سریالهای انگلیسیزبان رو با همون زبان اصلی پخش کردند از تلویزیون و فقط یک زیرنویس بش اضافه کردند، مهارت مردم در زبان انگلیسی خیلی بهتر از کشورهایی شده که همه رو به صورت دوبله پخش میکردند!.. که خب، دور از انتظار هم نبود. اصلیترین عامل یادگیری یک زبان، عادت کردن گوش به شنیدنشه.
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0167268118303494
از علائم یک شارلاتان:
اول میگه هیچچیزی مثل سهام خودروسازها پرسود نیست و همچنان رو به بالا خواهد بود. دو سه هفته میگذره، سهامشون ۱۵ درصد افت میکنه، بعد میگه «چندبار درباره حباب بودنشان تذکر دادم».
سریال وایکینگها رو دیدید؟ توش یه راهب مذهبی کریهالمنظر هست که همیشه تو یه لونه تاریک چپیده و دود و دم فضاش رو پر کرده.. ملت میان کف دستشو لیس میزنن و اونم براشون آینده رو پیشبینی میکنه. اغلب هم یه مشت مزخرف کلی میگه که نه میشه تأیید کرد نه رد کرد. این کارشناسان اقتصادی باید دقیقا مثل همون کاراکتر گریم بشن.
https://t.me/Economics/4843
اول میگه هیچچیزی مثل سهام خودروسازها پرسود نیست و همچنان رو به بالا خواهد بود. دو سه هفته میگذره، سهامشون ۱۵ درصد افت میکنه، بعد میگه «چندبار درباره حباب بودنشان تذکر دادم».
سریال وایکینگها رو دیدید؟ توش یه راهب مذهبی کریهالمنظر هست که همیشه تو یه لونه تاریک چپیده و دود و دم فضاش رو پر کرده.. ملت میان کف دستشو لیس میزنن و اونم براشون آینده رو پیشبینی میکنه. اغلب هم یه مشت مزخرف کلی میگه که نه میشه تأیید کرد نه رد کرد. این کارشناسان اقتصادی باید دقیقا مثل همون کاراکتر گریم بشن.
https://t.me/Economics/4843
❤3
قدیم میگفتند یکسال بخور نان و تره، صدسال بخور نان و کره! .. اما این روزها همان تره هم از دسترس طبقه فقیر خارج شده، چون سبزی خوردن کیلویی ۵۰هزار ریال است! عملا نان و پنیر و سبزی، که عوامانهترین غذایی است که یک ایرانی به آن عادت دارد، از دسترس بسیاری خارج شده، وقتی برای هر بسته پنیر پاستوریزه باید ۸۰هزار ریال پول داد. در چهل سالگی انقلاب، دیگر حتی اینکه در زمان خدابیامرز با ۱۳هزارتومن چه میشد کرد، مطرح نیست. امروز اینکه نمیشود همه ۱۳ تومنهایی که در طول یک ماه لازم است را بدست آورد مطرح است.
گزارشاتی که رسانههای غربی درباره قحطی و فلاکت ونزوئلا مینوشتند وقتی به بخش غذا میرسید، هولناک میشد. نه به این خاطر که بشر در همه احوالات توان کنترل خودش را دارد، به جز به وقت گرسنگی. بلکه به خاطر تمام لحظات پر از رنج که «بشر در برابر بشر» دچار احساس شرم میشود. خبرنگار البته بعد از اشاره به مطلقا خالی بودن یخچال خانوادهها، به جز عکسی که این ادعا را تأیید کند چیز بیشتری اضافه نمیکرد، اما چهره زنی که معمولا در کادر جا میگرفت کافی بود تا ذهن بیننده به دورترین نقطه تخیل برود. تخیل یک شرم دو طرفه.. شرم مادری که دارد میبیند ناتوانی خودش را در تغذیه فرزند در حال رشد خود (که میداند اثر سوء آن تا آخر عمر با او خواهد ماند). کاری که حیوانات اطرافش بهتر انجام میدهند، برای فرزندانشان. و شرم همان پسر که دارد میبیند ناتوانی خودش را در تغذیه مادر در حال پیر شدنش را که به خاطر کمبود ویتامین و انرژی دارد زودتر از چیزی که باید به بیماری و سپس مرگ نزدیک میشود.
