لیبرالهایی هستند که علاوه بر همفکران خودشون محافظهکاران رو هم فالو میکنند تا بیشتر در جریان مجادلات باشند. راستگراهایی هم هستند که یه مقدار لیبرال میذارن تو سبد خریدشون تا فقط مشتری پژواک صدای خودشون نباشن. من هم سعی میکنم همینطور باشم، و برای همین محتویات NOW THIS
رو هم دنبال میکردم. اما یه جایی رسید که دیگه بریدم، چون حتی یک لیبرال هم نباید انقدر کودن باشه که چنین محتویاتی افکارش رو نمایندگی کنه. میخواید یه سمپل ببینید که نشون بده چرا منی که اینهمه در داشتن ذهن باز ادعا داره، چنین اکانتهایی رو آنفالو میکنه؟ لینکش رو یکی از دوستان فرستاد. بازم تأکید میکنم این فقط یک سمپله. کوهی ازین موارد وجود داره.
«میگه اگه زنی ادعا کرد مورد تعرض جنسی قرار گرفته باید دربست باور کنید، چون از هر سه زن، یکی مورد تعرض قرار میگیره. تو نیویورک از هر سه روز یک روزش بارونیه. پس همونطور که وقتی یکی میگه بارون میاد باور میکنید، وقتی یک زن میگه مورد تعرض قرار گرفتم هم باید باور کنید».
سطح استدلال در حدیه که فقط میشه گفت جیزز کرایست!
لازم نیست در مَثَل مناقشه کرد ولی حتی در مثل هم شارلاتانیزم مشهوده. حتی در شهر ساحلی و پررطوبت نیویورک، دو سوم سال هوا آفتابیه، پس اینطور هم نیست که هر موقع سال هر کس ادعا کرد داره بارون میاد همه باور کنند. یعنی هم در خود آمار مغلطه وجود داره، هم درباره چیزهایی که مردم باور میکنند.
ولی فرض کنیم عین ۳۶۵ روز سال شرشر بارون میبارید، اونهم شبانهروزی، و توقف هم نداشت. اونوقت آیا لازم بود کسی «اثبات» کنه که داره بارون میاد؟ معلومه که نه. پس دیگه حتی نیاز نبود «ادعا» کنه که داره بارون میاد. همونطور که معنی نداره کسی ادعا کنه که فرزند یک زن و شوهره! آیا مورد تعرض قرار گرفتن، همارز یک امر بدیهی مثل زاده شدن از رحم یک مادره؟ فاکینگ NO!
اما مغلطه بزرگتر که هولناک هم هست اینه: باور کردن اینکه داره بارون میاد در حالی که نمیاد، با باور کردن متجاوز بودن یک مرد در حالی که متجاوز نیست یکیه!.. حتی یک بوزینه هم میتونه بفهمه که یکی نیست (هوش بوزینهها در حدی هست که تفاوت هزینهها رو درک کنه). اگه باور کنی داره بارون میاد و چتر با خودت ببری بیرون و ببینی گول خوردی، تنها هزینهای که پرداخت میکنی جا دادن بیهوده چتر تو کیفته. ولی باور کردن یک ادعای دروغ درباره تجاوز، زندگی اون متهم رو میتونه نابود کنه. مخصوصا در دوره ما که با یه بشگن میشه دهها گنگ اینترنتی رو انداخت به جون یک فرد.
و اما تناقض بانمک قضیه: باید هر زنی که ادعا کرد فردی بش تعرض کرده باور کرد؟ اوکی. من یه خانوم پیدا میکنم که ادعا کنه آقایی که تو این ویدئو داره الفبای «واژنیسم» رو برامون تبیین میکنه بش تعرض کرده، و سپس باورش میکنم. پس این آقا یک متعرضه. «یک متعرض غلط میکنه بیاد درباره حقوق زنان حرف بزنه!».. به همین خوشمزگی.
و اما بیگ پیکچر قضیه: باید پرسید هدفت چیه عزیزم؟ جامعه داخل یک لیگ فوتبال نیست که یک شقهش برنده بشه و جام رو ببره بالای سر، و شقه دیگهش گریان و سرخورده بره تو رختکن. این مردان که داری همشونو متجاوز تصویر میکنی، هیچجا قرار نیست برن، نه ونوس، نه رختکن. طرز جنگیدن با کسی که قراره بیرونش کنی با کسی که مجبوری باش زندگی کنی نمیتونه یکی باشه. همونطور که نیمه مذکر جامعه مجبوره با نیمه مونث زندگی کنه (و هزینهش هم میده، مثل به جان خریدن «ریسک» در کار، در جنگ..)، نیمه مونث هم گرفتار عینِ عینِ همین اجباره. هیولاپنداری طرفی که مجبوری باش زندگی کنی، اون نتیجهای که مطلوبه ایجاد نمیکنه.
https://www.instagram.com/p/BsgADltHjBL/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=tpuhtso24p50
رو هم دنبال میکردم. اما یه جایی رسید که دیگه بریدم، چون حتی یک لیبرال هم نباید انقدر کودن باشه که چنین محتویاتی افکارش رو نمایندگی کنه. میخواید یه سمپل ببینید که نشون بده چرا منی که اینهمه در داشتن ذهن باز ادعا داره، چنین اکانتهایی رو آنفالو میکنه؟ لینکش رو یکی از دوستان فرستاد. بازم تأکید میکنم این فقط یک سمپله. کوهی ازین موارد وجود داره.
