Anarchonomy
43.9K subscribers
6.77K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
گزارشی از عملکرد کشورهای جی۲۰ در مورد تعهداتشون به توافقنامه پاریس منتشر شده که نشون میده نه تنها این کشورها با سطحی که قولش رو داده بودن فاصله زیادی دارن بلکه اون قضیه که سازمان ملل میگفت تا ۲۰۳۰ باید تولید آلایندگی نصف بشه و فلان، کنسله!
یکی ازین نمودارها نشون میده این کشورها چند میلیارد دلار سوبسید دادن به سوخت‌های فسیلی، و نمودار بعدی سرمایه‌گذاری‌هایی که روی نیروگاه‌های سوخت فسیلی انجام شده رو نشون میده. جالبه حتی ژاپن هنوز داره نیروگاه ذغال‌سنگی میسازه!
وقتی آمریکا اعلام کرد که میخواد ازین توافق خارج بشه، مقامات سیاسی این کشورها طوری هیاهو راه انداختند انگار خودشون کمر همت بستن به «سبز» شدن، و فقط آمریکا مانعه که دنیا خنک بشه! این نمودارها و گزارشات نشون میده همش یه نمایش بوده و رسما عوام‌الناس رو مشنگ خودشون کردن.
2
یکی از کلیشه‌های هالیوود در فیلم‌های جاسوسی اینه که مامور سیا، که اصطلاحا از asset
یا دارایی‌های سازمان حساب میشه، بعد از سال‌ها ترور و خرابکاری که منجر به ثبت خاطرات وجدان‌سوزی در ذهنش هم میشه، یک‌بار دست از پا خطا می‌کنه و بلافاصله خود سازمان یک نفر که هم‌کسوت خودشه میفرسته تا حذفش کنند، و وقتی می‌بینه قراره حذف بشه تازه یادش میفته که از اول خدمت به این سیستم کار درستی نبود! و همواره این سوال رو برای مخاطب به جا میذاره که: چرا همون موقع که مشغول حذف دیگران بود به ذهنش نرسید که داره مسیر اشتباهی رو میره؟
این کلیشه اونقدر که در واقعیت در نظام ما جریان داره در خود سیا وجود خارجی نداره. در طول چهل سال گذشته تعداد قابل تأملی ازین افراد وجود داشتند و دارند که به سیستم خدمت کردند و توسط همین سیستم بلعیده شدند. که از فاصله کم بین بابک زنجانی تا وحید مظلومین میشه فهمید در دهه گذشته ترافیک این پدیده بیشتر شده. کسی که بازوی اجرایی پروژه‌های خیابانی بانک مرکزی در چهارراه استانبوله، خوب میدونه که خدمتی که داره به حکومت می‌کنه، ذاتا خیانتی در حق مردمه. چی باعث شد فکر کنه این هیولا خودش رو نخواهد بلعید؟
حتی در همون فیلم‌های هالیوودی، مأموری که در لیست حذف قرار گرفته، با اینکه چشم‌اندازی نیهیلیستی در برابرش قرار می‌گیره، سعی می‌کنه مثل زنبور نیش بزنه بعد بمیره، و این نیش رو با افشای فساد و خیانت سازمان به رسانه‌های جمعی، بزنه. این فرهنگ رو دارن ترویج میدن که اگه حتی به مردم خیانت کردی، با یک خدمت فداکارانه جبرانش کن. دقیقا کاری که اسنودن کرد. و این تازه در مورد سیستمیه که در یک چارچوب دموکراتیک مجبوره به مردم پاسخگو باشه. خدمتگزاران نظام ما حتی همینقدر هم تعلق خاطر به ملت ندارند‌. وقتی در لیست حذف قرار می‌گیرند، مثل یک قمارباز حرفه‌ای، با باخت سنگینی که به نظرشون از بدشانسی بوده برخورد می‌کنند. یعنی ما نمی‌تونیم امید داشته باشیم که بلعیده‌شدگان حتی یک قدم به نفع ما بردارند. و این خودش ماهیت این سیستم رو بمون معرفی می‌کنه. سیستمی که انقدر تاریکه که حتی به ذهن تاریک‌بین نویسندگان هالیوودی هم نمیرسه.

