Anarchonomy
رمز موفقیت رییسجمهور رواندا، که دارند بش احترام میذارن، چسبیدن به این منطق بود: «مردم ما رو دارند میکشن، و تا نکشیمشون ول نمیکنند. پس باید ما هم قاتل باشیم تا ول کنند». در کنارش این زیرکی رو داشت که دستور قتل بده، اما تشکیلات رو طوری اداره کنه که به نظر…
کافیه برنده بشی تا از قیافهت هم تعریف کنند.
بعید به نظر میرسه اختلاف اوباش با دولت ترامپ، سر درصد غنیسازی باشه. اینها از تکرقمی بودن آیکیو طرفداران وفادار نظام آگاهند، و میدونند که میتونند غنیسازی رو به سه درصد برگردونند و همزمان اعلام پیروزی کنند و آب از آب تکون نخوره.
احتمال داره بنبست، یا حداقل دستانداز، به خاطر مطالبه کاملا غیرهستهای و کاملا غیردیپلماتیک ترامپ باشه. یعنی داشتن سهمی از بیزینس در ایران برای شخص خودش و خانوادهش. فعلا سیاست خارجی ترامپ بر این مبنا که «چی گیر خودم میاد؟» شکل گرفته. عربها به خوبی و به سرعت پاسخ این سوال رو دادند. حتی جولانی با سر برآوردن برج ترامپ در ناف دمشق، مشکلی نداره. اما این چیزیه که خلیفه نمیتونه زیر بارش بره. حاضره یمن رو بفروشه، حزبالله رو به ریاضت مالی دچار کنه، اما «هتل بینالمللی ترامپ» وسط تهران سبز نشه، یا هرچیز مشابهی که لزومی نداره ساختمان مشخصی داشته باشه. چون سهیم کردن قاتل سلیمانی در سفره ایران، پیامهای سمبلیک شدیدتری از حتی بازگشایی سفارت آمریکا داره.
خلیفه میخواد از مخمصه نجات پیدا کنه ولی چیز زیادی هم تغییر نکنه. همیشه چون هم خدا رو خواسته هم خرما رو، به آرزوهاش نرسیده، و نهایتا ناکام خواهد مرد.
احتمال داره بنبست، یا حداقل دستانداز، به خاطر مطالبه کاملا غیرهستهای و کاملا غیردیپلماتیک ترامپ باشه. یعنی داشتن سهمی از بیزینس در ایران برای شخص خودش و خانوادهش. فعلا سیاست خارجی ترامپ بر این مبنا که «چی گیر خودم میاد؟» شکل گرفته. عربها به خوبی و به سرعت پاسخ این سوال رو دادند. حتی جولانی با سر برآوردن برج ترامپ در ناف دمشق، مشکلی نداره. اما این چیزیه که خلیفه نمیتونه زیر بارش بره. حاضره یمن رو بفروشه، حزبالله رو به ریاضت مالی دچار کنه، اما «هتل بینالمللی ترامپ» وسط تهران سبز نشه، یا هرچیز مشابهی که لزومی نداره ساختمان مشخصی داشته باشه. چون سهیم کردن قاتل سلیمانی در سفره ایران، پیامهای سمبلیک شدیدتری از حتی بازگشایی سفارت آمریکا داره.
خلیفه میخواد از مخمصه نجات پیدا کنه ولی چیز زیادی هم تغییر نکنه. همیشه چون هم خدا رو خواسته هم خرما رو، به آرزوهاش نرسیده، و نهایتا ناکام خواهد مرد.
Anarchonomy
بعید به نظر میرسه اختلاف اوباش با دولت ترامپ، سر درصد غنیسازی باشه. اینها از تکرقمی بودن آیکیو طرفداران وفادار نظام آگاهند، و میدونند که میتونند غنیسازی رو به سه درصد برگردونند و همزمان اعلام پیروزی کنند و آب از آب تکون نخوره. احتمال داره بنبست، یا…
یکیش مربوط به بنیه اقتصادی یک کشوره، یکیش مربوط به منابع/رانت در دسترس در اون کشور. تو همون روسیهای که اقتصادش از اسپانیا عقبتره و مردم برای یه جاروبرقی وام میگیرن، الیگارشها سر اینکه کی چقدر از پول موجود سهم ببره، گلوی هم رو میبرند. در واقع پرت شدن از پنجره که گهگاه در مسکو و سنت پترزبورگ رخ میده، با اینکه دلیل سیاسی دارند، ولی سرنخش به رقابتهایی بر سر یک مشت دلار برمیگرده.
