رسانههای آمریکایی روزی نیست که یک مقاله علیه ایلان ماسک ننویسند. اون موقع که فقط در حد یک کارآفرین بود، مثل یه سوپر استار نمایشش دادند. بیشتر راضی بودند آدم ببره فضا و کانسپت ماشینهای تخیلی که معلوم نیست سی سال بعد به بازار وارد میشه یا نه رو به مردم نشون بده. اما وقتی فروش تسلا از فروش بیامو و آئودی هم بیشتر شد و وقتی کار به جایی رسید که وزیر نفت عربستان هم مجبور شد درباره ماشین برقی موضعگیری کنه، دیگه قضیه فرق کرده بود، و ازونجایی که تو لیست اسپانسر این رسانهها، شرکتهای نفتی زیادی هست، دستور از بالا رسید که «این پسره رو راحت نذارید». که نتیجهش همین کرمریختنهای شبانهروزی این به اصطلاح ژورنالیستها علیه ایشونه. اما تو یکیشون با نقلقولهایی از کارکنان سابق شرکت ادعا میکرد که وقتی امبر هرد ازش جدا شد، تو محل کار با حتی مهندسها پرخاشگری میکرد و کلمه فاک زیاد استفاده میکرد. یک روده راست در شکم این رسانهها نیست ولی این یکی رو میشه باور کرد چون به روحیه ایلان ماسک میخوره که یهو برگرده یه مهندس عالیرتبه رو سکه یه پول کنه.
یاد یکی از فیلمها افتادم که یک بیزینسمن انگلیسی برای انجام کارهای تجاری مجبور بود به مستعمرات بریتانیا در سراسر دنیا سفر کنه. خونه خیلی بزرگی داشتند و همه امکانات فراهم بود، اما وقتی میرفت تا ۶ ماه بعد برنمیگشت. و سالی یه بچه هم به دنیا میآوردند. همسرش هم گله چندانی نداشت، و بیشتر ازین نگران بود که نکنه کشته بشه یا غرق بشه یا سل بگیره. به عبارتی اگه شوهرش سالی یک بار باش سکس میکرد کافی بود و چیز بیشتری نمیخواست. اما در مورد مرد امروزی توقعات عجیبی وجود داره. هرچند که در آمریکا دلیل بیشتر جداییها رو «عدم درک متقابل» عنوان میکنند، اما بعیده مشکل از عدم درک باشه. دو تا آدم بالغ و عاقل و ثروتمند و تحصیلکرده، چرا نباید بتونند با گفتگو و مذاکره اختلافاتشون رو حل کنند؟ (اصلا آدم پولدار سر چی اختلاف داره؟ اختلافات رو فقر و بدبختی ایجاد میکنند). چیزی که نمیشه با گفتگو و مذاکره حلش کرد نارضایتی جنسیه. هیچ بعید نیست امبر هرد توی رختخواب دستش مینداخته که «تو ماشین مردم رو شارژ میکنی اما کمر خودت هیچوقت شارژ نیست». خب معلومه این مرد بره سر کار، به هر کسی که موافق میلش حرف نزنه میگه «گمشو بیرون».
زن اون تاجر انگلیسی به خودش میگفت با یه مرد موفق ازدواج کردم، خدا رو صدهزارمرتبه شکر، بقیه زنها دارن کف خیابون رو لیس میزنند. اما سرمایهداری باعث شد داشتن شغل خوب و درآمد مکفی و نداشتن دغدغه بابت غرق شدن و سل گرفتن، آستانه موفقیت رو برای مردان بالا ببره. الان موفقیت، علاوه بر همه اونها، شامل قدرت ارضای جنسی همسر در هر لحظه از شبانهروز، و حفظ مداوم وضعیت «مرد جذاب» هم میشه.
در دنیایی که با سیگنالهای فمنیستی، اُورلود شده، فشاری که روی مردان هست توجه کسی رو جلب نمیکنه.
یاد یکی از فیلمها افتادم که یک بیزینسمن انگلیسی برای انجام کارهای تجاری مجبور بود به مستعمرات بریتانیا در سراسر دنیا سفر کنه. خونه خیلی بزرگی داشتند و همه امکانات فراهم بود، اما وقتی میرفت تا ۶ ماه بعد برنمیگشت. و سالی یه بچه هم به دنیا میآوردند. همسرش هم گله چندانی نداشت، و بیشتر ازین نگران بود که نکنه کشته بشه یا غرق بشه یا سل بگیره. به عبارتی اگه شوهرش سالی یک بار باش سکس میکرد کافی بود و چیز بیشتری نمیخواست. اما در مورد مرد امروزی توقعات عجیبی وجود داره. هرچند که در آمریکا دلیل بیشتر جداییها رو «عدم درک متقابل» عنوان میکنند، اما بعیده مشکل از عدم درک باشه. دو تا آدم بالغ و عاقل و ثروتمند و تحصیلکرده، چرا نباید بتونند با گفتگو و مذاکره اختلافاتشون رو حل کنند؟ (اصلا آدم پولدار سر چی اختلاف داره؟ اختلافات رو فقر و بدبختی ایجاد میکنند). چیزی که نمیشه با گفتگو و مذاکره حلش کرد نارضایتی جنسیه. هیچ بعید نیست امبر هرد توی رختخواب دستش مینداخته که «تو ماشین مردم رو شارژ میکنی اما کمر خودت هیچوقت شارژ نیست». خب معلومه این مرد بره سر کار، به هر کسی که موافق میلش حرف نزنه میگه «گمشو بیرون».
زن اون تاجر انگلیسی به خودش میگفت با یه مرد موفق ازدواج کردم، خدا رو صدهزارمرتبه شکر، بقیه زنها دارن کف خیابون رو لیس میزنند. اما سرمایهداری باعث شد داشتن شغل خوب و درآمد مکفی و نداشتن دغدغه بابت غرق شدن و سل گرفتن، آستانه موفقیت رو برای مردان بالا ببره. الان موفقیت، علاوه بر همه اونها، شامل قدرت ارضای جنسی همسر در هر لحظه از شبانهروز، و حفظ مداوم وضعیت «مرد جذاب» هم میشه.
در دنیایی که با سیگنالهای فمنیستی، اُورلود شده، فشاری که روی مردان هست توجه کسی رو جلب نمیکنه.