با اعدام، به هر بهانه‌ای، و در هر زمان و مکانی، مخالف باید بود. اما برای حذف asset های همیشه پشت به مردمِ نظام، لازم نیست متأسف شد.
7
معضل کارگری کارخانه هفت تپه، به ضیافت مرده‌خوری جبهه‌های سیاسی تبدیل شده، که البته دور از انتظار هم نبود. از جبهه‌های داخل حکومتی گرفته تا تجزیه‌طلب و برانداز و سلطنت‌طلب و .. اما از همه مهم‌تر، بهره‌برداری جبهه‌های داخل حکومتیه. مخصوصا بعد از جنبش «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» که خیلی مضطربشون کرد.
اصولگراها، از ناکارآمدی و بی‌عرضگی در مدیریت این بحران‌ها منتفعند، چون بشون این شانس رو میده که موضوعیت خودشون رو به عنوان «یک آلترناتیو که بعدا خواهند توانست اوضاع رو جمع کنند به شرطی که مردم بهشان اقبال نشان دهند دوباره» حفظ کنند. اصلاح‌طلبان هم از فقدان آزادی برای حتی یک تجمع مسالمت‌آمیز صنفی و غیرسیاسی منتفعند، چون بشون این شانس رو میده که موضوعیت خودشون رو به عنوان «یک آلترناتیو که بعدا خواهند توانست فضا را بازتر و شرایط تجمعات و اعتراضات قانونی را فراهم کنند به شرطی که مردم بهشان اقبال نشان دهنده دوباره» حفظ کنند. یعنی هر دو امیدوارند با ادامه این معضلات، انگیزه برای شرکت در انتخابات و انتخاب دوباره همین عتیقه‌ها شکل بگیره، و «تمومه ماجرا» فعلیت رسمی پیدا نکنه. بنابراین خیلی هم عجله ندارند که این معضلات به سرانجام برسه.
سخنگوی این کارگران یک بار گفته بود «نژادپرست‌ها خودشان را به ما نچسبانند». توقع معقولیه. اما نژادپرست‌های ایرانی، در سیاست و زندگی روزمره ایران نقشی ندارند. ایشون باید می‌گفت «وابستگان حکومتی خودشان را به ما نچسبانند».
2
آژانس بین‌المللی انرژی یه گزارش داده درباره چشم‌انداز مصرف نفت در جهان. بلومبرگ از همه موضوعاتش، عدل قسمت خودروی برقی رو برداشته واسه تیتر، که تقریبا گمراه‌کننده‌ست، بعد این عزیزان مطلب رو ترجمه کردند و درست هم ترجمه نکردند طبق معمول. یعنی ترکیبش نور علی نور شده. خواننده ممکنه فکر کنه خودروی برقی چه تحول شگرفی در مصرف نفت ایجاد خواهد کرد، در حالی که پیش‌بینی خود گزارش نشون میده نه تنها مقدار تأثیرش ناچیزه، بلکه بهتره روی همین موتورهای غیربرقی تمرکز کرد!
من اصل جمله انگلیسی رو کپی پیست می‌کنم، شاید دوستان مترجم و باسوادتر نشون بدن که اشتباه از منه:


Improvements in fuel efficiency in the conventional car fleet avoid three-times more in potential demand than the 3 million barrels per day (mb/d) displaced by 300 million electric cars on the road in 2040.

«با بهبود بازدهی در خودروهای متداول (موتور درونسوز) ۳ برابر بیشتر از ۳ میلیون بشکه در روزی که ۳۰۰ میلیون خودروی برقی در سال ۲۰۴۰ می‌تونن از مصرف نفت کم‌ کنند، می‌تونه کم بشه».
یعنی اگه در سال ۲۰۴۰، سیصد میلیون! خودروی برقی در جاده‌ها تردد کنند، ۳ میلیون بشکه نفت در روز صرفه‌جویی میشه. ولی ارتقاء بازدهی خودروهای معمولی میتونه ۹ میلیون بشکه صرفه جویی کنه! اشتباه فهمیدم؟
حالا همه این پیش‌بینی بر روی این فرض قرار گرفته که تا ۲۲ سال دیگه، ۳۰۰ میلیون خودروی برقی در جاده‌ها باشن. اگه با تعداد فعلی ماشین‌ها در دنیا مقایسه کنیم میشه هر سه ماشین، یکی برقی! که یکم تخیلی به نظر میرسه. مگر اینکه اتفاق خاصی در تکنولوژی باتری رخ بده.

https://t.me/persianbloomberg/7539
1
چه گرفتاری شدیم با ترجمه‌ها.
وکیل یک متهم به تجاوز، در دفاع از موکلش برمیگرده میگه «باید در نظر بگیرید که این خانوم یه شورت تنگ توری پوشیده بوده». که یعنی دختره هم بی‌تقصیر نبوده. همون استدلالی که در کشورهای اسلامی مرسومه.‌ بعد ملت اعتراض کردن و نخست‌وزیر هم مجبور شده واکنش نشون بده و در انتهای ویدئو قسمت مهم حرفش آورده شده. زیرنویس بی‌بی‌سی نوشته «من هرگونه دفاع از مجرم در این رابطه را محکوم می‌کنم»، که به نظر میاد منظورش اینه که متهم حق داشتن وکیل و دفاع نداره. در حالی که میگه
any defence along those lines is absolutely reprehensible
هر نوع دفاعی که از «سرزنش قربانی» استفاده می‌کنه محکوم‌ است.



https://t.me/bbcpersian/32204
2
یکی از بهترین توعیت‌هاست این
«اگه اخبار روز فیکن، فکر کن تاریخ چیه».

