Anarchonomy
آمار دولینگو برای سال ۲۰۲۳ نشون میده همه دارند انگلیسی یاد میگیرند، و ایرانیها آلمانی! میل به فرار طوری شدت گرفته که در نقشهها و نمودارها و اینفوگرافیها هم داریم خودمون رو به عنوان یک نقطه متفاوت نشون میدیم.
ایرانیهایی که انگلیسی رو تا یه حدی بلدن، دنبال ویزای دانشجویی از اروپا و یا پناهندگی هستند، که الان متمرکز شده روی آلمان. اگه دولینگو فارسی داشت، تمام طلبهها و زائران عراق ازش برای یاد گرفتن عربی استفاده میکردند و اونجوری بایاس بزرگتری ایجاد میشد که واقعیت رو میپوشوند.
من فقط چشمای قشنگ تو رو نادیده گرفتم نازنین.
من فقط چشمای قشنگ تو رو نادیده گرفتم نازنین.
عملههای داعش شیعه در عراق تانکر سوخت رو به این شکل تغییر میدن تا به وسیلهای خرکی برای پرتاب راکت تبدیل بشه تا علیه پایگاههای آمریکایی استفاده کنند. تمام سوالاتی که دربارهش به ذهنت میرسه، مثل «فایدهش چیه؟» یا «وقتی بهرحال حسگرهای حرارتی پیداش میکنند این کارها برای چیه؟» یا «اگه مدعیاند کار درستیه چرا مخفیش میکنند؟» یا «اگه تو شهر تردد کنه و به هر دلیلی منفجر بشه چه بلایی سر مردم میاد؟»، که هر کدوم به یک جنبه از ابهامات قضیه مربوط میشه، هیچ جایگاهی در مسئله ندارند. یعنی هم سوال درباره تاکتیک جایگاهی نداره، هم سوال درباره تکنیک جایگاهی نداره، هم سوال درباره اخلاقیات جایگاهی نداره. این سوالها فقط برای تو که ناظر هستی معنی دارند. برای پوچگرایان هیچکدومشون معنی ندارند. اونها خودشون رو داخل یک بازی میبینند. مگه تو وقتی بچه بودی و بعدازظهر تابستونها تو باغچه یه چاله میکندی، بعد دورش کوه درست میکردی، بعد چندتا ساقه خشکیده رو به عنوان حصار میچیدی دورش، به خودت میگفتی باید تا ساعت ۵ حتما این سازه رو تکمیل کنم؟ اصلا از ذهنت هم عبور نمیکرد. تو داشتی داخل اون بازی زندگی میکردی، تا هروقت که بشه.
Anarchonomy
عملههای داعش شیعه در عراق تانکر سوخت رو به این شکل تغییر میدن تا به وسیلهای خرکی برای پرتاب راکت تبدیل بشه تا علیه پایگاههای آمریکایی استفاده کنند. تمام سوالاتی که دربارهش به ذهنت میرسه، مثل «فایدهش چیه؟» یا «وقتی بهرحال حسگرهای حرارتی پیداش میکنند این…
دقیق یادم نیست قرار بود دعای توسل بخونند یا کمیل. اونی که قرار بود مثلا ده دقیقه بعد از نماز عشاء بیاد و بخونه، نیومد. بیست دقیقه بعد هم نیومد. نیمساعت بعد هم نیومد. یک ساعت بعد هم نیومد. ولی اینها همینطور نشسته بودند و صحبت میکردند. وقتی پرسیدم تا کی میخواین بشینید؟ گفتند «میاد، گم نشده که.. نشستیم حالا». به یکیشون که کمی خودیتر بود و میشد باش تعارف نداشت تا بقیه که باشون تعارف داشتم هم بشنوند، گفتم «تو زن نداری؟ ساعت پنج اذان داده، یک ساعت گذشته، هنوز اینجایی.. تمام روز که بیرون بودی همدیگه رو ندیدید. شب هم اینطور». و فقط خندید، که یعنی چه کلیدی کردی رو ما حاجی.
ازین آدمها میشه انتظار داشت قطبنما داشته باشند؟ که هدف داشته باشند؟ که به عقلانیت بچسبند؟ که جلوی اشرار بایستند؟ کل زندگیشون رو میشه در همون عبارت «نشستیم حالا» خلاصه کرد. و همون کسی که زندگی روزمرهش در نشستیم حالا خلاصه شده، وقتی اسلحه داشته باشه، با هر مقدار از کارایی، تمام فعالیت مسلحانهش خلاصه میشه در «میزنیم حالا». چه هدف دختری در مترو باشه، چه زمین خاکی یه پایگاه در بیابونهای سوریه. این ادامه همونه.
ازین آدمها میشه انتظار داشت قطبنما داشته باشند؟ که هدف داشته باشند؟ که به عقلانیت بچسبند؟ که جلوی اشرار بایستند؟ کل زندگیشون رو میشه در همون عبارت «نشستیم حالا» خلاصه کرد. و همون کسی که زندگی روزمرهش در نشستیم حالا خلاصه شده، وقتی اسلحه داشته باشه، با هر مقدار از کارایی، تمام فعالیت مسلحانهش خلاصه میشه در «میزنیم حالا». چه هدف دختری در مترو باشه، چه زمین خاکی یه پایگاه در بیابونهای سوریه. این ادامه همونه.
Telegram
Iran International ایران اینترنشنال
محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با بیان اینکه «حوزه فرهنگ باید تقویت شود»، گفت: «نظارت بر صدور پروانه نمایش فیلم را تقویت کردم و کسانی مانند رییس بسیج صداوسیما، یادداشتنویس روزنامه کیهان و بیژن نوباوه را وارد شورای صدور پروانه کردم.»
