این قیمت Dji Osmo Pocket 3 که سلبریتیها برای فیلم گرفتن استفاده میکنند تو آمازون، قبل و بعد از تعرفهست، که درست بیست درصد رفته روش.
تعرفه تو گمرک اعمال میشه، نه تو فروشگاه. قیمت گمرکیش ۶۷۰ نبوده، خیلی پایینتر بوده. ۶۷۰ با احتساب سود همه واسطهها بود (از نمایندگی گرفته تا مغازهدار). اما یه جوری قیمت رو میبرن بالا انگار تعرفه تو مرحله آخر اعمال میشه!
هزاربار هم تکرار بشه این چیزها باز نمیفهمن تعرفه به نفع هیچ کشوری نیست، و هیچی اونجوری که سیاستمدار میگه پیش نخواهد رفت.
تعرفه تو گمرک اعمال میشه، نه تو فروشگاه. قیمت گمرکیش ۶۷۰ نبوده، خیلی پایینتر بوده. ۶۷۰ با احتساب سود همه واسطهها بود (از نمایندگی گرفته تا مغازهدار). اما یه جوری قیمت رو میبرن بالا انگار تعرفه تو مرحله آخر اعمال میشه!
هزاربار هم تکرار بشه این چیزها باز نمیفهمن تعرفه به نفع هیچ کشوری نیست، و هیچی اونجوری که سیاستمدار میگه پیش نخواهد رفت.
Anarchonomy
این قیمت Dji Osmo Pocket 3 که سلبریتیها برای فیلم گرفتن استفاده میکنند تو آمازون، قبل و بعد از تعرفهست، که درست بیست درصد رفته روش. تعرفه تو گمرک اعمال میشه، نه تو فروشگاه. قیمت گمرکیش ۶۷۰ نبوده، خیلی پایینتر بوده. ۶۷۰ با احتساب سود همه واسطهها بود (از…
هشت سال پیش همین معاون فعلی رییسجمهور آمریکا که تعرفهگذاری رو حلال مشکلات معرفی میکنه، نوشته بود اگه دغدغه منافع اقتصادی آمریکا رو دارید روی اتوماسیون و آموزش کار کنید، نه تعرفهبازی. بعیده نظرش صد و هشتاد درجه عوض شده باشه. چیزی که بعید نیست اینه که فهمیده باشه نمیشه هم منافع کل آمریکا رو تأمین کرد، هم منافع قشر خیلی پولدار.
زیاد پیش میاد که سرمایهدارها با سرمایهداری مخالفت کنند.
زیاد پیش میاد که سرمایهدارها با سرمایهداری مخالفت کنند.
Anarchonomy
نه تنها در تعداد کشتهها دروغ گفتند، بلکه در نسبت زنان و کودکان بین کل کشتهها هم دروغ گفتند. میتونستن بگن، چون تو بیماری همهگیر یهودستیزی، دروغگویی و دروغپذیری بخشی از جهاده.
راکت خود حماس درست کار نکرد و افتاد تو حیاط بیمارستانی تو غزه. حتی از تو فیلم بیکیفیت گوشیها هم معلوم بود از داخل باریکه پرتاب شده بوده. اما نور قرمز انفجار داخل ویدئو کافی بود که پایتخت کشورهای منطقه صحنه تظاهرات تند بشه. دیدن خوب گرفته کیسه سفید روی همدیگه ریختن و گفتن اجساد تلنبار شدهاند! آمریکا به سفارتهای خودش هشدار داد مراقب باشند، چون فضا داشت حالت بنغازی رو پیدا میکرد. صبح که آفتاب زد معلوم شد بمبی که میگفتن اسرائیل زده هیچ چالهای ایجاد نکرده، و شیشه چندتا ماشین رو شکسته و بدنهشون رو سیاه کرده. یعنی یه چیزی در حد چهارشنبهسوری خودمون.
این چیزی نبود که دیگران از قدیم برامون تعریف کنند. صفر تا صدش رو به صورت زنده دیدیم.
دیروز ترامپ فیلم بمباران تجمعی از حوثیها رو منتشر کرد که مشخص بود تیکهشون هم باقی نمونده. چالهای که ساخت نشون میداد بمب سنگینی بوده. یمنیها گفتن مراسم قبیلهای عید فطر بوده، مردم عادی رو قتل عام کردن! شکل تجمع هم واقعا شبیه اون مراسمه. اینکه اشتباه زده باشند کاملا محتمله. آمریکا چهار سال تو عراق زمان لازم داشت تا بفهمه کی به کیه. در حالی که قبلش رو رژیم صدام پوشش داشتن. یمن جاییه که حتی عربستان که همسایه و همزبانه هم تو کار اطلاعاتی با چالش مواجه میشد. همزمان اینکه هر تجمع سنتی قبیلهای رو «مردم بیگناه» حساب کنی، بیمورده. دشمن رو حتی وقتی داره به گربه تشنه آب میده هم باید از بین برد. خود اینها کشتی تجاری که ملوانان هیچکارهشون اهل آسیای جنوب شرقی هستن رو مورد حمله قرار میدن. غلط میکنند انتظار «درگیری منصفانه» داشته باشند. (قسمت جالبش اینه که انقدر زن رو آدم حساب نمیکنند که توی تجمعاتشون هیچ زنی نیست، و اگه فرماندهای که قراره فرمان شلیک رو صادر کنه اندازه یک درصد جا برای تردید رزرو کرده باشه، مثل افغانستان، وقتی ببینه هیچ زنی نیست همون یک درصد رو هم میذاره کنار).
اما اینکه واقعیت چیست و چطور شده و اینها به ما مربوط نیست. یمنیها میدونند موشکشون آسیبی به اسراییل نمیزنه، و فقط ازینکه یهودیها رو وادار کنند که به پناهگاه برن لذت میبرند. پس باید خشونت هم تحویل بگیرند، دندشون نرم. این خشونت مسئله ما نیست.
مسئله ما اینه که «پس اون قرومساقهایی که ریخته بودن بیرون کدوم گوریان الان؟». مگه ادعا این نیست که آمریکاییها دهها نفر مسلمان بیگناه رو اونم تو مراسم عید فطر قتل عام کردهاند و سپس رییسجمهورشون با افتخار صحنه کشتارشون رو منتشر کرده؟ اینکه مثل زدن بیمارستان انکار نشده، طرف خودش علنا فیلمش رو گذاشته. پس چرا هیچکس خیابون نیست؟ چرا سفارتهای آمریکا در معرض خطر نیستند؟ چرا چپ غربی با مسلمان عرب انقدر هماهنگه و هروقت اینا میریزن بیرون اونا هم ریختن بیرون، و هروقت اینا ساکتن اونا هم ساکتن؟ حتی همین الان اگه هنوز اعتراضی تو اروپا وجود داره، اعتراض به ادامه بمباران غزهست، با این مورد کاری ندارن. چجوریه فرمولش؟ فارسی کپیتال نداره که یه بار هم با حروف بزرگ بنویسی، مجبوری تکراری بنویسی: طرف رسما و با ارائه فیلم گفته مسلمانان بیگناه رو پودر کردم، کدوم گوری هستید؟ عربدههاتون کجاست؟ چرا صحبت حکم جهاد نیست دیگه؟ یک دلیل بیارید که وقتی میبینیم فقط و فقط وقتی که یک طرف داستان، حتی اگه تخیلی باشه، یهودیانند، صداتون درمیاد؛ بتون نگیم «خفه بمیرید».