«میگه اگه زنی ادعا کرد مورد تعرض جنسی قرار گرفته باید دربست باور کنید، چون از هر سه زن، یکی مورد تعرض قرار میگیره. تو نیویورک از هر سه روز یک روزش بارونیه. پس همونطور که وقتی یکی میگه بارون میاد باور میکنید، وقتی یک زن میگه مورد تعرض قرار گرفتم هم باید باور کنید».
سطح استدلال در حدیه که فقط میشه گفت جیزز کرایست!
لازم نیست در مَثَل مناقشه کرد ولی حتی در مثل هم شارلاتانیزم مشهوده. حتی در شهر ساحلی و پررطوبت نیویورک، دو سوم سال هوا آفتابیه، پس اینطور هم نیست که هر موقع سال هر کس ادعا کرد داره بارون میاد همه باور کنند. یعنی هم در خود آمار مغلطه وجود داره، هم درباره چیزهایی که مردم باور میکنند.
ولی فرض کنیم عین ۳۶۵ روز سال شرشر بارون میبارید، اونهم شبانهروزی، و توقف هم نداشت. اونوقت آیا لازم بود کسی «اثبات» کنه که داره بارون میاد؟ معلومه که نه. پس دیگه حتی نیاز نبود «ادعا» کنه که داره بارون میاد. همونطور که معنی نداره کسی ادعا کنه که فرزند یک زن و شوهره! آیا مورد تعرض قرار گرفتن، همارز یک امر بدیهی مثل زاده شدن از رحم یک مادره؟ فاکینگ NO!
اما مغلطه بزرگتر که هولناک هم هست اینه: باور کردن اینکه داره بارون میاد در حالی که نمیاد، با باور کردن متجاوز بودن یک مرد در حالی که متجاوز نیست یکیه!.. حتی یک بوزینه هم میتونه بفهمه که یکی نیست (هوش بوزینهها در حدی هست که تفاوت هزینهها رو درک کنه). اگه باور کنی داره بارون میاد و چتر با خودت ببری بیرون و ببینی گول خوردی، تنها هزینهای که پرداخت میکنی جا دادن بیهوده چتر تو کیفته. ولی باور کردن یک ادعای دروغ درباره تجاوز، زندگی اون متهم رو میتونه نابود کنه. مخصوصا در دوره ما که با یه بشگن میشه دهها گنگ اینترنتی رو انداخت به جون یک فرد.
و اما تناقض بانمک قضیه: باید هر زنی که ادعا کرد فردی بش تعرض کرده باور کرد؟ اوکی. من یه خانوم پیدا میکنم که ادعا کنه آقایی که تو این ویدئو داره الفبای «واژنیسم» رو برامون تبیین میکنه بش تعرض کرده، و سپس باورش میکنم. پس این آقا یک متعرضه. «یک متعرض غلط میکنه بیاد درباره حقوق زنان حرف بزنه!».. به همین خوشمزگی.
و اما بیگ پیکچر قضیه: باید پرسید هدفت چیه عزیزم؟ جامعه داخل یک لیگ فوتبال نیست که یک شقهش برنده بشه و جام رو ببره بالای سر، و شقه دیگهش گریان و سرخورده بره تو رختکن. این مردان که داری همشونو متجاوز تصویر میکنی، هیچجا قرار نیست برن، نه ونوس، نه رختکن. طرز جنگیدن با کسی که قراره بیرونش کنی با کسی که مجبوری باش زندگی کنی نمیتونه یکی باشه. همونطور که نیمه مذکر جامعه مجبوره با نیمه مونث زندگی کنه (و هزینهش هم میده، مثل به جان خریدن «ریسک» در کار، در جنگ..)، نیمه مونث هم گرفتار عینِ عینِ همین اجباره. هیولاپنداری طرفی که مجبوری باش زندگی کنی، اون نتیجهای که مطلوبه ایجاد نمیکنه.
https://www.instagram.com/p/BsgADltHjBL/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=tpuhtso24p50
❤3
Anarchonomy
Photo
حمدالله محب، مشاور امنیت ملی افغانستان پا شده رفته چین تا درباره «طرح صلح با طالبان» صحبت کنه. اما به چین چه ربطی داره؟ خب چون پاکستان تا حد زیادی از چین حرفشنوی داره. خب به پاکستان چه ربطی داره؟ خب چون پاکستان هرکاری که میتونست کرد تا طالبان سر پا بمونه! اما مگه دولت پاکستان یه دولت سکولار نیست؟ پس چرا از وحوش طالب حمایت میکنند؟ چون همیشه پای «نژاد و قومیت» در میان است. بیست سال طول کشید تا برای آمریکاییها ثابت بشه طالبان فقط یه ماسکه که پشتونها به صورتشون زدن تا تسلط تاریخیشون به شمال پاکستان و جنوب افغانستان رو احیاء کنند. تروریسم اسلامی فقط یه وسیلهست. برای اینها، اون مرزی که بین پاکستان و افغانستان کشیده شده، یه خط فیکه. و در این مورد حق هم دارند. اون خط نه اون موقع که کشیده شد معنی نداشت، نه الان. طالبان اگه یه فرقه مذهبی بود، تا الان هزار بار به فنا رفته بود. این فاشیسم قومیتیه که میتونه انقدر دوام بیاره و به تعصب و خونریزیش ادامه بده.
