دو ماه پیش نوشتم دل خوش کردن به نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا، کاملا عبث است، چون رویکرد کلی آمریکا در قبال کشورهای یاغی، با تسلط دموکراتها یا جمهوریخواهان به مجلس و حتی کاخسفید تغییر نمیکنه، چون هدف این رویکرد عاصی کردن ایران و تثبیت این ذهنیت برای مردم این کشوره که برای یک زندگی نرمال چارهای ندارند جز اینکه از شر جمهوریاسلامی خلاص بشن. حالا خلاص خواهند شد، یا در طی این فرآیند انقدر ایران فرسوده خواهد شد که استطاعت یاغیگری رو از دست بده.
سریعالقلم تقریبا همین حرف رو زده، و البته با چند لغت انگلیسی، مثل frustration
اما مشکلش اینه که هی ایران رو با تجربیات قرن بیستمی مقایسه میکنه. ایران نه ربطی به رومانی داره، نه ربطی به ابرقدرتهایی مثل چین و روسیه. وضعیت ایران، همانندی نداشته تا حالا، و برای همین هم بش میگن یاغی. قابل حدسه که با همین برداشت غلط، داره مشاوره میده به مقامات ایران، و لابد با این مضمون که: «راه بقای نظام، کوچک کردن سفره انقلاب است، تا دامنه فساد و چندپارگی از حد قابل کنترل، فراتر نرود». یکی از دعواهایی که اینها با رهبر فعلی دارند اینه که ایشون رو مقصر اصلی بسط بیش از حد این سفره میدونن، و یحتمل خیال میکنند یک روحانی امنیتی که قابلیت «جمعوجورسازی» نظام رو داره، میتونه حکومت رو از منجلاب فعلی بیرون بکشه.
https://t.me/sariolghalam/149
سریعالقلم تقریبا همین حرف رو زده، و البته با چند لغت انگلیسی، مثل frustration
اما مشکلش اینه که هی ایران رو با تجربیات قرن بیستمی مقایسه میکنه. ایران نه ربطی به رومانی داره، نه ربطی به ابرقدرتهایی مثل چین و روسیه. وضعیت ایران، همانندی نداشته تا حالا، و برای همین هم بش میگن یاغی. قابل حدسه که با همین برداشت غلط، داره مشاوره میده به مقامات ایران، و لابد با این مضمون که: «راه بقای نظام، کوچک کردن سفره انقلاب است، تا دامنه فساد و چندپارگی از حد قابل کنترل، فراتر نرود». یکی از دعواهایی که اینها با رهبر فعلی دارند اینه که ایشون رو مقصر اصلی بسط بیش از حد این سفره میدونن، و یحتمل خیال میکنند یک روحانی امنیتی که قابلیت «جمعوجورسازی» نظام رو داره، میتونه حکومت رو از منجلاب فعلی بیرون بکشه.
https://t.me/sariolghalam/149
Telegram
دکتر محمود سریع القلم
telegra.ph/sariolghalam-11-11
❤2
زمان جنگ سرد، خیلی عادی بود که یک روس همجنسگرا به خاطر مبلغ ناچیزی، در آمریکا برای حکومت شوروی جاسوسی کنه. کسی نمیپرسید چرا به کسانی خدمت میکنی که اگه در مسکو بودی میفرستادنت تو بیمارستانهای ارتش تا انقدر هورمون درمانی روت انجام بدن که یا گرایشت رو رها کنی یا بمیری. یه دلیلش این بود که تعداد کسانی که متوجه تناقض زندگیشون میشدن خیلی کم بودن. یعنی همون رابطهای دستگاههای اطلاعاتی.
اما الان دیگه خدمت، به جاسوسی خلاصه نمیشه، و اتفاقا در جاییه که با مخاطب میلیونی طرفه. این تیپها آدمها دیگه نمیتونن راحت باشند، چون اون تناقضه رو نمیشه هیچجوری مخفی کرد، حتی پشت سنگر «حریم خصوصی». بالاخره یه جا میزنه بیرون.
اما چرا باید دو دستی تقدیمش کرد به مخاطب؟ چرا حداقلی از زحمت رو به جان نمیخرند برای مخفی کردنش؟ چون به عمد میخوان این تناقض دیده شه.
قبلا گفته بودم که اصرار دارند عوام رو عصبانی کنند تا مردم در لوپ خشونت بیفتند. این هم یکی دیگه از مصادیقش.
اما الان دیگه خدمت، به جاسوسی خلاصه نمیشه، و اتفاقا در جاییه که با مخاطب میلیونی طرفه. این تیپها آدمها دیگه نمیتونن راحت باشند، چون اون تناقضه رو نمیشه هیچجوری مخفی کرد، حتی پشت سنگر «حریم خصوصی». بالاخره یه جا میزنه بیرون.
اما چرا باید دو دستی تقدیمش کرد به مخاطب؟ چرا حداقلی از زحمت رو به جان نمیخرند برای مخفی کردنش؟ چون به عمد میخوان این تناقض دیده شه.
قبلا گفته بودم که اصرار دارند عوام رو عصبانی کنند تا مردم در لوپ خشونت بیفتند. این هم یکی دیگه از مصادیقش.
❤6
خبرنگار فارینپالیسی میگه همه منابعم رو در اویغور از دست دادهم.
این آقا هم نوشته: «بله، میشه گفت وضعیتی که در غرب چین وجود داره یکی از بزرگترین بحرانهای حقوق بشری که امروز مسلمانان رو درگیر کرده، ولی کسی ککش نمیگزه، چون نمیشه تقصیر رو گردن آمریکاییها و یهودیها انداخت».
مجموعهای از اوهام که بش میگن «مقاومت اسلامی» فقط در برابر کشورهای کوچک و آسیبپذیر مثل اسراییل، یا کشورهایی که فرهنگ لیبرال دارند مثل آمریکا، کاربرد داره. در برابر چین، که هم قدرتمنده، هم آزادیهای فردی رو به اونجاش هم نمیگیره، مقاومت اسلامی، چیزی بیشتر از یک جوک نیست.
این آقا هم نوشته: «بله، میشه گفت وضعیتی که در غرب چین وجود داره یکی از بزرگترین بحرانهای حقوق بشری که امروز مسلمانان رو درگیر کرده، ولی کسی ککش نمیگزه، چون نمیشه تقصیر رو گردن آمریکاییها و یهودیها انداخت».
مجموعهای از اوهام که بش میگن «مقاومت اسلامی» فقط در برابر کشورهای کوچک و آسیبپذیر مثل اسراییل، یا کشورهایی که فرهنگ لیبرال دارند مثل آمریکا، کاربرد داره. در برابر چین، که هم قدرتمنده، هم آزادیهای فردی رو به اونجاش هم نمیگیره، مقاومت اسلامی، چیزی بیشتر از یک جوک نیست.
❤7
بیبیسی آفریقا یک مطلب کار کرده درباره یک سلسله حوادث خشن در نیجریه که موضوع محوریش هم فیکنیوزه. تشخیص اینکه در کشورهای آفریقایی دقیقا کی با کی دعوا داره یه تخصص ویژه میخواد و باید اندازه یه گیاهشناس که در گالاپاگوس مشغول انجام تحقیقاته حوصله به خرج داد، ولی کلیتش اینه که یه ویدئو در فیسبوک پخش شده بوده که عدهای دیگه رو عصبانی کرده و اونا هم دست به کشتار زدن، و بعد معلوم شده اون ویدئو فیک بوده. بعد بیبیسی ازین بل گرفته تا به فیسبوک فشار بیاره که باید جدیتر با فیکنیوز مقابله کنی.
