همون چیزهایی که قبلا نوشتم درباره منطق بازار و رقابت نفسگیر روی تایم آزاد مصرفکننده، آلانا پیرس داره درباره صنعت گیم میگه تو یوتیوب، و صدها هزار ویو میگیره. ترجیح من اینه که دیده نشم و مخاطب زیادی نداشته باشم، اما فارغ از ترجیحات شخصی من، این اختلاف زمین تا آسمان بین من و اون به خاطر تعامل ویدئوییه، یا یک دختر سکسی بودنش؟
کلیشه «مردها دنبال دختر سکسی خنگ هستن.. دختر سکسی که سر دربیاره از چیزها، ترن آفه» تطبیق با واقعیت نداره. میبینید که خوششون میاد از دختر سکسیای که سر در هم میآورد از بعضی چیزها. آماری ازش ندارم ولی کاملا واضحه بیشتر مخاطبینش پسر هستند.
کلیشه «مردها دنبال دختر سکسی خنگ هستن.. دختر سکسی که سر دربیاره از چیزها، ترن آفه» تطبیق با واقعیت نداره. میبینید که خوششون میاد از دختر سکسیای که سر در هم میآورد از بعضی چیزها. آماری ازش ندارم ولی کاملا واضحه بیشتر مخاطبینش پسر هستند.
ممکن بود یه نفر پیدا کنی تو مراکش و با هم معامله کنید که حوله با استایل مراکشی ازش بخری و بستهبندی کنی و تو آمازون بفروشی. ممکن بود یه تولیدی تو ویتنام پیدا کنی که جاروبرقی پرتابل برای داخل ماشین بزنه به نام برند خودت، و تو آمازون بفروشی. ازونجایی که آش و جاش متعلق به آمازون بود، دیتا رو هم جمع میکرد تا ببینه چی داره خوب میفروشه، و میفهمید حوله مراکشی و جاروبرقی پرتابل داره خوب میفروشه. میرفت هم اون مراکشیه رو پیدا میکرد، هم اون تولیدی تو ویتنام رو، و بشون میگفت حالا من بتون سفارش میدم، با برند خودم. و بهتر از تو میفروخت، چون انقدری دیتا داشت که میدونست کدوم محله و کدوم روز از هفته و تو چه ساعتی احتمال داره سفارش بدن. اینجوری شد که عدهای گفتند مرگ بر سرمایهداری، باید مقررات وضع کنیم که ازین کارها نکنند، و بلا بلا بلا. چون نه تنها شرکت سوپر میلیاردر نون فروشندههای کوچک رو برید، بلکه ازشون به عنوان ابزار تحقیق و کشف استفاده کرد.
معمولا اینجور وقتها یه کاراکتر پلید میسازند برای اون شرکت بزرگتر، و یه کاراکتر مظلوم میسازند برای فروشندههای خرد. چون رابطه داستانی کاراکتر پلید و کاراکتر مظلوم، برای کودکان هم قابل فهمه.
اما شرکتها آدم نیستند. با اینکه قانون آمریکا به عنوان شخص در نظرشون میگیره. برای شرکتها این مهمه که عقب نمونند، و جواب سهامدار رو بدن.
اپل میدونست که مدلهای گرونتر آیفونش، نیاز به جذب طیف دیگهای از مشتریان داره تا بتونه دوام بیاره. بنابراین سعی کرد آیفون پرو رو به عنوان ابزار فیلمبرداری حرفهای معرفی کنه. اما اپ خود آیفون در حد و اندازه این ادعا نبود. یه شرکت استرالیایی که کار تخصصیش سینما و تلویزیونه، یه اپ کاملا مجانی داد که سطح کارایی آیفون پرو برای فیلمبرداری رو چند پله بالا برد. شرکت بزرگی مثل اپل که روی کوهی از پول نشسته باید چه میکرد؟ تحقیرآمیز نیست که یه شرکتی که صدها بار کوچکتره، در بالا بردن کارایی محصول خودت از خودت جلوتر باشه؟ قطعا تماشا نکرد. و حالا خود اپل اپی ارائه میکنه که تقریبا همون کارها رو انجام میده، بعلاوه اینکه از توانایی آیپد جدید استفاده میکنه (کنترل و ویرایش خروجی چند آیفون در حال فیلمبرداری، به صورت زنده و همزمان). حالا باید گفت اپل نون اون شرکت استرالیایی رو برید؟ این حرف مسخرهست. اپل «مجبور» است کاری بیش از آنچه قبلا انجام میداده انجام دهد. گاهی این «بیش از آنچه قبلا» اصطکاک پیدا میکنه با کار واحدهای کوچکتر، و گاهی پیدا نمیکنه.
بنابراین:
۱- این گریز ناپذیر است، و
۲- مقرراتپذیر نیست
معمولا اینجور وقتها یه کاراکتر پلید میسازند برای اون شرکت بزرگتر، و یه کاراکتر مظلوم میسازند برای فروشندههای خرد. چون رابطه داستانی کاراکتر پلید و کاراکتر مظلوم، برای کودکان هم قابل فهمه.
اما شرکتها آدم نیستند. با اینکه قانون آمریکا به عنوان شخص در نظرشون میگیره. برای شرکتها این مهمه که عقب نمونند، و جواب سهامدار رو بدن.