این چیزی نبود که دیگران از قدیم برامون تعریف کنند. صفر تا صدش رو به صورت زنده دیدیم.
دیروز ترامپ فیلم بمباران تجمعی از حوثیها رو منتشر کرد که مشخص بود تیکهشون هم باقی نمونده. چالهای که ساخت نشون میداد بمب سنگینی بوده. یمنیها گفتن مراسم قبیلهای عید فطر بوده، مردم عادی رو قتل عام کردن! شکل تجمع هم واقعا شبیه اون مراسمه. اینکه اشتباه زده باشند کاملا محتمله. آمریکا چهار سال تو عراق زمان لازم داشت تا بفهمه کی به کیه. در حالی که قبلش رو رژیم صدام پوشش داشتن. یمن جاییه که حتی عربستان که همسایه و همزبانه هم تو کار اطلاعاتی با چالش مواجه میشد. همزمان اینکه هر تجمع سنتی قبیلهای رو «مردم بیگناه» حساب کنی، بیمورده. دشمن رو حتی وقتی داره به گربه تشنه آب میده هم باید از بین برد. خود اینها کشتی تجاری که ملوانان هیچکارهشون اهل آسیای جنوب شرقی هستن رو مورد حمله قرار میدن. غلط میکنند انتظار «درگیری منصفانه» داشته باشند. (قسمت جالبش اینه که انقدر زن رو آدم حساب نمیکنند که توی تجمعاتشون هیچ زنی نیست، و اگه فرماندهای که قراره فرمان شلیک رو صادر کنه اندازه یک درصد جا برای تردید رزرو کرده باشه، مثل افغانستان، وقتی ببینه هیچ زنی نیست همون یک درصد رو هم میذاره کنار).
اما اینکه واقعیت چیست و چطور شده و اینها به ما مربوط نیست. یمنیها میدونند موشکشون آسیبی به اسراییل نمیزنه، و فقط ازینکه یهودیها رو وادار کنند که به پناهگاه برن لذت میبرند. پس باید خشونت هم تحویل بگیرند، دندشون نرم. این خشونت مسئله ما نیست.
مسئله ما اینه که «پس اون قرومساقهایی که ریخته بودن بیرون کدوم گوریان الان؟». مگه ادعا این نیست که آمریکاییها دهها نفر مسلمان بیگناه رو اونم تو مراسم عید فطر قتل عام کردهاند و سپس رییسجمهورشون با افتخار صحنه کشتارشون رو منتشر کرده؟ اینکه مثل زدن بیمارستان انکار نشده، طرف خودش علنا فیلمش رو گذاشته. پس چرا هیچکس خیابون نیست؟ چرا سفارتهای آمریکا در معرض خطر نیستند؟ چرا چپ غربی با مسلمان عرب انقدر هماهنگه و هروقت اینا میریزن بیرون اونا هم ریختن بیرون، و هروقت اینا ساکتن اونا هم ساکتن؟ حتی همین الان اگه هنوز اعتراضی تو اروپا وجود داره، اعتراض به ادامه بمباران غزهست، با این مورد کاری ندارن. چجوریه فرمولش؟ فارسی کپیتال نداره که یه بار هم با حروف بزرگ بنویسی، مجبوری تکراری بنویسی: طرف رسما و با ارائه فیلم گفته مسلمانان بیگناه رو پودر کردم، کدوم گوری هستید؟ عربدههاتون کجاست؟ چرا صحبت حکم جهاد نیست دیگه؟ یک دلیل بیارید که وقتی میبینیم فقط و فقط وقتی که یک طرف داستان، حتی اگه تخیلی باشه، یهودیانند، صداتون درمیاد؛ بتون نگیم «خفه بمیرید».
سلبریتی اینترنتی سیاهپوست رفته چین (چون در جذب مخاطب در جامعه خودشون به اشباع رسیدهاند و دنبال مخاطب بیگانه هستند)، و کاربر چینی که سنش بیشتر از تینایجرهای چینیه که مایل به گرفتن عکس سلفی با این سلبریتی هستند و ناظر قضیهست میگه جالبه که این پسر میفهمه بعضیها تو خیابون کلمات نامناسب نژادپرستانه دربارهش میزنند ولی به روی خودش نمیاره تا سفرش از حالت آشنایی درنیاد که بعد بره به سمت تقابل.
از هوش روابط عمومی طرف شوکهاند. چون با اینکه سنش کمه، میدونه اینجا نشون بده بش برخورده، هیچ کمکی به پروژهش نمیکنه. باید نشون بده اومده به غرور اونها احترام بذاره، نیومده تا به غرور خودش احترام گذاشته بشه.
چینیها با وجود اینکه سطح آیکیوشون خیلی بالا رفته، و با وجود اینکه سطح سیستم آموزشیشون خیلی بالا رفته، و با اینکه سطح ارتباطاتشون با دنیا خیلی بالا رفته، هنوز از جهاتی در فاز مارکوپولو قرار دارند. اون پسره فقط پوستش سیاهه، و گرنه منش سفیدها رو پیدا کرده. منشی که میگفت «باید ببینیم اینا از چی خوششون میاد، همونو بشون بدیم و اعتمادشون رو جلب کنیم». هنوز هم دست چینیها رو میشه همونجوری خوند که قدیم میشد خوند: باید بذاری فکر کنند داری بزرگ و باشکوه میبینیشون!
جنگنده نسل ۶ رو زودتر از آمریکاییها رونمایی کردند، اما خلقیات در حد همون کوزههای لعابی که از زیر پکن در میاومد باقی مونده.
از هوش روابط عمومی طرف شوکهاند. چون با اینکه سنش کمه، میدونه اینجا نشون بده بش برخورده، هیچ کمکی به پروژهش نمیکنه. باید نشون بده اومده به غرور اونها احترام بذاره، نیومده تا به غرور خودش احترام گذاشته بشه.
