Anarchonomy
43.8K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
تحریم‌های ترامپ داره مریضای ایران رو می‌کشه!
نویسنده: گلنار متولی، لادن ناصری. سرمایه‌های برون‌مرزی نظام.
باید یک چیز رو اعتراف کرد، جمهوری‌اسلامی در نفوذ به رسانه‌های غربی و اون هم با حداقل هزینه، واقعا موفق بوده. و این از سیستمی که در همه حوزه‌ها فشل و ناکارآمده، خیلی بعید به نظر میرسه، و واقعا عجیبه.
4
یک جنازه معمولا ۵۰-۶۰ کیلو بیشتر نیست. تنها چیز ۶۰ کیلویی که می‌تونه یک دریا با ابعاد چند صد کیلومتر در چند صدکیلومتر رو آلوده کنه، مواد رادیو اکتیوی غنی‌شده باید باشه. اگه بهایی‌ها تشعشات شدید رادیواکتیوی دارند، پس بهیچوجه نباید نزدیک‌شون شد. این سوال مطرحه که پس چرا حکومت اسلامی مثل کنه چسبیده به این‌ها؟ حضرات برای حفظ سلامت خودشون هم که شده باید تا می‌تونند ازین جماعت فاصله بگیرند و نه به خودشون کاری داشته باشند نه به کسب و کارشون. ما تا حالا بهایی ندیدیم که خودشو منفجر کنه، ولی به قول قدیمی‌ها «کار، یه دفعه میشه»، اومدیم و یه بهایی در تهران ازین رفتار عصبانی شد و خودشو منفجر کرد، اونوقت مسئولیت ۱۴ میلیون نفر که آلوده به تشعشات میشن به عهده کی خواهد بود؟ حتی نمیشه تخمین زد چند میلیون نفر یک شبه از سرطان ریه بمیرند. اصلا فرض کن نمیرند، اگه ۱۴ میلیون بچه‌شیعه عقیم بشن کی جوابگوعه؟ 😁

از شوخی که بگذریم، به سبک انگلیسی‌زبان‌ها باید به این شیوخ گفت
Keep up the good work
یعنی همین فرمون پیش برید. دقیقا با همین فرمون سر اسلام سنتی و حوزوی رو برای همیشه بیخ تا بیخ ببرید. ما تجددگرایان هیچوقت نه انقدر قدرت و نه انقدر نفوذ داشتیم و داریم که خودمون این کار رو بکنیم. گلوشو ببرید که دارید خوب می‌برید.



https://t.me/AlaviShahed/908
2
این مصاحبه رو اگه حوصله داشتید بخونید. اسعد ابوخلیل تا حد زیادی حرف‌های منو درباره هیاهوی غربی‌ها درباره خاشقچی تأیید می‌کنه. مخصوصا در این نکته که هیچ‌کس اهمیتی به حقوق بشر و این‌ها نمیده، کل داستان سر اینه که سازمان سیا نمیخواد پادشاهی از همین حالتی که همیشه داشته خارج شه، پس از شاهزاده خیره‌سری که ممکنه از حالت همیشگیش خارجش کنه عصبانی‌اند. (خوبی این که یه استاد دانشگاه تو کالیفرنیا که یه عرب چپ و فمنیست و ضداسراییله حرفات رو تأیید کنه اینه که دیگه نمی‌تونن بگن موضعم درباره خاشقچی به خاطر راستگرا بودنه).
وسطاش یه نکته جالب هم گفت که من نمی‌دونستم. میگه قدرت مستقر در آمریکا، همیشه ترجیح میدن شاهزاده‌ای به قدرت برسه که تو آمریکا درس‌ خونده باشه (بن‌سلمان نخونده)، اما هیچ‌کدوم این شاهزاده‌های سعودی که میگن تو آمریکا درس خوندن، به فارغ‌التحصیلی نمیرسن. چون درس نمیخونن اصلا. در واقع مدرک واقعی ندارن، بلکه دانشگاه بابت پول‌های هنگفتی که اینا بشون اهدا میکنن، مدرک بشون میدن! یحتمل روحانی هم دقیقا همینجوری دکتر شده.
بنیانگذاران دانشگاه‌های غربی اگه بفهمند در زمانه ما چه فضاحتی در فضای آکادمیک در جریانه تو قبر به خود می‌پیچند.