تماس خشن این دو شرم، که البته در سکوت مطلق رخ میداد، حتی در دل عکسهای بدون شرح هم اثری از خراش روح به جا میگذاشت، که میشد دید، و میدیدم.
اینکه هنوز چقدر اوضاع قابل تحملتر از وضع ونزوئلاست مهم نیست. مهم این است که آن خراشیدن شروع شده و همه جا هست. حس عجیبی که متعالیترین بُعد وجودت تحت تأثیر حیوانیترین نیاز جسمانیات قرار گرفته، و همزمان تحت سنگینی قبلا تجربه نشدهای از شرم، گرفتار دردهایی میشوی که فراتر از همه دغدغههای جسمانیست.
میگویند خاکستر آتشفشان خاکی حاصلخیز میسازد که بهشتی زمینی بر روی آن سبز شود. شاهدش هم تمام جزایری مثل جزایر تفریحی اقیانوس آرام. بله خب.. شاید در فاصله صد سال. یا دویست سال. یا سیصد.. اینها یک مشت عددند. برای ما، عُمر فقط همینی بود که بیشترش گذشت. و تمامش خاکستر بود.
گزارشاتی که رسانههای غربی درباره قحطی و فلاکت ونزوئلا مینوشتند وقتی به بخش غذا میرسید، هولناک میشد. نه به این خاطر که بشر در همه احوالات توان کنترل خودش را دارد، به جز به وقت گرسنگی. بلکه به خاطر تمام لحظات پر از رنج که «بشر در برابر بشر» دچار احساس شرم میشود. خبرنگار البته بعد از اشاره به مطلقا خالی بودن یخچال خانوادهها، به جز عکسی که این ادعا را تأیید کند چیز بیشتری اضافه نمیکرد، اما چهره زنی که معمولا در کادر جا میگرفت کافی بود تا ذهن بیننده به دورترین نقطه تخیل برود. تخیل یک شرم دو طرفه.. شرم مادری که دارد میبیند ناتوانی خودش را در تغذیه فرزند در حال رشد خود (که میداند اثر سوء آن تا آخر عمر با او خواهد ماند). کاری که حیوانات اطرافش بهتر انجام میدهند، برای فرزندانشان. و شرم همان پسر که دارد میبیند ناتوانی خودش را در تغذیه مادر در حال پیر شدنش را که به خاطر کمبود ویتامین و انرژی دارد زودتر از چیزی که باید به بیماری و سپس مرگ نزدیک میشود.
تماس خشن این دو شرم، که البته در سکوت مطلق رخ میداد، حتی در دل عکسهای بدون شرح هم اثری از خراش روح به جا میگذاشت، که میشد دید، و میدیدم.
اینکه هنوز چقدر اوضاع قابل تحملتر از وضع ونزوئلاست مهم نیست. مهم این است که آن خراشیدن شروع شده و همه جا هست. حس عجیبی که متعالیترین بُعد وجودت تحت تأثیر حیوانیترین نیاز جسمانیات قرار گرفته، و همزمان تحت سنگینی قبلا تجربه نشدهای از شرم، گرفتار دردهایی میشوی که فراتر از همه دغدغههای جسمانیست.
میگویند خاکستر آتشفشان خاکی حاصلخیز میسازد که بهشتی زمینی بر روی آن سبز شود. شاهدش هم تمام جزایری مثل جزایر تفریحی اقیانوس آرام. بله خب.. شاید در فاصله صد سال. یا دویست سال. یا سیصد.. اینها یک مشت عددند. برای ما، عُمر فقط همینی بود که بیشترش گذشت. و تمامش خاکستر بود.
