Anarchonomy
45.6K subscribers
6.79K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
در حقوق مدنی و آزادی، میشه یک شبه پرش‌های صدساله کرد. کافیه ساز و کاری که ازشون دفاع کنه رو خوب بسازی. اگه بتونیم بسازیم، در حقوق بشر، فقط یک ماه فرصت لازمه تا از قعر جدول به صدر جدول برسیم. اما همه خیلی دور و غیردست‌یافتنی جلوه‌ش میدن. وقتی میگی آزادی بهاییان، میگن اوووه چه خبره حالا، وقتی میگی آزادی همجنسگرایان، میگن اووووه چه خبره حالا، وقتی میگی آزادی اهانت به مقدسات دیگران، میگن اووووه چه خبره حالا، تو خود انگلیس هم حرف اهانت‌آمیز جریمه داره! انگار نه تنها باید قدم‌های مورچه‌ای برداریم، بلکه خیال سبقت گرفتن از غربی‌ها رو هم باید از سر بیرون کنیم! گویی که برای تعالی فرهنگی، سقف تعیین شده و سقف ما فعلا همینه! در حالی که این یک توهم مسموم بیشتر نیست. هیچ‌چیز مانع ما نیست که در آزادی، از مهد آزادی جلو بزنیم. هیچ‌چیز مانع ما نیست که در حقوق‌بشر از بهترین کشورها جلو بزنیم. هیچ‌چیز مانع ما نیست که مملکتی بسازیم که اقلیت‌ها بیشتر از هرجای دیگه‌ای توش احساس امنیت کنند.


در مقابل، در صنعت و علم و تکنولوژی و مدیریت، اگه همین امروز هم شروع کنیم، حداقل شصت سال طول می‌کشه تا به الانِ کشورهای پیشرفته برسیم. اما همه خیلی نزدیک و دست‌یافتنی جلوه‌ش میدن. فلان چیز رو ساختیم که از نسخه آمریکایی‌اش بهتر است. فلان چیز رو ساختیم که در دنیا فقط سه تا کشور تونستن بسازن. فلان چیز رو آلمانی‌ها در یک سال ساختند، ما در یک ماه ساختیم. فلان چیز رو اسپانیایی‌ها با یک میلیون یورو ساختند، ما با صدهزار یورو ساختیم. که همه توهمند. و این توهم بعد از انقلاب شروع نشد. محمدرضا پهلوی در شرایطی وعده سبقت از آلمان رو می‌داد که هفتاد درصد مردم ایران یا عشایرزاده بودند یا روستازاده. و الان که ازون موقع هم بدتره، چون پرت بودن از دنیا به بیزینس هم رسیده، چون چهل ساله که از تجارت جهانی خارج بوده‌ایم. مسئله دیگه فقط دانشگاهی که وجود ندارد و صنعتی که وجود ندارد نیست. ما عملا هیچی از بیزینس در سطح جهانی نمی‌دونیم. و اگه حتی همین فردا همه دیوارهای زندان فروبریزه، پنجاه سال طول می‌کشه تا یه چیزهایی یاد بگیریم و بفهمیم نقش ما در دنیا باید کجا باشه.

ایرانی فکر می‌کنه فقط در مذهب بوده که قربانی شست‌وشوی مغزی بوده. و برای همین با کنار زدن خدا و پیغمبر تصور می‌کنه مغزش رو ریست کرده و خلاص شده. اما در مورد خیلی چیزهای دیگه هم تحت شست‌و‌شوی مغزی بوده. از جمله درباره اینکه چه چیزهایی در کشورش ممکنه، و چه چیزهایی فعلا ممکن نیست.
اگه کسی بگه قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته غیرفعال‌تر از کشورهای نرمال است، مزخرف میگه. و اگه کسی بگه قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته به اندازه کشورهای نرمال فعال است، اون هم داره مزخرف میگه. در واقعیت، قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته «فعال‌تر» از قوه قضاییه کشور نرمال است.
