بچهشیعه اساسا هیچچیز از خودش نداشت. تهی از نرمافزار و اندیشه و برنامه. با فعالشدن تودهایها یه سری کلمات از چپها قرض گرفت. حتی کلمات جنرالی مثل «هدف». تا جایی که اسم تیم فوتبال گولکوچیک تو محلهها رو هم هدف میذاشتن. و همچنین کلمه «مکتب»، که بعد به عاشورا چسبوندش. بچهشیعه حتی امام حسینش هم از درگاه حزب توده شناخت. وقتی تودهای گفت دانشجو باید غیر از درس خوندن برنامهای برای زمین زدن ابرقدرتها هم داشته باشه، اینم عین طوطی تکرارش کرد. بعد از انقلاب دیگه کسی نبود ازش برنامه بدزده. و آثارش رو دارید میبینید.
سازمان اطلاعاتی اوکراین، با همون امکانات محدودی که داره، عملیاتهایی انجام میده که بقیه کشورها در دوران صلح و وفور بودجه هم نمیتونند انجام بدن، و خائنهایی رو ترور میکنه که خودشون هم فکر نمیکنند کسی به فکر اینه که ترورشون کنه.
اگه میگی «نه میبخشیم، و نه فراموش میکنیم» باید منظورت این باشه. و گرنه این جمله معادل به روز شده همون «خدا لعنتشون کنه» مامانبزرگته. تا وقتی اینجوری عمل نمیکنی، یا برنامهای نداری که اینجوری عمل کنی، فکر نکن داری جمله عمیق و معناداری رو بیان میکنی.
اگه میگی «نه میبخشیم، و نه فراموش میکنیم» باید منظورت این باشه. و گرنه این جمله معادل به روز شده همون «خدا لعنتشون کنه» مامانبزرگته. تا وقتی اینجوری عمل نمیکنی، یا برنامهای نداری که اینجوری عمل کنی، فکر نکن داری جمله عمیق و معناداری رو بیان میکنی.
دهه هشتاد زیاد پیش میاومد که در پاسخ به جفنگیات حکومتی به مورد شبهجزیره کره اشاره کنیم، چون اینکه یک روز وسط یک کشور یک مرز کشیده بشه و پنجاه سال بعد وضع مردم اینطرف مرز با اونطرفش به کلی فرق پیدا کنه، ناقض خیلی از ادعاها بود، از جمله این مهمل تکراری که «مردم ایران اهل کار نیستند». مورد کره ثابت میکرد که میشه در ایران جامعهای سختکوش داشت، و میشه جامعهای داشت که همه دنبال دلالی و دودرهبازی باشند. هر دو بسته به اینکه چه حکومتی بر کشور مسلط باشه.
اما یه چیزی رو لحاظ نکرده بودیم، و اون این واقعیت بود که مردم مثل یه ورق آلومینیومی نیستند که فقط رفلکس نشون بدن به رفتار حکومت. رفلکس که قطعا دارند، وقتی دائم بشون دروغ بگی، همیشه ازت انتظار دروغ دارند، وقتی دائم مسخرهبازی دربیاری، همه اقداماتت رو مسخره میپندارند. اما همهچیز در رفلکس خلاصه نمیشه. و مثالش باز در همون شبهجزیره کره دیده شد: نرخ باروری در کرهشمالی و کرهجنوبی، پایین اومد. با اینکه یکی در قحطی بسر میبرد، و اون یکی در رفاه غلت میزد. تا جایی که هم رییسجمهور دولت دموکراتیک قسمت جنوبی باید به مردمش التماس کنه بچهدار بشن، هم رهبر دیکتاتور آدمکش قسمت شمالی.
نرخ باروری کره شمالی فقط یک عدد نیست. اگه دانشگاه مشغول بازی با بیضههای خودش نبود، باید جرقهزننده موج جدیدی از رسالهها و پایاننامههای سیاسی و جامعهشناسی میشد. چون کار دانشگاه ترکاندن حبابهای عوامانهست. پشت این عدد، با اینکه مقدار واقعیش رو نمیدونیم، داستان زیادی وجود داره. ولی یک جمعبندی کلی رو میشه ازش بیرون کشید: «حتی زن ساکن کرهشمالی که تا کمر جلوی تصویر رهبر فقید این کشور خم میشه هم، انقدر خر نیست که خودش رو به کوری بزنه و علیرغم همه شرایطی که میبینه، پشت سر هم زایمان کنه!».