در طول چند روز گذشته چندین حمله تروریستی علیه اسراییلیها انجام گرفته، بعضی از قربانیان ارتشی بودند، و بعضی دیگر غیرنظامی. در بین غیرنظامیان حتی یک نوزاد هم وجود دارد. چون طرف فلسطینی خود را مجاز میداند به سمت زن باردار هم شلیک کند. اما هیچ کدام این اتفاقات برای آقای زیدآبادی جنایت علیه بشریت نبود. فقط خراب کردن خانه یک مشت تروریست جنایت بود (مجازات سنتی که از زمان زمامداری اردنیها باقی مانده)، بعد وانمود میکند که متحیر است چرا این خانهخراب کردنها پوشش رسانهای کافی نمیگیرند! خب یک دلیلش خودتی برادر. تکثر یکچشمهایی مثل شماست که باعث کرختی و بیتفاوتی افکار عمومی شده. این مناقشه پیچیده است، و مردم برای موضوعات پیچیده به کسانی مراجعه میکنند که داستان را برایشان سادهتر کنند. امروز با دهه هفتاد خیلی فرق دارد. یکطرفه بودن داستانهای ساده ایدئولوژیک، خیلی زود لو میرود. و وقتی معلوم شد همه داستانها در همین وضعند، مردم کل موضوع را رها میکنند. به همین سادگی.
https://t.me/ahmadzeidabad/536
https://t.me/ahmadzeidabad/536
Telegram
نگاه متفاوت (احمد زیدآبادی)
مجازات دستهجمعی!
ارتش اسرائیل امروز منزل مسکونی چهار طبقۀ خانوادۀ یوسف ابوحمید را در اردوگاهی در نزدیکی رامالله تخریب کرد.
این تخریب به انتقام قتل یک عضو نخبۀ ارتش اسرائیل در اوایل سال جاری صورت گرفت.
فرض م گیریم که حمله به نیروهای اسرائیلی حتی در سرزمینی…
ارتش اسرائیل امروز منزل مسکونی چهار طبقۀ خانوادۀ یوسف ابوحمید را در اردوگاهی در نزدیکی رامالله تخریب کرد.
این تخریب به انتقام قتل یک عضو نخبۀ ارتش اسرائیل در اوایل سال جاری صورت گرفت.
فرض م گیریم که حمله به نیروهای اسرائیلی حتی در سرزمینی…
❤3
دولت چین پروژهای مشابه همون سیستم امتیازدهی به شهروندان که برای مجازات متخلفین اجرا کرده بود، برای دانشمندان و محققین استارت زده. یعنی پژوهشگری که تخلف کنه، بورسیهش رو از دست میده، دیگه بش وام تعلق نمیگیره، دیگه کسی حق نداره استخدامش کنه، و عملا بیچاره خواهد شد. یکی از اهدافی که دارند اینه که جعل دیتا و کپیکاری از مقالات و تحقیقات حذف بشه.
مشکلی که چین بوجود آورده در دنیا، چیزیه که میشه بش گفت «تطهیر کاربردی شر». در مورد امتیازبندی شهروندان، خودشون هم معترف بودند که ممکنه سوء استفادههایی رخ بده، اما، و این اما خیلی مهمه، منافع این سیستم خیلی بیشتر از ضررهاییه که ممکنه از طریق سوء استفاده پیش بیاد. و برای این ادعا مستندات و شواهد زیادی داره. از وقتی اون سیستم رو اجرا کردند، و مثلا بدهکار بانکی اجازه پیدا نمیکنه حتی یک بلیط قطار بخره، پرداخت بدهیها و جرائم مرتبتر شده! در این مورد هم میتونه بگه: تصور کنید نظام آکادمیک رو که توش هیچ پایاننامه دزدی وجود نداره! عالی نیست؟ به نظر خیلیها عالیه. و اینکه دولت میتونه همزمان هزار کار دیگه هم با این سیستم بکنه، مثلا دانشمندی رو که حاضر نیست تو یک پروژه دولتی همکاری کنه رو مجازات کنه (مثل امید کوکبی خودمون) زیاد مهم نیست. سعی میکنند انقدر بینقص انجامش بدن که خیلی سریع منافع خودش رو نشون بده، و بعد با استفاده ازون منافع از کل قضیه دفاع کنند.
چیزی که چینیها متوجه نیستند، درسیه که ۲۵۰۰ سال سلطنت در ایران به ما داد: وقتی حاکمیت متولی خیر و شر میشه، مردم انقدر تنبل* و وابسته و ضعیف بار میان که دیگه نه خیر رو میتونن تشخیص بدن و نه شر رو.
*: منظور تنبلی فیزیکی نیست. اتفاقا ما ایرانیها زحمتکشیم. منظور تنبلی ذهنیه، که فرد رو مثل یک یتیم صغیر میکنه که حکومت باید براش فکر کنه و تصمیم بگیره.
https://www.nature.com/articles/d41586-018-07740-z
مشکلی که چین بوجود آورده در دنیا، چیزیه که میشه بش گفت «تطهیر کاربردی شر». در مورد امتیازبندی شهروندان، خودشون هم معترف بودند که ممکنه سوء استفادههایی رخ بده، اما، و این اما خیلی مهمه، منافع این سیستم خیلی بیشتر از ضررهاییه که ممکنه از طریق سوء استفاده پیش بیاد. و برای این ادعا مستندات و شواهد زیادی داره. از وقتی اون سیستم رو اجرا کردند، و مثلا بدهکار بانکی اجازه پیدا نمیکنه حتی یک بلیط قطار بخره، پرداخت بدهیها و جرائم مرتبتر شده! در این مورد هم میتونه بگه: تصور کنید نظام آکادمیک رو که توش هیچ پایاننامه دزدی وجود نداره! عالی نیست؟ به نظر خیلیها عالیه. و اینکه دولت میتونه همزمان هزار کار دیگه هم با این سیستم بکنه، مثلا دانشمندی رو که حاضر نیست تو یک پروژه دولتی همکاری کنه رو مجازات کنه (مثل امید کوکبی خودمون) زیاد مهم نیست. سعی میکنند انقدر بینقص انجامش بدن که خیلی سریع منافع خودش رو نشون بده، و بعد با استفاده ازون منافع از کل قضیه دفاع کنند.
چیزی که چینیها متوجه نیستند، درسیه که ۲۵۰۰ سال سلطنت در ایران به ما داد: وقتی حاکمیت متولی خیر و شر میشه، مردم انقدر تنبل* و وابسته و ضعیف بار میان که دیگه نه خیر رو میتونن تشخیص بدن و نه شر رو.