به دو دلیل:
۱- خلافکار به شو نیاز دارد
۲- خلافکار از قانون به عنوان ابزار استفاده می‌کند

اگه یه اسب‌دزد رو بکنی کلانتر شهر، نمایش کلانتری که خیلی روی اسب‌دزدی حساسه رو بازی می‌کنه. در دوره‌ای که پلیس کشورهای درگیر مافیا، به طور کامل توسط مافیا خریده شده بودند، هرشب در اخبار گزارش می‌شد که گرفتیم و کشف کردیم و منهدم کردیم و بلا بلا بلا. دقیقا در دوره‌ای که جاسوس‌های اسراییل در دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهای عربی نفوذ داشتند، در دستگاه‌های اطلاعاتی عربی پشت سرهم کمیته مخفی جاسوس‌یابی تأسیس می‌شد، توسط کسانی که خودشون جاسوس بودند!
همچنین اگه یه اسب‌دزد رو بکنی کلانتر شهر، میفهه دار زدن رقیب به عنوان اسب‌دزد، روش بهتری برای حذف کردنشه. باندهای مواد مخدر در مکزیک، بیشتر ازون تعدادی که وانت خریده باشند، قاضی و دادستان و بازجو خریده بودند. چون خلافکار نهاد قضایی رو وسیله‌ای می‌بینه که میشه توسط اون کارهای کثیف رو خیلی تمیزتر انجام داد. مثل به دردسر انداختن افرادی که حرف گوش نمیدن، یا عاصی کردن‌ افرادی که باج نمیدن، یا ترسوندن‌ افرادی که به خط قرمز باند احترام نمیذارن، یا محبوس کردن‌ افرادی که همکاری نمی‌کنند، یا بی‌آبرو کردن‌ افرادی که نمیشه خریدشون.

هر دو این‌ها باعث میشه قوه قضاییه فعال باشه. اما دلیل فعال«تر» بودنش اینه که نقطه تعادل برای هیچ‌کدوم ازین تعریف شدنی نیست.
بعضی چیزها هستند که نقطه تعادل تعریف‌شده دارند، فقط ممکنه نپذیریش. مثلا موقع دویدن به سرعتی میرسی که دیگه نمی‌کشی. که معلوم می‌کنه بعد ازون دیگه افراطه. ممکنه نپذیری و ادامه بدی و یه بلایی سر خودت بیاری. ولی خودت هم میدونی اون نقطه کجا بود. اما بعضی چیزها نقطه تعادل تعریف‌شده ندارند، حتی اگه حاضر باشی بلافاصله بپذیریش. مثل دروغگویی. هیچ‌کس نمیتونه بگه اینجا نقطه تعادل دروغ گفتنه و ازین بیشتر نباید ادامه داد. چون هر نقطه‌ای رو در نظر بگیری، میشه نقطه بعدیش رو به عنوان نقطه تعادل توجیه کرد.

وقتی نقطه تعادل چیزی تعریف‌ناشدنی باشه، افراط اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. اجتناب‌ناپذیری خصلت ذاتی این مسئله‌ست و فرقی نداره هوش و دانایی افراد درگیر چقدر باشه. به همین ترتیب هیچ‌کدوم از خلافکارهایی که شو اجرا می‌کنند، نمی‌تونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. و خلافکارهایی که دارند از نهاد قضایی به عنوان ابزار استفاده می‌کنند، نمی‌تونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. بنابراین فعالیت بیشتر از حالت نرمال میشه، و همینطور افزایش پیدا می‌کنه. پرونده‌ها زیاد، اعداد نجومی، پیگیری‌ها جدی، و همه مشغول.
اگه یادتون باشه من تنها کسی بودم که گفتم اینستاگرام «باید» در ایران فیلتر بشه، تا جماعت خاکستری شهرنشین فکر نکنند زیر سایه داعش میشه زندگی نرمال داشت. و فیلترش کردند. و گفتم بیخود می‌کنید تشریف میبرید دانشگاه و ادای دانشجوی یک کشور نرمال رو درمیارید وقتی زیر سایه داعشیم. و سریع دانشگاه رو به پادگان تبدیل کردند. و گفتم توریست بیخود می‌کنه میاد ایران و وانمود می‌کنه وارد یک کشور نرمال شده. و خودشون کاری کردند که امروز میگن توریست دیگه مجانی هم نمیاد. و گفتم بیخود می‌کنید تو خیابون می‌رقصید و آواز می‌خونید طوری که انگار مسئولیت از بین بردن داعش روی دوش‌مون نیست و فقط زندگی یه ذره سخت شده که اونم دورهمی میشه گذروند. و هرکی رقصید رو بازداشت کردند.