همین یک گزاره چندین حباب رو به طور همزمان میترکونه، که ازش این نتایج برمیاد:
۱- حتی پروپاگاندای کره شمالی هم کار نمیکند
۲- حتی پادگانیسم کره شمالی هم موثر نیست
۳- لازم نیست همه به اینترنت بدون فیلتر وصل باشند تا همه تحت تأثیر دنیای بیرون قرار بگیرند
۴- میشود به نظام سیاسی احترام گذاشت، اما حرفش را گوش نکرد
۵- سیستمهای مردسالار در برابر زن مدرن آچمز هستند
۶- فرهنگ میتواند تحت تأثیر اقتصاد باشد، اما مستقل از آن حرکت میکند
۷- محاسبات ماتریالیستی در انحصار الیت جامعه نیست
به اصطلاح انگلیسی باز کردن هر کدوم از این موارد هفتگانه، باز کردن
A can of worms
است.
اما یه چیزی رو لحاظ نکرده بودیم، و اون این واقعیت بود که مردم مثل یه ورق آلومینیومی نیستند که فقط رفلکس نشون بدن به رفتار حکومت. رفلکس که قطعا دارند، وقتی دائم بشون دروغ بگی، همیشه ازت انتظار دروغ دارند، وقتی دائم مسخرهبازی دربیاری، همه اقداماتت رو مسخره میپندارند. اما همهچیز در رفلکس خلاصه نمیشه. و مثالش باز در همون شبهجزیره کره دیده شد: نرخ باروری در کرهشمالی و کرهجنوبی، پایین اومد. با اینکه یکی در قحطی بسر میبرد، و اون یکی در رفاه غلت میزد. تا جایی که هم رییسجمهور دولت دموکراتیک قسمت جنوبی باید به مردمش التماس کنه بچهدار بشن، هم رهبر دیکتاتور آدمکش قسمت شمالی.
نرخ باروری کره شمالی فقط یک عدد نیست. اگه دانشگاه مشغول بازی با بیضههای خودش نبود، باید جرقهزننده موج جدیدی از رسالهها و پایاننامههای سیاسی و جامعهشناسی میشد. چون کار دانشگاه ترکاندن حبابهای عوامانهست. پشت این عدد، با اینکه مقدار واقعیش رو نمیدونیم، داستان زیادی وجود داره. ولی یک جمعبندی کلی رو میشه ازش بیرون کشید: «حتی زن ساکن کرهشمالی که تا کمر جلوی تصویر رهبر فقید این کشور خم میشه هم، انقدر خر نیست که خودش رو به کوری بزنه و علیرغم همه شرایطی که میبینه، پشت سر هم زایمان کنه!».
همین یک گزاره چندین حباب رو به طور همزمان میترکونه، که ازش این نتایج برمیاد:
۱- حتی پروپاگاندای کره شمالی هم کار نمیکند
۲- حتی پادگانیسم کره شمالی هم موثر نیست
۳- لازم نیست همه به اینترنت بدون فیلتر وصل باشند تا همه تحت تأثیر دنیای بیرون قرار بگیرند
۴- میشود به نظام سیاسی احترام گذاشت، اما حرفش را گوش نکرد
۵- سیستمهای مردسالار در برابر زن مدرن آچمز هستند
۶- فرهنگ میتواند تحت تأثیر اقتصاد باشد، اما مستقل از آن حرکت میکند
۷- محاسبات ماتریالیستی در انحصار الیت جامعه نیست
به اصطلاح انگلیسی باز کردن هر کدوم از این موارد هفتگانه، باز کردن
A can of worms
است.
کل توان پردازشی که برای راه انداختن یه مرکز فرماندهی و کنترل تو جبهه لازمه رو جمع کرده تو یه باکس اندازه یه چمدون، که با باتری کلا ۳۴ کیلو وزنشه، با دهها هسته اینتل و صدها گیگ رم. برای هرکاری که لازم داری انجام بدی، از ویدئو پهپادها تا هوش مصنوعی، از شبکه رادیویی تا هاست ابری. با بدنه فیبر کربن که بتونی پرتش کنی اینور اونور، یا بندازیش پشت وانت. تا یگان لازم نباشه متکی به مرکز باشه.
سبک جنگ جوری داره تغییر میکنه که کلا دو جور ارتش داریم: ارتش قرن بیست و یکم، و ارتش میمونها.
سبک جنگ جوری داره تغییر میکنه که کلا دو جور ارتش داریم: ارتش قرن بیست و یکم، و ارتش میمونها.
این وسیله با نرخ فعلی دلار، صد و پنجاه میلیون تومن قیمت داره. اما میتونست خودت و خانوادهت رو از عوارض آلودگی هوا نجات بده. من عکس میتسوبیشی رو گذاشتم که در این زمینه خرکاره، و گرنه برندهای ارزونتر هم باید باشه. هوای توالت و حمام رو میکشه و میده بیرون، ولی حرارتش رو ازش میگیره، هوای تازه بیرون رو میاره و با اون حرارت گرمش میکنه و میده به اتاقها. یعنی هم هوای دیاکسیدکربندار داخل رو میدی بیرون، هم هوای اکسیژندار تازه تحویل میگیری، هم خونهت سرد نمیشه. و تو مسیر همه اینها سه تا فیلتر سایز استاندارد قرار داده که کاستی میره تو و میاد بیرون و میتونی راحت عوض کنی. میتونی فیلتر ساده بذاری، و میتونی فیلتر هپا بذاری که ویروس رو هم بگیره. کل مصرف؟ ۳۵ وات.
