«تو تنها کسی هستی که میتونه دو تا کانال اداره کنه که تو یکیش آدم رو افسرده کنه و همزمان اون یکی آدم رو بخندونه، و من دومی رو ترجیح میدم».
برای اینکه هنوز بالغ نیستید. امثال شما هستند که اون بیرون میخوان با رقصیدن داعش رو به زانو دربیارن. شما در یک زندان هستید که قبل ازینکه اینجا رو بخونید دارک بود، من دارکش نکردم. بنابراین در موقعیتی نیستید که خندیدن رو ترجیح بدید. کدوم احمقی بتون گفت ارج نهادن بر زندگی یعنی زندگی علیرغم تاریکی؟ میکروب هم علیرغم تاریکی میتونه زنده بمونه. وظیفه انسانی شما اینه که خودتون و سپس دیگران رو از زندان بیرون بکشید. و اگه نتونستید و نشد، حداقل کاری که باید انجام بدید ناراحت بودنه. کی این جفنگ رو بتون گفت که «با شادی به جنگ اهریمن میرویم»؟ قصه بافته براتون. این آدم ناراحته که تغییر ایجاد میکنه. خوشحالها در طول تاریخ ما هیچ گهی نخوردند. رقص سماع درست در دورهای در ایران رواج پیدا کرد که همه مسئولیتهای خودشون در برابر مملکت رو رها کردند، چون همهچیز رو در بنبست میدیدند.
ناراحت بودن علامت رشدیافتگی انسانه. و گرنه گاو هم بلده فکر خودش رو محدود به ۳۲ مترمربع بکنه.
برای اینکه هنوز بالغ نیستید. امثال شما هستند که اون بیرون میخوان با رقصیدن داعش رو به زانو دربیارن. شما در یک زندان هستید که قبل ازینکه اینجا رو بخونید دارک بود، من دارکش نکردم. بنابراین در موقعیتی نیستید که خندیدن رو ترجیح بدید. کدوم احمقی بتون گفت ارج نهادن بر زندگی یعنی زندگی علیرغم تاریکی؟ میکروب هم علیرغم تاریکی میتونه زنده بمونه. وظیفه انسانی شما اینه که خودتون و سپس دیگران رو از زندان بیرون بکشید. و اگه نتونستید و نشد، حداقل کاری که باید انجام بدید ناراحت بودنه. کی این جفنگ رو بتون گفت که «با شادی به جنگ اهریمن میرویم»؟ قصه بافته براتون. این آدم ناراحته که تغییر ایجاد میکنه. خوشحالها در طول تاریخ ما هیچ گهی نخوردند. رقص سماع درست در دورهای در ایران رواج پیدا کرد که همه مسئولیتهای خودشون در برابر مملکت رو رها کردند، چون همهچیز رو در بنبست میدیدند.
ناراحت بودن علامت رشدیافتگی انسانه. و گرنه گاو هم بلده فکر خودش رو محدود به ۳۲ مترمربع بکنه.
درست بیست و پنج سال پیش به ما حکم شرعی میگفت، و به این دلیل که رعایت نکردیم قطع ارتباط کرد. الان پسرش رو فرستاده ترکیه که اونجور که خودش میگفت «همه لختن».
اصلا جالب نیست مجبور باشی انتخاب کنی که تو سلول انفرادیت سوسک باشه یا موش. هر کدوم مشکلات خودش رو ایجاد میکنه. اما اگه پرتم میکردند به بیست و پنج سال پیش و میگفتن انتخاب کن، میگفتم اینارو بردارید به جاش چندتا وهابی خالص بدید. اونم مشکلات خودش رو داشت، مثلا نمیشد باش معامله کرد، ولی با آدم پوچ میشه. اما این مزیت رو داشت که میتونستی بگی زندگیم رو کسانی خراب کردند که خیلی سفت و جدی بودند.
اصلا جالب نیست مجبور باشی انتخاب کنی که تو سلول انفرادیت سوسک باشه یا موش. هر کدوم مشکلات خودش رو ایجاد میکنه. اما اگه پرتم میکردند به بیست و پنج سال پیش و میگفتن انتخاب کن، میگفتم اینارو بردارید به جاش چندتا وهابی خالص بدید. اونم مشکلات خودش رو داشت، مثلا نمیشد باش معامله کرد، ولی با آدم پوچ میشه. اما این مزیت رو داشت که میتونستی بگی زندگیم رو کسانی خراب کردند که خیلی سفت و جدی بودند.
وانت تسلا رو شیب خاکی مشکل داره. رو شیب برفی هم مشکل داره. وقتی یه چرخ گیر نداره، به موقع متوقفش نمیکنه تا نیرو رو فقط به چرخی که گیر داره بفرسته. سوبارو ده سال پیش این رو نرمافزاری انجام داد، تا لازم نباشه دیفرانسیل پیچیدهتری بسازه، و حالا کراساورهای شهریش هم بهتر از جیپ عمل میکنند.
وقتی از گپ ورق بدنه مدل ۳ ایراد میگرفتند، عمله های سایبری ماسک میگفتند «خب تسلا یه شرکت نرمافزاریه در اصل. خودروسازی کار دومشه». اما الان میبینیم که کارش رو در نرمافزار هم درست انجام نمیده.
جذب بهترین مهندسها معجزه نمیکنه، چون پرفرمنس شرکت در نهایت با کیفیت مدیرانش تعیین میشه. اگه اتوپایلوت بعد چندسال هنوز اوورکارکشنهای خطرناک داره، که از کروز کنترلهای هفت هشت سال پیش هم دیده نمیشه، سوتی مهندسه، اما مقصرش مدیره. اگه آب از روی شیشه وارد کانال کولر میشه و فیلترش رو نمدار میکنه و قارچ رشد میکنه و بوی سگ مرده میاد تو ماشین، سوتی مهندسه، اما مقصرش مدیره.
وقتی از گپ ورق بدنه مدل ۳ ایراد میگرفتند، عمله های سایبری ماسک میگفتند «خب تسلا یه شرکت نرمافزاریه در اصل. خودروسازی کار دومشه». اما الان میبینیم که کارش رو در نرمافزار هم درست انجام نمیده.