حالا که آمریکا با این واقعیت مواجه شده، دیگه چارهای جز مذاکره نداره. ژنرال متیس، که چند هفته پیش استعفا داد، علاوه بر سوریه، در افغانستان هم دچار خطا بود. ایشون می گفت باید طالبان رو وارد انتخابات کرد. غافل ازینکه پشتونها به صندوق رأی اعتقادی ندارند، و نخواهند داشت.. چون انتخابات ممکنه بتونه بشون قدرت مشروع بده، اما نمیتونه قدرتشون رو حفظ کنه. برای اونا مشروعیت مهم نیست، ثباتش مهمه. هرچند متیس از وزارت دفاع رفت، اما همفکرانش هنوز وجود دارند، و برای همین همچنان میبینیم مفاد مذاکرات، به طرز کودکانهای خوشبینانه هستند. مثلا: «طالبان باید با تمام گروههای تروریستی از جمله القاعده قطع رابطه کند!». شتر در خواب بیند پنبه دانه.
اما شاید بعضی وقتها خواب شتر تعبیر بشه. طالبان هیچ دلیلی نداشتند که با جمهوریاسلامی مذاکره کنند (که این روزها توسط عراقچی و ظریف کاملا علنی هم شده)، اما اگه قرار باشه رابطهش رو با القاعده و بقیه تروریستها قطع کنه، نیاز به یک اسپانسر جایگزین داره که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میتونه گزینه خوبی باشه. هر چند که جمهوریاسلامی تحت تحریمهای مختلف ضدتروریسم قرار داره، اما به قول خود آمریکاییها نمیشه کل یک حکومت رو یک سازمان تروریستی عنوان کرد. پس طالبان میتونه بدون اینکه تخلف کنه همچنان اسپانسر داشته باشه.
در مورد افغانستان مطلقا هیچ چیزی رو نمیشه پیشبینی کرد، جز یک چیز: هیچ ملتی با فاشیسم عاقبت به خیر نخواهد شد. حتی اگه همه قدرتها در برابرش زانو بزنند.
حالا که آمریکا با این واقعیت مواجه شده، دیگه چارهای جز مذاکره نداره. ژنرال متیس، که چند هفته پیش استعفا داد، علاوه بر سوریه، در افغانستان هم دچار خطا بود. ایشون می گفت باید طالبان رو وارد انتخابات کرد. غافل ازینکه پشتونها به صندوق رأی اعتقادی ندارند، و نخواهند داشت.. چون انتخابات ممکنه بتونه بشون قدرت مشروع بده، اما نمیتونه قدرتشون رو حفظ کنه. برای اونا مشروعیت مهم نیست، ثباتش مهمه. هرچند متیس از وزارت دفاع رفت، اما همفکرانش هنوز وجود دارند، و برای همین همچنان میبینیم مفاد مذاکرات، به طرز کودکانهای خوشبینانه هستند. مثلا: «طالبان باید با تمام گروههای تروریستی از جمله القاعده قطع رابطه کند!». شتر در خواب بیند پنبه دانه.
اما شاید بعضی وقتها خواب شتر تعبیر بشه. طالبان هیچ دلیلی نداشتند که با جمهوریاسلامی مذاکره کنند (که این روزها توسط عراقچی و ظریف کاملا علنی هم شده)، اما اگه قرار باشه رابطهش رو با القاعده و بقیه تروریستها قطع کنه، نیاز به یک اسپانسر جایگزین داره که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میتونه گزینه خوبی باشه. هر چند که جمهوریاسلامی تحت تحریمهای مختلف ضدتروریسم قرار داره، اما به قول خود آمریکاییها نمیشه کل یک حکومت رو یک سازمان تروریستی عنوان کرد. پس طالبان میتونه بدون اینکه تخلف کنه همچنان اسپانسر داشته باشه.
در مورد افغانستان مطلقا هیچ چیزی رو نمیشه پیشبینی کرد، جز یک چیز: هیچ ملتی با فاشیسم عاقبت به خیر نخواهد شد. حتی اگه همه قدرتها در برابرش زانو بزنند.
❤3
تعصب تو بعضی مقالات نیویورکتایمز به قدری بچهگانهست که وسط مطلب یهو میزنم زیر خنده.
