Anarchonomy
«پدر و مادرتون شما رو خواهند فروخت»، اپیزود ۳۵۶۸
پست سپیده سه پاراگراف داشت. توعیتر، مابقی اینستاگرام، کانالهای تلگرام، پاراگراف اول و سوم رو پخش کردند، و پاراگراف دوم رو نادیده گرفتند. که درباره اینه که علاوه بر فاشیسم مذهبی حکومت، باید با خانواده خودش هم بجنگه. که تأیید پستهای یک سال پیش منه، درباره اینکه «خانواده شما، شما را خواهند فروخت».
این احمقها میخوان با امپراتوری توهم و دروغ شیعه بجنگند، اما خودشون در اولین آزمونهای صداقت، مردود میشن.
این احمقها میخوان با امپراتوری توهم و دروغ شیعه بجنگند، اما خودشون در اولین آزمونهای صداقت، مردود میشن.
دوره کرونا ژورنالیستها عین موشی که عینک زده باشه عکسهای ماهوارهای رو کنکاش میکردن تا تو چین قبرهای ردیفی تازه حفر شده رو پیدا کنند تا ببینند آمار فوتیهاشون درسته یا غلط. همین پارسال با عکسهای ماهوارهای درباره تلفات واگنر هم به تخمین خوبی رسیدند. اما در مورد غزه دیگه علاقهای ندارند که چک کنند این هزاران کشته دارند کجا دفن میشن، و هرچی که اون وحوش اعلام میکنند رو منتشر میکنند.
اما فقط ژورنالیستها نیستند که خالی از اعتبار شدهاند. پروفسورهای دانشگاه کلمبیا و نیویورک با همدیگه کشف کردند قبل از ۷ اکتبر یه عده سهامهای شرکتهای اسراییلی رو فروختن طوری که انگار خبر داشتن سقوط میکنه. پستهای «وای چه مشکوک» همهجا رو پر میکنه. اما مقدار سودی که برای این فروشها محاسبه کردند ۱۰۰ برابر خطا داشته، و عملا مقدار ناچیزی بوده. چون واحد خرد شِکل رو از خود شِکل تشخیص ندادن. پروفسور دانشکده حقوقند.
اما فقط ژورنالیستها نیستند که خالی از اعتبار شدهاند. پروفسورهای دانشگاه کلمبیا و نیویورک با همدیگه کشف کردند قبل از ۷ اکتبر یه عده سهامهای شرکتهای اسراییلی رو فروختن طوری که انگار خبر داشتن سقوط میکنه. پستهای «وای چه مشکوک» همهجا رو پر میکنه. اما مقدار سودی که برای این فروشها محاسبه کردند ۱۰۰ برابر خطا داشته، و عملا مقدار ناچیزی بوده. چون واحد خرد شِکل رو از خود شِکل تشخیص ندادن. پروفسور دانشکده حقوقند.
Anarchonomy
دوره کرونا ژورنالیستها عین موشی که عینک زده باشه عکسهای ماهوارهای رو کنکاش میکردن تا تو چین قبرهای ردیفی تازه حفر شده رو پیدا کنند تا ببینند آمار فوتیهاشون درسته یا غلط. همین پارسال با عکسهای ماهوارهای درباره تلفات واگنر هم به تخمین خوبی رسیدند. اما…
«اسراییل نمیتونه فلان کار رو انجام بده»، «اسراییل توانایی بهمان کار رو نداره»، «طرح اسراییل واقعبینانه نیست».
ژورنالیستها، پروفسورها، و تحلیلگرها، اخیرا این جملات رو زیاد استفاده میکنند. بدون اینکه چیز زیادی بدونند.
من نمیدونم اسراییل در کاری که میخواد انجام بده موفق میشه یا نمیشه. من حتی نمیدونم هدفشون دقیقا چیه که بعد بگم میشه یا نمیشه. اما همینجوری و یلخی نمیگم «نمیتوانند» و «نمیشه».
شاهد میخواید؟ به سربازگیریشون نگاه کنید. کشوری که کل موجودیتش تهدید شده باید ۳ درصد جمعیت فعالش رو بیاره تو جبهه. و اسراییل تنها کشوریه که خیلی راحت این کارو انجام میده. اینطور نیست که اونجا همه عاشق خدمت باشند. نیستند. نسل امروزی اونها هم مثل نسل پنجاه سال پیششون نیست. اما مهم اینه که دولت برای جمع کردن این سه درصد چقدر به مشکل میخوره. و اسراییل زیاد به مشکل نمیخوره. بقیه میخورند. حتی اوکراین، که پر از انگیزهست. اگه ۳ درصد مردان اوکراینی اعزام شده بودند، وضعیت جنگ به کلی متفاوت میبود. اما دو سال از شروع تجاوز روسیه گذشته و هنوز این کار رو نکردهاند. فرمانده ارتش میخواد اینکارو بکنه، اما زلنسکی مایل نیست، چون نارضایتی در بین جوانان که بزرگترین حامی سیاسیش هستند رو بالا میبره. یعنی کاری که به راحتی در اسراییل انجام میشه، در اوکراین بحران سیاسی ایجاد کرده. همهجا همینه. خود ایران هم از زمان تشکیل ارتش مدرن، همه حکومتها با سربازگیری مشکل داشتند. رضاخان مشکل داشت، پسرش مشکل داشت، مصدق مشکل داشت (اون زمان اربابهای روستاها رو وادار میکردند تا پسرهای فراری رو لو بدن. برداشت رعیتی که حکومت با واسطه ارباب پسرش رو میبردند، این نبود که رفت از امنیت کشور دفاع کنه. برداشتش این بود که «اومدند پسرم رو دزدیدند و رفتند». و واقعا تا دو سال حکم یک مُرده رو داشت. خدابیامرز تصور میکرد این رعیت فردا که حکومتش در آستانه سقوط قرار گرفت، براش دلسوزی خواهند کرد؟ این قسمت رو سلطنتطلبها تعریف نمیکنند). بعد از انقلاب هم این اراذل مشکل داشتند. اگه هیجانات و جنون مقطعی اول جنگ رو فاکتور بگیریم، برای شش سال بعدش به مشکل خوردند.