جذب بهترین مهندسها معجزه نمیکنه، چون پرفرمنس شرکت در نهایت با کیفیت مدیرانش تعیین میشه. اگه اتوپایلوت بعد چندسال هنوز اوورکارکشنهای خطرناک داره، که از کروز کنترلهای هفت هشت سال پیش هم دیده نمیشه، سوتی مهندسه، اما مقصرش مدیره. اگه آب از روی شیشه وارد کانال کولر میشه و فیلترش رو نمدار میکنه و قارچ رشد میکنه و بوی سگ مرده میاد تو ماشین، سوتی مهندسه، اما مقصرش مدیره.
Anarchonomy
وانت تسلا رو شیب خاکی مشکل داره. رو شیب برفی هم مشکل داره. وقتی یه چرخ گیر نداره، به موقع متوقفش نمیکنه تا نیرو رو فقط به چرخی که گیر داره بفرسته. سوبارو ده سال پیش این رو نرمافزاری انجام داد، تا لازم نباشه دیفرانسیل پیچیدهتری بسازه، و حالا کراساورهای…
فشن دولتستیزی سالهای اخیر، پناهگاهی زیر چادر مکتب اتریشی اقتصاد برای خودش پیدا کرد. به اتریشیها ایرادات زیادی وارده، اما این پناهجویان حتی همون مواضع ایراددار رو هم درست نفهمیدند. فقط در یک مورد، اتریشیها دولت رو مهمترین عامل دستکاریکننده بازار میدونستند. اما پناهجویان «تنها» عامل دستکاری کننده رو دولت میدونند. و این اختلاف ظاهرا جزیی، تفاوت بزرگی ایجاد میکنه.
ترکیب سرمایهداری و صنعت به شدت تکنولوژیک، این امکان رو برای بچه پولدار فراهم کرده که بازیهای کنجکاوانه انجام بده. از فرستادن موشکی به قطر یک ساختمان به هوا، تا ساخت وانتی که تو ویدئو گیمهای هشتبیتی دیده میشد. که تا وقتی هزینهش رو از جیب خودش میده، مشکل ما نیست. اما در دوره فشن دولتستیزی، یکم محاسبات تغییر پیدا میکنه. البته که بچهپولدار همیشه سعی میکنه بخشی از هزینه بازیهاش رو بندازه رو دوش جامعه، اما الان با پدیدهای فراتر ازون مواجهیم. الان با شارلاتانبازیهایی مواجهیم که هدفش فقط پول نیست، بلکه شارلاتانبازی با هدفهای ایدئولوژیکه. یادتونه شارلاتانهای شتکوین فروش رو که میگفتند «منقرض کردن دلار انقدر مهمه که اگه همه زندگیمون رو هم از دست بدیم میارزه»؟ بعضیهاشون واقعا همهچیزشون رو از دست دادند. آره اون معاملهگر خرد پایین دنبال سود روزانه بود، ولی اون بالایی به چیزی بیشتر از سود فکر میکرد.
بچهپولدار دولتستیز، از مکتب اتریشی این رو فهمید که دولت کل بازی رو خراب کرده، مردم هم که میلی به آنارشیسم ندارند، پس تنها حریف این دولت بزرگ، افراد حقیقی پولداریه که بازی رو یه جور دیگه خراب کنند! که به خلاصه «شما دولتیها دستکاری میکنید؟ اوکی، منم میکنم، ببینیم کی میتونه اراده خودش رو بیشتر تحمیل کنه». و روش دستکاری بچهپولدار با روش دستکاری دولت فرق داشت. دولت با رگولاتوری و قانونگذاری دستکاری میکرد. اما بچه پولدار با «فروش هیاهو»، «سواری با تخفیفهای مالیاتی»، «منحرف کردن بازار سهام»، و «تسلط رسانهای» سعی میکنه به زعم خودش دستکاری رو انجام بده. که در پاییندست همه این جریانات، عدهای از مردم عادی ضرر میکنند (از موارد سادهای مثل مواجه شدن صاحب ماشین تسلا با افت بیست درصدی قیمت ماشینش در عرض یک هفته، تا کشته شدن سرباز اوکراینی به دلیل توقف ارسال تسلیحات که ثروتمندترین مرد دنیا ترویجش کرد). ولی این جزء خسارات عمدی نیست، چون هدف شارلاتان، ضرر زدن به مردم نبوده. هدفش ستیز با اون یکی قدرت دستکاریکننده بوده، که اون وسطها ترکشش به مردم عادی هم خورده.
اینطور نیست که فقط غزه حماس داشته باشه، که در دفاع از غزه کاری کنه که چیزی از غزه باقی نمونه. حماس مسیحیت هم داریم که در دفاع از مسیحیت کاری میکنه چیزی از مسیحیت باقی نمونه، و حماس بازار آزاد هم داریم که در دفاع از بازار آزاد کاری میکنه چیزی از بازار آزاد باقی نمونه.
ترکیب سرمایهداری و صنعت به شدت تکنولوژیک، این امکان رو برای بچه پولدار فراهم کرده که بازیهای کنجکاوانه انجام بده. از فرستادن موشکی به قطر یک ساختمان به هوا، تا ساخت وانتی که تو ویدئو گیمهای هشتبیتی دیده میشد. که تا وقتی هزینهش رو از جیب خودش میده، مشکل ما نیست. اما در دوره فشن دولتستیزی، یکم محاسبات تغییر پیدا میکنه. البته که بچهپولدار همیشه سعی میکنه بخشی از هزینه بازیهاش رو بندازه رو دوش جامعه، اما الان با پدیدهای فراتر ازون مواجهیم. الان با شارلاتانبازیهایی مواجهیم که هدفش فقط پول نیست، بلکه شارلاتانبازی با هدفهای ایدئولوژیکه. یادتونه شارلاتانهای شتکوین فروش رو که میگفتند «منقرض کردن دلار انقدر مهمه که اگه همه زندگیمون رو هم از دست بدیم میارزه»؟ بعضیهاشون واقعا همهچیزشون رو از دست دادند. آره اون معاملهگر خرد پایین دنبال سود روزانه بود، ولی اون بالایی به چیزی بیشتر از سود فکر میکرد.