اینجا میگه رییسجمهور کره حداقل دستمزدها رو افزایش داده و مالیاتها رو بیشتر کرده، دقیقا خلاف جهت ترامپ، اما نتایج خوبی در بر نداشته، رشد اقتصادی کره کند شده و بیکاری افزایش پیدا کرده. چون شرکتهایی که با حداقل سود دارن کار میکنند نمیتونند این نرخ دستمزدهای دستوری رو تحمل کنند. از رییس قطعهسازی داسونگ هم نقل قول آورده که دولت داره تند میره!.. بعد ناگهان میگه: البته این به این معنی نیست که رییسجمهور کره اشتباه میکنه و حق با ترامپه! 😅
اما واقعا اهمیتی نداره این تنفر مسخرهشون از ترامپ. موضوع مهم اینه که وانمود میکنند کلا بحثی وجود نداره در این زمینه، غیر از موضع ترامپ، و ترامپ هم که دیوانهست، پس بحثی نداریم باید این سیاستها ادامه پیدا کنه!.. انگار نه انگار که آدمهای اقتصادخونده و اقتصادبلدی هم وجود دارند که اصلا قبول ندارند دخالت دولت در تعیین دستمزد رو، و استدلالهای خیلی خوبی دارند. چرا حتی یک خط درباره اون استدلالها داخل مقاله پیدا نمیشه؟ پاسخش سادهست: این روزنامه وزین، علنی و غیرعلنی، گرایشات کمونیستی داره. اما چیزی که بامزهست اینه که نحوه درآمدزایی این شرکت، در یک سیستم کمونیستی، محلی از اعراب نمیداشت! ۴ دلار در هفته برای مطالب اصلی که اگه صفحات آشپزی و جدول هم بخوای ۲ دلار بش اضافه میشه؟ روح جناب مارکس، شاد.
https://www.nytimes.com/2019/01/09/business/south-korea-economy.html
اینجا میگه رییسجمهور کره حداقل دستمزدها رو افزایش داده و مالیاتها رو بیشتر کرده، دقیقا خلاف جهت ترامپ، اما نتایج خوبی در بر نداشته، رشد اقتصادی کره کند شده و بیکاری افزایش پیدا کرده. چون شرکتهایی که با حداقل سود دارن کار میکنند نمیتونند این نرخ دستمزدهای دستوری رو تحمل کنند. از رییس قطعهسازی داسونگ هم نقل قول آورده که دولت داره تند میره!.. بعد ناگهان میگه: البته این به این معنی نیست که رییسجمهور کره اشتباه میکنه و حق با ترامپه! 😅
اما واقعا اهمیتی نداره این تنفر مسخرهشون از ترامپ. موضوع مهم اینه که وانمود میکنند کلا بحثی وجود نداره در این زمینه، غیر از موضع ترامپ، و ترامپ هم که دیوانهست، پس بحثی نداریم باید این سیاستها ادامه پیدا کنه!.. انگار نه انگار که آدمهای اقتصادخونده و اقتصادبلدی هم وجود دارند که اصلا قبول ندارند دخالت دولت در تعیین دستمزد رو، و استدلالهای خیلی خوبی دارند. چرا حتی یک خط درباره اون استدلالها داخل مقاله پیدا نمیشه؟ پاسخش سادهست: این روزنامه وزین، علنی و غیرعلنی، گرایشات کمونیستی داره. اما چیزی که بامزهست اینه که نحوه درآمدزایی این شرکت، در یک سیستم کمونیستی، محلی از اعراب نمیداشت! ۴ دلار در هفته برای مطالب اصلی که اگه صفحات آشپزی و جدول هم بخوای ۲ دلار بش اضافه میشه؟ روح جناب مارکس، شاد.
https://www.nytimes.com/2019/01/09/business/south-korea-economy.html
NY Times
South Korea Raised Taxes in Bid for Growth. So Far, It’s Not Working.
In contrast to President Trump, President Moon Jae-in of South Korea has embraced a pro-labor program of higher wages and taxes. The early results have been discouraging.
❤3
ما از حوزه علمیهای که واژگانش رو هم آپدیت نکرده نمیتونیم انتظار داشته باشیم روش اندیشه و محتوا رو آپدیت کنه. صحبت از خلع لباس آقامیری شده.. اون هم به دلیلی مضحک. اما قبل از پرداختن به اون دلیل، باید به خود عبارت «خلع لباس» پرداخت. عبارتی که در دنیای امروزی تقریبا تهی از معناست. اما حتی اگه تهی نبود هم باید به انتخاب کلمه دقت میشد. حتی یک کارمند تازه وارد در روابط عمومی یک شرکت میدونه که نباید کلماتی رو به کار ببره که فعلا در فرهنگ عمومی قفل شده به کلمات دیگهای. مردم ایران کلمه خلع رو فقط وقتی کنار سلاح باشه استفاده میکنند. وقتی میگی خلع لباس، قرابت استعاری پیدا میکنه با خلع سلاح، و به ذهن شنونده اینطور میاد که: چه کارکرد معناداری، این لباس، سلاح اینهاست، و گرنه اصلا چه نیازی هست به استفاده ازین کلمه؟ حوزه مطلقا حق گله و شکوایه از تمام بد و بیراهها و شوخیها و تمسخرها که همین عبارت خاص تغذیهشون کرده، نداره.
آقامیری هم مطلقا حق گله و شکوایه نداره. طلبهای که اون لباس رو میپوشه، از همون ابتدا میپذیره که این فقط یک لباس نیست، وگرنه نمیشد کسی رو به نپوشیدنش محکوم کرد! یعنی همون ابتدا پذیرفته که من جزیی از مردم عادی نیستم، بلکه وابسته به یک نهاد متمرکز هستم و اون نهاد هم کاملا وابسته به حاکمیت است. پس اختیار پوشیدن یا نپوشیدنش هم در اختیار حاکمیت است. حتی اگه بخواد از لجبازی، یا عناد، یا تحجر یا سیاسیکاری یا هر دلیل دیگهای ازون اختیار استفاده کنه. «آخوند مستقل»، یک افسانهست، چون استقلال با کسوت آخوندی در تضاده. اونی که میخواست مستقل باشه، اون لباس رو نمیپوشید ابتدا به ساکن، و اگه بعدا به آگاهی رسید، خودش درمیاورد. صبر نمیکرد که حکومت درش بیاره.