اپل میدونست که مدلهای گرونتر آیفونش، نیاز به جذب طیف دیگهای از مشتریان داره تا بتونه دوام بیاره. بنابراین سعی کرد آیفون پرو رو به عنوان ابزار فیلمبرداری حرفهای معرفی کنه. اما اپ خود آیفون در حد و اندازه این ادعا نبود. یه شرکت استرالیایی که کار تخصصیش سینما و تلویزیونه، یه اپ کاملا مجانی داد که سطح کارایی آیفون پرو برای فیلمبرداری رو چند پله بالا برد. شرکت بزرگی مثل اپل که روی کوهی از پول نشسته باید چه میکرد؟ تحقیرآمیز نیست که یه شرکتی که صدها بار کوچکتره، در بالا بردن کارایی محصول خودت از خودت جلوتر باشه؟ قطعا تماشا نکرد. و حالا خود اپل اپی ارائه میکنه که تقریبا همون کارها رو انجام میده، بعلاوه اینکه از توانایی آیپد جدید استفاده میکنه (کنترل و ویرایش خروجی چند آیفون در حال فیلمبرداری، به صورت زنده و همزمان). حالا باید گفت اپل نون اون شرکت استرالیایی رو برید؟ این حرف مسخرهست. اپل «مجبور» است کاری بیش از آنچه قبلا انجام میداده انجام دهد. گاهی این «بیش از آنچه قبلا» اصطکاک پیدا میکنه با کار واحدهای کوچکتر، و گاهی پیدا نمیکنه.
بنابراین:
۱- این گریز ناپذیر است، و
۲- مقرراتپذیر نیست
تلاش خیلی زیادی در سراسر دنیا در حال انجامه که اسراییل و روسیه رو مشابه هم جلوه بدن، که هر دو متجاوزند، و هر دو قلدربازی در میارن، و هر دو ضعیفکشی میکنند. قبلا نوشتم درباره اینکه هیچکدوم اینها ربطی به اسراییل نداره، و اتفاقا طرف ضعیفتره، و از قضا اگه سوژه اشغال هم مطرح نبود باز هم همین بساط رو علیهش راه مینداختن، چون از نظرشون خود حیفا هم سرزمین اشغالیه! و به جایی هم تجاوز نکرد وقتی بش حمله شد، و الی آخر. اما اینها قسمت رویدادی قضیهست. یک شاهد خیلی بزرگتری وجود داره که این دو کشور ربطی بهم ندارند، و فراتر از رویدادهای روزمرهست: تا الان که دو سال و اندی از تجاوز به اوکراین میگذره شهروند روس دیدید بگه کشورم داره اشتباه میکنه؟ ندیدید. حتی در خارج از روسیه هم ندیدید. اما تا دلتون بخواد اسراییلی در داخل و خارج از اسراییل دیدید که گفته کشورم داره اشتباه میکنه. اون هم انقدر زیاد که متنوعند و هر کدوم کشورشون رو به دلیل جداگانه مرتکب اشتباه میدونند.
این فرق یک کشور استعمارگر و قلدرصفت است، با کشوری که هیچ کدوم اینها نیست.
این چرا مهمه؟ از کاری که دارند با اسراییل میکنند، با اینکه همان روسیه با ابعاد کوچکتر نیست، باید متوجه بشید که با شما هم همین کار رو خواهند کرد.
یک برنامه برای ذهن داشتم همیشه، و به بقیه هم توصیه میکنم داشته باشند: از تمامِ اطلاعات ورودی به ذهن، هرچه که خواندنی و دیدنی و شنیدنی هستند، باید استفاده کرد برای اینکه فهمید شر چطور کار میکند.
این فرق یک کشور استعمارگر و قلدرصفت است، با کشوری که هیچ کدوم اینها نیست.
این چرا مهمه؟ از کاری که دارند با اسراییل میکنند، با اینکه همان روسیه با ابعاد کوچکتر نیست، باید متوجه بشید که با شما هم همین کار رو خواهند کرد.
یک برنامه برای ذهن داشتم همیشه، و به بقیه هم توصیه میکنم داشته باشند: از تمامِ اطلاعات ورودی به ذهن، هرچه که خواندنی و دیدنی و شنیدنی هستند، باید استفاده کرد برای اینکه فهمید شر چطور کار میکند.
وقتی مپ شفق قطبی هم داریم، که از قبل میگه چه مناطقی آسمان متفاوتی خواهند داشت، تنها چیز رندومی که باقی میمونه اینترکشن بین ذراته. که رنگ شرابی درمیاد، یا سبزآبی! هرچه این فرآیند «عادی شدن طبیعت» بیشتر پیش میره، میبینید که مجبورند از کلمات سنگینتری برای توصیفش استفاده کنند: «حیرتانگیز بود»، «نفسگیرترین چیزی بود که دیده بودم». طوری که انگار با توسل به ادبیات، سعی میکنند با این عادی شدن مبارزه کنند.
ایلان ماسک به معادن روسیه وابستهست، و به بازار چین، و گرنه برای کسی که واکسن رو هم توطئه میبینه، کاری نداشت بیاد بگه چپ آلمان مزدور روسها و چینیها هستند تا نذارن برقیسازی اقتصاد به دست آمریکا پیش بره. بنابراین علیرغم میل باطنیش، نمیتونه وصلش کنه به خارجیها.