*: منظور تنبلی فیزیکی نیست. اتفاقا ما ایرانیها زحمتکشیم. منظور تنبلی ذهنیه، که فرد رو مثل یک یتیم صغیر میکنه که حکومت باید براش فکر کنه و تصمیم بگیره.
https://www.nature.com/articles/d41586-018-07740-z
Nature
China introduces ‘social’ punishments for scientific misconduct
Nature - Offending researchers could face restrictions on jobs, loans and business opportunities under a system tied to the controversial social credit policy.
❤3
Anarchonomy
Photo
مقبره دستنخوردهای از دوره نسل پنجم فراعنه در جنوب قاهره کشف شده که بعضی از سیاهپوستها رو ذوقزده کرده. این یکی نوشته: ملت فکر میکنند مصریها سفید بودن، ولی پیکرههایی که رو دیوار تراشیده شدن تا جایی که میتونه سیاهن!
گرافیستها و فیلمسازهای غربی یک قرن اخیر شاید براشون ثقیل بوده پذیرش اینکه غیرسفیدها انقدر پیشرفته بودند زمانی. و شاید هم براشون اهمیتی نداشته و مشکل این بوده که سوپر استار سیاه به اندازه کافی که همه نقشها رو پر کنند نداشتند (همین الانش هم ندارند)، یا مایل بودند برای جذب مخاطب از بازیگران شناخته شده استفاده کنند. اما دلیلش هرچی که بود تصور عوام رو دچار خطا کرد.
اما این دوستان سیاهپوست هم دارن خطای مشابهی رو مرتکب میشن. رنگی که اینجا (و در بقیه مقبرهها) به کار رفته مشکی نیست، قهوهایه (در حالی که ساختن قهوهای سختتر بود). میشه گفت اینها بیشتر برنزه بودن تا سیاه. یک کاسه کردن تمام ملتهای آفریقا در یک قالب رنگی و اونم تحت عنوان سیاه، دقیقا محصول استعمارگران بود. اگه یه آفریقاییتبار با استعمارگری مشکل داره، نباید خودش ازون قالب استفاده کنه، چه برسه بش افتخار هم بکنه. از قضا مصریها با اقوام غیرآفریقایی مثل مدیترانهایها، اروپاییها، بیشتر ارتباط داشتند تا همقارهایهای خودشون. به صحرای سودان میگفتند دروازه جهنم که هر کی واردش بشه دیگه بر نمیگرده! (که حق هم داشتند. ولی تصور کنید چه میشد اگه تمدن مصر به جنگلهای استوایی آفریقا سرایت میکرد؟! شاید حتی مسیر تاریخ تغییر میکرد). از طرفی حتی تو همین مقبره، زن فرد دفنشده هم تراشیده شده، و عمدا رنگی روش زده نشده تا معلوم باشه پوستش روشن بوده. حالا متداول بوده که ثروتمندان برن از مقدونیه زن بگیرن یا نه رو نمیدونم، ولی چند نسل ازدواج با نژادهای دیگه، قطعا فرزندان خیلی تیرهپوست ایجاد نمیکنه. احتمالا همه هم برنزه نبودن.
این فضا، نه اونجوری بوده که هالیوود تخیل کرد، نه اونجوری که «سیاهپوستانِ در به در دنبالِ هویت» تصور میکنند.
گرافیستها و فیلمسازهای غربی یک قرن اخیر شاید براشون ثقیل بوده پذیرش اینکه غیرسفیدها انقدر پیشرفته بودند زمانی. و شاید هم براشون اهمیتی نداشته و مشکل این بوده که سوپر استار سیاه به اندازه کافی که همه نقشها رو پر کنند نداشتند (همین الانش هم ندارند)، یا مایل بودند برای جذب مخاطب از بازیگران شناخته شده استفاده کنند. اما دلیلش هرچی که بود تصور عوام رو دچار خطا کرد.
اما این دوستان سیاهپوست هم دارن خطای مشابهی رو مرتکب میشن. رنگی که اینجا (و در بقیه مقبرهها) به کار رفته مشکی نیست، قهوهایه (در حالی که ساختن قهوهای سختتر بود). میشه گفت اینها بیشتر برنزه بودن تا سیاه. یک کاسه کردن تمام ملتهای آفریقا در یک قالب رنگی و اونم تحت عنوان سیاه، دقیقا محصول استعمارگران بود. اگه یه آفریقاییتبار با استعمارگری مشکل داره، نباید خودش ازون قالب استفاده کنه، چه برسه بش افتخار هم بکنه. از قضا مصریها با اقوام غیرآفریقایی مثل مدیترانهایها، اروپاییها، بیشتر ارتباط داشتند تا همقارهایهای خودشون. به صحرای سودان میگفتند دروازه جهنم که هر کی واردش بشه دیگه بر نمیگرده! (که حق هم داشتند. ولی تصور کنید چه میشد اگه تمدن مصر به جنگلهای استوایی آفریقا سرایت میکرد؟! شاید حتی مسیر تاریخ تغییر میکرد). از طرفی حتی تو همین مقبره، زن فرد دفنشده هم تراشیده شده، و عمدا رنگی روش زده نشده تا معلوم باشه پوستش روشن بوده. حالا متداول بوده که ثروتمندان برن از مقدونیه زن بگیرن یا نه رو نمیدونم، ولی چند نسل ازدواج با نژادهای دیگه، قطعا فرزندان خیلی تیرهپوست ایجاد نمیکنه. احتمالا همه هم برنزه نبودن.
این فضا، نه اونجوری بوده که هالیوود تخیل کرد، نه اونجوری که «سیاهپوستانِ در به در دنبالِ هویت» تصور میکنند.
❤4
محبوبیت روزافزون رپ در روسیه، پوتین رو نگران کرده. اومده آسیبشناسی کنه مثلا گفته رپ سه ستون داره:، سکس، مواد، اعتراض!.. و جالبه که نگران قسمت اعتراضش نیست، نگران مواده! و میگه این میتونه کشور رو به قهقرا ببره! و جالبه ازینکه مردمش به خاطر سرانه مصرف نجومی الکل دارن کمتر از بقیه مردم دنیا عمر میکنند، نگران نیست، فقط ماریجوانا رو عامل حرکت به قهقرا میدونه. اما انقدر عقل داره که بگه نباید کلا فعالیتشون رو ممنوع کرد، چون باعث میشه محبوبیتشون بیشتر هم بشه (خود این فیالنفسه اعتراف جالبیه. معمولا در پروپاگاندا وانمود میکنند مردم همونی رو میخوان که دولت تعیین کرده خوبه، و همونی رو پس میزنند که دولت تعیین کرده بده، مگر عده قلیلی که دستنشانده غرب هستند! اما در اینجا به درستی پیشبینی میکنه که مردم همونی رو خواهند خواست که ما گفتیم بده!)، در عوض پیشنهاد میده که باید هدایتشون کرد. یعنی رپ هم بیاد تحت کنترل دولت.