❤3
«نرینگی زهرآگین؟ (رفتار مردانه که ضدزن باشه رو میگن). ۴۳ درصد پسرها توسط مادران مجرد بزرگ میشن. معلم ۷۸ درصد پسرها زن هستند. پس نزدیک به نیمی از پسرها در خانه و ۸۰ درصدشون در مدرسه تحت تأثیرات مونثی هستند.
مشکل نرینگی منفی نیست. مشکل فقدان نرینگی است».
میدونید جواب این خانوم رو چطور دادن؟ میگن یه پسر که فقط تحت تربیت مادرش و معلمش نیست!.. جالبه نه؟ وقتی طرف پدر داره و رفتار غلطی نشون میده میگن اینا اثرات نرینگیه که باباش بش یاد داد! انگار هیچ عاملی غیر از پدر وجود نداره. اما وقتی آمار بیپدرها رو میذاری جلوشون میگن «مادر که همهکاره نیست».
فمنیست اگه منطق داشت که فمنیست نمیشد.
مشکل نرینگی منفی نیست. مشکل فقدان نرینگی است».
میدونید جواب این خانوم رو چطور دادن؟ میگن یه پسر که فقط تحت تربیت مادرش و معلمش نیست!.. جالبه نه؟ وقتی طرف پدر داره و رفتار غلطی نشون میده میگن اینا اثرات نرینگیه که باباش بش یاد داد! انگار هیچ عاملی غیر از پدر وجود نداره. اما وقتی آمار بیپدرها رو میذاری جلوشون میگن «مادر که همهکاره نیست».
فمنیست اگه منطق داشت که فمنیست نمیشد.
❤3
آیت الله نجفی مرعشی هم برای درمان، با استفاده از ارز دولتی به خارج از کشور سفر کرده بودند!
یکی نوشته بود شما نمیبینید یه کشیش با اسکیت بیاد کلیسا! با کفش چرخدار تو خیابونها چرخیدن یعنی «مثل یک جوان معمولی بودن». اما کشیش آدم معمولی نیست، پرستیژ داره، کلاس داره، باید باوقار راه بره، و معلوم باشه سنگینتر از یک جوانکه.
آقامیری که به تازگی خلع لباس شد زمانی ویدئویی از خودش گرفته بود که یک خیار رو شریکی با یک بز گاز میزد! که یعنی من تا انقدر در حوزه اجتماعی خاکیام، و انقدر در حوزه عرفانی به مقام «حُب مخلوقات» رسیدم. اما هیچ وقت کسی ندید آقامیری برای زود رسیدن با اسکیت بیاد مسجد.
بحثی رو اسکیت نیست، این صرفا یه مثال قشنگه. ازینکه که روحانی، «کسوت» خودشو رها نمیکنه، و تا وقتی رها نکرده، هر حرکتی در تقلید زندگی مردم عادی، یک نمایشه. حتی نمایش اکستریمی در حد اشتراک خیار با بز.
جناب آیتالله مرعشی، یک شیاد به معنی متعارفش نبود. به این معنی که بگه «بریم مردم رو خر کنیم که دنیا انقدر ارزش نداره که آدم برای بقا خیلی دست و پا بزنه، و بیتالمال انقدر حرمت داره که جدم علی! شمع دولتی هم مصرف نمیکرد، بعد خودمون بریم تا جایی که میطلبه دست و پا بزنیم برای بقا، اونم با پول بیتالمال!». چون قبل ازینکه بخواد مردم رو فریب داده باشه، خودشو فریب داده بود. واقعا و واقعا باور داشت که آدم عادی نیست، و طبیعتا برای آدمی که مهمتر از آدمهای عادیه، باید بیشتر مایه گذاشت.
