بدون اینکه گوگل کنید، شهرستان هریس تگزاس، که شهر هیوستون رو تو خودش داره، با ۴ و نیم میلیون نفر جمعیت، چند جایگاه سوخت داره؟
Final Results
18%
۴۰
18%
۱۴۰
27%
۴۰۰
37%
۴۰۰۰
Anarchonomy
بدون اینکه گوگل کنید، شهرستان هریس تگزاس، که شهر هیوستون رو تو خودش داره، با ۴ و نیم میلیون نفر جمعیت، چند جایگاه سوخت داره؟
خیلیها ته دلشون میخواد آمریکا یه پارک جنگلی یا موزه طبیعی باقی میموند. نه اینکه نوستالژی ژوراسیک داشته باشند. بلکه برای اینکه از مثال شدن آمریکا عصبانیاند. مثالی ازینکه بخش خصوصی میتونه کارهایی بکنه که دیکتاتورها با مورچههای کارگر هم نمیتونند انجام بدن. نزدیک ۲۰۰ هزار جایگاه سوخت در سراسر کشور، که فقط ۲۰ هزارتاش متعلق به غولهای نفتی هستند، و بقیه دست اشخاص و شرکتهای کوچکه، برای بعضیها عصبانیکنندهست.
تکلیف یک ایرانی با دنیایی که در اون روسیه علیرغم همه جانفشانیها و هزینههای سنگینی که اوکراینیها برای دفاع پرداخت کردند، موفق به تسخیر این کشور شده، و اسراییل علیرغم همه فشارهای بینالمللی که بابت جنگ تحمل کرد، نتونسته حماس رو از بین ببره و جایگزینی براش بذاره، چیست؟
تنها تکلیف مشخص این خواهد بود که فرض رو بر این بذاره که ایران توسط این حکومت، که هیچ مانعی در برابر خودش نداره، به یمن ۲ تبدیل خواهد شد (از لحاظ سیاسی امنیتی همین الان پاکستانیزه شده، ولی اون چیزی که مردم به صورت روزانه حسش میکنند به یمن نزدیکتره). تکالیف مربوط به یک ایران یمنی چی هستند؟
به ترتیب امکانپذیری:
۱- فرار از کشور
۲- فرار از شهرهای بزرگ
۳- پیشقدم شدن در لاغر کردن زندگی. از کاهش وابستگی به هرچیزی که زیرساختش دست حکومته، مثل ماشین سواری؛ تا قابلیت جمع کردن همهچیز در یک ساک.
کی این برنامه و کلا این نوع دید رو جدی میگیره؟ هیچکس. چون ایرانی خودش رو در سکوی استادیوم میبینه، و نه روی چمن.
تنها تکلیف مشخص این خواهد بود که فرض رو بر این بذاره که ایران توسط این حکومت، که هیچ مانعی در برابر خودش نداره، به یمن ۲ تبدیل خواهد شد (از لحاظ سیاسی امنیتی همین الان پاکستانیزه شده، ولی اون چیزی که مردم به صورت روزانه حسش میکنند به یمن نزدیکتره). تکالیف مربوط به یک ایران یمنی چی هستند؟
به ترتیب امکانپذیری:
۱- فرار از کشور
۲- فرار از شهرهای بزرگ
۳- پیشقدم شدن در لاغر کردن زندگی. از کاهش وابستگی به هرچیزی که زیرساختش دست حکومته، مثل ماشین سواری؛ تا قابلیت جمع کردن همهچیز در یک ساک.
کی این برنامه و کلا این نوع دید رو جدی میگیره؟ هیچکس. چون ایرانی خودش رو در سکوی استادیوم میبینه، و نه روی چمن.
شرکت ترکیهای که پیک موتوری خریدهای سوپرمارکتی بود بساطش رو از اروپا، و امروز از آمریکا جمع کرد و به ترکیه برگشت، چون سرمایهگذاران بش گفتن ضرر و زیان بسه دیگه.
دقیقا بیزینسی که تو چین جواب میده، خارج چین داره جواب نمیده. چون این نوع از بیزینسها فقط تو حالتی که مقیاس تقاضا بالاست خوب کار میکنند. به محض اینکه تقاضا ازون حالت نجومی میاد پایین، همهچیز فرومیپاشه. بازار چین میتونه تقاضای نجومی رو حفظ کنه. که البته بدون حمایت دولتی هم نیست. با اینکه پیکهای چینی ماهی ۱۴۰۰ دلار در میارن (اگه مستأجر باشند یک چهارمش رو باید بدن اجاره)، اما باز تسهیلاتی براشون در نظر گرفته شده اخیرا.