اما اگه این هم میگفت باز میشد جوابش رو داد. جایی مثل آلمان که کارخانه اندیشهست، ایدئولوژی اسپانسر نمیخواد. اگه کسی اون وسط از خارجی پول هم بگیره، اشانتیون گرفته، نه دستمزد. مثل اینهایی که میرن حج، چون بش اعتقاد دارند، اما یه پولی هم میگیرن تا نائب یکی دیگه هم بشن که نمیتونه بره، و برای اون هم طواف کنند. چون کاسبها به نیابت طواف میکنند، معنیش این نیست که هر کی نائب شده، کاسبه. اینا میخوان کشورشون ماشین نسازه. حالا ممکنه برای اینکه اول کی رو هدف بگیرند، از کسی پول هم بگیرند. اما حکم اون طواف پولی رو داره. طواف خودشون پابرجاست، و فردا سراغ برند وطنی هم میرن.
اما اگه این هم میگفت باز میشد جوابش رو داد. جایی مثل آلمان که کارخانه اندیشهست، ایدئولوژی اسپانسر نمیخواد. اگه کسی اون وسط از خارجی پول هم بگیره، اشانتیون گرفته، نه دستمزد. مثل اینهایی که میرن حج، چون بش اعتقاد دارند، اما یه پولی هم میگیرن تا نائب یکی دیگه هم بشن که نمیتونه بره، و برای اون هم طواف کنند. چون کاسبها به نیابت طواف میکنند، معنیش این نیست که هر کی نائب شده، کاسبه. اینا میخوان کشورشون ماشین نسازه. حالا ممکنه برای اینکه اول کی رو هدف بگیرند، از کسی پول هم بگیرند. اما حکم اون طواف پولی رو داره. طواف خودشون پابرجاست، و فردا سراغ برند وطنی هم میرن.
بدون اینکه گوگل کنید، تو کدوم یک از کشورهای زیر مرکز درمانی احداث کردند، اما تعداد بیمارانی که هدف اون مرکز بود ازونی که تخمین میزدند کمتر بود، و حالا زیانده شده؟
Final Results
32%
امارات
23%
سنگاپور
10%
آلمان
17%
آمریکا
18%
سوئیس
Anarchonomy
بدون اینکه گوگل کنید، تو کدوم یک از کشورهای زیر مرکز درمانی احداث کردند، اما تعداد بیمارانی که هدف اون مرکز بود ازونی که تخمین میزدند کمتر بود، و حالا زیانده شده؟
فقط ۱۶ درصد جواب درست زدند. وقتی کلمه «زیانده» و «درمان» تو یه جمله میاد، باید بفهمید آمریکاست، چون تو بقیه کشورها مهم نیست مرکز درمانی زیان بده یا نده، چون از جیب دولت برمیداره.
یه ذهنیتی وجود داره که در اون خدمات درمانی باید خیلی مماس به وضعیت خیریه باشند. یعنی اگه هزینهای هم گرفته بشه، باید بیشترش رو بدن به دکتر و پرستار، و سرمایهگذار یا هیچی برنداره، یا اگه برداره اندازه یه پول تو جیبی!
اما علاوه بر تئوری، که ممکنه یک استاد دانشگاه توضیح بده، به صورت کاملا فیزیکی تجربه شده که ممکنه حتی مرکز درمانی هم بزنی و پولت رو از دست بدی! چون این هم یک خدمته که به فروش میره و اگه مشتری نباشه، شکست میخوره. پس اونی که میخواد واردش بشه، باید ریسک کنه، و هرکی با پول خودش ریسک میکنه، و موفق شد، باید جایزهش هم ببره. یعنی از درآمد اون مرکز درمانی، باید بیشترش رو سرمایهگذار بذاره جیبش، نه دکتر.
یه ذهنیتی وجود داره که در اون خدمات درمانی باید خیلی مماس به وضعیت خیریه باشند. یعنی اگه هزینهای هم گرفته بشه، باید بیشترش رو بدن به دکتر و پرستار، و سرمایهگذار یا هیچی برنداره، یا اگه برداره اندازه یه پول تو جیبی!
اما علاوه بر تئوری، که ممکنه یک استاد دانشگاه توضیح بده، به صورت کاملا فیزیکی تجربه شده که ممکنه حتی مرکز درمانی هم بزنی و پولت رو از دست بدی! چون این هم یک خدمته که به فروش میره و اگه مشتری نباشه، شکست میخوره. پس اونی که میخواد واردش بشه، باید ریسک کنه، و هرکی با پول خودش ریسک میکنه، و موفق شد، باید جایزهش هم ببره. یعنی از درآمد اون مرکز درمانی، باید بیشترش رو سرمایهگذار بذاره جیبش، نه دکتر.
Anarchonomy
هنوز فکر میکنید هوبرمان میدونه داره درباره چی حرف میزنه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثل اینکه سم آلتمن هم نمیدونه درباره چی حرف میزنه.
ملت شغلشون رو از دست خواهند داد با هوش مصنوعی، پس بشون سهام عدالت توان پردازش کامپیوتری هوش مصنوعی بدیم که اگه خواستن بفروشن!
ملت شغلشون رو از دست خواهند داد با هوش مصنوعی، پس بشون سهام عدالت توان پردازش کامپیوتری هوش مصنوعی بدیم که اگه خواستن بفروشن!