میگن نباید از مردم پرسید «کدام یک از رستورانهای شهر شما بهتر هستند؟». باید دید خودشون از کدوم یکی از رستورانهای شهرشون غذا میخرن. چون وقتی دارن سوال رو جواب میدن ملاحظاتی دارند، و موقع عمل کردن یه ملاحظات دیگه. آخوند، ممکنه پایین نامهش قبل از اسم خودش بنویسه «العبد». اما آخوند نشده که عبد باشه. آخوند شده تا از عوام «برتر» باشه.
یکی نوشته بود شما نمیبینید یه کشیش با اسکیت بیاد کلیسا! با کفش چرخدار تو خیابونها چرخیدن یعنی «مثل یک جوان معمولی بودن». اما کشیش آدم معمولی نیست، پرستیژ داره، کلاس داره، باید باوقار راه بره، و معلوم باشه سنگینتر از یک جوانکه.
آقامیری که به تازگی خلع لباس شد زمانی ویدئویی از خودش گرفته بود که یک خیار رو شریکی با یک بز گاز میزد! که یعنی من تا انقدر در حوزه اجتماعی خاکیام، و انقدر در حوزه عرفانی به مقام «حُب مخلوقات» رسیدم. اما هیچ وقت کسی ندید آقامیری برای زود رسیدن با اسکیت بیاد مسجد.
بحثی رو اسکیت نیست، این صرفا یه مثال قشنگه. ازینکه که روحانی، «کسوت» خودشو رها نمیکنه، و تا وقتی رها نکرده، هر حرکتی در تقلید زندگی مردم عادی، یک نمایشه. حتی نمایش اکستریمی در حد اشتراک خیار با بز.
جناب آیتالله مرعشی، یک شیاد به معنی متعارفش نبود. به این معنی که بگه «بریم مردم رو خر کنیم که دنیا انقدر ارزش نداره که آدم برای بقا خیلی دست و پا بزنه، و بیتالمال انقدر حرمت داره که جدم علی! شمع دولتی هم مصرف نمیکرد، بعد خودمون بریم تا جایی که میطلبه دست و پا بزنیم برای بقا، اونم با پول بیتالمال!». چون قبل ازینکه بخواد مردم رو فریب داده باشه، خودشو فریب داده بود. واقعا و واقعا باور داشت که آدم عادی نیست، و طبیعتا برای آدمی که مهمتر از آدمهای عادیه، باید بیشتر مایه گذاشت.
میگن نباید از مردم پرسید «کدام یک از رستورانهای شهر شما بهتر هستند؟». باید دید خودشون از کدوم یکی از رستورانهای شهرشون غذا میخرن. چون وقتی دارن سوال رو جواب میدن ملاحظاتی دارند، و موقع عمل کردن یه ملاحظات دیگه. آخوند، ممکنه پایین نامهش قبل از اسم خودش بنویسه «العبد». اما آخوند نشده که عبد باشه. آخوند شده تا از عوام «برتر» باشه.
❤5
نوشته «یه برنامه بت میدم زندگیتو عوض کنه: فکر کن قبلا فوت کردی، و اینایی که داری تجربه میکنی، اشانتیونهای بعد از مرگته! اینجوری همهچیز برات مفرح میشه».
در یکی از نامههای علی به معاویه اومده:
«شایسته است درباره تو بگویند که از نردبانى بالا رفته اى و از آن فراز منظره اى ناخوشایند مى بینى و هر چه میبینى به زیان توست نه به سود تو. زیرا در طلب گمشدهاى هستى که از آن تو نیست».
از نردبانبالارفته، یعنی کسی که «فرصت آرزو کردن» داره. از سطح میانگین اجتماع انقدر رفته بالاتر که میتونه چیزهایی فراتر از گرفتاریهای روزمره مردم عادی رو تجربه کنه. مناظر، ناخوشایندت هستند چون مال تو نیستند. هیچ چیزِ زندگی نیست که خوشایند باشه، چون هیچچیزی نیست که نخوای! حضرت شاهکار ادبی خلق کرده (از عجایب تاریخه که آدمی انقدر باهوش، در اقتصاد و جنگ اونقدر ضعیف عمل کرد).