بچهپولدار دولتستیز، از مکتب اتریشی این رو فهمید که دولت کل بازی رو خراب کرده، مردم هم که میلی به آنارشیسم ندارند، پس تنها حریف این دولت بزرگ، افراد حقیقی پولداریه که بازی رو یه جور دیگه خراب کنند! که به خلاصه «شما دولتیها دستکاری میکنید؟ اوکی، منم میکنم، ببینیم کی میتونه اراده خودش رو بیشتر تحمیل کنه». و روش دستکاری بچهپولدار با روش دستکاری دولت فرق داشت. دولت با رگولاتوری و قانونگذاری دستکاری میکرد. اما بچه پولدار با «فروش هیاهو»، «سواری با تخفیفهای مالیاتی»، «منحرف کردن بازار سهام»، و «تسلط رسانهای» سعی میکنه به زعم خودش دستکاری رو انجام بده. که در پاییندست همه این جریانات، عدهای از مردم عادی ضرر میکنند (از موارد سادهای مثل مواجه شدن صاحب ماشین تسلا با افت بیست درصدی قیمت ماشینش در عرض یک هفته، تا کشته شدن سرباز اوکراینی به دلیل توقف ارسال تسلیحات که ثروتمندترین مرد دنیا ترویجش کرد). ولی این جزء خسارات عمدی نیست، چون هدف شارلاتان، ضرر زدن به مردم نبوده. هدفش ستیز با اون یکی قدرت دستکاریکننده بوده، که اون وسطها ترکشش به مردم عادی هم خورده.
اینطور نیست که فقط غزه حماس داشته باشه، که در دفاع از غزه کاری کنه که چیزی از غزه باقی نمونه. حماس مسیحیت هم داریم که در دفاع از مسیحیت کاری میکنه چیزی از مسیحیت باقی نمونه، و حماس بازار آزاد هم داریم که در دفاع از بازار آزاد کاری میکنه چیزی از بازار آزاد باقی نمونه.
ایالت کالیفرنیا به شهر سندیگو گفت باید خیلی بیشتر از قبل مسکن تولید کنی. شهرداری سندیگو اومد یه طرح جدید داد برای اعطای مجوز ساخت، که تا هشت برابر مساحت زمین میتونید زیربنا دربیارید، و پارکینگ هم حساب نیست. چون فقط مساحت تعیین کرده بود و به تعداد واحد کاری نداشت، بسازبفروشها استقبال کردند چون میتونستند هرتعداد واحد که خواستن دربیارن، حتی شده ۲۷ متری. شرط شهرداری این بود که معادل ۴۰ درصد زمین، آپارتمان برای اقشار ضعیفتر بسازید. که یعنی نرخ اجارهشون یه سقف مصوب خورده که ثابته. اما... و اما... تعدادی ازین واحدها رو اختصاص دادهاند به طبقه متوسط، که هر ماه نزدیک ۷ هزار دلار درآمد دارند!
یعنی در ثروتمندترین منطقه مسکونی دنیا، به کسی که ماهی ۳۵۰ میلیون تومن درآمد داره میگن تو باید بتونی آپارتمانی اجاره کنی که هرروز اجارهش بالا نمیره! ولی تو ایران، به تویی که ماهی ۲۰ تومن درآمد داری میگن «الان قیمتا همینه دیگه، برو یکم دورتر شاید تونستی چیزی پیدا کنی».
اگه فامیلی در آمریکا دارید که درباره «اینجا هم خیلی گرونیه» زر زد، این رو لوله کرده و وارد مقعدش کنید.
یعنی در ثروتمندترین منطقه مسکونی دنیا، به کسی که ماهی ۳۵۰ میلیون تومن درآمد داره میگن تو باید بتونی آپارتمانی اجاره کنی که هرروز اجارهش بالا نمیره! ولی تو ایران، به تویی که ماهی ۲۰ تومن درآمد داری میگن «الان قیمتا همینه دیگه، برو یکم دورتر شاید تونستی چیزی پیدا کنی».
اگه فامیلی در آمریکا دارید که درباره «اینجا هم خیلی گرونیه» زر زد، این رو لوله کرده و وارد مقعدش کنید.
چرا یه جوری مینویسید که انگار خلاف همدیگه هستند؟ خیلی عجیبه که بت بگن روزی حداقل ده هزار قدم پیادهروی کن، و با پیادهروی نمیشه برای مواجه شدن با یک بوکسور آماده شد؟
تا جایی که مربوط به حیاته، وظیفهت اینه که غم رو برای خودت ممنوع کنی. و تا جایی که مربوط به ایستادن در برابر شرارته، وظیفهت اینه ناراحت باشی. باید انقدر سرزنده باشی که بتونی تا ابد ناراحت باشی.
تا جایی که مربوط به حیاته، وظیفهت اینه که غم رو برای خودت ممنوع کنی. و تا جایی که مربوط به ایستادن در برابر شرارته، وظیفهت اینه ناراحت باشی. باید انقدر سرزنده باشی که بتونی تا ابد ناراحت باشی.
Anarchonomy
چرا یه جوری مینویسید که انگار خلاف همدیگه هستند؟ خیلی عجیبه که بت بگن روزی حداقل ده هزار قدم پیادهروی کن، و با پیادهروی نمیشه برای مواجه شدن با یک بوکسور آماده شد؟ تا جایی که مربوط به حیاته، وظیفهت اینه که غم رو برای خودت ممنوع کنی. و تا جایی که مربوط…
دیروز یه ویدئو اومد که سرباز روس در حالی که به خاطر جراحت یا خستگی روی زمین افتاده بود، داشت با قاشق برف از رو زمین برمیداشت و میذاشت دهنش. اون روزی که اعزامش کردند و یه سری وسایل از جمله قاشق هم بش دادن، فکر نمیکرد که به زودی ازون قاشق برای خوردن برف استفاده کنه، و اگه فکر میکرد باور نمیکرد تا اونجا دوام بیاره.
از قبل حکم ندید که میتونید ادامه بدید یا نه. بذارید بدنتون تصمیم بگیره. در نهایت همه کارها به عهده اونه.
از قبل حکم ندید که میتونید ادامه بدید یا نه. بذارید بدنتون تصمیم بگیره. در نهایت همه کارها به عهده اونه.