Anarchonomy
مثل اینکه سم آلتمن هم نمیدونه درباره چی حرف میزنه. ملت شغلشون رو از دست خواهند داد با هوش مصنوعی، پس بشون سهام عدالت توان پردازش کامپیوتری هوش مصنوعی بدیم که اگه خواستن بفروشن!
با اینکه اینها در دانشکدههای مهندسی درس خوندن، و با اینکه فضای سیلیکونولی پر از راستگراهای خجالتیه، تحت تأثیر چپ آکادمیک هستند. یک نشانهش اینکه جرز دیوار رو هم میبینند یادشون میفته باید دلار رو شکست داد، یا گذاشت کنار! اون موقعی هم تب کریپتو گرفته بودشون و مصلحتی از بیتکوین دفاع میکردند، از حب بیتکوین نبود، از بغض دلار بود. در آلترناتیو ساختن برای دلار، اون بخش آزادیهای فردی که در نسخه کلاسیک کاپیتالیسم وجود داره براشون چندان مطرح نبود. پاش بیفته یه ایدههای فاشیستی به ذهن خلاقشون خطور میکنه که تو فانتزیهای موسولینی هم نبود. چیزی که براشون مطرح بود ستیز با دلار به عنوان نماد قدرت آمریکا بود، طوری که انگار ناراحتند و دلپیچه دارند که آمریکا قدرتی که داره رو داره.
و گرنه از خود بیکار جماعت بپرسی دوست دارید بابانوئل چی براتون بیاره، همشون میگن یه ساک پر از دلار.
و گرنه از خود بیکار جماعت بپرسی دوست دارید بابانوئل چی براتون بیاره، همشون میگن یه ساک پر از دلار.
اگه یه ماشین زمان وجود داشت و سوار میشدی و میرفتی به ۱۳۳۳ شمسی، و از ملت میپرسیدی فکر میکنید بیاد اون روز که حکومت اسلامی تشکیل بشه و کار به اونجایی برسه که اون حکومت رو جای خود خدا بذارن، اون هم نه فقط استعاری، بلکه تو جملاتی که فقط مختص خداست کلمه الله رو بردارن و نظام اسلامی رو بذارن؟ هیچکس پیدا نمیشد که بگه آره، کاملا محتمله.
یک آدم رندوم چی لازم داشت که بفهمه سر اون خط، به اینجا میرسید؟
چیزی که لازم بود بیرون بودن از دایره فکری مردم بود. و کسی نبود که بیرون از دایره باشه، و بنابراین کسی دنبالهش رو ندید.
فراتر از همه نظریات سیاسی که بری، نهایتا به این میرسی که هر ملتی حکومتش رو جای خدا قرار میده، بدون اینکه خودش متوجه باشه. چون خارج از دایره خودش نیست. اما خدای هر ملتی با خدای ملت دیگه فرق داره. چینیها، کمونیست باشند یا دموکرات، حکومتشون شکل خداشون میشه. و خداشون کاراکتر خاصی داره که به خود چینیها میخوره. ژاپنیها زیر سایه امپراتور که بودند، و حالا زیر سایه دموکراسی که هستند، دولتی دارند که شبیه خداشون بود. خدایی با کاراکتری که به هارمونی و آرامش و نظم اهمیت میده. دولت اسپانیا یه دولت سکولاره، ولی خیلی شبیه خدای مسیحیه. مسیحی که نان مجانی به مردم میده، و لباساشون رو میشوره، و دستشون رو میگیره و شفاشون میده، و اگه دعوایی بین مردم و پولدارها پیش اومد طرف مردم میایسته.
خدای عربستان چه خداییه؟ خدایی که عرب رو زنده میکنه، بیابانشون رو آباد میکنه، و به قبیله اهمیت میده. سعودیها همین نیستند؟
از خدای ایران هم همین در میاومد. اگه چندبار حکومت تشکیل میدیم و همشون همینقدر زشت درمیان، شاید باید به این واقعیت برسیم که خدامون همینقدر بدریخته.
یک آدم رندوم چی لازم داشت که بفهمه سر اون خط، به اینجا میرسید؟
چیزی که لازم بود بیرون بودن از دایره فکری مردم بود. و کسی نبود که بیرون از دایره باشه، و بنابراین کسی دنبالهش رو ندید.
فراتر از همه نظریات سیاسی که بری، نهایتا به این میرسی که هر ملتی حکومتش رو جای خدا قرار میده، بدون اینکه خودش متوجه باشه. چون خارج از دایره خودش نیست. اما خدای هر ملتی با خدای ملت دیگه فرق داره. چینیها، کمونیست باشند یا دموکرات، حکومتشون شکل خداشون میشه. و خداشون کاراکتر خاصی داره که به خود چینیها میخوره. ژاپنیها زیر سایه امپراتور که بودند، و حالا زیر سایه دموکراسی که هستند، دولتی دارند که شبیه خداشون بود. خدایی با کاراکتری که به هارمونی و آرامش و نظم اهمیت میده. دولت اسپانیا یه دولت سکولاره، ولی خیلی شبیه خدای مسیحیه. مسیحی که نان مجانی به مردم میده، و لباساشون رو میشوره، و دستشون رو میگیره و شفاشون میده، و اگه دعوایی بین مردم و پولدارها پیش اومد طرف مردم میایسته.