داریم زیر بار خواستنهای بیپایانمون به نابودی غیرقابل بازگشت میرسیم. چون همهچیز رو میخوایم، تا مال ما باشن. حتی اگه خواستنهایی کاملا غیرمنتفعانه به نظر برسند. تو خیابون منتظر کسی بودم که یک پیرزن از جلوم رد شد که از شدت پوکی استخوان کمرش نود درجه تمام خم شده بود و با مشقت راه میرفت. با خودم گفتم چرا روحالقدس انقدر بخیل است؟ چرا فیضش رو به من نمیده که منم آنچه مسیحا میکرد بکنم؟ چرا من معجزه ندارم؟ چرا نمیتونم دست بکشم به کمرش و ناگهان درمان بشه؟
منم مثل معاویه بالای اون نردبانم. انقدر دغدغه برای بقا ندارم که به ذهنم این فراغت رو داده که به شفا دادن دیگران فکر کنم! اگه نگران این بودم که فردا صبحانه چی گیر بیارم برای خوردن، پیرزنه رو نمیدیدم حتی. و منم مثل معاویه هرچی میبینم برام ناخوشاینده، چون همهچی رو میخوام، در حالی که هیچکدوم به من تعلق ندارن. شهری بدون پیرزن میخوام، یا پیرزنهایی میخوام بدون کمر خمیده. یعنی دنیایی میخوام که ایراد و فقدان و کسوری توش نباشه. چون خودمو لایق این میدونم که تو دنیایی زندگی کنم که ایراد و فقدان نداره. میخوام معجزهگر باشم، چون خودمو لایق قدرتهایی میدونم که قبلا بدستشون نیاوردم. من میخوام دنیام بینقص باشه، و اگه نبود، این من باشم که فیکسش کنم! منم مثل معاویه، هرچی بیشتر نگاه کنم بیشتر به زیانمه.
برنامه پیشنهادیش رو قبول دارم. آدم زیانکاری مثل من باید خودشو بمیرانه. و بعد ازون، هرچه که ازین دنیا نصیبش شد رو «لطف مزید» حساب کنه. اینجوری همهچی مفرح میشه.
در یکی از نامههای علی به معاویه اومده:
«شایسته است درباره تو بگویند که از نردبانى بالا رفته اى و از آن فراز منظره اى ناخوشایند مى بینى و هر چه میبینى به زیان توست نه به سود تو. زیرا در طلب گمشدهاى هستى که از آن تو نیست».
از نردبانبالارفته، یعنی کسی که «فرصت آرزو کردن» داره. از سطح میانگین اجتماع انقدر رفته بالاتر که میتونه چیزهایی فراتر از گرفتاریهای روزمره مردم عادی رو تجربه کنه. مناظر، ناخوشایندت هستند چون مال تو نیستند. هیچ چیزِ زندگی نیست که خوشایند باشه، چون هیچچیزی نیست که نخوای! حضرت شاهکار ادبی خلق کرده (از عجایب تاریخه که آدمی انقدر باهوش، در اقتصاد و جنگ اونقدر ضعیف عمل کرد).