او افزود:…
او افزود:…
بچهشیعه عاشق استالینه، اما خیلی پخمهتر و لشتر از روسهاست. کمونیستها به محض اینکه مسلط شدند گفتند هنر باید در خدمت نظام باشد. فیلمسازان منتقد و زباندراز رو قلع و قمع کردند، و به بقیه گفتن چی لازم دارید تا تهیه کنیم. موسسه مُسفیلم هرچی لازم داشت تهیه کردند. زمین و ساختمانهایی که انقدر بزرگ بود که همین امروز هم از عکسهای ماهوارهای میشه جاش رو پیدا کرد. از شهرکسینمایی تا دکور و نورپردازی تا لباس و تدوین، همه در این موسسه بزرگ انجام میشد. تا کارخانه متمرکز فیلمسازی باشه! و واقعا هم عین کارخانه تولید کرد و عده زیادی در دنیا رو تحت تأثیر محصولاتش قرار داد. چون هدف پروپاگاندا بود و حکومت نتیجه میخواست.
اما بچهشیعه بعد از ۴۶ سال از رسیدن به قدرت، تازه داره تصاحب صندلی رو جشن میگیره. انگار هنوز در نقطه صفره. و همواره در نقطه صفر باقیه. چون هیچکدوم به نتیجه اهمیت نمیدن. برخلاف هنرمند کمونیست هیچ تعهدی به ایدئولوژی ندارند. برخلاف هنرمند کمونیست هیچکاری رو بدون در نظر گرفتن پول انجام نمیدن. و برخلاف هنرمند کمونیست که نگاه جمعی داشت، به طور افراطی فردگرا و خودمحور هستند.
https://t.me/IranintlTV/205281
اما بچهشیعه بعد از ۴۶ سال از رسیدن به قدرت، تازه داره تصاحب صندلی رو جشن میگیره. انگار هنوز در نقطه صفره. و همواره در نقطه صفر باقیه. چون هیچکدوم به نتیجه اهمیت نمیدن. برخلاف هنرمند کمونیست هیچ تعهدی به ایدئولوژی ندارند. برخلاف هنرمند کمونیست هیچکاری رو بدون در نظر گرفتن پول انجام نمیدن. و برخلاف هنرمند کمونیست که نگاه جمعی داشت، به طور افراطی فردگرا و خودمحور هستند.
https://t.me/IranintlTV/205281
فرمودند ایران بعد از هند ارزانترین تخممرغ دنیا رو تولید میکند.
باید پرسید ارزان برای کی؟ هر عدد تخممرغ در فروشگاه والمارت به نرخ آزاد دلار ۱۲ هزار تومن قیمت داره (و الان در ماه دسامبر هستیم که همیشه قیمتش بالا میره)، و در ایران ۴ هزار تومنه. که یعنی یک سوم قیمت آمریکاست. ولی باید همینجوری حساب کنیم؟ مگه حضرات نهاده رو با دلار ۲۸ هزار تومنی نمیخرند؟ چرا من قیمت تخممرغ والمارت رو با نرخ ۲۸ حساب نکنم؟ مگه همه مردم ایران در منابع زیرزمینی ایران سهیم نیستند؟ پس گاز و گازوییل و برق و آبی که مرغدار داره به یک بیستم و یک پنجاهم! نرخ آمریکا پرداخت میکنه رو هم باید حساب کنم (کسی نمیتونه بگه ایران در این مورد مزیت محلی داره، چون آمریکا هم کشور نفتیه). اینکه در آمریکا دارند به کارگر مرغداری ساعتی ۱۷ دلار میدن، و مرغدار ایرانی داره ساعتی ۱ دلار و سی سنت میده، و مهاجر افغان رو به کار میگیره تا همون هم نده، رو هم باید حساب کنم. اگه اینجوری حساب کنم دیگه ارزانترین نیست. مسخرهترینه.
باید پرسید ارزان برای کی؟ هر عدد تخممرغ در فروشگاه والمارت به نرخ آزاد دلار ۱۲ هزار تومن قیمت داره (و الان در ماه دسامبر هستیم که همیشه قیمتش بالا میره)، و در ایران ۴ هزار تومنه. که یعنی یک سوم قیمت آمریکاست. ولی باید همینجوری حساب کنیم؟ مگه حضرات نهاده رو با دلار ۲۸ هزار تومنی نمیخرند؟ چرا من قیمت تخممرغ والمارت رو با نرخ ۲۸ حساب نکنم؟ مگه همه مردم ایران در منابع زیرزمینی ایران سهیم نیستند؟ پس گاز و گازوییل و برق و آبی که مرغدار داره به یک بیستم و یک پنجاهم! نرخ آمریکا پرداخت میکنه رو هم باید حساب کنم (کسی نمیتونه بگه ایران در این مورد مزیت محلی داره، چون آمریکا هم کشور نفتیه). اینکه در آمریکا دارند به کارگر مرغداری ساعتی ۱۷ دلار میدن، و مرغدار ایرانی داره ساعتی ۱ دلار و سی سنت میده، و مهاجر افغان رو به کار میگیره تا همون هم نده، رو هم باید حساب کنم. اگه اینجوری حساب کنم دیگه ارزانترین نیست. مسخرهترینه.