اما آدرس غلطی که بیبیسی میده اینه که این اتفاقات خشونتبار برای این رخ داد که یک محتوای دیجیتال، اطلاعات غلط به مخاطب داده. انگار اگه محتویات اینترنتی فقط عین واقعیات رو نشون میدادند، دیگه شاهد این حوادث تلخ نمیبودیم! در حالی که تنها عامل اصلی این کشتار، میل عجیب جوامع قبیلهای و بی در و پیکر آفریقا به انتقامجوییه. اونم تحت دولتهای فاسدی که تعهد چندانی به برقراری حاکمیت قانون ندارند. البته ما اجازه نداریم این حرف رو در اروپا بزنیم، چون بمون خواهند گفت «نژادپرست»، چرا که داریم ادعا میکنیم آفریقاییها یه مشکل سیستماتیک دارند. در حالی که مصداق کامل و واضح نژادپرستی در رویکرد بیبیسی دیده میشه. چون این اونها هستند که دارن القاء میکنند «آفریقاییها به صورت دیفالت وحشیاند، پس با محتویات فیک تحریکشان نکنید».
حقیقت اینه که همه اینها حاشیهست و خشونت کور آفریقایی، دغدغه بیبیسی نیست. دغدغه این شبکهها اینه که مرجعیت خودشون رو در فضای مجازی از دست دادهاند. زمانی بود که بیبیسی تعیین میکرد مردم چه برداشتی از احوالات جهان داشته باشند، اما امروز اون قدرت رو داره از دست میده. پس به طور هماهنگ، پروژه مبارزه با فیکنیوز رو استارت زدند، که هدفش پاکسازی فضای مجازی از رقبای جدید بود. یکی از کلکهای قدیمی حذف رقیب هم، بدنام کردن رقیب بوسیله تعمیم دادن و آدرس غلطه. کلک بیبیسی اینه: دیدید چرا میگفتیم کاربران و پیجهای فیسبوک مثل ما قابل اعتماد نیستند؟ چون به خاطرشون حمام خون به راه افتاد! اگه به جای ما به منابع بینام و نشان اعتماد کنید، دنیا ویران خواهد شد!
یکی توی منشنها کامنت قشنگی گذاشته بود: «از کجا معلوم اینها که گفتید تو نیجریه اتفاق افتاده؟».
اما آدرس غلطی که بیبیسی میده اینه که این اتفاقات خشونتبار برای این رخ داد که یک محتوای دیجیتال، اطلاعات غلط به مخاطب داده. انگار اگه محتویات اینترنتی فقط عین واقعیات رو نشون میدادند، دیگه شاهد این حوادث تلخ نمیبودیم! در حالی که تنها عامل اصلی این کشتار، میل عجیب جوامع قبیلهای و بی در و پیکر آفریقا به انتقامجوییه. اونم تحت دولتهای فاسدی که تعهد چندانی به برقراری حاکمیت قانون ندارند. البته ما اجازه نداریم این حرف رو در اروپا بزنیم، چون بمون خواهند گفت «نژادپرست»، چرا که داریم ادعا میکنیم آفریقاییها یه مشکل سیستماتیک دارند. در حالی که مصداق کامل و واضح نژادپرستی در رویکرد بیبیسی دیده میشه. چون این اونها هستند که دارن القاء میکنند «آفریقاییها به صورت دیفالت وحشیاند، پس با محتویات فیک تحریکشان نکنید».
حقیقت اینه که همه اینها حاشیهست و خشونت کور آفریقایی، دغدغه بیبیسی نیست. دغدغه این شبکهها اینه که مرجعیت خودشون رو در فضای مجازی از دست دادهاند. زمانی بود که بیبیسی تعیین میکرد مردم چه برداشتی از احوالات جهان داشته باشند، اما امروز اون قدرت رو داره از دست میده. پس به طور هماهنگ، پروژه مبارزه با فیکنیوز رو استارت زدند، که هدفش پاکسازی فضای مجازی از رقبای جدید بود. یکی از کلکهای قدیمی حذف رقیب هم، بدنام کردن رقیب بوسیله تعمیم دادن و آدرس غلطه. کلک بیبیسی اینه: دیدید چرا میگفتیم کاربران و پیجهای فیسبوک مثل ما قابل اعتماد نیستند؟ چون به خاطرشون حمام خون به راه افتاد! اگه به جای ما به منابع بینام و نشان اعتماد کنید، دنیا ویران خواهد شد!
یکی توی منشنها کامنت قشنگی گذاشته بود: «از کجا معلوم اینها که گفتید تو نیجریه اتفاق افتاده؟».
❤3
بعد از اینکه چین سیستم کارت شناسایی ملی خودش رو اجرایی کرد، که عملا حریمی برای شهروندان باقی نگذاشت، چون علاوه بر مشخصات هویتی، اینکه کجا زندگی میکنند، کجا کار میکنند، با چه کسانی رابطه نسبی و سببی دارند، کجاها ثبت نام کردند، حتی کجاها قدم میزنند و چه تفریحاتی دارند، و از همه مهمتر آیا در انتخابات شرکت کردند یا نکردند و اگه کردند به چه کسانی رأی دادند، از چه وبسایتهایی بازدید کردند و در چه شبکههای اجتماعی فعالند و چه محتویاتی مصرف میکنند و سپس استخراج یک نوع نمرهی شهروندی که تعیین میکنه عنصر نامطلوب هستند یا نیستند، حالا پول ملی این کشور رو هم میخواد تا ده سال آینده به طور کلی از حالت کاغذی خارج کنه و یک یوآن مجازی رو جایگزین کنه که برخلاف بیتکوین و برخلاف سیستمهایی که شرکتهای خود چین مثل تنسنت و علیبابا برای پرداخت آنلاین جا انداختن، در کنترل کامل دولت باشه. به این ترتیب دیگه تبادلات زیرزمینی ممکن نخواهد بود یا به حداقل ممکن میرسه. در این مقاله میگه بیش از ۱۴ درصد اقتصاد چین، غیررسمیه، و دولت تمامیتخواه و اقتدارگرای این کشور حاضر نیست این مسئله رو تحمل کنه. در این سیستم هیچ کس هیچ چیزی نخواهد فروخت یا نخواهد خرید یا نخواهد معامله کرد، مگر اینکه دولت میفهمه طرفین معامله چه کسانی هستند، چه چیزی را دارند معامله میکنند و به چه مبلغی. (در جزییات میشه اینطور مثال زد که مثلا میتونند بفهمند شما هر هفته یک شیشه شربت آلومینیوم میخرید از داروخانه، پس معدتون ترش میکنه. یا از تعداد کاندومهایی که خریداری میکنید میفهمند رابطه جنسیتون در چه حدیه. همه اینا در پروندهتون ثبت میشه و با الگوریتمهای یادگیری ماشینی از تمام خصوصیات شخصیتی شما یک پروفایل میسازند که میشه باش مثلا تخمین زد فردا ساعت ۵ بعد ازظهر کجا خواهید بود و چه کاری انجام خواهید داد).
مجموع این اقدامات بعلاوه جاسوسی سیستماتیک حکومت از شهروندان چینی، در ده سال آینده جامعهای رو بوجود میاره که توش کافیه یک قدم بر خلاف میل حاکمان برداری تا از حقوق مسلمت محروم بشی. یک سیستم کاملا ماشینی که شهروندان، رباتهایی فرمانبردار هستند.
در جلوی چشمان ما داره یک تضاد عجیب شکل میگیره. از طرفی پیشرفت تکنولوژی و هوش مصنوعی باعث شده مهندسان و دانشمندان که بیشتر از ما در جریان تحولات هستند هرروز هشدار بدن که پررنگ شدن نقش رباتهایی که پیچیده و فهیم هستند، با عواقبی علیه انسانها همراهه. از طرفی یک و نیم میلیارد شهروند چینی داریم که از رباتهای فعلی خیلی باهوشترند، اما تحت سلطه یک مدیریت متمرکز قرار دارند و هیچ حرکتی خارج از برنامه نمیتونند انجام بدن. اگه یک و نیم میلیارد موجود پیچیده و غیرقابل پیشبینی مثل انسان رو میشه چنین به زنجیر کشید، چرا نشه میلیونها ربات هوشمند رو تحت کنترل داشت بدون اینکه علیه خودمون قیام کنند؟ و اگه قراره کنترل رباتهای آینده دشوارتر از کنترل یک و نیم میلیارد چینی باشه، تأیید تلویحی این نکته نیست که رباتها به زودی انسانتر از شهروند چینی میشن؟
https://asia.nikkei.com/Opinion/China-s-plan-to-end-the-anonymity-of-cash
مجموع این اقدامات بعلاوه جاسوسی سیستماتیک حکومت از شهروندان چینی، در ده سال آینده جامعهای رو بوجود میاره که توش کافیه یک قدم بر خلاف میل حاکمان برداری تا از حقوق مسلمت محروم بشی. یک سیستم کاملا ماشینی که شهروندان، رباتهایی فرمانبردار هستند.