https://therealnews.com/stories/why-did-cia-turn-against-saudi-crown-prince-mbs-its-more-than-khashoggi
2
تو نظرسنجی‌هایی که از حامیان دو‌ حزب دموکرات و جمهوری‌خواه انجام دادن تناقضات بامزه‌ای دیده شده.
مثلا در این مورد، بیشتر دموکرات‌هایی که معتقد بودند «زنان حق دارند هر کاری که دوست داشتند با بدنشان بکنند» که معمولا مصداقش آزادی سقط جنینه، معتقدند فروش اعضای بدن، و روسپیگری باید غیرقانونی باشه!
من حدس میزنم علتش دیگری‌سازی‌هاییه که وجود داره. مسئله سقط برای همه زنان ممکنه پیش بیاد، که به همون میزان مردان رو هم میتونه درگیر کنه. بنابراین درباره مسئله‌ای که مسئله خودشونه، مخالف دخالت دولتند. اما روسپی‌ها، و کلیه‌فروش‌ها، اقلیت‌هایی خارج از دایره خودی‌ها هستند، بنابراین براشون راحته که به دولت اجازه بدن تو کارشون دخالت کنه. یعنی دخالت دولت رو میخوان، اما فقط برای اقلیتی که «دیگری» است.
2
مجید توکلی در مصاحبه با یورونیوز روی این تأکید داشت که تحریم باعث سقوط حکومت نمیشه، فقط ممکنه باعث تغییر رفتار حکومت شه، و ما باید سعی کنیم از فشاری که ایجاد می‌کنه استفاده کنیم تا وزن بیشتری ازین تغییر رفتار تو حوزه حقوق بشر قرار بگیره.
فکر می‌کنم یک پیشفرض اشتباه داره حرفش و اونم اینه که تغییر رفتار در حوزه حقوق‌بشر رو برای جمهوری‌اسلامی، عملی‌تر و واقعگرایانه‌تر می‌بینه تا مثلا تغییر رفتار در سیاست خارجی. در حالی که به نظر من برعکسه. یعنی این حکومت اگر و اگر مجبور بود بین سیاست خارجی و ایدئولوژی‌ای که هدایتش می‌کنه، از یک‌طرف، و حقوق بشر و رفتارش در داخل، از طرف دیگه، یکی رو انتخاب کنه، حتما تغییر در سیاست خارجی رو انتخاب می‌کرد. یعنی آقایون حاضرند قید لبنان و سوریه و یمن و افغانستان و حتی عراق و حتی ستیز با عربستان رو بزنند، اما رفتار داخلی‌شون رو تغییر ندن‌.
علتش اینه که این نظام، بدون تمام خرابکاری‌هایی که داره در خارج از کشور انجام میده، قادر به ادامه حیات خودش تا لاقل چهل سال آینده، هست. اما هر نوع تغییر در رفتار داخلی که منجر به بسط آزادی بشه، براش تهدید بنیادی ایجاد می‌کنه.
اون چه که مجید توکلی مدنظر داره شرایطیه که فعالین و کنشگران داخلی، هزینه‌هایی به مراتب کمتر از چیزی که الان دارند می‌پردازند بپردازند. که برای هر شهروندی، میتونه نوع خاصی از قدرت مانور ایجاد کنه. کارگران میتونن با خیال راحت‌تر اعتصاب کنند. دختران می‌تونند راحت‌تر برنامه‌هایی مثل چهارشنبه‌های سفید رو اجرا کنند. طلبه‌های تجددگرا راحت‌تر می‌تونند حوزه رو دچار چنددستگی کنند. اهالی فرهنگ می‌تونند راحت‌تر حرف‌های خودشون رو بزنند. دانشجوها تشکل‌های نامحافظه‌کارتری می‌تونند ایجاد کنند. معلمان کمپین‌های بزرگ‌تر و موثرتری می‌تونند برپا کنند بدون اینکه دستگیر بشن، و هزاران مورد دیگه. که اگه اون گشایش ایجاد شده در فضا، واقعی باشه، میتونه به یک سونامی تبدیل بشه، که حکومت رو با خودش خواهد برد. این که این سونامی اتفاق خوبی است یا نیست یه بحث جداست، اما اینکه میتونه حکومت رو بشوره ببره، تقریبا قطعیه. حکومت فعلی ایران، چه از لحاظ نرم‌افزاری و چه سخت‌افزاری، استطاعت جذب و مهار نارضایتی‌های انباشت‌شده رو که با فشار حقوق‌بشری امکان تبدیل به کنش‌های اکتیو پیدا کرده رو، نداره.

البته این حرف‌ها به این معنی نیست که باید فشار حقوق‌بشری رو بی‌فایده دونست. قطعا بی‌فایده نیست. اما اونی که داره رو فشار حقوق‌بشری تأکید می‌کنه، باید بدونه که عملا یک براندازی‌طلبه‌.
4
افاضه مشعشع سردار و حتی هیکل خود سردار رو نادیده بگیرید. پشت‌سرش رو دریابید. وسط همه بیابان‌های ایران رفتن یه کنج پیدا کردن لای صخره‌ها که مثلا حرارت لانچ موشک رو مخفی کنه! از دهه‌ها پیش ماهواره‌های جاسوسی با سنسورهای مادون قرمز این حرارت رو تشخیص میدن، چه وسط دریاچه نمک باشه چه لای صخره‌ها. تازه چیزی که چند دهه پیش وجود نداشت و الان وجود داره اینه که این ماهواره‌ها از ابتدا تا انتهای مسیر حرکت رو دنبال می‌کنند، نه فقط ابتداش رو. و ازون مهم‌تر، اطلاعات‌شون رو همون بالا بهمدیگه منتقل می‌کنند، مثلا یکیشون لانچ رو تشخیص میده بعد به ماهواره بعدی میگه تا اینجاش رو من می‌بینم، بقیه‌ش رو تو دنبال کن!
این اداها چیه؟
چشم همه بیشتر فوکوس می‌کنه روی اون عدد ۳هزار دلار. در حالی که عدد مهم‌تر اون ۳۰۰ دلاره‌ست. تعداد کشته‌ها خیلی نیست، اما تعداد زخمی‌ها خیلیه. یحتمل یکی از انگیزه‌های شرکت در انتفاضه هم همینه. تو فقر مطلق، میارزه برای ۳۰۰ دلار زخمی بشی، حتی اگه ریسک مرگ رو داشته باشه.
اما اینو از یه منظر دیگه ببینید: سرباز اسراییلی با خودش میگه هر گلوله‌ای که به ساق پای اینا بزنم ۳۰۰ دلار ضرر به ایرانه!