در حقوق مدنی و آزادی، میشه یک شبه پرشهای صدساله کرد. کافیه ساز و کاری که ازشون دفاع کنه رو خوب بسازی. اگه بتونیم بسازیم، در حقوق بشر، فقط یک ماه فرصت لازمه تا از قعر جدول به صدر جدول برسیم. اما همه خیلی دور و غیردستیافتنی جلوهش میدن. وقتی میگی آزادی بهاییان، میگن اوووه چه خبره حالا، وقتی میگی آزادی همجنسگرایان، میگن اووووه چه خبره حالا، وقتی میگی آزادی اهانت به مقدسات دیگران، میگن اووووه چه خبره حالا، تو خود انگلیس هم حرف اهانتآمیز جریمه داره! انگار نه تنها باید قدمهای مورچهای برداریم، بلکه خیال سبقت گرفتن از غربیها رو هم باید از سر بیرون کنیم! گویی که برای تعالی فرهنگی، سقف تعیین شده و سقف ما فعلا همینه! در حالی که این یک توهم مسموم بیشتر نیست. هیچچیز مانع ما نیست که در آزادی، از مهد آزادی جلو بزنیم. هیچچیز مانع ما نیست که در حقوقبشر از بهترین کشورها جلو بزنیم. هیچچیز مانع ما نیست که مملکتی بسازیم که اقلیتها بیشتر از هرجای دیگهای توش احساس امنیت کنند.
در مقابل، در صنعت و علم و تکنولوژی و مدیریت، اگه همین امروز هم شروع کنیم، حداقل شصت سال طول میکشه تا به الانِ کشورهای پیشرفته برسیم. اما همه خیلی نزدیک و دستیافتنی جلوهش میدن. فلان چیز رو ساختیم که از نسخه آمریکاییاش بهتر است. فلان چیز رو ساختیم که در دنیا فقط سه تا کشور تونستن بسازن. فلان چیز رو آلمانیها در یک سال ساختند، ما در یک ماه ساختیم. فلان چیز رو اسپانیاییها با یک میلیون یورو ساختند، ما با صدهزار یورو ساختیم. که همه توهمند. و این توهم بعد از انقلاب شروع نشد. محمدرضا پهلوی در شرایطی وعده سبقت از آلمان رو میداد که هفتاد درصد مردم ایران یا عشایرزاده بودند یا روستازاده. و الان که ازون موقع هم بدتره، چون پرت بودن از دنیا به بیزینس هم رسیده، چون چهل ساله که از تجارت جهانی خارج بودهایم. مسئله دیگه فقط دانشگاهی که وجود ندارد و صنعتی که وجود ندارد نیست. ما عملا هیچی از بیزینس در سطح جهانی نمیدونیم. و اگه حتی همین فردا همه دیوارهای زندان فروبریزه، پنجاه سال طول میکشه تا یه چیزهایی یاد بگیریم و بفهمیم نقش ما در دنیا باید کجا باشه.
ایرانی فکر میکنه فقط در مذهب بوده که قربانی شستوشوی مغزی بوده. و برای همین با کنار زدن خدا و پیغمبر تصور میکنه مغزش رو ریست کرده و خلاص شده. اما در مورد خیلی چیزهای دیگه هم تحت شستوشوی مغزی بوده. از جمله درباره اینکه چه چیزهایی در کشورش ممکنه، و چه چیزهایی فعلا ممکن نیست.
در مقابل، در صنعت و علم و تکنولوژی و مدیریت، اگه همین امروز هم شروع کنیم، حداقل شصت سال طول میکشه تا به الانِ کشورهای پیشرفته برسیم. اما همه خیلی نزدیک و دستیافتنی جلوهش میدن. فلان چیز رو ساختیم که از نسخه آمریکاییاش بهتر است. فلان چیز رو ساختیم که در دنیا فقط سه تا کشور تونستن بسازن. فلان چیز رو آلمانیها در یک سال ساختند، ما در یک ماه ساختیم. فلان چیز رو اسپانیاییها با یک میلیون یورو ساختند، ما با صدهزار یورو ساختیم. که همه توهمند. و این توهم بعد از انقلاب شروع نشد. محمدرضا پهلوی در شرایطی وعده سبقت از آلمان رو میداد که هفتاد درصد مردم ایران یا عشایرزاده بودند یا روستازاده. و الان که ازون موقع هم بدتره، چون پرت بودن از دنیا به بیزینس هم رسیده، چون چهل ساله که از تجارت جهانی خارج بودهایم. مسئله دیگه فقط دانشگاهی که وجود ندارد و صنعتی که وجود ندارد نیست. ما عملا هیچی از بیزینس در سطح جهانی نمیدونیم. و اگه حتی همین فردا همه دیوارهای زندان فروبریزه، پنجاه سال طول میکشه تا یه چیزهایی یاد بگیریم و بفهمیم نقش ما در دنیا باید کجا باشه.
ایرانی فکر میکنه فقط در مذهب بوده که قربانی شستوشوی مغزی بوده. و برای همین با کنار زدن خدا و پیغمبر تصور میکنه مغزش رو ریست کرده و خلاص شده. اما در مورد خیلی چیزهای دیگه هم تحت شستوشوی مغزی بوده. از جمله درباره اینکه چه چیزهایی در کشورش ممکنه، و چه چیزهایی فعلا ممکن نیست.
اگه کسی بگه قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته غیرفعالتر از کشورهای نرمال است، مزخرف میگه. و اگه کسی بگه قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته به اندازه کشورهای نرمال فعال است، اون هم داره مزخرف میگه. در واقعیت، قوه قضاییه کشوری که تا گردن در فساد فرو رفته «فعالتر» از قوه قضاییه کشور نرمال است.