با یه سرچ مختصر درباره سقوط هواپیمای حامل جهان‌آرا و فکوری و بقیه، یه عالمه لینک درمیاد از سایت‌های مختلف که همگی دارند تعریف می‌کنند که برق هواپیما قطع شد بعد موتور از کار افتاد.. در حالی که بر اثر شلیک موشک پدافند سقوط کرده بوده. آدم از خودش میپرسه اونایی که داشتند قصه نقص فنی رو تعریف می‌کردند، چجوری انقدر ریلکس دروغ می‌گفتند؟ اونهم افرادی که به معنی واقعی کلمه مومن و معتقد بودند. اگه زور ایدئولوژی یا مصلحت‌گرایی میتونه انقدر قوی باشه که دروغگویی رو انقدر برای آدم‌هایی که سعی دارند درستکار باشند راحت کنه، آدم‌هایی که هیچ علاقه‌ای به درست‌کاری ندارند دیگه تکلیف‌شون مشخصه.
جالبه یکی از معیارهای سنجش اعتبار یک روایت و حدیث، اینه که ببینند آیا جمع راویان زمان به همون شکل روایتش کردند یا نه‌. چون دوتا پیشفرض دارند: ۱- نمیشه کسی که از اصحاب نزدیک امام معصومه از خودش حرف دربیاره، و ۲- نمیشه همه با هم اجماع کنند که یک دروغ واحد رو منتشر کنند.
ما در طول چهل سال گذشته فهمیدیم هر دو این فرضیات باطلند.
5
یه تیم تحقیقاتی یک مقاله در مجله نیچر منتشر کردند که ادعا می‌کرد دمای آب اقیانوس‌ها ۶۰ درصد بیشتر ازون چیزی که سازمان ملل حساب کرده گرم شده‌ن. چند روز بعد یه محقق همون محاسباتی که تو مقاله انجام شده رو خودش انجام داد و متوجه شد عددی که بدست آوردن به طرز عجیبی غلطه. بعد یه مطلب نوشت تو وبلاگ یکی از دانشمندان اقلیم‌شناس، که سر و صدا به پا کرد. تا اینکه نویسندگان اون مقاله مجبور شدند عذرخواهی کنند.
تو نیچر مقاله چاپ کردن کار هر کسی نیست، چون هر چرندی رو نمی‌پذیرند، اما در مورد موضوع گرمایش جهانی گویا چنان سهل‌گیرند که حتی سوتی‌های فاحش در محاسبات ریاضی رو نادیده می‌گیرند.
یکی به درستی اشاره کرده بود به این واقعیت خنده دار که: خطا در محاسبات چیز عجیبی نیست و همه ممکنه مرتکبش بشن، چیزی که عجیبه اینه که چرا در حوزه اقلیم‌شناسی همه خطاها در جهت «تأیید» گرمایش شدید اتفاق میفته!