زمان کرونا خیلیها پیشبینی میکردند اون وضعیت خاص، استارت تغییر سبک زندگیه و ملت دیگه همهچیزشون رو آنلاین میخرن. اما اینطور نشد. لایف استایل چین تعمیمپذیر نیست.
دقیقا بیزینسی که تو چین جواب میده، خارج چین داره جواب نمیده. چون این نوع از بیزینسها فقط تو حالتی که مقیاس تقاضا بالاست خوب کار میکنند. به محض اینکه تقاضا ازون حالت نجومی میاد پایین، همهچیز فرومیپاشه. بازار چین میتونه تقاضای نجومی رو حفظ کنه. که البته بدون حمایت دولتی هم نیست. با اینکه پیکهای چینی ماهی ۱۴۰۰ دلار در میارن (اگه مستأجر باشند یک چهارمش رو باید بدن اجاره)، اما باز تسهیلاتی براشون در نظر گرفته شده اخیرا.
زمان کرونا خیلیها پیشبینی میکردند اون وضعیت خاص، استارت تغییر سبک زندگیه و ملت دیگه همهچیزشون رو آنلاین میخرن. اما اینطور نشد. لایف استایل چین تعمیمپذیر نیست.
Anarchonomy
تکلیف یک ایرانی با دنیایی که در اون روسیه علیرغم همه جانفشانیها و هزینههای سنگینی که اوکراینیها برای دفاع پرداخت کردند، موفق به تسخیر این کشور شده، و اسراییل علیرغم همه فشارهای بینالمللی که بابت جنگ تحمل کرد، نتونسته حماس رو از بین ببره و جایگزینی براش…
هشتاد میلیون مخاطب من نیستند، بحمدالله. دو سه هزار نفرند. تو همینها هم اگه دویست سیصدنفر بتونند فرار کنند غنیمته.
روی منفی چه کسشریست دیگر؟ من تو پوزیشن خاصی هستم که مختص خودمه، که هم این اشرار رو خوب میشناسم، شاید بهتر از هرکس دیگهای در ایران، و هم غرب رو خوب میشناسم. دارم برآیند چیزی که ازین ترکیب میدونم رو به بقیه میگم، و برآیندش اینه که: به گای سگ خواهید رفت، پس شبیه کسی که میدونه به گای سگ خواهد رفت عمل کنید. نمیخواید عمل کنید؟ نکنید.
روی منفی چه کسشریست دیگر؟ من تو پوزیشن خاصی هستم که مختص خودمه، که هم این اشرار رو خوب میشناسم، شاید بهتر از هرکس دیگهای در ایران، و هم غرب رو خوب میشناسم. دارم برآیند چیزی که ازین ترکیب میدونم رو به بقیه میگم، و برآیندش اینه که: به گای سگ خواهید رفت، پس شبیه کسی که میدونه به گای سگ خواهد رفت عمل کنید. نمیخواید عمل کنید؟ نکنید.
Anarchonomy
تعدادی سوال تکراری وجود دارند که زیاد پرسیده میشن و جوابم به همهشون نه است. همه رو اینجا جمع میکنم چون حوصله هزاربار تایپ کردن نه رو ندارم. کمکهای تسلیحاتی به اوکراین ادامه پیدا میکنه؟ نه. اوکراین میتونه مناطق اشغالی رو پس بگیره و به مرزهای قبلی خودش…
اون موقعی که همه میگفتند گشت ارشاد جمع شد، گفتم نظام از حجاب عقبنشینی نخواهد کرد، و دارید میبینید که نکرده.
اما چادر یک بحث جداست، و حجم بلبشو در مملکت اجازه نداده زیاد بحث دربارهش ایجاد بشه. چادر مشکی به طور خاص، رسما شکست خورد. اما چادریها به جهاد شخصی دربارهش ادامه میدن. بیشتر اینها موافق تبلیغات حکومتی درباره حجاب نیستند، و بیشترش رو سخیف میدونند ، و حتی ممکنه با توحش گشت هم مخالف باشند. اما خودشون رو آخرین بنرمن میبینند (بنرمن یعنی کسی که بنر دستشه. بنر یعنی پرچم، لوگو، اونی که لشکر رو باش میشناختن). طوری که انگار داره از همه طرف بشون حمله میشه. هم از طرف دنیای بیرون از ایران، هم از طرف حکومت با به زعم خودشون «بدسلیقگی»هاش (که ترجمه نادرست «وای چرا فاشیسم خوب جواب نداد» است)، و هم از طرف نسل جدید که حرفشنو نیست، و لشکرشون پراکندهست، و چون پراکندهست این مهمه که بنرمن سرپا بمونه. بنابراین هویت چادرمحور خودشون رو علیرغم اقلیتتر شدن مجموعهشون، محکم میچسبند.