ما نباید در امور داخلی روسیه دخالت کنیم، اما به آقای پوتین توصیه میکنم قدم در این راه نذارن. چون جمهوریاسلامی قبلا تجربهش کرده و نتایج خجالتآوری بدست اومده که ما بش میگیم «تتلو افکت».
ما نباید در امور داخلی روسیه دخالت کنیم، اما به آقای پوتین توصیه میکنم قدم در این راه نذارن. چون جمهوریاسلامی قبلا تجربهش کرده و نتایج خجالتآوری بدست اومده که ما بش میگیم «تتلو افکت».
❤3
Anarchonomy
Photo
با اتفاقاتی که در فرانسه افتاده، بازگشت به عقب و مرور حرفهایی که قبلا مکرون میزد میتونه جالب باشه. تقریبا دو سال پیش در گفتگویی که با هابرماس و زیگمار گابریل داشت میگفت درسته که مقامات اروپا منتخب دموکراتیک مردم هستند اما نباید چیزی رو دنبال کنند که رأیدهندگان میطلبند، و باید براشون توضیح بدن که چرا فلان سیاست براتون بهتره با اینکه نمیپسندیدش! (سطح الیتیسم رو ببینید فقط). و بعد تأکید میکنه فرانسه به اندازه کافی اصلاحات انجام نداده، و ازین به بعد این کار رو خواهد کرد، یعنی افزایش مالیاتها، بدون کم کردن حمایتهای رفاهی و عدالتمحور.
با تظاهراتی که در فرانسه اتفاق افتاد، فهمید مردم گاهی حرف الیت سیاسی رو نمیپذیرند. و فهمید مالیات فقط یک عدد نیست که هرچقدر که دلش خواست بالا ببره. با وضعیت فعلی باید دقیقا کاری معکوس چیزی که به آلمانیها قول داده بود انجام بده، یعنی کاهش مالیاتها و افرایش حمایتها، که کسری بودجه رو به ۳ و نیم درصد میرسونه، در حالی که خط قرمز اتحادیه ۳ بود و ایتالیا رو به خاطر حتی ۲ و خوردهای اذیت کردند.
مکرون که مثل هر سیاستمدار دیگهای یه روزی اومده و یه روزی هم خواهد رفت. باید دید الان هابرماس بزرگ که معتقد بود EU داره خوب کار میکنه و نباید ولش کرد، در چه حالیه :-)
با تظاهراتی که در فرانسه اتفاق افتاد، فهمید مردم گاهی حرف الیت سیاسی رو نمیپذیرند. و فهمید مالیات فقط یک عدد نیست که هرچقدر که دلش خواست بالا ببره. با وضعیت فعلی باید دقیقا کاری معکوس چیزی که به آلمانیها قول داده بود انجام بده، یعنی کاهش مالیاتها و افرایش حمایتها، که کسری بودجه رو به ۳ و نیم درصد میرسونه، در حالی که خط قرمز اتحادیه ۳ بود و ایتالیا رو به خاطر حتی ۲ و خوردهای اذیت کردند.
مکرون که مثل هر سیاستمدار دیگهای یه روزی اومده و یه روزی هم خواهد رفت. باید دید الان هابرماس بزرگ که معتقد بود EU داره خوب کار میکنه و نباید ولش کرد، در چه حالیه :-)
کلنل شون رایان، سخنگوی ائتلاف آمریکایی علیه داعش، توعیتی رو ریتوعیت کرد که نوشته نیروهای ائتلاف در حال گشتزنی در مرز ترکیه و کردستان سوریه، درست پس از آنکه یک تکتیرانداز ترک یک دختربچه که داشته از مدرسه به خونه برمیگشته رو کشت! با وجود نیروی ائتلاف، این بچهها در امانند.
بعد خیلی زود این ریتوعیت رو پاک کرد.
ما با موقعیت آبزوردی مواجهیم که خود آمریکا کاملا واقفه که ترکها نه تنها پاشون رو از گلیمشون درازتر کردند، بلکه اگه رها بشن هر بلایی سر کردها میارن، اما به دلایلی در برابرش سکوت میکنند.
اون دختر واقعا کشته شد؟ سر بقیه اهالی داره چی میاد؟ چرا صدای کسی درنمیاد؟ از شرف اهل قلم گرفته تا خبرنگاران بیبیسی، نسبت به سرنوشت کردها در سکوت مطلقند. واشنگتنپست هم هنوز سوگوار اون مرتیکه اخوانیه.
بعد خیلی زود این ریتوعیت رو پاک کرد.
ما با موقعیت آبزوردی مواجهیم که خود آمریکا کاملا واقفه که ترکها نه تنها پاشون رو از گلیمشون درازتر کردند، بلکه اگه رها بشن هر بلایی سر کردها میارن، اما به دلایلی در برابرش سکوت میکنند.
اون دختر واقعا کشته شد؟ سر بقیه اهالی داره چی میاد؟ چرا صدای کسی درنمیاد؟ از شرف اهل قلم گرفته تا خبرنگاران بیبیسی، نسبت به سرنوشت کردها در سکوت مطلقند. واشنگتنپست هم هنوز سوگوار اون مرتیکه اخوانیه.
❤3
Anarchonomy
Photo
بدون به عهده گرفتن ریسک و هزینه، هر کار محیرالعقولی رو میشه به گردن گرفت. اگه قرار باشه با مرگ بیمار یقه پزشک رو نگیرن، یه لولهکش هم میتونه جرئت کنه جمجمه بیمار رو باز کنه و تومور رو بیرون بکشه، و تازه میتونه بگه «میگفتن نمیتونی جمجمه رو باز کنی. ولی من باز کردم و شد!». لولهکشه متوجه شده که تأکیدات روی یک بازی کلامیه: «نمیتوانید/نمیتوانیم فعل ایکس را انجام دهید/دهیم». پس توی همون فعل خودشو برنده میکنه (باز کردن جمجمه). در حالی که موضوع اصلی نتیجهست. و نتیجه یعنی نجات بیمار از شر تومور بدون عوارضی که روی کیفیت زندگی او تأثیر بگذارد.