داریم زیر بار خواستنهای بیپایانمون به نابودی غیرقابل بازگشت میرسیم. چون همهچیز رو میخوایم، تا مال ما باشن. حتی اگه خواستنهایی کاملا غیرمنتفعانه به نظر برسند. تو خیابون منتظر کسی بودم که یک پیرزن از جلوم رد شد که از شدت پوکی استخوان کمرش نود درجه تمام خم شده بود و با مشقت راه میرفت. با خودم گفتم چرا روحالقدس انقدر بخیل است؟ چرا فیضش رو به من نمیده که منم آنچه مسیحا میکرد بکنم؟ چرا من معجزه ندارم؟ چرا نمیتونم دست بکشم به کمرش و ناگهان درمان بشه؟
منم مثل معاویه بالای اون نردبانم. انقدر دغدغه برای بقا ندارم که به ذهنم این فراغت رو داده که به شفا دادن دیگران فکر کنم! اگه نگران این بودم که فردا صبحانه چی گیر بیارم برای خوردن، پیرزنه رو نمیدیدم حتی. و منم مثل معاویه هرچی میبینم برام ناخوشاینده، چون همهچی رو میخوام، در حالی که هیچکدوم به من تعلق ندارن. شهری بدون پیرزن میخوام، یا پیرزنهایی میخوام بدون کمر خمیده. یعنی دنیایی میخوام که ایراد و فقدان و کسوری توش نباشه. چون خودمو لایق این میدونم که تو دنیایی زندگی کنم که ایراد و فقدان نداره. میخوام معجزهگر باشم، چون خودمو لایق قدرتهایی میدونم که قبلا بدستشون نیاوردم. من میخوام دنیام بینقص باشه، و اگه نبود، این من باشم که فیکسش کنم! منم مثل معاویه، هرچی بیشتر نگاه کنم بیشتر به زیانمه.
برنامه پیشنهادیش رو قبول دارم. آدم زیانکاری مثل من باید خودشو بمیرانه. و بعد ازون، هرچه که ازین دنیا نصیبش شد رو «لطف مزید» حساب کنه. اینجوری همهچی مفرح میشه.
❤7
هر لینکی که حاوی اعترافات تحت شکنجه اسماعیل بخشی و لجنپراکنی بیست و سی برام فرستاده میشه باز نمیکنم. لطفا شما هم با خیال اینکه ندیدم و بهتره ببینم برام نفرستید. بچه که بودم وقتی یکی از همکلاسیها میرفت پشت میکروفون تا قرآن قرائت کنه و میدونستم که از پسش برنخواهد اومد، تن و بدنم میلرزید، در حالی که کک خودش هم نمیگزید از تپق زدن و مورد تمسخر واقع شدن. میخندید حتی! اون بچهها بزرگ شدن و یادشون رفت، اما من هنوز ازینکه افراد خودشون رو ضایع کنند میترسم. حتی اگه خود حکومت باشه. دست خودم نیست، به طور ناخودآگاه دچار استرس میشم. دستاندرکاران دستگاه شکنجهگر و دستگاه پروپاگاندا، انقدر فهم ندارند که بدونند دارند خودشون رو تحقیر میکنند، اما به هر ترتیب استرسش به من منتقل میشه.
اما مشکل نظام دیگه اشتباه و سوتی و کجروی نیست. بلکه سیستم وضعیتی پیدا کرده که فقط مفهومش در کلمه
embarrassing
یافت میشه. تصور کنید از همون شبکه تلویزیونی که برنامهها و گزارشاتی پخش میشه درباره اینکه «سرمایهداری بد است»، برنامهها و گزارشاتی پخش میشه که «تشکیلات کمونیستی بد است». تازه اگه تشکیلاتی وجود داشته باشه، که نداره. این یعنی سر انقلاباسلامی رسما فرو رفته در ماتحت خودش. با وجود اینکه به عنوان یک طرفدار کاپیتالیسم و بازار آزاد، کمونیسم رو خیانت علیه بشریت میدونم، اما هنوز که هنوزه اگه کسانی وجود داشته باشند که حرف قابل شنیدنی علیه سرمایهداری داشته باشند، کمونیستها هستند، نه روحانیون حوزه علمیه. البته منظور از کمونیست، بچه سوسولهای سانفرانسیسکویی که اوج آمال و ارزوشون مجانی شدن دانشگاه و خط اتوبوس منتهی به دانشگاهه و با رسیدن به بلوغ عقلی در ۳۸ سالگی همش یادشون میره، نیست. بلکه کمونیستی که میگه نباید تن به سرمایهداری داد حتی اگه سخت باشه (میفهمه که سخته)، و میدونه داره چی میگه.