آدم جور کردن سخته. همهچیز با تکنولوژی نیست. گنبد آهنین توجهات رو جلب میکنه، ولی اینکه در عرض یک ماه، از فیلمهای گوپرو از تیر خلاص زدن به مردم عادی اسراییل، برسیم به فیلم گوپرو فرمانده حماس از غرق شدن خودش در تونل، آدم میخواد.
تواناییها و آسیبپذیریهای اسراییل، یونیکه. بله حتی آسیبپذیریهاش. حمله هفت اکتبر برای بقیه کشورها پیش نمیاد. به ایران نمیشه با موتور و وانت حمله کرد. اما کارمند اسراییلی آمازون، که الان اسیره، ساکن شهری بود که درست بیخ مرز با غزهست.
کسی که همه این خصوصیات یونیک رو در تحلیلش لحاظ نمیکنه، در حال تحلیل نیست. فقط داره یه نظر رو پرزنت میکنه.
ژورنالیستها، پروفسورها، و تحلیلگرها، اخیرا این جملات رو زیاد استفاده میکنند. بدون اینکه چیز زیادی بدونند.
من نمیدونم اسراییل در کاری که میخواد انجام بده موفق میشه یا نمیشه. من حتی نمیدونم هدفشون دقیقا چیه که بعد بگم میشه یا نمیشه. اما همینجوری و یلخی نمیگم «نمیتوانند» و «نمیشه».
شاهد میخواید؟ به سربازگیریشون نگاه کنید. کشوری که کل موجودیتش تهدید شده باید ۳ درصد جمعیت فعالش رو بیاره تو جبهه. و اسراییل تنها کشوریه که خیلی راحت این کارو انجام میده. اینطور نیست که اونجا همه عاشق خدمت باشند. نیستند. نسل امروزی اونها هم مثل نسل پنجاه سال پیششون نیست. اما مهم اینه که دولت برای جمع کردن این سه درصد چقدر به مشکل میخوره. و اسراییل زیاد به مشکل نمیخوره. بقیه میخورند. حتی اوکراین، که پر از انگیزهست. اگه ۳ درصد مردان اوکراینی اعزام شده بودند، وضعیت جنگ به کلی متفاوت میبود. اما دو سال از شروع تجاوز روسیه گذشته و هنوز این کار رو نکردهاند. فرمانده ارتش میخواد اینکارو بکنه، اما زلنسکی مایل نیست، چون نارضایتی در بین جوانان که بزرگترین حامی سیاسیش هستند رو بالا میبره. یعنی کاری که به راحتی در اسراییل انجام میشه، در اوکراین بحران سیاسی ایجاد کرده. همهجا همینه. خود ایران هم از زمان تشکیل ارتش مدرن، همه حکومتها با سربازگیری مشکل داشتند. رضاخان مشکل داشت، پسرش مشکل داشت، مصدق مشکل داشت (اون زمان اربابهای روستاها رو وادار میکردند تا پسرهای فراری رو لو بدن. برداشت رعیتی که حکومت با واسطه ارباب پسرش رو میبردند، این نبود که رفت از امنیت کشور دفاع کنه. برداشتش این بود که «اومدند پسرم رو دزدیدند و رفتند». و واقعا تا دو سال حکم یک مُرده رو داشت. خدابیامرز تصور میکرد این رعیت فردا که حکومتش در آستانه سقوط قرار گرفت، براش دلسوزی خواهند کرد؟ این قسمت رو سلطنتطلبها تعریف نمیکنند). بعد از انقلاب هم این اراذل مشکل داشتند. اگه هیجانات و جنون مقطعی اول جنگ رو فاکتور بگیریم، برای شش سال بعدش به مشکل خوردند.
آدم جور کردن سخته. همهچیز با تکنولوژی نیست. گنبد آهنین توجهات رو جلب میکنه، ولی اینکه در عرض یک ماه، از فیلمهای گوپرو از تیر خلاص زدن به مردم عادی اسراییل، برسیم به فیلم گوپرو فرمانده حماس از غرق شدن خودش در تونل، آدم میخواد.