اینجا جاییه که رییس مجلس پشت تریبون رسمی میگه در یک دوره درآمدمون صد میلیارد دلار اضافه شد ولی معلوم نشد چی شد! این اون قسمتیه که برای الیگارشها جذابیت داره.
اینجا جاییه که رییس مجلس پشت تریبون رسمی میگه در یک دوره درآمدمون صد میلیارد دلار اضافه شد ولی معلوم نشد چی شد! این اون قسمتیه که برای الیگارشها جذابیت داره.
Anarchonomy
بعید به نظر میرسه اختلاف اوباش با دولت ترامپ، سر درصد غنیسازی باشه. اینها از تکرقمی بودن آیکیو طرفداران وفادار نظام آگاهند، و میدونند که میتونند غنیسازی رو به سه درصد برگردونند و همزمان اعلام پیروزی کنند و آب از آب تکون نخوره. احتمال داره بنبست، یا…
نه تنها تواناییش رو داره، بلکه حیاتش بش وابستهست. همینکه اینهمه در مورد حجاب پافشاری میکنه، به خاطر دفاع از سمبلهاست. ستیز با اسراییل به خاطر دفاع از سمبلهاست (این شیعه است که ثابت خواهد کرد یهود قوم برتر نیست).
Anarchonomy
نه تنها تواناییش رو داره، بلکه حیاتش بش وابستهست. همینکه اینهمه در مورد حجاب پافشاری میکنه، به خاطر دفاع از سمبلهاست. ستیز با اسراییل به خاطر دفاع از سمبلهاست (این شیعه است که ثابت خواهد کرد یهود قوم برتر نیست).
گاهی خندم میگیره که تو کل ۹۰ میلیون ایرانی فقط من بودم که مفهوم «پوچگرایی مذهبی» رو مطرح کردم، چون یه جامعه به این بزرگی با این همه تجارب باید خروجی بیشتری میداشت. و چنان غریب بود برای همه که اول انکار کرده و میپرسیدند چطور چنین چیز متناقضی ممکنه؟ و حالا بعد از گذشت چندسال حتی خواننده خودم کامل براش جا نیفتاده و هرروز میپرسه این کارشون چه نسبتی به پوچگرایی داره؟ اون کارشون چی پس؟ انگار موضوع درباره کوانتوم بوده!
سمبلها داخل قصهها زیست میکنند، و متعالی کردن قصهها به قیمت پست جلوه دادن واقعیت، عنصر محوری پوچگرایی مذهبیه. شیرهش همینه.
یور ولکام.
سمبلها داخل قصهها زیست میکنند، و متعالی کردن قصهها به قیمت پست جلوه دادن واقعیت، عنصر محوری پوچگرایی مذهبیه. شیرهش همینه.
یور ولکام.
Anarchonomy
یکیش مربوط به بنیه اقتصادی یک کشوره، یکیش مربوط به منابع/رانت در دسترس در اون کشور. تو همون روسیهای که اقتصادش از اسپانیا عقبتره و مردم برای یه جاروبرقی وام میگیرن، الیگارشها سر اینکه کی چقدر از پول موجود سهم ببره، گلوی هم رو میبرند. در واقع پرت شدن از…
میتونه، ولی اونجوری معلوم نمیشه ترامپ برنده شده. برای ترامپ برنده شدن خیلی مهمتر از خود پوله. اگه خود پول براش مهمترین بود، وارد سیاست نمیشد. «وضع بوئینگ خراب بود، من رفتم صدها فروند براش سفارش جمع کردم» یه اعلامیه برنده شدنه. «قطر یه کاخ پرنده بم هدیه داد» یه اعلامیه برنده شدنه. «داشتن میپریدن بغل چین شرکتهای آمریکایی رو بردم اونجا قرارداد ببندن» اعلامیه برنده شدنه.
تاکسیهای بدون راننده ویمو بعد از طی کردن ۹۰ میلیون کیلومتر، تا بالای ۹۰ درصد در بعضی از انواع تصادفات، کمتر از خودرویی که انسان رانندشه، حادثه تجربه کردهاند. این یعنی اگه گسترده بشه، سالانه هزاران نفر لای قطعات فولادی له نمیشن، و صدها هزارنفر کور و فلج نمیشن. این دیگه داروی درمان سرطان نیست که بگیم هنوز مونده تا بش برسیم. این تکنولوژی همین الان وجود داره. فقط باید شهر یا کشورت دولتی داشته باشه که واقعا بخواد این تحول رو در زندگی جاری کنه.