خدای عربستان چه خداییه؟ خدایی که عرب رو زنده میکنه، بیابانشون رو آباد میکنه، و به قبیله اهمیت میده. سعودیها همین نیستند؟
از خدای ایران هم همین در میاومد. اگه چندبار حکومت تشکیل میدیم و همشون همینقدر زشت درمیان، شاید باید به این واقعیت برسیم که خدامون همینقدر بدریخته.
بدون اینکه گوگل کنید، شهرستان هریس تگزاس، که شهر هیوستون رو تو خودش داره، با ۴ و نیم میلیون نفر جمعیت، چند جایگاه سوخت داره؟
Final Results
18%
۴۰
18%
۱۴۰
27%
۴۰۰
37%
۴۰۰۰
Anarchonomy
بدون اینکه گوگل کنید، شهرستان هریس تگزاس، که شهر هیوستون رو تو خودش داره، با ۴ و نیم میلیون نفر جمعیت، چند جایگاه سوخت داره؟
خیلیها ته دلشون میخواد آمریکا یه پارک جنگلی یا موزه طبیعی باقی میموند. نه اینکه نوستالژی ژوراسیک داشته باشند. بلکه برای اینکه از مثال شدن آمریکا عصبانیاند. مثالی ازینکه بخش خصوصی میتونه کارهایی بکنه که دیکتاتورها با مورچههای کارگر هم نمیتونند انجام بدن. نزدیک ۲۰۰ هزار جایگاه سوخت در سراسر کشور، که فقط ۲۰ هزارتاش متعلق به غولهای نفتی هستند، و بقیه دست اشخاص و شرکتهای کوچکه، برای بعضیها عصبانیکنندهست.
تکلیف یک ایرانی با دنیایی که در اون روسیه علیرغم همه جانفشانیها و هزینههای سنگینی که اوکراینیها برای دفاع پرداخت کردند، موفق به تسخیر این کشور شده، و اسراییل علیرغم همه فشارهای بینالمللی که بابت جنگ تحمل کرد، نتونسته حماس رو از بین ببره و جایگزینی براش بذاره، چیست؟
تنها تکلیف مشخص این خواهد بود که فرض رو بر این بذاره که ایران توسط این حکومت، که هیچ مانعی در برابر خودش نداره، به یمن ۲ تبدیل خواهد شد (از لحاظ سیاسی امنیتی همین الان پاکستانیزه شده، ولی اون چیزی که مردم به صورت روزانه حسش میکنند به یمن نزدیکتره). تکالیف مربوط به یک ایران یمنی چی هستند؟
به ترتیب امکانپذیری:
۱- فرار از کشور
۲- فرار از شهرهای بزرگ
۳- پیشقدم شدن در لاغر کردن زندگی. از کاهش وابستگی به هرچیزی که زیرساختش دست حکومته، مثل ماشین سواری؛ تا قابلیت جمع کردن همهچیز در یک ساک.
کی این برنامه و کلا این نوع دید رو جدی میگیره؟ هیچکس. چون ایرانی خودش رو در سکوی استادیوم میبینه، و نه روی چمن.
تنها تکلیف مشخص این خواهد بود که فرض رو بر این بذاره که ایران توسط این حکومت، که هیچ مانعی در برابر خودش نداره، به یمن ۲ تبدیل خواهد شد (از لحاظ سیاسی امنیتی همین الان پاکستانیزه شده، ولی اون چیزی که مردم به صورت روزانه حسش میکنند به یمن نزدیکتره). تکالیف مربوط به یک ایران یمنی چی هستند؟
به ترتیب امکانپذیری:
۱- فرار از کشور
۲- فرار از شهرهای بزرگ
۳- پیشقدم شدن در لاغر کردن زندگی. از کاهش وابستگی به هرچیزی که زیرساختش دست حکومته، مثل ماشین سواری؛ تا قابلیت جمع کردن همهچیز در یک ساک.
کی این برنامه و کلا این نوع دید رو جدی میگیره؟ هیچکس. چون ایرانی خودش رو در سکوی استادیوم میبینه، و نه روی چمن.
شرکت ترکیهای که پیک موتوری خریدهای سوپرمارکتی بود بساطش رو از اروپا، و امروز از آمریکا جمع کرد و به ترکیه برگشت، چون سرمایهگذاران بش گفتن ضرر و زیان بسه دیگه.
دقیقا بیزینسی که تو چین جواب میده، خارج چین داره جواب نمیده. چون این نوع از بیزینسها فقط تو حالتی که مقیاس تقاضا بالاست خوب کار میکنند. به محض اینکه تقاضا ازون حالت نجومی میاد پایین، همهچیز فرومیپاشه. بازار چین میتونه تقاضای نجومی رو حفظ کنه. که البته بدون حمایت دولتی هم نیست. با اینکه پیکهای چینی ماهی ۱۴۰۰ دلار در میارن (اگه مستأجر باشند یک چهارمش رو باید بدن اجاره)، اما باز تسهیلاتی براشون در نظر گرفته شده اخیرا.
زمان کرونا خیلیها پیشبینی میکردند اون وضعیت خاص، استارت تغییر سبک زندگیه و ملت دیگه همهچیزشون رو آنلاین میخرن. اما اینطور نشد. لایف استایل چین تعمیمپذیر نیست.