https://t.me/vaziat/25455
1
کل اپوزیسیون ایران هنوز یک تشکل حتی زیرزمینی نتونسته ایجاد کنه بعد بحث‌ها درباره اینه که فردای سقوط نظام آیا اجازه خواهیم داد تجزیه‌طلبان فعالیت کنند یا نه!
همونقدری که حکومت، بهاییت رو برای خودش انقدر گنده کرده که خودشم دیگه ازش وحشت داره، ملی‌گرایان ایران هم خطر تجزیه رو انقدر گنده کردن که داره فلج‌شون می‌کنه.
در زمانه فعلی، تقریبا هیچ‌جای دنیا، تجزیه راهکار خوش‌عاقبتی نیست، در ایران که ده برابر بدتر.
بهترین نمونه، کریمه‌ست که از اوکراین جدا شد. این مصاحبه درباره این صحبت می‌کنه که به چه فلاکتی دچار شدن.. اما مهم‌ترین نکته‌ش بحث آب بود. آب تا قبل از جدایی، از اوکراین وارد می‌شده، اما بعدش قطع میشه‌. روس‌ها تا اونجا که ممکن بوده چاه میزنن، که در نهایت محیط زیست رو به باد فنا داده، بعضی سفره‌ها شور شدن، حتی درختان در معرض خشکی قرار گرفتن و همچنان یه روز آب هست یه روز نیست.
مشکل تجزیه در زمان ما همینه، کشوری که ازش جدا شدی بیچاره‌ت می‌کنه، و کشوری که به حمایتش امید بستی نمیتونه مشکلاتت رو حل کنه.
مردم ایران هم اینارو می‌دونن، لذا تجزیه‌طلبی در این مملکت اونقدری که ادعا می‌کنند حامی داره، نداره. بیشتر از اسمش استفاده می‌کنند برای مقاصد سیاسی. نباید جدی‌شون گرفت.



https://www.unian.info/m/society/10345827-political-analyst-yevgenia-goryunova-new-trend-in-crimea-is-this-is-all-because-of-your-euromaidan-that-we-now-have-russia-here.html
3
حجم تخریب شخصیت علیه مجید توکلی به طرز جالبی بالاست، اما هنوز «شرف اهل قلم»، که سه تا مثنوی درباره بددهنی براندازی‌طلب‌ها نوشت، درباره این فضای کینه‌توزانه که در توعیتر علیه این فرد مستقل ایجاد شده حرفی نزده. چون این کینه‌توزی داره توسط کسانی انجام میشه که «فَن» خودش هستند. هیچ سلبریتی‌ای، فن خودشو نمیزنه.
اون چیزی که توکلی تا الان گفته، حتی اونقدری نیست که من نوعی بتونم بگم مثلا با ۷۰ درصدش موافقم یا مخالف، چون تا الان بیشتر سوال مطرح کرده. و این سوال‌ها آب ریخته توی لانه استمرارطلبان. مثل: تحریم فقط علیه جمهوری‌اسلامی بد است و علیه اسراییل بد نیست؟ یا: ایده شما برای اینکه حکومت را وادار کنیم پدر مخالفان خود را درنیاورد چیست؟
در واقع توکلی بدون اینکه خطاب به اصلاح‌طلبان چیزی بگه، با طرح سوال و مطالبه تعیین تکلیف، نشون میده که جریان اصلاح‌طلبی حتی در حد یک گزینه هم نیست، چون اصلا کارکردی نداره.

تمام کسانی که در طول دو دهه گذشته چیزی جز یاوه تحویل ملت ایران ندادند، دارن توکلی رو به یاو‌گویی متهم می‌کنند. چون سوال‌هایی که از طریق توکلی داره مطرح میشه سوال‌های ما هم هست، پس هرچیزی که دارند به توکلی میگن، دارند به ما میگن. اینکه قبلا گفته بودم اصلاح‌طلبان دشمن ما ایرانیان هستند، دقیقا توسط رفتار خودشون اثبات میشه. هرکس که در مقابل این‌ها قرار بگیره، همینجوری بش حمله می‌کنند، حتی اگه چند میلیون نفر باشند.



https://t.me/behzadmehrani/4221
3
مطالعه تراوشات ذهنی برخی از هموطنان که در فروشگاه‌های آنلاین کتاب، درباره کتاب‌های فلسفی کامنت میذارن میتونه تفنن جالبی باشه.
به گفته خیلی‌ از دغدغه‌مندان وطن، ما در ایران با بحران آگاهی مواجهیم. ولی من پا رو فراتر میذارم و میگم لازمه ذهن این ۸۰ میلیون یک‌بار ریست بشه و حتی اون چیزهایی که میدونه هم پاک بشه و از اول شروع کنه.
یک چیزی شنیدن و خوندن درباره «فلسفه علم» و هرجا میرن مثل سیخ فرو می‌کنند در هر بحثی، که اساس علم تجربی رو تخطئه کنند! در کشوری که یه عده از تدریس «تشخیص زخم معده از شکل مردمک چشم» و «درمان سرطان با شیرین‌بیان»‌‌ و «جلوگیری از ریزش مو با حجامت» دارند کسب درآمد می‌کنند، جای صحبت درباره فلسفه علم نیست اون هم تا این حد که نقل محافل باشه، اولویت خروج از دوره تاریک جاهلیته.
4
رئیس انجمن حکمت و فلسفه در جواب به سوال افکار عمومی درباره «توصیه‌نامه»ش برای خواهر خودش گفت «ذرهم فی خوضهم یلعبون».