زندگی امروز ما، نیاز به وجود جایگاهی به نام روحانیت نداره. و تبعا نیاز به حوزه علمیه هم نداره. پس دعوای آقامیری با صاحبان لباسش، دعوای کسانیه که همگی باری هستند بر دوش ما. نتیجه دعوا اهمیتی نداره، اگه قراره ده کیلو بار رو حمل کنی فرق نداره سه کیلوش رو دوش چپت باشه و هفت کیلوش رو دوش راستت یا برعکس. مهم خلاص شدن از باره، نه تغییر شیفت کاری بین کتفهات. اگر احیانا در طی فرآیند این دعواها، یکی از طرفین به نحوی بر طرف مقابل تفوق (فیزیکی و یا حتی معنوی) پیدا کرد که برآیند وزن این بار کم شد، جای خوشحالیه. و گرنه هیچ.
آقامیری هم مطلقا حق گله و شکوایه نداره. طلبهای که اون لباس رو میپوشه، از همون ابتدا میپذیره که این فقط یک لباس نیست، وگرنه نمیشد کسی رو به نپوشیدنش محکوم کرد! یعنی همون ابتدا پذیرفته که من جزیی از مردم عادی نیستم، بلکه وابسته به یک نهاد متمرکز هستم و اون نهاد هم کاملا وابسته به حاکمیت است. پس اختیار پوشیدن یا نپوشیدنش هم در اختیار حاکمیت است. حتی اگه بخواد از لجبازی، یا عناد، یا تحجر یا سیاسیکاری یا هر دلیل دیگهای ازون اختیار استفاده کنه. «آخوند مستقل»، یک افسانهست، چون استقلال با کسوت آخوندی در تضاده. اونی که میخواست مستقل باشه، اون لباس رو نمیپوشید ابتدا به ساکن، و اگه بعدا به آگاهی رسید، خودش درمیاورد. صبر نمیکرد که حکومت درش بیاره.
زندگی امروز ما، نیاز به وجود جایگاهی به نام روحانیت نداره. و تبعا نیاز به حوزه علمیه هم نداره. پس دعوای آقامیری با صاحبان لباسش، دعوای کسانیه که همگی باری هستند بر دوش ما. نتیجه دعوا اهمیتی نداره، اگه قراره ده کیلو بار رو حمل کنی فرق نداره سه کیلوش رو دوش چپت باشه و هفت کیلوش رو دوش راستت یا برعکس. مهم خلاص شدن از باره، نه تغییر شیفت کاری بین کتفهات. اگر احیانا در طی فرآیند این دعواها، یکی از طرفین به نحوی بر طرف مقابل تفوق (فیزیکی و یا حتی معنوی) پیدا کرد که برآیند وزن این بار کم شد، جای خوشحالیه. و گرنه هیچ.
❤3
آمریکا و اتحادیه اروپا تقریبا به یک اندازه از تولید ناخالص ملیشون رو صرف مدیریت جرائم میکنند. اما اروپا بیشتر این پول رو صرف پلیس میکنه و یه مقدار کمش رو خرج زندانها. این نسبت در آمریکا خیلی متفاوته. ادعای رایج اینه که میگن آمریکا زندانهاش رو به بخش خصوصی واگذار کرده و یک صنعت به نام زندانداری شکل گرفته و اینها از بالا رفتن تعداد زندانیان، نفع میبرند. اما به نظرم این همه داستان نیست. تو اروپا یک اقلیت وجود نداره که تا خرخره درگیر قاچاق مواد مخدر باشه. سیاهپوستان خیلی بیشتر از نسبت سهمشون از کل جمعیت دست به خلاف میزنند. این مشکل فرهنگی-اجتماعی در اروپا وجود نداره.
Anarchonomy
آمریکا و اتحادیه اروپا تقریبا به یک اندازه از تولید ناخالص ملیشون رو صرف مدیریت جرائم میکنند. اما اروپا بیشتر این پول رو صرف پلیس میکنه و یه مقدار کمش رو خرج زندانها. این نسبت در آمریکا خیلی متفاوته. ادعای رایج اینه که میگن آمریکا زندانهاش رو به بخش خصوصی…
اما مثل اینکه مورد عجیب سیاهپوستان آمریکا هم همه داستان نیست.
قرمزها ایالتهای آمریکاست و زردها کشورهای اروپایی. محور عمودی نسبت هزینهکرد پلیس به زندان رو نشون میده. از همه بیشتر که قبرس باشه ۱۶ به ۱ نشون میده که یعنی ۱۶ برابر چیزی که خرج حبس میکنه، خرج پلیسش میکنه!
عجیبه حتی ایالتهایی که مشکل سیاهپوستان، و قاچاق، و اسلحه رو ندارند هم باز خیلی پایینترند.