دقیقا بیزینسی که تو چین جواب میده، خارج چین داره جواب نمیده. چون این نوع از بیزینسها فقط تو حالتی که مقیاس تقاضا بالاست خوب کار میکنند. به محض اینکه تقاضا ازون حالت نجومی میاد پایین، همهچیز فرومیپاشه. بازار چین میتونه تقاضای نجومی رو حفظ کنه. که البته بدون حمایت دولتی هم نیست. با اینکه پیکهای چینی ماهی ۱۴۰۰ دلار در میارن (اگه مستأجر باشند یک چهارمش رو باید بدن اجاره)، اما باز تسهیلاتی براشون در نظر گرفته شده اخیرا.
زمان کرونا خیلیها پیشبینی میکردند اون وضعیت خاص، استارت تغییر سبک زندگیه و ملت دیگه همهچیزشون رو آنلاین میخرن. اما اینطور نشد. لایف استایل چین تعمیمپذیر نیست.
Anarchonomy
تکلیف یک ایرانی با دنیایی که در اون روسیه علیرغم همه جانفشانیها و هزینههای سنگینی که اوکراینیها برای دفاع پرداخت کردند، موفق به تسخیر این کشور شده، و اسراییل علیرغم همه فشارهای بینالمللی که بابت جنگ تحمل کرد، نتونسته حماس رو از بین ببره و جایگزینی براش…
هشتاد میلیون مخاطب من نیستند، بحمدالله. دو سه هزار نفرند. تو همینها هم اگه دویست سیصدنفر بتونند فرار کنند غنیمته.
روی منفی چه کسشریست دیگر؟ من تو پوزیشن خاصی هستم که مختص خودمه، که هم این اشرار رو خوب میشناسم، شاید بهتر از هرکس دیگهای در ایران، و هم غرب رو خوب میشناسم. دارم برآیند چیزی که ازین ترکیب میدونم رو به بقیه میگم، و برآیندش اینه که: به گای سگ خواهید رفت، پس شبیه کسی که میدونه به گای سگ خواهد رفت عمل کنید. نمیخواید عمل کنید؟ نکنید.
روی منفی چه کسشریست دیگر؟ من تو پوزیشن خاصی هستم که مختص خودمه، که هم این اشرار رو خوب میشناسم، شاید بهتر از هرکس دیگهای در ایران، و هم غرب رو خوب میشناسم. دارم برآیند چیزی که ازین ترکیب میدونم رو به بقیه میگم، و برآیندش اینه که: به گای سگ خواهید رفت، پس شبیه کسی که میدونه به گای سگ خواهد رفت عمل کنید. نمیخواید عمل کنید؟ نکنید.
Anarchonomy
تعدادی سوال تکراری وجود دارند که زیاد پرسیده میشن و جوابم به همهشون نه است. همه رو اینجا جمع میکنم چون حوصله هزاربار تایپ کردن نه رو ندارم. کمکهای تسلیحاتی به اوکراین ادامه پیدا میکنه؟ نه. اوکراین میتونه مناطق اشغالی رو پس بگیره و به مرزهای قبلی خودش…
اون موقعی که همه میگفتند گشت ارشاد جمع شد، گفتم نظام از حجاب عقبنشینی نخواهد کرد، و دارید میبینید که نکرده.
اما چادر یک بحث جداست، و حجم بلبشو در مملکت اجازه نداده زیاد بحث دربارهش ایجاد بشه. چادر مشکی به طور خاص، رسما شکست خورد. اما چادریها به جهاد شخصی دربارهش ادامه میدن. بیشتر اینها موافق تبلیغات حکومتی درباره حجاب نیستند، و بیشترش رو سخیف میدونند ، و حتی ممکنه با توحش گشت هم مخالف باشند. اما خودشون رو آخرین بنرمن میبینند (بنرمن یعنی کسی که بنر دستشه. بنر یعنی پرچم، لوگو، اونی که لشکر رو باش میشناختن). طوری که انگار داره از همه طرف بشون حمله میشه. هم از طرف دنیای بیرون از ایران، هم از طرف حکومت با به زعم خودشون «بدسلیقگی»هاش (که ترجمه نادرست «وای چرا فاشیسم خوب جواب نداد» است)، و هم از طرف نسل جدید که حرفشنو نیست، و لشکرشون پراکندهست، و چون پراکندهست این مهمه که بنرمن سرپا بمونه. بنابراین هویت چادرمحور خودشون رو علیرغم اقلیتتر شدن مجموعهشون، محکم میچسبند.
اما از یک سوال مهم طفره میرن: چرا از زمان انتشار اولیه ویروس این پوشش بیمعنی در ایران، تا الان که رسما با مرگ مواجه شده، زن چادری که رلمدل شده باشه، ظهور نکرد؟ این باید جلب توجه کنه که چرا در صدسال گذشته، حتی یک زن چادری که بتونه دیگران رو به خودش جذب کنه یا الگو بشه، ظهور نکرده.