باباش ازینها بود که تو مسجد اگه آخوند نمیاومد، بش میگفتن حاج آقا نماز رو شما بخونید. بش اصرار میکرد که بره حقوق بخونه، تا بعدا با آشناهایی که داخل حکومت داشت یه جای محکم براش جور کنه. اما با مقادیری جنگ اعصاب مقاومت کرد و رفت سراغ موسیقی الکترونیک و به تدریج از خونه پدری هم زد بیرون. که برای چنان پدری یعنی مطرب شدن! وقتی ازش میپرسیدن پسرت چیکارها میکنه وضعش چطوره، میگفت هیچی، بیکاره فعلا.
دقیقا همینها که بلد نیستند به بچهشون افتخار کنند، هزار و یک اظهار نظر تخصصی درباره «تربیت» تو کیسهشون دارند. منظورم گرفتار بودن به تضاد نیست. یه مربی فیتنس هم ممکنه گاهی به توصیههای غذایی که به بقیه کرده عمل نکنه. چون اینها فکر میکنند به بچه افتخار نکردن، و حتی ازش شرم داشتن، بخشی از تربیت درسته. و تنها دلیلش اینه که آدمهای بدی هستند، که انتخاب کردن بد باشند. وقتی به پسرش میگفتم بابات آدم بدیه، فکر میکرد در راه دلسوزی براش به ورطه بیانصافی افتادم و همچنان اصرار داشت «عقاید اینا هم اینجوریه». نمیتونست بپذیره که اینها «عقاید» ندارند. عقاید، درست یا غلط، مال آدمهای نرماله، که البته خطاکارند. آدم بد عقیده نداره. نمیتونست بپذیره چون نمیتونه قبول کنه که توسط تعداد زیادی از آدمهای بد محاصره شده، و اونوقت دیگه نمیدونه باید در اون محاصره چطور روابط اجتماعی خودش رو حفظ کنه. که چالش سختیه. برای اینکه مجبور نباشه درگیر اون چالش باشه، به خودش این دروغ رو میگه که «همه بد نیستند که.. تازه مگه خودم بیایرادم؟».
انسان در طراحی دروغهایی که به خودش میگه فوقالعادهست.
دقیقا همینها که بلد نیستند به بچهشون افتخار کنند، هزار و یک اظهار نظر تخصصی درباره «تربیت» تو کیسهشون دارند. منظورم گرفتار بودن به تضاد نیست. یه مربی فیتنس هم ممکنه گاهی به توصیههای غذایی که به بقیه کرده عمل نکنه. چون اینها فکر میکنند به بچه افتخار نکردن، و حتی ازش شرم داشتن، بخشی از تربیت درسته. و تنها دلیلش اینه که آدمهای بدی هستند، که انتخاب کردن بد باشند. وقتی به پسرش میگفتم بابات آدم بدیه، فکر میکرد در راه دلسوزی براش به ورطه بیانصافی افتادم و همچنان اصرار داشت «عقاید اینا هم اینجوریه». نمیتونست بپذیره که اینها «عقاید» ندارند. عقاید، درست یا غلط، مال آدمهای نرماله، که البته خطاکارند. آدم بد عقیده نداره. نمیتونست بپذیره چون نمیتونه قبول کنه که توسط تعداد زیادی از آدمهای بد محاصره شده، و اونوقت دیگه نمیدونه باید در اون محاصره چطور روابط اجتماعی خودش رو حفظ کنه. که چالش سختیه. برای اینکه مجبور نباشه درگیر اون چالش باشه، به خودش این دروغ رو میگه که «همه بد نیستند که.. تازه مگه خودم بیایرادم؟».
انسان در طراحی دروغهایی که به خودش میگه فوقالعادهست.
قیمت بنزین در بعضی از مناطق آمریکا به زیر ۲ دلار به گالن رسیده، که یعنی لیتری ۵۲ سنت.
اونایی که تو اینستاگرام و تیکتاک تو پمپ بنزین فیلم میگرفتن و از تورم ناله میکردند، اومدن بگن عه بچهها قیمت برگشت سرجاش؟ البته که نه.
چون فیلمبرداری تو پمپبنزین یه سیکل بود، که باید بش ملحق میشدند. الان هم نوبت سیکل فیلم تنها در خانهست، که قیمت خریدهایی که کوین از فروشگاه کرد رو با قیمت همون اقلام در امروز مقایسه میکنه.
«از بحر تا نهر» هم یکی دیگهشه.
اونایی که تو اینستاگرام و تیکتاک تو پمپ بنزین فیلم میگرفتن و از تورم ناله میکردند، اومدن بگن عه بچهها قیمت برگشت سرجاش؟ البته که نه.
چون فیلمبرداری تو پمپبنزین یه سیکل بود، که باید بش ملحق میشدند. الان هم نوبت سیکل فیلم تنها در خانهست، که قیمت خریدهایی که کوین از فروشگاه کرد رو با قیمت همون اقلام در امروز مقایسه میکنه.
«از بحر تا نهر» هم یکی دیگهشه.
اگه دانشگاه نرفته باشی خیلی راحتتر میتونی در برابر اسمهایی که بزرگ معرفی میشن، پاسخ «اون دیگه چه خریه؟» رو بدی. چون سیستم آموزشی یک میل ذاتی برای تولید فالوعر داره، و هرچه کمتر در معرض این سیستم بوده باشی، کمتر تحت تأثیر فرهنگ فالوعری قرار میگیری. البته مختص خود دانشگاه نیست و حوزه هم همینطوره. معادل «فلان درس رو با کی برداشتی؟ با فلانی بردار، خیلی قویه» تو حوزه هم هست: «تفسیر رو حتما برو پیش فلانی، خیلی قویه». به عنوان کسی که بیرون بوده و کمتر در معرض این فضای سمی قرار داشته بری بشینی تو کلاس، احتمال بالایی وجود داره که تو دلت بگی «چی میگه این اسگل؟». که بعد این سوال برات مطرح میشه که منظور اینها از کلمه «قوی» چی بوده؟
همین آدمها وقتی میان بیرون، تربیت فالوعری رو هم با خودشون میارن. با این تفاوت که بعد از فارغالتحصیلی، روی اسمهای جدیدتر و متنوعتری قفل میکنند. این سیستم وادارشون نمیکرد فکر کنند، فقط به عنوان مورچههای سرباز، محتویاتی رو از یک اسم منتقل میکردند به یک اسم دیگه. وقتی میان بیرون هم همین رو ادامه میدن. جمله «فلانی جواب جالبی به بهمانی داد» یا «واکنش فلانی به بهمانی رو خوندی؟» رو زیاد دیدید. همه اینها اثرات اون تربیته. چون به صورت عمومی دنبال حمل و نقل نظرات یک اسم به یک اسم دیگه هستند، و گاهی ازینکه مثل مورچه سرباز که میتونه دانهای چند برابر وزن خودش رو جابجا کنه، تونستن نقل و انتقال نظراتی گندهتر از ذهن خودشون رو انجام بدن، احساس مفید بودن میکنند.