اما از یک سوال مهم طفره میرن: چرا از زمان انتشار اولیه ویروس این پوشش بیمعنی در ایران، تا الان که رسما با مرگ مواجه شده، زن چادری که رلمدل شده باشه، ظهور نکرد؟ این باید جلب توجه کنه که چرا در صدسال گذشته، حتی یک زن چادری که بتونه دیگران رو به خودش جذب کنه یا الگو بشه، ظهور نکرده.
در حالی که در تمام این دورانها، سوژه درباره محدودیت فیزیکی چادر بود، که البته واقعیت مستقلیه؛ اصل قضیه باید حول این مطلب میبود که محدودیت درباره ذهن فرد چادریه. زنی که چادریه فقط در حال اعلام اینکه محدودیتهای فیزیکی دارم نیست. حتی صرفا در حال اعلام اینکه تعصبی روی اعتقادات خاصی دارم، نیست. بلکه اعلامیه اصلی اینه: زن چادری، چون محدودیت ذهنی داشته، چادری هم است. در واقع چادر مشکی در طول یک قرن گذشته، مثل یک دستگاه غربالگری عمل کرد، که زن محدود رو تفکیک کرد از بقیه زنان، و در یک کتگوری جداگانه قرار داد. و این حالت خاصیه که زیاد پیش نمیاد تو تاریخ.
اما چادر یک بحث جداست، و حجم بلبشو در مملکت اجازه نداده زیاد بحث دربارهش ایجاد بشه. چادر مشکی به طور خاص، رسما شکست خورد. اما چادریها به جهاد شخصی دربارهش ادامه میدن. بیشتر اینها موافق تبلیغات حکومتی درباره حجاب نیستند، و بیشترش رو سخیف میدونند ، و حتی ممکنه با توحش گشت هم مخالف باشند. اما خودشون رو آخرین بنرمن میبینند (بنرمن یعنی کسی که بنر دستشه. بنر یعنی پرچم، لوگو، اونی که لشکر رو باش میشناختن). طوری که انگار داره از همه طرف بشون حمله میشه. هم از طرف دنیای بیرون از ایران، هم از طرف حکومت با به زعم خودشون «بدسلیقگی»هاش (که ترجمه نادرست «وای چرا فاشیسم خوب جواب نداد» است)، و هم از طرف نسل جدید که حرفشنو نیست، و لشکرشون پراکندهست، و چون پراکندهست این مهمه که بنرمن سرپا بمونه. بنابراین هویت چادرمحور خودشون رو علیرغم اقلیتتر شدن مجموعهشون، محکم میچسبند.
اما از یک سوال مهم طفره میرن: چرا از زمان انتشار اولیه ویروس این پوشش بیمعنی در ایران، تا الان که رسما با مرگ مواجه شده، زن چادری که رلمدل شده باشه، ظهور نکرد؟ این باید جلب توجه کنه که چرا در صدسال گذشته، حتی یک زن چادری که بتونه دیگران رو به خودش جذب کنه یا الگو بشه، ظهور نکرده.
در حالی که در تمام این دورانها، سوژه درباره محدودیت فیزیکی چادر بود، که البته واقعیت مستقلیه؛ اصل قضیه باید حول این مطلب میبود که محدودیت درباره ذهن فرد چادریه. زنی که چادریه فقط در حال اعلام اینکه محدودیتهای فیزیکی دارم نیست. حتی صرفا در حال اعلام اینکه تعصبی روی اعتقادات خاصی دارم، نیست. بلکه اعلامیه اصلی اینه: زن چادری، چون محدودیت ذهنی داشته، چادری هم است. در واقع چادر مشکی در طول یک قرن گذشته، مثل یک دستگاه غربالگری عمل کرد، که زن محدود رو تفکیک کرد از بقیه زنان، و در یک کتگوری جداگانه قرار داد. و این حالت خاصیه که زیاد پیش نمیاد تو تاریخ.
خبرنگار آمریکایی رفته نمایشگاه خودرو در چین. همزمان که ناامید شده از عقبماندگی برندهای خارجی، چه آمریکایی و چه اروپایی و چه ژاپنی، در تکنولوژی، از برندهای نوظهور چینی؛ همونجا به عنوان یک تاجر اشتباهش گرفتهاند و فکر کردن دنبال راهاندازی نمایندگی برای فروش برند چینی تو آمریکاست و در حد آویزان دنبال جلب توجهش بودن.