این بچهزرنگهای «برکت تحریم» هم روی فعل، بازی میکنند. فعل ساختن چیزی که شبیه ماشین حفاری باشد! اما موضوع «حفر تونل با بیشترین دقت، در کمترین زمان، با کمترین هزینه، کمترین نیاز به تعمیر و نگهداری تجهیزات و کمترین نیاز به نیروی انسانی» بوده. کسی که تو ریسک و هزینه شریکه، با چیزی که شبیه ماشین حفاری است، عکس نمیگیره. در داخل تونلی عکس میگیره که با بیشترین دقت، در کمترین زمان، با کمترین هزینه، و کمترین نیاز به نیروی انسانی، ساخته شده.
این بچهزرنگهای «برکت تحریم» هم روی فعل، بازی میکنند. فعل ساختن چیزی که شبیه ماشین حفاری باشد! اما موضوع «حفر تونل با بیشترین دقت، در کمترین زمان، با کمترین هزینه، کمترین نیاز به تعمیر و نگهداری تجهیزات و کمترین نیاز به نیروی انسانی» بوده. کسی که تو ریسک و هزینه شریکه، با چیزی که شبیه ماشین حفاری است، عکس نمیگیره. در داخل تونلی عکس میگیره که با بیشترین دقت، در کمترین زمان، با کمترین هزینه، و کمترین نیاز به نیروی انسانی، ساخته شده.
❤4
Anarchonomy
Photo
مغز مطلب در همون جملهایه که زیرش خط کشیدم. پیچیدگی، پولساز است. لذا بخشی از کسانی که دنبال پول هستند، راه حلهای پیچیده میسازند.
تفاوت وجود داره بین علم، و علمگرایی (همونطور که تفاوت هست بین زیست مذهبی، و مذهبگرایی). علمگرایی به فردی که از اضافه وزن رنج میبره میگه قرص ایکس و ایگرگ و زد رو صبح و ظهر و شب بخور، مکمل فلان و مکمل بهمان هم بخور، چهارتا میوه که سه تاشون فقط در هند و برزیل پیدا میشه رو بریز تو مخلوط کن و روزی یک لیوان بخور، تو غذات انقدر باید گوشت باشه، انقدر ویتامین باشه، انقدر فیبر باشه، و گرنه خواهی ترکید! و در کنار همه اینها هر دو هفته هم مراجعه کن به متخصص تغذیه. در کنار بیزینس نجومی که در تولید کتاب، مجله، ویدئو و حتی پادکست وجود داره فقط درباره «رژیم». در حالی که اگه به علم مراجعه کنیم، شاید به این نتیجه ساده برسیم که ایشون اصلا راه نمیره در طول روز! و اگه پیادهروی کنه مشکل اضافه وزنش حل میشه، احتمال ابتلاش به بیماریهای قلبی و عروقی هم به شدت میاد پایین.
واقعیت اینه که باسواد کردن بچهها، پیچیده نیست. هم انرژی، هم وقت و هم سرمایه کمتری لازم داره. پس اونایی که دنبال پول هستند سواد رو با «سوادیسم» جایگزین کردند تا پولساز بشه.
ماحصل این شیفت، میلیونها کودک و نوجوان شد که «درگیر سوادآموزی» هستند، نه باسواد.
تفاوت وجود داره بین علم، و علمگرایی (همونطور که تفاوت هست بین زیست مذهبی، و مذهبگرایی). علمگرایی به فردی که از اضافه وزن رنج میبره میگه قرص ایکس و ایگرگ و زد رو صبح و ظهر و شب بخور، مکمل فلان و مکمل بهمان هم بخور، چهارتا میوه که سه تاشون فقط در هند و برزیل پیدا میشه رو بریز تو مخلوط کن و روزی یک لیوان بخور، تو غذات انقدر باید گوشت باشه، انقدر ویتامین باشه، انقدر فیبر باشه، و گرنه خواهی ترکید! و در کنار همه اینها هر دو هفته هم مراجعه کن به متخصص تغذیه. در کنار بیزینس نجومی که در تولید کتاب، مجله، ویدئو و حتی پادکست وجود داره فقط درباره «رژیم». در حالی که اگه به علم مراجعه کنیم، شاید به این نتیجه ساده برسیم که ایشون اصلا راه نمیره در طول روز! و اگه پیادهروی کنه مشکل اضافه وزنش حل میشه، احتمال ابتلاش به بیماریهای قلبی و عروقی هم به شدت میاد پایین.
واقعیت اینه که باسواد کردن بچهها، پیچیده نیست. هم انرژی، هم وقت و هم سرمایه کمتری لازم داره. پس اونایی که دنبال پول هستند سواد رو با «سوادیسم» جایگزین کردند تا پولساز بشه.
ماحصل این شیفت، میلیونها کودک و نوجوان شد که «درگیر سوادآموزی» هستند، نه باسواد.
❤4
بعد از محسن رنانی، این آقا هم دعوت به سکوت کرد مردم ایران را!.. جالب نیست؟
میفرمایند دموکراسی یعنی شنیدن صدای ضعفا! اگه اینطوره پس خلافت چهارساله علیبنابیطالب در هزار و سیصدسال پیش هم دموکراسی بوده! اصلا چرا دورتر نریم؟ حکومت سلیمان نبی هم دموکراسی بوده، چون نه تنها ضعفای بنیبشر که حتی صدای حیوانات مستضعف رو هم میشنید!
شاید حواسش نیست که حکومت چین بدون هیچ پایبندی به اصول دموکراسی، صدها میلیون نفر از فقرای کشور خودش رو انقدر بالا کشید که وارد طبقه متوسط شدند.