تواناییها و آسیبپذیریهای اسراییل، یونیکه. بله حتی آسیبپذیریهاش. حمله هفت اکتبر برای بقیه کشورها پیش نمیاد. به ایران نمیشه با موتور و وانت حمله کرد. اما کارمند اسراییلی آمازون، که الان اسیره، ساکن شهری بود که درست بیخ مرز با غزهست.
کسی که همه این خصوصیات یونیک رو در تحلیلش لحاظ نمیکنه، در حال تحلیل نیست. فقط داره یه نظر رو پرزنت میکنه.
وقتی میخواهید یه نخی وصل کنید به گذشته دور، فضا و استاندارد اون زمان رو به هیچ نگیرید. چون مهم هستند. جوینی در حال توصیف وضعیت زمانه شما نیست. داره دوتا دوره رو مقایسه میکنه که هیچکدوم ربطی به وضع حال حاضر شما ندارند. تو اینو از متنش میفهمی که آدم نااهلی صاحب منصب شده بوده، اما نمیدونی تو استاندارد جوینی آدم مناسب برای منصب چه کسی بوده. مطمئن باش اونی که تو فکر میکنی نبوده. مثلا معتقد بود صدرنشین باید نجیبزاده باشه، ولی این برای تو توهینآمیزه.
Anarchonomy
وقتی میخواهید یه نخی وصل کنید به گذشته دور، فضا و استاندارد اون زمان رو به هیچ نگیرید. چون مهم هستند. جوینی در حال توصیف وضعیت زمانه شما نیست. داره دوتا دوره رو مقایسه میکنه که هیچکدوم ربطی به وضع حال حاضر شما ندارند. تو اینو از متنش میفهمی که آدم نااهلی…
با تاریخ کلاهبرداریهای زیادی میشه، و یکیش همردهپنداری با آدمهای تاریخه. تشکیلات آخوند، زن دوره خلیفه عثمان رو طوری نشون میده که انگار یکی از طلاب حوزه علمیه خواهران کاشانه. تا به طلبه کاشان القاء کنه تو و زن مسلمان دوره خلیفه عثمان تو یه تیم هستید، فقط یه فاصله زمانی بینتون افتاده. قبل ازون شاه هم همین کار رو با هخامنشیان کرد، و وانمود میشد فرمانده نیروی دریایی وقت، تو تیم فرمانده ناوگان دریایی خشایار قرار داره، و فقط یه فاصله زمانی بینشون افتاده.
ما آدمها اگه هم به گذشتهمون وصل باشیم، اینجوری وصل نیستیم. کوروش اگه به خوابیدن ادامه نمیداد و زنده میشد، امکان داشت گردن شاه رو بزنه. ابنسینا شاید اگه کتابهای درسی مدرن رو میدید هیجانزده میشد، ولی صدسال سیاه لایف استایل پزشک امروزی رو قبول نمیکرد. یکبار بشین و فرض کن فارابی جلوت نشسته و تمام کارهایی که در طول روز انجام دادی رو براش شرح بده. احتمالا یا خود و خاندانت رو لعن کنه، یا زیر لب ذکری بگه که آتش تو گریبانش رو نگیره. شما از نظر تمام آدمهای تاریخ، یا جاهلید، یا ملعون، یا سخیف، یا مجنون. نه تنها توی تیم هیچکدوم اونها نیستید، بلکه اونها هم هیچوقت نمیپذیرفتند که شما توی تیم اونها باشید.
گذشته، یک سیاره دیگهست.
ما آدمها اگه هم به گذشتهمون وصل باشیم، اینجوری وصل نیستیم. کوروش اگه به خوابیدن ادامه نمیداد و زنده میشد، امکان داشت گردن شاه رو بزنه. ابنسینا شاید اگه کتابهای درسی مدرن رو میدید هیجانزده میشد، ولی صدسال سیاه لایف استایل پزشک امروزی رو قبول نمیکرد. یکبار بشین و فرض کن فارابی جلوت نشسته و تمام کارهایی که در طول روز انجام دادی رو براش شرح بده. احتمالا یا خود و خاندانت رو لعن کنه، یا زیر لب ذکری بگه که آتش تو گریبانش رو نگیره. شما از نظر تمام آدمهای تاریخ، یا جاهلید، یا ملعون، یا سخیف، یا مجنون. نه تنها توی تیم هیچکدوم اونها نیستید، بلکه اونها هم هیچوقت نمیپذیرفتند که شما توی تیم اونها باشید.
گذشته، یک سیاره دیگهست.
Anarchonomy
با تاریخ کلاهبرداریهای زیادی میشه، و یکیش همردهپنداری با آدمهای تاریخه. تشکیلات آخوند، زن دوره خلیفه عثمان رو طوری نشون میده که انگار یکی از طلاب حوزه علمیه خواهران کاشانه. تا به طلبه کاشان القاء کنه تو و زن مسلمان دوره خلیفه عثمان تو یه تیم هستید، فقط…
یکی از چیزهایی که نمیتونی به آدم هزار سال پیش بفهمونی این نموداره. درست در شرایطی که مردم آمریکا، به شدت از وضع اقتصادی نالانند، آمار تأسیس شرکت و بیزینسهای جدید داره رکورد میزنه، که علامت خوشبینی به اقتصاده. این دورویی آگاهانه، برای انسان قدیم تعریفنشدنی بود. چون ما داخل فضا و استانداردهایی هستیم که این دورویی منطقی داره و این منطق برامون قابل فهمه. درست و غلط بودنش جداست از قابل فهم بودنش.