جمهوریاسلامی نه درکی از سرمایهداری داره، و نه درکی از مخالفانش. تنها چیزی که این سیستم درک میکنه، غارتگریه. بنابراین چه وقتی که چیزی علیه سرمایهداری میگه، و چه زمانی که چیزی علیه کمونیسم میگه، جای یه صدا خالیه که بگه: «تو چی میگی آخه؟ تو کجای این بحثی؟».
حکومتی که نه به مالکیت فردی احترام میذاره و نه به تشکل کارگری، کجای این بحثه؟ اصلا چهل دزد بغداد رو چه به دخالت در این دعواها؟ یه کارگر آبروی تشکیلاتتون رو برده؟ خب با فوتوشاپ چهارتا عکس مثلا مستهجن بسازید و بگید طرف بدکارهست! مخاطب بیخبر هم کنجکاوتر میشه.. مردم زیاد کلیک میکنند روی این رسواییهای ساختگی. لزومی نداره با ریختن کمونیسم تو قضیه خودتون رو ضایع کنید. این اصرار برای اینقدر مسخره به نظر رسیدن، چه هدفی داره؟
از اون همکلاسی که میرفت پشت میکروفون و گند میزد میپرسیدم برای چی میری خودتو خراب میکنی؟ میگفت بیخیال، حال میده!.. نکنه به وفادارن نظام هم داره حال میده این وضعیت خجالتآور؟
اما مشکل نظام دیگه اشتباه و سوتی و کجروی نیست. بلکه سیستم وضعیتی پیدا کرده که فقط مفهومش در کلمه
embarrassing
یافت میشه. تصور کنید از همون شبکه تلویزیونی که برنامهها و گزارشاتی پخش میشه درباره اینکه «سرمایهداری بد است»، برنامهها و گزارشاتی پخش میشه که «تشکیلات کمونیستی بد است». تازه اگه تشکیلاتی وجود داشته باشه، که نداره. این یعنی سر انقلاباسلامی رسما فرو رفته در ماتحت خودش. با وجود اینکه به عنوان یک طرفدار کاپیتالیسم و بازار آزاد، کمونیسم رو خیانت علیه بشریت میدونم، اما هنوز که هنوزه اگه کسانی وجود داشته باشند که حرف قابل شنیدنی علیه سرمایهداری داشته باشند، کمونیستها هستند، نه روحانیون حوزه علمیه. البته منظور از کمونیست، بچه سوسولهای سانفرانسیسکویی که اوج آمال و ارزوشون مجانی شدن دانشگاه و خط اتوبوس منتهی به دانشگاهه و با رسیدن به بلوغ عقلی در ۳۸ سالگی همش یادشون میره، نیست. بلکه کمونیستی که میگه نباید تن به سرمایهداری داد حتی اگه سخت باشه (میفهمه که سخته)، و میدونه داره چی میگه.
جمهوریاسلامی نه درکی از سرمایهداری داره، و نه درکی از مخالفانش. تنها چیزی که این سیستم درک میکنه، غارتگریه. بنابراین چه وقتی که چیزی علیه سرمایهداری میگه، و چه زمانی که چیزی علیه کمونیسم میگه، جای یه صدا خالیه که بگه: «تو چی میگی آخه؟ تو کجای این بحثی؟».
حکومتی که نه به مالکیت فردی احترام میذاره و نه به تشکل کارگری، کجای این بحثه؟ اصلا چهل دزد بغداد رو چه به دخالت در این دعواها؟ یه کارگر آبروی تشکیلاتتون رو برده؟ خب با فوتوشاپ چهارتا عکس مثلا مستهجن بسازید و بگید طرف بدکارهست! مخاطب بیخبر هم کنجکاوتر میشه.. مردم زیاد کلیک میکنند روی این رسواییهای ساختگی. لزومی نداره با ریختن کمونیسم تو قضیه خودتون رو ضایع کنید. این اصرار برای اینقدر مسخره به نظر رسیدن، چه هدفی داره؟
از اون همکلاسی که میرفت پشت میکروفون و گند میزد میپرسیدم برای چی میری خودتو خراب میکنی؟ میگفت بیخیال، حال میده!.. نکنه به وفادارن نظام هم داره حال میده این وضعیت خجالتآور؟
❤2
این عبارت «ماشین جنگی» رو حامله کردند چپها از بس که ازش استفاده کردند، اما واقعیت اینه که این ماشین هرروز داره بهتر از دیروز میشه.