به دو دلیل:
۱- خلافکار به شو نیاز دارد
۲- خلافکار از قانون به عنوان ابزار استفاده میکند
اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، نمایش کلانتری که خیلی روی اسبدزدی حساسه رو بازی میکنه. در دورهای که پلیس کشورهای درگیر مافیا، به طور کامل توسط مافیا خریده شده بودند، هرشب در اخبار گزارش میشد که گرفتیم و کشف کردیم و منهدم کردیم و بلا بلا بلا. دقیقا در دورهای که جاسوسهای اسراییل در دستگاههای اطلاعاتی کشورهای عربی نفوذ داشتند، در دستگاههای اطلاعاتی عربی پشت سرهم کمیته مخفی جاسوسیابی تأسیس میشد، توسط کسانی که خودشون جاسوس بودند!
همچنین اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، میفهه دار زدن رقیب به عنوان اسبدزد، روش بهتری برای حذف کردنشه. باندهای مواد مخدر در مکزیک، بیشتر ازون تعدادی که وانت خریده باشند، قاضی و دادستان و بازجو خریده بودند. چون خلافکار نهاد قضایی رو وسیلهای میبینه که میشه توسط اون کارهای کثیف رو خیلی تمیزتر انجام داد. مثل به دردسر انداختن افرادی که حرف گوش نمیدن، یا عاصی کردن افرادی که باج نمیدن، یا ترسوندن افرادی که به خط قرمز باند احترام نمیذارن، یا محبوس کردن افرادی که همکاری نمیکنند، یا بیآبرو کردن افرادی که نمیشه خریدشون.
هر دو اینها باعث میشه قوه قضاییه فعال باشه. اما دلیل فعال«تر» بودنش اینه که نقطه تعادل برای هیچکدوم ازین تعریف شدنی نیست.
بعضی چیزها هستند که نقطه تعادل تعریفشده دارند، فقط ممکنه نپذیریش. مثلا موقع دویدن به سرعتی میرسی که دیگه نمیکشی. که معلوم میکنه بعد ازون دیگه افراطه. ممکنه نپذیری و ادامه بدی و یه بلایی سر خودت بیاری. ولی خودت هم میدونی اون نقطه کجا بود. اما بعضی چیزها نقطه تعادل تعریفشده ندارند، حتی اگه حاضر باشی بلافاصله بپذیریش. مثل دروغگویی. هیچکس نمیتونه بگه اینجا نقطه تعادل دروغ گفتنه و ازین بیشتر نباید ادامه داد. چون هر نقطهای رو در نظر بگیری، میشه نقطه بعدیش رو به عنوان نقطه تعادل توجیه کرد.
وقتی نقطه تعادل چیزی تعریفناشدنی باشه، افراط اجتنابناپذیر خواهد بود. اجتنابناپذیری خصلت ذاتی این مسئلهست و فرقی نداره هوش و دانایی افراد درگیر چقدر باشه. به همین ترتیب هیچکدوم از خلافکارهایی که شو اجرا میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. و خلافکارهایی که دارند از نهاد قضایی به عنوان ابزار استفاده میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. بنابراین فعالیت بیشتر از حالت نرمال میشه، و همینطور افزایش پیدا میکنه. پروندهها زیاد، اعداد نجومی، پیگیریها جدی، و همه مشغول.
به دو دلیل:
۱- خلافکار به شو نیاز دارد
۲- خلافکار از قانون به عنوان ابزار استفاده میکند
اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، نمایش کلانتری که خیلی روی اسبدزدی حساسه رو بازی میکنه. در دورهای که پلیس کشورهای درگیر مافیا، به طور کامل توسط مافیا خریده شده بودند، هرشب در اخبار گزارش میشد که گرفتیم و کشف کردیم و منهدم کردیم و بلا بلا بلا. دقیقا در دورهای که جاسوسهای اسراییل در دستگاههای اطلاعاتی کشورهای عربی نفوذ داشتند، در دستگاههای اطلاعاتی عربی پشت سرهم کمیته مخفی جاسوسیابی تأسیس میشد، توسط کسانی که خودشون جاسوس بودند!
همچنین اگه یه اسبدزد رو بکنی کلانتر شهر، میفهه دار زدن رقیب به عنوان اسبدزد، روش بهتری برای حذف کردنشه. باندهای مواد مخدر در مکزیک، بیشتر ازون تعدادی که وانت خریده باشند، قاضی و دادستان و بازجو خریده بودند. چون خلافکار نهاد قضایی رو وسیلهای میبینه که میشه توسط اون کارهای کثیف رو خیلی تمیزتر انجام داد. مثل به دردسر انداختن افرادی که حرف گوش نمیدن، یا عاصی کردن افرادی که باج نمیدن، یا ترسوندن افرادی که به خط قرمز باند احترام نمیذارن، یا محبوس کردن افرادی که همکاری نمیکنند، یا بیآبرو کردن افرادی که نمیشه خریدشون.
هر دو اینها باعث میشه قوه قضاییه فعال باشه. اما دلیل فعال«تر» بودنش اینه که نقطه تعادل برای هیچکدوم ازین تعریف شدنی نیست.
بعضی چیزها هستند که نقطه تعادل تعریفشده دارند، فقط ممکنه نپذیریش. مثلا موقع دویدن به سرعتی میرسی که دیگه نمیکشی. که معلوم میکنه بعد ازون دیگه افراطه. ممکنه نپذیری و ادامه بدی و یه بلایی سر خودت بیاری. ولی خودت هم میدونی اون نقطه کجا بود. اما بعضی چیزها نقطه تعادل تعریفشده ندارند، حتی اگه حاضر باشی بلافاصله بپذیریش. مثل دروغگویی. هیچکس نمیتونه بگه اینجا نقطه تعادل دروغ گفتنه و ازین بیشتر نباید ادامه داد. چون هر نقطهای رو در نظر بگیری، میشه نقطه بعدیش رو به عنوان نقطه تعادل توجیه کرد.