۱- این عبارت یعنی «بذار با هجویات خودشون بازی کنند». این یه آیه از قرآنه که زمانی نازل شد که پیامبر یه یهودی که چاقی مفرط داشت دید و بش گفت مگه تو تورات شما نیومده که خدا از آدمای چاق و شکم‌گنده بدش میاد؟ این یارو هم عصبانی شد و گفت خدا اصلا به کسی چیزی نازل نکرده! که بعد بخواد توش بگه از کی بدش میاد از کی خوشش میاد. بعد الله هم بش برخورد و گفت: عه؟ اینجوریه؟ اوکی. بذا فکر کنن چیزی نازل نکردیم.
کشوندن آیات قرآن به صحنه دعواهای روزمره، این مزیت رو داره که مردم با اسلام آشنایی بیشتری پیدا می‌کنند، مثلا می‌فهمند که پیامبر می‌چرخیده تو خیابون و یه آدم چاق میدیده بش می‌گفته می‌دونستی خدا ازت بدش میاد؟ یعنی کاری که اگه الان ما مثلا تو مترو انجام بدیم به عنوان یه بیشعور بمون نگاه می‌کنند!
این برخوردها با واقعیت میراث نقلی ما، مفیده، چون باعث میشه در دراز مدت تکلیف‌مون رو با این روایات مشخص کنیم.

۲- جوابی که ایشون داده جواب خیلی خوبیه، به شرطی که ما به ایشون بدیم. یعنی ما باید بگیم «با هجویات خودتون بازی کنید». برید با فلسفه و حکمت اسلامی و تمام مفاهیم بعضا بی‌معنی و بی‌سر و تهش سرگرم کنید خودتون رو، فقط از بودجه عمومی کشور خرج نکنید. برید هرچقدر که می‌خواید با فقه و تمام مسائل ریز و درشتش بازی کنید، فقط از بودجه عمومی کشور خرج نکنید. برید هرچقدر می‌خواید درباره عظمت فکری و اخلاقی و عرفانی خمینی کلمه بسازید و با اون کلمات بازی کنید، ولی از بودجه عمومی کشور خرج نکنید. برید هرچقدر می‌خواید با مهدی-فرج-انتظار-قیام-انتقام-آخرالزمان بازی کنید، اما از بودجه عمومی کشور خرج نکنید. برید هرچقدر می‌خواید با فانتزی «اسلام برای تمام شئونات زندگی یک انسان مدرن برنامه دارد» بازی کنید، ولی از بودجه عمومی کشور خرج نکنید.
5
در مقاله‌ای که ان‌پی‌آر درباره آمازون نوشته، به نقش پررنگ هوش مصنوعی در فعالیت روزمره این شرکت غول‌پیکر اشاره کرده. هوش مصنوعی پیش‌بینی می‌کنه که در هر زمان از سال، چه مقدار تقاضا برای یک محصول وجود داره، و این تقاضا از لحاظ جغرافیایی در چه مکان‌هایی متمرکزه، سپس قبل ازون که اون زمان فرا برسه، تعدادی ازون کالا که جوابگوی اون تقاضای پیش‌بینی شده باشه رو میفرسته به انبارهایی که کم‌ترین فاصله رو با اون مکان‌ها داشته باشند. بعد منتظر میشه خریدها انجام بشن. بعد ازینکه خریدها انجام شدن اگه میشد از طریق سرویس پست ارسال کرد، ارسال می‌کنه، و اگه محل تقاضا جای شلوغ و پرترافیکی بود، از سرویسی که شبیه اسنپ کار می‌کنه استفاده میشه، یعنی رانندگانی که از قبل ثبت‌نام کردن با ماشین شخصی خودشون، بسته رو منتقل می‌کنند.‌ هوش مصنوعی حساب می‌کنه که کدوم راننده نزدیک‌تره و ماشین کدوم راننده جای کافی داره برای حمل اون بسته، و بعد از روی ترافیک پیش‌بینی می‌کنه کدوم یکیشون زودتر خواهد رسید، و با توجه به شکل ساختمان و حتی سن فرد تحویل‌گیرنده پیش‌بینی می‌کنه چقدر ممکنه طول بکشه که بره تحویل بده و برگرده سوار ماشینش بشه.
در این بین نکته جالبی رو آورده. به عنوان مثال میگه وقتی ورژن جدید نرم‌افزار محاسبه مالیات میاد، همه میخوان همون ورژن جدید رو بخرن. اما وقتی یک دوربین عکاسی جدید میاد، تقاضا برای مدل قبلی اون دوربین بالا میره، چون شرکت سازنده برای مدل قبلی تخفیف بیشتری میذاره. تو بعضی چیزها مردم دنبال کیس ارزونتر هستند، و در بعضی چیزها دنبال چیز بی‌نقص‌ترند، حتی گرانتر. یعنی اتفاقاتی که ناظر انسانی فکر می‌کنه دارند یه جور دیگه رخ میدن. هوش مصنوعی اینو داره بهتر از هر کارشناسی پیش‌بینی می‌کنه. یعنی همین الان آلردی هوش مصنوعی شناخت بیشتری از رفتار ما داره تا خود ما!