مرد سوادکوهی اول طومار ایرانستیزان رو به هم پیچید، سپس خارش گرفت و ایراندوستان رو هم لوله کرد. ما در قلدر «باثبات» شانس نداریم. صدبار تکرار کنیم خوششانستر نمیشیم. اگه در هر مرحله از تاریخمون بگیم «نمیشود» تا ابد نخواهد شد. ما دچار نقض ژنتیک نیستیم. نفرینی هم در کار نیست. وضع موجود از انباشت تصمیمات و ذهنیات گذشته بدست اومده که همه انتخابی بودهاند. اگه ما هم انتخابهای گذشتگانمون رو انجام بدیم، هیچ فرقی با اونها نداریم، و هر فحشی که داره به اونها داده میشه به ما هم خواهند داد. حاکمیت قانون و آزادی اقتصادی، مطالبات لوکس نیستند، لازمه نجات نسلهای آیندهاند. زندگی خود رو خرج آیندگان کردن آرمانگرایی نیست، پرداخت دین به زندگیه.
اگه زبان نامناسب برای علوم دقیق و صنعت، مانع پیشرفت در علوم دقیق و صنعت میشد، باید مانع چین و کره و ژاپن و این اواخر ویتنام، هم میشد. اما نشد. هیچجا نبوده که یک حرکت ملی در جهت پیشرفت در علوم استارت خورده باشه، و زیرساختش فراهم شده باشه، و میلیاردها دلار پول روش سرمایهگذاری شده باشه، بعد دانشمندان و مهندسان داخل اون حرکت یه روز بگن میخوایم بریم مرحله بعد ولی زبان نمیذاره! این مسخرهست که مطلقا هیچکاری برای اصلاح وضع موجود نکنی، بعد نتیجه رو بندازی گردن زبان. و اتفاقا، نقص زبان هم همینجوری جبران میشه که وارد گود بشی. ما بیش از سیصدساله که داخل گود علم نبودیم، چطور این زبان باید نقایصش رو برطرف میکرد؟ گاهی رفع نقص هم با پذیرش زبانهای دیگه رخ میده. نه تنها هیچ عیبی نداره اگه کلام فارسی ما پر از واژههای غیرفارسی باشه، بلکه مفیده. مقدسسازی پیکر یک زبان، خودش باعث «زیرخاکی» موندن و انفصالش از دنیای جدید میشه.
Anarchonomy
مرد سوادکوهی اول طومار ایرانستیزان رو به هم پیچید، سپس خارش گرفت و ایراندوستان رو هم لوله کرد. ما در قلدر «باثبات» شانس نداریم. صدبار تکرار کنیم خوششانستر نمیشیم. اگه در هر مرحله از تاریخمون بگیم «نمیشود» تا ابد نخواهد شد. ما دچار نقض ژنتیک نیستیم. نفرینی…
قاتلان رزمآرا که به پیروزی رسیدند نهایتا، پس اخلاق سگ فقط علیه آزادیخواهان کار کرد، نه؟ مشکل حاکم طومارپیچ همینه دقیقا که تیغش آدمهای سالم رو هم میگیره، اما سر بزنگاه جلوی ناسالمها وا میده.
یکپیشفرض موهوم درباره چهره عبوس اینه که میشینه فوکوس میکنه روی توسعه. در حالی که چنین نیست، و در مورد ایران بدتره. همین حکام جنوب خلیج فارس، که الگوی موفق معرفی میشن، تا همین چند سال پیش تا گردن در سوریه فرو رفته بودند، و اگه گرز چین و آمریکا بالا نمیرفت، معلوم نبود چه هزینههایی بشون تحمیل میشد با ادامه دادنش. حاکم فرضی ایران که هزار هوا و هوس بزرگتر خواهد داشت. ممکنه سوژه عوض بشه، مثلا از فلسطین به جای دیگه، اما اصل کلهخرابی باقیست. تحت یک قلدر سکولار، با ارتشی قویتر و پول بیشتر، یک ماجراجویی نظامی با ترکیه حتمیه (هیزم باستانی پروپاگاندا هم براش زیاد داره، با اون همه تاریخ نزاع که در آناتولی داریم).
حالا تازه اگه قبل از ماجراجویی در حوالی دیاربکر، طرفداران «توسعه آمرانه» رو گردن نزده باشه.