وقتی نقطه تعادل چیزی تعریفناشدنی باشه، افراط اجتنابناپذیر خواهد بود. اجتنابناپذیری خصلت ذاتی این مسئلهست و فرقی نداره هوش و دانایی افراد درگیر چقدر باشه. به همین ترتیب هیچکدوم از خلافکارهایی که شو اجرا میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. و خلافکارهایی که دارند از نهاد قضایی به عنوان ابزار استفاده میکنند، نمیتونند تشخیص بدن که چقدرش بسه و چقدرش زیاده و چقدرش شوره. بنابراین فعالیت بیشتر از حالت نرمال میشه، و همینطور افزایش پیدا میکنه. پروندهها زیاد، اعداد نجومی، پیگیریها جدی، و همه مشغول.
اگه یادتون باشه من تنها کسی بودم که گفتم اینستاگرام «باید» در ایران فیلتر بشه، تا جماعت خاکستری شهرنشین فکر نکنند زیر سایه داعش میشه زندگی نرمال داشت. و فیلترش کردند. و گفتم بیخود میکنید تشریف میبرید دانشگاه و ادای دانشجوی یک کشور نرمال رو درمیارید وقتی زیر سایه داعشیم. و سریع دانشگاه رو به پادگان تبدیل کردند. و گفتم توریست بیخود میکنه میاد ایران و وانمود میکنه وارد یک کشور نرمال شده. و خودشون کاری کردند که امروز میگن توریست دیگه مجانی هم نمیاد. و گفتم بیخود میکنید تو خیابون میرقصید و آواز میخونید طوری که انگار مسئولیت از بین بردن داعش روی دوشمون نیست و فقط زندگی یه ذره سخت شده که اونم دورهمی میشه گذروند. و هرکی رقصید رو بازداشت کردند.
راستش ازینکه یک حکومت همه اموراتش رو ول کرده و داره اوامر من رو مو به مو اجرا میکنه یکم ذوق دارم. اصلا عادت ندارم همهچی طبق میل من پیش بره.
راستش ازینکه یک حکومت همه اموراتش رو ول کرده و داره اوامر من رو مو به مو اجرا میکنه یکم ذوق دارم. اصلا عادت ندارم همهچی طبق میل من پیش بره.
اینکه طرف رو بیاری باش مصاحبه کنی بعد با کنایه بش بگی جذابیت ظاهری نداری، علامت بیشعوریه. و اینکه فقط الان نسبت به این بیشعوری حساسیت نشون بدی، نه در همه اون موارد مشابهی که به یک زن چنین حرفی میزدند، هم علامت بیشعوریه. و اینکه فکر کنی تو تاریخ سینما همه بازیگرهای موفق، جذابترین افراد جامعه بودند، علامت اینه که اصلا اهل سینما نیستی.
اما مسئله خطرناکتر اینه که خیلی ساده و آرام و خزنده این باور عمومی رو ایجاد کردهاند که این بازیگر ظاهر خوبی نداره و به عنوان یک فکت باش برخورد میکنند، و اگه کسی نابینا بود و همه اینها رو به شکل صوتی میشنید تصور میکرد درباره یک زامبی حرف میزنند، و سپس بیناییش رو بدست میآورد و چهره این بازیگر رو میدید، دچار شوک میشد و نتیجه میگرفت مردم دیوانه شدهاند.
درباره چیزی که با چشم میشه دیدش، میشه چنین جو مسمومی درست کرد. فکر کنید درباره مسائل مهمتر مصرفکننده چه توهماتی بودهاید.
اما مسئله خطرناکتر اینه که خیلی ساده و آرام و خزنده این باور عمومی رو ایجاد کردهاند که این بازیگر ظاهر خوبی نداره و به عنوان یک فکت باش برخورد میکنند، و اگه کسی نابینا بود و همه اینها رو به شکل صوتی میشنید تصور میکرد درباره یک زامبی حرف میزنند، و سپس بیناییش رو بدست میآورد و چهره این بازیگر رو میدید، دچار شوک میشد و نتیجه میگرفت مردم دیوانه شدهاند.
درباره چیزی که با چشم میشه دیدش، میشه چنین جو مسمومی درست کرد. فکر کنید درباره مسائل مهمتر مصرفکننده چه توهماتی بودهاید.
کی بود تو کانالش نوشت وقتی در معرض اعدامی، کاری انجام بده که اعدام براش بیارزه، وقتی در معرض حبسی کاری انجام بده که حبس براش بیارزه، وقتی در معرض جریمهای کاری انجام بده که جریمه براش بیارزه، وقتی قراره باحجاب هم بگیرنتون، باید کاری کنید که بیحجاب بگیرنتون، چون شما باید جلوتر از اشرار باشید؟ عا... من بودم.
Anarchonomy
«پدر و مادرتون شما رو خواهند فروخت»، اپیزود ۳۵۶۸
پست سپیده سه پاراگراف داشت. توعیتر، مابقی اینستاگرام، کانالهای تلگرام، پاراگراف اول و سوم رو پخش کردند، و پاراگراف دوم رو نادیده گرفتند. که درباره اینه که علاوه بر فاشیسم مذهبی حکومت، باید با خانواده خودش هم بجنگه. که تأیید پستهای یک سال پیش منه، درباره اینکه «خانواده شما، شما را خواهند فروخت».
این احمقها میخوان با امپراتوری توهم و دروغ شیعه بجنگند، اما خودشون در اولین آزمونهای صداقت، مردود میشن.
این احمقها میخوان با امپراتوری توهم و دروغ شیعه بجنگند، اما خودشون در اولین آزمونهای صداقت، مردود میشن.