فقط به عنوان یک اشاره کوچک: وقتی از آدم رندوم دوران ما نظر میخوای، چون قدرتمنده و خودش رو در جایگاه قدرتمندی میبینه (هر دو با هم واقعیت دارند)، به دهها سناریو مختلف فکر میکنه بعد نظر میده. چون میدونه که تأثیرگذاره، و گاهی واقعا است. بنابراین به محض اینکه سوال رو به زبان میاری، خود به خود وارد یک بازی چندبعدی میشی.
فقط به عنوان یک اشاره کوچک: وقتی از آدم رندوم دوران ما نظر میخوای، چون قدرتمنده و خودش رو در جایگاه قدرتمندی میبینه (هر دو با هم واقعیت دارند)، به دهها سناریو مختلف فکر میکنه بعد نظر میده. چون میدونه که تأثیرگذاره، و گاهی واقعا است. بنابراین به محض اینکه سوال رو به زبان میاری، خود به خود وارد یک بازی چندبعدی میشی.
ترکیب تاریخی ۹۰ درصد پخمه/۱۰ درصد شیاد که در همه موجسازیها وجود داشته، الانم وجود داره. اون ۹۰ درصد پخمهای که پرچم فلسطین رو میذارن جلوی اسمشون فهمی ازین ندارند که اون ۱۰ درصد بازیگردان، فاشیستهای مسلمانند، که در مورد هرچی مسامحه کنند، با آزادی زنان کنار نمیان.
اینکه ترکیب ۹۰-۱۰ در دورهای که بهترین امکانات ارتباطی وجود داره هم برقراره نشون میده که این یک پدیده روانشناختی-جامعهشناختیه و تکنولوژی روش تاثیری نداره.
اینکه ترکیب ۹۰-۱۰ در دورهای که بهترین امکانات ارتباطی وجود داره هم برقراره نشون میده که این یک پدیده روانشناختی-جامعهشناختیه و تکنولوژی روش تاثیری نداره.
بچهشیعه اساسا هیچچیز از خودش نداشت. تهی از نرمافزار و اندیشه و برنامه. با فعالشدن تودهایها یه سری کلمات از چپها قرض گرفت. حتی کلمات جنرالی مثل «هدف». تا جایی که اسم تیم فوتبال گولکوچیک تو محلهها رو هم هدف میذاشتن. و همچنین کلمه «مکتب»، که بعد به عاشورا چسبوندش. بچهشیعه حتی امام حسینش هم از درگاه حزب توده شناخت. وقتی تودهای گفت دانشجو باید غیر از درس خوندن برنامهای برای زمین زدن ابرقدرتها هم داشته باشه، اینم عین طوطی تکرارش کرد. بعد از انقلاب دیگه کسی نبود ازش برنامه بدزده. و آثارش رو دارید میبینید.
سازمان اطلاعاتی اوکراین، با همون امکانات محدودی که داره، عملیاتهایی انجام میده که بقیه کشورها در دوران صلح و وفور بودجه هم نمیتونند انجام بدن، و خائنهایی رو ترور میکنه که خودشون هم فکر نمیکنند کسی به فکر اینه که ترورشون کنه.
اگه میگی «نه میبخشیم، و نه فراموش میکنیم» باید منظورت این باشه. و گرنه این جمله معادل به روز شده همون «خدا لعنتشون کنه» مامانبزرگته. تا وقتی اینجوری عمل نمیکنی، یا برنامهای نداری که اینجوری عمل کنی، فکر نکن داری جمله عمیق و معناداری رو بیان میکنی.
اگه میگی «نه میبخشیم، و نه فراموش میکنیم» باید منظورت این باشه. و گرنه این جمله معادل به روز شده همون «خدا لعنتشون کنه» مامانبزرگته. تا وقتی اینجوری عمل نمیکنی، یا برنامهای نداری که اینجوری عمل کنی، فکر نکن داری جمله عمیق و معناداری رو بیان میکنی.
دهه هشتاد زیاد پیش میاومد که در پاسخ به جفنگیات حکومتی به مورد شبهجزیره کره اشاره کنیم، چون اینکه یک روز وسط یک کشور یک مرز کشیده بشه و پنجاه سال بعد وضع مردم اینطرف مرز با اونطرفش به کلی فرق پیدا کنه، ناقض خیلی از ادعاها بود، از جمله این مهمل تکراری که «مردم ایران اهل کار نیستند». مورد کره ثابت میکرد که میشه در ایران جامعهای سختکوش داشت، و میشه جامعهای داشت که همه دنبال دلالی و دودرهبازی باشند. هر دو بسته به اینکه چه حکومتی بر کشور مسلط باشه.