یکپیشفرض موهوم درباره چهره عبوس اینه که میشینه فوکوس میکنه روی توسعه. در حالی که چنین نیست، و در مورد ایران بدتره. همین حکام جنوب خلیج فارس، که الگوی موفق معرفی میشن، تا همین چند سال پیش تا گردن در سوریه فرو رفته بودند، و اگه گرز چین و آمریکا بالا نمیرفت، معلوم نبود چه هزینههایی بشون تحمیل میشد با ادامه دادنش. حاکم فرضی ایران که هزار هوا و هوس بزرگتر خواهد داشت. ممکنه سوژه عوض بشه، مثلا از فلسطین به جای دیگه، اما اصل کلهخرابی باقیست. تحت یک قلدر سکولار، با ارتشی قویتر و پول بیشتر، یک ماجراجویی نظامی با ترکیه حتمیه (هیزم باستانی پروپاگاندا هم براش زیاد داره، با اون همه تاریخ نزاع که در آناتولی داریم).
حالا تازه اگه قبل از ماجراجویی در حوالی دیاربکر، طرفداران «توسعه آمرانه» رو گردن نزده باشه.
تقریبا غیرقابل باوره.
پیشرفت سختافزار باعث شده پیشرفت نرمافزار به چشم نیاد، ولی اونجا هم انقلابی رخ داده. تصویر بالا یک فریم از فیلم به صورت خامه، که با رزولوشن فولاچدی ۷۱۲ مگابیت در ثانیه حجم دیتاشه. تصویر پایین، همون فیلم ولی فشرده شده با کدک اچ.۲۶۷ که با همون رزولوشن فقط ۸۸ کیلوبیت در ثانیهست! یعنی بیش از ۸۲۰۰ برابر فشردهسازی، در حالی که کیفیت تصویر با نسخه خام مو نمیزنه.
ریاضی زیباست.
پیشرفت سختافزار باعث شده پیشرفت نرمافزار به چشم نیاد، ولی اونجا هم انقلابی رخ داده. تصویر بالا یک فریم از فیلم به صورت خامه، که با رزولوشن فولاچدی ۷۱۲ مگابیت در ثانیه حجم دیتاشه. تصویر پایین، همون فیلم ولی فشرده شده با کدک اچ.۲۶۷ که با همون رزولوشن فقط ۸۸ کیلوبیت در ثانیهست! یعنی بیش از ۸۲۰۰ برابر فشردهسازی، در حالی که کیفیت تصویر با نسخه خام مو نمیزنه.
ریاضی زیباست.
روی ژاپنیها در شبکههای اجتماعی بازتر شده و با اعتماد به نفس بیشتری در حال معرفی کشور و فرهنگشون به دنیا هستند، و یه بخش ازون شامل «اینجا اون بهشتی که تو انیمهها دیدید نیست» هم میشه. مخصوصا به دلیل مهاجرت اخیر غربیها به ژاپن بابت خانههای قدیمی ارزونی که برای فروش گذاشتن. هرکس با مقدار قابل توجهی پسانداز وارد یه کشور بشه، تصویری ازش ارائه میده که خیلی واقعی نیست. حتی در ایران، اگه یه فرانسوی با صدها هزار یورو بیاد در لاهیجان یه ویلا بخره و ساکن بشه، تصویری ارائه میده که با زندگی روزمره مردم ایران هماهنگ نیست.
یه بخش از این «رویاشکنی» هم ویدئوهاییه که از زندگی کارمندی خودشون میگیرن، که مثلا ساعت شش صبح میزنند بیرون و هفت شب برمیگردند، که خیلی وقتها صبحانه هم یه محصول سوپرمارکتیه که سرپایی خورده میشه. رفت و برگشت هم تماما با متروئه که فرسودهکننده اعصابه. با اینکه بهترین متروی دنیا رو دارند (ساختمان تمیز ولی پر از آدم، بیشتر آدم رو اذیت میکنه تا ساختمان کهنه و کثیف ولی با آدمهای کم. چون واقعیت اینه که تاثیر منفی ازدحام خیلی بیشتر از تأثیر منفی آبجکتهای فلزی سیمانی محیط هستند). هفت شب هم که برمیگردن تا حداقل یک ساعت از وقت صرف آماده کردن شام و شستن لباسها و نظافت میشه. یک ساعت یا کمی بیشتر صرف نتفلیکس و وبگردی میشه، و حوالی ده دیگه باید بخوابند.