در حالی که در تمام این دورانها، سوژه درباره محدودیت فیزیکی چادر بود، که البته واقعیت مستقلیه؛ اصل قضیه باید حول این مطلب میبود که محدودیت درباره ذهن فرد چادریه. زنی که چادریه فقط در حال اعلام اینکه محدودیتهای فیزیکی دارم نیست. حتی صرفا در حال اعلام اینکه تعصبی روی اعتقادات خاصی دارم، نیست. بلکه اعلامیه اصلی اینه: زن چادری، چون محدودیت ذهنی داشته، چادری هم است. در واقع چادر مشکی در طول یک قرن گذشته، مثل یک دستگاه غربالگری عمل کرد، که زن محدود رو تفکیک کرد از بقیه زنان، و در یک کتگوری جداگانه قرار داد. و این حالت خاصیه که زیاد پیش نمیاد تو تاریخ.
اما چادر یک بحث جداست، و حجم بلبشو در مملکت اجازه نداده زیاد بحث دربارهش ایجاد بشه. چادر مشکی به طور خاص، رسما شکست خورد. اما چادریها به جهاد شخصی دربارهش ادامه میدن. بیشتر اینها موافق تبلیغات حکومتی درباره حجاب نیستند، و بیشترش رو سخیف میدونند ، و حتی ممکنه با توحش گشت هم مخالف باشند. اما خودشون رو آخرین بنرمن میبینند (بنرمن یعنی کسی که بنر دستشه. بنر یعنی پرچم، لوگو، اونی که لشکر رو باش میشناختن). طوری که انگار داره از همه طرف بشون حمله میشه. هم از طرف دنیای بیرون از ایران، هم از طرف حکومت با به زعم خودشون «بدسلیقگی»هاش (که ترجمه نادرست «وای چرا فاشیسم خوب جواب نداد» است)، و هم از طرف نسل جدید که حرفشنو نیست، و لشکرشون پراکندهست، و چون پراکندهست این مهمه که بنرمن سرپا بمونه. بنابراین هویت چادرمحور خودشون رو علیرغم اقلیتتر شدن مجموعهشون، محکم میچسبند.
اما از یک سوال مهم طفره میرن: چرا از زمان انتشار اولیه ویروس این پوشش بیمعنی در ایران، تا الان که رسما با مرگ مواجه شده، زن چادری که رلمدل شده باشه، ظهور نکرد؟ این باید جلب توجه کنه که چرا در صدسال گذشته، حتی یک زن چادری که بتونه دیگران رو به خودش جذب کنه یا الگو بشه، ظهور نکرده.
در حالی که در تمام این دورانها، سوژه درباره محدودیت فیزیکی چادر بود، که البته واقعیت مستقلیه؛ اصل قضیه باید حول این مطلب میبود که محدودیت درباره ذهن فرد چادریه. زنی که چادریه فقط در حال اعلام اینکه محدودیتهای فیزیکی دارم نیست. حتی صرفا در حال اعلام اینکه تعصبی روی اعتقادات خاصی دارم، نیست. بلکه اعلامیه اصلی اینه: زن چادری، چون محدودیت ذهنی داشته، چادری هم است. در واقع چادر مشکی در طول یک قرن گذشته، مثل یک دستگاه غربالگری عمل کرد، که زن محدود رو تفکیک کرد از بقیه زنان، و در یک کتگوری جداگانه قرار داد. و این حالت خاصیه که زیاد پیش نمیاد تو تاریخ.
خبرنگار آمریکایی رفته نمایشگاه خودرو در چین. همزمان که ناامید شده از عقبماندگی برندهای خارجی، چه آمریکایی و چه اروپایی و چه ژاپنی، در تکنولوژی، از برندهای نوظهور چینی؛ همونجا به عنوان یک تاجر اشتباهش گرفتهاند و فکر کردن دنبال راهاندازی نمایندگی برای فروش برند چینی تو آمریکاست و در حد آویزان دنبال جلب توجهش بودن.
خودش متوجه کنتراست معنادار این دو نیست. رقابت به نفع مصرفکنندهست، و تعرفهبستن به خودروی چینی برای محافظت از برند داخلی یه سیاست از قبل شکستخوردهست. اما رقابت داخل بازار چین هم یک رقابت نرمال نیست. و گرنه برندی که تازه از تخم دراومده انقدر عطش ورود به بازار ناشناخته خارجی رو نداشت، که از روی همون عطش خبرنگار رو با تاجر اشتباه بگیره. اینها در همهچیز انقدر موازیکاری میکنند که عنش درمیاد و چوبش رو خودشون میخورند. بیستتا برند بیست تا ماشین مختلف بزنند که پلتفرم همهشون یکیه، عملا یک رقابت نیست. تراشیدن حاشیه سود همدیگهست. برای همین در بازار داخل دچار تنگی نفس میشن و دنبال هرروزنهای هستند که بتونند در خارج فعالیت کنند.
طنز سیستم دیکتاتوری اینه که کنترل و دخالت شکل حداکثری داره، اما عملا کسی هم بالاسر صنعت نیست که یه پلن بده که بضاعت کشور هرز نره.
خودش متوجه کنتراست معنادار این دو نیست. رقابت به نفع مصرفکنندهست، و تعرفهبستن به خودروی چینی برای محافظت از برند داخلی یه سیاست از قبل شکستخوردهست. اما رقابت داخل بازار چین هم یک رقابت نرمال نیست. و گرنه برندی که تازه از تخم دراومده انقدر عطش ورود به بازار ناشناخته خارجی رو نداشت، که از روی همون عطش خبرنگار رو با تاجر اشتباه بگیره. اینها در همهچیز انقدر موازیکاری میکنند که عنش درمیاد و چوبش رو خودشون میخورند. بیستتا برند بیست تا ماشین مختلف بزنند که پلتفرم همهشون یکیه، عملا یک رقابت نیست. تراشیدن حاشیه سود همدیگهست. برای همین در بازار داخل دچار تنگی نفس میشن و دنبال هرروزنهای هستند که بتونند در خارج فعالیت کنند.