اینکه آمازون و CIA تو یه رختخواب می‌خوابند هم اصلا موضوع نگران‌کننده‌ای نیست.


https://n.pr/2OJSr2T
Anarchonomy
Photo
عباس آخوندی در کانال خودش مطلبی پنج قسمتی گذاشته در گلایه از «نظام معرفتی پر از تناقض» حاکم بر جامعه ایران (که البته کلام حقیه که از دهان یک مثلا تکنوکرات که حتی در تکنوکراسی هم تحفه‌ای نیست درآمده).
یک نمونه تام ازین تناقض رو میشه در داخل حوزه شیعه پیدا کرد. همواره دفاع حوزه علمیه قم در برابر اتهام «شرک» که اهل‌سنت و سلفی‌ها به شیعیان می‌زنند این بوده که ما به مهر سجده می‌کنیم ولی مهر رو نمی‌پرستیم، مهر نمادی از خاکه، یا ما ضریح ائمه رو نمی‌پرستیم، بلکه تبرک حسابش می‌کنیم همونطور که یعقوب لباس یوسف رو به چشم‌های خود مالید و بینا شد! تازه طراحی ضریح و حرم همگی جلوه‌هایی از هنر اسلامی هستند و فلان. اما همین حوزه وقتی به مجسمه‌های غیراسلامی میرسه، ناگهان چهره سلفی و‌ وهابی به خودش می‌گیره. دیگه نماد رو قبول نداره و دیگه به کارکردش اهمیت نمیده، و دیگه هیچ توضیح و تشبیهی رو قبول نمی‌کنه و دیگه هنر براش مهم نیست.
بسیاری از خانواده‌های مذهبی، در تبعیتی کور از همین ساختار متناقض، از خریدن مجسمه‌های جانداران برای منزل‌شون خودداری می‌کنند، با این توجیه که «جسمی که یک موجودیت دارنده روح را تداعی کند، مصداق بت است!».
همزمان این کشور با همین نظام فکری، از هند و چین، که بیشترین تعداد بت‌پرست (از نگاه اسلام فقهی) و بیشترین تعداد کافر رو در خودشون جا دادند، التماس می‌کنه که از ما نفت بخرید، تا ما بتونیم بودجه موسساتی که دارند درباره معارف قرآنی تحقیق می‌کنند رو به موقع پرداخت کنیم!

خیلی ازین تناقض‌ها از بیشعوریه. اما بعضی ازون‌ها هم کاملا عمدیه. اسلام حوزوی خیلی راغبه که وانمود کنه بین ایرانیت و اسلامیت یک تناقض حل‌نشدنی وجود داره، و هر نوع راه‌حلی هم یک اقدام مکارانه‌ست برای عقب‌راندن تدریجی اسلامیت. (که بعد در جزییات وارد دعواهای مبتذلی درباره حضور یا عدم حضور مجسمه چهره‌های ملی یا کاراکترهای مدرن در سطح شهرها میشن). در حالی که این تناقض واقعی نیست. حتی مردم عادی هم گاهی فریب این تناقض‌های فیک رو میخورن، مثلا کسی رو که شمایل حضرت عباس و آرم فروهر رو پشت خودش خالکوبی کرده مسخره می‌کنند، در حالی که بارها بازیگر هالیودی همجنسگرایی که زنجیر صلیب به گردن انداخته رو دیدن و به نظرشون مسخره نیومده.
تناقضی که واقعیه، بین اسلام و ایران نیست. بلکه بین اسلام بی‌تحرک و بدون انعطاف و تنبل و فسیل‌شده حوزه قم، با زندگی مدرنه.
3
یه لحظه تصور کنید رییس بانک مرکزی کسی بوده که فکر می‌کرده و هنوز هم فکر می‌کنه که نقدینگی نجومی رو میشه برد به سمت تولید و باش کارخانه ساخت!
یه چیزی جور در نمیاد.. چطور ممکنه چنین کسی ندونه نقدینگی چیه؟ شاید یه جور عوامفریبیه.
فرض کنید قراره برای اکران یک فیلم خاص ساعت ۵ صبح بلیت بفروشن. من میرم تو صف و یک عدد بلیت میخرم. یک ساعت بعد که همه بلیت‌ها فروش رفت میرم با ۱۰ درصد اضافه قیمت میفروشم به حسن، حسن میفروشه به حسین. حسین ۵ درصد می‌کشه روش میفروشه به تقی. تقی عوض بدهیش بلیت رو میده به نقی. نقی میده به خواهرزنش. خواهرزنش هدیه میده به دخترخاله‌ش. دخترخاله‌ش تو اینستاگرام میذارتش واسه مزایده. افسانه به پنج برابر قیمت میخره، بعد میده به دوست‌پسرش احمد. بین همه این آدما دست به دست میشه، تا وقتی که زمان اکران فرا می‌رسه، احمد بلیت رو برمیداره میبره دم در سالن سینما. چند نفر رو راه میدن باش؟ بله، فقط احمد رو. اون موقع که بلیت دست من بود یک نفرو راه میدادن، اون موقع که دست احمد بود هم یک نفر. کاری که اون بلیت میتونه انجام بده همینقدره، مهم نیست تو این مسیر تو جیب شلوار چند نفر قرار گرفته باشه و چقدر پول باش جابجا شده باشه.
شما وقتی میتونی یک کارخونه ده میلیون دلاری احداث کنی که قبلش اقتصادت معادل اون ده میلیون دلار تولید داشته باشه. اگه معادل اون ده میلیون دلار، ریال بی‌پشتوانه خرج کنی، تورم ایجاد می‌کنه و تورم یعنی دور ریختن همون مقدار از اقتصادت! دقیقا مثل این کلیپ خنده‌داری که اخیرا پخش شده که با لودر آب رو میریزه تو کامیون و بعد آب از تمام درزهای کامیونه میریزه بیرون.


https://t.me/dolar_seke_tala/2434
1
ابتکار در توجیه تحصیل پسرش در آمریکا میگه تحصیل در آمریکا تأیید سیاست‌های دولت سلطه‌جوی آمریکا نیست. و بعد در ادامه میگه جوان است و حق انتخاب دارد!