و همزمان چنین وانمود میکنه که بدبختی کودک هرمزگانی، تقصیر ما تهرانیها و مشهدیها و اصفهانیهاست که زیادی مطالبه داریم! غافل ازینکه حتی همینقدر صدای اعتراض به وضع هرمزگان هم از تهران و مشهد و اصفهان بلند میشه، نه از خود هرمزگان. ولی حتی اگه کلانشهرنشینها فقط منافع محلی خودشون رو دنبال میکردند، دلیل نمیشد که بشون گفته بشه «سکوت کنید».
https://t.me/haghighatgram/5917
میفرمایند دموکراسی یعنی شنیدن صدای ضعفا! اگه اینطوره پس خلافت چهارساله علیبنابیطالب در هزار و سیصدسال پیش هم دموکراسی بوده! اصلا چرا دورتر نریم؟ حکومت سلیمان نبی هم دموکراسی بوده، چون نه تنها ضعفای بنیبشر که حتی صدای حیوانات مستضعف رو هم میشنید!
شاید حواسش نیست که حکومت چین بدون هیچ پایبندی به اصول دموکراسی، صدها میلیون نفر از فقرای کشور خودش رو انقدر بالا کشید که وارد طبقه متوسط شدند.
و همزمان چنین وانمود میکنه که بدبختی کودک هرمزگانی، تقصیر ما تهرانیها و مشهدیها و اصفهانیهاست که زیادی مطالبه داریم! غافل ازینکه حتی همینقدر صدای اعتراض به وضع هرمزگان هم از تهران و مشهد و اصفهان بلند میشه، نه از خود هرمزگان. ولی حتی اگه کلانشهرنشینها فقط منافع محلی خودشون رو دنبال میکردند، دلیل نمیشد که بشون گفته بشه «سکوت کنید».
https://t.me/haghighatgram/5917
❤3
این نوع از معماری داخلی که در فضای اداری شرکتهای بزرگ باب شده، یک طرح علمی نیست. محصول یک ایدئولوژیه، که اساسا حریم خصوصی رو یک برساخته اجتماعی متعلق به دوران قدیم میدونه که لزومی نداره دغدغه انسان مدرن باشه!
بررسیهایی که خود آمریکاییها انجام دادند نشون میده نه تنها بازده کارمندان در این فضا کاهش پیدا کرد، بلکه اثرات منفی روی نحوه تعاملشون با بقیه کارکنان هم داشته.
چیزی که که در گذشته با روابط نسبی و سببی به شکل قبیله ایجاد میشد، جاش رو داده به گروههایی از اصناف، که شاید مثل یه تیم فوتبال یک جلوهگری واحد نداشته باشند، اما تعصب درونقبیلهای دارند. مثل قبیله پزشکان، قبیله اقتصاددانان، قبیله مهندسان عمران، قبیله تاریخشناسان، قبیله معماران. هرچند این گروهها به عموم مردم خدمات ارائه میکنند، اما معیارشون استانداردهای قبیلهست، نه مردم. برای همین معمار ایرانی میاد نمایی برای ساختمان طراحی میکنه، که بقیه همکارانش یا رقباش در دفاتر دیگه وقتی دیدند کف ببرند! هرچند سفارشدهنده، مردمند، اما گویی کار داره برای جامعه معماران انجام میشه. عین همین اتفاق در طراحی داخلی هم رخ داده و نتیجهش همین فضاهای نامأنوس و بیمعنی هستند. طراحانی که کاری به طبیعت انسانی ندارند، و وقتی که معلوم شد کارشون انسانها رو متضرر کرده، دیگه نمیشه یقهشون رو گرفت. لذا به بازی کردن با روح و روان آدمها ادامه میدن.
https://t.me/solseghalam/1491
بررسیهایی که خود آمریکاییها انجام دادند نشون میده نه تنها بازده کارمندان در این فضا کاهش پیدا کرد، بلکه اثرات منفی روی نحوه تعاملشون با بقیه کارکنان هم داشته.
چیزی که که در گذشته با روابط نسبی و سببی به شکل قبیله ایجاد میشد، جاش رو داده به گروههایی از اصناف، که شاید مثل یه تیم فوتبال یک جلوهگری واحد نداشته باشند، اما تعصب درونقبیلهای دارند. مثل قبیله پزشکان، قبیله اقتصاددانان، قبیله مهندسان عمران، قبیله تاریخشناسان، قبیله معماران. هرچند این گروهها به عموم مردم خدمات ارائه میکنند، اما معیارشون استانداردهای قبیلهست، نه مردم. برای همین معمار ایرانی میاد نمایی برای ساختمان طراحی میکنه، که بقیه همکارانش یا رقباش در دفاتر دیگه وقتی دیدند کف ببرند! هرچند سفارشدهنده، مردمند، اما گویی کار داره برای جامعه معماران انجام میشه. عین همین اتفاق در طراحی داخلی هم رخ داده و نتیجهش همین فضاهای نامأنوس و بیمعنی هستند. طراحانی که کاری به طبیعت انسانی ندارند، و وقتی که معلوم شد کارشون انسانها رو متضرر کرده، دیگه نمیشه یقهشون رو گرفت. لذا به بازی کردن با روح و روان آدمها ادامه میدن.
https://t.me/solseghalam/1491
Telegram
ارزیابی شتابزده
✍️تُن صدا
🔷با اينكه آمريكايي ها (با كليشه ذهنى فيلم هاى هاليوود) قوى و قلدر در رفتار (و گفتار) مى نمايند، ولى يكى از چيزهايى كه هنوز برايم عجيب باقى مانده ، موضوعِ تن صدا هست.
تن صدا در محيط هاى كارى و نحوه تكلم، به شكل محسوسي آرام هست.
به شكل كنترل…
🔷با اينكه آمريكايي ها (با كليشه ذهنى فيلم هاى هاليوود) قوى و قلدر در رفتار (و گفتار) مى نمايند، ولى يكى از چيزهايى كه هنوز برايم عجيب باقى مانده ، موضوعِ تن صدا هست.
تن صدا در محيط هاى كارى و نحوه تكلم، به شكل محسوسي آرام هست.
به شكل كنترل…
❤2
Forwarded from مملکته
نمایندگان مجلس ازین عصبانی نیستند که یکی از نمایندگان از یک اداره پرت شده بیرون. ازین عصبانیاند که مردم «دیدند» که میشه نمایندگان مجلس رو پرت کرد بیرون.
Erico
@mamlekate
Erico
@mamlekate
نمودار بالایی رشد هزینه کارگر در پروژههای ساختمانی رو در یک بازه ۱۰ ساله به نسبت میانگین این هزینه در ۳۰ شهر آمریکا در سال ۲۰۰۸ نشون میده. شهرهای پرجمعیت ساحلی، و در صدرشون نیویورک بالاترین افزایش رو داشتن، و اختلافشون با بقیه شهرها خیلی بالاست.