چینیها با وجود اینکه سطح آیکیوشون خیلی بالا رفته، و با وجود اینکه سطح سیستم آموزشیشون خیلی بالا رفته، و با اینکه سطح ارتباطاتشون با دنیا خیلی بالا رفته، هنوز از جهاتی در فاز مارکوپولو قرار دارند. اون پسره فقط پوستش سیاهه، و گرنه منش سفیدها رو پیدا کرده. منشی که میگفت «باید ببینیم اینا از چی خوششون میاد، همونو بشون بدیم و اعتمادشون رو جلب کنیم». هنوز هم دست چینیها رو میشه همونجوری خوند که قدیم میشد خوند: باید بذاری فکر کنند داری بزرگ و باشکوه میبینیشون!
جنگنده نسل ۶ رو زودتر از آمریکاییها رونمایی کردند، اما خلقیات در حد همون کوزههای لعابی که از زیر پکن در میاومد باقی مونده.
پروفسور معتبرترین دانشگاه آمریکاست. فاندش رو قطع کردن، گفته دیگه اینجا خیلی فاشیستی شده دیگه نمیشه تحمل کرد، من رفتم کانادا، خدافس!
نزدنش، تهدیدش نکردن، اموالش رو مصادره نکردن، حتی رو ماشینش خط هم ننداختن. فقط گفتن دیگه مالیات مردم رو به تو اختصاص نمیدیم که هی بری سر کلاس درباره اسراییل مزخرفات تاریخگذشته به خورد دانشجو بدی! به اینکه دولت نخواد به کسانی که درباره دولت لجنپراکنی میکنند پول توجیبی بده میگن فاشیسم و فرار میکنند!
بعد اینجا وقتی آدمی که زندگیش رو ازش گرفتن، شکنجهش کردن، و حتی وقتی آزادش کردن تو خیابون تعقیبش کردن تا همیشه سایه ترس بالاسرش باشه، و بعد کاری کردن نتونه شغل پیدا کنه، از ایران میره و تو یه کشور دیگه پناهنده میشه، میگن کجا رفتی؟ چرا نموندی مبارزه کنی؟ وطن مگه هتله هروقت سخت گذشت بذاری بری؟ به شهرت که رسیدی گذاشتی رفتی؟
این کنتراست شدید، شدیدا میگاد.
نزدنش، تهدیدش نکردن، اموالش رو مصادره نکردن، حتی رو ماشینش خط هم ننداختن. فقط گفتن دیگه مالیات مردم رو به تو اختصاص نمیدیم که هی بری سر کلاس درباره اسراییل مزخرفات تاریخگذشته به خورد دانشجو بدی! به اینکه دولت نخواد به کسانی که درباره دولت لجنپراکنی میکنند پول توجیبی بده میگن فاشیسم و فرار میکنند!
بعد اینجا وقتی آدمی که زندگیش رو ازش گرفتن، شکنجهش کردن، و حتی وقتی آزادش کردن تو خیابون تعقیبش کردن تا همیشه سایه ترس بالاسرش باشه، و بعد کاری کردن نتونه شغل پیدا کنه، از ایران میره و تو یه کشور دیگه پناهنده میشه، میگن کجا رفتی؟ چرا نموندی مبارزه کنی؟ وطن مگه هتله هروقت سخت گذشت بذاری بری؟ به شهرت که رسیدی گذاشتی رفتی؟
این کنتراست شدید، شدیدا میگاد.
آمریکاییها توجیه نیستند که چه اتفاقاتی در صنایع رخ داده. درباره اینکه تعرفهها باعث میشه تولید به خاک آمریکا برگرده دارند سر اینکه چقدر زمان خواهد برد بحث میکنند. یکی میگه یک سال، اون یکی میگه سه سال، اون یکی میگه یک دهه!
فکر میکنند مشکل طول کشیدنشه. خبر ندارند که مشکل از صفر شروع کردنه، و این یعنی هزاران میلیارد دلار سرمایهگذاری. و این یعنی اگه تعرفهها ۳۰۰ درصد هم بشه، باز نمیصرفه در داخل تولید کرد.
و این جداست ازینکه سرمایهگذاریهای از صفر، وقت خودشون رو دارند، و از یه جایی به بعد دیگه دیره. مثل صنعت ایرلاینها در خاورمیانه. حتی اگه همین امروز ایران آزاد شده و از همه تحریمها و بلکلیستها دربیاد و وارد سازمان تجارت جهانی بشه، دیگه موضوعیت نداره که یه ایرانایر بسازه که هم قد و اندازه امارات و الاتحاد و قطرایرویز بشه، که بعد مجبور بشه در رقابت شدید، حاشیه سود رو به تار مو کاهش بده. چون وقت هاب درست کردن در حاشیه خلیج فارس تموم شد، و اون هزینه هنگفتی که لازم داره رو بهتره صرف کارهای دیگهای کرد.
فکر میکنند مشکل طول کشیدنشه. خبر ندارند که مشکل از صفر شروع کردنه، و این یعنی هزاران میلیارد دلار سرمایهگذاری. و این یعنی اگه تعرفهها ۳۰۰ درصد هم بشه، باز نمیصرفه در داخل تولید کرد.
و این جداست ازینکه سرمایهگذاریهای از صفر، وقت خودشون رو دارند، و از یه جایی به بعد دیگه دیره. مثل صنعت ایرلاینها در خاورمیانه. حتی اگه همین امروز ایران آزاد شده و از همه تحریمها و بلکلیستها دربیاد و وارد سازمان تجارت جهانی بشه، دیگه موضوعیت نداره که یه ایرانایر بسازه که هم قد و اندازه امارات و الاتحاد و قطرایرویز بشه، که بعد مجبور بشه در رقابت شدید، حاشیه سود رو به تار مو کاهش بده. چون وقت هاب درست کردن در حاشیه خلیج فارس تموم شد، و اون هزینه هنگفتی که لازم داره رو بهتره صرف کارهای دیگهای کرد.
Anarchonomy
آمریکاییها توجیه نیستند که چه اتفاقاتی در صنایع رخ داده. درباره اینکه تعرفهها باعث میشه تولید به خاک آمریکا برگرده دارند سر اینکه چقدر زمان خواهد برد بحث میکنند. یکی میگه یک سال، اون یکی میگه سه سال، اون یکی میگه یک دهه! فکر میکنند مشکل طول کشیدنشه. خبر…
دقیقا وقتی همه جوانب رو در نظر بگیرید به همون چیزی میرسید که گفتم. زیر ساخت صنعتی دو بخش داره. یکی آدمهایی هستند که بلدند کار رو انجام بدن، و دو لجستیک. خیلی از آدمهایی که بلد باشند کار تولیدی کنند دیگه تو آمریکا وجود ندارند، و سیستم آموزشی هم سالهاست که تربیتشون نکرده. دلیل خیلی از واردات قطعات در آمریکا ارزانتر بودنشون هم نیست حتی. دلیلش اینه که کسی بلد نیست اون قطعات رو بسازه. اما حتی اگه کسانی باشند که بلد باشند، دیگه لجستیکش وجود نداره. جاهایی که دارند کار تولیدی میکنند، مثل چین و ویتنام و تایلند، یه شبکه عظیم تأمین پیرامونش ساختن، که حتی شامل تغییرات اساسی در معماری شهری هم شده (امکان نداره بتونی یه مگاسیتی صنعتی مثل شنزن رو در آمریکا ایجاد کنی).