راستش ازینکه یک حکومت همه اموراتش رو ول کرده و داره اوامر من رو مو به مو اجرا می‌کنه یکم ذوق دارم. اصلا عادت ندارم همه‌چی طبق میل من پیش بره.
اینکه طرف رو بیاری باش مصاحبه کنی بعد با کنایه بش بگی جذابیت ظاهری نداری، علامت بیشعوریه. و اینکه فقط الان نسبت به این بیشعوری حساسیت نشون بدی، نه در همه اون موارد مشابهی که به یک زن چنین حرفی می‌زدند، هم علامت بیشعوریه. و اینکه فکر کنی تو تاریخ سینما همه بازیگرهای موفق، جذاب‌ترین افراد جامعه بودند، علامت اینه که اصلا اهل سینما نیستی.
اما مسئله خطرناک‌تر اینه که خیلی ساده و آرام و خزنده این باور عمومی رو ایجاد کرده‌اند که این بازیگر ظاهر خوبی نداره و به عنوان یک فکت باش برخورد می‌کنند، و اگه کسی نابینا بود و همه این‌ها رو به شکل صوتی می‌شنید تصور می‌کرد درباره یک زامبی حرف می‌زنند، و سپس بیناییش رو بدست می‌آورد و چهره این بازیگر رو می‌دید، دچار شوک می‌شد و نتیجه می‌گرفت مردم دیوانه شده‌اند.
درباره چیزی که با چشم میشه دیدش، میشه چنین جو مسمومی درست کرد. فکر کنید درباره مسائل مهم‌تر مصرف‌کننده چه توهماتی بوده‌اید.
کی بود تو کانالش نوشت وقتی در معرض اعدامی، کاری انجام بده که اعدام براش بیارزه، وقتی در معرض حبسی کاری انجام بده که حبس براش بیارزه، وقتی در معرض جریمه‌ای کاری انجام بده که جریمه براش بیارزه، وقتی قراره باحجاب هم بگیرن‌تون، باید کاری کنید که بی‌حجاب بگیرن‌تون، چون شما باید جلوتر از اشرار باشید؟ عا... من بودم.
Anarchonomy
«پدر و مادرتون شما رو خواهند فروخت»، اپیزود ۳۵۶۸
پست سپیده سه پاراگراف داشت. توعیتر، مابقی اینستاگرام، کانال‌های تلگرام، پاراگراف اول و سوم رو پخش کردند، و پاراگراف دوم رو نادیده گرفتند. که درباره اینه که علاوه بر فاشیسم مذهبی حکومت، باید با خانواده خودش هم بجنگه. که تأیید پست‌های یک سال پیش منه، درباره اینکه «خانواده شما، شما را خواهند فروخت».
این احمق‌ها میخوان با امپراتوری توهم و دروغ شیعه بجنگند، اما خودشون در اولین آزمون‌های صداقت، مردود میشن.
در ماه اکتبر آمریکا فقط برای ۲۹۳ ایرانی ویزای دانشجویی صادر کرده. آمریکا در طول سال ممکنه تا نیم میلیون! ویزای دانشجویی صادر کنه. یعنی سهم ایرانی‌ها هشت دهم درصده!
میخواستی با درس خوندن بری آمریکا؟ موفق باشی.
دوره کرونا ژورنالیست‌ها عین موشی که عینک زده باشه عکس‌های ماهواره‌ای رو کنکاش می‌کردن تا تو چین قبرهای ردیفی تازه حفر شده رو پیدا کنند تا ببینند آمار فوتی‌هاشون درسته یا غلط. همین پارسال با عکس‌های ماهواره‌ای درباره تلفات واگنر هم به تخمین خوبی رسیدند. اما در مورد غزه دیگه علاقه‌ای ندارند که چک کنند این هزاران کشته دارند کجا دفن میشن، و هرچی که اون وحوش اعلام می‌کنند رو منتشر می‌کنند.