اعضای شبکه الیگارشی هرچقدر هم در قاپیدن رانت زرنگ باشند، موقع دفاع از خود خنگ و کودن ظاهر میشن. مردم عصبانی‌اند که چرا خون خودش و خانواده‌ش رو رنگی‌تر از خون عوام می‌بینه، در جواب نشون میده که دقیقا داره رنگی‌تر می‌بینه. چون میگه جوان من حق انتخاب دارد اما جوان شما مردم نباید حق انتخاب داشته باشد. من کاری کردم که جوان شما بین زندگی در یک ایران ایزوله و تحریم‌شده و عقب‌مانده و یک ایران باز و آزاد و مدرن که به خاطر هیچ و پوچ جوانی‌ انسان به باد نره، حق انتخاب نداشته باشه.

ازون مهم‌تر، آپارتاید استدلالیه. یعنی ما از استدلال‌هایی استفاده می‌کنیم که شما مردم عادی اجازه ندارید ازون استدلال‌ها استفاده کنید. مثلا منِ گروگانگیر می‌تونم بگم تحصیل در آمریکا به معنی تأیید سیاست‌های آمریکا نیست. ولی شما نمی‌تونید بگید «برقراری رابطه دیپلماتیک با آمریکا به معنی تأیید سیاست‌های آمریکا نیست». شما نمی‌تونید بگید «بازگشایی سفارت آمریکا و تبادل سفیر به معنای تأیید سیاست‌های آمریکا نیست». شما نمی‌تونید بگید «رقابت با ورزشکاران اسراییلی، به معنی تأیید شهرک‌سازی‌های اسراییل نیست». فقط ما گروگانگیرهای رانت‌خوار هستیم که تعیین می‌کنیم چه چیزی به معنی چه چیزی نیست.

گفته بودم باید مواظب باشیم که با تحریکات سهوی یا عمدی‌شون تو لوپ خشونت نیفتیم. خودم هم باید حواسم به این پند عمومی باشه. باید در برابر نیرویی ذهنی که میگه باید امثال ابتکار رو برهنه از تیر چراغ برق آویزان کرد، حتی اگه عادلانه به نظر برسه، مقاومت کرد.

https://t.me/khabaronline_ir/196503
3
هرچند هنوز تعدادی از دانشجویان مربوط به اعتراضات دی‌ماه در زندان هستند، اما نه فقط فعالان حقوق‌بشری که حتی خود دولت هم وضعیت‌شون رو پیگیری می‌کنه، طوری که انگار خیلی شرم‌آوره که دانشجو به هر دلیلی در زندان باقی بمونه! در حالی که هیچ‌کس از زندانیانی که دانشجو نبودند و تعدادشون خیلی بیشتره خبری نداره.
حذف تبعیض، با حذف کنکور اتفاق نمیفته. تا وقتی کسی که دانشگاه نرفته شهروند درجه دو و سه حساب میشه، اهمیتی نداره که کنکور هست یا نیست، تحصیل پولی هست یا نیست، کیفیت آموزشی به کمیت غلبه داره یا نداره‌.
اینجا استرالیاست. جایی که با لیبرالیسم خودشان را خفه کرده‌اند. یک مرد با لباس زنانه اسلامی و برقع وارد بانک میشه، و یک زن کلاه کاسکت میذاره سرش و میاد داخل. نگهبان با مردی که تصور کرده یک زن مسلمانه کاری نداره، اما به اونی که کلاه کاسکت داره گیر میده که کلاه رو بردار! در حالی که از لحاظ امنیتی دقیقا برعکسه، کسی که لباس اسلامی پوشیده علاوه بر اینکه چهره‌ش قابل شناسایی نیست، بلکه حتی جنسیتش هم مشخص نیست و اینکه چه چیزی زیر لباسش ممکنه پنهان کرده باشه هم مشخص نیست.