اون برنامه چیپس اکت، یه استثناست، فارغ ازینکه موفق یا ناموفق حسابش کنیم. چون مربوط به هایتک میشه که هنوز آمریکا توش برتری داره. اما حتی همین برنامه هم به شدت وابسته به وارداته.
اون برنامه چیپس اکت، یه استثناست، فارغ ازینکه موفق یا ناموفق حسابش کنیم. چون مربوط به هایتک میشه که هنوز آمریکا توش برتری داره. اما حتی همین برنامه هم به شدت وابسته به وارداته.
Anarchonomy
اگه آمریکا با نرخ فعلی به استخراج نفت خودش ادامه بده، ۱۵ سال دیگه باید وارد کننده باشه. روسیه تا ۲۲ سال دیگه وقت داره. پس روسیه عملا یک کشور بیاهمیت خواهد بود. ونزوئلا، عربستان، ایران، و عراق، تا صد سال دیگه ذخایر دارند. نگاه عدهای در آمریکا اینه که باید…
این فقط سوریه نبود که نشون داد چقدر خلیفه در درک سیاسی و همچنین آدمشناسی ضعیفه. در زمانبندی نرمشهای قهرمانانهش و انتخاب تیمهای مذاکرهکننده هم این رو نشون میده. برخلاف هیاهوی اصلاحطلبان، وقتی ترامپ در قدرته، بهترین گزینه برای نظام همون جلیلی بود و بس. اما خلیفه این رو درک نمیکنه. ترامپ آدم محاسبه نیست، آدم تصاویر و قصههاست. اگه بو ببره تصویرش خراب میشه، تن به هر تقاضایی میده. در برابر چنین خلقیاتی، خلقیات متناظری لازم بود که فقط در جلیلی وجود داشت. که به جای چانهزنی، تصویر یک تهدید رو شکل بده. این تصویر تهدیدآمیز میتونست این شکلی باشه: «تمرکزمون رو از اسراییل برداشته و روی مختل کردن تجارت دریایی شما و اروپا متمرکز خواهیم شد». که یعنی به جای فرار از یمن و به امان خدا سپردن حوثیها، که الان انجام شده، تصویر یه جنگ نیابتی کامل در اونجا ارائه میشد. ترامپ بدون شک در برابر این تصویر، جا میزد.
موضوع این نیست که خلیفه شهامت این کار رو نداره. که برای خریت ۷ اکتبر داشت. موضوع اینه که درک نمیکنه اون خریت رو به جای غزه، و اون موقع، الان و در دریای عمان و سرخ باید انجام میداد.
خود تهور و بیباکی یه سرمایهست. اما باید بدونی کی و کجا استفادهش کنی. و این پیرمرد هیچوقت نمیدونه.
موضوع این نیست که خلیفه شهامت این کار رو نداره. که برای خریت ۷ اکتبر داشت. موضوع اینه که درک نمیکنه اون خریت رو به جای غزه، و اون موقع، الان و در دریای عمان و سرخ باید انجام میداد.
خود تهور و بیباکی یه سرمایهست. اما باید بدونی کی و کجا استفادهش کنی. و این پیرمرد هیچوقت نمیدونه.
Anarchonomy
دقیقا وقتی همه جوانب رو در نظر بگیرید به همون چیزی میرسید که گفتم. زیر ساخت صنعتی دو بخش داره. یکی آدمهایی هستند که بلدند کار رو انجام بدن، و دو لجستیک. خیلی از آدمهایی که بلد باشند کار تولیدی کنند دیگه تو آمریکا وجود ندارند، و سیستم آموزشی هم سالهاست…
وقتی نوشتم آمریکاییها توجیه نیستند، بعضیها گفتند این جمله خیلی اعتماد به نفس میخواد!
نه عزیزان، نمیخواد. همین دیروز وزیر بازرگانی دولت آمریکا در مصاحبه تلویزیونی گفت شغل اونایی که دارن پیچهای آیفون رو سفت میکنند، برمیگرده به آمریکا! یعنی وزیر بازرگانی آمریکا، که خودش یه بیزینسمن میلیاردره، فکر میکنه هنوز کسی هست تو چین که داره پیچ سفت میکنه. خیلی از کسانی که به عنوان «چهرههای موفق» در کسب و کار به شما معرفی شدهاند، فقط تو فیلد خودشون واردند، و در فیلدهای دیگه کاملا اوت هستند (اگه سر کار خودشون بمونند مشکلی نیست. مشکل اینه که وارد دولت شدهاند).
اگه یک میلیاردر درباره اینکه صنایع در چه فازی هستند کاملا اوت باشه، تعمیم دادنش به میلیونها آمریکایی، یک تعمیم نابجا نیست.
نه عزیزان، نمیخواد. همین دیروز وزیر بازرگانی دولت آمریکا در مصاحبه تلویزیونی گفت شغل اونایی که دارن پیچهای آیفون رو سفت میکنند، برمیگرده به آمریکا! یعنی وزیر بازرگانی آمریکا، که خودش یه بیزینسمن میلیاردره، فکر میکنه هنوز کسی هست تو چین که داره پیچ سفت میکنه. خیلی از کسانی که به عنوان «چهرههای موفق» در کسب و کار به شما معرفی شدهاند، فقط تو فیلد خودشون واردند، و در فیلدهای دیگه کاملا اوت هستند (اگه سر کار خودشون بمونند مشکلی نیست. مشکل اینه که وارد دولت شدهاند).
اگه یک میلیاردر درباره اینکه صنایع در چه فازی هستند کاملا اوت باشه، تعمیم دادنش به میلیونها آمریکایی، یک تعمیم نابجا نیست.
نوشته بود جایی که اگه در پنجاه سالگی دنیا رو همونجوری ببینی که در بیست سالگی میدیدی، یعنی سی سال از عمرت رو هدر دادی.
یه روز خیلی گرم تابستونی بود و سوار تاکسیای بودم که همه مسافراش رو رسونده بود و فقط من و راننده مونده بودیم. یه جا گفت «اینجوری نمیشه». زد کنار و جلوی یه بقالی پارک کرد و رفت بیرون. فکر کردم رفت سیگار بخره، اما با دو تا بطری آب معدنی تگری برگشت و یکیش رو داد به من و پولش هم حساب نکرد. غیر از تشکر همون لحظه دیگه تا آخر مسیر هیچ حرفی نزدیم. سالها گذشته و هنوز هربار آب معدنی میخرم یادش میفتم، و یاد خنکی اون آب. دیدی که اون موقع به دنیا داشتم این بود که: منم باید اینجوری باشم، وقتِ درست انجام کار مثبت رو بدونم، بدون تعلل انجامش بدم، و دیگه بش فکر نکنم. همین باعث میشه من رو تا سالها فراموش نکنند.