اما فقط ژورنالیست‌ها نیستند که خالی از اعتبار شده‌اند. پروفسورهای دانشگاه کلمبیا و نیویورک با همدیگه کشف کردند قبل از ۷ اکتبر یه عده سهام‌های شرکت‌های اسراییلی رو فروختن طوری که انگار خبر داشتن سقوط می‌کنه. پست‌های «وای چه مشکوک» همه‌جا رو پر می‌کنه. اما مقدار سودی که برای این فروش‌ها محاسبه کردند ۱۰۰ برابر خطا داشته، و عملا مقدار ناچیزی بوده. چون واحد خرد شِکل رو از خود شِکل تشخیص ندادن. پروفسور دانشکده حقوقند.
Anarchonomy
دوره کرونا ژورنالیست‌ها عین موشی که عینک زده باشه عکس‌های ماهواره‌ای رو کنکاش می‌کردن تا تو چین قبرهای ردیفی تازه حفر شده رو پیدا کنند تا ببینند آمار فوتی‌هاشون درسته یا غلط. همین پارسال با عکس‌های ماهواره‌ای درباره تلفات واگنر هم به تخمین خوبی رسیدند. اما…
«اسراییل نمیتونه فلان کار رو انجام بده»، «اسراییل توانایی بهمان کار رو نداره»، «طرح اسراییل واقع‌بینانه نیست».

ژورنالیست‌ها، پروفسورها، و تحلیلگرها، اخیرا این جملات رو زیاد استفاده می‌کنند. بدون اینکه چیز زیادی بدونند.
من نمی‌دونم اسراییل در کاری که میخواد انجام بده موفق میشه یا نمیشه. من حتی نمی‌دونم هدف‌شون دقیقا چیه که بعد بگم میشه یا نمیشه. اما همینجوری و یلخی نمیگم «نمی‌توانند» و «نمیشه».
شاهد میخواید؟ به سربازگیری‌شون نگاه کنید. کشوری که کل موجودیتش تهدید شده باید ۳ درصد جمعیت فعالش رو بیاره تو جبهه. و اسراییل تنها کشوریه که خیلی راحت این کارو انجام میده. اینطور نیست که اونجا همه عاشق خدمت باشند. نیستند. نسل امروزی اون‌ها هم مثل نسل پنجاه سال پیش‌شون نیست. اما مهم اینه که دولت برای جمع کردن این سه درصد چقدر به مشکل میخوره. و اسراییل زیاد به مشکل نمیخوره. بقیه میخورند. حتی اوکراین، که پر از انگیزه‌ست. اگه ۳ درصد مردان اوکراینی اعزام شده بودند، وضعیت جنگ به کلی متفاوت می‌بود. اما دو سال از شروع تجاوز روسیه گذشته و هنوز این کار رو نکرده‌اند. فرمانده ارتش میخواد اینکارو بکنه، اما زلنسکی مایل نیست، چون نارضایتی در بین جوانان که بزرگترین حامی سیاسیش هستند رو بالا میبره. یعنی کاری که به راحتی در اسراییل انجام میشه، در اوکراین بحران سیاسی ایجاد کرده. همه‌جا همینه. خود ایران هم از زمان تشکیل ارتش مدرن، همه حکومت‌ها با سربازگیری مشکل داشتند. رضاخان مشکل داشت، پسرش مشکل داشت، مصدق مشکل داشت (اون زمان ارباب‌های روستاها رو وادار می‌کردند تا پسرهای فراری رو لو بدن. برداشت رعیتی که حکومت با واسطه ارباب پسرش رو میبردند، این نبود که رفت از امنیت کشور دفاع کنه. برداشتش این بود که «اومدند پسرم رو دزدیدند و رفتند». و واقعا تا دو سال حکم یک مُرده رو داشت. خدابیامرز تصور می‌کرد این رعیت فردا که حکومتش در آستانه سقوط قرار گرفت، براش دلسوزی خواهند کرد؟ این قسمت رو سلطنت‌طلب‌ها تعریف نمی‌کنند). بعد از انقلاب هم این اراذل مشکل داشتند. اگه هیجانات و جنون مقطعی اول جنگ رو فاکتور بگیریم، برای شش سال بعدش به مشکل خوردند.