قربانیان سیستم آموزشی، محتوا رو به مثابه ربات جاروبرقی به خونه میبرن. مشتری عادی نه کاری به اینکه این ربات چجوری کار میکنه داره، نه علاقه داره سر دربیاره. تنها چیزی که میخواد اینه که از جعبه در بیاره، بذاره یه گوشه، کلیدش رو بزنه، و شروع کنه به راه رفتن و جارو کردن. از محتوا هم میخوان که از جعبه دربیاد، خودش یکی از کارهایی که نمیخوان انجام بدن رو انجام بده، و برگرده سرجاش. لپتاپشون پر از لینکه. دیوارشون پر از نقل قوله. کتابهاشون پر از علامتگذاری زیر جملههاست. چون یه سری اسم، که «قوی»اند، کارهای لازم برای شخم زدن ایدهها رو انجام دادن، و آمادهست. و هرچه تیراژ تولید و حجم توزیع بالاتر میره، مقدار بینیازی ازینکه خودشون تعمق کنند هم بیشتر میشه. تا جایی که اگه ازشون بخوای به اندازه حتی یک میلیمتر از سطح مسئله لایه برداری کن هم، ناتوانند.
برای اونی که قربانی این سیستم بوده، همهچی تموم نشده، و اگه اراده کنه میتونه تا حد زیادی مغز خودش رو سمزدایی کنه. به شرطی که فهمیده باشه تمام مدت فالوعر بوده، نه محصل.
همین آدمها وقتی میان بیرون، تربیت فالوعری رو هم با خودشون میارن. با این تفاوت که بعد از فارغالتحصیلی، روی اسمهای جدیدتر و متنوعتری قفل میکنند. این سیستم وادارشون نمیکرد فکر کنند، فقط به عنوان مورچههای سرباز، محتویاتی رو از یک اسم منتقل میکردند به یک اسم دیگه. وقتی میان بیرون هم همین رو ادامه میدن. جمله «فلانی جواب جالبی به بهمانی داد» یا «واکنش فلانی به بهمانی رو خوندی؟» رو زیاد دیدید. همه اینها اثرات اون تربیته. چون به صورت عمومی دنبال حمل و نقل نظرات یک اسم به یک اسم دیگه هستند، و گاهی ازینکه مثل مورچه سرباز که میتونه دانهای چند برابر وزن خودش رو جابجا کنه، تونستن نقل و انتقال نظراتی گندهتر از ذهن خودشون رو انجام بدن، احساس مفید بودن میکنند.
قربانیان سیستم آموزشی، محتوا رو به مثابه ربات جاروبرقی به خونه میبرن. مشتری عادی نه کاری به اینکه این ربات چجوری کار میکنه داره، نه علاقه داره سر دربیاره. تنها چیزی که میخواد اینه که از جعبه در بیاره، بذاره یه گوشه، کلیدش رو بزنه، و شروع کنه به راه رفتن و جارو کردن. از محتوا هم میخوان که از جعبه دربیاد، خودش یکی از کارهایی که نمیخوان انجام بدن رو انجام بده، و برگرده سرجاش. لپتاپشون پر از لینکه. دیوارشون پر از نقل قوله. کتابهاشون پر از علامتگذاری زیر جملههاست. چون یه سری اسم، که «قوی»اند، کارهای لازم برای شخم زدن ایدهها رو انجام دادن، و آمادهست. و هرچه تیراژ تولید و حجم توزیع بالاتر میره، مقدار بینیازی ازینکه خودشون تعمق کنند هم بیشتر میشه. تا جایی که اگه ازشون بخوای به اندازه حتی یک میلیمتر از سطح مسئله لایه برداری کن هم، ناتوانند.
برای اونی که قربانی این سیستم بوده، همهچی تموم نشده، و اگه اراده کنه میتونه تا حد زیادی مغز خودش رو سمزدایی کنه. به شرطی که فهمیده باشه تمام مدت فالوعر بوده، نه محصل.
یک بخش از شهوت کنترل، کنترل جهالته. دقیقا همونطور که جاهلان دنبال کنترل بیشترند تا جهالتشون رو به دیگران تزریق کنند، دانایان هم وسواس دارند که جهالت به کسی تزریق نشه. سماجت سوسیالیست برای به چنگ آوردن سیستم آموزشی هم به همین دلیل بود. میخواستند جامعه رو از جهل استریل کنند.
در حالی که در کتاب مقدس، کاملا برعکسه. نه تنها ترویج کنترل نمیکنه، بلکه خلافش رو از پیامبر مدنظر انتظار داره. به پیامبر مورد نظر میگه برو بگو. وقتی رفت گفت و نپذیرفتند و عصبانی شد، نمیگه تا همینجا بسه. میگه «ولشون کن». این بیطرفی نسبت به کنترل نیست، این کاملا برعکسشه. ول کردن در اینجا یک فعل پسیو نیست، یک فعل اکتیوه. چون با رها کردن وظیفه فرق داره. ول کن، یعنی همچنان حرفت رو بزن، و مثل یونس خسته نشو، اما بیخود خودت رو سکاندار نبین.
الان در دورهای هستیم که جهالت داره مثل باران به سر کشورمون میریزه. یه بخشی ازش توسط آخوند شیعه، با پشتوانه پول نفت، و بخشی دیگه توسط بقیه نیروهای ارتجاعی و گذشتهگرا. و این باعث شده این جمله «این مملکت هیچوقت درست نمیشه» به یک باور عمومی تبدیل بشه. چون آرمان و نقطه دیفالت شکوفایی که در ذهن دارند، یک ایران استریل شدهست.