اما یه چیزی رو لحاظ نکرده بودیم، و اون این واقعیت بود که مردم مثل یه ورق آلومینیومی نیستند که فقط رفلکس نشون بدن به رفتار حکومت. رفلکس که قطعا دارند، وقتی دائم بشون دروغ بگی، همیشه ازت انتظار دروغ دارند، وقتی دائم مسخرهبازی دربیاری، همه اقداماتت رو مسخره میپندارند. اما همهچیز در رفلکس خلاصه نمیشه. و مثالش باز در همون شبهجزیره کره دیده شد: نرخ باروری در کرهشمالی و کرهجنوبی، پایین اومد. با اینکه یکی در قحطی بسر میبرد، و اون یکی در رفاه غلت میزد. تا جایی که هم رییسجمهور دولت دموکراتیک قسمت جنوبی باید به مردمش التماس کنه بچهدار بشن، هم رهبر دیکتاتور آدمکش قسمت شمالی.
نرخ باروری کره شمالی فقط یک عدد نیست. اگه دانشگاه مشغول بازی با بیضههای خودش نبود، باید جرقهزننده موج جدیدی از رسالهها و پایاننامههای سیاسی و جامعهشناسی میشد. چون کار دانشگاه ترکاندن حبابهای عوامانهست. پشت این عدد، با اینکه مقدار واقعیش رو نمیدونیم، داستان زیادی وجود داره. ولی یک جمعبندی کلی رو میشه ازش بیرون کشید: «حتی زن ساکن کرهشمالی که تا کمر جلوی تصویر رهبر فقید این کشور خم میشه هم، انقدر خر نیست که خودش رو به کوری بزنه و علیرغم همه شرایطی که میبینه، پشت سر هم زایمان کنه!».
همین یک گزاره چندین حباب رو به طور همزمان میترکونه، که ازش این نتایج برمیاد:
۱- حتی پروپاگاندای کره شمالی هم کار نمیکند
۲- حتی پادگانیسم کره شمالی هم موثر نیست
۳- لازم نیست همه به اینترنت بدون فیلتر وصل باشند تا همه تحت تأثیر دنیای بیرون قرار بگیرند
۴- میشود به نظام سیاسی احترام گذاشت، اما حرفش را گوش نکرد
۵- سیستمهای مردسالار در برابر زن مدرن آچمز هستند
۶- فرهنگ میتواند تحت تأثیر اقتصاد باشد، اما مستقل از آن حرکت میکند
۷- محاسبات ماتریالیستی در انحصار الیت جامعه نیست
به اصطلاح انگلیسی باز کردن هر کدوم از این موارد هفتگانه، باز کردن
A can of worms
است.
اما یه چیزی رو لحاظ نکرده بودیم، و اون این واقعیت بود که مردم مثل یه ورق آلومینیومی نیستند که فقط رفلکس نشون بدن به رفتار حکومت. رفلکس که قطعا دارند، وقتی دائم بشون دروغ بگی، همیشه ازت انتظار دروغ دارند، وقتی دائم مسخرهبازی دربیاری، همه اقداماتت رو مسخره میپندارند. اما همهچیز در رفلکس خلاصه نمیشه. و مثالش باز در همون شبهجزیره کره دیده شد: نرخ باروری در کرهشمالی و کرهجنوبی، پایین اومد. با اینکه یکی در قحطی بسر میبرد، و اون یکی در رفاه غلت میزد. تا جایی که هم رییسجمهور دولت دموکراتیک قسمت جنوبی باید به مردمش التماس کنه بچهدار بشن، هم رهبر دیکتاتور آدمکش قسمت شمالی.
نرخ باروری کره شمالی فقط یک عدد نیست. اگه دانشگاه مشغول بازی با بیضههای خودش نبود، باید جرقهزننده موج جدیدی از رسالهها و پایاننامههای سیاسی و جامعهشناسی میشد. چون کار دانشگاه ترکاندن حبابهای عوامانهست. پشت این عدد، با اینکه مقدار واقعیش رو نمیدونیم، داستان زیادی وجود داره. ولی یک جمعبندی کلی رو میشه ازش بیرون کشید: «حتی زن ساکن کرهشمالی که تا کمر جلوی تصویر رهبر فقید این کشور خم میشه هم، انقدر خر نیست که خودش رو به کوری بزنه و علیرغم همه شرایطی که میبینه، پشت سر هم زایمان کنه!».
همین یک گزاره چندین حباب رو به طور همزمان میترکونه، که ازش این نتایج برمیاد:
۱- حتی پروپاگاندای کره شمالی هم کار نمیکند
۲- حتی پادگانیسم کره شمالی هم موثر نیست
۳- لازم نیست همه به اینترنت بدون فیلتر وصل باشند تا همه تحت تأثیر دنیای بیرون قرار بگیرند
۴- میشود به نظام سیاسی احترام گذاشت، اما حرفش را گوش نکرد
۵- سیستمهای مردسالار در برابر زن مدرن آچمز هستند
۶- فرهنگ میتواند تحت تأثیر اقتصاد باشد، اما مستقل از آن حرکت میکند
۷- محاسبات ماتریالیستی در انحصار الیت جامعه نیست
به اصطلاح انگلیسی باز کردن هر کدوم از این موارد هفتگانه، باز کردن
A can of worms
است.