در جلوی چشمان ما داره یک تضاد عجیب شکل میگیره. از طرفی پیشرفت تکنولوژی و هوش مصنوعی باعث شده مهندسان و دانشمندان که بیشتر از ما در جریان تحولات هستند هرروز هشدار بدن که پررنگ شدن نقش رباتهایی که پیچیده و فهیم هستند، با عواقبی علیه انسانها همراهه. از طرفی یک و نیم میلیارد شهروند چینی داریم که از رباتهای فعلی خیلی باهوشترند، اما تحت سلطه یک مدیریت متمرکز قرار دارند و هیچ حرکتی خارج از برنامه نمیتونند انجام بدن. اگه یک و نیم میلیارد موجود پیچیده و غیرقابل پیشبینی مثل انسان رو میشه چنین به زنجیر کشید، چرا نشه میلیونها ربات هوشمند رو تحت کنترل داشت بدون اینکه علیه خودمون قیام کنند؟ و اگه قراره کنترل رباتهای آینده دشوارتر از کنترل یک و نیم میلیارد چینی باشه، تأیید تلویحی این نکته نیست که رباتها به زودی انسانتر از شهروند چینی میشن؟
https://asia.nikkei.com/Opinion/China-s-plan-to-end-the-anonymity-of-cash
Nikkei Asia
China's plan to end the anonymity of cash
'E-yuan' will enable deeper monitoring of payments and transactions
❤3
مشکی دلاره و آبی یورو.
در نمودار، ردیف اول، کل پرداختهای پولی در دنیاست. ۳۹ درصدش با دلاره. ردیف دومی، کل وامها در دنیاست، بالای ۵۰ درصدش به دلاره (ببینید قرمز چه لاغر شده. کسی به یوآن وام نمیده و نمیگیره). و سومی، پسانداز خارجی دولتهاست، بالای ۶۰ درصد یعنی دو سومشون به دلاره!
حتی اونی که مثلا انرژی رو میفروشه و یورو تحویل میگیره، یه مقدار زیادیش رو دوباره تبدیل میکنه به دلار، و پسانداز میکنه. هروقت تو کانالهای تلگرامی دیدید درباره سقوط حکمرانی دلار، منبر رفتند، این عکس رو براشون ارسال کنید.
در نمودار، ردیف اول، کل پرداختهای پولی در دنیاست. ۳۹ درصدش با دلاره. ردیف دومی، کل وامها در دنیاست، بالای ۵۰ درصدش به دلاره (ببینید قرمز چه لاغر شده. کسی به یوآن وام نمیده و نمیگیره). و سومی، پسانداز خارجی دولتهاست، بالای ۶۰ درصد یعنی دو سومشون به دلاره!
حتی اونی که مثلا انرژی رو میفروشه و یورو تحویل میگیره، یه مقدار زیادیش رو دوباره تبدیل میکنه به دلار، و پسانداز میکنه. هروقت تو کانالهای تلگرامی دیدید درباره سقوط حکمرانی دلار، منبر رفتند، این عکس رو براشون ارسال کنید.
Anarchonomy
بعد از اینکه چین سیستم کارت شناسایی ملی خودش رو اجرایی کرد، که عملا حریمی برای شهروندان باقی نگذاشت، چون علاوه بر مشخصات هویتی، اینکه کجا زندگی میکنند، کجا کار میکنند، با چه کسانی رابطه نسبی و سببی دارند، کجاها ثبت نام کردند، حتی کجاها قدم میزنند و چه تفریحاتی…
برام نوشتند دوستان که این قابلیتهای تکنولوژیک جدید به نفع بشر هم هست. خب بله، مثلا میتونه انقدر مفید باشه که عملا تقلب در انتخابات ناممکن بشه، یا جنایاتی مثل زیر گرفتن رهگذران و فرار کردن از صحنه، کلا مفهوم خودش رو از دست بده.
اما اینها برای زمانیه که شهروندان قدرتمندتر از دولتشون هستند. شهروندان قدرتمند میتونند از طریق مجلس، قوانینی وضع کنند که دقیقا تعیین کنه باید چطور ازین قابلیتها استفاده کرد. در واقع شهروندان قدرتمند دست و پای دولت رو میبندند، و شهروندان ضعیف، توسط دولتها دست و پاشون بسته میشه. جاهایی مثل چین و ایران، شهروند در ضعیفترین جایگاه ممکن قرار داره، تا جایی که در برابر وزیر، هیچ ابزاری جز شعر و غزل نداره!
اما با ابعاد سیاسی این قضیه کار نداشتم. سوال من بیشتر یک سوال فلسفی بود. اگه یک و نیم میلیارد انسان رو که انقدر باهوش و مستعدند که وقتی وارد دانشگاههای غربی میشن، بهترین نمرات رو کسب میکنند، انقدر جامع و فراگیر میشه کنترل کرد، چرا نگران کنترل رباتها و هوشمصنوعی هستند؟
عصیان، اساسیترین شاخص انسانیته. اصلا تمام بنیاد مذهب بر روی همین عصیانگری قرار گرفته.. گفتند فلان میوه را نخور، و ما خوردیم، و شد آنچه شد. هر توسعه انسانی هم که در طول تاریخ اتفاق افتاده، با یک عصیان استارت خورده. حالا یک جامعه انسانی داریم، که یا نمیخواد یا نمیتونه عصیان کنه. ازونطرف یک جامعه ماشینی داریم که نگران عصیان قریبالوقوعش هستند. خب این به این معنی نیست که اون رباتها، به مقام انسانی رسیدن و از شهروندان چینی تکاملیافتهترند؟ همین.
اما اینها برای زمانیه که شهروندان قدرتمندتر از دولتشون هستند. شهروندان قدرتمند میتونند از طریق مجلس، قوانینی وضع کنند که دقیقا تعیین کنه باید چطور ازین قابلیتها استفاده کرد. در واقع شهروندان قدرتمند دست و پای دولت رو میبندند، و شهروندان ضعیف، توسط دولتها دست و پاشون بسته میشه. جاهایی مثل چین و ایران، شهروند در ضعیفترین جایگاه ممکن قرار داره، تا جایی که در برابر وزیر، هیچ ابزاری جز شعر و غزل نداره!
اما با ابعاد سیاسی این قضیه کار نداشتم. سوال من بیشتر یک سوال فلسفی بود. اگه یک و نیم میلیارد انسان رو که انقدر باهوش و مستعدند که وقتی وارد دانشگاههای غربی میشن، بهترین نمرات رو کسب میکنند، انقدر جامع و فراگیر میشه کنترل کرد، چرا نگران کنترل رباتها و هوشمصنوعی هستند؟
عصیان، اساسیترین شاخص انسانیته. اصلا تمام بنیاد مذهب بر روی همین عصیانگری قرار گرفته.. گفتند فلان میوه را نخور، و ما خوردیم، و شد آنچه شد. هر توسعه انسانی هم که در طول تاریخ اتفاق افتاده، با یک عصیان استارت خورده. حالا یک جامعه انسانی داریم، که یا نمیخواد یا نمیتونه عصیان کنه. ازونطرف یک جامعه ماشینی داریم که نگران عصیان قریبالوقوعش هستند. خب این به این معنی نیست که اون رباتها، به مقام انسانی رسیدن و از شهروندان چینی تکاملیافتهترند؟ همین.