دوره کرونا ژورنالیستها عین موشی که عینک زده باشه عکسهای ماهوارهای رو کنکاش میکردن تا تو چین قبرهای ردیفی تازه حفر شده رو پیدا کنند تا ببینند آمار فوتیهاشون درسته یا غلط. همین پارسال با عکسهای ماهوارهای درباره تلفات واگنر هم به تخمین خوبی رسیدند. اما در مورد غزه دیگه علاقهای ندارند که چک کنند این هزاران کشته دارند کجا دفن میشن، و هرچی که اون وحوش اعلام میکنند رو منتشر میکنند.
اما فقط ژورنالیستها نیستند که خالی از اعتبار شدهاند. پروفسورهای دانشگاه کلمبیا و نیویورک با همدیگه کشف کردند قبل از ۷ اکتبر یه عده سهامهای شرکتهای اسراییلی رو فروختن طوری که انگار خبر داشتن سقوط میکنه. پستهای «وای چه مشکوک» همهجا رو پر میکنه. اما مقدار سودی که برای این فروشها محاسبه کردند ۱۰۰ برابر خطا داشته، و عملا مقدار ناچیزی بوده. چون واحد خرد شِکل رو از خود شِکل تشخیص ندادن. پروفسور دانشکده حقوقند.
اما فقط ژورنالیستها نیستند که خالی از اعتبار شدهاند. پروفسورهای دانشگاه کلمبیا و نیویورک با همدیگه کشف کردند قبل از ۷ اکتبر یه عده سهامهای شرکتهای اسراییلی رو فروختن طوری که انگار خبر داشتن سقوط میکنه. پستهای «وای چه مشکوک» همهجا رو پر میکنه. اما مقدار سودی که برای این فروشها محاسبه کردند ۱۰۰ برابر خطا داشته، و عملا مقدار ناچیزی بوده. چون واحد خرد شِکل رو از خود شِکل تشخیص ندادن. پروفسور دانشکده حقوقند.
Anarchonomy
دوره کرونا ژورنالیستها عین موشی که عینک زده باشه عکسهای ماهوارهای رو کنکاش میکردن تا تو چین قبرهای ردیفی تازه حفر شده رو پیدا کنند تا ببینند آمار فوتیهاشون درسته یا غلط. همین پارسال با عکسهای ماهوارهای درباره تلفات واگنر هم به تخمین خوبی رسیدند. اما…
«اسراییل نمیتونه فلان کار رو انجام بده»، «اسراییل توانایی بهمان کار رو نداره»، «طرح اسراییل واقعبینانه نیست».
ژورنالیستها، پروفسورها، و تحلیلگرها، اخیرا این جملات رو زیاد استفاده میکنند. بدون اینکه چیز زیادی بدونند.
من نمیدونم اسراییل در کاری که میخواد انجام بده موفق میشه یا نمیشه. من حتی نمیدونم هدفشون دقیقا چیه که بعد بگم میشه یا نمیشه. اما همینجوری و یلخی نمیگم «نمیتوانند» و «نمیشه».
شاهد میخواید؟ به سربازگیریشون نگاه کنید. کشوری که کل موجودیتش تهدید شده باید ۳ درصد جمعیت فعالش رو بیاره تو جبهه. و اسراییل تنها کشوریه که خیلی راحت این کارو انجام میده. اینطور نیست که اونجا همه عاشق خدمت باشند. نیستند. نسل امروزی اونها هم مثل نسل پنجاه سال پیششون نیست. اما مهم اینه که دولت برای جمع کردن این سه درصد چقدر به مشکل میخوره. و اسراییل زیاد به مشکل نمیخوره. بقیه میخورند. حتی اوکراین، که پر از انگیزهست. اگه ۳ درصد مردان اوکراینی اعزام شده بودند، وضعیت جنگ به کلی متفاوت میبود. اما دو سال از شروع تجاوز روسیه گذشته و هنوز این کار رو نکردهاند. فرمانده ارتش میخواد اینکارو بکنه، اما زلنسکی مایل نیست، چون نارضایتی در بین جوانان که بزرگترین حامی سیاسیش هستند رو بالا میبره. یعنی کاری که به راحتی در اسراییل انجام میشه، در اوکراین بحران سیاسی ایجاد کرده. همهجا همینه. خود ایران هم از زمان تشکیل ارتش مدرن، همه حکومتها با سربازگیری مشکل داشتند. رضاخان مشکل داشت، پسرش مشکل داشت، مصدق مشکل داشت (اون زمان اربابهای روستاها رو وادار میکردند تا پسرهای فراری رو لو بدن. برداشت رعیتی که حکومت با واسطه ارباب پسرش رو میبردند، این نبود که رفت از امنیت کشور دفاع کنه. برداشتش این بود که «اومدند پسرم رو دزدیدند و رفتند». و واقعا تا دو سال حکم یک مُرده رو داشت. خدابیامرز تصور میکرد این رعیت فردا که حکومتش در آستانه سقوط قرار گرفت، براش دلسوزی خواهند کرد؟ این قسمت رو سلطنتطلبها تعریف نمیکنند). بعد از انقلاب هم این اراذل مشکل داشتند. اگه هیجانات و جنون مقطعی اول جنگ رو فاکتور بگیریم، برای شش سال بعدش به مشکل خوردند.
آدم جور کردن سخته. همهچیز با تکنولوژی نیست. گنبد آهنین توجهات رو جلب میکنه، ولی اینکه در عرض یک ماه، از فیلمهای گوپرو از تیر خلاص زدن به مردم عادی اسراییل، برسیم به فیلم گوپرو فرمانده حماس از غرق شدن خودش در تونل، آدم میخواد.