کل توان پردازشی که برای راه انداختن یه مرکز فرماندهی و کنترل تو جبهه لازمه رو جمع کرده تو یه باکس اندازه یه چمدون، که با باتری کلا ۳۴ کیلو وزنشه، با دهها هسته اینتل و صدها گیگ رم. برای هرکاری که لازم داری انجام بدی، از ویدئو پهپادها تا هوش مصنوعی، از شبکه رادیویی تا هاست ابری. با بدنه فیبر کربن که بتونی پرتش کنی اینور اونور، یا بندازیش پشت وانت. تا یگان لازم نباشه متکی به مرکز باشه.
سبک جنگ جوری داره تغییر میکنه که کلا دو جور ارتش داریم: ارتش قرن بیست و یکم، و ارتش میمونها.
سبک جنگ جوری داره تغییر میکنه که کلا دو جور ارتش داریم: ارتش قرن بیست و یکم، و ارتش میمونها.
این وسیله با نرخ فعلی دلار، صد و پنجاه میلیون تومن قیمت داره. اما میتونست خودت و خانوادهت رو از عوارض آلودگی هوا نجات بده. من عکس میتسوبیشی رو گذاشتم که در این زمینه خرکاره، و گرنه برندهای ارزونتر هم باید باشه. هوای توالت و حمام رو میکشه و میده بیرون، ولی حرارتش رو ازش میگیره، هوای تازه بیرون رو میاره و با اون حرارت گرمش میکنه و میده به اتاقها. یعنی هم هوای دیاکسیدکربندار داخل رو میدی بیرون، هم هوای اکسیژندار تازه تحویل میگیری، هم خونهت سرد نمیشه. و تو مسیر همه اینها سه تا فیلتر سایز استاندارد قرار داده که کاستی میره تو و میاد بیرون و میتونی راحت عوض کنی. میتونی فیلتر ساده بذاری، و میتونی فیلتر هپا بذاری که ویروس رو هم بگیره. کل مصرف؟ ۳۵ وات.
ازت میخوان برای یک آپارتمان ۱۵ میلیارد تومن پول بدی، ولی این وسیله ۱۵۰ میلیونی رو براش نصب نمیکنند. ما خودمون تعیین میکنیم که دیگران چقدر بمون اهمیت بدن.
ازت میخوان برای یک آپارتمان ۱۵ میلیارد تومن پول بدی، ولی این وسیله ۱۵۰ میلیونی رو براش نصب نمیکنند. ما خودمون تعیین میکنیم که دیگران چقدر بمون اهمیت بدن.
اسیر اوکراینی که حالا آزاد شده خاطراتش رو از دورهای که در سیاهچال روسها اسیر بود تعریف میکنه و میگه بعضی روزها مجبور شده موش بگیره و بخوردش، و با اینکه پشت سر هم عوق میزده، فقط با تلقین «این تنها راه زنده موندنته» به خودش، تونسته قورتش بده. آدمهای حماس به دختر اسراییلی انقدر تجاوز کردن که حالا خودشون هم نمیدونند که آزادش کنند یا نکنند، چون آزاد نکردنش یه دردسره، و آزاد کردنش یه دردسر دیگه، و شاید بهتر اینه که مثل بقیه خلاصش کنند و بگن بمب خود اسراییل خورد بش. در زندانهای ایران انقدر به طرف دارو تزریق میکنند، که یا از اوردوز و یا اختلال دارویی، و یا هردو، تمام کنه، و بعد بگن خودش یهو افتاد!
اینها کشورهای محور مقاومتند. محور مدافع ارزشها و سنتها. محور آزادگی و شهادت. محور «خانواده» و «غیرت».
اینها کشورهای محور مقاومتند. محور مدافع ارزشها و سنتها. محور آزادگی و شهادت. محور «خانواده» و «غیرت».
Anarchonomy
یکی از چیزهایی که نمیتونی به آدم هزار سال پیش بفهمونی این نموداره. درست در شرایطی که مردم آمریکا، به شدت از وضع اقتصادی نالانند، آمار تأسیس شرکت و بیزینسهای جدید داره رکورد میزنه، که علامت خوشبینی به اقتصاده. این دورویی آگاهانه، برای انسان قدیم تعریفنشدنی…
«از هر پنج آمریکایی زیر سی سال، یکی فکر میکند هولوکاست یک افسانهست».
این هم مثل اون نظرسنجیه که نتیجهش نشون میداد بسیاری از جوانان آمریکایی فکر میکنند شیرکاکائو از دوشیدن گاو قهوهای به دست میاد!
اگه از همینها بپرسی «آیا موافقید که جنگ داخلی نیجریه دو میلیون نفر تلفات داشت؟»، بیست درصد میگن بله. با اینکه اصلا در نیجریه جنگ داخلیای رخ نداده. همینکه بفهمه اونجا آفریقاست و بش میخوره دو میلیون نفر همینجوری بمیرن، کافیه. اون خودشو داخل یه بازی میبینه، و این پرسشگر خودش رو داخل ریسرچ!
این هم مثل اون نظرسنجیه که نتیجهش نشون میداد بسیاری از جوانان آمریکایی فکر میکنند شیرکاکائو از دوشیدن گاو قهوهای به دست میاد!