در همیشه تاریخ، اصل مشکلی که با جاهل وجود داشته، مشکل حقوقی بوده. و برای داشتن سیستمی که مشکل حقوقی رو برطرف کنه، نیاز نیست که دیگه هیچ جاهلی وجود نداشته باشه. کافیه اقلیتی به قدرت برسند که اون سیستم رو پایهریزی کنند. کمی درباره سطح فرهنگ مردم آمریکا در همون سالهایی که پدران بنیانگذارشون داشتند سیستم رو برای قرنهای آینده تنظیم میکردند، تحقیق کنید میبینید که اصلا وضع جالبی نبوده. اون مردم حتی قدر اون نخبهها رو نمیدونستند و همیلتون در شرایطی از فلاکت فوت کرد که دوستش مجبور شد از دیگران برای هزینههای دفنش پول بگیره.
هرجا کسی خواست سکاندار باشه، یا فکر کرد که است، باید به عنوان فرعون معرفیش کرد.
در حالی که در کتاب مقدس، کاملا برعکسه. نه تنها ترویج کنترل نمیکنه، بلکه خلافش رو از پیامبر مدنظر انتظار داره. به پیامبر مورد نظر میگه برو بگو. وقتی رفت گفت و نپذیرفتند و عصبانی شد، نمیگه تا همینجا بسه. میگه «ولشون کن». این بیطرفی نسبت به کنترل نیست، این کاملا برعکسشه. ول کردن در اینجا یک فعل پسیو نیست، یک فعل اکتیوه. چون با رها کردن وظیفه فرق داره. ول کن، یعنی همچنان حرفت رو بزن، و مثل یونس خسته نشو، اما بیخود خودت رو سکاندار نبین.
الان در دورهای هستیم که جهالت داره مثل باران به سر کشورمون میریزه. یه بخشی ازش توسط آخوند شیعه، با پشتوانه پول نفت، و بخشی دیگه توسط بقیه نیروهای ارتجاعی و گذشتهگرا. و این باعث شده این جمله «این مملکت هیچوقت درست نمیشه» به یک باور عمومی تبدیل بشه. چون آرمان و نقطه دیفالت شکوفایی که در ذهن دارند، یک ایران استریل شدهست.
در همیشه تاریخ، اصل مشکلی که با جاهل وجود داشته، مشکل حقوقی بوده. و برای داشتن سیستمی که مشکل حقوقی رو برطرف کنه، نیاز نیست که دیگه هیچ جاهلی وجود نداشته باشه. کافیه اقلیتی به قدرت برسند که اون سیستم رو پایهریزی کنند. کمی درباره سطح فرهنگ مردم آمریکا در همون سالهایی که پدران بنیانگذارشون داشتند سیستم رو برای قرنهای آینده تنظیم میکردند، تحقیق کنید میبینید که اصلا وضع جالبی نبوده. اون مردم حتی قدر اون نخبهها رو نمیدونستند و همیلتون در شرایطی از فلاکت فوت کرد که دوستش مجبور شد از دیگران برای هزینههای دفنش پول بگیره.
هرجا کسی خواست سکاندار باشه، یا فکر کرد که است، باید به عنوان فرعون معرفیش کرد.
متا روی کاربردی کردن هوش مصنوعی جدیه، و حالا میخواد تو اینستاگرام، ساخت ریپلای رو هم بش بسپاره، تا کامنتی مشابه چیزی که ممکنه خودت بنویسی رو پیشنهاد بده، تا انتخاب کنی، به جای اینکه تایپ کنی. گوگل هم دنبال مجهز کردن کیبورد خودش به این قابلیته تا در همهجا، از جمله چتها، قابل استفاده باشه.
شاید در ابتدا، که به نظر رسید همه جملات مکالمات مصنوعی هستند، واکنشهای احساسی راه بیفته، مثلا پز بدن به اینکه جملاتشون رو خودشون تایپ کردهاند (مخصوصا رمانتیکها رو)، اما در دراز مدت این تکنولوژی اومده که بمونه، و باید با واقعیت کنار اومد. این واقعیت که بیشتر حرفامون تکراری و کپیشدنی هستند.
شاید در ابتدا، که به نظر رسید همه جملات مکالمات مصنوعی هستند، واکنشهای احساسی راه بیفته، مثلا پز بدن به اینکه جملاتشون رو خودشون تایپ کردهاند (مخصوصا رمانتیکها رو)، اما در دراز مدت این تکنولوژی اومده که بمونه، و باید با واقعیت کنار اومد. این واقعیت که بیشتر حرفامون تکراری و کپیشدنی هستند.
اگه کارتل تشکیل بدیم همهچی میاد تو مشتمون، مگه نه؟
نوپ!
عربستان هرچقدر تلاش میکنه تولید رو بیاره پایین، باز قیمت به اونجایی که میخواد نمیرسه (و اگه این عدد رو با تورم ده ساله دلار نگاه کنید، ۵۶ دلار دیده میشه. سال ۲۰۱۴ نفت حدود ۱۰۰ دلار بود).
عربها میخواستن با نفت یه گوشمالی مختصر به بایدن بدن، اما همزمان چین ۱۰ درصد از تقاضای خودش رو کم کرد، که یه عدد عجیب در این بازاره.
ترکیب این دو تناسب خوبی داره با اون میم اینترنتی، که مهمان بیدندون برنامه تلویزیونی یه جوری میخنده که انگار داره جیغ میکشه.
نوپ!
عربستان هرچقدر تلاش میکنه تولید رو بیاره پایین، باز قیمت به اونجایی که میخواد نمیرسه (و اگه این عدد رو با تورم ده ساله دلار نگاه کنید، ۵۶ دلار دیده میشه. سال ۲۰۱۴ نفت حدود ۱۰۰ دلار بود).
عربها میخواستن با نفت یه گوشمالی مختصر به بایدن بدن، اما همزمان چین ۱۰ درصد از تقاضای خودش رو کم کرد، که یه عدد عجیب در این بازاره.