خودش متوجه کنتراست معنادار این دو نیست. رقابت به نفع مصرفکنندهست، و تعرفهبستن به خودروی چینی برای محافظت از برند داخلی یه سیاست از قبل شکستخوردهست. اما رقابت داخل بازار چین هم یک رقابت نرمال نیست. و گرنه برندی که تازه از تخم دراومده انقدر عطش ورود به بازار ناشناخته خارجی رو نداشت، که از روی همون عطش خبرنگار رو با تاجر اشتباه بگیره. اینها در همهچیز انقدر موازیکاری میکنند که عنش درمیاد و چوبش رو خودشون میخورند. بیستتا برند بیست تا ماشین مختلف بزنند که پلتفرم همهشون یکیه، عملا یک رقابت نیست. تراشیدن حاشیه سود همدیگهست. برای همین در بازار داخل دچار تنگی نفس میشن و دنبال هرروزنهای هستند که بتونند در خارج فعالیت کنند.
طنز سیستم دیکتاتوری اینه که کنترل و دخالت شکل حداکثری داره، اما عملا کسی هم بالاسر صنعت نیست که یه پلن بده که بضاعت کشور هرز نره.
خودش متوجه کنتراست معنادار این دو نیست. رقابت به نفع مصرفکنندهست، و تعرفهبستن به خودروی چینی برای محافظت از برند داخلی یه سیاست از قبل شکستخوردهست. اما رقابت داخل بازار چین هم یک رقابت نرمال نیست. و گرنه برندی که تازه از تخم دراومده انقدر عطش ورود به بازار ناشناخته خارجی رو نداشت، که از روی همون عطش خبرنگار رو با تاجر اشتباه بگیره. اینها در همهچیز انقدر موازیکاری میکنند که عنش درمیاد و چوبش رو خودشون میخورند. بیستتا برند بیست تا ماشین مختلف بزنند که پلتفرم همهشون یکیه، عملا یک رقابت نیست. تراشیدن حاشیه سود همدیگهست. برای همین در بازار داخل دچار تنگی نفس میشن و دنبال هرروزنهای هستند که بتونند در خارج فعالیت کنند.
طنز سیستم دیکتاتوری اینه که کنترل و دخالت شکل حداکثری داره، اما عملا کسی هم بالاسر صنعت نیست که یه پلن بده که بضاعت کشور هرز نره.
Anarchonomy
هنوز فکر میکنید هوبرمان میدونه داره درباره چی حرف میزنه؟
میتونه خیلی راحت بگه مست بودم، یا بگه میخواستم بامزهبازی دربیارم ولی نگرفت. اما اینارو نمیگه. میگه خطای ریاضی بود، که یه بیدقتی جا بزنه. ولی «اگه سکه رو دوبار بندازیم حتما خط میاد چون دوتا پنجاه درصد میشه صد در صد» یک خطا نیست. همونطور که آدم نمیتونه بگه حواسم نبود فکر کردم پنج عدد زوجه! فقط وقتی پنج رو عدد زوج حساب میکنی که ندونی اعداد زوج و فرد چی هستند.
این حاصل همون فرهنگیه که میگه «کم نیار. با اعتماد به نفس هندلش کن. دیگران نمیخوان پیشرفتت رو ببینن، برای همین میخوان زمین خوردنت رو تماشا کنند، و برای همین بت حمله میکنند. اشتباهاتت رو بپذیر و ادامه بده». همون فرهنگی که رجزهای باشگاه بدنسازی رو وارد روانشناسی کرد.
این حاصل همون فرهنگیه که میگه «کم نیار. با اعتماد به نفس هندلش کن. دیگران نمیخوان پیشرفتت رو ببینن، برای همین میخوان زمین خوردنت رو تماشا کنند، و برای همین بت حمله میکنند. اشتباهاتت رو بپذیر و ادامه بده». همون فرهنگی که رجزهای باشگاه بدنسازی رو وارد روانشناسی کرد.
بیل مار گفت راه حل تمام مشکلات خاورمیانه اینه که هیچکس به اسراییل حمله نکنه.
بیل بر بش گفت جنگ اوکراین چی؟ اصلا چرا جنگ هنوز یه چیز قانونیه؟
بیل مار گفت چون برای اینکه چیزی غیرقانونی باشه باید قانونش رو اعمال کنی، که یعنی باید با کسی که میخواد جنگ راه بندازه بجنگی. ما هم که نمیخوایم با روسیه سر اوکراین بجنگیم.
بیل بر بش گفت تو که با یه جمله تو یه پادکست مشکل خاورمیانه رو حل کردی، خب با یه جمله هم مشکل روسیه و اوکراین رو حل کن.