تواناییها و آسیبپذیریهای اسراییل، یونیکه. بله حتی آسیبپذیریهاش. حمله هفت اکتبر برای بقیه کشورها پیش نمیاد. به ایران نمیشه با موتور و وانت حمله کرد. اما کارمند اسراییلی آمازون، که الان اسیره، ساکن شهری بود که درست بیخ مرز با غزهست.
کسی که همه این خصوصیات یونیک رو در تحلیلش لحاظ نمیکنه، در حال تحلیل نیست. فقط داره یه نظر رو پرزنت میکنه.
ژورنالیستها، پروفسورها، و تحلیلگرها، اخیرا این جملات رو زیاد استفاده میکنند. بدون اینکه چیز زیادی بدونند.
من نمیدونم اسراییل در کاری که میخواد انجام بده موفق میشه یا نمیشه. من حتی نمیدونم هدفشون دقیقا چیه که بعد بگم میشه یا نمیشه. اما همینجوری و یلخی نمیگم «نمیتوانند» و «نمیشه».
شاهد میخواید؟ به سربازگیریشون نگاه کنید. کشوری که کل موجودیتش تهدید شده باید ۳ درصد جمعیت فعالش رو بیاره تو جبهه. و اسراییل تنها کشوریه که خیلی راحت این کارو انجام میده. اینطور نیست که اونجا همه عاشق خدمت باشند. نیستند. نسل امروزی اونها هم مثل نسل پنجاه سال پیششون نیست. اما مهم اینه که دولت برای جمع کردن این سه درصد چقدر به مشکل میخوره. و اسراییل زیاد به مشکل نمیخوره. بقیه میخورند. حتی اوکراین، که پر از انگیزهست. اگه ۳ درصد مردان اوکراینی اعزام شده بودند، وضعیت جنگ به کلی متفاوت میبود. اما دو سال از شروع تجاوز روسیه گذشته و هنوز این کار رو نکردهاند. فرمانده ارتش میخواد اینکارو بکنه، اما زلنسکی مایل نیست، چون نارضایتی در بین جوانان که بزرگترین حامی سیاسیش هستند رو بالا میبره. یعنی کاری که به راحتی در اسراییل انجام میشه، در اوکراین بحران سیاسی ایجاد کرده. همهجا همینه. خود ایران هم از زمان تشکیل ارتش مدرن، همه حکومتها با سربازگیری مشکل داشتند. رضاخان مشکل داشت، پسرش مشکل داشت، مصدق مشکل داشت (اون زمان اربابهای روستاها رو وادار میکردند تا پسرهای فراری رو لو بدن. برداشت رعیتی که حکومت با واسطه ارباب پسرش رو میبردند، این نبود که رفت از امنیت کشور دفاع کنه. برداشتش این بود که «اومدند پسرم رو دزدیدند و رفتند». و واقعا تا دو سال حکم یک مُرده رو داشت. خدابیامرز تصور میکرد این رعیت فردا که حکومتش در آستانه سقوط قرار گرفت، براش دلسوزی خواهند کرد؟ این قسمت رو سلطنتطلبها تعریف نمیکنند). بعد از انقلاب هم این اراذل مشکل داشتند. اگه هیجانات و جنون مقطعی اول جنگ رو فاکتور بگیریم، برای شش سال بعدش به مشکل خوردند.
آدم جور کردن سخته. همهچیز با تکنولوژی نیست. گنبد آهنین توجهات رو جلب میکنه، ولی اینکه در عرض یک ماه، از فیلمهای گوپرو از تیر خلاص زدن به مردم عادی اسراییل، برسیم به فیلم گوپرو فرمانده حماس از غرق شدن خودش در تونل، آدم میخواد.
تواناییها و آسیبپذیریهای اسراییل، یونیکه. بله حتی آسیبپذیریهاش. حمله هفت اکتبر برای بقیه کشورها پیش نمیاد. به ایران نمیشه با موتور و وانت حمله کرد. اما کارمند اسراییلی آمازون، که الان اسیره، ساکن شهری بود که درست بیخ مرز با غزهست.
کسی که همه این خصوصیات یونیک رو در تحلیلش لحاظ نمیکنه، در حال تحلیل نیست. فقط داره یه نظر رو پرزنت میکنه.
وقتی میخواهید یه نخی وصل کنید به گذشته دور، فضا و استاندارد اون زمان رو به هیچ نگیرید. چون مهم هستند. جوینی در حال توصیف وضعیت زمانه شما نیست. داره دوتا دوره رو مقایسه میکنه که هیچکدوم ربطی به وضع حال حاضر شما ندارند. تو اینو از متنش میفهمی که آدم نااهلی صاحب منصب شده بوده، اما نمیدونی تو استاندارد جوینی آدم مناسب برای منصب چه کسی بوده. مطمئن باش اونی که تو فکر میکنی نبوده. مثلا معتقد بود صدرنشین باید نجیبزاده باشه، ولی این برای تو توهینآمیزه.