آدم جور کردن سخته. همه‌چیز با تکنولوژی نیست. گنبد آهنین توجهات رو جلب می‌کنه، ولی اینکه در عرض یک ماه، از فیلم‌های گوپرو از تیر خلاص زدن به مردم عادی اسراییل، برسیم به فیلم گوپرو فرمانده حماس از غرق شدن خودش در تونل، آدم میخواد.
توانایی‌ها و آسیب‌پذیری‌های اسراییل، یونیکه. بله حتی آسیب‌پذیری‌هاش. حمله هفت اکتبر برای بقیه کشورها پیش نمیاد. به ایران نمیشه با موتور و وانت حمله کرد. اما کارمند اسراییلی آمازون، که الان اسیره، ساکن شهری بود که درست بیخ مرز با غزه‌ست.
کسی که همه این خصوصیات یونیک رو در تحلیلش لحاظ نمی‌کنه، در حال تحلیل نیست. فقط داره یه نظر رو پرزنت می‌کنه.
وقتی می‌خواهید یه نخی وصل کنید به گذشته دور، فضا و استاندارد اون زمان رو به هیچ نگیرید. چون مهم هستند. جوینی در حال توصیف وضعیت زمانه شما نیست. داره دوتا دوره رو مقایسه می‌کنه که هیچ‌کدوم ربطی به وضع حال حاضر شما ندارند. تو اینو از متنش میفهمی که آدم نااهلی صاحب منصب شده بوده، اما نمی‌دونی تو استاندارد جوینی آدم مناسب برای منصب چه کسی بوده. مطمئن باش اونی که تو فکر می‌کنی نبوده. مثلا معتقد بود صدرنشین باید نجیب‌زاده باشه، ولی این برای تو توهین‌آمیزه.
Anarchonomy
وقتی می‌خواهید یه نخی وصل کنید به گذشته دور، فضا و استاندارد اون زمان رو به هیچ نگیرید. چون مهم هستند. جوینی در حال توصیف وضعیت زمانه شما نیست. داره دوتا دوره رو مقایسه می‌کنه که هیچ‌کدوم ربطی به وضع حال حاضر شما ندارند. تو اینو از متنش میفهمی که آدم نااهلی…
با تاریخ کلاهبرداری‌های زیادی میشه، و یکیش هم‌رده‌پنداری با آدم‌های تاریخه. تشکیلات آخوند، زن دوره خلیفه عثمان رو طوری نشون میده که انگار یکی از طلاب حوزه علمیه خواهران کاشانه. تا به طلبه کاشان القاء کنه تو و زن مسلمان دوره خلیفه عثمان تو یه تیم هستید، فقط یه فاصله زمانی بین‌تون افتاده. قبل ازون شاه هم همین کار رو با هخامنشیان کرد، و وانمود می‌شد فرمانده نیروی دریایی وقت، تو تیم فرمانده ناوگان دریایی خشایار قرار داره، و فقط یه فاصله زمانی بین‌شون افتاده.
ما آدم‌ها اگه هم به گذشته‌مون وصل باشیم، اینجوری وصل نیستیم. کوروش اگه به خوابیدن ادامه نمی‌داد و زنده می‌شد، امکان داشت گردن شاه رو بزنه. ابن‌سینا شاید اگه کتاب‌های درسی مدرن رو می‌دید هیجان‌زده می‌شد، ولی صدسال سیاه لایف استایل پزشک امروزی رو قبول نمی‌کرد. یک‌بار بشین و فرض کن فارابی جلوت نشسته و تمام کارهایی که در طول روز انجام دادی رو براش شرح بده. احتمالا یا خود و خاندانت رو لعن کنه، یا زیر لب ذکری بگه که آتش تو گریبانش رو نگیره. شما از نظر تمام آدم‌های تاریخ، یا جاهلید، یا ملعون، یا سخیف، یا مجنون. نه تنها توی تیم هیچ‌کدوم‌ اون‌ها نیستید، بلکه اون‌ها هم هیچوقت نمی‌پذیرفتند که شما توی تیم اون‌ها باشید.