اما الان دیگه این دید رو ندارم. الان اینکه دیگران من رو تا سالها فراموش نکنند هیچ اهمیتی برام نداره. چون اونها رو بهتر میشناسم، و اندازهشون رو میدونم. اگه یه روز صبح گوشیت زنگ بخوره و وکیلت بت خبر بده که قراره یکی یه قطعه زمین به نامت بزنه، ذوقزده میشی. اما وقتی بت بگه کجاست، ممکنه ذوقت بپره. چون اگه حاشیه یه برهوتی اون سر مملکت باشه، برات مهم نیست به نامت هست یا نیست. خیلیها مشابهش رو از باباشون به ارث برده بودن و ولش کردند. اینکه آدمهایی که ازت عقبترند و اندازهشون کوچکتره، فراموشت نکنند، چه ارزشی داره؟ دید الانم اینه که خودم خودمو فراموش نکنم. که یادم نره چی بودم و از چه چیزهایی عبور کردم. دید الانم اینه که جز خودم کسی رو در کل جهان نمیبینم. که در نتیجه کاری که برای دیگران انجام میدم هم نمیبینم.
احتمالا بعدها، و با همین فاصله، باز دید دیگهای پیدا کنم، و معلوم نیست چقدر درستتر یا بدتره. اما همینکه میتونه انقدر زیر و رو بشه، حیرتآوره. اینکه گفته بودم واقعیت مهیبتر از همه قصهها و افسانههاست، به این موضوع هم مربوط میشه. توی افسانهها یک کوتوله تبدیل به غول میشه، و غول تبدیل به اژدهای پرنده میشه. در حالی که تبدیل شدنهای انسان از همه اینها عجیبتره.
یه روز خیلی گرم تابستونی بود و سوار تاکسیای بودم که همه مسافراش رو رسونده بود و فقط من و راننده مونده بودیم. یه جا گفت «اینجوری نمیشه». زد کنار و جلوی یه بقالی پارک کرد و رفت بیرون. فکر کردم رفت سیگار بخره، اما با دو تا بطری آب معدنی تگری برگشت و یکیش رو داد به من و پولش هم حساب نکرد. غیر از تشکر همون لحظه دیگه تا آخر مسیر هیچ حرفی نزدیم. سالها گذشته و هنوز هربار آب معدنی میخرم یادش میفتم، و یاد خنکی اون آب. دیدی که اون موقع به دنیا داشتم این بود که: منم باید اینجوری باشم، وقتِ درست انجام کار مثبت رو بدونم، بدون تعلل انجامش بدم، و دیگه بش فکر نکنم. همین باعث میشه من رو تا سالها فراموش نکنند.
اما الان دیگه این دید رو ندارم. الان اینکه دیگران من رو تا سالها فراموش نکنند هیچ اهمیتی برام نداره. چون اونها رو بهتر میشناسم، و اندازهشون رو میدونم. اگه یه روز صبح گوشیت زنگ بخوره و وکیلت بت خبر بده که قراره یکی یه قطعه زمین به نامت بزنه، ذوقزده میشی. اما وقتی بت بگه کجاست، ممکنه ذوقت بپره. چون اگه حاشیه یه برهوتی اون سر مملکت باشه، برات مهم نیست به نامت هست یا نیست. خیلیها مشابهش رو از باباشون به ارث برده بودن و ولش کردند. اینکه آدمهایی که ازت عقبترند و اندازهشون کوچکتره، فراموشت نکنند، چه ارزشی داره؟ دید الانم اینه که خودم خودمو فراموش نکنم. که یادم نره چی بودم و از چه چیزهایی عبور کردم. دید الانم اینه که جز خودم کسی رو در کل جهان نمیبینم. که در نتیجه کاری که برای دیگران انجام میدم هم نمیبینم.
احتمالا بعدها، و با همین فاصله، باز دید دیگهای پیدا کنم، و معلوم نیست چقدر درستتر یا بدتره. اما همینکه میتونه انقدر زیر و رو بشه، حیرتآوره. اینکه گفته بودم واقعیت مهیبتر از همه قصهها و افسانههاست، به این موضوع هم مربوط میشه. توی افسانهها یک کوتوله تبدیل به غول میشه، و غول تبدیل به اژدهای پرنده میشه. در حالی که تبدیل شدنهای انسان از همه اینها عجیبتره.
بعد از سالها نوشتن درباره چیزهای سیاسی فهمیدم در موارد زیادی نسبت به نظر جمع، باید همون موضعی رو داشت که در برابر یک نوجوان خام داری. که یعنی بذاری خودش بفهمه. هی بشون بگی این اونی نیست که فکر میکنی، فایده نداره. اگه قرار باشه خودش بفهمه یه دردی خودش میکشه یه دردی تو. درد خودش اینه که با هزینه سنگین میفهمه این اونی نبوده که فکر می کرده. درد تو هم اینه که باید تماشا کنی همه اون اتفاقات براش بیفته.
اگه همین امروز ترامپ کشته بشه، میلیونها نفر در آمریکا همدیگه رو به انواع نوشیدنیهای الکلی مهمون میکنند. اما بخش بزرگی از واقعیت تغییر نخواهد کرد. اون بخش واقعیت که امثال ترامپ و آدمهای اطرافش صرفا به پول درآوردن فکر میکنند، حتی از راه باجگیری و کلاهبرداری، تغییر میکنه، چون برای مدتی به حاشیه خواهند رفت. اما اون هفتاد میلیون نفری که به این آدمها رأی دادند سرجاشون خواهند موند. و دغدغه اونها از دست رفتن شکوه گذشتهست (بازی اینجوریه که تو از یه چیز خیلی بزرگی ناراحتی، بعد سیاستمدار میاد بت قول میده ناراحتیت رو برطرف کنه، ولی هدفش اینه که روی ناراحتیت سوار بشه تا پولی به جیب بزنه که از طریق روشهایی که نیاز به تلاش یا نبوغ داره، بدست نمیاد. برای همین یه املاکی شده مسئول مذاکرات در خاورمیانه، نه یه وکیل خبره).