در قرن بیستم، بعد از جنگ جهانی دوم، دنیا به این جمع‌بندی رسید که باید مراقب اقلیت‌ها بود، چون ممکنه به هر بهانه‌ای توسط اکثریت مورد تعرض و تعدی قرار بگیرند. اما در قرن بیست و یکم، باید مراقب اکثریت بود، چون ممکنه توسط اقلیت مورد تبعیض و تعدی قرار بگیره! مسلمانانی که در اقلیتند، کاری کردند که اکثریت غیرمسلمان عملا در یک فضای تبعیض‌آمیز قرار گرفتند. این اقلیت، داره به تدریج قواعد خودش رو به اکثریت تحمیل می‌کنه. از نادیده گرفتن تبعات امنیتی این نوع از پوشش، تا تحمیل ذبح اسلامی به صنایع غذایی تا ده‌ها مورد دیگه. این البته در مورد همه اقلیت‌ها صادق نیست. اقلیتی که با اقلیت بودن مشکلی نداره، چیزی رو هم به دیگران تحمیل نمی‌کنه. اما مسلمانان با اقلیت بودن مشکل دارند و حاضرند دست به هرکاری بزنند تا اکثریت در برابرشون تسلیم بشه، از جمله خشونت. این که یک بانک ترجیح میده به یک مسلمان محجبه گیر نده بیشتر به این خاطره که دنبال دردسر نمیگرده، چون میدونه که فرداش عربده‌کشان میان شیشه‌های ساختمان رو میارن پایین، و پس‌فرداش کشورهای مسلمان و نفت‌خیز تهدید به تحریم بیزینس اون بانک می‌کنند. اقلیت مسلمان فهمیده که باید از دو بال «وحشت‌آفرینی» و «مظلوم‌نمایی» به طور همزمان استفاده کنه. صاحبان مشاغل و سرمایه‌داران از وحشتی که بیزینس‌شون رو با مشکل روبرو کنه فراری‌اند، پس حاضرند باج بدن. و لیبرال‌ها، داوطلبانه مشتری مظلوم‌نمایی اقلیت هستند. این دو در کنار هم به «شر اقلیت» مشروعیت داده.
تنها راه مقابله با این تباهی، انجام حرکت‌های معکوسه. در حوزه وحشت، باید کاری کرد صاحبان بیزینس‌ها، از باج دادن به اقلیت شرور زیان بیشتری متحمل بشن، تا از باج ندادن. و در حوزه مظلوم‌نمایی، باید زیرآب لیبرال‌هایی که به بهانه‌های حقوق‌بشری این وضعیت مضحک و بی‌معنی رو بوجود آوردن، زد.
این یک جنگه، و تو جنگ حلوا پخش نمی‌کنند.


https://twitter.com/LaloDagach/status/1067065905736228864?s=19
2
بازفید یه مطلب گذاشته درباره کاهش امید به زندگی در آمریکا (البته به میزان یک دهم سال). توش میگه آمریکایی‌های مناطق فقیرتر آمریکا، ۶ سال کمتر از نیویورکی‌ها زنده میمونن. یعنی این کاهش، ربط مستقیم به فقر، کم‌سوادی و سطح خدمات بهداشتی درمانی داره. خب البته همونطور که از قدیم گفتند هرچی سنگه مال پای لنگه و طبیعیه که آدم فقیر کمتر عمر کنه، چون بدون پول و امکانات خیلی از کارهایی که میتونه آدمو نجات بده رو نمیشه انجام داد. اما نمیگه که واشنگتن‌دی.سی بدترین نرخ امید به زندگی رو داره، در حالی که درصد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی در این منطقه خیلی بالاست، متوسط درآمد خانوار خیلی بالاست، و مدت‌هاست که توسط دموکرات‌ها اداره میشه و به همون نسبت خدمات بهداشتی درمانی و بیمه‌ای خوبی توش برقرار شده. پس دلیلش فقر و کم‌سوادی نیست.
اما نکته مهم‌تر، خود این نگاه آماری به مقوله پیچیده‌ای مثل زندگی یک انسانه. خود نویسنده میگه آمار اوردوز و خودکشی بالا رفته، و جاهایی که برخلاف نیویورک امکانات خوبی برای ترک اعتیاد و مشاوره روانشناسی ندارن، آمار مرگ‌های ناگهانیشون بالا رفته و میانگین امید به زندگی کشوری رو آورده پایین. یعنی اینکه ۷۸سال رو برسونیم به ۸۰ یعنی موفقیت. مهم نیست این دو سال اضافه شده چه کیفیتی داره. «اگه عقب‌نرفتن نیویورک به خاطر این بوده که کمپ‌های خوبی برای ترک داره، یعنی عده زیادی، که انقدر هستند که اگه بمیرن میتونن میانگین کشوری رو تغییر بدن، چنان زندگی بدی داشتند که اگه اون کمپ نبود حتما میمردند!».‌ لطفا جمله داخل گیومه رو دوباره بخونید. بین اون نیویورکی داغون و اون نیواورلئانی داغون تفاوتی نیست، فقط یکیشون رو میتونن زنده نگه دارن، اون یکی رو نمی‌تونن.
نگاه آماری نمیتونه بفهمه ۸۰ لزوما بهتر از ۷۸ نیست، و گاهی، ۷۸ بهتر از ۸۰ است. برای زندگی بهتر نباید با این اعداد بازی کرد. یه چیزی لازمه که طرف رو مجاب کنه که سم مهلک رو به درون رگ‌های خودش تزریق نکنه. و اون چیز، قابل اندازه‌گیری نیست.

https://www.buzzfeednews.com/amphtml/danvergano/us-life-expectancy-drops-overdoses
1
سه حالت اگه در کنار هم برقرار باشند میشه گفت بدهی‌های یک کشور تقریبا عاری از ریسکه (و لازم نیست خیلی نگران بالارفتنش باشید):

۱- دولت بتونه سطح مالیات رو ازون‌ چیزی که هست افزایش بده.
۲- دولت بتونه مخارجش رو ازون چیزی که هست کاهش بده‌.
۳- ریش و قیچی دست دولت باشه تا هر وقت لازم دید پول چاپ کنه‌.