https://www.sandiegouniontribune.com/news/environment/sd-me-climate-study-error-20181113-story.html
Anarchonomy
Photo
طبق این منطق، ما مردم حق نداریم از تیم‌های ورزشی‌مون که میفرستیم به مسابقات جهانی و میرن گند میزنند بر می‌گردند انتقاد کنیم. چرا؟ چون من و شما، نه می‌تونیم تو رینگ بوکس کسی رو بزنیم، نه میتونیم چهل کیلومتر دوندگی کنیم نه می‌تونیم چهارده ساعت رکاب بزنیم نه می‌تونیم چهارصدمتر شنا کنیم نه می‌‌تونیم حتی پامون رو صد و هشتاد درجه باز کنیم. با این منطق حتی مدیر باشگاه یوونتوس هم نمی‌تونه به بازی ضعیف رونالدو ایراد بگیره، چون رونالدو میتونه بش بگه «تو سه تا روپایی هم نمی‌تونی بزنی».
ولی این منطق، بچه‌گانه‌ست، و رونالدو بچه نیست. میدونه که اگه چنین حرفی بزنه، اون مدیر هم خواهد گفت: «آره، نمی‌تونم بازی کنم، برای همین پول میدم یکی رو میارم که بتونه».
متوجه نیستند که ما مردم مدیر باشگاهیم، و سیاستمداران و مسئولان باید برای ما بازی کنند. اگه عرضه‌ش رو نداشتند، باید اخراجشون کرد و کسانی رو جایگزین کرد که میتونند.
بیس این دیدگاه، رسوبات چندهزار ساله سلطنته. ایرانیان زیادی همچنان سلطنت‌طلبند، و خواهند بود حالا حالاها. چه علاقه‌ای به پهلوی‌ها داشته باشند چه نداشته باشند. چون این یک عقبه ضخیم فرهنگی داره. در ذهن سلطنت‌طلب همینکه حاکم به مثابه چوپان ما رو ازین مرتع به اون مرتع میبره، خیلی لطف داره و باید شاکر باشیم، و گرنه معلوم نبود چه بلایی سرمون می‌اومد (حامیان ولایت فقیه هم دقیقا سلطنت‌طلب هستند ازین جهت، فقط جای سلطان رو با خلیفه عوض کردن). در مخیله این‌ها نمیگنجه که مقامات سیاسی، مزدوران ملت هستند. یعنی باید قرار بر این باشه که منافع ملت رو تأمین کنند و در قبالش دستمزد بگیرند. و اون دستمزد، هم متعارفه هم چارچوب داره. در واقع سلطنت‌طلب، سلطان رو آسمانی می‌بینه (حالا این آسمان یا در عرش الهیه، یا یک کاخ در پاریس)، لذا ربطی به ما زمینی‌ها نداره که تعیین کنیم سلطان به دردبخوری هست یا نیست.

یکی از مهم‌ترین وظایفی که نه فقط روشنفکر، که حتی یک آدم معمولی که یکم مطالعه‌ش بیشتر از میانگین جامعه‌ست، بر عهده داره، همین کار ساده‌ست که به مردم بگه در پونصدسال گذشته چه اتفاقاتی در جهان خارج از ایران رخ داده. همه فکر می‌کنند مطلعند که چه اتفاقاتی افتاده، ولی دقیقا مطلع نیستند.
5
آقای بیژن عبدالکریمی حق داره درباره بحران آگاهی و تفکر در ایران نگران باشه، ولی روشی که در این ویدئو کوتاه برای توصیف وضعیت به کار میبره تأسف‌باره.
ایشون میگه یک فوتبالیست ۱۷۵۰ متر پنت‌هاوس دارد، در حالی که من دو متر جا هم ندارم، پس یعنی جامعه ایرانی به من اهمیت نمی‌دهد!

یعنی اگر ما ایرانیان قرار بود به متفکران و فیلسوفان‌مون بها بدیم، الان باید همشون یکی یه دونه پنت‌هاوس می‌داشتند! واقعا خنده‌داره این طرز نگاه. کافیه یک نگاه به آلمان بندازید: آرین روبن، فوتبالیست هلندی که برای بایرن مونیخ بازی می‌کنه، نزدیک ۱۰۰ میلیون یورو ثروت داره (به پول ما میشه ۱۴۰۰ میلیارد تومن. یعنی معادل یارانه نقدی ۳۱ میلیون نفر ایرانی!)، و درآمدش ۱۲ میلیون یوروعه. در همین کشور، که تازه متفکرین و اساتید رو ماچ می‌کنه میذاره بالای سرش، حقوق یک پروفسور تمام که علاوه بر تدریس مسئولیت یک موسسه هم به دوشش هست، زیر ۱۰۰ هزار یورو در ساله. با منطق ایشون میشه نتیجه گرفت «آلمان بدون بایرن مونیخ نمی‌تونه یک کشور باشه، اما بدون پروفسورهاش میتونه». اینطوریه؟

در کشوری که طرح مهم کاداستر رو به خاطر کمبود بودجه تعطیل می‌کنند، طبیعیه که تأمین رفاه یک فیلسوف در ته صف اولویت‌ها قرار می‌گیره. اینا به بی‌عرضگی حاکمیت مرتبطه، نه به مردم. تو آلمان هم مردم گلریزون نمی‌کنن برای فیلسوف‌هاشون، دولت زندگی‌شون رو تأمین می‌کنه.