ازت میخوان برای یک آپارتمان ۱۵ میلیارد تومن پول بدی، ولی این وسیله ۱۵۰ میلیونی رو براش نصب نمیکنند. ما خودمون تعیین میکنیم که دیگران چقدر بمون اهمیت بدن.
ازت میخوان برای یک آپارتمان ۱۵ میلیارد تومن پول بدی، ولی این وسیله ۱۵۰ میلیونی رو براش نصب نمیکنند. ما خودمون تعیین میکنیم که دیگران چقدر بمون اهمیت بدن.
اسیر اوکراینی که حالا آزاد شده خاطراتش رو از دورهای که در سیاهچال روسها اسیر بود تعریف میکنه و میگه بعضی روزها مجبور شده موش بگیره و بخوردش، و با اینکه پشت سر هم عوق میزده، فقط با تلقین «این تنها راه زنده موندنته» به خودش، تونسته قورتش بده. آدمهای حماس به دختر اسراییلی انقدر تجاوز کردن که حالا خودشون هم نمیدونند که آزادش کنند یا نکنند، چون آزاد نکردنش یه دردسره، و آزاد کردنش یه دردسر دیگه، و شاید بهتر اینه که مثل بقیه خلاصش کنند و بگن بمب خود اسراییل خورد بش. در زندانهای ایران انقدر به طرف دارو تزریق میکنند، که یا از اوردوز و یا اختلال دارویی، و یا هردو، تمام کنه، و بعد بگن خودش یهو افتاد!
اینها کشورهای محور مقاومتند. محور مدافع ارزشها و سنتها. محور آزادگی و شهادت. محور «خانواده» و «غیرت».
اینها کشورهای محور مقاومتند. محور مدافع ارزشها و سنتها. محور آزادگی و شهادت. محور «خانواده» و «غیرت».
Anarchonomy
یکی از چیزهایی که نمیتونی به آدم هزار سال پیش بفهمونی این نموداره. درست در شرایطی که مردم آمریکا، به شدت از وضع اقتصادی نالانند، آمار تأسیس شرکت و بیزینسهای جدید داره رکورد میزنه، که علامت خوشبینی به اقتصاده. این دورویی آگاهانه، برای انسان قدیم تعریفنشدنی…
«از هر پنج آمریکایی زیر سی سال، یکی فکر میکند هولوکاست یک افسانهست».
این هم مثل اون نظرسنجیه که نتیجهش نشون میداد بسیاری از جوانان آمریکایی فکر میکنند شیرکاکائو از دوشیدن گاو قهوهای به دست میاد!
اگه از همینها بپرسی «آیا موافقید که جنگ داخلی نیجریه دو میلیون نفر تلفات داشت؟»، بیست درصد میگن بله. با اینکه اصلا در نیجریه جنگ داخلیای رخ نداده. همینکه بفهمه اونجا آفریقاست و بش میخوره دو میلیون نفر همینجوری بمیرن، کافیه. اون خودشو داخل یه بازی میبینه، و این پرسشگر خودش رو داخل ریسرچ!
این هم مثل اون نظرسنجیه که نتیجهش نشون میداد بسیاری از جوانان آمریکایی فکر میکنند شیرکاکائو از دوشیدن گاو قهوهای به دست میاد!
اگه از همینها بپرسی «آیا موافقید که جنگ داخلی نیجریه دو میلیون نفر تلفات داشت؟»، بیست درصد میگن بله. با اینکه اصلا در نیجریه جنگ داخلیای رخ نداده. همینکه بفهمه اونجا آفریقاست و بش میخوره دو میلیون نفر همینجوری بمیرن، کافیه. اون خودشو داخل یه بازی میبینه، و این پرسشگر خودش رو داخل ریسرچ!
Anarchonomy
اسیر اوکراینی که حالا آزاد شده خاطراتش رو از دورهای که در سیاهچال روسها اسیر بود تعریف میکنه و میگه بعضی روزها مجبور شده موش بگیره و بخوردش، و با اینکه پشت سر هم عوق میزده، فقط با تلقین «این تنها راه زنده موندنته» به خودش، تونسته قورتش بده. آدمهای حماس…
میخوای چی بنویسن تو صفحه ویکیپدیا جنگی که شروع کردی؟ غنیمت: یک دستگاه هاموی، که پس از دوماه پس گرفته شد؟ به زن و بچه مردم تیر خلاص زدی برای همین؟
ماسک برای برگردوندن اکانت الکس جونز نظرسنجی میذاره، و مثل بقیه نظرسنجیها بالاش مینویسه «صدای مردم صدای خداست».