نمودار پائین دقیقا همین مقایسه اما در مورد هزینه مصالحه. که همونطور که مشخصه انقدر اختلاف کمه که داره به شکل یک خط مستقیم درمیاد.
این یک دلیل ساده داره: گچ رو میشه بار زد و به هرجایی برد، اما نمیشه کارگر رو از تگزاس ریخت تو کامیون برد نیویورک! باید خودش پاشه بره اونجا زندگی کنه، ولی نمیره. بنابراین نیویورک با کمبود کارگر مواجهه، و همونایی که هستند به ازای هر پروژه وقت بیشتری باید صرف کنند، چون در نیویورک به علت گرانی ملک و زمین، تعداد تعمیرات و بازسازی خیلی بیشتر از تعداد پروانههای جدیده، و تعمیرات کارگر رو بیشتر درگیر میکنه، و همین کمبود نیرو رو تشدید میکنه. اخیرا درباره سوال «چرا راننده اتوبوس هندی چندبرابر کمتر از راننده اتوبوس سوئدی درآمد داره وقتی هر دو یک کار رو انجام میدن؟» مطالبی نوشته میشه. این نمودارها برای اضافه شدن به اون بحث، مناسبند.
نمودار پائین دقیقا همین مقایسه اما در مورد هزینه مصالحه. که همونطور که مشخصه انقدر اختلاف کمه که داره به شکل یک خط مستقیم درمیاد.
این یک دلیل ساده داره: گچ رو میشه بار زد و به هرجایی برد، اما نمیشه کارگر رو از تگزاس ریخت تو کامیون برد نیویورک! باید خودش پاشه بره اونجا زندگی کنه، ولی نمیره. بنابراین نیویورک با کمبود کارگر مواجهه، و همونایی که هستند به ازای هر پروژه وقت بیشتری باید صرف کنند، چون در نیویورک به علت گرانی ملک و زمین، تعداد تعمیرات و بازسازی خیلی بیشتر از تعداد پروانههای جدیده، و تعمیرات کارگر رو بیشتر درگیر میکنه، و همین کمبود نیرو رو تشدید میکنه. اخیرا درباره سوال «چرا راننده اتوبوس هندی چندبرابر کمتر از راننده اتوبوس سوئدی درآمد داره وقتی هر دو یک کار رو انجام میدن؟» مطالبی نوشته میشه. این نمودارها برای اضافه شدن به اون بحث، مناسبند.
استفاده از اسب به عنوان وسیله حمل و نقل داره دوباره تو آمریکا مد میشه، مخصوصا تو ایالتهای جنوبی، و مخصوصا برای تفریح خیابانی.
یکبار درباره آزادی فردی، و اینکه باعث میشه مردم تگزاس بتون «ببر خانگی» داشته باشند نوشته بودم. این چرخشی تاریخی نسبت به اسب، با استفاده از همون آزادیه. و جالبه که این چرخش درست در زمانی داره رخ میده که ایلان ماسک در شهرهای لیبرال و توسعهگرا (مثل لسآنجلس) دنبال راهکارهایی برای انتقال خودروها با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعته (با استفاده از تونلهای زیرزمینی). میل به تندی و میل به کندی داره با هم پیش میره. و ما رأیت الا جمیلا.
یکبار درباره آزادی فردی، و اینکه باعث میشه مردم تگزاس بتون «ببر خانگی» داشته باشند نوشته بودم. این چرخشی تاریخی نسبت به اسب، با استفاده از همون آزادیه. و جالبه که این چرخش درست در زمانی داره رخ میده که ایلان ماسک در شهرهای لیبرال و توسعهگرا (مثل لسآنجلس) دنبال راهکارهایی برای انتقال خودروها با سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعته (با استفاده از تونلهای زیرزمینی). میل به تندی و میل به کندی داره با هم پیش میره. و ما رأیت الا جمیلا.
❤5
بعد از تصمیم ترامپ به بیرون کشیدن نیروهای آمریکایی از سوریه (یحتمل به خاطر حمله و تسلط احتمالی ترکیه به کردستان سوریه و اینکه ترامپ نمیخواد به خاطر برهوت سوریه با یک عضو ناتو وارد درگیری شه) که صدای رسانهها رو درآورده (که طبیعیه، چون حنجره سیاستمداران جنگطلب هر دو حزب هستند)، ایشون به نکته خوبی اشاره کرد:
«رسانههای لیبرال چندماه اخیر طرف ترکیه رو گرفته بودند (بابت خاشقچی)، حالا در برابر ترکیه طرف عربستان رو گرفتن! همین نشون میده تو هر دعوایی فقط طرفی رو میگیرن که ترامپ رو بیشتر آزار بده!»
این که چی درسته و چی غلط، مطرح نیست.
«رسانههای لیبرال چندماه اخیر طرف ترکیه رو گرفته بودند (بابت خاشقچی)، حالا در برابر ترکیه طرف عربستان رو گرفتن! همین نشون میده تو هر دعوایی فقط طرفی رو میگیرن که ترامپ رو بیشتر آزار بده!»
این که چی درسته و چی غلط، مطرح نیست.
❤3
کاش مسئله فقط این بود که گرگها لباس میش میپوشند. گاهی موضوع پیچیدهتر هم هست، و ابوسفیانها، لباس پیامبر میپوشند. نه ابوسفیان یک درنده بیفکر حساب میشد نه پیامبر یک میش بود که به سادگی فریب بخوره. این یه دو گانه دیگهست. این چیزیه که بیشترین قرابت رو به معنای «نفاق» داره، ولی ازونجایی که جمهوریاسلامی این کلمه رو مثل خیلی از کلمات دیگه به لجن کشیده، اکراه داریم برای استفاده ازش.
مشخص نیست آیا تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه صرفا به این دلیل بود که ترکیه قصد پاکسازی کردستان رو داره و لذا نمیخواد با ترکیه درگیر بشه، یا نه. اما میشه اینو قویترین احتمال دونست. عدهای از جنگطلبهای غالبا نئومحافظهکار، برای سیاهنمایی این خروج، طبق معمول به کلیشههای جنگجهانی دوم متوسل شدند: «لابد اگه ترامپ فرمانده کل قوا در زمان هیتلر بود، به فرانسویها میگفت به من مربوط نیست، خودتون از خودتون دفاع کنید». که یعنی تعهد اخلاقی داریم که از کردها دفاع کنیم، و این تعهد بخشی از هویت سیاسی ما آمریکاییهاست!