یه چیزی جور در نمیاد. تو قبرس و یونان و کرواسی چه خبره؟ بریم پلیس شیم اونجا.
قرمزها ایالتهای آمریکاست و زردها کشورهای اروپایی. محور عمودی نسبت هزینهکرد پلیس به زندان رو نشون میده. از همه بیشتر که قبرس باشه ۱۶ به ۱ نشون میده که یعنی ۱۶ برابر چیزی که خرج حبس میکنه، خرج پلیسش میکنه!
عجیبه حتی ایالتهایی که مشکل سیاهپوستان، و قاچاق، و اسلحه رو ندارند هم باز خیلی پایینترند.
یه چیزی جور در نمیاد. تو قبرس و یونان و کرواسی چه خبره؟ بریم پلیس شیم اونجا.
❤3
دفعه قبل یک کتاب معرفی کردم و تعداد زیادی از شما زحمت کشیدید و پیدیافش رو برام فرستادید. که از همگی ممنونم. ببینم اندفعه چه میکنید.
این کتاب هم طلاست، و کاش یکی پیدا بشه و ترجمهش کنه. مملکت ما، بدجوری به محتواش نیازمنده.
«ایذا و مدارا: راه طولانی آزادی مذهبی».
به طور خلاصه میشه گفت این دو نویسنده توضیح میدن که چی شد و چه اتفاقات اقتصادی و اجتماعی در تاریخ اروپا رخ داد که این قاره به این آزادی رسید.
https://www.amazon.com/Persecution-Toleration-Religious-Cambridge-Economics/dp/1108441165/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1547221059&sr=8-1&keywords=mark+koyama+persecution/marginalrevol-20
این کتاب هم طلاست، و کاش یکی پیدا بشه و ترجمهش کنه. مملکت ما، بدجوری به محتواش نیازمنده.
«ایذا و مدارا: راه طولانی آزادی مذهبی».
به طور خلاصه میشه گفت این دو نویسنده توضیح میدن که چی شد و چه اتفاقات اقتصادی و اجتماعی در تاریخ اروپا رخ داد که این قاره به این آزادی رسید.
https://www.amazon.com/Persecution-Toleration-Religious-Cambridge-Economics/dp/1108441165/ref=sr_1_1?ie=UTF8&qid=1547221059&sr=8-1&keywords=mark+koyama+persecution/marginalrevol-20
اولین برف یعنی چی؟ یعنی کسی قبلا گفته بود با برف اول نباید ترافیک بشه اما با برف دوم و سوم عیب نداره؟ آیا منظور «اوائل بارش» بوده؟ رو کف خیابون یه لایه ضخیم برف نشسته که وزن ماشینها هم نمیتونه جابجاش کنه، پس اوائلش نیست. ولی بهرحال، حتی قفل هم نیست، کنده. و همه خیابونها نیست، فقط یک خیابونه. بحث درباره این چیزها مسخرهست. چیزی که مسخره نیست و خیلی هم مهمه اینه که: چرا لازمه بگی «فقط تهران نیست»؟ چی شده که لازم شده انقدر مثال بزنید؟ چرا رسانههای برزیل وقتی جایی از ریودوژانیرو دچار آبگرفتگی میشه، یه آبگرفتگی در لندن رو نشون نمیدن و بگن «فقط ریو نیست»؟ چرا وقتی تو بانکوک از یه مغازه دزدی میشه، رسانههای تایلند یه ویدئو از دزدی در نیواورلئان نشون نمیدن که بگن «فقط بانکوک نیست»؟ علتش این نیست که در تایلند و برزیل، حاکمیت مجبور نیست شبانهروز از خودش دفاع کنه چون مردم پذیرفتنش اما جمهوریاسلامی مجبوره شبانهروز از خودش دفاع کنه چون بعد از چهل سال هنوز «ملت» ایران پسش میزنه؟ علتش این نیست که حکومت ایران، یه جور زگیله؟
https://t.me/khabaronline_ir/203269
https://t.me/khabaronline_ir/203269
Telegram
خبرگزاری خبرآنلاین
🔸فقط تهران نیست؛ در نیوجرسی هم با اولین برف خیابان ها قفل میشود!
#ترافیک
@KhabarOnline_IR
#ترافیک
@KhabarOnline_IR
❤3
لیبرالها، به جیمز واتسون، یکی از ریشسفیدان علم ژنتیک، که جایزه نوبل هم گرفته بود، حتی در آخرین روزهای زندگیش رحم نکردند. لابراتوار کلد اسپرینگ هاربر، که واتسون زحمات زیادی براش کشیده بود، به بهانه «اظهارات نژادپرستانه» تمام عناوین و افتخاراتش رو ازش پس گرفت! این آدم نخبه نظرات شاذی داشت درباره خصوصیات وراثتی، مثلا میگفت هوش آفریقاییها در حد ما نیست (که البته به زعم من این تمام واقعیت نیست، اینکه در تست آیکیو ضعیفند معنیش این نیست که خنگند، اما واضحه که ذهنشون خیلی شبیه ذهن ما عمل نمیکنه) اما اینارو قبلا هم گفته بود. چرا باید وقتی در بستر مرگ افتاده تحقیرش کنند؟ آیا این رفتار چیزی جز یک کینهتوزی ایدئولوژیکه؟ حالا که این پیرمرد له شد، سیاهپوستان به سعادت رسیدند؟
کاش یکی به آقای واتسون بگه: سفیدها باهوشند نه؟ ولی همین سفیدها فضای آکادمیک رو به لجن کشیدند، و خودت هم بزرگترین قربانیش بودی.