به طور زنده دارید میبینید که چطور زبان مورد سوء استفاده شارلاتانها قرار میگیره. این اصطلاح قدیمی رو جاهایی استفاده میکردند که آدم امروزی توی فیلمها و سریالها و در حالی که روی مبل لم داده، میبینه، مثل وقتی که میخواستن کسی رو دار بزنند، یا نسلکشی کنند. تا جایی که هزار و دویست سال پیش آلکوئین به کارل بزرگ نوشت «نباید توجه کنید به کسانی که میگویند صدای مردم صدای خداست، که هیاهوی مردمان همواره قریب به جنون بوده است». البته اون مثل هر آدم باسواد و مذهبی زمان خودش تمایلات سلطنتطلبانه داشت و بیمعنی میدونست وقتی شاه هست بریم از مردم بیسواد کسب تکلیف کنیم، اما لازم نمیدید در رد اون جمله بگه «صدای شاه شایستهتر است که صدای خدا باشد»، چون همینکه اشاره میکرد که «اگر صدای جماعت صدای خدا بود افتضاحاتی که خودتان شاهدش بودهاید را باعث نمیشد» کافی میبود.
به طور زنده دارید میبینید که چطور زبان مورد سوء استفاده شارلاتانها قرار میگیره. این اصطلاح قدیمی رو جاهایی استفاده میکردند که آدم امروزی توی فیلمها و سریالها و در حالی که روی مبل لم داده، میبینه، مثل وقتی که میخواستن کسی رو دار بزنند، یا نسلکشی کنند. تا جایی که هزار و دویست سال پیش آلکوئین به کارل بزرگ نوشت «نباید توجه کنید به کسانی که میگویند صدای مردم صدای خداست، که هیاهوی مردمان همواره قریب به جنون بوده است». البته اون مثل هر آدم باسواد و مذهبی زمان خودش تمایلات سلطنتطلبانه داشت و بیمعنی میدونست وقتی شاه هست بریم از مردم بیسواد کسب تکلیف کنیم، اما لازم نمیدید در رد اون جمله بگه «صدای شاه شایستهتر است که صدای خدا باشد»، چون همینکه اشاره میکرد که «اگر صدای جماعت صدای خدا بود افتضاحاتی که خودتان شاهدش بودهاید را باعث نمیشد» کافی میبود.
بیش از ۸۰ درصد وبلاگها هیچ ترافیکی از موتورهای جستجو ندارند. که یعنی عملا بازدید ندارند، و احتمالا مخاطبشون در حد انگشتان دست باشه. مخاطب متوسط پادکستها بیشتره، چون هنوز تعدادشون به اندازه وبلاگها نیست، اما اگه زیاد بشه خیلی زودتر به وضعیت فعلی وبلاگها میرسه، چون گوش دادن به صوت تایم بیشتری میگیره و مردم نمیتونند چندین پادکست مختلف رو در طول روز گوش بدن. و این در حالیه که ۵۰ درصد پادکستها توسط کسانی تولید میشه که بالای ۷۵ هزار دلار در سال درآمد دارند. که یعنی وقت اضافه دارند، و درآمد پادکست خیلی هم براشون مهم نیست.
این ممکنه کمی سوء تفاهم ایجاد کنه، ولی هیچکس هم جرئت نداشته باشه بگه، من باید بگم: الان یک قرنه که طرفداران دولت رفاه از یک طرف، و طرفداران بازار آزاد در طرف مقابل، روی یک سوژه متمرکزند که «شکوفایی یعنی ایجاد فرصتهای برابر برای همه»، با این فرض که «مانع اینکه همه نیوتون و شکسپیر نشدهاند اینه که فرصت براشون فراهم نشده». اما دنیای واقعی یه جور دیگه کار میکنه. درسته هنوز عدهای در دنیا درگیر آب آشامیدنی هستند، ولی فرصتهای باورنکردنی مربوط به طبقات بالای هرم مازلو برای میلیاردها نفر فراهم شده. که از تمام دنیا مطالعه کنند، که برای تمام دنیا بنویسند، که به تمام دنیا گوش بدن، که برای تمام دنیا صحبت کنند. اما یک شکسپیر دیگه ظهور نکرد، یا یک هومر دیگه، یا یک سر توماس دیگه. فاک حتی اگه یک کافکا دیگه هم پیدا میشد جشن میگرفتم.
فرصتهای زیاد، حجم نویز رو بیشتر کرد، و حجم کپی پیست رو. اصل داستان همچنان برقراره: ۱- حرفهای اصلی رو، یک جامعه نخبه خیلی خیلی اقلیت میزنند. ۲- خارج از دایره نخبگی، جلب توجه مردم پول میخواد، پس جریان محتوا در اختیار پولدارها خواهد بود.