ما در بهترین برآورد سیصدسال از غرب عقبیم. خب یه نگاه به زندگی متفکران سیصدسال قبل غربی بندازید. اکثرا در فقر و فلاکت به سر می‌بردند. مثل پدران بنیانگذار آمریکا، که حتی یکیشون در اوج قربت و تنگدستی فوت کرد. اون‌ها هیچوقت نگفتند «این کشور بدون ما هم باقی خواهد بود». یا نگفتند «این جامعه به ما نیاز ندارد». افق دید اون‌ها تا چند قرن آینده مملکت‌شون رو پوشش میداد. شاید بلد نیستم خیلی رسمی بیانش کنم، منظورم اینه که متفکرین غربی، انقدر سوسول نبودند، چون متوجه بودند که برای نجات این جامعه باید پوست‌کلفت بود.

زمانی یکی از بازیگران سینما در مصاحبه‌ای که به کیفیت سناریو فیلم‌ها انتقاد شده بود گفت: در آمریکا نویسنده‌ها میرن در یک ویلا سرسبز چندهزارمتری دور از شهر و در یک آب و هوای مطبوع، چندماه وقت صرف می‌کنند و یک داستان می‌نویسند، ما این امکانات و بضاعت رو نداریم!

من جای مصاحبه‌کننده بودم جواب می‌دادم: اوکی، بای!

https://t.me/drhooshangamirahmadi/1157
1
اهالی مرفه کشورهای اسکاندیناوی، وقتی به آمریکا میان بین ۲۰ الی ۴۰ درصد بیشتر از درآمدی که تو کشور خودشون داشتن به دست میارن، علاوه بر این به خاطر نرخ پایین‌تر مالیات در آمریکا، مبلغ بیشتری ازین درآمدِ بیشتر رو می‌تونن تو جیب خودشون نگه دارند.
در واقع تمام اون چیزهایی که در نروژ و سوئد و دانمارک، ظاهرا «مجانی» هستند، داره با گرفتن فرصت ثروتمند شدن از مردمش به دست میاد. دولت رفاه، دکور انسان‌دوستانه‌ای داره، ولی هزینه‌های گزافی به جامعه تحمیل می‌کنه.
4
اینکه شوخیه، ولی این تفکر واقعا وجود داره. در نگاه این‌ها ایران در یک خلاء قرار داره و تنها چیزی که ایران امروز رو میشه باش سنجید، ایران دیروزه! و چون نسبت به ایران دیروز وضع خیلی بهتره، پس جایی برای گلایه نیست.
البته عملا، حتی خودشون هم باور ندارند به این خلاء. مثلا وقتی خودشون یا عزیزانشون بیمار میشه و متوجه میشن کشوری در اون سر دنیا دارویی یا دستگاهی ساخته که درمان رو کم‌دردتر و موثرتر می‌کنه، انتظار دارند دولت یا هرکسی که در شبکه بهداشت و درمان فعاله، سریعا اون دارو یا دستگاه رو وارد کنه! و ناگهان متوقع میشن که ایران حتی یک قدم هم از پیشرفت‌های روز دنیا عقب نباشه.

اما خلاء‌گرایی در تکنولوژی و امکانات، خیلی مهم نیست. گرفتاری ما اینه که در توسعه سیاسی دارند ازش استفاده می‌کنند. با مقایسه آزادی‌های مدنی نسبت به ایران زمان نادرشاه، وانمود می‌کنند «توسعه گام به گام» صورت گرفته. یا این جمله کلیشه‌ای حال بهم‌زن رو به کار می‌برند: «پیشرفت‌های خوبی صورت گرفته ولی با نقطه مطلوب فاصله داریم». انگار نه انگار که ۱۶۰ کشور دیگه هم وجود دارند و باید با اون‌ها مقایسه کرد.
3
یه شرکت استارت‌آپ چینی که اولین و مهم‌ترین مشتریش دولت این کشوره، ۴۰ میلیون دلار دیگه سرمایه جذب کرد. معجزه این شرکت، تکنولوژی «گام‌شناس» بود که الان در پکن و شانگهای و بقیه جاهای چین که خدا داند و دولت، داره استفاده میشه، و از فاصله پنجاه متری، و فقط از روی طرز راه رفتن افراد می‌تونه هویت‌شون رو تشخیص بده‌. و ادعا می‌کنه افراد با ادا درآوردن نمی‌تونن گولش بزنن، چون کل شکل بدن رو پردازش می‌کنه. باید برای همیشه با مفهوم حریم خصوصی خداحافظی کنیم.