کردهای امروز، یهودیهای لهستان در ۱۹۳۸ نیستند، که تو منزلشون نشسته و مشغول خوردن ماستشون بوده باشند که ناگهان حیات خودشون و نسل بعدشون به خطر افتاده باشه. اینها جبههای هستند استقلالطلب، که با همه کشورهای همسایه مشکل ریشهای دارند، با چندین شاخه سیاسی، و چندین شاخه نظامی. کردها، مظلوم نیستند، هرچند که در شرایط بدی گیر افتادن. بازیگری هستند که در بازی خاورمیانه جزء بازندههان. حمایت از مظلوم با حمایت از بازنده تفاوت داره. و ترکیه هم آلمان نازی نیست، هرچند که نژادپرستند و افکار کثیفی دارند، و هرچند که اگه امروز یکی اردوغان رو ترور کنه کل منطقه مدیون مرام و غیرت ضارب خواهند شد. اما نه میخوان و نه میتونن که کردها رو حذف کنند. اون ها فقط با تشکیل حکومت کرد مخالفند چون دومینوی فرقهگرایی، پسفرداش کشور خودشون رو هم در معرض تجزیه قرار میده.
اما فارغ ازینکه حرف حساب طرف کرد و حرف حساب طرف ترک چیست، همه میدونند که ترکیه عضو ناتو است. اونهایی که امروز فاز اخلاقی «ترامپ سنگدل نمیخواد نجاتشون بده» گرفتند، حتی یک کلمه به اروپا تشر نمیزنند که چرا عضوی از شما، داره به کردها حمله میکنه؟ همینها وقتی ترامپ میگفت «این ناتو به چه درد ما میخوره که اینهمه داریم براش هزینه میکنیم؟» میگفتند ترامپ هیچی از مسائل استراتژیک نمیفهمه! حالا دقیقا به خاطر همون مسائل استراتژیک چیزی به ناتو نمیگن. یعنی عملا ابوسفیانند، اما با حمله به ترامپ ادای پیغمبر رو در میارن.
همونطور که قبلا همینجا نوشتم صداقت اندیشه مهمتر از صداقت گفتاره. با سیاستمداری که دروغ میگه ولی میدونیم تو ذهنش چی رو دنبال میکنه میشه کنار اومد. چون میشه درک کرد که چرا دروغ میگه (اصولا بخش اعظم کار سیاستمدار، به بازیگری مرتبطه). اما اون هایی که گفتارشون رک و عاری از دروغه، اما فکرشون پر از نقشه فریبه، منافقند، و دقیقا به این خاطر خطرناکند که کار رو برای کسانی که دغدغه اخلاقی دارند سختتر میکنند. همونطور که الان واقعا دشواره از حقوق کردها دفاع کنی ولی داخل تیم جنگطلبها قرار نگیری.
مشخص نیست آیا تصمیم ترامپ برای خروج از سوریه صرفا به این دلیل بود که ترکیه قصد پاکسازی کردستان رو داره و لذا نمیخواد با ترکیه درگیر بشه، یا نه. اما میشه اینو قویترین احتمال دونست. عدهای از جنگطلبهای غالبا نئومحافظهکار، برای سیاهنمایی این خروج، طبق معمول به کلیشههای جنگجهانی دوم متوسل شدند: «لابد اگه ترامپ فرمانده کل قوا در زمان هیتلر بود، به فرانسویها میگفت به من مربوط نیست، خودتون از خودتون دفاع کنید». که یعنی تعهد اخلاقی داریم که از کردها دفاع کنیم، و این تعهد بخشی از هویت سیاسی ما آمریکاییهاست!
کردهای امروز، یهودیهای لهستان در ۱۹۳۸ نیستند، که تو منزلشون نشسته و مشغول خوردن ماستشون بوده باشند که ناگهان حیات خودشون و نسل بعدشون به خطر افتاده باشه. اینها جبههای هستند استقلالطلب، که با همه کشورهای همسایه مشکل ریشهای دارند، با چندین شاخه سیاسی، و چندین شاخه نظامی. کردها، مظلوم نیستند، هرچند که در شرایط بدی گیر افتادن. بازیگری هستند که در بازی خاورمیانه جزء بازندههان. حمایت از مظلوم با حمایت از بازنده تفاوت داره. و ترکیه هم آلمان نازی نیست، هرچند که نژادپرستند و افکار کثیفی دارند، و هرچند که اگه امروز یکی اردوغان رو ترور کنه کل منطقه مدیون مرام و غیرت ضارب خواهند شد. اما نه میخوان و نه میتونن که کردها رو حذف کنند. اون ها فقط با تشکیل حکومت کرد مخالفند چون دومینوی فرقهگرایی، پسفرداش کشور خودشون رو هم در معرض تجزیه قرار میده.
اما فارغ ازینکه حرف حساب طرف کرد و حرف حساب طرف ترک چیست، همه میدونند که ترکیه عضو ناتو است. اونهایی که امروز فاز اخلاقی «ترامپ سنگدل نمیخواد نجاتشون بده» گرفتند، حتی یک کلمه به اروپا تشر نمیزنند که چرا عضوی از شما، داره به کردها حمله میکنه؟ همینها وقتی ترامپ میگفت «این ناتو به چه درد ما میخوره که اینهمه داریم براش هزینه میکنیم؟» میگفتند ترامپ هیچی از مسائل استراتژیک نمیفهمه! حالا دقیقا به خاطر همون مسائل استراتژیک چیزی به ناتو نمیگن. یعنی عملا ابوسفیانند، اما با حمله به ترامپ ادای پیغمبر رو در میارن.
همونطور که قبلا همینجا نوشتم صداقت اندیشه مهمتر از صداقت گفتاره. با سیاستمداری که دروغ میگه ولی میدونیم تو ذهنش چی رو دنبال میکنه میشه کنار اومد. چون میشه درک کرد که چرا دروغ میگه (اصولا بخش اعظم کار سیاستمدار، به بازیگری مرتبطه). اما اون هایی که گفتارشون رک و عاری از دروغه، اما فکرشون پر از نقشه فریبه، منافقند، و دقیقا به این خاطر خطرناکند که کار رو برای کسانی که دغدغه اخلاقی دارند سختتر میکنند. همونطور که الان واقعا دشواره از حقوق کردها دفاع کنی ولی داخل تیم جنگطلبها قرار نگیری.
❤8