این ممکنه کمی سوء تفاهم ایجاد کنه، ولی هیچکس هم جرئت نداشته باشه بگه، من باید بگم: الان یک قرنه که طرفداران دولت رفاه از یک طرف، و طرفداران بازار آزاد در طرف مقابل، روی یک سوژه متمرکزند که «شکوفایی یعنی ایجاد فرصتهای برابر برای همه»، با این فرض که «مانع اینکه همه نیوتون و شکسپیر نشدهاند اینه که فرصت براشون فراهم نشده». اما دنیای واقعی یه جور دیگه کار میکنه. درسته هنوز عدهای در دنیا درگیر آب آشامیدنی هستند، ولی فرصتهای باورنکردنی مربوط به طبقات بالای هرم مازلو برای میلیاردها نفر فراهم شده. که از تمام دنیا مطالعه کنند، که برای تمام دنیا بنویسند، که به تمام دنیا گوش بدن، که برای تمام دنیا صحبت کنند. اما یک شکسپیر دیگه ظهور نکرد، یا یک هومر دیگه، یا یک سر توماس دیگه. فاک حتی اگه یک کافکا دیگه هم پیدا میشد جشن میگرفتم.
فرصتهای زیاد، حجم نویز رو بیشتر کرد، و حجم کپی پیست رو. اصل داستان همچنان برقراره: ۱- حرفهای اصلی رو، یک جامعه نخبه خیلی خیلی اقلیت میزنند. ۲- خارج از دایره نخبگی، جلب توجه مردم پول میخواد، پس جریان محتوا در اختیار پولدارها خواهد بود.
اروپا هنوز صنعت هوش مصنوعی نداره، اما برای هوش مصنوعی مقررات وضع کرده، و بش افتخار میکنه که بدون اینکه صنعتی داشته باشه، مقرراتش رو تولید کرده! دولتمرد اروپایی به این وضعیت متناقض افتخار هم میکنه و مثل یک پیروزی نشونش میده. انگار خود صنعت یک ویروسه، و قبل ازینکه به قاره اروپا برسه از پا درآوردیمش!
دولت مدرن، هیچ ارتباطی به حکومتها و دولتهای قدیم نداره. در دولت مدرن، با دوچرخه میان سر کار، ارزانترین کتشلوار رو میپوشند، و در یک خانه معمولی زندگی میکنند، اما با «کنترل» شهروندان خودارضایی میکنند. اونها به پول، شهرت، حرمسرا اهمیت نمیدن. چیزی که براشون «شرف» یا آنر (که برای شاهزادگان و شوالیهها خیلی مهم بود) به حساب میاد، کنترله. و باز هم این ربطی به سلطه و کنترل حکومتهای قدیم نداره. سلطه قدیم درباره به زیر کشیدن جماعت، با هدف بالا بردن یک فرد، یعنی شاه، بود. ولی اینها هیچ قصدی برای بالا بردن شخص خودشون ندارند. خودشون رو همسطح بقیه شهروندان میبینند. دوره خدمتشون هم تموم شد همه وسایل، از جمله اکانت سوشیال مدیا رو، تحویل میدن و میرن. بلکه آمال و آرزوشون بالا رفتن سیستمه. «سیستم کنترل، به سلامت باد!».
دولت مدرن، هیچ ارتباطی به حکومتها و دولتهای قدیم نداره. در دولت مدرن، با دوچرخه میان سر کار، ارزانترین کتشلوار رو میپوشند، و در یک خانه معمولی زندگی میکنند، اما با «کنترل» شهروندان خودارضایی میکنند. اونها به پول، شهرت، حرمسرا اهمیت نمیدن. چیزی که براشون «شرف» یا آنر (که برای شاهزادگان و شوالیهها خیلی مهم بود) به حساب میاد، کنترله. و باز هم این ربطی به سلطه و کنترل حکومتهای قدیم نداره. سلطه قدیم درباره به زیر کشیدن جماعت، با هدف بالا بردن یک فرد، یعنی شاه، بود. ولی اینها هیچ قصدی برای بالا بردن شخص خودشون ندارند. خودشون رو همسطح بقیه شهروندان میبینند. دوره خدمتشون هم تموم شد همه وسایل، از جمله اکانت سوشیال مدیا رو، تحویل میدن و میرن. بلکه آمال و آرزوشون بالا رفتن سیستمه. «سیستم کنترل، به سلامت باد!».
هروقت یکی از طرفین یک زوج اومد گفت از یک رابطه توکسیک بیرون اومدم و الان با کسی هستم که برخلاف قبلی خیلی هوامو داره، احتمال بالایی وجود داره که حالا این آدم جدیدی که پیدا کرده، در یک رابطه توکسیک افتاده باشه.