چیزی که این هفتاد میلیون نفر ازش ناراحتند، به حاشیه رفتن آمریکا در دنیای جدیده، که برمبنای یک توهم شکل گرفته، که قبلا امپراتوری بودهاند و الان دیگه نیستند (توهمه چون آمریکا هیچوقت امپراتوری نبوده و ساختارش رو نداشته). برای همین پرخاشگری رو تجویز میکنند، و کسی که سیاست پرخاش رو اجرا کنه رو حمایت میکنند. این قبلا برای قدرتهای دیگه هم پیش اومده. مراحلش اینجوریه:
۱- عقب افتادن در بعضی شاخصها (که ممکنه مهم هم نباشند)
۲- توهم افول (که حاصل روایتسازی جعلی از گذشتهست)
۳- سیاست پرخاش و تندخویی، و سپس
۴- خودزنی
آلمان در قرن بیستم همه این مراحل رو طی کرد، و در مرحله چهار دیگه از خودزنی هم عبور کرد و به خودکشی رسید.
روسیه در زمان پوتین هم به همین شکل به پرخاشگری رسیده. ابتدا فهمیدند که دیگه در دنیای جدید موضوعیتی ندارند. چون غیر از نفت و گاز چیزی برای عرضه به دنیا ندارند، که همون هم به زودی تموم میشه، و یا استخراجش دیگه صرفه نداره. سپس توهم اینکه قبلا خیلی باشکوه بودهاند اضافه شد. بعد نتیجه گرفتند که باید همه رو بدرند یا بترسونند یا غارت کنند، تا بتونند به بقا ادامه بدن. بعد در راستای این تندخویی حرکاتی انجام دادند که موقعیتشون رو ضعیفتر کرد. جنگهایی با هزینههای سنگین و تلفات بالا، که همزمان ضعف سیستماتیک حکمرانیشون رو هم برملا کرد. از نظر روس، همه دنیا مقصرند که امروز دیگه در دنیا نقش مهمی نداره (حتی چین هم که با برقی کردن خودروها داره هرروز مصرف جهانی نفت رو کاهش میده هم مقصره. چین در اینکه تکنولوژی رو به روسها هبه نمیکنه هم مقصره).
میلیونها آمریکایی هم وارد این فاز فکری شدهاند. با اینکه بیشترین درآمد رو در دنیا دارند، و با اینکه از نعماتی برخوردارند که برای بقیه قفله، و با اینکه صرفا به پشتوانه مزیتهای دلار دارند بیشتر از همه دنیا کالا مصرف میکنند، باز فکر میکنند بازی رو باختهاند و دنیا ازشون سوء استفاده کرده. در مرحله یک دیدند که چین داره کارهایی میکنه که دیگه در آمریکا ممکن نیست. در مرحله دو بر اساس روایتسازیهای جعلی دچار این توهم شدند که در گذشته موقعیت باشکوهتری داشتهاند و الان افول کردهاند، و در مرحله سه نتیجه میگیرند که باید با چین و دنیا (حتی دنیا، چون کشورها تن به برتری چین داده و مقاومت نکردهاند) با پرخاش و تندی رفتار کنند. و در مرحله چهار سیاستهایی به کار میگیرند که بیشتر به خود آمریکا آسیب میزنه، تا بقیه. مثل گرانتر کردن چیزهایی که خودشون مصرف میکنند. مثل بیثبات کردن اقتصاد. مثل کاهش دادن سطح اعتماد دنیا به نظام حقوقی آمریکا و حاکمیت قانون.
مثل همه موارد تکرار شده در تاریخ، طرف تندخو که برمبنای مجموعهای توهمات پنیک کرده، مرتکب خودکشی خواهد شد. اما اینکه بعد از خودکشی بتونه دوباره سرپا وایسه بستگی به بنیه فرهنگی داره. اینکه بعد از عمدا اوردوز کردن، زنده بمونی، به شانس ارتباط داره. ولی اینکه قلبت تا چه فشاری رو بتونه تحمل کنه هم مهمه. آمریکا تازه مرحله خودزنی خودش رو شروع کرده، و هیچچیز رو نمیشه پیشبینی کرد. ولی بنیه آمریکا به بنیه آلمان نزدیکتره، تا به بنیه روسیه.
چیزی که این هفتاد میلیون نفر ازش ناراحتند، به حاشیه رفتن آمریکا در دنیای جدیده، که برمبنای یک توهم شکل گرفته، که قبلا امپراتوری بودهاند و الان دیگه نیستند (توهمه چون آمریکا هیچوقت امپراتوری نبوده و ساختارش رو نداشته). برای همین پرخاشگری رو تجویز میکنند، و کسی که سیاست پرخاش رو اجرا کنه رو حمایت میکنند. این قبلا برای قدرتهای دیگه هم پیش اومده. مراحلش اینجوریه:
۱- عقب افتادن در بعضی شاخصها (که ممکنه مهم هم نباشند)
۲- توهم افول (که حاصل روایتسازی جعلی از گذشتهست)
۳- سیاست پرخاش و تندخویی، و سپس
۴- خودزنی
آلمان در قرن بیستم همه این مراحل رو طی کرد، و در مرحله چهار دیگه از خودزنی هم عبور کرد و به خودکشی رسید.
روسیه در زمان پوتین هم به همین شکل به پرخاشگری رسیده. ابتدا فهمیدند که دیگه در دنیای جدید موضوعیتی ندارند. چون غیر از نفت و گاز چیزی برای عرضه به دنیا ندارند، که همون هم به زودی تموم میشه، و یا استخراجش دیگه صرفه نداره. سپس توهم اینکه قبلا خیلی باشکوه بودهاند اضافه شد. بعد نتیجه گرفتند که باید همه رو بدرند یا بترسونند یا غارت کنند، تا بتونند به بقا ادامه بدن. بعد در راستای این تندخویی حرکاتی انجام دادند که موقعیتشون رو ضعیفتر کرد. جنگهایی با هزینههای سنگین و تلفات بالا، که همزمان ضعف سیستماتیک حکمرانیشون رو هم برملا کرد. از نظر روس، همه دنیا مقصرند که امروز دیگه در دنیا نقش مهمی نداره (حتی چین هم که با برقی کردن خودروها داره هرروز مصرف جهانی نفت رو کاهش میده هم مقصره. چین در اینکه تکنولوژی رو به روسها هبه نمیکنه هم مقصره).
میلیونها آمریکایی هم وارد این فاز فکری شدهاند. با اینکه بیشترین درآمد رو در دنیا دارند، و با اینکه از نعماتی برخوردارند که برای بقیه قفله، و با اینکه صرفا به پشتوانه مزیتهای دلار دارند بیشتر از همه دنیا کالا مصرف میکنند، باز فکر میکنند بازی رو باختهاند و دنیا ازشون سوء استفاده کرده. در مرحله یک دیدند که چین داره کارهایی میکنه که دیگه در آمریکا ممکن نیست. در مرحله دو بر اساس روایتسازیهای جعلی دچار این توهم شدند که در گذشته موقعیت باشکوهتری داشتهاند و الان افول کردهاند، و در مرحله سه نتیجه میگیرند که باید با چین و دنیا (حتی دنیا، چون کشورها تن به برتری چین داده و مقاومت نکردهاند) با پرخاش و تندی رفتار کنند. و در مرحله چهار سیاستهایی به کار میگیرند که بیشتر به خود آمریکا آسیب میزنه، تا بقیه. مثل گرانتر کردن چیزهایی که خودشون مصرف میکنند. مثل بیثبات کردن اقتصاد. مثل کاهش دادن سطح اعتماد دنیا به نظام حقوقی آمریکا و حاکمیت قانون.