گذشته، یک سیاره دیگه‌ست.
Anarchonomy
با تاریخ کلاهبرداری‌های زیادی میشه، و یکیش هم‌رده‌پنداری با آدم‌های تاریخه. تشکیلات آخوند، زن دوره خلیفه عثمان رو طوری نشون میده که انگار یکی از طلاب حوزه علمیه خواهران کاشانه. تا به طلبه کاشان القاء کنه تو و زن مسلمان دوره خلیفه عثمان تو یه تیم هستید، فقط…
یکی از چیزهایی که نمی‌تونی به آدم هزار سال پیش بفهمونی این نموداره. درست در شرایطی که مردم آمریکا، به شدت از وضع اقتصادی نالانند، آمار تأسیس شرکت و بیزینس‌های جدید داره رکورد میزنه، که علامت خوشبینی به اقتصاده‌. این دورویی آگاهانه، برای انسان قدیم تعریف‌نشدنی بود. چون ما داخل فضا و استانداردهایی هستیم که این دورویی منطقی داره و این منطق برامون قابل فهمه. درست و غلط بودنش جداست از قابل فهم بودنش.
فقط به عنوان یک اشاره کوچک: وقتی از آدم رندوم دوران ما نظر میخوای، چون قدرتمنده و خودش رو در جایگاه قدرتمندی می‌بینه (هر دو با هم واقعیت دارند)، به ده‌ها سناریو مختلف فکر می‌کنه بعد نظر میده. چون می‌دونه که تأثیرگذاره، و گاهی واقعا است. بنابراین به محض اینکه سوال رو به زبان میاری، خود به خود وارد یک بازی چندبعدی میشی.
Channel photo updated
ترکیب تاریخی ۹۰ درصد پخمه/۱۰ درصد شیاد که در همه موج‌سازی‌ها وجود داشته، الانم وجود داره. اون ۹۰ درصد پخمه‌ای که پرچم فلسطین رو میذارن جلوی اسم‌شون فهمی ازین ندارند که اون ۱۰ درصد بازی‌گردان، فاشیست‌های مسلمانند، که در مورد هرچی مسامحه کنند، با آزادی زنان کنار نمیان.
اینکه ترکیب ۹۰-۱۰ در دوره‌ای که بهترین امکانات ارتباطی وجود داره هم برقراره نشون میده که این یک پدیده روانشناختی-جامعه‌شناختیه و تکنولوژی روش تاثیری نداره.
بچه‌شیعه اساسا هیچ‌چیز از خودش نداشت. تهی از نرم‌افزار و اندیشه و برنامه. با فعال‌شدن توده‌ای‌‌ها یه سری کلمات از چپ‌ها قرض گرفت. حتی کلمات جنرالی مثل «هدف». تا جایی که اسم تیم فوتبال گول‌کوچیک تو محله‌ها رو هم هدف میذاشتن‌. و همچنین کلمه «مکتب»، که بعد به عاشورا چسبوندش. بچه‌شیعه حتی امام حسینش هم از درگاه حزب توده شناخت‌‌. وقتی توده‌ای گفت دانشجو باید غیر از درس خوندن برنامه‌ای برای زمین زدن ابرقدرت‌ها هم داشته باشه، اینم عین طوطی تکرارش کرد. بعد از انقلاب دیگه کسی نبود ازش برنامه بدزده. و آثارش رو دارید می‌بینید.
سازمان اطلاعاتی اوکراین، با همون امکانات محدودی که داره، عملیات‌هایی انجام میده که بقیه کشورها در دوران صلح و وفور بودجه هم نمی‌تونند انجام بدن، و خائن‌هایی رو ترور می‌کنه که خودشون هم فکر نمی‌کنند کسی به فکر اینه که ترورشون کنه.
اگه میگی «نه می‌بخشیم، و نه فراموش می‌کنیم» باید منظورت این باشه. و گرنه این جمله معادل به روز شده همون «خدا لعنت‌شون کنه» مامان‌بزرگته. تا وقتی اینجوری عمل نمی‌کنی، یا برنامه‌ای نداری که اینجوری عمل کنی، فکر نکن داری جمله عمیق و معناداری رو بیان می‌کنی.