گزارشی از عملکرد کشورهای جی۲۰ در مورد تعهداتشون به توافقنامه پاریس منتشر شده که نشون میده نه تنها این کشورها با سطحی که قولش رو داده بودن فاصله زیادی دارن بلکه اون قضیه که سازمان ملل میگفت تا ۲۰۳۰ باید تولید آلایندگی نصف بشه و فلان، کنسله!
یکی ازین نمودارها نشون میده این کشورها چند میلیارد دلار سوبسید دادن به سوختهای فسیلی، و نمودار بعدی سرمایهگذاریهایی که روی نیروگاههای سوخت فسیلی انجام شده رو نشون میده. جالبه حتی ژاپن هنوز داره نیروگاه ذغالسنگی میسازه!
وقتی آمریکا اعلام کرد که میخواد ازین توافق خارج بشه، مقامات سیاسی این کشورها طوری هیاهو راه انداختند انگار خودشون کمر همت بستن به «سبز» شدن، و فقط آمریکا مانعه که دنیا خنک بشه! این نمودارها و گزارشات نشون میده همش یه نمایش بوده و رسما عوامالناس رو مشنگ خودشون کردن.
یکی ازین نمودارها نشون میده این کشورها چند میلیارد دلار سوبسید دادن به سوختهای فسیلی، و نمودار بعدی سرمایهگذاریهایی که روی نیروگاههای سوخت فسیلی انجام شده رو نشون میده. جالبه حتی ژاپن هنوز داره نیروگاه ذغالسنگی میسازه!
وقتی آمریکا اعلام کرد که میخواد ازین توافق خارج بشه، مقامات سیاسی این کشورها طوری هیاهو راه انداختند انگار خودشون کمر همت بستن به «سبز» شدن، و فقط آمریکا مانعه که دنیا خنک بشه! این نمودارها و گزارشات نشون میده همش یه نمایش بوده و رسما عوامالناس رو مشنگ خودشون کردن.
❤2
یکی از کلیشههای هالیوود در فیلمهای جاسوسی اینه که مامور سیا، که اصطلاحا از asset
یا داراییهای سازمان حساب میشه، بعد از سالها ترور و خرابکاری که منجر به ثبت خاطرات وجدانسوزی در ذهنش هم میشه، یکبار دست از پا خطا میکنه و بلافاصله خود سازمان یک نفر که همکسوت خودشه میفرسته تا حذفش کنند، و وقتی میبینه قراره حذف بشه تازه یادش میفته که از اول خدمت به این سیستم کار درستی نبود! و همواره این سوال رو برای مخاطب به جا میذاره که: چرا همون موقع که مشغول حذف دیگران بود به ذهنش نرسید که داره مسیر اشتباهی رو میره؟
این کلیشه اونقدر که در واقعیت در نظام ما جریان داره در خود سیا وجود خارجی نداره. در طول چهل سال گذشته تعداد قابل تأملی ازین افراد وجود داشتند و دارند که به سیستم خدمت کردند و توسط همین سیستم بلعیده شدند. که از فاصله کم بین بابک زنجانی تا وحید مظلومین میشه فهمید در دهه گذشته ترافیک این پدیده بیشتر شده. کسی که بازوی اجرایی پروژههای خیابانی بانک مرکزی در چهارراه استانبوله، خوب میدونه که خدمتی که داره به حکومت میکنه، ذاتا خیانتی در حق مردمه. چی باعث شد فکر کنه این هیولا خودش رو نخواهد بلعید؟
حتی در همون فیلمهای هالیوودی، مأموری که در لیست حذف قرار گرفته، با اینکه چشماندازی نیهیلیستی در برابرش قرار میگیره، سعی میکنه مثل زنبور نیش بزنه بعد بمیره، و این نیش رو با افشای فساد و خیانت سازمان به رسانههای جمعی، بزنه. این فرهنگ رو دارن ترویج میدن که اگه حتی به مردم خیانت کردی، با یک خدمت فداکارانه جبرانش کن. دقیقا کاری که اسنودن کرد. و این تازه در مورد سیستمیه که در یک چارچوب دموکراتیک مجبوره به مردم پاسخگو باشه. خدمتگزاران نظام ما حتی همینقدر هم تعلق خاطر به ملت ندارند. وقتی در لیست حذف قرار میگیرند، مثل یک قمارباز حرفهای، با باخت سنگینی که به نظرشون از بدشانسی بوده برخورد میکنند. یعنی ما نمیتونیم امید داشته باشیم که بلعیدهشدگان حتی یک قدم به نفع ما بردارند. و این خودش ماهیت این سیستم رو بمون معرفی میکنه. سیستمی که انقدر تاریکه که حتی به ذهن تاریکبین نویسندگان هالیوودی هم نمیرسه.
با اعدام، به هر بهانهای، و در هر زمان و مکانی، مخالف باید بود. اما برای حذف asset های همیشه پشت به مردمِ نظام، لازم نیست متأسف شد.
یا داراییهای سازمان حساب میشه، بعد از سالها ترور و خرابکاری که منجر به ثبت خاطرات وجدانسوزی در ذهنش هم میشه، یکبار دست از پا خطا میکنه و بلافاصله خود سازمان یک نفر که همکسوت خودشه میفرسته تا حذفش کنند، و وقتی میبینه قراره حذف بشه تازه یادش میفته که از اول خدمت به این سیستم کار درستی نبود! و همواره این سوال رو برای مخاطب به جا میذاره که: چرا همون موقع که مشغول حذف دیگران بود به ذهنش نرسید که داره مسیر اشتباهی رو میره؟
این کلیشه اونقدر که در واقعیت در نظام ما جریان داره در خود سیا وجود خارجی نداره. در طول چهل سال گذشته تعداد قابل تأملی ازین افراد وجود داشتند و دارند که به سیستم خدمت کردند و توسط همین سیستم بلعیده شدند. که از فاصله کم بین بابک زنجانی تا وحید مظلومین میشه فهمید در دهه گذشته ترافیک این پدیده بیشتر شده. کسی که بازوی اجرایی پروژههای خیابانی بانک مرکزی در چهارراه استانبوله، خوب میدونه که خدمتی که داره به حکومت میکنه، ذاتا خیانتی در حق مردمه. چی باعث شد فکر کنه این هیولا خودش رو نخواهد بلعید؟
حتی در همون فیلمهای هالیوودی، مأموری که در لیست حذف قرار گرفته، با اینکه چشماندازی نیهیلیستی در برابرش قرار میگیره، سعی میکنه مثل زنبور نیش بزنه بعد بمیره، و این نیش رو با افشای فساد و خیانت سازمان به رسانههای جمعی، بزنه. این فرهنگ رو دارن ترویج میدن که اگه حتی به مردم خیانت کردی، با یک خدمت فداکارانه جبرانش کن. دقیقا کاری که اسنودن کرد. و این تازه در مورد سیستمیه که در یک چارچوب دموکراتیک مجبوره به مردم پاسخگو باشه. خدمتگزاران نظام ما حتی همینقدر هم تعلق خاطر به ملت ندارند. وقتی در لیست حذف قرار میگیرند، مثل یک قمارباز حرفهای، با باخت سنگینی که به نظرشون از بدشانسی بوده برخورد میکنند. یعنی ما نمیتونیم امید داشته باشیم که بلعیدهشدگان حتی یک قدم به نفع ما بردارند. و این خودش ماهیت این سیستم رو بمون معرفی میکنه. سیستمی که انقدر تاریکه که حتی به ذهن تاریکبین نویسندگان هالیوودی هم نمیرسه.
با اعدام، به هر بهانهای، و در هر زمان و مکانی، مخالف باید بود. اما برای حذف asset های همیشه پشت به مردمِ نظام، لازم نیست متأسف شد.