این معرفی باعث شده همه بگن «آها.. پس اینجوریه که بچهدار نمیشید». چون با این برنامه، بچه داشتن تقریبا غیرممکنه. مگر اینکه مرد یه پست مدیریتی داشته باشه و درآمدش کفاف دونفر و سپس سه نفر رو بده، تا زن بمونه خونه، که اکثرا در چنین موقعیتی نیستند. خود اقتصاد هم توان از دست دادن نیروی کار زنان رو نداره، و اتفاقا الان با رشد منفی جمعیت، بیش از دهههای گذشته به کار زنان نیاز داره. مسئله اصلی در تصمیمگیری درباره بچهدار شدن، خود پول نیست، بلکه زمان آزاده. برای همینه که وقتی دولت مشوقهای مالیاتی و حتی نقدی هم ارائه میده، سر سوزنی در آمار ولادت تغییر ایجاد نمیشه. هر حزبی که امروز در ژاپن قول بده روزهای کاری هفته رو به چهار روز کاهش میده، یا ساعات کاری هرروز رو به شش ساعت، به محبوبترین حزب ژاپن تبدیل میشه. اما شرکتها نمیذارن این کار رو بکنه. حداقل نه به این زودی.
مسئله مهم و تأسفبار در این تبادل اطلاعات بین جوامع اینه که باید حتما طرف فیلم بگیره و از نزدیک نشون بده تا ثابت کنه که «بابا نمیشه بچه آورد، بیا خودت نگاه کن». در حالی که نباید لازم باشه. کار جامعهشناس، یا کسانی که برنامهریزند، همینه که از دور بتونه بفهمه مشکل کجاست. این خوبه که «مطالعه از نزدیک» انقدر در دسترس و ارزان شده. ولی نباید انقدر ضروری میبود.
یه بخش از این «رویاشکنی» هم ویدئوهاییه که از زندگی کارمندی خودشون میگیرن، که مثلا ساعت شش صبح میزنند بیرون و هفت شب برمیگردند، که خیلی وقتها صبحانه هم یه محصول سوپرمارکتیه که سرپایی خورده میشه. رفت و برگشت هم تماما با متروئه که فرسودهکننده اعصابه. با اینکه بهترین متروی دنیا رو دارند (ساختمان تمیز ولی پر از آدم، بیشتر آدم رو اذیت میکنه تا ساختمان کهنه و کثیف ولی با آدمهای کم. چون واقعیت اینه که تاثیر منفی ازدحام خیلی بیشتر از تأثیر منفی آبجکتهای فلزی سیمانی محیط هستند). هفت شب هم که برمیگردن تا حداقل یک ساعت از وقت صرف آماده کردن شام و شستن لباسها و نظافت میشه. یک ساعت یا کمی بیشتر صرف نتفلیکس و وبگردی میشه، و حوالی ده دیگه باید بخوابند.
این معرفی باعث شده همه بگن «آها.. پس اینجوریه که بچهدار نمیشید». چون با این برنامه، بچه داشتن تقریبا غیرممکنه. مگر اینکه مرد یه پست مدیریتی داشته باشه و درآمدش کفاف دونفر و سپس سه نفر رو بده، تا زن بمونه خونه، که اکثرا در چنین موقعیتی نیستند. خود اقتصاد هم توان از دست دادن نیروی کار زنان رو نداره، و اتفاقا الان با رشد منفی جمعیت، بیش از دهههای گذشته به کار زنان نیاز داره. مسئله اصلی در تصمیمگیری درباره بچهدار شدن، خود پول نیست، بلکه زمان آزاده. برای همینه که وقتی دولت مشوقهای مالیاتی و حتی نقدی هم ارائه میده، سر سوزنی در آمار ولادت تغییر ایجاد نمیشه. هر حزبی که امروز در ژاپن قول بده روزهای کاری هفته رو به چهار روز کاهش میده، یا ساعات کاری هرروز رو به شش ساعت، به محبوبترین حزب ژاپن تبدیل میشه. اما شرکتها نمیذارن این کار رو بکنه. حداقل نه به این زودی.
مسئله مهم و تأسفبار در این تبادل اطلاعات بین جوامع اینه که باید حتما طرف فیلم بگیره و از نزدیک نشون بده تا ثابت کنه که «بابا نمیشه بچه آورد، بیا خودت نگاه کن». در حالی که نباید لازم باشه. کار جامعهشناس، یا کسانی که برنامهریزند، همینه که از دور بتونه بفهمه مشکل کجاست. این خوبه که «مطالعه از نزدیک» انقدر در دسترس و ارزان شده. ولی نباید انقدر ضروری میبود.