دهه هشتاد زیاد پیش می‌اومد که در پاسخ به جفنگیات حکومتی به مورد شبه‌جزیره کره اشاره کنیم، چون اینکه یک روز وسط یک کشور یک مرز کشیده بشه و پنجاه سال بعد وضع مردم اینطرف مرز با اونطرفش به کلی فرق پیدا کنه، ناقض خیلی از ادعاها بود، از جمله این مهمل تکراری که «مردم ایران اهل کار نیستند». مورد کره ثابت می‌کرد که میشه در ایران جامعه‌ای سخت‌کوش داشت، و میشه جامعه‌ای داشت که همه دنبال دلالی و دو‌دره‌بازی باشند. هر دو بسته به اینکه چه حکومتی بر کشور مسلط باشه‌.
اما یه چیزی رو لحاظ نکرده بودیم، و اون این واقعیت بود که مردم مثل یه ورق آلومینیومی نیستند که فقط رفلکس نشون بدن به رفتار حکومت. رفلکس که قطعا دارند، وقتی دائم بشون دروغ بگی، همیشه ازت انتظار دروغ دارند، وقتی دائم مسخره‌بازی دربیاری، همه اقداماتت رو مسخره می‌پندارند. اما همه‌چیز در رفلکس خلاصه نمیشه. و مثالش باز در همون شبه‌جزیره کره دیده شد: نرخ باروری در کره‌شمالی و کره‌جنوبی، پایین اومد. با اینکه یکی در قحطی بسر میبرد، و اون یکی در رفاه غلت می‌زد. تا جایی که هم رییس‌جمهور دولت دموکراتیک قسمت جنوبی باید به مردمش التماس کنه بچه‌دار بشن، هم رهبر دیکتاتور آدم‌کش قسمت شمالی.
نرخ باروری کره شمالی فقط یک عدد نیست. اگه دانشگاه مشغول بازی با بیضه‌های خودش نبود، باید جرقه‌زننده موج جدیدی از رساله‌ها و پایان‌نامه‌های سیاسی و جامعه‌شناسی می‌شد. چون کار دانشگاه ترکاندن حباب‌های عوامانه‌ست. پشت این عدد، با اینکه مقدار واقعیش رو نمی‌دونیم، داستان زیادی وجود داره. ولی یک جمع‌بندی کلی رو میشه ازش بیرون کشید: «حتی زن ساکن کره‌شمالی که تا کمر جلوی تصویر رهبر فقید این کشور خم میشه هم، انقدر خر نیست که خودش رو به کوری بزنه و علیرغم همه شرایطی که می‌بینه، پشت سر هم زایمان کنه!».
همین یک گزاره چندین حباب رو به طور همزمان میترکونه، که ازش این نتایج برمیاد:

۱- حتی پروپاگاندای کره شمالی هم کار نمیکند
۲- حتی پادگانیسم کره شمالی هم موثر نیست
۳- لازم نیست همه به اینترنت بدون فیلتر وصل باشند تا همه تحت تأثیر دنیای بیرون قرار بگیرند
۴- می‌شود به نظام سیاسی احترام گذاشت، اما حرفش را گوش نکرد
۵- سیستم‌های مردسالار در برابر زن مدرن آچمز هستند
۶- فرهنگ میتواند تحت تأثیر اقتصاد باشد، اما مستقل از آن حرکت می‌کند
۷- محاسبات ماتریالیستی در انحصار الیت جامعه نیست

به اصطلاح انگلیسی باز کردن هر کدوم از این موارد هفت‌گانه، باز کردن
A can of worms
است.
کل توان پردازشی که برای راه انداختن یه مرکز فرماندهی و کنترل تو جبهه لازمه رو جمع کرده تو یه باکس اندازه یه چمدون، که با باتری کلا ۳۴ کیلو وزنشه، با ده‌ها هسته اینتل و صدها گیگ رم. برای هرکاری که لازم داری انجام بدی، از ویدئو پهپادها تا هوش مصنوعی، از شبکه رادیویی تا هاست ابری. با بدنه فیبر کربن که بتونی پرتش کنی اینور اونور، یا بندازیش پشت وانت. تا یگان لازم نباشه متکی به مرکز باشه.