❤7
معضل کارگری کارخانه هفت تپه، به ضیافت مردهخوری جبهههای سیاسی تبدیل شده، که البته دور از انتظار هم نبود. از جبهههای داخل حکومتی گرفته تا تجزیهطلب و برانداز و سلطنتطلب و .. اما از همه مهمتر، بهرهبرداری جبهههای داخل حکومتیه. مخصوصا بعد از جنبش «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» که خیلی مضطربشون کرد.
اصولگراها، از ناکارآمدی و بیعرضگی در مدیریت این بحرانها منتفعند، چون بشون این شانس رو میده که موضوعیت خودشون رو به عنوان «یک آلترناتیو که بعدا خواهند توانست اوضاع رو جمع کنند به شرطی که مردم بهشان اقبال نشان دهند دوباره» حفظ کنند. اصلاحطلبان هم از فقدان آزادی برای حتی یک تجمع مسالمتآمیز صنفی و غیرسیاسی منتفعند، چون بشون این شانس رو میده که موضوعیت خودشون رو به عنوان «یک آلترناتیو که بعدا خواهند توانست فضا را بازتر و شرایط تجمعات و اعتراضات قانونی را فراهم کنند به شرطی که مردم بهشان اقبال نشان دهنده دوباره» حفظ کنند. یعنی هر دو امیدوارند با ادامه این معضلات، انگیزه برای شرکت در انتخابات و انتخاب دوباره همین عتیقهها شکل بگیره، و «تمومه ماجرا» فعلیت رسمی پیدا نکنه. بنابراین خیلی هم عجله ندارند که این معضلات به سرانجام برسه.
سخنگوی این کارگران یک بار گفته بود «نژادپرستها خودشان را به ما نچسبانند». توقع معقولیه. اما نژادپرستهای ایرانی، در سیاست و زندگی روزمره ایران نقشی ندارند. ایشون باید میگفت «وابستگان حکومتی خودشان را به ما نچسبانند».
اصولگراها، از ناکارآمدی و بیعرضگی در مدیریت این بحرانها منتفعند، چون بشون این شانس رو میده که موضوعیت خودشون رو به عنوان «یک آلترناتیو که بعدا خواهند توانست اوضاع رو جمع کنند به شرطی که مردم بهشان اقبال نشان دهند دوباره» حفظ کنند. اصلاحطلبان هم از فقدان آزادی برای حتی یک تجمع مسالمتآمیز صنفی و غیرسیاسی منتفعند، چون بشون این شانس رو میده که موضوعیت خودشون رو به عنوان «یک آلترناتیو که بعدا خواهند توانست فضا را بازتر و شرایط تجمعات و اعتراضات قانونی را فراهم کنند به شرطی که مردم بهشان اقبال نشان دهنده دوباره» حفظ کنند. یعنی هر دو امیدوارند با ادامه این معضلات، انگیزه برای شرکت در انتخابات و انتخاب دوباره همین عتیقهها شکل بگیره، و «تمومه ماجرا» فعلیت رسمی پیدا نکنه. بنابراین خیلی هم عجله ندارند که این معضلات به سرانجام برسه.
سخنگوی این کارگران یک بار گفته بود «نژادپرستها خودشان را به ما نچسبانند». توقع معقولیه. اما نژادپرستهای ایرانی، در سیاست و زندگی روزمره ایران نقشی ندارند. ایشون باید میگفت «وابستگان حکومتی خودشان را به ما نچسبانند».
❤2
آژانس بینالمللی انرژی یه گزارش داده درباره چشمانداز مصرف نفت در جهان. بلومبرگ از همه موضوعاتش، عدل قسمت خودروی برقی رو برداشته واسه تیتر، که تقریبا گمراهکنندهست، بعد این عزیزان مطلب رو ترجمه کردند و درست هم ترجمه نکردند طبق معمول. یعنی ترکیبش نور علی نور شده. خواننده ممکنه فکر کنه خودروی برقی چه تحول شگرفی در مصرف نفت ایجاد خواهد کرد، در حالی که پیشبینی خود گزارش نشون میده نه تنها مقدار تأثیرش ناچیزه، بلکه بهتره روی همین موتورهای غیربرقی تمرکز کرد!
من اصل جمله انگلیسی رو کپی پیست میکنم، شاید دوستان مترجم و باسوادتر نشون بدن که اشتباه از منه:
Improvements in fuel efficiency in the conventional car fleet avoid three-times more in potential demand than the 3 million barrels per day (mb/d) displaced by 300 million electric cars on the road in 2040.
«با بهبود بازدهی در خودروهای متداول (موتور درونسوز) ۳ برابر بیشتر از ۳ میلیون بشکه در روزی که ۳۰۰ میلیون خودروی برقی در سال ۲۰۴۰ میتونن از مصرف نفت کم کنند، میتونه کم بشه».
یعنی اگه در سال ۲۰۴۰، سیصد میلیون! خودروی برقی در جادهها تردد کنند، ۳ میلیون بشکه نفت در روز صرفهجویی میشه. ولی ارتقاء بازدهی خودروهای معمولی میتونه ۹ میلیون بشکه صرفه جویی کنه! اشتباه فهمیدم؟
حالا همه این پیشبینی بر روی این فرض قرار گرفته که تا ۲۲ سال دیگه، ۳۰۰ میلیون خودروی برقی در جادهها باشن. اگه با تعداد فعلی ماشینها در دنیا مقایسه کنیم میشه هر سه ماشین، یکی برقی! که یکم تخیلی به نظر میرسه. مگر اینکه اتفاق خاصی در تکنولوژی باتری رخ بده.
https://t.me/persianbloomberg/7539
من اصل جمله انگلیسی رو کپی پیست میکنم، شاید دوستان مترجم و باسوادتر نشون بدن که اشتباه از منه:
Improvements in fuel efficiency in the conventional car fleet avoid three-times more in potential demand than the 3 million barrels per day (mb/d) displaced by 300 million electric cars on the road in 2040.
«با بهبود بازدهی در خودروهای متداول (موتور درونسوز) ۳ برابر بیشتر از ۳ میلیون بشکه در روزی که ۳۰۰ میلیون خودروی برقی در سال ۲۰۴۰ میتونن از مصرف نفت کم کنند، میتونه کم بشه».
یعنی اگه در سال ۲۰۴۰، سیصد میلیون! خودروی برقی در جادهها تردد کنند، ۳ میلیون بشکه نفت در روز صرفهجویی میشه. ولی ارتقاء بازدهی خودروهای معمولی میتونه ۹ میلیون بشکه صرفه جویی کنه! اشتباه فهمیدم؟
حالا همه این پیشبینی بر روی این فرض قرار گرفته که تا ۲۲ سال دیگه، ۳۰۰ میلیون خودروی برقی در جادهها باشن. اگه با تعداد فعلی ماشینها در دنیا مقایسه کنیم میشه هر سه ماشین، یکی برقی! که یکم تخیلی به نظر میرسه. مگر اینکه اتفاق خاصی در تکنولوژی باتری رخ بده.
https://t.me/persianbloomberg/7539
❤1
چه گرفتاری شدیم با ترجمهها.