کاش یکی به آقای واتسون بگه: سفیدها باهوشند نه؟ ولی همین سفیدها فضای آکادمیک رو به لجن کشیدند، و خودت هم بزرگترین قربانیش بودی.
❤5
در آخرین نظرسنجی واشنگتنپست (که معمولا نتایجش به نفع دموکراتهاست)، مخالفان دیوار مرزی ترامپ از ۶۳ درصد به ۵۴ درصد، و شدیدا مخالفها از ۵۲ درصد به ۳۸ درصد رسیده.
وقتی دولت بهخاطر دیوار تعطیل شده چطور چنین چیزی ممکنه؟ آیا ترامپ یک ساحره؟ نه. وقتی دولت خیلی سرش رو نکرده باشه تو فیها خالدون زندگی مردم، مردم عادی هم خیلی متوجه تعطیل شدنش نمیشن. پس خیلی روی نظرشون درباره موضوعات دیگه تأثیر نمیذاره.
وقتی دولت بهخاطر دیوار تعطیل شده چطور چنین چیزی ممکنه؟ آیا ترامپ یک ساحره؟ نه. وقتی دولت خیلی سرش رو نکرده باشه تو فیها خالدون زندگی مردم، مردم عادی هم خیلی متوجه تعطیل شدنش نمیشن. پس خیلی روی نظرشون درباره موضوعات دیگه تأثیر نمیذاره.
❤3
ویتنام روی اعصاب آمریکا راه میرود؟ آمریکا مگه اعصاب داره؟ اگه قرار باشه آمریکا رو در قالب یک کاراکتر هیولایی خلاصه کنیم، چه فرقی هست بین اونایی که بش میگن «شیطان» و اونایی که بش میگن «بیاعصاب»؟ در واقع کانال استراتژیست! نگاهی متفاوت با دستگاه حکومتی ارائه نمیده، فقط میگه «به شکمش نزنید، مثل ویتنام بزنید تو تخماش!».
حالا باید اینو گذاشت در کنار این واقعیت که نه تنها ضربهای به بیضه کاپیتالیسم وارد نشده هیچ، بلکه در برابرش تعظیم کردند ویتکنگها. چه زیانی وارد شده به آمریکا وقتی محصولش رو میتونه در جایی حتی ارزانتر از چین تولید کنه؟ چه زیانی وارد شده وقتی میتونند به ثمن بخس سفر کنند به مناطق تفریحیش؟ اگه پیرمردهای هفتاد ساله که ذهنشون رو رسوباتی از دوره ناسیونالبازی مصدق پر کرده دچار این توهم باشند که آمریکا فقط تا وقتی قدرتمنده که بقیه کشورها نتونن پول دربیارن! تا حدودی قابل درکه. اینها چرا در این توهمند، معلوم نیست.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki/4271
حالا باید اینو گذاشت در کنار این واقعیت که نه تنها ضربهای به بیضه کاپیتالیسم وارد نشده هیچ، بلکه در برابرش تعظیم کردند ویتکنگها. چه زیانی وارد شده به آمریکا وقتی محصولش رو میتونه در جایی حتی ارزانتر از چین تولید کنه؟ چه زیانی وارد شده وقتی میتونند به ثمن بخس سفر کنند به مناطق تفریحیش؟ اگه پیرمردهای هفتاد ساله که ذهنشون رو رسوباتی از دوره ناسیونالبازی مصدق پر کرده دچار این توهم باشند که آمریکا فقط تا وقتی قدرتمنده که بقیه کشورها نتونن پول دربیارن! تا حدودی قابل درکه. اینها چرا در این توهمند، معلوم نیست.
https://t.me/Dr_Lashkarbolouki/4271
❤2
تلاش تشکیلات پروپاگاندا به «فقط تهران نیست، نیوجرسی هم قفل شده» خلاصه نمیشه. ترویج دروغ محضی به بزرگی «ایران یک کشور نرمال است» نیاز به یک کار تیمی داره. خبرنگار و روزنامهنگار به نحوی این وظیفه رو انجام میده، بازیگر و سلبریتی به نحوی، و به اصطلاح «کارشناس اقتصادی» به نحوی دیگه. هر کدوم یه گوشه از عملیات تحمیق مردم رو به عهده گرفتن.
میگه چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودرو بیشتر شده و چون تقاضا زیاده، قیمتش بالا رفته!
باید یکی ازش بپرسه این رابطه بنزین گران=خودروی ارزان بر اساس چه مستنداتیه؟ یعنی کجای دنیا بعد ازین که بنزین گرون شده مردم دیگه ماشین نخریدن و بعد ازینکه ماشین نخریدن، خودروسازها قیمتش رو آوردن پایین؟ (اصلاذخودروسازی که داره با ۱ درصد حاشیه سود کار میکنه چطور میتونه بیارتش پایینتر؟) میتونه ۳ نمونه مثال بزنه؟ در سال ۲۰۱۷ قیمت بنزین در آمریکا به طور میانگین ۱۳ درصد بیشتر شد اما اتفاقی که افتاد این بود که ملت رفتند ماشین شاسیبلند خریدند، تا جایی که الان ۷۰ درصد کل فروش اختصاص پیدا کرده به وانت و شاسیبلند!