یکی باید اینو به بیل مار میگفت، و کسی بهتر از بیل بر نبود. بیل بر آدمیه که همهچی رو به بیضهش میگیره و توقع تشخیص درست از غلط رو نباید ازش داشت. ولی این خوبی رو داره که خودش هم این رو میدونه و پنهانش نمیکنه. گاهی حرف حساب به صورت رندوم از دهان یه آدم پرت بیرون میاد و مثل نیزه در سینه طرف مقابل فرو میره. وقتی برای مناقشهای که قدمت چندهزارساله داره (هرچند که وضعیت فعلیش دسته گل دولتهای مدرنه) یک تجویز یکخطی داری، باید برای بقیه مناقشهها که خیلی سادهتر هستند هم تجویز یکخطی بدی. همچنین باید بتونی در یک خط توضیح بدی چرا برای اسراییل حاضری هزینه بدی و برای اوکراین، نه.
بیل بر بش گفت جنگ اوکراین چی؟ اصلا چرا جنگ هنوز یه چیز قانونیه؟
بیل مار گفت چون برای اینکه چیزی غیرقانونی باشه باید قانونش رو اعمال کنی، که یعنی باید با کسی که میخواد جنگ راه بندازه بجنگی. ما هم که نمیخوایم با روسیه سر اوکراین بجنگیم.
بیل بر بش گفت تو که با یه جمله تو یه پادکست مشکل خاورمیانه رو حل کردی، خب با یه جمله هم مشکل روسیه و اوکراین رو حل کن.
یکی باید اینو به بیل مار میگفت، و کسی بهتر از بیل بر نبود. بیل بر آدمیه که همهچی رو به بیضهش میگیره و توقع تشخیص درست از غلط رو نباید ازش داشت. ولی این خوبی رو داره که خودش هم این رو میدونه و پنهانش نمیکنه. گاهی حرف حساب به صورت رندوم از دهان یه آدم پرت بیرون میاد و مثل نیزه در سینه طرف مقابل فرو میره. وقتی برای مناقشهای که قدمت چندهزارساله داره (هرچند که وضعیت فعلیش دسته گل دولتهای مدرنه) یک تجویز یکخطی داری، باید برای بقیه مناقشهها که خیلی سادهتر هستند هم تجویز یکخطی بدی. همچنین باید بتونی در یک خط توضیح بدی چرا برای اسراییل حاضری هزینه بدی و برای اوکراین، نه.
هواپیما رو تو آسمون میبینه. به فلاکت و حبسی که روی زمین بش دچاره فکر میکنه، و با خودش میگه کاش من توی اون هواپیما بودم، هرجا میرفت آزاد میشدم. مهمانداری که تو همون هواپیماست حالش داره از مسافرها بهم میخوره، اما مجبوره لبخند بشون تحویل بده، و به این فکر میکنه که تعطیلات رو صرف کدوم یکی از کارهای عقب افتادهش بکنه. مسافرها ازینکه پول فرستکلاس رو نداشتن حس گوسفندی که داخل وانت چپانده شدن رو دارند و به کل دستاندرکاران صنعت هوانوردی میگن فاکیو! خلبان و کمک خلبان دارند درباره شرایط استخدام یه خط هوایی خارجی حرف میزنند و یکیشون داره به اون یکی میگه اول تو اقدام کن ببین چجوریاست بعد بیا به من هم راهنمایی بده.
برای اینکه گول حس الانت رو نخوری کافیه پرسپکتیو رو عوض کنی، حتی به صورت موقت.
برای اینکه گول حس الانت رو نخوری کافیه پرسپکتیو رو عوض کنی، حتی به صورت موقت.
وزیر دفاع نباید دعوایی که با نخستوزیر داره رو ببره بیرون جلسات کابینه. ولی میبره، چون میدونه این کار نتانیاهو رو تضعیف میکنه.
سریال گیم آو ترونز تو نشون دادن اینکه در سیاست، جنگ یه چیزی فراتر از صرفا روزهای سخته، جنگ بخشی از بازیه و باید به فردایی که برای موقعیت سیاسیت میسازه فکر کنی، کار موفقی بود. چون حداقل در این بعد داستان، شبیه یک مستند بود.
پسرهای مردم میمیرند، مادرهاشون داغدار میشن، ولی تو باید مشروبت رو بنوشی و به فردا فکر کنی.