طنز سیستم دیکتاتوری اینه که کنترل و دخالت شکل حداکثری داره، اما عملا کسی هم بالاسر صنعت نیست که یه پلن بده که بضاعت کشور هرز نره.
Anarchonomy
هنوز فکر میکنید هوبرمان میدونه داره درباره چی حرف میزنه؟
میتونه خیلی راحت بگه مست بودم، یا بگه میخواستم بامزهبازی دربیارم ولی نگرفت. اما اینارو نمیگه. میگه خطای ریاضی بود، که یه بیدقتی جا بزنه. ولی «اگه سکه رو دوبار بندازیم حتما خط میاد چون دوتا پنجاه درصد میشه صد در صد» یک خطا نیست. همونطور که آدم نمیتونه بگه حواسم نبود فکر کردم پنج عدد زوجه! فقط وقتی پنج رو عدد زوج حساب میکنی که ندونی اعداد زوج و فرد چی هستند.
این حاصل همون فرهنگیه که میگه «کم نیار. با اعتماد به نفس هندلش کن. دیگران نمیخوان پیشرفتت رو ببینن، برای همین میخوان زمین خوردنت رو تماشا کنند، و برای همین بت حمله میکنند. اشتباهاتت رو بپذیر و ادامه بده». همون فرهنگی که رجزهای باشگاه بدنسازی رو وارد روانشناسی کرد.
این حاصل همون فرهنگیه که میگه «کم نیار. با اعتماد به نفس هندلش کن. دیگران نمیخوان پیشرفتت رو ببینن، برای همین میخوان زمین خوردنت رو تماشا کنند، و برای همین بت حمله میکنند. اشتباهاتت رو بپذیر و ادامه بده». همون فرهنگی که رجزهای باشگاه بدنسازی رو وارد روانشناسی کرد.
بیل مار گفت راه حل تمام مشکلات خاورمیانه اینه که هیچکس به اسراییل حمله نکنه.
بیل بر بش گفت جنگ اوکراین چی؟ اصلا چرا جنگ هنوز یه چیز قانونیه؟
بیل مار گفت چون برای اینکه چیزی غیرقانونی باشه باید قانونش رو اعمال کنی، که یعنی باید با کسی که میخواد جنگ راه بندازه بجنگی. ما هم که نمیخوایم با روسیه سر اوکراین بجنگیم.
بیل بر بش گفت تو که با یه جمله تو یه پادکست مشکل خاورمیانه رو حل کردی، خب با یه جمله هم مشکل روسیه و اوکراین رو حل کن.
یکی باید اینو به بیل مار میگفت، و کسی بهتر از بیل بر نبود. بیل بر آدمیه که همهچی رو به بیضهش میگیره و توقع تشخیص درست از غلط رو نباید ازش داشت. ولی این خوبی رو داره که خودش هم این رو میدونه و پنهانش نمیکنه. گاهی حرف حساب به صورت رندوم از دهان یه آدم پرت بیرون میاد و مثل نیزه در سینه طرف مقابل فرو میره. وقتی برای مناقشهای که قدمت چندهزارساله داره (هرچند که وضعیت فعلیش دسته گل دولتهای مدرنه) یک تجویز یکخطی داری، باید برای بقیه مناقشهها که خیلی سادهتر هستند هم تجویز یکخطی بدی. همچنین باید بتونی در یک خط توضیح بدی چرا برای اسراییل حاضری هزینه بدی و برای اوکراین، نه.
بیل بر بش گفت جنگ اوکراین چی؟ اصلا چرا جنگ هنوز یه چیز قانونیه؟
بیل مار گفت چون برای اینکه چیزی غیرقانونی باشه باید قانونش رو اعمال کنی، که یعنی باید با کسی که میخواد جنگ راه بندازه بجنگی. ما هم که نمیخوایم با روسیه سر اوکراین بجنگیم.
بیل بر بش گفت تو که با یه جمله تو یه پادکست مشکل خاورمیانه رو حل کردی، خب با یه جمله هم مشکل روسیه و اوکراین رو حل کن.
یکی باید اینو به بیل مار میگفت، و کسی بهتر از بیل بر نبود. بیل بر آدمیه که همهچی رو به بیضهش میگیره و توقع تشخیص درست از غلط رو نباید ازش داشت. ولی این خوبی رو داره که خودش هم این رو میدونه و پنهانش نمیکنه. گاهی حرف حساب به صورت رندوم از دهان یه آدم پرت بیرون میاد و مثل نیزه در سینه طرف مقابل فرو میره. وقتی برای مناقشهای که قدمت چندهزارساله داره (هرچند که وضعیت فعلیش دسته گل دولتهای مدرنه) یک تجویز یکخطی داری، باید برای بقیه مناقشهها که خیلی سادهتر هستند هم تجویز یکخطی بدی. همچنین باید بتونی در یک خط توضیح بدی چرا برای اسراییل حاضری هزینه بدی و برای اوکراین، نه.