ترکیب این دو تناسب خوبی داره با اون میم اینترنتی، که مهمان بیدندون برنامه تلویزیونی یه جوری میخنده که انگار داره جیغ میکشه.
یعنی دستگاه امنیتی اوباش شیعه، با کلکسیونی از تروریستهای نیابتی که در منطقه داره، که خیلیهاشون حاضرند مجانی کار کنند، به اندازه دستگاه امنیتی هند توانایی نداره، که شخصیت تجزیهطلب رو در خاک کانادا ترور کرد؟ اون هم هند دموکراتیکی که جلوی غربیها معذوریتهای زیادی داره؟ ازین نمیشه نتیجه گرفت که حضرات راضیاند به اینکه تجزیهطلب ایرانی زنده باشه و جولان بده؟
این نتیجهگیری من نیست. ولی اگه نتیجهگیری کسی این باشه، میشه بش حق داد.
این نتیجهگیری من نیست. ولی اگه نتیجهگیری کسی این باشه، میشه بش حق داد.
ادامه سریال نظرسنجیها:
تو این یکی از کاربران مرد پرسیدهاند اگه مطمئن باشید هیچکس نمیفهمه، ممکنه رفتار جنسی با بچه ۱۰ تا ۱۲ ساله داشته باشید؟ نظرسنجی از آمریکا، انگلیس، و استرالیا انجام شده، و تقریبا ۱۵۰۰ نفر از هر کشور. تو آمریکا از هر بیست نفر یکی گفته حتما اینکارو میکنه!
مثل اینه که از من بپرسند اگه خونه یک همکار زن متأهل بودی، و حرکات جنسی نشون داد، میذاری میری، یا میمونی ادامهش رو ببینی؟ چون میگم «بسیار زیاد احتمال داره که میموندم». اگه یه روز واقعا پیش بیاد، میمونم؟ البته که نه. در واقع ۴ درصد و ۳ درصد انقدر ناچیزه برای چنین تخیلی، که نشون میده بقیه دروغ گفتن. پرسشکننده نمیفهمه که ما میتونیم با تخیلاتمون معامله کنیم، باشون پز بدیم، و حتی باشون مغرور بشیم، بدون اینکه معنی خاصی بده، و اون بیرون افکتی داشته باشه. مرد میتونه ازینکه بقیه فقط فکر کنند که میتونه کارهای شنیعی انجام بده، خوشش بیاد.
تو این یکی از کاربران مرد پرسیدهاند اگه مطمئن باشید هیچکس نمیفهمه، ممکنه رفتار جنسی با بچه ۱۰ تا ۱۲ ساله داشته باشید؟ نظرسنجی از آمریکا، انگلیس، و استرالیا انجام شده، و تقریبا ۱۵۰۰ نفر از هر کشور. تو آمریکا از هر بیست نفر یکی گفته حتما اینکارو میکنه!
مثل اینه که از من بپرسند اگه خونه یک همکار زن متأهل بودی، و حرکات جنسی نشون داد، میذاری میری، یا میمونی ادامهش رو ببینی؟ چون میگم «بسیار زیاد احتمال داره که میموندم». اگه یه روز واقعا پیش بیاد، میمونم؟ البته که نه. در واقع ۴ درصد و ۳ درصد انقدر ناچیزه برای چنین تخیلی، که نشون میده بقیه دروغ گفتن. پرسشکننده نمیفهمه که ما میتونیم با تخیلاتمون معامله کنیم، باشون پز بدیم، و حتی باشون مغرور بشیم، بدون اینکه معنی خاصی بده، و اون بیرون افکتی داشته باشه. مرد میتونه ازینکه بقیه فقط فکر کنند که میتونه کارهای شنیعی انجام بده، خوشش بیاد.
یادتونه گفتم هروقت خبر منفی درباره روسیه میاد این دوتا دلقک سریع یه چیزی در حمایت از روسیه میزنند؟ خب برای بار پنجاهم تکرار شد. خبر منفی اندفعه این بود که برآورد دستگاه اطلاعاتی آمریکا اینه که تلفات روسیه از مرز ۳۵۰ هزارنفر گذشته، که با نسبت ۳ به ۱ که در سیستمهای چرخگوشتی رایجه، میشه تخمین زد ۱۰۰ هزارنفر کشته داده.
کیفیت تبلیغات برای اوباش، در همهجای دنیا خیلی پایینه. برخلاف تصور مردم که فکر میکنند هرچی پول و قدرت حکومتها بیشتر باشه تبلیغاتشون قویتره، رابطهش کاملا برعکسه، و میشه تبلیغاتی برای یک برند نوار بهداشتی در یک بازار محدود مثلا در شیلی، پیدا کرد که کیفیتش از مجموعه همه اینها بالاتر باشه.
کیفیت تبلیغات برای اوباش، در همهجای دنیا خیلی پایینه. برخلاف تصور مردم که فکر میکنند هرچی پول و قدرت حکومتها بیشتر باشه تبلیغاتشون قویتره، رابطهش کاملا برعکسه، و میشه تبلیغاتی برای یک برند نوار بهداشتی در یک بازار محدود مثلا در شیلی، پیدا کرد که کیفیتش از مجموعه همه اینها بالاتر باشه.
- سلام مامان، حجاب نداشتم ماشینم رو خوابوندن، تو چه خبر؟
- هیچی، بسیج مسجد بودیم جلسه گذاشته بودن، از بیرون یه چیزی انداختن داخل آتیش گرفت
این به نظر میاد یه مکالمهست که برای طنز ساخته شده، ولی کاملا واقعیه. ما در یک وضعیت جنونآمیز قرار داریم که هیچ مشابه تاریخی نداشته. اگه کسی مدعیه که قبلا چیزی ازین جنس و با این ابعاد در کل فلات ایران سابقه داشته، سند تاریخیش رو برام بفرسته. انگار یکی که با قرص الاسدی تریپ زده کل این وضعیت رو طراحی کرده، و حالا خودش هم نمیدونه چطور متوقفش کنه.