قرار بود اسراییل از غزه بکشه بیرون و در عوض آمریکا تضمین کنه که خطری از غزه برای اسراییل ایجاد نمیشه. تضمینی که مکتوبش رو کنگره به عهده گرفت و شفاهیش رو جورج بوش. اما از غزه کشیدند بیرون و تهدیدها کمتر نشد که بیشتر شد. آمریکاییها فقط دنبال خوابوندن شلوغبازیها هستند. وقتی که خوابید، میرن سراغ کارهای روزمرهشون. اینکه سیفون گرفته و بعدا دوباره خونه رو گه برمیداره، از برنامه کاریشون خارج میشه (دلیلی هم ندارند که خارجش نکنند. آمریکا در موقعیتیه که همهجای دنیا میتونه براش بیاهمیت باشه). بعد از بیخیالی آمریکا، نتانیاهو ریش و قیچی رو داد دست نظامیها تا هرجور که صلاح میدونند خطر غزه رو کنترل کنند. و اونا هم بش گفتند شهر در امن و امان است. که نبود. و همین امروز هم نمیخوان مسئولیت بپذیرند، و با ایده مدیریت غزه توسط ارتش مخالفند، در حالی که فعلا بهترین گزینهست. حماس در خود غزه، جایگزین نداره. جایگزین کردن دولت خودگردان هم مثل جایگزین کردن اصلاحطلبان ایران به جای جبهه پایداریه! یعنی خر کردن جامعه جهانی که ما معتدلتریم، ولی همون کارهای کلهخرها رو ادامه دادن! گزینه بعدی هم بیرون کردن همه مردم غزه از غزهست، که حتی اگه مصر مانعش نشه، که نزدیک به غیرممکنه مانع نشه، مصداق پاکسازی نژادی میشه، و همهچیز رو سختتر میکنه. کم نیستند اونهایی که حاضرند جرم پاکسازی نژادی به اسراییل بچسبه اما برای همیشه از شر ترور و حمله خلاص بشن، اما لازمهش اینه که نتانیاهو و چند سیاستمدار دیگه به عنوان «جنایتکار» قربانی بشن. که نمیخوان بشن. نتانیاهو حاضره پسرهای بیشتری بمیرند اما تنها هزینهدهنده بازی نباشه. وزیر دفاع حاضره پسرهای بیشتری بمیرند اما تنها هزینهدهنده بازی نباشه.
اگه نخوای کثیف بشی، نمیتونی این بازی رو انجام بدی، و اگه داخل بازی نشی نمیتونی چیزی رو تغییر بدی. لازمه بگم این در مورد ما و آینده ایران هم صادقه، یا دیگه واضحه؟
سریال گیم آو ترونز تو نشون دادن اینکه در سیاست، جنگ یه چیزی فراتر از صرفا روزهای سخته، جنگ بخشی از بازیه و باید به فردایی که برای موقعیت سیاسیت میسازه فکر کنی، کار موفقی بود. چون حداقل در این بعد داستان، شبیه یک مستند بود.
پسرهای مردم میمیرند، مادرهاشون داغدار میشن، ولی تو باید مشروبت رو بنوشی و به فردا فکر کنی.
قرار بود اسراییل از غزه بکشه بیرون و در عوض آمریکا تضمین کنه که خطری از غزه برای اسراییل ایجاد نمیشه. تضمینی که مکتوبش رو کنگره به عهده گرفت و شفاهیش رو جورج بوش. اما از غزه کشیدند بیرون و تهدیدها کمتر نشد که بیشتر شد. آمریکاییها فقط دنبال خوابوندن شلوغبازیها هستند. وقتی که خوابید، میرن سراغ کارهای روزمرهشون. اینکه سیفون گرفته و بعدا دوباره خونه رو گه برمیداره، از برنامه کاریشون خارج میشه (دلیلی هم ندارند که خارجش نکنند. آمریکا در موقعیتیه که همهجای دنیا میتونه براش بیاهمیت باشه). بعد از بیخیالی آمریکا، نتانیاهو ریش و قیچی رو داد دست نظامیها تا هرجور که صلاح میدونند خطر غزه رو کنترل کنند. و اونا هم بش گفتند شهر در امن و امان است. که نبود. و همین امروز هم نمیخوان مسئولیت بپذیرند، و با ایده مدیریت غزه توسط ارتش مخالفند، در حالی که فعلا بهترین گزینهست. حماس در خود غزه، جایگزین نداره. جایگزین کردن دولت خودگردان هم مثل جایگزین کردن اصلاحطلبان ایران به جای جبهه پایداریه! یعنی خر کردن جامعه جهانی که ما معتدلتریم، ولی همون کارهای کلهخرها رو ادامه دادن! گزینه بعدی هم بیرون کردن همه مردم غزه از غزهست، که حتی اگه مصر مانعش نشه، که نزدیک به غیرممکنه مانع نشه، مصداق پاکسازی نژادی میشه، و همهچیز رو سختتر میکنه. کم نیستند اونهایی که حاضرند جرم پاکسازی نژادی به اسراییل بچسبه اما برای همیشه از شر ترور و حمله خلاص بشن، اما لازمهش اینه که نتانیاهو و چند سیاستمدار دیگه به عنوان «جنایتکار» قربانی بشن. که نمیخوان بشن. نتانیاهو حاضره پسرهای بیشتری بمیرند اما تنها هزینهدهنده بازی نباشه. وزیر دفاع حاضره پسرهای بیشتری بمیرند اما تنها هزینهدهنده بازی نباشه.