من یاد دعوای گوگل با پنتاگون افتادم که این شرکت حاضر نشد دیگه با ارتش همکاری کنه تو هوش مصنوعی. می‌دونستند قراره به کجاها برسه. پهپادها و هلی‌کوپترها نمی‌تونن چهره اهداف‌شون رو ازون ارتفاع تشخیص بدن، اما از طرز راه رفتنشون می‌تونند بفهمند همونیه که دنبالشن یا نه. تصور کنید یه الگوریتم تعیین کنه باید یه موشک به ماشین‌تون اصابت کنه یا نکنه.



https://techcrunch.com/2018/11/07/china-can-apparently-now-identify-citizens-based-on-the-way-they-walk/
3
رمانی هم هست که در آن قهرمان داستان روزی عصبانی میشود، سوار قایقی میشود و در وسط دریا دچار طوفان می‌گردد، به داخل آب میفتد، نهنگی او را می‌بلعد، در داخل شکم نهنگ کدویی می‌روید و او چهل روز ازین کدو می‌خورد و زنده می‌ماند، بعد روزی این نهنگ آروغی میزند و او را بیرون می‌دهد و آب دوباره او را به شهر خود باز می‌گرداند. کسانی که این رمان را می‌خوانند چه مشکلی دارند؟

#آینه

https://t.me/twitter_farsi/70424
2
بیانیه ترامپ درباره قتل خاشقچی، تا حدی خیالمون رو راحت کرد. چون نه تنها عقب‌نشینی در برابر توطئه همه‌جانبه گلوبالیست‌ها (و مفت‌خورهایی که تا حالا با دلارهای سعودی تأمین‌ می‌شدند و یهو خونخواه «ژورنالیست» مقتول شدن) علیه شاه سلمان و پسرش توش دیده نمیشه، بلکه با ذکر خطر ایران، خبیثانه هم هست. یعنی میخواد بگه: فکر کردید به عربستان فحش خواهم داد؟ کور خوندید، حتی در بیانیه‌ای که مربوط به عربستانه به ایران فحش میدم تا بسوزید! 😅
با جمله «دنیا جای خطرناکیست» هم شروع کرد که عالی بود. بقیه متن توضیح همین یک جمله‌ست. دنیای جای خطرناکیه که مجبوری با آدم‌های خطرناک معامله کنی یا با آدم‌های خطرناک کنار بیای. بن‌سلمان خطرناکه، ولی منافع آمریکا میطلبه که باش کنار بیاییم، پس شما هم با واقعیت کنار بیایید.
و بعد اضافه کرد ممکنه ولیعهد خبر داشته ازین قتل، یا ممکنه خبر نداشته، ما هیچوقت نمی‌فهمیم!.. عده‌ای اینو تلاش مذبوحانه برای تبرئه بن‌سلمان تصور کردند، اما داره تلویحا بمون میگه سازمان سیا چیز دندون‌گیری نداشت برامون. دستگاه‌های اطلاعاتی، هیچوقت خودشون اعتراف نمی‌کنند که چیزی رو نمی‌دونند، مخصوصا درباره اتفاقات خبرساز، چون تسلط و اشراف‌شون زیر سوال میره. فقط آدمی مثل ترامپ میتونه با ادبیات خاص خودش این مفهوم رو منتقل کنه.

اونایی که با پوست‌اندازی عربستان، و متعاقبا با پوست‌اندازی خاورمیانه مخالفند، و از بدبختی تمام رسانه‌های دنیا دست‌شونه، عقب نمی‌نشینند قطعا. اما باید شکرگزار بود که فعلا یکی تو‌ کاخ‌سفید هست که به خاطر اهداف شخصی و سیاسی خودش نمیذاره ما خاورمیانه‌ای‌ها ازینی که هستیم نابودتر شیم. تا رییس‌جمهور بعدی که یحتمل یه گلوبالیست بزدل مثل اوباماست، خدا کریمه.