- هیچی، بسیج مسجد بودیم جلسه گذاشته بودن، از بیرون یه چیزی انداختن داخل آتیش گرفت
این به نظر میاد یه مکالمهست که برای طنز ساخته شده، ولی کاملا واقعیه. ما در یک وضعیت جنونآمیز قرار داریم که هیچ مشابه تاریخی نداشته. اگه کسی مدعیه که قبلا چیزی ازین جنس و با این ابعاد در کل فلات ایران سابقه داشته، سند تاریخیش رو برام بفرسته. انگار یکی که با قرص الاسدی تریپ زده کل این وضعیت رو طراحی کرده، و حالا خودش هم نمیدونه چطور متوقفش کنه.
تو حرم امام رضا آدمهایی رو میبینی که انگار بیست سال در انفرادی بودهاند، و حالا آزاد شدهاند. آدمهایی رو میبینی که انگار دقیقا از پشت کوه اومدن. و اینها در اونجا در اوج ذوق و هیجانند. جمعیت، رفتآمد، لامپهای قوی، هوای خنک، در و دیوار پرزرق و برق، وقت آزاد برای گشتن در محوطه بزرگ.. براشون مثل یک بهشت جلوه میکنه، چون در مقایسه با جهنمی که توش محبوس بودهاند، و بش میگن خونه، مثل بهشته. برای منی که در اون جهنم نبودهام، زیارت پر از صحنههای زشت و پر از زحمات بیمورده. اما برای اونها همهچیز قشنگ و راحته. من حتی ممکنه به زیتون سالاد رستوران هم ایراد بگیرم، اما برای اونها همینکه میشه قبل از غذا، سالاد خورد، یک ماجراجوییه!
برای خیلی از نوجوانها هم، دانشگاه حکم حرم رو داره برای پشتکوهیها. میخوان واردش بشن، و داخلش باشن، تا آدم ببینند، تا ساختمون ببینند، تا تشکیلات ببینند، تا کارهایی غیر از کارهای پیش پا افتاده خونه انجام بدن، تا دوست پیدا کنند، تا عشق و این چیزها که تو ترانهها و سریالها هی ازش صحبت میشه رو تجربه کنند. برای همینه که حرفهای من تو کتشون نمیره، و فرقی نداره چقدر درباره داعش بشون توضیح بدی، چون توی دلشون میگن «این سازمان داعشه؟ باشه، از داعش خونه که خیلی بهتره!».
آره عزیزم، نمیخواد خیلی تفکر کنی تا برام توضیح بدی که چرا جوان ایرانی وقعی به من نمینهد. من بهتر از تو میدونم. اگه میدونستی چه چیزهایی رو زودتر از تو میدونستم، ازم میترسیدی.
برای خیلی از نوجوانها هم، دانشگاه حکم حرم رو داره برای پشتکوهیها. میخوان واردش بشن، و داخلش باشن، تا آدم ببینند، تا ساختمون ببینند، تا تشکیلات ببینند، تا کارهایی غیر از کارهای پیش پا افتاده خونه انجام بدن، تا دوست پیدا کنند، تا عشق و این چیزها که تو ترانهها و سریالها هی ازش صحبت میشه رو تجربه کنند. برای همینه که حرفهای من تو کتشون نمیره، و فرقی نداره چقدر درباره داعش بشون توضیح بدی، چون توی دلشون میگن «این سازمان داعشه؟ باشه، از داعش خونه که خیلی بهتره!».
آره عزیزم، نمیخواد خیلی تفکر کنی تا برام توضیح بدی که چرا جوان ایرانی وقعی به من نمینهد. من بهتر از تو میدونم. اگه میدونستی چه چیزهایی رو زودتر از تو میدونستم، ازم میترسیدی.
کار نماینده اسراییل بامزهست، اما یک بار دیگه ثابت میکنه که چرا سازمان ملل یک دلقکخانهست. اگه نماینده کشوری که مورد حمله قرار گرفته، باید به جامعه جهانی که خواستار آتشبس هستند یادآوری کنه که جنگ دو سمت داره، نه فقط یک سمت، و شروع کننده اون سمت دیگهست، چون خودشون با گوپرو پخشش کردند، و تماس با اون سمت دیگه هم کار سختی نیست، به این معنیه که با یک مشت گاو و گوسفند طرفه. و مسلما وقتی برای کار خلافی که احیانا کشورش انجام داد توبیخ شد، طبیعیه که بگه به چپم!
پروفسور یکی از دانشگاههای آمریکا به دانشجوی یهودی خودش گفته «برو بشین فکر کن چرا قوم شما انقدر مورد تنفر تمام دنیاست». اگه من جای اون دانشجو بودم میگفتم ترجیح میدم برم به این فکر کنم که چطور میشه اکثریت مطلق جامعه انسانی رفتار گاومیشها رو از خودشون نشون بدن، چون در طول تاریخ زیاد تکرار شده.
پروفسور یکی از دانشگاههای آمریکا به دانشجوی یهودی خودش گفته «برو بشین فکر کن چرا قوم شما انقدر مورد تنفر تمام دنیاست». اگه من جای اون دانشجو بودم میگفتم ترجیح میدم برم به این فکر کنم که چطور میشه اکثریت مطلق جامعه انسانی رفتار گاومیشها رو از خودشون نشون بدن، چون در طول تاریخ زیاد تکرار شده.
Anarchonomy
کار نماینده اسراییل بامزهست، اما یک بار دیگه ثابت میکنه که چرا سازمان ملل یک دلقکخانهست. اگه نماینده کشوری که مورد حمله قرار گرفته، باید به جامعه جهانی که خواستار آتشبس هستند یادآوری کنه که جنگ دو سمت داره، نه فقط یک سمت، و شروع کننده اون سمت دیگهست،…
متأسفانه بعضی از بزرگوارانی که پژوهش دینی انجام میدن، یا دغدغه در این زمینه دارند، در نوشتهجات خودشون دینهای شرقی و هندی رو میارن میذارن کنار ادیان ابراهیمی، انگار دارند درباره یک مجموعه حرف میزنند. خیلی بده که پژوهشگر دین هم دوزاریش نیفتاده باشه. ادیان ابراهیمی با همه ادیان دیگه فرق دارند، و یکی از بزرگترین فرق هاشون باج ندادن به تودهست. این راه جدا رو از همون اول هم به صورت شفاف بیان کردند: ابراهیم رو کی انداخت در آتش؟ توده. جامعه جهانی. وجدان جمعی. مردمان نازنین.