آیا ۱۳ درصد کمتر ازونیه که تعیینکننده باشه؟ با یه دو دو چارتای ساده میشه نتیجه گرفت حتی با ۳ برابر شدن قیمت بنزین در ایران، باز تقاضا برای خرید ماشین کم نمیشه (فقط ممکنه مسافت طی شده کمتر شه). امروز بلیت اتوبوس تهران تا مشهد ۸۰ هزارتومنه. اگه حتی قیمت بنزین بشه ۳هزارتومن، و یک خانواده چهارنفری با ماشینشون این مسیر رو طی کنند، و اون ماشین صدی ۶ لیتر مصرف کنه در جاده، کل سفر به ۶۰ لیتر بنزین نیاز داره که میشه ۱۸۰ هزارتومن، که اگه تقسیم بر ۴ کنیم میشه ۴۵ هزارتومن! (از آزادی و رفاهی که ماشین شخصی تأمین میکنه و نمیشه قیمت براش تعیین کرد بگذریم).
روزی بود که این مردم با ۱۲ میلیون تومن میتونستن ماشین بخرن، و امروز باید ۶۰ میلیون بدن تا همون ماشین رو بدون کوچکترین ارتقایی بخرند. چه کسی این قدرت خرید رو ازشون گرفت؟ بانک مرکزی، با چاپ پول بیپشتوانه. این اوج وقاحت نیست که مردم رو عمدا فقیر کنند و بعد بشون بگن اگه نمیتونید چیزی که دیروز میخریدید رو بخرید به این علته که ارزون حساب میکردیم باهاتون؟
https://t.me/Sadegh_Alhosseini/189
میگه چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودرو بیشتر شده و چون تقاضا زیاده، قیمتش بالا رفته!
باید یکی ازش بپرسه این رابطه بنزین گران=خودروی ارزان بر اساس چه مستنداتیه؟ یعنی کجای دنیا بعد ازین که بنزین گرون شده مردم دیگه ماشین نخریدن و بعد ازینکه ماشین نخریدن، خودروسازها قیمتش رو آوردن پایین؟ (اصلاذخودروسازی که داره با ۱ درصد حاشیه سود کار میکنه چطور میتونه بیارتش پایینتر؟) میتونه ۳ نمونه مثال بزنه؟ در سال ۲۰۱۷ قیمت بنزین در آمریکا به طور میانگین ۱۳ درصد بیشتر شد اما اتفاقی که افتاد این بود که ملت رفتند ماشین شاسیبلند خریدند، تا جایی که الان ۷۰ درصد کل فروش اختصاص پیدا کرده به وانت و شاسیبلند!
آیا ۱۳ درصد کمتر ازونیه که تعیینکننده باشه؟ با یه دو دو چارتای ساده میشه نتیجه گرفت حتی با ۳ برابر شدن قیمت بنزین در ایران، باز تقاضا برای خرید ماشین کم نمیشه (فقط ممکنه مسافت طی شده کمتر شه). امروز بلیت اتوبوس تهران تا مشهد ۸۰ هزارتومنه. اگه حتی قیمت بنزین بشه ۳هزارتومن، و یک خانواده چهارنفری با ماشینشون این مسیر رو طی کنند، و اون ماشین صدی ۶ لیتر مصرف کنه در جاده، کل سفر به ۶۰ لیتر بنزین نیاز داره که میشه ۱۸۰ هزارتومن، که اگه تقسیم بر ۴ کنیم میشه ۴۵ هزارتومن! (از آزادی و رفاهی که ماشین شخصی تأمین میکنه و نمیشه قیمت براش تعیین کرد بگذریم).
روزی بود که این مردم با ۱۲ میلیون تومن میتونستن ماشین بخرن، و امروز باید ۶۰ میلیون بدن تا همون ماشین رو بدون کوچکترین ارتقایی بخرند. چه کسی این قدرت خرید رو ازشون گرفت؟ بانک مرکزی، با چاپ پول بیپشتوانه. این اوج وقاحت نیست که مردم رو عمدا فقیر کنند و بعد بشون بگن اگه نمیتونید چیزی که دیروز میخریدید رو بخرید به این علته که ارزون حساب میکردیم باهاتون؟
https://t.me/Sadegh_Alhosseini/189
Telegram
کانال صادق الحسینی
میگویند خودرو در ایران گران است حتی میگویند چون خودرو گرونه پس بنزین باید ارزون باشه!
قضیه برعکسه:چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودروی شخصی زیاد شده و درنتیجه قیمت خودرو زیاد میشود. پس چون بنزین ارزانه خودرو گرانه. بنزین به قیمت منطقه برسد قیمت خودرو هم…
قضیه برعکسه:چون بنزین ارزان است تقاضا برای خودروی شخصی زیاد شده و درنتیجه قیمت خودرو زیاد میشود. پس چون بنزین ارزانه خودرو گرانه. بنزین به قیمت منطقه برسد قیمت خودرو هم…
❤2