https://www.whitehouse.gov/briefings-statements/statement-president-donald-j-trump-standing-saudi-arabia/
3
به مناسبت روز مرد خیلی‌ها یادآوری کردند که باید فرهنگ کشور رو از کلیشه «مرد که گریه نمی‌کنه» تصفیه کرد.
هرچند که این دغدغه بجاییه و این کلیشه واقعا وجود داره و واقعا بعضی از مردان رو از لحاظ روانی از بین برده، اما همه‌یِ همه‌ی پدیده نگریستن مردان، به خاطر کلیشه‌های جنسیتی نیست. عده‌ای (که احتمالا بیشترشون زن هستند، ولی چون آماری ندارم با قطعیت نمیتونم بگم) گریه می‌کنند چون گریه براشون کارکرد داره. چون تجربه کردند قبلا که بعد از گریه، حال بهتری نسبت به قبل از گریه داشتن، و این تجربه بشون انگیزه میده تا راحت‌تر و زودتر بش پناه ببرن. به عبارتی این‌ها اشک رو فقط تولید نمی‌کنند، بلکه مصرفش می‌کنند.
اما برای عده‌ای دیگر (که احتمالا بیشترشون مرد هستند)، گریه انقدر اثر تسکینی نداره. برای اینکه این تسکین کار کنه، لازمه خود فرد هم همکاری کنه باش. اما نگاه واقعگرایانه و پراگماتیکی که داره، اجازه نمیده تسکین کار کنه. مثلا بعد از گریستن خودشو با سوال‌هایی مثل «حالا خب که چی؟ چی عوض شد؟» بمباران می‌کنه. این یأس و پوچی بعد از گریستن، تجربه‌ای میسازه که دفعه بعد نمیذاره به گریه پناه ببره. برای گروه اول، خود گریه بخشی از زیستنه. برای گروه دوم گریه اتلاف وقته! دو سیستم کاملا متفاوته، و پیچیده‌تر ازین به نظر میرسه که صرفا متأثر ازین باشه که گفته باشن «مرد که گریه نمی‌کنه». این جمله انقدر قوی و نافذ و مسلط و موثر نیست که بتونه انقدر کنتراست ایجاد کنه بین این دو گروه.

اینو برای این میگم که به نظر میرسه برخی از عزیزان هدف رو گم کردن و مثل روضه‌خوان‌ها میخوان به هر ترتیبی هست زورکی از مردان اشک بگیرند! به خدا ما گریه رو زنانه و نشانه ضعف نمی‌دونیم، کلا گریه‌مون نمیاد. یک دلیلش همین که به نظرمون کار عبثیه. حالا دلایل فیزیولوژیک هم داره یا نداره من اطلاع ندارم. (هرچند که هرکی یه بار سرترالین مصرف کرده باشه میدونه که اگه میشه با یه ماده شیمیایی مغز رو طوری تنظیم کرد که روحیه آدم عین سنگ گرانیت سرد بشه، پس فیزیولوژیک هم هست).

اشک ریختن نباید هدف باشه. بهتره رو مسائل مهم‌تر تمرکز کرد.
2
از زمان یاهو ۳۶۰ تا الان هیچ شبکه‌ای نبوده که توش ننوشته باشم، و تا همین الان هیچوقت جایی وجود نداشته که بتونم توش خودِ خود واقعیم باشم و بی‌سانسور بنویسم. یه زمانی تصور می‌کردم که اگه در یک جمع خصوصی و برگزیده بنویسم مشکل حل میشه، اما تصور غلطی بود. چون مشکل این نبود که چه آدم‌هایی می‌خونند و چه تعداد ازشون. مشکل این بود که آدم‌ها می‌خونند. شاید کافکا هم به همین نتیجه رسیده بود که از دوستش خواست نوشته‌هاش رو بسوزونه.
گوگل داکز رو نصب کردم که خبر نداشتم نسبت به آخرین‌باری که تستش کردم چقدر بهتر شده. حتی راست به چپ هم داره. ازین به بعد نوشته‌هایی که اگه کافکا بود، میسوزوند، توش می‌نویسم. مزیتش اینه که تو گوگل درایو ذخیره میشه. و گوگل هیچ محتوایی رو قبل از اینکه خوراک ربات‌هاش نکنه دور نمی‌ریزه. و این یعنی احتمالا این‌ها تا بعد از مرگم هم باقی خواهند موند. اینکه یک ماشین این‌ها رو خواهد خوند، و نه یک آدم، آرامش‌بخشه چون ماشین میتونه بین محتوا و من، تفکیک قائل شه و خودم رو نبینه. و هیجان‌انگیزه چون ممکنه محتوایی که میسازم روی ذهنی که برتر از ذهن خودم خواهد بود تأثیر بذاره.
4
تحریم‌های ترامپ داره مریضای ایران رو می‌کشه!
نویسنده: گلنار متولی، لادن ناصری. سرمایه‌های برون‌مرزی نظام.
باید یک چیز رو اعتراف کرد، جمهوری‌اسلامی در نفوذ به رسانه‌های غربی و اون هم با حداقل هزینه، واقعا موفق بوده. و این از سیستمی که در همه حوزه‌ها فشل و ناکارآمده، خیلی بعید به نظر میرسه، و واقعا عجیبه.
4
یک جنازه معمولا ۵۰-۶۰ کیلو بیشتر نیست. تنها چیز ۶۰ کیلویی که می‌تونه یک دریا با ابعاد چند صد کیلومتر در چند صدکیلومتر رو آلوده کنه، مواد رادیو اکتیوی غنی‌شده باید باشه. اگه بهایی‌ها تشعشات شدید رادیواکتیوی دارند، پس بهیچوجه نباید نزدیک‌شون شد. این سوال مطرحه که پس چرا حکومت اسلامی مثل کنه چسبیده به این‌ها؟ حضرات برای حفظ سلامت خودشون هم که شده باید تا می‌تونند ازین جماعت فاصله بگیرند و نه به خودشون کاری داشته باشند نه به کسب و کارشون. ما تا حالا بهایی ندیدیم که خودشو منفجر کنه، ولی به قول قدیمی‌ها «کار، یه دفعه میشه»، اومدیم و یه بهایی در تهران ازین رفتار عصبانی شد و خودشو منفجر کرد، اونوقت مسئولیت ۱۴ میلیون نفر که آلوده به تشعشات میشن به عهده کی خواهد بود؟ حتی نمیشه تخمین زد چند میلیون نفر یک شبه از سرطان ریه بمیرند. اصلا فرض کن نمیرند، اگه ۱۴ میلیون بچه‌شیعه عقیم بشن کی جوابگوعه؟ 😁