در فرانسه، هر سه این‌ها به صورت معکوس وجود داره، یعنی:
۱- دولت نمی‌تونه مالیات رو بیشتر از چیزی که هست بالا ببره، چون آلردی بالا هست. فرانسوی‌ها مجموعا حدود ۴۰ درصد هرچی که درمیارن رو باید بدن به دولت.
۲- دولت نمی‌تونه مخارجش رو کمتر از چیزی که هست بکنه، چون نه تنها مطالبه مردم برای خدمات عمومی کمتر نشده که همین‌طور بیشتر هم میشه.
۳- دولت نمی‌تونه سرخود پول چاپ کنه، چون عضو اتحادیه اروپاست، و بانک مرکزی اتحادیه تعیین می‌کنه که چقدر یورو باید چاپ بشه.

در نتیجه، بدهی فرانسه یک بدهی پرریسکه، و لذا باید نگرانش باشند. و هستند. برای همین تصمیم گرفتند ازین حالت قفل‌شده کمی بیرون بیان، یعنی مالیات رو بیشتر کنند، و مخارج رو حداقل در همین حد فعلی نگه دارند. تقریبا به هرچیزی که میشده بابتش مالیات گرفت، تا الان مالیات بسته شده. و مثل اون جوک قدیمی، نمیشه مردم رو وادار کرد بابت بادی که از ماتحت‌شون خارج میشه مالیات بدن، اما میشه بابت بادی که از ماتحت خودروهاشون خارج میشه ازشون مالیات گرفت. کل این جریان «حفظ محیط‌زیست» و «گرمایش جهانی» و هیاهوهای مرتبطش، صرفا بستری بود که بتونن بهانه‌های جدید برای مالیات‌گیری ایجاد کنند (وگرنه گلوبالیست‌های حاکم، که خودشون رو در حد اکتیویست‌های سبز نشون میدن، کک‌شون هم برای محیط‌زیست نمیگزه).

این فشار که قراره از ماه ژانویه بیشتر بشه، انقدری هست که مردم فرانسه بگن «دیگه بسه».
اما معترضینی که ریختن تو زیباترین خیابون دنیا و توش آتش بپا کردند، نه تنها راه‌حلی برای برون‌رفت ازین وضعیت قفل‌شده ارائه نمیدن، بلکه مطالباتشون هم کاملا خودمتناقضه. از طرفی میخوان دولت مالیات سوخت رو کاهش بده و این قضیه مالیات بر اگزوز ماشین‌ها رو هم کنسل کنه. و به همین هم قانع نیستند و میخوان کل مالیات‌ها تا حد ممکن کاهش پیدا کنه. و ازون طرف مطالباتی دارند که خرج‌های دولت رو از همینی که هست هم بیشتر می‌کنه. مثلا میخوان دولت به شرکت‌هایی که جوانان رو استخدام می‌کنند بیشتر سوبسید بده! یا برای ساخت و ساز مسکن بیشتر وام بده. کلا بحث تسهیلات خیلی پررنگ بود در لیست درخواست‌ها، و مجموعا خلاصه میشد به اینکه دولت ال کند و بل کند، که همشون بار مالی دارند.
البته به خیال خودشون اصلاحاتی هم سراغ دارند که میتونه وضعیت بودجه‌ای رو کمی بهبود بده، مثلا میگن کارمندان دولتی رو زود بازنشست نکنید. خب. دیگه؟ از مک‌دونالد و گوگل بیشتر مالیات بگیرید. چی شد؟ بله، عزیزان با بازار آزاد مخالفند. یکی از مطالباتشون اینه که شرکت‌های چندملیتی رو تیغ بزنید، اگه حاضر شدن باج بدن که فبها، پول رو میزنیم به خزانه. و اگه حاضر نشدن و جمع کردن رفتن که چه بهتر، فرصت برای شرکت‌های فرانسوی فراهم میشه تا در غیبت این شرکت‌های چندملیتی، تنفس کنند! خیلی هم اقتصادمقاومتی‌طور.
اما سایه داس‌ و چک‌شون فقط رو سر شرکت‌های آمریکایی نیفتاده، حتی درخواست دارند دولت مانع جابجا شدن شرکت‌های فرانسوی بزرگ بشه! یعنی اگه کمپانی فرانسوی خواست دفتر دستک رو جمع کنه بره فرانکفورت یا نیویورک، دولت بگه ممنوعه! زیبا نیست؟

دولت فرانسه، به خاطر سیاست‌های حمایتی سوسیالیستی، در گل فرو رفته. و کار هوشمندانه‌ای هم تا حالا برای بیرون رفتن ازین وضعیت انجام نداده (و راستش جز در عدم چابک‌سازی بدنه دولت، نمیشه برای بقیه موارد خیلی ملامتش هم کرد). اما معترضان (که برادران بلژیکی‌ هم بشون پیوستند چون اون‌ها هم درگیر مشکل مشابه هستند) از خود دولت هم بیشتر فرو رفتن. چون یک عالمه چیز مجانی میخوان که پول لازم برای تأمینشون موجود نیست. برای همین مکرون گفت هر چقدر میخواید سطل آشغال آتیش بزنید سر خرو کج نخواهیم کرد. مکرون و دوستانش می‌تونند از تجربیات آخوندها در متدهای پیشرفته «فرو کردن تدریجی» استفاده کنند. اما این روند یه جا باید متوقف بشه‌. باید یه جا به این جمع‌بندی برسن که «دولت رفاه» ایده جالبی نبود. چون ورشکستمون کرد.


https://www.telegraph.co.uk/news/2018/11/30/brussels-protesters-attack-pms-office-yellow-vest-movement-spreads/
3