اون لحظهای که تصویر مات میشه لحظه شلیکه (هوای مقابل دوربین توسط حرارت خارج شده از انتهای موشک گرم میشه)، از تأخیرش تا رسیدن به هدف میشه فهمید که فاصله واقعا زیاده. یعنی بههیچوجه امکان نداره حتی صدای موتورش رو بشنوند. کل افرادی که تو حیاط نشستن رو به ذرات کوچکی از گوشت و استخوان تبدیل میکنه، اما نه تنها دیوارهای حیاط فرو نمیریزند، بلکه حتی درخت مجاور هم چیزیش نمیشه! یک مرگ سریع و بیخبر، و با حداقلیترین خسارت به اطراف.
اینکه سیاستمدارها دارن چه استفادهای از امکانات این ماشین میکنند، یه بحث دیگهست. و الا این ماشین واقعا داره خوب کار میکنه. ضمنا همینکه لازم بوده روش انقدر سرمایهگذاری کنند تا انقدر خوب کار کنه، ثابت میکنه که توقع اخلاقی از صاحب این ماشین خیلی بالا رفته. این توقع رو از کشورهای یاغی و یاغی-اسلامی ندارند. مثلا وقتی سپاه در سوریه پنج تا مجتمع مسکونی رو با خاک یکسان میکنه تا یکنفر! شورشی رو از بین ببره، کسی اهمیت نمیده. چون میدونن از مسلمانان نباید و نمیشه توقع داشت آدم باشند.
https://t.me/sahandiranmehr/18090
اون لحظهای که تصویر مات میشه لحظه شلیکه (هوای مقابل دوربین توسط حرارت خارج شده از انتهای موشک گرم میشه)، از تأخیرش تا رسیدن به هدف میشه فهمید که فاصله واقعا زیاده. یعنی بههیچوجه امکان نداره حتی صدای موتورش رو بشنوند. کل افرادی که تو حیاط نشستن رو به ذرات کوچکی از گوشت و استخوان تبدیل میکنه، اما نه تنها دیوارهای حیاط فرو نمیریزند، بلکه حتی درخت مجاور هم چیزیش نمیشه! یک مرگ سریع و بیخبر، و با حداقلیترین خسارت به اطراف.
اینکه سیاستمدارها دارن چه استفادهای از امکانات این ماشین میکنند، یه بحث دیگهست. و الا این ماشین واقعا داره خوب کار میکنه. ضمنا همینکه لازم بوده روش انقدر سرمایهگذاری کنند تا انقدر خوب کار کنه، ثابت میکنه که توقع اخلاقی از صاحب این ماشین خیلی بالا رفته. این توقع رو از کشورهای یاغی و یاغی-اسلامی ندارند. مثلا وقتی سپاه در سوریه پنج تا مجتمع مسکونی رو با خاک یکسان میکنه تا یکنفر! شورشی رو از بین ببره، کسی اهمیت نمیده. چون میدونن از مسلمانان نباید و نمیشه توقع داشت آدم باشند.
https://t.me/sahandiranmehr/18090
Telegram
سهند ایرانمهر
🔸انتشار فیلم حمله سه روز پیش پهپاد آمریکایی به کمپ آموزشی طالبان در استان هلمند افغانستان . در این حمله 29 نفر از اعضای طالبان کشته شدند.
@sahandiranmehr
@sahandiranmehr
❤2