از شوخی که بگذریم، به سبک انگلیسی‌زبان‌ها باید به این شیوخ گفت
Keep up the good work
یعنی همین فرمون پیش برید. دقیقا با همین فرمون سر اسلام سنتی و حوزوی رو برای همیشه بیخ تا بیخ ببرید. ما تجددگرایان هیچوقت نه انقدر قدرت و نه انقدر نفوذ داشتیم و داریم که خودمون این کار رو بکنیم. گلوشو ببرید که دارید خوب می‌برید.



https://t.me/AlaviShahed/908
2
این مصاحبه رو اگه حوصله داشتید بخونید. اسعد ابوخلیل تا حد زیادی حرف‌های منو درباره هیاهوی غربی‌ها درباره خاشقچی تأیید می‌کنه. مخصوصا در این نکته که هیچ‌کس اهمیتی به حقوق بشر و این‌ها نمیده، کل داستان سر اینه که سازمان سیا نمیخواد پادشاهی از همین حالتی که همیشه داشته خارج شه، پس از شاهزاده خیره‌سری که ممکنه از حالت همیشگیش خارجش کنه عصبانی‌اند. (خوبی این که یه استاد دانشگاه تو کالیفرنیا که یه عرب چپ و فمنیست و ضداسراییله حرفات رو تأیید کنه اینه که دیگه نمی‌تونن بگن موضعم درباره خاشقچی به خاطر راستگرا بودنه).
وسطاش یه نکته جالب هم گفت که من نمی‌دونستم. میگه قدرت مستقر در آمریکا، همیشه ترجیح میدن شاهزاده‌ای به قدرت برسه که تو آمریکا درس‌ خونده باشه (بن‌سلمان نخونده)، اما هیچ‌کدوم این شاهزاده‌های سعودی که میگن تو آمریکا درس خوندن، به فارغ‌التحصیلی نمیرسن. چون درس نمیخونن اصلا. در واقع مدرک واقعی ندارن، بلکه دانشگاه بابت پول‌های هنگفتی که اینا بشون اهدا میکنن، مدرک بشون میدن! یحتمل روحانی هم دقیقا همینجوری دکتر شده.
بنیانگذاران دانشگاه‌های غربی اگه بفهمند در زمانه ما چه فضاحتی در فضای آکادمیک در جریانه تو قبر به خود می‌پیچند.

https://therealnews.com/stories/why-did-cia-turn-against-saudi-crown-prince-mbs-its-more-than-khashoggi
2
تو نظرسنجی‌هایی که از حامیان دو‌ حزب دموکرات و جمهوری‌خواه انجام دادن تناقضات بامزه‌ای دیده شده.
مثلا در این مورد، بیشتر دموکرات‌هایی که معتقد بودند «زنان حق دارند هر کاری که دوست داشتند با بدنشان بکنند» که معمولا مصداقش آزادی سقط جنینه، معتقدند فروش اعضای بدن، و روسپیگری باید غیرقانونی باشه!
من حدس میزنم علتش دیگری‌سازی‌هاییه که وجود داره. مسئله سقط برای همه زنان ممکنه پیش بیاد، که به همون میزان مردان رو هم میتونه درگیر کنه. بنابراین درباره مسئله‌ای که مسئله خودشونه، مخالف دخالت دولتند. اما روسپی‌ها، و کلیه‌فروش‌ها، اقلیت‌هایی خارج از دایره خودی‌ها هستند، بنابراین براشون راحته که به دولت اجازه بدن تو کارشون دخالت کنه. یعنی دخالت دولت رو میخوان، اما فقط برای اقلیتی که «دیگری» است.
2