وکیل یک متهم به تجاوز، در دفاع از موکلش برمیگرده میگه «باید در نظر بگیرید که این خانوم یه شورت تنگ توری پوشیده بوده». که یعنی دختره هم بیتقصیر نبوده. همون استدلالی که در کشورهای اسلامی مرسومه. بعد ملت اعتراض کردن و نخستوزیر هم مجبور شده واکنش نشون بده و در انتهای ویدئو قسمت مهم حرفش آورده شده. زیرنویس بیبیسی نوشته «من هرگونه دفاع از مجرم در این رابطه را محکوم میکنم»، که به نظر میاد منظورش اینه که متهم حق داشتن وکیل و دفاع نداره. در حالی که میگه
any defence along those lines is absolutely reprehensible
هر نوع دفاعی که از «سرزنش قربانی» استفاده میکنه محکوم است.
https://t.me/bbcpersian/32204
وکیل یک متهم به تجاوز، در دفاع از موکلش برمیگرده میگه «باید در نظر بگیرید که این خانوم یه شورت تنگ توری پوشیده بوده». که یعنی دختره هم بیتقصیر نبوده. همون استدلالی که در کشورهای اسلامی مرسومه. بعد ملت اعتراض کردن و نخستوزیر هم مجبور شده واکنش نشون بده و در انتهای ویدئو قسمت مهم حرفش آورده شده. زیرنویس بیبیسی نوشته «من هرگونه دفاع از مجرم در این رابطه را محکوم میکنم»، که به نظر میاد منظورش اینه که متهم حق داشتن وکیل و دفاع نداره. در حالی که میگه
any defence along those lines is absolutely reprehensible
هر نوع دفاعی که از «سرزنش قربانی» استفاده میکنه محکوم است.
https://t.me/bbcpersian/32204
Telegram
BBCPersian
“من تا به حال ندیدهام که در دادگاه یک شورت پاچهدار مردانه را نشان دهند”
چرا نماینده مجلس ایرلند در پارلمان یک شورت زنانه را بالا برد؟
@bbcpersian
چرا نماینده مجلس ایرلند در پارلمان یک شورت زنانه را بالا برد؟
@bbcpersian
❤2
یکی از بهترین توعیتهاست این
«اگه اخبار روز فیکن، فکر کن تاریخ چیه».
با یه سرچ مختصر درباره سقوط هواپیمای حامل جهانآرا و فکوری و بقیه، یه عالمه لینک درمیاد از سایتهای مختلف که همگی دارند تعریف میکنند که برق هواپیما قطع شد بعد موتور از کار افتاد.. در حالی که بر اثر شلیک موشک پدافند سقوط کرده بوده. آدم از خودش میپرسه اونایی که داشتند قصه نقص فنی رو تعریف میکردند، چجوری انقدر ریلکس دروغ میگفتند؟ اونهم افرادی که به معنی واقعی کلمه مومن و معتقد بودند. اگه زور ایدئولوژی یا مصلحتگرایی میتونه انقدر قوی باشه که دروغگویی رو انقدر برای آدمهایی که سعی دارند درستکار باشند راحت کنه، آدمهایی که هیچ علاقهای به درستکاری ندارند دیگه تکلیفشون مشخصه.
جالبه یکی از معیارهای سنجش اعتبار یک روایت و حدیث، اینه که ببینند آیا جمع راویان زمان به همون شکل روایتش کردند یا نه. چون دوتا پیشفرض دارند: ۱- نمیشه کسی که از اصحاب نزدیک امام معصومه از خودش حرف دربیاره، و ۲- نمیشه همه با هم اجماع کنند که یک دروغ واحد رو منتشر کنند.
ما در طول چهل سال گذشته فهمیدیم هر دو این فرضیات باطلند.
«اگه اخبار روز فیکن، فکر کن تاریخ چیه».
با یه سرچ مختصر درباره سقوط هواپیمای حامل جهانآرا و فکوری و بقیه، یه عالمه لینک درمیاد از سایتهای مختلف که همگی دارند تعریف میکنند که برق هواپیما قطع شد بعد موتور از کار افتاد.. در حالی که بر اثر شلیک موشک پدافند سقوط کرده بوده. آدم از خودش میپرسه اونایی که داشتند قصه نقص فنی رو تعریف میکردند، چجوری انقدر ریلکس دروغ میگفتند؟ اونهم افرادی که به معنی واقعی کلمه مومن و معتقد بودند. اگه زور ایدئولوژی یا مصلحتگرایی میتونه انقدر قوی باشه که دروغگویی رو انقدر برای آدمهایی که سعی دارند درستکار باشند راحت کنه، آدمهایی که هیچ علاقهای به درستکاری ندارند دیگه تکلیفشون مشخصه.
جالبه یکی از معیارهای سنجش اعتبار یک روایت و حدیث، اینه که ببینند آیا جمع راویان زمان به همون شکل روایتش کردند یا نه. چون دوتا پیشفرض دارند: ۱- نمیشه کسی که از اصحاب نزدیک امام معصومه از خودش حرف دربیاره، و ۲- نمیشه همه با هم اجماع کنند که یک دروغ واحد رو منتشر کنند.
ما در طول چهل سال گذشته فهمیدیم هر دو این فرضیات باطلند.
❤5
یه تیم تحقیقاتی یک مقاله در مجله نیچر منتشر کردند که ادعا میکرد دمای آب اقیانوسها ۶۰ درصد بیشتر ازون چیزی که سازمان ملل حساب کرده گرم شدهن. چند روز بعد یه محقق همون محاسباتی که تو مقاله انجام شده رو خودش انجام داد و متوجه شد عددی که بدست آوردن به طرز عجیبی غلطه. بعد یه مطلب نوشت تو وبلاگ یکی از دانشمندان اقلیمشناس، که سر و صدا به پا کرد. تا اینکه نویسندگان اون مقاله مجبور شدند عذرخواهی کنند.
تو نیچر مقاله چاپ کردن کار هر کسی نیست، چون هر چرندی رو نمیپذیرند، اما در مورد موضوع گرمایش جهانی گویا چنان سهلگیرند که حتی سوتیهای فاحش در محاسبات ریاضی رو نادیده میگیرند.
یکی به درستی اشاره کرده بود به این واقعیت خنده دار که: خطا در محاسبات چیز عجیبی نیست و همه ممکنه مرتکبش بشن، چیزی که عجیبه اینه که چرا در حوزه اقلیمشناسی همه خطاها در جهت «تأیید» گرمایش شدید اتفاق میفته!
https://www.sandiegouniontribune.com/news/environment/sd-me-climate-study-error-20181113-story.html
تو نیچر مقاله چاپ کردن کار هر کسی نیست، چون هر چرندی رو نمیپذیرند، اما در مورد موضوع گرمایش جهانی گویا چنان سهلگیرند که حتی سوتیهای فاحش در محاسبات ریاضی رو نادیده میگیرند.
یکی به درستی اشاره کرده بود به این واقعیت خنده دار که: خطا در محاسبات چیز عجیبی نیست و همه ممکنه مرتکبش بشن، چیزی که عجیبه اینه که چرا در حوزه اقلیمشناسی همه خطاها در جهت «تأیید» گرمایش شدید اتفاق میفته!
https://www.sandiegouniontribune.com/news/environment/sd-me-climate-study-error-20181113-story.html
Anarchonomy
Photo
طبق این منطق، ما مردم حق نداریم از تیمهای ورزشیمون که میفرستیم به مسابقات جهانی و میرن گند میزنند بر میگردند انتقاد کنیم. چرا؟ چون من و شما، نه میتونیم تو رینگ بوکس کسی رو بزنیم، نه میتونیم چهل کیلومتر دوندگی کنیم نه میتونیم چهارده ساعت رکاب بزنیم نه میتونیم چهارصدمتر شنا کنیم نه میتونیم حتی پامون رو صد و هشتاد درجه باز کنیم. با این منطق حتی مدیر باشگاه یوونتوس هم نمیتونه به بازی ضعیف رونالدو ایراد بگیره، چون رونالدو میتونه بش بگه «تو سه تا روپایی هم نمیتونی بزنی».
ولی این منطق، بچهگانهست، و رونالدو بچه نیست. میدونه که اگه چنین حرفی بزنه، اون مدیر هم خواهد گفت: «آره، نمیتونم بازی کنم، برای همین پول میدم یکی رو میارم که بتونه».
متوجه نیستند که ما مردم مدیر باشگاهیم، و سیاستمداران و مسئولان باید برای ما بازی کنند. اگه عرضهش رو نداشتند، باید اخراجشون کرد و کسانی رو جایگزین کرد که میتونند.