سبک جنگ جوری داره تغییر می‌کنه که کلا دو جور ارتش داریم: ارتش قرن بیست و یکم، و ارتش میمون‌ها.
این وسیله با نرخ فعلی دلار، صد و پنجاه میلیون تومن قیمت داره. اما می‌تونست خودت و خانواده‌ت رو از عوارض آلودگی هوا نجات بده. من عکس میتسوبیشی رو گذاشتم که در این زمینه خرکاره، و گرنه برندهای ارزونتر هم باید باشه. هوای توالت و حمام رو می‌کشه و میده بیرون، ولی حرارتش رو ازش می‌گیره، هوای تازه بیرون رو میاره و با اون حرارت گرمش می‌کنه و میده به اتاق‌ها. یعنی هم هوای دی‌اکسیدکربن‌دار داخل رو میدی بیرون، هم هوای‌ اکسیژن‌دار تازه تحویل می‌گیری، هم خونه‌ت سرد نمیشه‌. و تو مسیر همه این‌ها سه تا فیلتر سایز استاندارد قرار داده که کاستی میره تو و میاد بیرون و میتونی راحت عوض کنی. میتونی فیلتر ساده بذاری، و میتونی فیلتر هپا بذاری که ویروس رو هم بگیره. کل مصرف؟ ۳۵ وات.
ازت میخوان برای یک آپارتمان ۱۵ میلیارد تومن پول بدی، ولی این وسیله ۱۵۰ میلیونی رو براش نصب نمی‌کنند. ما خودمون تعیین می‌کنیم که دیگران چقدر بمون اهمیت بدن‌.
اسیر اوکراینی که حالا آزاد شده خاطراتش رو از دوره‌ای که در سیاهچال روس‌ها اسیر بود تعریف می‌کنه و میگه بعضی روزها مجبور شده موش بگیره و بخوردش، و با اینکه پشت سر هم عوق میزده، فقط با تلقین «این تنها راه زنده موندنته» به خودش، تونسته قورتش بده. آدم‌های حماس به دختر اسراییلی انقدر تجاوز کردن که حالا خودشون هم نمی‌دونند که آزادش کنند یا نکنند، چون آزاد نکردنش یه دردسره، و آزاد کردنش یه دردسر دیگه، و شاید بهتر اینه که مثل بقیه خلاصش کنند و بگن بمب خود اسراییل خورد بش. در زندان‌‌های ایران انقدر به طرف دارو تزریق می‌کنند، که یا از اوردوز و یا اختلال دارویی، و یا هردو، تمام کنه، و بعد بگن خودش یهو افتاد!
این‌ها کشورهای محور مقاومتند. محور مدافع ارزش‌ها و سنت‌ها. محور آزادگی و شهادت. محور «خانواده» و «غیرت».
Anarchonomy
یکی از چیزهایی که نمی‌تونی به آدم هزار سال پیش بفهمونی این نموداره. درست در شرایطی که مردم آمریکا، به شدت از وضع اقتصادی نالانند، آمار تأسیس شرکت و بیزینس‌های جدید داره رکورد میزنه، که علامت خوشبینی به اقتصاده‌. این دورویی آگاهانه، برای انسان قدیم تعریف‌نشدنی…
«از هر پنج آمریکایی زیر سی سال، یکی فکر می‌کند هولوکاست یک افسانه‌ست».

این هم مثل اون نظرسنجیه که نتیجه‌ش نشون میداد بسیاری از جوانان آمریکایی فکر می‌کنند شیرکاکائو از دوشیدن گاو قهوه‌ای به دست میاد!
اگه از همین‌ها بپرسی «آیا موافقید که جنگ داخلی نیجریه دو میلیون نفر تلفات داشت؟»، بیست درصد میگن بله. با اینکه اصلا در نیجریه جنگ داخلی‌ای رخ نداده. همینکه بفهمه اونجا آفریقاست و بش میخوره دو میلیون نفر همینجوری بمیرن، کافیه. اون خودشو داخل یه بازی می‌بینه، و این پرسشگر خودش رو داخل ریسرچ!