اگه از همینها بپرسی «آیا موافقید که جنگ داخلی نیجریه دو میلیون نفر تلفات داشت؟»، بیست درصد میگن بله. با اینکه اصلا در نیجریه جنگ داخلیای رخ نداده. همینکه بفهمه اونجا آفریقاست و بش میخوره دو میلیون نفر همینجوری بمیرن، کافیه. اون خودشو داخل یه بازی میبینه، و این پرسشگر خودش رو داخل ریسرچ!
Anarchonomy
اسیر اوکراینی که حالا آزاد شده خاطراتش رو از دورهای که در سیاهچال روسها اسیر بود تعریف میکنه و میگه بعضی روزها مجبور شده موش بگیره و بخوردش، و با اینکه پشت سر هم عوق میزده، فقط با تلقین «این تنها راه زنده موندنته» به خودش، تونسته قورتش بده. آدمهای حماس…
میخوای چی بنویسن تو صفحه ویکیپدیا جنگی که شروع کردی؟ غنیمت: یک دستگاه هاموی، که پس از دوماه پس گرفته شد؟ به زن و بچه مردم تیر خلاص زدی برای همین؟
ماسک برای برگردوندن اکانت الکس جونز نظرسنجی میذاره، و مثل بقیه نظرسنجیها بالاش مینویسه «صدای مردم صدای خداست».
به طور زنده دارید میبینید که چطور زبان مورد سوء استفاده شارلاتانها قرار میگیره. این اصطلاح قدیمی رو جاهایی استفاده میکردند که آدم امروزی توی فیلمها و سریالها و در حالی که روی مبل لم داده، میبینه، مثل وقتی که میخواستن کسی رو دار بزنند، یا نسلکشی کنند. تا جایی که هزار و دویست سال پیش آلکوئین به کارل بزرگ نوشت «نباید توجه کنید به کسانی که میگویند صدای مردم صدای خداست، که هیاهوی مردمان همواره قریب به جنون بوده است». البته اون مثل هر آدم باسواد و مذهبی زمان خودش تمایلات سلطنتطلبانه داشت و بیمعنی میدونست وقتی شاه هست بریم از مردم بیسواد کسب تکلیف کنیم، اما لازم نمیدید در رد اون جمله بگه «صدای شاه شایستهتر است که صدای خدا باشد»، چون همینکه اشاره میکرد که «اگر صدای جماعت صدای خدا بود افتضاحاتی که خودتان شاهدش بودهاید را باعث نمیشد» کافی میبود.
به طور زنده دارید میبینید که چطور زبان مورد سوء استفاده شارلاتانها قرار میگیره. این اصطلاح قدیمی رو جاهایی استفاده میکردند که آدم امروزی توی فیلمها و سریالها و در حالی که روی مبل لم داده، میبینه، مثل وقتی که میخواستن کسی رو دار بزنند، یا نسلکشی کنند. تا جایی که هزار و دویست سال پیش آلکوئین به کارل بزرگ نوشت «نباید توجه کنید به کسانی که میگویند صدای مردم صدای خداست، که هیاهوی مردمان همواره قریب به جنون بوده است». البته اون مثل هر آدم باسواد و مذهبی زمان خودش تمایلات سلطنتطلبانه داشت و بیمعنی میدونست وقتی شاه هست بریم از مردم بیسواد کسب تکلیف کنیم، اما لازم نمیدید در رد اون جمله بگه «صدای شاه شایستهتر است که صدای خدا باشد»، چون همینکه اشاره میکرد که «اگر صدای جماعت صدای خدا بود افتضاحاتی که خودتان شاهدش بودهاید را باعث نمیشد» کافی میبود.
بیش از ۸۰ درصد وبلاگها هیچ ترافیکی از موتورهای جستجو ندارند. که یعنی عملا بازدید ندارند، و احتمالا مخاطبشون در حد انگشتان دست باشه. مخاطب متوسط پادکستها بیشتره، چون هنوز تعدادشون به اندازه وبلاگها نیست، اما اگه زیاد بشه خیلی زودتر به وضعیت فعلی وبلاگها میرسه، چون گوش دادن به صوت تایم بیشتری میگیره و مردم نمیتونند چندین پادکست مختلف رو در طول روز گوش بدن. و این در حالیه که ۵۰ درصد پادکستها توسط کسانی تولید میشه که بالای ۷۵ هزار دلار در سال درآمد دارند. که یعنی وقت اضافه دارند، و درآمد پادکست خیلی هم براشون مهم نیست.
این ممکنه کمی سوء تفاهم ایجاد کنه، ولی هیچکس هم جرئت نداشته باشه بگه، من باید بگم: الان یک قرنه که طرفداران دولت رفاه از یک طرف، و طرفداران بازار آزاد در طرف مقابل، روی یک سوژه متمرکزند که «شکوفایی یعنی ایجاد فرصتهای برابر برای همه»، با این فرض که «مانع اینکه همه نیوتون و شکسپیر نشدهاند اینه که فرصت براشون فراهم نشده». اما دنیای واقعی یه جور دیگه کار میکنه. درسته هنوز عدهای در دنیا درگیر آب آشامیدنی هستند، ولی فرصتهای باورنکردنی مربوط به طبقات بالای هرم مازلو برای میلیاردها نفر فراهم شده. که از تمام دنیا مطالعه کنند، که برای تمام دنیا بنویسند، که به تمام دنیا گوش بدن، که برای تمام دنیا صحبت کنند. اما یک شکسپیر دیگه ظهور نکرد، یا یک هومر دیگه، یا یک سر توماس دیگه. فاک حتی اگه یک کافکا دیگه هم پیدا میشد جشن میگرفتم.