بیس این دیدگاه، رسوبات چندهزار ساله سلطنته. ایرانیان زیادی همچنان سلطنتطلبند، و خواهند بود حالا حالاها. چه علاقهای به پهلویها داشته باشند چه نداشته باشند. چون این یک عقبه ضخیم فرهنگی داره. در ذهن سلطنتطلب همینکه حاکم به مثابه چوپان ما رو ازین مرتع به اون مرتع میبره، خیلی لطف داره و باید شاکر باشیم، و گرنه معلوم نبود چه بلایی سرمون میاومد (حامیان ولایت فقیه هم دقیقا سلطنتطلب هستند ازین جهت، فقط جای سلطان رو با خلیفه عوض کردن). در مخیله اینها نمیگنجه که مقامات سیاسی، مزدوران ملت هستند. یعنی باید قرار بر این باشه که منافع ملت رو تأمین کنند و در قبالش دستمزد بگیرند. و اون دستمزد، هم متعارفه هم چارچوب داره. در واقع سلطنتطلب، سلطان رو آسمانی میبینه (حالا این آسمان یا در عرش الهیه، یا یک کاخ در پاریس)، لذا ربطی به ما زمینیها نداره که تعیین کنیم سلطان به دردبخوری هست یا نیست.
یکی از مهمترین وظایفی که نه فقط روشنفکر، که حتی یک آدم معمولی که یکم مطالعهش بیشتر از میانگین جامعهست، بر عهده داره، همین کار سادهست که به مردم بگه در پونصدسال گذشته چه اتفاقاتی در جهان خارج از ایران رخ داده. همه فکر میکنند مطلعند که چه اتفاقاتی افتاده، ولی دقیقا مطلع نیستند.
ولی این منطق، بچهگانهست، و رونالدو بچه نیست. میدونه که اگه چنین حرفی بزنه، اون مدیر هم خواهد گفت: «آره، نمیتونم بازی کنم، برای همین پول میدم یکی رو میارم که بتونه».
متوجه نیستند که ما مردم مدیر باشگاهیم، و سیاستمداران و مسئولان باید برای ما بازی کنند. اگه عرضهش رو نداشتند، باید اخراجشون کرد و کسانی رو جایگزین کرد که میتونند.
بیس این دیدگاه، رسوبات چندهزار ساله سلطنته. ایرانیان زیادی همچنان سلطنتطلبند، و خواهند بود حالا حالاها. چه علاقهای به پهلویها داشته باشند چه نداشته باشند. چون این یک عقبه ضخیم فرهنگی داره. در ذهن سلطنتطلب همینکه حاکم به مثابه چوپان ما رو ازین مرتع به اون مرتع میبره، خیلی لطف داره و باید شاکر باشیم، و گرنه معلوم نبود چه بلایی سرمون میاومد (حامیان ولایت فقیه هم دقیقا سلطنتطلب هستند ازین جهت، فقط جای سلطان رو با خلیفه عوض کردن). در مخیله اینها نمیگنجه که مقامات سیاسی، مزدوران ملت هستند. یعنی باید قرار بر این باشه که منافع ملت رو تأمین کنند و در قبالش دستمزد بگیرند. و اون دستمزد، هم متعارفه هم چارچوب داره. در واقع سلطنتطلب، سلطان رو آسمانی میبینه (حالا این آسمان یا در عرش الهیه، یا یک کاخ در پاریس)، لذا ربطی به ما زمینیها نداره که تعیین کنیم سلطان به دردبخوری هست یا نیست.
یکی از مهمترین وظایفی که نه فقط روشنفکر، که حتی یک آدم معمولی که یکم مطالعهش بیشتر از میانگین جامعهست، بر عهده داره، همین کار سادهست که به مردم بگه در پونصدسال گذشته چه اتفاقاتی در جهان خارج از ایران رخ داده. همه فکر میکنند مطلعند که چه اتفاقاتی افتاده، ولی دقیقا مطلع نیستند.
❤5
آقای بیژن عبدالکریمی حق داره درباره بحران آگاهی و تفکر در ایران نگران باشه، ولی روشی که در این ویدئو کوتاه برای توصیف وضعیت به کار میبره تأسفباره.
ایشون میگه یک فوتبالیست ۱۷۵۰ متر پنتهاوس دارد، در حالی که من دو متر جا هم ندارم، پس یعنی جامعه ایرانی به من اهمیت نمیدهد!
یعنی اگر ما ایرانیان قرار بود به متفکران و فیلسوفانمون بها بدیم، الان باید همشون یکی یه دونه پنتهاوس میداشتند! واقعا خندهداره این طرز نگاه. کافیه یک نگاه به آلمان بندازید: آرین روبن، فوتبالیست هلندی که برای بایرن مونیخ بازی میکنه، نزدیک ۱۰۰ میلیون یورو ثروت داره (به پول ما میشه ۱۴۰۰ میلیارد تومن. یعنی معادل یارانه نقدی ۳۱ میلیون نفر ایرانی!)، و درآمدش ۱۲ میلیون یوروعه. در همین کشور، که تازه متفکرین و اساتید رو ماچ میکنه میذاره بالای سرش، حقوق یک پروفسور تمام که علاوه بر تدریس مسئولیت یک موسسه هم به دوشش هست، زیر ۱۰۰ هزار یورو در ساله. با منطق ایشون میشه نتیجه گرفت «آلمان بدون بایرن مونیخ نمیتونه یک کشور باشه، اما بدون پروفسورهاش میتونه». اینطوریه؟
در کشوری که طرح مهم کاداستر رو به خاطر کمبود بودجه تعطیل میکنند، طبیعیه که تأمین رفاه یک فیلسوف در ته صف اولویتها قرار میگیره. اینا به بیعرضگی حاکمیت مرتبطه، نه به مردم. تو آلمان هم مردم گلریزون نمیکنن برای فیلسوفهاشون، دولت زندگیشون رو تأمین میکنه.
ما در بهترین برآورد سیصدسال از غرب عقبیم. خب یه نگاه به زندگی متفکران سیصدسال قبل غربی بندازید. اکثرا در فقر و فلاکت به سر میبردند. مثل پدران بنیانگذار آمریکا، که حتی یکیشون در اوج قربت و تنگدستی فوت کرد. اونها هیچوقت نگفتند «این کشور بدون ما هم باقی خواهد بود». یا نگفتند «این جامعه به ما نیاز ندارد». افق دید اونها تا چند قرن آینده مملکتشون رو پوشش میداد. شاید بلد نیستم خیلی رسمی بیانش کنم، منظورم اینه که متفکرین غربی، انقدر سوسول نبودند، چون متوجه بودند که برای نجات این جامعه باید پوستکلفت بود.
زمانی یکی از بازیگران سینما در مصاحبهای که به کیفیت سناریو فیلمها انتقاد شده بود گفت: در آمریکا نویسندهها میرن در یک ویلا سرسبز چندهزارمتری دور از شهر و در یک آب و هوای مطبوع، چندماه وقت صرف میکنند و یک داستان مینویسند، ما این امکانات و بضاعت رو نداریم!
من جای مصاحبهکننده بودم جواب میدادم: اوکی، بای!
https://t.me/drhooshangamirahmadi/1157
ایشون میگه یک فوتبالیست ۱۷۵۰ متر پنتهاوس دارد، در حالی که من دو متر جا هم ندارم، پس یعنی جامعه ایرانی به من اهمیت نمیدهد!
یعنی اگر ما ایرانیان قرار بود به متفکران و فیلسوفانمون بها بدیم، الان باید همشون یکی یه دونه پنتهاوس میداشتند! واقعا خندهداره این طرز نگاه. کافیه یک نگاه به آلمان بندازید: آرین روبن، فوتبالیست هلندی که برای بایرن مونیخ بازی میکنه، نزدیک ۱۰۰ میلیون یورو ثروت داره (به پول ما میشه ۱۴۰۰ میلیارد تومن. یعنی معادل یارانه نقدی ۳۱ میلیون نفر ایرانی!)، و درآمدش ۱۲ میلیون یوروعه. در همین کشور، که تازه متفکرین و اساتید رو ماچ میکنه میذاره بالای سرش، حقوق یک پروفسور تمام که علاوه بر تدریس مسئولیت یک موسسه هم به دوشش هست، زیر ۱۰۰ هزار یورو در ساله. با منطق ایشون میشه نتیجه گرفت «آلمان بدون بایرن مونیخ نمیتونه یک کشور باشه، اما بدون پروفسورهاش میتونه». اینطوریه؟
در کشوری که طرح مهم کاداستر رو به خاطر کمبود بودجه تعطیل میکنند، طبیعیه که تأمین رفاه یک فیلسوف در ته صف اولویتها قرار میگیره. اینا به بیعرضگی حاکمیت مرتبطه، نه به مردم. تو آلمان هم مردم گلریزون نمیکنن برای فیلسوفهاشون، دولت زندگیشون رو تأمین میکنه.