مردم خودشون رو آنالیز نمیکنند، و نمیخوان هم که بکنند. هرچیزی که از خودشون میشناسند رو به دیگران عرضه میکنند. به هر مخالفتی ممکنه بگن لجبازی، چون اون مخالفت ناراحتشون میکرده. و به هر مخالفت نکردنی بگن مهربانی، چون اون مخالفت نکردن بشون آرامش میداده. وقتی ناراحتی، دوست داری تأیید کنند که باید ناراحت باشی. و وقتی خوشحالی دوست داری تأیید کنند که باید خوشحال باشی. برای اینکه تأییدشون رو بگیری، بهتره چیزی که برای خودت حس منفی داره رو منفی معرفی کنی، و چیزی که برای خودت حس مثبت داره رو مثبت معرفی کنی. برای همین اگه یه روز دلت بخواد تنها باشی، اما باز هم صدات کنه، نمیگی یه روز میخواستم تنها باشم اما «جور نشد». میگی یه روز میخواستم تنها باشم و «نذاشت». تا این منش تغییر نکنه، رابطه توکسیک متوقف نمیشه. فقط اونی که تسلیم شده جابجا میشه. و برای همین اگه طرف تسلیم یه روز بخواد تنها باشه و باز هم بش کار بسپاری، نمیگی یه روز میخواست تنها باشه و «نذاشتم». میگی «انقدر مهربونه» که روزی که میخواست تنها باشه هم کار منو انجام داد!
تمام نرمافزارهای ابلیس بودن از همون کارخانه روی مغزت نصب شده. از قبل همه رو چک کن، که وقتی پنجره پیغامش باز شد، سوپرایز نشی.
مردم خودشون رو آنالیز نمیکنند، و نمیخوان هم که بکنند. هرچیزی که از خودشون میشناسند رو به دیگران عرضه میکنند. به هر مخالفتی ممکنه بگن لجبازی، چون اون مخالفت ناراحتشون میکرده. و به هر مخالفت نکردنی بگن مهربانی، چون اون مخالفت نکردن بشون آرامش میداده. وقتی ناراحتی، دوست داری تأیید کنند که باید ناراحت باشی. و وقتی خوشحالی دوست داری تأیید کنند که باید خوشحال باشی. برای اینکه تأییدشون رو بگیری، بهتره چیزی که برای خودت حس منفی داره رو منفی معرفی کنی، و چیزی که برای خودت حس مثبت داره رو مثبت معرفی کنی. برای همین اگه یه روز دلت بخواد تنها باشی، اما باز هم صدات کنه، نمیگی یه روز میخواستم تنها باشم اما «جور نشد». میگی یه روز میخواستم تنها باشم و «نذاشت». تا این منش تغییر نکنه، رابطه توکسیک متوقف نمیشه. فقط اونی که تسلیم شده جابجا میشه. و برای همین اگه طرف تسلیم یه روز بخواد تنها باشه و باز هم بش کار بسپاری، نمیگی یه روز میخواست تنها باشه و «نذاشتم». میگی «انقدر مهربونه» که روزی که میخواست تنها باشه هم کار منو انجام داد!
تمام نرمافزارهای ابلیس بودن از همون کارخانه روی مغزت نصب شده. از قبل همه رو چک کن، که وقتی پنجره پیغامش باز شد، سوپرایز نشی.
قبل از تلگرام، در بین کسانی که فالوعم میکردند یکی دو نفر میشناختم که پدرشون آخوند، قاضی، دادستان، سپاهی، اطلاعاتی بود، و از شدت تهوعشون از خانواده تا مرز خودکشی رفته بودند. سال اول این کانال، ده بیست نفر رو میشناختم. الان... تعدادیاند که دیگه آمارش رو ندارم.
به دیوارنویسی اعتقادی ندارم، چون میراث پنجاه و هفته و کاربردی برای دنیای امروز نداره. ولی اگه داشتم میرفتم تو محلهشون مینوشتم «بچههاتون دارن منو میخونن بدبختها».
به دیوارنویسی اعتقادی ندارم، چون میراث پنجاه و هفته و کاربردی برای دنیای امروز نداره. ولی اگه داشتم میرفتم تو محلهشون مینوشتم «بچههاتون دارن منو میخونن بدبختها».
عادت دارن بگن تجزیهطلبی در ایران کار انگلیسه!
اسکاتلندیها سرخود پا شدن رفتن ترکیه درباره غزه مذاکره کنند وزیر خارجه انگلیس گفته اینا با ما هماهنگ نکردن!
این کشور تمامیت ارضی و سیاسی خودش رو هم نمیتونه نگه داره، میخواد برای ایران برنامه داشته باشه؟ یعنی زنده میمونیم روزی رو ببینم که ایرانی فهمیده باشه انگلیس واقعا چیست و چی نیست؟
اسکاتلندیها سرخود پا شدن رفتن ترکیه درباره غزه مذاکره کنند وزیر خارجه انگلیس گفته اینا با ما هماهنگ نکردن!