اگه نخوای کثیف بشی، نمیتونی این بازی رو انجام بدی، و اگه داخل بازی نشی نمیتونی چیزی رو تغییر بدی. لازمه بگم این در مورد ما و آینده ایران هم صادقه، یا دیگه واضحه؟
Prime
Need a Name
بیایید باز هم من راننده باشم و شما بیرون رو نگاه کنید.
#الکترونیک
#الکترونیک
بابت هر کیسه باقالی که تو شهر یک میلیون تومن میفروشن، فقط پنجاه تومنش رو میدن به کارگری که از رو زمین جمعش کرده. شهروند رندوم هم علیرغم آگاهی ازین بردهداری، که حتی لفظ مدرن هم نمیتونه جلوش بیاد، از همینکه گیرش اومده احساس موفقیت میکنه، سپس در وقت فراغت از تأمین مایحتاج فریزر، میشینه درباره اینکه اگه بند سوتین زن معلوم باشد آیا نشاندهنده سقوط اخلاقی جامعه است یا نیست، بحث میکنه! این علامت عفونی بودن اجتماعه. اینکه حجاب چیست و منظور قرآن چیست و یا عرضه و تقاضا در بازار کار چیست و حداقل دستمزد چیست، موضوعات نامربوط به این جامعه هستند. تنها موضوع مربوط به این جامعه، عفونته. و محیط عفونی توتالیتره. یعنی دنبال حداکثری کردن تسلط و نرمالایزیشنه. ازت میخوان و توقع دارند که این عفونت رو عادی ببینی، و باش کنار بیای.
Anarchonomy
بابت هر کیسه باقالی که تو شهر یک میلیون تومن میفروشن، فقط پنجاه تومنش رو میدن به کارگری که از رو زمین جمعش کرده. شهروند رندوم هم علیرغم آگاهی ازین بردهداری، که حتی لفظ مدرن هم نمیتونه جلوش بیاد، از همینکه گیرش اومده احساس موفقیت میکنه، سپس در وقت فراغت از…
لیترالی نوشتم این بحثها مربوط به جامعه نرماله. بیمعنیه بگی در محیطی که ستیز وجود داره با همهچیز بازار آزاد، معادلات بازار آزاد برقراره. تو همون آمریکایی که آزادترین بازاره، اینترنت فیبر نوری در شهرستانی که ملت جمع شدن تعاونی تشکیل دادن و خودشون پیمانکار فیبر گرفتن، ارزونتر دراومده. تا جایی که سرعت نت یه دهکوره ممکنه از سرعت نت تو سیاتل بالاتر باشه، و نصف قیمت.
ازین بحثها که بگذریم یه سری خط قرمز هم وجود داره که چندسال قبل همینجا نوشتم، و اون سقوط درآمد به یک دلار در روزه، که عبور ازش خطر حیاتی امنیتی ایجاد میکنه و نمیتونی همینجوری بگی خب این کار همینقدر میارزه! نه فقط کارفرما، که همه باید نسبت به اون مرز احساس خطر کنند.
ازین بحثها که بگذریم یه سری خط قرمز هم وجود داره که چندسال قبل همینجا نوشتم، و اون سقوط درآمد به یک دلار در روزه، که عبور ازش خطر حیاتی امنیتی ایجاد میکنه و نمیتونی همینجوری بگی خب این کار همینقدر میارزه! نه فقط کارفرما، که همه باید نسبت به اون مرز احساس خطر کنند.
Anarchonomy
شرکت خودروسازی فورد داره توسط مردان آلفا مدیریت میشه. شاید رییس و مدیران زیردستش شخصا گرایشات چپ داشته باشند، ولی کلیت مجموعه داره با فرهنگ آلفا اداره میشه. چند روز پیش وقتی عدهای از کارکنان از رییس خواستند که همآهنگ با وقایع اخیر جامعه فروش ماشینهای شاسیبلند…
یه پست داشتم با ته مایه خفیفی از طنز درباره مرد آلفا و هنر به موقع بیرون کشیدن. درباره شرکت فورد بود. بعضیها به موقع از توعیتر نکشیدن بیرون، و توعیتر اونها رو شکل خودش کرد.