Anarchonomy
وقتی میخواهید یه نخی وصل کنید به گذشته دور، فضا و استاندارد اون زمان رو به هیچ نگیرید. چون مهم هستند. جوینی در حال توصیف وضعیت زمانه شما نیست. داره دوتا دوره رو مقایسه میکنه که هیچکدوم ربطی به وضع حال حاضر شما ندارند. تو اینو از متنش میفهمی که آدم نااهلی…
با تاریخ کلاهبرداریهای زیادی میشه، و یکیش همردهپنداری با آدمهای تاریخه. تشکیلات آخوند، زن دوره خلیفه عثمان رو طوری نشون میده که انگار یکی از طلاب حوزه علمیه خواهران کاشانه. تا به طلبه کاشان القاء کنه تو و زن مسلمان دوره خلیفه عثمان تو یه تیم هستید، فقط یه فاصله زمانی بینتون افتاده. قبل ازون شاه هم همین کار رو با هخامنشیان کرد، و وانمود میشد فرمانده نیروی دریایی وقت، تو تیم فرمانده ناوگان دریایی خشایار قرار داره، و فقط یه فاصله زمانی بینشون افتاده.
ما آدمها اگه هم به گذشتهمون وصل باشیم، اینجوری وصل نیستیم. کوروش اگه به خوابیدن ادامه نمیداد و زنده میشد، امکان داشت گردن شاه رو بزنه. ابنسینا شاید اگه کتابهای درسی مدرن رو میدید هیجانزده میشد، ولی صدسال سیاه لایف استایل پزشک امروزی رو قبول نمیکرد. یکبار بشین و فرض کن فارابی جلوت نشسته و تمام کارهایی که در طول روز انجام دادی رو براش شرح بده. احتمالا یا خود و خاندانت رو لعن کنه، یا زیر لب ذکری بگه که آتش تو گریبانش رو نگیره. شما از نظر تمام آدمهای تاریخ، یا جاهلید، یا ملعون، یا سخیف، یا مجنون. نه تنها توی تیم هیچکدوم اونها نیستید، بلکه اونها هم هیچوقت نمیپذیرفتند که شما توی تیم اونها باشید.
گذشته، یک سیاره دیگهست.
ما آدمها اگه هم به گذشتهمون وصل باشیم، اینجوری وصل نیستیم. کوروش اگه به خوابیدن ادامه نمیداد و زنده میشد، امکان داشت گردن شاه رو بزنه. ابنسینا شاید اگه کتابهای درسی مدرن رو میدید هیجانزده میشد، ولی صدسال سیاه لایف استایل پزشک امروزی رو قبول نمیکرد. یکبار بشین و فرض کن فارابی جلوت نشسته و تمام کارهایی که در طول روز انجام دادی رو براش شرح بده. احتمالا یا خود و خاندانت رو لعن کنه، یا زیر لب ذکری بگه که آتش تو گریبانش رو نگیره. شما از نظر تمام آدمهای تاریخ، یا جاهلید، یا ملعون، یا سخیف، یا مجنون. نه تنها توی تیم هیچکدوم اونها نیستید، بلکه اونها هم هیچوقت نمیپذیرفتند که شما توی تیم اونها باشید.
گذشته، یک سیاره دیگهست.
Anarchonomy
با تاریخ کلاهبرداریهای زیادی میشه، و یکیش همردهپنداری با آدمهای تاریخه. تشکیلات آخوند، زن دوره خلیفه عثمان رو طوری نشون میده که انگار یکی از طلاب حوزه علمیه خواهران کاشانه. تا به طلبه کاشان القاء کنه تو و زن مسلمان دوره خلیفه عثمان تو یه تیم هستید، فقط…
یکی از چیزهایی که نمیتونی به آدم هزار سال پیش بفهمونی این نموداره. درست در شرایطی که مردم آمریکا، به شدت از وضع اقتصادی نالانند، آمار تأسیس شرکت و بیزینسهای جدید داره رکورد میزنه، که علامت خوشبینی به اقتصاده. این دورویی آگاهانه، برای انسان قدیم تعریفنشدنی بود. چون ما داخل فضا و استانداردهایی هستیم که این دورویی منطقی داره و این منطق برامون قابل فهمه. درست و غلط بودنش جداست از قابل فهم بودنش.
فقط به عنوان یک اشاره کوچک: وقتی از آدم رندوم دوران ما نظر میخوای، چون قدرتمنده و خودش رو در جایگاه قدرتمندی میبینه (هر دو با هم واقعیت دارند)، به دهها سناریو مختلف فکر میکنه بعد نظر میده. چون میدونه که تأثیرگذاره، و گاهی واقعا است. بنابراین به محض اینکه سوال رو به زبان میاری، خود به خود وارد یک بازی چندبعدی میشی.
فقط به عنوان یک اشاره کوچک: وقتی از آدم رندوم دوران ما نظر میخوای، چون قدرتمنده و خودش رو در جایگاه قدرتمندی میبینه (هر دو با هم واقعیت دارند)، به دهها سناریو مختلف فکر میکنه بعد نظر میده. چون میدونه که تأثیرگذاره، و گاهی واقعا است. بنابراین به محض اینکه سوال رو به زبان میاری، خود به خود وارد یک بازی چندبعدی میشی.
ترکیب تاریخی ۹۰ درصد پخمه/۱۰ درصد شیاد که در همه موجسازیها وجود داشته، الانم وجود داره. اون ۹۰ درصد پخمهای که پرچم فلسطین رو میذارن جلوی اسمشون فهمی ازین ندارند که اون ۱۰ درصد بازیگردان، فاشیستهای مسلمانند، که در مورد هرچی مسامحه کنند، با آزادی زنان کنار نمیان.
اینکه ترکیب ۹۰-۱۰ در دورهای که بهترین امکانات ارتباطی وجود داره هم برقراره نشون میده که این یک پدیده روانشناختی-جامعهشناختیه و تکنولوژی روش تاثیری نداره.
اینکه ترکیب ۹۰-۱۰ در دورهای که بهترین امکانات ارتباطی وجود داره هم برقراره نشون میده که این یک پدیده روانشناختی-جامعهشناختیه و تکنولوژی روش تاثیری نداره.