این کشور تمامیت ارضی و سیاسی خودش رو هم نمیتونه نگه داره، میخواد برای ایران برنامه داشته باشه؟ یعنی زنده میمونیم روزی رو ببینم که ایرانی فهمیده باشه انگلیس واقعا چیست و چی نیست؟
وضع وخیم مردسالار مسیحی رو میبینید که میگه «لازمه سریالی توسط مسیحیان ساخته بشه که در انتهای هر قسمت پدر و زن و بچهش دور میز دعا بخونند». اما چنان این صحنه دور از واقعیتهای امروزه که مجبوره از هوش مصنوعی بخواد براش تصویر متناسب رو تولید کنه، و هوش مصنوعی هم برای بچهها شش انگشت قرار میده، و جلوشون آبجو! و جدیدتر از تم دهه ۱۹۵۰ از دستش برنمیاد!
البته اینطور نیست که آخوند مسیحی تو کار تولید شو تلویزیونی مشابه نبوده باشه. ولی همون هم اخیرا مشخص شد پدوفیل بوده!
تا گردن در مرداب دعواهای هویتی فرو رفتهاند و فکر میکنند فقط بچه لیبرال توش غرق شده. تمام مسیحیت رو تقلیل دادن به نمادهای چیپ هویتی، مثل زیاد فرزند داشتن، مثل خانهدار بودن زن، مثل چپاندن دعا و نیایش در همه جا؛ در حالی که برای تبلیغ همین نمادها هم آدم سالم و نرمال ندارند!
البته اینطور نیست که آخوند مسیحی تو کار تولید شو تلویزیونی مشابه نبوده باشه. ولی همون هم اخیرا مشخص شد پدوفیل بوده!
تا گردن در مرداب دعواهای هویتی فرو رفتهاند و فکر میکنند فقط بچه لیبرال توش غرق شده. تمام مسیحیت رو تقلیل دادن به نمادهای چیپ هویتی، مثل زیاد فرزند داشتن، مثل خانهدار بودن زن، مثل چپاندن دعا و نیایش در همه جا؛ در حالی که برای تبلیغ همین نمادها هم آدم سالم و نرمال ندارند!
Anarchonomy
وضع وخیم مردسالار مسیحی رو میبینید که میگه «لازمه سریالی توسط مسیحیان ساخته بشه که در انتهای هر قسمت پدر و زن و بچهش دور میز دعا بخونند». اما چنان این صحنه دور از واقعیتهای امروزه که مجبوره از هوش مصنوعی بخواد براش تصویر متناسب رو تولید کنه، و هوش مصنوعی…
اینجا هم وضع وخیم دولتستیزان رو میبینید. میلیاردر روانپریش، برای اینکه دمی تکون بده برای روسیه، به عمله سایبری کرملین که پاسپورت آمریکایی داره میگه «ژورنالیست»، و وقتی کامیونیتی نوت اصلاح میکنه که خیر ژورنالیست نیست و یوتیوبره، و همچنین خلافکاریه که لوکیشن خبرنگارها و نیروهای اوکراینی رو لو میداد، میگه عه دولت کامیونیتی نوت سایت ما رو دستکاری کرده!
نه تنها تشخیص نمیده خودش رو ضایع میکنه، چون اگه ۴۰ میلیارد دلار خرج کنی و باز اختیار سایتت دست خودت نباشه، یعنی بیعرضهتر از خودت پا به عرصه وجود نذاشته؛ بلکه کارهایی رو به دولت نسبت میده که دولت در خواب هم نمیتونه مشابهش رو انجام بده. در واقع اگه دولت آمریکا چنین توانایی در به بازی گرفتن پلتفرمها و رسانهها رو داشت، با اینهمه دلواپس حماس در خیابانهای خودش مواجه نمیشد.
همونطور که مسیحی، مسیحیت رو به اسباببازی هویتی خودش تبدیل کرده، دولتستیزان هم دولتستیزی رو به اسباببازی هویتی خودشون تبدیل کردهاند، و دیگه به مسخرگیش اهمیتی نمیدن، و پوئینتی نداره این مسخرگی رو به خودشون یادآور بشی. به بچهای که با عروسک خرسیش مشغوله هم نمیگن بسه دیگه انقدر بوسش نکن.
نه تنها تشخیص نمیده خودش رو ضایع میکنه، چون اگه ۴۰ میلیارد دلار خرج کنی و باز اختیار سایتت دست خودت نباشه، یعنی بیعرضهتر از خودت پا به عرصه وجود نذاشته؛ بلکه کارهایی رو به دولت نسبت میده که دولت در خواب هم نمیتونه مشابهش رو انجام بده. در واقع اگه دولت آمریکا چنین توانایی در به بازی گرفتن پلتفرمها و رسانهها رو داشت، با اینهمه دلواپس حماس در خیابانهای خودش مواجه نمیشد.