Anarchonomy
اگه زبان نامناسب برای علوم دقیق و صنعت، مانع پیشرفت در علوم دقیق و صنعت میشد، باید مانع چین و کره و ژاپن و این اواخر ویتنام، هم میشد. اما نشد. هیچجا نبوده که یک حرکت ملی در جهت پیشرفت در علوم استارت خورده باشه، و زیرساختش فراهم شده باشه، و میلیاردها دلار…
نویسنده چنین یاوههایی میسراید بعد من رو به یاوهسرایی متهم میکنه. وقتی ادعا میکنی زبان عامل عقبافتادگیه باید ثابت کنی که چطور اینکار رو میکنه. اینکه شاعر و فیلسوف زیادی داشتیم، راه ثابت کردنش نیست. آلمان هم شاعر و فیلسوف زیاد داشته. شما فقط یک زبانشناسی، جامعهشناس نیستی. بواسطه مطالعاتت در یک زبان نمیتونی از مقعدت یک تز جامعهشناختی بیرون بیاری؛ اون هم بدون ارائه روش اثبات. در دوران صفویه، چند نفر در جای دیگه دنیا به طور همزمان داشتند اون پروژههای عمرانی پیچیده که در ایران انجام میشد رو انجام میدادن؟ معماری دخلی به «عالم عینی» نداشت؟ سیستم آبرسانی دخلی به «نظامات علمی» نداشت؟ چطور فارسی اون موقع مانع نبود؟ تازه فارسی اون روز خیلی خالیتر از واژههای غربی بود.
به اندازه کافی تز کسشر درباره علل فلاکت ایران داریم. لازم نیست چیزی بش اضافه کنید.
ضمنا اهمیتی نداره کی هستی. من اینجا درباره طرز درست فکر کردن مینویسم. مطلبت بهانهست، خودت هم یه وسیلهای.
به اندازه کافی تز کسشر درباره علل فلاکت ایران داریم. لازم نیست چیزی بش اضافه کنید.
ضمنا اهمیتی نداره کی هستی. من اینجا درباره طرز درست فکر کردن مینویسم. مطلبت بهانهست، خودت هم یه وسیلهای.
Anarchonomy
نویسنده چنین یاوههایی میسراید بعد من رو به یاوهسرایی متهم میکنه. وقتی ادعا میکنی زبان عامل عقبافتادگیه باید ثابت کنی که چطور اینکار رو میکنه. اینکه شاعر و فیلسوف زیادی داشتیم، راه ثابت کردنش نیست. آلمان هم شاعر و فیلسوف زیاد داشته. شما فقط یک زبانشناسی،…
نقدم به زیدآبادی هم نقدم به زیدآبادی نیست. نقد اون طرز فکره که از قضا از قلم فلج اون صادر شده.
و بله حوصلهم زیاده. از پونزده سالگی حوصلهم برای رد کردن مهملات زیاد بوده.
و بله حوصلهم زیاده. از پونزده سالگی حوصلهم برای رد کردن مهملات زیاد بوده.
شدت بیگانهستیزی در چین چنان بالاست که وقتی میخوان عطش غیرعادیشون برای پول رو توضیح بدن، فرهنگ باستانیشون یادشون میره و میگن به خاطر اینه که ژاپنیها و غربیها باعث شدن ۱۵۰ سال فقیر بمونیم و ما هم فهمیدیم برای اینکه دیگه نتونند ازون کارها بامون بکنند باید تا میتونیم پولدار بشیم!
چیزی که یادشون میره اینه که قبل ازینکه غرب نیروی دریایی بسازه و ژاپن هوس کشورگشایی داشته باشه، چین خدای پول داشت! مثل اروپاییهای قدیم که خدای باد داشتند (هر جهت باد یه خدا بود البته).
عزیزم، شما همیشه فقیر بودید. این سی سال اخیر یه اتفاق استثناست.
چیزی که یادشون میره اینه که قبل ازینکه غرب نیروی دریایی بسازه و ژاپن هوس کشورگشایی داشته باشه، چین خدای پول داشت! مثل اروپاییهای قدیم که خدای باد داشتند (هر جهت باد یه خدا بود البته).
عزیزم، شما همیشه فقیر بودید. این سی سال اخیر یه اتفاق استثناست.
وقتی سنت میره بالا باید بتونی بین دو چیز خیلی مهم تعادل برقرار کنی. تجربهت که حاکی از اینه که «هیچ چیز جدیدی زیر آسمان وجود ندارد» و همهچیز بخشی از یک سیکله؛ و ذهن باز درباره عادتشکنیهای انقلابی، که با هرچیزی که تجربه کردی متفاوته. معمولا افراد نمیتونند این تعادل رو برقرار کنند و به یک سمت غش میکنند.