مثل همه موارد تکرار شده در تاریخ، طرف تندخو که برمبنای مجموعهای توهمات پنیک کرده، مرتکب خودکشی خواهد شد. اما اینکه بعد از خودکشی بتونه دوباره سرپا وایسه بستگی به بنیه فرهنگی داره. اینکه بعد از عمدا اوردوز کردن، زنده بمونی، به شانس ارتباط داره. ولی اینکه قلبت تا چه فشاری رو بتونه تحمل کنه هم مهمه. آمریکا تازه مرحله خودزنی خودش رو شروع کرده، و هیچچیز رو نمیشه پیشبینی کرد. ولی بنیه آمریکا به بنیه آلمان نزدیکتره، تا به بنیه روسیه.
Anarchonomy
اگه همین امروز ترامپ کشته بشه، میلیونها نفر در آمریکا همدیگه رو به انواع نوشیدنیهای الکلی مهمون میکنند. اما بخش بزرگی از واقعیت تغییر نخواهد کرد. اون بخش واقعیت که امثال ترامپ و آدمهای اطرافش صرفا به پول درآوردن فکر میکنند، حتی از راه باجگیری و کلاهبرداری،…
حتی همین نمودار هم سرعت تغییرات رو نشون میده که حتی کشورهایی که از آمریکا جلو زدند، خودشون دارن عقب میفتند. پنج سال پیش کره جنوبی تقریبا دو برابر کل هند خودرو تولید میکرد. تو این پنج سال کرهایها تولید رو به ۸۵۰ هزار دستگاه رسوندن. اما الان هند داره بالای ۱ میلیون دستگاه تولید میکنه. توی فقط پنج سال.
یکی از مزیتهای هوش مصنوعی، حتی با همین بضاعت محدود فعلیش، اینه که دیگه لازم نیست از آدمها سوال بپرسی. وقتی دو تا تخم مرغ رو میزدم بهم فقط یکیشون میشکست. از یه اپ چینی پرسیدم دلیلش چیه. جوابش اینه ازونجایی که هیچ دو تا تخم مرغی کپی کامل هم نیستن، ازون دوتا پوسته یکیشون ضعیفتر ازون یکیه، و همون ضعیفتره بیشتر نیرو رو موقع شکستن جذب میکنه.
بدی این امکانات اینه که عادت میکنیم خودمون به جواب فکر نکنیم.
بدی این امکانات اینه که عادت میکنیم خودمون به جواب فکر نکنیم.
مد شده وقتی یه سپاهی حرفی میزنه که به نظر میاد به نفع اسراییله، بش میگن نفوذی.
ولی آدمهایی که به نفع اسراییل کار میکنند فقط سپاهیها نیستند. یه زمانی گل گدوت، بازیگر اسراییلی هالیوود، طرفدار راه حل دو کشوری بود (مثل همونایی که تو فستیوال موسیقی شرکت کرده بودند و هفت اکتبر سلاخی شدند). اما مسلمانها و چپهای غربی انقدر تو شبکههای اجتماعی علیهش میم ساختند و مدافع نسلکشی معرفیش کردند، که کلا به سکوت سیاسی فرو رفت. و این کار رو با خیلیهای دیگه هم کردند. چون نمیخوان فلسطین صدایی غیر از حماس داشته باشه، و فقط همونهایی دربارهش صحبت کنند که به وحوش حماس میگن «جنگجویان آزادی». و این کاملا به نفع اسراییله که صدای حماس، تنها صدای فلسطین باشه. کسانی که این خوشخدمتی رو به اسراییل کردند، یکی دو نفر نیستند، صدها هزار نفرند، از همهجای دنیا. موساد و شینبت نمیتونند صدها هزارنفر رو بخرند.
ولی آدمهایی که به نفع اسراییل کار میکنند فقط سپاهیها نیستند. یه زمانی گل گدوت، بازیگر اسراییلی هالیوود، طرفدار راه حل دو کشوری بود (مثل همونایی که تو فستیوال موسیقی شرکت کرده بودند و هفت اکتبر سلاخی شدند). اما مسلمانها و چپهای غربی انقدر تو شبکههای اجتماعی علیهش میم ساختند و مدافع نسلکشی معرفیش کردند، که کلا به سکوت سیاسی فرو رفت. و این کار رو با خیلیهای دیگه هم کردند. چون نمیخوان فلسطین صدایی غیر از حماس داشته باشه، و فقط همونهایی دربارهش صحبت کنند که به وحوش حماس میگن «جنگجویان آزادی». و این کاملا به نفع اسراییله که صدای حماس، تنها صدای فلسطین باشه. کسانی که این خوشخدمتی رو به اسراییل کردند، یکی دو نفر نیستند، صدها هزار نفرند، از همهجای دنیا. موساد و شینبت نمیتونند صدها هزارنفر رو بخرند.
گردان آزوف نیروی داوطلب جذب میکنه برای یک سال، با دستمزد ۲۴ هزار دلار. که میشه به پول ما ۲ میلیارد و پونصد. تازه مزایا و حق ماموریتهای ویژه جداست.
اگه قصد خودکشی دارید، کاری که اون کتابفروش کرد انجام ندید. برید اوکراین. هم مرگ شرافتمندانهتری خواهید داشت، هم به درد میخورید، هم خانوادهتون میتونند این پول رو به یکی از زخمهاشون بزنند. مفت مردن هنر نیست.
اگه قصد خودکشی دارید، کاری که اون کتابفروش کرد انجام ندید. برید اوکراین. هم مرگ شرافتمندانهتری خواهید داشت، هم به درد میخورید، هم خانوادهتون میتونند این پول رو به یکی از زخمهاشون بزنند. مفت مردن هنر نیست.
Anarchonomy
«گاهی بهترین استراتژی در مذاکرات اینه که کاری کنی طرف مقابل باور کنه دیوانهای». این بابا میلیاردره. تو زندگیش خیلی معامله انجام داده. اما هیچوقت از راهکاری که میگه استفاده نکرده. هیچوقت به طرف مقابل حتی وانمود نکرده که دیوانهست، چه برسه به اینکه مطمئنشون…
جیمی دایمن، رییس جیپیمورگان، که سلبریتی محبوب خیلی از تریدرهاست، همین دو سه ماه پیش میگفت جنگ تجاری برای امنیت ملی آمریکا خوبه، مردم باید باش کنار بیان! هفته پیش گفت جنگ تجاری ممکنه قیمتها رو بالا ببره! حالا امروز میگه داریم وارد بحران اقتصادی میشیم!