همونطور که مسیحی، مسیحیت رو به اسباببازی هویتی خودش تبدیل کرده، دولتستیزان هم دولتستیزی رو به اسباببازی هویتی خودشون تبدیل کردهاند، و دیگه به مسخرگیش اهمیتی نمیدن، و پوئینتی نداره این مسخرگی رو به خودشون یادآور بشی. به بچهای که با عروسک خرسیش مشغوله هم نمیگن بسه دیگه انقدر بوسش نکن.
کسی نمیتونه از زایس ایراد بگیره، ولی در نرمافزار چند سالی تأخیر دارند. این شعبدهبازی با الگوریتمهای دکانولوشن که برای میکروسکوپهای جدید عرضه میکنند، و خدا میدونه که از موسسات تحقیقات سلولی چند هزار دلار میگیرن که لایسنسش رو بفروشند، مدتهاست که داره در عکاسی استفاده میشه. این نمونه که به عنوان «وای نگا عجب انقلابی» گذاشتن، این روزها یه کار عادی تو پردازش تصویره (و چه حیف که گوگل و متا تو کار اپتیک نیستند). جای دیگه انقدر جیغ ازش استفاده نمیکنند، چون عکس علاوه بر کیفیت، باید انسانپسند و طبیعی هم باشه، و گرنه مانعی نبوده که دیتا رو تا ته بچلونند و این کارهای آبستراکت رو ازش در بیارن.
بیزینسی که با انبوه مشتریان طرفه، در نهایت خرحمالیه، و دستاوردهاش قدر دانسته نمیشه. همون زحمت و خلاقیت رو ببری تو فیلدی که تعداد محدودی مشتری با پول نامحدود دارند صرف کنی، هم بیشتر درمیاری، هم بیشتر تحویلت میگیرند.
بیزینسی که با انبوه مشتریان طرفه، در نهایت خرحمالیه، و دستاوردهاش قدر دانسته نمیشه. همون زحمت و خلاقیت رو ببری تو فیلدی که تعداد محدودی مشتری با پول نامحدود دارند صرف کنی، هم بیشتر درمیاری، هم بیشتر تحویلت میگیرند.
«تو تنها کسی هستی که میتونه دو تا کانال اداره کنه که تو یکیش آدم رو افسرده کنه و همزمان اون یکی آدم رو بخندونه، و من دومی رو ترجیح میدم».
برای اینکه هنوز بالغ نیستید. امثال شما هستند که اون بیرون میخوان با رقصیدن داعش رو به زانو دربیارن. شما در یک زندان هستید که قبل ازینکه اینجا رو بخونید دارک بود، من دارکش نکردم. بنابراین در موقعیتی نیستید که خندیدن رو ترجیح بدید. کدوم احمقی بتون گفت ارج نهادن بر زندگی یعنی زندگی علیرغم تاریکی؟ میکروب هم علیرغم تاریکی میتونه زنده بمونه. وظیفه انسانی شما اینه که خودتون و سپس دیگران رو از زندان بیرون بکشید. و اگه نتونستید و نشد، حداقل کاری که باید انجام بدید ناراحت بودنه. کی این جفنگ رو بتون گفت که «با شادی به جنگ اهریمن میرویم»؟ قصه بافته براتون. این آدم ناراحته که تغییر ایجاد میکنه. خوشحالها در طول تاریخ ما هیچ گهی نخوردند. رقص سماع درست در دورهای در ایران رواج پیدا کرد که همه مسئولیتهای خودشون در برابر مملکت رو رها کردند، چون همهچیز رو در بنبست میدیدند.
ناراحت بودن علامت رشدیافتگی انسانه. و گرنه گاو هم بلده فکر خودش رو محدود به ۳۲ مترمربع بکنه.
برای اینکه هنوز بالغ نیستید. امثال شما هستند که اون بیرون میخوان با رقصیدن داعش رو به زانو دربیارن. شما در یک زندان هستید که قبل ازینکه اینجا رو بخونید دارک بود، من دارکش نکردم. بنابراین در موقعیتی نیستید که خندیدن رو ترجیح بدید. کدوم احمقی بتون گفت ارج نهادن بر زندگی یعنی زندگی علیرغم تاریکی؟ میکروب هم علیرغم تاریکی میتونه زنده بمونه. وظیفه انسانی شما اینه که خودتون و سپس دیگران رو از زندان بیرون بکشید. و اگه نتونستید و نشد، حداقل کاری که باید انجام بدید ناراحت بودنه. کی این جفنگ رو بتون گفت که «با شادی به جنگ اهریمن میرویم»؟ قصه بافته براتون. این آدم ناراحته که تغییر ایجاد میکنه. خوشحالها در طول تاریخ ما هیچ گهی نخوردند. رقص سماع درست در دورهای در ایران رواج پیدا کرد که همه مسئولیتهای خودشون در برابر مملکت رو رها کردند، چون همهچیز رو در بنبست میدیدند.
ناراحت بودن علامت رشدیافتگی انسانه. و گرنه گاو هم بلده فکر خودش رو محدود به ۳۲ مترمربع بکنه.