مثالش همین پیشکسوتان حوزه کامپیوتره که کدنویسی با هوش مصنوعی رو با ویژوالبیسیک زمان خودشون مقایسه کرده و نتیجه میگیرن اتفاق خاصی نیفتاده.
من برنامهنویس نیستم و با این افراد وارد بحث فنی نمیشم. اما به جنبه اجتماعیش میتونم بپردازم. ویژوالبیسیک رو منم یادمه، و یادمه که باعث بیکاری کسی نشد، بلکه فرصتهای شغلی زیادی ایجاد کرد. اما همین هفته گذشته مایکروسافت هزاران نفر رو اخراج کرد، که این اخراجها دیگه عادی شده در این صنعت، ولی ایندفعه از بخش برنامهنویسها هم خیلی رو ریخت بیرون. همین به عنوان «قناری در معدن» میتونه نشون بده در چه وضعیت متفاوتی هستیم.
مثالش همین پیشکسوتان حوزه کامپیوتره که کدنویسی با هوش مصنوعی رو با ویژوالبیسیک زمان خودشون مقایسه کرده و نتیجه میگیرن اتفاق خاصی نیفتاده.
من برنامهنویس نیستم و با این افراد وارد بحث فنی نمیشم. اما به جنبه اجتماعیش میتونم بپردازم. ویژوالبیسیک رو منم یادمه، و یادمه که باعث بیکاری کسی نشد، بلکه فرصتهای شغلی زیادی ایجاد کرد. اما همین هفته گذشته مایکروسافت هزاران نفر رو اخراج کرد، که این اخراجها دیگه عادی شده در این صنعت، ولی ایندفعه از بخش برنامهنویسها هم خیلی رو ریخت بیرون. همین به عنوان «قناری در معدن» میتونه نشون بده در چه وضعیت متفاوتی هستیم.
تنها دلیلی که دختره زندهست اینه که وقتی فلسطینیها حمله کردند به جشنواره موسیقی که توش شرکت کرده بود و بچههای مردم رو قتل عام کردند، خودش رو به مردن زد. برخلاف بقیه اونایی که زنده موندن، به جای افسردگی یا خودکشی به خودش گفت همون موسیقی و خوانندگی رو دنبال کنه بهتره. حالا که تو یوروویژن شرکت کرد اومدن با پرچم فلسطین تظاهرات کردند که چرا این رو راه دادید؟! انگار که آرزشون بوده زنده نمیموند، یا خودکشی میکرد. اون هم با پرچم همونایی که اومده بودن بکشنش. این حجم از وقاحت در هیچ قالب دیگهای در دنیا مجاز و قانونی و قابل قبول نیست جز در قالب یهودستیزی. و برای همینه که جنگ فلسطین و اسراییل، تموم بشو نیست، چون دنیا نمیخواد تموم بشه. چون همینکه در جریانه، محمل برای «وقاحت مجاز» رو ایجاد کرده. چرا کسانی که دوست دارند مجاز باشند که وقیح باشند، این محمل رو از بین ببرند؟ فرض کنید یک جزیره هست که در اون سکس با کودکان مجازه. آیا ممکنه همونایی که به اون جزیره رفتآمد دارن، لوش بدن؟ نه، ممکن نیست. اتفاقا این جزیره برای پولدارهای آمریکایی وجود داشت، و یکی از قربانیان لو داد. هیچکس که از یک محمل ویژه برخورداره، نمیاد با دست خودش خرابش کنه. یهودستیزی به همه اجازه میده آزادانه و با خیال راحت وقیح باشند، و امکان نداره بخوان این ویژهخواری به پایان برسه.
میگه چرا هزینه نگهداری سالمند انقدر بالاست که پدربزرگ مادربزرگهامون رو ورشکسته میکنه، اما اونی که تو آسایشگاه سالمندان کار میکنه نیاز به کوپن غذا داره و باید دو جا کار کنه تا خرجش دربیاد؟ و حاج آقا میفرماد دلیلش سرمایهداریه!