فرصتهای زیاد، حجم نویز رو بیشتر کرد، و حجم کپی پیست رو. اصل داستان همچنان برقراره: ۱- حرفهای اصلی رو، یک جامعه نخبه خیلی خیلی اقلیت میزنند. ۲- خارج از دایره نخبگی، جلب توجه مردم پول میخواد، پس جریان محتوا در اختیار پولدارها خواهد بود.
این ممکنه کمی سوء تفاهم ایجاد کنه، ولی هیچکس هم جرئت نداشته باشه بگه، من باید بگم: الان یک قرنه که طرفداران دولت رفاه از یک طرف، و طرفداران بازار آزاد در طرف مقابل، روی یک سوژه متمرکزند که «شکوفایی یعنی ایجاد فرصتهای برابر برای همه»، با این فرض که «مانع اینکه همه نیوتون و شکسپیر نشدهاند اینه که فرصت براشون فراهم نشده». اما دنیای واقعی یه جور دیگه کار میکنه. درسته هنوز عدهای در دنیا درگیر آب آشامیدنی هستند، ولی فرصتهای باورنکردنی مربوط به طبقات بالای هرم مازلو برای میلیاردها نفر فراهم شده. که از تمام دنیا مطالعه کنند، که برای تمام دنیا بنویسند، که به تمام دنیا گوش بدن، که برای تمام دنیا صحبت کنند. اما یک شکسپیر دیگه ظهور نکرد، یا یک هومر دیگه، یا یک سر توماس دیگه. فاک حتی اگه یک کافکا دیگه هم پیدا میشد جشن میگرفتم.
فرصتهای زیاد، حجم نویز رو بیشتر کرد، و حجم کپی پیست رو. اصل داستان همچنان برقراره: ۱- حرفهای اصلی رو، یک جامعه نخبه خیلی خیلی اقلیت میزنند. ۲- خارج از دایره نخبگی، جلب توجه مردم پول میخواد، پس جریان محتوا در اختیار پولدارها خواهد بود.
اروپا هنوز صنعت هوش مصنوعی نداره، اما برای هوش مصنوعی مقررات وضع کرده، و بش افتخار میکنه که بدون اینکه صنعتی داشته باشه، مقرراتش رو تولید کرده! دولتمرد اروپایی به این وضعیت متناقض افتخار هم میکنه و مثل یک پیروزی نشونش میده. انگار خود صنعت یک ویروسه، و قبل ازینکه به قاره اروپا برسه از پا درآوردیمش!
دولت مدرن، هیچ ارتباطی به حکومتها و دولتهای قدیم نداره. در دولت مدرن، با دوچرخه میان سر کار، ارزانترین کتشلوار رو میپوشند، و در یک خانه معمولی زندگی میکنند، اما با «کنترل» شهروندان خودارضایی میکنند. اونها به پول، شهرت، حرمسرا اهمیت نمیدن. چیزی که براشون «شرف» یا آنر (که برای شاهزادگان و شوالیهها خیلی مهم بود) به حساب میاد، کنترله. و باز هم این ربطی به سلطه و کنترل حکومتهای قدیم نداره. سلطه قدیم درباره به زیر کشیدن جماعت، با هدف بالا بردن یک فرد، یعنی شاه، بود. ولی اینها هیچ قصدی برای بالا بردن شخص خودشون ندارند. خودشون رو همسطح بقیه شهروندان میبینند. دوره خدمتشون هم تموم شد همه وسایل، از جمله اکانت سوشیال مدیا رو، تحویل میدن و میرن. بلکه آمال و آرزوشون بالا رفتن سیستمه. «سیستم کنترل، به سلامت باد!».
دولت مدرن، هیچ ارتباطی به حکومتها و دولتهای قدیم نداره. در دولت مدرن، با دوچرخه میان سر کار، ارزانترین کتشلوار رو میپوشند، و در یک خانه معمولی زندگی میکنند، اما با «کنترل» شهروندان خودارضایی میکنند. اونها به پول، شهرت، حرمسرا اهمیت نمیدن. چیزی که براشون «شرف» یا آنر (که برای شاهزادگان و شوالیهها خیلی مهم بود) به حساب میاد، کنترله. و باز هم این ربطی به سلطه و کنترل حکومتهای قدیم نداره. سلطه قدیم درباره به زیر کشیدن جماعت، با هدف بالا بردن یک فرد، یعنی شاه، بود. ولی اینها هیچ قصدی برای بالا بردن شخص خودشون ندارند. خودشون رو همسطح بقیه شهروندان میبینند. دوره خدمتشون هم تموم شد همه وسایل، از جمله اکانت سوشیال مدیا رو، تحویل میدن و میرن. بلکه آمال و آرزوشون بالا رفتن سیستمه. «سیستم کنترل، به سلامت باد!».