یه دختر چچنی با یه پسر چینی رفیق شده، خانواده مسلمانش میخوان سرش رو ببرند، دختره پناه برده به پاسگاه پلیس. پلیس صاف تحویلش داده به همون خانواده. روسها هم فقط تماشا میکنند. چون تو آمپاسن. از یه طرف میگن اینا حیوانات مسلمانانن، بذار همدیگه رو ذبح کنند. از طرفی پلیس روسیه که خودش رو شاخ عالم معرفی میکنه از لات و لوتهای چچنی بترسه، ضایعه.
یه تعداد از روسها همون اوائل جنگ فلنگ رو بستن. میدونستن موضوع فقط تحریم نیست. کشورشون برای همیشه از دست رفته.
یه تعداد از روسها همون اوائل جنگ فلنگ رو بستن. میدونستن موضوع فقط تحریم نیست. کشورشون برای همیشه از دست رفته.
Anarchonomy
یه دختر چچنی با یه پسر چینی رفیق شده، خانواده مسلمانش میخوان سرش رو ببرند، دختره پناه برده به پاسگاه پلیس. پلیس صاف تحویلش داده به همون خانواده. روسها هم فقط تماشا میکنند. چون تو آمپاسن. از یه طرف میگن اینا حیوانات مسلمانانن، بذار همدیگه رو ذبح کنند. از…
یکی ازونایی که تو تظاهرات اعتراضی ۲۰۱۲ مسکو شرکت داشت گفت برای چیزی که باش مواجه شدیم زیادی خام بودیم، اونها آماده انجام هرکاری بودند، و ما حتی اشکآور رو برای اولین بار میچشیدیم.
یک کشور اینجوری از دست میره. که فقط خلافکارها خشونت رو بلدند و حاضرند ازش استفاده کنند.
یک کشور اینجوری از دست میره. که فقط خلافکارها خشونت رو بلدند و حاضرند ازش استفاده کنند.
Anarchonomy
یه پست داشتم با ته مایه خفیفی از طنز درباره مرد آلفا و هنر به موقع بیرون کشیدن. درباره شرکت فورد بود. بعضیها به موقع از توعیتر نکشیدن بیرون، و توعیتر اونها رو شکل خودش کرد.
از توی آرشیوم نمیتونید کشف کنید که از چه نقطهای به چه نقطهای حرکت داشتهام. اون چیزی که میبینید تغییر در نوع پرداختن به موضوعاته. اگه بلد نبودم حجاب داشته باشم که اینهمه سال تو جنگل آنلاین دوام نمیآوردم. من خودم رو کپی نمیکنم تو کانالم. خودم رو ترجمه میکنم تو کانالم.
اینکه من چجور موجودیام رو ول کن. به این توجه کن که اون چیزی که برای تو رخ داده لزوما حرکت از نقطهای به نقطهای دیگه نیست. ممکنه پشت پنجره اتوبوس نشسته بوده باشی و جامعه حملت کرده باشه و متعاقبا منظره پنجرهت عوض شده باشه. و اتوبوس جامعه اخیرا مانورهای زیادی داشته.
در ورزیدگی ذهن مثل اونایی نباشید که جلسه سوم باشگاه میرن جلو آینه فیگور میگیرن تا بینند فرم گرفتن یا نه. تو مسیر فهمیدن، قرار نیست به فرم ایدهآلی برسید. برعکس، این بازی زخمی شدن و دفرمه شدنه. اگه با خودتون بیرحم باشید، جز این نباید انتظار داشته باشید.
اینکه من چجور موجودیام رو ول کن. به این توجه کن که اون چیزی که برای تو رخ داده لزوما حرکت از نقطهای به نقطهای دیگه نیست. ممکنه پشت پنجره اتوبوس نشسته بوده باشی و جامعه حملت کرده باشه و متعاقبا منظره پنجرهت عوض شده باشه. و اتوبوس جامعه اخیرا مانورهای زیادی داشته.
در ورزیدگی ذهن مثل اونایی نباشید که جلسه سوم باشگاه میرن جلو آینه فیگور میگیرن تا بینند فرم گرفتن یا نه. تو مسیر فهمیدن، قرار نیست به فرم ایدهآلی برسید. برعکس، این بازی زخمی شدن و دفرمه شدنه. اگه با خودتون بیرحم باشید، جز این نباید انتظار داشته باشید.