یه سوال ساده از خودشون نمیپرسند. پولی که دارم میدم به آسایشگاه، تو جیب کی میره اگه تو جیب پرستار نمیره؟ یه مقداریش تو جیب صاحب مجموعه میره، اما بقیهش چی؟ لابد هزینههای دیگهای هم هست. اون هزینهها چجوری ایجاد شدن؟ با وضع مقررات و چارچوبهای استاندارد (اتاق اینجوری باشد، حیاط اونجوری باشد، تهویه فلانطور باشد، لوازم یکبار مصرف بهمانطور باشد). پس خودتون از طریق نمایندگانتون در دولت محلی یا فدرال، یه حداقلی از کیفیت تعریف کردید، و اون کیفیت هزینهش بالاست. سرمایهداری چه کارهست؟ اتفاقا اگه برید موشکافی کنید کشف خواهید کرد اون پوشکی که دارند مصرف میکنند داره گرون حساب میشه، و بعد اگه بازم موشکافی کنید کشف خواهید کرد که علت گرون بودنش اینه که اومدید به زعم خودتون به سرمایهداری افسار بزنید، و نتیجهش هار شدن تأمینکننده کالا شده.
دلیلش خودتونید حاج آقا.
یه سوال ساده از خودشون نمیپرسند. پولی که دارم میدم به آسایشگاه، تو جیب کی میره اگه تو جیب پرستار نمیره؟ یه مقداریش تو جیب صاحب مجموعه میره، اما بقیهش چی؟ لابد هزینههای دیگهای هم هست. اون هزینهها چجوری ایجاد شدن؟ با وضع مقررات و چارچوبهای استاندارد (اتاق اینجوری باشد، حیاط اونجوری باشد، تهویه فلانطور باشد، لوازم یکبار مصرف بهمانطور باشد). پس خودتون از طریق نمایندگانتون در دولت محلی یا فدرال، یه حداقلی از کیفیت تعریف کردید، و اون کیفیت هزینهش بالاست. سرمایهداری چه کارهست؟ اتفاقا اگه برید موشکافی کنید کشف خواهید کرد اون پوشکی که دارند مصرف میکنند داره گرون حساب میشه، و بعد اگه بازم موشکافی کنید کشف خواهید کرد که علت گرون بودنش اینه که اومدید به زعم خودتون به سرمایهداری افسار بزنید، و نتیجهش هار شدن تأمینکننده کالا شده.
دلیلش خودتونید حاج آقا.
سونی و مایکروسافت پلیاستیشن و ایکسباکس رو با ضرر میفروشند، چون خود دستگاه با قیمتی که داره سودآوری نداره. فروشش یه واسطهست برای فروش بازیها که سود زیادی دارند. نسخه خیلی پیچیدهتر همین روند در صنعت هوایی هم رخ داده. ایرلاینهای آمریکا اگه فقط مسافر جابجا کنند ورشکست میشن. بیشتر درآمدشون از طریق برنامههای اعتباری بدست میاد، که با همکاری بانکها اجرا میکنند. در واقع «مسافت سفر» به عنوان یک رمزارز دراومده، و بین مشتری/ایرلاین/بانک/هتل/فروشگاه مبادله میشه. اینکه یک نفر اون مسافت رو واقعا طی کنه، مشابه proof of work بیتکوینه، و مثل همون انرژیبره.
عجیبه که مدل بیتکوین تو این ابعاد بزرگ کپیبرداری شده، و کسی دربارهش حرف نمیزنه.
عجیبه که مدل بیتکوین تو این ابعاد بزرگ کپیبرداری شده، و کسی دربارهش حرف نمیزنه.
واقعیت و ذهنیت مردم از واقعیت دو چیز جدا از هم هستند، اما هر دو در یک مجموعه قرار میگیرند. فرض کن یه نفر که خوشتیپ نیست تصور میکنه که است. اما همین تصور باعث میشه اعتماد به نفس پیدا کرده و به یه دختر پیشنهاد بده. این که خوشتیپ نیست یه واقعیته، اما اون پیشنهاد دادن هم یه رخداد واقعیه.
اینکه بمب اتم بازدارندگی نداره، یک واقعیته. اما اگه مردم ما فکر کنند که بازدارندهست، و وقتی داعش بش مجهز شد ناامید بشن از دخالت خارجی، یه مرحله میریم جلوتر و همون جلوتر رفتن یک رخداد واقعی خواهد بود.
اینکه بمب اتم بازدارندگی نداره، یک واقعیته. اما اگه مردم ما فکر کنند که بازدارندهست، و وقتی داعش بش مجهز شد ناامید بشن از دخالت خارجی، یه مرحله میریم جلوتر و همون جلوتر رفتن یک رخداد واقعی خواهد بود.