مثل من که نمی تونید هیچ شخصیت محبوبی نداشته باشید، پس حداقل در انتخابشون دقت کنید. اینها دنبال جابجایی عظیم ثروت از عدهای به عدهای دیگه بودند، اما دارن متوجه میشن این قمار رو سپردن به کسی که چندبار چیز پولچاپ کنی مثل کازینو رو هم ورشکست کرده.
مثل من که نمی تونید هیچ شخصیت محبوبی نداشته باشید، پس حداقل در انتخابشون دقت کنید. اینها دنبال جابجایی عظیم ثروت از عدهای به عدهای دیگه بودند، اما دارن متوجه میشن این قمار رو سپردن به کسی که چندبار چیز پولچاپ کنی مثل کازینو رو هم ورشکست کرده.
داشت درباره خیانتهای پسران به پدران و تأثیرش روی سرنوشت آیندگان حرف میزد و مثال میاورد تا رسید به مغولها. که وقتی چنگیز حمله کرد ایرانیها گفتند الله محافظ ماست، و چنگیز گفت الله من رو فرستاده. انقدر دور بود از آیین و مذهب این منطقه که اینطور تمسخرآمیز جوابشون رو داد. اینکه مسجدها رو کردن اصطبل که بماند. اما چند نسل بعدش، و پسرعموهای خودش، مسلمان شدند و به الله سجده کردند و همهجای ایران و هند مسجد ساختند. اگه این نسل بعد به اون فرهنگ بدوی چنگیز خیانت نمیکردند شاید بساط اسلام برای همیشه از ایران جمع میشد و الان یه کشور متفاوت بودیم.
گفتم اون موقع که مسلمون شدند و مسجد ساختند، ازین جهت نبود که یهو فهمیدند محمد عجب آدم درستی بوده. برای این بود که فهمیدن ساختارش رو برای بسط قدرت لازم دارند. تو فرهنگ مغولی، که همه سرزمینهایی که گرفتند رو تا همین الان آلوده کرده، مثل روسیه و ایران، موجودیت در یک دوگانه تعریف شده: مرد مقتدر، و بقیه مردان که باید نوکر اون مقتدر باشند. تعیین تکلیف هرکس یه الگوریتم ساده داشت که به محض چشم باز کردن محاسبهش میکرد: زورمندم؟ اگه اره، پس بقیه رو باید نوکر خودم کنم. اگه نه، باید ببینم باید نوکری کی رو بکنم! (اگه کسی تو روسیه الان زندگی کرده باشه و صادق باشه، اون جامعه رو باید همینجوری توصیف کنه).
از یه جایی به بعد، مغولها دیدن «مرد مقتدر» باید مسلمان باشه، تا کنترل بهتری روی نوکر مسلمان داشته باشه. بنابراین پسر هم داشت بر مبنای فکری پدر حرکت میکرد، اما ابزار و امکانات و روشها تغییر کرد. برعکس، چیزی که خیلی در شکلگیری سرنوشت این کشور نقش داشته همین بوده که پسر کپی پدر بوده.
مذهبی که امروز میبینی، و آرزو میکنی که کشور ازش خلاص میشد، اون چیزی که از حجاز اومده بود نیست. این ساختار مغولیه که لازمه کشورت رو ازش خلاص کنی.
گفتم اون موقع که مسلمون شدند و مسجد ساختند، ازین جهت نبود که یهو فهمیدند محمد عجب آدم درستی بوده. برای این بود که فهمیدن ساختارش رو برای بسط قدرت لازم دارند. تو فرهنگ مغولی، که همه سرزمینهایی که گرفتند رو تا همین الان آلوده کرده، مثل روسیه و ایران، موجودیت در یک دوگانه تعریف شده: مرد مقتدر، و بقیه مردان که باید نوکر اون مقتدر باشند. تعیین تکلیف هرکس یه الگوریتم ساده داشت که به محض چشم باز کردن محاسبهش میکرد: زورمندم؟ اگه اره، پس بقیه رو باید نوکر خودم کنم. اگه نه، باید ببینم باید نوکری کی رو بکنم! (اگه کسی تو روسیه الان زندگی کرده باشه و صادق باشه، اون جامعه رو باید همینجوری توصیف کنه).
از یه جایی به بعد، مغولها دیدن «مرد مقتدر» باید مسلمان باشه، تا کنترل بهتری روی نوکر مسلمان داشته باشه. بنابراین پسر هم داشت بر مبنای فکری پدر حرکت میکرد، اما ابزار و امکانات و روشها تغییر کرد. برعکس، چیزی که خیلی در شکلگیری سرنوشت این کشور نقش داشته همین بوده که پسر کپی پدر بوده.
مذهبی که امروز میبینی، و آرزو میکنی که کشور ازش خلاص میشد، اون چیزی که از حجاز اومده بود نیست. این ساختار مغولیه که لازمه کشورت رو ازش خلاص کنی.
افبیآی رد یکی رو زده بود که تو دارکوب داشت پولشویی میکرد. کارش این بود که کریپتو ملت رو میگرفت دلار تو پاکت میفرستاد براشون. فهمیده بودن طرف هندیه و مدتهاست دنبال گرفتن ویزای آمریکاست. بش زنگ میزنند میگن کار ویزات تمومه فقط یه کار کوچیک مونده بیا فلانجا یه امضاء بزن و تموم. اونم میاد و همونجا دستگیر میشه. بعد که میگیرنش شبکه پولشوییش رو میگیرن دست خودشون و شروع میکنند به ادامه فعالیتش به جای خودش، و اینجوری به همه مشتریهاش دسترسی پیدا میکنند، که توشون از آدمهای عادی بوده تا هکرها و دزدها و خلافکارها و باجبگیرها. اگه میخواستن اینارو خودشون تک به تک پیدا کنن شاید ده سال طول میکشید. کار تا اونجایی پیش میره که یه بار میان بریزن خونه یکی از پیکهای پول و دستگیرش کنن، و اونم میفهمه زنگ میزنه به رابط خودش که حاجی اینا اومدن سراغم چیکار کنم؟ در حالی که اون رابط هم آدم افبیآی بوده!
حالا من یک سوال مطرح میکنم:
به نظر شما اینها اگر میخواستن نمیتونستن بفهمن کدوم آخوندزاده و کدوم سپاهیزاده و کدوم اختلاسگرزاده پول مردم ایران رو برداشته برده اونجا؟
حالا من یک سوال مطرح میکنم:
به نظر شما اینها اگر میخواستن نمیتونستن بفهمن کدوم آخوندزاده و کدوم سپاهیزاده و کدوم اختلاسگرزاده پول مردم ایران رو برداشته برده اونجا؟