ما در بهترین برآورد سیصدسال از غرب عقبیم. خب یه نگاه به زندگی متفکران سیصدسال قبل غربی بندازید. اکثرا در فقر و فلاکت به سر میبردند. مثل پدران بنیانگذار آمریکا، که حتی یکیشون در اوج قربت و تنگدستی فوت کرد. اونها هیچوقت نگفتند «این کشور بدون ما هم باقی خواهد بود». یا نگفتند «این جامعه به ما نیاز ندارد». افق دید اونها تا چند قرن آینده مملکتشون رو پوشش میداد. شاید بلد نیستم خیلی رسمی بیانش کنم، منظورم اینه که متفکرین غربی، انقدر سوسول نبودند، چون متوجه بودند که برای نجات این جامعه باید پوستکلفت بود.
زمانی یکی از بازیگران سینما در مصاحبهای که به کیفیت سناریو فیلمها انتقاد شده بود گفت: در آمریکا نویسندهها میرن در یک ویلا سرسبز چندهزارمتری دور از شهر و در یک آب و هوای مطبوع، چندماه وقت صرف میکنند و یک داستان مینویسند، ما این امکانات و بضاعت رو نداریم!
من جای مصاحبهکننده بودم جواب میدادم: اوکی، بای!
https://t.me/drhooshangamirahmadi/1157
Telegram
کانال رسمی دکتر هوشنگ امیراحمدی
❤1
اهالی مرفه کشورهای اسکاندیناوی، وقتی به آمریکا میان بین ۲۰ الی ۴۰ درصد بیشتر از درآمدی که تو کشور خودشون داشتن به دست میارن، علاوه بر این به خاطر نرخ پایینتر مالیات در آمریکا، مبلغ بیشتری ازین درآمدِ بیشتر رو میتونن تو جیب خودشون نگه دارند.
در واقع تمام اون چیزهایی که در نروژ و سوئد و دانمارک، ظاهرا «مجانی» هستند، داره با گرفتن فرصت ثروتمند شدن از مردمش به دست میاد. دولت رفاه، دکور انساندوستانهای داره، ولی هزینههای گزافی به جامعه تحمیل میکنه.
در واقع تمام اون چیزهایی که در نروژ و سوئد و دانمارک، ظاهرا «مجانی» هستند، داره با گرفتن فرصت ثروتمند شدن از مردمش به دست میاد. دولت رفاه، دکور انساندوستانهای داره، ولی هزینههای گزافی به جامعه تحمیل میکنه.
❤4
اینکه شوخیه، ولی این تفکر واقعا وجود داره. در نگاه اینها ایران در یک خلاء قرار داره و تنها چیزی که ایران امروز رو میشه باش سنجید، ایران دیروزه! و چون نسبت به ایران دیروز وضع خیلی بهتره، پس جایی برای گلایه نیست.
البته عملا، حتی خودشون هم باور ندارند به این خلاء. مثلا وقتی خودشون یا عزیزانشون بیمار میشه و متوجه میشن کشوری در اون سر دنیا دارویی یا دستگاهی ساخته که درمان رو کمدردتر و موثرتر میکنه، انتظار دارند دولت یا هرکسی که در شبکه بهداشت و درمان فعاله، سریعا اون دارو یا دستگاه رو وارد کنه! و ناگهان متوقع میشن که ایران حتی یک قدم هم از پیشرفتهای روز دنیا عقب نباشه.
اما خلاءگرایی در تکنولوژی و امکانات، خیلی مهم نیست. گرفتاری ما اینه که در توسعه سیاسی دارند ازش استفاده میکنند. با مقایسه آزادیهای مدنی نسبت به ایران زمان نادرشاه، وانمود میکنند «توسعه گام به گام» صورت گرفته. یا این جمله کلیشهای حال بهمزن رو به کار میبرند: «پیشرفتهای خوبی صورت گرفته ولی با نقطه مطلوب فاصله داریم». انگار نه انگار که ۱۶۰ کشور دیگه هم وجود دارند و باید با اونها مقایسه کرد.
البته عملا، حتی خودشون هم باور ندارند به این خلاء. مثلا وقتی خودشون یا عزیزانشون بیمار میشه و متوجه میشن کشوری در اون سر دنیا دارویی یا دستگاهی ساخته که درمان رو کمدردتر و موثرتر میکنه، انتظار دارند دولت یا هرکسی که در شبکه بهداشت و درمان فعاله، سریعا اون دارو یا دستگاه رو وارد کنه! و ناگهان متوقع میشن که ایران حتی یک قدم هم از پیشرفتهای روز دنیا عقب نباشه.
اما خلاءگرایی در تکنولوژی و امکانات، خیلی مهم نیست. گرفتاری ما اینه که در توسعه سیاسی دارند ازش استفاده میکنند. با مقایسه آزادیهای مدنی نسبت به ایران زمان نادرشاه، وانمود میکنند «توسعه گام به گام» صورت گرفته. یا این جمله کلیشهای حال بهمزن رو به کار میبرند: «پیشرفتهای خوبی صورت گرفته ولی با نقطه مطلوب فاصله داریم». انگار نه انگار که ۱۶۰ کشور دیگه هم وجود دارند و باید با اونها مقایسه کرد.
❤3
یه شرکت استارتآپ چینی که اولین و مهمترین مشتریش دولت این کشوره، ۴۰ میلیون دلار دیگه سرمایه جذب کرد. معجزه این شرکت، تکنولوژی «گامشناس» بود که الان در پکن و شانگهای و بقیه جاهای چین که خدا داند و دولت، داره استفاده میشه، و از فاصله پنجاه متری، و فقط از روی طرز راه رفتن افراد میتونه هویتشون رو تشخیص بده. و ادعا میکنه افراد با ادا درآوردن نمیتونن گولش بزنن، چون کل شکل بدن رو پردازش میکنه. باید برای همیشه با مفهوم حریم خصوصی خداحافظی کنیم.
من یاد دعوای گوگل با پنتاگون افتادم که این شرکت حاضر نشد دیگه با ارتش همکاری کنه تو هوش مصنوعی. میدونستند قراره به کجاها برسه. پهپادها و هلیکوپترها نمیتونن چهره اهدافشون رو ازون ارتفاع تشخیص بدن، اما از طرز راه رفتنشون میتونند بفهمند همونیه که دنبالشن یا نه. تصور کنید یه الگوریتم تعیین کنه باید یه موشک به ماشینتون اصابت کنه یا نکنه.
https://techcrunch.com/2018/11/07/china-can-apparently-now-identify-citizens-based-on-the-way-they-walk/
من یاد دعوای گوگل با پنتاگون افتادم که این شرکت حاضر نشد دیگه با ارتش همکاری کنه تو هوش مصنوعی. میدونستند قراره به کجاها برسه. پهپادها و هلیکوپترها نمیتونن چهره اهدافشون رو ازون ارتفاع تشخیص بدن، اما از طرز راه رفتنشون میتونند بفهمند همونیه که دنبالشن یا نه. تصور کنید یه الگوریتم تعیین کنه باید یه موشک به ماشینتون اصابت کنه یا نکنه.
https://techcrunch.com/2018/11/07/china-can-apparently-now-identify-citizens-based-on-the-way-they-walk/
TechCrunch
China can apparently now identify citizens based on the way they walk | TechCrunch
China is home to the world's largest network of CCTV cameras -- more than 170 million -- and its police have adopted Google Glass-like "smart specs" to
❤3